فرهنگ مصادیق:مصونیت قرآن کریم از تحریف
محتویات
چکیده
بحث مصونیت قرآن کریم از اهمیت به سزایی برخوردار و اعتبار قرآن موجود و درستی استناد به آن، بستگی به مصونیت قرآن کریم از تحریف دارد. تحریف در یک تقسیم بندی کلّی، به لفظی و معنوی تقسیم میشود.
تحریف، معانی متعددی دارد که بعضی از آنها مانند تحریف معنوی، تحریف در قرائت، تحریف در نگارش، در صورت اثبات آنها، به اصل قرآن کریم و حمیت آن صدمه وارد نمیکند. تحریف به زیاده هم به اجماع مسلمین باطل و اصلاً قائلی ندارد و تحریف مورد نزاع، تحریف به نقیصه است. یعنی آیات یا سوره یا کلمهای از قرآن کریم حذف شده باشد. در این مقاله ضمن اشاره به عوامل توهم تحریف قرآن کریم، جهت مصونیت قرآن کریم از تحریف، به دستهای از ادلهٔ عقلی و نقلی (اعم از قرآن کریم و روایت) استناد شده است.
مقدمه
قرآن کریم، یگانه کتاب آسمانی تحریف نشده، معجزهٔ جاودان نبی مکرم اسلام(ص)، مشعل هدایتی که هرگز به خاموشی نمیگراید، چشمهٔ جوشانی که هرگز خشک نمیگردد. دریای بی کرانی که به عمقش نمیتوان رسید.[۱]
سفرهٔ گستردهای که هر کس به اندازهٔ ظرفیتش و به میزان تشنگی اش از آن بهره میگیرد[۲]، کتاب عزیزی که در فتنهها باید به او پناه برد[۳] و در ارزیابی آراء و تمایلات، آن را باید محور قرار داد.
کتاب جاودانی که پا به پای زمان جریان دارد. شگفتیهای آن هرگز تمام شدنی نیست و نوآوریهای آن تا ابد به کهنگی نمیگراید[۴] و تا روز قیامت، کلامی تازه و نزد هر فرد شاداب و زنده خواهد بود و آهنگ و نغمههای فرح بخش آن در هر زمان، سخن تازهای دارد و تشنگان را سیراب مینماید اما هرگز از آن سیر نمیگردند[۵] دارویی که هیچ دردی با او باقی نمیماند.[۶] نوری که هیچ ظلمتی با او جمع نمیشود.[۷]
هر اثر، نمودار دارایی مؤثر خود است. همان طور که حق تعالی وجود مطلق غیرمتناهی است، کتاب او هم خارج از حد و عد و احصاء است. در عظمت قرآن کریم همین بس که کلامی است از خداوند بزرگ و تراوشی از علم بی انتهای او که هرگز پنجهٔ محدود فکر بشر نمیتواند به همهٔ اسرار و گنجینههای نهفته در آن دست پیدا کند.
تو گویی قرآن کریم، اقیانوس ژرفی است که هر چه بررسی و تحقیق بیش تر، رموز و اسرار آن متجلّی تر گردد، با این همه در طول تاریخ، آن گونه که شایستهٔ این کتاب الهی بوده به آن نپرداخته و گنجینههای گران بهایش را نگشودهاند و به تعبیر حضرت امام خمینی(ره)؛ آن کتاب زندگی و جمال در حجابهای خود ساختهٔ ما پنهان شده است و این گنجینهٔ اسرار آفرینش، در دل خروارها خاکِ کج فکریهای ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگی و فلسفهٔ زندگی ساز او، به زبانِ وحشت و مرگ و قبر تنزل کرده است.
از طرف دیگر، دشمنان دین مبین اسلام همواره دسیسه و توطئه و اهانتهایی بر ساحت قرآن کریم روا داشتهاند. یکی از توطئههایی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر آن سرمایه گذاری کرده و میکنند، ایجاد اختلاف بین مذاهب اسلامی است که در این میان، فرقهٔ وهابی از همه بیش تر تحت تأثیر قرار گرفته و در هر کتاب و نشریه، به شیعه تهمتهای ناروا میزنند که یکی از آنها، نسبت ظالمانهٔ تحریف قرآن کریم به تشیّع است.
