فرهنگ مصادیق:طلب و آرزوی مرگ داشتن
محتویات
طلب مرگ کردن از خدا حرام و گناه است یا نه؟
پاسخ به این سؤال که آیا دعا برای مردن گناه است یا خیر؟
گناه نیست، ولی آرزوی مرگ کردن از مکروهات است.[۱] بهتر است که انسان زندگی سعادتمندانه و طول عمر با برکت از خدا طلب کند، نه چیزی که مورد پسند خدا نیست.
از مضامین روایات، استفاده میشود که چنین درخواستی پسندیده نیست. بلکه شایسته است ابتدا از خداوند متعال طول عمر و ادامه حیات خواسته شود تا گنه کار خود را تکمیل کند و ره توشه نجات بخش از خطرات و سکرات مرگ، برزخ، حشر و صراط را برگیرد. پس باید این چنین در خواستی را دعای اولیه هر کس برای خود، یا، دیگری باشد. در مرحله دوم از خداوند متعال مضمون حدیث زیر را بطلبد: هیچ کس از شما به خطر گزندی که به او میرسد، مرگ را آرزو نکند و اگر ناچار به این کار شود، بگوید: بار خدایا، تا زمانی که زندگی برای من بهتر است مرا زنده بدار و هرگاه برایم مرگ بهتر بوده، مرا بمیران.[۲] اگر کسی دعایش این بود لزومی ندارد برای جلوگیری از به گناه افتادن خود یا دیگری، درخواست مرگ کند; زیرا اگر ادامه زندگی برای گنه کار خوب و بهتر باشد، درخواست مرگ هر چند برای رها شدن از گناهان، درخواست خوبی نیست، چرا که با مرگ فرصت بازگشتن و توبه از گنه کار گرفته میشود; چنان که حضرت امام صادقبه مردی که آرزوی مرگ میکرد، فرمود: آرزوی زندگی کن، تا این که (خدای را) اطاعت کنی و معصیتش نکنی; زیرا اگر زنده باشی و اطاعت کنی، برایت بهتر از این است که بمیری و نه طاعت کنی و نه معصیت[۳] و اگر چنانچه مرگ برای گنه کار از زندگی بهتر باشد. درخواست مرگ برای او برای رها شدنش از گناه، داخل در همین دعای شریفه و هر گاه مرگ برایم بهتر بود، مرا بمیراناست.
پاسخ تفصیلی وتبیین بحث
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل - مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک - تو قدر خود نمیدانی چه حاصل.
«وَ لَاتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ؛ ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند».[۴]
در مورد سوال شما نکاتی را بیان میکنیم:
۱- از مجموع رهنمودها و دعاهای اولیای الهی استفاده میشود که درخواست عمر طولانی با هدف عبادت و بندگی بیشتر خدا و رسیدن به کمالات والاتر امری مطلوب و پسندیده است. در بعضی روایات به ما دستور دادهاند که هیچ گاه از خدا طلب مرگ نکنید، بلکه همیشه طلب عمر طولانی که در طاعت و بندگی خدا باشد نمایید.
۲- درخواست مرگ از خداوند تعالی دو گونه است: الف- مذموم(ناپسند) ب- ممدوح(نیکو).
- قسم اوّل آن است که انسان از سختیهای دنیا شکوه کند و ازاین رو آرزومند مرگ باشد. که این خود حاکی از ضعف یقین، ایمان، ناراضی بودن نسبت به آنچه خداوند تعالی برایش مقدّر ساخته و عدم تلاش لازم در رسیدن به موفقیت و سعادت است؛ میباشد . آدمی گاهی در اثر احساس ضعف و ناتوانی و عدم قدرت مقابله با سختیها، مشکلات و ناملایمات زندگی میباشد. این نوع آرزوی مردن مربوط به انسانهای ناتوان و عاجز است که به جای بسیج نیروهای خداداد و استفاده از تفکر و اندیشه برای حل مشکلات و به جای پناه بردن به خداوند و استمداد از نیروی او به فکر خودکشی میافتند و به جای حل مسأله به دنبال پاک کردن صورت مسأله میباشند.
