ده هشدار به مسئولان فرهنگی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: ده هشدار به مسئولان فرهنگي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۴۱ ن...» ایجاد کرد)
(بدون تفاوت)

نسخهٔ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۵

عنوان: ده هشدار به مسئولان فرهنگي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۴۱ نویسنده: محمود مهدی پور شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود ده هشدار به مسئولان فرهنگي توضیحات: ده هشدار به مسئولان فرهنگي

محمود مهدی پور

يكم: اوضاع فرهنگی - اخلاقی دنيای اسلام از جمله ايران اسلامي، در يك نگاه مكتبی «مطلوب» و حتی «قابل قبول» نيست. روند حركت و سياستها و اقدامات كلان دولتها با موازين قرآنی و انديشه عترت عليهم السلام، فاصله فراوان دارد و با معيارهای عقل و فطرت هماهنگ نيست. گروهی از فرزندان اسلام، گرفتار «حيرت»، برخی دچار «غفلت»، بسياری در مسير «انحراف» و بعضی بسوی درّه «سقوط و هلاكت» راه می سپرند. گم كردن اهداف، در نظام آموزش ابتدائی و متوسطه، وابستگی شديد آموزش عالی در مواد و متون و روشها و استادان به كشورهای بيگانه و حتی به كفّار حربي، سلطه موازين و قوانين غربی بر نظام آموزشی و اقتصادی كشورهای اسلامي، رواج آشكار رباخواري، رشد روز افزون بی حجابی و بدحجابي، ظهور نمادهای سلطه فرهنگ غربی و كاربرد فراوان تاريخ ميلادی بجای تاريخ رسمی هجری شمسی و قمري، گسترش كراوات و كوتاه شدن شلوارها و عقب رفتن روسريها و پوشاندن لباسهای غربی به كودكان و نوجوانان، بوی نفرت انگيز ذلّت اجتماعی و استعمار فرهنگی و غربزدگی را در فضای جوامع اسلامی می پراكند و روند بازگشت از انقلاب اسلامی و مبانی انديشه امام خمينی رحمه الله را تداعی می كند. در پيدايش اين اوضاع فرهنگي، حوزه و دانشگاه و دانش آموختگان اين دو نهاد مهم در برابر خدا و خلق خدا بايد پاسخ گو باشند و مديران سياسی و مسئولان سياستگذار فرهنگی و اقتصادی بايد، نقطه های اصلی انحراف و علل و عوامل آن را جستجو كنند و به ريشه يابی و درمان برخيزند. دوم: مرزبانان فرهنگ اسلامي، گاه به دليل ناآگاهی و گاه به دليل ناتوانی و گاه خدای نكرده به دليل خيانت و تنبلی و رفاه زدگي، وظيفه خويش را بخوبی انجام نداده و نمی دهند. مهم ترين موانع انجام وظايف فرهنگی عبارت است از: حضور افراد ناصالح و گاه نيروهای مؤمن ولی ناكارآمد در مسئوليتهای عالی فرهنگی كشور، سلطه ساختار غربی بر نظام اداري، عدم حمايت مسئولان سياسی و اقتصادی از مديريتهای فرهنگی اسلامي، تلقی نادرست از مقوله فرهنگ، تضييقات مالی و قوانين دست و پاگير. بخشی از اين مشكلات به نظام آموزشي، تربيتی حوزه ها مربوط می شود و بخشی دستاورد نظام آموزش عمومی و متوسطه و آموزش عالی است و بخش مهم تر آن را دولت مردان و كارگزاران عالی كشورها بايد پاسخ گو باشند. چه فرق می كند كه اين دوری از فرهنگ زندگی ساز قرآن و عترت، آگاهانه باشد يا ناآگاهانه، مولود التقاط باشد يا تحجّر، به دست راست، پديد آمده باشد يا به دست چپ و يا به كمك هر دو. بالاخره در سايه انقلاب اسلامی و فريادهای ملكوتی امام خمينی رحمه الله، سياست و اقتصاد و فرهنگ رو به قبله استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی ايستاد و حركت را آغاز كرد. چرا دوباره سياست و اقتصاد و فرهنگ راه ذلت و وابستگی و اسارت و تبعيض را طی می كند؟ چرا برخی از مرزبانان به خواب خوش فرو رفته اند و يا دل در گرو دلبران فرنگی دارند؟ سوم: مرزبانی از فرهنگ اسلامی و عقايد و اخلاق و قوانين ديني، وظيفه عالمان دين و حوزه های علوم اسلامی است. امام صادق عليه السلام فرموده است: «عُلَماءُ شيعَتِنا مُرابِطُونَ بِالثَّغْرِالَّذی يَلی اِبْليسُ وَعَفاريتُهُ، يَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلی ضُعَفاءِ شيعَتِنا وَعَنْ اَنْ يَتَسَلَّطَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ وَشيعَتُهُ؛(۱) عالمان شيعه ما، مرزبانان مرزهای مورد هجوم ابليس و دستيارانش هستند، شيطان و يارانش را از سركشی بر شيعيان ناتوان ما و سلطه بر آنان باز می دارند.» عالمان دين، مرزبان فرهنگ اسلامي، اخلاق، قوانين الهی و عدالت اجتماعی هستند، اگر در دنيای اسلام و ايران اسلامی مرزهای فوق مورد هجوم قرار گيرد و عالمان فرياد بر نياورند، در نزد خدا و خلق مسئول اند. فراهم آوردن ابزارهای دفاعی و تجهيز امّت به سلاحهای ضروری و ساماندهی مدافعان مرزهای اسلامي، وظيفه متخصصان كشور و دانشگاههای جوامع اسلامی است. اگر استقلال علمی و صنعتی نداريم، و اگر امت از ديدگاه صنعت و اقتصاد و بهداشت و درمان و علوم دفاعی و ابزارهای دفاع مجهّز و مستقل نيست، دانشگاههای بلاد اسلامی بايد پاسخ گو باشند. وظيفه دولتها، هدايت و حمايت و نظارت بر تربيت كارشناسان موردنياز است و كمبودهای اين ميدان را دولتها بايد پاسخ گو باشند. چهارم: هم اكنون مساجد و مدارس ابتدائی و راهنمايی و نشريات مذهبی كه ستون فقرات فرهنگ اسلامی را تشكيل می دهند و بايد پايگاههای اصلی نورآفرينی و هدايت امت اسلامی باشند، مورد بی مهری فراوان دست اندركاران قرار دارند، و يكصدم آنچه برای ورزش و ورزشگاهها هزينه اقتصادی و تبليغاتی و سياسی می شود، برای ايجاد، گسترش، هماهنگي، معرّفي، ارتباطات و تقويت مساجد و مدارس دنيای اسلام و برنامه های فرهنگی آن، دلسوزي، برنامه ريزی و سرمايه گذاری نمی شود. هنوز خانه های خدا همچون كتاب خدا و خود خدا، در فضای مديريت و برنامه ريزی كشور ما غريب است. بی توجهی به مساجد و مدارس و پرورش نسل جوان مؤمن و برخورد سطحی با اين كانونهای علم و ايمان، استقلال و آزادگي، معنويت و عدالت، اگر آگاهانه باشد، خيانت است و اگر ناآگاهانه انجام گيرد، نشانه «غفلت فرهنگي» است. پنجم: مفاسد سياسی و اقتصادی با فساد فرهنگی تأثيرگذاری متقابل و داد و ستد پاياپای دارد. بيماريهای عقيدتی و اخلاقی نسل جوان را بدون مقابله جدّی با تبعيض اقتصادی و فساد مالی مديران و مسئولان نمی توان درمان كرد. سرمايه های مردم كه از طرق نامشروع سر از جيب بخش خصوصی در می آورد، سرانجام صرف مبارزه با فرهنگ اسلامی و عقايد و اخلاق دينی نسل جوان می شود و كارفرهنگی بنيادی بدون اصلاح ساختار سياسی و اقتصادی نه ممكن است و نه مؤثر. «اقيموالصلاة» توأم با حرام خواری و غصب و غارت اموال عمومی در سطح كلان اجرا شدنی نيست. ششم: بودجه هايی كه امروز برای جهانگردی و ميراث فرهنگی و سفرهای خارجي، جشنها، كنگره های تشريفاتي، ورزش و... از كيسه بيت المال مصرف می شود، هيچ مبنای شرعی و عقلی ندارد. تكيه بر صنعت راستين و كشاورزی و دامداری و معادن، هزاران بار مطمئن تر، درآمدزاتر و سالم تر از حراج اسرار و ناموس و اعتبار انقلابی كشور در برابر جهانگردان مجهول و مشكوك و كفار حربی و غير معاهد، و ايجاد مناطق آزاد، و اسراف و تبذيرهای نقد به اميد درآمدهای نسيه است. هفتم: اعتماد و تكيه بر نهادهای بين المللی كه كفّار در آن اكثريت و بر آن سلطه دارند، با فرهنگ مكتبی ما هم خوانی ندارد. بسياری از نمايندگيهای اين نهادها در كشورهای اسلامی آشكارا نقش خبرچين و فانوس كش دشمنان را ايفا می كنند، و اين روابط به سلطه كفّار بر كشورهای اسلامی انجاميده است. ضرورت دارد سازمان ملل اسلامی بدون حضور كفّار و بيگانگان و از نمايندگان راستين ملتها تشكيل شود. اين هدف از طريق اتحاد بين المجالس كشورهای اسلامی و اتحاد علمای بلاد اسلامی امكان پذير است و در شرائط كنوني، خروج يكباره مسلمانان از نهادهايی كه كفار حربی مثل آمريكا و انگليس و اسرائيل در آن حضور دارند، اولويت اوّل دولتهای اسلامی است. اعتماد سازی در روابط دولت و ملت و قوای سه گانه كشور، حوزه و دانشگاههای بلاد اسلامي، بسيار ضروری تر از اعتماد سازی و تنش زدايی در روابط اسلام و كفر جهانی است. تنش زدايی با كفار حربی و مهاجم نه مقدور است و نه مطلوب، تنها خودفريبی و خيانت محترمانه به جامعه اسلامی است. هشتم: مفاسد اجتماعی از فساد فكری و فرهنگی ريشه می گيرد. انحراف عقيدتی و اخلاقی و انحراف در نظام تعليم و تربيت، انحراف رسانه ها و خبرگزاريها و صدا و سيما و نشريات و كالاهای فرهنگی مثل كتاب و نوار و CD و بطور كلی نظام آموزشي، تبليغي، اطلاع رسانی كشور، ريشه بسياری از مشكلات دنيای اسلام است و به همان دليل كه وزارت بهداشت و درمان موظف است بر توليد و پخش مواد غذايی و دارويی كشور نظارت كند، كالاهای فرهنگی از توليد تا توزيع و اكران و نمايش بايد تحت نظارت حوزه های علوم اسلامی قرار گيرد. مجوز توليد و توزيع خوراك فكری جامعه اسلامی را نمی توان به وزارت خانه ها و نهادهايی سپرد كه دست اندركاران آن دل در گرو آداب و اخلاق و انديشه های بلاد كفر و شرك داشته باشند و تار و پود آن براساس معيارهای غربی بافته شده باشد. اضلال و اغوای مردم و ايجاد انحراف فكری و فرهنگی در هر قالب و به هر وسيله كه باشد (صدا، سيما، مطبوعات، كتاب، فيلم، سايت، نمايشگاه، آموزش، پژوهش، اطلاع رساني، ورزش) پيامد يك سانی دارد، فقط مخاطبان و ميزان تأثيرگذاری ابزارها متفاوت است. همانگونه كه داروها و موادغذائی در حوزه های دينی بايد مورد تأييد وزارت بهداشت و درمان باشد، كليه تبليغات و مواد آموزشی و متون آموزشی و محصولات فرهنگی در وزارت بهداشت و درمان هم لازم است تحت نظارت عالمان دين قرار گيرد. نهم: سلطه زبان، تاريخ، لباس و استانداردها و نامها و اصطلاحات و ابزارها، نرم افزارها و سخت افزارها و آداب و اخلاق و قوانين غربی روز به روز بيشتر می شود و همرنگی و تسليم در برابر غرب، نشان