آمران به معروف جانشینان خدا: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">آمران به معروف، جانشینان خدا</div> {{جعبه اطلاعات |نام = آمران به...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
 
|داده۹  = [ PDF]  
 
|داده۹  = [ PDF]  
 
}}
 
}}
 +
 +
== خلاصه‌ای از راهکارهای کارآمدی امر به معروف و نهی از منکر ==
 +
=== اول: احترام به دوست ===
 +
شخصی برای ابوذر غفاری نامه نوشت و از او تقاضا کرد تا حدیث و سخن زیبای را به او اهدا کند و در پاسخ نامه نوشت بدان که علم و دانش دامنه وسیعی دارد و دارای شاخه‌های بسیار است ولی اگر بتوانی به آنکه دوستش داری بدی مکن.
 +
 +
آن شخص به اباذر گفت آیا تاکنون کسی را دیده‌ای که به آن کس که دوستش دارد ولی کند ابوذر جواب داد تو خودت را از همه کس بیشتر دوست داری و چون نافرمانی خدا کنی به خود بدی کرده‌ای و مستحق عذاب شده‌ای.
 +
 +
=== دوم: احترام به فهم دیگران آغازی خوش ===
 +
 +
نگوییم که اهل جهنم می‌روم و اهل بهشت با احترام و ادب سخن بگوییم.
 +
 +
باید توجه داشت ممکن است به کسی که می‌خواهیم تذکر دهیم و او را به کار نیک پسندیده‌ای دعوت کنیم یا از کار زشت و ناپسندی باز داریم چه بسا در بسیاری موارد دیگر او از ما بیشتر بداند و بفهمد و فقط در این مورد مشکل خطا شده است به همین خاطر در هنگام تذکر دادن لازم است به کرامت شخصیت به انسانیت مخاطب احترام بگذاریم.
 +
 +
استاد با شاگرد خود از میان جنگلی می‌گذشت استاد به شاگرد دستور دادن نهال نورسته و تازه بار آمده را از زمین برکنده جوان دست انداخت و به راحتی آن را از ریشه خارج کرد پس از چند قدمی که گذشتم به درخت بزرگی رسیدن به شاخه‌های فراوان داشت استاد گفت این درخت را هم از جایی برکن. جوان هرچه کوشید نتوانست.
 +
 +
استاد گفت بدان که تخم زشتی‌ها مثل کینه است و هر گناه دیگر هنگامی که در دل اثر گذاشت مانند آن نهال نورسته است که به راحتی می‌توانید جهان را در خود بر کنی ولی اگر آن را واگذاری بزرگ و محکم شود و همچنان درخت در اعماق جان است ریشه دارد و هرگز نمی‌توان آن را بر کنی و از خود دور سازی.
 +
 +
=== سوم: شناخت و آگاهی مایه اطمینان ===
 +
کسی که در مقام تذکر دهنده قرار می‌گیرد نسبت به آن موردی که می خواد ذکر دهد باید از لحاظ شرعی و قانونی و عرفی اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشد البته اگر آگاهی نداشت رفع تکلیف نمی‌شود.
 +
 +
=== چهارم: کنجکاوی سد ارتباط ===
 +
باید توجه داشت که امر به معروف و نهی از منکر با کنجکاوی یا به اصطلاح گفت فضولی مغایرت دارد البته وقتی یک شهروند عملی انجام می‌دهد که بدون زحمت و تلاش خاصی در منزل دیگران قرار می‌گیرد در هر یک از دایره حریم خصوصی پا بیرون نهاده و این اجازه را به دیگران داده است تا در مورد عمل و رفتار وی ارزیابی و قضاوت کنند.
 +
 +
شبگردی می‌کرد از خانه گزارش با صدای اذان شریک مشکوک شد از دیوار بالا رفتن مردی را در حال گناه دیدی دشمن خدا عالم خیال کردی که خدا تو را می‌بخشد در حالی که تو گناهکاری مرد گفت ای خلیفه من اگر یک گناه کردم تو چند گناه کردی.
 +
 +
خداوند می‌فرماید ولا تجسسوا
 +
 +
ولی تو جاسوسی کردی
 +
 +
و می‌فرماید و ات البیوت من ابوابها
 +
 +
ولی تو از دیوار بالا آمدی
 +
 +
و فرمود:
 +
 +
ولی تو سلام نکردی.
 +
 +
به دیگران به ما ربط نبرید ولی تو گمان بد بردی اگر دیگر تکرار نمی‌کنی از تو صرف نظر می‌کنم خلیفه گفت به خدا قسم دیگر تکرار نمی‌کنم صاحبخانه گفت برو از تو گذشتم.
