احکام ناشران

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۹ توسط Abbas69 (نظرات | مشارکت‌ها) (نمونه‌ای ازمرامنامه چاپ ونشر)

پرش به: ناوبری، جستجو
احکام ناشران
مشخصات کتاب
Nasheran.jpg
نویسنده حسینعلی عرب انصاری
زبان فارسی
ناشر نشر معروف
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۴-۰۵-۱۷
قطع جیبی
شابک ۹۷۸۶۰۰۶۶۱۲۳۸۶
دانلود PDF

محتویات

بخش اول: احکام نشر

فصل اول: آشنایی بامبانی چاپ ونشر

ناشر: در اصطلاح نامه کتابداری ناشر چنین تعریف شده است: شخص، شرکت ، یا شخصیت حقوقی یا تناگلانی که مسؤلیت انتشار یک کتاب یا دیگر مواد چاپی را برای استفاده همگان به عهده بگیرد. همین شخص یا شرکت ممکن است چاپ کننده ، ناشر و فروشنده ، یا چاپ کننده و ناشر و یا ناشر و یا فروشنده باشد. ولی در غرب تا آغاز قرن ۱۹ کار انتشار یک شغل جداگانه بود.
صنعت نشر : فعالیتی راکه منجر به تولید یک کالا ی تجاری شود، صنعت می‌گویند. در دهه‌های اخیر کتاب هارا با استفاده از دستگاه‌های الکترونیکی تولید می‌کنند ، بنابراین آنهارا کالا می‌توان نامید به این ترتیب ، تولید کتاب یک صنعت است که به آن “صنعت نشر” یا کتاب سازی گفته می‌شود.
موسسه انتشاراتی : یک ناشر ممکن است در قالب یک کتابفروشی، خود تمام امور را انجام دهد یابه عنوان یک موسسه انتشاراتی کارهارا انجام دهد . در هر موسسه انتشاراتی دفتر مدیر انتشارات یا دفتر نشر، رابط میان موسسه و مردم است. این دفتر، ارتباطات میان پدید آورندگان، امور مالی، فنی، ویراستاری و سایر واحد‌های نشر را با مدیر انتشارات و با یکدیگر هماهنگ می‌کند. این دفتر غالبا امور روابط عمومی را نیز انجام می‌دهد.
شورای نشر : موسسه انتشاراتی بزرگ غالبا یک شورای نشر یا گروه‌های تخصصی برای چاپ اثر یا انتخاب اثر یا ارزیابی اثر دارند. این شورا ممکن است گاهی برای امور فوری یا به طور مستمر تشکیل شود. این شورا ممکن است تحت عنوان ” کمیته انتخاب کتاب” یا شورای سر دبیری باشد که غالبا در نشر مجلات وجود دارند.
شورای ویرایش : گروهی از ویراستاران راکه سیاست‌های یک موسسه انتشاراتی را تعیین می‌کنند یا ویرایش یک کتاب مرجع مفصل رابه عهده دارند، شورای ویرایش می‌گویند.
در دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی ویراستار به صورت ذیل تعریف شده است: ” کسی که اثر یا مجموعه آثار یا مقالاتی را که از آن خودش است برای انتشار آماده می‌کند. کار ویرایش ممکن است آماده ساختن مطالب برای چاپخانه منحصر باشد ، یا ممکن است شامل سرپرستی چاپ ، تجدید در متن یا توضیح آن و افزودن مقدمه ، تعلیقات و یا مطالب انتقادی دیگر باشد .
انواع ویراستار : الف) ویراستار ادبی ب) ویراستار ساختار و محتوا
ج) ویراستار مقابله گر د) ویراستار صوری و فنی هـ) ویراستار تخصصی
بخش هنری و گرافیک : دست اندر کاران این بخش مسولیت امور هنری مانند طراحی ،صفحه آرایی ، نقاشی ورسامی اثر را به عهده دارند.
بخش تولید : این بخش مسولیت تبدیل دست نوشته به متن چاپی رابه عهده دارد در این بخش بیشتر امور فنی مربوط به چاپ و مراحل پایانی پس از چاپ انجام می‌گیرد.
بخش مالی و اداری : انتشاراتی‌های بزرگ ، گا هی این دو بخش را از هم تفکیک می‌کنند. در انتشاراتی‌های کوچک، مسولیت این بخش به عهده ناشر است و او برای رسیدگی به امور مالی یک حسابدار استخدام می‌کند وظایف بخش مالی فراتر از کار حسابداری است به طوری که در بخش مالی باید هزینه‌های نشر به طور کلی و جزیی بر آورد و سپس تامین شوند.
تولید فنی : شروع مرحله تولید فنی پس از اتمام همه مراحل ویرایش است و پایان آن آغاز کار چاپ کتاب درچاپخانه است .
این مرحله شامل طراحی کتاب و جلد و حروف چینی، صفحه آرایی و تصویر گری کتاب است .
بخش توزیع و فروش : در انتشاراتی‌های بزرگ ، این بخش واحدی مستقل است و گاهی واحد‌های برون مرزی نیز دارد. در این بخش چرخه تولید کتاب به مرحله پایانی می‌رسد . مسولیت بازاریابی ، تبلیغ، توزیع و فروش اثر به عهده این بخش است.
اجزای کتاب : هر کتاب از سه جزء اصلی تشکیل می‌شود: اجزای پیش از متن اصلی، متن اصلی ، اجزای پس از متن اصلی.
اجزای پیش از متن اصلی : الف) جلد ب) برگه سفید ج) صفحه نیم عنوان د) صفحه عنوان هـ) صفحه حقوقی
متن اصلی کتاب : متن اصلی فصل‌ها و زیر فصل‌ها و بخش‌های گوناگون کتاب است که تقدم و تأخر آنها با نظر پدیدآور، ویراستار و بخش طراحی تعیین شده است.
اجزای پس از متن :
۱)نمایه= سیاهه الفبایی نامها ، واژه‌ها و مضوعاتی است که در کتاب می‌آید.
۲)پی افزودها یا ضمائم = به مطالبی که ضمیمه متن کتاب هستند مانند کتاب نامه ، جداول آماری و مطالب توضیحی (تعلیقات)
پی افزود یا ضمائم می‌گویند.
۳) کتاب نامه= سیاهه منابع و مآخذی است که پدید آور برای تألیف کتاب از آنها استفاده کرده است.
طراحی: طراح بابهره گیری از ذوق هنری ، فن روان بشناسی، ابتکار عمل و حس زیبا شناختی میان بخش‌ها و اجزای گوناگون توازن، وحدت وتناسب ایجاد می‌کند . ویراستار کتاب را پس از ویرایش به بخش طراحی ارائه می‌دهد. طراح جای صفحات ، اندازه حروف و نوع آنها حاشیه‌ها و فضا‌های خالی صفحات ، محل و نوع و شکل تصاویر و جداول ، اجزای سه گانه کتاب و جلد و روپوش جلد را طراحی می‌کند.
حروف نگاری : پس از آنکه ، طراح اندازه و شکل حروف را پیشنهاد کرد و مورد توافق ویراستار یا ناشر قرار گرفت به بخش حروف چینی ارائه می‌شود. پیش از اختراع رایانه ، نوشته‌ها در چاپخانه حروف چینی می‌شدند ، اما در حال حاضر ، اغلب ناشران حروف چینی را با رایانه انجام می‌دهند.
صفحه آرایی : یکی از وظایف بخش تولید فنی وزیر بخش ، طراحی است . صفحه آرایی با دست یا با رایانه انجام می‌شود. طراح یا صفحه آرا به کمک نرم افزار‌های رایانه‌ای متن حروف چینی شده را صفحه آرایی می‌کند.
قطع کتاب: یکی از کار‌هایی که در تولید فنی انجام می‌شود ، تعیین قطع کتاب است. قطع کتاب به معنی اندازه کتاب است و با توجه به اندازه سطح چاپ، طول سطر ، قطع کاغذ و برش‌های آن انتخاب می‌شود .
در ایران نزدیک به بیست نوع قطع کتاب وجود دارد . کوچکترین نوع آن قطع ” بازوبندی ” به اندازه ۲×۳ سانتی متر . بزرگترین نوع قطع “رحلی بزرگ” و اندازه آن ۳۴×۵۸ سانتی متر است . از اندا زه‌های دیگر می‌توان “وزیری- رقعی- خشتی و جیبی” را نام برد، به طور کلی ، طراحی قطع کتاب با استفاده از اصول روانشناسی ، هنری، ذوقی وقتی انجام می‌شود.
توزیع و فروش : این امر ، در صدی (حداکثر ۳۰ درصد) از درآمد نشر را به خود اختصاص می‌دهد. چه بسا کتابهایی با ارزش که به دلیل عدم اطلاع رسانی یا توزیع نامناسب در انبارها می‌مانند ، بنابر این توزیع و فروش کتاب یک فرایند است که باید طبق برنامه ریزی درست و روش‌های علمی انجام شود . یکی از راه‌های توزیع درست ، بازار یابی است که طی آن بازار‌های مصرف ، شناسایی می‌شوند. امروزه معمولا بازار یابی قبل از انتشار انجام می‌شود.
تبلیغ : یکی از عوامل مؤثر در توزیع و فروش کتاب تبلیغ است.در بازار یابی نوع تبلیغات و چگونگی آن مشخص می‌شود. تبلیغ کتابتنها جنبه تجاری ندارد، زیرا کتاب یک کالای فرهنگی است . در واقع ، تبلیغ کتاب نوعی اطلاع رسانی فرهنگی است که موجب رونق بازار و تبادل و توسعه فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی یک جامعه می‌شود.
بهای کتاب : بهای کتاب با توجه به هزینه‌های متفاوت کتاب محاسبه می‌شود. بهای کتاب معمولا قیمتی است که خوانندگان آن را برای خرید کتاب می‌پردازند محاسبه آن بر میزان قیمت تمام شده کتاب ، به اضافه سود ناشر ، تیتراژ کتاب و درصدی است که باید به پدید آور پرداخت شود . قیمت تمام شده به اضافه سود ناشر همان بهای کتاب است که ناشر با داشتن درصد حق التألیف ، حق پدید آور را تعیین می‌کند ، به روش ذیل ( درصورت توافق در قرار داد ) : در صورت توافق در قرار داد ، سهم پدید آور = ۱۵٪ × تیراژ × بهای کتاب ۱۰۰
ناشران از نظر کیفیت آثار و اعتبار و تأثیر آنها بر بازار نشر به چهار گروه تقسیم می‌شوند: ناشران با آثار با ارزش، ناشران با آثار کم ارزش ،ناشران مبتکر و تأثیر گذار و ناشران پیرو و تأثیر پذیر.
ناشران با آثار با ارزش ، ناشرانی هستند که مخاطبان خود را می‌شناسند و تلاش می‌کنند تا آثاری را منتشر کنند که در جامعه تأثیر بگذارد و اثری ماندگار باشد . ناشران با آثار کم ارزش ، مخاطبان خود را نمی‌شناسند و تنها به دنبال منافع مادی خود هستند.
ناشران مبتکر و تأثیر گذار ناشرانی هستند که مسائل جامعه خود را می‌شناسند و گاهی حتی نیاز‌های آینده را پیش بینی و بر اساس آن‌ها برنامه ریزی می‌کنند.
ناشران از نظر چگونگی سرمایه گذاری ، مقدار سرمایه و وابستگی سرمایه آنها به صورت زیر تقسیم می‌شوند:
ناشران آزاد تجاری: ناشرانی هستند که با سرمایه خصوصی خود و گاهی با به مخاطره انداختن سرمایه خود آثاری را منتشر می‌کنند .
ناشران دولتی : ناشرانی هستند که بیش از پنجاه درصد سرمایه ، متعلق به آنها است و اگر این سهم کمتر از پنجاه درصد باشد ، وابسته به دولت می‌شوند.
ناشران ازنظر سرمایه گذاری به دو گروه انتفاعی و غیر انتفاعی تقسیم می‌شوند ناشران آزاد اغلب ناشران انتفاعی هستند، یعنی اغلب برای توسعه سرمایه و سود آوری دست به کار نشر می‌زنند . ناشران دولتی و وابسته به دولت را می‌توان ناشران غیر انتفاعی نامید. ناشران غیر انتفاعی غالبا در راستای هدف‌های والای فرهنگی، توسعه بهداشت، تبلیغ مبانی عقیدتی و مذهبی و سیاسی، گسترش نیات خیر خواهانه م نظایر آن اقدام به نشر می‌کنند.
فرایند‌های اصلی چاپ :
در کار چاپ، چهار فرایند وجود دارد:ا- چاپ لترپوس (برجسته) ۲-چاپ گراور(گود) ۳-چاپ لیتوگرافی(مسطح) ۴- چاپ اسکرین(متخلخل یا استنسیل). هر یک از این چهار فراین با روش‌هایی خاص انجام می‌شود:
لترپوس یا روش چاپ برجسته، گراور یا روش چاپ گود، لیتوگرافی با روش همسطح ، اسکرین با روش چاپ متخلخلیا استنسیل.
تکثیر یا چاپ فوری:این نوع چاپ را ” زیرو گرافی” و زیراکس” نیز می‌گویند. روش کار آن به صورت تهیه نسخه‌های اضافی از روی نسخه اصلی یا نسخه مادر است. از انواع تکثیر می‌توان فتوکپی، زیراکس، عکاسی، اوزالید، میکرو فیلم و امثال آنهارا نام برد.
سایر فرآیندهای چاپ : علاوه بر چهار نوع اصلی چاپ ، چندین نوع دیگر چاپ وجود دارد که عمل چاپ بدون تمام انجام می‌شود این نوع چپ‌ها دارای کاربردهای خاص هستند :
۱) چاپ از طریق قوه جاذبه دافعه بار‌های الکتریکی (الکترو استاتیک) ۲) چاپ از طریق پاشیدن مرکب ۳ ) چاپ از راه عکاسی ۴) چاپ لیزری.
شمارگان کتاب:
شمارگان یا تیتراژ کتاب عبارت است از تعداد کتاب ، مجله، روزنامه، و غیره که در یک نوبت به چاپ می‌رسد. یکی از شاخص‌های مهم کتابخوانی میزان شمارگان کتاب است. میزان تیراژ کتاب را نسبت به جمعیت به خصوص جمعیت با سواد کشور می‌سنجند. تیراژ کتاب به عوامل گوناگون بستگی دارد که همگی آن‌ها ، مانند حلقه‌هایی در یک زنجیر بر یکدیگر اثر می‌گذارند. به طور کلی ، عوامل محیطی نظیر شرایط جغرافیایی ، تاریخی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر تیراژ کتاب مؤثر است . قیمت کتاب هم در تیتراژ کتاب مؤثر است یکی از دلایل عدم مطالعهبه خصوص در میان اقشار کم در آمد ، می‌تواند گرانی کتاب باشد. نظام آموزشی : در کشور‌های در حال توسعه نظام آموزشی مانعی بزرگ برای عدم رونق بازار شد و پایین آمدن سطح کتابخوانی است کشور‌های در حال توسعه ، اغلب دارای جمعیتی زیاد و در آمدی اندک هستند بنابراین توان برنامه ریزی مناسب در زمینه تعلیم و تربیت ندارند. نظام آموزشی آن‌ها بر پایه معلم ، کتاب درسی و مدرسه استوار است و در نهایت هدف آنها گرفتن[۱].

مرحلهٔ پیش از چاپ کتاب

پیش از چاپ شامل کلیهٔ مراحل از طراحی تا انتقال تصویر بر روی پلیت است که شامل:
طراحی ، آماده سازی و تهیهٔ پلیت (زینک) می‌باشد.
مرحلهٔ طراحی و آماده سازی اصولاً کاری است که به عهدهٔ گروه گرافیکی و طراحی است، که شرح آن در این جا ضرورتی ندارد .فقط باید بدانیم که اگر کار چاپی ؛ کتاب، مجله، بروشورو... باشد فرم بندی نیز در همین واحد انجام خواهد شد.
اصلی‌ترین و حساس‌ترین قسمت پیش از چاپ لیتوگرافی است که باید تحت نظارت و کنترل کافی بر فیلم و زینک صورت گیرد.
در ابتدا لیتوگرافی به روش سنتی (دستی ) انجام می‌شد اما اکنون به روش دیجیتالی است.
نخست فیلم توسط دستگاه ایمج سترImage Setter تهیه شده سپس در قسمتی بنام قید کپی قرار داده می‌شود .
فیلم طلق شفافی است با سه لایه : ۱- لایه پایه ۲- قشر رابط ۳- امولسیون ( ژله)
فیلم معمولاً ناخوانا تهیه می‌گردد که بعد از انتقال بر روی زینک خوانا شود. زیرا همان طور که در قسمت چاپ توضیح خواهم داد در پروسهٔ چاپ افست طرح بر روی سیلندر زینک خواناست و بعد از انتقال بر سیلندر لاستیک ناخوانا شده و با انتقال بر روی کاغذ خوانا می‌گردد.
بعد از تهیه فیلم نا خوانا آن را بر روی پلیت در دستگاه قید کپی قرار می‌دهند تا زینک مورد نیاز تهیه شود.با وکیوم فیلم برروی فلزی بنام زینک که جنس آن از روی و آلومینیوم می‌باشد و با تاباندن اشعهٔ ماوراء بنفش و سپس ظهور آن بوسیلهٔ داروی ظهورطرح مورد نظر بر روی زینک ثبت می‌گردد. در تهیه زینک ضروری است دقت کافی در نظر گرفته شود زیرا کمترین نقصی در آن باعث خراب شدن کلیه کارهای چاپی که از روی آن زینک تهیه می‌گردند خواهد شد.
در روش‌های پیشرفته تر بوسیله دستگاهی بنام پلیت ستر Plate Setterمستقیماً زینک تهیه می‌شود و دیگر نیازی به تهیه فیلم و ظهور زینک نیست. این دستگاه دستورات لازم را به طور مستقیم از سِروِری که به آن متصل است دریافت نموده واطلاعات گرفته شده را بر روی زینک ثبت می‌نماید. توضیح اینکه این زینک‌ها معمولاً برای تیراژ محدودی پاسخگو هستند و اگر تیراژ کار چاپی از حدود ۱۰۰۰۰ کار بیشتر شود کیفیت خود را از دستمی دهند لذا در صورت نیاز برای تیراژ بالاتر ضروری است زینک را در دستگاهی که اصطلاحاً به آن کوره می‌گویند بسوزانند که به این روش زینک سوزی می‌گویند. اصول کار بر این است که زینک از کوره به مدت زمان حدود ۵ دقیقه عبور می‌کند و تحت حرارت مشخصی قرار می‌گیرد و به این طریق مقاومتر می‌گردد.
اصول کارهای رنگی در چاپ بر پایه چهار رنگ قرمز - آبی - زرد و مشکی است که گفته می‌شود. CMYK
C آبی = سایان = M = ماژنتا = قرمز K = مشکی Y = زرد
بنابر این برای هر رنگ باید یک پلیت (زینک) تهیه شود به این شکل که،مثلا تمام قسمت‌های طراحی اولیه که دارای رنگ ماژنتا هستند بر روی زینک ثبت شده و بقیه رنگ‌ها حذف می‌گردند و بدین طریق زینک ماژنتا تهیه می‌شود و نیز برای هرکدام از سه رنگ دیگر همین شیوه پیاده خواهد شد.
اگر رنگی که ترکیبی از دو رنگ است، درکاروجود داشته باشد رنگ‌های تشکیل دهنده در دو پلیت ثبت خواهند شد. مثلاً رنگ سبزی که در طرح است بر روی پلیت سایان با درصد مشخصی که رنگ سایان دارد ثبت شده و بر روی پلیت زرد با درصد معین رنگ زرد ثبت می‌گردد و هنگام چاپ از ترکیب مرکبها رنگ سبز حاصل خواهد شد.
البته در برخی از چاپ‌ها زینک وجود ندارد و طرح بر روی کلیشه پیاده می‌شود مثل چاپ گود(فلکسو - هلیو و...) و در اسکرین هم اصول بر فیلم و شابلون است که در قسمت‌های بعدی به اختصار در مورد همهٔ شیوه‌های چاپ خواهم نوشت.
به کلیهٔ مراحلی که در این جا خلاصه وار ذکر شد مرحله پیش از چاپ ( در چاپ افست) گفته می‌شود[۲].

مراحل چاپ کتاب به شرح زیر است

۱- طراحی اولیه
بررسی وتصمیم گیری درمورد قطع، فونت، فاصله سطرها سرصفحه، پا صفحه، فصل بندی مصورسازی وهمچنین تعداد صفحات تقریبی براساس ضرایب فرم‌های چاپی ۸ وترجیحا ۱۶
۲- حروفچینی و صفحه‌آرایی
الف- تایپ متون دست نویس و اسکن تصاویر و رسم نمودار و جداول و ... و اجرای سفارش طراحی اولیه ....
ب- پریینت اولیه وغلط گیری
ج- پرینت و غلط گیری نهایی
د- تهیه نسخه نهایی کتاب شامل صفحه عنوان- شناسنامه و متن کتاب با صحافی کامل
۳- ارسال یک نسخه ازکتاب صحافی شده به همراه فرم درخواست مجوز توسط انتشارات و درج کد شابک (کد ۱۳ رقمی شناسایی بین‌المللی کتاب (ISBN)) به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت اخذ مجوزقبل ازچاپ
کتابها به هیئت بررسی نشر کتاب ارجاع می‌گردد. این هیئت کتابها را پس از بررسی و مطالعه آن توسط کارشناس مربوطه که هر یک در رشته خاص متخصص می‌باشند به ناشر اعلام می‌گردند و در مواردی که نیاز به حذف و یا اصلاح بخش‌هایی از کتاب است با اشاره به صفحه و کلمه ویا جمله موردنظرناشر را در جریان قرار می‌دهند و ناشر موظف است که صفحات مورد نظر را بعد از اصلاح مجدد ارسال و منتظر پاسخ بماند و در بعضی موارد کتابها به دلایلی غیر قابل چاپ اعلام می‌گردد.این دلایل قانوناً باید بر اساس بخشنامه وقوانین شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد
پس از تأیید کتاب توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز قبل از چاپ کتاب صادر می‌گردد. در این مجوز نام کتاب ، مؤلف، مترجم، قطع، تیراژ نوبت چاپ تاریخ وشماره درخواست و شابک کتاب اعلام گردیده است.
پس از اخذ مجوز قبل از چاپ کتاب مراحل زیر انجام خواهد گرفت:
-۱ طراحی جلد که بر اساس موضوع، قطع و تعداد صفحه و علایق سفارش دهنده آماده می‌گردد ۲ -نسخه نهایی کتاب پس ازکنترل نهایی توسط انتشارات با نظارت سفارش دهنده جهت تهیه فیلم و زینک به لیتوگرافی ارسال می‌گردد و همچنین طرح جلد پس ازکنترل نهایی جهت تهیه فیلم و زینک چهار رنگ (تمام رنگی) به مراکز تهیه فیلم و زینک کامپیوتری که با عنوان ایمیج ستر یا خروجی فیلم و یا پلیت ستر نیز شناخته می‌شوندارسال می‌گردند.
اوزالید نسخه‌ای است به‌رنگ آبی که از فیلم یا زینک‌های کتاب تهیه می‌شود و دقیقاً نشان می‌دهد که کتاب پس از چاپ به چه شکلی درخواهد آمد. اوزالید معمولاً فقط توسط ویراستار فنی ادبی کتاب بررسی می‌شود و هرگونه تغییری در این مرحله، معمولاً باید بر روی فیلم اصلاح شود که بسیار گران تمام می‌شود. اوزالید معمولاً فقط برای اطمینان از صحت فرم‌بندی، تهیهٔ فیلم، مونتاژ، و طراحی‌های صفحات و ریختگی‌های احتمالی قبل از چاپ بررسی می‌شود.
۳ _تهیه ملزومات چاپ مانند کاغذ ومقوا با کیفیت موردنظروقطع و مقدار مورد نیاز وتحویل آن به چاپخانه
۴ -ارسال زینک رنگی جلدومتن به چاپخانه و چاپ بر اساس برگ سفارش
۵ -صحافی آخرین قسمت تهیه کتاب می‌باشد که پس از مراحل تا و ترتیب و تجلید )توجلد گذاری) و برش کاری و بسته‌بندی (شرینگ) کتاب را آماده بازرسی می‌نمایند. (بعد از مرحله چاپ مرحله صحافی می‌باشد که معمولا کتاب‌ها به دو روش جلد سخت و جلد‌های شومیز صحافی می‌شوند. تفاوت این دو روش بدون در نظر گرفتن هزینه آن در کیفیت و ماندگاری کتاب و همچنین ظاهر زیبای آن می‌باشد. در صحافی جلد سخت، فرمهای چاپ شده ابتدا به هم دوخته و سپس به جلد به وسیلهٔ چسب متصل می‌شوند ولی در صحافی جلد شومیز فرمهای چاپ شده فقط با چسب به جلد و به یکدیگر متصلند.)
۶- تعدادمعینی از کتابهای منتشره به همراه فرم‌های مخصوص و کپی مجوز قبل از چاپ با تأیید چاپخانه به اداره ارشاد ارسال می‌گردد و بازرس اداره ارشاد بعد از مراجعه به صحافی و کنترل نمونه و تعداد کتب منتشره بر اساس مجوز کتاب در صورت عدم مغایرت فرم اعلام وصول را صادر و با این فرم صحافی اجازه تحویل کتاب را به انتشارات خواهد داشت.
۷ -انتقال کتابها پس از صدور نامه اعلام وصول به انبار و مراکز پخش کتاب[۳]
بعد از اتمام مراحل اداری کتاب آماده چاپ است. ناشر پس از گرفتن مجوز، به چاپ کتاب اقدام می‌کند. بعد از دریافت مجوز، ناشر حق هیچ گونه دخل و تصرفی در محتویات کتاب ندارد. تیراژ و صفحات و سایر موارد آمده در شناسنامه باید با دقت مورد نظر قرار گیرد. گاهی اطلاعاتی از فیپا یا شناسنامه در چاپ حذف می‌شوند که بعد از مطابقت ارشاد، ناشر موظف است اطلاعات حذف شده را در کتاب درج نماید. برای این مرحله بعد از بستن فرم چاپ ابتدا یک اوزالید (نمونه پیش از چاپ) تهیه شده و در لیتوگرافی زینک آن تهیه می‌گردد و صفحات داخلی و جلد کتاب جداگانه چاپ شده و راهی مرحله صحافی در کارگاه صحافی می‌گردد. تمام این مراحل ممکن است بین ۱ ماه تا ۳ ماه طول بکشد.
تحویل و کسب اعلام وصول از وزارت ارشاد :
پس از چاپ کتاب، ناشر ۱۰ نسخه از کتاب چاپ شده را جهت دریافت اعلام وصول به ارشاد تحویل می‌دهد. با دریافت اعلام وصول، پروسه اداری چاپ یک کتاب پایان می‌پذیرد.
تجدید چاپ :
اگر ناشر بخواهد کتابی را تجدید چاپ کند، در صورتی که در کتاب تغییراتی اعمال نشده باشد، مجوز چاپ بدون سیر مراحل فوق و تنها با گرفتن مجوزارشاد ( که سریعاً به متقاضی تحویل می‌شود) انجام می‌شود. اما اگر ناشر قصد اعمال تغییرات محتوایی در متن کتاب داشته باشد، باید همه مراحل بالا را پشت سر بگذارد[۴].

مرحله توزیع - تبلیغ - بازار یابی وفروش کتاب

اینها ازمراحل نهایی فرایند نشر هستند
کتاب پس از آماده شدن، صفحه¬ آرایی شده برای گرفتن شابک راهی خانه کتاب می‌شود (که البته ناشران این شابک را به تعداد از خانه کتاب دریافت کرده و در اختیار دارند)

شابک وفیپا

شابک مخفف عبارت" شماره استاندارد بین المللی کتاب "است
شماره استاندارد بین‌المللی کتاب (شابک)، شماره‌ای ۱۳ رقمی است که برای هر کتاب به صورت مجزا صادر می‌شود. سه شماره نخست آن (۹۷۸) شناسه بین‌المللی بارکد کتاب است، سه شماره بعد، کشور محل چاپ کتاب (۹۶۴ ویژه ایران) و سه شماره بعدی شناسایی ناشر و سه رقم بعدی شماره ویژه کتاب و تک رقم آخر رمز بارکد خوانده می‌شود.
با گسترش روزافزون نشر کتاب در ایران و استفاده روزافزون از رایانه و سیستم‌های داده پردازی برای کارهای نشر اطلاع رسانی، کم‌کم ضرورت وجود شابک در ایران نیز بیش از پیش احساس شد و در نتیجه معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی کار نشر در اندیشه گرفتن نمایندگی از مؤسسه جهانی شابک شد، در سال ۱۳۷۲، و ایران به عضویت این مؤسسه درآمد و شماره گروهی جمهوری اسلامی ایران در نظام شماره‌گذاری بین‌المللی کتاب عدد ۹۶۴ تعیین شد آمار خانه کتاب بر اساس تعداد ناشران عضو آن بیش از ۵۰۰۰ ناشر است. همچنین بر اساس همین آمار از کل کتاب‌های منتشر شده توسط ناشران تا پایان سال ۱۳۸۴، حدود ۹۶ درصد کتاب‌ها دارای شابک هستند در سال ۱۳۷۵ نیز بر اساس مصوبه هیات وزیران استفاده از شابک از سوی ناشران اجباری شد و ناشر موظف شد که از ضوابط شابک ایران پیروی کند
در شابک ایران یک میلیون عنوان کتاب قابل شماره‌گذاری است که در آن ناشران، بر حسب میزان فعالیت انتشاراتی آنها، به چهار گروه تقسیم می‌شوند که جدول آن به صورت زیر است:
تعداد عنوان کتاب‌های ناشر شناسه گروه
تا ۱۰۰۰۰عنوان ۲۹-۰۰ اول
تا ۱۰۰۰ عنوان ۵۴۹-۳۰۰ دوم
تا ۱۰۰ عنوان ۸۹۹۹-۵۵۰۰ سوم
تا ۱۰ عنوان ۹۹۹۹-۹۰۰۰۰ چهارم
بر اساس تعداد کتاب منتشر شده ناشر و زمان صرف شده برای انتشار آنها، ناشر در یکی از این چهارگروه جای می‌گیرد. فهرستی از شماره‌گذاری مورد نیاز ناشر در اختیار او قرار می‌گیرد و ناشر، خود می‌تواند در مجموعه شماره‌های مختص به خود، کتاب‌هایش را شماره‌گذاری کند. و در انتخاب ترتیب شماره‌گذاری کتاب‌هایش نیز مختار است منوط به آنکه باعث بلا استفاده ماندن شماره‌های مختص به خود نشود[۵].

فیپا چیست؟

پس از دریافت شماره شابک، برای دریافت فهرست‌نویسی پیش از انتشار کتاب از طریق کتابخانه ملی اقدام می‌شود. این فهرست حاوی اطلاعات کامل کتاب نظیر نام اثر، نویسنده، مترجم، قطع، شمارگان، قیمت و موضوع است که برای دریافت آن باید اطلاعات یادشده را به همراه اطلاعات مختصری از کتاب و بخشی از متن نهایی اثر به صورت فایل pdf از طریق سایت اینترنتی کتابخانه ملی یا حضور در محل اعلام کرد.

تابهای الکترونیکی

در صورتی که پدید آوران به امکانات الکترونیکی دسترسی داشته باشند ، مقاله خود را در واژه پرداز ضبط می‌کنند و با همان شکل به ویراستارمیدهند و مقاله را منتشر می‌کنند .این نوشته‌ها معمولا روی کاغذ منتشر نمی‌شوند ، اما در صورت نیاز می‌توان از طریق چاپگر ، نسخه چاپی آن را نیز فراهم کرد، به این امر “نشر الکترونیکی” می‌گویند. مهمترین مزایای کتابهای الکترونیکی به صورت زیر است:
۱-ذخیره اطلاعات انبوه( متن، صدا و تصویر) در حجم بسیار اندک است .
۲-قابلیت جستجوی بدون واسطه و بسیار متنوع(اطلاعت دسته می‌شوند و گزینش اطلاعات بسیار آسان است)
۳- امکان انتقال و نگهداری آنها آسان (برخی از آنها در جیب حمل می‌شوند) است.
۴- قابلیت تکثیر ارزان و آسان است .
۵- امکان نصب و راه اندازی راحت است
۶- تداوم و بقای آنها نسبت به منابع چاپی طولانی تر است.
۷- هزینه‌های سفارش ، خرید ،نگهداری، فهرست نویسی و رده بندی کمتر است.
۸- استفاده از چند کاربر از یک کتاب الکترونیکی امکان پذیر است.
۹- برخی از انواع آنها سریع رمز آمد می‌شود.
۱۰- دسترسی روی شبکه امکان پذیر است.
۱۱-عدم سانسور مطالب هنگامیکه منابع الکترونیکی پیوسته هستند.
برخی از معایب کتابهای الکترونیکی عبارتند از :
۱) سخت افزار و لوازم جانبی آنها مورد نیاز است.
۲) امکان دارد اطلاعات به خصوص در دیسک‌های فشرده نوری مخدوش شوند.
۳) زمانی که عمل تکثیر بدون اجازه انجام می‌شود ، حق مؤلف از بین می‌رود.
۴) در استفاده از رایانه به دانش پایه نیازمندیم.
تأثیر اینترنت بر نشر و چاپ : تأثیر اینترنت بر نشر به شکلهای زیر می‌باشد :
۱) تبدیل ناشران به معماران کتاب، یعنی اطلاعات را گرد آوری و بر شکل گیری کتاب جدید نظارت می‌کنند
۲) سهولت در سفارش و خرید کتاب
۳) انجام دادن برخی از امور که هم در چاپ و هم در نشر وجود دارد مانند جدول، نمودار ،تصویر گزینی ، ویرایش و نسخه پردازی که امکان ارسال به نقطه دیگر دنیا میسر می‌شود و بدون پرداخت هزینه حمل و نقل دوباره به ناشر بر می‌گردد.
۴) تمام استفاده کنندگان از اینترنت می‌توانند از کتابهای الکترونیکی استفاده کنند.

تاریخچه چاپ ونشر درایران

آشنایی با تاریخچه صنعت چاپ در ایران
براساس اشاره‌های سیاحان خارجی، به‌ویژه شاردن، شماری از ایرانیان در عصر صفویه از کار چاپ و چاپخانه آگاهی داشته و به ورود آن به ایران شایق بوده‌اند. جان پینکرتون و جونس هنوی، که در عصر نادرشاه افشار به ایران سفر کرده‌اند، از جزوه‌هایی صحبت به میان آورده‌اند که به زبان لاتینی و عربی چاپ و منتشر می‌شده است. تحول عمده در فن چاپ و انتشار مواد چاپی، اعم از کتاب، روزنامه و مواد دیگر، از دوره ولایتعهدی عباس میرزا قاجار آغاز شد که مصادف است با پیامدهای جنگ‌های ایران و روس. چاپخانه‌ای که بنا بر مدارک فعلی، وجود آن محرز است، در سال ۱۲۳۳ به دست آقا زین‌العابدین تبریزی و با حمایت عباس میرزا در تبریز تأسیس شده است.
فتح‌نامه، اثر میرزا ابوالقاسم قائم مقامِ فراهانی، تفصیلی از جنگ‌های ایران و روس، ظاهراً نخستین کتاب فارسی است که در ذیحجه ۱۲۳۴ در ایران چاپ و منتشر شده است.
بررسی نخستین کتاب‌های چاپی نشان می‌دهد که دولت وقت از فنّاوری چاپ در جهت مقاصد خود استفاده می‌کرده است. کتاب‌ها عمدتاً تاریخی، دینی، ادبی، یا در جهت ترویج اصول بهداشتی، ترویج جنبه‌هایی از حیات مدنی و فرهنگ زندگی اجتماعی جدید بوده است
در سال ۱۲۴۰، حدوداً ۷ سال پس از تأسیس چاپخانه در تبریز، میرزا زین‌العابدین به امر فتحعلی‌شاه به تهران احضار و به تأسیس چاپخانه و چاپ کتاب مأمور شد.
چاپ سنگی در ایران بنابه عللی پس از چاپ سربی رواج یافت. جعفرخان تبریزی برای تعلیم دیدن چاپ‌سنگی به مسکو فرستاده شد و او در بازگشت، یک دستگاه چاپ سنگی را در ۱۲۳۹ـ۱۲۴۰، چند سالی پس از ورود چاپ‌سربی، با خود به تبریز آورد.
نخستین کتاب چاپ سنگی ظاهراً قرآنی بود که در ۱۲۴۸ به همت میرزا اسداللّه در تبریز چاپ شد و ۳سال بعد، باز به همت او و در تبریز، زادالمعاد انتشار یافت.
چاپ سنگی جز در تبریز و تهران در بسیاری از شهرهای دیگر ایران رواج یافت، تا آنکه در دوره ناصرالدین شاه قاجار چاپ سربی پس از مدتی بیش از نیم قرن بار دیگر رایج شد. چاپ سنگی حتی بنا به ضرورت فنی بر خط فارسی تأثیر گذاشت و در شیوه تحریری آن تغییری ایجاد کرد.
تأسیس مدرسه دارالفنون بر وضع و سیر چاپ در ایران تأثیر گذار. نیاز به انتشار کتاب‌های درسی، سبب شد که در این مدرسه کارگاهی مختص چاپ آثار استادان دارالفنون، منابع درسی محصلان و نیز پاره‌ای کتاب‌های دیگر تأسیس شود. چاپخانه کوچک دارالفنون ظاهراً در ۱۲۶۸ و با نام دارالطباعه خاصه علمیه مبارکه دارالفنون تهران و زیرنظر علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه تشکیل شد و تا ۱۳۰۰ دایر بود و شاید حدود ۴۰ عنوان کتاب درسی در آن به چاپ رسیده باشد.

چاپخانه‌ای دولتی، که تحت عناوین مختلف فعالیت می‌کرد و به چاپ کتاب و روزنامه می‌پرداخت، در دوره ناصرالدین شاه تأسیس شد.

نهضت مشروطه در ایران عامل افزایش تعداد عناوین و شمارگان روزنامه‌ها، گرایش بیشتر مردم به خواندن مطالب سیاسی و اجتماعی و نیز تقویت و گسترش چاپ در ایران بود. چاپ ژلاتینی، که بعداً جای خود را به روش چاپ استنسیلی داد، احتمالاً از اواخر عصر ناصری، و همزمان با آغاز تحرکات سیاسی تازه، برای تکثیر اعلامیه‌های پنهانی، نامه‌های سرگشاده و شب‌نامه‌های سیاسی مورد استفاده قرار گرفت و ظاهراً چاپخانه‌های مخفی کوچکی برای چاپ ژلاتینی تشکیل شده بود.
چاپخانه مجلس شورای ملی، مدت کوتاهی پس از تشکیل مجلس اول، به منظور چاپ و نشر روزنامه و نیز مطالب اختصاصی خودِ مجلس، به سرعت تأسیس شد و در مدت کوتاهی به بزرگ‌ترین چاپخانه کشور تبدیل گردید.
چاپخانه مجهز دیگری به نام چاپخانه شاهنشاهی، به سرپرستی عبداللّه‌خان قاجار که مدیریت او در صنعت چاپ معروف بوده است، پس از استقرار مشروطیت تأسیس شد و تا ۱۳۲۸ فعال بود.
در دوره محمدعلی میرزا، استفاده از چاپخانه‌های سربی اختصاصی و غیردولتی به جای چاپخانه‌های سنگی دولتی معمول شد، به طوری که بنا به تخمین حوالی سال ۱۳۳۰ معدودی چاپخانه سنگی به فعالیت ادامه می‌دادند.
در سال‌های ۱۳۰۷، ۱۳۱۰ و ۱۳۱۷ برای چاپ و نشر کتاب‌های درسی در سراسر کشور و به شیوه‌ای نو اقدام شد.
تأسیس دانشگاه تهران و نهادهای جدید آموزشی در این عصر، همراه با دولت و ارتشِ رو به گسترش، نیاز به چاپ برخی مطالب را در مقیاسی وسیع‌تر فراهم آورد. تأسیس چندین چاپخانه دولتی و وابسته به دولت، مانند چاپخانه ارتش، چاپخانه بانک ملی ایران، چاپخانه دخانیات ایران، چاپخانه راه‌آهن و مانند اینها، حاصل نیاز دولت به تأمین احتیاجات خود در زمینه چاپ به طور مستقل بود.
از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ ، به‌رغم مداخلات ادواری حکومت و ممیزی‌های موقت، چاپ و نشر تقریباً آزاد بود. شمار مطبوعات که در ابتدای دوره رضاشاه کاهش یافته بود، پس از سقوط او مجدداً افزایش یافت.

چاپخانه تابان، به عنوان نخستین چاپخانه خصوصی که به دستگاه‌های جدید و خودکار مجهز شد، در همین سال‌های پس از جنگ، تحولی چشمگیر را از سرگذراند. چاپخانه بانک ملی ایران هم به دستگاه‌های ملخی جدید مجهز گردید. چاپخانه اطلاعات هم که پیش از ۱۳۲۰  چاپخانه بزرگی بود، مجهزتر گردید.
در دهه ۱۳۳۰، دستگاه‌های افست رتاتیو و دورنگ و چهاررنگ جدید به ایران وارد شد و تحولی فنی در چاپ به بار آورد. چاپخانه‌های افست، روزنامه کیهان و سپهر، مهم‌ترین چاپخانه‌های آن دهه به شمار می‌آیند.

در دهه ۱۳۴۰ چاپ وارد مرحله تازه‌ای شد و انتشار کتاب‌های درسی در هیئتی جدید، کتاب‌های ارزان قیمت جیبی و شماری نشریه و گسترش آموزش‌های چاپ بر رونق آن افزود.
تا حدود نیمه دهه ۱۳۴۰، آموزش چاپ در ایران به شیوه استادی ـ شاگردی و از طریق چاپخانه‌ها انتقال می‌یافت. در ۱۳۴۴، رشته چاپ در هنرستان فنی تا مقطع دیپلم فنی دایر شد. از ۱۳۴۵ به بعد، هر سال چند تن برای فراگرفتن فنون جدید چاپ به اتریش اعزام می‌شدند.
سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ایران در دهه ۱۳۵۰ نیز برای چاپ کشور از سال‌های پر تعارض به شمار می‌آید. افزایش چشمگیر درآمد کشور و طرح‌های گسترده توسعه، که گسترش چاپ را هم اقتضا می‌کرد، با سیاست نظارتِ بسیار شدید بر چاپ کتاب و مطبوعات همراه شد.
ورود تجهیزات جدید چاپ، از جمله دستگاه لاینوترون، پاسخی به نیازهای رو به افزایش منابع چاپی، به‌ویژه کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها، بود، حال آنکه تنوع آموزشی و تکثر منابع که نیاز جدید کشور بود، با سیاست نظارت چاپی در تضاد کامل قرارداشت.
در جریان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ چاپخانه‌ها یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین کانون‌های فعالیت بر ضد حکومت پهلوی بودند. از خروج محمدرضا پهلوی از ایران در دی ۱۳۵۷ تا آغاز تجاوز نظامی عراق به خاک ایران در پایان شهریور ۱۳۵۹، بیش از ۳۵۰ عنوان روزنامه در ایران چاپ شده است.
چاپ در ایران از ۱۳۵۷ به این سو به طور کلی بر اثر چند عامل رو به رشد نهاده است: افزایش عناوین کتاب و نشریه؛ برداشته شدن ممیزی، جز در دوره‌هایی کوتاه؛ گسترش آموزش چاپ؛ انتشار نشریه‌های تخصصی در این زمینه؛ گسترش و تقویت صنف چاپ و صنف‌های وابسته؛ ورود تجهیزات و فنون جدید چاپ، به ویژه استفاده از رایانه و دستگاه‌ها و شبکه‌ها و نظام‌های رایانه‌ای که انقلابی در اطلاعات و ارتباطات در سطح جهانی به بار آورده است؛ توسعه دانشگاه‌ها و آموزش عالی؛ افزایش جمعیت و رشد سریع نسل جدید لازم‌التعلیم و نیاز به چاپ منابع جدید؛ گسترش نهضت سوادآموزی و نظایر اینها.
در سال ۱۳۷۱ روش چاپ رنگی در مطبوعات به کار گرفته شد. روزنامه همشهری نخستین روزنامه رنگی ایران است. در همین سال آیین‌نامه جدیدی در خصوص تأسیس چاپخانه‌ها و واحدهای وابسته و چگونگی نظارت بر آنها به تصویب رسید.
در زمینه چاپ، ۳ نشریه تخصصی و نیمه‌تخصصی انتشار می‌یابد: ماهنامه صنعت چاپ؛ ماهنامه چاپ و بسته‌بندی؛ ماهنامه چاپ و انتشار. چاپ تمبر، اوراق بهادار، اسناد، بلیت اتوبوس‌های شهری، برگه‌های عوارض و نظایر اینها در چاپخانه‌های دولتی و تحت مقررات خاصی انجام می‌گیرد. چاپخانه ویژه چاپ اسکناس در ۱۳۶۱ تأسیس و سال بعد به بهره‌برداری رسید و از ۱۳۶۷ اسکناس کشور کلاً در این چاپخانه چاپ شده است. با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ۱۱ شهریور به عنوان روز صنعت‌چاپ نامگذاری شده است[۶].

تاریخچه‌ای کوتاه بر صنعت نشر در ایران

صنعت نشر کتاب در ایران (که با صنعت نشر روزنامه تفاوت دارد)، بدون آنکه بخواهیم وارد جزئیات امر شویم، به‌طورکلی قدمتی صد ساله دارد و مرکزیت آن هم در پایتخت محسوس است.
این امر تقریباً در تمام کشورهای دیگر نیز مصداق دارد و پایتخت کشورها مرکز تمرکز ناشران است. (تنها تفاوت در آمریکاست که شهر نیویورک مرکز کلیه ناشران مهم این کشور است).
نسل اول ناشران ایران، گرچه به‌طور عمده در نواحی بازار و تیمچه حاجب‌الدوله و بازار بین‌الحرمین و خیابان ناصرخسرو کار خود را شروع کردند، اما به علت گسترش شهر تهران، کتابفروشی‌های خود را به خیابان شاه‌آباد و خیابان نادری < خیابان جمهوری اسلامی > و بعدها به مقابل دانشگاه نیز توسعه دادند.
یکی از نام‌های مشهور نسل اول ناشران ایران، «علمی»ها هستند: میرزا علی‌اکبرخان خوانساری، جد «علمی»ها، در خوانسار به پیشه کتابفروشی اشتغال داشت. او به تهران می‌آید و در تیمچه حاجب‌الدوله کتابفروشی دایر می‌کند. پسر او، میرزا محمد اسماعیل، ابتدا با پدر، سپس به‌طور مستقل در خیابان ناصریه (ناصرخسرو بعدی) دکانی باز می‌کند و به فکر چاپ و نشر می‌افتد.
در این زمان به او خبر می‌دهند که روس‌ها در مشهد، قصد فروش چاپخانه‌ای را دارند. میرزا محمد اسماعیل (که حالا حاجی هم شده است) به مشهد می‌رود و یک دستگاه ماشین چاپ سنگی با لوازم آن را خریداری می‌کند و با خود به تهران می‌آورد و شروع می‌کند به کار چاپ کتاب.
انتشارات علمی، نام یکی از پرکارترین و مشهورترین ناشران نسل اول صنعت نشر کتاب در ایران است. اینان نخست در بازار و خیابان ناصرخسرو و بعدها در خیابان شاه‌آباد و سپس مقابل دانشگاه به تأسیس کتابفروشی پرداختند و زیر نام‌های علمی و «انتشارات جاویدان» به کار خود ادامه دادند.
نصرالله صبوحی ـ بنیانگذار «کتابفروشی مرکزی» بود و انتشارات خود را زیر همین نام منتشر می‌کرد و کتابفروشی او هم در خیابان ناصرخسرو قرار داشت. (ایشان، پس از تأسیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، یکی از رؤسای اولیه این اتحادیه بود).
محمد رمضانی، انتشارات کلاله خاور را داشت. او هم از پیشگامان نسل اول ناشران ایران بود.
هم ایشان «نخستین نشریه ادواری خاص و مستقل در زمینه کتاب» را به نام فصلنامه کتاب (در ۶۴ صفحه) در فروردین ۱۳۱۱ (یعنی ۷۲ سال پیش) منتشر کرد. (از این فصلنامه فقط چهار شماره منتشر و انتشار آن متوقف شد).
ایشان بعدها جزوه‌های هفتگی «افسانه» را منتشر کرد (در ۸ تا ۱۶ صفحه) که در آنها ادبیات جهان و برخی از آثار فارسی معرفی می‌شد. جزوه‌های «افسانه» بخش مهمی از فعالیت‌های فرهنگی ایران بین سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ را نشان می‌دهد.
ابراهیم رمضانی (انتشارات ابن‌سینا)، حسن معرفت (کانون معرفت)، عبدالغفار طهوری (کتابخانه طهوری)، زوار (کتابفروشی زوار)، عبدالرحیم جعفری (انتشارات امیرکبیر)، جواد اقبال (انتشارات اقبال)، محمدی (کتابفروشی محمدی)، برادران مشفق (بنگاه مطبوعاتی صفی‌علیشاه)، محمود کاشی‌چی (انتشارات گوتنبرگ)، یهودا بروخیم و اسحق بروخیم (انتشارات بروخیم) و چند نام دیگر ، نسل اول ناشران ایران را به وجود آوردند که هنوز هم برخی از بنگاه‌های انتشاراتی آنها در صحنه‌های صنعت نشر کتاب ایران به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند. (البته خواننده این سطور توجه دارد که من فقط به صنعت نشر کتاب در بخش خصوصی می‌پردازم و سازمان‌های دولتی و نیمه دولتی از بحث من خارج است. گرچه، از نظر زمانی، انتشارات دانشگاه تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب و مؤسسه انتشارات فرانکلین در دایره همین نسل اول می‌گنجند).
نسل اول ناشران ایران را می‌توان نسل خانوادگی و موروثی تلقی کرد که کار نشر کتاب به‌طور سنتی از پدر به پسر یا برادر منتقل می‌گشته است.
نسل اول ناشران ایران، تا پیش از ۱۳۰۰، تنها ۱۰ مؤسسه انتشاراتی و در میان سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۱۰، جمعاً ۱۶ مؤسسه انتشاراتی را در ایران تأسیس کرده‌اند.
در دهه ۳۰ و ۴۰ و ۵۰، به تدریج نسل دوم ناشران ایران، پا به عرصه صنعت نشر کتاب می‌گذارد. این نسل، نسلی است که صفت «فرهیختگی» در مورد اکثر آنان مصداق دارد. اینان با زبان‌های خارجی آشنا هستند، برخی از آنها نویسنده و مترجم و منتقد ادبی هستند و بر روی هم برآنند تا خون تازه‌ای را وارد صنعت نشر کتاب کنند.
با انقلاب ۱۳۵۷ نسل سوم ناشران پا به عرصه وجود می‌گذارد. این نسل از ناشران، جوانانی هستند که با پدیده کتاب‌های «جلد سفید» به بازار کتاب ملحق می‌شوند. اینها که اکثرشان کارکنان شاغل در کتابفروشی‌های نسل اول و نسل دوم بوده‌اند و در عمل از عطش جوانان به خواندن کتاب‌های سانسور شده و ممنوع، اطلاع دارند، با چاپ کتاب‌های ممنوع ـ با جلد سفید (هم به دلیل پنهان‌کاری از تعقیب حکومت و هم به دلیل فرار از پرداخت حق‌التألیف به صاحبان اثر) ـ وارد عرصه نشر کتاب می‌شوند.
اگر نسل اول ـ به دلیل موروثی بودن شغل ـ و نسل دوم ـ به دلیل فرهیختگی ناشران آن نسل ـ از یک نوع همرنگی برخوردارند، نسل سوم اما از این یکرنگی برخوردار نیست. گروهی صرفاً به دلیل اقتصادی و گروهی به دلیل آرمان‌خواهی به این صنعت روی آورده‌اند[۷].

مقایسه نشر قبل و بعد از انقلاب

سال ۸۴ کتابی با عنوان «نشر کتاب در ایران؛ بررسی آماری دو دهه اخیر» از سوی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری منتشر شد که در آن کارنامه ۲۴ ساله نشر کتاب را بعد از انقلاب بررسی کرده است. آمار کتاب‌های منتشر شده در ایران از۲۷۴ عنوان در سال ۱۳۵۷ به ۵۲ هزار و ۷۹۸ عنوان در سال ۱۳۸۵ رسید این ارقام ۱۹ هزار درصد رشد را نشان می‌دهد. نشر کتاب در سه دهه اخیر بعد از پیروزی انقلاب نسبت به قبل از آن رشد و افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است. این رشد در واقع بازتاب افزایش چند برابری تعداد ناشران از یک سو و افزایش مراکز آموزش عالی از سوی دیگر است. طبق آمار موجود تا قبل از انقلاب تعداد ناشران ایران در تهران و شهرستان‌ها به بالای ۲۰۰ مؤسسه و شرکت نشر رسید. این در حالی است که این رقم در سه دهه اخیر به بالای سه هزار مؤسسه و بنگاه نشر رسیده است. سال ۸۴ کتابی با عنوان «نشر کتاب در ایران؛ بررسی آماری دو دهه اخیر» از سوی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری منتشر شد که در آن کارنامه ۲۴ ساله نشر کتاب را بعد از انقلاب بررسی کرده است. بر اساس آن تحقیق که آخرین پژوهش آماری رسمی دربارهٔ نشر بعد از انقلاب اسلامی است، در ۲۴ سال گذشته بین سال‌های ۵۷ تا ۸۱ در ایران ۲۴۹ هزار و ۵۳۲ عنوان کتاب منتشر شده است و کتاب‌های منتشر شده از ۲۷۴ عنوان در سال ۱۳۵۷ با رشدی ۲۲ درصدی به ۳۰ هزار و ۵۴۱ عنوان در سال ۱۳۸۱ رسیده است[۸].

فصل دوم: جایـــــــگاه کتـــــــاب

کتاب تنها گزینه ایست که هیچ وقت جایگزین پیدا نخواهد کرد و از گذشته تا به حال و از حال تا به آینده توانسته در رشد و ترقی فکری بشر تأثیر بسزای داشته باشد. کتاب تنها وسیلة انتقال علم و آگاهی ایست که به سادگی می‌توان از این چشمة جوشان در جهت ارتقاع کمالات بهرمند گشت. کتاب میراثی ماندگار، پدیده‌ای باشکوه و با ارزش و عنصری رشد آفرین و روشنگر در پهنه زندگی بشر است. همه فرهنگها با کتاب آغاز می‌شوند، با کتاب می‌بالند و تجربه‌های خود را به کتاب می‌سپارند. از این میان اسلام بیشترین بهره را از کتاب برده است در میان همه ابزارهای فرهنگی کتاب جایگاه ویژه‌ای دارد. تاریخ هیچ تمدنی خالی از کتاب و کتابت نبوده. می‌توان کتاب را در کنار مبارک‌ترین پدیده‌های بشری - و بلکه الهی - نشاند. کتاب خاموش‌ترین آوازی است که در خانه‌های ما می‌پیچد و چه سرها را که به سامان می‌رساند و چه دلها را که به گرمی می‌نشاند. کتاب راستگوترین ترازویی است که می‌توان فرهیختگی اقوام را با آن سنجید در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری، از طریق کتاب جاودانه مانده‌اند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است افتخار ما نیز در این است که فرهنگ باورهای دینی ما - یعنی آیین مقدس اسلام - مبتنی بر ارزش بینش و دانش و ارجمندی کتاب و نگارش است و خداوند منان معجزه ابدی آخرین و محبوب‌ترین فرستاده اش را یک کتاب قرار داده است، قرآن کریم سرامد همه کتابهای عظیم است.

اسلام، یگانه دینی است که معجزه‌اش، کتاب و نخستین پیام آن، امر به خواندن است. بنابراین،کتاب می‌تواندبعنوان یکی ازعناصرفرهنگی،درادواروزمانهای مختلف،علاوه برفرهنگسازی به انتقال واشاعه فرهنگی نیزبپردازد،کتاب،صرف نظرازبعدموضوعی آن،اگر دربرگیرنده مطالب باارزشی باشد،می تواندضمن صیانت ازفرهنگ متعالی جامعه،آنرا بی هیچ کم وکاستی به نسل نو ارائه نمایدبطوریکه بامطالعه آن،گویی،انسان درآن دوره می‌زیسته است. کتاب بعنوان یک میراث گرانبها درهربرهه اززمان حامل پیامی درخورتوجه درابعادگوناگون خواهدبودکتاب همچون صدفی،دردل خودمروارید فرهنگ والاوکهن راپرورانده وبه جامعه عرضه می‌دارد.

کتاب،بعنوان میراث جاودان وماندگارازصدراسلام تاکنون مصدرومنبع فیاض حفظ،صیانت وانتقال باورهاوارزشهای متعالی ونیزعامل پویایی فرهنگی بوده ومنجربه بارورشدن دینی جامعه می‌گردد.بعنوان نمونه،دراین زمینه می‌توانیم به رسالت میراث مکتوب دراعتلای دینی جامعه درطول اعصاروقرون گذشته اشاره نماییم که وقایع ورویدادهای عظیم تاریخ راهمچون نگینی درخودحفظ کرده وبه آیندگان هدیه می‌دهد.واقعه کربلاوتاثیرمیراث بجامانده ازآن دوران درشهادت طلبی مردان خدادرطی هشت سال دفاع مقدس وترویج فرهنگ والای ایثاروشهادت درگستره وسیع جهان اسلام درقالب جنبشهاونهضتهای آزادیخواهانه،نمونه بارزی ازاین رسالت خطیراست[۹]. تأثیر کتاب در صدوراندیشه، انکارناپذیر است. تنها راه انتقال علوم گذشتگان به این عصر، کتاب بوده که در روایات نیز بر آن تأکید شده است. با این وصف، ما وارثان فرهنگ پویا و تمدن والای اسلامی، برای تحقق آن فرهنگ باید به کتاب و کتابخوانی اهمیت بدهیم و به کتاب در جایگاه کالای أثرگذار فرهنگی و معنوی، ارج نهیم. امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «
بنویس و علمت را در میان برادرانت منتشر ساز. اگر مرگت فرا رسید، آنها را به پسرانت میراث ده؛ زیرا برای مردم، زمان فتنه و آشوب می‌رسد که در آن هنگام جز به کتاب‌هایشان انس نگیرند[۱۰].
اسلام، دین علم و دانش است، مسلمانان را به دانش اندوزی توصیه می‌کند. با توجه به عنایت خاصی که اسلام به علم و دانش داشته است، بدیهی است که توجه به کتاب به عنوان ابزار ارزشمند بسط و نشر علم هم در خور دقت است، علاوه بر اینکه معجزه پیامبر اسلام خود، کتاب است و کتاب اگر چه در همه ادیان آسمانی عنصر مقدس و ارزشمندی بوده است، ولی در اسلام از ویژگی خاصی برخوردار است. لفظ کتاب بارها در قرآن تکرار شده و سوره حمد به فاتحه الکتاب معروف است و دومین سوره قرآن در آغاز به کتاب اشاره دارد. انس از قول رسول خدا(ص) نقل می‌کند که ایشان فرمودند: هر گاه مومن پس از مرگ خویش تنها برگ کاغذی که بر روی آن علمی نگاشته باشد از خود به جای گذارد، آن برگه در روز قیامت پوششی بین او و آتش خواهد و خدای بزرگ در جهان دیگر به هر حرفی که روی آن نوشته شده شهری که هفت برابر بزرگتر از دنیاست به او عطا خواهد فرمود[۱۱].
همچنین امام صادق (ع) فرمود: کتابهای خویش را نگه دارید همانا به زودی به آنها احتیاج پیدا خواهید کرد. مسلمانان هرچه از زمان پیامبر دورتر می‌شدند برای حفظ و ضبط قرآن و آثار پیامبر و ائمه معصومین به نگارش و ثبت و ضبط وقایع خود را نیازمندتر می‌دیدند[۱۲].

کتاب خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

امروزه با پیشرفت و متمدن شدن جوامع بشری و وجود کتاب‌های الکترونیکی و کتابخانه‌های مجازی ، کتاب‌های کاغذی نه تنها جایگاه خود را از دست نداده‌اند بلکه هر روز بیشتر ازگذشته مورد توجه قرار می‌گیرند... گرچه هر کتابی ارزش یک بار خوانده شدن را دارد، اما هستند کتاب‌هایی که نه تنها چندین بار چاپ مجدد،بلکه در تمام دنیا شناخته و به زبان‌های دیگر هم ترجمه می‌شوند و هر نوع مخاطبی را جذب خود می‌کنند . این کتاب‌ها ویژگی‌هایی دارند و شاید نویسندگانی که کتاب هایشان با استقبال کمی روبرو ست از درک آن غافلند.
ویژگی‌های کتاب خوب عبارتند از :
عنوان کتاب : مهمترین مشخصه یک کتاب خوب انتخاب عنوان زیبا برای آن است. یک نام خوب می‌تواند خوانندگان بسیاری را جذب کند.
جذابیت: یک کتاب خوب دارای چنان جذابیتی است که خواننده دوست ندارد کتاب را کنار بگذارد و دوست دارد بداند آخر داستان چه اتفاقی می‌افتد . این ویژگی بارزترین مشخصه یک کتاب خوب است.
تصویر سازی: زمانی که خواننده کتابی را می‌خواند باید از قهرمانان یا محیط آن کتاب تصویری در ذهن خود بسازد . اگر کتابی خوب باشد حتی اگر خواننده چند سال بعد هم دوباره آن کتاب را بخواند همان تصویر در ذهنش نقش می‌بندد.
رضایتمندی : خواننده در پایان یک کتاب خوب از خواندن آن کتاب احساس لذت و رضایتمندی می‌کند.
آموزش : یک کتاب خوب نه تنها سرگرم کننده است،بلکه باید حالت آموزشی داشته باشد و درسی تازه به خواننده بدهد.
یک کتاب خوب نباید خسته کننده باشد و به مسائل حاشیه‌ای بپردازد، بلکه باید محور داستان تا پایان کتاب رعایت شود.
تولید یک کتاب خوب با چنین ویژگی‌هایی شاید سخت باشد،اما محال نیست و کتابی که چنین ویژگی‌هایی را دارا باشد نه تنها خوانندگان خاص بلکه خوانندگان عام را هم جذب می‌کند[۱۳].

کتاب ازدیدگاه مقام معظم رهبری و امام راحل

اسلام پرچمدار کتابخوانی

رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر موضوع کتاب و کتابخوانی تأکید کرده است:
کتابخوانی چیزی است که برای یک ملت فریضه و لازم است، آن مردمی که اهل کتاب خواندن باشند، از لحاظ معلومات و ذکاوت و هشیار، با مردمی که با کتاب و مطبوعات انس نداشته باشند، تفاوت می‌کنند[۱۴].
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای مرکزی فرهنگ عمومی کشور و مجریان ستاد مرکزی مراسم هفته کتاب با ایشان طی سخنانی، اسلام را پرچمدار کتابخوانی و ایران را محل اوج اندیشه‌های انسانی در قرنهای پس از اسلام دانستند و بر ضرورت اهمیت دادن به کتاب و کتابخوانی در ایران اسلامی تأکید کردند و فرمودند:.
اسلام به کتاب و خواندن و نوشتن اهمیت زیادی می‌دهد و ایران به عنوان کشوری که پرچمدار تفکر اسلامی است و اسلام در آن حاکمیت دارد باید در زمینه کتابخوانی و نیز تولید و نقد کتاب ، سر آمد کشورهای جهان باشد و برای رسیدن به این هدف، کتاب و کتابخوانی در ایران اسلامی باید ده برابر آنچه که امروز مورد توجه قرار دارد؛ رواج و توسعه پیدا کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای به نقش بسیار مهم پیامبر اسلام (ص)، ائمه معصومین (ع) و پیشوایان دین مبین اسلام در سوق دادن جوامع به سوی فرهنگ کتابخوانی اشاره کردند و فرمودند:
کسانی که منتقدان جمهوری اسلامی ایران، مقلدان آنها هستند، آن زمانی را که اسلام پرچمدار علم و دانش بود و کتابهای اسلامی در اقطار جهان و در حد همت ملتها مورد استفاده قرار می‌گرفت، ندیدند. امروز نیز نظام اسلامی ایران در صدد تحقق همان فرهنگ و تمدن است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه همه دستگاه‌های آموزشی و فرهنگی برای ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر، وظیفه دارند افزودند:
از آموزش و پرورش و مدارس ابتدایی تا دستگاه‌های ارتباط جمعی و تبلیغاتی اعم از مطبوعات و صدا و سیما در ترویج کتابخوانی مسئول هستند ایشان فراگیر شدن تبلیغات کتاب و کتابخوانی در دستگاه‌های ارتباط جمعی و تبلیغاتی را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: امروز برای برخی کالاها و محصولات کم اهمیت و حتی مضر تبلیغات گسترده‌ای در صدا و سیما و مطبوعات می‌شود اما برای کتاب که محصولی با عظمت و با ارزش است، تبلیغ و تشویق مناسبی صورت نمی‌گیرد رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:
کتابخوانی باید به یک عادت همیشگی در مردم بویژه جوانان تبدیل شود و در سبد کالاهای مصرفی خانواده سهمی قابل قبول پیدا کند. رهبر معظم انقلاب دستگاه‌های فرهنگی را به حرکتی جدید و فراگیر برای ترویج کتابخوانی فراخواندند[۱۵].

ملاک بررسی کتاب

حضرت آیت الله خامنه‌ای ملاک بررسی کتاب را زیان بخش بودن آن دانستند و فرمودند:
جلوگیری از نفوذ فساد در جسم و فکر و جان یکایک شهروندان جامعه، یک وظیفه مهم دولت است و بر اساس این مسؤولیت، دولت نمی‌تواند اجازه دهد استعداد و موجودی یک انسان که متعلق به مجموعه یک کشور و یک ملت است تضییع و فاسد شود. بنا بر این در زمینه نشر کتاب، تمامی حق به نویسنده منحصر نمی‌شود، بلکه حق بالاتری نیز وجود دارد که متعلق به انبوه خوانندگان کتاب است و با تکیه بر همین مبنای روشن، مسأله بررسی کتاب به عنوان یک کار مهم، ضرورت پیدا کرده است.
۱۳۷۵/۰۸/۰۱

اهمیت نشر ومطبوعات

نظرات امام راحل که برگرفته از اسلام ناب می‌باشد در مسائل مختلف خط و مشی انقلاب اسلامی را در آن زمینه ترسیم می‌کند و مسئولینی که در طی زمان بر سرکار می‌آیند باید خود را موظف بدانند که طبق خط و مشی انقلاب اسلامی قدم بردارند. وظیفه و مسئولیتی که امام برای مطبوعات و انتشارات در کشور ترسیم می‌کنند مسئولیتی بسیار بزرگ است. ایشان معتقدندکه "اهمیت انتشارات, مثل اهمیت خـونهایـی است که در جبهه‌ها ریخته مـی شـود. و ((مـداد العلمإ افضل مـن دمإ الشهدإ)) دمإ شهدا اگر چه بسیار ارزشمند و سازنده است لکـن قلمها بیشتر می تـوانند سازنده باشند و اصـولا شهدا را قلمها مـی سازند و قلمها هستند که شهیدپرورنـد. انتشارات رژیـم سابق, عامل قـوی در جهت به فساد و به تباهـی کشاندن نسل جـوان دختر و پسر بـود که شما باید آن را جبران کنید[۱۶].
امام راحل وظیفه مطبوعات را این می‌داند که «به طور کلی، در هر کشوری، مطبوعات آن کشور و تلویزیون و رادیوی آن کشور باید در مسیر آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات باید ببینند که ملت چه می‌خواهد، مسیر ملت چیست، روشنگری در آن طریق داشته باشند و مردم را هدایت کنند»[۱۷]. سپس ایشان مسیری که ملت می‌خواهد را تبیین می‌کنند. در ادامه ایشان به رسانه‌ها می‌گویند « این یک هشداری است به اینکه همه جمعیت‌ها اگر بخواهند خیانت نکنند به ملت، اگر بخواهند خدمت بکنند به کشور، مطالعه کنند ببینند مسیر این ملت چه بود؛ چرا این ملت به خیابانها ریخت و«اللَّه اکبر» گفت؛ چرا جوانهایش را داد و شب پشت بامها رفت و فریاد زد و مرگ بر که و زنده باد که گفتند. این برای چه بود؟ برای اسلام بود. اینها اسلام می‌خواستند. فقط مسأله این نبود که ما آزادی می‌خواهیم آزادی منهای اسلام را نمی‌خواهد دولت ایران، ملت ایران؛ ملت ایران اسلام را می‌خواهد. آزادی باشد لکن مثل شوروی باشد؟ آزادی باشد لکن مثل مملکت دیگری باشد؟ اجنبی باشد؟ کِیْ همچو چیزی را ملت ما می‌خواست؟ این آقایان در اشتباهند. من نمی‌گویم خائنند، من می‌گویم در اشتباهند؛ باید اشتباهات خودشان را رفع کنند»[۱۸].

فصل سوم: خط مشی کلی نشر کتاب

مصوبه اصلاحی "اهداف، سیاست‌ها و ضوابط نشر کتاب"

مصوب جلسه ۶۶۰ مورخ ۲۴/۱/۸۹ شورای عالی انقلاب فرهنگیصحیفه امام، جلد۷ ، صفحه۵۳۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه ۶۶۰ مورخ ۲۴/۱/۸۹، براساس پیشنهاد مورخ ۲۵/۱/۸۷ و ۲۲/۹/۸۸ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اصلاح مصوبه "اهداف، سیاست‌ها و ضوابط نشر کتاب (مصوب جلسه ۱۴۹ مورخ ۲۰/۲/۶۷)" را به شرح ذیل، تصویب نمود:

ماده ۱- هدف

اعتلای فرهنگ دینی و ملی در جامعه از طریق توسعه دانش و نهادینه‌کردن ارزشهای اسلامی، ایرانی و انقلابی با تأمین آزادی نشر کتاب، حفظ حرمت و آزادی قلم، صیانت از جایگاه والای علم، اندیشه و ایمان دینی و همچنین ایجاد زمینه مناسب برای حضور مؤثر در عرصه جامعه جهانی.

ماده ۲- سیاست کلی

نظام جمهوری اسلامی، سیاست آزادی اندیشه و بیان آرا و عقاید را در چارچوب هدف موضوع ماده ۱ فوق به عنوان یک اصل اساسی خود برگزیده است و بر حقوق و تکالیف قانونی مردم در زمینه نشر کتاب اعم از چاپی و الکترونیکی مطابق ضوابط قانونی تأکید می‌کند.

ماده ۳- سیاست‌های ایجابی، حدود و ضوابط

۱- دولت و همه ارکان حکومت موظفند در چارچوب قانون از حریم آزادی انتشار کتاب حمایت کنند.
۲- حق انتشار کتاب به منظور افزایش آگاهی‌های دینی، علمی، سیاسی، اقتصادی، هنری، تاریخی، اجتماعی و نظایر آن از حقوق آحاد ملت است و این حق بدون مجوز قانونی، قابل سلب نیست.
۳- تدوین و اجرای سیاستهای هدایتی و حمایتی جمهوری اسلامی ایران از کتاب باید به نحوی باشد که اهل قلم را به تألیف، ترجمه و انتشار کتابهای متناسب با نیازهای جامعه امروز برای نیل به موارد ذیل تشویق و ترغیب نماید:
الف- تقویت و ترویج امر پژوهش؛
ب- تبیین و ترویج اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و نگاهبانی از دستاوردهای آن از راه تألیف و نشر؛
ج- احیای میراث مکتوب و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی؛
د- مقابله مؤثر و مفید با تهاجم سیاسی و فرهنگی علیه عقاید و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی؛
ه- بهره‌گیری مفید از دانش و اندیشه بشری از طریق ترجمه سنجیده و متناسب با زبان معیار؛
ز- حمایت از ترجمه و نشر آثار ارزشمند به زبانهای دیگر؛
ل- کمک به توسعه آموزش غیررسمی افراد جامعه از طریق ارتقاء سطح دانش و مهارت همگانی.
۵ـ آیین نامه ضوابط نشر ابلاغ شده به ناشران
این آیین‌نامه در جلسه۶۶۰ مورخ (۲۴/۱/۱۳۸۹) شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و ابلاغ شده است. مهم‌ترین ماده آن را می‌توان ماده۴ دانست که به بیان حدود قانونی حوزه نشر می‌پردازد.

ماده ۴- حدود قانونی

نشر کتاب همانگونه که ممکن است مظهر و نمودی از آزادیهای اجتماعی و انسانی تلقی شود، چه بسا مورد سوء استفاده و اشاعه لاابالی‌گری فکری و اخلال در حقوق عمومی قرار گیرد.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری دستگاه‌های ذصلاح موظف است برای مقابله با جوانب منفی، حدود و ضوابط نشر کتاب را که ذیلاً آمده است، مورد توجه قرار دهد و فضای سالم و سازنده چاپ و نشر کتاب را حفظ و حراست نماید:
الف- دین و اخلاق
۱- تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه‌گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام و مخدوش‌کردن چهره شخصیت‌هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می‌شوند و تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر می‌شود؛
۲- توهین به مقدسات دین مبین اسلام و تبلیغ علیه تعالیم اصول و مبانی آن؛
۳- ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه‌های منحرف و منسوخ، تحریف‌شده و بدعتگذار؛
تبصره - معرفی ادیان و مذاهب و بیان احکام یا تحقیق دربارهٔ آنها با رویکرد علمی و غیرتبلیغی مستثنی است.
۴- ترویج خرافات و مخدوش‌کردن چهره اسلام؛
۵- بیان جزئیات مراودات جنسی، گناهان، کلمات رکیک و مستهجن، به‌نحوی‌که موجب اشاعه فحشا شود؛
تبصره- بیان مراودات جنسی یا مفاسد با زبانی عفیف و غیرمحرک به‌منظور آموزش، انتقال پیامی مثبت یا نشان‌دادن چهره شخصیت‌های منفی، از حکم این بند مستثنی است؛
۶- استفاده از جاذبه جنسی و تصاویر برهنه زنان یا مردان با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر؛
تبصره- استفاده از تصاویر و طرح‌های علمی در کتاب‌های تخصصی و علمی، بلامانع است.
۷- انتشار تصاویر به‌نحوی‌که موجب اشاعه فحشا شود؛ نظیر رقص، مشروب‌خواری و مجالس فسق و فجور؛
تبصره- چاپ تصاویر مجالس فسق و فجور عناصر حکومت پهلوی یا ضد انقلاب برای استناد تاریخی با رعایت عفت عمومی، مستثنی است.
۸- ترویج مادی‌گرایی فلسفی و اخلاقی و سبک‌های زندگی مخالف ارزش‌های اسلامی و اخلاقی؛
۹- خشن جلوه‌دادن چهره اسلام و مسلمانان واقعی.
ب- سیاست و اجتماع
۱- توهین، تخریب یا افترا به امام خمینی (ره) و رهبری، رئیس جمهور، مراجع تقلید و تمام افرادی که حفظ حرمت آنها شرعاً و قانوناً لازم است؛
۲- تبلیغ علیه قانون اساسی و انقلاب اسلامی و معارضه با آنها؛
۳- برانگیختن جامعه به قیام علیه نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی؛
۴- ترویج گروه‌های محارب و عناصر ضد انقلاب و تروریست و نظام‌های لائیک و سلطنتی و خاندان پهلوی و تطهیر چهره‌های منفی آنان؛
تبصره- طرح و نقل افکار و گفتار و مواضع فکری و علمی مخالفان انقلاب و نظام برای بررسی محققانه و عالمانه آرا و اندیشه‌های آنها منعی ندارد.
۵- تبلیغ و ترویج وابستگی به قدرت‌های سلطه‌جو و ضدیت با استقلال کشور؛
۶- تبلیغ علیه منافع و امنیت ملی و ناکارآمد جلوه‌دادن نظام جمهوری اسلامی؛
تبصره- بیان نارسایی‌ها و اشکالات در جمهوری اسلامی برای نقد و بررسی و شناخت دقیق‌تر مسائل و دستیابی به راه‌حل‌های مناسب و بیان مستدل و اصلاح‌طلبانه مشکلات و دور از توهین و افترا بلامانع است.
۷- اخلال و تشکیک در وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور و ایجاد آشوب، درگیری و اختلاف میان اقوام و مذاهب؛
تبصره- چاپ کتابهای علمی و استدلالی عقیدتی که محرک احساسات منفی و برهم‌زننده اساس وحدت در میان اقوام و فرق مختلف کشور نباشد، اشکالی ندارد.
۸- تضعیف و تمسخر افتخارات ملیع حسن وطن‌دوستی و توانایی‌های علمی و عملی مردم ایران، فرهنگ خودی و اقوام ایرانی؛
تبصره- نقد و نفی آداب و سنن غلط و انحرافی به قصد اصلاح و بدون شائبه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و استعماری منعی ندارد.
۹- ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه و القای حس عقب‌ماندگی؛
۱۰- تبلیغ صهیونیزم و انواع دیگر نژادپرستی؛
۱۱- تحریف وقایع مهم و مسلم تاریخی ایران و اسلام.
ج- حقوق و فرهنگ عمومی
۱- توهین و تمسخر زبان، فرهنگ و هویت اقوام و اقلیت‌های دینی و قومی؛
۲- ترویج و تبلیغ قانون‌گریزی، بی‌بندوباری و لاابالی‌گری؛
۳- تبلیغ علیه خانواده و تضعیف و تخریب ارزش و جایگاه آن؛
۴- ترویج ناامیدی، سرخوردگی، پوچی و بیهودگی و نگرش‌های منفی در جامعه و افزایش بی‌اعتمادی عمومی؛
۵- تحقیر و تمسخر اقشار مختلف جامعه؛
۶- ترویج و تبلیغ جریان‌ها و اشخاص فاسد و منحرف فرهنگی و هنری داخلی و خارجی؛
۷- افشای غیرقانونی اسناد طبقه‌بندی‌شده کشوری و لشکری؛
۸- تخریب هویت زبان ملی.

ماده ۵- هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب

نظر به اینکه نظارت بر امر طبع و نشر کتاب و اجرای صحیح اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عهدة وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، این وزارتخانه هیأت نظارتی متشکل از حداقل پنج نفر از میان صاحب‌نظران و شخصیت‌های علمی، دینی و فرهنگی وارد به مسایل کتاب و نشر و امور اجتماعی و سیاسی و تبلیغاتی را انتخاب و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی خواهد کرد.
تبصره- متناسب با هر رشته تخصصی و کاری، کارگروهی متشکل از افراد صاحب‌نظر و به انتخاب شورای فرهنگ عمومی و زیر نظر هیأت تشکیل می‌شود. علاوه بر کارگروه‌های تخصصی فوق، کارگروه‌های استانی نیز به معرفی هیأت و انتخاب شورای فرهنگ عمومی، تشکیل می‌شود.

ماده ۶- هیأت نظارت بر نشر کتاب‌های کودکان و نوجوانان

نظر به حساسیت و جنبه‌های خاص کتاب‌های کودکان و نوجوانان، هیأت ویژه‌ای به نام "هیأت نظارت بر نشر کتاب‌های کودکان و نوجوانان" متشکل از حداقل پنج تن از افراد صاحب‌نظر و آگاه به امور تربیتی (از دیدگاه اسلامی) و مسایل خاص کتاب‌های کودکان تشکیل خواهد شد. این افراد را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از میان صاحب‌نظران و نویسندگان کتاب‌های کودکان و نوجوانان و اشخاص آگاه به مسائل تربیتی در اسلام انتخاب و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی خواهد کرد.
تبصره ۱- کارگروه‌های تخصصی مربوطه، به معرفی هیأت و تصویب شورای فرهنگ عمومی، انتخاب و تشکیل می‌شود.
تبصره ۲- حداقل یکی از اعضای این هیأت باید ازمیان صاحب‌نظران و اعضای کانون پرورش فکری کودان و نوجوانان باشد.
تبصره ۳- نظارت هیأت مزبور از حیث شکل و محتوای کتب کودکان و نوجوانان و انطباق آنها با فرهنگ اسلامی و ایرانی و اصول تربیتی خواهد بود.
ماده ۷- نظارت هیأت‌های مذکور در مواد ۵ و ۶ قبل از چاپ و نشر کتاب آغاز و در تمامی مراحل استمرار دارد. مصوبات هیأت-های نظارت لازم‌الاجراست.
ماده ۸ - صدور مجوزهای مربوط به کتاب، تشکیل جلسات هیأت‌های نظارت هماهنگی فعالیت کمیته‌های استانی، تدوین دستور جلسات هیأت نظارت، هماهنگی کار سرگروه‌ها، بررسان و اجرای سیاست‌های نظارتی هیأت‌های مندرج در مواد ۵ و ۶، توسط دبیرخانه هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود، خواهد بود. بر این اساس دبیرخانه موظف است گزارش عملکرد این مصوبه را هر سال یکبار به دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نماید.
ماده ۹- هیأت نظارت می‌تواند با تأیید شورای فرهنگ عمومی کمیته‌های متعدد داوری برای بررسی و ارزیابی آثار و کتب مورد تقاضا برای نشر، تشکیل دهد. آثار مزبور، برای بررسی و ارزیابی به یکی از کمیته‌های مزبور به عنوان کمیته اولیه ارائه می‌شود. درصورتی‌که پاسخ کمیته اولیه نسبت به انتشار آن مساعد باشد، با اخذ تعهد کتبی از ناشر، مجوز چاپ به وی داده می‌شود؛ در غیر این‌صورت وی می‌تواند پس از ابلاغ اصلاحات و نظرات کمیته و ارائه تعهد مبنی بر اعمال اصلاحات مزبور، نسبت به انتشار اثر و کتاب خود اقدام نماید. همچنین درصورتی‌که نسبت به رأی کمیته اولیه اعتراض به عمل آید، موضوع برای بررسی مجدد به کمیته دوم (موازی) ارائه می‌شود.پس از بررسی، در صورت تأیید نظر کمیته اولیه، بایستی اصلاحات ابلاغی کمیته مزبور، اعمال شود و در موارد بروز اختلاف نظر میان کمیته‌های اول و دوم، موضوع به کمیته سوم برای بررسسی و اظهارنظر نهائی ارائه می‌شود و نظر این کمیته قطعی و لازم‌الاتباع است.
تبصره ۱- کمیته‌های مزبور باید حداکثر ظرف مدت یک ماه نسبت به بررسی و اظهارنظر، اقدام نمایند.
تبصره ۲- در مورد کتابهای خاص، هیأت نظارت می‌تواند با تأیید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مدت فوق‌الذکر را حداکثر برای یک ماه دیگر تمدید نماید.
ماده ۱۰- کلیة آثار منتشرشده براساس این مصوبه بایستی قبل از توزیع، از دبیرخانه هیأت‌های نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب، مجوز توزیع دریافت نمایند.
ماده ۱۱- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است شیوه‌نامه اجرایی مواد ۵، ۶، ۷ و ۸ را تهیه نماید.
ماده ۱۲- مئولیت اجرای سیاست‌ها و ضوابط بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و سایر دستگاه‌ها موظفند دراین خصوص با وزارت مزبور همکاری و هماهنگی نمایند. همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است با همکاری دیگر نهادهای ذیصلاح از چاپ و توزیع کتاب‌های فاقد مجوز رسمی جلوگیری نماید و با ناشر این‌گونه کتاب‌ها، برخورد قانونی نماید و عنداللزوم آنها را به مراجع قضایی نیز معرفی کند.
ماده ۱۳- هیأت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب، آیین‌نامه تشویق و رسیدگی به تخلفات ناشران درخصوص مواد ۳ و ۴ این مصوبه را تدوین می‌نماید. این آییننامه به تأیید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد رسید.
ماده ۱۴- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است با همکاری سایر دستگاه‌ها و در جهت تحقق اهداف ماده ۱، بند ۴ ماده ۳ و سیاست‌های ایجابی مندرج در این مصوبه، اقدامات زیر را به عمل می‌آورد:
۱- حمایت از تأسیس رشته‌های دانشگاهی و گسترش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای مرتبط با تولید و نشر کتاب؛
۲- حمایت از برقراری تأمین اجتماعی فراگیر برای کلیه عوامل نشر کتاب اعم از نویسندگان، مترجمان، ناشران و عوامل فنی، هنری و اجرایی نشر؛
۳- حمایت از به‌کارگیری و بومی‌سازی فناوری‌های نوین در صنعت چاپ و نشر؛
۴- ایجاد تسهیلات حمل‌ونقل کتاب برای ناشران و توزیع‌کنندگان کتاب و پست کتاب؛
۵- تسهیل تبلیغ کتاب‌های فاخر و شایسته و ترویج فرهنگ نقد کتاب در رسانه ملی و سایر رسانه‌ها؛
۶- حمایت از انتشار ترجمه فارسی کتاب‌هایی که در سایر کشورها منتشر شده‌اند، منطبق با این مصوبه؛
۷- گسترش فرهنگ خریدوفروش و تبادل اینترنتی کتاب؛
۸- حمایت از تألیف و تولید کتاب‌های مرجع و پایه با خرید حق انتشار از نسخه رقومی اثر و ارائه آن در کتابخانه ملی و کتابخانه-های عمومی کشور؛
۹- اهدای جوایز ملی به ناشران و مؤلفان و مترجمان برای چاپ و آفرینش آثار مناسب؛
۱۰- تخصیص جوایز ملی به رشته‌های فنی و هنری مرتبط با تولید و نشر کتاب؛
۱۱- خرید کتب مناسب و برگزیده کتاب و اهدا به کتابخانه‌های عمومی، مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و نظایر آن در داخل و خارج از کشور با هدف هدایت ناشران به سمت تولید آثار فاخر؛
۱۲- راه‌اندازی و تقویت کتابخانه‌های باز، کتابخانه‌های ادارات و کلیه مراکز دولتی و عمومی و کتابخانه‌های روستایی؛
۱۳- برپایی نمایشگاه‌های تخصصی و عمومی کتاب در مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ و نیز نمایشگاه‌های سیار در شهرهای کم‌جمعیت و روستاها؛
۱۴- معرفی آثار برگزیده فارسی به خارج از کشور و حمایت از تألیفات آثار مربوط به ترویج فرهنگ اسلامی یا ترجمه آثار برگزیده به زبان‌های بیگانه و حمایت از صادرات کتاب؛
۱۵-ایجاد تمهیدات لازم به‌منظور بهره‌مندی حوزه کتاب از تعرفه‌های فرهنگی در بخش خدمات عمومی؛
۱۶- تلاش در جهت تدوین قوانین و مقررات لازم برای توسعه صنعت چاپ و نشر کتاب و تصویب آنها در مراجع قانونی ذیربط؛
ماده ۱۵- نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجام وظایف این وزارتخانه رافع و نافی مسئولیت ناشران نبوده و ناشران با تحویل نسخه پیش از چاپ به دبیرخانه هیأت نظارت، تمامی مسئولیت‌های حقوقی ناشی از عدم انطباق با ضوابط را بر عهده خواهند داشت.
ماده ۱۶- این مصوبه در ۱۶ ماده و ۱۴ تبصره در جلسه ۶۶۰ مورخ ۲۴/۱/۸۹ شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و از این تاریخ مصوبه "اهداف، سیاست‌ها و ضوابط نشر کتاب" مصوب ۲۰/۲/۶۷ و سایر ضوابط و مقررات مغایر با آن منسوخ و بلااثر می‌باشد.
محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی[۱۹]

فصل چهارم: باید ونبایدهای نشر

نشرمطلوب

نشر به سان مثلثی است که با سه ضلع یا سه زاویه شکل می‌گیرد. شکل این مثلث به تناسب میان آن سه بستگی دارد. سه ضلع یا سه زاویهٔ مثلث این‌ها هستند:
۱) پدیدآورندگان (مصنفان، مولفان، مترجمان وسایر کسانی که محتوا تولید می‌کنند، چه با استفاده از واژه‌های زبان و چه با هرگونه نماد یا نشانه‌ای دیگر)
۲) خوانندگان (در معنای گستردهٔ واژه که بیننده، شنونده و بساونده را هم در بر می‌گیرد) و خریداران کتاب.
۳) ناشران (در معنای گسترده که چاپ گران یا تولید کنندگان در نشر الکترونیکی، پخش گران، کتابفروشان و دیگر واسطگان میان آن دو را در بر می‌گیرد)

این سه، بنیادها یا رکن‌های اصلی نشرند و نشر بدون این سه با هم، نه پدید می‌آید، نه می‌تواند به حیات خود ادامه بدهد. هر کدام از این سه بنیاد به سهم خود بر دو بنیاد دیگر تاثیر می‌گذارد. پدید آورنده‌ای بزرگ، خواننده می‌آفریند. ناشری مبتکر بازارهای تازه می‌گشاید، یا روند نشر را تغییر می‌دهد، یا می‌تواند تاثیرهای دیگری برجای بگذارد، اما در این می‌ان، نیاز خواننده و خریدار کتاب، و تغییرها و نوسان‌های آن به سان اهرمی عمل می‌کند که می‌تواند گرانیگاه آن دو را تغییر دهد، یا آن دو را به دنبال خود بکشاند، یا روندهای آن‌ها را تغییر دهد. از این رو، در سامانه‌های آموزشی که بر پدیدهٔ خواندن تاکید می‌ورزند و نیاز به خواندن را از سالهای آغازین در نوآموزان برمی انگیزانند، کنجکاوی را در کودکان تحریک می‌کنند وآموختن از راه خواندن و یافتن پاسخ‌های پرسش‌ها را از این راه به همهٔ دانش آموزان در همهٔ سطوح می‌آموزند، زمینه‌های رشد دو بنیاد دیگر را هم فراهم می‌آورند. در چنین سامانه‌هایی می‌توان به رشد نشر در آینده اطمینان داشت و به آن امید بست، زیرا که نیازآفرینی، ایجاد تقاضاست، و تقاضا هم عرضه را به دنبال می‌آورد. رابطهٔ میان عرضه و تقاضا در هر عرصه و در هر صنعتی نکته‌ای است که اقتصاددانان به خوبی می‌توانند کمیّت سنجی، یا ویژگی‌های آن را تعیین و حتی آن را تحقیقاً یا تقریباً پیش بینی کنند. 

