کتابخانه:عمره

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۸ توسط Jalal (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

پرش به: ناوبری، جستجو
عمره
مشخصات کتاب
Omre-gheraati.jpg
نویسنده محسن قرائتی
زبان فارسی
ناشر مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۱۳۷۶
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۶۵۲-۳۳-۱
دانلود PDF

مقدّمه

((بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم )).
اَلحَمدُ لِلّه رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللّه علی سیّدنا محمّدٍ و اهل بَیته الطّاهرین و لَعْنةُ اللّه علی اَعدائهِم اَجمَعین .
سالهای قبل کتابی به نام حج نوشتم که به لطف خداوند ، مورد مطالعه بسیاری از زائران خانه خدا قرار گرفت و بارها از طریق انتشارات جامعه مدرسین و بعثه مقام معظم رهبری چاپ و منتشر و از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به زبانهای مختلف ترجمه گردید .
از لطف خداوند در این ایام که مسافرین عمره زیاد شده‌اند ، تصمیم گرفتم جزوه‌ای در باره عمره بنویسم و از آنجاکه حج و عمره نظیر اذان و اقامه ضمن تفاوتهای جزئی دارای مشترکات فراوانی هستند ، قسمت هائی که مخصوص اعمال حج بود ، نظیر عرفات ، مشعر ، منا ، قربانی و سرتراشیدن از کتاب حج حذف کرده و در عوض نکاتی را اضافه نمودم تا مسافران خانه خدا بتوانند با چند ساعت مطالعه با گوشه‌ای از اسرار و برکات این سفر معنوی آشنا شوند .
خداوند به لطف خود توفیق این سفر را نصیب آرزومندان بفرماید !
ضمناً آمادگی انتقادات و پیشنهادات خوانندگان را دارم ، زیرا تنها کتابی که محکم و بی تردید است قرآن است ذلک الکتاب لاریب فیه و سایر نوشته‌ها هرچه واز هر کس که باشد قابل تصحیح و تکمیل است والسلام.
این سفر مقدس در حقیقت هجرتی از خود به سوی خدا است .
نمایشی است از عبادت و وحدت و عشق و عظمت .
نمایشی است از صحنه‌های گذشت انسان از مسکن و فرزند و شغل و لباس و کفش و کلاه و . . . .
نمایشی است از هماهنگی انسانهائی که دور کعبه طواف می‌کنند با فرشتگانی که در آسمان چهارم بر فراز کعبه دور بیت المعمور به طواف مشغولند .
نمایشی است از سادگی و همدلی و همزبانی ، زیرا که ساده‌ترین لباس را در میقات می‌پوشند و همه با هم با یک زبان به خدای خود لبیک می‌گویند .
آزمایشی است که خداوند از بندگان خود نموده که آنان را در منطقه بی آب و گیاه به طواف دور سنگ‌های سیاه فرمان داده است .
حضرت علی (علیه السلام ) می‌فرماید :
اگر خدا می‌خواست سنگ‌های کعبه را از طلا و یاقوت و محل کعبه را در منطقه‌ای خوش آب وهوا قرار می‌داد ولی در آن صورت معلوم نبود که آیا برای خدا به سفر می‌روند یا برای تفریح ، انتخاب آن منطقه آزمایشی است که خداوند از مردم می‌نماید[۱].
این سفر انسان را تکبر زدائی می‌کند ، از قالب همیشگی بیرون می‌آورد و اشکش را جاری می‌سازد .
این سفر انسان را مهمان ویژه خدا می‌کند ، پای او را جای پای انبیاء می‌نهد ، ظاهر او را شبیه اولیا می‌کند تا شاید از این ظاهر راهی به باطن پیدا شود .
در این سفر انسان روبه خدای مطلق می‌کند لذا نباید اسیر و مقیّد به کفش و کلاه و لباس و منطقه خود باشد .
در این سفر ، انسان با تاریخ آدم و ابراهیم و اسماعیل و محمّد و علی (صلوات اللّه علیهم اجمعین ) گره می‌خورد .

