کتابخانه:پژوهشی در اسراف
محتویات
فصل دوم: انواع اسراف
انواع اسراف
در این قسمت از کتاب به شرح انواع اسراف میپردازیم و زمینههای مختلفی را که اسراف در آن واقع میشود، مورد بحث قرارخواهیم داد.
بخشهایی که در این قسمت گنجانده شده، از مهمترین بحثهای این مجموعه است؛ زیرا در آنها از موارد اسراف و حد و مرز آن در زمینههای گوناگون پرده برداشته و حدفاصل بین زیاده روی مذموم و مصرف معقول و مشروع تبیین میشود.
در طیّ این بحثها روشن خواهد شد که اسلام نه تنها با مصرف و بهره وری صحیح از امکانات مادّی مخالف نیست؛ بلکه عالیترین تشویقها را به استفاده به جا از مواهب طبیعی نموده است و نعمتهای الهی را عطیههایی میداند که برای رفاه حال بشر و تمتّع او، آفریده شده و در همین راستا خداوند بندگان خویش را از اسراف و تبذیر بر حذر داشته است، تا این مواهب الهی به جای تضییع و مصرف بیهوده، درجهت رفع نیازهای انسانهای مستمند - که آنها نیز دارای حق انتفاع و بهره مندی از این امکانات هستند - به کار گرفته شود.
انواع اسراف عبارتند از:.
۱. تبذیر؛.
۲. اسراف در اموال عمومی؛.
۳. تضییع اموال دیگران؛.
۴. اسراف در مخارج شخصی و خانوادگی؛.
۵. اسراف درانفاقهای مستحبّ.
بخش اوّل تبذیر
طرح بحث
در مورد (تبذیر) - که یکی از انواع اسراف است - تحت سه عنوان بحث خواهد شد: ابتدا موضوع اتلاف و نابود کردن مال، مورد بررسی قرار میگیرد که معمولاً آنچه ازاسراف در ذهنها مأنوس است، بیشتر همین جنبه از اسراف است. سپس به انفاقهای بی مورد، در امور به ظاهر خیریّه خواهیم پرداخت و چون چنین انفاقی عرفاً یا شرعاً بی فایده و هرز دادن مال است، در شمار اقسام تبذیر آمده است. و در نهایت، به انفاقهای بی مورد به افراد و انسانهایی که استحقاق و قابلیّت انفاق را ندارند - در صورتی که اعطای مال به آنها بهره عاقلانهای در پی نداشته باشد - خواهیم پرداخت.
۱. اتلاف مال
در بخش (واژه اسراف) گفته شد، یکی از مصادیق و موارد اسراف نابود کردن و از بین بردن مال است و چنانچه مال تلف شده، قابل اعتنا و به صورتی باشد که در عرف عام تضییع مال به حساب آید، قطعاً حرام و از معاصی کبیره خواهد بود؛ زیرا اهل لغت اتفاق دارند که نابود کردن مال و فاسد نمودن آن (تبذیر) است و مبذّر به بیان قرآن کریم همگام و برادر شیطان است.[۱].
بین شهید ثانی و صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالی علیهما - در مسألهای اختلاف نظر و فتواست و صاحب جواهر(ره) حرمت تبذیر را در آن مسأله، اساس استدلال خود قرار داده و به خوبی نظر شهید ثانی(ره) را ردّ مینماید.
مرحوم شهید در آن جا که شخصی دارای گوسفند و سگی بی آزار و مقداری آذوقه است که آن آذوقه تنها برای یکی از آن دو - سگ و گوسفند - کفایت میکند، میفرماید: باید غذا را به گوسفند بدهد؛ زیرا حفظ جان گوسفند مهمتر است. ولی صاحب جواهر(ره) در ردّ این نظریّه مینویسد:.
این فتوا قابل قبول نیست؛ بلکه ممکن است گفته شود خوراندن غذا به سگ اولویّت دارد؛ زیرا گوسفند قابل ذبح است؛ ولی سگ چنین قابلیّتی ندارد.[۲].
ولذا اگر غذا را به گوسفند بدهد موجب تلف شدن سگی است که ارزش مالی دارد.
تسلّط بر اموال
ممکن است برای خوانندگان گرامی این سؤال پیش آید که: خداوند به هر کس که مالی در اختیارش نهاده، اجازه داده است تا هر تصرفی بخواهد در مال خود بنماید. و نیز ازرسول اکرمْ روایت شده که: (إنّ النّاسَ مُسَلّطُونَ علی اَمْوالِهِمْ[۳]؛ مردم بر هر گونه تصرفی در اموال خویش آزادند.) در این صورت، آیا منع صاحب مال از تصرف اتلافی و محدود نمودن او منافات با این اصل مسلّم نخواهد داشت.
پاسخ این است: ذکر تسلّط در این حدیث شریف بدون هیچ گونه قیدی که مثلاً در چه مواردی این سلطه هست، با این که نبی اکرمْ درصدد بیان تمامی اقسام و انواع سلطه هاست، سرمنشأ دلالت روایت بر جمیع تصرّفات؛ حتی تصرف اتلافی شده[۴]؛ در صورتی که این حدیث قطعاً مقیّد به مواردی است؛ مانند موضوعاتی که حضرت صادق ژ در روایتی به عنوان تصرفات حرام بیان فرموده؛ مثل ربا، خرید و فروش مردار و خون و گوشت خوک و حیوانات و پرندگان وحشی و همچنین خرید و فروش شراب و عین نجس و هر آلت و وسیله لهو و یا هر تصرّفی که موجب تقویت کفر و باطل و سستی حق شود[۵] که مسلّماً انسان حق ندارد در این گونه موارد به تصرف دلخواه در مال خود دست بزند و از موارد استثنا در این روایت نبویّْ همین تصرفات اتلافی و نیز سایر انواع اسراف است.
کمترین مرتبه اسراف
در بعضی روایات، سخن از کمترین مرتبه اسراف به میان آمده و از آن نکوهش شده که چند مورد آن به عنوان نمونه ذکر میشود. در حدیث معتبری که پیش از این هم ذکر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.
میانه روی را خداوند دوست دارد و اسراف را حتی در دور انداختن هسته خرما که صلاحیت استفاده را دارد و نیز در دور ریختن زیادی آب نوشیدنی دشمن میدارد.[۶].
باز در روایت دیگری همان حضرت میفرمایند:.
خداوند فرشتهای دارد که اسراف در وضو را به منزله دشمنی با خداوند ثبت مینماید.[۷]
همچنین در حدیث معتبری (اسحاق بن عمار) میگوید:.
از امام صادق ژ دربارهٔ پایینترین مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بی رویه از جامهای که وسیله حفظ آبروی توست و دور ریختن زیادی ظرف غذا و انداختن هسته خرما به این طرف و آن طرف.[۸].
و نظیر این روایت روایتی است که قبلاً ذکر آن رفت و در آن، حضرت رضا - علیه آلاف التحیة والثناء - به دور انداختن نیمخورده میوهای اعتراض فرمودند و از آن نکوهش کردند.[۹] به این مضمون روایات دیگری هم هست که به کمترین درجه تضییع مال، عنوان اسراف داده است.[۱۰] دقت در این گونه روایات با توجه به زمان و مکان صدور آنها بیانگر نکتهای مهم در باب اسراف است که با ذکر مقدمهای به توضیح آن میپردازیم و آن، این است که:.
در بخش (واژه اسراف) روشن شد که اسراف و تبذیر در لغت، تضییع مال است و حتّی در بعضی روایات نیز به همین معنی تعبیر و تفسیر شده است[۱۱] و مال چیزی است که قابل معاوضه بوده و ارزش مبادلهای داشته باشد و به بیان دیگر (مال) به چیزی گفته میشود که مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحیح باشد بر خلاف (ملک) که شیئی قابل معاوضه و مبادله باشد یا نباشد - مانند دانهای گندم یا جو - عنوان ملک بر آن صادق است ولذا شیخ انصاری - رضوان اللّه تعالی علیه - فرموده است که مبادله و معامله چنین چیزی صحیح نیست؛ زیرا عنوان مال بر آن صادق نیست، گرچه احکام ملکیّت را داراست و بدین جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالکش جایز نیست.[۱۲].
پس از این مقدمه، دو اشکال به ذهن میآید:.
۱. این گونه روایات سخن از کمترین مرتبهای که اسراف بدان تحقق پیدا میکند، دارد و در آنها مواردی ذکر میشود که نمیتوان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن یاد کرد، در این صورت، دادن عنوان (اسراف) به این گونه موارد بر چه معیاری است.
۲. بنابر مفاد این روایات با القای خصوصیّت از موارد مذکور در آنها و جریان اسراف در سایر موارد مشابه باید بگوییم: حتی دور ریختن مثلاً یک هسته خربزه و یا هندوانه و نظایر آن نیز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پیامدهای آن میشود در صورتی که این گونه حکم کردن، مخالف سیره قطعی مسلمین و علمای اسلام است.
این دو اشکال برای مدتی در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به کثرت این گونه احادیث و معتبر بودن بعضی از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا این که به فضل الهی به آن موفق شدم و با این پاسخ، نکتهای نیز در باب اتلافهای جزیی روشن میشود، که در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، این است که اسراف - همان گونه که بیان شد - اتلاف و تضییع (مال) است؛ ولی صدق مال و عدم آن بر هر چیز تابع شرایط زمانی و مکانی آن است. ممکن است یک شیء خاص در زمانی و یا در نقطهای، ارزش مالی داشته باشد - و همان شیء در زمان و یا مکان دیگری دارای آن ارزش نباشد. بر همین اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نیز متفاوت است. به عنوان مثال یک لیوان آب، در کنار دجله و فرات و امثال آن از هیچ ارزش مالی برخوردار نیست، در حالی که همان مقدار در بیابان دور از آب و یا در خشکسالی، دارای ارزش است و همچنین برای هسته خرما در مثل بسیاری از سرزمینهای ایران کمترین ارزشی وجود ندارد، در صورتی که در کشوری مانند عربستان که هم میتوان از آن در کشت استفاده کرد و هم در ساختن نوعی آذوقه برای شتران از آن بهره برد، دارای ارزش مالی بوده و جزو مال محسوب میشود ولذا در روایاتی هم که در این خصوص آمده مواردی ذکر شده است که تمامی آنها با توجه به شرایط زمانی و مکانی صدور روایات، از مصادیق (مال) بودهاند و از بین بردن و ضایع نمودن آنها اسراف به حساب میآمده است. با این توضیح معلوم شد که:اوّلاً:
روایات با آنچه اهل لغت و تفسیر در معنای اسراف گفتهاند، منافاتی ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.
ثانیاً: القای خصوصیّت از موارد مذکور در روایات، به این معناست که معیار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در سایر موارد - صدق مالیّت است و اتلاف هر چیز جزیی در صورتی که عنوان مال داشته باشد؛ یعنی از ارزش مبادلهای برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غیر این صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.[۱۳].
در این جا تذکر این نکته لازم است که در ارزشیابی مثل آب، برق، گاز و نان در این زمان، نباید به پولی که دولت از مصرف کننده در مقابل آن وصول میکند توجه داشت؛ زیرا این گونه امور خدماتی هستند که دولت به مردم ارائه میدهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ میکند، با هزینه تمام شده برای خود او بسیار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظریه کارشناسان وزارت نیرو، روشن کردن یک لامپ صد ولتی در حدود صد دلار برای دولت هزینه در بر دارد و لذا نمیتوان گفت: مثلاً یک لیوان آب نسبت به کل آب بها ارزش مالی ندارد و یا روشن بودن یک لامپ در مدّت کم، دارای هزینهای نیست و همین طور یک قطعه نان نسبت به پولی که در مقابل یک نان پرداخت میشود، مالیّت ندارد؛ بلکه باید در محاسبه این امور، مجموع مخارجی که استخراج، تولید و توزیع آن با همه جوانبش بر دوش بیت المال و بودجه شخصی میگذارد، در نظر گرفت.
اتلاف و اضرار
نکته قابل توجّه دیگر در مورد آب و برق این است که: زیاده روی و به هدر دادن آن درزمانی مثل زمان ما که معمولاً محرومیت دیگران را در استفاده از آن به همراه دارد، اضافه بر این که اسراف است از جهت اضرار به غیر نیز حرام خواهد بود و در صورتی که بدانیم و حتّی احتمال قوی بدهیم که به هدردادن - حتّی مقدار اندکی از آن - وقتی با زیاده رویهای سایرین جمع شود، باعث محرومیت و زیان دیگران خواهد شد، این عمل گذشته از حرمت موجب ضمان نیز خواهد بود. شیخ انصاری - رضوان اللّه تعالی علیه - میفرماید:.
اگر مالکی در مال خود تصرف لغو وبی فایدهای بنماید، در صورتی که احتمال قوی بدهد که این تصرف موجب ضرر به انسانی غیر او شود، جایز نیست؛ زیرا در جواز این عمل، ضرر است بر دیگری، در حالی که منع نمودن صاحب مال از تصرف بیهوده باعث ضرر او نمیشود... فقهای شیعه حکم کردهاند: کسی که آتشی را بیش از اندازه نیازش بر افروزد و احتمال قوی به سرایت به اموال دیگران بدهد - اگر سرایت کند - ضامن است.[۱۴].
امام خمینی - رحمة اللّه علیه - نیز در پاسخ به استفتایی که از ایشان در این زمینه شده بود این گونه فرمودهاند: زیاده روی به نحو غیر متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.[۱۵].
۲. انفاق بی مورد در امور خیریّه
آن گونه که میدانیم، انجام کارهای عام المنفعه، مانند ساختن مسجد، تکیه و احداث پل، جاده، حمام و نظایر آن از بزرگترین مستحبات شرعی و دینی است؛ ولی باید توجه داشت که ارائه آنها به گونهای باشد که بر طرف کننده نیاز جامعه باشد، وگرنه ایجاد بناهای خیریّه با صرف مبلغ زیاد، در صورتی که مورد احتیاج نباشد، نوعی تبذیر و اسراف به حساب میآید.
شیخ صدوق - علیه الرحمه - از حضرت سجّاد ژ روایت میکند که فرمودند:.
همانا شخصی مال خود را در راه خیری مصرف میکند و از مسرفان به شمار میآید.[۱۶].
لذا همواره در احداث این گونه بناها، باید به ضرورت و مقدار احتیاج مردم به آن چیز توجه کرد و باید در نظر داشت که آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نیازها و احتیاجات مادی و معنوی جامعه، برای رضای خداست و هر عملی که بیشتر در این راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و این گونه نیست که تنها ساختن مسجد و یا حسینیه، انسان را به رضای الهی و ثواب آخرت برساند؛ بلکه باید گفت صرف پول و امکانات در این راه، بیش از حدّ لزوم، در صورتی که موجب تفرقه و اختلاف شود و یا جامعه به خاطر کمبود سایر مراکزی که بدان محتاجند و دولت توانایی تأمین تمامی آنها را ندارد، دچار زحمت و زیان شوند و یا کثرت بیش از اندازه لازم، زمینه وهن آن را فراهم سازد، این کار نه تنها رضایت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلکه در مواردی از موجبات غضب او نیز خواهد بود.خواهید گفت: تعمیر مساجد و اصلاح آن در آیه کریمه از اختصاصات مؤمنین شمرده شده[۱۷] پس چگونه میتوان احداث یک مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و یا آن را عملی نا به جا تلقّی کرد.
ولی باید توجه داشت که:.
اوّلاً:
طبق نظریّه بسیاری از مفسرین، مقصود از تعمیر در آیه شریفه، عبادت در مساجد و رفت وآمد بدان جا برای ذکر خداوند است.
ثانیاً:
به فرض این که تعمیر به همان معنای کارهای ساختمانی باشد، واژه تعمیر و عمارت غیر از احداث بناست؛ بلکه مفهوم آن بنا به فرمایش مرحوم طبرسی(ره) مرمّت و بازسازی خرابیهاست و این کار در هر حال پسندیده است؛ زیرا مخروبه ماندن مسجد ممکن است توهین به مسجد شمرده شود و یا باعث شود که حریم آن رعایت نشود ولی احداث بنا - چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود - معلوم نیست کار نیکی به حساب آید.
ثالثاً:
آیه کریمه، در مقام سلب صلاحیت کفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنین است؛ یعنی این که تنها مؤمنین باید در این شؤون وارد شوند و کفّار حق تصمیم گیری و دخالت ندارند و معنای آیه، این نیست که صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نیازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ایمان است. اگر چه روایاتی وارد شده و مضمون آنها این است که احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است[۱۸]؛ ولی اگر در آن احادیث دقت شود، معلوم میشود که مضمون آن با مسائل گذشته منافاتی ندارد و اضافه بر آن در بسیاری از روایات، رفع ضرورت و نیازهای جامعه اسلامی از بسیاری مستحبات مؤکد و پر ثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.[۱۹].
۳. انفاق بی مورد به دیگران
از موارد تضییع مال، انفاق بی جا در دادن مال به انسانی است که اهلیّت آن را ندارد و این عدم صلاحیّت یا از آن رو است که فرد گناهکاری است و دادن مال موجب تقویت او در انجام گناه میشود و یا به جهت این که آدم متمکن و ثروتمندی است و بذل و بخشش دیگری تأثیری در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، این عمل برای انفاق کننده هم هیچ بهره و فایده عقلایی به همراه نداشته باشد.
ابی مخنف ازدی - که گفته شده ازاصحاب امیرالمؤمنین ژ بوده - از آن حضرت این چنین نقل میکند:.
هر کس از شما مال و ثروتی دارد، باید از فاسد نمودن آن بپرهیزد؛ زیرا بخشش آن به کسی که سزاوار آن نباشد تبذیر و اسراف است و این کار موجب بلندی نام انفاق کننده در بین مردم میشود؛ ولی مقام او را نزد خداوند پایین میآورد و هیچ شخصی ثروت خود را به افراد غیر مستحق نداد؛ مگر این که خداوند او را از سپاسگزاری آنان محروم نمود و دلهای آنان را متوجّه غیراو ساخت و چنانچه در میان آنان کسی باشد که بخواهد به او خدمت و خیر خواهی نماید، همانا این عمل را همراه با چاپلوسی و دروغ و حیله همراه خواهد ساخت. اگر روزی پایش بلغزد و به کمک آنها نیاز پیدا کند، بدترین و پستترین دوستانند و هیچ کس مالش را به کسانی که اهلیّت آن را ندارند انفاق نکرد؛ مگر این که غیر از ستایش ظاهری انسانهای پست - آن هم تا وقتی از مال او بهره مند شوند - چیزی عایدش نگشت و ثناگویی انسانهای نادان، که فلانی شخص بخشندهای است؛ در حالی که او در پیشگاه پروردگارش بخیل به حساب آید، چه نتیجهای دارد و این عمل چه خسران آمیز و زیانبار است! وچه نصیبی از این کمتر!.
پس اهل ثروت باید مال خویش را در راه (صله رحم) و کمک به خویشاوندان، مهمان نوازی و پذیرایی از واردین، رهانیدن انسانهای دربند و اسیر و کمک به افراد در راه مانده بکار ببندند؛ زیرا رسیدن به این خصلتها کرامت دنیا و شرف آخرت است.[۲۰].
آنچه در این بخش، از اقسام سه گانه تبذیر آمد، مواردی است که اندیشه صحیح بر محکومیت آن قایم است و معیارهای عقلی آن را تقبیح مینماید و مصداقهای تجاوز از حدّی است که بر اساس معیارهای عقلی در تحقق اسراف تعیین میشود. .
بخش دوم: اسراف در اموال عمومی
حراست از ثروت عمومی
ضروریترین وظیفه هر اجتماع سالم که خواهان برخورداری از اقتصادی سالم و پررونق باشد، حفاظت و مراقبت جدّی از اموال عمومی و سرمایههای ملی است.[۲۱].
مقصود از (ثروت عمومی) تمامی امکانات و سرمایههای مادّی یک جامعه که خداوند آن را مایه حیات و قوام اجتماع قرار داده است؛ از قبیل دریاها، رودخانهها و سایر منابع آبی و آبزیان، جنگلها و مراتع، پرندگان، معادن وسایر منابع ثروت ملّی و بیت المال مردم که اینها در حقیقت سرمایههای اصلی یک ملّت و ضامن بقای آن به حساب میآیند و با تأثیر مستقیمی که برحیات اقتصادی جامعه دارند، حفاظت و استفاده صحیح از آن، اجتماع را به سوی رفاه و غنای مادّی پیش میبرد؛ در حالی که کاهش و فرسایش آن، بنیه اقتصادی کشور را سست و آن را به طرف نابودی و اضمحلال خواهد کشاند.
مرحوم عهمه طباطبائی - قدس سرّه - در تفسیر آیه شریفه: (وَلاتُؤْتُوا السُّفَهِاءَ أمْولَکُمُ الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیِاماً...)[۲۲] توضیحی دارند که مناسب است به عنوان مقدمه این بخش و همچنین بخش بعدی - که بحث در (اسراف در اموال شخصی دیگران) است - مطرح شود. ایشان میفرماید:.
مقصود از (اموالکم) در آیه شریفه، اموال یتیمان است و اما این که خطاب به اولیای آنها میفرماید: مالهای شما، با این عنایت است که مجموع ثروت موجود در جهان متعلّق به مجموعه اهل دنیاست و مصلحت عمومی اجتماع که بر پایه مالکیت شخصی استوار است، اقتضا میکند هر فردی از جامعه مالک جزیی از کلّ مال باشد.
پس بر همگان لازم است، توجه داشته باشند که آنها یک مجتمع واحدند و مجموعه ثروت روی زمین برای تمامی آنهاست و برهر یک وظیفه است تا از آن حفاظت و پاسداری نمایند و از این که انسانهای غیرعاقل و بی کفایت مانند کودک و دیوانه بر آن مسلّط شوند و آن را به تباهی بکشند، ممانعت به عمل آورند.[۲۳].
پس از مقدّمه، بحث در این موضوع تحت دو عنوان، دنبال میشود:.
۱. اسراف در منابع طبیعی
خداوند در دل زمین عظیمترین منابع ثروت را به ودیعت گذارده و به انسانها اجازه و قدرت بهره برداری و تسخیر آن را عنایت فرموده است. قرآن کریم میفرماید:.
(هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مِا فی اهَرْضِ جَمیعاً...؛[۲۴].
اوست که تمامی آنچه در درون و روی زمین است برای استفاده شما آفرید.
ولی عالم طبیعت، جهان تقدیر و اندازه است و بی نهایت در آن راه ندارد. در این زمینه قرآن میفرماید:.
اِنّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنِاهُ بِقَدَرٍ؛[۲۵].
ما هر چیزی را به اندازه معیّن آفریدیم.
و باز میفرماید:.
وإنْ مِنْ شَیءٍ إی عِنْدَنِا خَزائِنُهُ وَمِا نُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛[۲۶].
چیزی از موجودات نیست مگر این که خزینههای آن در پیش ماست و آن را مگر به اندازه معیّن نازل نمیکنیم.
بر این اساس، منابع و ذخایر زمین نیز بی نهایت و پایان ناپذیر نیست و با مصرف بی رویّه و اسراف گونه آن، به سرعت رو به نقصان خواهد رفت و به زودی به پایان خواهد رسید.
ویلی برانت میگوید:.
اکنون برخلاف چند سال پیش، به راحتی میتوان استدلال کرد که منابع زمینی پایان ناپذیر نیستند. با این حال، هم اکنون نیز بسیاری از مردم باور ندارند که اگر همچنان به بهره برداری بی رویّه از این منابع، به ویژه زغال و نفت ادامه بدهیم این منابع تنها تا حدود نیم قرن دیگر دوام خواهند آورد.[۲۷].
آیا تاکنون فکر کردهاید اگر این اخطارها و هشدارها زمانی جامه عمل بپوشد، بشر به چه روزی خواهد افتاد انرژی خورشیدی تا چه اندازه خواهد توانست خلأ ناشی از نبود نفت و فرآوردههای نفتی را پر نماید اگر ما اندکی به فکر نسلهای آتیه - که کسانی به جز فرزندان ما نیستند - نیز باشیم غیر از رعایت اعتدال در مصرف و حفاظت از منابع و ذخایر طبیعی، راه دیگری خواهیم داشت.
الف) جنگلها
از سرمایههای بسیار مهم طبیعی بر روی زمین، جنگلها و مراتع به شمار میروند که اضافه بر تأمین چوب مصرفی در صنعت، ساختمانها و سوخت، تأثیر اساسی در تصفیه و پالایش هوا و تنظیم گازهای موجود در آن دارند که در این جا به برخی آثار مثبت جنگلها اشاره میشود:.
جنگلها در میزان بارندگی اثر قاطع دارند. ۲. هوای محیط را مرطوب و سالم نگه میدارند. ۳. اکسیژن برای تنفّس انسانها تولید میکنند. ۴. گازهای سمّی هوا را جذب میکنند. ۵. گردوغبار هوا را میگیرند. ۶. محیط اطراف خود را ضدّعفونی میکنند. ۷.سیلها و حرکت آنها را کنترل میکنند. ۸. آبها را در لایههای خاک و زمین نفوذ میدهند و ذخیره میکنند. ۹. از تخریب خاکها جلوگیری میکنند. ۱۰. بادها را کنترل میکنند.
۱۱.خاک را با ریشههای خود، استوار نگه میدارند. ۱۲. از زهدار شدن زمین جلوگیری میکنند. ۱۳. مانع لغزش زمین میشوند. ۱۴. بهمنها را کنترل میکنند و....[۲۸].
ولی اکنون در اثر کم توجهی بعضی از دولتها و بهره برداری بی رویّه بعضی تجاوزپیشگان، این منبع مهمّ ثروت صدمات فراوانی را متحمّل شده است. ویلی برانت میگوید:.
بنابر برآورد (فائو)[۲۹] از سال ۱۹۶۰ تاکنون نیمی از جنگلهای جهان از بین رفته است و همه ساله چندین میلیون هکتار از جنگلهای جهان از بین میروند... پارهای از دولتهای جوامع روبه رشد، خود پیش از دیگران متوجّه مشکل شدهاند و (همچون دولتهای آفریقای غربی) دست به دامان مردم گشتهاند: به محیط زیست خودتان کمک کنید، تا محیط زیست به شما کمک کند.[۳۰].
اکنون به گزارشی از وضعیت جنگلهای شمال ایران توجه کنید:.
به گزارش واحد مرکزی خبر از ساری، از یک میلیون و سیصد هزار هکتار از جنگلهای شمال کشور، که در برنامه ریزیهای کلان به عنوان قطب تولید چوب محسوب میشود سالانه به طور متوسّط، یک میلیون و پانصد هزار متر مکعب چوب صنعتی و غیرصنعتی به صورت تراورس، الوار، کرده بینه، کاتین و هیزم به ارزش اقتصادی ۲۵ میلیارد ریال استحصال میشود....
در همین گزارش آمده است:.
وسعت جنگلهای شمال کشور در بیست سال گذشته از سه میلیون و چهار صد هزار هکتار، به یک میلیون و نهصد هزار هکتار (کاهش یافته... متأسفانه روند سریع استفاده و تخریب منابع جنگلی به نحوی بوده که اقدامات انجام شده در جهت احیا، در مقایسه با روند تخریب و برداشت جنگل بسیار ناچیزاست.[۳۱].
گفتیم سالانه از جنگلهای شمال حدود ۵/۱ میلیون متر مکعب چوب برداشت میشود. دکتر شامخی در مجلّه دانشمند میگوید:.
اما بهره برداری ثبت نشده و غیر رسمی از این جنگلها به مراتب بیشتر از این مقدار است. واقعیّت این است که جنگلهای شمال معاش یک میلیون و شصت و پنج هزار انسان گرد آمده در ۱۶۵ هزار خانوار را تأمین میکند این عده ۴/۴ میلیون رأس دام متحرک و نیمه متحرک دارند و ۴/۱ میلیون دام خانگی، یعنی جمعاً پنج میلیون و ۸۰۰ هزار واحد دامی دارند که از گیاهان و بیوماس جنگل تغذیه میکنند. افزون بر این سوخت معمول جنگل نشینان و ساکنان حاشیه جنگلها نیز، در چهار فصل سال چوبی است که از همین جنگلها و بی هیچ ترتیب و تدبیری بریده میشود. مجموع چوبی که اینان هر سال، از جنگلها میبرند پنج میلیون متر مکعب برآورد شده است... بهره برداری ما از جنگل هایمان استفاده مسالمت جویانه از مواهب طبیعت نیست تاراج مغولان را یادآور است و غارت وحشیان را. در شرایط فعلی، جنگلهای شمال، سالانه برداشت یکی - دو میلیون متر مکعب چوب را نمیتوانند تحمل کنند در حالی که ما تبر به دست گرفتهایم و هر سال دست کم۵/۶ میلیون متر مکعب چوب را میبریم، میسوزانیم، یا حدّاقل به ثمن بخس میفروشیم... و این همان تبری است که هر سال ۵ میلیون متر مکعب چوب را به طور غیرقانونی از درختان جنگلهای شمال میبرد...[۳۲].
آقای مهندس (میرسلیم) مشاور تحقیقاتی رئیس جمهور، ضمن دیدار از جنگلهای مخروبه شمال کشور این سخنان دریغ انگیز را با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در میان گذاشت که: اگر در بیست سال گذشته از جنگلهای چهار میلیون هکتاری شمال کشور بهره برداری صحیح انجام میگرفت، ما اکنون قادر بودیم از همین جنگلها سودی معادل درآمد نفت کشور، داشته باشیم.[۳۳].
اکنون آیا ادامه این حرکت و بی توجهی به عواقب زیانبار و خسارت آمیز آن در مورد مهمترین منبع درآمد مادی و معنوی عموم ملّت، رفتاری خیانت آمیز نیست.
ب) منابع آبی
آب، موهبتی الهی است که کمتر نعمتی با آن برابری و همسانی میکند. آب مایه حیات است و زندگی بدون آن ممکن نیست. قرآن مجید میفرماید:.
وَجَعَلْنِا مِنَ الْمِاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ؛[۳۴].
تمام موجودات زنده را از آب قرار دادیم.
زندگی انسان نه تنها مستقیماً به آب بستگی دارد؛ بلکه کلیّه فرآوردههای گوشتی و نباتی که مأکولات او را تشکیل میدهند، بدان وابسته است. همچنین آفتها و مزاحمین سلامت انسان توسط آب از محیط زندگی او دور و حیات او از مخاطره هجوم امراض ایمنی مییابد. امام صادق ژ زمانی که نام مبارک پیامبر در حضورشان برده شد، عرض کرد:.
پروردگارا تو می دانی که رسولت در نزد ما از پدران و مادران و خویشاوندان و آب سرد و گوارا محبوبتر است.[۳۵].
در این حدیث، حضرت صادق ژ برای نشان دادن شدّت علاقه خود به نبی گرامی اسلامْ در بین نعمتهای مصرفی بی شمار الهی، نعمتی بالاتر از آب پیدا نمیکند تا عشق خویش و اهل بیت عصمت ه را بدان حضرت، بالاتر از آن معرفی نماید و این انتخاب اصلح، متضمّن یک تناسب نیز هست؛ زیرا همان گونه که آب برای حیات جسمی و طبیعی انسان است رسول اکرمْ نیز، روح معنوی و حیات جاودانی به بشر میبخشد.[۳۶].
بدیهی است با توجّه به این که منابع تأمین آب و به ویژه آب آشامیدنی، محدود و همه ساله در خطر کاهش و کمبود است، زیاده روی در مصرف و به هدر دادن آن، نتایج زیانباری در سرنوشت بشر به جای خواهد گذاشت!
ویلی برانت مینویسد:.
در اواخر سال ۱۹۸۴ یکی از مؤسّسات پژوهشی خصوصی آمریکا هشدار داد که اگر هدر دادن منابع آب همچنان ادامه یابد، جهان دهه آینده با بحران آب شدیدی روبه رو خواهد شد... بنا به برآوردهای سازمان ملل متّحد هم اکنون نیمی از مردم جهان سوم به آب آشامیدنی تازه و گوارا دسترسی ندارند و همه ساله حدود بیست میلیون نفر بر شمار این افراد افزوده میشود.[۳۷].
همگان شاهد بودیم که در اواخر پاییز سال ۷۰ با توجه به کمبود بارانهای پاییزی سازمان آب تهران به طور مکرّر اعلام کرد که اگر در مصرف آب صرفه جویی نشود، آب تهران جیره بندی خواهد شد، و حتّی در بعضی مناطق، قطع آب را به دنبال خواهد داشت.
گفته میشود در انگلستان قیمت یک لیتر آب از همان مقدار نفت بیشتر است و این در حالی است که بنا به برآورد کارشناسان، متوسّط مصرف سرانه آب تهران در سال ۱۳۶۹ روزانه ۲۲۵ لیتر و این میزان در سال ۱۳۵۰، ۱۵۰ لیتر بوده است.
حال با توجه به برآورد یاد شده، واقعاً این افزایش مصرف از چه مسائلی حکایت میکند و آیا این نشان دهنده رشد فرهنگ مصرف است یا تنزّل آن.
خواهید گفت: بالا رفتن میانگین مصرف آب نمایانگر ارتقای سطح بهداشت در جامعه و رعایت آن ازسوی مردم است. در صورتی که همگان میدانیم، بهداشت کامل از زیاده روی در مصرف آب نیست؛ بلکه ناشی از استفاده به جای آن است. و به اعتقاد ما مصرف مفید آب، بسیار کمتر از کل مصرف آن است و اگر احتیاط و دقت کافی در مصرف این نعمت بی همتای الهی از سوی مردم به عمل آید و به جا از آن بهره برداری شود، پس از مدتی هم شاهد کاهش چشمگیر میزان سرانه مصرف خواهیم بود و هم بهداشت در بهترین سطح خود رعایت خواهد گردید.
در حالات امام خمینی - رضوان الله تعالی علیه - نقل شده که ایشان در فاصلههای بین اعمال وضو، شیرآب را باز نگه نمیداشتند و نیز در روایات، حضرات معصومین ه اسراف آب در وضو و نیز دور ریختن اضافه آب آشامیدنی را تقبیح و از آن نکوهش به عمل آوردهاند که در بخش پیش نمونه آن ذکر شد.
ج) نفت و گاز
نفت، مهمترین منبع تأمین انرژی در جهان معاصر است. گذشته از آن به جهت فرآوردههای بی شمار حاصله از آن در زمینههای گوناگون، نقش اساسی و بی همتا در بهبود زندگی و رفاه انسان دارد و به همین خاطر از آن به عنوان (طلای سیاه) یاد میشود.
منابع نفتی، گرچه در سطح دنیا و در نقاط مختلف زمین پراکنده است؛ به لطف الهی کشورهای اسلامی از این نظر از غنا و بقای بیشتری برخوردارند و منابع دیگران به پایان خود نزدیک تر از آنهاست.
مسلمین، با توجه به نیاز مبرم دنیای استکبار به این کالای ارزشمند و با در دست داشتن این سرمایه هنگفت، قادرند به اهداف سیاسی و اقتصادی عظیمی دست یابند و استقلال و رهایی از چنگال سلطه گران و عزّت اسلامی را برای خویش به ارمغان آورند.
مدتی است محافل جهانی با حساسیّت، متوجه این موضوعند که منابع و ذخایر نفتی رو به پایان است و اگر این روند مصرف بی رویّه ادامه پیدا کند، بشر در مدّت کوتاهی این سرمایه عظیم را از دست داده، به عواقب سخت آن دچار خواهد شد.
اکنون که به شکر الهی، انقلاب اسلامی در ایران تحقق یافته و اسراف و تبذیرهای بی شمار و حاتم بخشیهای طاغوت به قدرتهای خارجی در نفت و گاز و غیر آن به پایان رسیده است، این سرمایه بزرگ ملّت ایران دهها سال بر عمرش افزوده گشته و مرحله پایانی آن سالهای متمادی به تأخیر افتاده است؛ ولی باید توجه داشت به خصوص در این زمان که به برکت انقلاب، گاز رسانی به نقاط مختلف کشور گسترش یافته، نفت و گاز این سرمایه بزرگ، امانتی الهی در دست ماست که وظیفه نگهبانی و ردّ آن به نسلهای آتیه بر عهده دولت و ملّت است و حراست از آن تکلیف الهی و فرمان خداوند است. قرآن کریم میفرماید:.
إنَّ اللّه یَأْمُرُکُمْ أنْ تُؤَدُّوا اهَمِانِاتِ إِلی أهْلِها...؛[۳۸].
خداوند به شما فرمان میدهد تا امانتها را سالم به اهل آن بسپارید.
حفاظت از آن جز با احتیاط و مراقبت کامل در مصرف، امکان پذیر نخواهد بود و در نتیجه همین صرفه جویی است که فرزندان و اعقاب این ملّت نیز، فرصت استفاده و برخورداری از آن را پیدا خواهند نمود.
د) سایر موارد
بحث در حراست از منابع طبیعی منحصر به آنچه گفته شد نیست؛ بلکه موارد بسیاری را در بر میگیرد: حفاظت از دریا، رودخانهها، حیوانات آبزی، زمینهای مرغوب برای کشت، مراتع و مناظر سبز، پرندگان و حتّی هوا که ضروریترین وسیله حیات و بقای بشر است از آن قبیل است.
آیا به راستی آلوده کردن هوا با ماشینها و وسایل دودزا و غیر آن و از بین بردن گازهای مفید و حیاتی آن و پرکردن هوا از گازهای سمّی - که چه بسا جان عدّهای را نیز به مخاطره اندازد - اسراف و تجاوز از حد در استفاده از این نعمت بزرگ الهی نیست!.
میگویند شهر تهران اوّلین یا دومین شهر آلوده جهان است و بسیاری اوقات، وزارت بهداشت برای بیماران ریوی و قلبی اعلام خطر میکند. در این شرایط آلوده کردن هوا از روی بی توجّهی تجاوز و اضرار به دیگران است و با مبانی اسلامی و انسانی سازگار نیست.
۲. اسراف در بیت المال
از زشتترین و معصیت بارترین جلوههای اسراف، زیاده روی و تضییع در بیت المال مسلمین است. قبل از هر چیز، شما را به مطالعه سخنان امیرالمؤمنین ژ در نامهای خطاب به یکی از کارگزاران خود دعوت میکنیم:.
تو در این مالیاتی که میگیری حقّ معینی داری و با فقرا و مستمندان شریک هستی. ما حقّ تو را خواهیم داد و تو نیز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنین نکنی از کسانی به شمارخواهی رفت که بیشترین دشمن را در قیامت داراست و وای بر کسی که دشمن او در نزد خداوند فقیران و نیازمندان و درخواست کنندهها و پس خوردگان از حقوق خویش و ضرر دیدهها و در راه ماندهها باشند. و آن کس که امانت را کوچک شمرد و تن به خیانت دهد و جان و دین خود را از آن پاک نگه ندارد، خویش را در مذلّت و بیچارگی دنیا گرفتار ساخته و خواری شدیرتر و سخت تر آخرت، در انتظار اوست. همانا بزرگترین خیانت،خیانت به امّت و زشتترین ناخالصیها، ناخالصی پیشوایان و کارگزاران امور است.[۳۹].
حفاظت از اموال عمومی و بیت المال، نشانه فرهنگ بالا و تعهّد ملّت است و بر عکس عدم رعایت و بی توجهی به مسائل حفاظتی و نگهداری اموال بیت المال و یا استفاده شخصی از آن، علامت عدم تعهّد و رشد لازم است.
جامعه رشید و پیشرو، معمولاً در موضوع حفاظت از بیت المال - حتی بیشتر از اموال شخصی - از خود حساسیّت و دقّت نشان میدهد و بدان پایبند است؛ به ویژه در جامعه انقلابی ما این یک وظیفهای است که همگان در قبال آن مسؤولیم؛ نخست بر دولت اسلامی است که با وضع قوانین شدید و تعهّدات محکم و نظارت دقیق از فرسایش بیت المال جلوگیری نماید و از تضییع آن به دست عدّهای ناآگاه و بی مسؤولیت جلوگیری به عمل آورد. و این هیچ گاه به معنی سخت گیری و محدودیّت در استفاده صحیح و به موقع از وسایل بیت المال نیست؛ بلکه تضمینی در راستای حفاظت و نگهداری حریم بیت المال از دستبرد خاینان و جاهلان محسوب میشود. ولی پایه و اساس تمام طرحها و برنامهها در این خصوص، آگاهی و توجه هر چه بیشتر عموم مردم؛ به ویژه کارمندان ادارات و نهادها به این مسأله است. جامعه باید بپذیرد که بی توجّهی به اموال عمومی و بیت المال عملی ضدّ اسلامی و ملّی و مخالف با معیارهای حکومت علوی است و از همین رو عملی ضدّ انقلابی است و تناسبی با سازمانها و نهادهای انقلابی و دولتی ندارد.
به طور مثال، وقتی وسیله نقلیهای به عنوان ملک شخصی در اختیار فردی قرار میگیرد، حدّاکثر استفاده در طولانیترین مدّت قابلیّت کاری، از آن میشود و حتّی پس از سالهای دراز، باز هم با قیمتی مناسب دربازار به فروش میرسد؛ ولی چرا همین وسیله نقلیه اگر در خدمت مؤسسهای دولتی باشد در مدّتی کوتاه فرسوده و از بهره برداری خارج میشود و چرا باید وسایل و لوازم مورد نیاز این گونه مؤسّسهها در کمترین مدّت فرسوده شوند و مسؤولان آن مرتّب تقاضای ابزار جدید بنمایند.
اسراف در بیت المال ممکن است از جهت اتلاف و تبذیر باشد، همچنان که ممکن است از نظر تجاوز در بهره برداری از آن از حدّ عرفی و موقعیّت اجتماعی باشد.
به عنوان مثال، رئیس یک اداره، برای دفتر کار خود وسایلی نیاز دارد که بنابر موقعیّت و حجم کار خود، حدّ خاصّی برای آن مقرّر شده است که خروج از این حدّ و فراهم کردن محیطی تشریفاتی و لوکس اضافه بر حدّ لازم از بیت المال، نوعی اسراف و خیانت در اموال عمومی محسوب میشود.
همچنین مخارج تشریفات کنفرانسها و سمینارهایی که به مناسبتهای مختلف در گوشه و کنار کشور برگزار میشود حدّ معیّن و مقبولی دارد که چنانچه از آن بگذرد و این گونه محافل آلوده به اسراف و تبذیر شوند اضافه بر این که موجبات بدبینی مردم فراهم خواهد شد، غضب الهی نیز در پی آن خواهد بود و این دو، این گونه نشستها را از دستیابی کامل به اهداف خود دور خواهد کرد.
فاحشترین نوع اسراف در اموال عمومی و بیت المال مسلمین، استفاده از آن در راه گناه، تفرقه، تهمت، سودجویی و افشاگریهای مخرّب است که باید از آن به خدای بزرگ پناه برد.
بخش سوم: تضییع اموال دیگران
طرح بحث
در بخش پیشین، بحث در زمینه (تضییع ثروت عمومی) بود و اکنون پیرامون (تضییع اموال شخصی دیگران) گفت وگو به عمل خواهد آمد.
لازم به ذکر است که ضایع کردن دارایی شخصی مردم، به دو طریق انجام میگیرد:.
۱. از راه غصب و یا سرقت؛.
۲. از راه بی توجّهی به حفاظت از اموال دیگران و رعایت نکردن تقوا و امانت در مورد سرمایههای آنان.
در این جا بحث از نوع اول نیست و باید آن را در جای دیگر جستجو کرد؛ بلکه مقصود اتلافی است که به طریق دوم، یعنی از راه بی توجّهی به اموالی از مردم که در اختیار شخصی قرار میگیرد و یا استفاده نادرست و نابه جا از آنها در موارد بهره برداریهای مجاز، بر ثروت آنان وارد میشود. اینک بحث را تحت سه عنوان مطرح میکنیم:.
۱. عاملین تضییع ثروت مردم؛.
۲. کوتاهی در حفاظت از مال امانی؛.
۳. افراط در بهره جویی از مال مجاز.
۱. عاملین تضییع ثروت مردم
مقصود از عنوان فوق این است که ممکن است فردی به گونه مستقیم، ضایع کننده ثروت دیگران نباشد؛ ولی از راه ارائه ناقص خدمات و یا تولیدات خود، موجبات فرسایش اموال آنان را فراهم سازد و مسبّب اسراف دیگران شود که در حقیقت مسرف واقعی همو به حساب میآید.
... و نظر به اهمیّتی که این قسمت از بحث دارد و ارتباطی که با مسأله اتقان[۴۰]و استحکام در امور به طور عموم و در کارهای تولیدی خصوصاً پیدا میکند و نیز اصل رابطه اتقان با اسراف، که در غیر این صورت هم به کار میآید، لازم است نگاهی به موضوع اتقان به عنوان مقدمهای برای این شاخه از بحث داشته باشیم.
الف) اصل اتقان
از موضوعاتی که توجه بدان در همه امور لازم است و رعایت آن منافع بی شماری را برای انسان و جامعه به ارمغان میآورد، اصل (اتقان) و محکم کاری است.
تعبیر از (اتقان) به اصل برای این است که این موضوع از اموری است که باید در کلیه شؤون فردی و اجتماعی، مورد توجّه انسان و حاکم بر تمام ابعاد زندگی مادی و معنوی او باشد، و جامه زیبایی است که باید اندام امّت اسلام را در خود بپوشاند. پندار بعضی بر آن است که اتقان، در امور مربوط به طبیعت و زندگی مادّی موافق با اسلام نبوده و نوعی دنیاطلبی و علاقه بدان محسوب میشود؛ در صورتی که این موضوع، امری غیر از علاقه به دنیاست.
دنیاطلبی، عشق به دنیاست؛ در صورتی که ابرام و محکم کاری برای بهره برداری صحیح و مشروع از آن است.
انسان با دنیاطلبی بر اضطراب و نگرانیهای خویش میافزاید و از خدا دورتر میشود؛ در صورتی که در رعایت اتقان آرامش خاطر فراهم میشود تا انسان در سایه آن با خیالی آسوده بتواند به استکمال معنوی خویش بپردازد. پس اتقان دنیاطلبی نیست؛ بلکه آخرت خواهی است و دوری از مقصد نیست؛ بلکه وسیله قرب به مقصود است. و این خود از صفات فعل خداوند است که جهان را در نهایت اتقان و استحکام آفریده است و در قرآن مجید فرموده است:.
... صُنْعَ اللّهِ الَّذی اَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ اِنَّهُ خَبیر بمِا تَفْعَلُونَ؛[۴۱]
این آفرینش خداست که همه چیز را با اتقان و استحکام آفریده و به آنچه میکنید، آگاه است.
حضرت امام حسن مجتبی ژ به (جنادة بن ابی امیه) فرمود:.
برای دنیای خود آن چنان کار کن که گویا همیشه خواهی بود و برای آخرت خود چنان عمل کن که گویا فردا خواهی مرد.[۴۲]
البته برای این حدیث دو احتمال وجود دارد: یکی این که در کارهای دنیا عجله و شتاب مکن؛ ولی برای انجام کارهای مربوط به آخرت تعجیل نما؛ احتمال دیگر این که مقصود حضرت اشاره به همین اتقان و ابرام در کارها باشد. به نظر میرسد بین این دو معنا دوگانگی و اختلافی نیست؛ زیرا منافاتی بین استحکام در کار و صبر و تأنّی در آن وجود ندارد. همچنین رسول اکرمْ در جریان وفات فرزندش (ابراهیم) و پس از آن که آن حضرت پوشش قبر او را به درستی و با دقت محکم کرد فرمود:.
اِذا عَمِلَ اَحَدُکُمْ عَمَلاً فَلْیُتْقِنْ؛[۴۳]
هرگاه یکی از شما کاری انجام داد، لازم است آن را با محکم کاری و اتقان به پایان برد.
و نیز همان حضرت در قضیّه مرگ (سعد بن معاذ) و بعد ازفراغ از محکم کاری قبر او فرمود:.
اِنّی لأَعْلَمُ اَنَّهُ سَیُبْلی وَیَصِلُ إلَیْهِ الْبَلاءُ، وَلِکِنَّ اللّه یُحِبُّ عَبْداً اِذا عَمِلَ عَمَلاً اَحْکَمَهُ؛[۴۴]
من میدانم که این جسد به زودی از هم خواهد گسیخت و از هم پاشیده میشود؛ ولی خداوند دوست دارد بندهای را که وقتی عملی انجام میدهد، محکم کاری میکند.
این دو فرموده حضرت، گرچه در مورد خاصّی صادر شده و آن (پوشش قبر) است؛ ولی اصل کلام آن حضرت همه موارد را شامل است و بین دانشمندان علم اصول مسلّم است که اگر سخنی فراگیر باشد مورد خاص آن، ضرری به فراگیری و عموم آن وارد نمیکند.
بنابراین سخن پیامبرْ شامل تمامی امور مادّی و معنوی انسان است و اتقان در مورد همه کارهایی که در بهبود وضعیّت فرد و جامعه مؤثر است و آنان را به سوی غنای مادّی و کمال معنوی سوق میدهد، مطلوب است.
اتّفاقاً مرحوم شیخ حرّ عاملی(ره) هم در عنوانی که برای این باب گشوده است، موضوع را به طور عموم مطرح کرده و حکم به استحباب اتقان در سایر اعمال نیز فرموده است.[۴۵]
ب) اتقان و اسراف
در این جا این سؤال مطرح است که در بسیاری موارد بین اتقان و اسراف، تزاحم و برخورد پیش میآید؛ زیرا ممکن است رعایت استحکام، مستلزم مخارج زیاد باشد و یا دولت در راستای اعمال اتقان در طرحها و برنامههایش، هزینه سنگینی را متحمّل نشود که احتمال اسراف در آن باشد، در این صورت، از کلام یک باید صرف نظر کرد میباید از اسراف حرام چشم پوشید، یا از اتقان مستحب.
پاسخ این است که اگر موارد برخورد بین این دو، به درستی محاسبه معلوم میشود که تحمّل خرج زیاد در جهت اتقان نه تنها اسراف نیست؛ بلکه خود نوعی پیشگیری از اسراف است. چه بسیارند خسارتها و زیانهایی که از ناحیه صرفه جوییهای نابه جا و غیر اصولی و بی توجّهی به اصل ابرام و استحکام متوجه جامعه و افراد میشود.
برای اثبات این مدّعا، کافی است نگاهی به میزان خرابیهای زلزله سال ۶۹ گیلان و زنجان بیندازید؛ که بنا به اظهارات مسؤولان امور، قسمت اعظم آن ناشی از عدم رعایت این امر در ساختمانهای آن مناطق بوده است. در حالی که بسیاری از نقاط پیشرفته دنیا، زلزلههایی به همان شدّت و یا حتّی شدیدتر از آن به وقوع میپیوندد و در مقابل، خسارت و زیان ناچیزی میبینند.
بنابراین، اتقان در امور نه تنها موجب اسراف نیست؛ بلکه عدم آن در معرض تلف قرار دادن مال و سرمایه است و این مطلب به خصوص در خدمات و پروژهها و سرمایه گذاریهای دولتی بسیار حایز اهمیّت است. گذشته از این که در موارد زیادی بی توجهی به اصل اتقان و ابرام، عامل مهمّی برای فرسایش و تضییع ثروت شخصی دیگران نیز هست که در دنباله بحث به دو مورد آن میپردازیم.
ج) تولید کنندگان
تولید کنندگان که درحقیقت، گردانندگان چرخ اقتصاد و معاش جامعه هستند، نقش بسیار اساسی در مورد سرمایههای مردم بر عهده دارند و در واقع قوام یک ملّت بسته به قوام بخش تولید است. اتقان و ابرام اگر در همه جا مطلوب است، در آن جا از مطلوبیت بیشتری برخوردار است؛ چرا که اساس استقلال و خودکفایی اقتصادی را باید در اتقان امر تولید جستجو کرد؛ از بخش کشاورزی گرفته تا بخش صنعت و از تولیدگران مواد غذایی تا تولیدات کالاهای مصرفی دیگر، که به چند مورد از آن به عنوان نمونه میپردازیم.
۱. کشاورزان
کشاورزی که اساسیترین رکن تولید در هر کشوری به شمار میرود، باید از متقنترین بخشهای هر جامعه باشد. اتقان کشاورزی امروز به این است که زارعان ما، به آخرین تجربیّات دانش کشاورزی آشنا شوند و آن را کاملاً اعمال کنند و با کمک و اعانت دولت و دستگاههای ذی ربط به طور جدّی در دفع آفات از محصولات زراعی خویش بکوشند که اگر به درستی به این موضوع توجّه نشود و حاصل آن به صورتی آفت زده و نامرغوب تحویل بازار شود، گذشته از این که خود متضرّر میشوند، به جهت عدم استفاده کامل مصرف کننده، قسمتی از آن به دور ریخته میشود و تضییع مال آنان را به دنبال دارد.
۲. نانوایان
همچنین نانوایان که در حقیقت تولید کننده بهترین و پر ارزشترین ماده غذایی مردم هستند، چنانچه در پخت نان دقّت و حوصله کافی به کار نبندند که مصرف کننده نتواند به درستی و به طور کامل از آن استفاده نماید، عملی مسرفانه کردهاند و موجب اسراف در شریفترین ماده غذایی مردم گشتهاند. در این زمینه گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از استاندار تهران، قابل توجه است:.
حدود ۳۰ درصد نانی که در نانواییهای تهران طبخ و توزیع میشود به دلایل گوناگون قابل مصرف نیست و دور ریخته میشود ... او پخت نامطلوب نان و کیفیّت نامرغوب آرد مصرفی در نانواییها را دلیل عمده قابل مصرف نبودن بخش قابل ملاحظهای از نان طبخ شده در نانواییهای تهران ذکر کرد.[۴۶]
مشابه این گزارش، از سایر شهرستانها نیز گاهی به وسیله فرمانداران و مسؤولان آن شهرها از طریق روزنامهها و مجلاّت اعلام میشود، که لزوم کنترل بیشتر و مداوم دولت و حمایت جدّی مردم از اعمال آن را میطلبد.
۳. تولیدگران کالاهای صنعتی
یک بنگاه تولیدی که در بالا بردن کیفیّت اجناس تولیدی خود، کوتاهی میکند و فرآوردههای خویش را به صورتی نامرغوب عرضه مینماید، به گونهای که با کمترین استفاده از آن، از قابلیت بهره وری خارج و به کناری گذاشته میشود و یا باید مرتب در دست تعمیر باشد، اضافه بر این که اعتماد عمومی را به تولیدات داخلی سلب و پایههای استقلال و خودکفایی را سست مینماید، موجب تضییع و به هدر رفتن سرمایههای ملّی و شخصی مردم نیز میگردد. ممکن است بپرسید:.
اولاً: تولید کننده همواره سعی میکند تا سطح کیفی تولید خویش را بالا ببرد، تا اعتماد و توجه مصرف کننده را به سوی اجناس خود جلب نماید.
ثانیاً: رشد صنعت با رشد تولید ارتباطی مستقیم دارد و با تکنولوژی رایج در جهان سوم سطح تولید را بهتر از آنچه هست، نمیتوان ارتقا داد.
پاسخ این است که، این سخن در شرایطی صحیح است که وضع بازار داخلی به صورتی باشد که به جهت وفور اجناس؛ به خصوص جنسهای خارجی و پایین بودن قیمت آنها کالاهای داخلی بخواهند در صحنه رقابت با هم به ویژه با فرآوردههای خارجی وارد شوند؛ ولی در غیر این صورت مخصوصاً درکشوری که در مرحله عبور از وابستگی به وادی خودکفایی و استقلال به سر ببرد و دروازههای آن به روی اجناس خارجی بسته شده باشد و عرضههای داخلی، بر کنار از رقابت با اجناس خارجی، یکّه تاز میدان شوند و مردم هم چارهای جز خرید و مصرف تولیدات داخلی را نداشته باشند و سطح این تولیدات نیز تکافوی نیاز جمعیّت را ننماید، ممکن است انگیزههای رشد کیفی کالا در حدّ امکان، از بین تولیدگران سلب شود و آنان را به سوی تولید کم خرج و نامرغوب فرآوردههای خود بکشاند.
د) بخش خدمات
بخش خدمات پس از تولید، بالاترین نقش را در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم بر عهده دارد و از همین رو قشر وسیعی از جامعه را به سوی خود جذب کرده و به کار میکشاند.
از آن جا که بسیاری از کسانی که به این بخش وابستهاند، همچون تعمیرکاران لوازم زندگی و یا سازندگان و مرمّت کنندگان امور ساختمانی، ارتباط مستقیمی با اموال مردم دارند، در حقیقت امانتداران جامعه به حساب میآیند و خیانت و تضییع اموال در بین بعضی از آنها زیاد به چشم میخورد.
به عنوان مثال، کارگری که برای انجام کاری اجیر میشود چنانچه در آن عمل دقّت کافی به عمل نیاورد و از این جهت صدمهای بر صاحب کار وارد آید، اضافه بر این که حقّی به اجرت ندارد، ضامن ضرری که بر صاحب کار وارد نموده نیز هست و این خود از موارد اتلاف مال است. در یک حدیث معتبر امام صادق ژ فرمود:.
مردی به خدمت امیرالمؤمنین ژ رسید و از شخصی که به اجیری گرفته بود، تا درِ ساختمان او را تعمیر نماید؛ ولی او با بی احتیاطی میخ را به در کوفته، آن را دو نیمه کرده بود، شکایت داشت. آن گاه امیرالمؤمنین ژ آن شخص را ضامن قرارداد.[۴۷]
همین طور، تعمیرکاری که در بازسازی وسایل و لوازم مراجعین خود سعی و توجّه کافی نکند و یا بدون داشتن تخصّص لازم در آن کار، به اموال مردم دست بزند به گونهای که پس از تعمیر با کمترین استفاده از کار بیفتد و مخارج تازهای را بر صاحبش تحمیل کند، این خود نوعی ضایع نمودن و به هدر دادن اموال مردم به شمار میرود و نیز اگر از این طریق نقصی به دستگاه و وسیله مورد تعمیر وارد شود، ضامن است. امام صادق ژ درحدیثی فرمودند:.
کُلَّ عِامِلٍ اَعْطَیْتَهُ اَجْراً عَلی اَنْ یُصْلِحَ فَأَفْسَدَ فَهُوَ ضِامِن؛[۴۸]
هر صاحب حرفهای که اجیر کنی تا مال تو را اصلاح کند، ولی آن را تباه سازد و از بین ببرد ضامن است.
۲. کوتاهی در حفاظت از مال امانی
امانتداری که وسیلهای از مردم و یا ساختمان مسکونی آنان را به عاریه گرفته است و یا به عنوان اجاره در اختیار خود دارد، تا از منافع آن استفاده نماید، اگر در حفظ و نگهداری از آن کوتاهی کند و چون آن مال را از خود و در ملک خویش نمیداند، در صیانت از آن سستی نشان دهد، مرتکب اسراف و تضییع در اموال دیگران شده است ولذا در عین حالی که عاریه دادن وسایل و لوازمی که در اختیار همگان نیست به نیازمندان آن، تأکید و سفارش بسیار شده و حتّی قرآن مجید مانعین آن را تهدید به هلاکت و عذاب نموده است؛[۴۹]چنانچه صاحب مال ببیند عاریه گیرنده آن را فاسد و معیوب مینماید، میتواند در اختیارش قرار ندهد. در قسمتی ازیک حدیث معتبر، (ابی بصیر) میگوید: امام صادق ژ فرمود:.
مقصود از ماعون در آیه شریفه، قرض و یا خدمتی است که به دیگران ارائه میدهی و نیز وسایل منزلی که برای استفاده آنان در اختیارشان قرار میدهی و زکات هم از ماعون است.
میگوید: به حضرت عرض کردم: ما همسایگانی داریم که وقتی وسیله و متاعی به آنها عاریه میدهیم؛ آن را میشکنند و فاسد میکنند، آیا جایز است از دادن آن امتناع کنیم.
حضرت فرمود: هرگاه این گونه عمل کنند، میتوانید از عاریه دادن آن خودداری نمایید و باکی بر شما نیست.[۵۰]
۳. افراط، در بهره جویی از مال مجاز
از موارد اسراف در اموال دیگران، تجاوز و زیاده روی در استفاده از اموال آنها در موارد بهره برداریهای مجاز است. به عنوان مثال، انسان میتواند از آذوقه خانه پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو، عمّه، دایی، خاله و یا منزلی که کلید آن به عنوان حفاظت و یا وکالت در اختیار او باشد و نیز منزل دوست و رفیق خود، استفاده نماید؛[۵۱] ولی در بعضی روایات امامان معصوم ه آن را به مواردی که میانه روی و اعتدال رعایت شود محدود نمودهاند. امام صادق ژ میفرماید:.
آن کسانی که خداوند در آیه کریمه نام برده است، میتوانی بدون اذن آنها از خرما و خورشت خانه آنان استفاده نمایی و همین طور زن اجازه دارد بدون اذن شوهر از غذای منزل او استفاده نماید و اما اضافه بر آن از غذاها جایز نیست.[۵۲]
گویا حضرت میفرماید، انسان مجاز است در منزل این افراد از خوردنیهایی مانند پنیر و شیر و خرما و غیر آن که معمولاً به عنوان خورشت به همراه نان خورده میشود، استفاده نماید؛ ولی غذاها و سایر موادّی که صاحبِ خانه با خرج مبالغی زیاد، برای میهمان و حفظ آبرو و یا استفاده شخصی تهیّه میکند، نباید بدون اجازه و اذن او در آن تصرّف کرد. و نیز در حدیث دیگری همان حضرت و یا حضرت امام باقر ی فرمودند:.
این اجازه تا هنگامی است که موجب فساد مال صاحب خانه نشود.[۵۳]
همچنین ولیِّ یتیم که عهده دار حفاظت از اموال و مصالح اوست میتواند در مقابل حراست و وظایفی که در این ارتباط انجام میدهد، مقداری از مال او استفاده کند؛ ولی مجاز نیست در بهره برداری از آن زیاده روی و اسراف پیشه کند. قرآن کریم در این مورد میفرماید:.
اموال یتیمان را از روی اسراف نخورید، و از خوف این که مبادا بزرگ شوند و شما را از تصرف در آن منع نمایند، به زیاده روی مبادرت نکنید.[۵۴]
باز به عنوان نمونه، انسان مجاز است اگر در سر راه خود، گذارش به باغی افتاد که شاخه درختی از آن بیرون آمده باشد، مقداری از میوه آن استفاده نماید و اجازه خواستن از صاحب آن لازم نیست؛ ولی چیدن میوه و بردن آن و یا شکستن شاخه درخت و یا زیاده روی در خوردن و نیز وارد کردن صدمه دیگری بر درخت و میوهها جایز نیست. در حدیثی از حضرت صادق ژ سؤال شد:.
مردی به باغستانی - چه دارای دیوار باشد چه نباشد - عبور میکند آیا میتواند بدون این که ضرورتی به تناول از میوههای آن داشته باشد، صرفاً از روی خواسته دل، از آن استفاده نماید و آیا میتواند برای نیاز و گرسنگی از آن بخورد حضرت فرمود: اشکالی ندارد از آن استفاده کند؛ ولی با خود به همراه نبرد و آن را فاسد ننماید.[۵۵]
همچنین حضرت صاحب الامر ژ در جواب سؤالی در همین زمینه فرمود:.
خوردن برای او حلال، ولی بردن بر او حرام است.[۵۶]
در این جا به همین چند نمونه بسنده میکنیم و تذکر این نکته نیز لازم است که غرض در هر سه مورد ذکر مثال است و خصوصیات مسائل را برای عمل باید در کتابهای فقهی و رسالههای عملیّه جستجو کرد و وارد شدن در تفصیل آن، از موضوع و هدف این نوشته بیرون است.
بخش چهارم اسراف در مخارج شخصی و خانوادگی
نیازمندیهای شخصی
آفرینش انسان به گونهای صورت گرفته که ناچار است برای بقا و تأمین حیات خود دست به دامان عواملی بشود که ادامه زندگی را برای او امکان پذیر سازد. شاید کمتر موجودی را بتوان پیدا نمود که به اندازه انسان حیات طبیعی اش در معرض خطر بوده و تا این حد به کمک عوامل محافظ نیازمند باشد.
خداوند حفظ نفس را بر بشر واجب کرده و در این راستا تأمین نیازمندیهای بقای خود و خانواده اش را بر او لازم نموده است.
در این میان، گروهی از مردم آن چنان در این جهت افراط میکنند که در این راه هیچ مرز و قانونی به جز تمتع بیشتر نمیشناسند و در مقابل عدّهای نیز، با وجود قدرت و تمکّن مالی از انفاق بر خویش و اهل و عیال خود بخل میورزند.
آیا از نظر اسلام، حدّی برای این گونه خرجها و مصرفها وجود دارد و اگر دارد آن حدّ کدام است.
قبل از آن که به قسمتی از نیازمندیهای انسان در جهات مختلف و حدود مشروع ارضای آنها اشاره شود؛ یادآوری این نکته لازم است که - همان گونه که مکرّراً گفتیم - اسلام، نه تنها از پاسخگویی معقول به تمامی احتیاجات طبیعی انسان منعی به عمل نیاورده؛ بلکه بر تأمین کامل و صحیح کلیّه خواستههای مادّی و جسمی او پا فشاری و تأکید هم دارد و این یک اصل مهمّی است که پایه تمامی موضوعات این بخش را تشکیل میدهد. اکنون بحث را تحت عناوین نیازمندیهای مختلف انسان، پی میگیریم.
۱. تغذیه کامل
از مهمترین عوامل حفظ بقا برای هر موجود زنده و از آن جمله انسان، عامل تغذیه و کیفیّت آن است.
خداوند، مخازن طبیعت را سرشار از مواد مختلف مورد نیاز انسان قرار داده و شاید به دلیل تنوّع در مأکولات و تمتّع هر چه بیشتر بندگانش، تمامی آن را در یک مادّه مأکول جمع نکرده است؛ بلکه آنها را در انواع گوناگون غذاها و میوهها و غیر آن پراکنده و توزیع فرموده است و به انسان اجازه داده تا برای تأمین کلیّه نیازمندیهای خویش از مواد متنوع غذایی بهره برداری نماید و حتی برای ادامه حیات بشر بدو فرمان (اکل و شرب) نیز صادر فرموده است و آن کسانی را که نعمتها و رزقهای پاک خداوند را بر خود و دیگران تحریم میکنند، به عقاب و بازخواست کشانده است.[۵۷]در سیره نبیّ اکرمْ نیز آمده است که آن حضرت در تغذیه خود از کلیّه طعامها و مواد مختلف غذایی استفاده میفرمود.[۵۸].
بهره جویی ناقص و محدود از مواد غذایی، چه بسا جسم را ضعیف و دچار اختلال و کمبود سازد، و آن هم پیامدهایی به جز کاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتی در بسیاری از موارد، اعصاب و روان آدمی نیز از تأثیر زیانبخش آن بی نصیب نمیماند. در این زمینه حضرت صادق ژ در حدیثی فرمودند:.
اگر کسی که چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقی دچار میشود.[۵۹].
لذا در کلمات حضرات معصومین ه بر روی اکثر مواد خوراکی و غذایی تأکید و سفارش شده و خواص لازم هر کدام و آثار مثبت هر یک از آنها بر جسم و روان بیان شده و حتی استفاده از گوشت انواع حیوانات و پرندگانی که خوردن آنها حلال است، توصیه و تشویق شده و همین طور روایات بسیاری در زمینه انواع میوهها و فواید آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نیز اصناف دیگری از موادّ خوراکی که هر یک دربردارنده جزیی از ویتامینها و سایر مایحتاج بدن است، وجود دارد که ذکر حتی قسمتی از آن از وضع و هدف این نوشته بیرون است.[۶۰].
اسراف در طعام
ممکن است عدّهای از متدیّنان ما فکر کنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذایی استفاده کند، مرتکب اسراف خواهد شد و تمتّع زیاده از حدّ ضرورت از مواد خوراکی را اسراف به حساب آورند و با این تفکّر، خود و خانواده خویش را از بهره وری از نعمتهای الهی محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرین ه برای پیشگیری از یک چنین اندیشهای به طور مکرّر به مسلمانها گوشزد مینمودند که نعمتهای الهی برای استفاده بندگان اوست و خداوند هیچ گاه مؤمنین را از سود بردن از آنچه برای آنان آفریده است، منع نمیفرماید و این از حریم اسراف خارج است. حضرت صادق ژ در یک حدیث معتبر فرمودند:.
لَیْسَ فِی الطَّعِامِ سَرَف؛[۶۱].
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نیست.
بنابراین، مقصود از این حدیث شریف این است که تأمین احتیاجات بدن از راه تغذیه کامل و کافی - گر چه با هزینه زیاد همراه باشد - اسراف نیست و نباید انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به کمبود و سوء تغذیه دچار سازد. هیچ گاه معنای روایت آن چنان که بر سربعضی از زبان هاست، این نیست که زیاده روی در خوردن و ولخرجی و سفره رنگین خارج از معمول با تشریفات زاید و بی مورد، بدون اشکال و از اسراف بیرون است.[۶۲].
ولذا در قسمتی از یک روایت، حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
در آنچه به سلامت و اصلاح بدن کمک کند، اسراف نیست. همانا اسراف در آن چیزی است که مال را تلف نماید و به بدن ضرر وارد آورد.[۶۳].
واضح است، پرخوری و یا بعضی غذاهای پرهزینه و سنگین، جز این که معده را خسته و بیمار کند و اعتدال عمومی بدن را بر هم زند، ره آورد دیگری ندارد. امام صادق ژ درحدیثی فرمودند:.
هر دردی از پرخوری ناشی میشود، مگر تب که بدون آن نیز عارض بدن میشود.[۶۴].
چاقی مفرط - که سرمنشأ بسیاری از بیماریهای قلبی و عروق است - غیر از وراثت عاملی جز پرخوری ندارد و همیشه بهترین دستورالعمل برای تعدیل وزن بدن کم خوری و اعتدال در خوراک بوده و هست. باز در حدیث دیگری امام کاظم ژ فرمودند:.
اگر مردم در خوراک خویش میانه روی و اقتصاد را رعایت میکردند، بدنهای آنان سالم و معتدل میگشت.[۶۵].
پزشکان معتقدند: انسان از سن ۲۵ سال به بالا به طور طبیعی مقداری چربی و مواد اضافی ذخیره میکند و رو به چاقی میرود و در این صورت، پرخوری هیچ کمکی جز به افزایش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد کرد. و شاید بدین لحاظ، خوردن از روی سیری و زیاده روی در آن، در کلمات حضرات معصومین ه نوعی تضییع مال به شمار آمده است. نبیّ اکرمْ در وصیّتی به امیرالمؤمنین فرمودند:.
چهار چیز تضییع مال است: خوردن از روی سیری؛ روشن کردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمین سخت و غیر قابل کشت و نیکی به کسی که اهلیّت آن را ندارد.[۶۶].
همچنین عدّهای از فقهای عظام، خوردن از روی سیری را اسراف دانستهاند.[۶۷].
۲. پوشاک وتجمّل
زیبایی، لباسی است که خداوند بر اندام طبیعت پوشانده و چون خود جمیل مطلق است، جهان را نیز درنهایت جمال آفریده و ستارگان را در زیباترین صورت برای تزیین آسمان دنیا به وجود آورد و خود، مخلوقات خویش را به زیبایی و حسن، توصیف فرموده است:.
اَلّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْء خَلَقَه...؛[۶۸].
آن خدایی که هر چیزی را که ایجاد کرد نیکو آفرید.
خداوند خود جمیل است و جمال را دوست دارد و بدین جهت آنها را که خویش و دیگران را از زینتهای الهی محروم میکنند، توبیخ کرده[۶۹] و انبیای بزرگ و کتابهای آسمانی را فرستاده تا آدمیان، نه تنها از نظر صورت باطنی و روحی به بهترین وجه تربیت شوند؛ بلکه بهداشت و زیبایی ظاهری خویش را نیز به طور کامل رعایت کنند.
عنایت و توجّه بدین اصل مهمّ اسلامی، اضافه بر این که خود نوعی هماهنگی و همسویی با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسیار مهمّی بر تحکیم روابط و پیوندهای اجتماعی دارد. لذا خداوند دستور میدهد، تا مؤمنین هنگام رفتن به مساجد - که محلّ اجتماع مردم برای عبادت است - خود را بیارایند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محیط پاک مسجد نگذارند.[۷۰].
مرحوم امین الاسلام طبرسی(ره) از تفسیر عیاشی نقل میکند:.
حضرت امام مجتبی ژ هرگاه برای اقامه نماز مهیّا میشد، بهترین لباس خویش را میپوشید. وقتی اطرافیان علّت آن را جویا شدند، حضرت فرمود: خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد و من خودم را برای پروردگارم زینت میکنم؛ زیرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زینت کنید و من دوست دارم نیکوترین لباسم را بپوشم.[۷۱].
در سیره پیامبر گرامیْ نقل شده است:.
آن حضرت خود را همواره در آیینه مینگریست و موی سر خویش را شانه میزد و آن را مرتب مینمود و چه بسا در آب زلال نگاه میکرد و موهای خود را مرتب میفرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازی که در محیط خانه داشت، آن را برای اصحاب و محیط بیرون نیز انجام میداد و میفرمود: خداوند دوست دارد وقتی بنده او به سوی برادران دینی اش از خانه بیرون میرود خود را آماده کند و بیاراید.[۷۲].
در این گزارش علاوه بر این که سیره نبیّ اکرم مبنی بر رعایت زینت ظاهر در بین اجتماع بیان شده، بر ضرورت و لزوم رعایت زیبایی و حسن منظر در محیط منزل برای تحکیم پیوندهای خانوادگی نیز اشاره دارد و حتّی از این نقل میتوان استفاده کرد که لزوم آن در محیط داخلی و خانوادگی از اهمیّت بیشتری برخوردار است؛ زیرا رعایت حسن ظاهر از سوی پیامبر اکرمْ در بین اهل خود، به عنوان اصل و پایه و یک امر مسلّم فرض شده، ولی توجّه حضرت بدان در محیط اجتماع، فرع و بر پایه آن معرفی شده و این نکتهای است که برای حفظ بنیان زناشویی و جلوگیری از فساد در روایات دیگر نیز مورد توجه قرار گرفته و اهمیّت آن مورد تأکید واقع شده است.[۷۳]
در همین راستاست که در بعضی از روایات حتی داشتن لباسهای متعدّد تا به وسیله آن، هم آبرو و موقعیّت اجتماعی خویش را حفظ کند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامی آنها، از فرسودگی و کهنگی زود رس آنها جلوگیری به عمل آورد، بی اشکال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در یک حدیث معتبر، اسحاق بن عمار میگوید: از حضرت صادق ژ دربارهٔ مردی که ده جامه دارد و از آنها بهره مند میشود سؤال کردم، حضرت فرمود: (اشکالی ندارد.)[۷۴]
باز در حدیث دیگری میگوید: به حضرت امام صادق ژ عرض کردم:.
آیا صحیح است یک مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلی، پرسیدم: بیست لباس فرمود: بلی. سؤال کردم: سی لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: این اسراف نیست...[۷۵]
روایات در این زمینه بسیار است و حتی در بعضی از آنها ائمّه طاهرین برای حفظ شخصیّت و موقعیّت پیروان خود در جامعه و به خصوص در بین مخالفان، دستور اکید بر رعایت حسن ظاهر دادهاند. در حدیثی حضرت امام موسی بن جعفر ی خطاب به شیعیان فرمودند:.
شما گروهی هستید که دشمنانتان زیادند پس آنچه میتوانید در تجمّل و زینت خود بکوشید.[۷۶]
اسراف در لباس
در بحث قبل گفته شد که اسلام نه تنها با تجمّل و زیبایی طلبی و صرف مال در جهت تأمین و تهیه ابزار لازم آن مخالفتی ندارد؛ بلکه در بسیاری از موارد به آن سفارش وتشویق هم نموده است و در این زمینه تنها دو جنبه منع گردیده و از اسراف قلمداد شده است:.
نخست این که شخصی گام از حدّ خویش فراتر بگذارد و اقدام به خرید و تهیه البسه و لوازم تجمّلی برای خود و اعضای خانواده اش بنماید که خارج از شأن و موقعیّت اجتماعی و یا اقتصادی او باشد. امیرالمؤمنین ژ در روایت (اصبغ بن نباته) میفرمایند:.
سه علامت برای شخص اسرافگر وجود دارد: ۱. میخورد آنچه برای او نیست؛ ۲. میخرد آنچه برای او نیست؛ ۳. میپوشد آنچه برای او نیست.[۷۷].
(طریحی) میگوید: معنای حدیث این است:.
میخورد و خریداری میکند و میپوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد.[۷۸].
دیگر آن که، با استفاده بی رویّه و نامنظّم از پوشاک خود، زمینه کهنگی و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتی از روایت اسحاق بن عمار، حضرت صادق ژ میفرمایند:.
اسراف این است که جامه حفظ آبرویت را در منزل و وقت کار بپوشی.[۷۹].
به مضمون این حدیث شریف، روایات دیگری نیز آمده که در مناسبتهای مختلف به بعضی از آنها اشاره شده است.
۳. مسکن
از مهمترین نیازها و ضروریترین آنها برای هر موجود زنده، به ویژه انسان که به جهت خصوصیات طبیعی اش در معرض آفات و خطرات بیشتری قرار دارد، مسکن مناسب به شمار میآید که در ردیف اوّل نیازمندیها و خواستههای او واقع شده است.
در روایات برخورداری از مسکن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردی شناخته شده و حتی تأمین آن برای زن از سوی شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نیز در برخی روایات سخن از داشتن منزل وسیع است که از سعادت انسان قلمداد و همچنین پرهیز از ساخت و سکونت در منزلِ ضیق و تنگ که از نادانی و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق ژ از نبیّ اکرمْ نقل میکنند که حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص مسلمان، مسکن وسیع است.[۸۰].
نیز در حدیث دیگری رسول گرامیْ فرمودند:.
وسعت منزل از سعادت انسان است.[۸۱].
(معمربن خلاد) در یک روایت معتبر میگوید:.
حضرت رضا ژ منزلی را خریداری نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند:
منزل تو تنگ است. او گفت: این منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت کار احمقانهای کرده باشد سزاوار است تو مثل او باشی[۸۲].
در این جا این توضیح لازم است که ممکن است حضرت از موقعیّت و وضع مالی پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمکّن و قدرت مالی برای ساختن منزلی وسیع تر، مسکنی ضیق برای خود و یا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات کارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوری اسلامی، قسمت اعظم تلفات در زلزله ویرانگر گیلان و زنجان سال ۶۹ در ساختمانهایی بوده است که یا دارای طرح و نقشه صحیح معماری نبودهاند و یا در ساخت و پی ریزی ستونها و پایههای آن مسامحه و صرفه جویی به عمل آمده است.
بنابراین، با توجّه به این که کشور ایران به خصوص مناطق حاشیهای آن، از نقاط زلزله خیز جهان به حساب میآید؛ صرف مخارج زیاد در راه ایجاد و بنای ساختمانهای مستحکم و پایدار از دایره اسراف خارج است؛
بلکه رعایت استحکام و ابرام در بناها و محلهای مسکونی از مسائل لازم محسوب میشود.
تجاوز از حدّ کفاف
از روایات مختلف این گونه به دست میآید که برخورداربودن از خانه وسیع از سعادت انسان است؛ ولی وسعت منزل، بر حسب افراد و موقعیتهای آنان متفاوت است و فراهم کردن مسکن بیش از حدّ نیاز و کفایت، مذمّت و تقبیح شده است. در واقع وسعت یک واحد مسکونی در صورتی پسندیده است که در خدمت نیازهای انسان باشد، نه خارج از آن.
رسول اکرمْ پس از آن که هر کس ساختمانی از روی ریا و سمعه بسازد تهدید به عذاب الهی فرمودند، کسی پرسید: چگونه بنایی با این وصف ساخته میشود حضرت فرمود:.
بدین صورت که برای فخرفروشی بر همسایگان و برادران دینی اش، بیش از مقدار لازم مسکن بنا کند.[۸۳].
نیز درحدیث مشابهی رسول خداْ در جواب چنین سؤالی فرمودند:.
زیاده از حدّ کفاف یا برای مباهات بر دیگران، ساختمان سازی میکند.[۸۴].
دراین حدیث شریف، خصوصیتی وجود دارد که حدّ کفاف به طور مستقل آمده و بیانگر این نکته است که فراهم کردن مسکن بیش از مقدار کفایت، گرچه برای فخرفروشی و خودنمایی هم نباشد ناپسند و موجب غضب و عذاب الهی است. باز در حدیث دیگری امام صادق ژ فرمودند:.
هر بنایی اضافه برحدّ کفاف باشد، در قیامت بر صاحبش سختی و عذاب خواهد بود.[۸۵].
تنها در صورتی داشتن مسکن اضافی و متعدّد بی اشکال شمرده میشود که صاحب آن، اضافه بر رفع نیازهای شخصی، از آن در راه پناه دادن به بی پناهان و دستگیری از مستضعفان بهره گیری نماید.
امیرالمؤمنین ژ در بصره برای عیادت از علاء بن زیاد حارثی - که از اصحاب امام ژ و بیمار بود - به منزلش تشریف بردند وقتی حضرت وسعت منزل او را نگریستند فرمودند:.
با وسعت این خانه در دنیا چه میکنی در حالی که تو بدان در آخرت محتاج تری!.
سپس آن حضرت میفرماید:.
آری اگر در آن از میهمان و واردان پذیرایی کنی و خویشان بی سرپناهت را در آن جای دهی وحقوقی که از این خانه بر عهده ات هست ادا نمایی، در این صورت تو به وسیله آن به آخرت رسیدهای.[۸۶].
بر طبق نتایج آمارگیری (مرکز آمار ایران) ازوضعیت خانوارهای کشور در سال ۱۳۶۷ در بین خانوادههای شهری که برای این آمار انتخاب شدند، ۳/۲۳ درصد دارای سه اتاق، ۱/۲۳ درصد دارای چهار اتاق، ۸/۱۹ درصد دارای دو اتاق، ۱۶ درصد دارای پنج اتاق، ۳/۱۰ درصد آنها دارای شش اتاق و یا بیشتر و ۶/۸ درصد دارای یک اتاق بودهاند.
همچنین این آمار نشان میدهد که تنها محلّ سکونت ۴/۷۷ درصد از خانوارها دارای آشپزخانه بوده است.[۸۷].
اکنون با توجه به این که عدّه کثیری از هموطنان ما در شرایطی هستند که مجبورند، استراحت شخصی و پذیرایی از میهمان و حتی آشپزی خود را تنها در یک اتاق انجام دهند، چه وظیفهای بر عهده صاحبان منازل وسیع و اضافی با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامی بار میشود.
۴. وسیله نقلیّه
در بحث پیش ملاحظه شد که در روایات، منزل وسیع از سعادت و خوشبختی انسان قلمداد شده است. همین طور در احادیث، حضرات معصومین ه از مَرْکَب سالم و راهرو نیز، به همین عنوان یاد نمودهاند. رسول گرامیْ فرمودند:.
از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسکن و همسایه صالح و مرکب راهرو است.[۸۸].
باز همان حضرت فرمودند:.
از سعادت شخص، زن صالح و مسکن وسیع و مرکب خوب و فرزند صالح است.[۸۹].
ولی اگر وسیله نقلیّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعیّت اجتماعی و بیشتر از مقدار نیاز و کفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نیست؛ بلکه خود مایه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق ژ در قسمتی از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.
آیا خیال میکنی خداوند شخصی را بر مالی که به او تفضّل فرموده امین قرار داده است، تا در حالی که یک اسب بیست درهمی برای نیازهای او کافی است، اسب ده هزار درهمی خریداری کند... و خود فرموده است: اسراف نکنید، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد.[۹۰].
۵. بوی خوش
از امور مفید به حال انسان که برای نشاط روحی و اعصاب او بسیار مؤثر و نتیجه بخش است، به کارگیری بوی خوش و معطّر است. نبیّ اکرمْ و ائمه طاهرین ه با قول و عمل مسلمانان را به استفاده از آن ترغیب نمودهاند. امام باقر ژ فرمودند:.
حضرت رسول خداْ هرگاه از مکانی عبور مینمود تا دو یا سه روز به جهت بوی خوش او، هر رهگذری متوجّه عبور آن حضرت از آن مسیر میشد.[۹۱].
نیز حضرت صادق ژ در حدیثی فرمودند:.
رسول خداْ همواره بیش از آن مقدار که در خوراک خرج مینمود، در بوی خوش انفاق میفرمود.[۹۲].
لذا با توجّه به فواید بوی خوش برای روان و اعصاب و نیز تأثیرات مثبتی که بر روابط اجتماعی دارد،صرف مال زیاد در راه آن، به جا شمرده شده و از عنوان اسراف خارج است.
درحدیثی امام صادق ژ فرمودند:.
آنچه برای به دست آوردن و مصرف بوی خوش خرج کنی، اسراف نیست.[۹۳].
۶. موقعیّت اجتماعی
از آن جا که اسلام توجه زیادی به انسان و شرافت افراد بشر دارد، به حفظ شخصیّت و حیثیّت اجتماعی او نیز اهمیّت داده است و در این راستا اجازه داده تا شخص برای حفظ آبروی خویش در اجتماع به مقدار لازم از ثروت خود بهره ببرد و حتّی در بسیاری از احادیث، ثروتی که در این راه مصرف شود، به عنوان بهترین مال معرّفی شده است.
امیرالمؤمنین ژ فرمودند:.
همانا بهترین کارها حفظ آبرو به وسیله ثروت است.[۹۴].
در روایت دیگری همان حضرت فرمودند:.
از بزرگواری شخص، مصرف نمودن مال در راه حفظ آبروست و صیانت ازمال به قیمت بر باد دادن آبرو از پستی انسان به حساب میآید.[۹۵].
به همین جهت مصرف مال در این راه از اسراف و تبذیر خارج شمرده شده است. از حضرت امیرالمؤمنین ژ روایت شده است که فرمودند:.
آنچه از ثروت خود برای حفظ آبرویت به مصرف برسانی، از بین نرفته است.[۹۶].
ولی باید توجه داشت، که در موارد بسیاری انسان دچار اشتباه میشود و خود را دارای موقعیّتی فرض میکند و سپس ممکن است برای حفظ آن اعتبار موهوم، به ولخرجیها و ریخت وپاشیهایی دست بزند و خود را از حریم عفاف و تقوا خارج نماید و تمامی اینها را به حساب حفظ آبرو بگذارد. از این رو باید موارد حقیقی و صحیح آن را با دقّت شناخت و بعد از آن به مقدار لازم صرف مال کرد. به عنوان مثال؛ برای برپایی یک مجلس میهمانی و یا غیر آن باید به حدّی خرج مال کرد که نه انسان در اجتماع به تنگدستی و یا بخل و مالدوستی متهم شود و نه به اسراف و تبذیر و خودنمایی.
۷. لوازم زندگی
تأمین و تهیّه وسایل و ابزار زندگی در حدّ نیاز و نیز مخارج حفظ و تعمیر آنها از مصارف ضروری زندگی محسوب میشود و از موارد مجاز برای صرف مال است.
درحدیثی حضرت امام صادق ژ نیازمندیهای شخصی را که انسان میتواند از مال خویش در راه آن مصرف کند بر میشمارند و از جمله این که:.
... آنچه برای تعمیر و ترمیم وسایل زندگی و یا حمل و نقل و یا حفظ آنها به خرج میرساند و نیز آنچه از منزل و یا وسیلهای از وسایل زندگی برای رفع نیازهای خود تهیّه مینماید.[۹۷].
عدول از اعتدال
فراهم نمودن لوازم مورد نیاز زندگی، گرچه از عنوان اسراف خارج است، ولی تجاوز از حدّ اعتدال جایز نیست؛ مانند این که ابزاری خریداری کند که یا مورد نیازش نیست و یا جنبه تشریفات اضافی دارد و یا بیش از مقدار احتیاجش باشد که در هر سه مورد کاری مسرفانه کرده و از حدّ میانه دور شده است. حماد بن عیسی میگوید: امام صادق ژ به جامه خواب منزل شخصی نظر انداخت و سپس فرمود:.
یکی برای خود او و دیگری برای اهل او و سومی هم برای میهمانش و چهارمی جایگاه شیطان است.[۹۸].
باز در حدیثی سه علامت برای شخص مسرف بیان میکند و از جمله آنها این است که: (وَیَشْتَری مِا لَیْسَ لَهُ؛[۹۹] خریداری میکند آنچه را لایق به حال او نیست و بالاتر از شأن اوست.).
البته وضعیّت اشخاص در این مورد مختلف است: ممکن است فردی به دلیل موقعیّت خاصّ اجتماعی اش که لازمه آن، رفت و آمد زیاد است نیازمند وسایل و ابزاری باشد که داشتن آنها برای او اسراف نباشد، ولی اگر همان وسایل را شخص دیگری که دارای آن شرایط نیست داشته باشد، فردی مسرف به حساب آید.
بر این اساس، در آن حدیث که حضرت صادق ژ فرمودند: چهارمین بستر برای شیطان است، در واقع آن چهارمی اضافه بر نیاز آن شخص بوده و برای میهمانداری او تنها یک جامه خواب کفایت میکرده است و چنانچه شخصی برای پذیرایی از میهمانان و واردینش اضافه بر آن مورد نیازش باشد، با برخورداری از آن نه تنها مسرف نیست؛ بلکه بنابر آنچه در پیش گفته شد، این خود بهترین مورد برای خرج مال و ثروت است؛ زیرا دارا بودن آن مایه حفظ آبرو و حیثیّت شخص و پاسدار موقعیّت اجتماعی اوست.
۸. سایر موارد
آنچه تاکنون ذکر شد، نمونههایی از نیازمندیهای شخصی و خانوادگی بود و این گونه احتیاجات منحصر به آنچه گفته شد نیست و موارد دیگری هم وجود دارد: از قبیل ازدواج و تشکیل خانواده، مسافرتها، تحصیل دانش، بهداشت و تأمین سلامتی، خدمتگزار، تفریحات سالم و مانند آن که با ملاکهای به دست آمده در قسمتهای قبل میتوان به تأکید اسلام بر ضرورت رعایت و توجه به آنها و نیز به اندازه مجاز صرف مال در راه آن پی برد.
۹. انتخاب اصلح
در پایان این بخش، به نکتهای اشاره میشود که در بسیاری از مخارج شخصی به کار خواهد افتاد و آن این است که گاهی جنسی با قیمت نازلی خریداری میشود در صورتی که میتوان با همان مقدار یا اندکی بیشتر، کالایی که در مقایسه با آن از دوام و فایده زیادتری برخوردار باشد، تهیه نمود که در صورت تمکّن از تحصیل جنس مرغوب صرف مال در غیر آن از اسراف شمرده شده است. یکی از اصحاب حضرت کاظم میگوید:.
حضرت به من فرمودند: چه مرکبی داری عرض کردم: دارای الاغی هستم. فرمود: آن را چقدر خریدهای گفتم: به سیزده دینار. فرمود: این کار اسراف است که الاغی را به این مقدارخریداری کنی و (برذون) تهیه نکنی. عرض کردم: آقای من! خرج (برذون) از الاغ بیشتر است. فرمود: آن کس که الاغ را روزی میدهد (برذون) را هم خواهد داد.
برذون، که همان یابو و اسب باربر است، اضافه بر این که کار حمل و نقل را به خوبی انجام میدهد، فواید دیگری را نیز داراست که امام ژ در دنباله گفت وگوبه یکی از مهمترین آنها در آن عصر اشاره میفرماید:.
آیا نمی دانی هر کس مرکبی را نگهداری نماید و در انتظار فرمان ما باشد و با این آمادگی دشمن ما را به خشم آورد و به ما منسوب باشد، خداوند روزی را بر او جاری و سینه اش را وسیع خواهد ساخت و به آرزوهایش نایل مینماید و در گرفتاریها و احتیاجات یاور اوخواهد بود[۱۰۰].
بخش پنجم: اسراف درانفاقهای مستحبّ
اعتدال در انفاق
در بخش سوم تحت عنوان (کمک به نیازمندان) گفتیم از فواید این حکم، حفظ توانایی و تمکّن مالی برای انفاق و دستگیری از نیازمندان است و تا حدودی در مورد اهمیّت و فلسفه انفاق نیز بحث شد؛ ولی در این بخش خواهیم گفت که اعتدال و میانه روی، اصلی است که حتّی در خود انفاق نیز جاری است و کسی حق ندارد با زیاده روی در آن به نیازمندیهای ضروری خود و خانواده اش پشت کند و آنان را در مشقّت و سختی بیندازد و در حقیقت نباید اسراف کرد تا بتوان انفاق نمود و در آن هم نباید از حدّ اعتدال خارج شد، تا این که باز هم بتوان از مال خویش در موارد دیگر بهره جست.
بنابراین پرهیز از اسراف در غیر انفاق، برای تمکّن از اصل انفاق است و پرهیز از آن در انفاق، برای تمکّن از آن درموارد لازم تر و ضروری تر است و اینک بحث دراین زمینه را تحت عناوین (قرآن و اسراف در انفاق، فایده میانه روی درانفاق، اسراف و ایثار) دنبال میکنیم.
۱. قرآن و اسراف در انفاق
انفاق به دیگران و یا در راه امور خیریّه، چنانچه زیادتر از شأن انفاق کننده باشد و یا به مقداری که خود و عیال خویش را به زحمت و سختی گرفتار سازد، انجام بگیرد، از مصادیق اسراف به حساب میآید. قرآن مجید در سه آیه از این نوع اسراف نهی به عمل آورده است:الف) ... وَءَاتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصِادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْمُسْرِفینَ[۱۰۱] حق زراعت را روز درو بپردازید و اسراف نکنید، همانا خداوند مسرفین را دوست ندارد.
مرحوم طبرسی - رضوان اللّه علیه - مینویسد:.
لاتسرفوا؛ یعنی تمام آن را صدقه ندهید که برای اهل و عیالتان چیزی باقی نماند، آن گونه که (ثابت بن قیس بن شماس) عمل کرد؛ زیرا او محصول پنجاه درخت خرما را چید و تمام آن را صدقه داد و چیزی از آن را برای عیالش به خانه نبرد.[۱۰۲].
ب) وَالَّذینَ إذا اَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکِانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً؛[۱۰۳] بندگان خدا کسانی اند که وقتی انفاق میکنند، نه اسراف مینمایند و نه بخل میورزند و حدّ میانه را در آن رعایت میکنند.
در استدلال به این آیه شریفه ممکن است این پرسش به ذهن بیاید که آیه کریمه میفرماید: بندگان خدا در انفاق حدّ میانه را رعایت میکنند، بدین معنا که در بنده خدا بودن، تنها مراعات حدّوسط کافی است و انفاق همه مال لازم نیست و بر این اساس زیاده روی در انفاق کار ناپسندی نخواهد بود؛ گرچه برای کسب مقام عبودیّت لزومی ندارد.
پاسخ این است که در آیه شریفه برای اهل انفاق سه حالت در نظر گرفته شده است:.
۱. اسراف؛.
۲. اقتار؛.
۳. حدّ میانه.
اگر آیه کریمه تنها نفیِ اقتار را از صفات مؤمنین بر میشمرد و میفرمود: (مؤمنین کسانی اند که وقتی انفاق میکنند بخل نمیورزند) غیر از آن - چه حدّ میانه و چه اسراف - از صفات پسندیده بندگان حق به حساب میآمد؛ در حالی که قرآن مجید علاوه بر اقتار، طرف اسراف را هم نفی فرموده و در مقام شمارش بعضی از صفات اهل ایمان تنها انفاق در حدّ میانه را در ردیف آنها قرار داده است، که بیانگر این است که اسراف نیز مانند اقتار از صفات مؤمنان بیرون است.
ج) باز میفرماید:.
وَلاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إلی عُنُقِکَ وَلاتَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛[۱۰۴] دستت را بسته به گردن خود قرار مده (یعنی بخل مورز مانند آدمی که دستش به گردنش بسته شده و قدرت انفاق ندارد) و آن را به تمامی باز نکن تا در نتیجه بنشینی در حالی که ملامت شوی و دستت از همه چیز کوتاه شود.
مرحوم طبرسی - قدس سرّه - در ذیل همین آیه نقل میکند:.
زنی پسرش را به حضور رسول گرامی فرستاد و گفت: به پیامبرْ بگو: مادرم از شما زرهی میطلبد و اگر فرمود:
اکنون چیزی در نزد ما نیست، بگو: مادرم جامه شما را میخواهد. آن پسر آمد و آنچه مادرش گفته بود به عرض رسول گرامیْ رساند و آن حضرت نیز لباس خود را در آورده و بدو دادند. پس از آن این آیه نازل شد. گفته شد که نبیّ اکرم بعد از این واقعه در خانه باقی ماند و جامهای که خود را با آن بپوشاند، نداشت و نتوانست از منزل خارج شده و برای نماز به مسجد برود و لذا کفّار حضرت را ملامت کردند و گفتند: محمّدْ مشغول به خواب شده و از نماز غفلت کرده است.[۱۰۵]
حضرت امام صادق ژ در یک تفسیر عملی از این جمله آیه شریفه که: (قرارنده دَستت را بسته شده به گردنت) کفّ مبارکش را جمع کرد و فرمود: این گونه. و در تفسیر (باز نکن آن را به تمامی) کفّ شریف خود را باز نمود و فرمود: به این صورت.[۱۰۶].
۲. فایده میانه روی در انفاق از دیدگاه روایات
در لابه لای روایات در این زمینه، به دو فایده برای اعتدال در انفاق برمی خوریم که میتوان آن را به عنوان فلسفه این حکم تلقّی کرد.
الف) باقی ماندن تمکّن مالی برای انفاقهای دیگر.
در روایتی حضرت علی بن موسی الرّضا ژ فرمودند:.
پدرم میفرمود: از اسراف وقت چیدن محصول این است که شخص با دو دست انفاق کند و هر دو کفّش را پر نماید.
و پدرم اگر میدید یکی از خدمتگزاران با دو کفّ پر، صدقه میدهد بر او بانگ میزد که با یک دست عطا کن و قبضهای بعدِ قبضه بده.[۱۰۷].
در این جا ممکن است مقصود حضرت از این که (قبضهای بعد قبضه بده) این باشد که تمام آنچه میخواهی انفاق کنی، به یک نفر مده؛ بلکه به اندازه رفع ضرورت بدو عطا کن تا بتوانی به دیگران نیز کمک کرده، از آنان هم رفع نیاز نمایی.
باز حضرت صادق ژ در حدیثی فرمودند:.
خداوند چگونه انفاق کردن را به پیامبرشْ آموخت؛ زیرا شبی مقداری طلا در نزد رسول گرامی اش موجود بود و آن حضرت دوست نداشت آن مقدار طلا تا صبح در دست او بماند و همان شب تمامی آن را صدقه داد و وقت صبح چیزی در نزد او نمانده بود، در همین حال نیازمندی رسید و از او تقاضای کمک مالی کرد و آن حضرت چیزی نداشت تا بدو بدهد، آن سائل حضرت را سرزنش کرد و رسول گرامی از این که نتوانسته بدان درخواست کننده چیزی بدهد، غمگین و ناراحت شدند؛ زیرا حضرت در مقابل مؤمنین دارای قلبی رؤوف و مهربان بود. پس از آن، خداوند روش انفاق را با این آیه به نبیّ گرامی اش تعلیم فرمود:.
و قرار نده دستت را بسته به گردنت و بازنکن آن را به تمامی که در نتیجه بنشینی؛ در حالی که منقطع از مال بمانی و مورد ملامت قرار بگیری. خداوند با این آیه به پیامبرش میگوید: مردم از تو درخواست کمک میکنند و عذر تو را نمیپذیرند. وقتی تمام مال خود را انفاق کنی دست خویش را از مال و سرمایه ات کوتاه کردهای.[۱۰۸].
از این دو حدیث شریف استفاده میشود که از مهمترین فواید و ثمرات رعایت میانه روی و اعتدال در انفاق، باقی ماندن توانایی مالی جهت کمک به نیازمندان دیگر و امکان دستگیری از آنهاست و بدیهی است اگر انسان بتواند با مقدار مالی که در اختیار او هست، تعداد بیشتری از محرومین را از سختی نجات دهد، بهتر است این گونه عمل کند تا این که تمامی آن را به یک نفر بدهد و چه بسا این عمل در شرایطی که منجر به صدمه و یا تلف نیازمند دیگری بشود، حرام نیز باشد.
ب) وجود تمکّن مالی برای تأمین نیازمندیهای شخصی و خانوادگی که در اسلام امری واجب شمرده شده است.حضرت امام باقر ژ فرمودند:.
فلان شخص از انصار - که حضرت او را نام برد - دارای مزرعهای بود. هرگاه محصول آن را جمع مینمود، تمام آن را صدقه میداد و خود و عیالش تهیدست میماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد.[۱۰۹].
باز یکی از اصحاب حضرت صادق ژ میگوید:.
من در خدمت آن حضرت بودم که نیازمندی رسید و درخواست کمک کرد. حضرت او را مورد لطف و عطای خویش قرار داد. بعد از او سائل دیگری رسید بدو هم کمک فرمود، پس از او باز دیگری به حضور آن حضرت رسید، بدو نیز مساعدت فرمود. سپس شخص چهارمی آمد و درخواست کمک کرد که حضرت به او فرمود: خدا روزی تو را وسیع گرداند.
بعد فرمود: اگر شخصی دارای سی یا چهل هزار درهم مال باشد و بخواهد چیزی از آن برای خود باقی نگذارد و همه آن را در راه خیر به مصرف برساند و این کار را انجام دهد و تهیدست بماند، از آن سه کسی خواهد بود که دعایشان مستجاب نمیشود من به حضرت عرض کردم آنها چه کسانی هستد فرمود: یکی از آنها شخصی است که دارای مال و ثروتی باشد و همه آن را در راه صحیحی انفاق کند، بعد بگوید: پروردگارا به من روزی عنایت فرما، که در جواب گفته میشود: آیا قرار ندادم برای تو راهی به طلب روزی[۱۱۰].
قسمت پایانی حدیث شریف اشاره به مفاد بسیاری از روایاتی است که در آنها به ذکر چندین دسته - که دعای آنان مردود و بی اعتبار است - پرداخته شده است. در بعضی از آنها سه گروه و در برخی چهار و در دیگری بیشتر از آن نامبرده شده و با تعبیرات گوناگون به ما رسیده و تقریباً در تمامی آنها گروه مسرفان ذکر شده است. همانها که همه ثروت خود را - چه در راه صحیح و یا غیر آن - انفاق میکنند و پس از آن که به فقر و پریشانی دچار میشوند از خداوند طلب روزی مینمایند که جواب خدا بدانها این است که:.
مگر به تو روزی ندادم، چرا اسراف کردی و میانه روی در پیش نگرفتی تا به فقر و پریشان حالی گرفتار آمدی[۱۱۱]
یک نکته
در این جا نکتهای لازم به توضیح است که در این روایات جهت صرف مال مختلف بیان شده است؛ مثلاً در یک حدیث (فَأَنْفَقهُ فی وَجْهِهِ)[۱۱۲] آمده که به معنای انفاق مال در راه صحیح و خیر است و در بعضی دیگر نیز به همین مضمون است؛ مثل این که در روایت دیگر: (فَأَنْفَقَهُ فی الْبِرِّ وَالتَّقْوی)[۱۱۳] ذکر شده است؛ ولی در تعداد دیگری از احادیث، (فَأَفْسَدَهُ)[۱۱۴] و یا (فَأَنْفَقَهُ فی غَیْرِ حَقِّهِ)[۱۱۵] یا (فَأَنْفَقَهُ فی غَیْرِ وَجْهِهِ)[۱۱۶] آمده است که معنای آن انفاق مال در مسیرنادرست و نابه جا است و این اختلاف در تعبیر ممکن است بدین جهت باشد که برای تحقق اسراف در انفاق لازم نیست مورد انفاق از راههای باطل باشد؛ بلکه ممکن است با بذل مال در راه خیر و حق نیز اسراف پیش بیاید. از این رو درمباحثههای حضرت صادق ژ با صوفیّه[۱۱۷]، آن حضرت با استناد به یکی از همین احادیث از نبیّ اکرمْ روش آنان مبنی بر انفاق تمامی مال را محکوم میفرمایند و در آن جا جمله (فَأنْفَقَهُ) را بدون قید و متعلق ذکر مینمایند که هم شامل انفاق در مسیر باطل است و هم انفاق در راه صحیح و حق.
و نیز ممکن است برای حلّ این اختلاف در تعبیر بگوییم: انفاق تمامی مال به افراد مستمند و یا کارهای خیریّه دو جنبه دارد: از یک طرف انفاق به جا و درست است و از طرفی ناحقّ و بی مورد؛ زیرا انفاق همه مال از این جهت که نجات محرومان و مستمندان از فقر و پریشانی است کاری پسندیده و در خور تحسین است، ولی از آن جهت که بخشیدن تمام مال به مستمندان و یا کارهای خیریّه پیامدها و ره آوردهای ناگوار برای خود انسان و عیال او دارد، عملی نا به جا و نادرست است ولذا احتمال میرود اختلاف در تعبیر به جهت تفاوت این دو جهت باشد.[۱۱۸]
۳. اسراف و ایثار
آنچه تاکنون گفته شد این است که زیاده روی در انفاق به دیگران و کارهای خیریّه به گونهای که لطمهای به خود و یا خانواده انفاق کننده وارد سازد، اسراف و مذموم است؛ ولی در برابر آن آیات و روایاتی وجود دارد که در آنها از ایثار و برگزیدن دیگران بر خویش، به ویژه در آنچه مورد نیاز شدید خود اوست، تمجید و تحسین به عمل آمده و صاحبان چنین صفتی، به بهترین صورت توصیف و تکریم شدهاند.
توضیح این که: از آیات کریمه قرآن سه نوع ایثار استفاده میشود:.
الف) مقدّم داشتن جان دیگری بر جان خود، که نمونه عالی آن، فداکاری امیرالمؤمنین ژ در (لیلة المبیت) است که حاضر شد خطرهایی که متوجّه جان مبارک رسول گرامی اسلام بود از آن حضرت دفع شود و برحیات نازنین او وارد آید.[۱۱۹].
ب) انفاقِ مالِ مورد علاقه خود به دیگران، گرچه علاقه بدان به جهت کمیابی و نفیس بودن آن و یاجهات دیگر باشد، نه فقط از جهت نیاز و احتیاج ضروری بدان، که در این زمینه قرآن کریم میفرماید:.
لَنْ تَنِالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...؛[۱۲۰].
به سعادت و نیکی نمیرسید، تا این که انفاق کنید، از آنچه بدان علاقه دارید.
تا این جا منافاتی بین آنچه در نهی از اسراف آمده با آنچه دربارهٔ این دو نوع از ایثار بیان شده است وجود ندارد؛ زیرا نوع اوّل ایثار جان است و مربوط به امور مالی نبوده و دوّمی هم تنها منحصر به زیاده روی در انفاق و ضرر زدن به خود و خانواده نیست؛ زیرا ممکن است شخص ثروتمندی، با انگیزههای شخصی به چیزی علاقه پیدا کند که انفاق آن زیاده روی نبوده و ضرری متوجّه خود و دیگران نسازد.
ج) ایثار و ترجیح دادن دیگران بر خود در چیزی که احتیاج و نیاز کامل بدان دارد، به گونهای که با این عمل به مشقّت و سختی دچار شود. این خصیصه را قرآن کریم برای مسلمانان نخستین اسلام ذکر فرموده و آنان را به داشتن این صفت ستایش کرده است و میفرماید:.
وَالّذینَ تَبَوّءو الدّارَ وَالْإیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هِاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلایَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حِاجَةً مِمّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کِانَ بِهِمْ خَصَاصَة وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[۱۲۱].
وآن کسانی که پیش از مهاجرین در دار هجرت (مدینه) جای گرفتند (یعنی انصار) و ایمان را برگزیدند و کسی را که به سوی آنان هجرت نماید، دوست میدارند و در سینههای خود به آنچه به مهاجرین داده میشود، احساس نیاز و حسد نمیکنند و آنها را بر خویش بر میگزینند؛ هر چند فقیر و نیازمند هم باشند و هر کس جان خود را از بخل و گرفتگی نگه دارد، آنها از گروه رستگارانند.
در شأن نزول این آیه شریفه جریانهای مختلفی از ایثار و فداکاری فوق العاده مسلمانهای تربیت یافته دامان پاک رسول خداْ نقل شده است که پرداختن بدان، کلام را به درازا خواهد کشید.[۱۲۲].
در این زمینه احادیث فراوانی هم رسیده و در بیشتر آنها برای تمجید از ایثار، به همین آیه کریمه توجّه داده شده است[۱۲۳] که برای نمونه، تنها یکی از آنها را ذکر میکنیم:.
(جمیل بن دراج) به حضرت صادق ژ عرض کرد: چه کسانی بهترین اصحاب من هستند.
حضرت فرمودند: همانها که در سختی و راحتی به فکر دیگران باشند و بدانان نیکی کنند. سپس فرمود: ای جمیل! بر صاحب ثروت زیاد، نیکویی و انفاق آسان است وخداوند کسی را که دارای ثروتی اندک و بدان محتاج باشد و آن را در جهت کمک به دیگران به مصرف برساند ستایش کرده و میفرماید: و بر میگزینند بر خودشان گرچه محتاج و نیازمند باشند و کسی که بخل و گرفتگی را از جان خود دور کند، آنها گروه رستگارانند.[۱۲۴].
در زندگی بزرگان دین و اولیای اسلام، به خصوص در حیات سراسر نورانی و پرافتخار خاندان عصمت و طهارت ه نمونههای فراوانی از این نوع ایثار وجود دارد، که نشان سیره عملی و اخلاقی آن حضرات در این زمینه است. به عنوان نمونه، قرآن مجید از این اسوههای فداکاری و صبر - که در جریان بیماری امام حسن و امام حسین ی و به شکرانه بهبود آن دو حضرت سه روز را روزه گرفتند و در آخر هر روز، وقت افطار غذای خویش را به نیازمند دادند - به بهترین صورت یاد و از آنان تجلیل مینماید که شرح آن در کتابهای سیره و تفسیر آمده است.[۱۲۵].
یک سؤال
اکنون با توجّه به آنچه در این نوع از (ایثار) بیان شد، جای این پرسش است که: درمباحث پیش روشن شد (اسراف) انفاق مال به دیگری در آن قسمت از مالی است که انفاق کننده بدان نیاز مبرم و ضروری داشته باشد؛ در حالی که همین خود موضوع (ایثار) است و بر این اساس، آیا قباحت اسراف بیشتر است یا مزیّت ایثار و کدام یک بر دیگری مقدّم است به عبارت دیگر، آیا بین ملاک این دو حکم با هم مزاحمت است و یا هر کدام به جای خود محفوظ است و بر خوردی بین آن دو وجود ندارد.
پیش از آن که پاسخ خود را به این سؤال بیان کنیم، به جوابی که برخی بدین پرسش دادهاند، میپردازیم.
نسخ آیه ایثار
برخی با استفاده از مناظره حضرت صادق ژ با عدّهای از صوفیّه فرمودهاند که آیه شریفه (ایثار) به آیات نهی از (اسراف) نسخ شده و زمان مشروعیت آن گذشته است.[۱۲۶] امام صادق ژ در قسمتی از آن مناظره فرمودند:.
امّا آنچه شما از تاریخ ایثارگران و تمجید خداوند از آنان گفتید صحیح است، ولی باید بدانید آن کار در آن زمان بر مسلمانان حلال و جایز بود و خداوند آنها را از آن عمل نهی نفرموده بود و در برابر آن اجر و ثواب نیز بدانان خواهد داد؛ ولی بعد از این، برخلاف آن روش دستور داده است و با این فرمان، در واقع مشروعیّت (ایثار) را نسخ فرموده است و این نهی به جهت رحمت و محبّتی است که به مؤمنین دارد، تا آنان خود و افراد تحت کفالت خویش را در زحمت و ضرر قرار ندهند.[۱۲۷].
ولی حقیقت این است که استفاده (نسخ) از این سخنان حضرت، بدین معنا که آیه کریمه ایثار به کلّی منسوخ و غیرقابل عمل باشد و عمل ایثار در هر صورت کاری ناپسند و مورد نهی باشد، خالی از اشکال نیست؛ چرا که خود آن حضرت در بیانات دیگر خود، برای تشویق و ترغیب مردم به مواسات و ایثار، در موارد مختلف به همین آیه شریفه استناد میفرمایند[۱۲۸] و بدیهی است استدلال برای اثبات پسندیده بودن و استحباب عملی به آیهای که محتوای آن نسخ شده است صحیح نیست. لذا احتمال میرود مقصود حضرت صادق ژ از (نسخ) آیه شریفه، چیزی غیر از نسخ اصطلاحی باشد. و نظیر این، مطلبی، است که امام ژ بعد از این، در همین مناظره میفرماید:.
آیا نمیدانید خدای بزرگ در اوّلین بار بر مسلمانان واجب فرموده بود تا یک فرد از آنان با ده نفر از مشرکین مقابله کرده و به جهاد بپردازد. سپس به دلیل رحمت بر آنها این تکلیف را برداشته و آنان را به مقابله یک نفر با دو تن از آنها مکلّف ساخت و این به جهت تخفیف بر حال مؤمنین بود و با این فرمان حکم اوّل منسوخ گشت.[۱۲۹].
روشن است که نسخ در این فرمایش حضرت، به این معناست که با توجّه به تحوّل در روحیّهها و پدید آمدن ضعف و سستی در بین مسلمین، آن تکلیف سنگین برداشته شد و همراه با پدید آمدن شرایط جدید، حکمی سبک تر به جای آن آمده است و هرگز بدین معنا نیست که اگر همان شرایط صدور حکم اول، یعنی همان استقامتها و ایمانهای قوی و نیز قلّت نیروی مؤمنین و کثرت افراد و تجهیزات مشرکین در نبرد حقّ و باطل در زمانهای بعد پیش آید، این لزوم برابری و وجوب مقابله با ده نفر و یا حتّی بیشتر از آن در بین نباشد؛ چرا که به عنوان نمونه، در نهضت کربلا که برای اصحاب حضرت سید الشّهدا ژ همان شرایط مؤمنین صدر اسلام فراهم آمده بود بر آنان لازم و واجب بود تا از حریم اسلام و امامت گرچه به برابری یک تن بر صد نفر نیز باشد دفاع نمایند. در این مورد نیز، امام ژ در بحث با صوفیها که این زیاده روی در انفاق و به تعبیر دیگر (ایثار) را به خیال خود - هر چند این عمل منجر به زیان برخود و یا افراد تحت کفالت ایثار کننده بشود - واجب میانگاشتند و بر آن به آیه شریفه ایثار استدلال مینمودند فرمودند:.
آن عمل در وقت خود از مسلمانان نخستین اسلام پسندیده بود؛ ولی از آن جا که این روش چه بسا موجب ضرر بر اهل و عیال شود و اگر انسان همه مال خود را که باید به وسیله آن، کودکان ضعیف و پیر زن و پیر مرد سالخورده تحت کفالت خود را از تلف شدن محافظت کند به دیگری بدهد، آنها را به هلاکت کشانده است.
خداوند متعال به جهت رحمت و عطوفت به بندگان خود، آنان را از این عمل نهی فرمود. و این نهی در واقع نسخ آن رویّه به حساب آمد.[۱۳۰].
ولی این بدان معنا نیست که اگر ایثاری موجب زیان نشد و یا این که اهل و عیال خود به این عمل راضی، بلکه شایق بودند و حاضر شدند برای رضای خدا تحمّل فشار و گرسنگی را بنمایند، باز هم عمل نکوهیده و قبیحی به شمار آید؛ بلکه بنا به فرمودههای خود حضرت صادق ژ در احادیث گوناگون[۱۳۱] با استناد به همین آیه شریفه ایثار، این کار، خود از بالاترین ارزشها به حساب آمده و بهترین مرتبه اخلاص و عالیترین درجه گذشت و خداجویی انسان را به نمایش میگذارد.
بر این اساس، ایثار اهل بیت عصمت و طهارت و داستان اطعام به یتیم و اسیر و مسکین در همین راستاست؛ زیرا که آنان خود با کمال رضایت و عشق به خدا و بندگان محروم او - بدون این که امیرالمؤمنین ژ این عمل را بدانها تحمیل کند و یا حتّی دستوری در این جهت بدانان صادر فرماید - نان خویش را به نیازمند بخشیدند؛ تنها آن حضرت سهم نان خود را بخشید و سپس دیگران از روی اشتیاق و میل قلبی بدان حضرت اقتدا نمودند.[۱۳۲].
بنابر این نظریّه (نسخ آیه) به معنای اصطلاحی آن، که نتوان به آیه عمل کرد، قابل قبول نیست.
ما پاسخ خود را به این پرسش تحت دو عنوان مطرح میکنیم؛ زیرا ایثار گاهی در مورد افراد تحت کفالت ایثارکننده است که در این صورت دیگران را بر عیال خود مقدّم میدارد و زمانی هم این عمل در مورد خود او انجام میگیرد. موارد هر کدام از ایثار مستحب و اسراف حرام در هر دوصورت مذکور را به طور جداگانه بررسی خواهیم کرد.
ایثار دیگری بر عیال
چنانچه ایثار دیگران به افراد واجب النفقه و تحت سرپرستی او باشد و این کارموجبات زحمت و زیان آنان را فراهم آورد، عملی نادرست و خلاف شمرده میشود[۱۳۳] و این گذشته از این که مضمون روایات نهی از اسراف است و سبب ظلم و اجحاف بر عیال و افراد تحت کفالت ایثارگر است، مطابق قاعده هم هست؛ زیرا انفاق بر عیال امری واجب است؛[۱۳۴] در صورتی که انفاق بر دیگران عملی مستحبّ به شمار میرود و بدیهی است هنگام مزاحمت انفاق مستحب با واجب، انفاق واجب مقدم است.
روزی عقیل در عهد حکومت برادرش امیرالمؤمنین علی ژ بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن ژ فرمودند: جامهای به عمویت عطا کن. حضرت یکی از لباسها و نیز از رداهای خویش را به عمویش عنایت کرد.
هنگامی که شب فرا رسید غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمک چیزی دیگری نبود.
عقیل با تعجّب پرسید: غیر از این چیز دیگری نیست!.
امیرالمؤمنین ژ فرمودند: آیا این از نعمت خدا نیست ستایش بسیار خداوند بزرگ را. عقیل که تحمّل این وضع برایش دشوار مینمود، به حضرت عرض کرد: مقداری به من کمک کن تا قرضم را بپردازم و موجب تسریع در سهولت کار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است ای ابا یزید.
عرض کرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا که از مال خود این مقدار را ندارم؛ ولی صبر نما تا حقّ خود را از بیت المال بگیرم و آن را بین خود و تو تقسیم نمایم و اگر نبود که ناچارم برای عیال خود چیزی باقی بگذارم، تمام آن را به تو میبخشیدم.[۱۳۵].
مقصود این است که ملاحظه میشود حضرت علی ژ در عین حالی که برادرش عقیل را در شدّت فقر و احتیاج میبیند به او وعده میدهد، تا در موقع گرفتن نصیب خود از بیت المال آن را تقسیم کند و حاضر نیست به قیمت صدمه زدن به افراد تحت کفالتش تمامی آن را به برادرش ایثار نماید.
این در صورتی است که ایثار موجب ضرر بر اعضای خانواده باشد و اما اگر این عمل لطمهای بر آنان وارد نیاورد و یا این که از جای دیگری به زودی جبران شود و یا خود آنها پیشنهاد این کار را بدهند و بدان اقدام نمایند، آن چنان که در قضیه اطعام به مسکین و یتیم و اسیر از ناحیه خاندان عصمت ه پیش آمد، نه تنها این عمل حرام و مذموم نیست؛ بلکه این خود از بهترین صفات کمال به حساب میآید و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِیَ جِارِیَة فِی کُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِکَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛[۱۳۶] این آیات مدح ایثار اهل بیت ه در سوره (هل اتی) (گرچه در شأن اهل بیت عصمت است) در حقّ هر مؤمنی که این رویّه را در پیش بگیرد و عمل کند جاری و صادق است.
این که حضرت علی ژ در قضیّه درخواست برادرش عقیل حاضر به ایثار او برخانواده اش نیست، ولی اهل بیت عصمت و طهارت در قضیّه اطعام ایثار نمودند، از آن روست که حضرت در آن قضیّه خود را مسؤول تأمین خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن میداند. در صورتی که اگر خود آنها بدین کار اقدام کنند و سیر کردن شکم گرسنهای را بر اشباع خویش برای خدا مقدم بدارند، کاری است که خود اختیار کردهاند و آن حضرت برای خود در این جهت مسؤولیتی نمیبیند. گذشته از آن، در عصر حکومت امام ژ یک فرد معمولی به جای فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگی برای ایثار را - آن گونه که حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است.
ایثار دیگری بر خویش
امّا در مورد ایثار دیگری بر خود ممکن است گفته شود، چنانچه بخواهد ثروت و یا منفعتی از خارج بر انسان وارد شود و او ملاحظه کند دیگری نیز همان گونه محتاج و یا از او نیازمندتر است، در این صورت مقدّم داشتن آن دیگری و بر گرداندن آن منفعت به سوی او عملی نیک و پسندیده است و مواردی از شأن نزول آیه شریفه ایثار شاهد بر این مدعاست[۱۳۷] اضافه بر این که، این امر مطابق موازین عقل و انصاف نیز هست.
امّا اگر بنا باشد انسان تنها موجودی خویش را به دیگری بدهد، باید حساب کند که بعد از بذل آن گرفتار چه وضعیتی خواهد شد؛ چنانچه ببیند این کار باعث میشود تا او نتواند به وظایف دیگرش قیام کند و از همه چیز ساقط و درمانده شده و به زودی نیز جبران نمیشود، نباید دست بدین عمل بزند. همان گونه که خداوند پس از آن که پیامبر گرامی اش به جهت بخشیدن پیراهن خود نتوانست به مسجد برود و نماز بگذارد و در نتیجه مورد سرزنش کفّار قرار گرفت[۱۳۸] بدو دستور داد: نباید از انفاق نمودن بخل ورزید و نیز نباید در کمک مالی به دیگران زیاده روی نمود. و چنین انفاقی اگر موجب شود وظیفه واجبی از انسان بر زمین بماند حرام است وگرنه اشکال شرعی نداشته و محکوم به حرمت نیست. بر این اساس رسول گرامیْ در این قضیّه مرتکب خلافی نشده بود.
در حقیقت نهی در آیه شریفه (وَلا تَبْسُطْهِا کُلَّ الْبَسْطِ)[۱۳۹]نهیی که در بردارنده امری حرام و یا حتّی مکروه باشد نیست. به اصطلاح فقهی این نهی مولوی نبوده، بلکه ارشاد است به این که اگر چنین کنی مورد سرزنش نااهلان و ناپاکان قرار خواهی گرفت.[۱۴۰]امّا اگر صدمهای که از این عمل میبیند به حدّ درماندگی و سقوط کامل نرسد؛ بلکه مقداری که بتواند با آن به زندگی ادامه داده و از آبرو و حیثیت خود تا حدودی محافظت نماید، برای او باقی بماند و یا به زودی از جای دیگری جبران شود، در این صورت اگر ایثار کند بهتر است.
در روایت معتبری (سماعة بن مهران) میگوید: از امام صادق ژ پرسیدم:.
شخصی بیش از آزوقه یک روز خود را ندارد، آیا وظیفه دارد به کسی که همین مقدار را هم ندارد کمک نماید و یا کسی روزی یک ماه خود را دارد، آیا لازم است به آن کس که کمتر از آن را داراست، انفاق نماید و همچنین شخصی آزوقه سال خود را دارد، در مورد فردی که از آن برخوردار نیست، چه وظیفهای دارد؛ یا باید مقداری از آن را به دیگری بذل کند یا این که تمام این موارد (حدّ کفاف) است و در این صورت عدم انفاق اشکالی ندارد.
حضرت فرمودند: این جا دو موضوع است: یکی امساک از انفاق مالی که برای خود انسان ضروری است؛ و دیگری ایثار مقداری از آن.
بهترین شما در این میان حریصترین و راغبترین شما به ایثار و فضل خداوندی است؛ زیرا میفرماید:
(ویُؤْثِرُونَ عَلی اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصِاصَة.)[۱۴۱] و امّا ترک ایثار از جهت این که آن مال در حدّ کفاف است و نه بیشتر از آن، کاری ناپسندیده نیست و همواره دستِ دهنده بهتر از گیرنده است.[۱۴۲]مالت را به مصرف کسانی برسان که عیال تو هستند و نگاهشان به دست توست.[۱۴۳]
در این روایت با صراحت امام ژ گروه ایثارگر را که مقداری از مایحتاج خویش را به درمانده تر از خود انفاق میکند، بر آن کس که از دادن آن امساک میکند ترجیح میدهد؛ گرچه آن دومی هم در این صورت مورد ملامت و مذمّت قرار نمیگیرد.
والحمد لله اوّلاً وآخراً.
کتابنامه
۱. قرآن کریم.
۲. اطلاعات سیاسی - اقتصادی، سال چهارم، شماره ۶.
۳. انصاری، شیخ مرتضی: مکاسب، چاپ قدیم، تبریز ۱۳۷۵ق.
۴. برانت، ویلی:جهان مسلّح جهان گرسنه، ترجمه هرمز همایون پور، چاپ دوم، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۶ش.
۵. جزایری، غیاث الدین:اسرار خوراکیها، چاپ دوازدهم، امیرکبیر، تهران ۱۳۵۴ش.
۶. حرّانی، ابو محمد حسن بن علی بن حسین بن شعبه:تحف العقول، بصیرتی، قم ۱۳۹۴ق.
۷. حر عاملی، محمد بن حسن:وسائل الشیعه، با تصحیح و تحقیق شیخ عبدالرحیم شیرازی، چاپ ششم، مکتبة الاسلامیه، تهران ۱۴۰۳ق.
۸. حکیمی، محمد رضا:بیدارگران اقالیم قبله.
۹. خمینی، سید روح اللّه (امام):تحریرالوسیله، مطبعة الآداب، نجف اشرف ۱۳۹۰ ق.
۱۰. دیلمی، ابی محمد حسن بن محمد:ارشاد القلوب، چاپ چهارم، مؤسسة الاعلمی، بیروت ۱۳۹۸ق./۱۹۷۸م.
۱۱. رازی، محمد بن ابی بکر بن عبدالقادر:مختار الصّحاح، تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید و محمد عبداللطیف السبکی، تهران ۱۳۶۳ش.
۱۲. راغب اصفهانی، ابی القاسم حسین بن محمد:المفردات فی غریب القرآن، مکتبة المرتضویه، تهران.
۱۳. رشید پورتهرانی، مجید:چرا رنج میبریم، دارالفکر، قم.
۱۴. روزنامه اطلاعات، شماره مسلسل ۱۹۰۸۱.
۱۵. روزنامه رسالت، در تاریخ ۲۱/۱۰/۱۳۶۸.
۱۶. زمخشری، ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر:تفسیر الکشاف، مکتبه علمیه اسلامیه، ۱۳۵۸ ش.
۱۷. سبحانی، جعفر:فروغ ابدیت، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم.
۱۸. صحیفه سجّادیه:با مقدمه شهید سید محمد باقر صدر، مکتبة الاسلامیة الکبری و مؤسسه بعثت، تهران.
۱۹. صدر، سید موسی:اقتصاد در مکتب اسلام، جهان آرا، تهران.
۲۰. طبرسی، رضی الدین ابی نصر حسن بن فضل:مکارم الاخلاق، چاپ ششم، مؤسسة الاعلمی، بیروت ۱۳۹۲ق./۱۹۷۲م.
۲۱. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن:مجمع البیان، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۳۷۹ق.
۲۲. طباطبایی، سید محمد حسین:المیزان فی تفسیرالقرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
۲۳. طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم:عروة الوثقی (محشیّ).
۲۴. طریحی:مجمع البحرین، چاپ قدیم.
۲۵. عاملی خاتون آبادی، محمد بن علی (ابن خاتون):شرح و ترجمه شرح اربعین شیخ بهائی (چاپ سنگی)، ۱۲۷۵ق.
۲۶. فیروز آبادی، مجدالدین محمد بن یعقوب:قاموس المحیط، دارالجیل، بیروت.
۲۷. قمی، شیخ عباس:منتهی الآمال (چاپ قدیم) سازمان انتشارات جاویدان.
۲۸. -:سفینة البحار (چاپ قدیم)، کتابخانه سنایی.
۲۹. کلینی، محمد بن یعقوب:اصول کافی، تصحیح و تحقیق علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۸۸ق.
۳۰. مجلسی، محمد باقر:بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
۳۱. مجله حوزه، ش۳۷ - ۳۸.
۳۲. مجلّه دانشمند، سال ۲۷، ش۱۰.
۳۳. معلوف، لویس وعدهای از لغویان:المنجد فی اللغه، چاپ ۲۱، دار المشرق، بیروت ۱۹۷۳م.
۳۴. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد:زبدة الاحکام فی احکام القرآن، تحقیق محمد باقر بهبودی، مکتبة المرتضویه، تهران.
۳۵. نجفی، محمد حسن:جواهر الکلام، چاپ هفتم، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۹۸۱م.
۳۶. نراقی، ملا احمد:عوائد الایام (چاپ قدیم)، بصیرتی.
۳۷. نوری، میرزا حسین:مستدرک الوسائل، مکتبة الاسلامیه، تهران.
۳۸. نوری، مهدی:رشد و تکامل شخصیّت، چاپ اول، کلمه، کرج ۱۳۶۸ ش.
۳۹. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، چاپ اوّل، بیروت ۱۳۸۷ق./۱۹۶۸م.
۴۰. -، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الاسلام، ۶ جلد.
پانویس
- ↑ اسراء (۱۷) آیه ۲۸
- ↑ به نقل از حسین نوری، اقتصاد اسلامی: ج۱، ص۳۹. اصل عبارت صاحب جواهر این است: (وفیه منع، بل قد یقال بأولویّة الکلب لإمکان ذبح الشاة بخلاف الکلب) جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۳۷
- ↑ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۷۲، حدیث ۷
- ↑ و به اصطلاح، حدیث شریف دارای (عموم اطلاقی) است
- ↑ تحف العقول، ص۲۴۷
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۵، باب ۲۵ از ابواب النفقات، حدیث ۲
- ↑ همان، ج۱، باب ۲۸ از ابواب الوضوء، حدیث ۴
- ↑ همان، ج۳، باب ۲۸ از ابواب احکام الملابس، حدیث ۴
- ↑ همان، ج۱۶، باب ۶۹ از ابواب آداب المائده، حدیث ۱
- ↑ همان، ج۳، باب ۹ و باب ۲۸ از ابواب احکام الملابس، و باب ۹
- ↑ همان، ج۱، باب ۳۸ از ابواب آداب الحمّام، حدیث ۷
- ↑ مکاسب، کتاب (بیع)، ص۱۶۱
- ↑ البته در اوضاع کنونی کشور ما که میزان عرضه در بسیاری زمینهها به مراتب کمتر از تقاضاست همین موارد جزیی نیز مالیت داشته و اتلاف آن اسراف به حساب میآید. گفته میشود میانگین زبالههای تهران روزانه هفت هزار تن است، آیا تمامی آنها زباله واقعی است یا بیش از نیمی از آنها مواد جزیی غذایی و مصرفی دور ریخته شده توسط خانوادههای تهرانی است
- ↑ مکاسب، رساله (قاعده لاضرر)، ص۳۷۵
- ↑ استفتائات حضرت امام خمینی، ج۲، ص۶۲۲
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۲، باب ۲۲ از ابواب مقدمات التجارة، حدیث ۳
- ↑ آیه شریفه این است: مِا کِانَ لِلْمُشْرِکینَ اَنْ یَعْمُرُوا مَسِاجِدَ اللّهِ شِاهِدِیْنَ عَلی اَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ... ُ إِنَّما یَعْمُرُ مَسِاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّه وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَ أقِامَ الصَّلوةَ وآتی الزَّکوةَ وَلَمْ یَخْشَ إلاّ اللّهَ فَعَسی اُولئِکَ أنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ؛ نیست برای مشرکین که تعمیر کنند مساجد خدا را در حالی که شاهدند به کفر خود... همانا تعمیر میکند مساجد خدا را کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد و نماز به پا میدارد و زکات میدهد و نمیترسد مگر خدا را پس امید است آن گروه از هدایت شوندگان باشند. (توبه (۹) آیات ۱۷ و ۱۸.)
- ↑ ر ک: وسائل الشیعه، ج۳، باب ۸ از ابواب احکام المساجد
- ↑ ر ک: همان، ج۱۱، بابهای ۲۰، ۲۶ و ۲۸ از ابواب فعل المعروف
- ↑ ر ک: همان، ج۱۱، بابهای ۲۰، ۲۶ و ۲۸ از ابواب فعل المعروف
- ↑ نساء (۴) آیه ۵.
- ↑ نساء (۴) آیه ۵
- ↑ المیزان، ج۴، ص۱۸۲
- ↑ بقره (۲) آیه ۲۹
- ↑ قمر (۵۴) آیه ۴۹
- ↑ حجر (۱۵) آیه ۲۱
- ↑ جهان مسلح، جهان گرسنه، ص۱۳۵
- ↑ مجله دانشمند، سال ۲۷، شماره ۱۰، ص۳۷ و ۳۸
- ↑ سازمان خوار و بار و کشاورزی جهانی
- ↑ جهان مسلح، جهان گرسنه، ص۱۳۷
- ↑ روزنامه رسالت، ۲۱ دیماه ۱۳۶۸. ص۱۱
- ↑ مجله دانشمند، سال ۲۷، شماره ۱۰، ص۳۸ و ۴۰؛ از سخنان دکتر شامخی، استاد دانشکده منابع طبیعی کرج
- ↑ همان، ص۳۷
- ↑ انبیاء(۲۱) آیه ۳۰
- ↑ سفینة البحار، ج۲، ص۵۵۹
- ↑ یِا اَیُّها الَّذینَ امَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ ولِلرَّسُولِ إِذا دَعِاکُمْ لِمِا یُحْییکُم...؛ ای مؤمنین اجابت کنید خدا و رسول را وقتی دعوت کند شما را به چیزی که زنده میکند شما را
- ↑ جهان مسلح، جهان گرسنه، ص۱۳۹
- ↑ نساء (۴)، آیه ۵۸
- ↑ نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، نامه ۲۶
- ↑ استوار کردن کاری.
- ↑ نمل (۲۷) آیه ۸۸.
- ↑ به نقل از: منتهی الآمال، ص۲۳۳.
- ↑ وسائل الشیعة، ج۲، باب ۶۰از ابواب الدفن، حدیث ۱.
- ↑ همان جا، حدیث ۲.
- ↑ همان جا، حدیث ۲.
- ↑ روزنامه رسالت، ۱۹ دی ۱۳۶۸، ص۲.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۷۴.
- ↑ همان، باب ۲۹ از احکام الأجارة، حدیث ۱۹.
- ↑ ماعون (۱۰۷) آیات ۴ - ۷
- ↑ وسائل الشیعة، ج۶، ابواب ما تجب فیه الزکات، باب ۷، حدیث ۳.
- ↑ نک: نور (۲۴) آیه ۶۱
- ↑ وسائل الشیعة، ج۱۶، باب ۲۴ از ابواب آداب المائدة، باب ۲۴، حدیث ۲.
- ↑ همان جا، حدیث ۴.
- ↑ نساءآیه ۶.
- ↑ وسائل الشیعة، ج۱۳، باب ۸ از ابواب بیع الثمار، حدیث ۵.
- ↑ همان، حدیث ۹.
- ↑ اعراف (۷)، آیات ۳۲ و ۳۳
- ↑ بحارالانوار، ج۱۶، باب (فی صفة أخلاقه فی مطعمه)، ص۲۴۱
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۱۵۸
- ↑ ر ک: وسائل الشیعه، ج۱۷، ابواب اطعمه مباحة ومکارم الاخلاق، ص۱۵۸ - ۱۶۰
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۶، باب ۲۷ از ابواب مائدة، حدیث ۱
- ↑ البته ظاهر روایت همان است که بیان شد و احتمال هم میآورد که حدیث شریف، نهی باشد به صورت خبر، مثلاً اگر گفته شود: در داوری ظلم نیست، مقصود این نیست که قضاوت به هر صورت انجام گیرد عین عدل است؛ بلکه منظور این است که نباید در آن ستم کرد و بر این اساس معنای حدیث این است که نباید در طعام اسراف کرد و ناظر به همان زیاده رویها و خرجهای غیر لازم است و با آنچه در متن معنا شد منافاتی ندارد و نتیجه یکی است
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱، باب ۳۸ از ابواب آداب الحمام، حدیث ۷
- ↑ همان، ج۱۶، باب ۱، از ابواب مائدة
- ↑ همان جا، حدیث۷
- ↑ همان، باب ۲، حدیث ۴
- ↑ نراقی،عواد الأیّام،خاتون آبادی، شرح و ترجمه شرح اربعین شیخ بهائی، حدیث ۳۰
- ↑ سجده (۳۲)، آیه ۷
- ↑ اعراف (۷)، آیه ۳۲
- ↑ اعراف (۷) آیه ۳۱
- ↑ مجمع البیان، ج۴، ص۴۱۲
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۳۴
- ↑ همان، ص۷۹، ۸۱
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، باب ۹ از ابواب احکام الملابس، حدیث ۱ و ۳
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، باب ۹ از ابواب احکام الملابس، حدیث ۱ و ۳
- ↑ همان، ج۳، باب ۵ از ابواب احکام الملابس، حدیث ۲
- ↑ سفینة البحار، ج۱، ص۶۱۷
- ↑ مجمع البحرین، مادّه (سرف)
- ↑ وسائل الشیعة، ج۳، باب ۹ از ابواب احکام الملابس، حدیث ۳
- ↑ همان، ج۳، ص۵۵۸
- ↑ همان، ص۵۵۹
- ↑ همان، ص۵۵۹
- ↑ همان، ص۵۸۸
- ↑ همان، ص۵۸۸
- ↑ همان، ص۵۸۷
- ↑ نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خ ۲۰۹
- ↑ اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال چهارم، شماره ۶، خرداد و تیر ۱۳۶۹و ص ۷۴
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، ص۵۸۸
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۱۲۵
- ↑ سفینة البحار، ج۱، ص۶۱۵
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۳۴
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱، ص۴۴۳
- ↑ مکارم الاخلاق، ص۴۱
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۵، باب ۲۸ از ابواب النفقات، حدیث ۱
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۲، باب ۲۱ از ابواب النفقات
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۲، باب ۲۱ از ابواب النفقات
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۰
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، باب ۲۳ از ابواب احکام المساکین، حدیث ۱
- ↑ سفینة البحار، ج۱، ص۶۱۷
- ↑ همان، ص۶۱۶
- ↑ انعام (۶)، آیه ۱۴۱
- ↑ مجمع البیان، ج۴، ص۳۷۵.
- ↑ فرقان (۲۵) آیه ۶۷ مرحوم طبرسی - قدس سره - در تفسیر این آیه مینویسد:. اسراف: تجاوز از حدّ است در انفاق. اقتار: کم روی در مورد آنچه باید باشد. قوام: آنچه تو را به پا میدارد و بی نیاز میکند. گفته شده: قوام - به فتح قاف - حدّ میانه و پایداری است و قوام - به کسر قاف - آن چیزی است که پایه استقرار و بر پایی امری باشد.
- ↑ اسراء (۱۷) آیه ۲۹
- ↑ مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۱
- ↑ المیزان، ج۱۳، ص۱۰۵
- ↑ وسائل الشیعه، ج۶، باب ۱۶ از ابواب زکاة غلاّت
- ↑ المیزان، ج۱۳، ص۱۰۵
- ↑ وسائل الشیعه، ج۶، باب ۱۶، ابواب زکاة الغلاّت، ص۱۳۹.
- ↑ همان، ج۶، باب ۲۳ از ابواب الصدقة، ص۲۹۳
- ↑ همان، ج۴، باب ۵۰ از ابواب الدعاء
- ↑ همان، ج۶، باب ۲۳ از ابواب الصّدقة، ص۲۹۳.
- ↑ همان، ج۴، باب ۵۰، از ابواب الدّعاء، حدیث ۷.
- ↑ همان، حدیث۲
- ↑ همان جا، حدیث ۱
- ↑ همان جا، حدیث ۳
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۹
- ↑ شاهد این احتمال روایت معتبری است که امام صادق ژ بعد از آن که سه نفر نیازمند در سه نوبت متوالی به حضور حضرت رسیدند و ایشان به هر یک از آنان کمک فرمود وقتی چهارمی آمد حضرت به او عطایی نکردند و فرمودند: در نزد من مالی بود تا به او هم کمک کنم، ولی ترسیدم از آن دستهای باشم که خداوند دعایشان را مستجاب نمیفرماید. یکی از آنها انسانی است که خداوند ثروتی به او داده (فَأنْفَقَهُ فی غَیْرِ حَقِّهِ (وسائل الشیعه، ج۴، باب ۵۰، ابواب الدعاء، حدیث ۱)ملاحظه میشود حضرت کمک مالی درمرحله چهارم را انفاق در غیر مسیر واقعی آن میداند، در صورتی که کمک به انسان محتاج از بهترین و خداپسندانهترین انفاق هاست و این به جهت همان پیامدهایی است که برای خود و خانواده انفاق کننده دارد. .
- ↑ . آیه کریمه؛ وَمِنَ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغِاءَ مَرْضِاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَءُوف بِالْعِبِادِ؛ و از مردم کسی است که میفروشد جان خود را برای کسب رضایت خداوند و خدا با بندگانش رؤوف و مهربان است. در همین مورد و در شأن آن حضرت نازل شد. (بقره (۲) آیه ۲۰۷).
- ↑ آل عمران (۳) آیه ۹۲
- ↑ حشر (۵۹) آیه ۹
- ↑ ر ک: مجمع البیان، ج۹، ص۲۶۰
- ↑ ر.ک: وسائل الشیعه، ج۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب الصدقة
- ↑ وسائل الشیعة، ج۶، باب ۲۸ از ابواب الصدقة ، باب ۲۸، حدیث ۱
- ↑ (۲۵ر.ک: مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۰۴ دیلمی، ارشاد القلوب، ص ۲۲۳
- ↑ عوائد الأیّام، ص۲۲۰
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۸
- ↑ ر.ک: وسائل الشیعه، ج۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب صدقة
- ↑ تحف العقول، ص۲۵۸
- ↑ همان جا
- ↑ ر ک: وسائل الشیعه، ج۶، باب ۲۷ و ۲۸ از ابواب صدقه.
- ↑ . ر ک: ارشاد القلوب، ص۲۲۳
- ↑ مگر این که دیگری درمعرض تلف باشد و افراد تحت تکفّل او از وضع بهتری برخوردار باشند.
- ↑ به ویژه همسر که نفقه او به عنوان (دَین) بر شوهرش واجب است؛ یعنی در وجوب آن احتیاج زن شرط نیست، به خلاف سایر واجب النفقهها: مثل اولاد و والدین که وجوب نفقه آنها مشروط به نیازمندی آنان است. جواهر الکلام، ج۳۱، ص۳۶۵.
- ↑ . دراسات فی ولایة الفقیه، ج۲، ص۶۸۱.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۰۵
- ↑ . ر.ک: مجمع البیان، ذیل انفال (۸) آیه ۹
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۱۰۵
- ↑ یعنی دست خود را (در انفاق) تا نهایت باز نکن
- ↑ فتقعد ملوماً محسوراً). در واقع این نهی در مقام توهم امر است؛ یعنی این عمل نه تنها واجب، بلکه مستحب هم نیست، تا این که برای به دست آوردن آن، تحمل عواقب و پیامدهای عمل آسان و گوارا باشد.
- ↑ آن مؤمنین (انصار) مهاجران نیازمند را بر خودشان مقدم میدارند، گرچه خود گرفتار تنگدستی باشند
- ↑ احتمال دارد مقصود حضرت این باشد که: رعایت این امر، یعنی ترک ایثار باعث میشود، محتاج دیگران نشده و دست گیرنده نداشته باشی. همچنان که ممکن است مقصود تأکید افضلیّت ایثارباشد
- ↑ وسائل الشیعه، ج۶، باب ۲۸، از ابواب صدقه، حدیث ۵