در این مقاله ابتدا، تحریف مورد نزاع مشخص و سپس دلایل مصونیت قرآن کریم از تحریف بیان میگردد. امید است مورد قبول صاحب قرآن کریم قرار گیرد.
اهمیت و جایگاه مصونیت قرآن کریم
این بحث از اهمیت ویژهای برخوردار است، از یک سو اعتبار قرآن موجود و درستی استناد به آن، وابسته به مصونیت قرآن کریم از تحریف است و اگر مصونیت قرآن کریم از تحریف به اثبات نرسد، هرگونه استدلال به آن مورد تردید قرار میگیرد، زیرا احتمال دارد که آیات مورد استدلال، تحریف شده و تغییریافته باشد و با چنین احتمالی، استدلال به آنها نتیجه بخش نخواهد بود و از طرف دیگر، بین اعجاز قرآن کریم و عدم تحریف، ارتباط مستحکمی وجود دارد و پذیرش تحریف با قرآن کریم مستلزم انکار اعجاز قرآن کریم است و در نتیجه عدم امکان اثبات نبوت پیامبر اکرم(ص) از طریق اعجاز قرآن کریم است. چه اینکه پیامبر اکرم(ص) معجزهٔ رسالت خود و حقانیت اسلام را، قرآن کریم برشمرده است.
به علاوه اعتبار روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) نیز به ویژه در مقام تعارض روایات با یکدیگر به قرآن کریم متکی است و اگر در قرآن کریم تحریفی رخ داده باشد، اعتبار روایات نیز خدشه دار میشود. بر این اساس، ابتدا واژهٔ تحریف معنی و سپس بعضی از ادلهٔ مصونیت قرآن کریم از تحریف بیان میگردد.
معنای تحریف
تحریف، مصدر باب تفعیل از ریشهٔ حرف است و حرف در لغت به معنی طرف و لبه و کنارهٔ یک چیز را میگویند. "جوهری" در تبیین معنای لغوی حرف چنین گفته است: «حرف کل شی طرفه و شفیره و جانبه»[۸] و در قرآن کریم نیز کلمهٔ حرف به همین معنی لغوی استعمال شده است.
"وَ مِنَ النّاسِ مَن یَعبُدُ اللهَ عَلی حَرفٍ فَان اَصابَهُ خَیرٌ اطمَاَنَّ بِهِ وَ اِن اَصابَتهُ فِتنَهٌ انقَلَبَ عَلی وَجهِهِ..."[۹](بعضی از مردم، که خداوند را در طرف و گوشهای [حاشیه یا مصلحت جویانه] عبادت میکنند یعنی در وسط و در حقیقت بندگی نیستند، لذا با خیری، مطمئن و با امتحانی، روگردان میشوند...) و به تعبیر "زمخشری"؛ اینها همانند کسی هستند که در گوشه و کنار لشگر هستند، تا اگر احساس پیروزی کنند، اطمینان خاطر پیدا میکنند و در غیر این صورت، فرار را بر قرار ترجیح میدهند. غالب لغویان حرف را به معنی گوشه و کناره دانستهاند.
بنابراین واژهٔ تحریف با توجه به معنای باب تفعیل، به معنی منحرف کردن و دگرگون ساختن است. تحریف الکلام یعنی ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است به این معنی که با تغییر و جابه جایی کردن کلمات و جملات یا تفسیر نادرست، تحریف در کلام و گفتار ایجاد میکنند.
پس گاهی الفاظ را جابه جا میکنند که تغییر مفهوم را به همره دارد و زمانی معنا و مفهوم آن کلام را از بستر صحیح آن خارج میسازند. پس تحریف گفتار به معنای کم یا زیاد کردن، تغییر و جابه جایی کردن ظاهر کلمات و یا تفسیر نادرست و تغییر معنای مطلوب متکلم است.