وضعیت مطلوب در نشر از دیدگاه این سه بنیاد یک سان نیست، اما نقطه‌ای که بتواند تلاقی‌گاه هر سه باشد، نقطهٔ مطلوب است.
ـ نقطهٔ مطلوب پدیدآورندگان جایی است که می‌توانند هر اثری را که می‌خواهند آزادانه پدید بیاورند و منتشر کنند ـ البته در چارچوب قانون حاکم بر آنجامعه؛ نشر غیر قانونی در اینجا موضوع بحث ما نیست ـ و بازخورد مناسب آن را دریافت کنند؛
ـ نقطهٔ مطلوب ناشران جایی است که هر اثری را که می‌خواهند سفارش دهند، تولید و روانهٔ بازار کنند، آزادی تبلیغ، عرضه و فروش داشته باشند، و میان آن‌ها و خریداران بالفعل و بالقوه مانعی قرار نگیرد ـ باز هم در چارچوب قانون حاکم بر جامعه؛
ـ نقطهٔ مطلوب خوانندگان جایی است که خوانندگان آثاری را که می‌خواهند به بهای مناسب در بازارهای قابل دسترس کتاب بیابند، یا جانشین‌های مناسب آن‌ها را به دست آورند، یا نیازشان به درخواست سفارشی تبدیل شود که در زمان کوتاه به تولید اثر تبدیل شود.
در ضمن در بازار کتاب، «نه»، «نداریم»، «نمی‌دانیم»، «بگردید»، «بپرسید» و مانند این‌ها را نشنوند، زیرا سامانه‌های مجهز به انواع فهرست‌ها، نمایه‌ها، راه نماها به این سبب طراحی و کاربردی می‌شوند که این گونه واژه‌های نومیدکننده، دلسردکننده، زمان بر، هزینه بر و درد سر ساز شنیده نشود و تاثیرهای منفی منصرف کننده بر جای نگذارد و به بازار کتاب در مجموع آسیب نرساند.
در ضمن، کسانی که قدرت خریدن کتاب ندارند، یا به هر دلیلی نیاز به خریدن کتاب ندارند و برای مثال برای دیدن مطلبی فقط ناگزیرند به منابعی رجوع کنند، به کتابخانه‌هایی نیازمندند که به نیازهای آن‌ها پاسخ بگویند. شبکهٔ گستردهٔ کتابخانه‌های عمومی که با هزینه‌های عمومی تاسیس و تجهیز می‌شوند، برای پاسخ گفتن به نیازهای «خوانندگان» (در معنای گستردهٔ واژه) شکل گرفته‌اند.
پیداست که این سه نیاز همیشه و در هر نقطه‌ای با هم تلاقی نمی‌کنند؛ اگر این تلاقی به سادگی ممکن بود، نشر آرمانی بهشتی آسا بر زمین تحقق می‌یافت. پس چگونه می‌توان نقطهٔ تلاقی را یافت، یا به گونه‌ای ایجاد کرد که هر سه بنیاد نشر در آن به رضایت نسبی برسند؟ و تاکید می‌کنم: رضایت نسبی، نه رضایت مطلق. نسبیت در جامعه‌های مختلف یکسان نیست، عامل‌های بسیاری برآن تاثیر می‌گذارد، اما اجمالاً می‌توان گفت در رضایت نسبی، منافع و مصالح هیچ رکنی به زیان منافع و مصالح دو رکن دیگر نیست، بلکه در موازنه‌ای میان آنهاست[۲۰].

ویژگی‌های ناشر خوب

ناشرانی هستند که کارشان رابلد نیستند وراه وروشی ندارند وبرای انتخاب ویرایش وچاپ کتاب درگزینش مترجم ومولف وویراستارسهل می‌گیرند که درنهایت کتابهایی منتشرمی کنند که نه مرغوب اند نه بازاری دارند.اما چند ویژگی ازناشران خوب ازین قرار است:
۱- ناشر خوب برای چاپ ویرایش وگزینش کتاب سیاست کلی،هدف وبرنامه دارد،دیمی کارنمی کندوهمواره می‌کوشد درتولیدکتاب ،خلاق وبه روز باشد.آدم ایده پردازی است که هم بازاررامی شناسدوهم کتاب خوب رالذاهرجورکتابی دست شان برسدمنتشر نمی‌کنند
۲- باپدید آورندگان موجه ومعتبر همکاری می‌کند اما ازهمکاری باپدید اورنده جوان نیزابایی ندارد.
۳-به ویرایش کتاب اهمیت می‌دهد زیراویرایش است که کتاب‌های خوب متوسط وضعیف راازهم تفکیک می‌کند .باویرایش کتاب خوب خوب ترمی شودمپومی توان کتاب متوسط راخوب کردواز خیرکتاب ضعیف گذشت
۴-به نمونه خوانی ونسخه پردازی وویرایش ترجمه اهمیت می دهدواین موارد راازهم تفکیک می‌کند نه اینکه همه راروی دوش یک نفر بگذارد ودرمورد نمونه خوانی وویرایش انقدردقت می‌کند وکارراصیقل می‌دهد که درخشندگی کارکاملا هویداست
۵- حق تالیف کتاب رامطابق قرارداد رعایت می‌کند ودرموردحق ترجمه کتاب راازناشراصلی می‌خرد یااورامطلع می کندواجازه می‌گیرد
۶- بانگاه به ناشران بزرگ به راه‌های توسعه نشر فکر می کندوخودرابه روز نگه می‌دارد این طور نیست که سالها کتابهای قدیمی را باهمان طرح وحروف چینی چاپ کند رشد می‌کند وبرای شکوفایی وسرپاماندن ایده دارد
۷- دنباله روی سلیقه مردم نیست فرهیخه است واین فرهیختگی دررفتارش هویداست لذابه قراردادی که امضامی کند متعهد است .بدحسابی نمی‌کند ودستمزد مترجم ومولف وویراستار رابه موقع می‌پردازد .بدون اطلاع نویسنده یامترجم کتابی راتجدید چاپ نمی‌کند و درپرداخت حق تالیف یاترجمه اعتمادپدیدآورندگان راجلب می‌کند وباآنها بااحترام برخورد می‌کند.

رمز موفقیت یک ناشر

اولین رمز موفقیت یک ناشر ((استقامت)) است و فکر نمی‌کنم حتی یک نفر در این مورد شک داشته باشد. دوم ((تمرکز))، کار نشر طالب تمرکز شدید بر روی یک موضوع می‌باشد. نمی‌توان چند شغل داشت و ناشر موفقی هم بود. قطعاً در موفقیت یک انتشارات نیروی انسانی حرف اصلی را می‌زند. بنابراین استقامت، تمرکز، دانش فرهنگی ناشر و عشق به کار فرهنگی در جهت خدمت‌رسانی و تولید بالاتر و بهتر فرهنگی از رموز موفقیت یک ناشر است. اگر کیفیت کار ناشری پایین بیاید، تعداد رقیبانش بیشتر می‌شود و هر چه شعور و پشتکار یا برنامه‌ریزی تولید ناشرین بیشتر باشد و در کار خود جریان‌ساز باشند، دسترسی رقبا به آنان کم‌ترخواهد شد. از طرف دیگر تولیدات خود را آنچنان با نیاز جامعه همخوانی می‌دهد که استقبال جامعه در درازمدت از نظر اقتصادی پایه‌های آن نشر را قرص و محکم نگه می‌دارد. مساله بعد شعور کتاب و مهندسی کتاب است. یعنی همان جلد کتاب. جلد یعنی نام کتاب، طرح جلد، یونیفورم کتاب که همه ((عناصر شعور)) یک کتاب هستند و همچنین رعایت تناسب بین متن و جلد کتاب، که جو را جای گندم نفروشیم. مسئله دیگر موضوع سرآمدی یک نشر است، اینکه شعور فرهنگی در یک انتشارات چگونه شکل می‌گیرد؟ قطعناً این شعور فرهنگی اول با تفکر مدیر نشر و دوم با داشتن شورای بررسی و مشاورین کتاب شکل می‌گیرد.این شعور فرهنگی است که تشخیص می‌دهد که برای مثال انتشارات در فاز حفاظت است و به تعبیری در پخش و توزیع عقب افتاده است و در این وضعیت باید کتاب‌هایی را تولید کنیم که بر موج بازار سوار هستند. در اینجا همان شعور می‌گوید ۵۰ درصد تولید را روی موج بازار و ۵۰ درصد دیگر را به ایجاد یک جریان فرهنگی مثلاً ادبیات معاصر یا کلاسیک یا موضوع دیگری اختصاص دهیم.
. در خصوص مشکلات توزیع ، یک بخش آن به مطالعه پایین مردم برمی‌گردد و مرتفع کردن آن در توان ناشران نیست. مساله دیگر به ناشران برمی‌گردد، که می‌توانند در حد خودشان روی موج بازار کتاب سوار شده و ماندگار شوند. مساله بعدی این است که ناشر نمی‌تواند کتابی را تولید و سپس دنبال بازار برای آن کتاب باشد. بخش بازرگانی حتماً باید همواره در تلاش و تماس بوده و به بازخورد بین تولید و توزیع توجه داشته باشد. البته اگر شعور فرهنگی در کار نباشد، سیستم بازخورد نشر را بازاری و مبتذل می‌کند، در صورتی‌که با وجود آن شعور می‌توان این بازخوردها را دریافت کرده و پس از بررسی بر روی آن سیاست‌گذاری کرد. ممکن است حتی ۲ سال کتابها فروش نرود ولی بعدها فروش کتابها گُل می‌کند.
به طور خلاصه وظایف وفعالیت ناشران دراین زمینه هاست :
۱ - گزینش اثر یا پدید آورنده
۲ -- سفارش اثر به پدیدآورنده‌ای خاص یا موضوع خاص به پدید آور
۳ - بررسی اثر پدیدآور جهت گزینش یا رد اثر
۴ - برنامه ریزی برای آماده سازی و نشر کتاب
۵ - ویرایش و طراحی و آماده سازی ( حروف چینی ، صفحه آرایی طراحی جلد )
۶ - چاپ اثر که خود ناشر یا چاپخانه طرف قرارداد وی انجام می‌دهد.
۷ - توزیع اثر که ناشر یا عوامل توزیع کننده یا کتاب فروشی‌ها انجام می‌دهند.
۸ - تامین سرمایه مورد نیاز در تمام مراحل
۹ - هماهنگی و سیاست گذاری در تمام مراحل
- ۱۰ مدیریت و سرپرستی در تمام مراحل
با توجه به وظایف فوق ، ناشر مستقیما یا به طور غیر مستقیم با افراد ذیل سروکار دارد :
۱ - پدیدآور یا پدید آورندگان
۲ - ویراستاران
۳ - طراحان هنری
۴ - عوامل فنی (گرافیست‌ها،نمونه خوان‌ها،ویراستاران،لیتوگرافی‌ها ...)
- ۵ عوامل دولتی (وزارت فرهنگ و ارشاد ، کتابخانه ملی و ...)
۶ - چاپگران
۷ - گروه‌های تبلیغات ( کتابخانه‌ها و نهادهای اطلاع رسانی ، روزنامه‌ها و مجلات ، محافل ادبی-هنری )
- ۸ توزیع کنندگان و فروشندگان ( کتابفروشی‌ها ، نمایشگاه‌های کتاب ، مراکز پخش کتاب و...)
۹ =خوانندگان

وظیفه ناشران

نسبت به خوانندگان

ناشر پلی است میان نویسنده وخواننده هم باید نیازوپسندخواننده رابداندوهم جماعت نویسندگان رابشناسد ودستی درفرهنگ وکتاب داشته باشد ناشری نباید هرکتابی راچاپ کند ونبایداجازه دهد هر نویسنده تنگ مایه‌ای ارپل اوبگذرد.شرط ناشربودن اولا فاضل وفرهیخته بودن است وثانیا داشتن تخصص درچاپ ونشر.ناشرنافرهیخته کتاب بی ارزش چاپ می‌کند وناشرفرهیخته ولی نااشنا به نشر کتاب ارزنده رابه صورت نامرغوبی عرضه می‌دارد مؤلفان، مترجمان و ناشران، در واقع تولید کنندگان کتاب برای مطالعة قشرهای مختلف مردم هستند. وظایف سنگینی بر عهدة تولید کنندگان قرار دارد. اینان همانند هر تولید کنندة دیگری، علاوه بر نگاه به اقتصاد و درآمدزایی و پیشرفت مادّی کار، می‌بایستی حقوق مخاطبان را نیز مدنظر قرار دهند. بلکه ناشران و مؤلفان بدلیل ارتباط تولیداتشان با فکر و روح و اندیشة مردم، می‌بایستی بیش از سایر تولید کنندگان مراقب باشند.
بفرمودة مقام معظم رهبری:
«این یک خوراک معنوی است؛ اگر فاسد بود، اگر مسموم بود، اگر مضرّ بود، ما به عنوان ناشر، به عنوان کتابدار، به عنوان کتابخانه‌دار، به عنوان متصدی پخش- به هر عنوانی که با کتاب ارتباط دارد- حق نداریم این را در اختیار افرادی قرار بدهیم که آگاه نیستند، ملتفت نیستند؛ که این در فقه اسلام، یک فصل مخصوص به خود دارد. پس باید مراقبت کرد. باید کتاب خوب را، کتاب سالم را در اختیار گذاشت»[۲۱]. رهبر معظم انقلاب درمورد اهمیت حق خواننده کتاب می‌فرماید:
در زمینه کتاب، اگر فرض کردیم که نویسنده برای خود حقی قائل است- اگر فرض کنیم چنین حقی واقعا مبنای انسانی دارد، چون من شک دارم که آیا آن حق، مبنای انسانی دارد یا ندارد- در مقابل آن، حق دیگری به وجود می‌آید و آن، حق خواننده است. امر، بر این دایر است که ما حق نویسنده را حفظ کنیم یا حق خواننده را؟ فرض کنید یک نفر، رمانی را با بیانی جذاب می‌نویسد که این رمان، حقایق تاریخی را تحریف می‌کند و ممکن است هزاران خواننده را هم به طرف خود جلب کند. می‌گوید به من اجازه بدهید این رمان را به داخل جامعه بفرستم تا مردم آن را بخوانند. شما می‌بینید که اگر مردم خواندند، ذهنشان نسبت به یک حقیقت تاریخی، دچار گمراهی خواهد شد. آیا حق خواننده ایجاب می‌کند که شما جلو نشر این رمان را بگیرید یا نه؟
من... این طور فکر می‌کنم که مسأله، فقط در حق نویسنده و گوینده، منحصر نمی‌شود؛ بلکه حق بالاتری وجود دارد که آن، حق خواننده است. چرا می‌گوییم بالاتر؟ چون تعداد افراد بیشتر است. یک نفر نویسنده حق دارد؛ در حالی که هزاران خواننده، هزاران حق دارند. حق اینها باید رعایت شود»[۲۲].

محتوای ارزنده

یک وظیفه ناشرمربوط به محتوای کتاب است که این وظیفه مشترک میان نویسنده وناشر است .محتوای کتاب رانویسنده می‌آفریند ونخست همو مسوول است اما ازناشرنیز سلب وظیفه نمی‌شود .نخستین وظیفه ناشر این است که کتابی که عرضه می‌دارد به لحاظ محتوا ارزنده باشد یعنی مشتمل برحقیقت وبرخوردارازسطح علمی لازم باشد مهمترین حق خواننده حقیقت خوانی است وبزرگ‌ترین تکلیف نویسنده این است که جز حقیقت ننویسد وهم حقیقت را بنویسد وغش درکتاب نکند خواننده کتاب انتظار دارد آنچه می‌خواند حقیقت باشد وناراستی ونادرستی وباطل درکتاب نباشد لذا خوانننده کتاب به ازای پولی که می‌دهد وکتابی می‌خرد حقی برگردن ناشردارد وبه ازای وقتی که صرف می‌کند وکتابی می‌خواند حقی برگردن نویسنده دارد ناشر نمی‌تواند به این بهانه که محتوای کتاب ازدیگری است از خودسلب مسوولیت کند .محتواازنویسنده است ولی ناشر درتوزیع آن نقش دارد سرسری نویسی سردستی نویسی وسربه هوانویسی وکیلویی نویسی ازهرکه باشد پسندیده نیست کتابهایی که سست وپیش پاافتاده اندجامعه رابه انحراف نمی‌کشند بلکه به انحطاط می‌کشند کتاب گمراه کننده نیست ولی تعالی بخش هم نیست
اینکه ناشر بازاری است یافرهنگی ازهمین جا مشخص می‌شود .بازاری به این کارندارد که فلان کالاکیفیت خوبی دارد یانه ملاک برای اوخرید مردم است هرچه مردم بخرند اوهم می‌فروشد.ناشربازاری این چنین است هرکتابی راکه بداند مردم می‌خرند اوهم چاپ می کندهرچند بی ارزش یامشتمل برغش وناراستی ونادرستی باشد .درواقع ناشربازاری بافرهنگ تجارت می‌کند پول کتاب ارزنده را میگیردولی کتابی بی ارزش تحویل می‌دهد

تشخیص نیازها

برای این که اثری جاودانه شود باید خوب نوشته شوند.وقتی که این گونه یود نخستین اثری که دارد این است که دلنشین است وکهنگی دران راه ندارد.کتاب خوب به این نیست که ظاهری زیبا داشته باشد ممکن است اینطورهم نباشد ولی پاسخگوی نیازهای مخاطبان باشد رهبرفرزانه انقلاب باشناخت دقیق ازکتاب ونشرآن ونیازجامعه اسلامی می‌فرمایند:
"تولیدکنندگان کتاب هم بایستی به این معنا توجه کنند. در تولید کتاب- چه تولید به معنای ایجاد کتاب، چه تولید به معنای ترجمهٔ کتاب، چه تولید به معنای نشر کتاب و در اختیار این و آن قرار دادن- به نیازها و خلأهای جامعه نگاه کنند؛ خلأهای فکری را، نیازهای فکری را بشناسند، انتخاب کنند، سراغ آنها بروند. ما می‌بینیم در مجموعهٔ کتاب و بازار کتاب، گاهی اوقات هدایتهای همراه با انحراف را دنبال می‌کنند؛ بخصوص سراغ مسائلی می‌روند که برای ذهنیت جامعه، برای ذهنیت کشور، چه از لحاظ جنبه‌های اخلاقی، چه از لحاظ جنبه‌های دینی و اعتقادی، چه از لحاظ جنبه‌های سیاسی، زیانبخش است. انسان بوضوح مشاهده می‌کند که در بازار کتاب، در مجموعهٔ کتاب، دستهائی فعالند؛ یک چیزهائی را وارد کنند، ترجمه‌هائی را به وجود بیاورند، با مقاصد سیاسی؛ ظاهرش هم فرهنگی است، اما باطنش سیاسی است."[۲۳]

جلوگیری از نشر و توزیع کتب مضر

یکی از سلاح‌های موثر در جنگ نرم کتاب است و اگر طرف مقابل با این سلاح آن هم با مدلهای جدید به سوی ما می‌آید ما هم در مقابل باید با کتاب، سلاح جدید، با آن روبرو شویم. مهمترین راه برای منع چاپ و ورود آثار مغایر با فرهنگ جامعه در کشور ندادن مجوز نشر به ناشران ونظارت مستمر مسوولان در این زمینه است نظارت بر چاپ و نشر کتاب، مانند هر فعالیت اجتماعی دیگر، ضرورتی انکارناپذیر است. اگر تأثیر ماندگار کتاب بر فرهنگ و سرنوشت فرد و جامعه را در نظر بگیریم و اهمیت فرهنگ را نیز دریافته باشیم، تصدیق این گزاره مشکل نخواهد بود؛ حتی اگر در مورد چگونگی آن اختلاف نظر داشته باشیم.
مقام معظم رهبری در یکی از دیدارهای خود با جمعی از ناشران، سخنان مهمی دارند که بخشی از آن از این قرار است:
«نشر فکر و سخن نادرست و جهت‌داری که جزیی از چارچوب یک طرح براندازی و امنیتی محسوب می‌شود، مضر است؛ زیرا انگیزه صاحب چنین فکری، صرفاً طرح یک سخن علمی، یا یک نظر فلسفی، اجتماعی، یا سیاسی نیست و ممکن است خواسته یا ناخواسته، در طرح خرابکاری و براندازی، سهیم و شریک باشد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی، از انتشار و توزیع آثار هنری غیر اخلاقی و مستهجن در یک جامعه، به‌عنوان بخش دیگری از یک کار منفی فرهنگی که دارای تأثیر فوری و آنی است، یاد کردند و فرمودند:
«آثار هنری که تأثیر ویرانگر اخلاقی به دنبال دارند، به هیچ‌وجه قابل پاسخگویی نیستند و باید با جدیت تمام، مانع از انجام آن شد و این همان ممیزی واجب است. بنا بر این دستگاه‌های نظام اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ناشرین، در جنجال علیه ممیزی و سانسور، باید مراقب باشند که هدف را گم نکنند…»[۲۴]. نشر کتاب همانگونه که ممکن است مظهر و نمودی از آزادی‌های اجتماعی و انسانی تلقی شود، چه‌بسا مورد سوء‌استفاده و اشاعه لاابالی‌گری فکری و اخلال در حقوق عمومی قرار گیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری دستگاه‌های ذی‌صلاح موظف است برای مقابله با جوانب منفی، حدود و ضوابط نشر کتاب را ، مورد توجه قرار دهد و فضای سالم و سازنده چاپ و نشر کتاب را حفظ و حراست نماید:

۱- تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه‌گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام و مخدوش کردن چهره شخصیت‌هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می‌شوند و تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر شود.

۲ـ توهین به مقدسات دین مبین اسلام و تبلیغ علیه تعالیم، اصول و مبانی آن.
۳ـ ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه‌های منحرف، منسوخ، تحریف شده و بدعت‌گذار.
۴ـ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام.
۵ـ بیان جزئیات مراودات جنسی، گناهان، کلمات رکیک و مستهجن، به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود.
۶ـ استفاده از جاذبه جنسی و تصاویر برهنه زنان یا مردان با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر.
۷ـ انتشار تصاویر به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود؛ نظیر رقص، مشروب‌خواری و مجالس فسق و فجور.
۸ـ ترویج مادی‌گرایی فلسفی و اخلاقی و سبک‌های زندگی مخالف ارزش‌های اسلامی و اخلاقی.
۹ـ خشن جلوه‌دادن چهره اسلام و مسلمانان واقعی.
۱۰- و...[۲۵]
اگر دیدیم که فرضاً در جامعهٔ ما کتابی هست که هنرش فقط این است که احساسات جنسی را در جوانان تحریک کند، این مضرّ است. این را نمی‌شود به عنوان اینکه یک فرآوردهٔ فرهنگی است، آزاد بگذاریم که هرکه خواست، تولید و عرضه کند؛ نه، این بحثِ خواست نیست
اگر فرض کنیم کتابی باشد که در آن انواع و اقسام دروغها به شکل گمراه‌کننده‌ای هست و شما هم الآن امکان ندارید که به این دروغها پاسخ بدهید، این باید جلوش گرفته شود البته ما نمی‌خواهیم به مردم بگوییم شما حتماً این کتاب را بخوانید، آن کتاب را نخوانید؛ نه. انواع سلایق، انواع فکرها، انواع ذهنها، انواع استعدادها، باید در مقابل خودشان میدان بازی داشته باشند، برای اینکه آنچه را می‌خواهند، بتوانند انتخاب کنند؛ اما آن چیزی که گمراه‌کننده و فاسدکننده است، ما نباید اجازه بدهیم وارد میدان شود. این، وظیفهٔ ماست، وظیفهٔ دولت است، وظیفهٔ وزارت ارشاد است. به همین خاطر، این استثنای مطلبی است که من اوّل گفتم ما بایستی فرآوردهٔ کتابی زیاد داشته باشیم[۲۶].
تولیدکنندگان کتاب هم بایستی به این معنا توجه کنند. در تولید کتاب - چه تولید به معنای ایجاد کتاب، چه تولید به معنای ترجمهٔ کتاب، چه تولید به معنای نشر کتاب و در اختیار این و آن قرار دادن - به نیازها و خلأهای جامعه نگاه کنند؛ خلأهای فکری را، نیازهای فکری را بشناسند، انتخاب کنند، سراغ آنها بروند. ما می‌بینیم در مجموعهٔ کتاب و بازار کتاب، گاهی اوقات هدایتهای همراه با انحراف را دنبال می‌کنند؛ بخصوص سراغ مسائلی می‌روند که برای ذهنیت جامعه، برای ذهنیت کشور، چه از لحاظ جنبه‌های اخلاقی، چه از لحاظ جنبه‌های دینی و اعتقادی، چه از لحاظ جنبه‌های سیاسی، زیانبخش است. انسان بوضوح مشاهده می‌کند که در بازار کتاب، در مجموعهٔ کتاب، دستهائی فعالند؛ یک چیزهائی را وارد کنند، ترجمه‌هائی را به وجود بیاورند، با مقاصد سیاسی؛ ظاهرش هم فرهنگی است، اما باطنش سیاسی است.
به شما عرض کنم؛ بسیاری از کارهائی که در مقولهٔ فرهنگ در کشور ما از سوی بیگانگان، دشمنان، معارضان اسلام و نظام اسلامی ترویج می‌شود، ظاهرش فرهنگی است، اما باطنش سیاسی است؛ این را انسان مشاهده می‌کند. مجموعهٔ دست‌اندرکاران امر کتاب - چه شما که کتابدارید، چه مدیریت کتابخانه‌ها، چه آن کسانی که در وزارت ارشاد مسئول این کارند، چه خود ناشران محترم - باید توجه کنند که مواد تغذیهٔ معنوی سالم، مفید و مقوی بایستی در سطح جامعه منتشر شود. امروز خوشبختانه سطح سواد و امکان استفاده از کتاب، وسیع و گسترده است؛ از این امکان باید استفاده کرد[۲۷].

توجه به ظاهر کتاب

وظیفه دیگر ناشرصورت کتاب است .حروف نگاری وصفحه آرایی کتاب بایدچشم نواز باشد.ویرایش متن بایدیک دست وبه قاعده ودراستفاده ازسجاوندی جانب امساک رعایت شده باشد .غلط چاپی نبایددرکتاب باشد نشود. قطع کتاب بسته به حجم آن دارد ولی باید خوش دست باشد .صحافی کتاب خاصه کتابهای درسی باید قرص ومحکم باشد وسرانجام اینکه قیمت کتاب باید چنان باشد که ضمن اینکه ناشرسود می‌برد به خواننده اجحاف نشود.
برخی ناشران برای غلط گیری کتاب سرمایه گذاری نمی‌کنند وکتابی پر از غلط به دست خواننده می‌دهند
برخی ناشران متنی راکه پرفروش است به یک مترجم ناشی وارزان فروش می‌دهند وترجمه‌ای دست وپاشکسته ازآن عرضه می‌کنند وبرخی کتابهای مفصل ومهم را بدون نمایه یافهرست‌های لازم منتشر می‌کنند اینها نمونه‌های نقض حقوق خواننده است که برخی ناشران انجام می‌دهند
سفارشی هم به ناشران می‌کنم. اگرچه خوب است که کتاب را در کاغذها و جلدهای اعلا چاپ کنند، اما بعضی از کتابهایی که مشتری زیادی دارد، چاپ عمومی و مردمی هم برایش داشته باشند؛ یعنی با کاغذ کاهی و البته با چاپ خوانا منتشر کنند. چاپ باید خوب باشد؛ اما روی کاغذ کاهی بزنند و به میزان زیادی توزیع کنند، تا ارزانتر تمام بشود و افراد متعدد و زیادتری بتوانند از آن‌ها استفاده کنند[۲۸].

تولید کتاب برای همة اقشار بویژه جوانان

تولیدکتابهای جیبی و ارزان
«یک پیشنهاد هم عرضة کتابهای جیبی و کوچک است. الآن خلاصه کردن کتابهای بزرگ و ساده کردن کتابهای دشوار، در دنیا معمول است.»
«سفارشی هم به ناشران می‌کنم. اگر چه خوب است که کتاب را در کاغذها و جلدهای اعلا چاپ کنند؛ اما بعضی از کتابهایی که مشتری زیادی دارد، چاپ عمومی و مردمی هم برایش داشته باشند؛ یعنی با کاغذ کاهی و البته با چاپ خوانا منتشر کنند. چاپ باید خوب باشد؛ اما روی کاغذ کاهی بزنند به میزان زیادی توزیع کنند، تا ارزانتر تمام بشود و افراد متعدد و زیادتری بتوانند از آنها استفاده کنند»[۲۹].
کتاب فرهنگی دارای پیام
قدم نخست جهت ارتقاء فرهنگ کتاب و کتابخوانی به عهده نویسندگان و ناشران است. نویسندگان و ناشران نقش مهمی در ارتقاء فرهنگ جامعه دارند تولید کتاب‌های تخصصی و مورد نیاز و فاخر توسط ناشران می‌تواند زمینه توسعه و رشد جامعه را در بخش‌های مختلف فراهم کند.

وظیفه ناشران درمورد همکاران

شایدکمترکسی باشد که سروکارباکتاب داشته وجمله حق چاپ محفوظ است راندیده باشد یعنی فقط ناشر یامولف ومترجم حق دارد کتاب راتجدید چاپ کند وناشردیگر بدون رضایت مولف یاموافقت ناشرحق چاپ مجدد آن راندارد
وجود این قوانین واجرای آنها موجب می‌شود که مولفان ومترجمان عمرخود راصرف تحقیق وتالیف ویاترجمه کنند وناشران هم هزینه چاپ ونشررا برعهده بگیرند.
امروزه هرمولف یامترجمی که بخواهد دست به قلم شود یاناشری بخواهد اثری تولید کند دست ودلش می‌لرزد نگران است ازین که مبادا پس از نشر اثرش .سودجویان وپخته خواران به سراغ کتابش رفته آنرا کپی کنند .ودرد ناک تر اینکه چنین افرادی پس ازین کار مجرمانه کخودرا توجیه شرعی کرده به عنوان کار خیرخواهانه ومشروع معرفی کنند .البته این کارموجب نگرانی ناشران ونویسندگان است واصولا زیرپاگذاشتن حقوق صاحبان اثر وناشران نه به نفع جامعه وخوانندگان است ونه به نفع ناشران معمولا یک اثررا زمانی ناشر دیگر غیرقانونی تکثیر می کندکه نسخه‌های آن کمیاب یا نایاب باشد درتکثیر اثر نیاز خواستاران آن برآورده می شودولی این عمل نتایج بدی بدنبال دارد که بزرگ‌ترین آنهاایجاد ناامنی دربرابرصاحب اثر وناشراصلی است که موجب می‌شود ناشران ونویسندگان جرات پدید آوردن اثردیگر رانکنند که هرج ومرج ناشی ازین کاردرمرحله اول به خودشان صدمه می‌زند لذا می‌توان بااقدامات سازنده جلوی این حرکات راگرفت مانند ایجاد اتحادیه ناشران .البته انجه گفتیم ازناشران معتبر وصاحب نام بدور است وفقط عده‌ای سود جو بدنبال چنین کارهایی هستند.
یکی ازراهکارهای برون‌رفت از مشکلات حوزه نشر تعامل ناشران با یکدیگر است و در این زمینه می‌توان نمونة این تعامل و کار مشترک را در تشکل‌های صنفی شاهد باشیم . تأسیس انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی، در جهت آرمان‌های انقلاب، تأثیرگذاری بیشتری در پیش‌برد اهداف ناشران خواهد داشت؛ زیرا شائبة پیگیری منافع شخصی را از سوی ناشران خنثی می‌کند. این تشکل‌ها ضمن آنکه موجب هم‌گرایی بیشتر ناشران با یکدیگر می‌شود اعتماد بیشتر مسئولان را نیز به همراه خواهد داشت؛ چون در چنین فضایی فقط اهداف جمعی مورد نظر است و مسئولان از این مسئله به خوبی آگاه‌اند

توجه به کیفیت کتاب

کیفیت از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کنندهٔ قیمت تمام شده (و بنابراین قیمت پشت جلد) و موفقیت یا عدم موفقیت یک کتاب است و هزینه‌های هر ناشر در هنگام تعیین کیفیت یک کتاب متفاوت است.

کیفیت محتوا

شامل کیفیت متن و تصاویر کتاب، موضوع، نحوهٔ تألیف و خلق آن، نیازی که برآورده می‌کند، کیفیت نگارش، ویرایش، نقطه‌گذاری، نمونه‌خوانی، تصویرسازی، فصل‌بندی، فهرست‌ها و نمایه‌ها، کتابشناسی، مراجع و منابع و... است.
ناشر از لحظه‌ای که تصمیم به انتخاب کتابی برای انتشار می‌گیرد، به کیفیت محتوا فکر می‌کند. هرچند ممکن است بالا بردن کیفیت محتوا متضمن هزینهٔ بیشتر باشد، اما هرچه محتوای کتاب استانداردتر و کیفیت آن بالاتر باشد، مخاطبان اعتماد بیشتری به ناشر و آن کتاب خواهند داشت. شاید ناشری هزینهٔ قابل توجهی را صرف ویرایش (مضمونی، محتوایی، زبانی و صوری) و نمونه‌خوانی کند و ناشر دیگری، بدون توجه به لزوم ویرایش و نمونه‌خوانی، با هزینهٔ کمتر و در نهایت قیمت پایین‌تر، کتاب را تولید کند. اما ناشر با تعیین استاندارد کیفیت کتاب‌های خود، موقعیت حرفه‌ای خود را در میان رقبا مشخص می‌کند.

کیفیت فنی

در مرحلهٔ بعد، کیفیت فنی، شامل صفحه‌آرایی و صفحه‌بندی، حروف‌نگاری، حروف‌چینی، نسخه‌پردازی، طراحی جلد، لیتوگرافی و امور مربوط به مراحل پیش از چاپ قرار دارد. در اینجا، ناشر با توجه به مخاطب‌شناسی اثری که قصد انتشار آن را دارد، استانداردهای کیفیتی برای هر کتاب یا کلیهٔ کتاب‌هایش تعیین می‌کند. ممکن است برای یک کتاب رمان، صفحه‌آرایی ساده‌ای در نظر بگیرد و فقط به اصول اولیهٔ صفحه‌آرایی پایبند بماند، اما در مورد یک فرهنگ لغت، تصمیم بگیرد کتاب را دو رنگ طراحی کند و عناصر بصری گوناگونی را برای عرضهٔ بهتر محتوا به‌کار ببرد. درهرحال، این کیفیت، پس از رعایت اصول پایهٔ آماده‌سازی کتاب، به سلیقهٔ ناشر و بازار مخاطبان کتاب بستگی دارد. اگر ناشر کیفیت عرضهٔ کتابش را بسیار بالاتر از حد لازم تعیین کند و در نتیجه قیمت پشت جلد کتاب بالا برود، ممکن است مخاطبان امکان خرید آن کتاب را نداشته باشند و عملاً کتاب با وجود کیفیت ظاهری بالا، با استقبال مواجه نشود. عکس این وضعیت نیز ممکن است. در برخی کتاب‌ها، از جمله دانشنامه‌ها، فرهنگ‌های لغت، کتاب‌های نفیس و کتاب‌های مصور، توجه به کیفیت فنی اهمیت زیادی دارد و ممکن است بی‌توجهی ناشر به کیفیت آماده‌سازی کتاب، محتوای پرمخاطب آن کتاب را تحت‌الشعاع قرار دهد و با استقبال مواجه نشود. علاوه بر آن، توجه به ظاهر باید هماهنگ باشد. مثلاً ممکن است ناشری در کتابش از صدها عکس رنگی استفاده کند و هزینهٔ زیادی را صرف تصحیح و آماده‌سازی تصاویر کند، اما به اصول صفحه‌آرایی و حروف‌نگاری توجه نکند و عملاً علیرغم صرف هزینه، کتابی با «کیفیت نازل» تولید کند.

کیفیت چاپ

در مرحلهٔ سوم، کیفیت چاپ، صحافی، کاغذ، مقوا و بسته‌بندی قرار دارد. در این گروه، ناشر باید با توجه به کیفیتی که برای ظاهر کتاب تعیین کرده و متناسب با آن، نوع چاپ و صحافی و بسته‌بندی و مرغوبیت کاغذ و مقوای مورد استفاده‌اش را تعیین کند. برای مثال، اگر ناشر قصد دارد یک رمان پلیسی را در قطع جیبی و با قیمت ارزان تولید کند تا به بازار عظیمی عرضه کند، دلیلی ندارد که متن را چهار رنگ و بر کاغذ گلاسه چاپ کند و صحافی کتاب را جلد سخت در نظر بگیرد. همچنین اگر ناشر قصد دارد فرهنگ تخصصی چهار رنگ یا کتاب مصوری منتشر کند که عمدتاً در کتابخانه‌های عمومی عرضه می‌شود، باید کاغذ مرغوب و بادوامی برای کتاب انتخاب و در صحافی آن دقت کند، چرا که قرار است صدها نفر در طول سال‌ها از این کتاب استفاده کنند.

توجه ناشران به گرافیک کتاب

از جمله علتهای افت کیفی حوزه طراحی گرافیک کتاب، به خاطرورود افراد غیرحرفه‌ای، استفاده غیرخلاقانه از نرم‌افزارهای گرافیکی و بی‌توجهی ناشران به گرافیک کتاب است
کتاب یک نوع بنای معماری است با این تفاوت که به جای حرکت در معابر و پله‌های ساختمان، در کتاب و مجله با پلان‌ها و سطوح مختلف با ورق زدن به پیش می‌رویم.

در این حالت ارتباطی که ما از نظر بصری با حجم و سطوح کتاب برقرار می‌کنیم خیلی مهم‌اند و انسجام، هماهنگی و یک دست بودن و در عین حال رابطه خلاقانه این موارد با هم نیز خیلی مهم است. کتاب از نظر گرافیکی یک محصول فعال است یعنی ما با یک سطح برخورد نداریم بلکه با سطوحی در جزء و همزمان ارتباطشان با کل مجموعه برخورد داریم، بنابراین یک طراح باید برای حصول یک نتیجه خوب از کتاب‌آرایی، تصمیم‌های درست و خلاقانه‌ای بگیرد تا مطالب به نحوی شایسته و جذاب با مخاطب رابطه برقرار کند و ملال‌آور نباشد.