به کجا می‌رویم ؟

به جائی که ابراهیم (علیه السلام ) آزمایش شد .
اسماعیل (علیه السلام ) به قربانگاه رفت .
پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله ) مبعوث شد .
علی (علیه السلام ) متولد و بلال شکنجه شد .
می‌رویم تا با دست خدا (حجر الاسود) بیعت کنیم و خاطرات انبیا را یاد کنیم تا از گذشته خود توبه کنیم و برای آینده خود ره توشه‌ای ذخیره کنیم .
می‌رویم دور خانه او بگردیم تا دور دیگران نگردیم ، رو به سوی او کنیم تا دیگران از ما دل بکنند .
می‌رویم تا به ابراهیم (علیه السلام ) بگوییم ندای تو را شنیدیم و لبیک گفتیم .
تا به پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله ) بگوییم زائر تو و امّت تو و همراه تو و عاشق تو هستیم .
می‌رویم تا زادگاه علی (علیه السلام ) را مشاهده کنیم که چگونه مردم دور آن زادگاه می‌چرخند ولی نوزاد را کنار زده و فراموشش کردند .
می‌رویم تا تحقق وعده‌های خدا را با چشم خود ببینیم .
خدا وعده داد که ای محمّد (صلّی اللّه علیه وآله ) ما تو را از شرّ مسخره کنندگان نجات خواهیم داد[۲] .
ای محمّد (صلّی اللّه علیه وآله ) ما نام تو را بلند خواهیم داشت ، امّت تو را زیاد خواهیم کرد ، دلهای مردم را به سوی تو روانه خواهیم نمود .
می‌رویم تا ببینیم که چه زیبا وعده‌های گذشته عمل شد ، پس وعده‌های آینده نیز عمل خواهد شد .
آری خداوند سه بار وعده داده است که اسلام دنیا را خواهد گرفت[۳] . وعده داده که اهل ایمان و عمل صالح را در زمین به حکومت برساند .
ما در این سفر وعده‌های عمل شده خداوند را می‌بینیم تا به وعده‌های آینده او ایمان بیشتری پیدا می‌کنیم .

در آستانه سفر

تهیه مال حلال

اگر مالی که انسان صرف این سفر می‌کند ، حلال نباشد ، همین که نزدیک مکّه لباس احرام می‌پوشد و می‌گوید : خداوندا ! آمدم ، خطاب می‌رسد : ما تو را نمی‌پذیریم .[۴]
امام باقر (علیه السلام ) می‌فرماید : لایَقبَلُ اللّه عزّوجلّ حَجّاً و لا عُمَرةً من مالٍ حرامٍ .[۵]
((خداوند متعال ، حج و عمره‌ای را که از مال حرام انجام گیرد ، قبول نمی‌کند)) و این همان حقیقتی است که در آیه : اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ من الْمُتّقین می‌خوانیم که خداوند فقط اعمال افراد با تقوا را می‌پذیرد .
در حدیث دیگری که از پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) نقل شده می‌خوانیم : من تَجَهَّزَ و فی جِهازِه عَلَمٌ حَرامٌ لم یَقبلَ اللّه منه الحجّ .[۶]
((اگر در وسایل حج کسی حتی پرچم یا علامتی از حرام باشد ، حج او قبول نیست )) .

حلالیت خواستن

کسی که به مسلمانی ظلمی کرده باشد ، از او عذر خواهی کند و دل او را به دست آورد و به اصطلاح حلالیت طلب کند ، به خصوص هنگام رفتن به این سفر .
در این زمینه داستانی را نقل می‌کنیم :
علی بن یقطین که یکی از یاران امام کاظم (علیه السلام ) بود و به دستور امام در دستگاه هارون کار می‌کرد ، عازم مکّه گردید ، خواست در مدینه امام کاظم (علیه السلام ) را زیارت کند ، امام به او اجازه ملاقات نداد و فرمود : امسال حج تو قبول نمی‌شود . چون تو ابراهیم شتربان را در محل کار خود نپذیرفته‌ای ، خدا هم تو را نمی‌پذیرد . علی بن یقطین بسیار ناراحت شد ، از مدینه به کوفه برگشت و به سراغ آن شتربان رفت و دَرِ خانه او را کوبید و صورت خود را روی خاک گذاشت و به آن شتربان گفت : با پای خود صورتم را لگدمال کن . شتربان قبول نمی‌کرد تا با اصرار او ، صورت وزیر کشور ، که به مسلمانی توهین کرده بود ، زیر لگد شتربان قرار گرفت و او می‌گفت : الّلهُمّ اشْهَد ، خدایا شاهد باش که دارم ، توهین خود را جبران می‌کنم . سپس به مدینه برگشت و امام کاظم (علیه السلام ) او را پذیرفت .[۷]

گوشه‌ای از اخلاق و آداب سفر

تنها و بدون همراه سفر کردن ، مورد لعنت پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله ) قرار گرفته است .[۸] باید قبل از آغاز سفر رفیق پیدا کرده[۹] با همسفران خود ، همفکری و همکاری کند و از خود مخالفتی نشان ندهد مگر در مورد گناه ،[۱۰] و بسیار بجاست که افراد خوش اخلاق را پیدا کند تا در طول راه مساءله‌ای پیش نیاید ،[۱۱] و باید بدانیم در میان دو همسفر ، هر کس ملایمتر و رفیق تر است ، اجر بیشتری دارد[۱۲] و کسی که از همسفرهای کوچک و بزرگ و خوبان و بدان ناراحتی‌ها را دید و تحمل کرد و نگذاشت کار به گفتگوهای تند منجر شود ، خداوند متعال در قیامت به او ، بر فرشتگان مباهات می‌کند .[۱۳]
در سفارشات پیشوایان معصوم ، آمده است که مسافر هنگام خروج از منزل ، دو رکعت نماز بخواند سپس خود و اهل و فرزند و مال و عافیت و دنیا و آخرت خود را به خدا بسپارد .
پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) فرمود : هر که چنین کند ، خداوند حاجت او را خواهد داد .[۱۴]

نکاتی دیگر درباره مسافرت

۱ انسان باید دوستان خود را از سفری که در پیش دارد آگاه سازد و آنان نیز هنگام بازگشت به دیدنش آیند .[۱۵]
۲ در سفر سعی کند که به همراهان و همسفران خود خدمت کند ، زیرا پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) فرمود : سَیِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهم فی السَّفَر .[۱۶]
((بزرگ هر قومی ، کسی است که در مسافرت به دیگران خدمت کند)) .
در حدیث می‌خوانیم : مسافرانی خدمت پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله ) رسیدند و از همسفر خود که دائماً مشغول ذکر و دعا بود ، ستایش کردند .
رسول خدا (صلّی اللّه علیه وآله ) پرسیدند کارهای او را چه کسی انجام داد ؟ گفتند : ما.
پیامبر عزیز (صلّی اللّه علیه وآله ) فرمود : کُلُّکُمْ خَیْرٌ مِنْه[۱۷] همه شما که در سفر کار کردید از او که به جای کار عبادت می‌کرد ، بهتر هستید .
شخصی به امام صادق (علیه السلام ) گفت همین که به مکّه رسیدیم ، دوستانمان برای طواف حرکت کردند و مرا برای نگهداری اثاثیه ، جا گذاشتند . امام فرمود : اَنْتَ اَعظمُهُم اَجرَاً .[۱۸] اجر و پاداش تو از آنان بیشتر است .

هماهنگی با مسافران

در روایات پیشوایان معصوم (علیهم السلام ) ، مکرر سفارش شده است که ((رفیق سفر باید از نظر مقام و مال هماهنگ تو باشد) و اگر او بیشتر از تو پول خرج کند و یا شخصیت و عنوان اجتماعی اش بیشتر باشد ، قهراً تو به یک موجود تابع و طفیلی و نیمه اسیر در می آئی .
امام باقر (علیه السلام ) می‌فرماید :
اِذَا اَصْحَبتَ فَاَصحِب نَحوَک و لا تَصحَب من یَکفیکَ فَانَّ ذلک مَذلَّةٌ لِلِمُؤ مِن[۱۹]
((با شخصی همانند خود دوستی کن و با کسانی که مخارج تو را می‌دهند ، همراه نباش ، زیرا که در این عمل ، مؤ من خوار و طفیلی و اسیرگونه می‌شود)) .

آداب سفر

در روایات برای سفر آدابی بیان شده است ؛ مانند((دعا)) برای سفر ، ((صدقه )) هنگام مسافرت ، ((سفارش به تقوا)) هنگام خروج از منزل ، ((شوخی سالم )) با همسفران ، ((مشورت )) باآنان ، ((احترام بزرگترها)) ، و ((تسلیم تصمیمات دوستان ))بودن جز در گناه ، و ((بخشش و ایثار)) و بازگو نکردن رنج‌ها و مشکلات سفر پس از بازگشت ، بدرقه و استقبال از مسافر ، هدیه آوردن مسافر ، تعیین مسئول و مدیر در مسیر راه ، مراعات کردن حال کسانی که مریض می‌شوند ، برداشتن وسائل لازم از قبیل لباس ، اسلحه ، سوزن ، نخ ، مسواک ، ظرف آب و یک سری ادویه و چاقو و سعی در رسیدن به منزل قبل از غروب و اینکه افراد در مسیر راه ، آنقدر از هم دور نشوند که همدیگر را نبینند و . . . که از نقل روایات آنها صرف نظر می‌کنیم . [۲۰]

مخارج سفر

امام صادق (علیه السلام ) فرمود :
دِرهَمٌ فی الحجّ اَفضَلُ من اَلْفَیْ اَلْفٍ فی ما سوی سَبِیلِ اللّه[۲۱] ، مصرف یک درهم در راه حج ، از دو میلیون درهم در غیر حج بهتر است (گرچه مصرف‌های دیگر هم در راه خدا باشد) .
از بعضی روایات استفاده می‌شود که در حج ، لازم نیست از جهت مصرف خیلی دقیق باشید ، کمی ریخت و پاش مانعی ندارد . یُبغِضُ الاِسْرافَ اِلاّ فِی الْحَجّ و الْعُمرَة[۲۲] ، چیزی که در راه حج و عمره صرف شود ، در قیامت مورد سؤ ال قرار نمی‌گیرد . [۲۳]
امام سجاد (علیه السلام ) هنگام سفر حج بهترین نوع زاد و توشه را برمی داشت[۲۴] و از شرافت انسان ، آن است که زاد و توشه خود را از بهترین چیزها انتخاب کند .[۲۵]

خدمت به خانواده حجاج

امام سجاد (علیه السلام ) فرمود : مَن خَلَّفَ حاجّاً فی اَهْلِه و مالِه کانَ لهُ کَاَجْرِه .[۲۶]
((کسی که سرپرستی اولاد و اموال زائر خانه خدا را به عهده گیرد ، (تا حاجی با خیال آرام در این سفر مقدس ، مراسم را انجام دهد) خداوند به او پاداش حج مرحمت می‌فرماید)) .

