منکرات رسانه ای و راهکارهای مبارزه با آن: تفاوت بین نسخهها
از پژوهشکده امر به معروف
(صفحهای تازه حاوی «عنوان: منکرات رسانه ای و راهکارهای مبارزه با آن مجموعه ها: مقالات شناسه...» ایجاد کرد) |
(بدون تفاوت)
|
نسخهٔ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۱
عنوان: منکرات رسانه ای و راهکارهای مبارزه با آن مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۱۲ نویسنده: سید مهدی سلطانی رنانی شابک: ---- تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود منکرات رسانه ای و راهکارهای مبارزه با آن توضیحات: منکرات رسانه ای و راهکارهای مبارزه با آن
سید مهدی سلطانی رنانی
مقدمه
رسانههاي جمعي تأثير به سزا و نقش چشمگيري در شکلگيري فرهنگها و ارزشهاي هر جامعه دارند که با پيشرفت فزاينده فناوريها و جريان گسترده اطلاعات در جهان معاصر، و نيز به دليل پيچيدگيها و توسعه رسانهها در سطح ملّي و فرا ملّي ، توجّه به ظاهرگراييها و تأثيرگذاري آنها در فکر و فرهنگ مخاطبانِ قشرهاي مختلف، نقشآفريني آنها نمود بيشتري يافته و در معرض انحراف قرار گرفته است؛ انحرافاتي چون تجليل از طاغوتيان و چهرههاي نفاق و کفر، به بهانههايي مثل بزرگداشت هنر، علم و ادبيات. از اين رو، لازم است عملکرد رسانهها به درستي ارزيابي شود. سعي نگارنده بر اين است که آفات پرداخت رسانهها به برخي منکرات رايج را که با ظاهر خيرخواهانه انجام ميگيرد، ذکر و تحليل کند، شايد اين زنگ هشدار بتواند مسئولان و مديران انقلابي را به خود آورد. رسانههاي ملّي (صدا و سيما) به عنوان رسانهاي جمعي از امتياز شکلدهي و تأثيرگذاري بر فرهنگ جامعه برخوردار است، ولي به دليل پيچيدگيهاي ارتباط جمعي و مديريت پيام، لازمه تحقق چنين امري دقت، تفکر و تأملي عميق و شايسته است، به ويژه که رسانه ملي نظام اسلامي ايران بايد عملکردي داشته باشد که منجر به گسترش ارزشهاي دين و انقلاب و بسترساز عبوديت فردي و اجتماعي شود و اين هدف، نيازمند پيمودن مسيري طولاني و تلاش علمي فراواني است تا بدين سان، هم از آرمانهاي مطلوب اسلام و انقلاب اسلامي فاصله نگيرد و هم به طاغوتيگري، استبدادگرايي، روشنفکريهاي عوام فريب و به ظاهر ديني منجر نگردد. به عبارت ديگر، رسانه ملي و جمعي، نيازمند طرّاحي و تعيين مدلها و ساختارهاي کارآمد به منظور مديريت پيامها، تصاوير و خدمات رسانهاي است.
آفات توجه رسانه به منکرات
از منکراتي که امروزه در برخي رسانههاي جمعي ديده ميشود، ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد: ۱. ايجاد زمينه حمايت از بيگانگان و دشمنان ديني در داخل و خارج کشور؛ ۲. تجليل از چهرههاي طاغوتي به بهانه خدمات علمي، هنري و ادبي؛ ۳. ايجاد زمينه آزاد انديشيهاي غلط و ترويج نظريههاي غير متخصصانه در دين؛[۱] ۴. توجه بي حد و حصر و غير منطقي به عادات جاهلانه و عواطف انساني، به جاي توجه به قانونگرايي و واقعيتهاي مذهبي؛ ۵. توجّه بسيار به تفريح و سرگرمي مخاطبان، به جاي سوق دادن انديشهها به مسائل مهم و جاري زندگي اجتماعي، خانوادگي و ملّي؛ ۶. رواج پيامهاي تبليغي بيحد و حصر و به دور از ارزشهاي اسلامي و آرمانهاي انقلابي؛[۲] ۷. ايجاد شبهههاي بسيار درباره انقلاب و نظام اسلامي.