فرهنگ مصادیق:زکات دام
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | زکات |
| ۲ | نپرداختن زکات مال |
| ۳ | زکات غلات |
| ۴ | زکات فطره |
| ۵ | نپرداختن زکات فطره |
| ۶ | زکات نقدین |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف قم
نویسنده: مصطفی کوهی
محتویات
- ۱ زکات دام
- ۲ زکات انعام در لغت
- ۳ زکات دام در اصطلاح
- ۴ مترادفات و مرتبطات
- ۵ زکات در قران
- ۶ واژه انعام ( دام ) در قران کریم
- ۷ آمار دام در ایران
- ۸ برکت دام و دامداری
- ۹ نقش انواع دام در زندگی انسانها
- ۱۰ وظیفه مأموران گردآوری زکات دام
- ۱۱ زکات سایر حیوانات
- ۱۲ وجوب زکات دام
- ۱۳ شرایط وجوب زکات دام
- ۱۴ مصرف زکات دام
- ۱۵ آدابی که گیرندگان زکات باید رعایت کنند
- ۱۶ آثار پرداخت زکات دام
- ۱۷ آداب پرداخت زکات دام
- ۱۸ آداب دریافت زکات
- ۱۹ راهکار تشویق دامداران به زکات
- ۲۰ نقش حکومت در زکات
- ۲۱ کتابشناسی
- ۲۲ فهرست منابع
- ۲۳ پا نویس
زکات دام
زکات انعام در لغت
انعام جمع واژه نَعَم است ونَعَم در لغت، نام مخصوص شتر است و جمعش «أَنْعَام » نام شتر به نَعَم از این جهت است که شتر برای آنها بزرگترین نعمت است، ولی أنعام به گاو و گوسفند و شتر هر سه اطلاق میشود و حتما بایستی در میان آنها شتر هم باشد تا أنعام گفته شود.[۱]
دام در لغت به معنای جانوراهلی، بی آزار و بی گزند است.[۲]
زکات دام در اصطلاح
زکات دام در اصطلاح این است که مقدار معینی ازچهار پایانی (شتر، گوسفند و گاو) که دارای شرایط و نصاب هستند به مستحقین پرداخت شود.[۳]
مترادفات و مرتبطات
دام ، حیوان اهلی، أغنام، چهارپایان، بهایم.
زکات در قران
آیاتی که دربارهٔ زکات در قرآن کریم آمده، همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب، زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زکات به معنای پاکی. اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال- اعم از واجب یا مستحب است.
همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام « زکات » در معنای لغوی ( انفاق مال ) به کار میرفته ، نه در خصوص زکات واجب .
علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه شریفه « إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ
الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ ؛ سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند»[۴] بر اساس روایات متعددی از منابع شیعه و منابع اهل تسنن، این آیه شریفه در شأن امام علی(ع) نازل شده است)، میگوید: «اگر می بینید امروز وقتی زکات گفته می شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمی آید ، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه، زکات نباشد، بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام ، متشرعه و مسلمانان زکات را در واجب به کار بردهاند ، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معنای لغوی خود بوده است. و معنای لغوی زکات ، اعمّ است از معنای مصطلح آن ( زکات واجب فقهی ) ، و صدقه و انفاق مستحبی. در حقیقت زکات در لغت ، مخصوصاً اگر در کنار نماز قرار گیرد ، به معنای انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است ، همان طور که همین مطلب از آیاتی که احوال پیامبران گذشته را حکایت میکنند به خوبی استفاده میشود ، مانند این آیه که در باره حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب (علیهم السلام ) میفرماید: « وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ ؛ ما وحی کردیم به آنان کارهای نیک و نماز خواندن و زکات دادن را.»[۵]
و راجع به حضرت اسماعیل (علیه السلام ) میفرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا؛ اسماعیل چنان بود که همواره اهل خود را به نماز و زکات توصیه میکرد و در نزد خداوند پسندیده بود»[۶].
و دربارهٔ حضرت عیسی(ع) در گهواره میفرماید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیًّا ؛ خدای من به من دستور داد که تا زندهام نماز و زکات را ترک نکنم.»[۷]
ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسماعیل و عیسی(علیهم السلام) زکات به آن معنایی که در اسلام است نبود. زکات مصطلح یکی از مصادیق صدقه است ، و از این جهت آن را زکات گفتهاند که صدقه است ، و چون صدقه پاک کننده است ، زکات هم از تزکیه و به معنای پاک کردن است.»[۸]
واژه انعام ( دام ) در قران کریم
واژه « نَعَم» یک بار و واژه «انعام» ۳۲ بار در قرآن به کار رفته است ؛ همچنین ششمین سوره «انعام» نامیده شده که شاید وجه این نامگذاری ، بیان تفصیلی احوال چهارپایان در این سوره باشد .[۹]
در قران کریم از انعام ثلاثه، تعابیر دیگری استعمال شده همچون ( بهیمه ) مثل آیهٔ ۱ سوره مائده، ( بقره به معنای گاو) مثل آیات ۶۷ ـ ۶۸ ـ ۶۹ سوره بقره، ( ابل به معنای شتر ) مثل ایهٔ ۱۴۶ سوره انعام، ( عجل به معنای گوساله ) مثل آیه ۵۱ سوره بقره، ( ناقه به معنای شتر ماده) مثل آیه ۱۳سوره شمس)، (عشار به معنای شتر آبستن ) مثل آیه ۵ سوره تکویر، ( غنم به معنای گوسفند ) مثل آیه ۲۰ سوره طه، (معز به معنای بُز) مثل آیه ۲۳سوره انعام ، ( ضأن به معنای میش ) مثل آیه ۲۳ سوره انعام .
آمار دام در ایران
طبق اعلام مرکز آمار ایران تعداد حیوانات اهلی حلال گوشت ایران در سال ۱۳۹۳ هجری شمسی بدین شرح بوده است:
۱ـ گوسفند و بره : ۳۷۱۳۷۲۸۹رأس
۲ـ بز و بزغاله: ۲۰۱۶۶۸۷۸رأس
۳ـ گاو و گوساله : ۶۰۰۹۵۴۷رأس
۴ـ شتر : ۱۶۲/۳۷۱ ( واحد : هزار رأس ـ هزار نفر)
برای مشاهده اطلاعات بیشتر و جزئیات به سایت مرکز ملی آمار ایران بخش آمارهای کشاورزی رجوع شود.
