فرهنگ مصادیق:غسل

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۷ توسط User2 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
غسل

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ انواع غسل
۲ غسل - ویکی شیعه

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

غسل واجب

غسلهای واجب هفت تاست

۱) غسل جنابت؛.
۲) غسل میّت؛.
۳) غل مسّ میّت؛.
۴) غسل نذر و عهد و قسم؛.
۵) غسل حیض؛.
۶) غسل نفاس؛.
۷) غسل استحاضه.
توضیح المسائل، بعد از مسأله‏۳۴۴.
▪ یادآوری.
تمام این هفت غسل بر زنها با توجه به شرایطش واجب می‌گردد؛ ولی بر مردها فقط چهارغسل اول واجب می‌شود؛ بنابراین در چهار غسل اول زنها و مردها شریکند؛ ولی سه غسل آخر مخصوص زنهاست که ما به شرح سه غسل اوّل می‌پردازیم؛ اما سه غسل آخر (حیض، نفاس و استحاضه) را در جزوه جداگانه‌ای مطرح خواهیم کرد.

● غسل جنابت

▪ علل جنابت

به یکی از دو چیز انسان جنب می‌شود:.
۱) جماع (آمیزش) که اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه و یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد، در قُبل (جلو) باشد یا در دُبر (عقب)، بالغ باشند یا نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب می‌شوند و همچنین اگر کسی - نعوذ باللّه - حیوانی را وطی کند، جنب می‌شود و در هر صورت اگر شک کند که به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.[۱]
۲) بیرون آمدن منی چه در خواب باشد (احتلام)، یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بی شهوت، بااختیار باشد یا بی اختیار، البته اینها در صورتی است که یقین دارد آبی که خارج شده منی باشد و اما رطوبت یا آبی که از انسان بیرون می‌آید، ولی نمی‌داند منی است یا رطوبت دیگر، اگر این شخص مرد و سالم است بایستی آن آبی که بیرون آمده دارای سه علامت باشد که حکم به منی بودن آن بشود (البته در صورت شک).
الف) با شهوت بیرون آمده باشد؛.
ب) هنگام بیرون آمدن جهندگی داشته باشد؛.
ج) بعد از بیرون آمدن، بدن سست شده باشد.
اما اگر شخص، مردی مریض و یا زن باشد، همین مقدار که آن آب با شهوت بیرون آمده باشد، در جنابت او کافی است و بودن آن دو علامت دیگر لازم نیست، اگر چه شایسته است که زن و مریض - به خصوص زن - علاوه بر غسل، وضو هم بگیرد (اگر قبلاً وضو نداشته) و بلکه به طور کلی اگر سه علامت جمع نبود، بهتر است علاوه بر غسل، وضو هم گرفته شود، اگر قبلا وضو نداشته است و وظیفه اش هم وضو گرفتن بوده است، منتها در مواردی که گفته شد علاوه بر غسل، بهتر است وضو هم بگیرد. خوب است که اول طهارت غسلی خودش را از بین ببرد، بعد وضو بگیرد؛ چون خواهیم گفت که با غسل جنابت نباید وضو گرفت.[۲]

▪ یادآوری

۱) اگر منی از جای خود حرکت کند و بیرون نیاید یا انسان شک کند که منی از او بیرون آمده یا نه، غسل بر او واجب نیست. [۳]
۲) مستحب است که انسان بعد از بیرون آمدن منی بول کند (استبرا به بول) و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتی از او بیرون بیاید که نداند منی است یا رطوبت دیگر، حکم منی را دارد؛ ولی باید توجه داشت که استبرا به خرطات نمی‌تواند جایگزین استبرا به بول شود؛ بنابراین اگر بعد از خروج منی بجای استبرای به بول استبرای به خرطات نماید، رطوبت بعدی، اگر مشکوک بین بول و منی باشد، محکوم به منی بودن است و برای توضیح استبرای از بول و یا استبرای به خرطات، به توضیح المسائل، مسأله ۷۲ مراجعه شود.[۴]
گاهی استبرای به بول بنابر احتیاط واجب قبل از غسل لازم می‌شود و آن در صورتی است که در روز ماه مبارک رمضان محتلم شده و می‌داند منی در مجرا مانده که اگر قبل از غسل، استبرا نکند بعد از غسل بیرون می‌آید و اگر استبرا نکند استبرای بعد از غسل جایز نیست. [۵]

▪ حکم رطوبتهای مشکوک

رطوبتهای مشکوکی که از انسان خارج می‌شود، دوقسمند:.
۱) قسم اول: رطوبتهایی که مشکوک بین مذی و بول و منی است و یا بین مذی و بول، و یا مذی و منی است که شخص نمی‌داند این رطوبت پاک است یا نه، که در این صورت این رطوبت غسل ندارد و پاک هم هست - البته در صورتی که استبرا کرده و طهارت گرفته باشد - و اگر قبلا وضو نداشته، فقط برای نمازش وضو می‌گیرد، زن باشد یا مرد، الاّ در صورتی که این رطوبت بعد از خروج منی و قبل از استبرای به بول باشد که محکوم به منی است و لو احتمال رطوبتهای پاک را هم بدهد. [۶]
۲) قسم دوّم: رطوبتهای مردد بین بول و منی که می‌داند این رطوبت یا بول است یا منی و خلاصه به نجس بودن آن یقین دارد، ولی نمی‌داند کدام یک است، که حکم این قسم و صورتهای مختلف آن را در صفحه بعد ملاحظه می‌فرمایید.

▪ یادآوری

۱) اگر در لباس خود منی ببیند و بداند از خود اوست و برای آن غسل نکرده، باید غسل کند و نمازهایی را که یقین دارد بعد از بیرون آمدن منی خوانده، قضا کند، ولی نمازهایی را که احتمال‌می‌دهد بعد از بیرون آمدن آن منی خوانده لازم نیست قضا نماید و اما اگر بداند منی از خود اوست، ولی نمی‌داند از جنابت سابق است و یا تازه جنب شده در این صورت غسل لازم نیست، اگر چه خوب است که احتیاطاً غسل کند. [۷]
۲) در صورتی بیرون آمدن منی سبب جنابت می‌شود که منی از خود شخص باشد، اما اگر منی مرد از زن خارج شود، غسل بر او واجب نیست، مگر در صورتی که یقین داشته باشد که منی خودش هم با آن مخلوط شده است. [۸]
۳) زن هم مانند مرد در خواب جنب (محتلم) می‌شود، اگر در خواب منی از او بیرون آمده باشد، غسل بر او واجب است. [۹]

▪ چیزهایی که بر جنب حرام است.

پنج چیز بر جنب حرام است:.
۱) رساندن جایی از بدن به خط قرآن یا به اسم خداوند متعال و پیامبران و امامان - علیهم السلام - به طوری که در وضو گفته شد.
۲) رفتن به مسجدالحرام و مسجد پیامبر - صلّی اللّه علیه وآله وسلم - اگر چه از یک در داخل و از دیگر خارج شود.
۳) توقف در مساجد دیگر - چه مسجدش آباد و چه خراب باشد و چه کسی در آن نماز بخواند یا نخواند - ولی اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود، یا برای برداشتن چیزی برود، مانعی ندارد و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان - علیهم السلام - هم توقف نکند و بهتر است که حرم ائمه - علیهم السلام - در این حکم به مسجدالحرام و مسجد پیامبر - صلّی اللّه علیه وآله وسلم - ملحق شود و بهتر است که رواقهای آنان هم به حرم مطهر ملحق شود.
۴) گذاشتن چیزی در مسجد، چه داخل شود به قصد گذاشتن آن و چه در حال رفتن چیزی را بگذارد و یا از بیرون مسجد چیزی را داخل آن بگذارد.
۵) خواندن سوره‌هایی که سجده واجب دارند، حتی اگر یک حرف از آنها را هم بخواند، حرام است، و آن چهار سوره است:.
۱) سوره ۳۲ (الم تنزیل)؛.
۲) سوره ۴۱ (حم سجده)؛.
۳) سوره ۵۳ (والنجم)؛.
۴) سوره ۹۶ (اقرأ).[۱۰]
▪ یادآوری.
۱) کسی که در خانه اش جایی را به عنوان مسجد و نمازخانه اختصاص داده، این حکم را ندارد.[۱۱]
۲) داخل شدن با حال جنابت به صحن، ایوان، مناره و خانه‌های اطراف صحن مسجد - اگر انسان یقین دارد که زمینش را وقف مسجد کرده‌اند - همان حکم سابق را دارد و اما اگر شک دارد که آیا جزءِ مسجد است و یا اینکه زمینش را برای ایوان یا صحن مسجد داده‌اند، نه برای مسجد، در این صورت حکم مسجد را ندارد؛ ولی بهتر است که انسان در مورد تمام جاهایش حکم مسجد را به آن جاری کند تا اینکه یقین کند که آنجا را برای مسجد بودن وقف نکرده‌اند.[۱۲]
۳) اگر شخص جنب یا زن حائض بخواهد دعای کمیل بخواند باید جمله (أفمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لایستوون) را نخواند؛ چون این جمله جزئی از سوره (الم سجده) است و این سوره یکی از سوره‌هایی است که سجده واجب دارد.[۱۳]
۴- رفتن شخص جنب در حرم امام زاده‌ها مانعی ندارد، ولی اولی و بهتر است که در حرم امام زاده‌های مشهور مثل حضرت معصومه - علیها السلام - با حال جنابت نرود.[۱۴]
▪ چیزهایی که بر جنب مکروه است.
۱) خوردن و آشامیدن، ولی اگر وضو بگیرد مکروه نیست، و اما در صورت شستن دست یا مضمضه و یا استنشاق کردن، حضرت امام می‌فرمایند: کراهت برداشته نمی‌شود ، هر چند تخفیف داده می‌شود، ولی بعضی می‌فرمایند: کراهت برداشته می‌شود.
۲) خواندن بیش از هفت آیه از سوره‌هایی که سجده واجب ندارد و از هفتاد آیه بیشتر، کراهتش بیشتر می‌شود (یعنی ثوابش کم می‌شود).
۳) رساندن جایی از بدن به جلد و حاشیه و بین خطهای قرآن؛.
۴) همراه داشتن قرآن؛.
۵) خضاب کردن به حنا و مانند آن؛.
۶) مالیدن روغن به بدن؛.
۷) خوابیدن؛ ولی اگر وضو بگیرد یا اگر آب ندارد به جای وضو یا غسل تیمم کند، مکروه نیست.
۸) جماع کردن بعد از آنکه محتلم شده، یعنی در خواب منی از او بیرون آمده.[۱۵]
▪ تکالیفی که صحت آنها منوط به غسل کردن از جنابت است.
۱) نمازهای واجب - چه ادا و چه قضا - و نمازهای مستحب و قضای اجزای فراموش شده و نماز احتیاط؛ ولی نماز میّت و سجده شکر و سجده واجب در هنگام شنیدن آیه سجده بر غسل کردن از جنابت متوقف نیست.
۲) طواف واجب، و بلکه بعید نیست که طواف مستحب هم چنین باشد.
۳) روزه ماه مبارک رمضان و قضای آن، یعنی اگر با حالت جنابت صبح کند، عمداً باشد یا از روی فراموشی، روزه اش صحیح نیست و اما سایر روزه‌ها غیر از روزه ماه مبارک رمضان و قضای آن با صبح کردن در حال جنابت باطل نمی‌شود؛ ولی حضرت امام می‌فرمایند: بنابر احتیاط واجب در روزه‌های واجب - غیر از ماه مبارک رمضان و قضای آن - عمداً با حالت جنابت وارد صبح نشوند. بلی جنابت عمدی در میان روزی که روزه است، همه نوع روزه را باطل می‌کند؛ حتی روزه‌های مستحبی را، ولی احتلام در روز (خروج منی در خواب) ضرری به روزه ندارد.[۱۶]

● غسل میّت

اگر کسی بمیرد، بر بقیه لازم است که آن مرده را غسل بدهند؛ البته با دارا بودن چند شرط که ذیلاً به آنها اشاره می‌شود.
۱) انسان مرده مسلمان باشد.[۱۷]
۲) اگر میّت، بچه سقط شده است، باید چهار ماهش تمام شده باشد. بنابر این غسل بچه سقط شده‌ای که چهار ماهش تمام نشده، لازم نیست.[۱۸]
۳) شهید نباشد؛ البته شهیدی که در میدان جنگ زخمی شده و همان جا هم روحش به ملأ اعلی پیوسته است. و اما بقیه شهدا ثواب شهید را دارند؛ ولی حکم شهید را ندارند.[۱۹]
۴) کسی که کشتن او به خاطر رجم (سنگسار کردن) یا قصاص واجب نشده باشد، که در این صورت امام یا نایبش به او دستور می‌دهند که قبلاً غسل نماید.[۲۰]

● غسل مس میّت

اگر بدن شخص زنده‌ای به بدن انسان مرده‌ای برخورد کند، با چند شرط بر او غسل مس میّت لازم می‌شود، این شرایط عبارتند از:.
۱) آن جسد، جسد شهید نباشد (شهیدی که غسل ندارد).[۲۱]
۲) کسی که کشتن او به خاطر رجم یا قصاص واجب شده و قبلاً خودش غسل کرده نباشد.[۲۲]
۳) بچه سقط شده‌ای نباشد که هنوز چهار ماهش تمام نشده است.[۲۳]
۴) بدن میّت سرد شده باشد.[۲۴]
۵) بدن میّت را غسل نداده باشند؛ یعنی سه غسلش تمام نشده باشد.[۲۵]
۶) موی خود را به بدن میّت و همچنین بدن یا موی خود را به موی میّت نرسانده باشد و الاّ غسل لازم ندارد؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که غسل نمایند.
۷) اگر از انسان عضوی جدا شده، بایستی هم گوشت و هم استخوان با هم باشد، اگر قسمتی از بدن کسی از اوجدا شود یا خود او مرده است یا زنده، اگر مرده باشد یا بدنش را غسل داده‌اند یا نداده‌اند، اگر مرده باشد و بدنش را غسل داده باشند، که مس آن عضو غسل ندارد، و اگر از مرده‌ای باشد که هنوز بدنش را غسل نداده‌اند، یا آن عضو از اعضایی است که اگر متصل هم بود و مسح می‌شد، غسل مس میّت لازم نبود (مانند موها)، یا از اعضای دیگر است، اگر صورت اول باشد(موها) غسل لازم نیست و اگر صورت دوم باشد، غسل مسّ میّت لازم است و اگر قسمت جدا شده، از انسانی باشد که خود زنده است، سه صورت دارد: یا گوشت تنهاست و یا استخوان تنها (مانند دندان) و یا گوشت و استخوان هر دو با هم است که در صورت سوم مسّ آن غسل دارد و اما دو صورت قبل غسل مسّ میّت ندارد.[۲۶]
ـ س: می‌گویند اگر کسی دست به بدن حیوان مرده‌ای بزند، فقط باید دستش را آب بکشد - اگر رطوبت در بین بوده - و غسل لازم نیست؛ اما اگر کسی دستش را به بدن انسان مرده‌ای بزند، باید غسل کند و اگر رطوبتی در بین بوده، علاوه بر غسل، باید دستش را آب بکشد. آیا مرده انسان ازمرده حیوانات هم نجس تر است.
ـ ج: در پاسخ این سؤال باید بگوییم که:.
اولاً: فلسفه واقعی احکام الهی برای ما در تمام موارد روشن نیست (برای روشن شدن این موضوع به بحث مقدمه احکام بحث فلسفه احکام مراجعه شود).
