نظریه «دیپلماسی شیعه»: تفاوت بین نسخهها
جز (added Category:مقالات using HotCat) |
|||
| سطر ۱۸: | سطر ۱۸: | ||
۱۴. [[امر به معروف]] و نهی از منکر، در قالب قراردادهای اجتماعی است که مبنای کل انبیاء و ائمه شیعه است که سبب مىشود نظامهای جهانی در جهان شناخته شوند و توجه مردم به آنها جلب مىشود و جلب نظر مردم، مشروعیت آن نظامها را ساقط مىکند و سپس انقلاب اسلامی به وجود مىآید و خشونت این نظامهای جهانی است که سبب هجوم مردم بر آنها مىشود و ساقط مىشوند. تأکید امام خمینی بر انقلاب مردم بدون جنگ مسلحانه، همان رهیافت اصلی دیپلماسی شیعه است و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] جهانی توسط جمهوری اسلامی همراه با دیدن قرادادهای جهانی، دیپلماسی اصلی مىباشد که گاهی به افراط؛ یعنی هنجار شکنی جهانی و گاهی به تفریط؛ یعنی رئالیسم سیاه و پذیرش ظلم جهانی منجر مىشود.<br/> | ۱۴. [[امر به معروف]] و نهی از منکر، در قالب قراردادهای اجتماعی است که مبنای کل انبیاء و ائمه شیعه است که سبب مىشود نظامهای جهانی در جهان شناخته شوند و توجه مردم به آنها جلب مىشود و جلب نظر مردم، مشروعیت آن نظامها را ساقط مىکند و سپس انقلاب اسلامی به وجود مىآید و خشونت این نظامهای جهانی است که سبب هجوم مردم بر آنها مىشود و ساقط مىشوند. تأکید امام خمینی بر انقلاب مردم بدون جنگ مسلحانه، همان رهیافت اصلی دیپلماسی شیعه است و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] جهانی توسط جمهوری اسلامی همراه با دیدن قرادادهای جهانی، دیپلماسی اصلی مىباشد که گاهی به افراط؛ یعنی هنجار شکنی جهانی و گاهی به تفریط؛ یعنی رئالیسم سیاه و پذیرش ظلم جهانی منجر مىشود.<br/> | ||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">مجله پگاه حوزه ۴، اسفند ۱۳۸۶، شماره ۲۲۶، ص ۲ </span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">مجله پگاه حوزه ۴، اسفند ۱۳۸۶، شماره ۲۲۶، ص ۲ </span></div> | ||
| + | |||
| + | [[رده:مقالات]] | ||
نسخهٔ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۰
نویسنده: ابراهیم فیاض
۱. اگر دیپلماسی را «رسیدن به سطحی از دانش که ما را بر تعامل با دیگران، توانا مىسازد»، تعریف کنیم، مذاهب و ادیان، بزرگترین دیپلماسی سازان جهان مىباشند؛ چرا که بزرگترین منبع دانش ساز میان فرهنگی، مذاهب و ادیان مىباشند که بر اساس آن ارتباطات میان فرهنگی و بین المللی شکل مىگیرد.
۲. شیعه به عنوان یک مذهب که گستره تاریخی و جغرافیایی خاص خود را دارد و روابط خود را در طول زمانی شکل داده که در دیپلماسی رهبران آن در طول زندگی شان، تجلی نموده است، و چون فعالیت سیاسی داشته اند، پس دیپلماسی سیاسی نیز قابل دستیابی است، و چون دیپلماسی بر اساس دانش بنا مىشود، پس دانش شناسی مذاهب بسیار ضروری است.
۳. دیپلماسی یک نوع گفتگو و ارتباط مىباشد، پس بالطبع دانش ارتباطات نیز مىباشد و «ارتباط شناسی دیپلماسی» یکی از بحثهای عمیق دیپلماسی مىباشد، در نتیجه شیعه شناسی دیپلماسی بر اساس ارتباط شناسی شیعه بنا مىشود و نظریهای که بایستی ساخته شود بر اساس آن خواهد بود.
۴. دیپلماسی یک «ارتباط دانش محور» مىباشد، پس ترکیبی از دانش و ارتباط، مىتواند راهنمای دستیابی به دیپلماسی شیعه باشد؛ به عبارت دیگر «ارتباط شناسی دیپلماسی» بر اساس نوع دانش تولیدی در درون یک مذهب مىباشد و بر اساس رکود یا فوران دانش یک مذهب، دیپلماسی آن غیر فعال یا فعال خواهد شد.
۵. شیعه دارای یک فلسفه تاریخ است که دانش خود را بر اساس آن شکل مىدهد. فلسفه تاریخی که از عاشورا شروع مىشود و به ظهور منجی آخرالزمان منتهی مىشود و حال آنکه شیعه در میانه آن ایستاده است و برای دستیابی به دانش به دنبال معنا یابی این فرآیند تاریخی مىباشد و ارتباط شناسی خود را بر اساس این «دانش تولیدی» بنا مىکند که از آن دیپلماسی شیعه تولید مىشود.