برکت دام و دامداری
دامداری به عنوان شغلی مقدس و حیاتی است که بسیاری از انبیاء الهی بدان اشتغال داشتهاند.
به عنوان مثال حضرت موسی شغل دامداری داشت . قران کریم درآیه ۱۷ سوره طه میفرماید: « وَ ما تِلْکَ بِیَمینِکَ یا مُوسی قالَ هِیَ عَصایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْها وَ أَهُشُّ بِها عَلی غَنَمی وَ لِیَ فیها مَآرِبُ أُخْری ؛ و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟! گفت: «این عصای من است بر آن تکیه میکنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی ریزم و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است».
در روایات اسلامی نگهداری حیوانات اهلی را مایهٔ خیر ، برکت و عزّت آن خانواده دانستهاند.
پیامبر گرامی اسلام میفرماید: « الْإِبِلُ عِزٌّ لِأَهْلِهَا وَ الْغَنَمُ بَرَکَهٌ؛ شتر مایه عزت و گوسفند مایهٔ برکت بر اهل خانه است»[۱۰]
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «عن النبی صلی الله علیه واله أنه قال : تسعه أعشار الرزق فی التجاره والجزء الباقی فی السابیاء یعنی الغنم.» یعنی: « نه دهم روزی در تجارت است و باقی در گوسفندداری است.»[۱۱]
بنابراین شغل دامداری شغلی با برکت و نگه داشتن حیوانات حلال گوشت اهلی مایه افزایش برکت و رزق میشود.
دامداران عزیز باید توجه داشته باشند که برخی انبیا الهی و اولیاء الهی در کار پرورش دام فعالیت میکردند و پیامبر اکرم با دستان خود، گوسفندان را میدوشید.
نقش انواع دام در زندگی انسانها
قران کریم درآیهٔ ۵ و ۶ سوره نحل میفرماید : « وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکُمْ فِیها دِفْ ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکُلُونَ وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلی بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوها وَ زِینَهً وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُون ؛ و چهارپایان را برای شما آفرید که در آنها [مایه ] پوشش و بهرههای [دیگر] است. و [برخی ] از آنها را میخورید! و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان بازمی گردانید، و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا میفرستید! آنها بارهای سنگین شما را به شهری حمل میکنند که جز با مشقّت زیاد، به آن نمیرسیدید پروردگارتان رؤوف و رحیم است (که این وسایل حیات را در اختیارتان قرار داده)! و اسبان و قاطران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [نیز] برای آرایش است. و چیزی را [هم ] که نمیدانید میآفریند.»
طبق آیهٔ فوق چهار پایان در زندگی انسان نقش و فواید بسیاری دارند که از جمله عبارت است از:
۱. خوردن شیر و گوشت چهار پایان :
علامه طباطبایی در تفسیر آیهٔ فوق مینویسد: «مراد از «منافع»، سایر استفادههایی است که از این حیوانات میشود از شیرشان و گوشت و پی و سایر منافعشان .»[۱۲]
۲. پوشش انسانها :
از پشم و کرک و موی برخی چهار پایان، پوشش و وسائل دفاعی برای انسان در برابر گرما و سرما تولید میکنند.
۳. حمل بار با چهار پایان:
حمل و نقل بار و مسافر، از نیازهای اوّلیه بشر است که خداوند حیواناتی را برای این کار آفریده است. «وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوها...؛ نحل/ ۸ ؛ و اسبان و قاطران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید.»
۴. مایه زینت:
سوارشدن بر مرکب ، مایه رفاه و آسایش و نوعی زینت و جمال نیز محسوب میشود. «لِتَرْکَبُوها وَ زِینَهً» زینت، یکی از نیازهای فطری بشر است. «زِینَهً» مَرکب باید در درجه اوّل برای سواری باشد و در مرحله دوم مایه زینت.[۱۳]
وظیفه مأموران گردآوری زکات دام
تغذیه، سیراب و استراحت دادن مناسب یکی از اصلیترین حقوق حیوانات است. امام علی (علیه السلام) خطاب به مأموران گردآوری زکات دام میفرماید: «وَ لْیُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ وَ لَا یَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلَی جَوَادِّ الطُّرُقِ وَ لْیُرَوِّحْهَا فِی السَّاعَاتِ وَ لْیُمْهِلْهَا عِنْدَ النِّطَافِ وَ الْأَعْشَابِ حَتَّی تَأْتِیَنَا بِإِذْنِ اللَّهِ بُدَّناً مُنْقِیَاتٍ غَیْرَ مُتْعَبَاتٍ وَ لَا مَجْهُودَاتٍ لِنَقْسِمَهَا عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّهِ نَبِیِّهِ (صلّی الله علیه و آله و سلّم)؛ باید آنها را به غدیرها و حوضهای آب که میگذرند فرود آورد و وارد سازد و مسیر آنها را از زمین گیاهدار به راههایی که عریض است و از گیاه خالی است نگرداند، و باید آنها را در هر چند ساعتی در چراگاههای بین راه استراحت دهد. و باید آنها را در نزد آبها و گیاهها مهلت دهد تا باذن خدا فربه و پر مغز نه رنج دیده و خسته در نزد ما آورد. که آنها را علی کتاب اللّه و سنّت پیمبر خدا قسمت کنیم.»[۱۴]
زکات سایر حیوانات
در بین فقهای شیعه مشهور است که زکات، در همان موارد نه گانه واجب است و در غیر آن نُه مورد، زکاتی واجب نیست. بر آن، ادعای اجماع شده است.