ثانیاً: شاید یکی از حکمتهای آن این باشد که دین مقدس اسلام در قانون گذاری خود گاهی به مسائلی برخورد می‌کند که اگر یک مسأله را بخواهد به طور کلی آزاد بگذارد، مفسده پیش می‌آید و اگر بخواهد به طور کلی منع کند، باز هم دچار مفاسدی می‌گردد در اینجا برای سلامت جامعه و صحیح اجرا شدن قانون این چنین برنامه ریزی می‌کند که روی آن چیز مالیات می‌بندد؛ به عنوان مثال در اوایل بعثت پیامبر اکرم - صلی اللّه علیه وآله وسلم - ثروتمندان عرب عادتشان بر این بود که می‌آمدند اطراف پیامبر اکرم - صلّی اللّه علیه وآله وسلم - جمع می‌شدند و هر کس با پیامبر کاری داشت با حضرت در گوشی صحبت می‌کرد و حاضر نبودند، مسائلشان را علناً با پیامبر در میان بگذارند، آن وقت در گوش پیامبر هر داستانی را که می‌خواستند چون کسی نمی‌شنید تعریف می‌کردند که با این کار هم خود را مقرب پیامبر جلوه داده و هم وقت پیامبر را می‌گرفتند و هم فقرا اندوهگین می‌شدند. خوب در اینجا اسلام چه بکند اگر در گوشی صحبت کردن با پیامبر را مطلقاً آزاد بگذارد، دارای چنین مفاسدی است و اگر مطلقاً منع کند، باز هم صحیح نیست؛ زیرا گاهی بعضی از مسائل است که نمی‌شود در جمع مطرح گردد و باید به صورت در گوشی با پیامبر در میان گذاشته شود؛ در اینجا دین مقدس اسلام برای دفع مفاسد و صحیح اجرا شدن این مسأله، برای آن پرداخت مبلغی را الزامی کرد؛ در این مورد آیه یازدهم سوره مجادله می‌فرماید:.
(یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوا اِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدَّمُوا بَیْنَ یَدَی نَجْویکُمْ صَدَقَهٔ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هرگاه خواستید با پیامبر درگوشی صحبت کنید، جلوتر باید صدقه بدهید.).
که این صدقه اجباری سبب شد عادت بد درگوشی صحبت کردن با پیامبر از میان رفت و تنها کسی که به این آیه عمل کرد، امیرالمؤمنین - علیه السلام - بود که در بعضی از موارد با دادن صدقه راهنماییهای سرّی را از پیامبر اکرم - صلّی اللّه علیه وآله وسلّم - دریافت می‌نمود و بعد از مدتی هم این حکم - صدقه دادن قبل از نجوا با پیامبر - نسخ گردید.[۲۷]
حالا در مسأله مسّ میّت هم شاید همین مسأله مطرح باشد که گاهی انسانهایی بر اثر مبتلا بودن به یک سری امراض مسری و خطرناک می‌میرند؛ بعد اقوام و بستگان آنها دور جسد جمع می‌شوند و افرادی که علاقه بیشتری به میت داشته و عواطفشان قوی تر است او را بوسیده و دیگران را هم به این کار تشویق می‌کنند و ممکن است عده فراوانی در جامعه مبتلا به آن مرض گردند؛ در اینجا اسلام چه بکند چه این امر را کاملاً آزاد بگذارد و چه مطلقا منع کند، مفسده دارد چون آزادی سبب سرایت امراض گوناگون می‌شود و منع آن سبب اتهام اسلام به خشونت می‌گردد؛ در اینجا اسلام برای جلوگیری از مفسده و صحیح اجرا شدن این مسأله، احکام خاصی وضع کرده، بدین صورت که اگر کسی میّتی را مسّ کرد باید حتماً برای نمازش غسل کند و الاّ نمازش باطل است و دربارهٔ مرده انسان، چون مردم بعد از مردنش هم به او رغبت نشان می‌دهند، اسلام قید و بندهایی در این راه به وجود آورده است؛ اما دربارهٔ مرده حیوانات که چنین مسأله‌ای نیست که بعد از مردنشان مردم اطرافشان جمع شوند، یا احیاناً آنها را بوسیده و دیگران را تشویق به بوسیدن کنند، لذا اسلام آنجا این حکم را ندارد و این نهایت درجه احترام اسلام به انسان است که معتقد است انسان را بعد از مردن غسل داده و کفن نموده و با تشریفات خاص به خاک بسپارند، اما حیوانات این چنین نیستند.

