گلشن شعر
از پژوهشکده امر به معروف
شعر
-
عنوان شعر
- شاعر : بخشی از«حدیث منظوم معراج»
- موضوع : امر به معروف و نهی از منکر
گفت با فرزند لقمان حکیممشعل افروز صراط مستقیمکای پسر! نزد خدای بی نیازرستگاری گر به پا داری نمازامر بر نیکی کن و نهی از بدیتا شوی مقبول ذات سرمدیبنده ی آگاه با پرهیز باشبر مصیبتها شکیبا نیز باشهست در نزد خداوند غفوراین چنین اعمال «من عزم الامور»خواند ایزد مسلمین را درجهانبهترین امت میان مردمانبهترین امت از آن رو بوده ایمکه صراط راست را پیموده ایمهر نفس فرمان به نیکی داده ایمپای حرف خویشتن استاده ایمگمرهان را با نویدی چاره سازداشتیم از کار ناشایست بازتا که آوردیم ایمان بر خداداد ما را رتبه والاتر خداگفت مولانا علی روحی فداهآن به نفس خود مسلط پادشاهخالق سبحان که جان پرورده استلعن امتهای پیشین کرده استزان که آنان سخت بی باورشدندتارکان نهی از منکر شدندبا جهانی ادعای فهم و درکامر بالمعروف را کردند ترکگر به دنیا آمر و ناهی شویصاحب روح خدا خواهی شویکوشی اول در پی اصلاح خویشنفس را قانع کنی زالحاح خویشامر و نهی از فرد ناصالح خطاستچون که ناصالح به امرونهی خاستمی شود چوب گرانی بر سرشامر بالمعروف و نهی از منکرش... -
عنوان شعر
- شاعر :(سیّدمرتضی نوریخراسانی)
- موضوع : نماز و امر به معروف
برای حفظ قوانین محکم داوربرای جلب رضای خدا و پیغمبربرای کسب مشرف در میان بشربه این سه فرع بکوش ای برادر و خواهرنماز و امر به معروف و نهی از منکراگر که عاشق و دلبسته به قرآنیاگر که مؤمن مسئولی و مسلمانیازین سه حکم مپیچ سرآنیکه سربلند شوی نزد خالق اکبرنماز و امر به معروف و نهی از منکر - خیر-شر
- شاعر : م - طلوع
- موضوع : امر به معروف و نهی از منکر
اهل ستم و گناه و منکر شده ایمما خوب نگشتیم، که بدتر شده ایماز خیر ، ندیده ایم خیری انگارگفتند به ما بشر ولی شر شده ایم -
اشتباه
- شاعر : م - طلوع
- موضوع : امر به معروف و نهی از منکر
انگار که با گناه، الفت داریمبا منکر و اشتباه، الفت داریماز این همه رنگ های زیبا، تنهابا قهوه ای و سیاه، الفت داریم -
ما - خدا
- شاعر : م - طلوع
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
ای کاش دل از راه خطا بر گردداز هرزگی و جور و جفا بر گرددعمری ست من و دل از خدا برگشتیمای وای اگر خدا از ما بر گردد -
بد، بد، بد
- شاعر : م - طلوع
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
از بس به گناه و فسق مایل شده ایمخود،بین خدا و خویش حائل شده ایمتا دیده به روی خوب و خوبی بستیمبد سیرت و بد صورت و بد دل شده ایم -
امر به معروف
- شاعر : ...........
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
بیا با امر بر معروف کردنبه فرهنگ شهادت آشنا شوبه نهی از منکر این کار خداییخدا را جستجو کن با صفا شو -
امر به معروف و کربلا
- شاعر : ...........
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
مبادا بی طرف یا بی تفاوتهمه معروف و منکر واگذاریمیان کربلا باشی ولیکنامام خویش را تنها گذاری -
امر به معروف و شهیدان
- شاعر : ...........
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
قیام نینوا گویند بوده استبرای نهی از منکر عزیزانپی امر به معروف آن شهیدانهمه دادند بر معشوق خود جان -
امر به معروف
- شاعر : ...........
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
اگر هستی ولی با ور مباداشوی غافل ز امر و نهی ،ای دوستچو غافل گردی از امر به معروفکند منکر ز مغزت عاقبت پوست -
طریق عشق
- شاعر : ...........
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
طریق عشق بی رنج و بلا نیستمخور غم عاقبت پیروز گردیاگر چه شب اگر چه تیرگی هستیقین دان با ولایت روز گردی -
جايگاه امر به معروف
- شاعر : جواد محدثی
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
اين عمل بود سرّ كار حسيندر جهان عز وافتخار حسينبا صراحت نمود او اعلامكه چه راهي نكوست در اسلامهر كسي مدّعي اسلام استكارهايش بدون ابهام استپيرو مكتب رسول خداستبيگمان گوشه دلش اين جاستمعتقد بود آن كه در اين راهبهر يك مشت امّت گمراهنيست از اين فريضهاي برترامر به معروف ونهي از منكرليكن از خويشتن نمود آغازبا عمل كرد اين سخن را سازسر نيفكند او به پاي يزيدگام ننهاد در سراي يزيدراه گفتار بر يزيد نداددست بيعت بدان پليد نداداز براي دو روزة دنيامتوسل نشد به ريب وريابود همواره پيرو يزدانپيرو دين وتابع قرآنبهر دنيا كه او نكرد قيامتا رود از براي كسب مقاميك رسالت به شانة خود داشتكه به فرمان ايزدي برداشت -
سرت را گج نکن
- شاعر : .................
- موضوع :امر به معروف و نهی از منکر
سرت را کج نکن برگرد؛برگردنمی خواهم که باهم قهر باشیمنمی خواهم که تخم کینه ها رادر درون قلب یکدیگر بپاشیماگر بد کرده ام ، باید ببخشیسلام و دوستی عیبی ندارداگر بد بوده ای می بخشمت مندو همدردِ جدا ، معنی ندارداگر تنها بسوزی شعله ای نیستاگر تنها بسوزم نیست آتشبیا با هم یکی باشیم؛ یعنی:من وتو شعله ای باشیم سرکشمن وتو هیزم یک باغ هستیمبیا باز هم با هم بسوزیمبیا تا پاره های قلبمان رابه هم با سوزن آتش بدوزیم







