گلشن داستان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
داستان

در حال تکمیل است

  • بهلول و تخت پادشاهی
    بهلول

    ...........................

    • روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند......|ادامه مطلب
  • مسجد بهلول
    بهلول

    ...........................

    • داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده و به همان عالم دیوانگى............|ادامه مطلب
  • نهی از منکر هم کلاسی
    نهی از منکر هم کلاسی

    ..........................

    • تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل و غش بود.با اینکه از حجابش خوشم میومد، اما تنبلی می کردم......|ادامه مطلب
  • عبدالکریم حائری و جای بوسه
    عبدالکریم حائری و جای بوسه

    ..........................

    • یک نفر ریش تراشیده خدمت حاج شیخ عبدالکریم حائری می‌آید، حاج شیخ عبدالکریم جای آن تیغ‌ها را می‌بوسد و می‌گوید خواهش دارم جای بوسه من را دیگر تیغ نزن او قبول می‌کند