[۳] لازمه پيشرفت مطلوب در مسير ارزشهاي اسلامي، اين است که رسانه ملي با منکرات شايع ياد شده، مبارزه جدي کند و نقش مؤثر و کاراي خويش را در فرهنگسازي، به شيوهاي ايدهآل و مترقّي نشان دهد. به همين دليل، بازنگري و ايجاد خلاقيت و نوآوري در اين مجموعه، ضرورتي اجتناب ناپذير است و ميطلبد که نيازهاي اساسي اين رسانه، در دو حيطه درون و برون سازماني، مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد. البته ابتدا لازم است آثار بسيار منفي گرايش به منکرات در رسانهها و مطبوعات، ذکر و سپس به اين موضوع به عنوان راهکار مقابله با منکرات مذکور پرداخته شود. مهمترين آفاتي که ممکن است بر رسانهها عارض شوند، عبارتاند از: ۱. دور کردن مردم از هويتگرايي و هويت شناسي خود؛ ۲. فاصله گرفتن از ارزشها و باورهاي مکتبي و رواج ناهنجاريها؛ ۳. فاصله گرفتن از نقش آگاهسازي و تبديل شدن آنها به عرصه کنش و واکنشهاي غير منطقي؛[۴] ۴. غلبه الگوهاي مبتني بر غربگرايي و رواج فرهنگ غربي؛ ۵. ترويج مدل هاي ناکارامد و ابزاري، چون: اقتدارگرايي، توسعه ظاهريِ مبتني بر بازار و جنبههاي تجارتي.[۵]
راهکار محو منکرات رسانهاي
اين موضوع به دو بخش قابل تفکيک است: درون سازماني، برون سازماني. ۱. به نظر ميرسد از منظر درون سازماني، براي مقابله با آفات ياد شده، به طرح کلي نياز باشد؛ يعني ارائه فکر براي بهبود و ارتقاي کميت و کيفيت فعاليتهاي سازماني همچون: افزايش راههاي صحيح بهرهوري، کاهش هزينهها، عرضه توليدات يا خدمات جديد و توليد برنامهها و مواد رسانهاي با بهرهگيري از روشهاي بهتر و بازنگري در روشهاي گذشته. همچنين بازنگري در فرايند فعاليت اداري، به همراه کاهش بوروکراسي و تلاش در جهت کيفيت بخشيدن به امور، در کنار بالا بردن دانش و ايجاد تجربهها و تخصصها در ميان عناصر و کارکنان مجموعه رسانه.[۶] ۲. رسانههاي جمعي، خصوصاً رسانههاي تصويري، با توجّه به نقش ممتاز آنها در شکلدهي افکار عمومي و قدرت فرهنگسازي بايد همواره و از جميع ابعاد بر عملکرد خود نظارت کنند؛ نظارتي که بتواند مجموعه کوششهاي رسانهاي را در بازگرداندن قدرت و خصلت ارزشي به درون خود کارساز جلوه دهد، نه اينکه کوششهاي آن به مثابه عاملي ترسآور و مهيب و تحت سلطه بيگانگان جلوه کند.[۷] به طور کلي، ارزيابي عملکرد در برنامههاي رسانهاي بايد در صدر فعاليتهاي رسانه قرار گيرد و در مسير هدف؛ يعني معيارهاي مصوب، کيفيت مطلوب برنامهها و حفظ هنجارگرايي ديني قدم بردارد.[۸] ۳. لازم است رسانهها به عنوان وسيلهاي براي اشاعه و ترويج صحيح دين، مطرح باشند. همچنين در اين جهت، زمينهاي براي مشارکت و گفتگوي نسلهاي مختلف جامعه فراهم آورند و عامل پرورش و تبلور افکار عمومي جهت انتقال صحيح فرهنگ باشند تا هم تصديق کننده ارزشها و باورهاي مردمي باشند و هم فاصله ميان زندگي خصوصي و اجتماعي آنها را کاهش دهند.[۹] ۴. مبناي برنامه و ارزيابي رسانهاي نبايد فقط متکي بر قضاوت مخاطبان باشد؛ زيرا اکثريت و عموم مخاطبان، وقوف کامل و جامعي به ارزشها و عوامل تأثيرگذار بر خودشان و نيز توانايي تشخيص حق و باطل بودن را ندارند.[۱۰] ۵. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، با صراحت بر ضرورت حاکميت ارزشها در رسانهها و نيز ابزارهاي ارتباط جمعي، تأکيد کرده است و بر لزوم حرکت صدا و سيما در جهت روند تکاملي انقلاب اسلامي، اشاعه فرهنگ اسلامي، بهرهگيري از انديشههاي متفاوت در اين زمينه، و از طرفي جلوگيري از ترويج خصلتهاي تخريبي و ضدّ اسلامي سخن گفته است. همچنين در ماده ۹ قانون اساسنامه سازمان صدا و سيما، بر هدف اصلي سازمان به عنوان «دانشگاهي عمومي»، بر ايجاد محيط مساعد براي تزکيه و تعليم انسان و رشد فضائل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حرکت تکاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان، تأکيد شده است.[۱۱]