زکات سایر حیوانات از طرف پیامبر اکرم « صلی الله علیه و آله و سلّم » بخشیده شده است . در روایتی از امام صادق ( علیه السلام ) میخوانیم :
«سُئِلَ عَنِ الزَّکَاهِ قَالَ الزَّکَاهُ عَلَی تِسْعَهِ أَشْیَاءَ عَلَی الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ الْحِنْطَهِ وَ الشَّعِیرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِیبِ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ عَفَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَمَّا سِوَی ذَلِکَ ؛در مورد زکات پرسیده شد وامام ( علیه السلام ) فرمود زکات در نه چیز است در طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و کشمش ، و غیر اینها را پیامبر اکرم « صلی الله علیه و آله و سلّم » معاف کرد.»[۱۵]
در فتاوای مشهور فقها نیز با استناد به روایات، همین نُه چیز بیان شده است.[۱۶]
رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله » فرمود: « تجاوزت لکم عن صدقه الخیل والرقیق ؛ زکات انواع اسبها و بردگان را بر شما بخشودم.»[۱۷]
شیخ صدوق در شرح این حدیث نورانی مینویسد:
«مفهوم بخشیدن این است که حضرت میتوانسته نبخشد و بنابر اخذ زکات بوده، امّا حضرتش به مصلحتی آن را بخشیده است، و باید توجّه داشت که بر طبق آیه شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً» بر ولیّ امر است که بر آنچه مال محسوب میشود زکاتی معیّن کند و آن را بستاند و در مواردی که قرآن کریم معیّن نموده به مصرف رساند، و سیاق آیه و شأن نزولش راهنمائی میکند که مراد از اموال آن مالی است که تراکم ایجاد میکند و به فرموده قرآن: «کی لایکونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ منکم؛ حشر/۷» میشود، و این پیشوای مسلمین است که باید در هر زمانی بر حسب اوضاع و شرایط اموالی را که موجب تراکم ثروت میشود مشخّص سازد ، و نصاب لازم زکات را در آنها تعیین نماید.
در زمان رسول خدا « صلی اللَّه علیه و آله» اموالی که موجب تراکم ثروت و در نتیجه ناهماهنگی نظام اقتصادی جامعه میشد منحصر در نه چیز- غلّات اربعه (گندم و جو و مویز و خرما) و انعام ثلاثه (شتر و گاو و گوسفند) و درهم و دینار (همان نقره و طلا)- بود ، بنا بر این زکات اسبها و بردگان مورد عفو واقع شد زیرا که در آن زمان پرورش اسب در حجاز گسترش قابل ملاحظهای نداشت ، و خرید و فروش بردگان هم رونق خود را از دست داده بود.
امّا بر اثر گذشت زمان و فتوحات جدید مسلمین در کشورهائی مانند عراق و ایران و مصر و شامات که در نتیجه به ثروتشان چیزهای دیگری غیر از آن نه چیز اضافه گردید، اهالی مسلمان شده آن ممالک میبایست موافق اموالشان به نصاب معیّن زکات پرداخت کنند.
و در حدیث است که امیر مؤمنان علیه السّلام در زمان خلافت ظاهریش بر خیل و عتاق (یعنی اسب و یابو) زکات قرار داد، چنان که در کتاب شریف کافی باب (ما یجب علیه الصدقه من الحیوان- کتاب زکات) آمده است و نیز امام صادق علیه السّلام میفرماید:
«الرقیق الّذی تبتغی التّجاره فانّه من المال الّذی یزکّی ؛ یعنی بر بردگانی که برای تجارت و خرید و فروش تهیّه شدهاند زکات تعلّق میگیرد، و در خبر دیگر نصاب آن را تعیین فرمودهاند. »
در کتاب شریف وافی نیز بابی بعنوان «زکاه الرّقیق و الخیل» و بابی بعنوان «زکاه مال التّجاره» وجود دارد و احادیث بسیاری در آن باب از کتب اربعه نقل شده است، بعنوان مثال در کافی و دیگر کتب اربعه از محمّد بن مسلم از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود:
«البرّ و الشّعیر و الذّرّه و الدّخن و الارز و السّلت و العدس و السّمسم کلّ هذا یزکّی و اشباهه ؛ یعنی: باید زکات گندم و جو و ذرّت و ارزن و برنج و سلت (جو بی پوست) و عدس و کنجد و امثال اینها پرداخت شود.»
لیکن فقهای عظام همه آن روایات را حمل بر استحباب میکنند چون از روایاتی که مثل روایت متن است تعارض فهمیدهاند و بنا بر این آنها را حمل بر استحباب کردهاند.».[۱۸]
از پارهای روایات بر میآید که حضرت امیر(علیه السلام) در دوران زمامداری ، افزون بر موارد نُه گانه ، بر اسبها نیز ، زکات بست. از جمله در روایت ارزشمندی از زراره و محمدبن مسلم ، از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) روایت کردهاند که فرمود:
«وضع امیرالمؤمنین(ع) علی الخیل العتاق الراعیه فی کل عام دینارین وجعل علی البراذین دیناراً؛ حضرت امیر(ع) بر اسبهای نجیب علف چر، در هر سال دو دینار و بر اسبهای باربر، در هر سال یک دینار قرار داد. »۱۹یکن فقهای عظام همه آن روایات را حمل بر استحباب میکنند چون از روایاتی که مثل روایت متن است تعارض فهمیدهاند و بنا بر این آنها را حمل بر استحباب کردهاند.».[۱۹]
از پارهای روایات بر میآید که حضرت امیر(علیه السلام) در دوران زمامداری ، افزون بر موارد نُه گانه ، بر اسبها نیز ، زکات بست. از جمله در روایت ارزشمندی از زراره و محمدبن مسلم ، از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) روایت کردهاند که فرمود:
برخی از علمای شیعه در توضیح حدیث فوق مینویسند : « حضرت امیر( علیه السلام) برای اسب زکات وضع نکردند ، حضرت امیر مالیاتی بر اسب و استر ـ به حسب آنچه در روایت صحیحه هست ـ قرار داده و اخذ مالیات برای ولی امر جایز است. ما معتقدیم یکی از منابع مالی ولی امر، جعل مالیات است و این زکات نیست. البته طبق فتوای فقها و پارهای روایات، زکات بر اسب و استر مستحب است »[۲۰]یکن فقهای عظام همه آن روایات را حمل بر استحباب میکنند چون از روایاتی که مثل روایت متن است تعارض فهمیدهاند و بنا بر این آنها را حمل بر استحباب کردهاند.».18
از پارهای روایات بر میآید که حضرت امیر(علیه السلام) در دوران زمامداری ، افزون بر موارد نُه گانه ، بر اسبها نیز ، زکات بست. از جمله در روایت ارزشمندی از زراره و محمدبن مسلم ، از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) روایت کردهاند که فرمود:
طبق فتاوای فقهای معاصر ، زکات اسب ماده ، مستحب است .
