فرهنگ مصادیق:تولی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تفکر |
| 2 | تفکر |
| 3 | تفکر |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
تفکر
نویسنده: حجت الاسلام والسلمین علوی تهرانی
مقدمه
در این گفتار ابتدا تعریف دین و تقسیم بندی تعالیم آن تحت عنوان اعتقادات، اخلاق و احکام مطرح شده است. سپس به بررسی جنبه نظری و رفتاری این تقسیمات پرداخته شده است. ریشههای تولّی و تبرّی بعنوان دو بخش از فروع دین،در قرآن و روایات بیان شده و ارزش و اهمیت آن تبیین شده و بررسی شده است که این دو امر به چه کسانی اختصاص دارد. ثمرات تولّی و تبرّی و جلوههای رفتاری آن نیز در ادامه آمده است که زیارت عاشورا یکی از بارزترین این نمادهاست.
تعریف دین و اجزاء تعالیم دین
در کتب کلامی برای واژه دین، تعاریفی ارائه شده که معتبرترین تعریف اینست: "دیـن مجموعهای از تعالیم است که از جانب خداوند متعال توسط انبیاء برای هدایت بشر آمده است."
دین مبین اسلام کاملترین ادیان و جامعترین تعالیـم است. این گزاره قابل اثبات است اما در این مبحث، قصد پرداختن به آن را نداشته و در مجال دیگری به آن خواهیم پرداخت.
تعالیم آسمانی دین اسلام در سه بخش ارائه شده است:
الف- اصول دین که شامل اعتقادات است.
ب- اخلاق.
ج- احکام.
این مجموعه از تعالیم بواسطهٔ ابزاری به نام عقل فهمیده میشوند. برای عقل هم تقسیم بندی وجود دارد. در علم کلام، عقل را به دو حوزه تقسیم میکنند که این تعالیم در قالب این دو حوزه عقلی درک میشود:
الف- عقـل نظـری که بواسطه آن، مجموعه علوم نظری و تئوریها فهمیده میشود. بعبارت دیگر مجموعه "هستها و نیست ها" در حـوزه عقـل نظـری ادراک میشوند. بنابراین تقسیم بندی، اعتقادات در حوزهٔ عقل نظری درک میشود. اعتقادات شامل مفاهیمی است که "هستها و نیست ها" را دربر میگیرد، مثل: خدا هست، پیامبر هست، امام هست، معاد هست، دنیا فانی است، آخرت باقی است پس در حوزهٔ عقل نظری است. اعتقادات ما "دانستنی" است یعنی باید آن را بدانیم.
ب- عقل عملی که مجموعهای از ادراک رفتاری ماست. بعبارت دیگر "بایدها و نبـایدها" در ایـن حوزه ادراک میشود بنابراین اخلاق و احکام که ناظر به رفتار انسان است، در این حوزه قرار میگیرد. اخلاق و احکام شامل مفاهیمی هستند که "بایدها و نبایدها" را دربر میگیرند، مانند: باید نماز خواند، نباید غیبت کرد و ...
بنابراین برخی از تعالیم اسلام، ناظر به حوزهٔ "عقل نظری" و برخی دیگر ناظر به حوزهٔ "عقل عملی" است.
فروع دین
احکام تکلیفی دین اسلام در قالب "علم فقه" ارائه شده و بعنوان فروع دین معرفی شده است. البته آنچه در این بحث مطرح میشود کلیات احکام است و نه مسـائل احکام. فروع دین ده قسم است: صلاة (نماز)، صوم (روزه)، خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تولی، تبری. چون این ده فرع در حوزه عقل عملی است پس باید به مرحله عمل برسد. یعنی قبول داشتن آن بتنهایی کفایت نمیکند. مثلا اگر کسی بگوید من قبول دارم که در شبانه روز باید ۱۷ رکعت نماز خواند. این کفایت نمیکند بلکه باید ۱۷ رکعت نماز در شبانه روز بخواند. یا اینکه شخصی بگوید من قبول دارم که در ماه رمضان باید از طلوع فجر تا اذان مغرب امساک کرد. این کافی نیست، باید روزه بگیرد.
دو مورد از فروع دین، تولّی و تبرّی است. یعنی "مودت و اظهار دوستی با اهل بیت عصمت و برائت و ابزار نفرت از دشمنان آنان. این دو امر نیاز به اظهار عملی دارد. صرف قبول داشتن آن کفایت نمیکند. زیرا فروع دین از احکام است و احکام در حوزه عقل عملی قرار دارد و باید انجام شود.
تولّی و تبرّی از دیدگاه قرآن
تولّی یعنی دوست داشتن و ابراز آن و تبرّی یعنی نفرت داشتن و اظهار آن. ما با مراجعه به قرآن، میخواهیم بدانیم باید چه کسانی را دوست داشت و چه کسانی را باید دشمن دانست؟
قرآن در این باب خطاب به پیامبر اکرم میفرماید: « قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی » علماء امامیه (شیعه) و علماء اهل تسنن در کتب معتبر خود از وجود مبارک پیامبر اکرم نقل کردهاند که منظور از ذوی القربی، حضرت امیر المؤمنین علی (ع)، حضرت فاطمه زهرا (س) و فرزندان معصوم آن دو بزرگوار هستند. به استناد این آیه قرآن، باید آنان را دوست داشت. تولّی، دوستی اهل بیت (ع) است که به عنوان اجر و مزد رسالت رسول اکرم (ص) بیان شده است و چون تولّی از فروع دین است باید اظهار شود.
اما در خصوص تبرّی خداوند متعال در سورهٔ توبه میفرماید: « بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ... » این برائت و بیزاری از جانب خدا و رسول اوست که از دشمنان دین دارند. یا در جای دیگری فرموده است: « أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمینَ » . پس این برائت ریشه در قرآن دارد. ملاک و معیار تبرّی از دشمنان خدا و رسول او، آیهای است که در ضمن آن خداوند متعال در سورهٔ مبارکه احزاب آیه ۵۷ چنین میفرماید: « إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً » هرکس که خدا و رسولش را اذیت کند، خداوند او را در دنیا و آخرت لعن میکند و در آخرت برایش عذابی خوار کننده قرار خواهد داد. در احادیث گرانقدر از پیامبر اکرم مکرر نقل شده که آزار و اذیت اهل بیت را مساوی با آزار و اذیت خود میدانند. به مستند این احادیث - که یک نمونه آن را در ادامه ذکر خواهم کرد - لعنت ابدی خداوند بر دشمنان اهل بیت جاری خواهد بود. پس تبرّی ریشه در قرآن دارد و لعن کردن دشمنان خدا و رسول خدا و اهل بیت ایشان، امری مستد به آیات قرآن است که هیچ شک و شبههای در آن نیست.
ثمرات تولّی و تبرّی
روایات در خصوص تولّی و تبرّی به حد استفاضه رسیده است. یعنی از خبر واحد بیشتر است و به حد شهرت روایی یا استفاضه رسیده است.
در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که حضرت فرمودند: « مَن أحَبَّ هؤلاءِ فَقَد أَحَبَّنی وَ مَنْ أَحَبَّنِی فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَ هؤلاءِ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ، هرکس اینان را - حضرت امیر (ع) ، حضرت زهرا (س) و دو فرزند بزرگوارشان - را دوست داشته بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است، و هرکس با اینان بغض و دشمنی داشته باشد با من بغض و دشمنی دارد و هرکس نسبت به من بغض داشته باشد با خداوند دشمنی دارد. » این مضمون و مفهوم روایت متعددی است که در کتب معتبر شیعه و کتب مورد استناد اهل سنت نقل شده است. در حقیقت، این روایت ثمرهٔ تولّی اهل بیت (ع)، را دوستی با خدا و نتیجه تبرّی از دشمنان آنان را تبرّی از دشمنان خداوند بیان کرده است.
