فرهنگ مصادیق:تبرّج و خودنمایی
محتویات
- ۱ بهشت خانواده (۲)؛ زینت ، آرایش و پیرایش
- ۲ دلیل
- ۳ امان از حس خودنمایی!
- ۴ حجاب
- ۵ اجازه گرفتن برای دیدن زن بیحجاب
- ۶ چشم چرانی چیست؟
- ۷ چشم چرانی از منظر قرآن کریم
- ۸ معضل اساسی در خانوادهها
- ۹ ماجرایی جالب در بیان چشم چرانی و خودنمایی
- ۱۰ فهرست منابع
- ۱۱ نگاهی به جایگاه بزه در نظام حقوقی ایران
- ۱۲ مقدمه
- ۱۳ تحلیل ماهوی جرم رعایت نکردن حجاب شرعی
- ۱۴ آیین دادرسی بزه رعایت نکردن حجاب شرعی
- ۱۵ راه کارهای برخورد با بزه رعایت نکردن حجاب شرعی
- ۱۶ نتیجه گیری
- ۱۷ علل بدحجابی و جلوه گری (۲)؛ حیا مهم است یا حجاب؟
- ۱۸ مقدمه
- ۱۹ علل بدحجابی و جلوه گری (۱)؛ خودنمایی چرا و چگونه؟
- ۲۰ تبرّج زن در جاهلیت
- ۲۱ ساختار مطلوب جامعه بشری از نگاه قرآن
- ۲۲ تبرّج چیست؟
- ۲۳ کارنامه علمی و عملی اسلام
- ۲۴ جاهلیّت مدرن!
- ۲۵ راه و روش تبرّجزدایی از جوامع اسلامی
- ۲۶ و ... تبرّج مردان!
- ۲۷ ارزش و اهمیت حجاب در قرآن
- ۲۸ نگاهی به سوره مریم
- ۲۹ خودنماییهای جنسی در محیط کار
- ۳۰ پژوهشی در تجمل و خود آرایی در اسلام
- ۳۱ معنای تجمّل
- ۳۲ تجمل و خودآرایی در اسلام
- ۳۳ سیره معصومان در آراستگی خویش
- ۳۴ تجمّل و آراستگی معنوی و اخلاقی
- ۳۵ اعتدال و میانه روی در تجمل
- ۳۶ تجمل پرستی و رفاه زدگی
- ۳۷ معنای اتراف و مترف
- ۳۸ نکوهش تجمل پرستی و رفاه زدگی در کلام اهل بیت
- ۳۹ آفت تجمل گرایی در انقلاب اسلامی ایران
- ۴۰ در باب تبرّج
- ۴۱ واژهشناسی «تبرج»
- ۴۲ نهی از «تبرج» و خودآرایی در اجتماع
- ۴۳ پانویس
بهشت خانواده (۲)؛ زینت ، آرایش و پیرایش
زینت به معنی خاصش که شامل عطر و رنگ نشود، در مذهب مقدس اسلام ، مختص بانوان است و حتی برخی از اقسام آن برای مردان جایز نیست ؛ چنانکه پوشیدن لباس ابریشم و زینتهای طلائی برای مردان حرام و برای زنان جایز، بلکه مستحب و راجح است ...
آرایش گری و زینت دوستی چنانکه گفته شد در نهاد و سرشت زن نهفته و با خمیره او عجین گشته است ، دستورات اسلام هم مطابق نهاد و سرشت اولیه و پاک انسانست .
بازوان محکم مرد و انگشتان ظریف زن به زبان حال میگویند که اولی برای شکستن و کوبیدن و دومی برای نوزادش و مالیدن آفریده شده است .
(( از شیر حمله خوش بود و از غزال رم .))
آفریننده زن و مرد و بازوان و انگشتان آنان که کاری مناسب خلقت ، به آنها دستور داده است . مرد در بیرون خانه و مبارزه زندگی و زن کار درون خانه و بافندگی .
اسلام به زن میگوید: روا نیست زن شوهر دار لحظهای بدون زینت باشد. او باید اگر چه گردن بندی باشد به خود آویزان کند و نیز روا نیست که انگشتانش ساده و سفید باشد، بلکه باید همواره رنگی از حنا و مانند آن روی ناخن داشته باشد و پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) - که جان همه زیبا پسندان جهان به فدایش باد - میفرماید: زنان بر عکس مردان ناخن خود را بلند بگذارند تا زیباتر باشد و برای مویش میفرماید: موی زیبا لباس الهی است ، از آن به نیکوئی سرپرستی کنید، یعنی شانه کنید، با آب و صابون بشوئید، گیسوها را از یکدیگر جدا کنید، روغن مالی کنید، با روغن بنفشته بهتر است ، و امام صادق (علیه السلام) میفرماید: مرد نباید مانند زن هر روز مویش را و بدنش را روغن مالی کند تا درخشان و براق باشد، بلکه مردان فقط ماهی یکبار روغن مالی کنند و زنان اگر هر روز روغن بزنند بهتر است و سرمه کشیدن هم مستحب است . هزینه و مخارج زینت و آرایش زن به عهده شوهر است ، مانند مخارج خوراک و لباس و مسکن او.
در اینجا انسان به یاد سخن امیرالمومنین علی (علیه السلام) میافتد که میفرماید: زن عقرب است ، ولی گزندگی شیرینی دارد. زن برای زینت خود خرجی به گردن شوهر میگذارد، ولی خود شوهر هم از آن زینت بی نصیب نمیماند. و همچنین مخارجی که برای خرید لباس نو و کفش و کلاه زیبا به گردن مرد میگذارد، مانند این است که او را با شیرینی گزیده است .
یکی از دوستان دانشمند در توضیح این روایت میگفت : علی (علیه السّلام) میفرماید: زن مانند زنبور عسل است که هم گزندگی دارد و هم شهد و شیرینی ، گفتم : نه بلکه کلام حضرت لطیفتر و صحیحتر از بیان شماست . حضرت میفرماید: گزیدن زن بجای درد و سوزش ، شیرینی و نوش دارد. ابن میثم شارح نهج البلاغه سخن حضرت را تشبیه کرده است به خاراندن بدنی که خارش دارد و در حال خاراندن انسان لذت میبرد، به گمانم این هم تشبیه لطیفی نیست .
دلیل
۱- قال الصادق (علیه السّلام): لاینبغی للمرأه أن تعطل نفسها و لو أن تعلق فی عنقها قلاده و لا ینبغی أن تدع یدها من الخضاب ولو أن تمسحها بالحنأ مسحا و ان کانت مسنه .
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: سزاوار نیست که زن هیچگاه بدن خود را بدون زینت گذارد. اگر چه با آویزان کردن گردن بندی باشد، و سزاوار نیست که زن بدون رنگ باشد، اگر چه با کمی حنا باشد و اگر چه آن زن پیر و کهنسال بوده باشد. [۱]
۲- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) للرجال قصوا أظافیر کم و للنساء اترکن من أظفار کن فانه أزین لکن .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردان فرمود: ناخنهای خود را از بیخ بگیرید و به زنان فرمود: قدری از ناخنهای خود را باقی گذارید که بر زینت شما میافزاید (به شرط اینکه این زینت تنها برای شوهرش باشد و زیر ناخن بلند را پاکیزه نگهدارد. [۲]
۳- قال أبو عبدالله (علیه السّلام) الشعرالحسن من کسوه الله فأکرموه ، و قال (علیه السّلام) من اتخد شعرا فلیحسن ولایته و الا فلیجزه .
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: موی زیبا لباس الهی است احترامش کنید. و نیز فرمود: هر کس برای خود مو میگذارد باید به نیکوئی از آن سرپرستی کند و گرنه آنرا قطع نماید. [۳]
۴- عن أبی جعفر (علیه السّلام) سئل عن القرامل التی تصنعها النساء فی رؤ وسهن یصلنه بشعورهن ، فقال : لابأس علی المرأه بما تزینت به لزوجها.
راوی از امام باقر (علیه السّلام) درباره موی بندی که زنان میسازند و به موی خود وصل میکنند پرسید، حضرت فرمود: هر زینتی که زن برای شوهرش بکند مانعی ندارد. [۴]
۵- عن أبیعبدالله (علیه السّلام): لا یدهن الرجل کل یوم ، یری الرجل شعثا لا یری متزلقا کأنه امرأه .
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: مرد نباید هر روز به سر خود روغن بمالد. مرد باید آشفته مو دیده شود. مرد نباید مانند زن مو درخشان دیده شود. [۵]
۶- ألمرأه عقرب حلوه اللسبه (اللسعه )
زن کژدمی است شیرین گز. [۶]
آری زن و شوهر باید این گزیدن و گزیده شدن شیرین را در میان خود انجام دهند و از این جهت غریزه آنها سیر و لبریز باشد تا در مواجه با مردان و زنان بیگانه احساس کمبود و نقصی ننمایند و بسوی آنان متوجه نشوند و به کار خود مشغول باشند.
امان از حس خودنمایی!
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد ، انسانها هم بر طبق فطرت خود به زیبایی علاقمند هستند و از زشتی و آلودگی گریزانند.
در ابتدا باید دید منظور از زیبایی چیست و چه چیز را زیبا میدانیم و چه چیز را زشت ؟ گاه تعبیرها جابجا میشود و نازیباییها جای زیبایی واقعی را میگیرد و زشتی زیبا جلوه میکند و آن زیبایی واقعی که فطرت بشر به دنبال آن است در حاشیه قرار میگیرد و در این میان بدا به حال کسانی که زیبایی پاکی و معصومیت خود را به نازیبایی آلودگیها و خودنماییها فروختند.
میل به زیبایی هر چه بیشتر در وجود همه افراد هست چه مرد و چه زن ولی با این حال این میل در خانمها بیشتر است چرا که زن به تبع آفرینش لطیفش میل به تمجید شدن و تعریف دارد و تمایل دارد زیبایش را به رخ همگان بکشاند و از این رو به خودآرایی می پرازد که هر چه بیشتر تحسین دیگران را بر انگیزد ، البته باید توجه داشت که این میل در وجود آقایان هم هست و ایشان هم به روش خود به جلب توجه میپردازند ، با این حال باید مراقب بود که در این زمینه راه به افراط نپیمایند و در ازای به دست آوردن توجه این و آن توجه خداوند متعال را از دست ندهند و بکوشند که توجهی را جلب کنند که همیشگی باشد نه توجهی که هر دم به دیگری مشغول است. بهتر است کمی خودمانی تر با هم صحبت کنیم ، در بین گفت و گوهای دوستانه معمولا چنین صحبتهایی رد و بدل میشود مثلا : همه دوست دارند زیبا باشند چرا این دین اینقدر سخت میگیرد چه اشکالی دارد مرتب و منظم و زیبا باشیم ما دوست نداریم بد تیپ و بی ریخت بیرون بیاییم تا احساس کمبود کنیم و دیگران برای ما قیافه بگیرند مگر ما چه کم از آنها داریم ... !
و شاید بگویید من برای جلب توجه کسی آرایش نمیکنم و طرز خاصی لباس نمیپوشم اینها علایق شخصی من است به من ربطی ندارد که دیگران چگونه میبینند خوب اگر کسی میترسد به گناه بیفتد نگاه نکند ما که مسؤل نگاه دیگران نیستیم و ... .من نمیخواهم نصیحت کنم که وای بر شما این حرفها چیست و چرا چنین است و چنان است فقط از شما میخواهم که کمی با هم روراست باشیم و بدون پیش داوری و تعصب با هم صحبت کنیم برای لحظاتی میخواهیم صادقانه و بر حسب تجربیاتی که هر کدام از ما بر حسب سنمان کسب کردهایم صحبت کنیم و سعی میکنیم با هم به نتیجه برسیم.
خوب گفتیم که میل به زیبایی در وجود همه انسانها هست و همه ما در سنین خاصی این میل را که به صورت یک دغدغه برایمان مطرح بوده است تجربه کردهایم.
و به مرور زمان این حس را تعدیل کردهایم و یا اینکه از اهمیتش برایمان کاسته شده است و یا ممکن است برای بعضی از ما همچنان با اهمیت و مهم جلوه گر باشد با تمام این صحبتها چیزی که باید دقیقا بررسی شود این میل به بر انگیختن توجه دیگران است اینجاست که کج رویها شروع میشود.
قرار شد صادق باشیم با خودمان چه کسی گفته که نامرتب و کثیف باشید کجای دین ما از مرتب بودن و زیبا بودن نهی کرده است ؟ مثلا شما لباس مرتب بپوشید و سر و صورتتان هم مرتب و تمیز باشد دیگران هم از دیدن شما لذت میبرند اما گاه افراد به این حد راضی نیستند و ظاهر خود را در حدی نمیبینند که صرفا با مرتب بودن کنار بیایند و از انواع و اقسام وسایل آرایشی و کمک میگیرند و هر روز خود را به رنگی در میآورند و چون باز هم احساس رضایت نمیکنند هر روز بر شدت استفاده از اینها میافزایند تا زیباتر جلوه کنند تا جایی که ظاهر ایشان به کلی تغییر کرده و گویی شخص دیگری شدهاند با این حال باز هم آرام و قرار ندارند چون در این میدان خودنمایی و چهره فروشی دست بالای دست بسیار است افراد زیباتر از ما همیشه هستند که ما با هر وسیلهای نمیتوانیم خود را در حد ایشان بالا ببریم و در این صورت سر خوردگی برای ما میماند و بس .
بسیاری از دختران معصوم فقط به خاطر داشتن توجه دیگران خود را با هر زینت و رنگ و لعابی در میآورند و میشوند آلت دست مشتی هوس باز لاابالی همین افرادی که تا دیروز مدح و ثنا در ظاهر ایشان میسراییدند با دیدن چهرههای زیبا تر و جدیدتر با بی مهری تمام اینها را پس میزنند و به دنبال دیگری روان میشوند.
من خودم به شخصه بسیاری از این تیپ شخصیتها را سراغ دارم که بعد از سوء استفادههای فراوان از دیگران هنگام انتخاب همسر سراغ افراد پاک و نجیب میروند. این بدان دلیل است که زیبایی که روح بشر به دنبال آن است زیبایی رنگها نیست زیبایی باطن است زیبایی شخصیت است زیبایی خدایی بودن است. آیا شما هم چنین افرادی را سراغ دارید؟ آیا شما حاضرید با شخصی که تمام همّ و غمش ظاهرش میباشد و به هر قیمتی میخواهد مرکز توجه باشد زندگی کنید برایش وقت بگذارید و از بودن با وی لذت ببرید؟
و اما کسانی که میگویند ما برای راحتی خود و علاقههای شخصی هر طور که دلم میخواهد رفتار میکنم و به کسی هم مربوط نیست ؟ باز هم باید گفت خواهر عزیز و برادر گرامی آیا شما صرف راحت بودن چنین رفتار میکنید گفتیم که کسی با نظم و مرتب بودن مخالف نیست اما آیا این همه رنگ و لعاب و لباسهای چسبان و ناجور به شما راحتی میدهد آیا واقعا شما در خلوت و تنهایی هم این همه را وبال گردن خود میکنید ؟ و نکته دیگر اینکه دل آدم خیلی کارها دوست دارد انجام دهد که هیچ کدامش به صلاح نیست اگر قرار باشد همه طبق خواست دلشان رفتار کنند آیا سنگ روی سنگ بند میشود شما دلتان میخواهد خود آرایی کنید و من هم دلم میخواهد زل بزنم و به شما نگاه کنم . پس حق نداریم از هم دلخور باشیم چون حکومت دلخواستن است .
و یا خیلی از خانمها به این اعتراض دارند که چرا ما باید اینقدر پوشیده باشیم از دست این آقایان چرا اینها خود را نمیپوشانند ؟ با کمی دقت میبینیم آن که زیبایی و لطافت دارد زن است آن که جذابیت بیشتری دارد زن است آقایان چیزی برای نمایاندن ندارند .
در ازای این همه بهانه گیری بهتر است نگاهی هم به درون خود و به ماهیت دنیا بیندازیم ببینیم ما برای چه آفریده شدهایم ؟باید واقعیتها را قبول کنیم ما دیر یا زود باید رخت بربندیم و راهی مسکن گور شویم دیگر نه لباس هایمان به دردمان میخورد نه آن همه رنگ و لعابی که به سر و صورت زدیم.
از برون بر ظاهرش نقش و نگار و ز درون ز اندیشهها او زار زار
خالق زیبایی هدفی از این آفرینش داشته است و آن« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند) [۷].
از این رو برای این که از خود خواهی رها شویم و مانند شیطان که خود خواهی او را خوار و درمانده کرد، آزاد گردیم باید فرامین الهی او را پیروی کنیم تا لشگر زیباییها در درون ما حاکم و فرمان روایی کنند. در غیر این صورت، صورت زیبا اما باطن آشوب زده خواهیم داشت.
اگر طاعت را مقابل خود قرار ندهیم و بر اساس دل خواه خود عمل کنیم سر از تکبر، غرور، درماندگی و واماندگی در خواهیم آورد. چرا که خود خواهی همان وارد شدن در لشگر شیطان و عامل ورود یاران او در دل و جان ما خواهد بود. در این زمان وجود ما چه آلوده و نکبت بار خواهد شد!! چرا که شیطان و لشگرش سرپرست ما خواهند شد و ما را از نور به ظلمت راهنما میشوند « وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» ؛کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون میبرند آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند» [۸].
امام صادق - علیه السّلام- نقل مینمایند که رسول خدا - صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمودند:«هر زنی که عطر بزند و از خانهاش خارج شود، تا هر زمانی که به خانهاش بازگردد لعنت میشود»
حجاب
بسیاری از مشکلات از قبیل طلاقها، تشنج بین زن و شوهر و نیز ازدواج دیر هنگام آیا میدانید به خاطر بدحجابی برخی از خانمها است؟ به راستی چرا برخی خانه را با بیرون یک طور مینگرند؟
اسلام میخواهد کانون خانوادهها حفظ، دل نگرانیها و دل بستگیهای بیرون از خانواده از بین برود، و هم چنین انسانها به وسیله ی رعایت حجاب بندگی خدا را در خود ایجاد کنند. اما متأسفانه برخی از خانمها به این مسائل بی توجه هستند.
اسلام میخواهد آزادی ما مانع آزادی دیگران نباشد. بسیاری از جوانان میخواهند خود را از آلودگیها حفظ کنند، اما برخی که فضای داخل خانه را به بیرون خانه میکشانند، عاملی برای انحراف آنها میشوند. از این رو است که اسلام از این رفتارها شدیداً منع میکنند.
یکی عمده مضرات این گونه رفتارها ازدواجهای دیر هنگام است. چرا که جوانان با برخورد در فضاهای که این گونه است، برخی از نیازهای خود را بدون ازدواج تأمین شده مییابند، و دل به ازدواج نمیدهند. اسلام که میگوید داخل خانه با بیرون خانه باید فرق داشته باشد به همین جهت است. حال به نظر شما عدم رعایت حجاب گناه دارد یا نه؟!
امام صادق - علیه السّلام- نقل مینمایند که رسول خدا - صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمودند:«هر زنی که عطر بزند و از خانهاش خارج شود، تا هر زمانی که به خانهاش بازگردد لعنت میشود».[۹]. اگر عطر زدن چنین اثر جانکاهی دارد، بدحجابی به چه صورت خواهد بود؟
چرا ما باید سنگی در مقابل رشد و حرکت جامعه باشیم؟ چرا باید زیباییهای خود را به حراج بگذاریم؟ در این صورت ارزشی برای زن نمیماند، میدانید چرا. طلا، طلا است به این خاطر که کمیاب است. اما آهن چون زیاد است ارزش چندانی ندارد. اگر فضای جامعه را این نوع رفتارها فرا بگیرد، دیگر به زن نگاه طلا نخواهد شد، بلکه او را مانند آهن میپندارند، بی ارزش و بی توجه!! بیشترین ضرر را از این منظر زنها خواهند داشت.
اجازه گرفتن برای دیدن زن بیحجاب
وقتی چشم چرانی به یک عادت مزمن تبدیل شود و حداقل به مدت شش ماه تداوم یابد، بایستی دیگر آن را یک بیماری روانی و جنسی دانست. چشم چرانی نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت میکند اما...
وقتی چشم چرانی به یک عادت مزمن تبدیل شود و حداقل به مدت شش ماه تداوم یابد، بایستی دیگر آن را یک بیماری روانی و جنسی دانست. چشم چرانی نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. فرد خودنما، از قرار گرفتن در معرض دید دیگران کسب لذت میکند اما چشم چران از تماشا و نگاه به دیگران لذت میبرد.
تحقیقات نشان داده است تفاوت در آستانه تحریک جنس مونث و مذکر موجب شده که خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده شود، این در حالی است که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر شایع است.
به عبارتی طبق نظر متخصصان و روانشناسان و علمای اخلاق ،مهمترین عامل بروز چشم چرانی در مردان ، حس خودنمایی زنان میباشد.
چشم چرانی چیست؟
چشم چرانی یا "ویریسم" واژهای فرانسوی است، گرفته شده از "ویر" به معنای "تماشاگر". این اختلال از لحاظ جسمی برای فرد چشم چران مضر نیست اما برای قربانی آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران دارای تکانهای غیر قابل کنترل برای دید زدن دیگران و معمولا غریبهها به طور دزدانه دارد. چنین فردی کشش تکرار شوندهای را برای مشاهده کردن دیگران از درون پنجرهها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها ، استخر و ... دارد. حتما در اخبار و روزنامهها با مطالبی در مورد نصب دوربینهای مخفی در اطاقهای پرو، سالنهای آرایش زنانه، باشگاههای ورزشی و.. مواجه شدهاید. افرادی که مرتکب این اعمال غیر اخلاقی میشوند عمدتا دچار این اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفی نگه میدارند.
ای پیامبر ، به مردان با ایمان بگو که هنگام روبرو شدن با زنان چشمهای خود را از نگاههای آلوده به شهوت بپوشانند و فروج و اندامشان را از کارهای زشت بازدارند-و ای رسول ، به زنان با ایمان بگو که هنگام برخورد با مردان دیدگان خود را از نگاههای آمیخته به شهوت بپوشانند و فروج اندامشان را از کارهای زشت و ناپسند باز دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه سهوا ظاهر میشود ، بر بیگانه آشکار نسازند
چشم چرانی از منظر قرآن کریم
اسلام التفات و عنایت خاصی به حفظ عفت و حیا زن و مرد از بی بند و باریها نشان داده است و علل و عوامل ایجاد آن را به شدت ممنوع کرده است. از جمله آیاتی که خداوند در آن سفارش به حفظ چشمها از نگاههای منحرف مینماید آیهای از سوره نور است . خداوند در این آیات میفرماید: « قل للمؤمنین یغضو من ابصار هم و یحفضوا فروجهم ذلک ازکی ان الله خبیر بما یصنعون * و قل للمومنات یقضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهنّ إلّا ما ظهر منها ؛ ای پیامبر ، به مردان با ایمان بگو که هنگام روبرو شدن با زنان چشمهای خود را از نگاههای آلوده به شهوت بپوشانند و فروج و اندامشان را از کارهای زشت بازدارند … * و ای رسول ، به زنان با ایمان بگو که هنگام برخورد با مردان دیدگان خود را از نگاههای آمیخته به شهوت بپوشانند و فروج اندامشان را از کارهای زشت و ناپسند باز دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه سهوا ظاهر میشود ، بر بیگانه آشکار نسازند .»