وجوب زکات دام
زکات انعام سه گانه (شتر، گوسفند و گاو) از واجبات عبادی است ؛ از این رو ، هنگام ادای آن قصد تقرب به خدا شرط صحت آن است.[۲۱]
شرایط وجوب زکات دام
در وجوب زکات در شتر و گاو و گوسفند چهار شرط ذیل معتبر است:
رسیدن به نصاب
نصابهای شتر
شتر دوازده نصاب دارد :
۱. پنج شتر و زکات آن یک گوسفند است ، و کمتر از پنج شتر، زکات ندارد.
۲. ده شتر و زکات آن دو گوسفند است.
۳. پانزده شتر و زکات آن سه گوسفند است.
۴. بیست شتر و زکات آن چهار گوسفند است.
۵. بیست و پنج شتر و زکات آن پنج گوسفند است.
۶. بیست و شش شتر زکات آن یک شتر است که داخل سال دوّم شده باشد (و اگر ندارد یک شتری که داخل سال سوم شده باشد و اگر هر دو را ندارد بنابر احتیاط یک شتر داخل در سال دوّم را بخرد و به عنوان زکات بدهد).
۷. سی و شش شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
۸. چهل و شش شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
۹. شصت و یک شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال پنجم شده باشد.
۱۰. هفتاد و شش شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
۱۱. ود و یک شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
۱۲. صد و بیست و یک شتر و بالاتر از آن است که باید یا چهل تا چهل تا حساب کند و برای هر چهل تا یک شتری بدهد که داخل سال سوم شده باشد ، یا پنجاه تا پنجاه تا حساب کند و برای هر پنجاه تا یک شتری بدهد که داخل سال چهارم شده باشد و یا با چهل و پنجاه حساب کند ولی در هر صورت باید طوری حساب کند که چیزی باقی نماند یا اگر چیزی باقی میماند از نه تا بیشتر نباشد واگر تعداد شتران، هم بر چهل و هم بر پنجاه بخش پذیر باشد، مانند دویست، یا چهارصد، در محاسبه کردن طبق هریک از دو نصاب مخیّر است.[۲۲]
نصابهای گاو
گاو دو نصاب دارد :
۱. سی رأس گاو که زکاتش یک گوساله داخل در سال دوّم عمر خود میباشد.
۲. چهل رأس گاو که زکات آن یک گوساله داخل در سال سوم میباشد[۲۳]
اگر از دو نصاب بالا بیشتر شود مخیّر است که سی تا سی تا حساب کند یا چهل تا چهل تا یا ترکیبی از هر دو به گونهای که چیزی باقی نماند مگر کمتر از ده چنانکه در نصاب شتر گفته شد.
نصابهای گوسفند
گوسفند پنج نصاب دارد :
۱. چهل گوسفند و زکات آن یک گوسفند است. کمتراز این نصاب ، زکات ندارد.
۲. یکصد و بیست و یک گوسفند و زکات آن دو گوسفند است.
۳. دویست و یک گوسفند و زکات آن سه گوسفند است.
۴. سیصد و یک گوسفند و زکات آن چهار گوسفند است.
۵. چهار صد گوسفند و بالاتر که از هر صد گوسفند ، یک گوسفند زکات داده میشود. آن تعداد که در بین نصابها قرار میگیرد ، زکات ندارد.[۲۴]
جزئیات مسالهٔ نصاب
۱- بین گاو و گاومیش فرقی نیست و هر دو از یک گونه به شمار میروند ، وهمچنین بین شتر عربی و غیر عربی و بین بز و گوسفند فرقی وجود ندارد.
۲- اگر چند نفر باهم شریک باشند، چنانچه سهم هر یک به حدّ نصاب برسد زکات بر همه واجب است و اگر مجموع حیوانات، در حدّ نصاب برسد ولی سهم هر یک به طور جداگانه به حدّ نصاب نرسد، زکات بر هیچ کدام واجب نیست امّا اگر تنها سهم برخی از آنان به حدّ نصاب برسد، زکات هم تنها بر او واجب است نه بر دیگران.
۳- واجب نیست که زکات از خود نصاب پرداخت شود بلکه میتواند از میان چارپایان دیگر خود حتّی اگر در شهر دیگر و قیمت آن هم کمتر از حیوانات نصاب باشد، پرداخت نماید اگرچه اقوی این است که از میان حیوانات پست و پلید و بدهای گله نباشد. همچنین واجب نیست زکات را از جنس خود چارپایان بدهد بلکه میتواند قیمت آن را بپردازد.
۴- اگر در میان گله او حیوانات معیوب یا بیمار یا پیر وجود داشته باشد، آنها نیز ضمن نصاب حساب میشوند.
۵- اگر گله- مثلًا- همگی حیوانات نر باشد میتواند زکات را از میان مادهها پرداخت کند یا بر عکس وهمچنین است نسبت به بز و گوسفند یا گاو و گاومیش یا شتر عربی و غیر عربی که میتواند زکات هر کدام را از دیگری بدهد، زیرا همسانی شرط نیست.
۶- اگر همه حیوانات او بیمار یا معیوب یا پیر باشد جایز است زکات را از میان خود آنها بدهد امّا اگر همه آنها سالم و صحیح و جوان باشد جایز نیست زکات را از میان بیماران یا معیوبها و پیرها بدهد و اگر مخلوطی از سالم و معیوب، بیمار وسالم، جوان و پیر باشد احوط این است که زکات را از حیوان صحیح و سالم وجوان بدهد و به نسبت تعداد هر دو دسته، تقسیم نکند.[۲۵]
گذشتن سال
گذشتن سال ، شرط دوم وجوب زکات دام محسوب میشود .[۲۶]
بنابراین باید از مالکیّت شخص نسبت به چارپایانی که به حدّ نصاب رسیده ، یکسال کامل سپری شود و تنها دراین صورت است که اگر شرایط دیگر هم در طول سال فراهم بود ، زکات تعلّق میگیرد.
با داخل شدن نصاب به ماه دوازدهم ، زکات واجب میشود و وجوب آن استقرار مییابد ، پس اگر برخی از شرایط در ماه دوازدهم منتفی گردد ، ضرری ندارد و باید زکات داده شود.
البتّه آغاز سال دوّم بعداز کامل شدن ماه دوازدهم، محاسبه میشود.[۲۷]
چریدن در بیابان
شرط سوّم این است که چارپایان باید در طول سال « سائمه » باشند یعنی در چراگاههای طبیعی ، چریده باشند.
بنابراین اگر در برخی از فصول و ماههای سال از علف کاشته شده استفاده کنند ، زکات واجب نمیشود. و علت عدم وجوب بر غیر سائمه را میتوان تخفیف و لطف از طرف خدای سبحان به خاطر زحمات دامدار دانست .
در این جا مسائلی وجود دارد که در سطور ذیل بیان میشود:[۲۸]
۱.اگر حیوان مدّتی از سال را علف خورده باشد (یعنی صاحبش به او علف چیده شده داده یا آن را در چراگاه کشت شده غیر طبیعی چرا داده باشد.( چنانچه در عرف از سائمه بودن خارج شده باشد ، زکات نیز ساقط میشود، امّا اگر در عرف بازهم سائمه گفته شود، زکات واجب است. پس معیار اصلی این است که حیوان در عرف، «سائمه» گفته میشود یا نه ، وظاهر این است که اگر در طول سال تنها یک ماه علف داده شده باشد با به کار بردن نام سائمه منافات ندارد به ویژه اگر این مدّت به طور متفرّق باشد. بنابراین نباید احتیاط ترک شود یعنی زکات آنها را باید پرداخت کند.
۲.در ساقط شدن زکات در صورت علف دادن ، فرقی نیست که از روی اختیار علف داده باشد یا به خاطر وجود مانع اضطراری از چرا رفتن مانند بارش برف وباران ، مانع شدن مقامات دولتی و همچنین فرقی نیست که از مال مالک ، علف خورده باشد یا از غیر آن، با اجازه و اذن او یا بدون اذن او.
۳. همچنین در ساقط شدن زکات در صورت علف دادن ، فرق ندارد که علف خوردن ، از علف چیده شده و آماده شده برای حیوانات باشد یا حیوان را به چراگاههایی که با تلاش بشری کشت شده یعنی به چراگاه غیر طبیعی ، برای چرا فرستاده باشد.
کار نکردن
آخرین شرط این است که حیوان کار نکرده باشد یعنی از حیواناتی نباشد که برای آبیاری یا شخم زدن یا حمل و نقل و مانند آن استخدام میشود و اگر چنین باشد ، زکات ساقط میگردد.[۲۹]
معیار اصلی هم صدق عرفی است یعنی اگر در عرف بگویند که این حیوان کاری است زکات ساقط میشود وگرنه واجب خواهد بود.
مصرف زکات دام
زکات دام همچون زکات غلّات در هشت مورد مصرف میشود.
به مقاله زکات غلّات رجوع شود.
چند مساله در رابطه با مصرف زکات:
۱. به عقیدهٔ فقها ، کسی که سیّد است ، نمی تواند از غیر سیّد زکات بگیرد .[۳۰]
۲. به کسی که بدهکار است و نمیتواند بدهی خود را بدهد اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد، میشود زکات داد.[۳۱]
۳. اگر انسان زکات به پسرش بدهد که خرج زن و نوکر و کلفت خود نماید اشکال ندارد.[۳۲]
۴. پدر میتواند به پسرش زکات بدهد که برای خود زن بگیرد پسر هم میتواند برای آنکه پدرش زن بگیرد زکات خود را به او بدهد.[۳۳]
آدابی که گیرندگان زکات باید رعایت کنند
۱. آنچه میگیرد در موارد ضروری صرف کند.
۲. از پرداخت کننده زکات تشکر و در حق او دعا کند.
۳. نه پرداخت کننده را تحقیر کند و نه آنچه را میگیرد.
۴. اموال شبهه ناک را نگیرد.
۵. بیش از نیاز خود نگیرد.
آثار پرداخت زکات دام
علاوه بر این آثار فردی و اجتماعی که در مقالات زکات غلات و فطره بیان شد، آثار دیگری وجود دارد که به اختصار نگاشته میشود:
نزول باران
بزرگتری عامل رشد دامداری در هر منطقهای، نزول باران است. اگر در جایی آب نباشد، دامداری آن منطقه وضعیت مناسبی نخواهد داشت.
در روایات اسلامی، عدم نزول باران یکی از اثرات آن معرفی شده است.
رسول خدا « صلّی الله علیه و آله و سلّم» فرمود:
« زکات را دریغ ندارند جز اینکه باران آسمان از آنها دریغ شود ....» [۳۴]
بنابر این حدیث اگر در منطقهای زکات پرداخت شود ، باران و رحمت الهی آنجا را فرا خواهد گرفت .
تلف نشدن حیوانات
پرداخت زکات حیوانات باعث میشود که حیونات دامداران تلف نشود .
امام رضا « علیه السلام » میفرماید: « وَ إِذَا حُبِسَتِ الزَّکَاهُ مَاتَتِ الْمَوَاشِی ؛ هرگاه زکات مال و دام داده نشود، دامها تلف میشوند»[۳۵]
دفع بلا از اُمَّت
یکی از آثار زکات ، دفع انواع بلاها و خطرات از امت است و شاید بتوان بعضی از بلاها را ناشی از عدم توجه به این واجب الهی دانست ؛ چنانکه امام صادق علیه السلام میفرمایند: «اِنَّ اللّهَ لَیَدْفَعُ لِمَنْ یُزَکِّی مِنْ شِیعَتِنا عَمَّنْ لا یُزَکِّی وَلَوْ اَجْمَعُوا عَلی تَرْکِ الزَّکاهِ لَهَلَکُوا ؛ قطعا خداوند به خاطر کسانی از شیعیان ما که زکات میدهند، [انواع بلاها و خطرات را] از سایرین نیز دفع میکند و اگر همه پرداخت زکات را ترک میکردند، نابود میشدند».[۳۶]
فقر زدایی
زکات بر این فلسفه روشن اسلامی مبتنی است که مالک واقعی ثروت خداست و این که مالکیت صرفا به انسانها سپرده شده است تا از آن ثروتی که به دست آوردهاند استفاده کنند. قرآن میفرماید: « أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیه ... ؛ و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است، انفاق کنید...»[۳۷]
اسلام برای افزایش ثروت افراد با توجه به رفاه کل جامعه مقررات خاصی تعیین کرده است. تمام مخلوقات آفریدههای خدایند و او روزی دهنده آنان است و او به مؤمنان دستور میدهد تا مراقب نیازمندان و فقرا باشند. از این دیدگاه کلی زکات برای از بین بردن فقر واجب شده است.
