بوستان:مثل ها و پندها جلد 7: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">مثل ها و پندها جلد 7</div> محبت به فرزندان بچه و میکروب چطور بچه اگ...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1">مثل ها و پندها جلد 7</div>
 
<div class="head1">مثل ها و پندها جلد 7</div>
  
محبت به فرزندان  
+
=====محبت به فرزندان =====
  
بچه و میکروب  
+
بچه و میکروب  
 +
چطور بچه اگر قوی و نیرومند باشد ، میکروب کمتر روی آن اثر می گذارد ، وقتی هم که محبت پدر و مادر نسبت به او قوی شد ، تردید ها و تشکیکها ، کمتر روی او اثر می گذارد و عقلش رشد می کند .
  
چطور بچه اگر قوی و نیرومند باشد ، میکروب کمتر روی آن اثر می گذارد ، وقتی هم که محبت پدر و مادر نسبت به او قوی شد ، تردید ها و تشکیکها ، کمتر روی او اثر می گذارد و عقلش رشد می کند .
+
===== علاقه به والدین =====
  
علاقه به والدین
+
خواب شهدا
 +
می دانید چرا نوعا پدر و مادر شهدا ، خواب شهدا را نمی بینند ، اما اطرافیان می بیننند ؟ چون برق شدید اگر بیاید ، فیوز می سوزد . حالا شدت علاقه ی پدر و مادر به شهید بیشتر است یا دیگران ؟ یقیناً پدر و مادر ، لذا وقتی که می بینند ، می سوزند پس فیوز را قطع می کنند تا ارتباط قطع شود . چرا ؟ چون برقی که می خواهد بیاید در این لامپ ، قوی است ؛ یعنی لامپ پانصد وقتی روشن می کنی ، فیوز می سوزد ، اما لامپهای کوچک اگر روشن کنی فیوز نمی سوزد .
  
خواب شهدا
+
===== مومن و زندان دنیا =====
  
می دانید چرا نوعا پدر و مادر شهدا ، خواب شهدا را نمی بینند ، اما اطرافیان می بیننند ؟ چون برق شدید اگر بیاید ، فیوز می سوزد . حالا شدت علاقه ی پدر و مادر به شهید بیشتر است یا دیگران ؟ یقیناً پدر و مادر ، لذا وقتی که می بینند ، می سوزند پس فیوز را قطع می کنند تا ارتباط قطع شود . چرا ؟ چون برقی که می خواهد بیاید در این لامپ ، قوی است ؛ یعنی لامپ پانصد وقتی روشن می کنی ، فیوز می سوزد ، اما لامپهای کوچک اگر روشن کنی فیوز نمی سوزد .  
+
ماجرای یک خواب  
 +
در زندان بودم . شب خواب مرحوم سید نورالدین را دیدم که آمده بود بالای سرم و گفت : چطوری ؟ ناراحت که نیستی ؟ گفتم : چرا . گفت : از چی ناراحتی ؟ گفتم : من اگر در این جا بمیرم ،نمی دانم چه کسی بر من نماز می خواند . گفت : من بر تو نماز خواهم خواند . گفتم : پشت سرم هم یک دانه جوش زده و از آن ناراحتم . دستمال سفیدی از جیب بیرون آورد و روی آن کشید و گفت: خوب شد . فردا صبح آزاد شدم . بعد فهمیدم اینکه گفته بودم می میرم ، مردن توی آنجا به معنی آزاد شدن از زندان است و خودش معنایش این است که دنیا زندان است و کسی که از زندان می خواهد آزاد بشود ، خواب مردن می بیند ، و این خودش تعبیری است برای این که بفهماند شما انسانها در زندان هستید . خود این ، یک دلیل است .  
  
مومن و زندان دنیا
+
===== رسول خدا و حسین (ع)=====
  
ماجرای یک خواب
+
زیارت حسین (ع)
 +
رسول خدا می فرماید : « حسین منی و انا من حسین » یعنی درست است که حسین (ع) از من است و فرزند من است و تربیت شده ی من است و از من گرفته شده است ؛اما اگر کسی هم مرا بخواهد ، باید از طرف حسین (ع) راه پیدا کند « و انا من حسین » یعنی تنها در ورودی به من او است و هر کسی بخواهد آشنا به حضرت بشود ، باید از راه حسین (ع) و کربلا آشنا شود . لذا می بیند که از زیارتهای وارده در شب مبعث ، زیارت حضرت امام حسین (ع) است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است ، باید تنها زیارت حضرت رسول (ص) در آن مستحب باشد . اما چرا مثلا ما باید زیارت مخصوصه امام حسین (ع) را در شب مبعث بخوانیم و این معنایش این است که اگر کسی زیارت حضرت رسول (ص) را طالب باشد ، باید از طریق خواندن زیارت حضرت امام حسین (ع) به ان حضرت برسد ؛ یعنی در ورودی آن این است .
  