 +
 +
=== پنجم: صبر کلید کامیابی ===
 +
 +
اول آنکه در مقابل ناملایمات و سختی‌های احتمالی انجام این عمل خداپسندانه باید صبر پیشه کرد و استوار باقی ماند دوم آن که نباید بی جهت با عجله و شتابزدگی دست به این اقدام زد.
 +
 +
ایام عید اهل و عیال رضاخان بدون حجاب و با وضع بدی وارد حرم مطهر حضرت معصومه علیه السلام شده‌اند هیچ‌کس جرات نداشت چیزی بگوید آیت الله بافقی گفت بروید نهی از منکر کنید ولی کسی جرأت نداشت آخرش هم خودشان رفتن و نهی از منکر کردن با استدلال و متانت تمام فرمودند اینجا حرم مطهر حضرت معصومه است خودشان را بپوشانید اهل و عیال شاه رضا خان را خبر کردند بلافاصله آمد و جلوی صحنه حضرت آقای بافی را روی زمین انداخت با چوب دستی مخصوص محکمی را کتک زد آقای بافقی در هر بار کودک فقط فریاد یا صاحب الزمان سر می‌داد سپس دستور داد ایشان را به زندان انداختند.
 +
 +
قرآن کریم می‌فرماید: نماز را وادار به امر معروف و نهی از منکر کند و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش.
 +
 +
=== ششم: عدم اصرار ===
 +
 +
باید بدانیم که وظیفه ما تذکر دادن است و نباید بی جهت بر آن اصرار ورزید و مخاطب را به لجاجت وادار نماییم.
 +
 +
=== هفتم: ساده اما هنرمندانه ===
 +
در امر معروف و نهی از منکر باید مانند هر اثر هنری تلاش کرد تا محتوای خوب در شکلی اثرگذار به مخاطب ارائه گردد به همین خاطر است که حتی برای یک مرد نمی‌توان از یک روش ثابت استفاده کرد بلکه لازم است با نگاهی به مخاطب و شرایط حاکم بر زمان ارتباط روش مناسب و شایسته را برگزید.
 +
 +
با کار قشنگ خود محبت کردی
 +
 +
با او مثل نسیم صحبت کردی
 +
 +
یک شاخه گل به دوستت دادی
 +
 +
او را به کار نیک دعوت کردی
 +
 +
آیت الله سلیم زاده در محضر مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی نشسته بودم فردی برای اهداف خدمت ایشان رسیدم حضرت آقا که دیدن ایشان محاسن خود را تراشیده با ایشان روبوسی کرد سپس گفت امیدوارم دیگر محل روز همراه تراشیدن ریش تراشی حرام است.
 +
 +
== مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر ==
 +
=== گام اول روبرو شدن ===
 +
 +
توجه به نکات زیر ضروری است:
 +
 +
یک اعمال و رفتاری ملاک است که نیاز به جستجو تحقیق از کاسه فارکسی درآوردند و نظایر اینها نداشته باشد و آن عمل در ملاعام رخ داده و به همان ترتیب مورد مشاهده قرار گرفته باشد.
 +
 +
آقای مهردادی نقد می‌کنند به دستور پزشکان معالج پدرم شیخ حسنعلی نخودکی را به بیمارستان منتصریه مشهد انتقال یافت در آنجا بستری گردید به خاطر دارم روزی در راه بیمارستان چشمم به درستی افتاد که در آن مردی و زن بی حجاب نشسته بودند چون به خدمت پدر رفت فرمود دیگر رفتن ما نزدیک است اما تو چرا چشم خود را حفظ نکرده عرض کردم به عمق خطایی مرتکب نشده است قرمز می‌دانم و یکی که در خیابان جویای کسی نبود پس چرا چشم داخل رشدی انداختی که نگاهت به نامحرم تصادف کند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: النظر سهم مسموم من سهام الشیطان.
 +
 +
هر نظر ناوک کیست زهرآلود
 +
 +
که زشصت و کمال ابلیس است
 +
 +
دیدن ذلف خال نامحرم
 +
 +
دانه کید و دام ابلیس است
 +
 +
۲) ملاک تذکر دادن عمل است نه عامل یعنی برای ما خوبی و زشتی عمل باید اهمیت داشته باشد و نباید به ویژگی‌های شخصی و یا شخصیتی مخاطب چندان توجه کرد البته با عنایت به اصل دوم از اصول هفتگانه پیش.
 +
 +
شخص با کیسه پر از دل هم نزد پارسا ای نشسته بود و از تاریکی دل شکایت داشت پارسا گفت دل تاریک شده شخص جواب داد مرا پندی ده پارسا گفت در کیسه چیست گفت درهم پارسا گفت چقدر است گفت هزار درهم مرد پارسا یک گرم از آن بر گرفت و بر دیده آن شخص نهاد و گفت چشم باز کن و ببین.