از سویی دیگر ارزان بودن فعالیت آدم‌های غیرحرفه‌ای و در عین حال دستمزد منطقی طراح‌های گرافیک آگاه و کارآزموده و خلاق، سبب شده است که آدم‌های جدی کمتر در این حوزه فعالیت کنند اما به‌طور خاص در حال حاضر ما کتاب‌های خوب از نظر معماری، طراحی، لی‌اوت، جلد و چاپ داریم که آثاری معتبر و ارزشمند هستند. البته کتاب متناسب با موضوع و حوزه‌ای که در آن قرار می‌گیرد و حتی سلیقه و شناخت ناشر از گرافیک دراین فن تاثیر به سزایی دارد ناشران باید در کارشان سختگیر باشند و کیفیت کتاب را در اولویت انتشار قرار دهند

رعایت حقوق نویسنده

رعایت نکردن قانون کپی‌رایت مانند دزدیدن حرف دیگران است. وقتی بحث حق و حقوق پیش می‌آید در حیطه‌های مختلفی چون قانون، شرع و عرف ورود می‌کنیم و متاسفانه امروز بحث از حقوقی است که کمتر دیده و شنیده شده است. هنرمند به عنوان صاحب فکر و اندیشه و کسی که جان و روحش را با دیگران تقسیم می‌کند، صاحب حق و حقوقی است،نویسنده نیز حقوقی دارد نویسنده به حمایت دیده شدن و مراقبت احتیاج دارد. نادیده گرفتن حقوق کپی‌رایت را از جهتی ضعف قانون اما از جهت مهمتر مربوط به مقوله فرهنگ است. نیاز به این قانون بسیار روشن و بدیهی است شما وقتی می‌خواهید وارد خانه‌ای شوید زنگ یا در می‌زنید. نویسنده یک اثر برای تولید آن سختی فراوان کشیده و انرژی زیادی صرف کرده است. بنابراین مانند آن صاحب خانه باید برای استفاده از اثرش از او اجازه بگیریم. این حقیقت ساده‌ای است. اما تاثیر رعایت قانون کپی‌رایت در حوزه تالیف نیز می‌تواند مثبت باشد چون در نتیجه رعایت آن دایره مخاطبان مان وسعت بیشتری پیدا خواهد کرد. بازخوردهای فعلی از ترجمه‌های کتاب‌های ایرانی در خارج از کشور بسیار مثبت بوده، بنابراین با رعایت این قانون می‌توان به بازاری بزرگتر از بازار داخلی فکر کرد. چه چیزی بدتر از این است که یک نویسنده، اسم کتاب خود را در موتورهای جستجو وارد کند و با نسخه‌های دیجیتالی رایگان آن روبرو شود. دزدی ادبی، مشکل جدید به اشتراک‌گذاری‌های غیرقانونی بر روی وب است که به تازگی و با ورود کتابخوان‌های الکترونیکی وسعت بیشتری گرفته است.
حقوق مالکیت معنوی، نوعی حق‌الناس است و هر گونه برداشت بدون اجازه مولف تعارض با ضوابط نشر دارد مثلابا توافق مؤلف و ناشر، کتابی در تیراژی مشخص چاپ می‌شوداما گاه ناشری کتاب‌ها را به جای این‌که به صورت افست چاپ کند، به صورت ریسو چاپ می‌کند. ناشر در این شیوه بعد از پایان یافتن تیراژ مورد توافق بین خود و مؤلف که در قرارداد برای آن توافق شده است، کتاب را به شکل ریسو منتشر می‌کند، اعلام نمی‌کند که کتاب به چاپ دوم رسیده است و در این‌جا حق و حقوق مؤلف نادیده گرفته می‌شود. همچنین در قراردادهای نشر و با توافق طرفین معمولا تاریخی برای پرداخت حقوق مؤلف درنظر گرفته می‌شود، اما به دلایل مختلف این حق و حقوق رعایت نمی‌شود وموارد دیگرکه این قبیل ناشران دو راه بیشتر ندارد؛ یا اینکه رضایت مولف را جلب کنند و یا اینکه بر اساس ضوابط نشر با آنها برخورد خواهد شد

خوش قولی

مهمترین سرمایه یک جامعه، اعتماد متقابل افراد اجتماع نسبت به یکدیگر است، اصولأ آنچه جامعه را از صورت آحاد پراکنده بیرون می‌آورد و همچون رشته‌های زنجیر به هم پیوند می‌دهد، همین اصل اعتماد متقابل است که پشتوانه فعالیت‌های هماهنگ اجتماعی و همکاری در سطح وسیع می‌باشد. عهد و پیمان، تاکیدی بر حفظ این همبستگی و اعتماد و متقابل است[۳۰].
پیامبر(ص) که پیام‌آور وحی و فرمان الهی بود، خود الگو و آینه تمام نمای عمل به دستورات و فرامین خداوند است؛ پس پیامبر(ص) سخت پایبند، به عهد و پیمان بودند و به آن توصیه و سفارش می‌فرمودند و از بد قولی و پیمان شکنی به شدت منع می‌کردند. پیش از بعثت، قریش پیامبر(ص) را امین می‌نامیدند[۳۱].
راستگویی و امانت و خوش خلقی رسول‌خدا(ص) که زبانزد همگان شده بود، رسول‌خدا(ص) از همه مردمان در پایبندی به عهد و پیمان و وفاداری جدی‌تر و برتر بود و هرگز خلاف قرار و پیمان و آنچه لازمه وفاداری است، عملی نکرد. امام علی¬(ع) در توصیف آن حضرت¬(ص) فرمود: « کان اوفی الناس بذمه.» {رسول خدا (ص)} از همه مردم نسبت به آنجه {پیمان بسته و} تعهد کرده بود، با وفادارتر بود[۳۲].
ناشران نباید با بهانه‌های مختلفی نظیر بازار راکد و قیمت بالای کاغذ و ملزومات نشر- انتشار کتاب را به تعویق بیندازند منفعت طلبی - زیاده خواهی -استفاده ابزاری ازنویسندگان وبدحسابی وبدقولی ناشران واقعا جای انتقاد و حتی شکایت دارد. مثلا نویسنده‌ای ماه‌ها وگاه سالها زحمت کشیده تا اثری پدید اورد ویابرنامه ریزی دقیق کرده تادرمناسبت خاصی اثرش بدست مخاطبانش برسد اوتلاش خود رادرجهت کیفی وکمی کتاب بخرج داده اینجا باید ناشر برعهد وقول وپیمانی که کتبا یا زبانی متعهد شده باقی باشد اگر کتاب رادیدتر ازوقت بدست مولف برساند گاه زیانی جبران ناپذیربراو وارو شده است .مثلا مولفی می‌خواهد اثرش نیمه شعبان منتشر شود اگردوماه بعد این کاراتفاق بیفتد نتیجه دلخواه بدست نمی‌آید. ناشر باید خوش قول باشد وحقوق دیگران رابه موقع وکامل ادا کند

ترجمة متن‌های خوب و با ارزش

بسیاری از ناشران ترجیح می‌دهند به جای تولید آثار داخلی و سفارش تصویرگری برای آن‌ها، به ترجمهٔ کتاب بپردازند. با این کار ناشر نه پولی به مؤلف و نه حق‌الزحمه‌ای به تصویرگر می‌پردازد. این گونه کتاب‌ها کاملاً حاضر و آماده هستند و صفحه‌بندی آن‌ها انجام شده و ناشر از پیش می‌داند که چه روندی قرار است در زمان چاپ داشته باشد. چاپ کتاب‌های ترجمه‌ای یک کار بسیار بی‌خطر و بی‌ضرر برای ناشران محسوب می‌شود. برخلاف این جریان، یک کار تألیفی مراحل بسیار متفاوت و دشوارتری دارد. در نگاه اول ناشر نمی‌داند کتاب را با چه شکل و شمایلی باید منتشر کند و در طول پروسهٔ نگارش و چاپ است که ناشر به مدل خود برای انتشار آن دست می‌یابد. ناشرانی که تصمیم به تولید یک اثر می‌گیرند با نویسندگان و تصویرگران برای انتشار کارهای خود مذاکره و صحبت می‌کنند.

رهنمودهای رهبرمعظم انقلاب اسلامی

ترجمه هم خیلی مهم و خوب است. نمی‌دانم در بین شماها چه کسانی مثلاً بر زبان انگلیسی یا فرانسوی تسلط دارند. اگر آقایان این تسلط را داشته باشند، می‌شود ترجمه‌های خوب ارائه کرد.
حدود سال ۶۹ یک رمان فرانسوی به نام « خانواده تیبو » منتشر شد، که نویسنده معروف فرانسوی- رژه مارتن دوگار(۱)- آن را نوشته است. این رمان چهار جلدی که بیش از دو هزار صفحه است، در ظرف مدت کوتاهی دو بار چاپ شد- که من چاپ دومش را دارم- لابد جاذبه داشته است که برای بار دوم چاپ می‌شود. ما باید برای کتاب مثلاً صدو بیست صفحه‌ای کلی تلاش بکنیم، تا یک مشتری پیدا بشود! این چهار جلد کتاب، البته با همان گرایشهای اومانیستی قرن نوزدهمی و اوایل قرن بیستمی است؛ با یک قضاوتهای خیلی قاطع و مطلق و تعصب آمیز ضد مذهبی و البته ضد جنگ، گرایش عمده اش، ضد جنگ بین الملل اول است. چه کسی این کتاب را ترجمه کرده است؟ همین آقای ابوالحسن نجفی که در تشکیلات ادبیات مربوط به انقلاب و فلان وزارت حضور دارد. البته خیلی هم قشنگ و خوب ترجمه کرده؛ اما محتوا آن طوری است. چنین چیزهایی را دارند ترجمه می‌کنند؛ می‌شود گشت چیزهای خوبتری پیدا کرد.[۳۳]

پاسخ به شبهات

در روزگار ما با توجه به گستردگیِ رسانه‌ها و هجوم بی‌سابقهٔ مخالفان به مبانی دینی و مکتب انبیا، شبهه‌های مختلفی دربارهٔ اصول اعتقادی پراکنده شده است؛ به‌طوری که عصر ما، «عصر شبهه» لقب گرفته است. از همین‌رو، چاپ کتاب‌هایی که به شیوه‌های نو و با استدلال‌های محکم، شبهه‌ها را پاسخ گفته باشند، ضرورتی انکارناپذیر است.
۱- کتاب‌هایی که به هر نحوی تمامیت ارضی ایران را تهدید می‌کند ۲- آثاری که اصول قانون اساسی و یا رکنی از ارکام نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد تهدید قرار می‌دهد ۳- کتاب‌هایی که وحدت کشور را از نظر دینی و جغرافیایی مخدوش می‌کند ۴- آثاری که در آنها از واژه‌های مجعول که در عرف بین‌الملل جایی ندارند، استفاده شده باشد ۵- کتاب‌هایی که مروج و تبلیغ‌کننده عرفان‌های انحرافی و یا نوظهور باشند ۶- آثاری که وحدت شیعه و سنی را مورد تهدید قرار دهد و یا حاوی مطالب تخریب کننده علیه شیعیان و طرز تفکر آنها باشد نباید منتشر شوند.
رهبرمعظم می‌فرماید:
بدیهی است که القای روحیه ناامیدی، بی اعتمادی به ذات قدسی پروردگار، زیر سوال بردن اعتقادات دینی و فرهنگی، ایجاد انحراف فکری در سطح جامعه ، ایجاد فضای ابهام و بی قانونی ، .... با قلم یک نویسنده غیر متعهد و منحرف در سطح جامعه جاری می‌شود. بنابراین وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در این حوزه از روح و جان خوانندگان و به خصوص جوانان محافظت نموده و متعهدانه در راستای دادن مجور انتشار به کتاب‌ها ، نشریات و روزنامه‌ها اقدام نماید. البته یکی از کارهایی که باید انجام بگیرد، تلاش برای جلوگیری از نشر آثار تفرقه‌انگیز است؛ چه در محیط شیعی، چه در محیط سنی. الآن برای ایجاد بغض و کینه، آثاری نوشته می‌شود و پولهایی خرج می‌شود. اگر بتوانیم، باید جلوی این‌ها را بگیریم. این‌گونه آثار، همه جا هم منتشر می‌شود. ما نمی‌گوییم که در ایران مطلقاً منتشر نمی‌شود؛ نخیر، در ایران هم متأسفانه مواردی مشاهده می‌شود. آثار کینه‌برانگیز و تفرقه‌انگیزی از طرفین منتشر می‌شود[۳۴].

تولید کتاب در زمینة انقلاب و دفاع مقدس

ظرفیت ۸ سال دفاع مقدس برای تولید هزاران کتاب برای انتقال فرهنگ و ارزش‌های اسلامی و انقلابی
خاطرات دفاع مقدس به‌مثابه رگه ارزشمندی در معدن که باید آن را یافت و ادامه داد
یادداشت‌ها و خاطرات و زندگی رزمندگان و شهدا و ایثارگران و آزادگان به‌عنوان غنی‌ترین میراث معنوی برای تاریخ که از آن هزاران محصول فرهنگی هنری قابل استخراج است.

مکنون بودن هزاران لحظه پُربار در هر روز و شب حماسه هشت ساله ملت ایران.

اهمیت تدوین و انتشار خاطرات آزادگان در شکل‌بخشیدن به تاریخ ما و تأثیر آن در آینده

گنجینه یادها و خاطرات مجاهدان و آزادگان ذخیره عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پُربار و درسها و آموختنی‌ها را پُرشمار می‌کند.

ضرورت همکاری ناشران مسلمان

غربیها و به ویژه آمریکاییها در مباحث مربوط به اسلام و مسلمانان برنامه ریزی گستردهای دارند و از همه ابزارها برای ضربه زدن به جامعه اسلامی استفاده می‌کنند؛ از فیلمهای سینمایی و شبکه‌های تلویزیونی گرفته تا رادیو، نشریات و روزنامه‌ها. این اواخر نیز در برخی از کشورهای اروپایی کاریکاتورهای توهین آمیز به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام(ص) به چاپ رسیده است که همه این موارد از نظر آنها منجر به تضعیف اسلام می‌شود. در مقابل این مسائل باید یک هماهنگی و همگرایی در بین مسلمانان وجود داشته باشد و محصولات فرهنگی و بخشی از کتابهایی که منتشر می‌شود، باید در جهت پاسخ دهی به دشمنان اسلام باشد. متأسفانه در بین مسلمانان انسجام لازم برای مقابله با اینگونه اقدامات وجود ندارد و یک نوع پراکندگی در جهان اسلام دیده می‌شود. یک گام مهم برای از بین بردن پراکندگی یاد شده این است که ناشران -که نقش مهمی در تغییر فکری مسلمانها دارند- دور هم جمع شده و مباحث مهم جهان اسلام را مورد بحث قرار دهند، نیازهای فرهنگی و تبلیغاتی موجود را مشخص کنند و با ایجاد تفاهم و تعامل با یکدیگر، به نوعی با هجمه دشمن علیه اسلام مقابله کنند. در این راستا برگزاری اجلاس بین المللی ناشران جهان اسلام برای تبیین معارف اسلامی و بهره گیری ناشران از تجربیات یکدیگر بسیار مفید و مؤثر خواهد بود. یکی از مباحثی که دشمنان اسلام دنبال می‌کنند، ایجاد تفرقه‌بین مسلمانان است؛ چرا که هر چه فاصله‌ها بیشتر باشد، تأثیر این تفرقه افکنی‌ها بیشتر خواهد بود ولی وقتی مسلمانان به ویژه فرهیختگان و خواص جوامع اسلامی با یکدیگر ارتباط بیشتری داشته باشند، با واقعیتها آشناتر خواهند بود و زبان مشترکی پیدا خواهند کرد و اقدامات تحریک آمیز دشمن نمی‌تواند تأثیری روی روحیه مسلمانها داشته باشد بلکه برعکس، انسجامی میان مسلمان برای برخورد قاطع با دشمنیها شکل خواهد گرفت. از این جهت ما فکر می‌کنیم یک چنین اجتماعات و اجلاس‌هایی بسیار مؤثر و مفید خواهند بود. برگزاری اجلاس بین المللی ناشران جهان اسلام یک نمونه از این فعالیتهای سازنده است. باید اقشار مختلف در جوامع اسلامی چنین ارتباطها و نشستهایی با یکدیگر داشته باشند، چرا که همه این موارد به وحدتی که جمهوری اسلامی ایران از آغاز پیروزی انقلاب در جهان اسلام در پی آن بوده است، کمک می‌کند هدف از برگزاری این اجلاس به فعالیت درآوردن ظرفیت‌های بالقوه ناشران جهان اسلام در حوزه‌های تئوریک و کاربردی علوم مختلف برای تحقق اهداف عالی رهنمون‌شده در قرآن کریم، سیره نبوی واهلبیت ونهادینه کردن همکاری‌های حرفه‌ای و صنفی ناشران مسلمان است
ما اعتقاد داریم بسیاری از چالش‌های مسلمانان در جهان و بحث‌هایی نظیر ترویج اسلام‌هراسی یا نسبت دادن تروریسم به مسلمانان به راحتی و با تحرک بیشتر از سوی مسلمانان قابل رفع است و در این زمینه تأسیس اتحادیه جهانی ناشران مسلمان کاملا راهگشا خواهد بود
وظایف ناشران مسلمان در دوره‌ای که هجمه‌ها به دین مقدس اسلام به حداکثر خود رسیده استبسیار مهم است آنها باید این حقیقت را که اسلام دین رحمت، اعتدال و تعالی است، در آثار خود برای همگان روشن کنند چرا که بسیاری از معضل‌های فرهنگی و نگاه منفی به اسلام و بحث‌هایی نظیر اسلام‌هراسی ریشه در فقدان ارائه تصویری مناسب از اسلام است و اینکه این نقیصه با تلاش و همدلی ناشران مسلمان قابل حل است شرط موفقیت حوزه نشر جهان اسلام شناخت و تعامل عملی و اجرایی میان ناشران در کشورهای اسلامی است. در صورتی که شناخت و تعامل به شکل واقعی صورت گیرد آن وقت دیگر برخی خلاء‌های موجود مبنایی و محتوایی در حوزه نشر جهان اسلام کاهش خواهد یافت.
اتحادیه جهانی ناشران مسلمان را در ارتقای فرهنگ نشر در کشورمان نیز بسیار مؤثروسازنده است زیرا ناشران ما ناگزیرند خود را به استانداردهای بین‌المللی نزدیک کنند تا بتوانند در این زمینه مدعی باشند
نخستین اجلاس بین المللی ناشران جهان اسلام با شرکت ۶۲ تن از ناشران، مولفان و مترجمان برجسته از۳۱ کشور دنیای اسلام ۳۰ و ۳۱ خرداد ماه ۱۳۸۹در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار شد[۳۵].

مواردی که نمی‌توان باناشران بین المللی همکاری کرد

۱ - عرضه کتاب‌هایی که نام خلیج فارس در آنها جعل شده باشد چرا که خلیج فارس نماد صلح و دوستی در منطقه است و ریشه در فرهنگ ما دارد و هرگونه تلاش برای جعل نام این آبراه بزرگ در تضاد با هویت دینی، ملی و اعتقادی ما است و قطعاً بی توجهی به چنین تخلفی پذیرفتنی نیست
۲- کتاب‌هایی که با ضوابط نشر کشور همخوانی داشته باشد مانندآثاری که امنیت سیاسی و اخلاقی کشور را با خدشه مواجه کنند،
۳- ناشرینی که کتب ضد دینی وموهن منتشر می‌کنند که در نظر اسلام ممنوع است مثل کتاب ایات شیطانی
زیرافتوای تاریخی اعدام از سوی امام خمینی تنها برای سلمان رشدی اعلام نشد بلکه ایشان در متن این نامه تاریخی حکم مولف و ناشر را یکی دانسته بودند: «به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم، مؤلف کتاب «آیات شطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند.»
«سلمان رشدی»، عضو «انجمن سلطنتی ادبیات انگلستان» بوده و هست و کتاب مذکور را به سفارش «گیلون ریتکن» (رئیس یهودی انتشارات وایکینگ پنگوئن) با دستمزد بی سابقه ۸۵۰ هزار پوند به رشته تحریر در آورد.
لازم به ذکر است «آیات شیطانی» (Satanic Verses)، رمانی است در ۵۴۷ صفحه (نسخه انگلیسی در چاپ اول) که در تاریخ ۴/۷/۱۳۶۷ (۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸) توسط انتشارات «وایکینگ» (جزو گروه انتشاراتی «پنگوئن») منتشر شد[۳۶].
۴- ناشرینی که کتب منتشره توسط آنها تز اسلام ستیزی واسلام هراسی است .کتبی که به هرنحوی نمادهای دینی واسلامی به تمسخر گرفته شود ۵- ناشرین بد سابقه که پیش تر آثار ضداخلاقی منتشر می‌کنند وناشرینی که بامحوریت موضوع اسلام ولی با نگاه غلط با هدف گسترش اعتقادات انحرافی و بدعت‌های دینی فعالیت کنند.
۶- ناشرینی که بااندیشه‌های افراطی موجب اختلاف درصفوف مسلمانان وتفرقه بین شیعه وسنی ایجاد می‌کنند.

نمونه‌ای ازمرامنامه چاپ ونشر

«ن والقلم و مایسطرون» حرمت و قداست «قلم» را همین بس که خدای متعال به آن و آنچه می‌نویسند سوگند یاد کرده است و در مقام رفیعش همین کافی است که سوره‌ای از قرآن به این نام مزین شده است. اسلام عزیز به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و در دورانی که بنیان‌های فکری شرقی و غربی آن را احاطه کرده بود، حیات مجدد یافت تا تورانیت توجه به مبدأ هستی و راه سعادت و کمال انسان را یک بار دیگر بنمایاند و ظلمت ناشی از جهالت مدرن را از حیات بشر بزداید. آنچه امروز در زندگی مادی و معنوی انسان مشاهده می‌شود، محصول اندیشه ورزی اندشمندانی است که اغلب به دلیل همسو نبودن با مبانی و حیانی، مسیر خطا پیموده و نتیجه اش دوری انسان‌ها از فلسفه خلقت، انحراف از نقطه تعادل و گرایش به افراط و تفریط است. انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی ماهیتاً فرهنگی با مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی متکی به وحی و در امتداد بعثت نبی مکرم اسلام (ص)، در این مقطع از تاریخ ظهور کرد تا تمدن اسلامی را مجدداً احیا و پایه گذاری نماید و ان شاءالله تا ظهور امام منتظر (عج) ادامه دهد. نیل به این هدف دست یافتنی نیست، مگر با تولید آثار فکری فاخر و محتوای غنی مبتنی بر آموزه‌های اسلام، مجمع ناشران انقلاب اسلامی به عنوان مجموعه‌ای فرهنگی و صنفی برای سهیم شدن در تحقق این هدف متعالی و با اتکا به اصول پنج گانه این مرامنامه تلاش می‌کند به وظیفه الهی خویش عمل کند.
۱. باورمندی به اسلام ناب محمدی (ص)
مجمع ناشران انقلاب اسلامی دستیابی به تمدن اسلامی را فقط با تکیه بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص)، که آمیخته با نور ولایت ائمه اطهار علیهم السلام است و روحانیت اصیل و باورمند به این آموزه‌ها آنها را تبیین کرده‌اند، ممکن می‌داند. از اصول مهم این تفکر، «اسلام سیاسی» است، که نظام مردم سالار جمهوری اسلامی ایران محصول گران بهای آن است. عدول از این مبنا، با هر توجیه، انحراف از اسلام ناب محمدی (ص) است.
۲. پاسداری از انقلاب اسلامی
مجمع ناشران انقلاب اسلامی محصول انقلاب اسلامی است و این انقلاب را نتیجه بازگشت به اسلام اصیل و ناب می‌داند. از این رو، پاسداری از انقلاب اسلامی و تلاش مجدانه برای نشر ارزش‌ها و اصول این انقلاب را از وظایف اصلی خود می‌داند و با هر آنچه این ارزش‌ها و اصول را تهدید یا به آنها خدشه‌ای وارد کند، مقابله هوشمندانه خواهد کرد.
۳. پیروی از اندیشه‌های امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه‌ای (مدظله العالی)
حضرت امام خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تاریخ سازترین شخصیت دوران غیبت، همچون مرجعی بزرگ محکمات انقلاب اسلامی را تبیین فرموده و خلف صالح او، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی)، با صلابت، تدبیر و هوشمندی راه و اندیشه امام (ره) را دنبال می‌فرمایند. مجمع ناشران انقلاب اسلامی تداوم انقلاب را صرفاً در پیمودن راه امام خمینی (ره) و پیروی از ولی فقیه زمان می‌داند و نتیجه هرگونه انحراف از این معیار را فاصله گرفتن از اصول انقلاب ارزیابی می‌کند.
۴. اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میثاق محکم انقلاب اسلامی و ملت مسلمان ایران است. مجمع ناشران انقلاب اسلامی اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی، به خصوص اصول تغییرناپذیر آن را، یعنی اصول مربوط به اسلامی بودن و ابتنای کلیه قوانین و مقررات براساس موازین اسلامی و پایه‌های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکا به آرای عمومی و دین رسمی ایران، ضروری و انکارناپذیر می‌داند.

۵. ساماندهی جبهه‌ای فرهنگی برای تبلیغ ارزش‌ها و مبانی انقلاب اسلامی

از آنجا که نظام‌های سلطه جهانی در تعارض ذاتی با انقلاب اسلامی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) هستند و علاوه بر مقابله‌ها و تهدیدات نظامی، سیاسی و اقتصادی، در ساحت فرهنگ نیز جبهه‌ای گسترده علیه این انقلاب طراحی کرده و تهاجم فرهنگی سهمگین و بی رحمانه‌ای را به اجرا گذاشته‌اند، مجمع ناشران انقلاب اسلامی، ضمن احترام و پذیرش سلایق گوناگون در جبهه فرهنگی انقلاب، بر این باور است که باید جبهه‌ای فرهنگی در مقابل این تهاجم ساماندهی شود تا، علاوه بر دفاع از آرمان‌ها و اصول انقلاب، بتواند ارزش‌ها و مبانی اصیل و جهان شمول این انقلاب را به شیوه‌ای هنرمندانه و جذاب و با ابزارهای فرهنگی، به خصوص کتاب، در دنیا ترویج و تبلیغ کند[۳۷].

نقش ناشران درترویج کتاب و کتابخوانی

به طور کلی ، در بررسی روند چاپ و نشر کتاب در ایران به سه نکته اساسی برخورد می‌کنیم . شاید مهم‌ترین رأس این مثلث ، حوزه تولید محتوا و اندیشه است که مستقیما به نویسندگان مربوط می‌شود . دو دیگر ، مجموعه نشر کشور را در برمی گیرد و سه دیگر ، به نهادها و ارگان‌های دولتی و نیمه دولتی متولی امور فرهنگی و نقش حمایتی آنان بازمی گردد . در این پست تلاش می‌کنیم تا نکاتی که در این زمینه مهجور مانده را بازگو کنیم تا بلکه موجبات گشوده شدن گره‌های گریبان گیر حوزه نشر کتاب اندکی فراهم گردد.
اشاره شد که اصلی‌ترین وظیفه در ارتقاء کمی و کیفی صنعت نشر و چاپ آثار فرهنگی در کشور را خالقین آثار هنری و فرهنگی بر عهده دارند . اما متاسفانه از آنجایی که نویسندگان ما به نسبت نویسندگان سایر نقاط دنیا اهل تحقیق و پژوهش نیستند ، بنابراین کتاب‌های ما از لحاظ درونمایه ، کاربردی نیست و بعضا تاریخ مصرف دارند . از همین رو است که با نگاهی اجمالی به کلیت آثار فرهنگی و هنری در سال‌های اخیر ، متوجه می‌شویم که ما در این سال‌ها با فرآیند تولید متن مواجه بودیم بدون اینکه چرخه تولید دانش را طی کرده باشیم . از دیگر سو ، در حوزه زبان نوشتاری نیز دچار خلأ معناداری در زمینه تعامل بین زبان علمی و زبان عمومی هستیم که خود به تدریج موجبات کاهش مخاطب را فراهم می‌کند.
اما رأس دیگر این مثلث را ناشران تشکیل می‌دهند که سهم قابل توجهی در تبلیغ و ترویج کتاب و کتابخوانی دارند . چراکه مطمئنا چاپ روزافزون کتاب ، بازار کتاب را زنده نگه می‌دارد و این امر سبب پویایی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی می‌گردد . اما جای تأسف دارد که بعضا ناشرین ما ، یا در نگاه تخصصی به حوزه نشر دچار کمبود هستند و یا دلسوزی واقعی و اشراف حرفه‌ای را به این صنعت ندارند . در حقیقت نگاه متعهدانه در حوزه نشر ، جای خود را به دیدگاه بازاری و کاسب کارانه داده است . یک راهکار اساسی در این زمینه ، چاپ کتابهای ارزان قیمت تر با کاستن از تجملات مربوط به کاغذ و جلد و ... است که بتوانند به رشد روند کتابخوانی و همچنین افزایش تیراژ کتاب نیز تا حد زیادی کمک کند . ناگفته نماند که مشکل شمارگان پایین کتاب ، میوه درختی است که باید از ریشه اصلاح شود . مانع دیگر در این زمینه ، بحث پخش کتاب است که از یکسو به ناشر و از سوی دیگر به پخش کننده مربوط می‌شود . اما مشکل اساسی کمبود پخش کننده معتبر و کاربلد در کشور است که سبب شده عمده کتاب‌ها تنها در شهرهای بزرگ موجود باشند . شاید یک راهکار اصلی در این زمینه ، تمرکز زدایی از مراکز استان‌ها و به ویژه تهران به عنوان قطب ادبی کشور توسط فعال کردن معاونت‌های هنری در سایر شهرستان‌ها باشد . البته ناشرین تخصصی معمولا در اقصی نقاط کشور نمایندگی دارند و از نظر پخش قوی هستند اما ناشران عمومی در پخش آثارشان دچار مشکل می‌باشند . بنابراین ، چاره کار را باید در تخصصی کردن ناشران دانست . ضمن اینکه در صورت خصوصی نکردن ناشرین ، موازی کاری در این عرصه زیاد می‌شود و یک اثر را چند ناشر به طور همزمان یا مقطعی چاپ می‌کنند ؛ که این خود ضربه‌های جبران ناپذیری به بدنه اقتصادی انتشاراتی‌ها وارد می‌کند.

آشنـایـی با انواع قـرارداد با ناشـر

حق تالیف

در این نوع قرارداد ناشر با شما قرارداد بسته و درصدی از قیمت پشت جلد ضربدر تیراژ را به عنوان حق تألیف به شما پرداخت می‌کند. این نوع قرارداد را ناشران بیشتر با کسانی می‌بندند که شناخته شده و کتاب هایشان پرفروش باشد.

این نوع قرارداد می‌تواند برای بعضی از افراد جذاب باشد زیرا نه هزینه‌ای پرداخت می‌کنند و نه در پخش نقشی دارند ولی چنانچه فروش کتاب خوب باشد این افراد ضرر می‌کنند. چنانچه به فروش کتاب خود مطمئن هستید زیر بار این نوع قرارداد نروید. در این نوع قرارداد حق چاپ همیشه برای ناشر محفوظ می‌ماند.

مشارکت

در این نوع قرارداد هزینه‌های چاپ بین ناشر و نویسنده تقسیم شده و سود فروش نیز به همان نسبت بین ناشر و نویسنده تقسیم می‌شود.

واگذاری اثر

نویسنده در این نوع قرارداد کلیه حقوق مادی و معنوی اثر را به ناشر در ازای دریافت مبلغی واگذار می‌نماید و درحقیقت نویسنده در ازای دریافت یک مبلغ یا درصدی از فروش اثری را برای ناشر خلق می‌نماید.

سرمایه گذاری مولف

در این حالت نویسنده با تقبل کلیه هزینه‌های چاپ صاحب اثر خود خواهد بود و از تمامی مزایای آن نیز برخوردار خواهد بود. لازم به ذکراست در زمان عقد این نوع قرارداد نویسنده می‌بایست دقت نماید تا در بند یا مادهٔ تعیین کننده صاحب حقوق مادی و معنوی اثر حتماً نویسنده یا صاحب اثر ذکر گردد.

مزایای چاپ کتاب به روش سرمایه گذاری مؤلف

۱- این روش علاوه بر اینکه حقوق اثر را محفوظ نگه می‌دارد، نسبت به روش ناشر مولف مهمترین مزیتی که دارد جواز شرکت دادن کتاب در نمایشگاه‌های بین المللی و استانی می‌باشد. کتاب‌هایی که به صورت ناشر مولف چاپ می‌شوند به ندرت و شاید اصلاً در هیچ نمایشگاهی و یا فروشگاهی عرضه عموم نخواهند شد.
۲- دریافت تمامی فایل‌های مربوط به کتاب اعم از زینک‌های کتاب ، طرح جلد و صفحات داخل که صفحه آرایی و ویراستاری نیز گردیده‌اند.
۳- نظارت کامل به پخش کتاب و تحویل کل کتاب از ناشر.
۴- برخورداری کامل از مزایای فروش کتاب به سازمانها و ارگانها
۵- بهره مند شدن از مزایای اعتبار یک انتشارات جهت عرضه به سازمان و ارگان‌ها و نمایشگاه‌ها و فروشگاه‌ها

اسیب شناسی نشر

در اینجابه یکی از آسیب‌های جدی حوزهٔ نشر که اتفاقا در سال‌های اخیر و از سوی انتشاراتی‌های جدیدالتاسیس بیشتر مرسوم شده، خواهیم پرداخت. رویه‌ای که کم از کلاه‌برداری نیست!

انکار حق‌التالیف

روند عقد قرارداد و چاپ کتاب، تقریبا در همه‌جای جهان و در تمام مراکز نشر، روند مشابه و یکسانی‌ست. ساده‌ترین و منطقی‌ترین شیوه این است که مولف برای انتشار اثرش، به ناشر مراجعه کرده و اثرش را ارائه می‌کند. ناشر هم پس از مطالعه و بررسی اثر، با درنظر گرفتن تمام زوایای نشر و وضعیت بازار، اگر صلاح دید با انتشار کتاب مورد نظر موافقت می‌کند. در مرحلهٔ بعدی ناشر و مولف سر میز قرارداد می‌نشینند و دربارهٔ بندها و قواعدی که تقریبا رویه ثابت و مشخصی دارند، به توافق می‌رسند.
یکی از اصلی‌ترین بندهای قرارداد میان ناشر و مولف، پرداخت میزان حق‌الزحمه مولف یا مترجم است که مطابق با عرف موجود در کشور، معمولا ناشر موظف می‌شود ۱۰ تا ۱۵ درصد از ضرب شمارگان در بهای پشت جلد هر کتاب را پس از به فروش رفتن کتاب‌های منتشر شده به مولف یا مترجم بپردازد. اما متاسفانه این رویه از سوی برخی از ناشران، به بهانه‌های مختلف انکار می‌شود. به عبارت دیگر ناشر مثلا با بهانهٔ بازار راکد کتاب و ریسک اقتصادی کار نشر، سعی دارد نویسنده و مترجم را مجاب کند که تنها به حقوق معنوی چاپ کتاب‌شان بسنده کنند.

مشارکت نابرابر

مسالهٔ رکود بازار نشر و بیم ورشکستگی، گاه تا جایی بزرگ‌نمایی می‌شود که ناشر در بسیاری از موارد از مولف می‌خواهد نه تنها از خیر حق‌التالیف یا حق الترجمه خود بگذرد، بلکه برای انتشار کتابش سرمایه‌گذاری کند. به عبارت دیگر ناشر از مولف می‌خواهد تا با او در انتشار کتاب مشارکت مثلا ۵۰ به ۵۰ داشته باشد. مثلا ناشر می‌گوید: «انتشار کتاب ۸۰ صفحه‌ای شما، چیزی حدود ۴ میلیون تومان هزینه برمی‌دارد که شما باید ۲ میلیون آن را بپردازید و در نهایت شمارگان کتاب، بین ناشر و مولف یا مترجم تقسیم خواهدشد.» به عبارت دیگر ناشر تنها توزیع و بازاریابی نیمی از کتاب‌های منتشر شده را متقبل می‌شود فارغ از سوالاتی از این دست که «آیا ناشر در عقد این قرارداد، واقعا به تعهداتش عمل می‌کند یا خیر؟» یا «مولف از کجا می‌داند که ناشر واقعا چند نسخه از کتابش را منتشر می‌کند؟» و... چنین قراردادی از اساس منطقی به نظر نمی‌رسد زیرا اصولا مولف چطور باید نیمی از تیراژ کتابش را (برای شمارگان هزارتایی؛ ۵۰۰ نسخه) پس از انتشار در بازار نشر توزیع کند؟ مگر مولف یا مترجم می‌تواند کار یک مرکز توزیع کتاب را به تنهایی انجام دهد؟ در بیشتر موارد نتیجه این می‌شود که مولف نهایتا تعداد ناچیزی از کتاب‌هایش را به دوستان و اقوام هدیه خواهد داد و الباقی در گنجهٔ خانه انبار می‌شود و خاک می‌خورد.

سوءاستفاده از امکانات چاپ

در قراردادهای مشارکتی، یکی از حربه‌های ناشران متخلف جعل تیراژ کتاب‌هاست. مثلا در قراردادی که ناشر متعهد به انتشار هزار جلد از کتاب شده تا پس از انتشار، این تعداد کتاب به طور مساوی بین ناشر و مولف تقسیم شود، ناشر متخلف می‌تواند به جای هزار جلد، تنها پانصد جلد را به چاپ برساند. با این حربه هم هزینه‌هایش پایین می‌آید و هم مسوولیت توزیع و بازاریابی کتاب به عهده‌اش نخواهد بود. سود و منفعتش را هم که پیش‌تر از سهم شراکت مولف برداشته مطابق با دیده‌ها و شنیده‌ها ناشر در قرارداد مشارکتی، برای انتشار مثلا یک کتاب ۸۰ صفحه‌ای در تیراژ هزار نسخه، مبلغی بین دو میلیون و نیم تا سه میلیون و نیم تومان از مولف، بابت سهم الشراکت دریافت می‌کند. در واقع ناشر در همین مرحله، سود خود را برده و مراحل بعدی تنها حکم تظاهر و ظاهرفریبی دارد. ناشر متخلف برای اینکه سود خود را به حداکثر برساند و همانطور که گفته شد، دردسر بازاریابی و توزیع کتاب را نیز از سر باز کند، تصمیم می‌گیرد کلاه گشادی سر مولف بگذارد و! به جای هزار نسخه، پانصد نسخه از کتاب را به چاپ برساند
اما مشکلی که پیش پای ناشر متخلف وجود دارد، تعرفهٔ چاپ کتاب است. دقیق‌تر آنکه لیتوگرافی، ساخت فیلم و زینک و هزینهٔ چاپ، بالاتر از آن است که ناشر بخواهد برای ۵۰۰ نسخه از چاپ متداول کتاب یعنی چاپ افست استفاده کند. به عبارت دیگر اگر ناشر بخواهد برای این ۵۰۰ نسخه از این نوع چاپ استفاده کند، منهای هزینهٔ کاغذ، تقریبا به همان اندازه باید هزینه کند که برای چاپ هزار نسخه از آن کتاب. به همین دلیل است که ناشر به سراغ انواع بی‌کیفیت و ارزان‌تر چاپ می‌رود. چاپی که نیاز به لیتوگرافی و ساخت فیلم و زینک و.... نداشته باشد. چاپی مثل چاپ دیجیتال یا چاپ ریسوگراف. و مولف ناآشنا با انواع چاپ و تعرفه‌ها، هیچ به این رویه شک نمی‌کند.
پس از اینکه ناشر متخلف توانست به‌جای هزار نسخه، پانصد نسخه از کتاب را به چاپ برساند، برای اینکه شک و شائبه‌ای برای مولف پیش نیاید، به او می‌گوید صد جلد از کتاب‌ها باید برای کار بازاریابی، تبلیغات و اهدا به رسانه‌ها اختصاص پیدا کند و از آنجایی که قرارداد ۵۰-۵۰ است، ۵۰ جلد از این تعداد کتاب را باید مولف متقبل شود. بنابراین ناشر به جای پانصد نسخه، ۴۵۰ نسخه از کتاب را به مولف می‌دهد و پنجاه کتاب باقی‌مانده را به چند کتابفروشی محدود و معدود، می‌سپارد تا مولف مطمئن شود پانصد جلد از کتابش در بازار کتاب توزیع شده است.

ناشر در مقام دلال

برخی از ناشران متاسفانه پا را فراتر می‌گذارند و به مولفی که حاصل عرق‌ریزان روح‌اش را با صداقت و خلوص نزدش آورده، پیشنهاد می‌دهد که هزینهٔ نشر کتاب را به تنهایی بپزیرد. همچنین حق الزحمهٔ نشر را نیز باید بر آن علاوه کند. در یک کلام؛ به‌جای اینکه مولف حق‌الزحمهٔ تالیف و ترجمه‌اش را از ناشر بگیرد، این ناشر است که ادعای حق دارد.
و باز برخی از ناشران حتی از این حد نیز فراتر می‌روند و از بار وظیفهٔ توزیع کتاب نیز شانه خالی می‌کنند و مولف می‌ماند با مثلا هزار جلد کتاب که روی دستش مانده. کتاب‌هایی که رفته رفته به آیینهٔ دق تبدیل می‌شوند و روحیهٔ مولف را برای نگارش کتاب جدید از بین می‌برند و دیر یا زود مولف گرامی تصمیم می‌گیرد حداقل برای باز شدن فضای کمد یا اتاقش، آن‌ها را برای تخمیر، به قیمت کیلویی ۲۰۰-۳۰۰ تومان بفروشد

حرف آخر

مشکل از کجا آب می‌خورد؟ همیشه منطقی‌ترین پاسخ‌ها، ساده‌ترین پاسخ‌ها هستند. شخصی با هر رویکرد و تفکری تصمیم می‌گیرد به عنوان ناشر، وارد بازار نشر شود. بنابراین مخاطرات این حرفه را نیز باید بپذیرد و همچنین به قوانین شرعی و عرفی پایبند باشد. با این رویکرد؛ اثری که برای انتشار به ناشر پیشنهاد می‌شود، یا ارزش انتشار دارد و یا ندارد! اگر ارزش دارد که باید بهای این ارزش را که همانا خون دل مولف در نگارش اثر است، بپردازد. اما اگر اثر ارائه شده ارزش چاپ و انتشار را ندارد، ناشر نباید زیر بار انتشار آن برود. اما متاسفانه برخی از ناشران، کار نشر را به مثابه کار مرده‌شوری تلقی می‌کنند که ضامن بهشت و جهنم رفتن میت نیست.
باعث تاسف است که حوزهٔ نشر که فی‌نفسه حوزهٔ مقدسی‌ست، در سال‌های اخیر از سوی برخی ناشران که اتفاقا شمار آنها در حال افزایش است و تنها با اندیشهٔ شهرت و منفعت طلبی وارد این حوزه شده‌اند، آلوده می‌شود. ناشرانی که شاعران و نویسندگان را به چشم شکار و طعمه می‌نگرند. ناشرانی که در شبکه‌های اجتماعی، سایت‌ها و وبلاگ‌ها به دنبال نوجوانان و جوانانی علاقمند به ادبیات می‌گردند تا خام‌شان کنند...

ناشران ارزشی

نقش انتشارات و کتاب‌فروشی‌های بازار در جریان انقلاب اسلامی
ناشران اسلامی به دلیل «هویت» دینی و مرزبندی که با جریانات غرب‌زده و شرق‌گرا و نیز پرهیزی که با ادبیات و فرهنگ مبتذل شاهنشاهی غربی داشتند، مستقل بودند و محتوای آثار منتشرهٔ آن‌ها در برابر سیاست، فرهنگ و مقاصد حاکمیت استبدادی و استعماری بود.
یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را پس از مراجع، ائمهٔ جماعات، وعاظ ناشران و کتاب‌فروشان در بازار داشتند. در حقیقت بازار تنها، مرکز خرید، فروش و پخش کالای اقتصادی نبود، بلکه مرکزیتی در نشر و ناشر داشت. قابل دقت است که برخی ناشران، خود اهل علم، تحقیق، نوشتن و تألیف بودند. متأسفانه بدین مهم کمتر توجه شده است. حتی قبل از انقلاب مشروطیت و بعد از آن، ما شاهد حضور صاحبان علم و حاملان فرهنگ و مروجان معارف اسلامی در بازار بودیم و این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی برجسته بود.
در این زمینه تیمچهٔ حاجب‌الدوله مرکزیت داشت. از ناشران عصر مشروطه تا انقلاب اسلامی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
۱. میرزا محمدعلی شیرازی در سال ۱۲۹۰ از شیراز می‌آید و در تیمچهٔ حاجب‌الدوله کتاب‌فروشی تأسیس می‌کند.
۲. حاج محمدحسین و حاج میرزا علی‌اصغر کاشانی در سال‌های ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۰ در تیمچهٔ حاجب‌الدوله حجرهٔ فروش کتاب داشتند.
۳. حاج میرزا ابراهیم مرعشی در تیمچهٔ حاجب‌الدوله کتاب‌فروشی دایر کرد و مرکز بخش کتب دینی بود.
شاید یادآوری این نکته خالی از اهمیت نباشد که فرزند ایشان، حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید ابوالقاسم مرعشی، که از عموزادگان مرجع تقلید حضرت آیت‌الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی بودند، در ادامهٔ خدمات پدر، انتشارات حافظ (تهران، چهارراه سرچشمه) را تأسیس کرد و تا دههٔ ۱۳۴۰ از ناشران اسلامی و فعال بود. در دههٔ ۱۳۲۰ آثار استاد محقق و مورخ دکتر سید جعفر شهیدی را نشر می‌دادند، از جمله:
الف) جنایات بشر (۳ جلد)

ب) نامه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی
ج) زینب بانوی کربلا (س)، نوشتهٔ دکتر بنت‌الشاطی
د) فاطمه (س) دختر پیامبر (ص)
مرحوم سید ابوالقاسم مرعشی خود اهل علم و قلم بود. منتخب مفاتیح‌الجنان با ترجمه، از جمله آثار ایشان است.
۴. حاج شیخ باقر در سال‌های ۱۲۸۸ تا ۱۲۹۰ در تهران، تیمچهٔ حاجب‌الدوله، کار فروش، نشر و پخش کتاب را آغاز نمود.
۵. حاج شیخ محمدحسین خوانساری در سال ۱۲۸۵ از اصفهان به تهران آمد و در تیمچهٔ حاجب‌الدوله حجره‌ای گرفت و به کار نشر کتب پرداخت.
۶. کتاب‌فروشی حاج محمدمهدی خوانساری، مشهور به کتابچی، در تهران، تیمچهٔ حاجب‌الدوله، از سال‌های ۱۳۰۰ دایر بود.
۷. کتاب‌فروشی و انتشارات فرهمند در بازار بین‌الحرمین تا دههٔ ۱۳۴۰، مروج کتب دینی، ادبی و اجتماعی بود؛ از جمله آثار ملا احمد نراقی را منتشر می‌کرد.
۸. حاج شیخ احمد شیرازی در سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲، در تیمچهٔ حاجب‌الدوله، کتاب‌فروشی داشت و خود ناشر و نویسنده بود. وی داماد مرحوم آقا میرزا محمدعلی شیرازی تاجر و کتاب‌فروش ساکن تهران بود.
بررسی و تحلیل و تحقیق در زندگی، کارنامه و آثار هر یک، نیاز به زمان بیشتری دارد؛ اما ضرورت آن را نباید نادیده انگاشت که در ترسیم هویت اسلامی بازار حتماً باید نقش ناشران را از ابتدا مورد توجه قرار داد. خصوصاً منشورات دین ناشران که در راه نشر معارف الهی کوشا و ساعی بودند.

پخش اعلامیه‌ها:
اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها و شب‌نامه‌ها در دوران مشروطه، رضاخان و به خصوص نهضت امام خمینی از مهم‌ترین رسانه‌ها بود.
سید محمدنقی بیان‌زاده از بازاریان در خاطرات خود می‌گوید: یادم می‌آید که موسم حج «اعلامیه‌ها» را برای حجاج می‌دادیم تا به آنجا ببرند و اگر هم توانستند با دولت‌های اسلامی تماس بگیرند. در آن اعلامیه‌ها، دلسوزی امام نسبت به مظلومیت شهدای فیضیه، از این جهت که بچه‌های شهرستانی و فقیر بودند، کاملاً آشکار بود[۳۸].
حاج سید اسماعیل زری‌باف از خاطرات خود پیرامون چاپ و بخش اعلامیه‌های امام می‌گوید: رفتیم خدمت امام، آقا فرمودند: ما می‌خواهیم اعلامیه چاپ کنیم، چاپ‌خانه‌ها چاپ نمی‌کنند. من شنیدم که در تهران حدود ۵۰۰ جلسهٔ مذهبی است. گفتیم: تقریباً درست است.
افزودند: من حساب کردم این پانصد هیئت، هر کدام صد نفر عضو دارد. اگر هر عضوی به طور متوسط با خانواده‌اش پنج نفر شود و اعلامیه توسط هر یکی از شما هفت نفر به دست هیئت‌ها برسد و آنان در هیئت‌ها مطرح کنند و این پانصد نفر به خانواده‌شان و دیگران برسانند، در یک شب یا یک روز، تعداد زیادی از مردم تهران باخبر می‌شوند. ما عرض کردیم: آقا آماده هستیم و عرضی نداریم[۳۹].

چاپ و نشر اعلامیه و پخش آن در تهران و شهرستان، خود بحث مفصلی است که نیاز به زمانی دیگر دارد.
در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ ما شاهد رشد، گسترش، تأسیس مراکز انتشاراتی و تحقیقاتی و پخش کتب در بازار تهران هستیم و این دوران علی‌رغم فشار، استبداد، اختناق پهلوی، محدودیت و ممنوعیت کتب دینی از سوی ساواک، بازار تهران در نشر کتب ممنوعه هم فعال بود.

ناشران بازار

در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ ما شاهد رشد، گسترش، تأسیس مراکز انتشاراتی، تحقیقاتی، پخش کتب در بازار تهران هستیم و در این دوران علی‌رغم فشار، استبداد، اختناق پهلوی، محدودیت و ممنوعیت کتب دینی از سوی ساواک، بازار تهران در نشر کتب ممنوعه هم فعال بود. خاصه برای ساواک، حضور و نفوذ در میان بازاریان، مشکل بود و تشخیص کار بدون وجود کارشناس امکان‌پذیر نبود. اگرچه دستگیری، زندان، شکنجه و تبعید ناشران را داشتیم، ولی در کلیّت حرکت باید گفت: موفق بودیم. آن هم در زمانه‌ای که بخشی از ناشران خود را به مؤسسهٔ آمریکایی فرانکلین وصل کرده و مروج فرهنگ و سیاست ایالات متحده بودند؛ دستهٔ دیگر به دربار و وزارت فرهنگ و هنر وصل شده بودند؛ جمعی با نگرش مارکسیستی و ماتریالیستی، مروج فرهنگ چپ ضددینی و جمعی سودجو و دنیاطلب در انتشار مکتب مبتذل ضد اخلاق، معنویت و دیانت مشغول بودند. اگرچه به صورت مستقیم و غیرمستقیم سه جریان فوق از سوی رژیم پهلوی تقویت می‌شدند یا با برخی «سناتور»ها و مقامات رژیم پهلوی ارتباط داشتند. لذا ضرورت تدوین «جریان‌شناسی نشر در دوران پهلوی» در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۷، یکی از موضوعات تاریخ، فرهنگ، سیاست است که مغفول مانده است[۴۰].
اما ناشران اسلامی به دلیل «هویت» دینی و مرزبندی‌ای که با جریانات غرب‌زده و شرق‌گرا و نیز پرهیزی که با ادبیات و فرهنگ مبتذل شاهنشاهی غربی داشتند، مستقل بودند و محتوای آثار منتشرهٔ آن‌ها در برابر سیاست، فرهنگ و مقاصد حاکمیت استبدادی و استعماری بود. لذا مجموعهٔ ناشران اسلامی و کتاب‌فروشی‌های اسلامی، با محتوای اسلامی، در مسیر فرهنگ ضداستبدادی، ضداستعماری، ضدمارکسیستی و ضدصهیونیستی حرکت نمودند و در طی دوران مبارزه، با ترجمهٔ متون اسلامی و آثار مشاهیر اسلامی، در راه انتشار معارف الهی و قرآن، علی‌رغم موانع و مشکلات، نقش‌آفرینی داشتند.
از میان ناشران بازار در دهه‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰، چند موردی را یادآور می‌شویم. امید است در آینده تحلیل و تحقیق مستقل پیرامون هر یک از آن‌ها ارائه شود:
۱. انتشارات اسلامیه کتابچی: ناشر کتب متون اسلامی، کتب ارزنده و مفید برای نسل تحصیل‌کرده، آثاری در تاریخ و رجال اسلامی خاصه کتاب‌های «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر (ص)»، در ۳۷ جلد، اثر شهید دکتر محمدرضا پاک‌نژاد و «دانشمندان اسلامی»، اثر حجت‌الاسلام والمسلمین محمد رازی، در ۱۰ جلد، پیرامون علمای معاصر، از جمله حضرت امام خمینی و روحانیون زندانی (۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷) و روحانیون مبارز در دوران رضاخان. این کتاب در سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ از سوی ساواک سانسور گردید. «روضات الجنات»، در ۱۰ جلد، ترجمهٔ مرحوم حجت‌الاسلام محمدباقر ساعدی خراسانی و ده‌ها کتاب مفید دیگر.
۲. انتشارات اسلامیه آخوندی: مؤسس، حجت‌الاسلام شیخ محمد آخوندی، ناشر کتب متون اسلامی و کتب علمای معاصر:
- بحارالانوار (۷۰ جلد)
- تفسیر المیزان علامه محمدتقی مجلسی
- نامهٔ سن پارلو در نقد تشکیلات بهائیت
- انسان و جهان (۳ جلد)، علامه محمدتقی جعفری
در کنار حجت‌الاسلام آخوندی، فرزند فرهیختهٔ ایشان، حاج مرتضی آخوندی هم دستیار بود که خود ایشان فعال و مدیر هستند.
۳. انتشارات فراهانی: مؤسسهٔ انتشارات فراهانی از ناشران اسلامی و سیاسی است که در دهه‌های منتهی به انقلاب اسلامی فعال بود و آثار برجسته‌ای داشت؛ آثاری همچون:
۱. ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان در ۲۷ جلد و زیر نظر شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح
۲. امیرکبیر قهرمان ضداستعمار اثر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی
۳. کشف‌الحیل از عبدالحسین آیتی در رد تشکیلات بهائیت
۴. فلسفهٔ نیکو از میرزا حسن نیکو در رد تشکیلات بهائیت
۵. نقشه‌های استعمار در راه مبارزه با اسلام اثر محمد محمود صواف، ترجمهٔ سید جواد هشترودی
۶. ره‌آورد استعمار از مهدی طارمی و با مقدمهٔ شهید دکتر محمد مفتح
۷. اسلام و مشکلات روز از شهید حجت‌الاسلام سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد
۸. درسی که حسین (ع) به انسان‌ها آموخت از شهید حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد
۹. امام علی (ع) صدای عدالت انسانیت، اثر جرج جرداق، ترجمهٔ حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی
کتب این ناشر بیشتر در حوزهٔ سیاسی و انتشار اندیشهٔ سیاست‌مداران مسلمان فعال بود.
۴. انتشارات برهان: با مدیریت حاج حسن کتابچی در بازار بین‌الحرمین، بازار کاشفی، ناشر کتبی همچون:
- امام علی (ع) مشعلی و دژی از سلیمان کتانی، ترجمهٔ جلال‌الدین فارسی
- مرانید که نوحه‌گرند، از جرج جرداق، ترجمهٔ جلال‌الدین فارسی
بازاریان و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
استاد علی‌اکبر غفاری در خاطرات خود پیرامون علل اعتصاب بازار، پشتیبانی بازاریان از امام، مقاومت در برابر تهدیدات ساواک و فشار شدید و حتی «تیغه نمودن مغازه‌ها» می‌گوید: «ریشهٔ این مسئله در اعتقاد و پایبندی به مذهب و مسائل دینی بود. در واقع وضعیت بازار با کسبهٔ کوچه و خیابان به کلی تفاوت داشت. در بازار، نمازها در مساجد برگزار می‌شد و رعایت شئون مذهبی، امری همگانی بود. به روزهای عزاداری احترام گذاشته می‌شد و در اعیاد مذهبی، سراسر بازار چراغانی و جشن بود.» از تأثیرات دیگر بازاری‌ها، کمک و مساعدت برای چاپ اعلامیه‌ها بود. در واقع چاپ‌خانه‌ها این کار را به صورت پنهانی انجام می‌دادند و در نتیجه، هزینه بالا بود و گران‌تر از کارهای معمولی می‌شد؛ اما برای بازاری‌ها هیچ اهمیتی نداشت و هزینه‌های آن را متقبل می‌شدند.

یکی دیگر از این کمک‌ها، حمایت از خانواده زندانیان سیاسی بود. هنگامی که آیت‌الله مطهری در زندان بودند، از راه‌های غیرمستقیم به ایشان کمک شد[۴۱]  [۴۲] [۴۳].

فصل پنجم: نظازت برنشر کتاب دراسلام

تعریف و جایگاه ممیزی

ممیز یعنی تمییز دهنده، جدا کننده خوب از بد، جمع آن ممیزین است. ممیزی یعنی تمییز، تشخیص، رسیدگی، تحقیق، وارسی و بازدید[۴۴].
ممیزی در اصطلاح موردنظر در نشر کتاب، فرآیندی است که طی آن، ناشران کتاب‌های خود را پیش از انتشار، برای بررسی و صدور مجوز به اداره کتاب ارائه می‌کنند و ممیزان با ارزیابی و مقایسه این آثار با استانداردها و ملاک‌های تعیین شده، اقدام به صدور مجوز یا عدم صدور مجوز می‌نمایند. با توجه به تعریف لغوی و اصطلاحی ممیزی، بایستی به این نکته توجه کرد که نشر و انتشارات در نگاه اسلامی، یک وظیفه بزرگ و الهی است. نشر به معنای گستردن و پراکنده کردن و گاه در مفهوم زنده کردن به کار می‌رود که مبین اهمیت آن است . و اذا الصحف نشرت[۴۵]: و آن گاه که نامه‌ها گسترده و باز شوند.
ثم اذا شاء انشره[۴۶]: سپس آن گاه که خواهد او را زنده کند.
در دعاها و زیارت نامه‌ها، گاه به این کلمه برمی خوریم که ائمه به عنوان ناشران حقایق الهی و احکام اسلام معرفی می‌شوند: و نشرتم شرائع احکامه: و (شما اهل بیت) انتشار دادید اساس و پایه‌های احکام خدا را. زیارت جامعه کبیره.
لذا با توجه به اهمیت نشر و تاثیر آن در جامعه، مسئله ممیزی یعنی ارزیابی آثار قبل از انتشار برای اطمینان از سالم بودن اثر، اهمیت بسزایی پیدا می‌کند. البته نشر و ممیزی محدود به امر مکتوب نمی‌شود و در سایر حوزه‌هایی که مصداق نشر قرار می‌گیرند نیز صادق است، لیکن به اقتضای کاربرد بیشتر این مسئله در امر کتاب و طرح مجدد آن در رسانه‌ها و محافل فرهنگی، به کاربرد آن در حوزه کتاب پرداخته‌ایم.

ما در جامعه، موارد فراوانی را شاهد هستیم که نه تنها خرده‌ای بر اعمال نظارت ممیزی بر آنها گرفته نمی‌شود بلکه کوتاهی در آنها مورد اعتراض قرار می‌گیرد. به عنوان مثال اگر جنس فاسدی در فروشگاه‌ها، رستورانها و هتلها ارائه شود مورد بازخواست قرار می‌گیرند. ملاک ارزیابی در اینجا سالم بودن مواد و اغذیه و خوراکی‌هایی است که عرضه می‌شود. چرا که سلامت جسمانی مردم، امر مهم تر و بالاتر از سود عرضه کنندگان و آزادی عمل آنان در ارائه هر جنسی و به هر صورتی است.
حال جای این پرسش مطرح است که آیا سلامت روحی و روانی جامعه و آحاد مردم، از سلامت جسمانی آنان و منافع مادی شان کم اهمیت تر است؟ آیا می‌توان شخصیت، آرامش، آگاهی، روح و روان جامعه را باز و آزاد گذارد تا هر کسی بتواند به ضمایر مردم وارد شده و آنان را دچار چالش و انحراف و گمراهی کند؟
در پاسخ به این پرسش- که با توجه به مصادیق معدودی که ذکر کردیم پاسخ آن کاملاروشن و منطقی است- می‌توانیم به مواردی در شرع اسلام رجوع کنیم تا معلوم شود که شرع مقدس با چه سختگیری اصولی و منطقی و فطری، روح و روان و زندگی اخروی انسانها را محافظت می‌نماید و اجازه به راهزنان فکر و اندیشه و ایمان مردم نمی‌دهد.
مواردی چون، حرام بودن اشاعه منکرات و مصداق‌های شیوع فساد و فحشا حتی در نقل آنها، جایز نبودن نشر اکاذیب و تحریف شخصیتها و واقعیتهای جاری و تاریخی، حرام بودن توهین به مقدسات و جایز نبودن سب (فحش دادن) به کسانی که نزد کفار محترمند و بت‌هایی که مشرکین می‌پرستند، جایز نبودن نشر افکار الحادی و فرقه‌های شبه دینی استعمار ساخته، مانند وهابیت و بهائیت و... از جمله احکامی است که خداوند برای حفظ شخصیت و روان جامعه و مردم وضع نموده است. اهمیت ممیزی درهمین مصداق‌ها مشخص است. عینیت ممیزی در تشخیص همین موارد در کتب تهیه شده پدیدار می‌شود.

برخورد حضرت امام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

حضرت امام خمینی(ره)، هم به عنوان فقیه و مجتهد جامع الشرایط و هم به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی، در واکنش‌های خود با مصداق‌های منکرات و فساد و فحشاء در کتاب‌ها، هم موضع شرع را اعلام و جاری کرده‌اند و هم مصالح و منافع انقلاب و مردم را مدنظر قرار داده‌اند. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، که فرقه ضاله بهائیت، اقدام به نشر کتاب‌هایی در ترویج آیین استعماری خود و هتک مقدسات اسلامی نموده، حضرت امام خمینی(ره) این گونه واکنش نشان دادند:
من متاسفم از این که در مملکت اسلامی برخلاف قانون اساسی، اوراق ضاله مخالف با نص قرآن و ضروریات دین مقدس نشر می‌شود و دولت‌ها از آن پشتیبانی می‌کنند. کتاب انتقاد که بر رد قرآن مجید نوشته شده و طرح قانون خانواده که برخلاف احکام ضروریه اسلام و خلاف نص کلام الله مجید ]است[ طرح و منتشر می‌گردد و کسی نیست از دولت‌ها استیضاح کند[۴۷].
حضرت امام(ره)، در بحبوحه انقلاب، در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی پائزه سرا، در ۱۱ آبان ۱۳۵۷ در نوفل لوشاتو پاریس، در پاسخ به سوال خبرنگاری در موضوع آزادی احزاب، سندیکاها و مطبوعات، می‌فرمایند:
مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شوون حد و مرز آن را تعیین کرده است[۴۸].
در واقع احکام اسلام و حدودی که تعیین نموده است، مصالح مردم را مورد حفاظت قرار می‌دهد و هر حرکتی از جمله نشر کتب که احکام اسلام و مصالح مردم را مورد هجمه قرار دهد، آزاد نیستند و محکوم به جلوگیری می‌باشند. دراین نمونه‌ها، حضرت امام(ره) از دولت می‌خواهد که جلوی انتشار این هجویات و اهانت‌ها و خلاف گویی‌ها را بگیرد، هرچند آن دولت، دولت فاسد شاهنشاهی باشد.

تعیین هیئت برای بررسی قبل از چاپ

جمعی از ناشران اسلامی، خدمت حضرت امام خمینی می‌رسند. حضرت امام در این دیدار، بر ضرورت تعیین هیئتی برای بررسی کتب قبل از چاپ و اصلاح موارد انحرافی و سپس انتشار آن، تاکید نمودند. این مطلب، هدف همان چیزی است که با عنوان «ممیزی» شناخته می‌شود. امام حتی از تعبیری مثل «کنترل شدید» استفاده می‌کنند که جای تامل دارد
خط مشی را اسلام معین کرده است، و ما تابع اسلام هستیم. و آن این است ]که[ کلیه نشریاتی که شما می‌خواهید اقدام کنید بر آن، باید اسلامی باشد و منزه از انحرافات و البته این تشخیص با یک هیاتی باید باشد. آقایان مثلاهیاتی را تعیین کنند که دراین امور وارد باشند؛ و کتاب‌ها وقتی که بناست نشر بشود، به نظر آن آقایان برسد و آن آقایان وقتی که تصویب کردند که نشرش مانعی ندارد و مخالف با اسلام نیست، آن وقت نشر بکنند، چون ممکن است که یک وقت یک کتابی چند سطرش اسلامی باشد، و در خلالش یک مسائلی غیراسلامی باشد. ابتدایش یک جور باشد؛ بعدش یک انحرافاتی داشته باشد.
شمایی که می‌خواهید برای اسلام خدمت کنید یک وقت خدای نخواسته این اسباب این نشود که برخلاف مسیر خودتان باشد. و لهذا باید کتاب‌ها تحت نظر اهل علم باشد. اهل علم مطلع بر این مکتب‌های انحرافی و آنها مطالعه کنند. وقتی این کتابی که می‌خواهید نشر بدهید مطالعه کنند، بعد که مطالعه کردند آنها، تصدیق کنند که این نشرش مانع ندارد، بعد نشر بدهید. و البته این خدمت بسیار بزرگی است که به اسلام شما می‌توانید بکنید و آن نشر معارف اسلامی، نشر احکام اسلام، نشر حقایق اسلام، نشر مکتب اسلام و کتبی که این نحو هستند، نشرش بسیار خوب و ان شاءالله شما ماجور هستید در این امر، لکن با این وضع باید باشد. با این وضعی که عرض کردم؛ مصون باشد از این که یک وقت خدای نخواسته شما بخواهید یک کار خیری بکنید، با دست خود شما یک کار خلافی انجام بگیرد. این باید با یک کنترل شدیدی از طرف یک هیات چند نفری، که خودتان تعیین بکنید و مورد تصدیق- مثلا- اهل علم تهران باشد، آن وقت آنها، آن چند نفر، بررسی کنند؛ و شما هم مشغول باشید[۴۹].

لزوم حمایت از نشر کتب سالم و اسلامی

جالب است که حضرت امام خمینی(ره) درعین برخورد بدون مسامحه با نشریات مروج منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی و مغایر با مصالح ملت و اسلام، از ترویج کتب مربوط به شرع و حقایق اسلام و مقابله با ظلم، حمایت نموده‌اند. این بسیار مهم است که حضرت امام خمینی(ره) با وجود سختگیری بسیار در مورد استفاده از سهم امام، این اذن را برای نشر آثار اسلامی می‌دهند. که نشانگر اهمیت حمایت از نشریات مفید و اسلامی است و این مساله الگویی است برای مسئولان، که باید این حمایت را انجام دهند و دستشان از چنین اقداماتی نلرزد و از اعتراض برخی از ناشران که درخلاف جهت انقلاب حرکت می‌کنند یا آثارشان در راستای مصالح و منافع ملت و ترویج شرع مطهر نیست، نهراسند. بایستی به طور روشن از نشریات و کتب مروج اسلام و انقلاب اسلامی حمایت کرد. چنانچه خداوند متعال بسیاری از نعمت‌ها را در اختیار همگان قرار داده است اما دفاع از مومنان و نصرت آنان را حقی برعهده خویش نهاده است.
بیت المال مسلمین بایستی در حمایت از نشر مورد نیاز انقلاب اسلامی که بصیرت و آگاهی و معارف را ارتقاء می‌دهند، مصرف شود.
به چند نمونه از حمایتهای حضرت امام خمینی(ره) توجه می‌کنیم:
۱-سوال کننده: روحانی (زیارتی)، سیدحمید.
بسمه تعالی. پیشگاه قائد بزرگ اسلام حضرت آیت الله خمینی- متع الله المسلمین بطول بقائه.
با اهدای سلام وتحیات وافره معروض می‌دارد، صرف ثلث اموال، که حسب الوصیه باید به مصرف امور خیریه و بریه برسد، در طبع و نشر کتب سیاسی- اسلامی که بیانگر حقایق اسلام و نظریات مراجع عظام در مقابله و مبارزه با ظلمه، حکام جور و استعمارگران باشد و جهت روشنگری و انقلاب فکری اسلامی به کار آید چه صورت دارد؟ مستدعی است نظر شریف را بیان فرمایید. ادام الله ظلکم علی رئوس الانام].
بسمه تعالی
آنچه مربوط به ترویج شرع مطهر و بیان حقایق اسلام در مقابله با حکام جور و ظلمه و مطلع ساختن طبقات مردم از مسائل اسلامی است و نشر کتب مربوطه به این امور، از امور خیریه بلکه بهترین خیرات است. و اگر وصیت به ثلث یا نذر و عهد و غیر اینها متعلق به خیرات و مبرات است، صرف در این امور جایز و راجح است[۵۰].
مخاطب: فارسی، جلال الدین- لبنان بسمه تعالی
پس از اهدای سلام و تحیت، مرقوم شریف و اصل، سلامت و توفیق جنابعالی را خواستار است. اگر ممکن می‌شد با همت و نظارت جنابعالی و یا به مباشرت شما جزوه‌های مختصری نوشته شود در موضوع انحراف مکاتب مضره، و طبع و نشر شود بین جوانان ایران و خارج و عرب و عجم، خیلی به موقع است. و این جانب، در صورت عمل، در هزینه آن کمک می‌کنم ان شاءالله. کتابهایی که مرقوم شده است، من به اطمینان به صحت نظر شما مختصر وجهی فرستادم؛ چون از وجوه شرعیه است لابد باید در خدمت مکتب اسلام باشد. از جنابعالی امید دعای خیر دارم.
والسلام علیکم- روح الله الموسوی الخمینی[۵۱][۵۲]

برخورد حضرت امام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

بعداز انتشار کتاب «آیات شیطانی» از سوی سلمان رشدی و اهانت آشکار به پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم، حضرت امام خمینی(ره) حکم ذیل را صادر نمودند:
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان‌شاءالله. ضمنا اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته روح‌الموسوی الخمینی[۵۳]
در این حکم هم نویسنده کتاب مذکور و هم ناشر مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام شدند. حضرت امام خمینی بعدا در رد شبهه‌ای که توبه نویسنده و ناشر م(ره)ی‌تواند حکم اعدام را لغو کند، ابقای حکم را حتی در صورت توبه آنها، مورد تاکید قرار دادند، این حکم در دوره رهبری امام خامنه‌ای نیز مورد تایید و تصدیق و تاکید معظم‌له قرار گرفت.
اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی درحال و آینده و رئیس‌جمهور و رؤسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت درهر زمان، آن است که نگذارید این دستگاه‌های خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است.
و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است و از آزادی‌های مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاه‌های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد[۵۴] [۵۵]

ممیزی در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی

امام خامنه‌ای، که به امر کتاب و ترویج فرهنگ کتابخوانی، اهتمام ویژه‌ای دارند، در بیانات خود به مناسبت‌های مختلف از جمله دیدارهایشان در نمایشگاه‌های بین المللی کتاب تهران، درخصوص ابعاد مختلف ممیزی، بیانات روشن و راهگشایی داشته‌اند

ضرورت ممیزی و نظارت بر چاپ کتاب

مساله «ممیزی کتاب» که امروز نمی‌شود گفت با شلاق‌های نقادی، بلکه فحاشی، روی گرده این آقایانی که مسئول این کار هستند، کوبیده و نواخته می‌شود، امری لازم است و بد نیست. این، وظیفه دولت و وزارت ارشاد وهر آدم خیرخواهی است که نگذارد این ماده و هروئین و داروی مضر، در بین جوانان پخش شود. دیدار دست اندرکاران امور هفته کتاب، ۳۰ مهر 1375.

چرایی کارکرد در گستره ممیزی و نظارت بر چاپ کتاب

حق مردم بر حق نویسنده اولویت دارد

«در زمینه کتاب، اگر فرض کردیم که نویسنده برای خود حقی قائل است- اگر فرض کنیم چنین حقی واقعا مبنای انسانی دارد، چون من شک دارم که آیا آن حق، مبنای انسانی دارد یا ندارد- در مقابل آن، حق دیگری به وجود می‌آید و آن، حق خواننده است. امر، بر این دایر است که ما حق نویسنده را حفظ کنیم یا حق خواننده را؟ فرض کنید یک نفر، رمانی را با بیانی جذاب می‌نویسد که این رمان، حقایق تاریخی را تحریف می‌کند و ممکن است هزاران خواننده را هم به طرف خود جلب کند. می‌گوید به من اجازه بدهید این رمان را به داخل جامعه بفرستم تا مردم آن را بخوانند. شما می‌بینید که اگر مردم خواندند، ذهنشان نسبت به یک حقیقت تاریخی، دچار گمراهی خواهد شد. آیا حق خواننده ایجاب می‌کند که شما جلو نشر این رمان را بگیرید یا نه؟
من... این طور فکر می‌کنم که مساله، فقط در حق نویسنده و گوینده، منحصر نمی‌شود؛ بلکه حق بالاتری وجود دارد که آن، حق خواننده است. چرا می‌گوییم بالاتر؟ چون تعداد افراد بیشتر است. یک نفر نویسنده حق دارد؛ در حالی که هزاران خواننده، هزاران حق دارند. حق اینها باید رعایت شود»[۵۶].

عدم جلوگیری از کتابهای مضر، نزد خداوند مواخذه دارد

تحریف تاریخ و شخصیتها و سوق دادن جوانان به شهوت رانی از جمله مصادیق اضرار هستند که حسب وظیفه شرعی و قانونی باید جلوی آنها گرفته شود. عدم برخورد با این گونه آثار، موجب مواخده خداوند خواهد بود و این مسئله باید موجب وحشت و نگرانی کسانی شود که به قیامت اعتقاد دارند و خود را ضعیف و ناتوان در برابر عذاب الهی می‌دانند.
«تاریخ گذشته و تاریخ انقلاب و تاریخ جنگ و اوضاع کنونی کشور را تحریف می‌کنند. شخصیتهای کاذب به وجود می‌آورند و از آنها تعریف و تمجید می‌کنند که این هم خودش نوعی تحریف است. جوانان را به شهوترانی سوق می‌دهند که باید جلوش گرفته شود. البته من نمی‌گویم که هر چه بر طبق نظر شما نیست، جلوش را بگیرید؛ نه. هر چه که مضر است، جلوش را بگیرید. از این که جلو کتاب مضر را می‌گیرید، مطلقا نگران نباشید. اگر شما جلو کتاب مضر را نگیرید؛ خدا از شما مواخده خواهد کرد. اگر آن ناشر جلوش را نگیرد، خدا از او مواخده خواهد کرد. هر کسی که به نشر کتاب مضری برای خواننده، کمک و دخالتی داشته باشد، خدا از او نخواهد گذشت»[۵۷].
امام خامنه‌ای از منظر یک مجتهد مسلّم و مرجع تقلید و نیز رهبر انقلاب اسلامی، این مسئله را با ذکر مصداقی تبیین کرده و وزارت ارشاد را مسئول جلوگیری از این نوع آثار معرفی می‌فرمایند:
کتاب رمانی را پیش من آوردند که گفته می‌شد جزو کتاب‌هایی است که یک وقت در نمایشگاهی منتشر شده است. البته قبل از انقلاب چاپ شده است. من وقتی این کتاب را خواندم، به نظرم رسید که محال است این نویسنده برای فاسد کردن جوانان، ماجور و مزدبگیر نباشد؛ یعنی بدون تردید، هر صفحه‌ای از آن کتاب را که جوانی می‌خواند، واقعا بدون مبالغه، دچار هیجانات عشقی می‌شد. از اول تا آخر کتاب همین طور بود... یک وقت بعضی از آقایان برای کاری در همین زمینه‌ها پیش من آمده بودند و من این کتاب را... به آنها دادم و گفتم ببینید این کتاب این گونه است. البته به آنها هم گفتم وقتی که نگاه کردید، بروید اصلانابودش کنید و نگه ندارید! واقعا بعضی از کتاب‌ها این طوری است؛ باید مراقب بود. نمی‌شود گفت که دراین زمینه، وزارت ارشاد مسئولیتی ندارد.»[۵۸]

بایستی از رهزنی فکرها و اندیشه‌ها جلوگیری شود

یکی از حوزه‌های ممیزی کتاب، بایستی جلوگیری از ترویج اندیشه‌های غلط باشد که فکر و اندیشه مردم را تحت تاثیر قرار داده از حقیقت و واقعیت‌ها دور می‌سازد و به نوعی، راهزنی فکری می‌کنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با تاکید بر این مسئله، علت لزوم جلوگیری از اندیشه‌های غلط و نادرست را نبود امکانات و فرصت پاسخگویی می‌دانند و تصریح می‌فرمایند که در صورت پدید آمدن چنین توان و امکاناتی بهترین راه، ایجاد فکر هدایتگر در کنار افکار غلط و نقد این گونه آثار می‌باشد

 «مساله صیانت از ذهن‌ها را عرض کردم، به این مناسبت به آقایان- برادران عزیز وزارت ارشاد- عرض می‌کنم که مساله نظارت بر کتاب هم یک مساله‌ای بسیار جدی است. متاسفانه وقتی گفته می‌شود «نظارت بر کتاب»، فورا ذهن مستمع، سراغ سانسور نوع بد و منفی- که همه ما آن را نفی می‌کنیم- می‌رود! گویا که مثلابحث برسر این است که ما دست و پای اصحاب فکر و اندیشه و آدم‌های کارآمد فکری را ببندیم که آقا، شما این را ننویس، این را بنویس! این را چرا نوشتی؟

درحالی که نه؛ جمهوری اسلامی محدودیتی به این معنا در باب کتاب، مطلقا ندارد. شاهدش هم همین صحنه کنونی بازار کتاب در ایران است... بحث برسر محدود کردن نویسندگان و دانشمندان و متفکران و آدم‌های برجسته نیست؛ بحث بر سر جلوگیری از رهزنی فکرها و اندیشه هاست. ما مسئولیت مهمی در مقابل افکار مردم داریم»[۵۹].

فصل ششم: احکام شرعی مربوط به نشر

ضرورت دقت در انتخاب کتاب

باید در راه مطالعه و سروکار داشتن با کتاب با تأمل گام برداشت. انتخاب کتاب و نشریه، خود یکی از مسائل مهم تربیتی روز است. هر کتابی برای هر کس خواندنی نیست و هر مجله‌ای برای هر خانواده‌ای مفید نمی‌تواند باشد. آن جوانی (دختر و پسر) که هنوز از نظر فکری واکسینه نشده و مصونیتی بعلت عدم تجربه و نقص تحقیق در مقابل مطالب مسموم کننده پیدا نکرده است با مطالعه کتاب‌های منحرف کننده که تباهگر فکر و اندیشه‌اند و می‌توانند برای تکون یک ایدئولوژی منحط و ناسالم زمینه سازی کنند - و در این عصر هم کم نیستند- فکر و اندیشه اش مسموم و بیمار می‌گردد.
روح و فکر جوان نیز که هنوز با آتش تحقیق و تجربه پخته نگردیده و قدرت تأثیرش بیشتر از تاثرش می‌باشد، محتاج به رعایت رژیم بهداشتی و غذائی روان و اندیشه است و به همان اندازه که جوانان در انتخاب غذای جسم دقت می‌کند بیشتر و بیشتر لازم است در انتخاب کتاب و نشریه که غذای جان او است تامل کند و به ارزیابی دقیق بپردازد. بر این اساس اسلام مطالعه و خواندن کتابهای منحرف کننده را تحت عنوان (کتاب ضاله) برای افراد خام و غیر محقق که هنوز در مراحل اولیه مطالعه هستند و قدرتی برای تمیز زشت از زیبا و مفید از مضر و دارو را از سم ندارند حرام و ممنوع کرده است
اساساً توجه به بهداشت غذای فکر که بیشتر از راه مطالعه، معاشرت، دوستی‌ها، و استفاده از وسائل ارتباط جمعی به روان انسان وارد می‌شود یکی از وظائف اولیه هر آدم با درکی می‌باشد.
حضرت علی(ع) در حدیثی می‌فرماید:
«مالی اری الناس اذا قرب الیهم الطعام لیلا تکلفوا انارة المصابیح لیبصر وا ماید خلون فی بطونهم و لا یهتمون لغداء النفس بان بنیر، مصابیح البابهم بالعلم لیسلموامن لواحق الجهالة و الذنوب فی اعتقاداتهم و اعمالهم»[۶۰].
می‌فرماید: چرا مردم را این چنین می‌بینم، هر گاه در شب به غذای جسم و شکم نزدیک می‌شوند برای تهیه چراغ و روشنائی به زحمت می‌افتند تا ببینند و بشناسند آنچه را که در شکم خود داخل می‌نمایند اما همین مردم با این دقت در مورد غذای جسم، سعی و کوششی از خودنشان نمی‌دهند که غذای جان و فکر خود را در زیر روشنائی چراغ تفکر و علم بخورند تا از تبعات جهالت و گناه، اعتقادات و اعمالشان سالم بماند. »
امام مجتبی (ع) می‌فرماید:
«عجبت لمن یتفکر فی مأکوله کیف لا یتفکر فی معقوله؟ فیجنب بطنه ما یؤذیه و یورع صدره ما یردیه.[۶۱]
تعجب می‌کنم از کسی که دربارهٔ مأکولات و خوردنی‌ها فکر می‌کند؛ اما در مورد معقولات و غذای جان نمی‌اندیشد شکم خود را از غذائی که آزارش می‌دهد حفظ می‌نماید اما فکر و اندیشه و روان خود را رها ساخته تا هر چیزی در آن وارد شود. بنابراین جوان اهل مطالعه نباید دروازه روح خود را بر روی هر نوع غذای فاسد بگشاید در حالیکه دروازه جسم و شکم او دارای کنترل شدید است.
هیچگاه نشده که دروازة بدن و جسم و شکم برای هر غذائی بدون شناخت و دقت‌های بصری و ذائقه‌ای باز شود. آیا کسی را دیده‌اید که سرگینی بدست او بدهند او هم فوراً بدهن بگذارد و ببلعد؟ مگر دیوانگان!، ولی هرگز چنین کاری از آدم عاقل سر نمی‌زند پس چرا دروازة جان و اندیشه را بر روی هر سرگین متعفن و مسموم کنندة روح و روان بگشاییم؟!
این بزرگترین بدبختی برای مردم یک اجتماع است که در تغذیه فکر و اندیشه، بهداشت نداشته باشند. اگر سود جویان آدم نما بخاطر سودجوئی خود از عرضه هر نوع غذای فاسد و مملو از میکروب اندیشه و روان خود داری نمی‌کنند، باید مصرف کننده هوشیار و بفکر سلامتی خویشتن باشد و بپرهیزد.
آیا هرگاه لبنیات فروشی کوی و محله شما از فروش مواد غذائی مانده و فاسد امتناعی نداشت و راه تعقیب او مسدود بود، وسائل خود را از او می‌خرید؟ قطعاً خیر.
نه تنها خود نمی‌خرید بلکه بدوستان و آشنایان نیز سفارش می‌کنید که نیازمندیهای خود را از جای دیگر تأمین کنند. چه اشکالی دارد برای سلامتی فکر و روان خود و دیگران و در نتیجه تأمین سلامتی جامعه از این روش استفاده نمائیم؟ آیا ارزش سلامتی فکر و روان از سلامتی جسم کمتر است؟!
در این صورت برای جوانانیکه بخواهند درست بیاندیشند این موانع قابل عبور و این خارهای مغیلان بی دوامند فقط باید بیدار و با دقت بود.
رسالت نویسندگی و مسئولیت‌پذیری در قبال نوشته‌ها نیز جزو مواردی است که پیشوایان دینی به آن توجه داشتند. دقت در نوشتار نیز از دیگر فرمایش‌های حضرت علی علیه السلام است:
«هرگاه چیزی نوشتی، پیش از آنکه مهرش کنی، آن را بازنگری کن؛ زیرا در حقیقت بر خرد خویش مهر می‌زنی [۶۲]

نشر کتب ضاله

معنای ضاله:
ضاله از ریشهٔ ضلال و ضلالت، به معنای مخالف هدایت است[۶۳].
اما در اصطلاح به معنای انحراف از حق است[۶۴].
به سخن دیگر، ضاله خلاف حق است از روی یقین، چه در اصول دین اسلام یا مذهب حق تشیّع یا فروع قطعیّه باشد و این در صورتی است که حق بودن آن مسائل مسلّم باشد[۶۵].

معیار حرمت کتب ضاله

غلط و صحیح طبق چه معیارهایی به انسان دست می‌دهد مثلا فقها می‌گویند کتب ضاله را نخوانید، خوب اگر کتاب ضاله را نباید خواند، معیار آن چیست؟ ثانیا برای شناخت اسلام از کجا بدانیم راه‌های دیگر درست نباشد؟ آیا همان انبیا شاید در فلان مسأله اشتباه و یا فلان عالم اشتباه و یا در انقلاب اسلامی فلان کار شاید غلط باشد، معیار چیست؟ در هر سه مورد توضیح دهید؟
برای شناخت غلط از صحیح، خداوند دو معیار عقل و وحی را در اختیار انسانها قرار داده است با عقل انسان می‌تواند خدا پیامبران و حجج الهی را بشناسد و پس از شناخت پیامبران و اوصیای انان می‌تواند به حقایق دست یابد چون راهی برای رسیدن به حق جز از طریق وحی وجود ندارد
خواندن و نگهداری کتب ضاله به صورت مطلق در کلمات فقها حرام دانسته نشده بلکه در صورتی که فرد پایه‌های اعتقادیش محکم نیست وممکن است خواندن یک کتاب سبب گمراهی خودش ویا دیگری شود خواندن ونگه داری آن جایز نیست ولی برای کسانی که از گمراه نشدن خودشان مطمئن هستند و یا در نگهداری ان مصلحت مهم تری باشد نگهداری وخواندن آن جایز است بلکه در برخی مواقع به جهت پاسخ دهی به شبهات حفظ آن لازم وواجب است در طول تاریخ همواره علمای ما کتب ضلال را مطالعه وبه ان پاسخ مستدل وعلمی می‌داده‌اند
علت تحریم کتب ضاله رواج پیدا نکردن افکار مسموم میان تمامی اقشار جامعه است چون همگان قدرت تحلیل مسایل علمی را ندارند ضمن انکه بسیاری از انان اهمیتی هم به رفع شبهه نمی‌دهند ودر صدد یافتن پاسخ برای ان نیستند اسلام می‌خواهد جامعه‌ای به وجود آورد که در مسیر تکامل معنوی و اخلاقی پیش برود. این کار میسّر نمی‌شود جز از این راه که با عوامل انحراف فکری و اخلاقی مبارزه کند و نگذارد این عوامل بر زندگی مردم مسلّط شود. با توجّه به این اصل اساسی، خواندن کتب گمراه کننده که به عقاید و افکار صحیح و یا به اخلاق سالم لطمه می‌زند، ممنوع ساخته است
اگر خواندن این نوع کتب و نوشته‌ها برای همگان آزاد باشد، مردم چه تضمینی برای نگهداری افکار و اخلاق خود از انحراف دارند؟ هرگز نباید قدرت تلقین و تبلیغ را نادیده گرفت و چه بسا این نوع نوشته‌ها از راه تلقین و تبلیغ، مسیر زندگی افراد را بکلّی منحرف سازند; چه بسیارند جوانانی که بر اثر کتب منحرف کننده و رمان‌های عشقی و جنایی رسوا و خطرناک، در پرتگاه فساد و سقوط اخلاقی افتاده‌اند.
به این علل یاد شده است که اسلام اجازه نداده کتب گمراه کننده، بطور آزاد در اجتماع نشر شود و مورد مطالعه همگان قرار گیرد; ولی بر همین اساس که این دین طرفدار علم و دانش است، خواندن و مطالعه این گونه کتاب‌ها را بر دانشمندانی که قدرت دارند حقّ و باطل را با میزان عقل توانای خود از هم بشناسند، حرام نکرده است. دانشمندان نه تنها می‌توانند این گونه کتاب‌ها را مورد مطالعه قرار دهند، بلکه بر دانشمندان اسلامی مطالعه آنها واجب و لازم است تا بتوانند منطق مخالفان را که در این کتب آمده است به دست آورند و با آن مبارزه کنند و چگونگی منطق و راه و روش تبلیغ دشمنان را بشناسند و از راه صحیح و مؤثّر در مبارزه با آن بکوشند.
معیار در ضاله بودن یک کتاب تضادّ آن با توحید ومغایر بودن ان با اهداف انبیا واوصیای آنان است ممکن است هر کتابی در آن خطا ولغزش وجود داشته باشد لذا به صرف وجود اشتباهات نمی‌توان حکم به ضاله بودن یک کتاب نمود بلکه کتابی جزو کتب ضاله محسوب می‌شود که هدف ان براندازی توحید اسلام و قرآن باشد ودر تنافی با اهداف کلی آنها باشد[۶۶].
ملاک مضل بودن کتاب چیست؟
ایه الله صافی
جواب: ملاک مضلّ بودن کتاب آن است که مشتمل بر مطالبی باشد که معرضیت گمراه نمودن خواننده را از نظر مذهبی داشته باشد. و الله العالم[۶۷].
ایه الله مکارم درمورد کتب ضاله می‌فرماید:
کتابهایی که باعث انحراف از نظر، عقیده یا عمل یا اخلاق گردند کتب ضاله هستند[۶۸].
و همچنین در باب وصیت گفته شده است: از جملهٔ وصیت‌های حرام؛ مانند وصیّت به ایجاد مراکز فساد، انتشار کتب ضالّه است[۶۹].

نگهداری و مطالعه کتب ضاله

سوال : اینجانب حدود ۱۵ سال قبل به مطالعه کتب دینی پرداخته ودراین زمینه کتابهای زیادی ازنویسندگان مختلف به صورت کتابخانه‌ای جمع اوری کردم در میان کتابهایم کتبی است که نویسندگان ان ازمبارزین شناخته شده بوده ولی باگردش چرخ انقلاب وغربال شدن افراد ماهیت اصلی انان مشخص گردید تکلیف من درنگهداری ومطالعه کتب این افراد چیست؟
جواب :نگهداری آنها اشکال ندارد .استفتائات امام خمینی ج۲ص۲۰

خرید و فروش کتب ضاله

خرید و فروش کتابها و مجلات و نوارهای گمراه کننده، حرام است مگر آنکه برای هدف صحیحی بخرد مثلاً محقّقی است که برای نوشتن ردّ مطالب آن کتاب را می‌خرد، ولی خرید و خواندن آن تنها برای اطّلاع از مطالب آن برای کسانی که بیم گمراهی آنان می‌رود جایز نیست[۷۰].
س ۱۳۲۶: خرید و فروش کتابهای گمراه کننده مانند کتاب آیات شیطانی چه حکمی دارد؟
خرید و فروش و نگهداری کتابهای گمراه کننده جایز نیست مگر برای پاسخگویی و ردّ مطالب آن برای کسی که قدرت علمی این کار را داشته باشد[۷۱].
خرید و فروش کتب صوفیه و مطالعه آن چه حکمی دارد؟
ایه الله صافی
جواب: چاپ و نشر و خرید و حفظ و مطالعه کتب صوفیه حرام است و کتاب‌هایشان حکم کتب ضلال را دارد که مطالعه آن فقط برای اهل نظر جهت ابطال باطل آنها جایز است[۷۲].