انواع و اقسام تحریف
در یک تقسیم بندی کلّی تحریف را میتوان به معنوی و لفظی تقسیم کرد:
تحریف معنوی
در تحریف معنوی، تحریف کننده بدون کمترین دخل و تصرف در ساختار الفاظ، برداشت انحرافی و تفسیر و توجیه کلام بر خلاف مقصود گوینده میکند و تحریف معنوی در حقیقت همان تفسیر و تأویل به رأی است. وقوع این نوع تحریف را کسی انکار نمیکند. چون که هر کسی که قرآن کریم را به غیر حقیقتش تفسیر کند و آن را به غیر معنای آن حمل کند، در واقع تحریفش کرده است.
قرآن کریم از وقوع این نوع تحریف در کتابهای آسمانی گذشته، با تعابیری یاد کرده است:
"یُحَرِّفوُنَ الکَلِمَ عَن مَواضِعِهِ"[۱۰]؛ "یُحَرِّفوُنَ الکَلِمَ مِن بَعدِ مَواضِعِه"[۱۱]و "یُحَرِّفُونَهُ مِن بَعدِ ما عَقَلُوهُ"[۱۲](گروهی از یهود کلمات خدا را تغییر داده و به بیراهه کشاندهاند).
افراد زیادی از اهل بدعت و مذاهب فاسد، قرآن کریم را بر آراء، اهواء و امیال خود تحریف نمودهاند. روایات زیادی در مذمت آنها نیز نقل شده است. پیامبر خدا(ص) در مذمت تفسیر به رأی فرمودند: «من فسر القرآن کریم برایه فلیتبوا مقعده من النار»[۱۳]. (هر کسی که قرآن کریم را به رأی خود تفسیر کند، میبایست خود را برای آتش مهیا سازد).
حضرت علی(ع) از وقوع چنین تحریفی به خدا شکوه بردند؛ «الی الله اشکو من معشر یعیشون جهّالاً و یموتون ضلالاً لیس فیهم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته و لا سلعه انفق بیعا ولا اغلا ثمنا من الکتاب اذا حرّف عن مواضعه». (به خدا شکوه میبرم از گروهی که با جهالت زندگی میکنند و با گمراهی میمیرند. در میان آنان کالایی کسادتر از قرآن وجود ندارد که قرآن را خوب تلاوت میکنند اما از جایگاهش منحرف میکنند.)[۱۴]
تحریف معنوی و تفسیر به رأی، به رغم مذموم بودن، به اعتبار و حجیت قرآن کریم صدمهای وارد نمیکند چون که امری بیرون از هویت قرآن کریم است که تحریف کننده میخواهد نگرش خود را بر قرآن کریم تحمیل کند و کمترین دخل و تصرفی در ساختار الفاظ و عبارتهای قرآن کریم انجام نمیپذیرد.
تحریف لفظی
تحریف لفظی به چند صورت متصور است: تحریف در قرائت؛ تحریف در نگارش؛ تحریف به فزونی و تحریف به کاستی.
تحریف در قرائت
در نحوهٔ قرائت بعضی از آیات، اختلاف وجود دارد که قرائت قرا سبعه از این باب است و این اختلاف بواسطهٔ خدا و رسول(ص) صورت نگرفته بلکه از طرف مسلمانان بوجود آمده است و به اصل قرآن کریم و حجیت و اتقان آن، صدمه وارد نمیکند.
تحریف در نگارش
نوع دیگر تحریف لفظی، دگرگون نمودن ترتیب نزول آیات و سورههای قرآن کریم در نگارش از لحاظ تقدم و تأخیر است، نه افزایش و کاهش الفاظ. یعنی آیا آیات و سور قرآن کریم موجود، بر طبق ترتیب نزول، تنظیم شده است؟ در مورد ترتیب آیات، اختلافی وجود ندارد، اما در مورد ترتیب سور، اختلافات جزئی وجود دارد و این بحث هم از تحریف مورد نزاع خارج و صدمهای به حجیت قرآن کریم وارد نمیکند.
تحریف لفظی به فزونی
یعنی آیا آیه یا سورهای بر قرآن کریم افزوده شده است، عالمان شیعه و سنّی اتفاق نظر دارند، چنین چیزی تحقق نیافت و تأملی هم ندارد و با اعجاز قرآن کریم و آیات تحدی هم سازگاری ندارد.
تحریف لفظی به کاستی
مراد از تحریف در آیات و سور این است که برخی از کلمات، آیات و سور حذف شده و گم گردید، این همان تحریف محل نزاع و مصطلح است که محققان از علما شیعه و اهل سنّت با ادلهٔ عقلی و نقلی و شواهد تاریخی به اثبات صیانت قرآن کریم از تحریف پرداختهاند و گروهی اندک از هر دو طایفه از اخباریون، قائل به این نوع از تحریف شدهاند که دست آویزی برای پارهای از مستشرقان نیز گشته است.
پس تحریف مورد بحث، تحریف به نقص است که آیا از قرآن موجود، کلمه یا جمله یا آیات و سوری حذف شده است؟!
اسباب توهم تحریف قرآن کریم
علل زیادی به عنوان عوامل توهم تحریف قرآن کریم میتوان بر شمرد که مهمترین آن عبارتند از: آمیختگی حدیث پیامبر(ص) با آیات قرآن کریم؛ آمیختگی نص و تفسیر (یعنی توضیح و تفسیر و یا شأن نزول و تعیین مصادیق آیه با خود آیات مخلوط شده و شنونده و خواننده به جهت عدم آگاهی، برداشت ناصوابی کرده و قائل به تحریف شده)؛ وجود احادیث جعلی (دستهای از احادیث که ظهور در تحریف قرآن کریم دارد)؛ تعدد قرائت مختلف؛ مصحف حضرت علی(ع) و مصحف حضرت زهرا(س) و عداوت معاندان اسلام و قرآن کریم، از جمله اسباب توهم تحریف به شمار میرود.
دلایل مصونیت قرآن کریم از تحریف
قرآن کریم نازل شده بر پیامبر اعظم(ص)، از زمان نزول تاکنون نه مفقود شده و نه بر آن مطلبی افزوده شده است بلکه همواره بین مسلمانان نوشته و حفظ میشده و با تواتر قطعی بی نظیری، نسل به نسل قرائت شده و به دست ما رسیده و این از مسلّمات تاریخ و مورد اتفاق و قبول مسلمانان بلکه دانش مندان غیرمسلمان است.
در میان علما و محقیقن شیعه و سنّی مشهور و معروف است که هیچ گونه تحریفی در قرآن کریم رخ نداده و قرآنی که در دست ماست، همان قرآنی است که بر پیامبر(ص) نازل شده و حتّی کلمه و یا حرفی از آن، کم و زیاد نگردیده است.
دلیل عقلی
خداوند حکیم برای هدایت بشر، قرآن کریم را نازل کرده است و با توجه به خاتمیت دین و نبوت، اگر قرآن کریم مورد تحریف واقع شود، بر اساس خاتمیت، پیامبر دیگری که راه درست را به مردم نشان دهد، نخواهد آمد و در نتیجه مردم گمراه خواهند شد بدون آنکه در این گمراهی تقصیری متوجهٔ آنان باشد بلکه این ضلالت و گمراهی مستند به عدم حفظ الهی میشود و این امر با ساحت اقدس ربوبی سازگاری ندارد و نقض غرض لازم میآید و مخالف با حکمت الهی است.
قاعدهٔ لطف اقتضاء میکند که طبق حکمت الهی بر خداوند لازم است که آن چه باعث تقرب و بُعد از معصیت میشود، فراهم کند با توجه به این که اسلام دین جاودانه و ابدی است و قرآن کریم هم عماد اسلام و سند باقی است، لذا قرآن کریم باید به عنوان حجّت در طول نسلها باقی بماند و از هرگونه تعرض معاندین و جاهلین محافظت شود و الا نقض غرض لازم میآید.
کتابی که اولین و مهمترین مرجع مسلمین در زندگی دینی و سیاسی و اجتماعی است و اساس دین اسلام و منبع اصیل برای امهات مسائل، اعم از فروع و اصول دین است و همه مواظبت بر حفظ و نگهداری آن دارند، چگونه ممکن است مورد تحریف واقع شود لذا نقل و حفظ کتابی که از روز اول مورد عنایت ویژه و امر مقدّس بین مسلمین بوده، به مراتب بیش تر از عنایت به حفظ کتاب سیبویه و امثال آن است و علم به صحّت و مصونیت قرآن کریم به مراتب بیش تر از مثل علم به شهرها و حوادث بزرگ و وقایع مهم و کتب مشهور است که عنایت زیادی به حفظ و حراست آنها دارند چون که قرآن کریم معجزهٔ نبوت و مأخذ علوم دینی و احکام شرعی بوده است.
دلائل نقلی:
الف) قرآن کریم
۱ـ آیهٔ حفظ: "اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ"[۱۵](ما قرآن کریم را نازل کردیم و خودمان نگهبان و حافظ آن هستیم).
این آیهٔ شریفه متضمن بقاء قرآن کریم و سلامت آن از هرگونه دخل و تصرف در طول تاریخ میباشد و ضمانت الهی هم "لا یختلف و لا یتخلف" است چون که: "اِنَّ اللهَ لا یُخلِفُ المیعادَ"[۱۶]. (همانا خدواند خلف وعده نمیکند).
علامه طباطبایی(ره) در توضیح این آیهٔ شریفه میگویند: «قرآن کریم، ذکر زنده و جاودانه است. از هرگونه فراموشی، نقص و زیادتی مصون است. پس آیه دلالت میکند که کتاب خدا از تمام انواع تحریف مصون و محفوظ است و بعد از نزولش تا ابد حفظ و نگهداری میشود.[۱۷]
"زمخشری" از مفسّرین اهل سنّت در تفسیر این آیهٔ شریفه میگوید: «خداوند متعال حافظ و نگهدار قرآن از هر گونه زیاده و نقصان، تغییر و تبدیل است و این اهتمام بر حفظ و نگهداری، دلیل بر آن است که قرآن همواره به عنوان ذکر و آیه و نشانه بودن، باقی خواهد ماند».[۱۸]
توضیح آیهٔ شریفه: این آیه از دو جمله ترکیب شده است؛ در جملهٔ اول "اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ" با دو تأکید انّا و نحن و با به کارگیری ضمیر جمع، جای مفرد به صورت مسلّم و قطعی خبر میدهد که قرآن کریم از سوی خداوند است.
با این تأکید و ضمیر جمع، هم عظمت قرآن کریم و نزول آن را تأیید و هم دخالت هر نیروی دیگری را نفی و دلالت بر مصونیت قرآن کریم در هنگام نزول و انتساب آن به خدواند را تأکید میکند. جملهٔ دوم "اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ" هم با ادات تأکید «ان ـ لام لحافظو» و با به کارگیری صیغهٔ جمع «لحافظون» حفظ قطعی و مسلّم قرآن کریم را پس از نزول بیان میکند و از آن جا که حفظ و مصونیت قرآن کریم به صورت مطلق ذکر شده، لذا قرآن کریم به صورت مطلق در همهٔ زمانها از هرگونه تحریف، مورد حفاظت خداوند خواهد بود و هیچ نوع حفظ، مهم تر از حفظ از تحریف نیست.
پس خداوند در این آیهٔ شریفه به پیامبر(ص) و همهٔ مؤمنین اطمینان میدهد که این قرآن بدون پشتوانه نیست تا کسی یا کسانی بخواهند نورش را خاموش کنند. اگر همهٔ جباران و ستم گران و اندیش مندان منحرف جهان، دست در دست هم بخواهند به آن ضربه بزنند، توانایی نخواهند داشت چرا که خداوند در حفظ و پاسداری از آن ضمانت کرده است.
۲ـ آیهٔ عزت: "...وَ اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ" ـ "لا یَاتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ"[۱۹]. (...و قطعاً قرآن کتابی شکست ناپذیر (عزیز) است) ـ (باطل به هیچ وجه و از هیچ سو به آن رو نمیآورد چرا که از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است). لذا تحریف که از مصادق بارز و آشکار باطل است هرگز به حریم قرآن کریم راه نخواهد یافت.
در این آیهٔ شریفه، دو صفت برای قرآن کریم به کار رفته است که دلالت بر مصونیت قرآن کریم از تحریف دارد: صفت عزیز از مادهٔ عزّت که واژهٔ عزّت از ارض عزا از (زمین سخت) گرفته شده است. پس عزیز به معنای شکست ناپذیر و نفوذناپذیر است؛ صفت باطل به معنی تباه شونده و تباه کننده است و به هر چیزی که به تباهی میانجامد یا امر دیگری را به تباهی میکشاند، اطلاق میشود.
از این رو چیزهای فاسدشونده و مطالب نادرست و امور بی ثبات را باطل مینامند و جملهٔ "... مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ ..." دلالت دارد که هنگام نزول آیات و پس از نزول، به هیچ وجه و از هیچ جهت، باطل در آن راه ندارد.
صفت عزیز به تنهایی دلالت بر عدم تحریف قرآن کریم دارد، چون که تحریف، نوعی شکست پذیری و نفوذپذیری است که با عزیز بودن قرآن کریم سازگاری ندارد و اگر مورد دست بُرد قرار گیرد و بتوانند به دل خواهشان از آن کم یا زیاد کنند، نفوذپذیر و فاقد عزّت خواهد شد بلکه کتابی که به صورت مطلق عزیز است، از همهٔ گزندها مصون است. از صفت دوم هم مصونیت قرآن کریم از تحریف به خوبی استفاده میشود، چون که با توجه به اعجاز و حق بودن قرآن کریم، هرگونه تغییری که اعجاز و معارف آن را دگرگون سازد، مصداق تباه شونده و تباه کننده است.
چنانکه هرگونه حذف آیات را نیز از قرآن کریم نفی میکند، چون که اگر خداوند اراده فرموده که معارف قرآن کریم در اختیار بشر قرار گیرد، حذف شدن آن آیات، مصداق بارز روی آوردن باطل به قرآن کریم به شمار میآید.
جملهٔ پایانی این آیهٔ شریفه؛ "... تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ ..." اشاره به این نکته دارد که مصونیت قرآن کریم از تحریف، به خاطر این است که قرآن کریم از سوی خداوند حکیم و حمید نازل شده است لذا حکمتش اقتضاء دارد که ضمانت حفظ و حراست بدهد و حمید است چون که خلف وعده نمیکند.
آیات تحدّی
بعضی از علما، بزرگترین دلیل بر نفی تحریف را، اعجاز قرآن کریم قلمداد کردهاند با توجه به اینکه آیات تحدی دلالت دارد که هیچ کس نمیتواند همانند هیچ یک از سور قرآن کریم بیاورد لذا اگر کسی ادعای زیاده در قرآن کریم بدهد، این ادعا باطل است. چون که معنایش این است که افراد عادی میتوانند مثل قرآن کریم بیاورند و حال آنکه آیات تحدی آن را به شدّت نفی میکند.
"قُل لَئِنِ اجتَمَعَتِ الاِنسُ وَ الجِنُّ عَلی اَن یَاتُوا بِمِثلِ هذَا القُرآنِ لا یَاتُونَ بِمِثلِهِ وَ لَو کانَ بَعضُهُم لِبَعضٍ ظَهیراً"[۲۰](بگو [ای پیامبر] اگر همهٔ جن و انس متفق شوند که مانند این قرآن را بیاورند، هرگز نمیتوانند اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند).
"وَ اِن کُنتُم فی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فَاتُوا بِسوُرَهٍ مِن مِثلِهِ ..."[۲۱](اگر شما شک دارید در آن چه [قرآنی] را بر بندهٔ خویش نازل کردیم، پس سورهای مثل آن بیاورید...).
اگر کسی ادعا کند که کلمه یا کلمات یا آیات و سوری از قرآن کریم حذف شده است، این به هیچ وجه صحیح نیست چون که موجب خلل در اسلوب بدیع قرآن کریم میشود و در این صورت نظم اعجازآمیزی که امکان آوردنش ممکن نبوده، به هم خورده و حال آنکه قرآن کریم در اعلا درجه فصاحت و بلاغت است و اگر کسی احتمال تبدیل کلمه بدهد، معنایش این است که این بدل آورده شده کلام بشر است و بشر توان دارد مثل قرآن کریم بیاورد و حال آنکه این با آیات تحدی سازگاری ندارد.
مفسّرین و علماء علوم قرآن کریم به آیات دیگری از قبیل آیهٔ رصد[۲۲]؛ آیهٔ اطفاء نورالهی[۲۳]؛ و آیهٔ جمع[۲۴] و ... ـ هم استدلال نمودهاند با توجه به محدودیت مقاله به همین مقدار اکتفا میشود.
ب) دلیل روایی مصونیت قرآن کریم
روایاتی که دلالت بر مصونیت قرآن کریم از تحریف دارد، زیاد است که برخی از آنها عبارت اند از:
۱ـ حدیث ثقلین: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ان تمسکتم بهما لن تضلّوا ابدا».
در این این حدیث معتبر که به صورت متواتر در منابع روایی شیعه و اهل سنّت نقل شده است، قرآن کریم و عترت پیامبر(ص) به عنوان دو گوهر گران سنگی معرفی شده است. مادامی که امّت اسلام به آن دو چنگ زنند، هرگز گمراه نخواهند شد. در صورتی که اگر قرآن کریم تحریف شده بود، چنگ زدن به آن، نه تنها مانع گمراهی نمیشود، بلکه خود گمراه کننده خواهد بود. امیرالمؤمنین علی(ع) در معنای تمسّک به قرآن کریم فرمودند: «قرآن مشعلی فروزان و شفابخشی قطعی و سرچشمهٔ نور است... کژی در آن راه نیابد تا نیازمند راست کردن گردد و به انحراف نمیگراید ...»[۲۵]
۲ـ احادیث عرضه بر کتاب: سنّی و شیعه از پیامبر اعظم(ص) و ائمهٔ اطهار(ع) به تواتر نقل کردهاند که مسلمانان باید احادیث وارده را بر کتاب خدا عرضه کنند و تنها روایاتی که مضمون آنها موافق با آیات قرآن کریم بود ،بپذیرید و آیاتی که مخالف قرآن کریم بود، رد کنید.
«فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه»[۲۶]
معروض علیه یعنی کتاب الله باید مقطوع باشد، چون که مقیاس حق و باطل در روایات، قرآن کریم است و از آن جا که روایات تحریف مخالف قرآن کریم است، پس باید طرد شود. امام صادق(ع) میفرمایند: «کل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو زخرف».[۲۷](هر روایتی که موافق کتاب خدا نباشد، باطل است).
بنابراین وقتی قرآن کریم ملاک و معیار صحّت روایات باشد، لازمه اش این است که خود قرآن کریم، سالم و از تحریف به دور باشد و الا عرضهٔ روایات بر قرآن کریم و ملاک بودن آن، منطقی و معقول نخواهد بود.
نتیجه:
تحریف، معانی متعددی دارد که بعضی از آنها مانند تحریف معنوی، تحریف در قرائت، تحریف در نگارش، در صورت اثبات آنها، به اصل قرآن کریم و حجیت آن صدمه وارد نمیکند و هیچ دلالتی بر نقص و عیب قرآن کریم ندارد، اما تحریف به زیاده به اجماع مسلمانان باطل و اصلاً قائلی ندارد.