همفکري با مردم
به لحاظ برون سازماني، مخاطبان صدا و سيما، مردم هستند و از اين منظر، رسانه در همه روز و در خصوصيترين فضاهاي زندگي آنها حضور دارد و از جايگاه و اهميت فراواني در مواجهه با رسانه برخوردارند. به عبارت ديگر: سازمان صدا و سيما به عنوان متولّي رسانههاي جمعي، ميتواند جنبه بيروني و به تعبيري، خروجي فعاليتهاي خويش را به سمتي سوق دهد که نه تنها موجب بروز خلاقيت و نوآوريهاي بنيادي در بينندگان و شنوندگان گردد، بلکه با نوآوري در برنامههاي ارائه شده، گامي جدي در تثبيت آرمانها و ارزشهاي انقلابي و حفظ هويّت اصلي آنها بردارد و اين مقصود با کاربردي کردن برنامهها در عرصههاي ديني و اجتماعي و ايجاد زمينه براي گسترش همکاريهاي مطلوب مردم و رسانه در مسير ارتقاي سطح انديشه و تفکّر مخاطبان، امکانپذير و عملي ميگردد.[۱۲]
نتيجه
مهم ترين نتيجه اين مقاله، آن است که براي مقابله با فساد و ترويج هرج و مرج، بايد در ايجاد فضاهاي نو و ابتکارات خلاّقانه و مطابق با ارزشهاي الهي و شعائر اسلامي در عرصه رسانه، کوشيد و در حقيقت فضاي رسانه بايد به رشد مطلوب فرهنگي و اجتماعي اسلامي کمک کند و اين امر ممکن نمي شود مگر اينکه رسانه در درون و برون، وظيفه الهي و مسئوليت اجتماعي خويش را به منصه ظهور رساند.
پينوشتها
۱ . مصباح دوستان، رضا صنعتي، قم، نشر هماي غدير، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۳. ۲ . همان؛ مجموعه دروس رشته علوم ارتباطات اجتماعي، هيئت علمي سنجش تکميلي، تهران، نشر سنجش، ج۱، ص ۲۵۸ ـ ۲۶۸. ۳ . تهاجم شيطاني، م. سلحشور، قم، انتشارات فيضيه، بهار۱۳۸۰ش، ص ۳۷ و ۳۸. ۴ . فصلنامه انديشه صادق، مقاله «رسانه ملي در افق هنجارگرايانه»، جلال غفارّي، ش ۲۴، ص۱۰ ـ ۱۴. ۵ . همان، ص۱۸و۱۹؛ مجموعه دروس رشته علوم ارتباطات اجتماعي، ص ۲۹۳ ـ ۲۹۵. ۶ . ماهنامه رواق هنر و انديشه، مقاله «نوآوري و رسانه»، وحيد حياتي، ش ۲۳، ص۱۲ و ۱۳. ۷ . فصلنامه پژوهش و سنجش، مقاله « نظارت چشم سوم رسانه»، علياکبر قاضيزاده، ش۲۸، ص۴۶ و ۴۷. ۸ . همان، مقاله «مروري بر نقش تحليل محتوا در نظارت و ارزيابي»، مرضيه رضائيان، ش۲۸، ص۸۵. ۹. برگرفته از نوار جلسات پروفسور مولانا در شوراي برنامهريزي مرکز طرح و برنامهريزي صدا و سيما، خرداد ۱۳۸۴ش. ۱۰ . وسائل ارتباط جمعي و تغيير ارزشهاي اجتماعي، فرامرز رفيعپور، تهران، نشر کتاب فرا، چ۱، ص ۹ و۱۰. ۱۱ . فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق۷، مقاله «تعامل دين و رسانه از ديدگاه حقوق»، محسن اسماعيلي، ش۲۱، ص۲۳ ـ ۲۷؛ مقاله «رسانه ملي در افق هنجارگرايانه»، جلال غفاري، شماره ۲۴، ص۲۲و۲۳. ۱۲. براي مطالعه تفصيلي اين موضوع ر.ک: فصلنامه رواق هنر و انديشه، ش۲۳، ص۱۴ ـ ۱۶، مقاله «نوآوري و رسانه».
منبع:
فصلنامه كوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷







