فرهنگ مصادیق:حفظ بیت المال
۱. عن النبی - صلی الله علیه و آله - : خمسة لعنتهم و کل نبی مجاب الزائد فی کتاب الله و التارک لسنتی و المکذب بقدر الله و المستحل من عترتی ما حرم الله و المستأثر بالفیء المستحل له.
[۱]
رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: پنج کس اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوهای، آنان را لعنت کرده است: آن کس که در کتاب خدا، آیهای را زیاد گرداند و کسی که سنت و روش مرا رها کند و کسی که قضا و قدر خدا را تکذیب کند و کسی که حرمت عترت مرا که خدا واجب فرموده نگه ندارد، و کسی که اموال عمومی را به خود منحصر سازد و (تصرف در) آن را (به نفع خود) حلال شمارد.
۲. قال الامام علی - علیه السلام - : و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته، فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل، فالجور علیه أضیق.
[۲]
امام علی - علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند! اگر ببینم آنچه را (عثمان بیهوده از بیت المال، به این و آن) داده، حتی اگر مهر زنان یا بهای کنیزان شده باشد، آن را باز میگردانم، زیرا، عدالت، گشایش میآورد و آن کس که عدالت بر او گران آید، ظلم و ستم بر او گران تر خواهد بود.
۳. قال الإمام علی - علیه السلام - : جود الولاة بفیء المسلمین جور و ختر.
[۳]
حضرت علی - علیه السلام - فرمود: بخشش (نا به جای) حکمرانان از اموال عمومی مسلمانان، ستم و خیانت است.
۴. قال الإمام علی - علیه السلام - : یا صفراء و یا بیضاء غری غیری، المال یعسوب الظلمة و انا یعسوب المؤمنین.
[۴]
امام علی - علیه السلام - (پس از فتح بصره، گروهی از قاریان و خزانه داران را فرا خواند و دستور داد درهای بیت المال را گشودند. امام با دیدن آن اموال) فرمود: ای زردها و ای سپیدها (طلاها و نقرهها) غیر مرا بفریبید، مال پیشوای ستمگران است و من پیشوای مؤمنان.
۵. قال الامام علی - علیه السلام - : لیس لک أن تفتات فی رعیة و لا تخاطر إلا بوثیقة و فی یدیک مال من مال الله عز وجل و أنت من خزانه حتی تسلمه إلی.
[۵]
امام علی - علیه السلام - (به یکی از کارگزاران خود) فرمود: حق نداری به دلخواه خویش به مردم چیزی بگویی و بدون دستور به کارهای دشوار اقدام ورزی! در دست تو، مالی از اموال خداوند عز و جل است و تو یکی از خزانه داران اویی تا آن را به دست من بسپاری.
۶. قال الإمام الصادق - علیه السلام - : ما بلی الله العباد بشیء أشد علیهم من إخراج الدراهم.
[۶]
امام صادق - علیه السلام - فرمود: خداوند، بندگان را به چیزی سخت تر از پرداخت مال، امتحان نکرده است.
۷. قال الامام علی - علیه السلام - : فلا یکن حظک فی ولایتک ما لا تستفیده و لا غیظا تشتفیه و لکن إماتة باطل و احیاء حق.
[۷]
امام علی - علیه السلام - (طی نامهای به ابن عباس) فرمود: بهره تو از حکومت نباید مالی باشد که از آن استفاده کنی و نه غیظ و خشمی که با امر و نهی شفا یابد. بلکه باید هدف تو نابودی باطل و زنده داشتن حق باشد.
۸. قال الامام علی - علیه السلام - : ایاک و الاستئثار بما الناس فیه أسوة ... .
[۸]
امام علی - علیه السلام - (خطاب به مالک اشتر) فرمود: بپرهیز از انحصار طلبی در چیزهایی که همه مردم در آنها برابرند.
۹. قال الامام علی - علیه السلام - : فانما غرک من نفسک و جرأک علی آخرک املاء الله لک، اذ ما زلت قدیما تأکل رزقه و تلحد فی آیاته و تستمتع بخلافک و تذهب بحسناتک.
[۹]
امام علی - علیه السلام - (در نامهای به اشعث والی آذربایجان) فرمود: تنها چیزی که تو را از جانب نفست مغرور ساخته و بر دیگران جرأت یافتی، مهلت خدا به تو است، زیرا، تو از قدیم روزی خدا را میخوری، اما نسبت به آیات و نشانههای او انکار و الحاد میورزی و از نصیب و بهره خود استفاده میکنی و تا به امروزت نیکیهای خود را از بین بردهای. هرگاه فرستاده من، این نامه مرا به تو داد، به سوی ما بیا و آنچه از اموال مسلمانان نزد تو میباشد، همراه خود بیاور! ان شاء الله.
۱۰. قال أمیر المؤمنین - علیه السلام - : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور؟ لا، و الله لا أفعل ما طلعت شمس و (ما) لاح فی السماء نجم. (و الله ) لو کانت أموالهم لی لواسیت بینهم، فکیف و انما هی أموالهم!
[۱۰]
امیر المؤمنین - علیه السلام - فرمود: آیا مرا میگویید که پیروزی را از راه ستم بجویم؟! نه، به خدا سوگند تا خورشید میتابد و ستارهای در آسمان میدرخشد، دست به چنین کاری نمیزنم. به خدا سوگند اگر این اموال از خودم بود، هر آینه مساوات را در میان آنان مراعات میکردم، چه رسد به این که مال خودشان است (بیت المال).
۱۱. قال الامام علی - علیه السلام - : لیس المسلم بالخائن إذا ائتمن، و لا بالمخلف و إذا وعد، و لا بالکذوب اذا نطق. نحن أهل بیت الرحمة، و قولنا الحق، و فعلنا القسط و منا خاتم النبیین ... .
[۱۱]
امام علی - علیه السلام - فرمود: مسلمان در امانت خیانت نورزد و در وعده، تخلف نکند و در سخن، دروغ نگوید. ما خاندان رحمت ایم، گفتار ما، حق و کردار ما، عدل است. خاتم پیامبران از ماست و پیشوایان اسلام و امینان کتاب خدا، در میان مایلند. شما را به سوی خدا و پیامبرش و جهاد با دشمن اش و سختگیری و پایداری در امرش و طلب خرسندی اش، و بر پایداری در نماز و پرداخت زکات و (به جا آوردن ) حج خانه خدا و روزه ماه رمضان و پرداخت کامل فیء (غنائمی که بدون جنگ و درگیری از کفار به دست مسلمانان میافتد) به اهل اش دعوت میکنیم ... .
۱۲. کتب أمیر المؤمنین - علیه السلام - الی عماله: أدقوا أقلامکم و قاربوا بین سطورکم و أحذفوا عنی فضولکم و اقصدوا قصد المعانی، و ایاکم و الاکثار فان أموال المسلمین لا تحتمل الاضرار.
[۱۲]
امام علی - علیه السلام - برای کارگزاران اش نوشت: قلمهای خود را نازک کنید و سطرها را نزدیک به هم گیرید و زیادتی کلمات را حذف کنید و مقاصد و منظورها را در نظر بگیرید! بر حذر میدارم شما را از پر نویسی، زیرا اموال مسلمانان نمیتواند این گونه خسارتها را تحمل کند.
۱۳. کتب الامام علی - علیه السلام - (إلی بعض عماله): أما بعد. فقد بلغنی عنک أمر، ان کنت فعلته فقد اسخطت ربک و عصیت امامک، و اخزیت امانتک. بلغنی أنک جردت الارض فأخذت ما تحت قدمیک، و اکلت ما تحت یدیک ... .
[۱۳]
امام علی - علیه السلام - (به یکی از کارگزاران اش) نوشت: اما بعد، دربارهٔ تو به من خبری رسیده است، اگر چنین کرده باشی، همانا که خدای خویش را به خشم آورده و از فرمان پیشوای خود سرباز زده و در امانت، کار به رسوایی کشاندهای، مرا گفتهاند که (به ستم)، زمین را از بار و بر، تهی ساختهای و چیزهای زیر پای مردمان (باغ و بستانشان) را گرفتهای و اموالشان را خوردهای. اینک، حساب خود را نزد من بفرست و بدان که حساب خواهی خدا از حساب رسی آدمیان، عظیم تر است. و السلام.
۱۴. قال أمیر المؤمنین - علیه السلام - : ما با لکم! لا سددتم لرشد! و لا هدیتم لقصد! أ فی مثل هذا ینبغی لی أن أخرج؟ و إنما یخرج فی مثل هذا رجل ممن أرضاه من شجعانکم و ذوی بأسکم، و لا ینبغی لی أن أدع الجند ... .
[۱۴]
(امام علی - علیه السلام - سپاهی را به شام فرستاده بود و در صدد بود که سپاهی دیگر در پی آنها بفرستد. امام مردم را به جهاد بر میانگیخت و مردم، مدتی طولانی خاموش بودند.) امام علی - علیه السلام - فرمود: شما را چه میشود؟ به راه رشد توفیق نمییابید؟ به راه میانه رهبری نشوید! آیا در زمانی چنین، سزاوار است که من از شهر بیرون بروم؟ همانا در چنین هنگام باید مردی از دلیران و نیرومندان شما که من بپسندم، بیرون رود و سزاوار نیست که من لشکریان و شهر را و بیت المال و جمع آوری خراج زمین و داوری بین مسلمانان را واگذارم و رسیدگی به درخواستهای مطالبین را رها کنم و با دستهای در پی دستهای دیگر بیرون روم.
۱۵. قال الامام علی - علیه السلام - : ... ثم أسبغ علیهم الأرزاق، فان ذلک قوة لهم علی استصلاح أنفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم و حجة علیهم ان خالفوا أمرک أو ثلموا أمانتک ... .
[۱۵]
امام علی - علیه السلام - (پس از دستوراتی که در مورد گزینش کارگزاران حکومتی به مالک اشتر صادر کرد) فرمود: (وقتی آنان را این چنین برگزیدی) باید که روزی شان را فراخ گردانی، که این کار، آنان را به اصلاح خویشتن بسی نیرومند گرداند و از خوردن اموالی که در اختیار دارند بی نیاز سازد که هرگاه از فرمان تو سرپیچی کنند یا در امانت خیانت ورزند با آنان اتمام حجت شده باشد.
۱۶. قال امیر المؤمنین - علیه السلام - : ... و من استهان بالأمانة، و رتع فی الخیانة و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد أحل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا و هو فی الآخرة أذل و أخزی و ان أعظم الخیانة، خیانة الامة ... .
[۱۶]
امام علی - علیه السلام - (در نامهای به یکی از کارگزاران خود که برای جمع آوری زکات فرستاده بود)، فرمود: ... آن کس که امانت داری را خوار انگارد و در اموال مردم، به خیانت چرا کند و نفس و آیین خویش را از خیانت کاری، پاکیزه نگرداند، همانا در این سرا، خواری و ذلت بر خود روا داشته است و در آخرت، خوارتر و ذلیل تر از این سرا باشد و همانا بزرگترین خیانت، خیانت به ملت است و زشتترین دغل کاری، دغل کاری با پیشوایان.
۱۷. کتب الامام علی - علیه السلام - : و انی أقسم بالله قسما صادقا، لئن بلغنی أنک خنت من فیء المسلمین شیئا صغیرا أو کبیرا، لأشدن علیک شدة تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر، ضئیل الامر. و السلام.
[۱۷]
(عبد الله بن عباس، از طرف امیر مؤمنان - علیه السلام - در بصره و نواحی اهواز و کرمان و ... سمت کارگزاری داشت. او، زیاد بن ابیه را که چندان هم خوشنام نبود، عامل بصره کرد). امام اعمال او را زیر نظر داشت و این نامه را برای او نوشت: به خدای سوگند، سوگندی راست! که اگر آگاه گردم که در مال مسلمانان، کم یا زیاد، خیانت ورزیدهای، چنان بر تو سخت گیرم که اندک مال و گران پشت از فاقه و خوار مایه گردی. و السلام.
۱۸. قال الامام علی - علیه السلام - : الله الله فی الطبقة السفلی ... و اجعل لهم قسما من بیت مالک.
[۱۸]
امام علی - علیه السلام - فرمود: خدا را، خدا را، در نظر بگیر دربارهٔ گروه فرودستان ... و آنان را از بیت المالی که در اختیار تو است، نصیبی بخش.
