فرهنگ مصادیق:گواهی دورغ، سوگند دروغ
یکی از بدترین انواع دروغ، شهادت دروغ و قسم دروغ است. خداوند اجتناب از گواهی دروغ را یکی از صفات مومنان میشمارد: «و الذین لا یشهدون الزور و اذا مروا باللغو مروا کراما؛ و کسانی که گواهی دروغ نمیدهند و چون بر بیهوده و ناپسند بگذرند بزرگوارانه میگذرند» [۱]
واژه «زور» در اصل به معنی انحراف از حق است، و این معنی دارای مصادیق متعددی مانند: باطل، دروغ، موسیقی حرام، ظلم و تعدی میباشد، اما بر اساس روایات، این واژه بیشتر در مورد دروغ، تهمت و مجالس بیهوده و غناء و باطل استعمال شده است. در مورد معنی «شهادت زور» که در آیه بالا از آن نهی شده و ترک آن از ویژگیهای بندگان ممتاز خداوند شمرده شده است، مفسران دو معنی ذکر کردهاند که هیچ مانعی ندارد که منظور از آیه فوق، هر دو معنی باشد: ۱- آنان گواهی به دروغ نمیدهند، امضای ناحق نمیکنند، امور باطل را تأیید نمینمایند ۲- آنها در مجالس عیاشی و ساز و آواز باطل شرکت نمیکنند، و با حضور خود، مجالس لغو و بیهوده و پدید آورندگان آنان را تأیید نمینمایند. گواهی دروغ یا امضای ناحق، همان تهمت است که از گناهان کبیره و حق الناس بوده، و در زبان آیات و روایات به عنوان بهتان مطرح است که گناه مضاعف میباشد، زیرا هم دروغ است و هم با گواهی به آن حقی را باطل و باطلی را حق جلوه میدهد و موجب پایمال شدن حقوق دیگران میشود. بزرگی گناه بهتان و تهمت که همان گواهی به دروغ است آن چنان در نابودی ایمان اثر دارد که امام صادق (ع) فرمود: «اذا اتهم المؤمن أخاه، انمات الایمان فی قلبه، کما ینمات الملح فی الماء؛ کسی که به برادر دینی اش تهمت بزند، ایمان در قلب او چنان ذوب میشود که نمک در میان آب ذوب میگردد.»
به همین نسبت، مجازات الهی و کیفر اخروی تهمت زننده، بسیار سخت و کمر شکن است، ابی یعفور نقل میکند؛ امام صادق (ع) فرمود: «کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمـت بزنـد و صفتی که در او نیست به او نسبت دهد، خداوند در قیامت او را از میان آبی بسیار متعفن بیرون میآورد.» و معلوم است که چنین کسی در قیامت در پیش روی مردم چهره بسیار پلید و بوی کریه و تنفرآمیزی خواهد داشت.
در حدیث دیگر آمده: رسول اکرم (ص) فرمود: «من بهت مؤمنا أو مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه، اقامه الله یوم القیامة علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه؛ کسی که به مرد یا زن با ایمانی تهمت بزند، یا چیزی به آنها نسبت دهد که در آنها نیست، خداوند او را در قیامت بر روی تلی از آتش، متوقف میکند، تا از بند آن تهمت (با راضی شدن متهم) آزاد گردد». روزی پیامبر (ص) جان کندن سخت کافران را هنگام مرگ، برای حضرت علی (ع) بیان میکرد و میفرمود: «عزرائیل سیخی آتشین نزد کافر بیاورد، و به وسیله آن روح کافر را از کالبدش خارج سازدو در این هنگام جهنم صیحه میکشد.» حضرت علی (ع) پرسید: آیا از امت تو کسی هست که این گونه به سختی قبض روح گردد؟ پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: «نعم، حاکم جائر، و آکل مال الیتیم ظلما و شاهد زور؛ آری (سه کس این گونه قبض روح میشوند) حاکم ستمگر و خورنده مال یتیم از روی ظلم و کسی که گواهی دروغ بدهد.»