امام موسی کاظم «علیه السلام» فرومود: « إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّکَاهُ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِیراً لِأَمْوَالِهِمْ ؛ همانا زکات وضع گشته از جهت غذا و قوتی برای فقرا و اینکه اموال آنها فراوان شود».[۳۸]
ایجاد اشتغال
یکی از مشکلات جامعه، بیکاری است که زمینه ساز انواع فسادها ست. اگر مردم خمس و زکات خود را بپردازند، چرخ اقتصاد سالم به گردش در میآید و بخش مهمی از افراد بیکار شاغل خواهند شد ، همان گونه که گاهی از طریق مضاربه یا قرض الحسنه میتوان ایجاد اشتغال کرد ، از طریق پرداخت خمس و زکات و یا بخششهای بلا عوض و میتوان زمینههای تحصیل برای بی سوادها و کم سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراکز فرهنگی و احداث جادهها و پلها و آبادنیهای دیگر نیز میتوان ایجاد اشتغال کرد. بنابراین در احیای زکات، حل مسئله اشتغال و توسعه اقتصادی و فرهنگی و پر کردن ایام فراغت و جلو گیری از مفاسدی که در اثر بیکاری به چشم میخورد ، نهفته است به علاوه کار و اشتغال سبب دلگرمی به مکتب، به امّت، به نظام اسلامی و سبب شکوفایی استعدادها و نبوغها و مانع انواع افسردگیها، سوء ظن، رکود، ایجاد عقده و زمینه ساز انواع فتنهها و آشوبها است که اگر شعله آن بر افروخته شود همه را میسوزاند.
آداب پرداخت زکات دام
آداب پرداخت زکات در مقاله زکات فطره بیان شد .
یکی از آداب پرداخت زکات دام این است که حیوان سالم را به عنوان زکات پرداخت کند.
امام خمینی (ره) مینویسد:
«از نصاب شتر وگاو و گوسفندیکه سالم است باید حیوان سالم را زکات بدهد، واگر مالک بخواهد حیوان مریض را بپردازد قبول نمیشود مگر آنکه همه نصاب مریض باشند، و نیز حیوان پیر بعنوان زکات نصابی که همه جوانند پذیرفته نیست مگر آن که همه پیر باشند و حیوانیکه یک چشمش بی حس شده باشد از نصابی که همه آنها سالم است قبول نمیشود هرچند که عرفا یکی از آنها شمرده شود و اما اگر همه آنها سالم است قبول نمیشود هرچند که عرفا یکی از آنها شمرده شود و اما اگر همه نصاب به یک نوع بیماری مبتلا شده باشد مکلف تکلیف ندارد که از جای دیگر حیوان سالم بخرد و بعنوان زکات بدهد بلکه به زکاتی از همان گله مریض اکتفا میشود واما اگر قسمتی از نصاب مریض و قسمتی از آن سالم باشد احتیاط واجب اگر نگوئیم اقوی آن است که حیوانی سالم و متوسط الحال را بعنوان زکات بدهد و لازم نیست بین سالمها و مریضها تناسب برقرار نموده و به نسبتی که بدست میآید حیوانی برای زکات انتخاب کند) مثلا اگر نسبت سالمها به مریضها یک دوم است یکدوم از سالمها و یکدوم دیگر از مریضها انتخاب کند)، و همچنین نباید گوسفند تازه زا را که هنوز پانزده روز از زائیدنش نگذشته را بعنوان زکات بگیرد هرچند که مالک خودش آنرا انتخاب کند مگر آنکه نصاب همه اش تازه زا باشند، و نیز گوسفند پروار که برای خوردن نگهداری شده و قوچ مخصوص جفت گیری را نباید گرفت بلکه اقوی آنستکه بگوئیم که چنین قوچی و چنان پرواری جزء نصاب نیست هرچند که شمردنش از نصاب به احتیاط نزدیکتر است.[۳۹]
آداب دریافت زکات
دعا کردن برای زکات دهندگان
در مجمع البیان مینویسد:
« از روش پیامبرصلی الله علیه وآله این بود که به دهنده زکات دعا میکرد و برای مال او از خدا خیر و برکت درخواست مینمود. هر وقت یکی از مسلمانان زکات خود را میآورد پیامبر بر او درود میفرستاد ، چنان که هنگامی که عبدالله بن ابی أوفی که باغ دار بود زکات خود را پیش پیامبر آورد حضرت فرمود: « اللهم صلّ علی آل ابی أوفی ؛ خدایا بر آل ابی اوفی درود فرست.»[۴۰]
نترساندن مسلمانان و مودیان زکات
امیر المومنین علی « علیه السلام » در نامهای نحوهٔ پرداخت و دریافت زکات حیوانات را بیان میکند و میفرماید: « بر مبنای تقوای خداوندی که یکتا و بی شریک است حرکت کن، مسلمانی را به وحشت نینداز، و بدون رضای او بر وی گذر مکن....»[۴۱]
اجازه گرفتن از مسلمانان
امیر المومنین علی « علیه السلام » میفرماید : « اگر برای او گاو و گوسفند و شتر باشد بدون اجازه اش کنار حیوانات مرو ، چرا که بیشتر آنها مال اوست.. وقتی نزد چهارپایان رسیدی نه مانند مالکی که بر آنها سلطه دارد به آنها نظر کن ، و نه مثل کسی که بر او سختگیری نماید ، چهار پایان را رم مده و به وحشت مینداز، و مالکش را به خاطر آنها ناراحت مکن. حیوانات را دو دسته قرار داده، سپس صاحبش را آزاد بگذار ، هر قسمت را پذیرفت تو هم بپذیر و بر او ایراد مگیر ، سپس باقی مانده را دو قسمت کن، و باز مالکش را آزاد بگذار ، او هر دسته را اختیار کرد متعرضش مشو. پیوسته این تقسیم کردن را ادامه بده تا به اندازه حقی که از خداوند در مال اوست بماند ، سپس حق خدا را از او دریافت دار.»[۴۲]
راهکار تشویق دامداران به زکات
۱ـ مبلغین دینی، دولت، رسانهها و ... باید احکام زکات دام و فواید پرداخت زکات دام و آثار سوء نپرداختن زکات حیوانات را به دامداران به طور تفصیلی بیان کنند .
به جرأت میتوان نگاشت که در برخی از مناطق دامداران محترم از احکام و معارف زکات اطلاع ندارند. به همین خاطر باید مسئولین محترم مسالهٔ زکات را به اطلاع دامداران برسانند.
۲ـ یکی از بهترین راهکار برای بهتر اجرا شدن زکات دام، تقویت باورهای دینی دامداران است .
۳- تشکیل یک انجمن و گروه برای مودیان زکات دام و خدمات از طرف دولت به مودیان زکات دام میتواند در گسترش امر زکات نقش بالایی داشته باشد.
۴ـ وجود عوامل تشویقی مانند معافیت مالیاتی برای زکات دهنده، سبب افزایش در پرداخت زکات میگردد.
۵ـ دسترسی راحت به محلهای جمع آوری زکات سبب استقبال زکات دهندگان میشود .
نقش حکومت در زکات
زکات جزو اموال عمومی و مربوط به مصالح عامه مسلمین است و از این رو گردآوری و توزیع آن در مصارف مقرر از شئون حاکم و ولی امر است .
مستفاد از آیهٔ شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَه ؛از اموال آنها صدقهای (بعنوان زکات) بگیر»[۴۳] که در آن پیامبر اکرم «صلّی الله علیه و آله و سلّم» مامور اخذ زکات شده، این است که اخذ زکات از وظایف حاکم و ولی امر است. و در زمان غیبت میدانیم خدای متعال راضی نیست شئون مربوط به اداره جامعه اسلامی و مصالح عامه مسلمین تعطیل شود و حتّی در زمان غیبت نیز باید حاکم و ولی فقیه یا فقیه جامع الشرایط، متولی آن باشد.
بنابراین چند وظیفه اصلی حکوت در زکات عبارتند از:
۱ـ جمع آوری منظم و دقیق زکات
۲ـ توزیع مواد زکات به نحو احسن.
۳ـ شناسایی دقیق پرداخت کنندگان و مستحقین زکات.
کتابشناسی
کتاب
ـ محاضرات فی فقه الامامیه ، کتاب الزکاه ، سید محمد هادی میلانی، خراسان ، انتشارات دانشگاهی فردوسی.
ـ احکام زکات و خمس به ضمیمه روش محاسبه خمس طبق نظر هشت تن از مراجع تقلید، علی اصغر ظهیری، قم، دارالقلم ، ۱۳۷۸ ه ق.
ـ احکام زکات، گروه تحقیق و تدوین کمیته فرهنگی نهضت اسلامی...، قم ، عصمت ، ۱۳۷۸ ه ش .
ـ اسرار احکام زکات از دیدگاه قرآن و روایات معصومین، جواد صادقی ، تهران ، نشر فاخر، ۱۳۸۱ ه ش.
ـ الفقه الاسلامی، احکام زکات و فقه صدقات ، محمد تقی مدرسی، ترجمه سرور دانش ، تهران ، نشر محبان الحسین ، ۱۳۸۱ ه ش.
ـ چهل حدیث خمس و زکات ، علی حسن زاده و محمود شریفی ، قم ، نشر معروف ، ۱۳۷۷ ه ش.
ـ چهل حدیث در اهمیت زکات ، محمد محمدی اشتهاردی ، تهران، نشر مطهر، ۱۳۷۵ ه ش.
ـ دو گفتار در نماز و زکات ، ستاد اقامه نماز و احیای زکات، ستاد اقامه نماز استان مرکزی، تهران ، ۱۳۸۰ه ش.
ـ راز تلازم نماز و زکات در قرآن، رضا میر ابوالقاسمی بهابادی، نشر براثا ، یزد، ۱۳۸۱ ه ش.
مقالات
۱ـ رضا میقانی، نگاهی گذرا به شیوه جمع آوری زکات ، نشر فرهنگ جهاد ، شماره ۳۸ ، ۱۳۸۳ ه ش.
۲ـ عبد المجید مراد زهی، اهمیت و جایگاه زکات در دین، ندای اسلام ، شماره ۲۵ ، ۱۳۸۵ ه ش.
۳. علی فرهادیان آرانی، شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر میزان مشارکت افراد در پرداخت زکات، مطالعات اقتصاد اسلامی، ۱۳۹۰ ه ش، شماره۲ (پیاپی6)
۴. محمدمهدی فجری، سیمای زکات در اسلام (۲) ، مبلغان ، ۱۳۸۷ه ش، شماره 108.
۵. احمد باقری، بازپژوهی نظریه تعمیم زکات از نظر امامیه، مقالات و بررسیها، ۱۳۸۶ ه ش، شماره 85.
۶. رضا حاجیان، واژه شناسی لغوی و تاریخی زکات در قرآن، بینات، پاییز ۱۳۸۹ ه ش، شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
فهرست منابع
ـ راغب اصفهانی، حسین بن محمد - خسروی، غلامرضا، ، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن ، مرتضوی - تهران، چاپ دوم ، ۱۳۷۴ش.
ـ علی اکبر دهخدا ، لغت نامه دهخدا ، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ، تهران ، چاپ اول ، ۱۳۷۵ ه ش.
ـ سید جعفرسجادی، فرهنگ معارف اسلامی ، دانشگاه تهران ، چاپ سوم ، ۱۳۷۳ ه ش.
ـ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق
ـ جعفر شرف الدین، الموسوعه القرانیه خصائص السور ، ج۳ ، ص۴، چاپ اول ، دار التقریب، بیروت.
ـ محسن قرائتی، تفسیر نور، ج۶ ، ص۳۶۹، چاپ دوم، مرکز فرهنگی درسهایی از قران، تهران، ۱۳۸۳ه ش.
ـ سید رضی، صبحی صالح، نهج البلاغه، چاپ اول، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ه ق.
ـ نجفی، جواهر الکلام ، چاپ اول ، دار الکتب الاسلامیه ، تهران، ۱۳۶۹ ه ش.
ـ شیخ طوسی، استبصار ، دارالکتب الاسلامیه، تهران ، چا پ اول ،۱۳۹۰ ه ق.
ـ شهید ثانی، شرح لمعه، چاپ اول، مجمع فکر الاسلامی ، قم ، ۱۳۸۵ ه ش.
ـ ابن بابویه ، محمد بن علی ، عیون أخبار الرضا علیه السلام؛، چاپ اول، نشر صدوق ، تهران، ۱۳۷۲ ه ش.
ـ شیخ کلینی، کافی، چاپ چهارم ، دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۴۰۷ ه ق.
ـ فقه اهل البیت ، موسسه دایره المعارف فقه اسلامی ، ج۱ ، ص۱۹ . نقل از ایت الله مومن.
ـ احکام زکات و فقه صدقات ، سید محمد تقی مدرسی ، ج۱ ، ص۳۸ ، ترجمه سرور دانش، تهران، نشر محبان الحسین ، ۱۳۸۱ ه ش.
ـ محمد تقی بهجت ، توضیح المسائل ، مسالهٔ ۱۵۴۲ ، دفتر آیت بهجت ، قم ، ۱۳۸۱ ه ش .
ـ حسین مظاهری ، احکام معاملات ، ، مساله ۱۹۴۷. نشر قائمیه ، ۱۳۹۰ ه ش ، اصفهان .
ـ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، چاپ اول ، موسسه آل البیت ، قم ، ۱۴۰۹ ه ق .
ـ علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر قمی ، چاپ سوم ، دار الکتب ، قم ، ۱۴۰۴ ه ق
ـ احمد بن محمد بن خالد برقی ، المحاسن ، چاپ اول ، الهادی ، قم ، ۱۴۰۵ ه ق .
ـ امام خمینی، تحریر الوسیله، چاپ دوم، دار العلم ، قم ۱۳۷۰ ه ش .
ـ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، چاپ دوم ، ناصر خسرو ، تهران ، ۱۳۷۲ ه ش.
ـ شیخ صدوق، الخصال
پا نویس
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد خسروی، غلامرضا، ، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج4 ، ص371.
- ↑ علی اکبر دهخدا ، لغت نامه دهخدا ، ج10 ، ص45.
- ↑ سید جعفرسجادی، فرهنگ معارف اسلامی ، . ج1 ، ص322.
- ↑ مائده/55.
- ↑ انبیاء/73.
- ↑ مریم/55.
- ↑ مریم/31.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 10.
- ↑ جعفر شرف الدین، اموسوعه القرانیه خصائص السور ، ج3 ، ص4 .
- ↑ بحار الانوار ، ج61 ، ص109.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، خصال ده گانه، حدیث 45.
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه المیزان ، ج12 ، ص310 .
- ↑ محسن قرائتی، تفسیر نور ، ج6 ، ص369 .
- ↑ سید رضی ، صبحی صالح ، نهج البلاغه ، ص347. چاپ اول ، هجرت ، قم ، 1414 ه ق .
- ↑ شیخ طوسی، استبصار ، ج2، ص4، دارالکتب الاسلامیه ، تهران، چا پ اول، 1390 ه ق.
- ↑ شهید ثانی، شرح لمعه، ج2، ص13 ، چاپ اول، مجمع فکر الاسلامی، قم ، 1385 ه ش.
- ↑ ابن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ ج 2؛ ص103، چاپ اول، نشرصدوق، تهران، 1372 ه ش .
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج3 ، ص530 چاپ چهارم، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407 ه ق.
- ↑ فقه اهل البیت، موسسه دایره المعارف فقه اسلامی، ج1 ، ص19. نقل از ایت الله مومن.
- ↑ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۴۷۱.
- ↑ احکام زکات و فقه صدقات، سید محمدتقی مدرسی، ج1، ص38، ترجمه سرور دانش، تهران، نشر محبان الحسین ، 1381 ه ش.
- ↑ احکام زکات و فقه صدقات، سید محمد تقی مدرسی، ج1، ص38، ترجمه سرور دانش، تهران، نشر محبان الحسین ، 1381 ه ش.
- ↑ همان ، ج1 ، ص40.
- ↑ همان ، ج1 ، ص49.
- ↑ همان ، ج1 ، ص50.
- ↑ همان ، ج1 ، ص51.
- ↑ همان ، ج1 ، ص47.
- ↑ همان ، ج1 ، ص48.
- ↑ همان ، ج1 ، ص48.
- ↑ محمد تقی بهجت ، توضیح المسائل، مسالهٔ 1542، دفتر آیت بهجت، قم ، 1381 ه ش .
- ↑ حسین مظاهری ، احکام معاملات ، ص103 ، مساله 1947. نشر قائمیه ، 1390 ه ش ، اصفهان .
- ↑ همان ، مسالهٔ 1949.
- ↑ همان ، مسالهٔ 1951.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، مترجم محمد باقر کمرهای ، ج5 ، ص373 ، چاپ سوم ، اسوه ، قم ، 1375 ه
- ↑ شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، ج9 ، ص31 ، چاپ اول ، موسسه آل البیت ، قم ، 1409 ه ق .
- ↑ علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر قمی ، ج1 ، ص83 ، چاپ سوم ، دار الکتب ، قم ، 1404 ه ق.
- ↑ حدید /7.
- ↑ احمد بن محمد بن خالد برقی ، المحاسن ، ج2 ، ص319 ، چاپ اول ، الهادی ، قم ، 1405 ه ق .
- ↑ امام خمینی ، تحریر الوسیله ، ج2 ، ص45، چاپ دوم ، دار العلم ، قم 1370 ه ش .
- ↑ فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان، ج 5، ص 118 ، چاپ دوم ، ناصر خسرو ، تهران ، 1372 ه ش .
- ↑ سید رضی ، صبحی صالح ، نهج البلاغه ، ص381. چاپ اول ، هجرت ، قم ، 1414 ه ق.
- ↑ سید رضی ، صبحی صالح ، نهج البلاغه ، ص381. چاپ اول ، هجرت ، قم ، 1414 ه ق.
- ↑ توبه /103.







