فرهنگ مصادیق:ظلم به حیوانات، توهین به انسانیت است
مقدمه
خدا نبخشد و نیامرزد، اولین کسی که حیوانات وحشی را به بند کرد تا آنها را به تماشا بگذارد. چه ظلم بزرگی در حق طبیعت و حیوانات کرد این موجود منفور. حیوانات زینت طبیعت هستند، زیبایی حقیقی آنها در میان دشت و جنگل و کوه به چشم میآید، نه در قفسهای تنگ. آیا به جرم زیبایی باید حیوانات را به اسارت برد و به تماشا گذاشت؟ حیوانی که به اسارت در میآید، ناخواسته و خواسته به اسارت خو کرده و از اصل و شکوه خود دور میشود.
وقتی خود انسان تاب اسارت را ندارد، چرا دیگر مظاهر طبیعت را به بند میکشد؟ خودخواهی تا چه حد؟! در طبیعت، شکار و شکارچی احترام یکدیگر را داشته و به آنچه در سرنوشتشان رقم خورده گردن مینهند. نه آهو از شیر کینهای به دل دارد، نه پلنگ از کفتار. هر کدام در چارچوب غریزه خود به حیات ادامه میدهند. وقتی بشر پایش را روی کره خاکی نهاد، او نیز جزوی از مظاهر طبیعت بود، هم شکار میکرد، هم شکار میشد، اما وقتی به عقل خود پی برد، از خوی طبیعی خویش کمی فاصله گرفت، اما دیری نگذشت که با خلق و خو و سلاحهای جدید به جنگ طبیعت و مظاهر آن رفت و آنچه را که نباید انجام میداد، انجام داد.
متاسفانه به خاطر خودخواهی برخی از آدمیان، امروزه میلیونها حیوان زبان بسته در قفسها به سر میبرند. بسیاری از آنها زاده قفس هستند و خو کرده به آن، شکوه خود را فراموش کرده و جیرهخوار شدهاند. روزانه میلیونها حیوان زبان بسته بیآزار، مورد توهین متصدیان باغ وحش و تماشاگران بیرحم قرار میگیرند. در کشور ما نیز از دیرباز توسط شاهان بوالهوس، حیوانات، به خصوص درندگان به دربار راه یافته و دست آموز از خود خونخوارتر قرار گرفتند. امروزه در کشور، باغ وحشهایی داریم که به زندانیان خود رسیدگی نمیکنند. هر زندانی، چه انسان و چه حیوان، دارای شخصیتی است که باید به آن احترام گذاشت. حالا که این زبان بستهها را اسیر غل و زنجیر کردهاید، لااقل با آنها در خور نامشان رفتار کنید. شیر یک شکارچی گوشتخوار است، نه مردار خوار که به آن لاشههای گندیده امعاء و احشای مرغ میدهید! خرس از مظاهر با شکوه طبیعت است، آن را با نان تافتون چه کار که دائم به نافش میبندید؟! چرا این حیوانات باشکوه و پر جذبه را به دریوزگی انداختهاید؟ این، نه رسم مسلمانی است و نه رسم انسانی که به حیوانات ظلم کرد.
این زبان بستهها چون به حرف نمیآیند، باید هر روز با گرسنگی شکنجهشان کرد تا به قوتی لایموت راضی شوند؟ اگر توان و عرضه نگهداری حیوانات را ندارید، رهایشان کنید تا به زندگی طبیعی خود بپردازند. شیران را رو به مزاج کردهاید که چه؟! ببر و پلنگ و صدها نوع از حیوانات را توسری خور، خود و عدهای ناآگاه کردهاید که چه شود؟ قدرت خود را به تماشا میگذارید یا ضعف خویش را؟ مسوولان چرا چشم روی چشم و دست روی دست گذاشتهاند؟ چرا اجازه میدهید در کشوری مسلمان با این مخلوقات خدا چنین رفتار کنند؟ خداوند خالق همه مخلوقات است، هر کدام هم شان و حق خود را دارند، انسان به جای خود، حیوان به جای خود، گیاهان نیز به جای خود. هر کدام در طبیعت حق و حقوقی دارند، چرا؟ این حق مسلم را پایمال میکنید؟ این حیوانات در قفس، متاسفانه چشم به دست بشر دارند تا شکم همیشه گرسنه خود را سیر کنند، پس شکمشان را آن گونه که شایسته آنهاست سیر کنید. خدا را خوش نمیآید، به هر آیینی که هستید به حیوانات احترام بگذارید، آنچه باید به آنها بدهید، بدهید. آب و غذا کوچکترین حق آنهاست، شرف انسانیت این را طلب میکند.