از این آیهها چنان برداشت میشود که خداوند متعال نگاه داشتن چشمان از مناظر شهوت انگیز را فقط مخصوص مردان نمیداند و زنان را نیز از این عمل نهی مینماید .
در این آیات پرهیز از چشم چرانی در مردان و خودآرایی و خودنمایی در زنان مورد تأکید قرارگرفته و توجه ویژه و فراوانی به رعایت پوشش مناسب خانمها و پرهیز از آشکار ساختن زیورآلاتشان مشاهده میشود؛ همچنین، در سوره احزاب نیز به خانمها دستور میدهد: « در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدنهای نیمه عریان و لباسهای بدن نما، ظاهر نشوید » ؛ چرا که اگر زنان قصد فریفتن مردان را هم نداشته باشند، با در معرض نمایش و نگاه دیگران قرار دادن بدن، زینت و لباس خود بدون اراده این کار را انجام میدهند و جوانان بوالهوس از خود بی خود شده و امنیت و آرامش زنان و دختران و حتی مردان را خدشه دار میسازند، بنا براین باید زنان بیش از مردان مواظب باشند.
رعایت حجاب برای زنان و مردان واجب است و موجب رشد، تعالی و ارتقاء شخصیت فردی، اجتماعی و معنوی انسان شده و در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانوادهها و امنیت جامعه و حضور فعال اما بی دغدغه زنان و دختران در جامعه نقش به سزایی ایفا میکند.
معضل اساسی در خانوادهها
در جلسات مشاوره مشاهده شده است که شکایت همیشگی خانمها گرایش همسرانشان به چشم چرانی است. گاهی این رفتار شوهر از سوی همسر به نوعی تحمل میشود، اما گاهی اوقات چشم چرانی به قدری آزار دهنده و به عبارتی شکنجهای روحی برای زن میشود که منجر به تعارض و مشاجرات خانوادگی، گاه برخورد فیزیکی و سرانجام به طلاق میانجامد که طبیعتا دست آخر باعث ایجاد بحران در جامعه میشود.
چشم چرانی و نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است و زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن در دام هرزگی و فساد را فراهم میکند. نگاههای آلوده تخم نیرنگ، خیانت و شهوت را در دلهای جوانان بارور ساخته، و آنها را به فتنه، انحراف و گناه مبتلا میکند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فساد در جامعه میشود و چه بسا منجر به نادیده گرفتن تمام ارزشهای اخلاقی و اسلامی و اجتماعی میگردد.
ماجرایی جالب در بیان چشم چرانی و خودنمایی
کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا به شرح ذیل است:
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت: ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مردتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... میخوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمیکشی؟
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحشهای مرد عصبی شود و عکسالعملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر میخوام فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم که حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم.
حالا هم یقمو ول کن. از خیرش گذشتیم.
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
این کتاب در ادامه میافزاید: «چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی میکنم، این روزها یک دختر میتواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ میتواند مدارج شغلی را طی کند، بچههای خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش میخواهد سقط جنین داشته باشد، گزینههای جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طور خلاصه یک دختر میتواند هر کاری که دلش میخواهد انجام دهد، هر چه میخواهد بشنود، تنها یک استثناء وجود دارد، او نمیتواند زن باشد.»
فهرست منابع
سایت شیعه نیوز سایت مهر سایت تابناک
نگاهی به جایگاه بزه در نظام حقوقی ایران
جرم انگاری (رعایت نکردن حجاب شرعی) به وسیله بانوان در قانون مجازات اسلامی، زمینه ساز بهره گیری از راه کارهای قضایی و انتظامی در برخورد با پدیده (بدحجابی) است. جرم شناسی و تحلیل این بزه جرم زای اجتماعی، راه کار مناسبی برای بازشناسی قلمرو وظایف و اختیارات هر یک از قوای اجرایی و قضایی در حوزه (تعقیب) و (دادرسی) بزه یاد شده است. عمل کرد منفعلانه و پراکنده نهادهای مسئول در برخورد با بی حجابی به عنوان یکی از مصداقهای (انحرافات اجتماعی) سبب رشد و گسترش لجام گسیخته این پدیده در میان گروههای گوناگون اجتماع شده است، به گونهای که امروزه این اپیدمی فراگیر، امنیت و سلامت اخلاقی جامعه را به مخاطره افکنده است.
این نوشتار، با تحلیل جرم رعایت نکردن حجاب شرعی به بازبینی وضعیت بزه بی حجابی در نظام حقوقی ایران و ترسیم وظایف نهادهای حکومتی بر اساس آن میپردازد تا رویه واحدی در برخورد با جرم یادشده پدید آید.
مقدمه
(این شدت کیفر نیست که از جرم پیش گیری میکند، بلکه قطعی بودن یا حتمی بودن مجازات است که میتواند از جرمهای آینده جلوگیری کند.) [۱۰] این اندیشه باریک بینانه سزار بکاریا که در رساله جرایم و مجازاتها بیان شده، همان حلقه گم شده علت شناسی رشد و گسترش جرم در یک جامعه است. اصل مترقی (قانونی بودن جرم و مجازات) اگرچه توانسته است با تحدید و حیطه بندی جرایم و مجازاتهای مرتبط با هر یک، سدّی در مسیر دست اندازی قدرت حاکم به حقوق شهروندی افراد باشد، در پیش گیری از تعرض افراد به نظم عمومی جامعه اثر چندانی نداشته است. گنجاندن جرایم در قالب قوانین موضوعه با وضع مجازاتهای گوناگون به عنوان ضمانت اجرای ارتکاب هر یک از آنها، وقتی نتوانست رسالت (حقوق جزا) را در ایمن سازی حریم اجتماع محقق سازد، قانون گذار به گمان ناکارآمدی قوانین موجود، به وضع و تدوین قوانین جدید و تشدید مجازاتهای سابق پرداخت. این کار به جز تکرار مکررات و پیچیده شدن تصمیم گیریهای قضایی به دلیل وجود قوانین متعارض و متزاحم، نتیجهای برای تاریخ حقوق کشور در پی نداشت. این دور قانون گذاری در حالی تداوم یافته است که اهتمام برای اجرای قوانین مصوب، در فاصله کوتاهی پس از زمان تصویب آن کم رنگ میشود.
توجه به گستره انکارناپذیر تهاجم فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب، با وجود دو دهه قانون گذاری در این زمینه در کنار بررسی سیاست گذاریهای مقطعی نهادهای حکومتی و ساختار حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران، ما را به همان نتیجهای میرساند که منتسکیو در کتاب روح القوانین، آن را چنین بیان کرده است:
با بررسی تمامی لاقیدیها ملاحظه میشود که وقوع جرایم ناشی از بی کیفر ماندن جنایات است و نه تعدیل و کمی مجازاتها.[۱۱]
(رعایت نکردن حجاب شرعی در انظار عمومی) از چشم انداز حقوقی پیش از آن که به عنوان یک آسیب اجتماعی و بیماری، نیازمند بهره گیری از درمان متناسب با خود باشد، (جرم) مسلّمی است که جرم انگاری آن برخاسته از ضرورت واکنش اجتماعی در برابر آن به عنوان فعلی است که به (حالات قوی و مشخص وجدان جمعی) تعرض کرده است. [۱۲] به یقین، مسامحه در اجرای قانون و قصور یا تقصیر متولیان حکومتی در نادیده انگاشتن قوانین موجود، علت مهمی در رشد لجام گسیخته بزه جرم زای رعایت نکردن حجاب شرعی است که فروپاشی امنیت اخلاقی و معنوی جامعه و تزلزل بنیان خانواده را در پی میآورد. واقعیت محسوس و مشهود امروز جامعه ایران که علم آورتر از آمار رسمی است، بیان گر عمل کرد ناصواب و بدون بازده دستگاه قضایی به عنوان متولی تعقیب متهمان و مجرمان و ضابطان زیر نظرش در برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی است.
این نوشتار، با بررسی آیین دادرسی جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، این حقیقت را تبیین میکند که برخلاف فرافکنیهای جنجالی جریانهای رسانهای و شانه خالی کردن نهادهای مسئول از وظیفه خود با استناد به نبود قوانین لازم برای برخورد با جرم ظاهر شدن بدون حجاب در انظار عمومی، در میان قوانین جمهوری اسلامی ایران مقررات معتبر و نافذی دارد که از دیدگان بسیاری به سهو یا عمد پنهان مانده است. بنابراین، اجرای این مقررات، گام مؤثری در عرصه سلبی برخورد با پدیده (بی حجابی) خواهد بود.
تحلیل ماهوی جرم رعایت نکردن حجاب شرعی
(دادرسی) در معنای اخص خود به مجموعه عملیات و تشریفاتی میگویند که برای پیدا کردن راه حلی قضایی از آن بهره میگیرند.[۱۳] آیین دادرسی بزه رعایت نکردن حجاب شرعی ناظر به مراحل پنج گانه دادرسیهای کیفری؛ یعنی کشف، تعقیب، تحقیق، دادرسی و اجرای حکم است. چون موضوع دادرسیهای کیفری فرع بر جرم بودن و جرم انگاری بزههای مورد بحث است، باید پیش از ورود به بحث تبیین دادرسی جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، به تحلیل این جرم و بررسی عناصر تشکیل دهنده آن پرداخت.
رکن قانونی
لازمه جرم انگاری یک فعل، وضع مجازات قانونی از سوی قانون گذار برای آن است؛ زیرا تنها (هر فعل یا ترک فعلی که برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب میشود).[۱۴]
تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی (مصوب ۱۳۷۵)، رکن قانونی تشکیل دهنده جرم رعایت نکردن حجاب شرعی است. بر اساس این تبصره، (زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد). تقیید عنوان حجاب به وصف (شرعی) بودن دلالت بر آن میکند که مرجع تعریف حجاب مورد نظر قانون، شارع مقدس و فقه امامیه است. رجوع به منابع اسلامی یا فتواهای معتبر فقهی برای رفع ابهام یا اجمال از قوانین موضوعه، راه حلی است که قانون اساسی ایران آن را تجویز کرده است. [۱۵] در تعریف و حدود حجاب شرعی، آن چه در فقه امامیه بر سر آن اجماع شده، آن است که تمام بدن زن به جز صورت (وجه) و کف دستان (کفین)، در حکم عورت است و زن باید آن را از دیدگان بیگانه بپوشاند.[۱۶] بنابراین، ایراد نبود تعریف قانونی درباره حجاب هیچ اعتباری ندارد و بیان آن، نشانه ناآگاهی گوینده آن از مبانی نظام حقوقی ایران است.
پیش از وضع ماده ۶۳۸ ق. م. ا. در سال ۱۳۷۵، مستند قانونی جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، ماده چهار قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأ عام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند) (مصوب ۱۳۶۵) بود. برابر این ماده، (کسانی که در انظار عمومی، وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح، محاکمه و حسب مورد، به یکی از مجازاتهای مذکور در ماده دو محکوم میگردند.) ماده ۶۳۸ ق. م. ا. ، ورود خاص بر عام است؛ زیرا ماده چهار برای همه اشخاص عمومیت دارد، ولی قانون مجازات اسلامی تنها به جرم نداشتن حجاب شرعی در زنان اختصاص یافته است. بنابراین، قانون مجازات اسلامی در حدود تعارض، قانون سابق خود را تخصیص زده است. البته قانون یادشده هم چنان به اعتبار خود باقی بوده و مستند قانونی برای جرم رعایت نکردن پوشش شرعی از سوی مردان است. از سوی دیگر، هدف این قانون درباره شیوه برخورد انتظامی و قضایی با جرم ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در انظار عمومی باید ملاک عمل قرار بگیرد که در ادامه بدان اشاره خواهد شد.
محدوده تعارض این دو ماده، میزان مجازات مقرر در آنهاست. ماده دو قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأ عام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند)، از مجازاتهای تعزیری به شرح زیر نام میبرد:
۱. تذکر و ارشاد؛
۲. توبیخ و سرزنش؛
۳. تهدید؛
۴. ۱۰ تا ۲۰ ضربه شلاق یا جریمه نقدی از بیست تا دویست هزار ریال برای استفاده کننده؛
۵. بیست تا چهل ضربه شلاق یا جریمه نقدی از بیست تا دویست هزار ریال در مورد استفاده کننده.
این مجازاتها برای بزه کاران زن به دلیل وجود قانون خاص لاحق اعمال نمیگردد. بنابراین، مجازات زنان در رعایت نکردن حجاب شرعی منحصر در همان دو موردی است که ماده ۶۳۸ ق.م.ا. مقرر کرده است.
آیین نامه اجرایی (قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند) در جلسه ۲۰/۳/۱۳۶۸ به پیش نهاد شورای عالی قضایی به تصویب هیئت وزیران نخست وزیری رسید. ماده یک آیین نامه یادشده، کمیسیونی را به ریاست نماینده نخست وزیر به منظور (سیاست گذاری در امور اجرایی مبارزه فرهنگی با مظاهر فساد و ارشاد جامعه در این زمینه و تشخیص مصادیق یادشده در مواد یک، چهار و پنج قانون) تشکیل داد. دستگاه اجرایی این کمیسیون نیز کمیته انقلاب اسلامی بود.[۱۷] با اصلاح قانون اساسی و حذف نهاد نخست وزیری از ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی، تشکیل کمیسیون مورد نظر این آیین نامه سالبه به انتفای موضوع و بی اثر شد.
اداره کل حقوقی ریاست جمهوری در سال ۱۳۶۹ با تعمیم اشتباه اعتبار نداشتن آیین نامه اجرایی به قانون مربوط، مخالفت خود را با استناد محاکم قضایی به این قانون در مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی، چنین بیان کرد:
در مورد لزوم تشکیل کمیسیون موضوع ماده یک آیین نامه (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند) متذکر میگردد اصولاً در صورتی که کمیسیون مزبور، لباسها، نشانهها و سایر موارد مذکور در مواد ۱، ۴ و ۵ قانون را تعیین ننماید، جرم بودن عمل توسط مراجع قضایی [قابل] احراز نبود... [۱۸]
این نظریه غیر اصولی در حالی بیان شد که اعتبار نداشتن آیین نامه اجرایی، به اعتبار و لازم الاجرا بودن قانون مربوط، خللی وارد نمیسازد. از سوی دیگر، قوه قضاییه تا کنون برای تدوین آیین نامه جدید که بر اساس ماده ۸ (قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات ...) بر عهده اوست، اقدامی نکرده است. بنابراین، یگانه مستند قانونی برای جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از سوی بانوان، تبصره ماده ۶۳۸ ق.م.ا. است.
رکن مادی
رفتار مجرمانه
رفتار قوام دهنده جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، امری عدمی و سلبی است. به عبارت دیگر، (ترک فعل)، رفتار تشکیل دهنده این جرم است. این جرم عبارت است از رعایت نکردن و ترک انجام یک تکلیف قانونی که همان مراعات حجاب شرعی در انظار عمومی از سوی بانوان است. از ویژگیهای جرایم مبتنی بر ترک فعل، سهولت اثبات آن است؛ زیرا این قبیل جرایم، امر حدوثی نیست که خلاف اصل عدم بوده و نیازمند اثبات باشد، بلکه امری عدمی و موافق با اصل است. باید دانست به کار بردن اصطلاح رایج (بدحجابی) در مورد جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از سوی زنان، مفهوم جامع و صحیحی نیست؛ زیرا رعایت نکردن حجاب شرعی، امری عدمی است در مقابلِ مراعات حجاب شرعی که امری ایجابی است. بنابراین، با دوران امر میان دو مفهوم (حجاب شرعی) و (نبود حجاب شرعی) روبه رو هستیم که قانون گذار نیز بدان تصریح کرده است. بدحجابی، اصطلاح نارسایی است که معنای ناقص و مبهمی از آن بر میآید. پس لفظ مناسب همان نبود حجاب شرعی است که ما از آن به (رعایت نکردن حجاب شرعی) تعبیر کردهایم. برخلاف گمان عامه، از دیدگاه قانون، برهنه بودن تمام یا بخشی از موی سر یا هر بخش دیگری از بدن، بی حجابی به شمار میرود و ما عنوان مجرمانهای به نام (بدحجابی) نداریم.
شخصیت بزه دیده
سلامت روانی و امنیت اخلاقی جامعه و خانواده، حوزههایی هستند که با تحقق جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، آسیب میبینند. بنابراین، جرم مورد بحث در شمار جرایم عمومی است و تعقیب کردن مرتکب آن نیازمند دعوای شاکی خصوصی نیست. فلسفه جرم انگاری رعایت نکردن حجاب شرعی نیز پاس داری از امنیت اخلاقی جامعه است که اخلال در آن، زمینه ساز جرایم بسیار دیگری است. اهمیت پاس داری از شخصیت بزه دیده در این جرم، ضرورت اهتمام به جلوگیری از گسترش جرم یادشده را دوچندان میسازد.
شخصیت بزهکار
اول ـ مرتکبان جرم رعایت نکردن حجاب شرعی بنابر تصریح تبصره ماده ۶۳۸ ق.م.ا.، منصرف به زنان است. پس جرم رعایت نکردن حجاب مطلوب شارع از سوی مردان در معابر عمومی مشمول این ماده نیست. برابر ماده ۳ ق.م.ا.: (قوانین جزایی درباره کلیه کسانی که در قلمرو حاکمیت زمینی، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرم شوند، اعمال میگردد). بنابراین، با توجه به این حکم قانونی و اطلاق تبصره یادشده، همه زنانی که در قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی قرار دارند، مکلف به رعایت حجاب شرعی هستند و عواملی مانند (مذهب) و (تابعیت) در تحقق این جرم مدخلیتی نخواهد داشت. پس اگر یک زن غیر مسلمان نیز بدون حجاب شرعی در انظار عمومی ظاهر شود، مرتکب جرم قابل مجازات گشته است. قاعده قانونی (جهل به قانون رافع مسئولیت کیفری نمیباشد) در این جا نیز جاری است، به ویژه آن که امروزه حجاب شرعی، نمادی از اسلام [۱۹] و از التزامات حتمی در جمهوری اسلامی به شمار میرود و صدق ادعای بیگانه مبنی بر ناآگاهی از قانون حجاب، بعید به نظر میرسد. در موردی که ارتکاب جرم رعایت نکردن حجاب شرعی در داخل هواپیمای واقع در قلمروی هوایی جمهوری اسلامی روی میدهد، بنابر ماده ۳۲ (قانون هواپیمایی کشوری) (مصوب ۱۳۲۸)، (فرمانده هواپیما مکلف است تا زمانی که مداخله مأمورین صلاحیت دار میسر باشد، طبق قانون اصول محاکمات جزایی، تفتیشات و تحقیقات مقدماتی به عمل آورده، دلایل و مدارک جرم را جمع آوری و تأمین نماید).
در واقع، فرمانده هواپیما در این ماده، ضابط دادگستری به شمار میرود.
دوم. (رعایت نکردن حجاب اسلامی) از سوی زنانی که کارمند دولت هستند علاوه بر جنبه کیفری، بنابر بند ۲۰ ماده ۸ (قانون رسیدگی به تخلفات اداری) (مصوب ۱۳۷۲)، تخلف اداری نیز به شمار میرود. (هیئت رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان) نیز مرجع رسیدگی به این تخلف است. این هیئت باید کارمند متخلف را به یکی از تنبیههای مقرر در ماده ۹ قانون یادشده از (اخطار کتبی بدون درج در پرونده استخدامی) تا (انفصال دایم از خدمات دولتی در دستگاههای مشمول این قانون) محکوم کند. رأی هیئت یاد شده، حکم اداری است که جنبه کیفری ندارد. بنابراین، به دلیل مجرمانه بودن فعل رعایت نکردن حجاب اسلامی، این هیئت پس از رسیدگی به تخلف کارمند متخلف و احراز تخلف صورت گرفته باید پرونده مربوط را برای رسیدگی به محاکم قضایی ارجاع دهد. مستند این تکلیف، ماده ۱۹ (قانون رسیدگی به تخلفات اداری) است که چنین مقرر داشته است:
هرگاه تخلف کارمند، عنوان یکی از جرایم مندرج در قوانین جزایی را نیز داشته باشد، هیئت رسیدگی به تخلفات اداری مکلف است مطابق این قانون، به تخلف، رسیدگی و رأی قانونی صادر نماید و مراتب را برای رسیدگی به اصل جرم به مرجع قضایی صالح ارسال دارد. هرگونه تصمیم مرجع قضایی مانع اجرای مجازاتهای اداری نخواهد بود.
بی اعتنایی مسئولان امر به اجرای قانون در برخورد با کارمندانی که حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند، موجب گسترش این جرم در نهادهای حکومتی شده است. در این میان، قوه قضاییه نیز از این آلودگی در امان نبوده است، به گونهای که رئیس این قوه در تاریخ ۲۷/۲/۱۳۷۹ در بخش نامهای به واحدهای قضایی، اداری و سازمانهای وابسته به قوه قضاییه چنین ابلاغ کرد:
گزارش اداره کل حراست و حفاظت قوه قضاییه حاکی از مشاهده پوشش نامناسب، آرایش غلیظ، آشکار بودن بخشی از موهای سر، بی تفاوتی برخی از کارکنان زن نسبت به تذکرات، عدم مراعات حجاب شرعی در بعضی از واحدها میباشد ... رئیسان و مدیران واحدهای قضایی و اداری و سازمان وابسته به قوه قضاییه با اتخاذ تدابیر مقتضی جهت نظارت بر شئون شغلی و اداری کارکنان خود، در صورت مشاهده تخلف، به وظایف قانونی خود بر اساس بندهای ۱ و ۲۰ و ۲۱ قانون رسیدگی به تخلفات اداری ۱۳۷۲ و سایر مقررات در این زمینه اقدام لازم به عمل آورند.