● بعضی از غسلهای مستحب.

غسلهای مستحبی در اسلام زیاد است که ما تعدادی از آنها را نام می‌بریم:.
۱) غسل جمعه: البته غسل جمعه اهمیت فراوانی دارد که حتی بعضی از علما فتوا به وجوب آن داده‌اند و در بعضی از روایات دارد که (لایَترُ کُهُ اِلاّ فاسِق)، یعنی، غسل جمعه را ترک نمی‌کند، مگر شخص فاسق، و وقت غسل جمعه از اول اذان صبح روز جمعه است تا اول ظهر و بهتر است نزدیک ظهر به جا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد، بهتر است بدون نیّت ادا و قضا (ما فی الذمه) تا عصر جمعه به جا آورد و اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضای آن را به جا آورد و کسی که می‌ترسد در روز جمعه آب پیدا نکند، می‌تواند روز پنج شنبه غسل را انجام دهد، بلکه اگر در شب جمعه غسل را به امید آنکه مطلوب خداوند است، به جا آورد صحیح است و غسل جمعه برای شخص مسافر و غیر مسافر و زن و مرد و حتی بچه‌های ممیّز و زن حائض مستحب است.[۲۸]
۲) غسل دادن بچه‌ای که تازه به دنیا آمده است.
۳) غسل زنی که برای غیر شوهرش بوی خوش استعمال کرده است.
۴) غسل کسی که جایی از بدنش را به بدن میتی که غسل داده‌اند رسانده است.
۵) غسل برای زیارت پیامبر - صلّی اللّه علیه وآله وسلّم - و امامان - علیهم السلام - از دور یا نزدیک.
۶) غسل برای حاجت خواستن از خداوند متعال و برای توبه و نشاط به جهت عبادت.[۲۹]
▪ یادآوری.
برای اطلاع بیشتر از اغسال مستحبی به توضیح المسائل، مسأله ۶۴۴، ۶۴۵ و در عروهٔ الوثقی به بحث اغسال مستحب مراجعه شود.
▪ دستور غسل کردن.
تمام غسلها را چه واجب و چه مستحب به یکی از دو شکل می‌توان انجام داد:.
۱) غسل ارتماسی؛.
۲) غسل ترتیبی.
الف) دستور غسل ارتماسی.
غسل ارتماسی آن است که انسان به نیّت غسل یکباره در آب فرو رود، به طوری که آب یکدفعه یا به تدریج تمام بدن را فرا بگیرد و اگر تمام بدن زیر آب باشد و بعد از نیّت غسل بدن را حرکت دهد، غسل او صحیح است و برای انجام این غسل حتماً باید جایی باشد که بتواند تمام بدن را آب فرا بگیرد و زیر دوش و مانند آن نمی‌شود غسل ارتماسی نمود.[۳۰]
ب) دستور غسل ترتیبی.
در غسل ترتیبی باید به نیّت غسل اول سر و گردن و بعد طرف راست و بعد طرف چپ بدن را بشوید و برای آنکه یقین کند، هر قسمت را کاملاً شسته، باید مقداری از قسمت دیگر را هم ضمیمه کرده و بشوید و بلکه احتیاط مستحب آن است که تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بشوید و اگر عمداً یا از روی فراموشی یا به واسطه ندانستن مسأله به این ترتیب (سروگردن، راست و چپ) عمل نکند، غسل او باطل است.[۳۱]
▪ یادآوری.
۱) غسل جبیره هم مانند وضوی جبیره است، ولی باید آن را ترتیبی به جا آورد.[۳۲]
۲) در بعضی از موارد باید غسل را به صورت ارتماسی و در بعضی از موارد باید حتما به صورت ترتیبی انجام داد و در غیر این موارد اختیار با خود غسل کننده است که به هر یک از دو طریق می‌خواهد غسل نماید و اما بعضی از مواردی که باید حتماً به صورت ترتیبی غسل نمود:.
الف) در صورتی که کسی روزه واجب گرفته یا برای حج یا عمره احرام بسته که اگر بخواهد غسل کند حتماً باید به صورت ترتیبی غسل کند و اگر عمداً به صورت ارتماسی غسل کند، غسلش باطل است و اما اگر از روی فراموشی غسل ارتماسی کند، صحیح است. [۳۳]
ب) در صورتی که در یکی از اعضا غسلش جبیره است، باید به صورت ترتیبی غسل نماید و اگر به صورت ارتماسی غسل کند، غسلش باطل است.[۳۴]
و گاهی هم غسل ارتماسی متعیّن می‌شود؛ مثل اینکه آخر وقت است و اگر بخواهد غسل ترتیبی کند، نمازش قضا می‌شود و غسل ارتماسی زودتر انجام می‌شود.[۳۵]

● مستحبات غسل جنابت.

۱) استبرا به بول قبل از غسل، البته در صورتی که جنابتش به خاطر خروج منی باشد.
۲) شستن دو دست تا مرفق یا نصف ذراع یا تا بند دست سه مرتبه و در این جهت فرقی بین غسل ترتیبی و ارتماسی نیست.
۳) مضمضمه (آب در دهان گرداندن) و استنشاق کردن (آب در بینی نمودن) بعد از شستن دو دست سه مرتبه و یک مرتبه هم کفایت می‌کند.
۴) دست کشیدن برای اینکه یقین کند که آب به همه جا رسیده.
۵) هر کدام از اعضا را سه بار غسل دادن.
۶) بردن نام خداوند متعال (بسم اللّه) یا (بسم اللّه الرحمن الرحیم) و دومی بهتر است.
۷) خواندن دعاهایی که در حال غسل کردن رسیده، به اینکه بگوید:.
(اللّهم طهّر قلبی و تقبّل سعیی واجعل ماعندک خیراً لی واشرح صدری واجر علی لسانی مدحتک والثناءِ علیک اللهم اجعله لی طهوراً وشفاءً ونوراً انک علی کل شی‌ء قدیر.
ولی اگر این دعا را بعد از تمام شدن غسل بخواند، بهتر است.
۸) رعایت کردن موالات و شستن از بالا به پایین در غسل ترتیبی.
عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت.

● فرقهای غسل ارتماسی و ترتیبی

۱) در غسل ارتماسی باید قبل از غسل کردن تمام بدن پاک باشد، مگر آنکه با رفتن در آب نجاست برطرف شود؛ به خلاف غسل ترتیبی که لازم نیست تمام بدن قبل از غسل پاک باشد، بلکه جایز است هر عضوی را قبل از غسل دادنش تطهیر کند.[۳۶]
۲) اگر بعد از غسل، مانعی در یکی از اعضای غسل دیده شود، در ارتماسی غسل باطل است و اما اگر ترتیبی غسل کرده، باید ملاحظه کند مانع در کجای بدن است، اگر در طرف چپ باشد، بعد از برطرف کردن، همان جا را به نیّت غسل بشوید، غسلش صحیح است و اگر مانع در طرف راست باشد، بعد از برطرف کردن مانع و غسل آن موضع دوباره طرف چپ را غسل می‌دهد، غسلش صحیح است و اگر در سروگردن هم باشد، همین طور بعد از برطرف کردن و غسل دادن آن موضع، دوباره طرف راست و چپ را غسل می‌دهد، غسلش صحیح است و اما اگر بعد از غسل ترتیبی بفهمد جایی از بدن را نشسته و نداند کجای بدن است، باید دوباره غسل کند.[۳۷]

● احکام مشترک غسل ترتیبی و ارتماسی.

۱) در غسل اگر به اندازه سر مویی از بدن نشسته بماند، غسل او باطل است، ولی شستن جاهایی از بدن که دیده نمی‌شود، مثل توی گوش و بینی واجب نیست و اگر جایی را شک دارد که از ظاهر بدن است یا از باطن آن، شستن آن لازم نیست، ولی احتیاط در شستن است؛ بنابراین اگر سوراخ جای گوشواره و مانند آن به قدری گشاد باشد که داخل آن دیده شود، باید آن را شست و اگر دیده نشود، شستن داخل آن لازم نیست.[۳۸]
۲) در غسل باید موهای کوتاهی را که جزء بدن حساب می‌شود بشوید و بنابر احتیاط، شستن موهای بلند هم لازم می‌باشد. (البته در کتاب عروهٔ الوثقی در احکام غسل، این احتیاط واجب دانسته شده است).[۳۹]
۳) کسی که قصد دارد پول حمامی را ندهد، یا بخواهد از پول حرام و یا خمس نداده بدهد یا بدون اینکه بداند حمامی راضی است، بخواهد نسیه بگذارد - اگر چه بعد حمام را راضی کند - غسل او باطل است.[۴۰]
۴) اگر حمامی راضی باشد که پول حمام نسیه بماند، ولی کسی که غسل می‌کند، قصدش این باشد که طلب او را ندهد، غسل او اشکال دارد.[۴۱]
همچنین به مسائل ۳۸۵، ۳۸۷ و ۳۸۹ توضیح المسائل مراجعه شود.

● شرایط صحیح بودن غسل.

تمام سیزده شرطی که دربارهٔ صحت وضو گفته شد، دربارهٔ غسل جاری است، به جز موالات که در غسل ترتیبی شرط نیست - الاّ در افرادی که به خاطر مریضی بول آنها قطره قطره بی اختیار بیرون می‌آید (مسلوس) و یا افرادی که به خاطر مریضی از آنها باد و غائط بی اختیار خارج می‌شود (مبطون) و همچنین زن مستحاضه.

● شرایط واقعی و شرایط توجهی.

تمام شرایط غسل شروطی واقعی هستند، الاّ:.
۱) غصبی نبودن آب غسل؛.
۲) از طلا و نقره نبودن ظرف آب غسل؛.
۳) عدم حرمت ارتماسی.[۴۲]

● فرقهای وضو و غسل

۱) در وضو، حتماً باید از بالا به پایین شسته شود به خلاف غسل.[۴۳]
۲) در غسل، باید آب به پوست بدن برسد، به خلاف وضو که اگر پوست صورت از لای موها پیدا نباشد، لازم نیست.[۴۴]
۳) در وضو، موالات شرط است، به خلاف غسل ترتیبی الاّ غسل مستحاضه و مسلوس و مبطون.[۴۵]
۴) اگر در وضو در شستن مقداری از عضو قبلی شک کند و وارد عضو بعدی هم شده باشد، باید برگردد - البته تا وقتی که کثیر الشک نشده باشد و الاّ اعتنا نکند - به خلاف غسل ترتیبی که اگر داخل عضو بعدی نشده، باید برگردد و اگر وارد شد لازم نیست برگردد، مگر شکش در طرف چپ باشد که باید ولو بعد از زمانی شک کند، آنجا را به نیّت غسل بشوید.[۴۶]
۵) با تمام وضوها می‌شود نماز خواند، به خلاف غسل که فقط با غسل جنابت می‌شود نماز خواند و با بقیه غسلها باید وضو هم بگیرد، ولی با غسل جنابت نباید وضو گرفت.[۴۷]
۶) اگر بعد از وضو مانعی در یکی از اعضای وضویش ببیند و یقین کند که در وقت وضو بوده و موالات هم به هم خورده، وضو باطل است، به خلاف غسل که در غسل ارتماسی باطل است، ولی در غسل ترتیبی باطل نیست و باید به طوری که در فرقهای غسلها گفتیم عمل نماید. [۴۸]
▪ یادآوری.
۱) باید توجه داشت که این مسأله (رخ دادن حدث در بین غسل) دربارهٔ غسل ترتیبی متصور است؛ اما در باره غسل ارتماسی که به صورت دفعی انجام می‌شود، تصور ندارد.[۴۹]
۲) حدث اصغر در غسلهای ارتماسی موجب بطلان آنها نمی‌شود، مگر غسلهای مستحبی که برای آنجام دادن کاری مستحب شده‌اند؛ مانند: غسل زیارت و غسل احرام که بعید نیست در این گونه موارد موجب بطلان آنان بشود.[۵۰]

منبع

بلاغ

پا نویس

  1. توضیح المسائل، مسأله ۳۴۵، ۳۴۹، ۳۵۰، ۳۵۱.
  2. عروهٔ الوثقی، فی غسل الجنابه، مسأله ۱۱ و تحریرالوسیلهٔ، ج‏۱، ص‏۳۷، توضیح المسائل، مسأله ۳۴۵ و ۳۴۶.
  3. توضیح المسائل، مسأله‏۳۵۲.
  4. عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت، مسأله ۷ و توضیح المسائل، مسأله ۳۴۸.
  5. توضیح المسائل، مسأله ۱۵۹۳.
  6. تحریرالوسیله، ج‏۱، ص‏۴۳، مسأله‏۱۶، عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت، مسأله‏۳.
  7. توضیح المسائل، مسأله‏۴۵۴، تحریرالوسیله، ج‏۱، ص‏۳۷، مسأله‏۲.
  8. تحریرالوسیله، ج‏۱، ص‏۳۶، مسأله، (احدیهما).
  9. عروهٔ الوثقی، احکام غسل جنابت، مسأله ۶.
  10. عروهٔ الوثقی، مایحرم علی الجنب، ومسأله ۲، تحریر الوسیله، ج‏۱، ص‏۳۸، توضیح المسائل، مسأله‏۳۵۵.
  11. عروهٔ الوثقی، ما یحرم علی الجنب، مسأله ۳.
  12. عروهٔ الوثقی، مایحرم علی الجنب، مسأله ۴.
  13. عروهٔ الوثقی، مایحرم علی الجنب، مسأله ۵.
  14. مجمع المسائل، ج‏۱، سؤال ۲۰۴.
  15. عروهٔ الوثقی، مایکره علی الجنب، و توضیح المسائل، مسأله ۳۵۶.
  16. عروهٔ الوثقی، غسل الجنابهٔ، بعد از مسأله ۱۱، تحریر الوسیله، ج‏۱، ص‏۳۸.
  17. عروهٔ الوثقی، فی تغسیل المیّت.
  18. عروهٔ الوثقی، فی تغسیل المیّت.
  19. عروهٔ الوثقی، فی حکم الشهید.
  20. عروهٔ الوثقی، احکام غسل میّت.
  21. عروهٔ الوثقی، فی حکم الشهید، مسأله ۱۱.
  22. عروهٔ الوثقی، فی حکم الشهید، مسأله ۱۱.
  23. عروهٔ الوثقی، فی غسل مسّ میّت.
  24. عروهٔ الوثقی، فی غسل مسّ میّت.
  25. عروهٔ الوثقی، فی غسل مسّ میّت.
  26. تحریرالوسیله، ج‏۱، ص‏۶۳، مسأله ۱.▪ فلسفه غسل مس میّت.
  27. تفسیر المیزان، ج‏۱۹، ص‏۲۱۵.
  28. عروهٔ الوثقی، فی اغسال المندوبه، توضیح المسائل، مسأله‏۶۴۴.
  29. توضیح المسائل، مسأله ۶۴۴، ۶۴۵.
  30. توضیح المسائل، مسأله ۳۶۷، ۳۶۸.
  31. توضیح المسائل، مسأله‏۳۶۱- ۳۶۳.
  32. توضیح المسائل، مسأله ۳۳۹.
  33. توضیح المسائل، مسأله ۳۷۱.
  34. توضیح المسائل، مسأله ۳۳۹.
  35. عروهٔ الوثقی، فی کیفیهٔ الغسل، مسأله ۲.
  36. عروهٔ الوثقی، فی احکام الغسل، مسأله ۵ و توضیح المسائل، مسأله ۳۷۲.
  37. توضیح المسائل، مسأله ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۶۹.
  38. توضیح المسائل، مسأله ۳۷۴، ۳۷۵، ۳۷۶.
  39. توضیح المسائل، مسأله ۳۷۹.
  40. توضیح المسائل، مسأله ۳۸۱، ۳۸۳.
  41. توضیح المسائل، مسأله، مسأله ۳۸۲.
  42. عروهٔ الوثقی، احکام غسل، مسأله ۱۲.
  43. توضیح المسائل، مسأله ۳۸۰ و ۲۴۳.
  44. توضیح المسائل، مسأله ۳۷۴، ۲۴۰.
  45. عروهٔ الوثقی، ، احکام غسل جنابت، مسأله ۸ و توضیح المسائل، مسأله ۲۸۳.
  46. عروهٔ الوثقی، فی احکام غسل الجنابهٔ، مسأله ۱۱.
  47. توضیح المسائل، مسأله ۳۲۲، ۳۹۱.
  48. توضیح المسائل، مسأله ۲۹۰، ۳۶۵، ۳۹۶.
  49. عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت، مسأله ۸.
  50. عروهٔ الوثقی، مستحبات غسل جنابت، مسأله ۱۰.
منبع: خبرگزاری ویستا - تاریخ برداشت: 94/12/05