در زندان بودم . شب خواب مرحوم سید نورالدین را دیدم که آمده بود بالای سرم و گفت : چطوری ؟ ناراحت که نیستی ؟ گفتم : چرا . گفت : از چی ناراحتی ؟ گفتم : من اگر در این جا بمیرم ،نمی دانم چه کسی بر من نماز می خواند . گفت : من بر تو نماز خواهم خواند . گفتم : پشت سرم هم یک دانه جوش زده و از آن ناراحتم . دستمال سفیدی از جیب بیرون آورد و روی آن کشید و گفت: خوب شد . فردا صبح آزاد شدم . بعد فهمیدم اینکه گفته بودم می میرم ، مردن توی آنجا به معنی آزاد شدن از زندان است و خودش معنایش این است که دنیا زندان است و کسی که از زندان می خواهد آزاد بشود ، خواب مردن می بیند ، و این خودش تعبیری است برای این که بفهماند شما انسانها در زندان هستید . خود این ، یک دلیل است .
+
===== کعبه و کربلا =====
 
+
رسول خدا و حسین (ع)
+
 
+
زیارت حسین (ع)
+
 
+
رسول خدا می فرماید : « حسین منی و انا من حسین » یعنی درست است که حسین (ع) از من است و فرزند من است و تربیت شده ی من است و از من گرفته شده است ؛اما اگر کسی هم مرا بخواهد ، باید از طرف حسین (ع) راه پیدا کند « و انا من حسین » یعنی تنها در ورودی به من او است و هر کسی بخواهد آشنا به حضرت بشود ، باید از راه حسین (ع) و کربلا آشنا شود . لذا می بیند که از زیارتهای وارده در شب مبعث ، زیارت حضرت امام حسین (ع) است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است ، باید تنها زیارت حضرت رسول (ص) در آن مستحب باشد . اما چرا مثلا ما باید زیارت مخصوصه امام حسین (ع) را در شب مبعث بخوانیم و این معنایش این است که اگر کسی زیارت حضرت رسول (ص) را طالب باشد ، باید از طریق خواندن زیارت حضرت امام حسین (ع) به ان حضرت برسد ؛ یعنی در ورودی آن این است .
+
 
+
کعبه و کربلا  
+
 
+
عکس کعبه
+
  
 +
عکس کعبه
 
  مساجد عکس (تصویر) کعبه اند و حسینیه ها عکس کربلا .  
 
  مساجد عکس (تصویر) کعبه اند و حسینیه ها عکس کربلا .  
  
حضور قلب  
+
===== حضور قلب =====
  
قلب شکسته  
+
قلب شکسته  
 +
حضور قلب در نماز بازور میسر نمی شود . این همان آب حیات است .
 +
سکندر را نمی بخشند آبی به زور و زر میسر نیست این کار
 +
« انا عند قلوب المنکسر» ؛ دل اگر شکسته باشد ، نور می آید و وارد قلب می شود ، اما اگر ایندل دیوارهایش سالم باشد ، پس حجاب دارد و نور واردش نمی شود . ندیدید گاهی دل انسان می شکند ؟ این به خاطر تابش آن نور است .
  
حضور قلب در نماز بازور میسر نمی شود . این همان آب حیات است .
+
===== یاد خدا =====
  
سکندر را نمی بخشند آبی به زور و زر میسر نیست این کار  
+
حیوانات دریا و خشکی
 +
« زآب خرد ماهی خرد خیزد » اگر انسان گاه گاهی یاد خدا کند ، اگر هم قلبی برایش باشد ، حیات کمی دارد . و یک بچه ماهی هم بیشتر در آن ، جا ندارد . اما آب وقتی ، عمیق و پهناور شد ، زمینه ای می شود برای موجودات بزرگتر . آیا ندیده ای که در دریاهای بزرگ ، حیوانان بزرگ وجود دارد ؟ وقتی این حیوان آبزی بزرگ شد ، یک زنجیز به این وصل است و یک زنجیر به آن موجودات خشکی وصل است . وقتی این حیوان درشت شد ، آن حیوان خشکی را می کشد توی آب . خودش هم نمی خواهد آبی بشود ، اما می شود . چون رشد کرده است . عادت هم ندارد ، اما عادتش می دهد . می برد دنبال خودش و می رود توی عمق آن دریا زندگی می کند . چه تعبیر شیوایی دارد علی (ع) که می فرماید : « ان لکل احد شیطان و لکن شیطانی اسلم علی یدی » هر کسی شیطانی دارد ؛ یعنی موجودی که فراری است و شیطان اصلا یعنی فراری . چون انسان را از یاد خدا فرار می دهد . همه ، این شیطان را دارند ؛ اما شیطان من ، به دست من اسلام آورده است ؛ یعنی این غریزه ای که می خواسته از ذکر خدا فرار کند ، نسبت به یاد خدا انس گرفته است ؛ خود این کار خیلی بزرگی است .
  
« انا عند قلوب المنکسر» ؛ دل اگر شکسته باشد ، نور می آید و وارد قلب می شود ، اما اگر ایندل دیوارهایش سالم باشد ، پس حجاب دارد و نور واردش نمی شود . ندیدید گاهی دل انسان می شکند ؟ این به خاطر تابش آن نور است .
+
===== نقش واسطه ها =====
  
یاد خدا
+
جوی آب و منبع
 +
میداندار (در میدان تره بار ) واسطه ای است بین تولید کننده و مصرف کننده . اگر یک جوری باشد که نه تولید کننده دستش به چیزی برسد و نه مصرف کننده ، این در وسط چاق می شود و آن دو لاغر . آیا این خوب است ؟
 +
جوی ، آبی را از منبع تحویل می گیرد و می خواهد بدهد به مزرعه . چقدرش حق خودش هست ؟ جز این که لبی مرطوب کند ؟
 +
حال اگر میان این جوی یک شکاف باشد و قسمت زیادی از آب را فرو برد ، خوب است ؟ پس باید برای بهبود وضعیت اقتصادی از واسطه ها غافل نبود .
  
حیوانات دریا و خشکی
+
===== هدف استعمار =====
 
+
« زآب خرد ماهی خرد خیزد » اگر انسان گاه گاهی یاد خدا کند ، اگر هم قلبی برایش باشد ، حیات کمی دارد . و یک بچه ماهی هم بیشتر در آن ، جا ندارد . اما آب وقتی ، عمیق و پهناور شد ، زمینه ای می شود برای موجودات بزرگتر . آیا ندیده ای که در دریاهای بزرگ ، حیوانان بزرگ وجود دارد ؟ وقتی این حیوان آبزی بزرگ شد ، یک زنجیز به این وصل است و یک زنجیر به آن موجودات خشکی وصل است . وقتی این حیوان درشت شد ، آن حیوان خشکی را می کشد توی آب . خودش هم نمی خواهد آبی بشود ، اما می شود . چون رشد کرده است . عادت هم ندارد ، اما عادتش می دهد . می برد دنبال خودش و می رود توی عمق آن دریا زندگی می کند . چه تعبیر شیوایی دارد علی (ع) که می فرماید : « ان لکل احد شیطان و لکن شیطانی اسلم علی یدی » هر کسی شیطانی دارد ؛ یعنی موجودی که فراری است و شیطان اصلا یعنی فراری . چون انسان را از یاد خدا فرار می دهد . همه ، این شیطان را دارند ؛ اما شیطان من ، به دست من اسلام آورده است ؛ یعنی این غریزه ای که می خواسته از ذکر خدا فرار کند ، نسبت به یاد خدا انس گرفته است ؛ خود این کار خیلی بزرگی است .
+
 
+
نقش واسطه ها
+
 
+
جوی آب و منبع
+
 
+
میداندار (در میدان تره بار ) واسطه ای است بین تولید کننده و مصرف کننده . اگر یک جوری باشد که نه تولید کننده دستش به چیزی برسد و نه مصرف کننده ، این در وسط چاق می شود و آن دو لاغر . آیا این خوب است ؟
+
 
+
جوی ، آبی را از منبع تحویل می گیرد و می خواهد بدهد به مزرعه . چقدرش حق خودش هست ؟ جز این که لبی مرطوب کند ؟
+
 
+
حال اگر میان این جوی یک شکاف باشد و قسمت زیادی از آب را فرو برد ، خوب است ؟ پس باید برای بهبود وضعیت اقتصادی از واسطه ها غافل نبود .
+
 
+
هدف استعمار  
+
 
+
استعمار به دو صورت است
+
 
+
الف : استعمار کهنه و قدیمی ، این بوده که کشور را فقیر و عقب مانده و ضعیف و ناتوان نگه دارند که فقر و جهل و بیماری بر او مسلط باشد . این استعمار آشکار و کهنه است .
+
  
 +
استعمار به دو صورت است
 +
الف : استعمار کهنه و قدیمی ، این بوده که کشور را فقیر و عقب مانده و ضعیف و ناتوان نگه دارند که فقر و جهل و بیماری بر او مسلط باشد . این استعمار آشکار و کهنه است .
 
  ب : استعمار نو ؛ یعنی این که کشوری را آباد کند ، از نظر بهداشت پیش ببرد ، فقر و بیسوادی را برچیند ؛ اما این کشور سالم قوی ثروتمند ، در جهت منافع استعمار گر مصرف بشود ؛ یعنی بهداشت او ؛ ثروت او ؛ و سواد و معلوماتش ، در آن جا در خدمت استعمار گر قرار بگیرد .  
 
  ب : استعمار نو ؛ یعنی این که کشوری را آباد کند ، از نظر بهداشت پیش ببرد ، فقر و بیسوادی را برچیند ؛ اما این کشور سالم قوی ثروتمند ، در جهت منافع استعمار گر مصرف بشود ؛ یعنی بهداشت او ؛ ثروت او ؛ و سواد و معلوماتش ، در آن جا در خدمت استعمار گر قرار بگیرد .  
 
 
  این دو شیوه ی استعمار با هم متفاوتند . در شیوه ی اول ، استعماری است اجباری و تحمیلی و کشوری را فقیر و بیسواد و ناتوان نگه می دارند و دور از بهداشت ؛ تا بتوانند بر آن تسلط پیدا کنند . در شیوه ی دوم این که : کشوری را در عین باسوادی ، استعمار کردن و در عین خوب بودن وضع بهداشت ؛ در چنگ داشتن و در عین قدرت نظامی و ثروت ، آلت دست نگهداشتن . این نوع دوم ، استعمار پیچیده تری است .در این شیوه ی دوم ، برنامه استعمار گر این است که روی کتابها کار می کند ، روی درسها و روی معلومات کار می کند ، چشم او به علوم انسانی دانشگاه ها است و اگر استعمار گر توانست علوم انسانی دانشگاه ها ی کشوری را در چنگ داشته باشد ، آن کشور بی زحمت در چنگ او است . یعنی این چنین کشوری خرج استعمار خودش را هم خودش می پردازد و هزینه ی استعمار را خودش تقبل می کند .حتی وسیله ای برای استعمار کردن دیگران به نفع کشورهای استعمار گر هم به وجود می آورد .
 
  این دو شیوه ی استعمار با هم متفاوتند . در شیوه ی اول ، استعماری است اجباری و تحمیلی و کشوری را فقیر و بیسواد و ناتوان نگه می دارند و دور از بهداشت ؛ تا بتوانند بر آن تسلط پیدا کنند . در شیوه ی دوم این که : کشوری را در عین باسوادی ، استعمار کردن و در عین خوب بودن وضع بهداشت ؛ در چنگ داشتن و در عین قدرت نظامی و ثروت ، آلت دست نگهداشتن . این نوع دوم ، استعمار پیچیده تری است .در این شیوه ی دوم ، برنامه استعمار گر این است که روی کتابها کار می کند ، روی درسها و روی معلومات کار می کند ، چشم او به علوم انسانی دانشگاه ها است و اگر استعمار گر توانست علوم انسانی دانشگاه ها ی کشوری را در چنگ داشته باشد ، آن کشور بی زحمت در چنگ او است . یعنی این چنین کشوری خرج استعمار خودش را هم خودش می پردازد و هزینه ی استعمار را خودش تقبل می کند .حتی وسیله ای برای استعمار کردن دیگران به نفع کشورهای استعمار گر هم به وجود می آورد .
 
    
 
    

نسخهٔ ‏۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۰

مثل ها و پندها جلد 7
محبت به فرزندان

بچه و میکروب چطور بچه اگر قوی و نیرومند باشد ، میکروب کمتر روی آن اثر می گذارد ، وقتی هم که محبت پدر و مادر نسبت به او قوی شد ، تردید ها و تشکیکها ، کمتر روی او اثر می گذارد و عقلش رشد می کند .

علاقه به والدین

خواب شهدا می دانید چرا نوعا پدر و مادر شهدا ، خواب شهدا را نمی بینند ، اما اطرافیان می بیننند ؟ چون برق شدید اگر بیاید ، فیوز می سوزد . حالا شدت علاقه ی پدر و مادر به شهید بیشتر است یا دیگران ؟ یقیناً پدر و مادر ، لذا وقتی که می بینند ، می سوزند پس فیوز را قطع می کنند تا ارتباط قطع شود . چرا ؟ چون برقی که می خواهد بیاید در این لامپ ، قوی است ؛ یعنی لامپ پانصد وقتی روشن می کنی ، فیوز می سوزد ، اما لامپهای کوچک اگر روشن کنی فیوز نمی سوزد .

مومن و زندان دنیا

ماجرای یک خواب در زندان بودم . شب خواب مرحوم سید نورالدین را دیدم که آمده بود بالای سرم و گفت : چطوری ؟ ناراحت که نیستی ؟ گفتم : چرا . گفت : از چی ناراحتی ؟ گفتم : من اگر در این جا بمیرم ،نمی دانم چه کسی بر من نماز می خواند . گفت : من بر تو نماز خواهم خواند . گفتم : پشت سرم هم یک دانه جوش زده و از آن ناراحتم . دستمال سفیدی از جیب بیرون آورد و روی آن کشید و گفت: خوب شد . فردا صبح آزاد شدم . بعد فهمیدم اینکه گفته بودم می میرم ، مردن توی آنجا به معنی آزاد شدن از زندان است و خودش معنایش این است که دنیا زندان است و کسی که از زندان می خواهد آزاد بشود ، خواب مردن می بیند ، و این خودش تعبیری است برای این که بفهماند شما انسانها در زندان هستید . خود این ، یک دلیل است .

رسول خدا و حسین (ع)

زیارت حسین (ع) رسول خدا می فرماید : « حسین منی و انا من حسین » یعنی درست است که حسین (ع) از من است و فرزند من است و تربیت شده ی من است و از من گرفته شده است ؛اما اگر کسی هم مرا بخواهد ، باید از طرف حسین (ع) راه پیدا کند « و انا من حسین » یعنی تنها در ورودی به من او است و هر کسی بخواهد آشنا به حضرت بشود ، باید از راه حسین (ع) و کربلا آشنا شود . لذا می بیند که از زیارتهای وارده در شب مبعث ، زیارت حضرت امام حسین (ع) است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است و این خودش یک نکته ای دارد و آن ، این است که اگر شب ، شب مبعث است ، باید تنها زیارت حضرت رسول (ص) در آن مستحب باشد . اما چرا مثلا ما باید زیارت مخصوصه امام حسین (ع) را در شب مبعث بخوانیم و این معنایش این است که اگر کسی زیارت حضرت رسول (ص) را طالب باشد ، باید از طریق خواندن زیارت حضرت امام حسین (ع) به ان حضرت برسد ؛ یعنی در ورودی آن این است .

کعبه و کربلا

عکس کعبه

مساجد عکس (تصویر) کعبه اند و حسینیه ها عکس کربلا . 
حضور قلب

قلب شکسته حضور قلب در نماز بازور میسر نمی شود . این همان آب حیات است . سکندر را نمی بخشند آبی به زور و زر میسر نیست این کار « انا عند قلوب المنکسر» ؛ دل اگر شکسته باشد ، نور می آید و وارد قلب می شود ، اما اگر ایندل دیوارهایش سالم باشد ، پس حجاب دارد و نور واردش نمی شود . ندیدید گاهی دل انسان می شکند ؟ این به خاطر تابش آن نور است .

یاد خدا

حیوانات دریا و خشکی « زآب خرد ماهی خرد خیزد » اگر انسان گاه گاهی یاد خدا کند ، اگر هم قلبی برایش باشد ، حیات کمی دارد . و یک بچه ماهی هم بیشتر در آن ، جا ندارد . اما آب وقتی ، عمیق و پهناور شد ، زمینه ای می شود برای موجودات بزرگتر . آیا ندیده ای که در دریاهای بزرگ ، حیوانان بزرگ وجود دارد ؟ وقتی این حیوان آبزی بزرگ شد ، یک زنجیز به این وصل است و یک زنجیر به آن موجودات خشکی وصل است . وقتی این حیوان درشت شد ، آن حیوان خشکی را می کشد توی آب . خودش هم نمی خواهد آبی بشود ، اما می شود . چون رشد کرده است . عادت هم ندارد ، اما عادتش می دهد . می برد دنبال خودش و می رود توی عمق آن دریا زندگی می کند . چه تعبیر شیوایی دارد علی (ع) که می فرماید : « ان لکل احد شیطان و لکن شیطانی اسلم علی یدی » هر کسی شیطانی دارد ؛ یعنی موجودی که فراری است و شیطان اصلا یعنی فراری . چون انسان را از یاد خدا فرار می دهد . همه ، این شیطان را دارند ؛ اما شیطان من ، به دست من اسلام آورده است ؛ یعنی این غریزه ای که می خواسته از ذکر خدا فرار کند ، نسبت به یاد خدا انس گرفته است ؛ خود این کار خیلی بزرگی است .

نقش واسطه ها

جوی آب و منبع میداندار (در میدان تره بار ) واسطه ای است بین تولید کننده و مصرف کننده . اگر یک جوری باشد که نه تولید کننده دستش به چیزی برسد و نه مصرف کننده ، این در وسط چاق می شود و آن دو لاغر . آیا این خوب است ؟ جوی ، آبی را از منبع تحویل می گیرد و می خواهد بدهد به مزرعه . چقدرش حق خودش هست ؟ جز این که لبی مرطوب کند ؟ حال اگر میان این جوی یک شکاف باشد و قسمت زیادی از آب را فرو برد ، خوب است ؟ پس باید برای بهبود وضعیت اقتصادی از واسطه ها غافل نبود .

هدف استعمار

استعمار به دو صورت است الف : استعمار کهنه و قدیمی ، این بوده که کشور را فقیر و عقب مانده و ضعیف و ناتوان نگه دارند که فقر و جهل و بیماری بر او مسلط باشد . این استعمار آشکار و کهنه است .

ب : استعمار نو ؛ یعنی این که کشوری را آباد کند ، از نظر بهداشت پیش ببرد ، فقر و بیسوادی را برچیند ؛ اما این کشور سالم قوی ثروتمند ، در جهت منافع استعمار گر مصرف بشود ؛ یعنی بهداشت او ؛ ثروت او ؛ و سواد و معلوماتش ، در آن جا در خدمت استعمار گر قرار بگیرد . 
این دو شیوه ی استعمار با هم متفاوتند . در شیوه ی اول ، استعماری است اجباری و تحمیلی و کشوری را فقیر و بیسواد و ناتوان نگه می دارند و دور از بهداشت ؛ تا بتوانند بر آن تسلط پیدا کنند . در شیوه ی دوم این که : کشوری را در عین باسوادی ، استعمار کردن و در عین خوب بودن وضع بهداشت ؛ در چنگ داشتن و در عین قدرت نظامی و ثروت ، آلت دست نگهداشتن . این نوع دوم ، استعمار پیچیده تری است .در این شیوه ی دوم ، برنامه استعمار گر این است که روی کتابها کار می کند ، روی درسها و روی معلومات کار می کند ، چشم او به علوم انسانی دانشگاه ها است و اگر استعمار گر توانست علوم انسانی دانشگاه ها ی کشوری را در چنگ داشته باشد ، آن کشور بی زحمت در چنگ او است . یعنی این چنین کشوری خرج استعمار خودش را هم خودش می پردازد و هزینه ی استعمار را خودش تقبل می کند .حتی وسیله ای برای استعمار کردن دیگران به نفع کشورهای استعمار گر هم به وجود می آورد .
 


پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله حائري شيرازي / © 1386

www.HaeriShirazi.ir © 2006.  All Rights Reserved