سوم ـ (عدم رعایت پوشش اسلامی یا استفاده از پوشش و آرایش مبتذل) عنوان تخلف اخلاقی دانش جویانی است که رسیدگی به آن در حدود اختیارات و وظایف کمیتههای انضباطی دانشگاه و کمیته مرکزی انضباطی است. (آیین نامه انضباطی دانش جویان جمهوری اسلامی ایران) مصوب ۲۰/۴/۱۳۷۴ در شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تخلف شمردن بزه یادشده، تنبیههایی از احضار و اخطار شفاهی گرفته تا منع موقت از تحصیل تا مدت ۲ نیم سال تحصیلی برای متخلفان در نظر گرفته است. [۲۰] تبصره ۵ ماده ۷ این آیین نامه مذکور نسبت به تخلفات دانشجویان، این صلاحیت اضافی را برای کمیتههای انضباطی در نظر گرفته است که (هرگاه دانش جویی در خارج از محوطه دانشگاه مرتکب عمل خلافی شود که بنابر قوانین کشوری مستوجب کیفر باشد، رسیدگی به جرم ارتکابی در چهارچوب و ضوابط قوانین کیفری و جزایی، در صلاحیت مراجع قضایی است، اما کمیته انضباطی میتواند به موازات آن حسب ماده ۷ این آیین نامه تصمیم گیری کند).
بنابراین، کمیتههای انضباطی دانشگاهها میتوانند با استناد به محکومیتهای قضایی دانش جویان، درباره وضعیت تحصیل ایشان در دانشگاه تصمیم دیگری کنند.
چهارم. جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از جمله جرایم معاونت بردار است. بنابر ماده ۴۳ ق.م.ا.، معاون در جرم کسی است که:
۱. دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود.
۲. با علم و عمد، وسایل ارتکاب جرم را فراهم کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.
۳. عالماً و عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
از جمله مصداقهای معاونت در جرم مورد بحث، تهیه وسایل ارتکاب این جرم یعنی لباسهایی است که استفاده از آن در ملأعام خلاف شرع بوده و از مصداقهای نداشتن حجاب شرعی موضوع ماده ۶۳۸ ق.م.ا. باشد. بنابراین، تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و فروشندگان این نوع لباسها مشمول بند دو ماده ۴۳ ق.م.ا. هستند و تحت تعقیب قانون قرار خواهند گرفت. البته قانون گذار با هدف پیش گیری از جرم و جلوگیری از گسترش وسایل جرم، این نوع معاونت در جرم را موضوع جرم مستقلی قرار داده است که مشمول قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملاعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند) میشود. از سوی دیگر، فردی که زنان را به هر شیوهای به بی حجابی به عنوان یکی از مصداقهای فساد تشویق میکند، به اتهام جرم مستقل موضوع ماده ۶۳۹ ق.م.ا. تحت تعقیب قرار میگیرد.[۲۱] خود زنان مرتکب جرم ظاهر شدن بدون حجاب نیز ممکن است به اتهام جرم تشویق به فساد تحت تعقیب قرار گیرند که در این فرض، با تحقق (تعدد معنوی) ارتکاب جرم، مجازات شان تشدید میشود.
وسیله ارتکاب جرم
به دلیل عدمی بودن رفتار مجرمانه جرم مورد بحث، وسیله در تحقق آن (موضوعیت) ندارد. به بیان دیگر، ظاهر شدن در هر وضعیتی که کفایت حجاب شرعی را نکند، مصداق جرم رعایت نکردن حجاب شرعی به شمار میرود. نمایان بودن تمام یا بخشی از موی سر، آشکار بودن گردن و سینه به دلیل شیوه بستن روسری (مانند رسم عرب دوران جاهلیت)، استفاده از لباسهای تنگ و بدن نما و آرایش صورت و دستها همگی بخشی از مصداقهای جرم رعایت نکردن حجاب شرعی هستند. تشخیص مصداقهای این جرم بر عهده دادگاه رسیدگی کننده است.
مکان ارتکاب جرم
مکان تحقق جرم یادشده، معابر و انظار عمومی است. حکم شماره ۴۱۳ ـ ۳۱/۲/۱۳۶۱ دیوان عالی کشور، ما را در شناخت معابر عمومی یاری میرساند:
مقصود از ارتکاب عمل منافی عفت به طور علنی اعم است از این که عمل در مرئی و منظر عمومی واقع شود و یا در مکانی که مستعد عموم باشد و قصد مرتکب، پنهان نمودن محل و احتراز از علنی بودن و آشکار شدن آن تأثیری نخواهد داشت. بنابراین، ارتکاب عمل منافی عفت در پس کوچه و تاریکی شب مشمول ارتکاب عمل در علن خواهد بود.[۲۲]
فضای درونی وسیله نقلیه شخصی در صورتی که قابل مشاهده و در منظر عموم باشد، مشمول عنوان (انظار عمومی) خواهد بود. پس در صورتی که راننده یا سرنشین وسیله نقلیه حجاب نداشته باشد، مرتکب جرم و نقض قانون شده است. بنابراین، ضابطان دادگستری باید با متوقف کردن چنین وسیله نقلیهای، از فرار مجرم جلوگیری کنند. در این فرض، گرفتن مدرک شناسایی از فرد بی حجاب برای مراجعه بعدی به پاسگاه نیروی انتظامی وجاهت قانونی ندارد و استنکاف از تکلیف قانونی ضابطان مبنی بر توقیف فرد بی حجاب است.
زمان ارتکاب جرم
عامل زمان در تحقق جرم یادشده مدخلیتی ندارد و رعایت نکردن حجاب شرعی در هر زمانی حتی در زمان خالی از تردد افراد در معابر عمومی، مرتکب را مستوجب مجازات میسازد.
حصول نتیجه
جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از نظر حصول نتیجه مجرمانه، جرم (مطلق) است و صرف تحقق رفتار مجرمانه و تشکیل عنصر مادی در آن، مرتکب را مستوجب مجازات قانونی میسازد. حصول نتیجه مجرمانه و در پی آن، وجود سوءنیت خاص از شرایط تحقق این جرم نیست. بنابراین، صرف مراعات نکردن حجاب شرعی در مناظر عمومی بدون در نظر گرفتن آثار منفی احتمالی مترتب بر آن یا بار نشدن چنین آثاری، موجب تحقق این جرم است.
رکن روانی
علم=
جرم رعایت نکردن حجاب شرعی در شمار جرایم عمدی است. بنابراین، علم و اطلاع از مجرمانه بودن رفتار ارتکابی و آگاهی از نقض قانون به واسطه انجام فعل از شرایط تحقق آن است. قاعده (جهل به قانون رافع مسئولیت کیفری نیست) و اماره علم به قانون در این جا نیز جاری است و ادعای جهل نسبت به وجوب حجاب پذیرفته نخواهد بود.
سوء نیت عام
سوء نیت عام؛ یعنی قصد فعل مجرمانه. به بیان دیگر، تعلق اراده بر نفس عمل مجرمانه صرف نظر از نتیجه آن. بنابراین، صرف این که زنی با اختیار و التفات، حجاب شرعی را رعایت نکند، بزه کار به شمار میرود.
سوء نیت خاص (قصد تحصیل نتیجه)
پیش از این اشاره شد که جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، جرمی مطلق است که وجود سوءنیت خاص در تحقق آن نقشی ندارد. مدخلیت نداشتن سوءنیت خاص در تحقق این جرم با اطلاق تبصره قانونی آن نیز سازگار است؛ زیرا قانون، همه زنانی را که حجاب شرعی را مراعات نمیکنند، فارغ از قصد و انگیزه ایشان، مجرم میداند. البته اگر مرتکب جرم دارای انگیزههای مجرمانهای مانند تشویق دیگران به بی حجابی یا تبلیغ علیه نظام باشد، به مجازات مربوط به هر یک از این جرایم مهم محکوم خواهد شد. [۲۳] هم چنین رعایت نکردن حجاب شرعی اگر به قصد انکار عامدانه و عالمانه ضرورت حجاب شرعی باشد، با جمع شدن شرایط دیگر، سبب تحقق (ارتداد) نیز میگردد.
آیین دادرسی بزه رعایت نکردن حجاب شرعی
مراحل دادرسی کیفری جرایم جزایی عبارتند از: کشف، تعقیب، تحقیق، صدور حکم و اجرای حکم صادر شده.
مرحله کشف
برابر بند الف ماده ۳ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب (مصوب ۱۳۷۳) که در سال ۱۳۸۱ اصلاح شد، دادسرا عهده دار کشف جرایم است. نهاد دادسرا در اجرای این وظیفه قانونی از روشهای مختلفی بهره میجوید. در این میان، بهره گیری از گزارشهای ضابطان دادگستری مهمترین روش کشف جرم به وسیله (نهاد تعقیب) یعنی دادسراست. (ضابطین دادگستری مأمورانی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم… به موجب قانون اقدام مینمایند.) [۲۴] ضابطان مکلف هستند پس از آگاهی از رخ دادن جرم، برای حفظ آثار و نشانههای جرم و جلوگیری از فرار متهم یا پنهان شدن او، اقدامهایی را که ضروری است، انجام دهند و مراتب را به دادسرا اعلان کنند. (ریاست و نظارت بر ضابطین دادگستری از حیث وظایفی که به عنوان ضابط دارند، با دادستان است.) [۲۵] جرم رعایت نکردن حجاب شرعی در شمار جرایم مشهود است. مشهود بودن، ویژگی ماهوی این بزه است؛ زیرا مراعات حجاب شرعی، تنها در معابر و انظار عمومی، تکلیفی است که ترک آن جرم به شمار میرود. ضابطان دادگستری در برخورد با این جرم چه در مرئی و منظر ایشان انجام شده باشد و چه به واسطه اعلان دو نفر یا بیشتر که شاهد ارتکاب جرم بودهاند و فرد معینی را بزه کار معرفی کنند، از رخ دادن آن آگاه شده باشند، باید (تمامی اقدامات لازم را به منظور حفظ آلات و ادوات و آثار و علایم و دلایل جرم و جلوگیری از فرار متهم معمول دارند) [۲۶].
امروزه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به عنوان ضابط عام دادگستری برابر قانون نیروی انتظامی (مصوب ۱۳۶۹)، (مبارزه با منکرات و فساد) را به عنوان یک وظیفه قانونی در مقام ضابط دادگستری بر عهده دارد. [۲۷] (اداره کل مبارزه با مفاسد اجتماعی) نیروی انتظامی نیز به طور خاص عهده دار کشف جرایم در این حوزه است. هم چنین (اداره کل اماکن عمومی) این نیرو عهده دار برخورد با تخلف فروشندگان زن در رعایت نکردن حجاب اسلامی است. بنابراین، نیروی انتظامی مکلف است با به کارگیری مستمر نیروهای خود، زنان بدون حجاب شرعی را شناسایی کند و ایشان را پس از توقیف، به مقام قضایی صالح تحویل دهد. بدیهی است بسنده کردن نیروی انتظامی به (ارشاد) ناقضان قانون، وجاهت قانونی ندارد و تخلف از اجرای وظیفه به شمار میرود. عدالت کیفری اقتضا میکند که متولیان اجرایی حقوق جزا با اهتمام به انجام مسئولیتهای قانونی خویش، از ورود به حوزههای مفیدی که در صلاحیت کاری ایشان نیست، خودداری کنند.
نیروی مقاومت بسیج نیز (به موجب قوانین خاص و در محدوده وظایف محوله) ضابط دادگستری به شمار میرود. [۲۸] ماده یک (قانون حمایت قضایی بسیج) (مصوب ۱۳۷۰) در این باره چنین بیان داشته است:
به نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه داده میشود همانند ضابطین قوه قضاییه هنگام برخورد با جرایم مشهود و در صورت عدم حضور ضابطان دیگر و یا عدم اقدام به موقع آنها و یا اعلام نیاز آنان به منظور جلوگیری از امحای آثار جرم و فرار متهم و تهیه و ارسال گزارش به مراجع قضائی، اقدامات قانونی لازم را به عمل آورند.)
پس نیروی مقاومت بسیج نیز میتواند در برخورد با جرم مشهود رعایت نکردن حجاب شرعی، به عنوان ضابط قضایی اقدام کند. تجویز قانون به اقدام نیروی مقاومت بسیج در برخورد با جرایم مشهود، نشانه اهتمام قانون گذار به تعقیب حتمی این قبیل جرایم است. بنابراین، حتی در وضعیتی که نیروی انتظامی در صحنه حضور دارد، ولی از اقدام لازم و به موقع در برابر افراد بی حجاب خودداری میکند، نیروی مقاومت بسیج مکلف به اقدام به موقع است. (عدم اقدام به موقع ضابطین در شرایطی محرز است که ضابطین ذی ربط دیرتر به صحنه برسند یا در صورت حضور، با جرم مورد نظر برخورد ننمایند.) [۲۹] نیروی مقاومت بسیج به تکالیف قانونی خود در این زمینه از طریق (مرکز اجرایی امر به معروف و نهی از منکر) و نیروهای آموزش دیده این مرکز عمل میکند.
ضابطان دادگستری مکلف هستند پس از کشف جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از بدو پی گرد قانونی تا تسلیم متهم به مرجع قضایی، اقدام لازم را در حفظ آثار و ادله جرم انجام دهند. [۳۰] ماده چهار قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند)، در این مرحله، خطاب به ضابطان، حکم به توقیف افرادی داده است که بدون رعایت حجاب در انظار عمومی ظاهر میشوند. پیش از تصویب این قانون، دادستان عمومی تهران در سال ۱۳۶۰، دستور بازداشت افراد بی حجاب را به همه مأموران انتظامی صادر کرده بود. [۳۱] منظور قانون گذار از به کار بردن لفظ (توقیف) در این ماده، صدور قرار تأمین بازداشت موقت به وسیله ضابط نیست؛ زیرا ضابطان حق تأمین گرفتن از متهم را ندارند. [۳۲] مراد از آن، زیر نظر قرار دادن متهم از زمان رخ دادن جرم تا هدایت و تسلیم وی به مراجع قضایی است. این امر از آن جهت ضرورت دارد که نبود حجاب شرعی، حالت و وضعیت موجود در یک زن است که مرتکب به سهولت میتواند با تغییر وضعیت خویش، آثار جرم را محو کند و اثبات بزه انتسابی را در دادگاه مشکل گرداند، به ویژه آن که اعتبار گزارشهای ضابطان دادگستری نزد مقام قضایی مطلق نیست و به مورد وثوق بودن آن نزد وی بستگی دارد. [۳۳]
بنابراین، قانون گذار لازم دیده است برای حفظ ادله و آثار جرمهای یادشده که بر عهده ضابطان دادگستری قرار دارد، این ضابطان، مرتکب را بازداشت کنند و به مقامهای صالح قضایی تحویل دهند. تخلف ضابطان از این تکلیف، ضمانت اجرای انتظامی و کیفری دارد. [۳۴] در صورت امکان نداشتن تحویل فوری متهم به دادسرا، به استناد ماده ۲۴ (قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب) که مقرر میدارد: ( ... چنان چه در جرایم مشهود، بازداشت متهم برای تکمیل تحقیقات ضروری باشد، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ شود و حداکثر تا مدت ۲۴ ساعت میتوانند متهم را تحت نظر نگه داری نموده)، ضابطان میتوانند متهم را تا حداکثر مهلت مقرر قانونی در بازداشت نگه دارند. مقاومت زنان بی حجاب در برابر ضابطان دادگستری موجب تحقق جرم (تمرد نسبت به مأمورین دولتی) مشمول ماده ۶۰۷ قانون مجازات اسلامی و در نتیجه، پدید آمدن (تعدد مادی) جرایم و اعمال جمع مجازاتها نسبت به بی حجاب متمرد میگردد.
شیوههای کشف جرم به وسیله نهاد دادسرا منحصر به گزارش ضابطان دادگستری نیست. در سال ۱۳۸۳، رئیس قوه قضاییه به استناد بند الف ماده یک (قانون وظایف و اختیارات رئیس قوه قضاییه)(مصوب ۱۳۷۸)، (ستاد حفاظت اجتماعی) را تأسیس کرد. این ستاد که با هدف پیش گیری از جرم و پاک سازی جامعه از عناصر مجرم [۳۵] تشکیل شده، وابسته به تشکیلات دادگستری استان است و زیرنظر دادستان فعالیت میکند. این ستاد با تشکیل (هسته)های مختلف و عضو گیری از میان مردم، به جمع آوری اطلاعات محلی و مردمی میکند و با ارجاع آن به مقامات قضایی، به تعقیب جرایم مختلف میپردازد. گفتنی است معاون اجرایی قوه قضاییه در همان سال در سخنانی تأمل برانگیز تصریح کرد که این ستاد وارد بحث حجاب نمیشود، (بلکه فقط برای جرایم مخل امنیت و آسایش مردم فعال خواهد بود). [۳۶] به طور کلی، ضابطه کاری ستاد، آیین نامه مصوب آن است که به پیش گیری از (کلیه جرایم) و از آن جمله، جرم مسلّم رعایت نکردن حجاب شرعی اشاره کرده است؛ امری که در رویه عملی ستاد به چشم میخورد.
مرحله تعقیب
تعقیب متهم به نمایندگی از جامعه بر عهده دادسراست. جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از جمله جرایم عمومی و غیر قابل گذشت است. ماده ۳ (قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری) (مصوب ۱۳۷۸) مقرر داشته است:
تعقیب متهم و مجرم از جهت جنبه الهی و حفظ حقوق عمومی و حدود اسلامی، برابر ضوابط قانونی بر عهده رئیس حوزه قضایی میباشد.
امروزه بنابر قانون معروف به (احیای دادسراها) دادستان یا همان مدعی العموم عهده دار تکلیف است. ضابطان دادگستری پس از کشف جرم، موضوع را به دادسرا ارجاع میدهند و دادسرا به نمایندگی از جامعه به اقامه دعوا میپردازد. دادرسی در نظام حقوقی ایران مبتنی بر (سیستم قانونی بودن تعقیب) است. در این روش، دادسرا مکلف است هرگاه عمل ارتکابی از نظر قانون، جرم باشد، بزه کار را تعقیب کند و حق اظهار نظر درباره متناسب و مفید بودن یا نبودن تعقیب را ندارد. ارزش مندی این روش به آن است که بر مبنای آن، هر جرمی تحت تعقیب قرار میگیرد و قطعیت اجرای مجازات به عنوان لازمه عبرت آموزی اعمال سیاستهای کیفری متزلزل نمیشود. بنابراین، دادسرا در برخورد با جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، هرگز حق استنکاف از تعقیب متهم را ندارد. هم اکنون دادسرای ناحیه ۲۱ در تهران موسوم به (ارشاد)، عهده دار تعقیب جرایم منکراتی و مفاسد اجتماعی است.
مرحله تحقیق
(تحقیقات مقدماتی کلیه جرایم بر عهده بازپرس میباشد.) [۳۷] البته قانون این اجازه را به ضابطان داده است که در مورد جرایم مشهود، عهده دار تحقیقات مقدماتی گردند. قانون گذار برای جلوگیری از اشاعه فحشا، تحقیق در جرایم منافی عفت را ممنوع اعلام کرده است (مگر در مواردی که جرم مشهود باشد و یا دارای شاکی خصوصی بوده که در مورد اخیر توسط قاضی صورت میگیرد). [۳۸]بنابراین، جرم ظاهر شدن بدون حجاب در انظار عمومی، تحقیق بردار است و هم ضابطان و هم بازپرس به عنوان مقام تحقیق میتوانند در راستای تکمیل پرونده، تحقیقات انجام دهند. تبصره الحاقی به ماده ۳ (قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب) (مصوب ۱۳۸۱) اعلام کرده است:
... جرایمی که مجازات قانونی آنها فقط تا سه ماه حبس و یا جزای نقدی تا یک میلیون ریال میباشد و جرایم اطفال مستقیماً در داد گاههای مربوطه مطرح میشود.
به دیگر سخن، پروندههای چنین جرایمی بدون نیاز به انجام تحقیقات مقدماتی به وسیله مقامات تحقیق به دادگاه مربوط ارجاع میشود. جرم رعایت نکردن حجاب شرعی از شمول این حکم خارج است؛ زیرا مجازاتهای اصلی آن حبس یا جزای نقدی است، در حالی که این ماده مذکور منصرف به جرایمی است که مجازات آن تنها حبس یا جزای نقدی تا سقف مبلغ مورد نظر باشد. مقام تحقیق مکلف است پس از احراز هویت دقیق متهم، اتهام وارد شده را به وی تفهیم کند و پس از آن، دفاع متهم را بشنود و آن گاه در صورت نیاز، درباره شیوه ارتکاب جرم، زمان و مکان آن و موارد دیگر، از متهم بازجویی کند. از آن جا که متهم این جرم مؤنث است، مقام تحقیق موظف به رعایت موازین شرعی در امر تحقیقات است و باید به گونهای برخورد کند که از مظان اتهام فاصله داشته باشد. [۳۹] بازپرس پس از پایان یافتن تحقیقات، با احراز تحقق بزه رعایت نکردن حجاب شرعی و انتساب آن به متهم با صدور (قرار مجرمیت)، پرونده را جهت تأیید دادستان و صدور کیفرخواست کیفری نزد وی بفرستد.
مرحله دادرسی
دادگاه صالح در این مرحله خطیر درباره برائت یا مجرمیت متهم تصمیم گیری میکند. اولین موضوع در مرحله دادرسی، تعیین صلاحیت دادگاه برای آغاز رسیدگی است. رویه جاری دادگاههای دادگستری این است که دادرسی پروندههای مربوط به جرایم منافی عفت و از جمله جرم (بی حجابی) در محاکم عمومی کیفری صورت میپذیرد. به نظر میرسد در مواردی، رسیدگی به جرم بی حجابی باید در دادگاه انقلاب صورت پذیرد. برابر ماده ۵ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، رسیدگی به (کلیه جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی و محاربه یا افساد فی الارض) در صلاحیت دادگاه انقلاب است. جرم رعایت نکردن حجاب شرعی آن گاه که زمینه ساز اشاعه فحشا در جامعه اسلامی بوده و هتک کننده ارزشهای اسلامی مورد حمایت انقلاب اسلامی باشد، مشمول عنوان (افساد فی الارض) خواهد بود. (اهتمام به آراستگی سیمای جامعه به مظاهر اسلام و انقلاب اسلامی) از جمله سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی است که در سال ۱۳۷۸ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است. [۴۰] بنابراین، ظاهر شدن زنان در معابر جامعه اسلامی بدون مراعات حجاب شرعی و استفاده ایشان از لباسهای خلاف شئون اسلامی و آرایشهای تحریم شده را باید در تعارض و تقابل با سیاستهای نظام تلقی کرد. این استدلال در گذشته مورد تأیید و تأکید مقامات قضایی قرار داشته که متأسفانه با مرور زمان و رخنه روحیه مسامحه کاری در برخورد با مفاسد اجتماعی، از این رویه لازم و قانونی نیز عدول شده است. شورای عالی قضایی در تاریخ ۲۶/۹/۱۳۶۴ در بخش نامهای چنین ابلاغ کرد:
نظر به این که ضد انقلاب با استفاده از عناوین و مساعدتهای قانونی به پایگاههای فکری و فرهنگی و اخلاقی جامعه اسلامی رخنه و حمله نموده، سعی دارد با خلاف کاری در رفتار و اعمال اجتماعی، فساد اخلاقی و جنسی و بی بندوباری اعتقادی را بر پایههای غرب باوری نفوذ و شیاع دهد، لازم است آقایان قضات محترم با توجه به حساسیت زمان و فرصت تاریخی استثنایی که در آن به سر میبریم، به دور از رأفت بی جایی که بعضاً اعمال میشود، در کلیه مظاهر این حرکت ضدانقلابی فسادانگیز و فتنه انگیز به دقت نظر کنند و مراجع قضایی عمومی که صلاحیت رسیدگی به جرایم عمومی را دارند، در هر مورد که ارتکاب رشا و ارتشا و اختلاس جرایم علیه اموال و حقوق عمومی، جرایم علیه عفت و عصمت عمومی فحشا و منکرات در رفتار مبتذل غرب گرایانه در پوشش و آرایش و دیگر جرایم که عنواناً به منظور بر هم زدن امنیت سیاسی و اقتصادی کشور یا غارت بیت المال به نظر میرسد، پرونده را برای رسیدگی قانونی به استناد ماده واحده قانون حدود صلاحیت دادسراها و دادگاههای انقلاب حسب مورد به دادسرا یا داد گاه انقلاب اسلامی محل ارسال نمایند. دادسراها و دادگاههای انقلاب با کلیه مظاهر این حرکتهای مخل امنیت نظم عمومی و مضر به مصالح انقلاب پیروز اسلامی طبق قانون برخورد نموده، اجازه نخواهند داد دستههای مفسدین جبهه جدیدی در حیطه فرهنگ و شئون اجتماعی در برابر انقلاب باز کنند.
دادستان کل کشور در همان سال بر اساس بخش نامه شورای عالی قضایی با صدور بخش نامهای تأکید کرد که درباره (هرگونه اعمال مخالف عفت عمومی، فحشا و منکرات، رفتارهای مبتذل غرب گرایانه و مشابه آن با انگیزه ضدیت و دهن کجی به نظام و اخلال در امنیت سیاسی و یا اخلاق ... شایسته است کلیه دادسراها و دادگاههای انقلاب اسلامی نسبت به پذیرش این قبیل پروندهها از مراجع انتظامی و پی گیری قاطع و رسیدگی دقیق و مجازات متخلفین و مجرمین وفق ضوابط شرعی و قانونی اقدام نمایند). [۴۱] بنابراین، مقامات تحقیق مکلف هستند در مرحله تحقیقات مقدماتی، درباره انگیزه مجرمانه مرتکب جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، تحقیقات لازم را انجام دهند تا حسب مورد، پرونده مجرم را به دادسراهای انقلاب بفرستند. برای نمونه، کشف حجاب عمدی که در مقاطعی حتی مؤثرتر از تحریک و تشویق رسانههای ضد انقلاب است، اقدامی ضد انقلابی و مفسدانه خواهد بود که رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاهای انقلاب است.
پس از ارجاع پرونده به دادگاه صالح، دادرس باید بر مبنای گزارش ضابطان و تحقیقات مقدماتی انجام شده در صورتی که مورد وثوق او باشد، وارد رسیدگی ماهوی به اتهامهای متهم شود. دادرس برای اثبات بزه انتسابی، از قاعده (آزادی دلیل در امور کیفری) بهره میگیرد. اقرار متهم، گزارش جامع ضابطان دادگستری، شهادت دو شاهد قانونی و علم قاضی، روشهای اثبات جرم رعایت نکردن حجاب شرعی هستند. به دلیل وجود جنبه حق اللهی بزه مورد بحث، محاکمه باید با حضور متهم صورت گیرد و حکم محکومیت غیابی نمیتوان صادر کرد [۴۲]. الزام قانونی، در توقیف بودن متهم از زمان دستگیری تا تسلیم به مقام قضایی، تضمین مناسبی برای حضور متهم و معطل نماندن محاکمه اوست. بنابر دستور قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأ عام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند)، به جرم مورد بحث باید فوری و خارج از نوبت رسیدگی شود. پیش از این اشاره شد که مرتکب این جرم باید فوری پس از توقیف از سوی ضابطان و انجام تحقیقات لازم به مقام قضایی تسلیم شود. حکم صادر شده از سوی دادگاه صالح در مورد جرم رعایت نکردن حجاب شرعی به استناد ماده ۲۳۲ (قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب) (مصوب ۱۳۷۸)، حکم قطعی و تجدیدنظر ناپذیر است. [۴۳]
رعایت نکردن حجاب شرعی افزون بر به هم زدن نظم عمومی و زیر سؤال بردن اخلاق حسنه حاکم بر جامعه، در بیشتر موارد، نشان دهنده معیوب بودن سلامت اخلاقی مرتکب آن است. بنابراین، به نظر میرسد دادرس باید با توجه به این واقعیت، در مواردی که مقتضی است، [۴۴] افزون بر محکومیت بی حجاب به مجازات مقرر قانونی، وی را به مجازات تتمیمی (محرومیت از حقوق اجتماعی) موضوع ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی محکوم کند. [۴۵]ضرورت محکومیت زن بدون حجاب شرعی به محرومیت از حقوق اجتماعی از قبیل: حق انتخاب شدن در مجلس شورای اسلامی، استخدام در شرکتهای دولتی و نهادهای انقلابی، وکالت دادگستری و استفاده از نشان دولتی که تبصره یک ماده ۶۲ مکرر قانون مجازات اسلامی آنها را احصا کرده، از محکومیت به مجازات اصلی مقرر نیز بیشتر است؛ زیرا با اعمال مجازات تتمیمی، حوزههای خطیر حاکمیتی از لوث وجود مرتکبان جرایم علیه عفت و عصمت عمومی درامان میماند. نگارنده معتقد است در فرض تغییر احتمالی قانون مربوط به جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، محرومیت از حقوق اجتماعی به عنوان جرم اصلی باید حفظ شود. بدیهی است فردی که برای تظاهر به بی حجابی خود، روزانه مبالغ فراوانی را هزینه میکند، محکومیت به جزای نقدی، در پیش گیری از تکرار جرم وی اثری نخواهد گذاشت.
مرحله اجرای احکام
اجرای احکام، مرحله نهایی دادرسیهای کیفری است. (هرگاه رأی به برائت یا منع تعقیب یا موقوفی تعقیب متهم صادر شود، رأی بلافاصله توسط دادگاه اجرا میشود.) [۴۶] حکم قطعی محکومیت متهم به وسیله دادسرا و واحد اجرای احکام کیفری اجرا میشود. مجازاتهای جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، حبس یا جزای نقدی است. (اشخاصی که محکوم به حبس هستند، با اعلام نوع جرم و میزان محکومیت برای تحمل کیفر به زندان معرفی شوند.) [۴۷] (مدت تمامی کیفرهای حبس از روزی شروع میشود که محکومُ علیه به موجب حکم قطعی قابل اجرا حبس شود.) [۴۸] (در اجرای حکم به جزای نقدی، میزان محکومُ به باید به حساب خزانه دولت، واریز و برگه رسید آن پیوست پرونده شود.) [۴۹]
راه کارهای برخورد با بزه رعایت نکردن حجاب شرعی
ظاهر شدن زنان در معابر و انظار عمومی بدون رعایت حجاب شرعی، جرم مسلّمی است که با هر قصد و انگیزهای صورت پذیرد، زیر سؤال بردن یکی از (ضروریات فقهی) است و ضمانت اجرای کیفری دارد. نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران دارای قوه و امکان کافی در برخورد با پدیده موسوم به (بی حجابی) است، ولی نبود رویه و سیاست واحد، قاطع و مستمر در استفاده و بهره گیری از آن به وسیله نیروهای اجرایی موجب ناکارآمدی و بازدهی نامطلوب آن در سالیان پس از دوره اجباری شدن قانون حجاب شده است. در این میان، جریان معاند فرهنگ اسلامی نیز با فرصت طلبی از نابسامانی مدیریت حاکم بر حوزه فرهنگ عفاف، با مانع تراشیهای مختلف و استفاده از قدرت رسانهای و طرح مسائلی مانند نبود قانون حجاب یا تعریف نشدن حجاب و تبیین حدود آن در قانون، با تشویش اذهان عمومی، بر اراده کارگزاران حکومتی در برخورد با مفاسد اجتماعی نیز اثر منفی میگذارد. این در حالی است که همان مقدار قوانین موجود مربوط به جرم رعایت نکردن حجاب به اجرا در نمیآید. به راستی اگر قرار بر آن بود که قانونی اجرا نگردد، چه ضرورتی به تصویب هزینه بر آن است. ضروری بودن قطعیت اجرای احکام به آن حد است که حتی (قوانین خلاف مصالح جامعه نیز باید اجرا شود تا در فرصتی مناسب، قانون گذار، آن را اصلاح و با وجدان بیدار جامعه و نیازهای واقعی کشور و مصالح ملی، سازگار کند). [۵۰] لازمه تحقق عدالت اجتماعی به عنوان زیربنای جامعه مدنی اسلامی، نهادینه شدن هر امری در بستر قانونی خویش است و اجرای حتمی قوانین کیفری و به کیفر رساندن ناقضان قانون از مقتضیات بدیهی آن به شمار میرود. ژوزف دومستر، فیلسوف فرانسوی مینویسد:
شمشیر عدالت هیچ گاه نیام ندارد. مرتب باید تهدید کند و فرود آید[۵۱].
بهره گیری از راه کارهای انتظامی و قضایی در برخورد با بی حجابی و مظاهر مختلف آن، از ضروریات حتمی سیاست توسعه فرهنگ عفاف و حجاب است؛ زیرا بذر عفت و حجاب در شوره زار بی حجابی و بی عفتی هیچ گاه به ثمر نخواهد نشست. به این دستور سیر و سلوک اخلاق فردی در مسیر اخلاقی کردن جامعه نیز باید توجه کرد که رفع رذایل، بر کسب فضایل مقدم است. بنابراین، تا زمانی که کارگزاران حکومتی در برخورد با مفاسد اجتماعی و ناقضان قانون مترقی حجاب، اقدام مؤثر و مستمری در پیش نگیرند، هرگونه سیاست ایجابی در توسعه فرهنگ حجاب بازدهی نخواهد داشت. نگارنده بر این عقیده است تا زمانی که قوانین موجود به صورت مستمر و جدی اجرا نشود، قضاوت در مورد میزان تأثیر به کارگیری راه کارهای انتظامی و قضایی در جلوگیری از گسترش جرم بی حجابی صحیح نخواهد بود. واقعیت آن است که تا کنون به جز طرحهای مقطعی و غیرجامع، مجموعه مدیریتی حاکم، سیاست مستمری در برخورد با پدیده بی حجابی نداشته است. مهمترین اقدام ایجابی در توسعه فرهنگ عفاف در جامعه اسلامی، تبیین ضرورت آن و ایجاد اقناع درونی نسبت به ضروری و نافع بودن آن در میان بانوان است و مهمترین گام در عرصه برخورد با بی حجابی، ضروری دانستن برخورد قضایی با عوامل بی حجابی است. انفعال در برابر رشد چشم گیر پدیده بی حجابی و افزایش هنجارشکنیهای اجتماعی در مقابل گسترش موج احیای آرمانها و ارزشهای ناب انقلاب اسلامی جز تزلزل موقعیت متولیان منفعل، سودی برای ایشان در پی نخواهد داشت.
در پایان، پیش نهادهایی برای بهره گیری از راه کارهای انتظامی و قضایی در مسیر مبارزه با پدیده بی حجابی بیان میشود:
۱. الحاق یک تبصره به ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی برای تعریف حجاب شرعی. تقریر تبصره مذکور این گونه پیش نهاد میشود: (کیفیت حجاب شرعی عبارت است از پوشیده بودن تمام اعضای بدن به جز صورت و کفین با هر پوششی که سبب جلب توجه نگردد.)
۲. افزایش قانونی مجازات مقرر برای جرم رعایت نکردن حجاب شرعی با انضمام مجازات محرومیت موقت از حقوق اجتماعی با تمرکز بر محرومیت از دریافت رایگان امکانات دولتی و نیز توصیه به دادرسان برای اعمال مجازات بازدارنده یادشده در شرایط فعلی.
۳. اختصاص دادن شعبهای از دادگاهها جهت رسیدگی خارج از نوبت و فوری به جرم رعایت نکردن حجاب شرعی و استفاده از مستشاران قضایی زن در آن.
۴. به کارگیری مستمر و منظم گشتهای محسوس و نامحسوس مخصوص ارشاد به وسیله نیروی انتظامی برای بازداشت بانوان بی حجاب و تحویل فوری ایشان به دادسرا و به کارگیری توان پلیس زن در این گشتها در کنار اعمال جزای نقدی رانندگان بی حجاب وسایل نقلیه به وسیله مأموران راهنمایی و رانندگی در قالب جریمه تخلفات رانندگی.
۵. الحاق سیاستهای جدید به تصویب نامه راه بردهای گسترش فرهنگ عفاف شورای عالی انقلاب فرهنگی مبتنی بر اعلان سیاستهای سلبی و انتظامی و قضایی در این حوزه برای دست یابی به رویه واحد.
۶. سامان دهی نظارت صنفی بر فروشگاههای عرضه لباس و پوشاک برای پیش گیری از نمایش مانکنهایی که شیوه تزیین آنها ترویج دهنده بی حجابی است. بدیهی است اثر منفی مانکنهای دارای لباسهای خلاف شرع از تبلیغات هنجارشکنانه رسانههای تصویری در ماهواره و مانند آن بیشتر است.
نتیجه گیری
در حال حاضر، تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، رکن قانونی تشکیل دهنده جرم رعایت نکردن حجاب شرعی است. مجازات مقرر در این تبصره، تنها کیفر قانونی برای محکوم کردن بزه کار است. نداشتن حجاب شرعی، حالتی عدمی و ترک فعلی است که به حوزه امنیت اخلاقی جامعه اسلامی خلل وارد میسازد. همه زنانی که در قلمرو جمهوری اسلامی ایران ساکن هستند، در فرض رعایت نکردن حجاب شرعی، ناقض قانون و مستوجب مجازات به شمار میآیند. البته ارتکاب این بزه را برای مرتکبان دارای موقعیتهای خاص میتوان تخلفی صنفی و اداری نیز دانست.
وسیله ارتکاب جرم رعایت نکردن حجاب شرعی در تحقق این جرم طریقیت دارد، ولی تولید لباسهایی که حجاب شرعی را تأمین نمیسازد، تهیه وسیله ارتکاب این جرم به شمار میرود؛ زیرا جرم رعایت نکردن حجاب شرعی در شمار جرایم معاونت بردار است. مطلق بودن جرم مورد بحث، بر کفایت سوءنیت عام در تحقق عنوان مجرمانه یاد شده دلالت دارد.
برخورد قضایی با جرم بی حجابی از مرحله کشف جرم که به وسیله نهاد دادسرا و با کمک ضابطان قضایی صورت میپذیرد، آغاز میشود و تا صدور حکم از سوی مرجع قضایی صالح تداوم خواهد داشت. اصل بر آن است که در دادگاههای عمومی به جرم بی حجابی رسیدگی شود، ولی در موارد خاصی که نیازمند احراز قضایی است، مرتکب این بزه ممکن است به عنوان متهم به فعل مخل امنیت داخلی یا افساد فی الارض در دادگاه انقلاب محاکمه شود. قانون گذار و دادرسان میتوانند محرومیت ناقضان قانون حجاب شرعی از حقوق اجتماعی را به عنوان مؤثرترین مجازات بازدارنده در نظر بگیرند.
علل بدحجابی و جلوه گری (۲)؛ حیا مهم است یا حجاب؟
مقدمه
در مقاله ی گذشته با عنوان «خود نمایی چرا و چگونه؟ » ۶ مورد از علل بدحجابی را که شامل " کسب موقعیت، ضعف ایمان، دگرآزاری، غربزدگی، زیباییطلبی و ازدواج " میشد را مورد بررسی قرار دادیم .حال ۵ علت دیگر را در این مقاله بیان و شرح میدهیم:
ضعف حیا
ضعف این صفت از سستی اعتقاد به مبدأ و معاد سرچشمه میگیرد و بیحجابی از مصادیق بارز بیحیایی است که از ضعف ایمان ناشی میشود.
امام صادق(علیه السلام) فرموده است: ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: خدا حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد.
پوشش و حیا تفکیک ناپذیرند و تا جلوهای از حیا در زنی وجود داشته باشد، پوشش او نیز با جدیت مراعات میشود. زنان با حیا کسانی هستند که با پوشش کامل خود از نمایش بدن، موهای سر و زینتهای خود شرم میورزند. پاکی قلب زنان خودنما به سخن ستمکاری شبیه است که لاف ترحم سر میدهد. زنانی که اسرار زیباییهای جسمانی خود را به نمایش گذاردهاند ، پرده بین خود و خدا را دریدهاند. کامیاب کردن چشمهای گرسنه نامحرمان کمترین ساز شی با پاکی و نجابت ندارد و عفیفبودن زن بدحجاب از القائات بیاعتبار شیطان است. بدحجابی از آفات پاکدامنی به شمار میرود و اساساً زنان پاکدامنی که از موقعیت سالم روحی برخوردارند از گناهان جنسی پرهیز دارند و بیحجابی یک انحراف جنسی است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده است: کسی که پاکدامنی پیشه کند ، گناهانش کم و در نزد خدا منزلتی عظیم دارد.
بیحیایی زنان و دختران جوان غالباً از دوستان بیحیا، فیلمهای مبتذل، جهل به ارزش والای عفت و حیا و فرهنگ اقوام و خانواده بهویژه روحیه مادر و پدر سرچشمه میگیرد. مسایل اخلاقی و تربیتی از ظرافتی خاص برخوردارند و از پایینترین سنین عمر کودک شکل میگیرند. این اشتباه بزرگ است که به مسایل تربیتی مربوط به شرم و حیای دختران تا ۹ سالگی توجه نشود آنگاه با رسیدن زمان تکلیف از آنها خواسته شود تا یکباره در خود انقلاب کنند و مسیر چند ساله خود را عوض کنند. امور تربیتی انقلاببردار نیست بلکه حقایقی هستند که باید به تدریج شکل گیرند. حجاب یک فرهنگ است که از سالیان قبل از تکلیف باید مورد توجه و ممارست قرار گیرد. در هر صورت از جمله ریشهها و مبانی خودنمایی و بدحجابی زنان ضعف صفت ارزشمند حیا است. صفتی که وجود آن به زن ارزشی بزرگ میبخشد و فقدان آن او را از خاک پستتر میسازد.
اظهار غنای مالی
ریشه خودنمایی برخی زنان تفاخر و خودنماییهای مالی است. دوست دارند دیگران شاهد برخورداریهای مالی آنها باشند و تفاوتی نخواهد بود که بیننده زن باشد یا مرد. به همین منظور النگوهای خود را به نمایش میگذارند و حلقه یا گردنبند گرانقیمت خود را در معرض دید دیگران قرار میدهند و لباسهای فاخر به تن میکنند. آنها ارزش خود را به طلا و جواهرات میدانند و این به معنای آن است که ارزش الهی و انسانی خود را در حد طلای دنیا پایین آوردهاند و برخی خود را در طلا خلاصه کردهاند. شیطان همه را به یک راه منحرف نمیسازد بلکه هر کسی را با توجه به برخورداریها و نوع هوسی که دارد از راه خدا دور میکند.
چنین زنانی باید اندیشه کنند که اینگونه فخر کردنهای مالی همراه با جاذبههای زنانه، تمایلات نامحرمان را برمیانگیزد و چه بسا موجودیت مالی آنها را طعمه دیگران سازد. بینش چنین زنانی بسیار سطحی و ظاهر بینانه است. اگر آگاه شوند که انسان خلیفه خداست و میتواند ارزشی برتر از ملایک داشته باشد، روحیه و عملکرد آنها عوض میشود و دیگر حاضر نخواهند بود برای یک لحظه خود و دارایی خویش را وسیله معصیت خود و غفلت مردان جامعه کنند.
ملامت دیگران
یکی از ریشههای بدحجابی و خودنمایی دختران و زنان ملامت اعضای خانواده، فامیل و دوستان است. چه بانوانی که به خاطر سلامت نفسی که دارند، میخواهند از حجاب دینی کامل برخوردار باشند اما راهزنان راه خدا به آنها شبیخون میزنند و زبان به ملامت میگشایند. گاهی ملامتها از سوی مردان فامیل صورت میگیرد. ریشه اصلی ملامت اکثر این افراد هواهای نفسانی آنهاست. زیرا با بیحجابی و خودنمایی زنان و دختران بهتر میتوانند به لذتهای نامشروع خود دست یابند. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است که فراموشی دین و عقل را به همراه دارد.
مدگرایی
مدگرایی روحیه خاصی است که برخی زنان به آن مبتلا میشوند. مدگرا سعی دارد همواره از تازههای لباس و آرایش مطلع شود و با هر زحمت و قیمتی که هست از آنها بهره گیرد. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است که فراموشی دین و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشت پرده که با تحقیقات وسیع و روانشناسی لازم به ارایه مدهای جدید میپردازند به گونهای به طراحی مدلهای کفش، لباس و قیافه زنان میپردازند که پوچی، اسارت، مصرف و تحریکآمیزی آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلکه از ارکان نوآوریهای آنها باشد.
سخن با چنین زنانی این است که غالب مدهای ساخته غرب نظیر لباسهای تنگ با اصول اخلاقی و بهداشتی مغایرت دارند چه اینکه لباسهای تنگ مانع جریان صحیح خون و تنفس پوستی میشوند وانگهی اگر زندگی آدمی به گشتن در خیابانها، بررسی مدها، تازههای لباس و امثال آن بگذرد پس مسوولیت انسانی، آرمان الهی، سعادت اخروی و بسیاری از حقایق و ارزشهای الهی و خلاصه هدف آفرینش آدمی و جهان پس از مرگ چه خواهدشد؟ زنان غربی این زندگی را طی کردند و نتیجه آن چیزی جز سقوط آنها نبود.
خانواده
خانوادههایی که از تعالیم دینی فاصله میگیرند به یک فرهنگ برزخی بین اسلام و خواستههای نفسانی خود میرسند. بسیاری از عقاید آنها رنگ مذهبی و دینی ندارد. اینان همان کسانی هستند که دین را فقط به زبان اظهار میکنند و با کمترین سختی یا تضاد با تمایلاتشان بهراحتی از دین خدا چشمپوشی میکنند. یکی از مسایل مهم اجتماعی که از ابعاد معنوی مبارزه با نفس برخوردار است پوشش دینی است که در خانوادههای شبه مذهبی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و فرزندان آنها نیز به فرهنگ تسامح به دین که از رهاوردهای تربیتی والدین است خو میگیرند و در نتیجه فرزندان آنها نیز نسخههای تکراری آنها خواهد بود. یعنی آنها نیز فرهنگ بیاعتنایی به احکام دینی را دنبال میکنند. بخشی از بدحجابیهای جامعه منسوب به این خانوادهها و والدین شبه مذهبی است که از غیرت دینی تهی ماندهاند. خوشا به حال دختری که از مادری عفیف و پوشیده برخوردار است که روحیه چنین مادری بهترین زمینه حجاب او خواهد بود.
علل بدحجابی و جلوه گری (۱)؛ خودنمایی چرا و چگونه؟
بدحجابی یکی از مسایل و چالشهای جدی در حوزه اخلاق اجتماعی محسوب میشود. در این مقاله به ریشهیابی بدحجابی در جامعه و عوامل اخلاقی آن پرداختهایم.
بدحجابی و جلوهگری زنان در برابر مردان بیگانه از عوامل فراوانی برخوردار است که ضمن بحث در مورد آنها به درمان هر یک اشاره میکنیم. در این مقاله به ۶ مورد از این عوامل اشاره میکنیم و در مقاله ی بعد ۵ علت دیگر را مورد بررسی قرار میدهیم :
کسب موقعیت
انسان موقعیتطلب است و همواره میخواهد در میان مردم از جایگاهی درخور توجه برخوردار باشد. چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و کاذب محقق میشود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست میآید ، اما برخی زنان که فاقد این ارزشها هستند با نمایش زیباییها و جاذبههای طبیعی و ساختگی زنانه خود سعی در جلب توجه دیگران میکنند تا به کمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. غافل از آنکه هرگز کسی نمایش زیباییهای زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمیگیرد. بیحجابی، زن را صاحب فضیلت نمیکند بلکه از او عروسکی میسازد که با رشد و تعالی فاصلهها دارد ضمن اینکه موقعیتهای حاصل از تحرکات جنسی تنها نزد بیماردلانی به وجود میآید که خود کمترین ارزشی ندارند.
زن اگر محروم از فضایل و ارزشهای انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینتها و لباسهای فاخر تزیین کند ذرهای بر ارزش حقیقی او افزوده نخواهد شد چه اینکه هزار من تزیین و زیبایی به یک جو تقوا نمیارزد. تحصیل موقعیت جز از راه به دست آوردن زیباییهای باطنی و فضایل انسانی و کمک پروردگار عالم میسر نیست.
ضعف ایمان
بیحجابی فقر فرهنگ دینی است. فرامین الهی و ازجمله حجاب اسلامی از سوی خدای تعالی به بشر ابلاغ شده است و عمل به آنها جز در پرتوی ایمان به پروردگار عالم که ریشه اصلی عمل است میسر نخواهد بود. بنابراین کسانی که از اعتقاد به خداوند در شک و تردید به سر میبرند و قلب آنها از ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است در عمل به دستورات الهی تسامح میورزند و تا زمانی که این مشکل اعتقادی برطرف نشود بهبودی حاصل نمیشود. چرا که ایمان به خدا مادر ارزشها است.
دگر آزاری
ریشه خودنمایی و بدحجابی بسیاری از زنان،عقده دگرآزاری است. برانگیختن تمایلات دیگری همراه با محروم کردن او یک بیماری دگر آزاری است. نظیر اینکه شخصی غذایی را به انسان گرسنهای ارایه دهد و تمایل او را به آن غذا برانگیزد و از آن محرومش کند. دگرآزاری جنسی نیز به این است که زنی خود را بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد تا تمایلات او برانگیخته شود و بدون پاسخ بماند. اگرچه این حرکت، مردان جامعه را عقدهمند میکند اما زنان بیمار از حرکت خود لذت میبرند. باید به چنین زنانی گفت آزار دادن مردان جز اینکه گناهی بر گناه خودنمایی آنها میافزاید اثر دیگری ندارد، ضمن اینکه آزار دیگران با هیچ منطق و وجدانی سازگار نیست. چه اینکه تبدیل مردان و جوانان سالم جامعه به انسانهای عقدهای که با شرافت یک زن سازگاری ندارد. تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کردهاند.
غربزدگی
تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کردهاند. خمیر مایه اصلی این تقلید را جهل و هوس تشکیل میدهد. ترسیم گوشهای از آنچه بر زن غربی میگذرد، میتواند پرده تاریک جهل فریبخوردگان جوامع غربی را پاره کند تا به خود آیند. غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی خود زندگی زن را به طور کلی متحول کرد و بیرحمانه او را از ارزشهای خود تهی گردانید و اسرار و زیباییهای او را در معرض نمایش همگان قرار داد. غرب در برابر گرفتن حجاب زن چیزی به او نداده است بلکه به دنبال آن ارزشهای دیگر او را ربوده است به گونهای که زن غربی فقیرترین زن عالم است و این به خاطر سادگی و فریبخوردگی تاریخی عهد رنسانس است. اگر زن غربی همانند زن ایرانی مقاومت میکرد و با اتکا بر دین به مبارزه با افزونطلبیهای مردان میپرداخت به پیروزی میرسید اما تسلیم شد و بزرگترین ضربههای تاریخی را که به واژگونی او منتهی شد دریافت کرد. ضربههایی که بر زن غربی وارد شد کفاره سرپیچی او از حجاب و عفافی است که خداوند در همه ادیان برای زن واجب فرموده است.
زیباییطلبی
برخی دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به اینکه حجاب دینی زیباییهای آنها را پوشش میدهد سعی در ناقص کردن حجاب خود دارند. به همین منظور بخشی از موهای سر و گردن خود را به نمایش میگذارند و .....و غافلند که سادگی زن، خود نوعی زیبایی ارزشی را به همراه دارد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: صیانه المراه انعم الحالها و ادوم لجمالها [۵۲] پوشیدگی برای زن سودمندتر و زیبایی او را پایدارتر میسازد.
جوانان بیتقوا از دختران خودنما برای لذتهای موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال میکنند. اما هیچگاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمیپذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشمها جا دارند و زنان پوشیده در دلها مأوا گرفتهاند.
ازدواج
عدهای از دختران، خودنمایی و سپس ارتباط با نامحرم را پلی برای رسیدن به ازدواج میپندارند. آنها گمان بردهاند که اظهار زیباییها میتواند جوانان را به آنها راغب کند . غافل از اینکه جوانان با همه خوشروییهایی که با دختران دارند به ازدواج با آنها تن نخواهند داد. بیتقواترین مرد جامعه برای ازدواج خود به دنبال عفیفترین دختر میرود. همه جوانان دوست دارند دختری را برای همسری خود گزینش کنند که برای یک مرتبه طرح دوستی و خوشگذرانی با جوان دیگری نداشته است و اسرار و زیباییهای جسمانی خود را تابلوی نامحرمان نکرده باشد.
بنابراین بدحجابی و حرکتهای خلاف عفت چشمانداز خوبی برای ازدواج ندارد و اگر ازدواجی به خاطر جاذبههای جنسی صورت پذیرد از بنیان محکمی برخوردار نخواهد بود. راه ازدواج در رعایت تقوا و درخواست از خداوند و توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او است.
در مقاله ی بعد ۵ علت دیگر را که شامل « ضعف حیا ؛ اظهار غنای مالی ؛ ملامت دیگران ؛ مدگرایی ؛ خانواده » میباشد را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
تبرّج زن در جاهلیت
یا نساء النبی لستنّ کأحد منالنساء ان اتقیتنّ - فلا تخضعن بالقول... و لاتبرّجن تبرّجالجاهلیّة الأولی وأقمن الصلوة و ءاتین الزکوة.
ساختار مطلوب جامعه بشری از نگاه قرآن
سوره احزاب، سورهای است که عمدتاً طراحی ساختار مطلوب جامعه اسلامی را برعهده گرفته است. اگر جامعه اسلامی مطابق طرحی که قرآن - بهویژه در سوره احزاب - ارائه میکند، ساخته شود و زنان در کنار مردان و دوشادوش آنان در تکوین و سازندگی جامعه اسلامی نقش اساسی ایفا کنند و زنان نیز مانند مردان بتوانند با توجه به تواناییهایی که خداوند سبحان بهصورت بالقوه به هر انسانی عطا کرده است، در جامعه حضور تعیینکننده و فعّال و تأثیرگذار داشته باشند و خود را موجودی بیمصرف و ضعیف و ناتوان نبینند؛ دیگر، دلیلی نخواهد داشت که برای ارضای خواستههای غریزی و طبیعی خود و بهمنظور جلب توجه دیگران به خودآراییها و خودنماییهای مبتذل و نامناسب کشیده شوند و - به مصداق این آیه شریفه - به دام تبرّج که یکی از خطرناکترین لغزشگاههای جاهلیت است درافتند.
تبرّج چیست؟
تبرّج از مصدر بروج (ظهور و بروز) و به معنای خودآرایی و خودنمایی است. تبرّج جاهلیت به زنان اختصاص ندارد، همانطور که حمیت جاهلیّت - که در سوره فتح مطرح شده است - به مردان اختصاص ندارد. انسان ذاتاً و بهطور طبیعی تشنه خودنمایی نزد دیگران است. حال اگر سوءال شود که چرا در سوره احزاب فقط زنان از تبرّج نهی شدهاند نه مردان؛ پاسخ آن روشن است. زیرا مردان بهویژه در دوران جاهلیت هیچ مانعی برای ظهور و بروز به شکلهای مختلف در جامعه نداشتهاند، اما زنان پیوسته از امکان ظهور و بروز در زمینههای شایسته و بایسته محروم بودهاند و ناگزیر، این میل درونی خود را بهصورت منفی و در مسیر نادرست ارضا مینمودهاند.
همزمان با طلوع خورشید اسلام از افق تاریک عربستان، در جامعه عرب - کموبیش مانند دیگر جوامع بشری آن روزگار - زن ابزاری برای خوشگذرانی و وسیلهای برای ارضای تمایلات غریزی و شهوانی مرد بود و بیبندوباری و هرجومرج در روابط جنسی بیداد میکرد و بهطور کلی کانون خانواده از پایه و اساس محکمی برخوردار نبود. اینها و مسائل بسیار دیگر، باعث شده بود که جایگاه زن در افکار عمومی جامعه بهخصوص مردان از حد یک انسان کامل به یک حیوان و حتی پستتر از آن تنزّل یابد.
کارنامه علمی و عملی اسلام
اسلام آمد و نگرش و نگاه جامعه را نسبت به زن تغییر داد. اسلام بر این نکته تأکید کرد که روابط جنسی تنها برای ارضای غرایز شهوانی و خاموشکردن آتش شهوت مرد نیست، بلکه بهانهای برای پیوند دو موجود انسانی است که از نفس واحدهاند و ترفندی است که طبیعت به فرمان تکوینی خداوند سبحان برای برقراری مودّت و رحمت میان زن و مرد و آرامش و آسایش در کانون گرم خانواده بهکار برده است. اسلام، روابط خانوادگی را در پرتو آموزههای قرآن کریم و شیوههای علمی و کاربردی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) نظام بخشید. تنظیم و تدوین یک مجموعه منسجم از قوانین و آداب زندگی برای خانواده، بخش مهمی از کارنامه علمی و عملی اسلام و قرآن است و شمار قابلتوجّهی از سورهها و آیات قرآن عهدهدار این امرند.
قرآن مجید برای تحکیم و تقویت بنیان خانواده، ضمن وضع مقررات و قوانین کارساز به شیوههای گوناگون، جهت پالایش روحی - روانی مسلمانان و پیراستگی روابط جنسی و پاکسازی و سالمسازی آن از طوفان شهوتهای حیوانی به ارشاد و راهنمایی مسلمانان میپردازد و آداب زندگی خانوادگی و زندگی اجتماعی را به آنان میآموزد. در این آیه شریفه از سوره مبارکه احزاب، قرآن تبرّج زن را مطرح میکند و تبرّج را یک اپیدمی خطرناک و یکی از پسماندههای جاهلیت بشر معرفی میکند. قرآن تبرّج زنان را در دوران جاهلیت نکوهش میکند تا جامعه اسلامی را از آثار و پیامدهای تبرّج پیراسته سازد و یکی از عوامل و انگیزههای نابسامانی را در جامعه ریشهکن کند و افکار و احساسات پیروان مکتب قرآن را در مسیر رشد و بالندگی بیندازد. زیباییهای ساختگی و ابتذال و برهنگی فقط به مذاق و اندیشه جاهلیت خویش میآید و بس. بنابراین، یکی از راههای اصلی دورشدن جامعه اسلامی از افکار و اندیشههای جاهلی، برحذرداشتن مسلمانان - بهویژه زنان مسلمان از تبرّج یعنی خودآراییها و خودنماییهای ناپسند و مذموم است.
جاهلیّت مدرن!
جاهلیت به یک دوره مشخص تاریخی یا یک شرایط معین اجتماعی منحصر نمیشود، بلکه در هر دوره و زمانی حتی در اوج پیشرفت تکنولوژی و تمدن بشری هرگاه چنین افکار و اندیشههایی در جامعه بشری ظهور و بروز پیدا کند، دوران جاهلیت بار دیگر آغاز شده است. در عصر کنونی ما نیز، بیشتر جوامع بشری در جاهلیت بهسر میبرند. در بیشتر جوامع بشری امروز بهندرت مظاهر پاکیزگی و پیراستگی و ویراستگی مشاهده میشود و این شاید از آن روست که از ابزارهایی که خداوند بزرگ در قالب آیات و سورههای قرآن برای پاکسازی و بهسازی جامعه بشری از انواع آلودگیها و رهایی جوامع اسلامی از عواقب خطرناک بازگشت جاهلیت اولی پیشروی بندگان نهاده است، استفاده نمیکنند.
راه و روش تبرّجزدایی از جوامع اسلامی
اگر به زنان امکان ظهور و بروز در عرصههای مختلف اجتماعی داده شود و استعدادها و توانمندیهای آنان به نحو مطلوب و شایستهای بهکار گرفته شود و آنان بتوانند در مراتب علمی و معنوی ظهور و بروز داشته باشند، دیگر نیازی نمیبینند که با خودآراییها و آرایشهای دروغین و ساختگی توجّه این و آن را به خودشان جلب کنند. قرآن کریم با عنوانکردن تبرّج الجاهلیّة در اوج بیان و تبیین ساختار مطلوب جامعه بشری، تبرّج را فرزند ناخواسته جاهلیّت معرفی میکند. تبرّج - خواه از سوی مردان و خواه از سوی زنان - همواره از جهل و نادانی سرچشمه میگیرد. گواه بر این مطلب آن است که بسیار دیدهایم زنان توانمند و دانشمند و فرهیختهای که به فراخور حال خودشان به مدارج علمی و اجتماعی و کمالات معنوی دست یافتهاند، هنگام حضور در مجامع و محافل گوناگون حتی در مراسم جشن و سرور و حتی مهمانیها و بزمهایی که بیشتر وسوسهانگیزند، در نهایت سادگی و بیآلایشی و در عینحال با آراستگی معنوی حاضر میشوند؛ اما، غالباً زنانی که در سطوح پایین علمی و معنوی و اجتماعی قرار دارند و در واقع چیزی برای عرضه به دیگران ندارند، سعی میکنند با زرق و برقهای ساختگی و وضع ظاهر و لباسشان جلب توجه کنند!
و ... تبرّج مردان!
گفتنی است که تبرّج - متأسفانه - در جامعههای امروزی در میان مردان نیز به صورت زشت و زنندهای شیوع پیدا کرده است. تا آنجا که بعضی از مردان با لباسهای مبتذل و آرایشهای زنانه، در کوچه و خیابان و اماکن عمومی حاضر میشوند. اینان نیز اگر از موقعیتهای فرهنگی و اجتماعی مناسبی برخوردار بودند، هرگز خود را به این شکل و شمایل درنمیآوردند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
ارزش و اهمیت حجاب در قرآن
قرآن زنان ایدهآل را که در بهشت جای دارند به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه نموده و میفرماید: کأمثال اللوءلوءالمکنون. یا آنان را به جواهرات اصلی، چون یاقوت و مرجان تشبیه میکند که جواهرفروشان، در پوششی مخصوص قرار میدهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی در دسترس این و آن قرار نگیرند و از قدر و ارزش و اهمیت آنها کاسته نشود. فیهنّ قاصرات الطرف لم یطمثهنّ انس قبلهم و لاجان. کأنهن الیاقوت والمرجان. «در آنجا زنان زیبا و باحیا هستند که پیش از آنان، دست هیچکس به آنها نرسیده است گویی یاقوت و مرجاناند».
بنابراین، حجاب، کمال و وقار زن بوده و نشانگر ارزش و اصالت وی میباشد و خداوند پاداش عظیم و بیکرانی را برای زنان تقواپیشه و پاکدامن مقرر داشته است.
نگاهی به سوره مریم
سوره مریم، نوزدهمین سوره قرآن مجید متشکل از ۹۸ آیه و ۵ واحد موضوعی است. با توجه به بسامد واژه ربّ (۲۳ بار) و رحمان و مشتقات آن (۱۹ بار) میتوان گفت محور اصلی سوره ربوبیّتی است که جز در پرتو رحمانیّت الهی کارساز و نتیجهبخش نیست. بدینترتیب، موضوع سوره با نام مریم و نقش مادری او مرتبط میگردد. از این گذشته، آنچه بیشتر در ظاهر آیات جلبتوجّه میکند تشابه روساخت آیات دو واحد موضوعی نخستین با یکدیگر است (آیات ۱-۱۵، ۱۶ - ۴۰) بهگونهای که چندین آیه بهطور مشخص از روی یکدیگر تعریف شدهاند که در هنگام توضیح آیات به آن پرداخته خواهد شد. جالبتر اینکه این دو واحد موضوعی از لحاظ محتوای داستان با یکدیگر مشابه و از سوی دیگر قابلمقایسه هستند؛ بشارت تولد دو نوزاد بهگونهای معجزهآمیز، یحیی برای زکریای پیامبر و عیسی برای مریم صدیقه.
با تدبّر در آیات مشابه این دو واحد موضوعی، میتوان به خصائص ظریف شخصیتی این دو بنده الهی در مواجهه با این نوع از اعجاز خداوندی پیبرد و دریافت که چگونه قرآن اسلوب هنری کلام را در اختیار تفهیم مفاهیم ظریف و بنیادی قرار داده و در صدد ارائه الگو برمیآید.
خودنماییهای جنسی در محیط کار
با بروز تحولات اجتماعی در دهههای گذشته و حرکت جوامع به سمت صنعتی شدن، حضور زنان در جامعه نیز پررنگتر شد. امروزه حضور زنان در جامعه و محیط کار امری اجتناب ناپذیر شده است به طوری که کاملا قابل مشاهد است، زنان پا به پای مردان در عرصههای مختلف اجتماعی و کاری شرکت دارند. رعایت حجاب و عفاف در جامعه یکی از ضروریات دین مبین اسلام و حکومت اسلامی است و از آنجا که ما در کشوری زندگی میکنیم که اکثریت آحاد مردم پایبند و معتقد به ارزشها و اصول اسلامی و دینی هستند، اهمیت آن در محیطهای اجتماعی و کاری بیشتر به چشم میخورد. حضور زنان با حفظ حجاب و حریم میان زن و مرد، علاوه بر حفظ سلامت جامعه و محیط کار، تحکیم بنیان خانواده را نیز در پی خواهد داشت. زیرا اگر آداب و شئونات اسلامی در محیط کار رعایت شود، زن و مرد به دور از هر شائبه و گناهی با آرامش خاطر کار میکنند که این امر در نهایت منجر به بهرهوری و افزایش کارایی آنان در محیط کاری خواهد شد. علاوه بر آن ارزش و جایگاه زن نیز به مراتب حفظ و صیانت میشود.
مقوله حجاب امری است که مدت هاست از سوی نهادها، ارگانها، مراکز فرهنگی – تبلیغاتی و ... به آن پرداخته شده و تحلیلها و راهکارهایی نیز به انحای مختلف ارائه شده است. از این رو توجه ویژه به ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در ادارات دولتی برای بانوان شاغل، چندی است که از سوی دولتمردان مطرح شده است. گرچه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب از سوی دستگاههای دولتی به عنوان یکی از اصول حاکم بر ادارات در نظر گرفته شده است، با اینحال نظارت بر رعایت آن میتواند در نهادینه کردن حجاب در سطح جامعه کمک شایانی بکند.
ادارات و مراکز دولتی از جمله مراکزی هستند که باید به تعهدات اسلامی پایبند بوده و سیاستگذاریها و برنامهریزیهای بنیادی در جهت اجرای موازین اسلامی و بخصوص حجاب داشته باشند. به طوری که پوشش زنان در ادارات دولتی باید به شکلی باشد که این زنان الگویی برای سایر افراد جامعه نیز باشند. گرچه آییننامهها و منشورهای اخلاقی مختلف در سطح ادارات ابلاغ شده و بسیاری از کارمندان دولت از فیلتر گزینش نیز رد شدهاند، با اینحال این قوانین در سطح ادارات به خوبی اجرا و اعمال نمیشود. این امر نیاز به یک مشارکت همگانی و نظارت مستمر بر اجرایی شدن قوانین ابلاغی در زمینه حجاب در ادارات دارد.
با تشکیل ستاد صیانت از حقوق شهروندی، مدیران دستگاههای اجرایی موظف و مکلف به پیگیری، رسیدگی و رفع ناهنجاریهای فرهنگی هستند. مسئولان باید دغدغه این ناهنجاریها را داشته باشند و به طور جدی وارد میدان عمل شوند.
چه باید کرد؟
با توجه به آنچه گفته شد باید برنامهریزیها و سیاستگذاریهایی از سوی مسئولان برای رعایت حجاب و حفظ موازین شرعی در ادارات صورت گیرد. در این میان تشویق کارکنان محجبه و اخطار به کارکنان بدحجاب میتواند تاثیر بسزایی در رعایت حجاب و حفظ عفاف در ادارات داشته باشد. تشویقی کارکنان محجبه میتواند در قالب اعطای جوایز، ترفیع درجه، افزایش حقوق و... باشد. همچنین یکی از معیارها و شاخصهای ارزیابی کارکنان در پایان هر سال در ادارات نیز میتواند رعایت حجاب کامل اسلامی در طول یکسال خدمت فرد باشد. علاوه بر آن برگزاری کارگاههای آموزشی، مسابقات، نصب تابلوهایی با موضوع حجاب که برگرفته از آموزههای دینی باشد نیز از دیگر عوامل تاثیرگذار بر ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در ادارات است. در کارگاهها و یا جلسات آموزشی حجاب نیز میتوان به مواردی چون: اهمیت حجاب، اثرات مثبت و سازنده رعایت آن، نقش حجاب در تحکیم بنیان خانواده، افزایش مقام و منزلت زن با رعایت حجاب و... پرداخت. زیرا تا زمانی که افراد به اهمیت و ضرورت وجود یک عمل پی نبرند شاید در ظاهر و برای رسیدن به برخی منافع خود به آن عمل کنند اما در باطن اعتقادی به آن عمل نداشته باشند. اگر مساله حجاب و اهمیت رعایت آن در باطن فرد رسوخ پیدا کرده باشد، خود فرد به این نتیجه خواهد رسید که حفظ حجاب در وهله اول ثمرات ارزشمندی برای وی و سپس جامعه و محیط کار او خواهد داشت.
تا زمانی که افراد به اهمیت و ضرورت وجود یک عمل پی نبرند شاید در ظاهر و برای رسیدن به برخی منافع خود به آن عمل کنند اما در باطن اعتقادی به آن عمل نداشته باشند. اگر مساله حجاب و اهمیت رعایت آن در باطن فرد رسوخ پیدا کرده باشد، خود فرد به این نتیجه خواهد رسید که حفظ حجاب در وهله اول ثمرات ارزشمندی برای وی و سپس جامعه و محیط کار او خواهد داشت.
همچنین یکی از ملاکهای ارزشیابی عملکرد مدیران در سطوح مختلف میتواند رعایت حجاب در کارکنان زیر مجموعه وی باشد. با اعمال این سیاست مدیران تلاش میکنند کارکنانی را به کار گیرند که حجاب خود را به درستی رعایت میکنند و یا اگر کارکنان بدحجاب دارند تلاش کنند با اعمال روشهای مختلف وی را به سمت رعایت حجاب سوق دهند.
در نهایت بهتر است در ادارات تدابیری اتخاذ شود که از اختلاط زن و مرد تا حد امکان جلوگیری شود. زیرا ریشه برخی از بدحجابیها میل زن به خودنمایی در برابر جنس مخالف است. در صورتی که زنان در محیطی کار کنند که با مردان کمتر در ارتباط باشند، علاوه بر حفظ حریم محرم و نامحرم، یکی از عواملی که موجب دامن زدن به بدحجابی است از بین خواهد رفت. البته لازم است ذکر شود رعایت حجاب تنها از سوی زنان نمیتواند ریشه بدحجابی را از سطح جامعه و محیط کار بخشکاند. مردان نیز باید به رعایت حفظ حریم زن و مرد و پوشاندن چشم از نامحرم مبادرت ورزند. رعایت این امر علاوه بر جلوگیری ار خودنمایی زنان در ادارات موجب تحکیم بنیان خانواده نیز خواهد شد. زیرا برخی از اختلافات خانوادگی به دلیل ارتباطات نامناسب زن و مرد در محیطهای اداری است.
پژوهشی در تجمل و خود آرایی در اسلام
نویسنده : محمد علینی
معنای تجمّل
تجمّل به معنای زیور بستن، آذین کردن، خودآراستن، مال و اثاثه گرانبها داشتن، خودآرایی، جاه و جلال، خدم و حشم و ... آمده که جمع آن تجمّلات است. [۵۳] همچنین به آنچه که موجب نشان دادن شأن و شکوه و زیبایی باشد، تجمل گویند. [۵۴]
استاد شهید مطهری نیز در معنای تجمل قائل است که تجمل همان خود را زیبا کردن است و حدیثی داریم که «انّ اللّه جمیلٌ و یحبّ الجمال»؛ [۵۵] «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.» [۵۶]
تجمل و خودآرایی در اسلام
در قرآن
خداوند متعال به عنوان یک قانون همیشگی که شامل تمام اعصار و قرون میشود دستور میدهد که:
(یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ) [۵۷]
«ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید»
این جمله از کلام الهی میتواند هم اشاره به «زینتهای جسمانی» باشد که شامل پوشیدن لباسهای مرتب و پاک و تمیز، و شانه زدن موها، و به کار بردن عطر و مانند آن میشود، و هم شامل «زینتهای معنوی»، یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص. [۵۸]
همچنین در آیه بعد، خدا با لحن تندتری به پاسخ آنها که گمان میبرند، تحریم زینتها و پرهیز از غذاها و روزیهای پاک و حلال، نشانه زهد و پارسایی و مایه قرب به پروردگار است، میپردازد و میگوید:
(قُل مَنْ حَرَّمَ زینةَ اللّهِ الّتی اخرج لعبادهِ و الطیّباتِ من الرّزق) [۵۹]
«ای پیامبر! بگو چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش آفریده و هم چنین مواهب و روزیهای پاک و پاکیزه را تحریم کرده است.»
سپس برای تأکید اضافه میکند:
« قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ »
«به آنها بگو که این نعمتها و موهبتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند و روز قیامت نیز خاصّ آن میباشد.»
در مورد استفاده از انواع زینتها، اسلام مانند تمام موارد، حدّ، اعتدال و میانه روی را انتخاب کرده است و استفاده از زیباییهای طبیعت، لباسهای زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطرها و بوهای خوش و ... نه تنها مجاز شمرده شده بلکه به آن توصیه و سفارش نیز شده است.
در روایات
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید:
«انّ اللّه تعالی جمیلٌ یحبّ الجمال و یحبّ ان یری اثر نعمته علی عبده.» [۶۰]
«خداوند متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد و خواستار آن است که اثر نعمت خود را در بنده اش ببیند.»
در همین زمینه امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ نیز فرموده است:
«اِنّ اللّه یحبّ الجمال و التجمیل، و یکره البؤس و التباؤس؛ فانّ اللّه عزّ و جلّ إذا انعم علی عبد نعمةً احبَّ ان یری علیه أثرها.»
«خداوند زیبایی و خودآرایی را دوست دارد و بینوایی و قیافه فقرآلود را ناخوش میدارد. هرگاه خداوند به بندهای نعمتی دهد، دوست دارد اثر آن را در او ببیند.»
در این هنگام یکی از یاران حضرت سؤال نمود: چگونه؟ حضرت در پاسخ وی فرمود:
«ینظف ثوبه، و یطیّبُ ریحه، و یُحصِّصُ داره، و یکنس أفنیتَه حتّی اِنّ السراجَ قَبْلَ مغیب الشّمس ینفی الفقر و یزیدُ فی الرّزق.» [۶۱]
مواردی که امام برشمرد، عبارتند از:
۱ـ لباس تمیز پوشیدن؛
۲ـ خوشبو نمودن خود و استعمال عطر؛
۳ـ نیکو و زیبا ساختن خانه و کاشانه؛
۴ـ جارو نمودن جلوی در خانه؛
۵ـ چراغ روشن نمودن پیش از غروب (که موجب رفع فقر و زیادی روزی میشود.)
در حدیث دیگری نیز امام صادق ـ علیه السلام ـ امر فرمود:
«البس و تجمّل، فانّ اللّه جمیل و یحب الجمال ولیکن من الحلال.» [۶۲]
«لباس زیبا بپوش؛ زیرا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد، اما باید حلال باشد.»
نکته جالبی که امام در این حدیث بر آن تأکید میکند آن است که بایستی آدمی ظاهر خود را آراسته نماید و لباس زیبا و مناسب بپوشد، اما این آراستگی لازم است از راه حلال باشد، نه آن که به هر قیمتی ـ هر چند از راه حرام و غیرمشروع ـ انسان ظاهر خود را بیاراید.
آن حضرت در روایتی فرموده است که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مردی را دید که موهای سرش ژولیده، لباسش کثیف و چرکین و سر و وضعش پریشان و به هم ریخته بود، به او فرمود که بهره بردن از نعمتهای الهی و نمایاندن نعمت جزء دین است. [۶۳]
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در فرمایش گهربار خویش تأکید میکند که:
«اِنَّ اللّه یحبّ مِن عبده اذا اخرج الی اخوانه ان یتهیّأ لهم و یتجمّل.»
«خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود میرود با هیأت و ظاهری پرداخته و آراسته برود.»
همچنین حضرت فرموده است:
«أحسنوا لباسکم و أصلحوا رحالکم، حتی تکونوا کانّکم شامةٌ فی الناس.» [۶۴]
«لباس خوب بپوشید و خانه هایتان را آباد کنید تا در میان مردم مانند خال رخساره باشید.»
سیره معصومان در آراستگی خویش
با نگاهی به سیره عملی پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در برخورد با دیگران در مییابیم که در عین ساده زیستن و پرهیز از اسراف و تجمل گرایی موارد زیر را رعایت میکردند و دیگران را نیز به آن سفارش مینمودند:
۱ـ عطر زدن و خوشبو نمودن خویش؛
۲ـ شانه زدن موی خویش؛
۳ـ گاهی رنگین نمودن موی خود؛
۴ـ لباس تمیز و پاکیزه پوشیدن؛
۵ـ مرتب نمودن سر و وضع ظاهری در ملاقات با دیگران. [۶۵]
تجمّل و آراستگی معنوی و اخلاقی
در احادیث و آثار بزرگان دین، تجمل صورت و سیرت، آراستن جسم و جان در کنار هم و آمیخته به یکدیگر بیان شده است. به عبارت دیگر جمال و تجمل بر ظاهر و باطن و صورت و معنا هر دو اطلاق میگردد. از بعضی روایات بر میآید که ولایت ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ زینت روح و خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود میرود با هیأت و ظاهری پرداخته و آراسته برود.
زیبایی اندیشه است. جامه زیبا بر کالبدی که حامل انواع زشتیهای اخلاقی است، هرگز زیبنده نیست. جمال معنوی و اخلاقی یکی از مهمترین ارکان زیبایی بشر است.
زیبایی کامل و جامع آن است که سیمای جسم و جان و شکلِ صورت و معنا هر دو جمیل و نیکو باشد. مولای متقیان علی ـ علیه السّلام ـ در این باره فرموده است: «امتیاز مرد به عقل اوست و زیبایی اش به مردانگی و فضایل اخلاقی.» [۶۶] امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ نیز فرموده است: «زیبایی چهره به جمال ظاهری است و نیکو بودن عقل، جمال و زیبایی باطنی و درونی است.»[۶۷]
اعتدال و میانه روی در تجمل
اسلام در استفاده از انواع زینتها ـ همچون تمامی موارد ـ حد اعتدال و میانه روی را برگزیده و هرگونه افراط و تفریط را مردود شمرده است. برخلاف برخی که استفاده از زینتها را هر چند به صورت معتدل، مغایر زهد و پرهیزکاری میپندارند یا کسانی که به حد تجمل پرستی و رفاه طلبی و افراط میرسند و به هرگونه عمل نادرستی برای رسیدن به این هدف تن میدهند.
بنابراین شایسته است جوان مؤمن و متعهد در هر شرایط مالی که قرار دارد و در عین حفظ ساده زیستی، به ظاهر و سر و وضع خود برسد و تلاش کند تا بین سیرت و صورت زیبا جمع کند و آراستگی معنوی و باطنی را با آراستگی ظاهری و تمیزی و پاکیزگی درهم آمیزد، به ویژه هنگام عبادت و حضور در محضر باری تعالی، و بالاخص در مسجد که خانه خدا محسوب میشود و در اجتماع با ظاهر آراسته ـ معطر نمودن خویش، شانه زدن موهای سر، مسواک کردن، لباس پاکیزه و ... ـ حاضر شود تا ذهنیتی مثبت و خوشایند در بین افراد جامعه نسبت به مؤمنان و اجتماع کنندگان در مساجد و هیئتهای مذهبی ایجاد شود و خود الگویی برای دیگر افراد در این زمینه باشد.
تجمل پرستی و رفاه زدگی
آنچه در اسلام از آن نهی شده است، «تجمل پرستی» و «اتراف» و «رفاه زدگی» و گرایش افراطی به ظواهر دنیوی و غفلت از آراستگیهای درونی و معنوی است.
معنای اتراف و مترف
به نعمت و آسایش زندگانی کردن و تنعم، «ترف» گویند. [۶۸] ترفّه به معنای توسّع در نعمت است. [۶۹] به عیاش و خوشگذران و ناز و نعمت پرورده و بی راه گردیده از نعمت و واگذاشته به میل و خواهش خود که هر چه خواهد بکند و مغرور و خودبین و از خود راضی باشد، «مترف» میگویند. [۷۰] در واقع مترف، یعنی خوگرفتگان به عیش و ناز و نعمت. [۷۱]
طبقه مترفین، غرقه شدگان در تنعم و به اصطلاح تنعم زدگان تاریخ میباشند.
«اتراف» واژهای قرآنی است به معنای رفاه زدگی و نازپروردگی و مترفین یعنی مرفهین و نازپروردگان. [۷۲] واژه «اتراف» سه بار و واژه «مترفین» پنج بار در قرآن به کار رفته است. [۷۳]
ابن عرفه در ذیل آیه ۱۶ سوره اسراء گفته است که مترف کسی است که به حال خود واگذاشته شده و آن چه بخواهد میکند و از وی جلوگیری نمیکند.
بنابراین مترف به معنای ثروتمند است، یعنی کسی که به او نعمت زیاد داده شده و آن در صورت عدم ایمان، سبب طغیان و سرکشی است: « کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَی أَن رَّآهُ اسْتَغْنَی » [۷۴] . از موارد استعمال مترفین در قرآن به دست میآید که مراد و مقصود از این افراد، ثروتمند و قدرتمند سرکش است. [۷۵]
مترفین در قرآن نمونه اعلای کسانی هستند که منکر رسالت پیامبران اند:
(وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ ) [۷۶]
« و (ما) در هیچ شهری هشدار دهندهای نفرستادیم جز آن که خوشگذرانان آنها گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهاید کافریم.»
از این آیه به خوبی روشن میشود که در وهله اول، طبقه سوم (مستضعفان) از انبیا حمایت کردند؛ زیرا انبیا به حمایت آنان و غیره برخاستهاند و نیز ثروتمندان در مرحله اول با پیامبران به مبارزه برخاستهاند؛ زیرا پیامبران از عیاشی و خیره سری آنان جلوگیری کرده و به تعدیل و انصاف وادار مینمودند و آن برخلاف میل خودکامگان بود. [۷۷]
یکی دیگر از ویژگیهای مترفین ـ علاوه بر تکذیب پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ انکار معاد و روز قیامت است.
در این زمینه خداوند متعال میفرماید:
(وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِلِقَاء الْآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یَأْکُلُ مِمَّا تَأْکُلُونَ مِنْهُ وَیَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ) [۷۸]
«و اشراف قومش که کافر شده و دیدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگی دنیا آنان را مرفه ساخته بودیم، گفتند: این (پیامبر اسلام) جز بشری چون شما نیست، از آنچه میخورید، میخورد؛ و از آنچه مینوشید، مینوشد.»
از خصوصیتهای دیگر مترفین که خداوند در قرآن ذکر میکند، تقلید کورکورانه و دنباله روی ناآگاهانه از آباء و اجداد خویش است:
(وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَی أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَی آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ) [۷۹]
«و بدین گونه در هیچ شهری پیش از تو هشدار دهندهای نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آن گفتند: ما پدران خود را بر آیین و راهی یافتهایم و از پی ایشان راهسپریم.»
همچنین خداوند به سنت و قانون قطعی تاریخ درباره هلاکت و نابودی برخی سرزمینها و اهل آن و ارتباط آن با رفاه زدگان و تجمل پرستان اشاره میکند و میفرماید:
(وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُواْ فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا ) [۸۰]
«وهرگاه بخواهیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، رفاه طلبان آن را وادار به فساد میکنیم و وقتی در آن به فسق و انحراف پرداختند و سزاوار عذاب گردیدند، آن گاه آن جا را زیر و زبر میکنیم.»
خداوند متعال در این آیه میان وادار کردن رفاه طلبان، هرزه کاری و انحراف و هلاکت و زیر و زبر شدن آنها رابطه شرط و جزای شرط بیان نموده، تصریح میکند که هرگاه شرط پدید آمد به دنبال آن جزای شرط نیز خواهد آمد و این نخستین شکل از اشکال سنت یا قانون تاریخ است. [۸۱]
در نهایت خداوند جایگاه رفاه طلبان خوشگذران و مترفین نازپرورده و به تعبیر امام خمینی ـ قدس سره ـ : مرفهین بی درد را در روز قیامت در شمار «اصحاب شمال» قرار میدهد که در میان باد گرم و آب جوشنده و سایهای از دود تار قرار دارند:
(وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ وَظِلٍّ مِّن یَحْمُومٍ لَّا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ ، إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ) [۸۲]
با عنایت به موارد ذکر شده، متوجه میشویم که ماده «ترف» در قرآن در تمامی موارد در مقام ذم و نکوهش به کار رفته است و دارای بار ضد ارزشی است.
نکوهش تجمل پرستی و رفاه زدگی در کلام اهل بیت
نفی تجمل پرستی در فلسفه حج
حضرت علی ـ علیه السلام ـ در کلام ژرف و زیبای خویش در فلسفه حج چنین میفرماید:
«و فرض علیکم حجّ بیته الحرام، الّذی جعله قبلةً للأنام، یردونه ورود الأنعام، و یألهون الیه ولوة الحمام، وجعله سبحانه علامة لتواضعهم لعظمته و اذعانهم لعزّته ... .» [۸۳]
«خداوند حج خانه محترم خویش را که قبله انبوه مؤمنان قرارش داده است بر شما واجب ساخت تا بی هیچ تشریفاتی چونان چارپایان ـ بی تکلّف و فارغ از پیرایههای تمدن انسانی ـ به درون روید، یا همچون کبوتران آزاد به سویش پناه آورید. خداوند سبحان، حج را نشانی از کرنش بندگان در برابر شکوه خود رقم زد.»
نفی تجمل و رفاه زدگی در سیره پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم )
زندگی ساده و بدون هرگونه تشریفات و تجملات پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه وآله وسلم ) به عنوان الگویی برای همه مسلمانان در طول تاریخ و همه اعصار و زمانها مطرح است. در همین جهت، امام علی ـ علیه السّلام ـ چنین فرموده است:
«و لقد کان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ یأکل علی الارض، و یجلس جلسة العبد، و یخصف بیده نعلَه، و یرقعُ بیده ثوبَه، و یرکب الحمار العاری، و یردفُ خلفَه، و یکون السّترُ علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول: یا فُلانَةُ ـ لاحدی ازواجه ـ غیبیّه عنّی، فانّی اِذا نظرت الیه ذکرت الدّنیا و زخارفها . فاعرض عن الدنیا بقلبه، و أمات ذکرها من نفسه، و أحبَّ أن تغیب زینتها عن عینه لکیلا یتّخذ منها ریاشا، و لا یعتقدها قرارا، و لا یرجوا فیها مقاما. فاخرجها من النفس و اشخصها عن القلب و غیّبها عن البصر. و کذلک من أبغض شیئاً أبغض أن ینظر الیه، و أن یُذکر عنده.» [۸۴]
«این سیره مسلم رسول خدا ـ که درود خدا بر او و خاندانش باد ـ است که نشسته بر خاک غذا میخورد، نشست و برخاستی بردهوار داشت، خود به دست خویش پینه بر کفشش میزد و جامه اش را وصله میکرد. بر مرکب برهنه سوار میشد و حتی کسی را پشت سر خویش سوار مینمود. روزی پردهای رنگین و پرنقش و نگار بر در خانه آویخته دید، به همسری از همسرانش فرمود: آن را از برابر چشمانم دور بدار که هرگاه نگاهم بدان میافتد، یاد دنیا و زرق و برقش میافتم . بدین ترتیب روی دل از دنیا برتافت و یادش را از صفحه جانش زدود. همواره دوست میداشت که آرایههای دنیا از نگاهش پنهان بماند، مبادا که از آن پیرایهای برگیرد، یا جاودانه اش انگارد و به جایگاه و مقام خاصی از آن دل ببندد. بدین سان دنیا را از صحنه جان و از خانه قلب بیرون راند و بر هر چه دنیوی بود، چشم فرو پوشید. آری چنین است که هر کس به راستی چیزی را منفور بدارد، نگاه و یاد آن را نیز منفور و مبغوض خواهد شمرد.» [۸۵]
از سیره عملی پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در چگونگی برخورد با تجملات و دوری از زرق و برقهای دنیوی و تشریفات بی اساس به خوبی در مییابیم که تجمل گرایی و رفاه زدگی، وابستگی آدمی را به دنیای فانی زیاد میکند. وابستگی به دنیا نیز مانند باتلاقی است که اگر انسان به آن نزدیک شود و در آن بیفتد، هر چه بیشتر در آن دست و پا زند، بیشتر فرو خواهد رفت تا سرانجام به هلاکت و نابودی برسد.
در همین زمینه، حضرت علی ـ علیه السلام ـ در کلام گهربار خود، سرانجام رفاه زدگان و هوسبازان را که دل به دنیا بستهاند، کشیده شدن به سوی گرفتاری و مصیبت میداند:
«ایّها النّاس! انظروا الی الدنیا نظر الزاهدین فیها، الصادفین عنها، فانّها و اللّه عمّا قلیل تزیل الثاوی الساکن، و تفجع المترف الامن.» [۸۶]
«ای مردم! به دنیا به چشم بی رغبتی و بی اعتنایی بنگرید. به خدا سوگند دنیا به زودی ساکنان خود را از میان میبرد و هوسبازانی را که با خاطر جمعی در آن زندگی میکنند به مصیبت میکشاند.»
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در اخبار غیبی خویش که خبر از آینده و آیندگان میدهد به گرایش افراطی به سمت تجمل گرایی و رفاه زدگی اشاره و عوارض نامطلوب آن را بیان میکند. در همین زمینه در حدیثی از حضرت آمده است:
«سیأتی من بعدی اقوام یأکلون طیب الطعام و الوانها، و یرکبون الدّواب ... و یتبرّجون تبرّج النساء و زیهنّ مثل زیّ الملوک الجبابرة و هم منافقوا هذه الامّة فی آخر الزّمان ... محاریبهم نساؤهم، و شرفهم الدّراهم و الدّنانیر.» [۸۷]
«به زودی بعد از من مردمانی میآیند که غذاهای لذیذ و رنگارنگ میخورند و بر مرکبها سوار میشوند ... مانند زنان خودآرایی و جلوه گری میکنند و هیئتشان هیئت سلاطین متکبر و گردنکش است. آنان منافقان آخر زمان این امت اند ... قبله گاهشان زنانشان است و شرافت و شخصیتشان پول و ثروت.»
هم چنین رسول خدا در سخن گهربار دیگری به ویژگی تجمل پرستان و رفاه زدگان چنین اشاره میکند:
«سیأتی بعدکم قوم یأکلون أطائب الدّنیا و ألوانها، و ینکحون أجمل النّساء و ألوانها ... عاکفین علی الدّنیا یغدون و یروحون إلیها، اتخذوها آلهة من دون إلههم ... .» [۸۸]
«به زودی بعد از شما مردمی میآیند که غذاهای خوشمزه و رنگارنگ دنیا را میخورند و با زنان زیباروی و رنگارنگ ازدواج میکنند ... به دنیا سخت میچسبند و روز و شب رو به سوی آن دارند و به جای خدایشان، دنیا را به خدایی میگیرند.»
بنابراین با تأمل در آیات و روایات در مییابیم که تجمل پرستی و رفاه زدگی، مانعی است برای کامل شدن انسانی که دنیا را محل گذر و کسب توشه جهت آخرت میداند و به سبب آز و طمع خویش هر چه به دنیا و تعلقات مادی آن بیشتر وابسته گردد، آلودگی او به دنیا و زخارف آن بیشتر میگردد و در نتیجه از امور معنوی فاصله خواهد گرفت و از انسانیت خویش تُهی خواهد شد و در سراشیبی هلاکت خواهد افتاد.
نکته دیگری که با عنایت به آیات قرآن و روایات اهل بیت استفاده میشود آن است که علت و فلسفه مبارزه قرآن با «اتراف» و «تکاثر» و طرد این دو پدیده ضد عدالت و ضد انسانیت در احادیث برای این است که عدالت راهی برای تحقق بیابد و بشریت به سوی ساختن جامعههای قائم بالقسط پیش رود. [۸۹]
آفت تجمل گرایی در انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامی ایران با اتحاد و یکپارچگی ملت ایران به رهبری بنیان گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی ـ قدس سره ـ براساس اصول و مبانی ارزشی مکتب اسلام و نفی ضد ارزشهای طاغوتی در بهمن ماه ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و به حیات ننگین ۲۵۰۰ ساله نظام جور شاهی خاتمه داد.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، نظامی بر سر کار بود که عناصر اصلی آن را تمایل به برتری جویی، جاه طلبی و کسب منزلت از طریق نمایش ثروت و قدرت، مصرف گرایی، تجمل پرستی و ... تشکیل میداد که علت اصلی آن در نظام نابرابر جامعه و تفاوت طبقاتی زیاد بود. زندگی شاه و درباریان و وجود کاخهای افسانهای شاهانه و تجمل پرستی به همراه رفاه طبقهای خاص در مقابل فقر توده عظیم ملت، فاصلهای در جامعه ایجاد کرده بود که تباهی و فساد نتیجه طبیعی آن بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و دگرگونی ارزشها، نظام ارزشی جدید بر پایه عناصر مهمی همچون عدالت اجتماعی و از بین رفتن بی عدالتی و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و مبارزه با استبداد داخلی و استعمار و وابستگی خارجی شکل گرفت.
امام خمینی که خود طعم فقر و رنج را مانند اکثر افراد ملت در دوران ستم شاهی پهلوی چشیده بود براساس خودسازی درونی و مبانی ارزشی دینی، همان زندگی سراسر ساده و به دور از هرگونه تجمل پرستی و رفاه زدگی را ادامه داد و مردم و دیگر مسئولان و دست اندرکاران نظام را نیز به سادگی و دوری از تجمل گرایی فراخواند.
شرایط اجتماعی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای ساختن یک جامعه سالم و قوی بسیار مناسب بود، به این معنا که میزان انسجام اجتماعی و آمادگی مردم برای هرگونه ایثار و فداکاری بالا بود.
انگیزههای مردم برای انقلاب، اهداف و ارزشهای آنان را شکل میداد که به تدریج در خواستههای آنان و رهبرانشان ظاهر گردید و در نهایت در قانون اساسی منعکس گردید. به این صورت بود که در واقع نظام ارزشی جدیدی بر پایه مذهب، عدالت، ایثار و انسجام شکل گرفت. [۹۰]
دشمنان انقلاب اسلامی در داخل و خارج به جهت عناصر ارزشی و فرهنگ دینی حاکم بر انقلاب و احساس خطری که مینمودند به مقابله همه جانبه با انقلاب اسلامی و ارزشهای آن از طریق آشوبهای داخلی، مطرح نمودن قومیتها، حصر اقتصادی، جنگ تحمیلی و ... پرداختند. اما از آن جا که مردم متعهد، پایبند به دین اسلام و ارزشهای والای آن بودند با رهبری هوشمندانه حضرت امام، تمامی تلاش و توطئههای دشمنان را ناکام گذاردند، به گونهای که نه تنها مقابله دشمنان در زمینههای متعدد اثری بر تضعیف انقلاب نداشت، بلکه در واقع به تقویت هر چه بیشتر نظام ارزشی منجر گردید.
در حقیقت یکی از وجوه اساسی رمز حضور مردم در صحنه و خنثی نمودن توطئههای دشمن، ساده زیستی رهبران نظام به ویژه زندگی بدون آلایش رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام و دوری ایشان از هرگونه تجمل گرایی و رفاه زدگی بود که این امر، توده مردم را امیدوار مینمود و همبستگی بین مردم و رهبری را نمود عینی میبخشید.
زمانی که مردم به سخنان امام و رهبرشان در باب ضرورت و اهمیت ساده زیستی و دوری از تجمل گرایی و رفاه زدگی گوش فرا میدادند و در عمل، نحوه زندگی سراسر ساده امام، اعم از وضع منزل و وسایل خانه، کیفیت تغذیه و خوراک، نوع پوشش و ... را در زندگی عملی او مشاهده میکردند و بین کلام و رفتار رهبرشان، یگانگی و همخوانی میدیدند، دیگر هراسی از دشمنان به دل راه نمیدادند و به جان و دل از انقلاب اسلامی و ارزشهای حاکم بر آن حمایت میکردند.
یکی از اصول مهم و اساسی انقلاب اسلامی ایران در دیدگاه اعتقادی امام خمینی، ساده زیستی و مبارزه با مظاهر تجمل و رفاه طلبی است. امام به حق تشخیص داده بود که خوی کاخ نشینی سبب انحطاط و هلاکت جامعه میشود.
بر این اساس تصریح مینمود که: «ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم.» [۹۱] ایشان ضمن بر شمردن ضررهای خوی کاخ نشینی تأکید مینمود که: «اکثر این خویهای فاسد از طبقه مرفه به مردم دیگر صادر شده است.» [۹۲]و در مورد تقابل خوی و طبع کاخ نشینی و رفاه طلبی با تربیت و تلاش و اختراع بیان مینمود که: «طبع کاخ نشینی منافات با تربیت صحیح دارد، منافات با اختراع و تصنیف و تألیف و زحمت دارد.» [۹۳]
از این کلام امام راحل به خوبی میفهمیم که روحیه رفاه طلبی و تجمل پرستی، علاوه بر آن که وابستگی آدمی را به مادیات افزایش میدهد، موجب تنبلی و بی عاری و پرهیز از هرگونه تلاش و فعالیت در عرصههای گوناگون علمی، تحقیقی، صنعتی و ... میگردد و مردم و جامعه را به سوی رکود و جمود رهنمون میسازد.
امام خمینی ـ قدس سره ـ در سیره عملی خویش با ساده زیستی و گریز از هرگونه تکلف و تجمل توانست در قلوب همه مستضعفان جهان جا باز کند و عشق انسانهای آزاده را به سوی خود جلب کند.
این امر چنان مشهود بود که «مایک دالاس» گزارشگر تلویزیونی امریکا که از روزنامه نویسان بنام و بسیار مشهور امریکایی است، بعد از ملاقات و مصاحبه با امام خمینی چنین اظهار میدارد:
«باید بگویم زندگی بسیار ساده که رهبر انقلاب اسلامی برای خود فراهم کرده بود، او را از همه رهبران دیگر دنیا متمایز میکرد و ما میدیدیم که او به راستی یک مرد عقیدتی است و دنیا و لذتهای دنیوی برایش ارزشی ندارد. او مرا و همه رجال دیگر دنیا را که به خدمت میپذیرفت، روی فرش ساده مینشانید و ما مجبور بودیم کفشهای خود را دم در از پا درآوریم و از همان اول کار بفهمیم که با مردی متفاوت سر و کار داریم.» [۹۴]
در همین زمینه رهبر کارگران یونان چنین اظهار میکند که:
«با این آرزو خاتمه میدهم که اگر تفکر انسانی وجود داشته باشد که همه رهبران دنیا آن را الگو قرار دهند، روش رهبر دانای ایران است که فقیر زیست و بدون داشتن زندگی لوکس، زندگی را وقف یک مأموریت صحیح و یک حرف صادقانه نمود. هدف او این بود که ملتها آزاد، دوستانه و با عشق زندگی کنند.» [۹۵]
با نگاهی گذرا به زندگی سراسر ساده و به دور از تشریفات و تجملات امام خمینی ـ قدس سره ـ چه در دوران جوانی و تحصیلات در حوزه علمیه و چه در اوج مبارزه و تبعید و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری نظام و به دست گرفتن سکانداری جمهوری اسلامی، رمز محبوبیت امام بزرگوار که با اقتدای عملی به پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و مولای متقیان، امام علی ـ علیه السلام ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ توانست بر دلها و جانها حکومت کند و انسانهای آزاده بی شماری را شیفته عمل و کردار خود نماید، پی میبریم.
زیبایی کامل و جامع آن است که سیمای جسم و جان و شکلِ صورت و معنا هر دو جمیل و نیکو باشد.
بعد از پایان جنگ تحمیلی هشت ساله و رحلت جانگداز حضرت امام، دشمن تلاش کرد تا از راه تهاجم فرهنگی و ایجاد وابستگی از طریق مصرف گرایی و تجمل پرستی وارد شود که با روی کارآمدن دولت جدید و تغییر سیاستها و اجرای تعدیل اقتصادی که در واقع روند توسعه اقتصادی در پیش گرفته شد، سرمایه از اهمیت زیادی برخوردار گردید و ملاک ارزیابیها، معیارهای اقتصادی و مادی گشت و در نتیجه شاهد تغییر ارزشها ـ هم در وسعت و هم در عمق ـ و بازگشت به ارزشهای منفی در دوران طاغوت بودیم.
در این شرایط ثروتمندان فرصت خودنمایی پیدا کردند و جهت کسب احترام، ثروت خود را براساس مقیاسهای ظاهری به نمایش گذاشتند. در کنار این نمایش ثروت، دولت بعد از جنگ نیز خود جریان تشدید کننده دیگری ـ حرکت اهرمهای نیازآفرین و تمایل به سوی تجمل گرایی و رفاه زدگی با شعار مانور تجمل ـ وارد نمود که این امر خود به مسیر باارزش شدن ثروت منتهی گردید. [۹۶]
وقتی نمایش ثروت آغاز شد، در پی آن مقایسهها و احساس محرومیتها به وجود میآید و به تدریج ظواهر و ابزار مادی، مقیاس ارزیابی میشوند و افراد در هر گروهی که هستند خود را براساس این مقیاسها با افراد صاحب ثروت و سرمایه مقایسه میکنند و این امر موجب میشود که مردمی که در قبل ساده زندگی میکردند به تجمل روی آورند.
نتایج یک تحقیق نشان میدهد که ۲/۷۵ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که مردم در سال ۱۳۶۵ ـ در اوج جنگ تحمیلی ـ ساده زندگی میکردند و در سال ۱۳۷۱ ـ در دوران تعدیل اقتصادی ـ از نظر تجملات نزدیک به زمان شاه شده بودند. [۹۷]
تجمل گرایی و رفاه زدگی برای عموم افراد جامعه به خصوص رهبران و کارگزاران نظام، آفت بزرگی محسوب میگردد که سرانجام مردم و نظام را در سراشیب سقوط قرار خواهد داد.
بر این اساس ابن خلدون، متفکر جامعه شناس مسلمان تصریح میکند که: «تجمل خواهی و نازپروردگی برای مردم تباهی آور است، چه در نهاد آدمی انواع بدیها و فرومایگیها و عادات زشت پدید میآورد و خصال نیکی را که نشانه و راهنمای کشورداری است، از میان میبرد و انسان را به خصال مناقض نیکی متصف میکند، لذا تجمل پرستی نشانه بدبختی و انقراضی است که خداوند آن را در آفریدگان خویش مایه نابودی ساخته است.» [۹۸]
وی ضمن اعلام خطر قائل است که تجمل موجب فقر، قحطی، فلاکت و ... شده و سپس تمدنها را نابود میکند. [۹۹]
ابن خلدون قائل است که: «به هر اندازه (انسانها) بیشتر در ناز و نعمت فرو روند به همان میزان به نابودی نزدیک تر میشوند.»[۱۰۰]
هم چنین وی تجمل را موجب اضمحلال و نابودی دولت ذکر نموده و تأکید میکند که: «هرگاه اولیای دولت به تن آسایی و راحت طلبی اُنس گیرند، رفته رفته بر حسب خاصیت کلیه عادات، این انس به منزله امری طبیعی و جبلّی در آنان رسوخ خواهد کرد، چنان که نسلهای تازه آنان در فراخی معیشت و نعمت و مهد نازپروردگی و تجمل خواهی پرورش خواهند یافت که این امر وضع دولت را به سراشیب پیری و فرسودگی نزدیک میکند.» [۱۰۱]
«شهید صدر» در همین زمینه قائل است:
«وقتی جامعهای آرمانهایش به رکود و جمود بگراید، از ... خانوادههای بزرگان و سران قوم، طبقهای رفاه طلب و مترف به وجود میآیند که سرگرم اغراض خویش میگردند و آن گاه است که خطرناکترین مرحله که حکومت مجرمان است، رخ خواهد داد.» [۱۰۲]
«امام خمینی» با عنایت بر این آفت، خطاب به مردم، رمز و راز پیروزی و مقابله با باطل را عادت به ساده زیستی و پرهیز از وابستگی ذکر میکند:
«اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئههای آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.» [۱۰۳]
همچنین حضرت امام به سبب الگو بودن مسئولان، خطاب به زمامداران مردم چنین خطاب مینمود که: «در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمیتوانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند.» [۱۰۴]
امام بزرگوار به جهت نقش مهم و ارزنده روحانیان در ارشاد و هدایت گری افراد و جامعه و پیشتازی آنان در رهبری نهضت و انقلاب و الگو بودنشان، تأکید ویژهای بر ساده زیستی این قشر و دوری از مظاهر تجمل و رفاه مینمودند، به گونهای که در یکی از سخنرانیهای خویش در جمع طلاب حوزههای علمیه سراسر کشور فرمودند:
«یکی از امور مهم هم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند. آن چیزی که روحانیت را پیش برده تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی کردهاند.» [۱۰۵]
سپس در این جهت هشدار میدهند که:
«همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منت گذاشتند، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند، زیرا آن چیزی که مردم از ما توقع داشته و دارند و به واسطه آن دنبال ما و شما آمدهاند و اسلام را ترویج نموده و جمهوری اسلامی را به پا کردند و طاغوت را از میان بردند، کیفیت زندگی اهل علم است. اگر خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر دادهاند، عمارت درست کردهاند و رفت و آمدهایشان مناسب شأن روحانیت نیست و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان.» [۱۰۶]
بنابراین ضروری است با عنایت به آفت تجمل گرایی و رفاه طلبی و تمسک به سیره نظری و عملی امام خمینی ـ قدس سره ـ و عنایت به فرمایش رهبری در مقابله با «مفاسد اقتصادی» که ریشه در تجمل پرستی دارد، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را بیمه کنیم.
در باب تبرّج
از جمله مسائلی که در حوزه مربوط به امور زنان، مورد توجه و تاکید دین اسلام قرار دارد، مسئله «پوشش و حجاب بانوان» است. اسلام به عنوان دینی جامع و کامل، احکام و ارزشهایی را متناسب با بینش خود، بر رفتار و آداب فردی و اجتماعی زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است. یکی از شرایطی که دین اسلام برای حضور زنان در اجتماع تعیین نموده، پرهیز از «تزیین و تبرج» است. چندی پیش حضرت آیت الله صانعی در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی، به بیان دیدگاه خویش درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها، پرداخته است.[۱۰۷]
در بخشی از سخنان ایشان چنین آمده است: «در مورد پوشش زن، اسلام تنها به بیان برخی قواعد و اصول اکتفا کرده است، مانند آنکه زن باید اولا: پوششی داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید و به تعبیر شهید مطهری باعث مصونیت او شود. ثانیا: اجتماع نیز از فساد و تباهی مصون بماند که به نظر اینجانب، برای مرد نیز همین پوشش و به همین دلیل، لازم است. ثالثا: شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود که اگر دیده باشید افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبی و لو آنکه از لحاظ دینی، خود را آزاد میدانند، اما بهدلیل آنکه برای خود شخصیت قائلند، با هر پوششی در اجتماع ظاهر نمیشوند، اما در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه میخواهند بپوشند و اسلام هیچ دخالتی در این بحث نکرده و به عرف جامعه و تشخیص مردم واگذار کرده است».
ایشان همچنین در مورد «معنای تبرج» و اینکه «آیا به پا کردن چکمه در زمستان برای زنان، در حکم تبرج است یا خیر؟» چنین فرمودند: «(به پا کردن چکمه) چه مانعی دارد؟ در زمستان چکمه میپوشند دیگر. در تابستان هم کلاههایی سرشان میگذارند، برای اینکه در آفتاب اذیت نشوند. چه اشکال دارد؟ تبرج اصلا این حرفها نیست. تبرج آرایشی است که ممکن است زنی بکند و نعوذ بالله بخواهد روسپیگری کند». اینک چند نکته:
واژهشناسی «تبرج»
پیش از داوری در خصوص صحت یا عدم صحت « معنای تبرج» از دیدگاه آیت الله صانعی، لازم است معنای لغوی این واژه مورد بررسی قرار گیرد.
ابن منظور در لسان العرب مینویسد: «التبرج: اظهار الزینه و ما یستدعی به شهوه الرجل؛ تبرج یعنی: آشکار نمودن زینت و هر چیزی که شهوت مرد را برانگیزد».[۱۰۸]
خلیل بن احمد فراهیدی میگوید: «هنگامی که زن زیبایی گردن و صورت خویش را آشکار سازد، گفته میشود: تبرجت».[۱۰۹]
ابن درید نیز، میگوید: «زمانی که زن، زیباییهای خویش را آشکار سازد، گفته میشود: تبرجت المراه».[۱۱۰]
جوهری در صحاح اللغه، آورده است: «التبرج: اظهار المراه زینتها و محاسنها للرجال»[۱۱۱]، یعنی تبرج عبارت است از: آشکار نمودن زینت و زیباییها از سوی زن، برای مردان. نظیر این معنا در تاجالعروس نیز آمده است. زبیدی در تاج العروس میگوید: «تبرجت المراه تبرجا: اظهرت زینتها و محاسنها للرجال».[۱۱۲]
ابن فارس مینویسد: «تبرج از ریشه برج است که به معنای آشکار کردن زیباییهای زن توسط اوست”.[۱۱۳]
با توجه به معنای لغوی واژه «تبرج»، آنچه که در سخنان آیت الله صانعی در مورد معنای تبرج آمده است، صحیح و توجیهپذیر به نظر نمیرسد، چراکه ایشان تبرج را با «روسپیگری» مرتبط دانسته و فرمودهاند: «تبرج آرایشی است که ممکن است زنی بکند و نعوذبالله بخواهد روسپیگری کند»، و حال آنکه در هیچ منبع لغوی (همانگونه که اشاره شد)، معنای واژه تبرج همراه با «روسپیگری» ذکر نشده است.
نهی از «تبرج» و خودآرایی در اجتماع
یکی از ویژگیهای مهم زنان، میل به تبرج و خودنمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد. غریزه خودنمایی و خودآرایی مانند سایر غرایز آدمی، نیازمند قانونمندی و کنترل است؛ یعنی باید از افراط و تفریط در آن پرهیز شود، چراکه عدم کنترل این غریزه، چه از جانب افراط و چه از جانب تفریط، هم برای زن زیانبخش است و سلامتی او را به خطر میاندازد و هم در ایجاد زمینههای ناهنجاری در جامعه، تاثیر گذار خواهد بود. از این رو دین اسلام، در کنار توصیه زنان به خودآرایی (در محیط خانه و برای همسر)، به منظور پاک ماندن محیط اجتماعی و حفظ امنیت و کرامت انسانی زنان، به حجاب و پوشاندن زینتها و زیباییها و عدم تبرج و جلوهگری در مقابل نامحرمان نیز، دستور داده است.
دستور الهی در مورد پرهیز از خودآرایی و خودنمایی بانوان در برابر مردان نامحرم، با تعابیر مختلفی در قرآن کریم آمده است، که بدان اشاره مینماییم.
خداوند در سوره مبارکه احزاب (آیات ۳۲ و ۳۳) میفرماید: « یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا * وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی »
در مورد این آیه شریفه، توجه به چند نکته لازم است:
۱. در آغاز آیه، خداوند با خطاب به زنان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بیان میکند که زنان پیامبر اگر تقوا پیشه کنند، مقامشان از دیگر زنان بالاتر است و به دلیل همسری پیامبر، رعایت تقوا برای آنها مهمتر، ضروریتر و اثرگذارتر است. سپس به یکی از مصادیق تقوا اشاره نموده و به زنان پیامبر فرمان داده که از خضوع و نرمی در سخن گفتن با نامحرم خودداری کنند؛ چراکه چنین حالتی در گفتار، طمع بیماردلان را برمیانگیزد و زمینه گناه را فراهم میکند. علامه طباطبایی ذیل آیه «فلا تخضعن بالقول...» مینویسد: «خضوع در کلام به معنای آن است که در برابر مردان، آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیالهای شیطانی نموده، شهوتش را برانگیزانند، و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد».[۱۱۴]
۲. خداوند با مخاطب قرار دادن زنان پیامبر میفرماید: «و قرن فی بیوتکن... در خانههایتان قرار و آرام گیرید (و بیحاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید) و مانند دوره جاهلیت پیشین، تبرج و خودآرایی مکنید». منظور از «قرن فی بیوتکن...»، نهی از زینت و آراستگی و عدم جواز خروج زنان از خانه و حضور در اجتماع، «به طور مطلق» نیست، بلکه حضور در محافل اجتماعی همراه با جلوهگری و تبرج و نمایش دادن جاذبههای زنانه در میان مردم که عامل تضعیف و سقوط ارزشهای الهی و انسانی است، ممنوع شده است. به تعبیر استاد مرتضی مطهری: «تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیامبر زنان خود را به سفر میبردند و آنان را از بیرون رفتن از خانه، منع نمیفرمودند. منظور از این دستور «قرن فی بیوتکن...» آن است که زن به منظور خودنمایی از خانه بیرون نشود و مخصوصا در مورد زنان پیامبر این وظیفه سنگینتر و موکدتر است».[۱۱۵]
۳. هر چند در این آیه شریفه، زنان پیامبر مورد خطاب الهی قرار دارند، لکن دستور و حکم این آیه عمومیت دارد و شامل تمام زنان مسلمان میشود؛ چنانکه علامه طباطبایی میفرماید: «این امور بین همسران پیامبر و سایر زنان مشترک است و جمله «لستن کاحد من النساء؛ شما مثل سایر زنان نیستید»، تاکیدی است برای همسران پیامبر».[۱۱۶]در تفسیر اطیب البیان نیز آمده است: ن این آیه شریفه خطاب به زنان پیامبر است، ولی تکلیف تمام زنهاست»[۱۱۷]
۴. با توجه به آیه مورد بحث، خودداری زنان از تبرج و جلوهگری در مواجهه با مردان نامحرم و نیز پرهیز از سخن گفتن به شیوه تحریکآمیز و با ناز و عشوه، از شاخصههای مهم حجاب اسلامی است. بنا به فرمایش استاد مطهری:« پوشش و حجاب زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد».[۱۱۸]بنابراین مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که علاوه بر رعایت حدود شرعی پوشش در آن (تمام بدن به استثناء صورت و دو دست از مچ به پایین) با خودنمایی و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد. مطابق این بیان، حجاب امری نیست که صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، بلکه امری رفتاری نیز هست. با روشن شدن مفهوم حجاب از دیدگاه اسلام، میتوان گفت، بدحجاب یا بیحجاب کسی نیست که حد واجب حجاب شرعی را رعایت نمیکند، بلکه ممکن است کسی این حدود را کاملا رعایت کند، ولی در عین حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه رفتنش، حتی نوع نگاهش به افراد و اطرافش، و در یک کلام، نوع رفتار ارتباطی او در اجتماع، به گونهای باشد که توجه نامحرمان را به خود جلب نماید.[۱۱۹]
با توجه به مطالب فوق، دو اشکال در سخنان آیت الله صانعی به چشم میخورد:
اولا: آیت الله صانعی به طور مطلق قائل به آزادی افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش خود هستند، چنانکه میفرمایند: «در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه میخواهند بپوشند و اسلام هیچ دخالتی در این بحث نکرده»؛ و حال آنکه به مقتضای مفاد آیه مورد بحث، آزادی افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش، مشروط به عدم تبرج و خودنمایی است. بنابر این هر پوششی که موجب خودنمایی و جلب توجه نامحرمان شود، از مصادیق تبرج بوده و انتخاب آن از سوی افراد، مستلزم ارتکاب منهیعنه است. بدیهی است پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان و یا نازک و بدننما که موجب جلب انظار دیگران و خودنمایی میشود، به حکم این آیه شریفه، ممنوع است.