پيشرفت و تمدن تلقی می گردد، اعتماد به نفس كشورهای اسلامی از شش جهت و در همه سنين و با همه ابزارها مورد هجوم است. دفاع از استقلال فرهنگي، سياسي، اقتصادی مسلمانان بدون همكاری و تعاون حوزه و دانشگاه مقدور نيست، نه حوزه بدون دانشگاه می تواند از امّت اسلامی دفاع كند و نه دانشگاه بدون حوزه تكيه گاهی استوار و مطمئن برای مقاومت فكری و معنوی دارد. دانشگاه بدون حوزه سر تا پا فرنگی می شود و اصالت دينی و ملّی خود را از ياد می برد و سر بر آستان دشمن می سايد و حوزه بدون دانشگاه ابزار و زبان لازم برای مقابله فرهنگی با بيگانه را ندارد. در يكصد سال مبارزات استقلال طلبانه مردم ايران و دنيای اسلام، دو آفت بزرگ دامنگير امت اسلامی بوده است. ۱. آفت تحجر، ۲. آفت التقاط. حوزويان، ناآشنا به اوضاع جهان و دور از فضای دانشگاهها گرفتار تحجر شده و دانشگاهيان، دور از معارف قرآن و عترت به التقاط تن سپرده اند. پيروزيهای فرهنگي، سياسی امت اسلامی هنگامی رخ داده است كه دانشگاهيان مؤمن همچون شهيد چمران رو بسوی حوزه های ايمان و مردم دوستی آمده اند يا حوزوياني، همچون شهيد مطهري، دست برادری و دوستی بسوی دانشگاهيان گشوده اند. دهم: در حديث شريف نبوی آمده است كه: «صِنْفانِ مِنْ اُمَّتی اِذا صَلحا صَلَحَتْ اُمَّتی وَاِذا فَسَدا فَسَدَتْ اُمَّتي. قيلَ يارَسُولَ اللّه ِ وَمَنْ هُمْ؟ قالَ اَلْفُقَهاءُ وَالاْمراءُ؛(۲) دو گروه از امت من وقتی صالح و درست باشند، امت صالح می شود و هر وقت فاسد شوند، امت من تباه می گردد. گفته شد: ای رسول خدا! آنها چه كسانی هستند؟ فرمود: فقهاء و امراء». بی شك «فقها» را سمبل حوزويان و عالمان دين می توان دانست و «امراء» را نماد دانشگاهيان بايد شمرد. در مشكلات فرهنگي، اقتصادي، سياسی دنيای اسلام و ايران اسلامی توده های مردم مقصر و دستكم مسئول اصلی نيستند. دو طبقه تأثيرگذار «دولت مردان» و «دين شناسان» و كارگزاران دين و دنيای مردم، بيشترين مسئوليت را بر عهده دارند و اين مقال جايگاه بررسی ميزان مسئوليت اين دو گروه نيست. اصولا روابط فقيهان و اميران به چند گونه قابل تصور است: ۱. جدايی فقيهان از اميران و تفكيك دين از سياست؛ ۲. جنگ و ستيز فقيهان و اميران و نبرد دين و سياست؛ ۳. تسليم دين و فقيهان در برابر سياست؛ ۴. تسليم سياست و اميران در برابر دين و فقيهان. روزی كه حوزه و دانشگاه پيوندی الهی و عاطفی پيدا كند و اميران دنيای اسلام تسليم دين و فقيهان راستين شوند، امور امت اسلامی اصلاح خواهد شد و به هر نسبت كه اين ارتباط استوارتر باشد، كارها بهتر سامان خواهد يافت. فقيهان مسئوليت دين مردم را بر عهده دارند، و اميران مسئوليتهای دنيای مردم را و مردم هم دين را می خواهند و هم دنيا را. منتها در موارد تزاحم و درگيري، دنيا بايد فدای دين شود و اميران بايد به فتوای فقها جان و دل بسپارند و دين شناسان حق ندارند، فرمان خدا را به دلخواه حاكمان تغيير دهند. ________________________________________ پی نوشت : ۱)ميزان الحكمه، ج۳، ص۲۰۸۷، حديث ۱۳۹۱۲. ۲)تحف العقول، با تصحيح علی اكبر غفاري، چاپ جامعه مدرسين، ص۵۰. منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۶۱.