گلشن داستان
در حال تکمیل است
-
به خاطر یک غیبت!
..........................
- شنیده بودیکی از شاگردانش غیبت یکی از مراجع را کرده است. صورتش گر گرفته و نفسش به شماره افتاده بود.آن روز را درس نگفت.نصیحت تندی کرد و رفت.سه روز درس نیامد. (امام خمینی رحمة الله علیه)
-
تفسیر انقلابی
..........................
- عالمی که خارج فقه نمی گفت را عالم نمی دانستند. اعلام شد آیت الله صدر دیگر فقه نمی گویند. به جای آن تفسیر قرآن تدریس م یکنند. یکی از شاگردان پرسید:«چرا درس فقه.........|ادامه مطلب
-
تیغ تیز حکم الله
..........................
- برای کشف حجاب مراسمی ترتیب داده، دعوت نام های هم برای سید نورالدین فرستاده بودند. دعوت نامه را آتش زد و در مسجد وکیل شیراز بالای منبر ایستاد. در یک دست ...........|ادامه مطلب
-
حق الناس
..........................
- هر چه ناصرالدینشاه اصرار کرد ملاّهادی از او چیزی بخواهد فایده ای نکرد.می گفت: «من هیچ حاجتی ندارم. » شاه گفت: «پس اجازه بدین ...........|ادامه مطلب
-
نهی از منکر را خنک بنوشید!
..........................
- دور تا دور خانه سید محمدباقر را مأمور گذاشته بودند. کسی اجازه ورود به خانه را نداشت. سید نگاهی به سربازان دور خانه کرد و گفت: .........|ادامه مطلب
-
آقایی در ذاتش بود
..........................
- گاهی پدرم مثلا می خواست به نماز برود، یا به مسجد می رفت... ما را صدا میکرد.از بچّگی به ما «علی آقا » می گفتند،علی و محمّد نم یگفتند،.........|ادامه مطلب
-
بهلول و تخت پادشاهی

...........................
- روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند......|ادامه مطلب
-
مسجد بهلول

...........................
- داستان معروفى هست ،که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده و به همان عالم دیوانگى .... ...............|ادامه مطلب
-
نهی از منکر هم کلاسی

..........................
- تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل و غش بود.با اینکه از حجابش خوشم میومد، اما تنبلی می کردم......|ادامه مطلب
-
عبدالکریم حائری و جای بوسه

..........................
- یک نفر ریش تراشیده خدمت حاج شیخ عبدالکریم حائری میآید، حاج شیخ عبدالکریم جای آن تیغها را میبوسد و میگوید خواهش دارم جای بوسه من را دیگر تیغ نزن او قبول میکند
-
ملا محمد تقی مجلسی و اوباش

..........................
- در ابتدای امر که هنوز آخوند ملا محمد تقی مجلسی شهرت کافی نداشت ، شخصی از ارادتمندانش نزد او شکایت برد که: من همسایه ي بدی دارم و از سوء خلق او به تنگ آمده ام .....|ادامه مطلب
-
بیان غیر مستقیم
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- یک راننده می گفت زمانی در کارخانه ای کار می کردم ، وقتی می دیدم دوستان فحاشی می کنند مطالبی را می نوشتم در خصوص فوائد زبان چه فضائلی را می توان کسب کرد .....|ادامه مطلب
-
نامه نگاری
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- سید جمال الدین اسد آبادی در سال 1308 توسط عوامل ناصرالدین شاه در حرم حضرت مطهر عبدالعظیم حسنی دستگیر و از کشور اخراج شد وی.....|ادامه مطلب
-
تذکر و یادآوری

..........................
- مرد فقیری پسر خردسالی داشت. روزی به او گفت: بیا امروز قدری میوه از باغی سرقت کنیم. پسر خردسال با نارضایتی با پدر به راه افتاد.وقتی به.....|ادامه مطلب
-
لوطی های اصفهان
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- در زمان « مجلسیِ اوّل» که از علمایِ بزرگ اصفهان بود، لوطی هایِ اصفهانی مزاحم مردم می شدند و آن ها را اذیّت می کردند. روزی لوطی ها .....|ادامه مطلب
-
پیر مرد وکودکان
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- نگاه كن برادر، مى بینى چه كار مى كند. - آن پیرمرد را مى گویى؟- آرى ، كارش اشتباه است، نه؟- راست مى گویى، اما چگونه او .....|ادامه مطلب
-
تو بهتر باش
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- یک روز مردی به پیامبر (ص) گفت: « همه ی فامیل با من قهر کرده اند.اجازه می دهید که من هم رابطه ام را با آنان قطع کنم؟» .....|ادامه مطلب
-
فرشته بيكار

..........................
- مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید .. .....|ادامه مطلب
-
امر به معروف کردن ملکه ایران
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- روز جمعه 27 رمضان 1346 قمری مطابق 1306 شمسی، ساعاتی پیش از تحویل سال 1307 شمسی، زوّار بسیاری از نقاط مختلف، طبق.....|ادامه مطلب
-
رفع حجاب در حرم دختر پیغمبر(ص)
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- حاج شیخ با شنیدن این کلام، دعای ندبه را قطع کرد و گفت: الله اکبر! الله اکبر، بدوید، بگویید، سید ناظم، فوری این جا بیاید، چند نفر به طرف .....|ادامه مطلب
-
شیطانی لای پر ه های پنکه
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- نماز ظهر و عصر تمام شد. سرم مثل پر ههای پنکه آویزان به سقفِ مسجد، از تشنگی گیج می رفت. وسوسه به سراغم آمده بود و شیطان در گوشم .....|ادامه مطلب