خواندن کتب غیر اسلامی

آیا خواندن کتب غیر اسلامی مانند بهائیت و کمونیستی و سایر مرام‌های الحادی حرام است؟
جواب: اگر خوف انحراف در بین باشد باید ترک کنند[۷۳].


سؤال:آیا خواندن کتب غیراسلامی مانند بهائیت و کمونیسم و سایر مرام‌های الحادی حرام است یا خیر؟
جواب: حفظ و نگهداری کتب ضلال و خواندن آنها حرام است، مگر برای کسی که قدرت تشخیص حق از باطل را داشته باشد و غرض صحیحی مانند ردّ مطالب باطله داشته باشد. و الله العالم. (ایه الله صافی) [۷۴].

تکثیر - خواندن و...کتب ضاله

مسأله: نگه‌داری کردن کتاب‌ها و نوشته‌های گمراه کننده و همچنین استنساخ (تکثیر) آنها و خواندن و درس گرفتن و تدریس آنها، اگر هدف صحیحی در آن نباشد، حرام است؛ مثل این‌که قصدِ اشکال و ابطال آنها را داشته باشد و برای این هدف، صلاحیّت نیز داشته باشد و مطمئن باشد که گمراه نمی‌شود؛ و اما مجرد آگاه شدن از مطالب آنها برای غالبِ مردم که ترسِ گمراهی آنان می‌باشد جزء اغراض صحیح که مجوزّ حفظ آنها باشد نمی‌باشد، بنابراین بر چنین افرادی لازم است از کتاب‌هایی که مشتمل بر مطالب مخالفِ عقایدِ مسلمین است به خصوص کتاب‌هایی که مشتمل بر شبهات و مغالطه کاری‌هایی است که (امثال آنان) از حل و دفعِ آن عاجزند، اجتناب ورزند و برای آنها خرید، نگه‌داری و حفظ آنها جایز نیست و باید آنها را از بین ببرند.

خرید برای رد

سؤال: خرید کتاب‌هایی بهایی جهت رد بر آنها چه صورت دارد؟
جواب: خرید صورت شرع ندارد ولی گرفتن و نگاه‌داشتن با اطمینان به این که از عهده رد بر می‌آید مانعی ندارد به شرط آن که محافظت کند که به دست جاهل نیفتد که خدای نخواسته موجب اضلال شود[۷۵].

خواندن

س ۱۳۳۲: آگاه شدن از کتابهای گمراه کننده و کتابهای ادیان دیگر برای شناخت دین و عقاید آنها به قصد افزایش معرفت و اطلاعات چه حکمی دارد؟
ج: حکم به جواز خواندن این کتب فقط به خاطر شناخت و افزایش اطلاعات، مشکل است، البته خواندن آنها برای کسی که قدرت شناخت و تشخیص مطالب باطل را دارد به قصد ابطال و ردّ آنها جایز است به شرطی که به خود مطمئن باشد که از حق منحرف نمی‌شود[۷۶].
سؤال: نظر خود را در مورد خواندن کتاب‌هایی که باعث بازشدن ذهن خواننده نسبت به دسایسی که ابرقدرت‌ها بر ضد دیگران به کار می‌برند، مانند کتاب‌هایی که فرضاً یک سیاست‌مدار یا یک جاسوس نوشته است، با توجه به اینکه ممکن است نکات غیراخلاقی هم تا حدّی در آن باشد، بیان کنید.
جواب:موارد مختلف است؛ باید خصوص هر کتاب مورد سؤال قرار گیرد تا جواب مربوط به آن کتاب گفته شود، ولی به طور کلّی مطالعه کتاب‌هایی که ممکن است موجب انحراف در عقیده و یا اخلاق مطالعه گردد، جایز نیست. و الله العالم (ایه الله صافی)[۷۷].

احکام حق تالیف

« حق مولف » معادلی است که در زبان انگلیسی به آن Copyright (کاپی رایت) می‌گویند که در املای معمول فارسی بیشتر به صورت «کپی رایت» می‌نویسند. کسی که اثری را پدید می‌آورد، معمولاً قانونهای کشورها او را پدید آورنده (نویسنده، مؤلف، مصنف، مدون، شاعر، آهنگساز، نقاش، ترانه سرا، و مانند آنها) می‌شناسند و حقوقی را به لحاظ پدید امدن اثرش برای او در نظر می‌گیرند و به رسمیت می‌شناسند، مشروط بر آنکه اثر اصالت داشته باشد و از آثار گذشتگان و دیگران در پدید آوردن آن، استفاده غیر مجاز نشده باشد. البته تعریف دقیق و حدود هر یک از این مفاهیم در قانونهای مختلف تفاوتهایی با یکدیگر دارد. حق مولف، تنها به حق مالی یا حق اقتصادی محدود نیست؛ هر چند که پدید آورانی هستند که زندگی آنها فقط از راه درآمد حاصل از فروش آثارشان می‌گذرد. حق مولف، مالکیت فردی و معنوی آثار را به رسمیت می‌شناسد و جامعه را ملزم می‌سازد که آن را محترم بدارد و حقوق قانونی پیش بینی شده و ناشی از آن را مراعات کند. حق مولف، حتی از این هم فراتر می‌رود و برای پدید آورنده نوعی «حق اخلاقی» قائل می‌شود و آن را مشمول حمایت خود قرار می‌دهد.
پدید آورنده‌ای که اثری را به وجود می‌آورد، نسبت به اثر خود دو حق دارد : ۱) حق مادی؛ ۲) حق معنوی.

حق مادی این است که مزد زحمات پدید آورنده از آن خود او باشد و کس دیگری از آن سوء استفاده نکند. امتیاز یا انحصار اثرش در اختیار خودش قرار بگیرد و بتواند هر طور که می‌خواهد و با هر کس که صلاح می‌داند قرار داد ببندد و اثرش را به جامعه عرضه کند وبه آگاهی مخاطبانی که در نظر دارد، برساند. دربارهٔ همین حق مادی میان قانونهای مختلف حق مولف اختلاف نگرش و روش هست.

حق معنوی این است که پدید آورنده سوای حقوق مادی از حقوق دیگری نیز برخوردار است که اصطلاحاً به آنها معنوی، و گاه نیز اخلاقی، می‌گویند، مانند اینکه : اثرش به نام خود او شناخته شود؛ هر گاه که خواست بتواند در آن دست ببرد، تغییر دهد، جابه جا کند، از نو بنویسد، به شکل دیگری ارائه دهد، بر آن بیفزاید، از آن بکاهد، و این کارها هیچ گاه و از سوی هیچ کسی بدون اجازه او صورت نگیرد؛ برای مثال زمانی که اثری را بر می‌دارند و بدون اجازه پدید آورنده آن تجدید چاپ می‌کنند، ولو آنکه در چاپ آن هیچ گونه تغییری ندهند، نام پدید آورنده را در مواضع مناسب و به صورت مناسب بگذارند، و حاضر باشند حقوق مادی او را نیز بی کم و کاست بپردازند، بنا به همان حقوقی که گفتیم، مرتکب عمل خلاف می‌شوند، زیرا پدید آورنده با این عمل از حق اعمال نظرش نسبت به اثر خودش محروم می‌شود.

دریافت حق تالیف

آیت الله خوی نیز مشابه نظر امام راحل مخالف حق تالیف است در جواب سوال ۶۸۶ می‌فرماید:
هل یجوز طبع أی کتاب بکمیات تجاریهٔ فی بیروت مثلا بدون اذن مرلف الکتاب أو ناشره فی صورهٔ وجود عبارهٔ «حقوق اطلبع محفوظهٔ للمولف أو الناشر» أو عدم وجودها؟
الخوئی: نعم یجوز ذلک، والله العالم.
صراط النجاهٔ فی اجوبه الاستفتائات (المحشی للخوئی)، ج۱، ص253.
آیت الله فاضل لنکرانی در استفتایی در زمینه حقوق مرلف مرقوم نموده‌اند:
گرچه حضرت امام خمینی اعتبار شرعی این حقوق را نفی نموده‌اند، لکن به نظر قاصر می‌رسد که حقوقی را که از نظر عقلا حق شناخته می‌شود و آثاری بر آن مترتب می‌کنند، تا دلیل شرعی بر نفی حق بودن آنها قائم نشده نمی‌توان آنها را نفی کرد و از ترتب آثار انها جلوگیری نمود و ادله‌ای مانند الناس مسلطون علی اموالهم، نمی‌تواند نافی حق بودن آنها باشد. همان طور که در باب ملکیت لازم نیست دلیل بر ثبوت آن قائم شود بلکه مجرد عدم قیام دلیل بر عدم ملکیت کافی است برای ثبوت شرعی همانند عقلا[۷۸].
مفید بودن برخی از فتاوا
عمده‌ای مراجع معظم تقلید، بحث وجوب رعایت حق تألیف را به صورت مطلق بیان فرموده‌اند، اما برخی از مراجع، قیودی را شرط کرده‌اند:
مقید به قانون
حضرت آیت الله سیستانی رعایت حق تألیف را مقید به قانون نموده‌اند. به این معنا که اگر قانونی در این زمینه موجود بود، لازم است طبق همان قانون عمل شود، اما اگر قانونی موجود نبود، رعایت حق تألیف وجوب ندارد.
حق تألیف در محصولات داخلی
مقام معظم رهبری رعایت حق تألیف را در مورد محصولاتی که داخل کشور تولید می‌شود، مطلقاً لازم می‌دانند (چه قانونی موجود باشد، چه نباشد)، اما در مورد محصولاتی که از خارج کشور وارد می‌شود، رعایت حق تألیف را مقید به قرارداد نموده‌اند. یعنی اگر قراردادی بین وارد کننده و صادر کنندهٔ اثر برای حفظ حق تألیف موجود باشد، رعایت آن لازم است، و الا رعایت حق تألیف واجب نیست.
شرط ضمن عقد
آیت الله صافی گلپایگانی نیز معتقدند: حق طبع، حق تالیف و حق اختراع را به مفهومی که در قوانین موضوعه جدید تعریف شده است، حقیر نتوانسته‌ام با احکام اسلامی تطبیق نمایم، از جمله عقود معاملات هم نیست تا بتوان به عموم بعض ادله مثل «اوفوا بالعقود» تمسک کرد و اگر گفته شود این حقی است عرفی، چنانچه حقوق عرفی مانند حق تحجیر و حق السبق به علت عدم ردع شارع استکشاف رضایت می‌کنیم، باید گفت: عدم ردع نسبت به حقوق عرفی که در زمان شارع متعارف بوده است دلیل بر امضای مشروعیت آنها می‌باشد اما از آن مثل ادله لفظیه، اطلاق و عموم استفاده نمی‌شود در زمان شارع مقدس هم تالیف و اختراع و ابتکار بوده است اما برای مؤلف و مبتکر و مخترع و محقق حقی اعتبار نمی‌شده و شارع هم اعتبار نفرموده است و به عبارت اخری، بنا بر «عدم اعتبار» بوده و لو به این معنا که چون مورد التفات و توجه نبوده است، آثار مترتب بر آن شرعیت نداشته و شارع هم با عدم تشریع این حق به روش عرف را امضا کرده است. بناء علی کل ما ذکر، مشروعیت حقوق مذکور را ثابت نمی‌دانیم و هر چند ترتیب برخی آثاری که بر این حقوق مرتب می‌گردد به طور شرط در ضمن عقد امکان پذیر است، اما مقاصد مهمی را که ارباب دعاوی این حقوق دارند، با شرط نمی‌توان تامین نمود. راهی که تا حدی می‌تواند بعض اغراض صحیحی را که در اعتبار این حقوق در نظر است فراهم سازد، این است که فقیه جامع الشرایط که بر حسب ولایت باید مصالح عامه را در نظر بگیرد به طور موردی نسبت به هر اختراع یا طبع یا تالیف طبع یا تقلید از آن اختراع یا تالیف را تا مدت معینی محدود سازد بدیهی است که این برنامه‌ای است که مقصود در حقوق نمی‌شده بلکه شامل مطلق مشاغل می‌گردد و کل آن در محدوده ولایت فقیه اجرا می‌شود[۷۹].

نظر مراجع معظم تقلید در مورد حق تالیف

شخصی کتابی تالیف می‌نماید یا در موضوعی قلم می‌زند یا کتابی را ترجمه یا تصحیح می‌نماید و یا نرم‌افزاری را تهیه می‌کند و یا در مساله‌ای عقلی یا تجربی طرحی را ارائه می‌کند؛ اختلافی نیست که این امور مورد احترام همه انسان‌ها است و مسلماً عامل در برابر کار خود می‌تواند عوضی را دریافت کند. محل اختلاف جایی است که از حق التالیف و انتشار (کپی رایت) سخن به میان می‌آید. زیرا عامل معتقد است که اثر حاصل تلاش فکری اوست. لذا در باب انتشار یا عدم آن یا نحوه انتشار یا دفعات انتشار فقط او است که می‌تواند تصمیم بگیرد فلذا حق دارد در برابر واگذاری هر کدام از اینها به غیر، عوضی را دریافت کند.
حق مالکیت معنوی که به آن حق مالکیت فکری، حق تالیف و حق تکثیر هم گفته می‌شود، عبارت است از حقوقی که از طریق اموری مانند نگارش کتاب، برنامه‌نویسی نرم افزار، اختراع و از این قبیل امور معنوی برای شخص یا گروه خاصی ایجاد می‌شود. به این نحو که اگر کسی بدون اجازهٔ شخص یا گروه مذکور از آثار آنان کپی برداری یا هر نوع تصرف مشابه آن نماید، مرتکب معصیت شده است.
اغلب مراجع عظام تقلید فعلی قائل به وجوب رعایت حق تألیف می‌باشند. البته در جزئیات ان اختلاف نظرهایی وجود دارد برخی از مراجع عظام تقلید مانند مقام معظم رهبری و حضرت آیت الله مکارم شیرازی به طور صریح و مفصل به این بحث پرداخته‌اند و در مکتوبشان بخش جداگانه‌ای به این موضوع اختصاص دارد. اما برخی از مراجع عظام در خلال سایر مباحث و یا به شکل غیر صریح به این موضوع پرداخته‌اند. همین امر موجب شده تا برخی از افراد و حتی برخی از محققین بزرگوار گمان کرده‌اند که حق تألیف از نظر این دسته از مراجع قابل احترام نیست.

امام خمینی و حق تالیف

امام خمینی(ره) در تحریرالوسیله د بحث مسائل مستحدثه با اشاره به مسأله مورد بحث می‌فرمایند: آنچه که معروف به حق طبع نزد افراد است حق شرعی به شمار نمی‌آید و زایل نمودن سلطه مردم بر اموالشان بدون اینکه شرط و عقدی در بین باشد جایز نیست و مجرد نوشتن جمله «حق چاپ و تقلید محفوظ است» حقی به وجود نمی‌آورد و التزام دیگران را به دنبال ندارد.
پس افراد می‌توانند آن را چاپ و تقلید نمایند و کسی نمی‌تواند آنها را از این کار منع کند. و نیز آنچه که معروف است به «ثبت اختراع» برای مخترعش و منع دیگران از تقلید او و تکثیر نمودن آن اختراع هیچ اثر شرعی ندارد و نمی‌توان افراد را از تقلید نمودن آن اختراع و تجارت و کسب کردن با آن منع کرد و هیچ کس حق ندارد دیگری را از سلطنت در اموال خودش منع کند. و نیز آنچه که معروف است از «انحصاری بودن تجارت یک شیء یا اشیاء» برای موسسه‌ای یا تعدادی از تجار یا مانند این‌ها هیچ اثر شرعی ندارد و بازداشتن دیگران از تجارت و صنعت حلال و محصور دانستن در حق چند نفر جایز نمی‌باشد. و نیز قیمت‌گذاری بر اجناس و بازداشتن مالکش از بیش‌تر فروختن جایز نیست البته برای امام ولی مسلمین این حق است که چنانچه صلاح می‌داند در امور مسلمین از قیمت گذاری بر جنس و صنعت و انحصار تجارت یا غیر آن و هر آنچه را که برای نظم و صلاح جامعه مفید است انجام دهد[۸۰].
ما یسمّی عند بعض بحق الطیع لیس حقاً شرعیاً، فلا یجوز سلب تسلط الناس علی أموالهم بلا تعاقد و تشارط، فمجرد طبع کتاب و التسجیل فیه، بأنّ حقّ الطبع و التقلید محفوظهٔ لصاحبه لا یوجب شیئاً و لا یعدّ قراراً مع غیره، فجاز لغیره الطبع و التقلید، و لا یجوز لاحد منعه عن ذلک[۸۱].
آشکار گفته ایشان، ناشر عی بودن حقّ التألیف است و دلیل بر آن: عدم جواز سلب تسلط بی شرط و عقد مردم بر اموالشان. آن گاه که کسی، کتابی می‌خرد، مالک آن می‌شود. او می‌تواند هرگونه تصرفی به حکم قاعده تسلیط بکند، مانند: انتشار و تقلید از آن، و ارگ او را از برخی تصرفات بی هیچ قرار داد و پیمانی باز دارند، خلاف قاعده تسلیط خواهد بود.
حضرت امام خمینی(ره)، با وجود آن که حقّ التالیف را شرعی نمی‌دانند، می‌فرمایند:
للإمام و والی المسلمین أن یعمل ما هو صلاح للمسلمین، من تثبیت سعرٍ أو حصر تجارهٔ أو غیرها، مما هو دخیل فی النظام و صلاح للجامعهٔ ؛ از اختیارات امام(ع) و والی مسلمین است که تا جایی که صلاح جامعه اسلامی باشد، کاری همانند تثبیت قیمت یا ایجاد انحصار و غیر آن، از چیزهایی که حفظ نظام و مصالح جامعه اقتضا دارد، انجام دهد[۸۲].

دولت اسلامی وحفظ حقوق مولفین

بسمه تعالی. محضر مبارک آیت‌اللّه العظمی امام خمینی ـ مدظله.
با تقدیم سلام و تحیت، فتوایی از حضرتعالی نقل شده است که حق‌التألیف در نظر مبارک ثابت نیست. بعضی از ناشرین به استناد نقل مزبور، کتابهای چاپ شده را بدون پرداخت حق‌التألیف و بدون تحمل هزینهٔ حروفچینی چاپ کرده و با قیمت نازلتری منتشر می‌کنند، و این امر موجب تضرر ناشر اول و چه بسا باعث دلسردی مؤلفین شده است. لذا استدعا می‌شود:
اولاً، نقل مزبور صحیح است یا نه؟
ثانیاً، در صورت صحت نقل، با توجه به اینکه در قانون حکومت جمهوری اسلامی هنوز حق تألیف و نشر برای مؤلف و ناشر محفوظ است، آیا عمل بعضی از ناشرین که عرض شد مشروع است؟ و آیا مقام مقدس ولایت فقیه در این مورد نقشی ایفا می‌فرمایند؟
بسمه تعالی حق طبع و نشر، بدین معنی که کتابی را که کسی چاپ کرده و نشر نموده دیگری حق نداشته باشد با به دست آوردن یک نسخه از آن، آن را تجدید چاپ و نشر نماید، شرعی نیست؛ ولی اگر دولت اسلامی مصلحت دید[و]مقرراتی در این‌باره وضع نمود مراعات آن لازم است[۸۳]. روح‌اللّه الموسوی الخمینی[۸۴]

اعتبار حقّ التّألیف

آیا حقّ التّألیف و حقّ الاختراع و امثال آن معتبر است؟
ظلم و تعدّی به حقوق دیگران شرعاً حرام است ولی مصادیق حقّ (موضوعات) از عرف عقلا به دست می‌آید و عرفاً برای افرادی که سالیان طولانی هزینه می‌کنند و زحمت می‌کشند و تلاش می‌کنند قطعاً حقّی وجود دارد که قابل تردید نیست و نمی‌توانیم اجازه بدهیم دیگران از آن بدون اجازه استفاده کنند.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0#


- مشروعیت حق تالیف با قرارداد

س ۱۳۳۶: تجدید چاپ کتابها و مقاله‌هایی که از خارج وارد شده و یا در داخل جمهوری اسلامی چاپ می‌شوند، بدون اجازه ناشران آنها چه حکمی دارد؟
ج: مسأله تجدید چاپ کتابهایی که در خارج از جمهوری اسلامی منتشر شده‌اند و یا تصویربرداری به طریق افست از آنها، تابع قراردادهایی است که راجع به آنها بین جمهوری اسلامی ایران و آن دولتها منعقد گشته است. و امّا کتابهایی که در داخل چاپ می‌شوند، احوط این است که حق ناشر با کسب اجازه از او نسبت به تکرار و تجدید چاپ کتاب رعایت شود.
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=23

رهبر انقلاب در پاسخ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت (اقای مهندس میر سلیم) اصل حق مولف را حقوق شرعی و در نتیجه در داخل کشور حقوقی لازم الرعایه دانسته‌اند، منتهی الحاق ایران به کنوانسیونها یا معاهدات در زمینهٔ حق مولف را مغایر با مصالح وقت نظام جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند.

http://www.matlabgah.com/0fed936c2f3f477880608690f5ca7793-10.html

متن نامه و سوال بدین شرح است شماره ۵۵۴۳/۹/۱۴۱۵۷/۱ تاریخ ۲۱/۹/۷۳ محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله العظمی حاج سیدعلی خامنه‌ای مدظله العالی با سلام به استحضار عالی می‌رساند:
در تمام کشورها، از جمله ایران طبق قوانین ملی راجع به حق مؤلف یا حق تکثیر (کپی رایت)، هر شخص حقیقی یا حقوقی به شرطی می‌تواند اثر علمی، ادبی یا هنری (مانند کتاب، مقاله،فیلم یا اثر موسیقی) را مورد استفاده غیرشخصی و انتفاعی (مانند ترجمه و تکثیر کتاب و تکثیر یا پخش از رادیو و تلویزیون آثار صوتی و تصویری)قرار دهد که اجازةخالق اثر (مانند نویسندة کتاب، آهنگساز یا فیلمساز) را کسب کند و از شخص حقیقی یا حقوقی دیگری که خالق اثر است صدور اجازةاستفاده به وی واگذار شود (مانند بنگاه نشر کتاب یا آثار صوتی و تصویری). این اجازه معمولاً در قالب پرداخت حقوق مادی به صاحب اثر و با توافق طرفین یعنی متقاضی استفاده و صاحب اثر حاصل می‌شود. اغلب کشورها علاوه بر داشتن قانون ملی دربارةحق مؤلف، در قالب معاهدات بین المللی به یکدیگر تعهد سپرده‌اند که در قبال استفادةانتفاعی شهروندان خود از آثار علمی، ادبی یا هنری شهروندان کشورهای دیگر حقوق آنها را رعایت کنند. آیا جایز است که جمهوری اسلامی ایران نیز این تعهدات دوجانبه را با کشورهای دیگر بپذیرد؟

سیدمصطفی میرسلیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

حضرت آیت الله خامنه‌ای دربارهٔ کپی رایت مرقوم فرموده‌اند:
" حق التألیف دربارهٔ مؤلفین و مصنفین داخل کشور امری منطقی و شرعی است لکن انعقاد قرارداد متقابل این حق (کپی رایت) با کشورهای دیگر در حال حاضر مفید و بمصلحت نمی‌دانم بلکه به ضرر و برخلاف مصلحت می‌دانم." http://www.askquran.ir/thread4094.html کانون گفتگوی قرانی

عبارت «حقوق چاپ برای مؤلف محفوظ است"

س ۱۳۴۱: آیا چاپ کتاب بدون اجازه صاحب آن و با وجود عبارت «حقوق چاپ برای مؤلف محفوظ است»، جایز است؟
ج: احوط این است که حقوق مؤلف و ناشر با کسب اجازه از آنان برای تجدید چاپ، رعایت شود.

http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=23

حق تالیف درچاپهای بعدی کتاب س ۱۳۳۸: اگر مؤلف یا مترجم یا هنرمند در برابر چاپ اول اثر خود مبلغی را دریافت کند ودرعین حال برای خود حقّی را نسبت به چاپهای بعدی شرط کند، آیا می‌تواند در چاپهای بعدی حق خود را از ناشر مطالبه نماید؟ دریافت این مبلغ چه حکمی دارد؟
در صورتی که در ضمن قرارداد منعقده برای تحویل نسخه اول، دریافت مبلغی را در چاپهای بعدی شرط کرده باشد یا قانون آن را اقتضا کند، گرفتن آن مبلغ اشکال ندارد و بر ناشر عمل به شرط واجب است http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=23 چاپ بعدی بدون اجازه مولف س ۱۳۳۹: اگر مصنف و مؤلف در اجازه چاپ اول چیزی درمورد چاپهای بعدی ذکر نکرده باشند، آیا جایز است ناشر بدون کسب اجازه مجدّد و پرداخت مبلغی به آنان مبادرت به تجدید چاپ نماید؟
اگر قراردادی که در مورد اجازه چاپ بین آنان منعقد شده، فقط راجع به چاپ اول باشد، احوط این است که حق مؤلف رعایت شود و برای چاپهای بعدی هم از او اجازه گرفته شود http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=23

تخلف ازقرار داد نشر

ترجمه وچاپ بدون اجازه مولف

بعضی از ناشرین، بدون اطلاع و اجازه مؤلف، اقدام به ترجمه و چاپ کتاب او می‌کنند. آیا این کار شرعاً جایز است؟ به طور کلّی، آیا حفظ حقوق طبع و ترجمه و نشر واجب و لازم است؟ در صورتی که این کار بدون موافقت و رضایت قبلی مؤلف، صورت گرفته باشد، وظیفهی ناشر چیست؟
پاسخ: حقوق طبع، ترجمه و نشر آثار مختص به صاحب تألیف است. اگر بدون اذن قبلی وی، چنین کاری انجام شود، باید با تأدیه حقوق مزبور، رضایت وی، تحصیل شود.
http://www.portal.esra.ir/Pages/Index جوادی آملی ۱۶/۸/۷۴ سایت بنیاد بین المللی اسراء


تبدیل کتاب به نرم افزار بدون اجازه مولف آیا می‌توان تمام یا بخشی از کتابی که از بازار خریداری شده را بدون اجازه مؤلّف به صورت نرم افزار کامپیوتری درآورد؟ در صورتی که پولی در مقابل عرضه این برنامه گرفته نشود، چه حکمی دارد؟
باید از مؤلّف آن کتاب، در صورتی که در قید حیات است، و از ورثه او اگر رحلت کرده، اجازه بگیرد. این در صورتی است که نرم افزار را برای انتشار تهیّه کند; نه برای استفاده شخصی.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0


نسخه الکترونیکی بعضی از کتابها در بعضی از سایتها به صورت رایگان قرارداده شده و همچنین بعضی از آهنگها، لطفا بفرمایید، آیا استفاده از آنها اشکال شرعی دارد یا خیر؟
به نظر آیت الله بهجت جایی که نمی‌دانیم تولید کننده نرم افزار به کپی و تکثیر آن رضایت دارد یا نه، بنابر احتیاط واجب باید رضایت و اجازه تولید کننده احراز و کسب گردد استفتاء از دفتر آیت‌الله بهجت http://www.porseshkadeh.com/Question/35765 بسیاری ازسایتها برای جلب مخاطب بیشتر کتابهای معروف رادرسایت خود قرار می‌دهند آیاجایز است ؟

جواب : این کار جز بارضایت تولید کننده اصلی آن جایز نیست مگر درصورتی که ازکفارحربی باشد.

استفتاازدفتر ایه الله مکارم ۱۰۰۰۰۱۰۰ درتاریخ ۳/۳/۹۳ اگر گذاشتن این گونه کتب درسایت خلاف مقررات نباشد استفاده ازانها اشکال ندارد

استفتا دفتر مقام معظم رهبری ۴/۳/۹۳شماره ۳۰۰۰۹۶۴۰

چاپ تألیفات بدون رضایت مولف یا وارث او چنانچه ناشری مجموعه اشعار شاعر یا نوشته‌های نویسنده‌ای را بدون پرداخت حقّ تّالیف و کسب اجازه مؤلف و در صورت فوتش بدون موافقت و رضایت ورّاث شرعی و قانونی او منتشر کند و آنها را بفروشد و درآمد حاصله را کلاّ به نفع خود بهره برداری کند، چنین عملی از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
حقّ تّالیف یک حقّ عقلایی است که در میان عقلای جهان به رسمیّت شناخته شده است و تجاوز به آن، مصداق ظلم و ممنوع می‌باشد و نشر آثار مؤلّفین و شعرا بدون اجازه آنان جایز نیست و این نکته را باید توجّه داشت که همیشه مصادیق از عرف گرفته می‌شود و احکام از شرع مقدّس و مانعی ندارد که با گذشت زمان، حقوق تازه عقلائیّه پیدا شود و مشمول احکام کلیّه اسلام گردد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0

تالیف همنام مولف یامشتری کتابی راهمنام کتاب پرفروش قرار می‌دهد ایا این کار جایز است ؟
چنانچه بااین کار قصد سوئی ازاعتبار نام آن کتاب رانداشته باشد اشکال ندارد ولازم است بر طبق مقررات عمل نماید دفتر ایه الله مکارم ۳/۳/۹۳ پیامک ۱۰۰۰۰۱۰۰ چاپ و نشر کتاب توسط ناشران بدون اجازه مولف مؤلّفی کتابی می‌نویسد و با ناشری قرارداد چاپ و نشر منعقد می‌نماید و در کتاب می‌نویسد: «حقوق طبع برای مؤلّف محفوظ است». پس از چندی ناشر دیگری بدون اجازه از مؤلّف، کتاب را تجدید چاپ می‌نماید. در عرف ناشران چنین است که مقداری از کتاب را به عنوان حقّ تّألیف به مؤلّف می‌دهند، آیا این چنین حقّی برای مؤلّف وجود دارد و آیا نیاز به اجازه از مؤلّف در مقام تجدید و افست از روی کتابش می‌باشد؟
حقّ تّألیف یک حقّ عقلایی است که در تمام دنیا از سوی همه عقلای جهان به رسمیّت شناخته شده است و مخالفت با آن مصداق ظلم شمرده می‌شود و شرعاً حرام است، بنابراین مؤلّف می‌تواند حقّ خود را از کسانی که بدون اجازه او تجدید چاپ کرده‌اند بگیرد، در ضمن توجّه داشته باشید ناشر نیز نسبت به حروفچینی و مانند آن حق دارد و اگر کسی از روی آن عکسبرداری کند باید حقّ ناشر را نسبت به آن بپردازد.

http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0


تخلف ازقرارداد نشر

مولف کتابی با ناشری قرار گذاشته که حق نشر با ان باشد و بعد خود مولف این حق را برای خودش بر می‌دارد و با ناشری دیگر قرار داد می‌بندد ایا اشکال دارد؟

اگر قرارداد انها ضمن عقدلازم شرعی بوداشکال داردواگراین حق قابل تفویض باشد پس ازتفویض به اولی تفویض به دومی دیگر بلا محلّ است استفتائات ایه الله بهجت ج۳ ص۲۲۰س۴۰۹۱


تلخیص وشرح کتاب

آیا تلخیص یا شرح کردن یک کتاب و یا طرح سؤال از آن، بدون اجازه مؤلف یا ناشر و فروش آن به دیگران اشکال دارد؟ اگر کتاب مربوط به کشوری دیگر باشد چطور؟ پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:
حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مد ظله العالی:
اگر قرائن و شواهد و یا متعارفی وجود دارد که در این‌گونه امور استفاده برای عموم مانع ندارد، اشکال ندارد و الا از استفاده و خرید و فروش و از کپی‌برداری بنابر احتیاط خودداری کنید. (البته این حکم نسبت به مؤلفین داخلی است نه مطلق)
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مد ظله العالی:
باید از صاحب کتاب اجازه گرفت و اگر صاحب کتاب به ناشر واگذار کرده است باید از ناشر اجازه گرفت.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی مد ظله العالی اشکال دارد [و باید اجازه کسب شود].
استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، مکارم شیرازی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.
http://islamquest.net/fa/archive/question/fa31632


فتوکپی کتاب


فتوکپی و زیراکس س ۱۳۴۵: بعضی از اشخاص به مغازه‌هایی که فتوکپی و زیراکس از اوراق و کتابها می‌گیرند مراجعه کرده و درخواست تصویر برداری از آنها را می‌نمایند و صاحب مغازه که از مؤمنین است تشخیص می‌دهد که کتاب یا اوراق و یا مجله فوق برای همه مؤمنین سودمند می‌باشد آیا جایز است بدون اجازه صاحب کتاب از آنها تصویربرداری کند و آیا اگر بداند که صاحب کتاب راضی به این کار نیست در حکم تفاوتی بوجود می‌آید؟

     جواب : احوط این است که شخص بدون اجازه صاحب آن اوراق و کتابها مبادرت به تصویربرداری نکند             

http://farsi.khamenei.ir/FA/Treatise/unitDetail.jsp?uid=11 کپی کتاب

سؤال: اگر کپی یک کتاب را خریداری کنیم وبعد از آن متوجه شدیم که کپی از آن کتاب توسط ناشر منع شده استفاده از آن چه حکمی دارد؟ آیا کپی مجدد از آن جایز است؟
جواب: اگر از نظر قانونی ممنوع باشد حضرت آیة الله اجازه مخالفت چنین قانونی را نمی‌دهند.

http://www.sistani.org/index.php?p=614984&id=887

کپی قسمتی از کتاب کپی کردن بخش‌هایی از یک کتاب ویا سی دی (مثلا نصف آن) چه حکمی دارد؟
خالی از اشکال نیست؛ ولی اگر مقدار کمی باشد عیبی ندارد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0


زیراکس گرفتن کتاب به صورت کامل

آیا زیراکس گرفتن کامل از یک کتاب جایز است؟ با توجه به اینکه زیراکس همان کیفیت کتاب اصلی را ندارد.
در صورتی که یکی دو نسخه باشد اشکالی ندارد http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0.
تکثیر نشریات و یا کتب علمی دیگران تکثیر نشریّات و کتب علمی متعلّق به دیگران، به همان زبان و شکلی که چاپ شده، و به قصد فروش و بهره برداری مادّی از طریق چاپ و عکس برداری چه حکمی دارد؟ حذف یا تغییر نام مؤلّف در چاپ اثر چگونه است؟
حقّ تألیف، و همچنین حقّ نشر، از حقوق عقلائیّه است، و عدم رعایت آن، در عرف عقلا ظلم محسوب می‌شود; بنابراین حرام است. و اگر نام مؤلّف تغییر داده شود، علاوه بر گناه ناشی از ظلم متضمّن گناه ناشی از دروغ نیز می‌باشد

http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=135670&CatID=-2&GID=-2


یادداشت برداری از کتاب‌ها

۱- آیا یادداشت برداشتن از روی کتابها و جزوات (برای اینکه همه مطالب در ذهن انسان نمی‌ماند) اشکالی دارد؟
۲- آیا کپی کردن بعضی از صفحات کتاب که از نظر خواننده مهم تشخیص داده شده (در حد چند برگ) تا در هنگامی که کتاب را در اختیار ندارد، بتواند به آن مطلب خاص مراجعه کند مجاز است یا خیر؟
خاطر نشان می‌گردد که در هر دوحالت فوق بر روی کتاب نوشته شده : کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است.
۱و۲ـ اشکال ندارد.

http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=135670&CatID=-2&GID=-2


خرید و استفاده از کتبی که زیراکسی است چه حکمی دارد؟
آیا خریدن و استفاده از کتابی که زیراکسی است (کسی جز ناشر اصلی (و شاید بدون اجازه) آن را منتشر کرده) اشکالی دارد؟ اگر ناشر اصلی، دیگر آن را منتشر نکند چطور؟
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):
در فرض مذکور مانعی از استفاده از کتاب نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):
به طور کلّی بنابر احتیاط واجب در نسخه‌برداری و تکثیر و استفاده از کتابهایی که در داخل تولید شده است، حقوق صاحبانشان از طریق کسب اجازه از آنان رعایت شود و در مورد خارج کشور تابع قرارداد بین دولت‌ها می‌باشد.
http://islamquest.net/fa/archive/question/fa4190


کپی پایان نامه

زیرا امروزه افرادی سودجو با کپی برداری از پایان نامه‌های دیگران(هرچند با اجازه صاحب پایان نامه اصلی) و یا خرید پایان نامه، اقدام به اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکتری می‌کنند، بدون اینکه صلاحیت این امر را داشته باشند، و عملا امکان ارزشیابی بین افراد باسواد و بی سواد ناممکن یا بسیار سخت می‌شود. همچنین گاه اساتید دانشگاه متاسفانه مقاله دانشجوی خود را به نام خودشان چاپ می‌کنند، که این باعث می‌شود استاد رتبه علمی بالاتری بگیرد و از امکاناتی استفاده کند که شایسته آن نیست.
استفتا به همراه پاسخ مراجع تقلید در زیر آمده است:
باسمه تعالی سلام علیکم دو مفهوم در محافل علمی وجود دارد، که ممکن است هر یک حکم شرعی جداگانه‌ای داشته باشد (لطفا به تفکیک مفهومی بین دو مورد به دقت توجه شود( الف) نقض "کپی رایت(حق تکثیر/حق نشر)" یا copyright violation یا copyright infringement: نقل خط به‌خط و کلمه‌به‌کلمهٔ تمام یا بخشی از مطالب کتاب یا مقالهٔ دیگر، بدون اجازه صاحب اثر (هرچند ذکرمنبع کنیم(

ب) دزدی ادبی(سرقت تألیفات) یا plagiarism: انتساب کار علمی-ادبی دیگران به خود (مثلا از ایدهٔ علمی دیگران استفاده کنیم، ولی به آن مرجع ندهیم تا خواننده گمان کند آن ایده متعلق به ماست؛ هرچند جمله‌بندی را کاملاً تغییر داده باشیم، و هر چند از آن شخص اجازه گرفته باشیم( مثال برای حالت الف) فتوکپی کتاب شخص دیگر، و فروش آن، با اینکه نام نویسندهٔ اثر روی کتاب فتوکپی شده هم وجود دارد. یا مثلا یک سوم از کتاب یا مقالهٔ ما، عینا کپی شده کتاب یا مقاله دیگری باشد، بدون این که از آن شخص اجازه بگیریم (حتی اگر نام نویسنده اصلی و منبع مورد استفاده را ذکر کنیم)
مثال برای حالت ب) کتاب یا مقاله یا پایان‌نامهٔ شخص دیگری را "به نام خودمان" چاپ کنیم، هر چند خود شخص صاحب اثر راضی باشد. یا در مدرسه و دانشگاه تکالیف و پروژه شخص دیگری را (که انجام آن پروژه موجب ارزشیابی شخص و گرفتن نمره قبولی می‌شود) به نام خودمان به معلم و استاد تحویل دهیم، هر چند آن شخص راضی باشد.
توجه کنید که در حالت الف ارتکاب این عمل احتمالا باعث خسارات مالی به شخص صاحب اثر می‌شود (و لذا با اجازه او، اشکال برطرف می‌شود)، ولی در حالت ب ارتکاب عمل باعث انتساب افتخار علمی به شخص مرتکب عمل می‌شود. مثلا وقتی برای گرفتن مدرک دکتری، پایان نامه انجام شده توسط شخص دیگری را -حتی با اجازهٔ آن شخص- به نام خودمان ارائه می‌دهیم، به ما مدرک دکتری را می‌دهند، بدون این که سواد آن را داشته باشیم.
تا به حال در مورد قسمت الف (نقض کپی رایت) بسیار از مراجع تقلید سؤال شده است، ولی قسمت ب (دزدی ادبی) موضوعی است که چندی است مورد ابتلای دانشگاه‌های کشور است. زیرا کپی برداری از پایان‌نامه دیگران در مقطع کارشناسی ارشد بسیار اتفاق می‌افتد.
باید اضافه کرد که دزدی ادبی نسبتا شبیه تقلب در امتحانات مدرسه و دانشگاه است. در امتحانات هم هر چند شخصی که از روی او تقلب می‌شود راضی باشد، این تقلب باعث می‌شود که به فرد متقلب به دروغ ادعای معلوماتی از آن درس مورد امتحان داشته باشد، و نمره‌ای بگیرد که شایسته او نیست. در دزدی ادبی هم همین طور است.
لطفا خود مرجع تقلید به این سؤال پاسخ دهد، و از جواب دهی توسط همکاران محترم پاسخ گویی به استفتائات اجتناب شود.»

پاسخ‌ها:

رهبر معظم انقلاب، آیةالله سید علی خامنه‌ای:

بسمه تعالی سلام علیکم و رحمة الله و برکاته ج۱) در فرض سؤال تکثیر تألیفات دیگران و فروش آنها بدون اجازه مؤلف بنا بر احتیاط جایز نیست.
ج۲) استفاده از تألیفات دیگران با ذکر منبع فی نفسه اشکال ندارد و گاهی جنبه استنادی دارد و گاهی جنبه جمع‌آوری نظرات؛ ولی برداشت از مطالب دیگران و ارائه به نام خود از مصادیق تقلب است و جایز نیست.
موفق و مؤید باشید

آیةالله ناصر مکارم شیرازی:
بسم الله الرحمن الرحیم

با اهداء سلام و تحیت؛

آنچه با حق تالیف و حق تولید علم در عرف منافات داشته باشد جایز نیست و پایان نامه‌هایی که بر آن اساس گرفته شود فاقد اعتبار است حتی اگر با اجازهٔ صاحبش صورت گیرد.
همیشه موفق باشید دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی / بخش استفتاءات

http://alef.ir/vdcb8sb9.rhb80piuur.html?91561


حق نشر کتب خارجی

زیراکس کردن کتابهای علمی خارجی کمیاب

آیا زیراکس کردن بخشی از کتابهای علمی خارجی که اغلب کمیاب و گران هستند اشکال دارد؟
زیراکس کردن اشکال ندارد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 کتب خارجی بدون اجازه ناشر


سؤال: آیا استفاده از کتاب‌های خارجی که بدون اجازه ناشرچاپ مجدد شده است جایزاست؟

جواب: اگر مخالف قانون نباشد جایز است.

http://www.sistani.org/index.php?p=614984&id=887

عدم رعایت حقوق مؤلف و ناشر در کتابهای دانشگاهی خارجی تقریبا تمامی کتابهای دانشگاهی که در رشته‌های علوم استفاده می‌شوند بدون رعایت حقوق مولف یا کپی رایت و به صورت غیر قانونی در ایران تکثیر یا ترجمه شده‌اند. حکم استفاده از این کتابها چیست در صورتی که بدانیم ناشر و مولف این کتب خارجی راضی نیستند؟
تکثیر کتابها بدون رضایت صاحبان اصلی آن جایز نیست، مگر این که از کفار حربی باشند http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0

ترجمه کتب خارجی با حقوق محفوظ 

بنده برای موسسات کار ترجمه کتب فنی مهندسی را انجام می‌دهم و در این میان کتابهایی را به بنده می‌دهند که مربوط به انتشارات خارجی است. می‌خواستم بدانم آیا با توجه به اینکه آنها حقوقشان را برای چاپ و تکثیر کتبشان محفوظ می دانندو اکثر موسسات از ناشران خارجی اجازه نمی‌گیرند، آیا بنده به عنوان مترجم اجازه دارم که این کتابها را ترجمه کنم یا نه و آیا پول حاصل از آن حلال است یا خیر.
در صورتی که آنها نسبت به ترجمه نیز حقوقشان رامحفوظ داشته باشند استفاده از آن اشکال دارد مگر کشورهایی که با مسلمانان عملاً در حال پیکار هستند.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0

حکم استفاده از محصولات مؤسسات غیر دولتی کشورهای محارب  

تظر حضرتعالی دربارهٔ رعایت حق مولف در آثار چاپی، چند رسانه‌ای و نرم افزارها مشروط به این شده که صاحب اصلی کافر حربی باشد یا نه. حال با توجه به اینکه اکثر این آثار امروز در آمریکا تولید می‌شود و این کشور ما را تحریم اقتصادی نموده است لطفاً در خصوص موارد زیر راهنمایی بفرمایید که کافر حربی محسوب می‌شوند یا خیر:
۱- موسسات دولتی غیر سیاسی نظیر جوامع مهندسی در آمریکا نظیر جامعه مهندسان عمران، مکانیک و ...
۲- موسسات انتشاراتی غیر دولتی یا شرکتهای غیر دولتی آمریکایی متعلق به اشخاص که ظاهرا با مسلمانان مشکل و جنگی ندارند و حتی به ایرانیان یا دیگر مسلمانان کالا هم می‌فروشند در صورتی که با مسلمانان مشکلی نداشته باشند و حمایت از برنامه‌های دولت خود نکنند حکم حربی ندارند http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0

ملاک در تعیین کافر حربی بودن شرکت‌ها 

ملاک برای بگوییم شرکتی جزو کفار حربی است یا خبر چه چیز می‌باشد؟ آیا می‌توان گفت که شرکت‌های امریکایی جزو کفار حربی هستند یا خیر؟
شرکت‌ها و یا سازمان‌هایی که به کفار در حال جنگ با مسلمانان مثل امریکا، اسرائیل و انگلیس یا به محاربین کمک می‌کنند و یا به عمل آنها راضی و خوشحال می‌شوند در حکم محارب هستند حربی بودن کافر ملاک است آیا حربی بودن در موضوع جواز کپی رایت اخذ می‌شود؟ آیا صرف کافر بودن برای جواز کافی نیست ، چرا که طبق نظر خودتان مال کافر احترام ندارد ؟
کافر بودن کافی نیست و باید حربی باشند.

