فرهنگ مصادیق:استقلال و خودکفایی اقتصادی و نفی وابستگی
استقلال اقتصادی و دست یابی به خودکفایی و رهایی از وابستگی در اقتصاد یکی از آرمانهای بزرگ تمامی جوامع آزاده است. کم و بیش تمامی دولتها در کنار پیگیری اهدافی چون رشد اقتصادی، ثبات قیمتها، توزیع عادلانه درآمد، استقلال اقتصادی و خود کفایی و عدم وابستگی را به عنوان هدف مهم در برنامههای کلان خود مورد توجه قرار میدهند. این امر به ویژه پس از جنگ جهانی دوم به عمدهترین دغدغه کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. لذا سیاستهایی چون اتکا به نیروهای داخلی و تقویت حس خودباوری و همینطور حرکت به سمت سیاست توسعه صادرات به عنوان اهرمهای رشد اقتصادی توام با دستیابی به خودکفایی و استقلال اقتصادی مورد اهتمام اغلب کشورهاست.
تلاش برای دستیابی به حد معقولی از خودکفایی و برنامه ریزی اصولی برای نیل به استقلال اقتصادی توام با حضور قدرتمند در عرصههای جهانی از نگاه اقتصاد اسلامی یک ضرورت است چرا که بدون دسترسی به چنین جایگاهی زمینه و راه نفوذ بیگانگان در سرنوشت مسلمانان فراهم میگردد که اسلام چنین وضعی را رد میکند. نفی هر گونه سلطه بیگانگان بر مسلمانان اصلی است که در قرآن کریم صریحا به آن تاکید شده است: «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا؛ خداوند هرگز برای کافران راه تسلط بر مومنین قرار نداده است.»[۱]
بر طبق مفاد این قبیل از آیات بر مسلمانان لازم است که در تمام عرصهها از جمله در عرصه فعالیتهای اقتصادی به گونه عمل کنند تا زمینه و بستر سیطره یابی بیگانگان بر سرنوشت آنان فراهم نگردد و یکی از راههای جلوگیری از چنان وضعی تلاش برای دستیابی به استقلال و خودکفایی است لذا در قرآن کریم به مسلمانان دستور داده شده است تلاش کنند خود را از وابستگیها رها سازند: « واعدوا ما استطعتم من قوه: یعنی برای مقابله با آنان( کفار و مشرکان) آنچه میتوانید نیرو آماده کنید.[۲] اگر چه ظاهر آیه بیان تلاش برای تدارک نیروی نظامی است اما از نگاه اغلب مفسران کلمه«من قوه» هر نیرویی را شامل میشود که توان اقتصادی نیز از جمله آنهاست. در مجموع میتوان گفت اسلام با مطرح ساختن بحث خودکفایی به دنبال تامین نیاز جامعه اسلامی در حد بالایی از رفاه با اتکا به توانمندیهای داخلی است و در مباحث مربوط به استقلال اقتصادی هم به دنبال حضور فعال و قدرتمند در تجارت و سایر فعالیتهای اقتصادی در صدد قطع وابستگی و عزت و عظمت و سربلندی جامعه اسلامی است. بنابراین کشوری که دارای استقلال اقتصادی است میتواند استقلال سیاسی و فرهنگی خود را نیز حفظ کند و برعکس وابستگی اقتصادی منشأ همه وابستگی هاست. به علاوه استقلال شرط لازم قدرت حکومت اسلامی است که بدون آن اقتدار اقتصادی هم میسر نیست.
حضرت امام خمینی رحمه الله به مسئله استقلال اقتصادی و خودکفایی اهمیت فوق العادهای میدهند و از مردم و مسئولین همیشه خواستار بودند تدبیری بیندیشند که جامعه بتواند به مرحلهای از پیشرفت برسد که نیازهای خود را در حد شایستهای از رفاه تولید کند و در اداره امور اقتصادی نیازمند به دیگران نباشد. چرا که امام رحمه الله بر این باور بودند که استقلال اقتصادی مقولهای کلیدی است که حیات ملت بدان وابسته است دستیابی به آن کشور را بیمه خواهد کرد طبیعی است چنین امر خطیری نیازمند فداکاری، ایستادگی و تحمل مشقّات در عرصههای تولید و صنعت است لذا بار به این نکته هم اشاره میفرماید که برخورداری از زندگی شرافتمندانه و حصول استقلال اقتصادی در گرو تحمل مشکلات و ایستادگی ملت در مقابل تنگناهای اقتصادی است. در حقیقت امام رحمه الله تحمل سختیها و ایستادگی در برابر اموری چون محاصره اقتصادی را بستر مناسبی برای حرکت به سمت استقلال اقتصادی میدانند با این نگاه از محاصره اقتصادی دشمن به عنوان یک هدیه یاد میکنند که ره آورد آن تلاش برای خودکفایی و نجات از وابستگی و استقلال اقتصادی است. این موارد با تعابیر متفاوتی در کلام حضرت امام رحمه الله به چشم میخورد.