حرکت می‌کنیم

به سوی خانه خدا حرکت می‌کنیم ، می‌رویم تا ندای حضرت ابراهیم (علیه السلام ) را (که به فرمان خداوند ، بعد از اتمام ساختمان کعبه ، با صدای بلند به زیارت دعوت کرد) پاسخ دهیم . حج ، از خود گسستن و به خدا پیوستن است . می‌رویم تا از خود بیرون رویم و سفر به سوی خدا کنیم اَلْحَجّ وَفادَةٌ اِلَی اللّه ، گویا از گناهان خود به سوی خدا فرار می‌کنیم ، زیرا در تفسیر آیه : فَفِرُّوا اِلَی اللّه[۲۷]می‌خوانیم : مراد از ((فرار)) ، رفتن به حج است . می‌رویم تا پای خود را جای پای انبیا بگذاریم .
وقتی از خانه خارج می‌شویم . . . .
در روایات می‌خوانیم : هنگام بیرون آمدن از خانه ، همسر و فرزندان خود را به تقوا سفارش کنید .
حرکت ، آغاز شده است ، گرچه ظاهر آن ، حرکت بدن است ولی در حقیقت حرکت روح است زیرا که سفر ، یک سفر معنوی است .
این سفر یک هجرت است ، گذشتن از علاقه هاست ، پرواز معنوی و تمرین برای لقاء اللّه است . در اینجا انسان همه را می گذراد و به سوی دوست می‌رود . انسان در این سفر می‌رود تا صحنه‌های ایثار را لمس کند . تا از هوسها و تمایلات دور باشد .
راستی اگر سنگهای کعبه از یاقوت سرخ و زمرّد سبز بود ، همه برای تماشای زر و زیور آن می‌رفتند ، اگر منطقه خوش آب و هوا بود ، عبادتگاه نبود ، بلکه عشرتکده می‌شد و این خود بیانگر آن است که عبادت با تجمل سازگار نیست ، عبادت با هوس همراه نیست . قرب به خدا با خود بینی و خود خواهی و خود پرستی سازگار نمی‌باشد .
و بالاَخره می‌رود تا می‌رسد به میقات . . . حج ، پاسخ به دعوتنامه خدا و دعوت و ندای ابراهیم (علیه السلام ) است .
یا ربّ ، تو خواندی ، آمدیم
دل را ستاندی ، آمدیم
عشق و ولای کعبه را
بر دل نشاندی ، آمدیم
یا ربّ ز ایران آمدیم
با چشم گریان آمدیم
یا ربّ ندایت را ز جان
لبیک گویان آمدیم
جان را رساندیم ، آمدیم
در خود نماندیم ، آمدیم
دل را ز هر وابستگی
یکجا تکاندیم ، آمدیم[۲۸]
این سفری است که امام سجاد (علیه السلام ) بیست روز پیاده روی می‌کردند تا به مکّه برسند[۲۹] .
در روایات می‌خوانیم :
سعی کنید مخارج این سفر سنگین نشود تا نشاط تکرار در شما زنده بماند[۳۰] . در این سفر ما به سوی کعبه‌ای می‌رویم که حضرت علی (علیه السلام ) هنگام ضربت خوردن و شهید شدن فرمود : فُزْتُ و رَبِّ الکَعبَة.
((به پروردگار کعبه قسم که رستگار شدم )).
در حدیث می‌خوانیم : هر کس دنیا و آخرت می‌خواهد به فکر این کعبه باشد[۳۱] .
سفر به مکّه ، مقدّس‌ترین سفری است که انسان در طول عمر خود دارد .
سفری است که انسان را از فقر بیمه می‌کند و گناهان انسان در آن بخشیده می‌شود[۳۲] .
سفری است که یک درهم خرج کردن در آن برابر چندین درهم خرج کردن در راه‌های دیگر است .
سفری است به خانه خودمان[۳۳] و شاید به همین دلیل است که مسافرین محترم می‌توانند در آنجا نمازشان را چهار رکعتی بخوانند ، آنجا خانه خودشان است . در مسجد الحرام و مسجد پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله ) و مسجد کوفه و حرم امام حسین (علیه السلام ) غریب نیستیم تا مجبور باشیم نمارمان را شکسته و دو رکعتی بخوانیم .
آری در تمام زمین فقط در این چهار نقطه می‌توانید نمازتان را تمام بخوانید . حج و عمره به فرموده روایات دو بازاری است که در آن ضرروجود ندارد ، حتی اگر در بین راه از دنیا رفت از سختی‌های قیامت درامان است[۳۴] .
انسان همین که می‌بیند ، ندای یک انسان به نام ابراهیم (علیه السلام ) در هزاران سال قبل ، این همه پاسخگو پیدا کرده است .
همین که می‌بیند خداوند به وعده‌های خود در باره پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) وفا کرده است ،
همین که از دنیای تجمل وارد وادی سادگی و بی رنگی می‌شود.
همین که به خاطر سفر حج ، از کسانی که به آنان ظلم کرده ، عذرخواهی می‌کند ،
همین که برای پاک و حلال کردن اموال خود قبل از حج ، سهم دیگران و حق امام و حکومت را می‌پردازد ،
همین که احساس می‌کند مردم به او به چشم دیگری نگاه می‌کنند ،
همین که احساس می‌کند خداوند او را مورد لطف و عفو خود قرارداده است و همین که از نزدیک بر مزار رسول خدا (صلّی اللّه علیه وآله ) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) حاضر می‌شود و اظهار ادب و ابراز عشق می‌کند ، روح دیگری پیدا کرده ، دلگرم می‌شود .
بینش دیگری پیدا می‌کند که این خود ، اصلاح ایمان است و در حدیث می‌خوانیم : حج ، سبب اصلاح ایمان شماست :
یُصلح لَکُم اِیمانکُم .
از برکات این سفر زنده کردن آثار رسول خداست.
نه تنها آثار پیامبر عزیز اسلام (صلّی اللّه علیه وآله ) که آثار پیامبران پیشین و آثار آدم و ابراهیم (علیهما السلام ) نیز زنده می‌شود .
انسان باید با خود فکر کند که ((به کجا آمده‌ام ؟ ))
اینجا جائی است که مورد انس حضرت آدم (علیه السلام ) بوده است .
جائی است که ابراهیم (علیه السلام ) بَنّا و اسماعیل (علیه السلام ) ، کارگرش بوده است .
جائی است که حضرت رسول (صلّی اللّه علیه وآله ) با خدیجه (علیها السلام ) و امیرالمؤ منین (علیه السلام ) نماز جماعت سه نفری می‌خواندند .
جائی است که با خدا بیعت می‌کنم ، پایم را جای پای اولیای خدا می‌گذارم .
این کوه صفا ، همان کوهی است که پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) از فراز آن ، فریادها زد و هیچ کس ندای او را لبیک نگفت .

جاذبه کعبه

گاهی انسان فکر می‌کند که چگونه ، مردم همین که به کعبه رسیدند ، هیجان زده می‌شوند ، اشک در چشمشان و عرق بر پیشانیشان می‌نشیند و به قول امیرالمؤ منین (علیه السلام ) : همچون پرندگان تشنه‌ای که به آب صاف و زلال می‌رسند ، سراسیمه می‌شتابند یاءلهون الیه ولوه الحمام .
در این سفر ما به سوی کعبه می‌رویم ؛
کعبه‌ای که همه مردم روبه آن قیام می‌کنند به آن نگاه و در او تفکر می‌نمایند می‌تواند بهترین وسیله برای تحقق اهداف انبیا باشد زیرا که هدف آن بزرگواران لیقوم الناس بالقسط است و کعبه هم قیاما للناس است . به همین دلیل است که امام صادق (علیه السلام ) می‌فرماید : ((تاکعبه برپاست ، دین استوار است )) .
کعبه وسیله رفع نابسامانی‌ها و قدرت نمائی و ضعف زدائی و دردشناسی و دوایابی است .
کعبه ، قیام است ، یعنی ، انگیزه و عشق و حرکت دادن به کارهاست .
کعبه قیام است ، یعنی ، مرکزی است که می‌توان مردم را برای قیام ، دور آن دعوت نمود ،
همانگونه که امام حسین (علیه السلام )قبل از حرکت به کربلا ، چند ماه در مکّه توقف کرد و هنگام اجتماع مردم برای اعمال حج ، آنان را آگاه ساخت و رفت .
و همانگونه که قیام حضرت مهدی (علیه السلام ) نیز از آنجا آغاز و مایه خواهد گرفت .

مکه، خانه امن است

راستی مگر برای قیام ، نیاز به مکان امن نداریم ؟ و مگر رزمندگانی که در فکر تهیه طرح و برنامه ریزی یک حمله هستند نیاز به یک سنگر اءمن ندارند ؟
آری مکّه همان سنگر امن است : اِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ اَمْنَاً ((ما کعبه را مرجع همه قرار دادیم )) .
مکّه محل اءمن برای عموم است ، حتی مجرمان فراری و حیوانات و گیاهان درامانند .
این امنیت در اثر دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام ) بنیان گذار کعبه ، به ما عطا شده است ، آنجا که فرمود : رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً امِنَاً ((خداوندا این شهر را محل امن قرار بده ))
و خداوند هم دعای او را مستجاب کرد و آنجا را ((بلد الامین )) نمود و در مرحله‌ای از عظمت قرار داد که مورد سوگند واقع شد : وَ هذَا الْبَلَدِ اْلاَمِین

پیام گیری و پیام رسانی

یکی از اهداف عالی این سفر آشنائی بیشتر و عمیق تر مردم با مسائل اسلامی و انتقال اخبار و پیامهای رهبران آسمانی است . در زمانی که خلفای ستمگر برای خاموش کردن صدای حق طلبانه رهبران حق ، از هیچ ظلمی دریغ نمی‌کردند ، بهترین مکان برای شنیدن و گرفتن پیام‌های روح بخش اولیای خدا ، مکّه بود ، لذ ا در حدیث آمده :
. . . مع ما فیه من التفقه و نقل اخبار الائمة علیهم السلام الی کل صقع و ناحیة.
((در حج ، تفقّه و آشنائی با دین و نقل اخبار ائمه به سایر نقاط جهان نهفته است )) .

قصد قربت

سعی کنیم هدف ما از این سفر ، خودنمائی و تفریح و تجارت نباشد . زیرا که رسول اکرم (صلّی اللّه علیه وآله ) فرمود : ثروتمندان امّت من برای تفریح و مردم عادی برای تجارت و فقرا برای خودنمائی به این سفر می‌روند.
نشانه اخلاص آن است که انسان نخواهد کسی او را ستایش کند[۳۵] . از خداوند بخواهیم که هدف‌های دنیائی را کنار بگذاریم که بسیار ناچیزند .
دنیا غنچه‌ای است که برای هیچ کس باز نمی‌شود .
از دنیا باید بهره برد ولی در دنیا نباید غرق شد ، مانند کشتی که اگر روی اقیانوس قرار گیرد می‌رود ولی اگر به عمق آن رود نابود می‌شود .
از دنیا باید کام گرفت ولی نباید به آن خیره شد ، همانگونه که از نور خورشید استفاده می‌کنیم ولی به نور آن خیره نمی‌شویم زیرا چشم خود را از دست می‌دهیم .
دنیا مثل سرنیزه است که می‌توان به آن تکیه کرد ولی نمی‌توان روی آن نشست .
در قرآن تاریخ قارون‌ها و فرعون‌ها برای ما نقل شده تا به هوش باشیم لابلای زرق و برق آن خدا را فراموش نکنیم به هر حال عبادت زمانی تحقق می‌یابد که در انسان هیچ انگیزه‌ای جز رضای خدا نباشد .

اعمال مکّه

میقات

هنوز فرسخها به مکّه باقی مانده است که به زائران خانه خدا می‌گویند : پیاده شوید و لباس‌های خود را از تن بیرون کنید . اینجا ((میقات )) است از اینجا دیگر با آن قالب قبلی نباید عبور کرد و اگر اشتباه نمودی و عبور کردی ، باید برگردی ، باید قالب خود را عوض کنی تا شاید قلب تو عوض شود . همه لباس‌های کوچک و بزرگ و حتی کفش و کلاهت را بیرون کن .
به حضرت موسی (علیه السلام ) گفتند : فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ اِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً[۳۶] .
ای موسی ! تو در وادی قدس قرار گرفته‌ای ، پس کفش خود را بیرون کن )) ، ولی اینجا هنوز به وادی قدس نرسیده و هنوز فرسخها تا مکّه راه مانده است ، باید همه چیز خود را کنار گذاریم . وادی قدس اینجا ((مکّه )) است که فرسخها قبل از رسیدن باید از پوست قبلی بیرون آییم .
در میقات چه کنیم ؟
قصد و نیت کن ، از غفلت بیرون بیا ، لباس احرام بپوش ، لباس سفید ، ندوخته ، پاک و از مال حلال و بگو خدایا آمدم : لَبَّیْکَ اَللّهُمَّ لَبَّیْکَ .
لباس احرام یعنی لباسی که در آن بسیاری از چیزها را بر خود حرام می‌کنیم ، همانگونه که به جمله اللّه اکبر ، تمام اعمالی را که سبب بطلان نماز است برخود حرام می‌نماییم . آری کسی که می‌خواهد وارد حریم حَرَم شود ، باید مُحِرم شود[۳۷] ، همانگونه که در مساءله انتظار امام زمان می‌گوییم ، کسی که در انتظار مصلح است ، خود باید صالح باشد .
لباس احرام ، احترام به حَرَم است .
لباس احرام ، رمز دوری از لهو و لعب و زر و زیور است[۳۸] .
لباس احرام ، لباس خشوع است[۳۹] .
لباس احرام ، حرکت به سوی کعبه را تشدید می‌کند و شوق دیدار را می‌افزاید و گویا انسان از این به بعد احساس جدّی بودن می‌کند . خودش را در مدار یار می‌یابد .[۴۰]
لباس احرام ، لباس تعظیم در برابر خدا است .[۴۱]
لباس احرام ، به ما می‌گوید : از این به بعد دیگر عوض شده‌اید ، دنیا را کنار زده‌اید ، مرگ و معاد و آخرت و حضور در برابر خدا را باید ببینید . ورود در لباس احرام برای شما یک موفقیت است .
بعد از پوشیدن این لباس ، حتی اگر بمیرد ، آمرزیده است .[۴۲]
در روایات می‌خوانیم که امام صادق (علیه السلام ) همین که لباس احرام پوشید و خواست بگوید : لبیک ، از گریه صدا در گلوی مبارکش حبس شد ، هرچه کرد ، نتوانست تلبیه بگوید ، رهبر یکی از فرقه‌های اهل سنت رو به آن حضرت گفت : چرا معطّلی ؟ ! امام فرمود : می‌ترسم ، بگویم (لبیک ) ، خدایا ! آمدم ولی جواب آید که من آمدن تو را قبول ندارم !
به طواف کعبه رفتم ، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی ؟
بارها در گرفتاریها با خدا عهد بستی که عوض می‌شوم ، از این به بعد خود را اصلاح می‌کنم و در راه صحیح قرار می‌گیرم ، ولی همین که از پل گذشتی ، عهد را شکستی ، در اینجا دیگر مواظب باش ، با توجه بگو :
لَبَّیْکَ اَللّهُمَّ لَبَّیْکَ .

حرم و مکه

زائران خانه خدا ، در میقات ، لباس را عوض کرده ، کم کم به سوی مکّه حرکت می‌کنند ، به حرم می‌رسند به منطقه‌ای که علامت گذاری شده است . هرچه نزدیکتر می‌شوند ، هیجان و شور و نشاط بیشتر می‌شود تا وارد مکّه می‌شوند . خانه‌ای برای همه مردم سَواء الْعا کِفُ فیهِ وَاْلبادِ[۴۳] ، افراد مقیم و مسافر در بهره برداری از مکّه یکسانند .
در این حریم ، هیچکس حق نداردبه عنوان متولی خانه خدا یا عناوین دیگر ، کمترین مزاحمتی برای زائران خانه خدا فراهم کند و یا آن را به یک پایگاه اختصاصی برای تبلیغات و برنامه‌های خود تبدیل نماید .[۴۴]
مکّه از نظر جغرافیائی ، شهری است کوهستانی با هوای داغ ، حدود ۳۳۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و حدود چهارصد هزار نفر ساکن دائمی آنجا هستند ، بنیان گذار این شهر حضرت ابراهیم (علیه السلام ) و سابقه تاریخی آن بسیار است ؛ زیرا حتی قبل از اسلام یکی از مراکز تجاری بوده است[۴۵] ولی ما مکّه را جغرافیا نمی‌دانیم ، تاریخ می‌دانیم . ماده نمی‌دانیم ، معنا می‌دانیم .
مکّه زادگاه پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله ) است ، مکّه شکنجه گاه مسلمانان صدر اسلام است ، مکّه فرودگاه جبرئیل و مرکز وحی است ، مکّه شمعی است که پروانه‌های آن از سراسر جهان گردش جمع می‌شوند ، مکّه یادگار ایثارهای ابراهیم (علیه السلام ) و هاجر است ، مکّه شهر خدا است .

مسجد الحرام

  1. بحار جلد ۹۹ ص / ۲۹.
  2. اِنّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزئین . حجر / ۹۵.
  3. لِیُظْهِرَهُ عَلی الدّینِ کُلِّه . توبه /۳۳، فتح /۲۸، صف /۹.
  4. نهج الفصاحه جمله ۱۹۸.
  5. بحار ج /۹۹ ص /۱۲۰.
  6. محاسن برقی.
  7. سفینة البحار ج /۲ ص /۲۵۲.
  8. محجة البیضاء ج / ۴ ص / ۶۰.
  9. محجة البیضاء ج / ۴ ص / ۵۹.
  10. محجة البیضاء ج / ۴ ص / ۷۳.
  11. بحار ج / ۷۶ ص / ۲۷۳.
  12. بحار ج / ۷۶ ص / ۲۶۸.
  13. بحار ج / ۷۶ ص / ۲۷۵.
  14. محجة البیضاء ج / ۴ ص / ۶۴.
  15. وافی ج / ۲.
  16. بحار ج / ۷۶ ص /۲۷۳.
  17. بحار ج / ۷۶ ص / ۲۷۴.
  18. فروع کافی ج / ۴ ص / ۵۴۵.
  19. بحار ج / ۷۶ ص / ۲۶۸.
  20. روایات در جلد ۷۶ بحار موجود است.
  21. بحار ج / ۹۹ ص / ۸، تهذیب ج /۵ ص /۲۲.
  22. وسائل ج /۸ ص / ۱۰۶.
  23. کل نعیم مسؤ ول عنه صاحبه الا ما کان فی غزو او حج . وسائل ج /۸ ص / ۷۰.
  24. وافی ج /۲ آداب سفر ص /۶۳.
  25. وافی ج /۲ ص / ۶۳.
  26. سفینة البحار (حج ).
  27. سوره ذاریات ۵۰.
  28. شعر: جواد محدثی.
  29. وسائل الشیعه ج /۸ ص /۵۶.
  30. فروع کافی ج /۴ ص /۲۸۰.
  31. من اراد الدنیا و الا خرة فلیاُمّ هذا البیت . من لایحضر الفقیه ج /۲ ص /۲۱۹.
  32. تهذیب الاحکام ج /۵ ص /۲۲.
  33. اِنّ اوّل بَیتٍ وُضِع لِلنّاس ... آل عمران /۹۶.
  34. تهذیب الاحکام ج /۵ ، ص /۲۳.
  35. کافی ج /۲ ، ص /۱۶.
  36. سوره طه آیه ۱۲.
  37. قال النبی (ص ) وجب الاحرام لعلة الحرم . وسائل جچ صفحه ۳.
  38. قال الرضا (علیه السلام ): انما یامروا بالاحرام لتخشعوا قبل دخولهم حَرَم اللّه ... ولئلایلهوا ویشتغلوا بشی ء من امور الدنیا و زینتها و لذاتها و یکونوا جادین فیماهم فیه قاصدین ... مع ما فیه من التعظیم للّه عز و جل و التذلل لانفسهم عند قصدهم الی اللّه وفادتهم الیه راجیا ثوابه راهبین من عقابه ... وسائل جلد۹ صفحه ۳.
  39. پاورقی قبل .
  40. پاورقی قبل .
  41. پاورقی قبل.
  42. من مات محرما بعث یوم القیامة ملبیا بالحج مغفورا له . من لایحضر جلد۲ صفحه ۲۲۹.
  43. سوره حج آیه ۲۴.
  44. نفسیر نمونه جلد۱۴ صفحه ۶۳.
  45. لغت نامه دهخدا (مکه ).