فرهنگ مصادیق:زنان و جوانان (از دیدگاه اسلام)

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۱ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
زنان و جوانان (از دیدگاه اسلام)

نویسنده : محمد تقی صرفی پور

زن درقرآن

از منظر قرآن بین زن و مرد تفاوتی در ارزشها نمی‌باشد. دلیل این مدعا را استاد جوادی آملی سه چیز می‌دانند که خلاصه آن بشرح زیر است :
۱ـ با توجه به اینکه ارزش هر انسانی به روح اوست ، مرد و زن بودن نسبت به جسم معتبر است ولی روح مذکر و مؤنث ندارد، پس حقیقت انسان نه مذکر است و نه مؤنث .
۲ـ مرد و زن بودن در ارزشها و ارزشمندها اثری ندارد. مثلاً آیاتی که علم را ارزش می‌داند و جهل را ضد ارزش ، ایمان را ارزش می داندو کفر را ضد ارزش ، عزّت و ذلّت ، سعادت و شقاوت ، فضیلت ورذیلت ، حق و باطل ، صدق و کذب ، تقوی و فجور، اطاعت وعصیان ، انقیاد و تمرد، غیبت و عدم غیبت ، امانت و خیانت را بعنوان مسائل ارزشی و ضدارزشی می‌داند، هیچکدام از این اوصاف نه مذکرند و نه مؤنث ، زیرا موصوف این اوصاف ، هرگز بدن نیست .
۳ـ در خطابات الهی هم ، ذکورت و انوثت اثری ندارد. مانند: «کُل امْرِءٍ بِم'ا کَسَب رَهین » «هرشخصی درگرو آن چیزی است که کسب کند» «لَیْس لِلاِنْس'ان اِلاّ' م'ا سَعی '» «برای انسان آنچیزی است که برایش زحمت بکشد» «اءنّی لا' اُضیع عَمَل ع'امِل مِنْکُم مِن ذَکَرٍ اَوْاُنْثی '»، «بدرستی که من عمل و کار هیچ زن و مردی را ضایع نمی‌کنم ».
و در مواردی که قرآن کریم با صراحت نام زن و مرد را می‌برد،علتش آنست که می‌خواهد افکار جاهلی قبل از اسلام را تخطئه کند.زیرا آنها عقیده داشتند که عبادت و فضائل مال مردهاست و بین زن ومرد فرق است .».
با تفحص در قرآن در می‌یابیم که در عبادت و عمل صالح وپاداشها فرقی بین زن و مرد نیست ، از جمله :
«همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان ، مردان عابد و زنان عابده ،مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صبور و زنان صبور، مردان خاشع و زنان خاشعه ، مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده ،مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان حفظ کننده اندامهای خود ازحرام و زنان حفظ کننده ، مردان بسیار ذکر گوینده و زنان ذکرگوینده ، خداوند برای آنان آمرزش و پاداش عظیمی آماده نموده است .» و یا در آیه  :
«نصیب مردان و زنان آن چیزی است که آن را کسب می‌کنند».
و یا در آیه  :
«هر مرد و زن مؤمنی که عمل صالح انجام دهد، ما به او زندگی پاکی داده و بهترین پاداش را به اعمال آنها می‌دهیم ».
ویا در آیه : »
«در آن روز (قیامت ) می‌بینی نور مردان و زنان مؤمن ، در پیش رو و سمت راستشان روشن می‌باشد. امروز بشارت باد بر شما به بهشتهائی که نهرها از زیر آنها جاری است و همیشه در بهشتند واین همان رستگاری عظیم است .»

دو زن نمونه

خداوند در قرآن از دو خانم بعنوان دو زن نمونه در ایمان نام می‌برد:
«خداوند برای آنهائی که ایمان آورده‌اند، زن فرعون را مثال می‌زند که گفت : بار خدایا برایم در بهشتت در جوار خویش خانه‌ای بنا کن و مرا از فرعون و اعمالش نجات بده ! و مرا از دست ستمکاران راحت کن ! و حضرت مریم دختر عمران که خود را ازحرام حفظ نمود و ما از روحمان در او دمیدیم و او سخنان وکتابهای الهی را تصدیق نموده و از عبادت کنندگان بود».
توضیح :
آسیه زن فرعون به خدای یکتا ایمان آورد و از ثروت و رفاه وپادشاهی شوهرش دست کشید. بدستور فرعون او را شکنجه کردند.از جمله او را به چهارمیخ بستند و در آفتاب انداختند و سنگی برسینه او قرار دادند. در این موقع ، آسیه از خدا نجات خود را تقاضانمود و خداوند هم قبل از اینکه سنگ او را اذیت نماید، او را قبض روح کرد. او از جمله چهار زن برگزیده زنان جهان است . در آیه فوق خداوند او را نمونه ایمان می‌داند.
زن دومی که خدا او را نمونه ایمان می‌داند، حضرت مریم (س) است .
او که مادر حضرت عیسی (ع) است در این آیه با چند عبارت مدح شده است .
۱ـ او زنی بوده که خود را با وجود زیبائی و مجرد بودن و امکان گناه ، از حرام حفظ کرد.
۲ـ خداوند با اعجازش او را بدون اینکه با مردی تماس داشته باشد، به حضرت عیسی (ع) باردار نمود.
۳ـ او کلمات خداوند و کتابهای آسمانی او را تأیید کرده و به آن ایمان داشت .
۴ـ او جزء عبادت کنندگان بوده است .

دو زن خیانتکار!

در قرآن از دو نفر زن به عنوان نمونه کافران و خیانتکاران نام برده شده است ، توجه کنید:
«خداوند برای آنانکه کافر شدند، زن نوح و زن لوط را مثال می‌زند که این دونفر همسر دوتا بنده صالح ما بودند امّا به شوهرانشان خیانت کردند و همسریشان با پیامبران ، هیچ سودی برایشان نداشت و از عذاب خدا نسبت به آنها جلوگیری نکرد و به آنها دستور داده شد که با جهنمیان (قوم لوط و قوم نوح ) به آتش داخل شوید».
توضیح :
«در روایت آمده است که زن نوح بنام «واغله »، کافر بود و به مردم می‌گفت : نوح دیوانه است . و اگر کسی به نوح ایمان می‌آورد، فورا به سران مشرکین خبر می‌داد».
زن لوط بنام «واهله »، مردم را از مهمانهای لوط با خبر می‌کرد تامردم آنها را اذیت نمایند! و هر که به لوط ایمان می‌آورد، به مردم خبرمی داد و آنها هم آن شخص مؤمن را می‌کشتند.
بخاطر این خیانتشان ، بر سر زن لوط سنگ بارید و زن نوح هم غرق شد.»

زن در روایات

در سخنان بزرگان دین مخصوصاً رسول مکرم اسلام بارها و بارهااز زنان در موارد مختلف ذکر شده است . برخلاف بعضی از ادیان ومکتبها که زن را شرّ و بد می‌دانند، پیغمبر اسلام (ص) در آخرین لحظات عمر شریفش ، در مورد رعایت حال زنان توصیه و سفارش فرمود.
حال به تعدادی از روایات در مورد زن اشاره می‌شود:
۱ـ جابر گفت : نزد پیغمبر (ص) بودیم که صحبت از زنان و برتری بعضی از زنان بر زنان دیگر شد. حضرت فرمود: من به شما بگویم ؟گفتیم : آری ! فرمود: «بهترین زنان شما آنان هستند که بچه زا،بامحبت ، با حجاب ، عزیز درمیان خانواده اش و مطیع در مقابل شوهرش ، زینت کننده برای شوهرش و پوشیده در مقابل غیر شوهرباشند. آنانکه سخن شوهر را گوش داده و امرش را اطاعت نموده ودر خلوت با شوهر خود را در اختیار شویش می‌گذارد و...
سپس فرمود: آیا شمارا از بدترین زنانتان آگاه نکنم ؟ گفتند:
آری بفرمائید!
فرمود: بدترین زنانتان آنان هستند که در میان خانواده اش مطیع ولی در مقابل شوهرش مغرور و سخت است ، عقیم و کینه‌ای بوده که وقتی شوهرش نیست ،از زینتهای زشت دوری نمی‌کند! و هنگام خلوت با شوهر، خود را از او منع می‌کند، مانند مرکبی که از سوارشدن صاحبش جلوگیری می‌کند، عذر شوهر را نمی‌پذیرد و خطای شویش را نمی‌بخشد» امام ششم (ع) :
«بهترین زنان شما آن زنی است که هرگاه به او عطائی شود تشکرمی کند و اگر به او ندهند نیز راضی باشد».
و فرمود:
«بدترین زنان شما زن کم حیاء، عبوس ، فحّاش و سخن چین است ».
رسول خدا (ص) :
«هرچه ایمان انسان بیشتر می‌شود، علاقه اش به زن نیز بیشترمی شود».
امام ششم (ع):
«زن قابل ارزش گذاری نیست ! نه خوبش و نه بدش . امّا زنهای خوب ارزششان طلا و نقره نیست ، بلکه او از طلا و نقره بالاتر است .و امّا زنهای بد، ارزششان خاک هم نیست ! خاک از او بهتر است .»
رسول خدا (ص) :
«برای زن اذان واقامه گفتن نیست . از زن شرکت در جمعه وجماعات ، عیادت مریض و تشییع جنازه ، لبیک گفتن با صدای بلنددر حج ، باتندی بین صفا و مروه راه رفتن ، دست زدن به حجرالاسود، داخل کعبه رفتن ، تراشیدن موی سر، قاضی شدن ، حاکم شدن ، مورد مشورت قرار گرفتن ، ذبح کردن مگر در ضرورت ،برداشته شده است .
او در وضو اول داخل دستها را وضوء دهد، ولی مرد از پشت دست شروع نماید.، زن در هنگام نماز پاهایش را بهم بچسباند. زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود. و بدون اجازه اوروزه مستحبی بگیرد. او نباید با نامحرم دست دهد و یا با نامحرم بیعت کند مگر از پشت لباس . او حج مستحبی را باید با اجازه شوهربجای آورد. نباید سوار اسب شود مگر در ضرورت . ارث و دیه زن نصف ارث و دیه مرد است ، هنگام نماز بر بدن زن ، امام مقابل سینه او بایستد ولی در مرد، مقابل سرش بایستد، رضایت شوهر از زن ، ازهر شفیعی در نزد خدا برای او بهتر است ».
شخصی از پیامبر (ص) پرسید: ای رسول خدا! آیا برای زن جهادنیست ؟ فرمود:
«آری ، زن از وقت حامله شدن تا زائیدن و تا بچه را از شیرگرفتن ، ثواب مجاهد در راه خدا را دارد و اگر در این بین بمیرد، مقام شهید را دارد».
رسول خدا (ص) :
«اگر زن پنج نماز خود را بجای آورد و روزه ماه مبارک رمضان رابگیرد و دامن از ناپاکی نگه دارد و شوهرش را اطاعت کند، از هردری که بخواهد می‌تواند داخل بهشت شود».
و فرمود:
«زن صالحه از هزار مرد غیرصالح بهتر است ».
و فرمود:
«بدترین چیزها، زن بد است ».
و علی (ع) فرمود:
«در آخر الزمان که نزدیک قیامت و بدترین زمانهاست ، زنانی پیدا شوند که خیابان گرد، عریان ، از دین بیگانه ، دنباله رو فتنه‌ها وهوسها و پیرو شهوات و شتابان به لذتها! و حلال کننده حرامهاهستند. اینها گرفتار ابدی دوزخ می‌باشند».
امام علی (ع):
«سه صفت در مرد باعث نقص و در زن باعث کمال است . یکی خودخواهی است که اگر زن مغرور باشد، تن بکار زشت ندهد. دوم بخل است که باعث می‌شود از مال شوهرش خوب مواظبت کند.سوم ترس است که بخاطر ترس ، از فساد رویگردان شود».

زن درکلام امام ورهبر

حضرت امام خمینی :
«زن انسان است ، آن هم یک انسان بزرگ ، زن مربی جامعه است ،از دامن زن انسانها پیدا می‌شوند».
«زن مظهر تحقق آمال بشر است ... از دامن زن ، مرد به معراج می‌رود».
«زن یکتا موجودی است که می‌تواند در دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه ، بلکه جامعه‌ها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند. و می‌تواند به عکس آن باشد».
«زن مربی جامعه است ، از دامن زن انسانها پیدا می‌شوند، مرحله اول مرد و زن صحیح ، از دامن است . مربی انسانها زن است ،سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است ، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می‌کند و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می‌کند، مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند می‌شود، زن مبدأ همه سعادتها باید باشد...».
خطاب به بانوان : «شما باید در همه صحنه‌ها و میدانها آن قدری که اسلام اجازه داده وارد باشید» .
«اینجانب در طول این جنگ ، صحنه‌هایی از مادران و خواهران وهمسران عزیز از دست داده ، دیده‌ام که گمان ندارم در غیر این انقلاب نظیری داشته باشد».
حضرت آیه اللّه خامنه‌ای :
«زنان مسلمان در زندگی شخصی ، اجتماعی و خانوادگی خودباید فاطمه زهراء۳ را از جهت خردمندی ، فرزانگی و عقل ومعرفت الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بُعد عبادت ، مجاهدت ،حضور در صحنه ، تصمیم گیریهای عظیم اجتماعی ، خانه داری ،همسرداری و تربیت فرزندان صالح ، از زهرای اطهر۳ پیروی کنند».
«زنان مسلمانی که امروز در نظام اسلامی ، با جدیت ، دلسوزی وهمراه با عفت و عصمت درس می‌خوانند، طبابت می‌کنند و یا درمحیطهای اجتماعی ، علمی و سیاسی فعال هستند، پیروان فاطمه زهراء۳ محسوب می‌شوند و اینجانب با همه وجود برای چنین زنانی احترام و تکریم قائل هستم ».
«زن رکن اساسی و عنصر اصلی خانواده است و اسلام برای نقش زن در داخل خانواده ، اهمیت فراوانی قائل است زیرا با پای بندی زن به خانواده و تربیت فرزندان در آغوش پر مهر مادر، نسلهادر آن جامعه بالنده و رشید خواهند شد».
«اسلام در مقابل ظلم و تعدی به زن ایستاده است و اجازه ظلم رابه زن نمی‌دهد. از نظر اسلام ، زن و مرد در درون خانواده شریک زندگی یکدیگر هستند و باید با یکدیگر با محبت رفتار کنند و هیچ کس حق زورگویی به یکدیگری را ندارد. احکام اسلامی در موردارتباط زن و مرد بسیار دقیق است و براساس طبیعت زن و مرد ومصالح جامعه اسلامی صادر شده است ».
«از نظر اسلام ، میدان فعالیت و تلاش علمی ، اقتصادی و سیاسی برای زنان ، کاملاً باز است ، اگر کسی به استناد بینش اسلامی بخواهدزن را از کار علمی و تلاش اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی محروم کند، بر خلاف حکم خدا حرفی زده است . فعالیتها بقدری که توان جسمی و نیازها و ضرورتهاشان اجازه می‌دهد، مانعی ندارد هر چه می‌توانند تلاش اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی کنند. شرع مقدس مانع نیست ».