باید توجه داشت که گواهی به دروغ، دارای انواع گوناگونی است مانند: تهمتهای سیاسی، تهمتهای ناموسی، تهمتهای مالی و اقتصادی و... در میان این تهمتها و گواهیهای دروغین، تهمتهای سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمتها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری مییابد، کمترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیدهاند، پاک کند و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفتهام و آن کس منزه از این نسبتهای ناروا است.
هم چنین تهمت ناموسی دارای گناه شدیدتر و مجازات سنگین تر است، به طوری که علاوه بر مجازات سخت اخروی در دنیا نیز دارای کیفر سخت است. چنان که در قرآن کریم میخوانیم: «و الذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون؛ و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت میزنند، سپس چهار شاهد (در نزد قاضی) برای مدعای خود نمیآورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و گواهیشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقانند»[۲]
پیامبر اکرم (ص) نیز فرمودند: «شاهد الزور کعابد الوثن؛ شاهد دروغ مانند بت پرست است.» و ایشان در مورد نکوهش سوگند دروغ فرمودند: «تاجران فاجرند» پرسیدند: یا رسول الله، مگر نه این است که خداوند خرید و فروش را حلال کرده؟ فرمود: «آری و لیکن سوگند میخورند و گناهکار میشوند، و دروغ میگویند» و همچنین فرمودند: «سه نفرند که در روز قیامت خداوند با آنها سخن نمیگوید و به آنها نمینگرد (نظر لطف و رحمت خود را از آناه بر میگرداند ) و آنها را پاک نمیکند: کسی که با بخشش خود منت گذارد، و کسی که قسم دروغ میخورد که جنس خود را بیشتر از قیمت واقعی خریده است و کسی که جامه خویش (از روی تکبر) چندان دراز کند که وقتی راه رود به زمین برسد» و فرمودند: «هیچ کس به خدا سوگند نمیخورد که در آن به قدر بال پشهای (خلاف واقع) داخل کند، مگر آنکه نقطهای سیاه تا روز قیامت در دلش خواهد بود» و فرمودند: «سه نفرند که خداوند آنان را دشمن میدارد؛ تاجر یا فروشندهای که بسیار قسم میخورد و فقیر متکبر و بخیل منت گذار».
به داستان زیر در مورد سر انجام سوگند دروغ توجه کنید: شخص دروغ گویی به منصور دوانیقی حاکم مستبد عباسی گزارش داد که امام جعفرصادق (ع) در فکر قیام بر ضد دولت میباشد و غلامش معلی را به سوی شیعیان فرستاده تا مال و اسلحه جمع کند. منصور خشمگین شده و به امیر مدینه نامه نوشت که امام را به بغداد بفرستد. امام رهسپار عراق شد. هنگامی که نزد منصور رسید، پادشاه عباسی در آغاز به حضرتش احترام نمود، ولی پس از
اندی، عتاب آغاز کرد و سخنانی بر خلاف ادب از او سر زد، سپس گفت: شنیدهام که معلی برای تو مال و اسلحه جمع میکند. امام تکذیب کرده و فرمود: این سخن، افترا و دروغ است. منصور که حال را چنین دید، گزارش دهنده را بخواست. آن مرد از حضور امام شرم نکرد و گفت: هر چه گفتهام واقعیت دارد. امام فرمود: سوگند بخور! آن مرد که آماده سوگند شد، صیغه قسم را چنین اجرا کرد: «والله الذی لا اله الا هو الطالب الغالب الحی القیوم». امام فرمود: صبر کن! هر طور که من گفتم، سوگند بخور! سپس فرمود: بگو! از حول و قوه خدا بیرون باشم و در حول و قوه خودم داخل باشم، اگر آن چه گفتهام دروغ باشد. دروغ گو صیغه قسم را همان طور اجرا کرد و همان دم افتاد و مرد.
فهرست منـابـع
ملا مهدی نراقی- ترجمه جامع السعادات (علم اخلاق اسلامی) جلد ۳- صفحه 438
سید رضا صدر- دروغ
محمد محمدی اشتهاردی- مقاله «ویژگیهای عباد الرحمن (۹)، پرهیز شدید از گواهی دروغ و شرکت در مجالس گناه»