مصادیق کفّار حربی در مسأله کپی رایت من سوالی از شما دربارهٔ استفاده از نرم افزار‌ها پرسیدم که بدون رعایت اجازه تولید کننده، مورد استفاده اکثر ما ایرانیان است و شما در جواب گفتید که «این کار جز با رضایت تولید کنندگان اصلی آن جایز نیست، مگر در صورتی که از کفّار حربی باشند مگر جز اسرائیل به کس دیگری هم کافر حربی می‌گویند؟ تقریبا همهٔ نرم افزار‌های ما از امریکا است و بعد اروپا، شاید فقط یک برنامهٔ ترجمه متن معروف از اسرایل موجود باشد. تکلیف چیست ؟ آیا ما گناهی مرتکب می‌شویم؟» امریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و... جزو کشورهای محارب هستند http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 غیبت مولف س ۱۳۴۰: در صورتی که مصنف به علت سفر یا فوت و مانند آن غایب شود دربارهٔ تجدید چاپ از چه کسی باید کسب اجازه شود و چه کسی باید پول را دریافت کند؟
ج: در این مورد باید به وکیل مصنف یا ولیّ شرعی او و یا در صورت فوت به وارث او مراجعه شود.
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=23

چاپ تألیفات بدون رضایت مولف یا وارث او

چنانچه ناشری مجموعه اشعار شاعر یا نوشته‌های نویسنده‌ای را بدون پرداخت حقّ تّالیف و کسب اجازه مؤلف و در صورت فوتش بدون موافقت و رضایت ورّاث شرعی و قانونی او منتشر کند و آنها را بفروشد و درآمد حاصله را کلاّ به نفع خود بهره برداری کند، چنین عملی از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
حقّ تّالیف یک حقّ عقلایی است که در میان عقلای جهان به رسمیّت شناخته شده است و تجاوز به آن، مصداق ظلم و ممنوع می‌باشد و نشر آثار مؤلّفین و شعرا بدون اجازه آنان جایز نیست و این نکته را باید توجّه داشت که همیشه مصادیق از عرف گرفته می‌شود و احکام از شرع مقدّس و مانعی ندارد که با گذشت زمان، حقوق تازه عقلائیّه پیدا شود و مشمول احکام کلیّه اسلام گردد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 جوایز آثار علمی بعد از فوت مولف اگر یک اثر علمی و هنری در مسابقات علمی، ادبی مشمول دریافت جایزه گردد، و در حال حاضر دسترسی به مؤلّف آن ممکن نباشد، یا فوت نموده باشد، این جایزه متعلّق به چه کسی است؟ آیا ناشری که امتیاز چاپ کتاب را گرفته، در جایزه سهیم می‌باشد؟
جایزه به ورثه او می‌رسد، و در صورتی ناشر شریک در آن خواهد بود که جایزه تنها تعلّق به متن کتاب نگرفته باشد، بلکه کیفیّت نشر آن نیز مشمول جایزه شده باشد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 نقل و انتقال حق الطبع آیا حقّ طبع و نشر، شرعی و قابل تملّک و نقل و انتقال است؟
آری، حقّ طبع و نشر شرعی است. و قابل واگذاری با عوض یا بدون عوض می‌باشد.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 اعتبار حقّ التّألیف و حقّ الاختراع بعد از فوت صاحب اثر آیا اعتبار حقّ التّألیف و حقّ الاختراع تا سالیان بسیار طولانی هم جاری است؟
بعد از فوت صاحب اثر حقّ به ورثه او می‌رسد، ولی اگر به قدری زمان بگذرد (مثلاً ۷۰ الی ۸۰ سال بعد از فوت) که عقلا دیگر چنین حقّی برای ورثه قائل نیستند نیاز به کسب اجازه نیست و در صورت شک باید استصحاب وجود حقّ را جاری کنیم.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0 وصیت س ۱۷۵۴: شخصی در وصیّت‌نامه‌اش آنچه را که در منزل دارد به زنش بخشیده است و در خانه کتابی هم به خط موصی وجود دارد، آیا همسر او علاوه بر ملکیت این کتاب، مالک حقوق ناشی از آن مانند حق چاپ و نشر هم می‌باشد یا اینکه ورثه دیگر هم نسبت به آن سهیم هستند؟
ج: حق چاپ و نشر کتابی که تألیف شده تابع ملک آن است، بنا بر این کسی که مؤلف در زمان حیاتش کتاب خود را به او هبه کرده و تحویل او داده است و یا وصیت کرده که متعلّق به او باشد، کتاب بعد از وفات مؤلف، متعلّق به آن شخص است و همه امتیازات وحقوق آن هم اختصاص به او پیدا می‌کند http://farsi.khamenei.ir/treatise-unit?uid=42 اجوبه صفحه ۴۱۳ س۱۷۵۴ کتابسازی کتاب سازی عموما ازسوی ناشران ونویسندگانی صورت می‌گیرد که علاوه برمهارت درحوزه کتابسازی شناخت بسیارخوبی هم ازبازار کتاب دارند ومهم تر ازهمه لابی‌های حرفه‌ای بامراکزخرید گسترده کتاب هم دارند ودرنتیجه کتاب واثاررابارنگ ولعاب خوب خالی ازمحتوا تولید وبه بازار عرضه می‌کنند .ویژگی تجربی بودن کتاب هم براستقبال از این اثار تاثیر مثبت داشته است .کتاب را کالایی تجربی می‌دانند یعنی تامورد مطالعه واستفاده قرار نگیرد فایده وارزشمندی ان براستفاده کننده مشخص نیست وعنوان جذاب وظاهر فریبنده کتاب می‌تواند دراستقبال ازان موثرباشد .همواره عوامل مختلفی درگسترش کتاب سازی دخیل بوده است مثل:
تولید برای کسب درامد بالا رفتن رتبه دانشگاهی نشربرای قبولی دردانشگاه ومقاطع تحصیلات تکمیلی شهرت طلبی ذاتی انسانها خرید‌های دولتی وانباشت این گونه کتابها درکتابخانه‌های عمومی نبود قانون جامع حق تالیف درکشور نبود هیات علمی ومشاوران علمی درمراکز نشر کتاب ماه کلیات اسفند۹۰ شماره ۱۷۱ صص۲و۳ حکم شرعی کپی آثار از نظر رهبر انقلاب سرقت ادبی

عرفا نظرآهاری، نویسنده و شاعر کشورمان به دلیل کتاب‌سازی‌ها و سرقت‌های ادبی بسیار در کشور طی نامه‌ای از دفتر مقام معظم رهبری درخواست حکم شرعی این موضوع را داشته است که در ذیل نامه نظرآهاری و جوابیه آن از سوی دفتر مقام معظم رهبری آورده شده است:
با سلام و درود و احترام

کتابسازی و سرقت ادبی به پدیده روز جامعه ما بدل شده است؛ هر روزه شاهد نشر و توزیع کتاب‌هایی هستیم که نام گردآورنده در شناسه آن درج شده این کتاب‌ها از نوشته‌ها، داستان‌ها، اشعار، ترجمه‌ها و مطالب گوناگون تشکیل شده، بی آنکه از پدیدآورندگان اصلی آثار کسب اجازه شده باشد و یا حتی نامشان در کتاب ذکر شود طبق ماده ۲۳ و ۲۴ قانون هر کس تمام یا قسمتی از اثر دیگری را بدون اجازه او نشر و پخش و عرضه کند، مجرم است و از ۶ ماه تا ۳ سال حبس تأدیبی دارد، اما وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها ناظر به محتواست و به کتاب‌های گردآوری بدون رضایت صاحبان اثر مجوز می‌دهد. حکم رهبری دربارهٔ کتاب‌های گردآوری چیست؟

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به طور کلی در کپی و استفاده و خرید و فروش هر اثری بنابر احتیاط واجب، رعایت حقوق صاحبان آن اثر، از طریق کسب اجازه لازم است و از استفاده و کپی‌برداری بنابر احتیاط خودداری کنید مگر اینکه بدانید که صاحبان آن اثر کپی برداشتن را اجازه داده‌اند.
موفق و مؤید باشید.
http://www.khabaronline.ir/detail/265902/culture/religion خبرانلاین

فرهنگ کوثر > زمستان ۱۳۸۷ - شماره ۷۶ 


بخش دوم :احکام نشریات وجراید مقدمه

در جهان کنونی، مطبوعات، نقش مهم و اساسی در تنویر و هدایت افکار و رشد و تعالی فرهنگی جامعه دارند. با توجه به سطح وسیع مخاطبین، در جوامعی که افکار و اندیشه‌های مختلف به واسطه پیشرفت‌های تکنولوژیک بر بال امواج، به سرعت در سراسر جهان گسترش می‌یابد و وسایل ارتباطی و رسانه‌های بی شماری در اختیار انسان قرار گرفته است، بنابراین تشخیص اندیشه‌های پاک از پلید و سره از ناسره و آگاه سازی جوامع- به ویژه جوانان- ضرورت خویش را بیش از پیش، آشکار می‌سازد. مطبوعات به عنوان رسانه آموزشی- تربیتی می‌توانند با خط دهی صحیح و تربیت نیک، آحاد جامعه را به قله سعادت و هدایت رسانده و بر عکس با تربیت ناصحیح و گمراه‌کننده، آنان را به حضیضی ذلّت بکشانند و به سوی نابودی سوق دهند.

   مطبـوعات در جمهوری اسلامـی چه نقشـی باید داشته باشند؟ و وظیفه نـویسنده, روزنامه نگار چیست؟ و مطبـوعات باید چه شیـوه‌ای را در پیش گیرند؟ با پیروزی انقلاب اسلامـی بسیاری از معادلات سیاسـی, تفکرات, آرإ و دیـدگاه‌ها نسبت به مسـایل مختلف تغییـر پیـدا کـرد و طبیعتـا افکار عمومی سمت و سـویی دیگر گرفت و مطبـوعات در خدمت اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامـی و جمهوری نـوپـا قـرار گـرفت. خط کلـی و استـراتژی اصلـی رسانه‌های گـروهـی و کاربـرد آن در نظام جمهوری اسلامـی از سـوی بنیانگذار جمهوری اسلامـی پایه گذاری شـد. بـدیـن منظور دیدگاه‌ها و آرإ حضرت امام در مورد مطبـوعات را در ادوار مختلف مـورد بـازنگـری قـرار خـواهیـم داد تـا خط کلـی و وظایف مطبـوعات از دیـدگـاه ایشـان مـورد تبییـن قـرار گیـرد مـروری بـر بیانات, سخنرانیها, نـوشته ها, تـوصیه‌ها و ... حضـرت امام حکایت از آن مـی کنـد که مطبـوعات و رادیو و تلـویزیـون در افکار و بیانات ایشان همواره از جایگاه ویژه‌ای برخـوردار بـوده است و به عنوان سلاحی موثر و اثربخـش که می‌تواند حیات مملکتی را در جهت اصلاح و یا نابـودی نشانه رود, معرفـی می شـود.

مطبوعات ازدیدگاه امام ورهبری


مدرسه سیار

مطبـوعات باید یک مـدرسه سیار باشند تا مردم را از همه مسایل بخصوص مسایل روز آگاه نماینـد و به صـورتـی شایسته از انحرافات جلـوگیری کننـد و اگر کسـی انحـرافـی دیـد با آرامـش در رفع آن بکوشد. به طور کلی مطبـوعات باید یک بنگاه هدایت باشند یعنی به صـورتـی که اگـر دست مـردم بیفتـد مـردم هـدایت شـونــد -  
                                  همان, ج۱۷, ص71, 13/8/61. 

جایگاه خطیر مطبوعات

(( … اگر خدای نخواسته قلمهای شما بلغزد و از تعهدی که برای خدا تبارک و تعالی باید داشته باشید غفلت بکنید ، اینجور نیست که تنها به شما و دوستان و هم مذهب و هم دین شما ضرر بزند ، به همه ضرر می‌زند ، پس یک ضرر کوچک نیست . شما که روزنامه کثیر الانتشاری در دستتان است ، باید توجه کنید که مسئولیت بسیار خطیری پیش مردم و ملت‌های جهان دارید که اگر ارشاد کنید مردم را بالاتر از طاعت‌هایی است که در گوشه خانه و یا یک مجلس که چند هزار نفر هستند می‌باشد . قلم شما اگر ارشادی باشد ، ملت را به راه راست هدایت می کندو می‌تواند مردم را از انحراف نجات دهد .. ))
صحیفه نور ،ج ۱۴ ، ص ۲۵۷ و ۲۵۸ ۱۲/۳/۶۰ ((باید بدانید که اگر دو هزار مجله چاپ کنید ، لااقل پنج هزار نفر این مجله را می‌خواهند ، و یک عده کثیری هم آن را مطالعه می‌کنند . اگر تیتراژ روزنامه‌ای دویست هزار باشد ، پانصد هزار نفر آن را مطالعه می‌کنند و اگر انحراف باشد ، پانصد هزار نفر را منحرف می‌کند و این مسولیت کوچکی نیست . این غیر از معصیتی است که در خانه است . آن هم معصیت است اما نه بزرگی این . هر چه تیراژ شما بیشتر باشد ، باید بیشتر توجه به اصلاح آن بکنید . آنها که می‌گویند تیراژ بیشتر ، توجه مردم بیشتر است ، پس هر چه می‌خواهیم می نویسیم ؟ اشتباه می‌کنند . آنها مسئولیت بیشتر دارند …))
همان ، ج ۱۴ ، ص ۲۴۹ ۱۱/۳/۶۰

دقت در انتخاب تیتر

(( .. مطبوعات موظفند از تیترهایی که موجب تحریک و یا تضعیف مردم می‌شود و یا مخالف واقع است خودداری کنند و خود را با مسیر انقلاب تطبیق دهند و نیتر از درج مقالاتی که مضر به انقلاب و موجب تفرقه می‌شود خودداری کنند که این خود توطئه محسوب می‌شود .. ))
همان ، ج ۸ ، ص ۲۸۵ ۶/۶/۵۸

ضرورت نظارت بر محتوای مطبوعات (( .. نوشته‌هایی که می‌خواهید طرح بشود ، چند نفری را که یقین دارید آدم‌هایی هستند وارد مسیر ملت و کشور هستند و وابستگی به هیچ جا ندارند ، مطالعه و درست در آن دقت کنند و بعد از دقت در روزنامه یا مجله نوشته شود . اینطور نباشد که بنویسند و منتشر بشود ، بعد بفهمند که این نوشته بر خلاف بوده است ، و این مطلب یک امری است لازم .. ))
همان ، ج ۱۳ ، ص ۲۴۹ ۱۵/۱۰/۵۹ (( .. مقالاتی که نوشته می‌شود از اشخاصی که مقاله به شما ـ ممکن است از خارج از خود شما باشد ـ و مقاله می‌فرستند ، این مقالات را با دقت در یک شورایی که خودتان تاسیس می‌کنید که ممکن است یک وقت یک مقاله‌ای ابتدایش خیلی هم دلچسب باشد و برای شما خوب باشد ، لکن در خلالش یک وقت مسائلی مطرح می‌شود که بر خلاف مسیر خود شماست … مقالات هم باید بطور دقت ، یک نفر نه ، یک شورایی باشد ، یک جمعیتی باشد که مقالات را درست تحت نظر بگیرد و بعد از اینکه دید همین راه و همین مسیر است ، آنوقت در مجله آن مقاله را منعکس کنید و همین طور راجع به عکس‌هایی که اگر در آن هست ، من درست الان نمی‌توانم بگویم چیزی را ، اگر عکس‌هایی در آن هست ، اگر چیز‌هایی مثلا در آن هست ، باز توجه کنید که یک وقت قالب نزنند به شما یک عکسهایی که نباید در مجله شما باشد .. ))
همان ، ج ۱۴ ، ص ۵۱ ۱۸/ ۱۱/۵۹

سه وظیفه مهم مطبوعات رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این سوال که نظر شما در باره نشریات و مطبوعات چیست و آیا نحوهٔ برخورد قضائی را تأیید می‌کنید؟ فرمود: این سؤال را خیلی از من می‌پرسند. پاسخ من این است. من مطبوعات را یک پدیدهٔ ضروری و لازم و اجتناب‌ناپذیر برای جامعهٔ خودمان و هر جامعه‌ای که بخواهد خوب زندگی کند، می‌دانم برای مطبوعات هم سه وظیفهٔ عمده قائلم: وظیفهٔ نقد و نظارت، وظیفهٔ اطّلاع‌رسانی صادقانه و شفّاف، وظیفهٔ طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه. معتقدم که آزادی قلم و بیان، حقِّ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدی ندارم و این جزو اصول مصرّحهٔ قانون اساسی است معتقدم اگر جامعه‌ای مطبوعات آزاد و دارای رشد و قلم‌های آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکی از نشانه‌های رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایهٔ رشد است؛ یعنی از یک طرف رشد و آزادگی ملت، آن را به وجود می‌آورد؛ از طرف دیگر، آن هم به نوبهٔ خود می‌تواند رشد ملت را افزایش دهد.
البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزش‌ها و حقایق دیگری هم وجود دارد که با آزادی مطبوعات و آزادی قلم، آن ارزش‌ها نباید پامال شود. هنر بزرگ این است که کسی بتواند هم آزادی را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیب‌ها دامنش را نگیرد. باید این‌گونه مشی کرد

بیانات رهبر انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه صنعتی امیرکبیر نهم اسفند ۱۳۷۹

http://khabarfarsi.com/ext/7786758 متن کامل قانون مطبوعات قانون مطبوعات در سال ۱۳۶۴ و اصلاحات آن نیز در سال۱۳۷۹ در مجلس شورای اسلامی مورد تصویب نمایندگان قرار گرفت. آنچه در زیر می‌آید، متن کامل و اصلاح شده قانون مطبوعات می‌باشد.
))ن والقلم و مایسطرون(؛[۱] «سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند».
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می‌کند[2].

فصل اول: تعریف مطبوعات

ماده ۱. مطبوعات در این قانون عبارتند از: نشریاتی که به طور منظم با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف در زمینه‌های گوناگون خبری، انتقادی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، کشاورزی، فرهنگی، دینی، علمی، فنی، نظامی، هنری، ورزشی و نظایر اینها منتشر می‌شوند .
تبصره ۱. انتشار فوق‌العاده، اختصاص به نشریه‌هایی دارد که به طور مرتب انتشار می‌یابد.
تبصره ۲. نشریه‌ای که بدون اخذ پروانه از هیأت نظارت بر مطبوعات منتشر گردد، از شمول قانون مطبوعات خارج بوده و تابع قوانین عمومی است.
تبصره ۳ . کلیه نشریات الکترونیکی، مشمول مواد این قانون است.
فصل دوم: رسالت مطبوعات ماده ۲. رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارند، عبارت است از:
الف. روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینهٔ مورد اشاره در ماده 1.
ب. پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است ج. تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه‌انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر، مانند دسته بندی مردم بر اساس نژاد، زبان، رسوم، سنن محلی و... .
د. مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری(اسراف، تبذیر، لغو، تجمل‌پرستی، اشاعه فحشا و ..) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی.
ه . حفظ و تحکیم سیاستِ نه شرقی و نه غربی .
تبصره: هر یک از مطبوعات باید حداقل در تحقق یکی از موارد فوق الذکر، سهیم و با موارد دیگر به هیچ وجه در تضاد نبوده و در مسیر جمهوری اسلامی باشد .
فصل سوم :حقوق مطبوعات ماده۳. مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادات سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسئولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند .
تبصره : انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهیز از توهین، تحقیر و تخریب می‌باشد ماده ۴. هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای، در صدد اعمال فشار بر مطبوعات بر آید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند .
ماده ۵. کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی که به منظور افزایش آگاهی عمومی و حفظ مصالح جامعه باشد، با رعایت این قانون، حق قانونی مطبوعات است.
تبصره ۱. متخلف از مواد ۴ و ۵ به شرط داشتن شاکی، به حکم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تکرار، به انفصال دایم از خدمات دولتی محکوم خواهد شد.
تبصره ۲ . مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای مطبوعات لازم الاتباع است. در صورت تخلف ، دادگاه می‌تواند نشریه متخلف را موقتاً تا دو ماه توقیف و پرونده را خارج از نوبت رسیدگی کند.
تبصره ۳. مطالب اختصاصی نشریات اگر به نام پدیدآورنده اثر (به نام اصلی یا مستعار) منتشر شود، به نام او و در غیر این صورت به نام نشریه، مشمول قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان می‌باشد.
فصل چهارم: حدود مطبوعات ماده ۶. نشریات جز در موارد اخلال به مبانی و احکام اسلام و حقوق عمومی، خصوصی که در این فصل مشخص می‌شوند، آزادند .
۱. نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد کند .
۲. اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی ۳ . تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر ۴. ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه ،به ویژه از طریق طرح مسایل نژادی و قومی ۵. تحریص و تشویق افراد و گروه‌ها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت ،حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج ۶ . فاش نمودن و انتشار اسناد و دستورها و مسایل محرمانه ،اسرار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ،نقشه و استحکامات نظامی، انتشار مذاکرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی و محاکم غیر علنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی، بدون مجوز قانونی ۷. اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن و همچنین اهانت به مقام معظم رهبری و مراجع مسلم تقلید ۸. افترا به مقامات ،نهادها ،ارگان‌ها و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند ،اگر چه از طریق انتشار عکس یا کاریکاتور باشد ۹. سرقت‌های ادبی و همچنین نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروه‌های منحرف و مخالف اسلام (داخلی و خارجی) به نحوی که تبلیغ از آنها باشد (حدود موارد فوق را آیین نامه مشخص می‌کند).
۱۰. استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) در تصاویر محتوی تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیر قانونی.
تبصره ۱. سرقت ادبی عبارت است از: نسبت دادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار و نوشته‌های دیگران به خود یا غیر، ولو به صورت ترجمه تبصره ۲ . متخلف از موارد مندرج در این ماده، مستوجب مجازات‌های مقرر در ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی خواهد بود و در صورت اصرار، مستوجب تشدید و لغو پروانه می‌باشد.
۱۱. پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و یا تحریف مطالب دیگران.
۱۲. انتشار مطلب علیه قانون اساسی.
ماده ۷. موارد ذیل ممنوع است :
موارد زیر، ممنوع و جرم محسوب می‌شود :
الف. چاپ و انتشار نشریه‌هایی که پروانه برای آن صادر نشده و یا پروانه آن لغو گردیده است و یا به دستور دادگاه به طور موقت یا دایم تعطیل گردیده است ب. انتشار نشریه به گونهای که اکثر مطالب آن مغایر باشد با آنچه که متقاضی به نوع آن متعهد شده است ج. انتشار نشریه به نحوی که با نشریات موجود یا نشریاتی که به طور موقت یا دایم تعطیل شده‌اند، از نظر نام، علامت و شکل اشتباه شود د. انتشار نشریه بدون ذکر نام صاحب امتیاز و مدیر مسئول و نشانی اداره نشریه و چاپخانه آن تبصره: مراکز نشر ،چاپ ،توزیع و فروش نشریات ، مجاز به چاپ و انتشار و عرضه مطبوعات و نشریاتی که از سوی دادگاه صالح یا هیأت نظارت، مغایر با اصول مندرج در این قانون تشخیص داده شود، نمی‌باشند.
فصل پنجم: شرایط متقاضی و مراحل صدور پروانه ماده ۸ . انتشار نشریه به مسئولیت اشخاص حقیقی یا حقوقی با سرمایه ایرانی و اخذ پروانه از وزارت ارشاد اسلامی آزاد است.
تبصره ۱. استفاده نشریات از کمک خارجی مستقیم یا غیر مستقیم، ممنوع و جرم محسوب می‌شود.
تبصره ۲. کمک‌های اشخاص حقیقی یا حقوقی خارجی غیر دولتی که با نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت امور خارجه دریافت گردد، مشمول این ماده نخواهد بود.
تبصره ۳ . واگذاری امتیاز نشریه به غیر اعم از قطعی ،شرطی، اجاره و امثال آن ممنوع است و جرم محسوب می‌شود مگر در صورت درخواست کتبی صاحب امتیاز و تصویب هیأت نظارت.
ماده ۹. الف. شخص حقیقی متقاضی صاحب امتیاز باید دارای شرایط زیر باشد :
۱. تابعیت ایران ۲. دارا بودن حداقل ۲۵ سال ۳. عدم حجر و ورشکستگی به تقلب و تقصیر.
۴. عدم اشتهار به فساد اخلاق و سابقه محکومیت کیفری بر اساس موازین اسلامی که موجب سلب حقوق اجتماعی باشد ۵. داشتن صلاحیت علمی در حدّ لیسانس و یا پایان سطح در علوم حوزه‌ای به تشخیص هیأت نظارت موضوع ماده ۱۰ این قانون.
۶ . پایبندی و التزام عملی به قانون اساسی ب. اشخاص حقوقی متقاضی امتیاز باید دارای شرایط ذیل باشند:
۱. مراحل قانونی ثبت شخصیت حقوقی، طی شده باشد و در اساسنامه و یا قانون تشکیل خود، مجاز به انتشار نشریه باشد.
۲. زمینه فعالیت نشریه، مرتبط با زمینه فعالیت شخص حقوقی بوده و محدوده جغرافیایی انتشار آن، همان محدوده جغرافیایی شخصیت حقوقی باشد.
تبصره ۱. متقاضی امتیاز نشریه، موظف است خود یا شخص دیگری را به عنوان مدیر مسئول واجد شرایط مندرج در این ماده معرفی نماید تبصره ۲. برای نشریات داخلی یک سازمان ،موسسه و شرکت دولتی یا خصوصی که فقط برای استفاده کارکنان منتشر و رایگان در اختیار آنان قرار می‌گیرد، تنها اجازه وزارت ارشاد اسلامی با رعایت ماده ۲ این قانون کافی است تبصره ۳. با یک پروانه نمی‌توان بیش از یک نشریه منتشر کرد.
تبصره ۴. صاحب امتیاز در قبال خط مشی کلی نشریه، مسئول است و مسئولیت یکایک مطالبی که در نشریه، به چاپ می‌رسد و دیگر امور در رابطه با نشریه به عهده مدیر مسئول خواهد بود تبصره ۵. نخست وزیران، وزیران، استانداران، امرای ارتش و شهربانی، ژاندارمری رؤسای سازمان‌های دولتی، مدیران عامل و رؤسای هیأت مدیره شرکت‌ها و بانک‌های دولتی و کلیه شرکت‌ها و مؤسساتی که شمول حکم در مورد آن مستلزم ذکر نام است، نمایندگان مجلسین، سفرا، فرمانداران، شهرداران، رؤسای انجمن‌های شهر و شهرستان تهران و مراکز استانها، اعضای ساواک، رؤسای دفاتر رستاخیز در تهران و مراکز استان‌ها و شهرستان‌ها و وابستگان به رژیم سابق که در فاصله زمانی پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در مشاغل مذکور بوده و همچنین کسانی که در این مدت از طریق مطبوعات، رادیو ـ تلویزیون با سخنرانی در اجتماعات، خدمتگزار تبلیغاتی رژیم گذشته بوده‌اند، از انتشار نشریه و هر گونه فعالیت مطبوعاتی محرومند تبصره ۶. هیأت نظارت موظف است جهت بررسی صلاحیت متقاضی و مدیر مسئول از مراجع ذی صلاح (وزارت اطلاعات و دادگستری و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) استعلام نماید. مراجع مذکور موظف‌اند حداکثر تا دو ماه نظر خود را همراه مستندات و مدارک معتبر به هیأت نظارت اعلام نمایند. در صورت عدم پاسخ از سوی مراجع مذکور و فقدان دلیل دیگر، صلاحیت آنان تأیید شده تلقی می‌گردد.
تبصره ۷. مسئولیت مقالات و مطالبی که در نشریه منتشر می‌شود، به عهده مدیر مسئول است ولی این مسئولیت نافی مسئولیت نویسنده و سایر اشخاصی که در ارتکاب جرم دخالت داشته باشند، نخواهد بود.
تبصره ۸. اعضاء و هواداران گروه‌های ضد انقلاب و یا گروه‌های غیر قانونی و محکومین دادگاه‌های انقلاب اسلامی که به جرم اعمال ضد انقلابی و یا علیه امنیت داخلی و خارجی محکومیت یافته‌اند و همچنین کسانی که علیه نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت و یا تبلیغ می‌کنند، حق هیچگونه فعالیت مطبوعاتی و قبول سمت در نشریات را ندارند.
ماده ۱۰. اعضای هیأت نظارت بر مطبوعات که از افراد مسلمان و صاحب صلاحیت علمی و اخلاقی لازم و مؤمن به انقلاب اسلامی می‌باشند، عبارتند از :
الف. یکی از قضات به انتخاب رئیس قوه قضاییه ب. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا نماینده تامّ الاختیار وی .
ج. یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس د. یکی از اساتید دانشگاه به انتخاب وزیر فرهنگ و آموزش عالی ه. یکی از مدیران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان و. یکی از اساتید حوزه علمیه به انتخاب شورای عالی حوزه علمیه قم.
ز.یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به انتخاب آن شورا.
تبصره ۱ . این هیأت ظرف دوماه پس از تصویب این قانون در دوره اول و در دوره‌های بعد، ظرف یک ماه قبل از اتمام مدت مقرر برای مدت دوسال به دعوت وزیر ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود.
تبصره ۲. تصمیمات هیأت نظارت قطعی است، این امر مانع شکایت و اقامه دعوای افراد ذی نفع در محاکم نخواهد بود.
تبصره ۳. دبیرخانه هیأت نظارت با امکانات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود و زیر نظر آن هیأت انجام وظیفه می‌نماید.
تبصره ۴ . وزارت ارشاد اسلامی مسئول دعوت و برگزاری جلسه انتخابات موضوع بند «ه» این ماده است و مرجع تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخابات مزبور بر اساس شرایط مندرج درصدر این ماده، هیأت سه نفری مرکب از افراد بندهای الف و ب و ج می‌باشند.
تبصره ۵. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ریاست هیأت نظارت بر مطبوعات را بر عهده خواهد داشت و پاسخگوی عملیات هیأت مذکور در مجلس و دیگر مراجع ذی صلاح خواهد بود.
ماده ۱۱. رسیدگی به درخواست صدور پروانه و تشخیص صلاحیت متقاضی و مدیر مسئول، به عهده هیأت نظارت بر مطبوعات است.
تبصره: در صورتی که صاحب پروانه یکی از شرایط مقرر در ماده ۹ این قانون را فاقد شود، به تشخیص هیأت نظارت مقرر در ماده ۱۰ و با رعایت تبصره‌های آن، پروانه نشریه لغو می‌شود.
ماده ۱۲. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است تخلف نشریات را رأساً یا با تقاضای حداقل ۲ نفر از اعضای هیأت نظارت ظرف مدت یک ماه مورد بررسی قرار داده و در صورت لزوم به طور مستقیم و یا از طریق هیأت نظارت، مراتب را جهت پیگرد قانونی به دادگاه صالح تقدیم نماید.
تبصره: در مورد تخلفات موضوع ماده ۶ به جز بند ۳ و ۴ و بند ب و ج و د و ماده ۷ هیأت نظارت می‌تواند نشریه را توقیف نماید و در صورت توقیف، موظف است ظرف یک هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال نماید.
ماده ۱۳. هیأت نظارت مکلف است ظرف مدت سه ماه از تاریخ دریافت تقاضا جهت امتیاز به یک نشریه دربارهٔ صلاحیت متقاضی و مدیر مسئول با رعایت شرایط مقرر در این قانون رسیدگی‌های لازم را انجام داده و مراتب رد یا قبول تقاضا را با ذکر دلائل و شواهد جهت اجرا به وزیر ارشاد گزارش نماید و وزارت ارشاد اسلامی موظف است حداکثر ظرف دو ماه از تاریخ موافقت هیأت نظارت، برای متقاضی پروانه انتشار صادر کند ماده ۱۴. در صورتی که مدیر مسئول شرایط مندرج در ماده ۹ را فاقد گردد، یا فوت شود و یا استعفا دهد، صاحب امتیاز موظف است حداکثر ظرف سه ماه شخص دیگری را که واجد شرایط باشد، به وزارت ارشاد اسلامی معرفی کند؛ در غیر این صورت از انتشار نشریه او جلوگیری می‌شود. تا زمانی که صلاحیت مدیر به تأیید نرسیده است، مسئولیت‌های مدیر به عهده صاحب امتیاز است ماده ۱۵. اعلام نظر هیأت نظارت مبنی بر تأیید یا عدم تأیید مدیر مسئول جدید، حداکثر سه ماه از تاریخ معرفی توسط وزارت ارشاد اسلامی خواهد بود .
ماده ۱۶. صاحب امتیاز موظف است ظرف شش ماه پس از صدور پروانه، نشریه مربوطه را منتشر کند و در غیر این صورت با یک بار اخطار کتبی و دادن فرصت پانزده روز دیگر، در صورت عدم عذر موجه اعتبار پروانه از بین می‌رود. عدم انتشار منظم نشریه در یک سال نیز اگر بدون عذر(موجه) به تشخیص هیأت نظارت باشد،موجب لغو پروانه خواهد بود تبصره: نشریه‌ای که سالانه منتشر می‌شود، سالنامه از ماده فوق مستثنی بوده و در صورت عدم نشر ظرف یک سال بدون عذر موجه، پروانه صاحب امتیاز لغو خواهد شد؟
ماده ۱۷. پروانه‌هایی که بر طبق مقررات سابق برای نشریات کنونی صادر شده است، به اعتبار خود باقی است، مشروط بر اینکه ظرف سه ماه از تاریخ اجرای این قانون، صاحب امتیاز برای تطبیق وضع خود با این قانون اقدام نماید .
ماده ۱۸. در هر شماره باید نام صاحب امتیاز، مدیر مسئول، نشانی اداره و چاپخانه‌ای که نشریه در آن به چاپ می‌رسد و نیز زمینه فعالیت و ترتیب انتشار نوع نشریه (دینی، علمی، سیاسی، اقتصادی، ادبی، هنری و غیره ) در صفحه معین و محل ثابت اعلان شود، چاپخانه‌ها نیز مکلف به رعایت مفاد این ماده می‌باشند ماده ۱۹. نشریات در چاپ آگهی‌های تجارتی که مشتمل بر تعریف و تمجید کالا یا خدماتی که از طرف یکی از مراکز تحقیقاتی کشور که بر حسب قوانین رسمیت داشته باشند، تأیید گردد با رعایت ماده ۱۲ آیین نامه تأسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانون‌های آگهی تبلیغاتی و بندهای مربوطه مجاز می‌باشند .
تبصره: در مواردی که طبق این ماده، مطبوعات مجاز به درج آگهی‌های مشتمل بر تعریف و تشویق از کالا و خدمات هستند ،متن این تعریف و تشویق نمی‌تواند از متن تقدیرنامه رسمی مراکز قانونی مذکور در این ماده فراتر رود ماده ۲۰. هر روزنامه یا مجله باید دفاتر محاسباتی پلمپ شده بر طبق قانون تهیه و کلیه مخارج و درآمد خود را در آن ثبت کند و بیلان سالانه درآمد و مخارج را به وزارت ارشاد اسلامی بفرستد. وزارت ارشاد اسلامی هر وقت لازم بداند، دفاتر مالی مؤسسات را بازرسی می‌نماید تبصره: کلیه مطبوعات مکلف‌اند همه ماهه تیراژ فروش ماهیانه خود را کتباً به وزارت ارشاد اسلامی اطلاع دهند ماده ۲۱. مدیران مسئول نشریات موظف‌اند از هر شماره نشریه دو نسخه به هر یک از مراجع زیر به طور مرتب و رایگان ارسال نمایند:
الف. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ب. مجلس شورای اسلامی.
ج. دادگستری مرکز استان محل نشر.
ماده ۲۲. ورود مطبوعات به کشور و نیز خروج آن بر اساس موازین شرعی و قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی است ضوابط ورود و خروج آن، ظرف شش ماه توسط وزارت ارشاد اسلامی تهیه و به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید فصل ششم: جرایم ماده ۲۳. هر گاه در مطبوعات مطالبی مشتمل بر توهین یا افترا ،یا خلاف واقع و یا انتقاد نسبت به شخص (اعم از حقیقی یا حقوقی) مشاهده شود، ذی‌نفع حق دارد پاسخ آن را ظرف یک ماه کتباً برای همان نشریه بفرستد و نشریه مزبور موظف است آن گونه توضیحات و پاسخ‌ها را در یکی از دو شماره‌هایی که پس از وصول پاسخ منتشر می‌شود، در همان صفحه و ستون و یا همان حروف که اصل مطلب منتشر شده است، مجانی به چاپ برساند، به شرط آنکه جواب از دو برابر اصل تجاوز نکند و متضمن توهین و افترا به کسی نباشد .
تبصره ۱. اگر نشریه علاوه بر پاسخ مذکور، مطالب یا توضیحات مجددی چاپ کند، حق پاسخگویی مجدد برای معترض باقی است. درج قسمتی از پاسخ به صورتی که آن را ناقص یا نامفهوم سازد و همچنین افزودن مطالبی به آن در حکم عدم درج است و متن پاسخ باید در یک شماره درج شود تبصره ۲. پاسخ نامزدهای انتخاباتی در جریان انتخابات باید در اولین شماره نشریه درج گردد. به شرط آنکه حداقل شش ساعت پیش از زیر چاپ رفتن نشریه، پاسخ به دفتر نشریه تسلیم و رسید دریافت شده باشد تبصره ۳. در صورتی که نشریه از درج پاسخ امتناع ورزد یا پاسخ را منتشر نسازد، شاکی می‌تواند به دادگستری شکایت کند و رئیس دادگستری در صورت احراز صحت شکایت جهت نشر پاسخ به نشریه اخطار می‌کند و هر گاه این اخطار مؤثر واقع نشود، پرونده را پس از دستور توقیف موقت نشریه که مدت آن حداکثر از ده روز تجاوز نخواهد کرد، به دادگاه ارسال می‌کند.
تبصره ۴. اقدامات موضوع این ماده و تبصره‌های، آن نافی اختیارات شاکی در جهت شکایت به مراجع قضایی نمی‌باشد.
ماده ۲۴ . اشخاصی که اسناد و دستورهای محرمانه نظامی و اسرار ارتش و سپاه و یا نقشه‌های قلاع و استحکامات نظامی را در زمان جنگ یا صلح به وسیله یکی از مطبوعات فاش و منتشر کنند، به دادگاه تحویل تا برابر مقررات رسیدگی شود ماده ۲۵. هر کس به وسیله مطبوعات، مردم را صریحاً به ارتکاب جرم یا جنایتی بر ضد امنیت داخلی یا سیاست خارجی کشور که در قانون مجازات عمومی پیش بینی شده است، تحریص و تشویق نماید، در صورتی که اثری بر آن مترتب شود، به مجازات معاونت همان جرم محکوم و در صورتی که اثری بر آن مترتب نشود، طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد ماده ۲۶. هر کس به وسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند ،در صورتی که به ارتداد منجر شود، حکم ارتداد در حق وی صادر و اجرا و اگر به ارتداد نیانجامد، طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد ماده ۲۷. هر گاه در نشریه‌ای به رهبر یا شورای رهبری جمهوری اسلامی ایران و یا مراجع مسلم تقلید اهانت شود، پروانه آن نشریه لغو و مدیر مسئول و نویسنده مطلب به محاکم صالحه معرفی و مجازات خواهند شد تبصره: رسیدگی به جرایم موضوع مواد ۲۷، ۲۶، ۲۵، ۲۴ تابع شکایت مدعی خصوصی نیست ماده ۲۸. انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی، ممنوع و موجب تعزیر شرعی است و اصرار بر آن، موجب تشدید تعزیر و لغو پروانه خواهد بود ماده ۲۹. انتشار مذاکرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی و مذاکرات غیر علنی محاکم دادگستری یا تحقیقات مراجع اطلاعاتی و قضایی که طبق قانون، افشای آن مجاز نیست ممنوع است و در صورت تخلف، طبق نظر حاکم شرع و قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد ماده ۳۰. انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت یا افترا یا فحش و الفاظ رکیک یا نسبت‌های توهین آمیز و نظایر آن نسبت به اشخاص، ممنوع است .مدیر مسئول جهت مجازات به محاکم قضایی معرفی می‌گردد، و تعقیب جرایم مزبور، موکول به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت استرداد شکایت، تعقیب در هر مرحله‌ای که باشد، متوقف خواهد شد تبصره ۱. در موارد فوق، شاکی ( اعم از حقیقی و حقوقی ) می‌تواند برای مطالبه خسارتی که از نشر مطالب مزبور بر او وارد آمده، به دادگاه صالحه شکایت نموده و دادگاه نیز مکلف است نسبت به آن رسیدگی و حکم متناسب صادر نماید .
تبصره ۲. هر گاه انتشار مطالب مذکور در ماده فوق راجع به شخص متوفی بوده ولی عرفاً هتاکی به بازماندگان وی به حساب آید، هر یک از ورثه قانونی می‌تواند از نظر جزایی یا حقوقی طبق ماده و تبصره فوق، اقامه دعوی نماید ماده ۳۱. انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است و مدیر مسئول به محاکم قضایی معرفی و با وی طبق قانون تعزیرات رفتار خواهد شد تبصره: در مواد ۳۱ ،۳۰ تا زمانی که پرونده در مرحله تحقیق و رسیدگی است، نشریه مورد شکایت حق ندارد نسبت به مورد رسیدگی مطلبی نشر دهد، در صورت تخلف، رئیس دادگاه باید قبل از ختم تحقیقات حکم توقیف نشریه را صادر کند، این توقیف شامل اولین شماره بعد از ابلاغ می‌شود و در صورت تکرار تا موقع صدور رأی دادگاه از انتشار نشریه جلوگیری می‌شود ماده ۳۲. هر کس در نشریه‌ای خود را بر خلاف واقع، صاحب پروانه انتشار یا مدیر مسئول معرفی کند، یا بدون داشتن پروانه به انتشار نشریه مبادرت نماید، طبق نظر حاکم شرع با وی رفتار خواهد شد. مقررات این ماده شامل دارندگان پروانه و مدیران مسئولی که سمت‌های مزبور را طبق قانون از دست داده‌اند نیز می‌شود.
ماده ۳۳. هر گاه در انتشار نشریه نام یا علامت نشریه دیگری ولو با تغییرات جزیی تقلید شود، به طوری که برای خواننده امکان اشتباه باشد، از انتشار آن جلوگیری و مرتکب به حبس تعزیری ۶۱ روز تا سه ماه و جزای نقدی از یک میلیون ریال تا ده میلیون ریال محکوم می‌شود. تعقیب جرم و مجازات، منوط به شکایت شاکی خصوصی است ماده ۳۴. به جرایم ارتکابی به وسیله مطبوعات در دادگاه صالحه با حضور هیأت منصفه رسیدگی می‌شود ماده ۳۵. تخلف از مقررات این قانون، جرم است و چنانچه در قانون مجازات اسلامی و این قانون برای آن مجازات تعیین نشده باشد، متخلف به یکی از مجازات‌های ذیل محکوم می‌شود:
الف. جزای نقدی از یک میلیون (۱۰۰۰۰۰۰) تا بیست میلیون(۲۰۰۰۰۰۰۰) ریال.
ب. تعطیل نشریه حداکثر تا شش ماه در مورد روزنامه‌ها و تا یکسال در مورد سایر نشریات.
ج. محرومیت از مسئولیت‌های مطبوعاتی حداکثر تا پنج سال.
فصل هفتم: هیأت منصفهٔ مطبوعات ماده ۳۶. انتخاب هیأت منصفه به طریق ذیل خواهد بود:
هر دو سال یکبار در مهرماه جهت تعیین اعضای هیأت منصفه در تهران به دعوت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حضور وی و رئیس کل دادگستری استان، رئیس شورای شهر، رئیس سازمان تبلیغات و نماینده شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، و در مراکز استان به دعوت مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و با حضور وی و رئیس کل دادگستری استان، رئیس شورای شهر مرکز استان، رئیس سازمان تبلیغات و امام جمعه مرکز استان یا نماینده وی تشکیل می‌شود.
هیأت مذکور در تهران ۲۱ نفر و در سایر استان ها۱۴ نفر از افراد مورد اعتماد عمومی را از بین گروه‌های مختلف اجتماعی (روحانیون، اساتید دانشگاه، پزشکان، مهندسان، نویسندگان، روزنامه نگاران، وکلای دادگستری، دبیران، آموزگاران، اصناف، کارمندان، کارگران، کشاورزان، هنرمندان و بسیجیان) به عنوان اعضای هیأت منصفه انتخاب می‌کند.
تبصره ۱. چنانچه مفاد موضوع این ماده در مهلت مقرر انجام نشود، رئیس کل دادگستری مکلف می‌باشد نسبت به دعوت از افراد یاد شده و انتخاب هیأت منصفه اقدام نماید.
تبصره ۲ . چنانچه به هر دلیلی اعضای هیأت منصفه به ده نفر یا کمتر برسد، هیأت مذکور در این ماده موظف است ظرف یک ماه تشکیل جلسه داده و نسبت به تکمیل اعضای هیأت منصفه اقدام نماید.
ماده ۳۷. اعضای هیأت منصفه باید دارای شرایط زیر باشند:
۱. داشتن حداقل سی سال سن و تأهل.
۲. نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری.
۳. اشتهار به امانت، صداقت و حسن شهرت.
۴. صلاحیت علمی و آشنایی با مسایل فرهنگی و مطبوعاتی.
ماده ۳۸. پس از انتخاب اعضای هیأت منصفه، موضوع ماده ۳۶ این قانون، مراتب توسط رئیس کل دادگستری استان به اعضا ابلاغ می‌گردد .
دادگاه رسیدگی از تمامی اعضای هیأت منصفه دعوت می‌کند تا در جلسه محاکمه حضور یابند. دادگاه با حضور حداقل هفت نفر از اعضای هیأت منصفه رسمیت خواهد یافت. اکثریت آرای حاضران، ملاک تصمیم گیری هیأت منصفه خواهد بود. اعضای هیأت موظف‌اند تا پایان جلسات دادگاه حضور داشته باشند.
تبصره ۱. تصمیمات هیأت‌های نظارت و منصفه با اکثریت مطلق عده حاضر معتبر خواهد بود.
تبصره ۲ . چنانچه در دو جلسهٔ رسیدگی به یک پروندهٔ جرم مطبوعاتی، هیأت منصفه به حد نصاب نرسد، دادگاه در جلسه سوم با حضور افراد حداقل به تعداد پنج نفر رسیدگی می‌نماید.
تبصره ۳ . دبیرخانه هیأت منصفه با بودجه و امکانات قوه قضاییه تشکیل و زیر نظر هیأت منصفه انجام وظیفه می‌نماید.
ماده ۳۹. هر یک از اعضای هیأت منصفه چنانچه بدون عذر موجه، در دو جلسه متوالی یا پنج جلسه متناوب در دادگاه حاضر نشود یا از شرکت در اتخاذ تصمیم خودداری کند، با حکم دادگاه رسیدگی کننده به دو سال محرومیت از عضویت در هیأت منصفه محکوم می‌شود. رأی دادگاه قطعی است.
تبصره: هر یک از اعضای هیأت منصفه به علت وجود عذر موجه نتواند در جلسه دادگاه حضور یابد، موظف است دو روز قبل از جلسه دادرسی عذر خود را کتباً و به طور مستدل به استحضار دادگاه برساند، در غیر این صورت عذر وی غیر موجه محسوب می‌گردد مگر عذرهایی که در این فاصله تا جلسه دادگاه حادث شده باشد. در هر حال موظف است عذر خود را به دادگاه اعلام نماید. عذر موجه همان است که در آیین دادرسی احصاء گردیده است.
ماده ۴۰. اعضای هیأت منصفه در ابتدای اولین جلسه حضور خود در دادگاه به خداوند متعال و در برابر قرآن کریم سوگند یاد می‌کنند بدون در نظر گرفتن گرایش‌های شخصی یا گروهی و با رعایت صداقت، تقوا و امانت داری، در راه احقاق حق و ابطال باطل انجام وظیفه نمایند.
ماده ۴۱ . موارد ردّ اعضای هیأت منصفه همان است که طبق قانون در مورد ردّ قضاوت پیش بینی شده است.
ماده ۴۲ . هرگاه در حین محاکمه، اعضای هیأت منصفه سؤالاتی داشته باشند، مراتب را کتباً جهت طرح، تسلیم رئیس دادگاه می‌نمایند.
ماده ۴۳. پس از اعلام ختم رسیدگی، بلافاصله اعضای هیأت منصفه به شور پرداخته و نظر کتبی خود را در دو مورد زیر به دادگاه اعلام می‌دارند :
الف. متهم بزهکار است یا خیر ؟
ب. در صورت بزهکاری آیا مستحق تخفیف است یا خیر ؟
تبصره ۱ . پس از اعلام نظر هیأت منصفه دادگاه در خصوص مجرمیت یا برائت متهم اتخاذ تصمیم نموده و طبق قانون مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
تبصره ۲ . در صورتی که تصمیم هیأت منصفه بر عدم بزهکاری باشد، دادگاه می‌تواند پس از رسیدگی رأی بر برائت صادر کند.
تبصره ۳. در صورتی که رأی دادگاه مبنی بر مجرمیت باشد، رأی صادره طبق مقررات قانونی قابل تجدید نظرخواهی است. در رسیدگی مرحله تجدید نظر حضور هیأت منصفه لازم نیست.
تبصره ۴ . حضور هیأت منصفه در تحقیقات مقدماتی و صدور قرارهای قانونی لازم نیست.
ماده ۴۴ . هر گاه حکم دادگاه مبنی بر برائت یا محکومیتی باشد که مستلزم سلب حقوق اجتماعی نباشد، از نشریه در صورتی که قبلاً توقیف شده باشد، بی درنگ رفع توقیف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع می‌باشد.
فصل هشتم: موارد متفرقه ماده ۴۵. نظارت دقیق بر عملکرد جراید و انجام رسالت مطبوعاتی آنان بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این امر مانع از انجام وظیفه مستقیم هیأت نظارت نخواهد بود.
ماده ۴۶. صاحب امتیاز و مدیر مسئول موظف‌اند کلیه کارکنان نشریه را بیمه نمایند تا در صورتی که به حکم دادگاه یا رأی هیأت نظارت یا به هر دلیل دیگر نشریه تعطیل می‌گردد، تا زمان اشتغال مجدد طبق مقررات قانون کار، حقوق قانونی آنان پرداخت شود.
ماده ۴۷. آیین نامه اجرایی این قانون ظرف حداکثر شش ماه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
ماده ۴۸. این قانون از جمله در مورد نحوه تشکیل هیأت نظارت و هیأت منصفه، از تاریخ تصویب لازم الاجراست و نیز از تاریخ تصویب، کلیه قوانین مغایر با آن از جمله لایحه قانونی مطبوعات مصوب ۲۵/۸/۱۳۵۸ شورای انقلاب لغو می‌گردد.
[۱]. قلم/ 1.
[۲]. قانون اساسی، اصل 24.
فهرست مجله فرهنگ کوثر شماره ۴/۲/۷۶