زنان وقیامت

صحنه قیامت ، روز حسابرسی و مشخص شدن سعادت و شقاوت انسانهاست . آنانکه در دنیا، آلودگی پیدا نکردند و یا اگر گناهی کردند،توبه نمودند، درخوشحالی و آرامش هستند. بقول معروف : آنکه پاک است ، از محاسبه چه باک است ؟
ولی آنانکه هوای نفس را برخود حاکم کردند و هرچه شیطان به آنان پیشنهاد کرد، گوش دادند و عمل کردند، در حسرت و ندامت وپشیمانی بزرگی هستند.
پس ، از روایات و سخنان بزرگان دین درس بگیریم و از حسرت درقیامت جلوگیری نمائیم .
کسی که با زن نامحرمی شوخی کند، با هر کلمه‌ای که با او سخن بگوید، هزار سال زندانی می‌شود و زن اگر راضی باشد و مرد راوادار به بوسیدن یا مباشرت حرام یا شوخی با او کند، و مرد به این سبب ، دچار فحشاء شود، همین عذاب برای زن هم می‌باشد!
کسی که بر اخلاق بد زنش صبر کند، خدا بر هربار صبر کردن ،ثواب ایّوب را به او می‌دهد و برای زنش در هر شبانه روز، به اندازه ریگ‌های زیاد، گناه نوشته می‌شود، و اگر مرد قبل از راضی شدن ازهمسرش ، بمیرد، زنش روز قیامت ، واژگون محشور می‌شود و بامنافقین در درک اسفل است !.
امام صادق (ع): در روز قیامت زنانی را که با هم مساحقه کرده‌اند، در حالی که لباسهایی از آتش در بَر و مقنعه‌ای از آتش برسر و عمودی از آتش در فرج آنهاست ، آورده و وارد دوزخ می‌کنند!امام صادق (ع): روز قیامت ، زن زیبائی را که با زیبائی خود فتنه می‌کرده است ، می‌آورند و به او خطاب می‌شود که چرا فتنه کردی ؟جواب می‌دهد که : خدایا! تومرا زیبا آفریدی ! به او خطاب می شودکه حضرت مریم ۳ از تو زیباتر بود ولی او فتنه نکرد! سپس مردزیبائی را که با زیبائی خود فتنه می‌نموده است ، را می‌آورند و به اوخطاب می‌شود که چرا فتنه کردی ؟ جواب می‌دهد که : تو مرا زیباآفریدی ! به او خطاب می‌شود که حضرت یوسف از تو زیباتر بود،ولی به فتنه نیفتاد. بعد شخصی را که بخاطر بلاها و سختیها به فتنه افتاده بود را می‌آورند. به او خطاب می‌شود که چرا تحمل سختیهاننمودی و به فتنه افتادی ؟ جواب می‌دهد که تو سختیها و بلاها را برمن نازل کردی و من به فتنه افتادم ! به او خطاب می‌شود که بلاهای حضرت ایوب (ع) از تو بیشتر بود ولی او به فتنه نیفتاد.
امام صادق (ع): زنان بهشت حسادت ندارند و حیض نمی شوندو تند خوئی نمی‌کنند.
از امام صادق (ع) در باره آیه «فیهِن خَیْر'ات حِس'ان » یعنی دربهشت زنان خوب و زیبا است ، سؤال شد، فرمود: آنها زنان مؤمن شیعه هستند که داخل بهشت شده و به ازدواج مردان مؤمن درمی آیند. و آنجا که فرموده است : «حُورٌ مَقْصُور'ات فِی الْخِی'ام » یعنی :حوریانی که در خیمه‌ها نشسته‌اند، حوران بهشت هستند که درنهایت سفیدی اند و کمرهای باریک دارند.
پیامبر (ص) فرمود: روز قیامت زناکار را وارد جهنم می‌کنند وقطره‌ای از عورتش می‌چکد که از بوی آن تمام اهل جهنم دچارناراحتی می‌شوند! جهنمیان به نگهبانان جهنم می‌گویند: این بوی بد مال کیست که ما را اذیت کرده است ؟ به آنها گفته می‌شود: این بوی زناکاران است .
رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج که از جهنم دیدار کردم دیدم که عده‌ای در مقابلشان هم گوشت خوب و هم گوشت مرداراست ، ولی آنان از مردار می‌خوردند! جبرئیل گفت : اینها حرام خوار بوده‌اند!
عده‌ای را دیدم که لبهای آنان مانند شتر بود و مأمورین از پهلوی آنان مقراض کرده و در دهانشان می‌گذاشتند! جبرئیل گفت : اینهاعیب جو بوده‌اند. عده‌ای را دیدم که سرشان را می‌کوبیدند! جبرئیل گفت : اینها نماز عشاء نمی‌خواندند! گروهی را دیدم که مأمورین آتش بر بدهانشان گذاشته و از مخرجشان در می‌آمد! جبرئیل گفت :اینها خورندگان مال یتیم اند. عده‌ای را دیدم که شکمشان آنقدربزرگ بود که نمی‌توانستند برخیزند! جبرئیل گفت : اینها رباخواربوده‌اند. گروهی از زنها را دیدم که آنها را به پستانشان آویزان کرده بودند! جبرئیل گفت : اینها زناکار بوده‌اند. عده‌ای را دیدم که با نخ وسوزن آتشین ، بدنهایشان را می‌دوختند! جبرئیل گفت : اینها نیززناکاران بودند...
زنی را دیدم که به موی سرش او را آویزان کرده بودند! و مغزسرش را می‌جوید! جبرئیل گفت : این زن موی خود را از نامحرم نمی‌پوشانده !...زنی را به پاهایش آویخته بودند! جبرئیل گفت : این زن بدون اجازه شوهر از خانه بیرون می‌رفته است . زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می‌خورد! جبرئیل گفت : این زن بدن خود رابرای دیگران آرایش می‌کرده است ! زنی را دیدم که پاهایش را به دستهایش بسته بودند و مار و عقرب بر او مسلط بودند! جبرئیل گفت : این زن غسلهای خود را انجام نمی‌داده است ! زنی را دیدم که گوشت بدنش را قیچی می‌کردند! جبرئیل گفت : این زن خود را به مردان نامحرم عرضه می‌کرده است ! شخصی را دیدم که صورت وبدنش را می سوزانیدند و روده‌های خود را می‌خورد! جبرئیل گفت :این شخص واسطه زنا بوده است ! شخصی را دیدم که سرش مثل خوک و بدنش مثل الاغ بود! جبرئیل گفت : این شخص سخن چینی می‌کرده . شخصی را دیدم که صورتش مثل سگ بود و آتش بر اووارد می‌کردند! جبرئیل گفت : او خواننده و حسود بوده است !
امام صادق (ع): بیشتر اهل بهشت از طبقه مستضعفین و زنان می‌باشند که خداوند ضعف آنها را دانست لذا برآنها رحم آورد.
رسولخدا (ص): نخستین چیزی که درقیامت از زن می‌پرسند،نماز است و سپس دربارهٔ شوهرش (اگر ازدواج کرده بوده ) که چگونه با شوهرش رفتار می‌نموده است .
محمد بن عبداللّه حمبری طی نامه‌ای از امام عصر (عج )سؤالاتی پرسید، ازجمله اینکه آیا زنان بهشت ، حامله می‌شوند؟می زایند؟ توالد و تناسل برای آنها هست یا نه ؟
امام درجواب نوشتند: دربهشت برای زنان ، حامله شدن ،زائیدن ، ازاله بکارت ، حیض و نفاس و مشقات بچه داری نیست .ولی بهشت جایی است که هرآنچه انسان بخواهد برایش مهیامی شود. پس اگر شخصی دوست داشته باشد دارای بچه‌ای باشد، به همان شکلی که اراده کند، بدون آبستنی و زایمان ،برایش آفریده می‌شود همانگونه که آدم (ع) خلق شد!.
حاج ملاّ محمّد علی یزدی در نجف همسایه‌ای داشت که درکودکی باهم نزد یک معلم درس می‌خواندند. ولی آن همسایه وقتی بزرگ شد، به شغل راهزنی مشغول شد تا اینکه مرد و او را درقبرستانی نزدیک خانه ملای یزدی دفن کردند. هنوز یکماه نگذشته بود که حاجی در خواب ، همسایه راهزن را دید که در حال خوش وخرمی قرار دارد. تعجب کرد و از او ماجرایش را پرسید. او گفت :بعد از مردنم تا دیروز بخاطر کارهای زشتم در عذاب بودم ، ولی دیروز که همسر استاد اشرف حداد فوت کرد و او را در این قبرستان دفن کردند، اباعبداللّه (ع) سه بار به دیدن او آمد ودر بار سوم دستور داد عذاب را از این قبرستان بردارند. لذا حال ما از بدی به خوبی تغییر کرد!
ملای یزدی بعد از بیدارشدن ، به سراغ استاد آهنگر رفت و بعداز پرس و جو در مورد شخصیت این زن ، متوجه شد که این زن همه روزه زیارت عاشورا می‌خوانده است .

فهرست منابع

زن در آئینه جمال وجلال الهی «آیه اللّه جوادی آملی »
بحار الانوار «علامه مجلسی » حجاب «ابوالاعلی مودودی  »(ترجمه نعمت اللّه شهرانی )
زن در اسلام «عباسعلی محمودی »
زن وپیام آوری «مرتضی ' فهیم کرمانی »
حضرت خدیجه اسطوره ایثار ومقاومت «محمدی اشتهاردی »
مجله مبلّغان شماره (ع) و ۸ و پیش شماره ۲
سفینه البحار ج ۲ «شیخ عباس قمی »
ره توشه راهیان نور «شماره ۳۲»
فاطمه زهراء (س) سرور زنان عالم «محمدتقی صرفی »
بانوان نمونه عصر پیامبر (ص) و صحابه «سعید انصاری وعبدالسلام ندوی » با ترجمه نذیر احمد سلامی
گوهر خاندان امامت «عزیزاللّه عطاردی »
مجله مکتب اسلام
چشم ،نگاه و...«محمدحسین حق جو»
مجله پیام زن شماره ۶۸ آبان ۱۳۷۶
چهره درخشان قمربنی هاشم (ع) «ربانی خلخالی »
مکارم الاخلاق «طبرسی »
معارف ومعاریف «سیدمصطفی حسینی دشتی »
مسئله حجاب «استاد شهید مطهری »

بخش دوم : دربارهٔ جوانان

جوانان وبلوغ

درایّام بلوغ بطور طبیعی دو صفت مطبوع و جذّاب در جوانان نورس بروز می‌کند: یکی شکفته شدن غریزه جنسی و دیگری طراوت وزیبائی ایّام جوانی . گرچه تمایل جنسی خود بتنهائی عامل مؤثّری برای جلب جنس مخالف و حفظ نسل بشر است ، ولی خداوند این تمایل آتشین را با زیبائی و جمال دختران و پسران آراسته و از این راه رغبت آمیزش را در آنان سوزان تر کرده و میل پیوستگی آنها را به یکدیگر تشدید نموده است .
امّا غریزه جنسی !
آغاز بلوغ جنسی از موقعی است که غدد جنسی از خواب بیدارمی شوند و فعالیت پنهانی خود را با همکاری سایر غدد داخلی شروع می‌کنند. هورمونهای جنسی را در خون می‌ریزند و تحول و انقلاب همه جانبه‌ای را در مزاج آنان بوجود می‌آورند. در تمام دوران چندساله بلوغ ، عوامل فعّال بلوغ همچنان بکار خود ادامه می‌دهند تانوجوان تازه بالغ را به رشد نهائی و به عالیترین مدارج قوّت و شدّت جوانی برسانند و کلّیه ممیّزات یک مرد یا یک زن کامل را در وی ایجاد و مستقر نمایند.
اولین نشانه بلوغ ، رشد سریع بدن مخصوصاً استخوانها است . ارتباط رشد استخوان با هورمونهای جنسی آنقدر زیاد است که می‌شود باعکسبرداری از استخوانها، تاریخ شروع بلوغ جنسی را پیش بینی نمود. روئیدن مو بر صورت پسران یکی از نشانه‌های بلوغ آنان است ولی در دختران بالغ ، موی نمی‌روید و این خود یکی از تفاوتهای آشکار زن و مرد است . بلوغ ، عامل نموّ سریع استخوانها و عضلات وکلیه اعضاء داخلی است . بلوغ ، کودکان ضعیف را به رشد نهائی بدن و کمال نیرومندی جسم می‌رساند وآنان را در ردیف افراد بزرگ وکامل اجتماع قرار می‌دهد.
عوامل انقلابی بلوغ ، نه تنها بر روی بدن اثر می‌گذارند و باعث رشدسریع و همه جانبه جسم می‌شوند بلکه در روان نوجوانان نیز مؤثرند،افکار و اخلاق آنان را دگرگون می‌سازند و انقلاب عمیقی در روحشان پدید می‌آورند، بهمین جهت طرز فکر و خُلقیات نوجوانان ، با اطفال نابالغ تفاوت بسیار دارد. و برای همین است که هیچگاه بین خواجه‌ها، فلاسفه و دانشمندان بزرگ پیدا نشده است . در بین غددِبدن ، بیضه‌ها نفوذ و تأثیر بیشتری روی قدرت و حالت روحی انسان دارند! و معمولاً هنرمندان و شعرای بزرگ و مقدسین و فاتحین ،تمایل جنسی شدیدی داشته‌اند! و اگر کسی این غدد را از دست بدهد، دچار بحران روحی شده و قسمتی از فعالیتهای فکری و حتّی حس اخلاقی خود را از دست می‌دهد.
غریزه جنسی مانند آتش سوزانی است که از اعماق وجود جوان زبانه می‌کشد و اگر از حدّ طبیعی تجاوز نماید و اگر بدرستی مهار نشود،قادر است ریشه فضائل اخلاقی ، دین و مذهب و سعادت انسان رابخشکاند! عمل این غریزه آنقدر قوی است که در واقع مرکزتحریکات مستقیم برای تمام آرزوهای اعضاء مختلف بدن می‌گردد.
بزرگترین پرتگاهی که در راه زندگی جوانان وجود دارد و اغلب باعث سقوط آنان می‌شود، افراط در اِعمال بعضی از غرائز و اِرضاء پاره‌ای از شهوات نفسانی است . هدف برنامه‌های دینی و علمی در تربیت جوانان این است که آنان را در عمل به غریزه‌ها هدایت کرده واز افراط و تفریط برکنارشان دارد. اگر غریزه جنسی محدود گردد و در جای خود بکار برده شود، با سایر تمایلات انسانی اختلاف و تضادّی نخواهد داشت و جوانان می‌توانند با عمل به غریزه جنسی ، سایرتمایلات طبیعی و خواهشهای فطری خود را ارضاء نمایند. ولی درجائی که کنترلی بر این غریزه نباشد و جوانان بخواهند آن را آزادانه وبه هر صورتی که مایل باشند عمل کنند، ناسازگاری بین تمایلات شروع می‌شود و چون غریزه جنسی از سایر تمایلات قوی تر است ،این نبرد به پیروزی غریزه جنسی و شکست سایر تمایلات فطری می‌انجامد. تمایلات فطری مانند میل به پاکدامنی ، راستی و درستی ،امانتداری و وفای به عهد کنار می‌روند و فقط اطفاء غریزه جنسی به صورت هدف در می‌آید. چیزی که الا´ن در دنیای غرب به صورت یک مسئله طبیعی و عادی درآمده است ! دختران و پسرانی که بنده شهوت و اسیر هوای نفسند و در راه جلب لذّت و ارضای غریزه جنسی به همه پستی‌ها و نکبتها تن می‌دهند و سرانجام در منجلاب فحشاء و بی عفّتی سقوط می‌کنند. لذا امیرالمؤمنین علی (ع)می‌فرماید: بنده شهوت ، از غلام زرخرید پَست تر است !
انحرافاتی که احیاناً دامنگیر جوانی بشود را می‌توان یکی از اقسام زیردانست . استمناء و استشهاء، لواط (درپسران )، مساحقه (در دختران )،و زنا، که همه اینها از نظر اسلام حرام و مجازات دنیوی و اخروی دارد.امّا استمناء و استشهاء که دربعضی نوجوانان و جوانان دیده شده اولین پله انحراف جنسی است ، مخصوصاً اگر بصورت عادت واعتیاد در بیاید. کسانی که به این عمل مبادرت می‌کنند از آثار بد وضرربار آن نمی‌توانند رهایی یابند. از جمله آثار آن ، ضعف چشم وبینائی ، انزجار از ازدواج ، خمیدگی پشت ، یأس روحی و عوارض دیگر می‌باشد.
راه درمان و یا مبتلا نشدن به این عمل زشت چند چیز است :تنهانبودن ، زود ازدواج کردن ، در صورت توانائی روزه گرفتن ، فاصله گرفتن از افراد مبتلا به آن و شرکت فعال در نماز جماعت و ارتباط معنوی .
نقل شده که وقتی به امیرمؤمنان (ع) خبر دادند جوانی استمناء کرده است ، دستور دادند تا با چوب ضربات زیادی بر پشت دستهای او زدند.
امّا لواط و یا همنجنس بازی که گناه آن عظیم است ، عوارض زیادی برجای می‌گذارد که تا آخر عمر گریبان گیر شخص می‌شود. این عمل منشأ قتل ، هیجان ، اضطرب روحی ، دیوانگی ، خودکشی و هزاران مفسده اخلاقی است . سزای لواط کننده قتل است و این گونه اشخاص اگر بدون توبه از دنیا بروند، با قوم لوط محشور می‌شوند.
امّا مساحقه که شاید در بین بعضی دختران انجام شود نیز آثار زیانبارهم در این دنیا و هم در آخرت برای فرد بر جا می‌گذارد.
امام صادق (ع) می‌فرماید: در روز قیامت ، زنانی را که با هم مساحقه کرده‌اند، در حالی که لباسهایی از آتش بر تن و مقنعه‌ای از آتش بر سر، وعمودی از آتش در فرج آنهاست ، آورده و وارد دوزخ می‌کنند!.
امّا زنا نیز بسیار مذموم و دارای عواقب وخیمی می‌باشد، از جمله :
۱ـ روز قیامت زناکار را وارد جهنم می‌کنند و قطره‌ای از عورتش می‌چکد که از بوی آن تمام اهل جهنم دچار ناراحتی می‌شوند!جهنمیان به نگهبانان جهنم می‌گویند: این بوی بد مال کیست که مارااذیت کرده است ؟ به آنها گفته می‌شود این بوی زناکاران است .
پیغمبراکرم (ص) به امیرمؤمنان علی (ع)فرمود:
«زنا دارای سه اثر بد دنیوی و سه اثر بد اخروی است . اثرات دنیوی زنا: رسواشدن ، کوتاهی عمر و قطع روزی (روزی حلال ) و اثرات اخروی : سختی حساب ، خشم خداوند و ابدی بودن در جهنم است ».
داستان بلعم را که در قسمت «زنان » آمده بود مجدداً برای اهمیت آن ذکر می‌کنیم : «آمده است که وقتی لشکر حضرت موسی (ع) به فرماندهی یوشع بن نون (ع) تصمیم به تصرف شام را گرفتند. حاکم آن ناحیه از بلعم باعورا، که دانشمندی قلاّبی بود درخواست کرد که راهی برای شکست لشکر بنی اسرائیل به او نشان دهد. بلعم به آنان گفت که تنها عامل شکست این لشکر زنا! است . شما زنان هرزه را به عنوان خرید و فروش ، میان لشکر بنی اسرائیل بفرستید و به آنها اجازه بدهید که خود را در اختیار مردان لشکر بگذارند.
دستور بلعم اجرا شد و زنان هرزه در بین لشکر یوشع رفت و آمدمی نمودند و به فسق و فجور با لشکریان مشغول شدند. طولی نکشیدکه در اثر این تماسهای نامشروع ، مرضی خطرناک در بین لشکریان پیدا شد و در فاصله چند روز هزاران نفر را کشت ! این وضع ادامه داشت تا اینکه یکی از افراد غیرتمند لشکر، نیزه خود را بدست گرفت و به زن و مردی که درحال زنا بودند، حمله کرد و آنان را کشت و اعلام کرد هر که را در حال عمل نامشروع بیابم ، او را می‌کشم !لشکریان از ترس جان ، از زنان مذکور فاصله گرفتند و در نتیجه آن مرض مهلک از میان رفت و لشکر بنی اسرائیل توانست شام را فتح وتصرف کند.

عوامل تحریک جنسی

عواملی است که بلوغ جنسی را زودتر فراهم می‌کند و یا باعث بیدارشدن آن و تحریک آن می‌شود. از جمله این عوامل :
الف : فضای منزل «مشاهده عمل زناشوئی والدین ، پوشش نامناسب محارم و...».
ب : لباس «لباسهای چسبان مخصوصاًشورت و مایو».
ج : غذا «غذاها و میوه‌هایی چون موز، پیاز، سیر، فلفل ، شیرینی ،زعفران ، وانیل محرّک می‌باشند».
د: دیدنی‌ها «فیلمها، عکسها و تصاویر شهوت برانگیز و نگاه به جنس مخالف ».
ه: شنیدنی‌های محرّک «شوخی دو زوج ، موسیقی‌های محرک ،صحبت از مسائل جنسی ».

شناخت جوانی

باتوجه به اینکه هر انسان سالمی دارای دو نیروی عظیم عقل واحساس است ، در جوانان معمولاً احساسات در کمال قدرت و نیرو،و عقل در حال ضعف و ناتوانی است (بغیر از موارد استثنائی ) لذامی بینی تصمیمات و کارهایشان گاهی نامعقول و نپخته است ومخصوصاً در حال عصبانیت کارهای ناروا و اعمال خطرناک انجام می‌دهند. اینجاست که جوان سعادتمند کسی است که باتوجه به ضعف عقل جوانی ، خود را بشناسد و در کارهای مهم از نصیحت افراد عاقل و خیرخواه پیروی نماید و از برنامه های صحیح تربیتی ودینی تبعیت کند.
یکی از بیماریهای روانی که در کمین بعضی از جوانان است ، بیماری جنون جوانی است ! این بیماری به چند صورت بروز می‌کند که یک قسم آن اختلالات روانی و بی نظمی‌های فکری است ، که کم و بیش تمام جوانان نوخاسته گرفتار آن هستند و این بیماری همان جنون خودنمائی و تخیّلات افسانه ایست . در این بیماری ، شخص اسیرتوهمّات واهی خود می‌گردد، از واقعیت های زندگی غافل می‌شود ومانند دیوانگان به اوهام و تخیلّات پناه می‌برد! و همواره در خواب وخیال سیر می‌کند و زندگی را از پشت عینک افکار بیهوده و غیرواقعی می‌بیند. او از عقل و منطق گریزان است و عاشق اوهام وافسانه‌های ناشدنی ! اینجاست که گاهی تحت تأثیر این اوهام به جرم و جنایت دست می‌زند و کارهای وحشتناک و خشن و اعمال جنون آمیز از او صادر می‌شود.مانند آن دوجوان هامبورگی که برای رسیدن به پایه «جیمس دین »، با طناب باریکی خود را از طبقه چهارم ساختمانی به پائین پرت کردند!
تخیّلات غیر عقلائی و تصورّات ناسنجیده جوانان ، گاه آنچنان آنان رامسرور و خوشحال می‌کند که از خوشحالی در پوست نمی‌گنجند وبی اختیار قهقهه می‌زنند. و گاهی چنان غم زده و مهمومشان می سازدکه از اجتماع گریزان شده و به گوشه گیری و انزوا پناهنده می‌شوند.این اختلالات در کلمات بزرگان دین آمده و پیامبراکرم (ص) آن راجنون جوانی و امیر مؤمنان علی (ع) آن را مستی جوانی تعبیرفرموده است .
جوانان در سال اول و دوم بعد از بلوغ ، دچار آشفتگی روحی وناموزونی‌های شدید روانی هستند تا جایی که در پاره‌ای ازبی نظمی‌ها رنگ جنون بخود می‌گیرد! امّا هر چقدر از عمر جوانی بیشتر می‌گذرد و فاصله جوان از دوره بحران بلوغ ، افزایش می‌یابد،طوفان احساسات به همان نسبت فروکش می‌کند و بی نظمی‌های روانی تقلیل می‌یابد و جوان از نظر عقلی ، پخته می‌شود و اخلاقش عادی می‌گردد. البته این تغییرات در افراد مختلف است . زیرا افرادفقیر و دارای زندگانی سخت ، در حدود ۱۸ سالگی به مرحله پختگی می‌رسند ولی افراد ثروتمند و مرفّه ، در ۲۲ یا۲۳ سالگی هنوز مردنشده‌اند! رشد عقلی تا ۳۵ الی ۴۰ ادامه دارد و رشد جسمی تا ۲۶سالگی به نهایت خود می‌رسد. ولی بلوغ جنسی و دایره شهوات در۳۲ سالگی به اوج خود می‌رسد. در این سن ، هم بقدر کافی از شهوات سالهای جوانی در اوست و هم تجربه وسیع و فهم پخته‌ای در اختیار دارد.

امّا طراوت و زیبائی ایّام جوانی

تمایل آدمی به زیبائی و جمال یکی از خواهشهای فطری بشر است واحساس لذّت از مناظر زیبا، با سرشت انسان آمیخته شده است .بهمین جهت تمام طبقات مردم حتّی ملل و اقوام دور از تمدن شهری دارای این احساس طبیعی هستند.
در دنیای کنونی مسئله زیبائی مورد کمال توجه قرار گرفته و تمام طبقات مردم به زیبائیها ابراز علاقه می‌کنند و علم و پیشرفت درخدمت این مسئله قرار گرفته و آخرین دستاوردهای علمی را برای زیبا کردن بکار می‌گیرند.
مردم علاقه دارند همه جا و همه چیز زیبا باشد. در خانه آراسته زندگی کنند، لباس زیبا و شیک بپوشند، صورت و موهای خود رابیارایند، روی مبل قشنگ بنشینند، سوار ماشین زیبا بشوند، حیاط منزل و اطاق پذیرائی ، غرق گلهای قشنگ باشد، و خلاصه امروزه پولهائی را که مردم خرج قشنگ کردن خود و زندگی خود می‌کنند اگراز مصارف ضروری بیشتر نباشد، کمتر نیست !
آئین اسلام که برنامه جامع سعادت و کامیابی بشر است ، به موضوع جمال و زیبائی توجه مخصوصی دارد. اسلام در ضمن پرورش کلیه تمایلات فطری بشر، عاطفه جمال دوستی مردم را نیز مورد حمایت و تربیت قرار داده و استفاده از زیبائیهای طبیعی و مصنوعی را به پیروان خود اکیداً توصیه کرده است .
قرآن در آیات مختلف این مطلب را ذکر نموده است . از جمله در آیه ۷سوره ۱۸ «اِنّ'ا جَعَلْن'ا م'ا عَلَی الاْ?َرْض زینَه لَه'ا» یعنی  : ما موجودات روی زمین را زینت و جمال زمین قرار دادیم .
و در آیه ۷ سوره ۵۰ می‌فرماید: «اَفَلَم یَنْظُرُوا اِلَی السَّم'اءِ فَوْقَهُم کَیْف بَنَیْن'اه'ا وَ زَیَّنّ'اه'ا» یعنی : آیا به آسمان بالای سرشان نگاه نمی‌کنند که چگونه آن را ساخته‌ایم و آن را زیبا نموده‌ایم ؟
و در آیه سوره اعراف می‌فرماید: «قُل مَن حَرَّم زینَه اللّ'ه الَّتی اَخْرَج لِعِب'ادِه » بگو چه کسی زینتهائی را که خدا برای بندگانش قرار داده ،حرام نموده است ؟
پیامبران خدا عموماً زیبا و عاری از هرگونه نقص بدنی بوده‌اند.صورت زیبا و چهره جذّاب یوسف صدّیق (ع) یکی از امتیازات آن پیامبر محسوب می‌شد.
پیشوای عالیقدر اسلام حضرت محمّد (ص) علاوه بر زیبائی رخسار، گیرندگی و ملاحت مخصوصی داشت .
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز زیبا بود، چنانچه در باره او آمده است :روزی علی (ع) نزد پیامبر رفت . قیافه جذّاب و صورت زیبایش بقدری جلوه داشت که پیامبر فرمود: چنین پنداشتم که ماه شب چهارده بمن نزدیک شده است .
این مقدمه‌ای بود تا گفته شود یکی از آثار بلوغ ، بوجود آمدن زیبائی طبیعی در جوانان از یکطرف و از طرفی میل به خودآرائی و زینت نمودن است . بطوری که گاهی این حس به افراط کشیده شده و دربعضی از دختران منجر به یک نوع بت پرستی برای بدن و هنرمی گردد. اینجاست که باید معیاری برای ارضای این حس وجودداشته باشد تا از هرگونه افراط و تفریط جلوگیری نماید. اسلام از راه پاکیزگی بدن ، مسواک دندانها، معطّربودن ، رنگین کردن و روغن زدن مو، لباس زیبا پوشیدن و کارهائی نظیر اینها، حس خود آرائی جوان رابه راه صحیح و بی خطر هدایت نموده و بر جلوه و جمال آنان افزوده است .
تجمّل پرستی و زیاده روی در زینت و خودآرائی ، عوارض نامطلوبی در بر دارد و ممکن است دختران و پسران را به راه‌های غلط سوق دهد و مایه تیره روزی و بدبختی آنان گردد.
از جمله عوارض نامطلوب آن ، پیدا شدن وسواس و اختلالات روحی ، پیدا شدن خوی ریاکاری و خودپرستی ، صرف شدن مقادیرزیادی از عمر گرانقیمت در این کار، فاصله زیاد بین ظاهر و باطن اشخاص و غیره می‌گردد.
البته اسلام به زیبائی باطنی هم اهمیت داده و آن را یکی از ارکان اساسی زیبائی بشر می‌داند. به عبارت دیگر، زیبائی کامل و جامع برای انسان عبارت از این است که سیمای جسم و جان و شکل وصورت و معنی هر دو زیبا باشند. جمال طبیعی و تجمّل مصنوعی ،ظاهر را زیبا می‌کند ولی علم و اخلاق که عالی‌ترین زینت ودرخشانترین زیور اختصاصی انسان است به آدمی زیبائی روحانی وجمال معنوی عطا می‌نماید.
امام عسگری (ع) فرمود: زیبائی صورت ، جمال ظاهری است وزیبائی عقل ، جمال باطنی است .
خوشبختانه در دوران جوانی ، میل به جمال روحانی و صفات خوب اخلاقی در باطن جوانان بیدار می‌گردد و علاقه به زیبائی معنوی ، درضمیرشان شکفته می‌شود. جوانان بطور طبیعی به جوانمردی وفتوّت تمایل پیدا می‌نمایند و فطرتاًبه فضائل اخلاقی و صفاتی مانندراستگوئی ، فداکاری و ایثار، عزّت نفس ، اداء امانت و نظائر آنها علاقه پیدا کرده و از صفات بدی مانند دروغگوئی ، خیانت ، عهد شکنی ،نادرستی و غیره متنفرند.
جوانان در رابطه با صفات اخلاقی سه دسته‌اند:
اول : جوانی که دارای سجایای اخلاقی و صفات انسانی است ،جوانی که پاکدل و با ایمان ، راستگو و درستکار، خدمتگذار و باوفا،امین و خیرخواه و خلاصه دارای صفات پسندیده است ، در جامعه محبوبیت دارد. او واجد زیبائی ظاهری و جمال معنوی است وهمواره مورد علاقه و احترام مردم خواهد بود. چنین جوانی مانندشاخ گل معطّری است که علاوه بر طراوت و جمال طبیعی ، دارای بوی مطبوع و شامّه نوازی است .
دوم : جوانی است که دارای صفات خوب اخلاقی نیست ولی به صفات بد هم آلوده نشده است . اگر خیرش به مردم نمی‌رسد، شرّی هم ندارد. اگر از بینوایان دستگیری نمی‌کند، به آنان آزار هم نمی‌رساند. این گروه هم تا اندازه‌ای محبوب جامعه هستند زیرا به مردم آسیبی نمی‌رسانند و جامعه از شرّ آنان در امان است .
سوم : جوانی است که آلوده به صفات ناپسند است ! اخلاقش فاسد ومردم از رفتار و گفتارش در عذاب هستند! او هر چقدر زیبائی ظاهری هم داشته باشد و مو و صورت و لباس خود را بیاراید، باز هم موردتنفر جامعه است ! زیرا جمال ظاهری نمی‌تواند عیوب باطنی او رابپوشاند. مانند جوان زیبائی که مثلاً کودکی را به قتل برساند! در این هنگام سیل خشم و تنفر مردم متوجه او می‌شود و مردم هرگاه او رامی بینند و یا عکسش را در روزنامه‌ها مشاهده می‌نمایند، نه تنها ازقیافه زیبای او مسرور و خوشحال نمی‌شوند بلکه برعکس انزجارشان بیشتر می‌شود و اگر دستشان به او برسد معلوم نیست چه بلائی سر او بیاورند!
اینجاست که باید ببینیم چه باید بکنیم تا جوان سعادتمند باشیم ؟برای آنکه جوانان به سجایای اخلاقی متخلّق شوند و از زیبائی روحانی برخوردار گردند، برای آنکه جوانان گرفتار فساد اخلاق نشوند و سرانجام مطرود جامعه نگردند، باید خودشان و همچنین مربیّانشان همواره متوجّه وظائف خویش باشند.
جوانان باید خود را بشناسند و در خاطر داشته باشند که ایّام کودکی راپشت سر گذارده و اینک خود دارای استقلال و مسئولیت شخصی هستند، باید بدانند که اکنون قسمت اعظم خوشبختی و بدبختی آنان در اختیار خودشان قرار گرفته است .
آنان باید بدانند که باشرکت در مجالس گناه و معاشرت با افراد آلوده وناپاک ، موجبات تیره روزی و بدبختی خود را فراهم می‌آورند وخویشتن را به فساد اخلاق که باعث بدنامی و نفرت اجتماعی است ،آلوده می‌نمایند.

جوانان و تقلید

حس تقلید یکی از تمایلات طبیعی است که درتمام افراد بشر درسنین مختلف وجود دارد و درنسل جوان شدیدتر است .
آدمی می‌تواند بوسیله تقلید، از تجربیات علمی و عملی دیگران استفاده کند و راهی را که گذشتگان پیموده و به نتیجه رسیده‌اند رابپیماید و به اهداف خود با زحمت کمتر و سرعت بیشتر دست پیدانماید. نوجوانان برای ساختن شخصیت خویش و برگزیدن صفات لازم ، از دیگران تقلید می‌کنند و روش آنان را برنامه کار خود قرارمی دهند. باتوجه به اینکه تمایل خودنمائی و تشخص طلبی درنوجوانان شدید است ، کوشش می‌کنند تا جائی که میسّر است ازمردان مشهور و ممتاز پیروی نمایند و صفات آنان را الگوی شخصیت سازی خود قرار دهند، به این امید که هر چه زودتر و بیشتر شهرت وافتخاری کسب نمایند و مورد توجه عموم قرار گیرند.
گاهی دراین خصوص از قهرمانان ورزشی تقلید می‌کنند. گاه ازستارگان سینما تقلید می‌کنند و کارهای ساختگی و غیر واقعی آنان رابرنامه زندگی خود قرار می‌دهند. مانند آنان راه می‌روند، حرف می‌زنند، لباس می‌پوشند، نگاه می‌کنند، می‌خندند، معاشقه می کنندو صورت و موی خود را می‌آرایند و خلاصه بجای اینکه شخصیت خویش را براساس سجایای اخلاقی و صفات انسانی پی ریزی کنند وخود را انسان لایقی بسازند، از این ستاره ها و الگوها تقلید کرده ورفتار آنان را برنامه کار خود قرار می‌دهند و به این واسطه بزرگترین ضربه را به شخصیت معنوی خود می‌زنند.
اینجاست که خطراتی جوانان را تهدید می‌کند و چه بسا تقلیدهای نابجا باعث شده که از مسیر پاکی و فضیلت منحرف گشته و برای ارضاء حس برتری جوئی ، مرتکب گناهان بزرگ شده‌اند و برای همیشه موجبات تیره روزی و بدبختی خود را فراهم آورده‌اند.
«مادری در لبنان به دادگاه مراجعه و از پسرش شکایت کرد. و اظهارنمود که پسر دوازده ساله او مرتب از مدرسه فرار می‌کند و بی حساب پول خرج می‌نماید و او نمی داند این پولها از کجا آمده است . پس ازتحقیقاتی که از «عدنان » شد، او اعتراف نمود که ابتدا فن سرقت را ازمشاهده فیلمها یاد گرفته و تاکنون مرتکب ۲۷ فقره سرقت شده است .ازجمله هفت دستگاه دوچرخه را دزدیده و فروخته است .»
«در زمان حکومت طاغوت عده‌ای نوجوان که برخی دانش آموزبودند و باند سرقت اتومبیل را اداره می‌کردند، دستگیرشدند. سن این گروه بین ۱۶ تا ۲۰ سال بود. بیشتر آنان در بازجوئی در مورد انگیزه این کار می‌گفتند: ما خودمان هم نمی‌دانیم چرا به اینکار دست زدیم امّا هرچه بود از سرقت ماشین مخصوصاًکارهای قهرمانی این سرقتهالذت می‌بردیم ».
خلق را تقلیدشان بر باد داد!
تقلید است که باعث بسیاری از کارهای خلاف می‌شود و مخصوصاًدر مورد نوجوانان و جوانان . در همین کشور خودمان تقلید از فیلمها وهنرپیشه‌ها چه آثار زیانباری که به بار نیاورده است !
اگر عده‌ای از نوجوانان ما سیگار می‌کشند، نتیجه تقلید ناصحیح است . اگر گروهی به مشروبات الکلی روی می‌آورند باز هم نتیجه تقلید است .
اگر عده‌ای از دختران از حجاب و عفت زنانه گریزان هستند این هم نتیجه تقلید است . و اگر اعتیاد و روابط نامشروع و استفاده از انواع لباسهای باصطلاح رَپی در بین بعضی از جوانان ما وجود دارد، این هم به تقلید برمی گردد.
تقلید صحیح آنست که از کارهای خوب دیگران درس بگیریم وکارهای بد دیگران را بخودشان واگذار نمائیم .
دربارهٔ تقلید باید دونکته مورد توجه قرارگیرد:
اول آنکه از افراد منحرف و گناهکار تقلید نشود، زیرا گناهکاران دیر وزود دچار شکست و بی آبروئی می‌شوند.
دوم آنکه بدانند که ساختمان طبیعی و استعدادهای افراد با هم تفاوت دارد. خدا انسانها را مختلف آفریده و هر انسانی برای انجام کارمناسب با ساختمان خود آمادگی بیشتری دارد.

جوانان و اعتیاد

از عوامل انحراف و موانع زندگی سالم ، اعتیاد به انواع مواد مخدّراست . در زمان کنونی به دلائل مختلف از جمله همسایگی باکشورهائی مانند افغانستان و پاکستان ، پل ارتباطی بودن ایران برای صادرات مواد مخدر به دنیا، کشور ما را دچار این مرض سخت وخطرناک و این مشکل و معضل بزرگ نموده است . شاید بیش از دومیلیون نفر از هموطنان ما یا به صورت اعتیاد و یا تفریحی و تفنّنی ازمواد مخدر استفاده می‌نمایند. چه جوانانی که در راه استفاده و یاقاچاق مواد مخدر جان خود را از دست داده‌اند. و چه جوانانی که بخاطر اعتیاد به انواع گناهان و تخلفات آلوده شده و از سرقت گرفته تاقتل و تجاوز و غیره را مرتکب می‌شوند.
اعتیاد پلّه‌ای است که با آن ، انجام بسیاری از خلافها و ناهنجاریها،شدنی شده است . عوامل اعتیاد را چند چیز شمرده‌اند:
رفیق  : شصت درصد معتادین از طریق رفیق ناباب آلودگی پیداکرده‌اند. اینجاست که جوان سالم باید در مسئله رفاقت ، هشدارهای اسلام و بزرگان و افراد دلسوز را گوش کند تا به دام این نارفیقان نیفتد.
ناراحتی های عاطفی :چهارده درصد از معتادین باین علت معتاد شده‌اند.
کنجکاوی : هشت در صد بخاطر کنجکاوی معتاد شده‌اند.
لذت جویی : شش درصد بخاطر لذت از استفاده مواد مخدر آلوده شده‌اند.
تسکین درد: پنج درصد برای نجات از درد جسمی معتاد شده‌اند.
فامیل معتاد: چهار درصد از فامیل معتاد خود اعتیاد را فرا گرفته‌اند.
انواع مواد مخدّر:
۱ـ مواد سستی زا مانند تریاک ، مُرفین ، هروئین و کُدئین .
۲ـ مواد توان افزا مانند کوکائین ، ناس و کراتم .
۳ـ مواد توهم افزا مانند حشیش ، ماری جوانا، ال اس دی و غیره .
مراحل اعتیاد به مواد مخدّر:
الف : آشنایی با مواد مخدّر : در این مرحله فرد در اثر معاشرت بادوستان ناباب و تشویق آنان ، کنجکاوی و احساس غروری که در برابراین دوستان در خود می‌بیند، با مواد مخدّر آشنا می‌شود و به مرورزمان به این مواد وابستگی پیدا می‌نماید.
ب ـ تردید و دودلی : در این مرحله فرد پس از اینکه مدت زمانی رابطور نامرتب از ماده مخدّر استفاده می‌کند، بطور ناخودآگاه باخویشتن وارد جنگ و ستیز شده که چه کنم تا نجات یایم ؟ ولی باتوجه به وابستگی جسمی و روانی به مواد، خود را ناتوان از ترک می‌بیند و در نتیجه میل به افزایش مواد که در آن تدریجاً بدن به مقدارمعینی از آن خو می‌گیرد، در او ایجاد می‌شود.
ج ـ اعتیاد: در این مرحله ، فرد بعد از شک و تردید و احتمالاً مدتی ترک کردن ، به اعتیاد قطعی کشیده می‌شود! و با مصرف مواداعتیادآور، بسرعت سلامت جسمی و روانی خود را آلوده می‌کند.اعتیاد به تریاک با مصرف یک ماه و اعتیاد به هروئین بسرعت انجام می‌شود.
عوارض و ضایعات اعتیاد:
۱ـ فردی و جسمانی : از جمله عوارض آن ، بیماریهای جسمانی ،دردهای عضلانی ، یبوست ، تغییر در مردمک چشم ، اختلال دردستگاه گوارش ، خشکی دهان ، خارش بدن ، تشنج ، گرفتگی صدا،احساس خستگی ، فساد دندان و بوی بد دهان ، عفونت کبد و ریه که گاهی به مرگ می‌انجامد.
۲- عوارض روانی : اختلال در سازگاری روانی فرد، ضعف عصبی ،سلب اراده و ابتکار، حالت جنگ و ستیز با خود، پیدایش انحرافات اخلاقی ، اضطراب و بی قراری ، عدم اعتماد به نفس ، ترس دائمی وصدها مشکل روحی و روانی و عاطفی دیگر.
۳- عوارض اجتماعی : نداشتن علاقه به فعالیتهای اجتماعی ،بی نظمی خانوادگی ، قانون شکنی ، جرم و جنایت ، ترک محل کار وتحصیل ، معتاد نمودن دیگران ، فروپاشی نظام خانواده ، نابودی فرزندان وانحراف آنان و...
۴ـ جنبه اقتصادی : معتاد به دلیل عدم اشتغال و عدم بازدهی و انگل بودن ، ضایعات اقتصادی بزرگی برای کشور ایجاد می‌نماید. عدم احساس مسئولیت درتأمین مخارج خانواده ، تهیه هزینه اعتیاد از راه نامشروع و اشتغال به انواع بزهکاری و ده‌ها عوارض دیگر.
۵ـ جنبه سیاسی : افراد معتاد به علت بی تفاوتی نسبت به همه چیز،مشارکتی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی درمواقع لزوم ندارند. ومعمولاً غارتگران و مفسدین از آنها به عنوان عاملان جنایت ، قتل وتوطئه‌های سیاسی و غیر سیاسی ، استفاده می‌کنند.
سیگار چراغ سبزی برای سایر مواد مخدّر!
در دود سیگار بیش از چهار هزار نوع ماده سمّی وجود دارد که تعدادی از آنها سرطان زا می‌باشند. وقتی این مواد سرطان زا از دهان وارد نای می‌شوند، تغییرات سرطانی را درآن محل ایجاد می‌کنند و ازآنجایی که در نُسَج ریه ، اعصاب حسّی نیست ، افراد سیگاری ازمراحل رشد سرطان در ششهای خود اطلاعی ندارند.
این تکثیر سلولهای سرطانی در طی سالیان متمادی که فرد به استعمال دخانیّات پرداخته است ، ادامه می‌یابد تا اینکه بتدریج مبتلابه کاهش وزن ، خلط خونی ، بی اشتهایی ، سرفه ، تنگی نفس ، دردهای قفسه سینه و خشونت صدا می‌گردد، که متأسفانه از این لحظه تا مرگ فاصله بسیار کمی است !
در مردان سیگاری عوارضی چون عقیمی ، کاهش میل جنسی ، وناهنجاریهایی برای فرزندان از جمله لب شکری ، سرطان خون وسرطان مغز در اثر سیگار ایجاد می‌شود.
در زنان سیگاری ، دردهای عضلانی ، دردهای استخوانی ، خستگی ،ضعف بدن و بی اشتهایی فراوان دیده می‌شود.
آیا معتاد مجرم است یا بیمار؟
جرم معتاد این است که مقدمات اعتیاد را برای خود فراهم ساخته است . ولی وقتی اعتیاد آمد، دیگر فرد معتاد مجرم نیست . زیرا کشش و عادت به مواد چنان در روح و جسم او وجود دارد که نمی‌تواند به آسانی دست از اعتیاد بردارد. بنابر این باید گفت که فرد معتاد،بیماری است که خود در بیمار شدنش نقش داشته است . اگر این معنی و مفهوم در بین مردم و مسئولین کشور ما جا بیفتد، شاید بتوان با تدابیری این بیماران را درمان نمود و از سرایت این مرض به بقیه جلوگیری کرد.

جوانان و ازدواج

ایمن‌ترین راه برای دوری و مصونیت از انحرافات ، ازدواج می‌باشد.ازدواج آثار خیر و پربرکتی دارد از جمله :
۱ـ حفظ دین : «رسولخدا (ص) فرمود: کسی که ازدواج بکند نصف دین خود را خریده است ».
۲ـ باعث پاکدامنی وعفت : رسولخدا (ص): ازدواج بیش از هرچیزدیگری موجب چشم پوشی ازگناهان و موجب پاکدامنی می‌شود.
۳ـ موجب بقاء نسل حلال است : رسولخدا (ص): ازدواج کنید تانسلتان زیاد شود که من در روز جزا از زیادی امّتم و لو به طفل سقط شده ، افتخار می‌کنم .
۴ـ عامل آرامش روانی زن و مرد.
۵ـ نجات از جهنّم : رسولخدا (ص) فرمود: اکثر اهل جهنم از عذب ها(مجردها) هستند!
پیوند زناشوئی و رابطه قانونی زنان و مردان ، از نظر روایات ، دارای ثمرات و فوائد مهمّی است از جمله در جلد ۱۰۳ بحار الانوار این روایات آمده است :
رسولخدا (ص): یکی از مواقعی که درهای آسمان برای رحمت بازمی شود، موقع ازدواج است .
وقتی پیامبر (ص) فهمید که عثمان بن مظعون خود را از ارتباط جنسی با زنش محروم کرده است به او فرمود:
ای عثمان ! این کار را نکن ! زیرا بنده مؤمن وقتی دست زنش را دردست می‌گیرد، برای او ده حسنه نوشته شده و ده گناه از او پاک می‌کنند. و اگر همسرش را ببوسد، خدا صد حسنه برایش می‌نویسد وصد گناه پاک می‌کند. و اگر با زنش مضاجعت نماید، برایش هزارحسنه نوشته شده و هزار گناه پاک می‌نماید. و هرگاه هردو مشغول غسل می‌شوند، آب غسل برهر موئی که جاری می‌شود، برایش حسنه نوشته شده و گناهش پاک می‌شود. و اگر شب سردی غسل نمایند، خدا به فرشتگانش گوید: به دوبنده‌ام نگاه کنید که در این شب سرد، غسل می‌کنند. من شما را شاهد می‌گیرم که هر دو را آمرزیدم .
پیامبر اسلام (ص) فرمود: هرگاه مرد مؤمن با زنش همبستر می‌شود،اجر مجاهد فی سبیل اللّه را برایش می‌نویسند. و هرگاه غسل کنند،گناهانشان پاک می‌گردد.
امّا زن زمانی که باردار می‌شود، اجر روزه دارِ نمازخوان را برایش می‌نویسند و هرگاه درد او را می‌گیرد، آنقدر برایش اجر می‌نویسند که تنها خدا اندازه آن را می‌داند. و زمانی که وضع حمل نمود، برای هربار شیر دادن ، یک حسنه نوشته شده و یک گناه پاک می‌گردد.
رسول خدا (ص) : اگر مجردهای مرد، زنده شده و به دنیا برگردند،همه ازدواج می‌کنند.
امام ششم (ع) : وقتی مؤمنین برای ازدواج حلالی دور هم جمع می‌شوند، منادی از آسمان ندا می‌کند، آگاه باشید، خدا فلان زن رابرای فلان مرد تزویج نمود.
روزی ابوذر به پیامبر عرض کرد: با اینکه مرد و زن در هنگام نزدیکی باهمسرش لذت می‌برد، چگونه ثواب هم برایش می‌نویسند؟
حضرت فرمود: چگونه وقتی عمل حرام انجام می‌دهد و لذت می‌برد، برایش گناه می‌نویسند، در هنگام عمل حلال ، برایش حسنه نوشته می‌شود.
پیامبر خدا (ص): هرکه ازدواج کند، نصف سعادت را بدست آورده است .
امام صادق (ع): در میان کارهای مباح ، ازدواج از همه در نزد خدامحبوبتر است . لذا وقتی مؤمن بر اثر تماس جنسی با زنش ، غسل می‌کند، ابلیس به گریه می‌افتد و می‌گوید: ای وای ! این بنده ، خدایش را اطاعت نمود و خدا هم گناهش را آمرزید.
عکاف می‌گوید: خدمت پیامبر (ص) رفتم . حضرت بمن فرمود: زن داری ؟ گفتم : نه ! فرمود: کنیز داری ؟ گفتم  :نه !
فرمود: سالمی و پولداری ؟ گفتم : آری !
فرمود: پس تو یا برادر شیطانی ! یا راهب نصرانی هستی ، و یا باید مثل بقیه مسلمانان عمل کنی ! سنّت ما ازدواج است و بدترین شمامجردها هستند! وای برتو ای عکاف ! ازدواج کن ! ازدواج کن ! ازدواج کن ! که تو در اشتباهی ! گفتم : ای رسول خدا! پس قبل از اینکه برخیزم همسری به ازدواجم دربیاور! پیامبر هم دختری رابرایم عقد نمود.

منبع:مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن - تاریخ برداشت : ۹۵/۳/۴
بازگشت به ازدواج