خداوند متعال در حدیث قدسی خطاب به حضرت موسی (ع) چنین میفرماید:
« هَلْ عَمِلْتَ لِی عَمَلًا قَطُّ قَالَ إِلَهِی صَلَّیْتُ لَکَ وَ صُمْتُ لَکَ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرْتُکَ کَثِیراً قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمَّا الصَّلَاةُ فَلَکَ بُرْهَانٌ وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ وَ الصَّدَقَةُ وَ الذّکرُ نُورٌ وَ ذِکْرُکَ لِی قُصُورٌ فَأَیَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِی »
آیا تاکنون برای من کاری انجام دادهای؟ موسی عرض میکند: خدایا برایت نماز خواندهام و روزه گرفتهام و در راه تو صدقه دادهام و ذکر تو را همواره و در همه جا داشتهام. خداوند تبارک و تعالی پاسخ میدهد: نماز خواندی تا نشانه ایمانت باشد، روزه گرفتی تا سپری در برابر آتش باشد، صدقه دادی تا در روز حشر سایبان تو باشد. ذکر من را گفتی تا مانند نور برای تو باشد تا بتوانی از پل صراط بگذری. اینها برای تو بود، پس چه عملی برای من انجام دادهای؟
موسی به خداوند عرض میکند: « قَالَ مُوسَی دُلَّنِی عَلَی الْعَمَلِ الَّذِی هُوَ لَکَ » خدایا مرا به عملی راهنمایی کن که وقتی آن را انجام دهم برای تو باشد و ثمره اش به تو برسد؟ خداوند به موسی فرمود: « قَالَ یَا مُوسَی هَلْ وَالَیْتَ لِی وَلِیّاً قَطُّ وَ هَلْ عَادَیْتَ لِی عَدُوّاً قَطُّ فَعَلِمَ مُوسَی أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ » ای موسی! آیا بخاطر من تا کنون کسی را دوست داشتهای؟ و آیا تا بحال تنها بخاطر من با کسی دشمنی کردهای؟
موسی دانست که بهترین اعمالی که به خدا برمی گردد دوستی بخاطر خدا و دشمنی بخاطر خداست.
بنابراین نتیجهٔ تولّی و تبرّی که قرآن ما را بدان راهنمایی میکند، تنها عملی است که برای خداست و خدا آن را دوست دارد.
ملاک حبّ اهل بیت (ع)
از کجا بدانیم که پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان را واقعاً دوست داریم؟ برخی از شرق شناسان که مسلمان هم نبودهاند، میگویند ما پیامبر و اهل بیت او را دوست داریم. در فضایل ایشان کتاب هم نوشتهاند. عدهای از اهل تسنن در مناقب امیرمؤمنان (ع) کتاب نوشتهاند. شافعیها اهل بیت (ع) را دوست دارند. آنهایی که به قبرستان بقیع مشرّف شدهاند، پیروان این فرقه را دیدهاند که میآیند و در مقابل مزار ائمه بقیع قرار میگیرند و عرض ادب میکنند. حال چه فرقی بین ما و آنهاست؟ آنها میگویند ما اهل بیت(ع) را دوست داریم، ما هم که همین را میگوییم.
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی فرمودند: « لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّی أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ یَکُونَ عِتْرَتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ یَکُونَ أَهْلِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ یَکُونَ ذَاتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ ذَاتِهِ » زمانیکه من، خانوادهام و آنهایی که منسوب به من هستند را بر خود، خانواده ات و منسوبین خودت مقدم داشتی، بدان که مرا دوست داری.
بنابراین هرگاه پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) را بر خود و خانواده خود مقدم داشتیم، آنان را واقعاً دوست داریم.
معاویه چهل جمعه متوالی در نماز جمعه، بدون صلوات و درود بر پیامبر اکرم (ص) خطبه اش میخواند. خطبهٔ نماز جمعه شرایطی دارد، باید ابتدا با بسم الله آغاز شود و بعد حمد و ثناء خداوند متعال باشد و به دنبال آن درود بر پیامبر اکرم (ص) باشد. بعد آیات قرآن خوانده شود و سپس موعظه صورت گیرد. این جزء واجبات خطبه است. البته شیعه سلام و صلوات بر اهل بیت را هم واجب میداند. این دو خطبه با نماز در حکم یک عمل هستند. معاویه چهل جمعه خطبه میخواند ولی درود بر پیا مبر (ص) نمیفرستاد. عمروعاص از او پرسید: چرا درود بر پیامبر (ص) نمیفرستی؟ گفت: فرزندان پیامبر (ص) در خطبههای نماز جمعه میآیند. وقتی درود بر پیامبر (ص) بفرستم، آنان سرشان را بالا میگیرند و با افتخار میگویند دربارهٔ جدّ ما رسول خدا (ص) سخن میگوید. من این کار را نمیکنم.
میدانید چرا مردم به سادات احترام میگذارند؟ چون با این رفتار میخواهند فرزندان رسول خدا را بر خود مقدم بشمارند. تنها بخاطر پیامبر اکرم (ص) این کار را میکنند وگرنه سادات موضوعیتی ندارند. هر آنچه هست پیامبر و اهل بیت اوست. این یک علامت و نشانه است. هر زمان که دیدیم پیامبر و خانواده اش را بیشتر از خود و خانواده مان دوست داری، بدانیم که محبّ ایشان هستیم.
ابوحمزه ثمالی نقل میکند که امام سجاد (ع) در مسجد الحرام از ما سؤال پرسیدند: « أَیُّ الْبِقَاعِ أَفْضَلُ فَقُلْنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ فَقَالَ أَمَّا أَفْضَلُ الْبِقَاعِ مَا بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ ع فِی قَوْمِهِ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً یَصُومُ النَّهَارَ وَ یَقُومُ اللَّیْلَ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ ثُمَّ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیْرِ وَلَایَتِنَا لَمْ یَنْفَعْهُ ذَلِکَ شَیْئاً»
« با فضیلتترین بقعه - در مسجد الحرام - کدام است؟ عرض کردیم: خداوند و پیامبرش و فرزند پیامبر بهتر میدانند - یعنی رعایت احترام به بزرگتر- بعد امام فرمودند: برترین بقعه بین رکن - حجرالأسود- و مقام حضرت ابراهیم (ع) است. اگر کسی عمر حضرت نوح داشته باشد، یعنی ۹۵۰ سال عمر کند و روزهای عمر را روزه بگیرد و شبهای آن را شب زنده داری کند و در میان رکن و مقام بمیرد، بدون اینکه ما را دوست داشته باشد این عبادات برایش فایدهای ندارد. »
بنابراین اعمال بدون محبت اهل بیت (ع) هیچ اثر و بهرهای ندارد.
جلوههای تولّی و تبرّی چیست؟
پس نتیجه بحث این شد که تولّی و تبرّی امری اجرایی و عملیاتی است که باید در رفتار انسان بروز و ظهور کند. حال چگونه به ظهور میرسد؟ اظهار این دوستی و دشمنی چگونه است؟
اظهار تولّی بمعنای دوستی، یک امر عرفی است. برای اینکه ثابت کنیم دوست کسی هستیم، در شادی او شاد و در غم و اندوه او مغموم میشویم. امام صادق (ع) نیز در این خصوص فرمودهاند: « شیعَتُنا یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا » شیعیان ما کسانی هستند که به شادی ما شاد و به عزای ما محزون میشوند. از مصادیق این حزن، پوشیدن لباس مشکی و گریه بر مصائب اهل بیت در مجالس عزا است.
اظهار تبرّی نیز در لعن کردن دشمنان اهل بیت (ع) است. لعن کردن امری احساسی نیست، بلکه امری قرآنی است که مستندات آن را هم ذکر کردیم.
زیارت عاشورا، جلوه بارز تولّی و تبرّی
زیارت عالیهٔ عاشورا، عالیترین و والاترین جلوهٔ اظهار تولّی و تبرّی در عمل است. بهترین کاری که میتوان برای اظهار این دو فریضه انجام داد، خواندن زیارت عاشورا است. زیارت عاشورا حدیث قدسی است که در باب آن و در خصوص سند آن در جلسهٔ دیگری مفصلاً بحث خواهم کرد. اما همین مقدار بگویم که در سند زیارت و در عبارات آن مخصوصاً فقرات مربوط به لعن دشمنان بنحوی که نقل شده، هیچ شک و شبههای راه ندارد.
در کتاب شریف مفاتیح الجنان اثر محدث بزرگوار، مرحوم حاج شیخ عباس قمی در حکایت مفصلی نقل است که برای مرحوم سید رشتی مشکلی پیدا شد. در پی حل آن به امام زمان (عج) متوسل شد. توفیق رفیق او شد و خدمت امام شرفیاب شد، درحالیکه حضرت را نمیشناخت. حضرت برای حل مشکلات او فرمودند: « صلاة اللیل، صلاة اللیل، صلاة اللیل » سه بار فرمودند که چرا نماز شب نمیخوانی؟ بعد حضرت فرمودند: « عاشورا، عاشورا، عاشورا » سه بار فرمودند که چرا زیارت عاشورا نمیخوانی؟ و سپس فرمودند: « جامعة، جامعة، جامعة » سه بار فرمودند که چرا زیارت جامعه کبیره نمیخوانی؟ این دستورالعمل امام زمان (ع) است که قطعاً به نتیجه میرسد.