احکام ومسائل شرعی مربوط به مطبوعات ۱- غش درمطبوعات

(( .. مقالاتی که می‌نویسید اصلاحی باشد ، اخباری که می‌نویسید ، تیترهایی هست ، مردم اینها را در روزنامه‌ها می‌بینند و می‌فهمند که این تیتر از کجا پیدا شده است و برای چه مقصدی این تیتر را گذاشته‌اند و گاهی هم آدم می‌بیند مساله اینطوری نبوده است ، تیترش یک جور است و مساله اش یک جور دیگر . مردم این تیترها را نگاه می‌کنند که چه فسادی یا چه صلاحی واقع شده است . باید توجه کنید که روزنامه‌ای تیترش چیزی نباشد که محتوایش آنطور نباشد ، نه به آن تندی که در تیتر است و نه به آن عظمت ، این غش است . درست مثل کاسبی که روی متاعش چیز خوب می‌ریزد و آخرش فاسد است و این حرام است و اگر تیتر با محتوا نخواند ، غش است که شما با قلم هایتان می‌کنید . باید توجه کنید و شک نکنید ما روز محاسبه داریم ، از همه چیزها محاسبه می‌شود ان روز ، خود انسان ، قلم‌ها ، دست ، چشم‌ها ، شهادت می‌دهند ، دیر یا زود چیزی نیست ، ولی روزی هست … ))
صحیفه نور ، ج ۱۴ ، ص ۲۵۸ ۱۲/۳/۶۰


۲-نشریات گمراه کننده

خرید و فروش و کمک به مطبوعات و نشریات گمراه کننده حرام است. خواندن آنها نیز جایز نیست، مگر برای آگاهی از محتوای فاسد آنها و ریشه کنی و پاسخ گویی به مطالب آنها با داشتن تمکن از رفع مفاسد و شایستگی برای پاسخ گویی به آنها

                                                                              توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۸۷۵.

۳ - کمک به نشریات گمراه کننده مسأله ۲۸۹۰. خرید و فروش و کمک به مطبوعات و نشریات و روزنامه و مجلات گمراه کننده و خواندن آنها حرام است مگر برای اطلاع بر مفاسد و رفع آن در صورت تمکن، برای کسانی که واقعاً اهلیت و شایستگی رفع آن را دارند.
مسأله ۲۸۹۱. اعانت و کمک و همکاری با نشریات صحیح و مورد اعتماد، از وظایف مهمه است و از اموری است که سبب تعمیم و توسعه معارف و تبلیغات اسلامی می‎شود.

                              توضیح المسایل  ایه الله صافی

۴- کمک به نشریات اسلامی

بسمه تعالی

۵ع۲۹۷ اجازهٔ مصرف بخشی از سهم امام(ع) برای نشر کتب مذهبی۰۵/۰۱/۱۳۵۶ نجف اشرفی، مصطفی

پس از اهدای سلام و تحیت، مرقوم شریف واصل، توفیق و سلامت جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. راجع به موضوعی که مرقوم شده است جنابعالی مجازید به جناب آقای رضاقلی محرّم‌زاده اجازه دهید مقدار ربع از سهم مبارک را در نشریات مفید به مذهب صرف نماید البته تشخیص مفید بودن با اهل علم است از قبیل جنابعالی و دیگران از آقایان؛ و نیز مجازید به اشخاص دیگر که مراجعه می‌کنند به همین نحو اجازه دهید. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه‏.
روح‌اللّه الموسوی الخمینی http://www.jamaran.ir/fa/BooksahifeBody.aspx?id=847 ۵-خرید و فروش نشریات و روزنامه‌های منحرف

حضرت امام راحل در خصوص خرید و فروش آثار مکتوب گمراه کننده، چنین فرموده است:

«نگهداری، چاپ، قرائت وتدریس و خرید و فروش کتاب‌های گمراه‌کننده، حرام است؛ مگر اینکه، بهره‌گیری صحیحی در آن باشد، مثلاً کسی که از گمراه شدن ایمن است، کتاب گمراه‌کننده را برای پاسخ گفتن و ردّ آن بخرد و یا بخواند، اما خرید و خواندن آن تنها برای اطلاع از مطالب آن برای بیشتر مردم عوام که بیم گمراهی آنان می‌رود، جایز نیست» ۱ حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی ره:
در این گونه موارد، از خرید آنها اجتناب کنید تا هم خود آلوده نشوید و هم آن نشریات تقویت نشوند».2
حضرت آیت‌الله بهجتره:
«با علم به مذکورات، خریداری و ترویج نشود».3
حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
اشکال دارد».4
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
«جایز نیست و در واقع کمک به نشر فساد است».5
حضرت آیت‌الله تبریزی ره «کتب و روزنامه‌ها و مجلاتی که مشتمل بر مطالب باطل است و عقاید اسلامی مردم را سست می‌کند یا امنیت کشور را به خطر می‌اندازد و یا موجب ترویج فساد در جامعه و اختلال نظام می‌شود، طبع و نشر و خرید و فروش آنها جایز نیست و ثمن آن برای فروشنده سُحت است».6

کشیدن کاریکاتور

در این مورد، چنین استفتا شده است:
«کشیدن کاریکاتور اشخاص در صورتی که موجب اذیت و آزار آنها شود، چه صورت دارد؟ و اگر آن افراد راضی به کشیدن کاریکاتور انها باشند، چگونه است؟».7)
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
ایذاء اشخاص، حرام است».(8)
حضرت آیت‌الله مکارم:
«جایز نیست».(9)
حضرت آیت‌الله بهجت:
«اولی، جایز نیست و دومی، مختلف می‌شود».(10)
حضرت آیت‌الله صافی:
جایز نیست».(11)
حضرت آیت‌الله سیستانی:
اگر هتک مؤمن باشد، جایز نیست و هر چند راضی باشد؛ ولی اگر در عرف امروز هتک به حساب نیاید، اشکال ندارد».(12)
حضرت آیت‌الله تبریزی:
اهانت به مؤمن جایز نیست هر چند خود شخص راضی به این کار باشد».(13)

۱- رساله نوین، ج۲، مسائل اقتصادی، امام خمینی(ره)، ص ۲۳۳٫ ۲ مسائل جدید، ج۱، ص ۳۹٫ . ۳ همان. ۴ همان. ۵ همان، ص ۴۰٫.
۶ همان. ۷ همان، ج۲، ص ۴۷٫ . ۸ همان. ۹ همان. ۱۰ همان. ۱۱ همان، ص ۴۸٫ ۱۲ همان.
۱۳ همان.
منبع:نشریه فرهنگ کوثر شماره ۸۰ ۶- چاپ آگهی در مطبوعات چاپ آگهی در مطبوعات و یا انعکاس در صدا و سیما به منظور جلب افراد مورد نظر، برای آموزش موسیقی چه حکمی دارد؟ آیا مصداق ترویج است؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافی): اگر به منظور جذب افراد برای آموزش موسیقی حرام باشد جایز نیست. دفتر: همه.
آیات عظام بهجت و صافی: این کار حرام است. دفتر: صافی و بهجت احکام موسیقی، سید مجتبی حسینی، کد: 51/500022)

۷- چاپ ایات قران درروزنامه‌ها وکتب و....
«محضر مبارک حضرت آیت ا... خامنه‌ای، مد ظله العالی سلام علیکم احتراماً نظر به این که یکی از وظایف رسانه‌ها تبلیغ و ترویج معارف اسلامی و قرآنی است مستدعی است بفرمایید :
۱ - آیا چاپ آیات قرآن در روزنامه‌ها از نظر شرعی اشکالی دارد؟
۲ - وظیفه مومنان برای حفظ حرمت آیات قرآنی که در روزنامه‌ها چاپ می‌شود، چیست؟

پاسخ مقام معظم رهبری «بسمه تعالی سلام علیکم و رحمةا... و برکاته ج ۱) فی نفسه مانعی ندارد.
ج ۲) به هر حال لازم است در صورت مشاهده آیات قرآنی از هتک حرمت اجتناب شود.
موفق و موید باشید رهبر معظم انقلاب در استفتای شماره ۳۱۳۹۵۴ به روزنامه خراسان در اسفندماه سال ۱۳۹۱

۸- مس بدون وضو س161:
آیا حرمت مسّ نوشته‌های قرآن بدون وضو اختصاص به موردی دارد که در قران کریم باشد، یا شامل مواردی که نوشته قرآنی در کتاب دیگری یا تابلو یا دیوار و غیر آنها هم باشد، می‌گردد؟
ج: حرمت مسّ کلمات و آیات قرآنی بدون وضو اختصاص به قرآن کریم ندارد. بلکه شامل همه کلمات و آیات قرانی می‌شود هر چند در کتاب دیگری یا در روزنامه، مجله، تابلو، نقاشی دیواری و غیر آنها باشد کلمات مقدس درروزنامه‌ها.
س167:
استفاده از تمبرهای پستی که بر روی آنها آیات قرآنی چاپ شده است، و یا چاپ لفظ جلاله و اسماء خداوند «عزّ و جلّ» و آیات قرآنی و یا چاپ آرم مؤسساتی که مشتمل بر آیاتی از قرآن کریم است، در روزنامه‌ها و مجلات و نشریاتی که همه روزه منتشر می‌شوند، چه حکمی دارد؟
ج: طبع و نشر آیات قرآنی و اسماء جلاله وامثال آن اشکال ندارد، ولی بر کسی که به دستش می‌رسد واجب است احکام شرعی آنها را رعایت نماید و از بی احترامی و نجس کردن و مسّ بدون وضوی آنها خودداری کند

پیچاندن غذادرروزنامه‌ها س168:
در بعضی از روزنامه‌ها اسم جلاله یا آیات قرآنی نوشته می‌شود، آیا پیچاندن غذا با آنها، یا نشستن بر آنها و یا استفاده از آنها به جای سفره و یا انداختن آنها در زباله، با توجه به مشکل بودن استفاده از راه‌های دیگر، جایز است یا خیر؟
ج: استفاده از این روزنامه‌ها در مواردی که از نظر عرف بی احترامی به چیزی که هتک حرمت آن حرام است از قبیل لفظ جلاله و آیات قرآنی که در روزنامه نوشته شده است، محسوب نشود، و در معرض نجاست هم قرار نگیرد، اشکال ندارد


س171:
آیا جایز است مغازه داران کالاهای فروخته شده خود را در روزنامه‌ای که یقین داریم در آن اسم جلاله «اللّه» تبارک و تعالی و مانند آن نوشته شده است، بپیچند؟ آیا مسّ آنها بدون وضو جایز است؟
ج: پیچیدن کالاهای فروخته شده در روزنامه در صورتی که بی احترامی به اسم «الله تعالی» و آیات قرآنی و نامهای ائمه معصومین علیم السلام که در آن نوشته شده است، محسوب نشود، اشکال ندارد. ولی جایز نیست شخص بی وضو در صورت علم به وجودشان آنها را مسّ کند

۹-چاپ اسمائ مقدس

س172:
چاپ اسماء انبیاء و آیات قرآنی در روزنامه‌ها با این احتمال که ممکن است روزنامه‌ها سوزانده شوند و یا زیردست و پا بیفتند، چه حکمی دارد؟
ج: نوشتن آیات قرآنی و اسامی معصومین علیهم السلام در روزنامه‌ها و مجلات از نظر شرعی مانعی ندارد، ولی پرهیز از بیاحترامی و نجس کردن یا مسّ بدون طهارت آنها واجب است

س175:
اسامی مبارکی که احترام آنها واجب و مسّ بدون وضوی آنها حرام است، کدامند؟
ج: مسّ اسماء ذات باری تعالی و نامهای صفات مخصوص خداوند منان، بدون وضو حرام است، و احوط الحاق نامهای انبیاء عظام و ائمه معصومین علیهم السلام به نامهای خداوند متعال در حکم مذکور است

س176:
مقدار زیادی نشریات گوناگون که از طرف مؤسسات داخلی به سفارت از زمان تأسیس آن ارسال می‌شده، نزد ما جمع شده است، و چون بیشتر صفحات آن در بردارنده نامهای خداوند تعالی و مانند آن هستند، لطفاً ما را در حل مشکل نگهداری آنها راهنما یی فرمائید ج: دفن آنها در زمین و یا ریختن آنها در صحرا اگر بی احترامی محسوب نشود، و یا خمیر کردن آنها اشکال ندارد

س177:
راه‌های شرعی محو کردن اسماء مبارک و آیات قرآنی هنگام نیاز کدامند؟ سوزندان اوراقی که در آن اسم جلاله و آیات قرآنی نوشته شده است، هنگام ضرورت برای حفظ اسرار چه حکمی دارد؟
ج: دفن آنها در خاک و یا تبدیل آنها به خمیر بوسیله آب اشکال ندارد. ولی جواز سوزاندن آنها مشکل است، و اگر بی احترامی محسوب شود جایز نیست، مگر در صورتی که اضطرار اقتضا کند و جدا کردن آیات قرآنی و نامهای مبارک امکان نداشته باشد اجوبه مقام معظم رهبری

دور ریختن نشریات و کتبی که مشتمل بر آیات قرآنی و اسامی متبرکه معصومان است حرام است.

. جامع الاحکام صافی، ج ۱، ص ۲۸، س ۶۸ و 69.
سؤال: هر روز هزاران اسماء متبرکه که در مطبوعات چاپ می‌شود پس از استفاده به زیر دست و پا می‌افتد آیا مسئولان مطبوعات مسئول هستند؟
پاسخ: مسئولین مطبوعات در این زمینه مسئولیتی ندارند، آنها برای نشر اسلام و مسائل دینی ناچار از این کارند، ولی مردم در مورد حفظ احترام آنها مسئولیت دارند.

استفتائات امام، ج ۱، ص ۱۱۴، س ۳۰۸; استفتائات جدید مکارم، ج ۱، ص ۵۰، س 68. .

۱۰- استفتاهایی از حضرت امام خمینی(ره)
درحال حاضر نام خداوند متعال و پیامبر - صلی الله علیه وآله - و ائمه معصومین - علیهم السلام - و آرم جمهوری اسلامی در روزنامه‌ها و مجلات و کاغذهای اداری و ... مشهود است و معمولاً رعایت در حفظِ احترام آن نمی‌گردد، حکم چیست.
ج: از انداختن آنها در مواضعِ هَتک آمیز اجتناب شود.
استفتائات امام، ج‏۱، ص‏۱۱۵، س‏311.

در روزنامه‌ها آیاتِ زیادی از قرآن مجید و اسماءاللّه واسماء انبیا - علیهم السلام - به چشم می‌خورد و بسیاری از مردم بطور اجتناب ناپذیر، سروکار با آن دارند و اجناسی در آن می‌پیچند و زیردست و پا و در محلهای نجس و کثیف که توهین است می‌اندازند و با عدم طهارت، آنها را دست می‌زنند، آیا وظیفه هست به متصدیان تذکر دهیم که فکری برای این بکنند.

ج: چنین تکلیفی نیست ولی اگر در موردی توهین و بی احترامی شود باید رفع توهین شود.
استفتائات امام ، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏309.


حکم انداختن روزنامه و مجلات در محل کثافات و زباله چیست در صورتی که شخص نیز می‌داند در آنها اسامی خداوند سبحان و آیات قرآن کریم وجود دارد. ج: حکم مسأله قبل را دارد.

استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏۳۰۷


از آن جا که در حال حاضر بیشتر روزنامه‌ها و مجلات کشور مشتمل بر آیات قرآن است و معمولاً افراد پس از مطالعه آنها را به جاهای هتک آمیز می‌اندازند، لذا تقاضا می‌کنیم دستور فرمایید که این نشریات از چاپ آیات قرآن و کلماتی که احترام آنها لازم است خودداری کنند و اگر بهتر است در هنگام ضرورت، سعی کنند آیات قرآن را نقل به معنا کنند نه این که عیناً چاپ نمایند.

ج: چاپ و نشر ممنوع نیست ولی از انداختن در جاهایی که موجب هتک می‌شود باید خودداری کنند.
استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۴، س‏308.
آیا دور ریختن آیات قرآن و اسماء خداوند تبارک و تعالی بعد از تغییر دادن هیأت آنها مثل خط کشیدن بر آنها یا پاره پاره کردن، یا تغییر دادن آنها به صورتی که معنایشان هنگام قرائت فهمیده نشود جایز است.
ج: اگر بعد از تغییر، قرآن و اسم خدای متعال بر آن صدق نکند اشکال ندارد.
استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۳، س‏۳۰۵


اینجانب یکی از ایرانیان خارج از کشور هستم که هرچند وقت یک بار روزنامه‌های ایران برایم فرستاده می‌شود و مقدار زیادی از آنها را جمع کرده‌ام و چون آیات قرآن در آنهاست، نمی‌دانم آنها را چه کنم، آیا می‌توانم آنها را به دور بریزم و یا این که در دریا بیندازم.
ج: اگر در آنها آیات قرآنی و اسماء محترمه باشد باید طوری آنها را از بین برد - در صورت لزوم - که هتک نباشد، مثل به دریا ریختن.
استفتائات، ج‏۱، ص‏۱۱۵، س‏310.
در روزهای جمعه و در صف جماعت دیده می‌شود که بعضی از برادرها روزنامه می‌آورند و روی آن می‌نشینند و نماز می‌خوانند و مسلماً در روزنامه آیات قرآن یا اسم خدا یا کلمه (الله) یا اسم ائمه(ع) می‌باشد آیا نماز صحیح است یا خیر.
ج: تا یقین به هتک و بی احترامی نداشته باشند نمازشان اشکال ندارد و بر دیگران لازم نیست به آنها بگویند.
استفتائات، ج‏۱، ص‏۲۷۱، س‏454.
۱۱- انتشار تهمت به افراد

انتشار تهمت، توهین و انتساب اعمال ثابت نشده به افراد در رسانه‌ها با هدف تخریب افراد چه حکمی دارد، مسوولیت شرعی چنین اقدامی برعهده کیست؟ اگر در رسانه‌ای چنین شود راه اعاده حق الناس چیست؟
پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
هرگونه اقدام به تخریب اشخاص حرام است و تمام کسانی که آن را انجام داده یا کمک کرده‌اند باید تعزیر شوند.
پاسخ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
کسانی که این اخبار را نشر می‌دهند مرتکب گناه و معصیت شده‌اند و باید جوابگو باشند خدای سبحان همه ما را از وساوس شیطان حفظ فرماید پاسخ آیت الله العظمی نوری همدانی:
در فرض سوال جایز نیست و باید آن را جبران نمایند.
http://andishehha.com/view/27203/ ایا دروغ تنها درگفتنی‌ها وشنیدنی هاست یااینکه درنوشته‌ها -علایم -تابلوها -آگهی‌ها وتصویر سازی‌ها هم مطرح است ؟
دروغ درنوشتار هم حرام است .

                  دفتر ایه الله مکارم کدرهگیری سوال ۹۳۰۳۰۹۰۱۹۲

۱۲-اخلال در مبانی اسلام درمطبوعات:


با توجّه به اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، که مقرّر می‌دارد: «نشریّات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر این که مخلّ به مبانی اسلام، یا حقوق عمومی باشد.» لطفاً بفرمایید:

الف) مقصود از «إخلال» و «مبانی اسلام» چیست؟ آیا مبانی اسلام به معنای احکام زیر بنایی است، یا ضروریّات دینی یا فقهی منظور می‌باشد، یا معنای دیگری دارد؟
ب) آیا طرح سؤال، یا برداشتهای جدید نسبت به مسائل اسلامی، اخلال محسوب می‌شود؟
ج) آیا میان طرح سؤال و برداشتهای جدید در مجلاّت علمی و تخصّصی، با طرح آنها در نشریّات عمومی فرقی هست؟
الف) منظور از «مبانی اسلام»، مسائل ضروری دینی است. خواه در مسائل اعتقادی باشد، مانند توحید و معاد و عصمت انبیا و ائمّه معصومین(علیهم السلام) و امثال آن، و خواه در فروع دین و احکام و قوانین اسلام، و خواه در مسائل اخلاقی و اجتماعی باشد، و منظور از «اخلال» هر کاری است که سبب تضعیف مبانی فوق، یا ایجاد بدبینی و شکّ و تردید نسبت به آنها شود، خواه از طریق درج مقاله باشد، یا داستان، یا عکس و کاریکاتور، و یا غیر آن.
ب) اگر منظور از سؤال، گرفتن جواب باشد، اخلال نیست. ولی اگر به منظور ایجاد شبهه در افکار مردم باشد، إخلال محسوب می‌شود. و منظور از برداشت، اگر صرفاً بیان یک احتمال علمی باشد که تحت مطالعه قرار گیرد، إخلال نیست; امّا هرگاه به طور قطع روی آن تکیه شود، یا به طوری نشر گردد که در تضادّ با مسائل ضروری اسلام محسوب گردد، اخلال به مبانی خواهد بود.
ج) بدون شک بین این دو تفاوت است. در نشریّات عمومی گاه ممکن است شکل إخلال به مبانی اسلام به خود بگیرد، ولی در نشریّات خصوصی این چنین نیست.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=135670&CatID=-2&GID=-2 ۱۳-نقد و بررسی افکار مخالفان برخی در بیان نظرات بسته عمل نموده، و فقط به نشر دیدگاه‌های خود بسنده می‌کنند. امّا عدّه‌ای برای تنویر افکار جامعه نظر دیگران را (اگر چه بی دین، یا ضدّ نظام باشند) گرفته، و آن را نقد نموده، و به نوعی تضارب آرا می‌کنند. با توجّه به سنّت ائمّه ما (همچون حضرت صادق(علیه السلام) و امام باقر(علیه السلام) و یارانشان در گفتگو با زنادقه و مانند آن) کدام روش به صلاح جامعه اسلامی است؟
مادام که طرح نظرات دیگران، و نقد و بررسی آن، سبب پیشرفت فکری و فرهنگی مسلمین است، باید از این روش استفاده کرد. و اگر در مواردی جنبه تخریبی پیدا کند، باید از آن پرهیز کرد.
۱۴-انتشار تفکرات التقاطی اشخاصی هستند که تفکّرات التقاطی و سوابق فکری مغایر با نظرات اکثریّت فقهای شیعه، و فقه حاکم بر نظام مقدّس جمهوری اسلامی (نظیر بحث ولایت فقیه) دارند. آیا می‌توان دیدگاه‌ها و نظرات آنها را در جامعه انتشار داد، تا مردم با شنیدن اقوال مختلف بهترین آن را انتخاب کنند؟ در صورتی که پاسخ منفی باشد، آیه شریفه (فَبَشِّرْ عبادِ * الّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَه) را چگونه تفسیر می‌فرمایید؟
این کار در صورتی که موجب بدآموزی نگردد، کار خوبی است. و این مشکل عمدتاً از طریق نحوه بیان مناسب نظرات مخالفین تأمین می‌شود، به این معنی که نظرات آنها به صورت موذیانه و مخرّب و تؤام با دروغ و تهمت و جوسازی بیان نگردد. البتّه باید توجّه داشت که مسائل مختلف است; بعضی از مسائل را می‌توان در سطح عموم مطرح کرد، و بعضی از مسائل باید در سطح حوزه و دانشگاه و محافل علمی مطرح گردد; زیرا احتیاج به آگاهی‌های تخصّصی دارد. به یقین اشتباه این دو دسته از مسائل به یکدیگر، سبب بروز مشکلاتی در سطح جامعه می‌گردد.
۱۵-انتصاب القاب زننده و موهن به دشمنان اسلام آیا انتساب القاب زننده و موهن، به دشمنان دین و انقلاب رواست؟
این گونه کارها، در شأن مؤمنان و علاقمندان به اسلام نیست.

۱۶-راه‌های مقابله با اخبار و تبلیغات دروغ دشمنان دشمنان ما در عرصه بین المللی به صورت دائم از طریق خبر، گزارش، تحلیل دروغ علیه ما تبلیغ می‌کنند، اگر ما هم مثل آنان عمل کنیم، چه تفاوتی با آنان داریم؟ آیا مجاز هستیم؟ حدّ آن چیست؟
لازم است از طریق صداقت و راستگویی اخبار را منعکس کنیم، و مراقب توطئه‌های آنها باشیم، و دروغهای آنها را افشا کنیم، و مطمئن باشید دروغ سرانجام فاش، و سبب بی اعتباری می‌شود.

۱۷- تبیین عبارت (مقدسات اسلامی) در قانون در برخی از قوانین جمهوری اسلامی از عبارت «مقدّسات اسلامی» استفاده شده، و احکامی بر آن بار شده است. برای روشن شدن این قوانین و دست یافتن به یک چهارچوبه شفّاف در سیاستهای فرهنگی، و پرهیز از افراط و تفریط، لطفاً به سؤالات زیر پاسخ دهید: الف) تعریف مقدّسات اسلامی چیست؟ آیا می‌توان برای آن معیاری تعیین کرد، و مصادیق مورد اختلاف را با آن معیار سنجید؟ ب) آیا مرجع تشخیص مقدّسات اسلامی عرف است، و با مراجعه به وجدان اهل عرف می‌توان مصادیق آن را شناخت، یا از اموری است که شناخت آن مستلزم خبرویّت و کارشناسی است؟ واضح است در صورت اوّل، هیأت منصفه دادگاه‌های رسیدگی کننده به جرایم مطبوعاتی، به عنوان نمایندگان افکار عمومی، صلاحیّت تشخیص مقدّسات اسلامی را خواهند داشت، و در صورت دوّم، ارجاع امر به کارشناس یا کارشناسان ضرورت خواهد داشت. لکن این سؤال مطرح است که درصورت دوّم، چنانچه موضوع، بین کارشناسان اسلامی مورد اختلاف باشد، تکلیف چه خواهد بود؟ ج) آیا انتقاد از احکام و مفاهیم قرآن و عترت، یا سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام)، از مصادیق اهانت است؟ آیا نقد و بررسی آیات، روایات، سیره و احکام فقهی بر اساس روشهایی غیر از اسلوب متداول میان علمای دین، نوعی اهانت است؟ اصولا نقد و بررسی این گونه امور در چه صورت اهانت به مقدّسات تلقّی می‌شود؟ و در هر صورت، سوء نیّت منتقد، یا عدم قصداهانت وی، چه تأثیری در این امر دارد؟
الف) البتّه تعبیر به مقدّسات اسلامی در هر مورد با ملاحظه قرائن موجود در کلام ممکن است تفسیر خاصّی داشته باشد; ولی معمولا هنگامی که این تعبیر گفته می‌شود، اشاره به اموری است که در نظر همه دینداران محترم است; مانند «خدا»، «پیامبر(صلی الله علیه وآله)» «ائمّه هدی(علیهم السلام)»، «قرآن مجید»، «مساجد»، «کعبه»، «احکام مسلّمه اسلام»، و امثال آن. ممکن است در پاره‌ای از موارد، مقدّسات اسلامی معنای گسترده تری داشته باشد. ب) مرجع تشخیص، عرف افراد دین دار و آشنا به مسائل اسلامی است، و ممکن است در موارد پیچیده، نیاز به استفاده از نظر دانشمندان و علمای دینی نیز باشد. ج) اگر منظور از نقد و بررسی، ایراد به قانون و قانونگذار باشد، بی شکّ جزء مصادیق اهانت است، و اگر منظور، اشکال و ایراد به کسانی باشد که چنان حکمی استنباط کرده‌اند، و به تعبیر دیگر، استنباط زیر سؤال برود نه حکم الهی، مصداق اهانت به مقدّسات اسلامی نیست.
http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=135670&CatID=-2&GID=-2

عکس‌های بد حجاب در نشریه با توجه به این که گاهی اوقات در برخی از نشریات عکس‌های بدحجاب یا بی حجاب چاپ می‌شود؛ از این رو شایسته است نظر مراجع را در رابطه با حکم این مسئله همراه با پرسشی بیان کنیم.
استفاده از عکس زن‌های بدحجاب در نشریه برای نشان دادن زشتی این عمل چه حکمی دارد؟
پاسخ دریافتی از دفاتر مراجع به این شرح است:
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
اگر مستلزم مفسده و یا تحریک شهوت باشد، جایز نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
درفرض مسئله که عکس‌های مذکور منشاء ترتیب فساد و انحراف جوان‌های مسلمانان می‌باشند هرگونه نشر و خرید و فروش نگه داری آنها و نگاه کردن به آنها به این که معرض التذاذ و ریبه باشد حرام است. خداوند همه را از شرور و فتن آخر الزمان حفظ بفرماید.
http://islampedia.ir/fa


پانویس

  1. http://mansoordavoodi.persianblog.ir/post/182
  2. http://www.forums.mihandownload.com/thread61784.html
  3. http://www.farasa.net/elearning2/login.php?course=41&lang=fa
  4. http://rashedinphd.iran.sc/post/14
  5. .http://www.hengambook.ir/aboutbook/ISBN/lang/Fa
  6. http://encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=5338عبدالحسین آذرنگ
  7. کتابسرای پدرام
  8. مجله پژوهش وحوزه پاییز ۱۳۸۴ ش ۲۳و۲۴ از صفحه ۲۷۴تا۲۸۸
  9. کتاب دین،مقاله کتاب،فرهنگ،اسلام،ص۱۱،سال ۱۳۸۳
  10. علی‌بن حسن طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ترجمه: عبدالله محمدی و مهدی هوشمند، ص 281.
  11. مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۱۴۳
  12. فدایی عراقی، غلامرضا. کتاب و کتابخانه، ص ۴
  13. خبرگزاری کتاب ایران
  14. بیانات بازدید از پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (۱۷/۰۲/۱۳۷۱)
  15. ۱۳۹۰/۰۴/۲۹سایت رهبری
  16. صحیفه نور ج۸ص۲۵۷, ۲۵۸ و 259, 12/3/60.
  17. صحیفه امام، جلد۷ ، صفحه۵۳۵
  18. صحیفه امام، جلد۷ ، صفحه۵۳۸
  19. وزارت فرهنگ وارشاداسلامی
  20. مجله صنعت نشر سال ۸ شماره ۶۲ زمستان ۹۲ ص۲۰
  21. دیدار مسئولان کتابخانه‌های بزرگ ۲۹ تیرماه ۱۳۹۰
  22. دیدار دست‌اندرکاران هفته کتاب، 30/7/1375
  23. بیانات رهبر معظم در دیدار مسئولان کتابخانه‌ها و کتابداران‏۲۹/ ۰۴/ ۱۳۹۰
  24. دیدار جمعی از ناشران داخلی با رهبر انقلاب۱۳۷۸/۰۲/۲۸
  25. نشریه صبح صادق
  26. مصاحبه پس از بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب‏۰۵/ ۰۳/ ۱۳۷۷
  27. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
  28. مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما، پس از بازدید از سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران‏ - ۱۹/ ۰۲/ ۱۳۶۹
  29. حدیث ولایت، جلد چهارم، ص ۱۷۸-۱۷۶
  30. تفسیر نمونه ج ۱۱، ص 382.
  31. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ترجمه علی بن حسین زوا ئی،ج ۱، ص 14.
  32. دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی(صج ۳، ص 447.
  33. بیانات در دیدار با اعضای نویسندگان مسلمان، ۲۸ مهر ۱۳۷۰.
  34. بیانات در دیدار با اعضای شرکت‌کننده در گردهمایی نخستین دورهٔ شورای‌عالی بین‌المللی مجمع التقریب بین المذاهب الإسلامیة - ۰۱/ ۰۷/ ۱۳۷۰
  35. سایت اجلاس
  36. رجا نیوز
  37. http://mananashr.ir/fa/page/about/default.aspx
  38. خاطرات ۱۵ خرداد، بازار، دفتر سوم، علی باقری، ص 32.
  39. همان، ص ۷۲ و 75.
  40. رجوع شود به نشست جریان‌شناسی نشر، موزهٔ عبرت، ۱۳۹۱، سایت موزهٔ عبرت.
  41. خاطرات ۱۵ خرداد/ بازار، دفتر سوم، علی باقری، ۱۷۷ تا 179.
  42. قاسم تبریزی ؛ پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی/ انتهای متن
  43. سایت برهان
  44. فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، ج ۴، ص 4365.
  45. سوره تکویر، آیه 10.
  46. سوره عبس، آیه 22.
  47. صحیفه امام، ج ۱، ص 262.
  48. صحیفه امام، ج ۴، ص ۲۶۶
  49. صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۱۱۵ و 116.
  50. روح الله الموسوی الخمینی۱۵ نجف اشرف/۱۳ اسفند ۱۳۵۳/ ۲۰ صفر ۱۳۹۵
  51. صحیفه امام، ج۳، ص 397.
  52. روزنامه کیهان، شماره ۲۰۷۱۸ به تاریخ ۴/۱۲/۹۲، صفحه ۷ (ادب و هنر)
  53. صحیفه امام، ج۲۱، ص ۲۶۳
  54. صحیفه امام، ج۲۱، صص ۴۳۵ و 436.
  55. روزنامه کیهان، شماره ۲۰۷۱۲ به تاریخ ۲۷/۱۱/۹۲، صفحه ۷ (ادب و هنر)
  56. دیدار دست اندرکاران هفته کتاب، 30/7/1375.
  57. دیدار دست اندرکاران هفته کتاب، 1375/7/30.
  58. دیدار دست اندرکاران هفته کتاب، 1375/7/30.
  59. دیدار دست اندرکاران برگزاری هفته کتاب، 1376/8/19 - روزنامه کیهان، شماره ۲۰۷۲۴ به تاریخ ۱۱/۱۲/۹۲، صفحه ۷ (ادب و هنر)
  60. سفینه البحار، ج ۲ ص ۸۴
  61. سفینه البحار، ج ۲، «طعم»، ص‏ 84.
  62. غررالحکم و دررالکلم، تحقیق: میرسیدجلال‌الدین محدث ارموی، ح 4167.
  63. ابن منظور، محمد بن مکرم، ‏لسان العرب، ج ‏۱۱، ص ۳۹۰، دار صادر، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۱۴ ق.‏
  64. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، ص ۵۰۹، دارالعلم الدار الشامیة، چاپ اول، دمشق - بیروت‏، ۱۴۱۲ ق‏.‏
  65. بهجت، محمد تقی‏، جامع المسائل، ج ‏۲، ص ۳۹۹ و ۴۰۰، چاپ اول، قم- ایران‏.
  66. لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، کد: 3/100114155
  67. http://www.ijtihad.ir/ContentDetails.aspx?itemid=5
  68. http://makarem.ir/Question/ViewQuestion.aspx?lid=0&mid=135670&CatID=-2&GID=-2
  69. قرائتی، محسن‏، تفسیر نور، ج ‏۱، ص ۲۸۰، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، چاپ یازدهم، ‏تهران، ۱۳۸۳ ش‏.
  70. تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۹۸، م۱۵
  71. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
  72. http://www.ijtihad.ir/ContentDetails.aspx?itemid=5
  73. ر.ک استفتائات امام (ره)، ج۲، ص۴۰، س۱۱۲
  74. http://www.ijtihad.ir/ContentDetails.aspx?itemid=5
  75. مجمع المسائل حضرت آیه‌الله گلپایگانی‏۱، ج ۲، ص ۱۳، سؤال ۱
  76. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
  77. http://ijtihad.ir/ContentDetails.aspx?itemid=5
  78. فصلنامه رهنمون، مدرسه عالی شهید مطهری، شماره ۲ و ۳، ۱۳۷۱، ص210.
  79. لطف الله صافی، فصلنامه رهنمون، مدرسه عالی شهید مطهری، شماره ۲ و ۳، صص 207- 209.
  80. امام خمینی(ره)، تحریر الوسیله، قم، دارالمکتبه العلمیه، ۱۴۰۸، ج۲، صص ۶۲۵ و 626.
  81. تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ص، ص ۵۹۶، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام، چاپ اول، ۱۳۷۹ هـ . ش.
  82. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج۲/۶۲۶، دارالتعارف بیروت.
  83. قانون حفظ حقوق مؤلفان، مصنفان و ناشران بعداً به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و به مرحلهٔ اجرا درآمد. و بر طبق فتوای امام خمینی نیز رعایت آن لازم می‌باشد.
  84. پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای