مبارزه منفی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۸ توسط Karbalae (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)

پرش به: ناوبری، جستجو
مبارزه منفی

مقاله

مبارزه منفی به معنای مبارزه مسالمت آمیز و مقاومت در برابر نیروهای خصم بدون خشونت است .از آن جا که مبارزه مثبت و قهرآمیز نیاز به وسائل گوناگون دارد و همواره با صرف نیرو و تلفات مالی و جانی همراه است معمولا عاقبت اندیشان و عقل گرایان تا کارد به استخوان نرسد به این گونه مبارزه روی نمی‌آورند.
اساس مبارزه منفی رااتفاق و وحدت یک جامعه تشکیل می‌دهد. یعنی افراد جامعه از صمیم قلب با یکدیگر پیمان می‌بندد که با مخالفین خود قطع ارتباط کنند و در کارهای اجتماعی و شخصی با آنان همکاری نکنند. در بیشتر موارد این حرکت عمومی عرصه را بر مخالفین تنگ و آنان را وادار به تسلیم می‌کند.
به خاطراهمیت این نوع مبارزه و کاربرد وسیع آن در برخی از مکاتب به عنوان روش اصلی مبارزه و مقاومت انتخاب شده است . در مسیحیت بودیسم هندو و جائیتی این روش را جزءاصول مذهبی خود به شمار آورده‌اند. در مسیحیت بااین شعار:
هر که برگونه راست تو طپانچه زند گونه چپ را نیز به سوی او بگردان [۱].
پیروان خود را به عدم خشونت فرا می‌خواند.
گاندی پیرو فرقه جائیتی و رهبراستقلال هند ترویج کننده و پایبند به این روش بود. وی در مبارزه با بریتانیا و سازندگی اقتصادی و سیاسی هند از آن سود جست - توصیه وی به پیروان خوداین بود که در عدم همکاری با دولت از روشهای مسالمت آمیزاستفاده کنند.از باب نمونه : توصیه کرده بود:
فرزندان خود را به مدارس دولتی نفرستند به دادگاه‌های دولتی مراجعه کنند درارتش داخل نشوند هرگاه دولت دستوری داد با آن مخالفت کنند و ضمنا عکس العملهای ناگوار حکومت همچون : بازداشتها برخوردهای وحشیانه و... را با بردباری و ملایمت تحمل کنند.
گاندی این روش را درابتداء در مورد خویش به اجراء در آورد و مانند همه مرتاضان به منظور خودسازی و سرکوب کردن تمایلات طبیعی این کار را شروع کرد.این فلسفه معلول حادثه‌ای بود که برایش در افریقای جنوبی رخ داده بود. وی می‌گوید:
[در زندان روزی از پزشک زندان خواهش کردم به ما کمی (کاری) [چاشنی غذا] بدهند. واجازه بدهند در هنگام طبخ غذا به آن نمک بیفزائیم . وی در جواب گفت : ...این جا به مهمانی تشریف نیاورده‌اند تا حظ مذاقی ببرند] [۲].
گاندی این سخن را به گوش گرفت و بعدها با خوداندیشید که آدمی چرا باید نفس را فرمان برد و چرا در روزگار راحت ناکامی را به خود نیاموزاند.از آن پس با تحریم لذائذ زندگی و روزه‌های پی در پی به ورزش روحی پرداخت .این فکر اندک اندک به صورت فلسفه‌ای نمودار شد و او جنبش خویش را [ساتیا گراها] نامید یعنی اروپائیان نام[ مقاومت منفی] بر آن نهادند. حال باید دید که دیدگاه اسلام نسبت به آن چیست و تا چه اندازه آن را تایید می‌کند؟
با مراجعه به متون اسلامی و سیره بزرگان دین در می‌یابیم که این روش نه به طور مطلق بلکه به عنوان مراحلی از مبارزه با گناه و منکر و جهاد پذیرفته شده است .
در قرآن کریم اعراض از گناهکاران و عدم شرکت در مجالس آنان وسیله‌ای برای مبارزه با گناه یاد شده است .
واذا رایت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره [۳].
چون کسانی را ببینی که دربارهٔ آیات ما سخن به ناسزا گوینداز آنان روی برتاب تا به سخن دیگر بپردازند.
مسلما اعراض و عدم مجالست و دوری در مرحله‌ای در رشد و هدایت گناهکار و توبه وی موثر است .
امیرالمومنین ( ع ) نیز این تباعد و مبارزه منفی رااولین مرحله مبارزه توصیف کرده است .
ادنی الانکار تلقی اهل المعاصی بوجوه مکفره [۴].
پائین درجه مبارزه با گناه این است که : با صاحبان گناه با صورتهای عبوس روبه رو شوید.
این مساله به تنوع گناه مختلف می‌شود. مثلا از مراحل نخست مبارزه با زنان ناشزه و سرکش از فرمان شوهران اعراض از همبستری است .این عمل یک نوع مبارزه منفی است .
واللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع [۵].
زنانی را که از نشوز و سرکشی آنان بیم دارید موعظه کنید و در بستراز آنان دوری گزینید.
در سیره پیامبر(ص ) نیز مبارزه منفی دیده می‌شود از جمله : در جنگ تبوک به دلیل سختی راه و مشکلات جنگ سه نفراز مسلمانان از همراهی با پیامبر(ص ) تخلف کردند و بسترهای راحت را بر گرما و شدائد نبرد ترجیح دادند.
پیامبراکرم (ص ) برای تنبیه آنان دستور داد:
لاتکلمن احدا من هولاءالثلاثه ...
واعتزل المسلمون کلام اولئک النفرالثلاثه [۶].
هیچ کس بااین سه نفر سخن نگوید.
مسلمانان نیزاز سخن گفتن با آنان خودداری کردند.
این وحدت همگانی به گونه‌ای بود که خویشاوندان و زنان و کودکان متخلفین نیز از معاشرت با آنان خودداری کردند و چنان وضعیتی برای ایشان پیش آمد که به تعبیر قرآن :
وعلی الثلاثه الذین خلفوا حتی اذا ضاقت علیهم الارض بمارحیت و ضاقت علیهم النفسهم [۷] .
زمین بااین گستردگی بر متخلفان تنگ شد و خود نیز بر خود مشکل آمدند. نتیجه این شد که گناهکاران توبه کردند و دیگران عبرت آموختند.
البته پیش ازاین واقعه پیامبر(ص ) در غزوه حمراءالاسد ازاین روش برای تنبیه متخلفان استفاده کرده بود. در جنگ احد عده‌ای از همراهی لشکراسلام سرپیچیدند و عده‌ای نیز بر جبهه کارزار پشت کردند. این نافرمانیها سبب گردید بر لشکراسلام ضرباتی وارد شود. فردای جنگ به امر رسول خدا(ص ) منادی ندا در داد سپاه به تعقیب دشمن بپردازد.
دراین هنگام برخی از متخلفان به عذرخواهی برخاستند و خواستار همراهی با سپاه اسلام شدند.
پیامبر به ندادهنده فرمود اعلام کند:
لایخرج معنا الا معنا الا من شهد القتال بالامس [۸].
آنچه گفته آمد در حوزه داخلی بود. در حوزه خارجی آن گاه که بیم توطئه و دگرگونی هویت فرهنگی مسلمان می‌رود خداوند به مسلمانان دستور می‌دهد:
یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء [۹].
ای مومنان ! دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید.
ائمه ( ع ) نیز در برابر حکمان جور همواره پیروان خود را به ترک همراهی دعوت می‌کردند. از جمله :
من تحاکم الیهم فی حق او باطل فانما تحاکم الی الطاغوت [۱۰].
هر کس حکومت به سوی آنان برد چه در حق و چه در باطل گویا به سوی طاغوت به دادرسی رفته است .

فتوای میرزا مبارزه منفی

در تاریخ سیاسی مسلمانان بالاخص در فرهنگ شیعه به لحاظ وضعیت اجتماعی خاصی که بر آن حاکم بود این شیوه مبارزه بسیار دیده می‌شد. فتوای میرزای شیرازی بر ترک استعمال و خرید و فروش تنباکو از بارزترین نمونه مقاومت منفی در برابراستبداد داخلی واستعمار بریتانیاست .البته این مرحله بودازاعتراض به قرارداد رژی و بی اثر بودن آن صورت گرفت .این حکم چنان نفوذ پیدا کرد که همه اصناف مردم با هر فکر و نظری براین نقطه متفق و همداستان شدند. فتوا به سرعت گسترش یافت به گونه‌ای که دراندک زمانی قلیانها و وسایل و ابزاراستعمال دخانیت جمع شد.این حرکت و مبارزه منفی چنان بشکوه بود که یهود و نصاری به اقیانوس بی کرانه ملت ایران پیوستند و ترک دخانیات کردند.
[مردم هم اطاعت کرده و نمی‌کشند.این خود یک شورش و نافرمانی ساکت و پنهان است] [۱۱].
مشاهد مشرفه یی از پایگاه‌های بزرگ تحصن و مبارزه منفی به شمار می‌رفت :
[در مشهد مردم به رهبری علمای مذهبی اعتراض خود را با بستن دکانها واجتماعی در ضحن و حرم آشکار می‌کنند. دخالت نیروهای دولتی در عزم واراده مردم تاثیر می‌گذارد. واین آشوب ترس بزرگ در دل خارجیان و نماینده[ رژی] می‌آفریند] [۱۲].
هر چنداین نافرمانی آرام و شورش پنهانی مردم براثر سرسختی دولتیان به خشونت می‌گراید و مردم مغازه‌ها را می‌بندند شیشه‌های منزل نایب السلطنه را با سنگ و کلوخ می‌شکنند زمان منبری ثناگوی دربار رااز منبر پایین می‌آورند و به گزارش اعتمادالسلطنه :
[ اهل شهر به دورارک جمع آمدند ارک را گرفته‌اند تمام دکاکین شهر را بستند مردم شوریده‌اند] [۱۳].
یا دراعلامیه‌ها دولت به قیام مسلحانه تهدید می‌شود:
[ما هم به فکر کارافتاده چنانچه شاید و باید برای خودمان به فضل خداوند تهیه لوازمات جنگ واستعداد مقابله با توپ و تفنگ تو را دیده حتی این که مخصوصا از قبیل تفنگهای[ مارتینی] که تمام دلگرمی و خاطر جمعی تو با آنهاست . چقدر حاضر و آماده داریم] [۱۴].
به گفته ناظم السلام :
[مردم راستی به خیال جهادافتادند. درصدد کارسازی تهیه و تدارک و فراهم کردن اسلحه برآمدند] [۱۵].
حتی روستائیان نیز خود را برای نبرداحتمالی آماده می‌کردند و می‌گفتند:
[ ما چون شنیدیم جهاداست مبلغی اسلحه خریده‌ایم و آمده‌ایم و ببینیم آقا چه می‌گویند] [۱۶].
این گزارشها مرتب به میرزا می‌رسید و رهبر شیعیان در جریان وقایع قرار می‌گرفت . واز آن طرف عده‌ای ازافراد دلسوز با فرستادن نامه و یا حضورااز میرزا خواستاراقدام خشونت آمیز و مبارزه رویاروی با حکومت می‌شدند. ولی میرزا هوشیارتراز آن بود که عجولانه به قیام مسلحانه فرمان دهد وارتش و ملت را روی در روی یکدیگر قرار دهد و گرهی را که با دست می‌توانست بگشاید با دندان واکند.
میرزا با نفوذ معنوی و شیوه حکیمانه خود دلهای ارتشیان را تسخیر کرد و آنان را به عدم همکاری با فرماندهان خود فرا خواند و در یک کلمه خانه دشمن رااز درون تسخیر کرد. تا آن جا که کلفتها و خدمه اندرون شاه نیز دست به قلیان نمی‌زدند. سربازان وارتش نیز مطیع مجدد بودند.
[شاه تلغرافی به امیرنظام حسنعلی خان گروسی وزیر ولیعهد فرمودند که : مقداری کافی اسلحه و قورخانه داری به سربازهای تبریز فشنگ بده و در میان شورشیان شلیک نما.
جواب امیرنظام این شد که : چندین هزار یاغی که مسلح هستند دادن اسلحه و مهمات حرب را جایز نمی‌دانم .
یعنی سرباز و نوکر هم داخل شورشیان می‌باشند] [۱۷].
و به گفته خلیفه ارامنه تبریز در گفتگو با نماینده انگلیس :
سربازان محلی کوچکترین عملی مخالف دستورات مراجع مذهبی خود نخواهند کرد و نخستین کسانی خواهند بود که دست به غارت دراز کنند. [۱۸] و عینیت این ماجرا در تهران چنان بود که :
[سربازان ترک تبریزی را حکم شلیک دادند اطاعت نمودند و گفتند: به علماء و سادات و مسلمانان چطور گلوله بیندازیم] [۱۹].
نتیجه مبارزه نفی این شد که حرکت مقدس ملت ایران بی خون ریزی و هرج و مرج و هرز رفتن نیروها به ثمر بنشیند.

مبارزه مثبت

چنانکه گفته آمد مبارزه منفی از مراحل نخستین مقاومت و پیکاراست . مبارزه منفی نمی‌تواند همه جا و در برابر همه کس به عنوان قانونی ثابت مورداستفاده قرار بگیرد. چه بسا در برهه‌ای از زمان در برابر برخی از ستمبارگان مبارزه منفی و عدم توسل به خشونت آب در هاون کوفتن باشد و ثمره‌ای جز پر و بال باز کردن گردن فرازان نداشته باشد.
ازاین روی اسلام که آیینی واقعیت گراست با در نظر گرفتن واقعیتها حکم می‌دهد و پیروان خود را در منگنه‌ای خاص قرار نمی‌دهد که گریزاز آن امکان پذیر نباشد بلکه براساس شرایط موجود حکم می‌دهد. اگر دشمن با مبارزه منفی تسلیم حق شود خشونت را مجاز نمی‌داند و اگر دشمن با مبارزه منفی تسلیم حق نشود راه‌های دیگر از جمله خشونت را در دستور کار قرار می‌دهد.
اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا وان الله علی نصرهم لقدیر.الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الاان یقولوا ربناالله ولولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد [۲۰].
به مومنان که مورد حمله جنگی قرار می گیرنداجازه کارزار داده شد و خدا بر یاری آنان تواناست . آن کسانی که از دیارشان به ناحق رانده شده‌اند تنها بدین سبب که می‌گویند پروردگار ما خداست . واگر خدای بعض مردم را به برخی دیگر دفع نمی‌کرد دیرها و کلیساها و کنشتها و مسجدها ویران می‌شد .
این یک سنت الهی است که همواره گروهی از مردم می‌بایست به مقابله ستم برخیزند و دفاع از حق و حقیقت را وجهه همت خود قرار دهند و با نابودی باطل نظام حق را استوار سازند.انسانهای سرکش و زراندوزانی که از خون مردم ارتزاق می‌کنند با پند و موعظه و برخوردهای مسالمت آمیز واخلاقی دست از منافع خود بر نمی دارندازاین روی اسلام در برابر ستم ستمکاران و جفای جفاکاران و نابکاران و متجاوزین به حقوق محرومان پیروان خود راامر می‌کند که تیغ برکشند و سرکشان را رام کنند. حرکت گاندی که بدان اشارت شد حرکت تک بعدی بود. در مبارزه بااستکبار بایداز روشهای گوناگون بهره گرفت .
ازاین روی بسیاری از مبارزان استقلال طلب هند براندیشه‌های گاندی و پافشاری وی براصل[ عدم خشونت] خرده گرفته‌اند.این مشی را در شرایط جدید جهانی پیدایش ارتشهای قوی و تجاوزگر طبقات منفعت طلب و حریص استعمارگران قوی پنجه و بی عاطفه آب در هاون کوفتن می‌دانند و غیر منطبق با مشی سلطه طلب طبقات ممتاز.
جواهر لعل نهرو در برابراین اندیشه و مشی می‌نویسد:
[در واقع کسی که تصور کند فقط از راه معتقد ساختن یک طبقه با یک دولت متجاوز یااز راه استدلال منطقی و درخواست عدالت از دولت و طبقه مسلط و حاکم می‌توان به عدالت رسید خود را فریب می‌دهد و اغفال می‌کند. تصور باطلی است که خیال کنیم مثلا یک قدرت مسلط استعماری به میل خوداز تسلط بر کشوری صرف نظر کند یا طبقه متمتع و ممتاز بدون فشار که همان نیروی اجبار باشد ازامتیازات خود دست بردارند] [۲۱].
البته نهرو روش عدم خشونت را به کلی مردود نمی‌داند بلکه منصفانه با آن برخورد می‌کند و معتقداست :
[روش مقاومت مسالمت آمیز و بدون خشونت و تاکتیک عدم خشونت در مبارزه چه برای هند و چه برای سراسر جهان ارزش فراوان دارد و گاندی جی با متوجه ساختن افکار جدید زمان ما به این روش جالب توجه و ملاحظه خدمت بسیار و پراهمیتی به جامعه بشری انجام داده است] [۲۲].
در هر حال با روش گاندی و مشی وی در مبارزات ضداستعماری وی مبارزان استقلال طلب به مخالفت برخاستند.از جمله کنگره هند با ریاست مولاناابولکلام آزاد بااین مشی مخالف بود. گاندی جی در کوران مبارزه به خاطر حس شدید ناسیونالیستی تغییر موضع داد.
نهرو می‌نویسد:
[تمایلات ناسیونالیستی گاندی جی و میل شدیداو برای کسب آزادی هند او را وادار ساخت که با شرکت کنگره در جنگ به شرط آن آه هند بتواند به صورت کشوری آزاد عمل کند موافقت داشته باشد].
سپس آن را چنین تفسیر می‌کند:
[ در مورد گاندی جی این تغییر نظر فوق العاده و حیرت انگیز می‌نمود و مسلما با مقادیر زیادی رنج روحی و فکری همراه بود. دراین مود جنبه عملی شخصیت سیاسی او بر جنبه پیامبری سازش ناپذیرش برتری یافت] [۲۳].
روشن شد که اسلام در کشاکش میان اصل عدم خشونت و نبرد در مبارزه هیچ کدام را نفی نکرده است واز هر یک در مرحله‌ای از حرکت خویش سود جسته است وانتخاب این دو روش محصول آزمایش دقیق و روان انسانهاست که محتاج درمانهای گوناگون و متناسب است . تعیین هر یک محتاج دیدی نافذ و بصیرتی عمیق است.

پانویس

  1. انجیل متی باب پنجم فصل آخر
  2. سرگذشت گاندی .۲۸۱
  3. سوره انعام آیه ۶۸
  4. وسائل الشیعه ج ۱۱٫۴۱۳.
  5. سوره نساء ۳۴.
  6. سیره ابن هاشم ج ۴٫۱۸۱. ناگفته نماند که در تاریخ اسلام اولین بار این روش برخورد با مخالفان از ناحیه مشرکان مکه صورت گرفت . پس از علنی شدن اسلام با یک پیمان همه جانبه با مسلمانان قطع رابطه کردند و هر نوع مراوده را ممنوع ساختند ولی مسلمانان با رفتن به شعب ابی طالب و مقاومت سه ساله محاصره پنهانی کفار را در هم شکستند.
  7. سوره توبه آیه ۱۱۸
  8. طبقات ابن سعد ج ۲٫۴۹.
  9. سوره ممتحنه آیه ۱.
  10. وسائل الشیعه ج ۱۸٫۹۹
  11. پیکار پیروز تنباکو نهاوندیان .۶۶
  12. اولین مقاومت منفی تیموری .۷۹
  13. خاطرات اعتمادالسلطنه .۷۸۷
  14. اولین مقاومت منفی .۱۸۲
  15. تاریخ بیداری ایرانیان .۴۸ مقدمه
  16. اسناد سیاسی دوره قاجار .۷۸.
  17. تاریخ انقلاب مشروطیت ج ۱٫۱۲۸.
  18. تحرم تنباکو .۱۰۹
  19. شرح حال عباس میرزا .۱۱۸
  20. سوره حج آیه ۴۱٫۳۹
  21. زندگی من جواهر لعل نهرو ترجمه محمود تفضلی امیرکبیر ج ۲٫۸۸۰.
  22. همان مدرک .۸۸۶.
  23. کشف هند نهرو ج ۲٫۷۴۶.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 1395/3/29