 +
 +
شخص این درهم بر چشم من است.
 +
 +
نمی‌توانم ببینم.
 +
 +
مرد پارسا گفت ای مرد یک درهم بر چشم سر و هادی دنیا را نمی‌بینی هزار درهم بچشم دل نهادی چگونه چشم دل تاریک نشود.
 +
 +
=== گام دوم: تشخیص ===
 +
 +
در هنگام امر به معروف و نهی از منکر چهار نوع تشخیص باید داده شود:
 +
 +
==== تشخیص معروف و منکر ====
 +
 +
بسیاری از اعمال و رفتارها هستند که خوبتان برای همگان روشن است با این وجود مواردی نیز هست که نیازمند اطلاعات بیشتر و عمیق‌تر است.
 +
 +
مسئول جزیره مینو گفت در ایام جنگ شوید علت کمی نیرو هر نفر دو چشم لازم داشت یکی جلوی مغز و یکی درخط.
 +
 +
برادران همگی پذیرفتن در نتیجه یک نوبت نگهبانی از ساعت ۲ تا ۱۲ جلوی مبل گذاشتند که به اتفاق یک برادر بسیجی نگهبانی بدهیم.
 +
 +
تاریکی مطلق باعث می‌شد که دو نفر فقط سیاهی یکدیگر را ببینیم و چهره‌ها به هیچ وجه مشخص نبود پس از کلام ابتدایی دیگر حرفی بینمون رد و بدل نشد.
 +
 +
او یک طرف من هم یک طرف مدتی این چنین گذشت و جز صدای جیرجیرک و گاهی شلیک گلوله صدایی نمی‌آمد پس از مدت زمانی برادر بسیجی حرکت کرد برخاست و پرسید آب نمی‌خورید؟
 +
 +
گفتم: متشکرم.
 +
 +
گفت: یخ چی؟
 +
 +
با تعجب جواب دادم متشکرم نه عجب یخ خوردن مال بچه هاست و گاهی من هم در زمان بچگی می‌خوردم ولی الان ...
 +
 +
صدای باز شدن درب کلمن را شنیدم و دست داخل آن کرد و پس چرخی یک تکه یخ می ره آورد و در فکر من را بست و شروع به جویدن کرد از رفتار بی ادبانه و بچه گانه و غیربهداشتی ازت خوشم نیامد ولی تحمل کردم تا یخ را تماماً جدید مثل بچه‌ها.
 +
 +
حدود ۱۰ دقیقه‌ای که باز هم پس از سکوت گذشت دوباره رفت عمل اولیه اش را تکرار کرد با خود گفتم از عجب بویی نبرده ولی باز هم تحمل کردم و گفتم از آب کلمن نمی‌خورم بگزار هر کار می‌خواهد بکند.
 +
 +
پس از یخ خوردن باز هم سکوت کرد.
 +
 +
دوباره پس از یک رو برای بار سوم برخاست و یخ برداشت و شروع به جویدن کرد دیگر عصبانی شدم و تصمیم گرفتم که او را مودبانه و عالمانه نهی از منکر کنم.
 +
 +
پس از این که یخ را کاملاً جدید و سکوته دوباره حاکم شد پرسیدم اهل کجایی: گفت آبادان.
 +
 +
پرسیدم چند وقت است که جبهه‌ای؟
 +
 +
گفت درست نمی‌دانم.
 +
 +
با اصرار گفتم حدوداً.
 +
 +
گفت حدود ۲ سال و نیم.
 +
 +
تعجب کردم با این سابقه طولانی چطور این کار را انجام می‌دهد.
 +
 +
گفتم عجب. عملیات هم بوده‌ای.
 +
 +
گفت تقریباً در همه عملیات‌های جنوب می‌خواستم کم‌کم نهی از منکر را با صحبت به او حالی کنم.
 +
 +
گفتم خاطره‌ای داری؟
 +
 +
گفت جبهه همه اش خاطره است و باز سکوت کرد.
 +
 +
احساس کردم نمی‌خواهد ادامه دهد پرسیدم او زخمی هم شده‌ای؟
 +
 +
گفت بله گفتم ظاهراً که الحمدلله سالم هستید. سرش را بلند کرد و گفت دعا کنید خداوند به همه رزمندگان سلامتی دهد.
 +
 +
اصرار کردم ادامه دهد.
 +
 +
ساکت بود.
 +
 +
کجایتان؟
 +
 +
شکمم.
 +
 +
گوشم با شماست.
 +
 +
با اصرار من ادامه داد.
 +
 +
با ترکش دیافراگم شکم پاره شد الان هم پاره است در ایران قابل معالجه نیست می‌گویند باید برم خارج ولی الان زمان جنگ است و خرد از بیت المال مسئولیت بیشتری دارد.
 +
 +
گفتم حالا که الحمدالله اذیتی ندارد؟ گفتن زیاد فقط همین پارگی باعث شده که در معده‌ام سوزش شدیدی احساس می‌کنم تا قدم که تمام می‌شود یک تکه یخ می‌جوم شاید آرام گیرد.
 +
 +
آن شب از آب کل من خود را سیراب کردم به این نیت که دلم شفا یابد از آب مطهری که او به یخ‌هایش دست زده است.
 +
 +
روحش شاد.
 +
 +
==== تشخیص اصل برخورد ====
 +
 +
در شرایط نباشد مگر آنکه مطمئن باشید لازم است از این کار شما سایرین نیز درس بگیرند.
 +
 +
توصیه می‌شود از رکورداران و امر به معروف و نهی از منکر به صورت گفتاری اجتناب ورزید تا موانع برطرف شود.
 +
 +
وقتی به شدت گرسنه تشنه عصبی و خسته و بی حوصله هستید.
 +
 +
وقتی نسبت به موضوع اطلاع و آگاهی کامل ندارید.
 +
 +
اگر مخاطب در شرایط خاصی است که موجب هتک حرمت و یا ضایع شدن او می‌شود.
 +
 +
وقتی برای انجام کاری شنیدن عجله دارید.
 +
 +
اگر احتمال درگیری می‌دهید.
 +
 +
وقتی باران و برف شدیدی می‌بارد و هرکس دنبال سرپناه نیست.
 +
 +
وقتی برای خود یا همراه همراهانتان احساس خطر جانی و یا مالی قابل توجهی می‌کنید.
 +
 +
وقتی مخاطب در تالم روحی شدیدی به سر می‌برد.
 +
 +
وقتی مخاطب تعادل جسمی و روحی ندارد مصرف قرص مواد مخدر و یا مشروبات الکلی مصرف کرده است.
 +
 +
پرستار یک بیمارستان: پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی پزشک با عجله راهی بیمارستان شد و پس از اینکه جواب تلفن را داد بلافاصله لباس‌هایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد.
 +
 +
او پدر پسر را دید که در راهرو می‌رفت و می‌آمد و منتظر دکتر بود.
 +
 +
به محض دیدن دکتر پدر داد زد چرا اینقدر طول کشید تا بیایی مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است مگر تو احساس مسئولیت نداری؟
 +
 +
پزشک لبخندی زد و گفت متاسفم من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم.
 +
 +
پدر با عصبانیت گفت آرام باشم اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو می‌توانستی آرام بگیری اگر پسر خودت همین حالا می‌مرد چکار می‌کردی؟
 +
 +
رزرو دوباره لبخندی زد و پاسخ داد از خاک آمده‌ایم و به خاک باز می‌گردیم شفا دهنده یکی از اسم‌های خداوند است پزشک نمی‌تواند عمر را افزایش دهد بر او برای پسر از خدا شفا بخواد اما بهترین کارمان را انجام بدهیم به لطف و امید خدا.
 +
 +
پدر زیر لب غرغر کنان گفت نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آن نیستیم آسان است..
 +
 +
عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر پسر شما نجات پیدا کرد و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود با عجله و در حالی که بیمارستان را ترک می‌کرد گفت اگر شما سؤالی دارید از پرستار پرسید.
 +
 +
پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک دکتر دید گفت چرا او اینقدر متکبر است؟
 +
 +
نمی‌تواند چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرش سؤال کنم؟
 +
 +
پرستار در حالی که اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد پسرش دیروز در یک حادثه رانندگی مرد وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عدد اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.
 +
 +
هرگز در مورد کسی سریع قضاوت نکنید چون شما هرگز نمی‌دانید زندگی آن چگونه است و چه بر آنان می‌گذرد یا آنان در چه شرایطی هستند.
 +
 +
==== تشخیص و چگونگی برخورد ====
 +
باید دقت نمود که برای اثرگذاری بیشتر و جلوگیری از پیامدهای منفی چه روش یا روش‌هایی را می‌بایست انتخاب نمود.
 +
 +
انتخاب روش به موضوع و اهمیت آن موقعیت مکانی شرایط سنی مخاطب و مواردی از این قبیل بستگی دارد.
 +
 +
در نتیجه چهار روش کلی را می‌توان برشمرد:
 +
 +
۱. مستقیم کلامی
 +
 +
۲. مستقیم غیر کلامی
 +
 +
۳. غیر مستقیم کلامی
 +
 +
۴. غیر مستقیم غیر کلامی
 +
 +
که از بالا به پایین از شدت برخورد کاسته می‌شود.
 +
 +
از مرحوم میرزای شیرازی نصب شده که در یک مجلسی شخصی بر رفته بود و روایتی یا مرثیه خوانده بود که سند صحیحی نداشت. مرحوم میرزا هم در آن مجلس حضور داشتند ولی چیزی نفرمودند بعد یکی از دوستان به ایشان اعتراض کرد که چرا نهی از منکر نکردید ایشان فرموده بود که حفظ آبروی مسلمان از این نهی از منکر فوری لازم تر است. من می‌توانستم در خفا هم به او بگویم که شما این مطلبی که گفتید درست نیست و لزومی نداشت که جلوی مردم آبرویش را ببرم.
 +
 +
==== تشخیص آمادگی پذیرش مخاطب ====
 +
این مرحله از مواردی است که باید با ظن و گمان به حد کار خود را پیش ببریم.
 +
 +
=== گام سوم: اجرا ===
 +
من کان آمرا بمعروف فلیکن آمره کدام بمعروف.
 +
 +
هر که به نیکی وادار کند همین وادار کردن اش هم باید به نیکی باشد.
 +
 +
بعد از آنکه یکی از چهار روش کلی پیشین انتخاب شد این مرحله آغاز می‌شود در اجرای این مرحله توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند.
 +
 +
۱. قاطعانه اما مودبانه بگوید مطمئن باشید بی ادبی تأثیر کار شما را از بین می‌برد.
 +
 +
پس از فوت آیت الله کاشانی عده‌ای از قشرها مردم تهران برای دیدن حضرت امام به قم آمدند آنها با صدای بلند می‌گفتند کاشانی رفت خمینی مرجع هست.
 +
 +
در همان مجلس یک نفر جلو آمد تا دست امام را ببوسد انگشتری طلا در دست داشت در همان حالی که می‌خواست دست امام را ببوسد امام دستور آنگه داشت فرمود عزیزم این انگشتر برای مرد حرام است شما این انگشتر را در بیاورید و انگشتر دیگری درست کنید.
 +
 +
آقا هم گفت سمعا و طاعتا و همان‌جا انگشتر را درآورد و در جیبش گذاشت.
 +
 +
۲. بکوشید تذکر علنی در حضور دیگران نباشد مگر آنکه مطمئن باشید لازم است از این کار شما سایرین نیز درس بگیرند.
 +
آیت الله خامنه‌ای گفت نواب صفوی به هنگام راه رفتن هم شعار می‌داد و می‌گفت که ما باید اسلام را حاکم کنیم وقتی می‌رسید به افرادی که ل*** کردن شان بود می‌گفت این را از اجانب به گردن ما انداختند برادر باز کن وقتی می‌رسید به کسانی که کلاه شاپو سر گذاشتند می‌گفت این کلاه را از جانب بر سر ما گذاشتند برادر.
 +
 +
۳. حفظ حرمت و آبروی مسلمان حتی کسی که مرتکب منکر شده است واجب است بنابراین باید جملات و تذکره‌های شما از هرگونه تحقیر اهانت و ضایع کردن به دور باشد.
 +
 +
معروف است که شخص مستی را کشان کشان با جراحات وارده از کشاکش نزد مرحوم آیت الله نجم‌آبادی می‌آوردند و بشر از می‌کنند که این تظاهر به مستی کرده است و او را آورده‌ایم تا دستور فرمایید تازیانه بر او جاری شود. شیخ می‌فرماید من که عمرم شراب نخورده است که بوی آن را بفهمم اگر کسی شراب خورده است و بوی آن را تشخیص می‌دهد دهند او را بکند و شهادت دهد. کسی نمی‌گوید که من شراب خوردم مردم که بیرون می‌روند حاج آقای نجم‌آبادی شخص مذکور را نصیحت می‌کند و آن شخص به کلیه فسق و فجور را طرح می‌کند و همیشه در صف مقدم نمازگزاران به امامت شیخ و در جرگه ارباب تقوا قرار می‌گیرد.
 +
 +
۴. اگر روش کلامی مستقیم را انتخاب کرده‌اید بهتر آن است که جمله خود را با سلام و لطفاً آغاز کنید و فکر شما حاوی جملات و عبارت‌های روشن و گویا و خالی از ابهام و پیچیدگی باشد معمولاً استفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسب تر است.
 +
 +
اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند بنابراین در ادای درست کلمات بسیار دقت کنید.
 +
 +
آیت الله شیخ محمد تقی بافقی در یکی از حمام‌های قدیمی دید سرهنگی ریشش را می‌تراشد نزدیک آمد و گفت مگر نمیدانی که در اسلام تراشیدن ریش حرام است و گناه؟ سرهنگ از جرئت ایشان عصبانی شد و کشیده‌ای به صورت شیخ زد و گفت به توچه؟ شیخ با کمال خونسردی مانند پدری مهربان طرف دیگر صورتش را به سمت او گرفت و فرمود یک سیلی هم به این طرف صورتم بزن ولی خواهش می‌کنم ریشت را نتراش حرام است.
 +
 +
سرهنگ از مشاهده این حلم از عمل خود پشیمان شد و از حمامی پرسید این آقا کیست؟ جواب داد ایشان آیت الله شیخ محمد تقی بافقی هستند. سرهنگ و شیخ را شناخت بیشتر ناراحت و پشیمان شد و دست آقا را بوسید و عذر خواهی نمود و توبه کرد و بالاخره عاقبت به خیر شد.
 +
 +
۵. مواظب باشید کلاً بیا تو در کل خوب و درست با آفت‌هایی نظیر منت گذاشتند مسخره کردن و بزرگنمایی کردن صدمه نبیند.
 +
 +
۶. تلاش کنید رفتارتان صمیمانه باشد و در همین برخورد کوتاه تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.
 +
 +
نقل است که عارف بزرگ مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی اد مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می‌رفت در بین راه به قهوه‌خانه‌ای رسیدند که جمعی از کوردها می‌خواندند و پایکوبی می‌کردند مرحوم ملا حسینقلی همدانی به شاگردان خود فرمود:
 +
 +
یکی برود به آنها را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد.
 +
 +
فرمود من خود می‌روم.
 +
 +
وقتی که نزدیک شد به رئیس گفت اجازه می‌دهید من هم بخوانم شما بنوازید.
 +
 +
رئیس گفت مگر شما بلدی بخوانی گفت بلی گفت بخوان مرحوم آخوند شروع کرد به خواندن اشعار ناقوسیه امیرالمؤمنین علیه السلام:
 +
 +
لا اله الا الله. صداقت صدقا
 +
 +
آن الدنیا قد غرتنا. واشتغلنا واستهوتنا
 +
 +
یابن الدنیا مهلا مهلا. یابن الدنیا دقا دقا
 +
 +
یابن الدنیا جمعاً جمعا. تفنی الدنیا قرنا قرنا
 +
 +
ما من یوم یمضی عنا. الا اوهی رکنا منا
 +
 +
قد ضیعنا دارا تبقی. واستوطنا دارا تفنی
 +
 +
لسنا ندری ما فرطنا. الا یوما ما قد متنا
 +
 +
ترجمه اشعار ناقوسیه امیرالمؤمنین:
 +
 +
معبودی به حق و شایسته پرستش جز خدا نیست این را به حق و راست می‌گویم
 +
 +
به راستی که دنیا ما را فریفت و ما را سرگرم می‌بود و ما را سرگشته و مدهوش گرداند
 +
 +
ای فرزند دنیا آرام باش آرام ای فرزند دنیا در کار خود دقیقش رو با دقت
 +
 +
وی فرزند دنیا که دارند گردآوری کن دنیا سپری می‌شود پیوسته پیوسته
 +
 +
هیچ روزی از عمرمان می‌گذرد جز اینکه پایه و رکن ای از ما را سست می‌گرداند
 +
 +
ما سرای ایران که باقی است ضایع نمودیم و سرای فانی را به وطن و جایگاه خویش ساختیم
 +
 +
ما آنچه را در آن کوتاهی نموده‌ایم نمی‌دانیم مگر روزی که چهره در نقاب خاک کشیم
 +
 +
وقتی کردها این اشعار را شنیده‌اند به گریه در آمدند و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاعران می‌گفت وقتی ما از آنجا دور شدیم هنوز صدای گریه به گوش می‌رسید.
 +
 +
۷. هر اندازه شما تشکر خود را جدی بگیرید مخاطبتان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهد کرد.
 +
 +
۸. معمولاً افعال مثبت بیش از افراد منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم می‌سازد به عنوان مثال به جای آنکه به گوید آقا برق را هدر ندهید بگوید از برق درست استفاده کنید.
 +
 +
۹. در همه حال سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و خونسرد باشید
 +
 +
۱۰. خودتان را دست کم نگیرید و با اعتماد به نفس تذکر دهید.
 +
 +
گویند شیخ هادی نجم‌آبادی به شیوه همیشگی نیمه شبی از خواب برخاست و به کنار حوض رفت تا وضو بگیرد ناگاه مردی را بر لب بام خانه‌ای که می‌خواست به پایین بپرد از دیدن شیخ خود را باخت و از روی بام به حیاط افتاد.
 +
 +
شیخ به صورت رفت دید بی نوایی به امید دستبرد به خانه آمده و به کاهدان زده شیخ از او پرسید: پایت که نشکست؟ بیا نان و چای بخور و آنگاه برو. سپس به مالیدن پای او سرگرم شد از غذا آن بیچاره فلک زده رفیقی داشت که در کوچه انتظار را می‌کشید بر بام آمد و خانه را نگریست شیخ متوجه ارشد صدا زد که تو هم بیا با رفیقت نان و چایی بخور و بعد برو.
 +
 +
آندو بینوا ترسان و شرمسار از کرده خویش شیخ را می‌نگریستند حیفم مهمانان ناخوانده را پند می‌داد که آدمی اشتباه می‌کند باید روی زمین صاف و هموار راه بروید اشتباهند روی دیوار رفتی تو افتادی کوشش کنید از این پس این اشتباه را تکرار نکنید.
 +
 +
آن هم صرف کرده و توبه کنان رفتند که دیگر گرد دزدی نگردند.
 +
 +
=== گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب ===
 +
بهتر آن است که از قبر خود را در مقابل واکنش‌های احتمالی زیر آماده سازید:
 +
 +
۱. تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند. حتماً از او تشکر کنید حتی اگر به همه تذکر شما جامه عمل پوشانده باشد.
 +
 +
۲. تذکر را در ظاهر می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.
 +
 +
بهتر است به طور مختصر تشکر کنید.
 +
 +
۳. تذکر را نمی‌پذیرد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد.
 +
 +
۴. تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخ‌های سربالا یابد یا بهانه گیری موضوع را از سر خود باز می‌کند.
 +
 +
بهتر آن است که سقوط او را با سکوت پاسخ دهید و اصرار نورزید توصیه می‌شود شخص دیگری هم به وی تذکر دهد.
 +
 +
۵. تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبت آن با تندی پاسخ می‌دهد.
 +
 +
۶. تشکر را نمی‌پذیرد به برخورد تند خود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد.
 +
 +
مقابله به مثل نکنید و تلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود از محیط دور شوید.
 +
 +
۷. تشکر را می‌پذیرد و درگیر می‌شود.
 +
 +
تاجک می‌توانید از درگیری بپرهیزید مگر آنکه مجبور شوید از خود دفاع کنیم و در صورت نیاز مراتب را به مراجع ذیصلاح اطلاع دهید.
 +
 +
در نزدیکی منزل حضرت آیت الله شاه آبادی در خیابان امیرکبیر دکتری بود به نام ایوب که برای دخترانش معلم موسیقی موسیقی آورده بود به گونه‌ای که از صدای آنها همسایه‌ها ناراحت بودند ایشان برای دکتر پیغام فرستاد و از او خواست که از این کار دست بردارد اما دکتر جواب داده بود که من این کار را ترک نمی‌کنم و شما هر اقدامی که می‌خواهید بکنید.
 +
 +
مرحوم شاه آبادی تا روز جمعه صحبت کرد و آنگاه در جلسه روز جمعه در مسجد شاه سابق تشکیل شده بود مردم گفت خوب است از این به بعد هر کس از این خیابان عبور می‌کنند چون به مطب این دکتر رسید داخل مطب شده و سلام کرد و آنگاه با خوشرویی از او بخواهد که آن عمل خلاف خود را ترک کند.
 +
 +
از آن پس هرکس از جلوی مطب او عبور می‌کرد برای انجام وظیفه شرعی خود داخل مطب می‌شد و سلام کرده موضوع را با زبان خوش در میان می‌گذاشت و خارج می‌شد.
 +
 +
هر روز به این منوال گذشت دکتر هر روز با صدها مراجعه‌کننده مواجه می‌شد که همگی یک مطلب را به او تذکر می‌دادند به دیده اگر بخواهد ب لهجات خود ادامه دهد و تنها باید مثل خود را تعطیل کند بلکه مجبور است از آن خیابان هم کس کند از این رو دست از ایجاد مزاحمت برداشته جلسه آموزش دخترانش را تعطیل کرد.
 +
 +
== گلچین احکام امر به معروف و نهی از منکر ===
 +
(بر اساس فتاوای حضرت امام و مشهور مراجع)
 +
 +
همراه معروف و نهی از منکر یکی از مهمترین واجبات است و ترک آن حرام است که تارک آن خود نیاز به نهی از منکر دارد.
 +
 +
=== شرایط امر کننده و نهی کننده ===
 +
۱. قالب به معروف و منکر باشد
 +
 +
۲. بداند که که کار شخص مقابل گناه است
 +
 +
۳. بداند شخص مقابل به منکر بودن عمل خود آگاه است
 +
۴. احتمال تأثیر بدهد
 +
 +
۵. بداند که او بنا بر انجام گناه یا تکرار گناه دارد
 +
 +
۶. در اول هم نفس دهیم هم برادر نباشد البته این شخص بستگی به اهمیت گناه دارد.
 +
 +
در زمان فتحعلی شاه قاجار در یزد عالمی بود به نام ملا حسن یزدی که مورد احترام مردم بود فرماندار شهر یزد به مردم ظلم و بدیمی‌کرد ملا حسن ایشان را به کردار ناپسند است و کار داد ولی سودی نبخشید شکایت اوبر را برای فتح علی شاه نوشت باز فایده‌ای نداشت.
 +
 +
چون در امر به معروف و نهی از منکر ساعی بود مردم یزد را جمع کرده همگی فرماندار را به دستور او از شهر بیرون کردند شاه به آخوند گفت حادثه‌ای است چه بوده است؟
 +
 +
گفت فرماندار تو در یزد حاکم ستمگری بود خواستم با اخراج او از یزد شرقی را از سر مردم رفع کنم.
 +
 +
شاه عصبانی شد و دستور داد چوب و فلک بیاورند و پاهای آخر را به فلک می‌بندند و همین کار را کردند.
 +
 +
امین الدوله به شاه گفت ایشان تقصیری ندارد و اخراج فرماندار بدون اجازه او توسط مردم انجام شد.
 +
 +
آخوند با این که پاهایش به چوب و فلک بسته بود گفت چرا دروغ بگویم فرماندار را من به خاطر از دلم از یزد اخراج نمودم.
 +
 +
سرانجام به اشاره شاه امین‌الدوله وساطت کرد و پای آخوند را از بند فلک باز کردند.
 +
 +
شب شاه در عالم خواب پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که دو انگشت پای مبارکش بسته شده است پرسید چرا پای شما بسته شده است؟
 +
 +
فرمود تو پای مرا بسته‌ای
 +
 +
شاه گفت هرگز من چنین بی ادبی نکردم
 +
 +
فرمود آیا تو فرمان داده که پاهای آخوند ملا حسن یزدی را در بند فلک نمودند.
 +
 +
شاه بهشت زاده از خواب بیدار شد و دستور داد لباس فاخری به او بدهند و با احترام به وطنش بازگرداند.
 +
 +
آخوند آلبا سالن پذیرایی از بازگشت از مدتی به کربلا نرفت تا آخر عمر کربلا بود.
 +
 +
تشکر البته ممکن است گفت با توجه به گناه کار واجب باشد ولی از باب ارشاد جاهل و نهی از منکر که آنهم احکام خود را دارد.
 +
 +
=== مراتب امر به معروف و نهی از منکر ===
 +
۱. انزجار قلبی: طوری با او رفتار شود که شخص مقابل بداند به خاطر گناه است مثل رو برگرداندن اخم و غیره.
 +
 +
روایت از خداوند دو ملک را مأمور کرد تا شهری را سرنگون کنند چون به اینجا رسیدند مردی را دیدند که خدا را می‌خواند و تضرع می‌کند یکی از آن دو فرشته به دیگری گفت این دعا کننده را نمی‌بینی گفت چرا ولکن امر خداست باید اجرا شود.
 +
 +
اولی گفت نه از خدا سؤال کنم و از حق مسئلت کرد که در این شهر بنده تو را می‌خواند و تضرع می‌کند آیا عذاب را نازک کنیم؟
 +
 +
فرمود امری را که دادم انجام دهید آن مرد هیچ‌گاه برای غضب من رنگش تغییر نکرد و از کارهای ناشایسته مردم خشمگین نشده است.
 +
 +
۲. امرالله به زبان و ترک معاشرت در راه امر به معروف و نهی از منکر
 +
 +
۳. توسل به زور که مربوط به حکومت اسلامی است.
 +
 +
توجه:
 +
 +
۱. در هر مرتبه باید از کم و نرم به زیاد و خشن شروع شود و اگر با کم و نرم اثر پذیرد نباید آفتاب خشن نمود.
 +
 +
۲. ملاک در شیوه و روش امر به معروف و نهی از منکر مقدار تأثیر آن است.
 +
 +
در زمان شاه مأمور شهربانی بودم شبی از ساعت ۱۲ تا ۸ صبح و امور خیابان ارم و زیبای حضرت معصومه علیهاالسلام بودند در ضمن نیاز به حمام به غسل داشتم و پول هم نداشتم.
 +
 +
حدود ساعت ۲ نیمه شب بود که اتوبوسی از اصفهان رسید و جلوی در صحنه توقف کرد تا مسافر پیاده کند من رفتم و گفتم چرا این جا توقف کردی گواهینامه ات را بده.
 +
 +
راننده ۵ تومان کف دست من گذاشت من هم گفتم پس زودتر برو با خودم گفتم پول حمام رسید.
 +
 +
هنوز در صحن باز نشده بود که دیدم آیت الله نجفی مرعشی مثل همیشه به طرف حرم می‌رود اما آنکه آن شب راه را کج کرد و به آن سوی خیابان نزد من آمد.
 +
 +
وقتی به من رسید سلام کرد ