فرهنگ مصادیق:توبه – اسلام پدیا
محتویات
معنا و ماهیت توبه
توبه در لغت به معنای دست کشیدن از گناه و بازگشتن به راه حق است و به تعبیر دیگر، بازگشت به پشیمانی از گناه است[۱][۲]
در قرآن کریم هم «توبه عبد» مطرح است و هم «توبه خدا». توبه عبد به معنی برگشتن عبد به سوی خدا با ترک گناهان خود است. توبه خدا به معنی برگشت خدا به سوی عبد خود با نظر لطف و مرحمت است. توبه انسان گناهکار در بین دو توبه خدا قرار دارد.[۳] به این صورت که ابتدا خدا به سوی انسان گناهکار بر میگردد و گناهکار به این وسیله توفیق توبه پیدا میکند و بار دوم خدا بعد از توبه عبد به سوی بنده خود بر میگردد و توبه او را میپذیرد و او را میبخشد[۴].
گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو میرود، خود را به نابودی نزدیک میکند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان میگشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزهٔ خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند.
نکتهٔ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیتهای گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین میبرد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»[۵] آنچه از این آیه و دیگر آیات و روایات استفاده میشود این است که اگر انسان از گناهانش پشیمان شود و توبه کند، خداوند توبه او را میپذیرد و تمام گناهانش را میبخشد. گویا هیچ گناهی مرتکب نشده است.[۶]طبق این بیان بدیهی است که تمام عبادات و کارهای خوب گذشته و آینده او را میپذیرد. پس انسان گناه کار در هیچ شرایطی نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگ تر باشد باز رحمت الاهی واسع تر است.
شرایط توبه
توبه واقعی دارای شرایطی است که در زیر به آن اشاره میشود:
۱- اگر فرد گناه کار گناه را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد، خداوند متعال توبه او را خواهد پذیرفت[۷]“. منظور از جهالت در این آیه اعم از عدم علم به حرام و گناه بودن عمل و طغیان غرائز و تسلط هوسهای سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان است. در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمیرود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بی اثر میگردد. و هنگامی که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانی برابر خواهد بود.
ولی اگر گناه بر اثر چنین جهالتی نباشد بلکه از روی انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنی انجام گیرد، چنین گناهی حکایت از کفر میکند و به همین جهت توبه آن قبول نیست.[۸]
۲- عدم تأخیر آن تا زمان مرگ. اگر کسی بداند تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست، اگر توبه کند، توبه او پذیرفته نخواهد شد. همانطور که خداوند متعال میفرماید: کسانی که در آستانه مرگ قرار میگیرند و میگویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد”.[۹]
۳- تصمیم جدی بر ترک گناه (با علم به توانایی انجام آن -چون اگر کسی فلج و ناتوان شده و قدرت بر ارتکاب گناه را ندارد، توبه وی ارزشی نخواهد داشت-)
۴- ندامت، اگر کسی از گناه خود واقعا پشیمان و نادم نباشد در حقیقت توبه نکرده است؛ هر چند گناه را ترک کرده باشد.
۵- جبران گناه و لغزشهای گذشته.
۶- استغفار و طلب آمرزش از خداوند.[۱۰]
بنابراین اگر کسی واقعاً با رعایت این شرایط توبه کند هرگز نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگتر باشد باز رحمت الهی واسع تر است و قطعا خداوند به وعده خود عمل کرده و توبه او را خواهد پذیرفت؛ بهرحال کسی که دوست دارد در لجن زار گناه بماند و از آلودگیها تغذیه کند معلوم است که هنوز از گناهان خود پشیمان نشده است؛ لذا در این حالت توبه معنا ندارد. و معلوم نیست که در آینده نیز موفق به ترک گناه خواهد شد یا نه، بلکه تکرار گناه ممکن است زمینه و توفیق توبه را از انسان سلب کند!. بله اگر موفق به توبه واقعی با تمام شرایط آن شود توبه اش پذیرفته خواهد شد.
نکتهٔ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیتهای گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین میبرد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است[۱۱].»[۱۲]
توبه واقعی از حق الله و حق الناس
آن چه از متون دینی استفاده میشود این است که توبه کردن کار سادهای نیست. حضرت امیر المؤمنین (ع) میفرماید: «ترک گناه، آسان تر از توبه کردن است»[۱۳] توبه تنها استغفر الله گفتن نیست. توبه یعنی این که انسان با تمام وجود خویش به سوی خدا برگردد. از گناه خود پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و اگر تضییع حقی کرده است، حق الله باشد یا حق الناس آن را بر آورده سازد. قرآن مؤمنین را به «توبه نصوح»[۱۴] دعوت میکند. امام علی (ع) میفرماید: «توبه نصوح یعنی توبهای که گناهکار در درون خود، پشیمان شود و با زبان استغفار کند و تصمیم بگیرد که گناه خود را تکرار نکند»[۱۵].
روایت شده است که امیر المؤمنین (ع) از مردی شنید که استغفر الله میگفت، فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! آیا می دانی استغفار به چه معناست؟ استغفار درجه «علٌیٌین» است و برای تحقق آن شش شرط است: اول: پشیمانی از گناه گذشته؛ دوم: تصمیم جدی بر تکرار نکردن آن؛ سوم: حقوق مردم را بپردازی و با پاکی خدا را ملاقات کنی به گونهای که هیچ گناهی بر تو نباشد؛ چهارم: انجام بدهی هر واجبی را که بجا نیاوردهای؛ پنجم: همت کنی گوشتی را که از حرام بر تن تو روییده ذوب کنی تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازهای بروید؛ ششم: رنج عبادت را به تن بچشانی؛ چنان که شیرینی معصیت را به آن چشاندهای، پس آنگاه بگو: استغفر الله»[۱۶].
بنابراین از این حدیث شریف دانسته میشود که شرط قبولی توبه جبران کردن واجبات فوت شده و بجا آوردن حقوق الناس است. تا اگر انسان حقوقی را از کسی تضییع کرده باشد، در صدد جبران آن براید. چرا که خداوند متعال در باره حقوق الناس بسیار سخت گیرتر است. و تا زمانی که صاحب حق راضی نشده باشد، خداوند متعال هم راضی نمیشود، و لذا توبه گناهکار را نخواهد پذیرفت.
در حدیثی آمده است که «ظلم و ستم در یک ساعت در نزد خدا از شصت سال گناه بدتر است»[۱۷]. در حدیثی دیگر میخوانیم: «ظلم سه قسم است ظلمی که خدا آن را میآمرزد و ظلمی که خدا نمیآمرزد و ظلمی که خدا از آن صرف نظر نمیکند؛ ظلمی که خدا نمیآمرزد شرک به خداست و ظلمی که میآمرزد ظلمی است که انسان به خودش میکند در آن چه میان او و خدای عزیز است و اما ظلمی که از آن صرف نظر نمیکند حقوقی است که بندگان بر گردن یکدیگر دارند»[۱۸][۱۹]
تاخیر در توبه
همواره پیش گیری بهتر از درمان است. انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوراً توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تاخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند.
توبه، واجب فوری است؛ یعنی لازم است پس از ارتکاب گناه، بلا فاصله توبه کرد. لقمان به فرزندش سفارش میکند: « ای پسرم! توبه را به تاخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا میرسد»[۲۰]. مرگ خبر نمیکند و ممکن است پیش از آن که گناهکار موفق به توبه شود، مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا برود. همچنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و در اثر عدم توبه حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کرده و کافر شود و در نهایت با کفر از دنیا برود. همانطور که خداوند متعال میفرماید: «سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند»[۲۱].
درست است که «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است[۲۲]»؛ ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تاخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد شد.[۲۳]
توبه از زنا
زنا و رابطه نامشروع با زنان یکی از مفاسد بزرگ اجتماعی است که باعث خسارتهای جبران ناپذیر است. به همین جهت اسلام آن ر ا حرام دانسته و مجازاتهایی را برای آن در نظر گرفته است.
اولین و بهترین راه برای نجات از این مهلکه عظیم راه پشیمانی و توبه در درگاه الهی است. بر این اساس افراد گناهکار وظیفه دارند اسرار خود را حفظ کرده و تنها در پیشگاه خدای توبه پذیر و مهربان به گناه خود اعتراف کرده و توبه نصوح نمایند[۲۴].
اما توبه از دو جهت قابل بررسی است:
۱٫ از جهت آثار دنیوی و تخفیف در اجرای حدود که این بخش دو صورت دارد.
الف : یا این که پیش از اقامهٔ بینه توبه میکند.
ب : یا بعد از اقامهٔ بینه توبه مینماید
این توبه پیش از اقامه بیّنه بر زنا است؛ زیرا اگر شخص زناکار پیش از اقامهٔ بیّنه توبه کند حدّ از او ساقط شده و بر او جاری نمیشود خواه آن حدّ سنگسار باشد یا شلّاق و همچنین اگر قبل از اقرار توبه نماید حد ساقط است.
اما شخصی که مرتکب گناهی شده و مستحق حدّ است اگر پس از اقامهٔ بیّنه و یا پس از اقرار توبه نماید، اگر در زمان حضور امام معصوم (ع) باشد آن حضرت مختار است که او را ببخشد و یا حدّ بر او جاری کند این حدّ خواه رجم باشد یا غیر آن، بعید نیست که این تخییر برای نائبان امام معصوم هم ثابت باشد.
۲٫ از جهت آثار اخروی و تخفیف در عذاب اخروی
این در دو صورت محقق است یا این که حدّ بر او جاری نشده است و یا این که حدّ بر او جاری شده است.
الف. در صورتی که توبه نماید مورد لطف الاهی قرار خواهد گرفت؛ زیرا از مجموع آیات و روایات چنین بر میآید که خداوند توبه کنندگان را (در صورتی که توبه واقعی و با حفظ شرایطش باشد) عذاب نمینماید در این خصوص به یک روایت اشاره میکنیم:
از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: … رسول خدا (ص) بر منبر خود فرموده است: … سوگند به آن کسی که جز او کسی شایسته پرستش نیست خداوند هیچ مؤمنی را پس از توبه و استغفار عذاب نمیکند جز به خاطر بدگمانی او به خدا و تقصیر در امیدواری و بدخلقی و غیبت از مؤمنین.
اما در صورتی که حد بر او جاری شود دست کم به دو دلیل در آخرت کیفر نمیبیند.
الف. بر اساس روایات، حدود الاهی مطهر و پاک کننده هستند یعنی آن گناهکار را از آلودگی آن گناه پاک مینمایند.
در روایات وارد شده که زنی خدمت امیر المؤمنین (ع) آمده و گفت: یا امیر المؤمنین من زنا کردهام مرا از گناه پاک ساز خداوند شما را پاک دارد زیرا عذاب دنیا آسانتر است از عذاب آخرت که هرگز بریده نخواهد شد … .
ب. اساساً کسی که عادل باشد به موجب یک خطا دو بار مجازات نمیکند از این رو خداوند که عدل مطلق است به دلیل یک گناه دو بار عقوبت نمیکند. در روایات از علی (ع) نقل شده که آن حضرت (ع) فرمود: خداوند عالیتر و کریمتر از آن است که بندهاش را دو بار مجازات کند.[۲۵]
توبه از شراب خواری
پشتوانهٔ توبه از هر گناهی، اعتقادات و ارزشهای است که شخص آن را به واقع قبول دارد. انسان اگر ایمان به خداوند و روز رستاخیز داشته باشد و بداند نتیجهٔ اعمالش را در سرای دیگر میبیند و بدین واسطه خویش را از غفلت، نجات دهد؛ به راحتی میتواند از گناهان دست بکشد. اگر انسان درک کند که محرمات (کارهای حرام)، چگونه او را به تیره بختی و سراشیب سقوط میاندازد، خیلی راحت تر میتواند دست بکشد. شراب و هر مست کنندهای، در اسلام جزء این محرمات است. اما برخی از راههای عملی برای ترک نوشیدن مشروبات الکلی به این شرح است:
۱٫ ابتدا باید یک تصمیم اساسی و جدی در ترک آن وجود داشته باشد، به طوری که هیچ چیز نتواند ارادهٔ انسان را تضعیف کند.
۲٫ در رابطه با دوستان یا اموری که انسان را به این عمل دعوت میکنند، تجدید نظر شود.
۳٫ از مکانهای خلوت و جاهایی که امکان ارتکاب به گناه (همچون مصرف مشروبات الکلی) برای انسان فراهم میشود، میبایست دوری کرد.
۴٫ به مضرات جسمانی مصرف مشروبات الکلی به خوبی توجه شود. (کسب نظر متخصصان و پزشکان مجرب و دلسوز در این مورد میتواند راهگشا باشد)
۵٫ پرداختن به امورات معنوی (از جمله توجه کامل به دستورات اسلام) نیز ذکر نام خداوند متعال در همه حال و باور داشتن به حضور خداوند در همه جا مانع ارتکاب انسان به گناه میشود.