تحریف مورد نزاع، تحریف به نقیصه است که آیات یا سوره یا کلمهای از قرآن کریم حذف شده باشد، و عمدهٔ علمای شیعه و اهل سنّت، آن را باطل میدانند و عدهٔ قلیلی از محدثین شیعه و اهل سنّت قائل به آن هستند و آن چه که سبب توهّم تحریف قرآن کریم شده، عبارت اند از آمیختگی حدیث پیامبر(ص) با آیات قرآن کریم، آمیختگی نص و تفسیر و وجود احادیث جعلی.
برای اثبات مصونیت قرآن کریم از تحریف، از ادلهٔ عقلی و نقلی استفاده شده است و از ادلهٔ نقلی به آیه ذکر و عزت و آیات تحدی و در قسمت روایات به حدیث ثقلین و احادیث عرضه بر کتاب استدلال شده است و اثبات شده است که قرآن کریم موجود، همان قرآن کریم نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) است و هیچ گونه تحریفی واقع نشده است.
فهرست منابع
۱ـ قرآن کریم.
۲ـ نهج البلاغه.
۳ـ طباطبایی. سید محمدحسین، تفسیر المیزان، منشورات جامعهٔ مدرسین، قم.
۴ـ زمخشری. محمود، تفسیر کشاف، دارالکتاب العربی، بیروت.
۵ـ مکارم شیرازی. ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتاب السلامی، تهران.
۶ـ مجلسی. محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفا، بیروت،۱۴۰۴ق.
۷ـ عاملی. حر، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم، اول، ۱۴۰۹ق.
۸ـ نوری. میرزا حسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، بیروت، اول، ۱۴۰۸ق.
۹ـ معرفت. محمدهادی، صیانه آلقرآن کریم من التحریف، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، اول، ۱۴۱۳ق.
۱۰ـ جوادی آملی. عبدالله، نزاهت قرآن کریم از تحریف، مرکز نشر اسراء، قم، اول، ۱۳۸۳ش.
۱۱ـ ری شهری. محمد مهدی، میزان الحکمه، دارالحدیث، تهران، اول، ۱۳۷۷ش.
۱۲ـ مصباح. محمدتقی، قرآن شناسی، انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، دوم، ۱۳۸۰ش.
۱۳ـ جعفریان. رسول، افسانهٔ تحریف قرآن، چاپ و نشر بین الملل، تهران، دوم، ۱۳۸۴ش.
پانویس
- ↑ قال علی(ع): انزل علیه الکتاب نورا تطفا مصابیحه و سراجا لا یخبر توقّده و بحرا لا یدرک قعره.
- ↑ ان هذا القرآن کریم ما دبه الله فتعلوا ما دبته ما الستطعتم، میزان الحکمه، ج8، ص74.
- ↑ اذا التسبت علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم با لقرآن کریم.
- ↑ لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه.
- ↑ جعله ریا لعطش العلماء ... اما لا یشبع منه علماوه، میزان الحکمه، ج8، ص66.
- ↑ دواء لیس بعده داء.
- ↑ نوراً لیس معه ظلمه.
- ↑ نزاهت قرآن کریم از تحریف، ص15.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ حج، آیهٔ شریفهٔ 11.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ نسا، آیهٔ شریفهٔ 46.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ مائده، آیهٔ شریفهٔ 41.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ بقره، آیهٔ شریفهٔ 75.
- ↑ نزاهت قرآن کریم از تحریف، ص19.
- ↑ نهج البلاغه، خطبهٔ 17، ص147.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ حجر، آیهٔ شریفهٔ 9.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ آل عمران، آیهٔ شریفهٔ 9.
- ↑ المیزان، ج12، ص103.
- ↑ الکشاف، ذیل آیه.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ فصلت، آیات شریفهٔ 41 و 42.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ اسراء، آیهٔ شریفهٔ 88.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ بقره، آیهٔ شریفهٔ 23.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ جن، آیهٔ شریفهٔ 27.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ توبه، آیهٔ شریفهٔ 32.
- ↑ سورهٔ مبارکهٔ قیامت، آیات شریفهٔ 17ـ9.
- ↑ افسانهٔ تحریف قرآن، ص22.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج17، ص325.
- ↑ وسائل الشیعه، ج18، ص798.