۶. نظریه سیاسی شیعه و دانش آن براساس «محبت» بنا مىشود و سپس به عقلانیت عرفی مىرسد و عقلانیت عرفی در چارچوب «محبت» بنا مىشود (پس سکولاریسم و لائیسم دور مىشود) و دیپلماسی شیعی نیز در همین چارچوب ساخته مىشود. از طرفی چون دارای «محبت» است، نمیتواند نسبت به ارزشهای انسانی بیتفاوت باشد، پس اصل اول دیپلماسی شیعه، امر به معروف و نهی از منکر است که در یک «ارتباطات شیعی» بنا مىشود.
۷. امر به معروف و نهی از منکر در یک فضای کلامی ـ فقهی شکل مىگیرد و محبت ـ که جان کلام فقه شیعه است ـ بر امر به معروف و نهی از منکر حکومت مىکند، در نتیجه خشونتهای موجود در برخی از فرق اسلامی، در شیعه وجود ندارد و امر به معروف و نهی از منکر، سبب هنجارشکنی جامعه مىشود، و آشوب اجتماعی و رادیکالیسم اجتماعی را به وجود نمیآورد.
۸. امر به معروف و نهی از منکر، بابی از فقه شیعه است که تابع قواعد فقهی مىباشد «حفظ نظام اجتماعی» مهم ترین اصل حاکم بر فقه شیعی است و تمامی احکام فقهی، زمانی که در معارضه با آن واقع مىشوند، برای حفظ نظام اجتماعی کنار مىرود و مصلحت گرایی به همین جهت در فقه شیعی، حاکم است و حاکم فاسد بر برون حاکم بودن، بهتر دانسته مىشود، چون برای حفظ نظام اجتماعی، حاکم لازم است.
۹. پس امر به معروف و نهی از منکر، با در نظر گرفتن قرارداد اجتماعی مىباشد و امر به معروف و نهی از منکر زمانی شکل مىپذیرد و به مرحله عمل مىرسد که زمینه عملی شدن آن، فراهم باشد، در این صورت از وجوب مىافتد، چون امر به معروف و نهی از منکر بدون زمینه عملی شدن آن، سبب هرج و مرج و سقوط نظام اجتماعی مىشود و فقه شیعی از آن به شدت دوری مىکند.
۱۰. از سوی دیگر، قراردادهای اجتماعی ملاک اصلی دیپلماسی شیعی واقع نمیشود، چرا که بدون امر به معروف و نهی از منکر، رکود اجتماعی به وجود مىآورد و زمینه فساد عمومی را فراهم مىکند، زیرا سلامت ارتباطات و فرهنگ به پویایی همراه با ثبات (نه بحران) است، نه واقعیت گرایی افراطی که به رئالیسم سیاه تعبیر مىشود و جامعه را بدون هدف خواهد کرد.
۱۱. قعود و قیام ائمه شیعه(ع) در توازن بین امر به معروف و نهی از منکر و قراردادهای اجتماعی، تفسیر مىشود. جنگهای امیرالمؤمنین علیه السلام (صفین و جمل و نهروان) در همین چارچوب مىگنجد، به این علت که همه جنگ طلبها، شکنندگان قرارداد اجتماعی، یعنی «بیعت» بودند و زمانی که حاکمیت مىپذیرد بر پذیرش قرارداد اجتماعی تأکید مىکند، هر چند امر به معروف و نهی از منکر را انجام مىدهد.
۱۲. صلح امام حسن(ع) با یک امیر طغیان گر؛ یعنی معاویه و محتوای این قرار داد صلح نیز بر نظریه شیعی دیپلماسی؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر که ناظر بر قرارداد اجتماعی است، تأکید مىکند و زمانی که معاویه قرارداد شکنی مىکند و بر خلاف قرارداد عمل مىکند، قیام امام حسین(ع) رخ مىدهد و آن هم پس از دعوت مردم کوفه و برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر اتمام حجت مىکند.
۱۳. عدم قیام ائمه بعدی، و رد قیامهای موردی توسط ائمه(ع) به همین دلیل بود (البته رد خود قیامها نبود، بلکه عدم فایده آنها بود)؛ یعنی عدم خونریزی و عدم آشوب اجتماعی در تمامی ائمه اطهار یک مبنای اصلی بود، ولی آنها در اوج امر به معروف و نهی از منکر بودند، اذیت و آزار آنها توسط حکام ظالم دلیل بر این نکته بود.
۱۴. امر به معروف و نهی از منکر، در قالب قراردادهای اجتماعی است که مبنای کل انبیاء و ائمه شیعه است که سبب مىشود نظامهای جهانی در جهان شناخته شوند و توجه مردم به آنها جلب مىشود و جلب نظر مردم، مشروعیت آن نظامها را ساقط مىکند و سپس انقلاب اسلامی به وجود مىآید و خشونت این نظامهای جهانی است که سبب هجوم مردم بر آنها مىشود و ساقط مىشوند. تأکید امام خمینی بر انقلاب مردم بدون جنگ مسلحانه، همان رهیافت اصلی دیپلماسی شیعه است و امر به معروف و نهی از منکر جهانی توسط جمهوری اسلامی همراه با دیدن قرادادهای جهانی، دیپلماسی اصلی مىباشد که گاهی به افراط؛ یعنی هنجار شکنی جهانی و گاهی به تفریط؛ یعنی رئالیسم سیاه و پذیرش ظلم جهانی منجر مىشود.







