فرهنگ مصادیق:شاه کلید حیله‌های شیطان

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۸ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

پرش به: ناوبری، جستجو
شاه کلید حیله‌های شیطان

مقدمه

تسویف کلید کیدهای شیطان برای بازداشتن از رشد و تکامل انسان است. کلیدی که شیطان با وعده‌های بی‌اساس کار خیر را به تأخیر می‌اندازد. در کلمات نورانی امام علی(علیه السلام) آمده است که فریب خدعه‌ها و نیرنگ‌های شیطان را نخورید که او درصدد است تا شما را به تسویف بکشاند، چرا که او در کمین هلاکت و نابودی شماست.

تسویف، آفت موفقیت

یکی از موضوعاتی که در کلمات اهل‌بیت(علیهم السلام) و همه بزرگان این خاندان مورد تأکید و ترغیب قرار گرفته، مسأله غنیمت شمردن فرصت‌هاست. آدمی مقاصدی دارد که در هر شرایطی نمی‌تواند در پی تحقق آن‌ها اقدام نماید؛ یعنی برای هر کاری فرصت مناسب را باید جستجو نمود و شرایط خاصی باید فراهم گردد تا بتوان برای آن اقدام کرد.

همگی می‌دانیم که جوانی همیشه باقی نمی‌ماند، اما به گونه‌ای رفتار می‌کنیم که گویا همیشه جوان خواهیم ماند. توجه نمی‌کنیم که روزی پیر می‌شویم و این قوا از دست می‌روند و نخواهیم توانست کار مورد نظر خود را انجام دهیم. گاه آن‌چنان غافلیم که دیگران هم هرچه می‌گویند چندان اثر نمی‌کند و فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهیم. واقعیت آن است که ما از وجود نعمت‌های بی‌پایانی که در اختیار داریم، غافلیم و توجه کافی به زمان، مکان و شرایط موجود نداریم تا بدانیم چه ذخیره‌ای از امکانات و چه گنجینه‌ای از نعمت‌های الهی را در اختیار داریم تا از آن‌ها استفاده کنیم. موقعی به وجود آن‌ها پی می‌بریم که آن‌ها را از کف داده‌ایم؛ مثلا تا زمانی که در حوزه یا دانشگاه هستیم و اساتید بزرگوار، مجرّب، دانشمندان، مربیان وارسته اخلاق و امکانات تحصیل و تهذیب فراهم است، به وجود ذی‌قیمت آن‌ها پی نمی‌بریم و یا گمان می‌کنیم که این فرصت همیشه باقی است و آن را به وقت‌های آتی حواله می‌دهیم؛ ولی ناگهان متوجه می‌شویم که فرصت از کف رفته است. اهمیت فراوان این مطلب و شدّت اهتمام دین مقدس اسلام باعث شده است تا با تعابیر مختلف در روایات شریف روی این مسأله تأکید شود که فرصت‌ها را غنیمت بشمارید که مثل ابر می‌گذرند: اَلْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ .[۱].

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در یک جمله کوتاه و پرمعنا می‌فرماید: بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّةً؛ تا فرصت هست از شرایط برای تکامل خودت استفاده کن، اگر از آن استفاده نکنی فردا غصه خواهی خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل می‌شود . قبل از این که این فرصت از دست برود و به خاطر سپری شدن آن، مبتلا به غم و اندوه شوی آن را غنیمت بشمار!

اگر اصلی‌ترین کار برای طلبه و دانشجو به بهانه‌های مختلف به تأخیر افتد؛ روزی به بهانه دلتنگی، روز دیگر به بهانهٔ وضعیت نابسامان اقتصادی و یک روز نیز به بهانه نامطلوب بودن شرایط مطالعه و ...، و بالاخره با امید به این که یک روز مشکلات و معضلات حل می‌شود و دلتنگی‌ها برطرف می‌گردد و امور اقتصادی سامان می‌یابد؛ فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد و عاقبت چاره‌ای جز خارج شدن از حوزه و دانشگاه با دست خالی را ندارد

معمولا شیطان با القای افکار باطل که در ظاهر حکمت‌آمیز است، انسان را فریب می‌دهد؛ چون علم شیطان نه تنها کمتر از علم ما نیست؛ بلکه اگر علم صدها نفر را روی هم بگذاریم به اندازه علم ابلیس ملعون نمی‌شود. شیطان شش هزار سال قبل از حضرت آدم در این دنیا زندگی می‌کرد و هم‌اینک نیز زنده است و از همه تجربیات خود و دیگران استفاده می‌کند؛ لذا شیطان از همه ما عالمتر است و راه‌های مختلف اغوای دیگران را خیلی خوب می‌داند. گمان مبرید که ما خیلی زرنگ هستیم و حتماً می‌توانیم در مقابل شیطان مقاومت کنیم و فریب نخوریم. او از ما بسیار استادتر است و گاهی افراد را به وسیله کلمات به ظاهر حکمت‌آمیز فریب می‌دهد.

دوراندیشی اقتضا می‌کند که فرصت را غنیمت بشماریم و در همین لحظه تصمیم بگیریم و عمل مناسب این فرصت را انجام دهیم؛ چراکه که این فرصت دیگر تکرار نمی‌شود و به دست نمی‌آید. مبادا کار را پشت سر بیندازد و مسامحه کند که مِنْ سَبَبِ الحِرْمانِ التَّوانی؛ به تأخیر انداختن، موجب محرومیت انسان می‌شود. هرگز نمی‌توان این را صبر و حوصله و دوراندیشی نامید؛ بلکه مصداق تام و کامل سهل‌انگاری، تسویف و فریب‌خوردن از شیطان است.

تسویف؛ کلید کید شیطان

تسویف کلید کیدهای شیطان برای بازداشتن از رشد و تکامل انسان است. کلیدی که شیطان با وعده‌های بی‌اساس کار خیر را به تأخیر می‌اندازد. در کلمات نورانی امام علی(علیه السلام) آمده است که فریب خدعه‌ها و نیرنگ‌های شیطان را نخورید که او درصدد است تا شما را به تسویف بکشاند، چرا که او در کمین هلاکت و نابودی شماست.

لاتغتروا بالمنی و خدع الشیطان و تسویفه فإن الشیطان عدوکم، حریص علی أهلاکم [۲]


امیرالمومنین با سرزنش کسانی که کار خیر را به موقع انجام نمی‌دهند، می‌فرماید: کل معالج یسأل الانظار و کل م?جل یتحلل بالتسویف؛ کسانی که فرصت ندارند، به دنبال فرصتند و از خدا مهلت می‌طلبند تا بندگی و عبادت کنند و کسانی که فرصت دارند، با بهانه جویی کار را به تأخیر می‌اندازند.[۳]

امام علی(علیه السلام) یکی از معضلات جامعه اسلامی را مبتلا شدن علما و دانایان به این بیماری می‌داند و می‌فرماید: جاهلان شما به مرض زیاده روی و عالمان شما به بیماری تسویف گرفتارند؛ جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف[۴]

این بیماری جامعه را از مرز اعتدال و توازن دور و به ورطه افراط و تفریط سوق می‌دهد.

کار را به وقت مناسب موکول کردن و به دنبال فرصت استثنایی و طلایی گشتن و بهانه تراشی در انجام عمل؛ بیماری است که در صورت شیوع آن جامعه به تعطیلی و تنبلی کشیده شده و در نتیجه به عقب‌ماندگی تمدن اسلامی منجر می‌شود. به عنوان نمونه اگر اصلی‌ترین کار برای طلبه و دانشجو به بهانه‌های مختلف به تأخیر افتد؛ روزی به بهانه دلتنگی، روز دیگر به بهانهٔ وضعیت نابسامان اقتصادی و یک روز نیز به بهانه نامطلوب بودن شرایط مطالعه و ...، و بالاخره با امید به این که یک روز مشکلات و معضلات حل می‌شود و دلتنگی‌ها برطرف می‌گردد و امور اقتصادی سامان می‌یابد؛ فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد و عاقبت چاره‌ای جز خارج شدن از حوزه و دانشگاه با دست خالی را ندارد. اما به راستی آیا روزی فرا خواهد رسید که از مشکلات و نابسامانی‌ها و دغدغه‌های ذهنی و فکری خبری نباشد؟! هرگز!!

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در یک جمله کوتاه و پرمعنا می‌فرماید: بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّةً؛ [۵]تا فرصت هست از شرایط برای تکامل خودت استفاده کن، اگر از آن استفاده نکنی فردا غصه خواهی خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل می‌شود

عمر من شد فدیهٔ فردای من وای از این فردای ناپیدای من

بیان حکایتی از حالات امیرمؤمنان پیشوای حق بین ما بیانگر اهتمام آن امام همام به راه نداشتن تسویف در سیره و زندگی اوست. در یکی از شب‌ها مال فراوانی را به محضرش آوردند، حضرت در همان لحظه فرمان تقسیم آن‌ها را داد. بعضی از کسانی که در دام تسویف گرفتار بودند، عرض کردند: یا امیرالم?منین! الان شب است، این کار را به فردا م?کول کن. امیرالم?منین علیه السلام که شتاب در امر خیر را نیکو می‌دانست، فرمود: آیا ضمانت می‌کنید که تا فردا زنده بمانم؟! در پاسخ گفتند: این امر به دست ما نیست. پس آن حضرت شمعی طلبید و شبانه خود اموال را تقسیم کرد و به صاحبانش که فقرا و ایتام بودند، رسانید.


پانویس

  1. نهج البلاغه، قصارالحکم، ش 21
  2. بحارالانوار، ج 81 ، ص 100.
  3. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1224، حکمت 227
  4. همان، ص 1223، حکمت 275.
  5. بحارالانوار، ج 41، ص 43.
منبع: سایت وبلاگ فارسی - تاریخ برداشت : 95/05/27