برخی از روایاتی که دربارهٔ مشروبات الکلی و مست کننده وارد شده است، به شرح زیر است:
از میان دهها روایت در این باره، چند روایت از امام صادق(ع) را ذکر میکنیم:
امام صادق(ع) میفرمایند: «هر کس جرعهای از شراب (یا هر مست کنندهٔ دیگر) بخورد؛ خداوند و ملائکه و رسولانش و مؤمنان او را لعنت میکنند. پس اگر به اندازهای بخورد که مست شود، روح ایمان از جسد وی خارج میشود…»[۲۶]. همچنین میفرماید: «شراب، رأس همهٔ گناهان است.»[۲۷] یا در جای دیگری میفرمایند:
«خداوند برای شر و بدی قفلی قرار داده است که کلید آن، شراب ( مسکرات) است[۲۸][۲۹]
بنابراین همانگونه که بدان اشاره شد، تنها راه نجات انسان از غرق نشدن در لجن زار گناه و معصیت، توبه واقعی و بازگشت به سوی خداوند متعال و توبه پذیر است، تا انسان پس از ترک واقعی گناه، رضایت پروردگار خویش را کسب نموده و در جهت تعالی خویش در مسیر الی الله خالصانه گام برداد.
توبه از گناه غیبت
باید توجه داشت که گرچه توبه از نشانههای رحمت و لطف وسیع الاهی است و قرآن کریم میفرماید: «قطعاً خداوند توبه کنندگان را دوست دارد»[۳۰]، اما قبول آن دارای شرایط و قیود متعددی است از جمله این که آثار گناه باید جبران شود و در گناهانی مانند غیبت که پای حقوق مردم در میان است، جبران آثار آن و فراهم کردن رضایت کسانی که حق شان پایمال شده است بسیار مشکل است و نهایت چیزی که در اثر توبه از آن ممکن است حاصل شود عدم عقوبت و عذاب است. نه این که چنین توبهای به تنهایی باعث بهشت رفتن فرد توبه کننده هم بشود. زیرا آنچه در قرآن آمده است که خداوند متعال از حق خود به راحتی میگذرد و گناهان توبه کننده گان را به
حسنات تبدیل میکند،[۳۱] توبه کننده را وارد بهشت میکند؛ اینها مربوط به گناهانی است که فقط حق الله باشند. اما در مورد حقوق مردم این طور نیست و اگر غیبت کننده توبه کرده و آثار سوء گناه خود را جبران نماید گناه بزرگ او بخشوده خواهد شد. اما برای رسیدن به بهشت باید اعمال نیک و خیرات و حسنات هم داشته باشد.
در روایات زیادی وارد شده است که اگر شخصی فلان کار را انجام دهد جزا و پاداش او بهشت است، یا اولین فردی است که وارد بهشت میشود، اما این در صورتی است که این فرد گناه دیگری نداشته باشد؛ زیرا قرآن از سویی میفرماید: “…حسنات (کارهای نیک و ثواب)، سیئات (گناهان و آثار آنها را) از بین میبرند…”[۳۲]یعنی حسنات و کارهای نیک انسان در مرتبه اول جبران و آمرزش دیگر گناهان مخصوصاً حقوق مردم را میکند و بعد از آن موجب ترقی و تعالی انسان میشود. و از سویی دیگر از آیات قرآن به دست میآید که بعضی گناهان باعث حبط و از بین رفتن اعمال نیک انسان میگردند؛ همانند ارتداد، کفر نسبت به آیات خدا و عناد به خرج دادن نسبت به آنها، دشمنی با رسول خدا و صدا بلند کردن در حضور رسول خدا و بعضی از گناهان نیز هست که حسنات صاحبش را به دیگران منتقل میکند؛ مانند گناهانی همچون قتل و غیبت و بهتان و … به هر حال اعمال نیک و بد انسان به انحاء مختلف در یکدیگر اثر میگذارند[۳۳]، و آنچه در روایات امام صادق (ع) آمده، میتوان درستی مطالب بالا را برداشت کرد.
امام صادق (ع)فرمود:” خداوند متعال به حضرت موسی پیامبر (ع) وحی کرد: غیبت کننده اگر با توبه بمیرد آخرین وارد شونده در بهشت است و اگر با این حالت بمیرد اولین وارد شونده در آتش است.”[۳۴]
در منظور این روایت باید گفت که حتی با تأثیر توبه در آمرزش گناهان و از بین رفتن اثرات آنها، گناه غیبت آن قدر زشت و ناپسند است که حتی با توبه هم به راحتی آثار آن قابل ترمیم و جبران نیست و اگر شخص اعمال نیک و شایستهای داشته باشد که به واسطهٔ آنها بهشتی باشد، این گناه حتی بعد از توبهٔ واقعی موانعی را بر سر راه بهشت رفتن شخص ایجاد میکند به نحوی که این شخص به واسطهٔ اعمال نیک دیگر بهشتی بودنش حتمی باشد، آخرین فردی است که وارد بهشت میشود. و اگر توبه نکند هیچ یک از اعمال نیکش نمیتواند مانع از عذاب او شود و اولین کسی است که وارد آتش میشود.[۳۵]
براین اساس، شخص غیبت کننده اگر از خدای متعال طلب آمرزش نماید و شخص غیب شونده را راضی نماید و از این گناه توبه واقعی کند، گناه او که بسیار بزرگ است بخشیده خواهد شد و از عذاب الاهی به خاطر این گناه نجات خواهد یافت.
پانویس
- ↑ فرهنگ معین، ج ۱، ص ۱۱۶٫.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۵۹۳۰ (سایت اسلام کوئست: ۶۱۳۳).
- ↑ اقتباس از سوره توبه،۱۱۷.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۴۶۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۵۱۵۴).
- ↑ زمر،۵۳، قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ.
- ↑ “التائب من الذنب کمن لا ذنب له”؛ توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه نداشته باشد. کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۳۵، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۷۴ .
- ↑ نساء،۱۷، إِنَّمَا التَّوْبَهُ عَلَی اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَهٍ.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۳، ص: ۳۱۳.
- ↑ نساء،۱۸، وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّی إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلیما .
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۴، ص: ۲۹۰.
- ↑ زمر،۵۳، قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۳۱۹۲ (سایت اسلام کوئست: ۳۴۴۴).
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۵۱، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ه.ش.
- ↑ تحریم، ۸٫.
- ↑ حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ۲۱۰، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ه.ق.
- ↑ نهج البلاغه، نسخه فیض الاسلام، کلمات قصار، حدیث ۴۰۹٫.
- ↑ جامع السعادات، ج۲، ص۲۲۱٫.
- ↑ کافی، ج۲، ص۳۳۱٫.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۴۶۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۵۱۵۴).
- ↑ دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص۷۲، شریف رضی، ۱۴۱۲ه.ق.
- ↑ روم، ۱۰٫.
- ↑ شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۸۵، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ه.ق.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۴۶۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۵۱۵۴).
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۶۰۷۲ (سایت اسلام کوئست: ۶۲۵).
- ↑ اقتباس از سؤال ۷۱۵۹ (سایت: ۷۵۰۸).
- ↑ کلینی ، محمد بن یعقوب ،کافی، ج۶، ص ۳۹۹.
- ↑ کافی، ج ۶، ص ۴۰۲.
- ↑ اقتباس از سؤال شماره ۵۲۰۶ (سایت اسلام کوئست: ۵۶۰۵).
- ↑ همان، ص ۴۰۳.
- ↑ بقره، ۲۲۲٫.
- ↑ فرقان ۷۰،إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً.
- ↑ هود ،۱۱ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات؛ همچنین قرآن در سوره انفال آیه ۲۹ میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر از خدا بترسید خدای تعالی برایتان نیروی جداسازی حق از باطل قرار میدهد، و گناهانتان را تکفیر میکند.”.
- ↑ برای آگاهی بیشتر، نک: ترجمه المیزان، ج۲، ص ۲۵۷- ۲۶۱٫.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۲، مؤسسه الوفاء بیروت؛ دیلمی، حسن بن ابی الحسن محمد، ارشاد القلوب، با تصحیح و پاورقی علامه شعرانی، با ترجمه سلگی، علی، ج۱، ص ۳۰۲؛ نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج۲، ص ۳۰۳، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ سوم، قم.
- ↑ اقتباس ازسوال ۴۱۶۶ (سایت اسلام کوئست: ۵۰۸۸).