ثانیا: معنایی که معظمله در مورد واژه «تبرج» بیان نمودهاند (خودآرایی به قصد روسپیگری) با خطاب موجود در آیه مورد بحث، ناسازگار است. چرا که از یکسو، قواعد عرفی و عقلایی محاوره مقتضی این است که متکلم، مخاطب را از کاری نهی کند که یا مشغول به انجام آن است و یا نشانههای علاقهمندی به انجام آن کار را در او میبیند، و گرنه نهی متکلم موجه نخواهد بود. از طرف دیگر (همانگونه که اشاره شد) آیه شریفه «لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی» خطاب به همسران پیامبر است. با این وصف اگر معنای تبرج همان «خودآرایی به قصد روسپیگری» باشد، با توجه به منتفی بودن چنین قصدی در زنان پیامبر، نهی خداوند موجه نخواهد بود.[۱۲۰]
دین اسلام به عنوان دینی جامع و کامل، احکام و ارزشهایی حقیقی را بر رفتار و آداب فردی و اجتماعی زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است. یکی از شرایطی که دین اسلام برای حضور زنان در اجتماع تعیین نموده، پرهیز از «تزیین و تبرج» است. درفرازهای قبلی نوشتار، به یکی از آیات قرآن کریم در خصوص پرهیز از خودآرایی و خودنمایی زنان در مواجهه با نامحرمان، اشاره کردیم. در اینجا نیز به بررسی یکی دیگر از آیات قرآن کریم در اینباره میپردازیم.
خداوند در سوره مبارکه نور (آیه ۳۱) میفرماید: «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ ... وَلا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ ؛ به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاه به اجنبی فرو پوشند و دامان خویش را (از آلودگی) پاک نگه دارند و زینت و جمال خود را جز آنچه که بطور طبیعی نمایان است، از نامحرمان بپوشانند و روسری خویش را بر روی سینهها افکنند (تا گردن و سینهها با آن پوشانیده شود) و هنگام راه رفتن، پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینتهای پنهانیشان معلوم شود».
در مورد آیه شریفه فوق، توجه به چند نکته ضروری است:
۱. پیرامون معنا و مراد از «زینت» در آیه ۳۱ سوره نور، فقهاء و مفسران، آراء مختلفی ارائه نمودهاند. مطابق نظر علامه طباطبایی، مراد از زینت، «مواضع زینت» است[۱۲۱] که در این صورت لازمه پوشاندن زینت، پوشاندن بدن و لازمه آشکار کردن آن، آشکار نمودن بدن است. ابن منظور در لسانالعرب میگوید: «الزینه: اسم جامع لما تزین به»؛ یعنی کلمه «زینت»، اسم جامعی است برای هر آنچه که با آن زیبایی حاصل شود (چه زیبایی طبیعی و چه آلات و وسایل زیباسازی . [۱۲۲] مطابق این معنا، هنگامی که در آیه شریفه مورد بحث، عبارت «زینتهن: زینت زنان» ذکر شده، هم زیباییهای طبیعی آنها را شامل میشود؛ مثل: چهره، مو و اندامها؛ و هم انواع زیورهای مصنوعی آنان را مثل گردنبند، دستبند و مانند آن.
۲. بنا بر قول مشهور میان مفسران، با جمله استثنائیه «الا ما ظهر منها»، تنها وجه (صورت) و کفین (دو دست از مچ به پایین)، از لزوم پوشش استثناء شده و در غیر از این مورد، پوشش تمام بدن برای زنان، لازم و ضروری است.
۳. تعبیر «لا یبدین زینتهن» به معنای آشکار نکردن زینتها و زیباییهاست، که تعبیر دیگر قرآنی آن، عدم تبرج است. نهی موجود در این آیه، ظهور در حرمت دارد؛ بدین معنا که آشکار کردن زینتها از سوی زنان به استثنای وجه و کفین، حرام است.
۴. در فراز انتهایی آیه میفرماید: «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن؛ و مبادا پای خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود». زنان عرب معمولا خلخال به پا میکردند و گاه برای آنکه بفهمانند که زینتی قیمتی به پا دارند، پای خود را محکم به زمین میکوبیدند. در این بخش از آیه، خداوند زنان را از این عمل، نهی میکند. ذکر علت تحریم این شیوه راه رفتن در فراز آخر آیه یعنی «لیعلم ما یخفین من زینتهن»، نشان دهنده آن است که ملاک حرمت و ممنوع شدن، راه رفتن و به طور کلی، رفتاری است که موجب تبرج و جلب نگاه نامحرمان شود و زمینه مزاحمت و یا فساد را فراهم آورد. از این قسمت آیه، یک قاعده کلی در مورد حجاب و پوشش بانوان استنباط میشود و آن اینکه، پوشش و شیوه رفتار بانوان در سطح جامعه باید به گونهای باشد که باعث تحریک شهوات جنسی نگردد. بنا بر این، میتوان امروزه هر آنچه عرضه و خودنمایی زن در مقابل نامحرمان تلقی شده، تهییج و تحریک مردان را به دنبال داشته باشد، مانند استعمال عطرهای تند، آرایش چهره، پوشیدن لباسهای تنگ، کوتاه، نازک و بدننما با رنگهای تند و جذاب در محیط جامعه، ممنوع دانست.
با توجه به مطالب یاد شده، نادرستی این نظر که « اسلام هیچ دخالتی در خصوص نوع و شکل پوشش نکرده است»، روشن میشود؛ چراکه به حکم آیه « لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» و با توجه به معنای کلمه زینت، نوع و شکل پوشش زنان باید به گونهای باشد که عنوان ابداء زینت (در غیر مورد مجاز) بر آن صدق نکند. بنا بر این معلوم میشود که دین اسلام، در خصوص نوع و شکل پوشش بانوان نیز به تشریع پرداخته است، نه آنکه هیچ دخالتی نکرده باشد. موید این سخن، روایتی است از امیرمومنان علی (ع:) »شما را به پوشش لباس ضخیم توصیه میکنم، چرا که هر کس لباسش نازک باشد، دینش نازک است».[۱۲۳]روشن است که در این روایت سخن از نوع و شکل پوشش است.
آیت الله صانعی با بیان اینکه «اسلام تنها به برخی قواعد و اصول اکتفا کرده است مانند آنکه زن باید اولا پوششی داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید ... ثانیا اجتماع نیز از فساد و تباهی مصون بماند ... ثالثا شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود»، دچار مشکله تخصیص اکثر در بیان عام بعدی خود شدهاند، آنجا که میفرمایند: «اما در خصوص نوع و شکل پوشش افراد آزادند که هر چه میخواهند بپوشند». زیرا این اصل که پوشش زن باید موجب فساد جامعه نشود، مستلزم آن خواهد بود که پوشش، موجب جلب توجه و انگیختن شهوت مردان نشود و همین اصل عام، آنقدر نوع لباس، شکل و رنگ آن و اموری از این دست را تحت تاثیر قرار میدهد که دیگر نمیتوان به اطلاق گفت زنان در خصوص نوع و شکل پوشش آزادند، زیرا بیشتر مصادیق از تحت این اطلاق خارج هستند.
بلی با توجه به معنای واژه «زینت» که گذشت میتوان گفت پوشیدن چکمههای خاص، بر خلاف عقیده آیت الله صانعی که آن را از مصادیق تبرج نمیدانند، چون باعث نمایان شدن حجم پای زنان و غالبا جلب توجه نامحرمان میشود، از مصادیق تبرج و منهی عنه است. پوشیدن چکمههای به اصطلاح ساق بلند که روی شلوار پوشیده میشوند و غالبا به عنوان تزیین و خودآرایی و نه به منظور محافظت از سرما و برف، مورد استفاده قرار میگیرند، علاوه بر آنکه موجب نمایاندن حجم پای زنان میشود، معمولا با نقش و نگارهای برجسته و جالب توجه با رنگهای تند و جذاب و زیورآلاتی (همچون نگین، زنجیرهای تزیینی و ...) همراه است و از این جهت قطعا مشمول نهی آیه شریفه قرار دارد.
پانویس
- ↑ وسائل ج 1، ص 410، ج 14 ص 163، روضه المتقین ، ج 8، ص 365
- ↑ وسائل ، ج 1، ص 435
- ↑ وسائل ، ج 1، ص 432.
- ↑ وسائل ، ج 14، ص 135
- ↑ وسائل ، ج 1 ص 453
- ↑ نهج البلاغه ، حکمت 61
- ↑ ذاریات/56
- ↑ بقره/257
- ↑ ثواب الاعمال- ترجمه بندرریگی/ ص 561
- ↑ رضا نوربها، زمینه حقوق جزای عمومی، ص 104.
- ↑ ایرج گلدوزیان، بایستههای حقوق جزا، ص 72
- ↑ محمدعلی اردبیلی، حقوق جزای عمومی، ج 2، ص 23
- ↑ محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص 273
- ↑ ماده 2 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370: (هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب میشود).
- ↑ اصل 167 قانون اساسی مصوب 1367: (قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمیتواند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه، از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد.)
- ↑ به نقل از: محمد جواد مغنیه، الفقه علی مذاهب الخمسه، ترجمه: هادی عظیم گرگانی، ص 10.
- ↑ ماده 1 آیین نامه اجرایی قانون (نحوه رسیدگی به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهایی که استفاده از آنها در ملأعام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه دار میکند).
- ↑ نظریه شماره 46834 تاریخ 1/7/1369 اداره کل حقوقی ریاست جمهوری.
- ↑ آیت الله ناصر مکارم شیرازی در بیانی فرموده است: (حجاب برای ما در گذشته، فروع دین بود، اما در شرایط کنونی به اصول دین تبدیل شده؛ زیرا نماد اسلام است.) خبرگزاری رسا، 8/2/1385.
- ↑ مواد 6 و 7 آیین نامه انضباطی دانش جویان جمهوری اسلامی ایران مصوب جلسه 354 شورای عالی انقلاب فرهنگی. به تاریخ 20/4/1374
- ↑ ماده 639 ق. م. ا. : (افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم میشوند: ... ب) کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.)
- ↑ محمد عبده، اصول قضایی، ص 222.
- ↑ ماده 500 ق. م. ا: (هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید، به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.)
- ↑ ماده 15 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 22/1/1378
- ↑ بند ب ماده 3 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اصلاحیه 28/7/1381.
- ↑ ماده 18 ق.آ.د.د.ع.ا.
- ↑ بند ج ماده 8 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مصوب 27/4/1369
- ↑ بند 3 ماده15 ق.آ.د.د.ع.ا.
- ↑ ماده 3 آیین نامه اجرایی قانون حمایت قضایی از بسیج مصوب 30/3/1372
- ↑ ماده 19 ق.آ.د.د.ع.ا.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، 5/3/1360، به نقل از: خبر 38614 سایت بازتاب.
- ↑ ماده 19ق.آ.د.د.ع.ا. : (… ضابطین دادگستری حق اخذ تأمین از متهم را ندارند.)
- ↑ تبصره ماده 15 ق.آ.د.د.ع.ا. : (گزارش ضابطین در صورتی معتبر است که موثق و مورد اعتماد قاضی باشد.)
- ↑ ماده 16 ق.آ.د.د.ع.ا. : (ضابطین دادگستری مکلفند دستورات مقام قضایی را اجرا کنند. در صورت تخلف، به سه ماه تا یک سال انفصال از خدمت دولت و یا از یک تا شش ماه حبس محکوم خواهند شد.)
- ↑ ماده 3 آیین نامه ستاد حفاظت اجتماعی مصوب 23/7/1383 رئیس قوه قضاییه.
- ↑ خبرگزاری ایسنا، 11/10/1383، خبر شماره: 03699-8310: (سؤال شد: در برخی مباحث مثل حجاب که محل بحث است، ستاد چه گونه عمل میکند؟ سهراب بیگ: اگر کسی حجاب محکم نداشته باشد، چون مخل امنیت نیست، ستاد وارد آن نمیشود. صراحتاً میگویم، ستاد وارد بحث حجاب نخواهد شد، بلکه فقط برای جرایم مخل امنیت و آسایش مردم فعال خواهد بود؛ یعنی اگر کسی متعرض همین خانم که حجاب محکم ندارد، شد و خواست او را اذیت کند، ستاد جلوی او را خواهد گرفت. اعضای ستاد حفاظت اجتماعی ممنوع هستند که وارد چنین مقولاتی شود. ستاد وارد مباحثی میشود که در آن وفاق عمومی است. مثلاً هیچ حزبی نیست که موافق توزیع مواد مخدر و فیلمهای مبتذل و مستهجن باشد و یا موافق شرارت و مزاحمت برای نوامیس و بچه دزدی و آدم ربایی باشد. در مورد حجاب و حدود آن مسئولان فرهنگی باید تلاش کنند و به مردم آگاهی بدهند. ما بی حجاب نداریم، بدحجاب داریم و با حرکات خشن و یا مجازاتهای سنگین برای این موضوع موافق نیستم. بهترین مقابله با بدحجابی، کار فرهنگی است و بالا بردن اطلاعات مذهبی مردم و آموزشهای عمومی. به هر حال تأکید میکنم ستاد حفاظت اجتماعی به موضوع بدحجابی به عنوان یک مسئله که باید با برخورد با آن مقابله شود، نگاه نمیکند. کار ستاد حفاظت اجتماعی، جرایم مخل آسایش و امنیت عمومی است.)
- ↑ بند و ماده 3 ق.ت.د.ع.ا.
- ↑ تبصره ماده 43 ق.آ.د.د.ع.ا.ک.
- ↑ ماده 130 ق.آ.د.د.ع.ا.ک: ( ... رعایت موازین شرعی در مورد متهمین زن ضروری میباشد).
- ↑ بند 7 سیاستهای مقابله با تهاجم فرهنگی مصوب جلسه 459 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تاریخ 24/12/1378
- ↑ محمود آخوندی، آیین دادرسی کیفری، ج 2، صص 285 و 286.
- ↑ مستنبط از تبصره 2 ماده 217 ق.آ.د.ع.ا.ک. که مقرر داشته است: (در جرایمی که جنبه حق اللهی دارد، چنان چه محتویات پرونده، مجرمیت متهم را ثابت ننماید و تحقیق از متهم ضروری نباشد، دادگاه میتواند غیاباً رأی بر برائت صادر نماید).
- ↑ ماده 232 آ.د.د.ع.ا.ک: (آرای دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری قطعی است مگر در موارد ذیل که قابل درخواست تجدیدنظر میباشد: ...هـ ـ جرایمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال باشد).
- ↑ دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شماره 590 ـ 5/11/1372، اعمال مجازاتهای بازدارنده مقرر در ماده 19 را مربوط به مواردی دانسته است که مجرم، (مرتکب جرم عمدی شده و تعیین مجازات تعزیر مقرر در قانون برای تنبیه مرتکب کافی نباشد).
- ↑ تبصره 1 ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی با برشمردن برخی مصداقهای حقوق اجتماعی، آن را چنین تعریف کرده است: (حقوق اجتماعی عبارت است از حقوقی که قانون گذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو حاکمیت آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح میباشد.)
- ↑ ماده 287 ق.آ.د.د.ع.ا.ک.
- ↑ ماده 294 آ.د.د.ع.ا.ک.
- ↑ ماده 295 آ.د.د.ع.ا.ک.
- ↑ ماده 299 آ.د.د.ع.ا.ک.
- ↑ آیین دادرسی کیفری، ج 4، ص 63.
- ↑ حقوق جزای عمومی، ج 1، ص 78.
- ↑ غررالحکم
- ↑ فرهنگ فارسی، محمد معین، امیرکبیر، 1371، ج 1، ص 1032
- ↑ لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا، انتشارات مجلس شورای اسلامی، ج 14.
- ↑ فروع کافی، ج 6، ص 438
- ↑ تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، صدرا، 1370، چاپ هجدهم، ص 73.
- ↑ سوره اعراف (7) آیه 31
- ↑ برگزیده تفسیر نمونه، ج 2، ص 40.
- ↑ سوره اعراف (7) آیه 32.
- ↑ میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، مکتب الاعلام الاسلامی، 1367، چاپ دوم، ج 2، ص 2463.
- ↑ بحارالانوار، ج 76، ص 141
- ↑ وسایل الشیعه، ج 3، ص 340.
- ↑ الکافی، ج 6، ص 439.
- ↑ میزان الحکمه، ج 2، ص 77 به نقل از کنز العمال
- ↑ دایرة المعارف تشیع، ج 4، ص 129.
- ↑ غررالحکم، ص759
- ↑ دایرة المعارف تشیع، ج 4، ص 130
- ↑ لغت نامه دهخدا، ج 14
- ↑ مفردات.
- ↑ معارف و معاریف، ج 9، ص 78 و لغت نامه دهخدا، ج 43، ص 285
- ↑ امامت و رهبری، مرتضی مطهری، ص 191
- ↑ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج 2، ص 1958
- ↑ واژه اتراف: 1ـ سوره هود (11) آیه 116. 2ـ سوره انبیا (21) آیه 13. 3ـ سوره مؤمنون (23) آیه 33، واژه مترفین: 1ـ سوره اسراء (17) آیه 16. 2ـ سوره مؤمنون (23) آیه 64. 3ـ سوره سبأ (34) آیه 34. 4ـ سوره زخرف (43) آیه 23. 5ـ سوره واقعه (56) آیه 45.
- ↑ سوره علق (96) آیه 6
- ↑ قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دارالکتب الاسلامیه، 1367، چاپ پنجم، ج 1، ص 272
- ↑ سوره سبأ (34) آیه 34
- ↑ قاموس قرآن، ج 1، ص 273
- ↑ سوره مؤمنون (23) آیه 33.
- ↑ سوره زخرف (43) آیه 23.
- ↑ سوره اسراء (17) آیه 16
- ↑ انسان مسئول و تاریخ ساز، سید محمدباقر صدر، ترجمه محمد مهدی فولادوند، ص 50
- ↑ سوره واقعه (56) آیه 41 ـ 45.
- ↑ فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، ج 3، ص 1283 (خطبه یکم نهج البلاغه).
- ↑ نهج البلاغه، قسمتی از خطبه 1
- ↑ فرهنگ آفتاب، ج 3، ص 1284
- ↑ نهج البلاغه، قسمتی از خطبه 103.
- ↑ میزان الحکمه، ج 7، ص 324
- ↑ همان
- ↑ جامعه سازی قرآنی، محمدرضا حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1378، ص 181
- ↑ توسعه و تضاد، فرامرز رفیع پور، دانشگاه شهید بهشتی، ص 125
- ↑ کلمات قصار، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ یکم، 1372، ص 221.
- ↑ همان
- ↑ همان.
- ↑ حسن آیینه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1379، ص 131
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، مرداد 1368
- ↑ توسعه و تضاد، ص 199
- ↑ همان، ص 227.
- ↑ مقدمه ابن خلدون، عبدالرحمن بن خلدون، ج 1، ص 320.
- ↑ جامعه شناسی ابن خلدون، تقی آزاد ارمکی، ص 171
- ↑ مقدمه ابن خلدون، ج 1، ص 268
- ↑ مقدمه ابن خلدون، ج 1، ص 322
- ↑ انسان مسؤول و تاریخ ساز در قرآن، ص 80
- ↑ آیین انقلاب اسلامی، ص 174
- ↑ صحیفه نور، ج 20، ص 244.
- ↑ حسن آیینه، ص 15.
- ↑ صحیفه نور، ج 19، ص 188.
- ↑ 1/2/1378 ، متن مصاحبه تا اواسط اردیبهشت ماه، در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حضرت آیتالله صانعی نیز قابل دسترسی بود.
- ↑ ابن منظور، محمدبن مکرم، لسانالعرب، موسسه اعلمی، بیروت، 1426ه-.ج، 1، ص 256
- ↑ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، تحقیق دکتر مهدی المخزومی، اسوه، تهران، 1414ه-.ج، 1، ص 146
- ↑ ابن درید، محمد، جمهره اللغه، طبع حیدرآباد، ج1، ص 208
- ↑ الجوهری، اسماعیل، صحاح اللغه، دارالعلم، بیروت، ج1، ص 299
- ↑ زبیدی، تاج العروس، ج2، ص 7
- ↑ ابنفارس، احمد، المقاییس، تهران، ج1، ص 234
- ↑ ترجمه تفسیرالمیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج16، ص 461
- ↑ مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 498
- ↑ همان
- ↑ طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، تهران، انتشارات اسلام، 1378، (چاپ دوم)، ج10، ص 499
- ↑ مسئله حجاب، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 431
- ↑ صفار دستگردی، مهدی، بدحجابی در نگرشی جامعهشناختی، فصلنامه کتاب زنان، شماره 22
- ↑ ابوالقاسم علیدوست، نقدی بر مصاحبه اخیر آیتالله صانعی، خیرگزاری فارس
- ↑ ترجمه تفسیرالمیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج15، ص 156
- ↑ ابنمنظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، موسسه اعلمی، بیروت، 1426ه-.1437
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، انتشارات موسسه آل بیت، 1409 ق، ج 4، ص 389