۱۹. قال الامام الصادق - علیه السلام - : ... ایاک أن تعطی درهما او تخلع ثوبا او تحمل علی دابة فی غیر ذات الله لشاعر أو مضحک أو ممتزح الا أعطیت مثله فی ذات الله.
[۱۹]
امام صادق - علیه السلام - (به نجاشی والی اهواز) فرمود: ... بپرهیز از این که در غیر رضای خدا، به شاعری یا لطیفه گویی یا دلقکی، درهمی ببخشی، یا جامهای را از تن بیرون بیاوری، یا متاعی را بر چارپایی، حمل کنی و هدیه دهی، مگر آنکه همانندش را در راه خدا بخشش کنی.
۲۰. کتب امیر المؤمنین - علیه السلام - : بسم الله الرحمن الرحیم من عبد الله علی امیر المؤمنین الی عبد الله بن عباس اما بعد، فانظر ما اجتمع عندک من غلات المسلمین و فیئهم فاقسمه علی من قبلک حتی تغنیهم ... .
[۲۰]
امام علی - علیه السلام - (در نامهای به عبد الله بن عباس) نوشت: به نام خداوند بخشنده مهربان، از بنده خدا علی امیر مؤمنان به عبد الله بن عباس، اما بعد، بنگر آنچه را نزد تو جمع شده از غلات مسلمانان و درآمدها و غنایم متعلق به ایشان. پس آنها را بین افرادی که نزد تو هستند (و احتیاج دارند) تقسیم کن تا ایشان را بی نیاز سازی و باقی مانده آن را نزد ما بفرست تا بین کسانی که نزد ما هستند، تقسیم کنیم. و السلام.
۲۱. قال الامام الرضا - علیه السلام - : ... و البراءة من الذین ظلموا آل محمد علیهم السلام ... و البراءة من الناکثین و القاسطین و المارقین ... و البراءة من أهل الاستئثار ... .
[۲۱]
امام رضا - علیه السلام - فرمود: ... بیزاری از کسانی که به آل محمد علیهم السلام، ظلم روا داشتند ... و برائت از پیمان شکنان و منحرفان و مرتدان ... و برائت از ویژه سازان اموال عمومی مسلمانان بر خود، ... از شرایط اسلام راستین است.
۲۲. قال الامام علی - علیه السلام - : ... و لکننی آسی أن یلی أمر هذه الأمة سفهاؤها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحین حربا و الفاسقین حزبا.
[۲۲]
امام علی - علیه السلام - (در طی نامهای به اهل مصر) فرمود: ولی از این اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست بی خردان و نابکاران افتد، بیت المال را به انحصار در آورند، آزادی بندگان خدا را سلب کنند و آنها را بنده خویش سازند، با صالحان نبرد کنند و فاسقان را هم دستان خود قرار دهند.
۲۳. قال الامام الکاظم - علیه السلام - : ان الله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الا و قد قسمه و أعطی کل ذی حق حقه الخاصة و العامة و الفقرآء و المساکین و کل صنف من صنوف الناس ... .
[۲۳]
امام کاظم - علیه السلام - فرمود: همانا خدا، تمامی مالها را تقسیم کرده و حق هر مستحق را از خاصه و عامه و فقیر و مسکین و اصناف دیگر مردم را، به آنها داده است. سپس فرمود: اگر در میان مردم عدالت حکمفرما باشد، همه، بی نیاز شوند و باز فرمود: عدالت، از عسل شیرین تر است و عدالت را پیشه نکند، جز کسی که عدالت را خوب بداند.
۲۴. قال الامام الصادق - علیه السلام - : هیهات یا معلی أما و الله أن لو کان ذاک، ما کان الا سیاسة اللیل و سیاحة النهار و لبس الخشن و أکل الجشب ... .
[۲۴]
(معلی بن خنیس میگوید: روزی به امام صادق - علیه السلام - عرض کردم: نعمتهایی را که بنی عباس دارند بیاد آوردم و با خود گفتم: اگر این نعمتها برای شما میبود، ما هم با شما، در خوشی بودیم.) امام صادق - علیه السلام - فرمود: هیهات ای معلی! اگر چنین میبود (و ما حاکم بودیم) برای ما جز تدبیر شبانه و تلاش روزانه و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورش، چیزی نبود ... .
۲۵. قال الامام علی - علیه السلام - : ان هذا المال لیس لی و لا لک و انما هو فیء للمسلمین و جلب أسیافهم. فان شرکتهم فی حربهم، کان لک مثل حظهم و الا فجناة أیدیهم، لا تکون لغیر أفواههم.
[۲۵]
(عبد الله بن زمعة که شیعه مولا علی - علیه السلام - بود هنگام خلافت وی، به خدمت اش رفت و مالی از او درخواست کرد.) امام علی - علیه السلام - (در پاسخ) فرمود: همانا این مال، نه از آن من است و نه از آن تو، بلکه آن، غنیمت مسلمانان است. این مالی است که به ضرب شمشیر آنان، فراهم گردیده است. پس اگر در نبرد آنان شرکت داشتهای، سهمی به اندازه سهم آنان داری، اگر نه، میوه چیده شده به دست آنان، لقمهای برای دهانهای دیگران نیست.
۲۶. قال الامام علی - علیه السلام - : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور فی من ولیت علیه؟! و الله! لا أطور به ما سمر سمیر، و ما أم نجم فی السماء نجما. لو کان المال لی، لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله؟
[۲۶]
(وقتی به حضرت علی - علیه السلام - خرده گرفتند که چرا به کسانی که در اسلام، سابقه بیشتر دارند و در جنگها شرکت جستهاند و به آنان که دارای حسب و نسب عالی هستند، بیش از دیگران، از بیت المال، بخشش نمیفرماید)، امام علی - علیه السلام - فرمود: آیا به من میگویید تا از راه ستم کردن به کسی که مرا به او ولایت دادهاند، پیروزی به دست آورم؟ نه، به خدا سوگند! تا دهر باقی است و اختران در پی یکدیگر بچرخند، به چنین کاری نزدیک نگردم. اگر مال از من بود، همانا میان مردمان به مساوات پخش میکردم، چه رسد به این که مال، مال خدا است.
۲۷. قال الامام علی - علیه السلام - : یا شریح! لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، أو نقدت الثمن من غیر حلالک، فأذن أنت قد خسرت دار الدنیا و دار الآخرة.
[۲۷]
(شریح بن حارث، به فرمان امام - علیه السلام - به منصب قضا نشسته بود. روزی به حضرت علی - علیه السلام - خبر رسید که وی، سرایی به هشتاد دینار خریداری کرده است.) امام علی - علیه السلام - (وی را فرا خواند و) فرمود: ای شریح! مبادا که این خانه را با مال غیر خریده باشی و بهای آن را جز از مال حلال خود پرداخته باشی و گرنه هم در این سرا و هم در آن سرا، زیان کردهای.
۲۸. قال النبی - صلی الله علیه و آله - : کلا، و الذی نفس محمد بیده! ان شملته الآن لتحترق علیه فی النار، کان غلها من فیء المسلمین یوم خیبر.
[۲۸]
(مدعم، از خدمتکاران پیامبر - صلی الله علیه و آله - در یکی از جنگها، همراه وی بود. او، در آن جنگ، به تیر دشمن شهید گشت. مسلمانان، کنار پیکر او گرد آمده، میگفتند: بهشت بر تو گوارا باد! ولی پیامبر - صلی الله علیه و آله - سخنی نمیفرمود و خشمناک به نظر میرسید. حاضران، علت خشم را نمیدانستند که ناگهان) پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: نه هرگز، سوگند به خداوندی که جان محمد در دست اوست، روپوش او هم اکنون وی را در میان آتش شعله ور خود میسوزاند، چون او، آن روپوش را از فیء مسلمانان (بدون رعایت مقررات) در روز (جنگ) خیبر برداشته بود.
۲۹. قال الامام الحسین - علیه السلام - : ان الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، دعاء الی الاسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفیء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها.
[۲۹]
امام حسین - علیه السلام - فرمود: امر به معروف و نهی از منکر، آن است که: کافران را به اسلام دعوت کنی، حقوق ستمدیدگان را باز ستانی، با ستمگر به مخالفت برخیزی، غنیمتها و بیت المال را عادلانه بین اهل اش قسمت کنی، صدقات (زکات) را از آنجا که باید، بگیری و در آنجا که باید، مصرف کنی.
۳۰. کتب أمیر المؤمنین - علیه السلام - : ... و لئن کان ما بلغنی عنک حقا، لجمل أهلک و شسع نعلک خیر منک ... .
[۳۰]
امیر المؤمنین - علیه السلام - (بعد از خیانت «منذر بن جارود» در ولایت فارس، به وی) نوشت: ... اگر آنچه که از خیانت تو، به من رسیده است، درست باشد، شتر اهل ات و بند کفش ات، با ارزش تر از تو است.
۳۱. قال الامام الصادق - علیه السلام - : أهل الاسلام، هم أبناء الاسلام اسوی بینهم فی العطاء و فضائلهم بینهم و بین الله. أجعلهم کبنی رجل واحد، لا یفضل أحد منهم لفضله و صلاحه فی المیراث علی آخر ضعیف منقوص ... .
[۳۱]
(حفص بن غیاث میگوید: شنیدم که از امام صادق - علیه السلام - دربارهٔ تقسیم بیت المال پرسیدند)، امام صادق - علیه السلام - فرمود: اهل اسلام، فرزندان آن محسوب میشوند، در امکانات بیت المال، من برابرشان میدانم. امتیازات معنوی آنان بین آنها و خدا محاسبه میشود. (لذا) همانند فرزندان یک نفر که فضیلت و صلاحیت، سبب فزونی ارث بردن یکی بر دیگری که ضعیف و ناقص است نمیشود، (مسلمانان نیز، این چنین هستند). حضرت در ادامه فرمود: پیامبر - صلی الله علیه و آله - در آغاز اسلام، چنین رفتار میکرد ولی دیگران (غیر ما اهل بیت) گفتند: ما، برخی را بر اساس سابقه بیشتر در اسلام، از نظر عطای بیت المال امتیاز میبخشیم.
۳۲. قال النبی - صلی الله علیه و آله - : ما من غریم ذهب الی و ال من ولاة المسلمین و استبان للوالی عسرته، الا برء هذاالمعسر من دینه و صار دینه علی والی المسلمین فی ما بین یدیه من أموال المسلمین.
[۳۲]
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر بدهکاری که نزد حاکمی از حاکمان مسلمانان برود و فقر و ناچاری وی، برای والی روشن شود، بدهکاری او، بر عهده حاکم مسلمانان نهاده میشود و او از اموال عمومی، قرض آن شخص را پرداخت میکند.
پانویس
- ↑ «الکافی، ج 2، ص 293».
- ↑ «نهج البلاغه، خطبه 15».
- ↑ «میزان الحکمه، ج 10، ص 745».
- ↑ «الجمل، ص 154».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 6».
- ↑ «بحار الأنوار، ج 70، ص 139».
- ↑ «بحار الأنوار، ج 40، ص 328».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 53».
- ↑ «نهج السعاده، ج 4، ص 87».
- ↑ «امالی مفید، ص 193».
- ↑ «امالی مفید، ص 259».
- ↑ «بحار الأنوار، ج 76، ص 49».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 40».
- ↑ «نهج البلاغه، خطبه 119».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 53».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 26».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 20».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 53».
- ↑ «وسائل الشیعه، ج 12، ص 150».
- ↑ «بحار الأنوار، ج 32، ص 401».
- ↑ «عیون أخبار الرضا - علیه السلام -، ج 2، ص 126».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 62».
- ↑ «الکافی، ج 2، ص 495».
- ↑ «الکافی، ج 2، ص 273».
- ↑ «نهج البلاغه، خطبه 232».
- ↑ «نهج البلاغه، خطبه 126».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 3».
- ↑ «سیره ابن هشام، ج 3، ص 354».
- ↑ «تحف العقول، ص 270».
- ↑ «نهج البلاغه، نامه 71».
- ↑ «وسائل الشیعه، ج 11، ص 81».
- ↑ «مستدرک الوسائل، ج 2، ص 491».