در حالی که وجود مشکلات و سختیها در زندگی امری طبیعی و از سنتهای الهی میباشد و صفات نیک انسان چون صبر و استقامت و شکیبایی جز در مواجهه با چنین مشکلاتی هویدا نمیگردد و خود را نشان نمیدهد. انسانی این گونه قطعاً انسانی ناقص است و نه تنها آرزوی مرگ برایش مطلوب و ممدوح نیست، بلکه بر عکس باید از خداوند بزرگ طول عمر و ادامه حیات را بخواهد تا خود را تکمیل کند و به سعادت و کمال بار یابد و ره توشه نجات بخشِ از خطرات و سکرات موت، برزخ، حشر و صراط را بر گیرد. این چنین درخواستی باید، دعای اولیه او باشد و در مرحله دوّم از خداوند تعالی مضمون زیر را بطلبد: «لا یتمنی احدکم الموت لضرّ نزل به وَلْیقل: اللّهم! اَحْینی ما کانت الحیاة خیراً لی، و توفّنی اذا کانت الوفاة خیراً لی؛ رسول اکرم(ص) فرمود: هیچ یک از شماها به خاطر گرفتاری و تنگنایی که بر او نازل گشته، مرگ را آرزو نکند (بلکه) باید چنین بگوید: خداوندا! مادامی که زندگی برایم خیر است مرا حیات بخش و هرگاه وفات برایم خیر است جانم را بستان.[۵]
- قسم دوّم آن است که انسان به حدی از کمال عالی انسانی رسیده که مشتاق لقاء الله و پرواز از زندان دنیا میباشد و مرگ را بهترین تحفه میبیند؟ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:«افضل تحفة المؤمن الموت ؛ برترین تحفه مؤمن مرگ است.[۶] حضرت در خطبهٔ همام میفرمایند : اهل تقوا و پرهیزکاران آنانی میباشند که اگر اجل معین آنها و مدت عمری که در دنیا برای آنها تعیین گردیده نبود , روحشان حتی یک لحظه نیز در بدنشان قرار نمیگرفت , به خاطر شوق به رحمت و بهشت خداوند.
آری چنین کسی از حجاب تن میرنجد و از غم فراق مینالد، این درخواست مرگ در اوج حالات عرفانی و معنوی است که بسیار مطلوب است، اما در عین حال رضا به خواست خدا و انجام وظایف و کسب آمادگی افزونتر برای امثال ما بهتر است.
آن چه مهم است این است که انسان مانند مردان بزرگ الهی روحش را از تعلق به دنیا آزاد کند نه جسمش را یعنی قبل از مردن به مرگ طبیعی، روحش را با توجه به خداوند و توسل به او و اولیای پاکش از دام وابستگیهای موهوم دنیا برهاند و در عین حال که در دنیا زندگی میکند، درونش در عالم معنا و روحانیت سیر کند. مومن واقعی نه از حال خود نگران است و نه از آینده؛« و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ نه ترسی از حال دارند و نه از آینده نگرانی به دل راه میدهند». [۷]
برای رهایی از این نوع افکار باید تقویت ایمان و باورهای دینی و مطالعه در مورد قیامت و معاد را افزایش دهید، زیرا در جلوگیری از پوچ گرایی و تصمیمهای نادرست، بسیار مؤثر باشد. انسان در زندگی هیچ گاه نباید از رحمت الهی نا امید شود و خود را در مقابل مشکلات زندگی باخت و یا در آزمون الهی، شکست خورده و نامید گردد و با فریب شیطان دست به خودکشی زند. تنها راه خروج از بن بست و مشکلات زندگی،اندیشه، امید، توکل بر خدا، دعا و توسل است که همه ناممکنها را ممکن میکند و راه رهایی را به روی انسان میگشاید. بهترین شاهد هم زندگی بندگان مؤمن خدا است که اگر چه مشکلات بسیار زیادی را متحمل شدهاند، اما هیچ گاه مأیوس از خدا نشدند.
به تجربه ثابت شده که ایمان به مبدأ و معاد، سرمایه اصلی سعادت دو گیتی به شمار میرود که اگر درست و منطقی برای آدمی پیدا شود راه پوچ گرایی و بیهوده انگاری که پایه تصور شیطانی یأس و ناامیدی به شمار رفته و احیانا افتادن در دام خودکشی را به همراه دارد، برای همیشه از بین میرود و شکوفههای شفابخش و اطمینان آفرین در زندگی پدیدار میشود.
لازم به یاد آوری است گاهی مشکلاتی از قبیل؛ مسائل خانوادگی، دوستان، شکست و فقر باعث این گونه افکار میشود. در این مواقع باید به دنبال علت ناراحتی و مشکل گشت و بعد از شناسایی آن به دنبال راه حلهای مناسب باشیم و سپس به خدای قادر و دانا توکل نمود ومسائل زندگی را با تمام توان حل و فصل کنیم. باید بدانیم که مشکلات این دنیا هر مقدار که باشد محدود است و پایان میپذیرد و این سختیها باعث رشد ما میگردد. مشکلات باعث شناسای نقاطی که در آن ضعف داریم میشود و ما بهتر میتوانیم به رشد دست پیدا کنیم.
به این مثال دقت کنید؛ اگر ماشینی را به تعمیر گاه ببرند پیچهای شُل را سفت میکنند. مشکلات نیز دقیقاً مواردی را که ما ضعف داریم را جبران میکند و ما را قوی تر مینماید. در سختیها همین که به دنبال رفع مشکل هستیم، اولین قدم رشد فکری و ذهنی ما فراهم میشود. لازم است بدانیم، ما یک بار به این دنیا آمدهایم و برای همیشه از این دنیا میرویم، بر این اساس هر چه در توان دارید به رشد و سعادت خود بیافزایید و آگاه باشید، این دنیا دارای فراز و نشیب است. سعی کنید دنیا را بهتر بشناسید، تا واقع بینانه تر از آن در خواستی داشته باشید.
به عبارات دیگر:
گاهی انسان به خاطر ضعف، ناامیدی و ناتوانی و بیحوصله شدن طلب مرگ میکند و شکیبایی و پایداری را در مقابل سختیها و کشاکشهای روزگار از دست داده است و از این جهت مرگ را کانون آرامش و رهایی خود میبیند، چنین کسی باید خوب دقت کند، که آیا اعمالش به گونهای بوده است که مرگ برای او کانون آرامش و رهایی باشد؟ یا اینکه فقط تلاش میکند از چالهای که در آن افتاده، بیرون بیاید، اگر چه خروج از چاله فرو افتادن در چاه باشد!
از این روست که مولای متقیان علی (ع) میفرمایند: «وَأَکْثِرْ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَمَا بَعْدَ الْمَوتِ، وَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلاَّ بِشَرْط وَثِیق؛[۸]بسیار به یاد مرگ و منزلهای پس از آن باش، امّا هرگز آرزوی مرگ مکن مگر آنگاه که صددرصد به رضایت الهی مطمئن باشی.»طبیعتا مومن، با مرگ از زندان به بوستانی آباد وارد میشود.
امام حسین (ع) میفرمایند: «دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است! مرگ برای مؤمنین یک پلی میباشد که که ایشان بوسیله آن وارد بهشت خود میشوند و برای کفار یک پلی میباشد که بواسطه آن داخل جهنم خود میگردند.»[۹]بنابراین برای مومن مرگ خواستنی و دوست داشتنی است، حضرت علی (ع) میفرمایند: «پسر ابی طالب مانوستر است بمرگ از کودک به پستان مادرش.»[۱۰]
و قرآن نیز، طلب مرگ را معیار و محکی برای اثبات ادعای جایگاه عالی در نزد خدا بیان میکند:
«إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ المْوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ؛[۱۱] اگر میپندارید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید (تا به جوار رحمت و نعمت دوست برسید)»
پس با این معیار، روشن میشود که ابتدا باید از آباد بودن آخرتمان به اندازه کافی مطمئن شویم، سپس چنین ادعایی بکنیم. و البته اگر میتوانیم آخرت را بیش از پیش آباد کنیم، باید دعایمان درخواست عمر طولانی از خدای متعال باشد. چون دنیا مانند مزرعهای است که در آن کشت نمود، تا در آخرت محصولی برای برداشت داشته باشیم. و برای داشتن محصول بیشتر، باید کشت بیشتری داشته باشیم. و از همین جهت عمر طولانی برای اولیاء الهی خواستنی است:
حضرت علی (ع) میفرمایند: «دنیا محل سجده پیامبران میباشد، و وحی خداوند بر زمین فرود آمده است، فرشتگان در دنیا نماز گزاردهاند و دوستان خداوند در زمین سکونت کرده و در آن به تجارت پرداختهاند، آنها در دنیا کسب رحمت کردند و بهشت را سود بردند.»[۱۲]
با این نوع دیدگاه نباید کم طاقتی کرد، و تا آن جا که میتوان باید از این بازار سود بیشتری به دست آورد. و مذمت بی جای دنیا، و کم طاقتی عمل درستی نیست.
البته کسی که از دست دادن مطامع دنیوی و امور مادی سبب شده، که دچار ناامیدی شود و طلب مرگ کند، او مرگ را انتقال به باغ و بوستان نمیداند. بلکه مرگ را پوسیدن میداند و تصور میکند که راه نجات او در این است! اما هیهات هیهات که مرگ پوسیدن نیست. بلکه صرفا یک انتقال است. انتقالی که خوب یا بد بودنش در گرو اعمال ماست. و آن کس که از دست دادن مطامع دنیوی آنچنان او را به ناامیدی میکشاند، که طلب مرگ میکند، نمیتواند انتقال خوبی داشته باشد. و باید از مرگ گریزان باشد. چون چنین کسی دل در گرو دنیای فریبنده دارد که او را فرسنگها از نجات دور کرده است.
منابع جهت مطالعهٔ بیشتر
۱. گناهان کبیره، شهید دستغیب.
۲. رضایت از زندگی، عباس پسندیده.
۳. زندگی امام حسین- علیه السلام-.
پانویس
- ↑ العروة الوثقی، ج 2، ص 22، فصل لا یحرم کراهة الموت.
- ↑ میزان الحکمه، ری شهری، باب موت، حدیث شماره 19213، مؤسسه فرهنگی دارالحدیث.
- ↑ همان، حدیث شماره، 19224.
- ↑ آل عمران/169.
- ↑ وسائل الشیعة، ج 2، ص 659.
- ↑ غرر و درر، باب موت.
- ↑ بقره/38.
- ↑ نامه 69 نهج البلاغه.
- ↑ بحار الأنوار، ج44، ص: 297.
- ↑ بحار الأنوار، ج71، ص: 57.
- ↑ جمعه/6.
- ↑ بحار الأنوار ، ج70، ص: 100.







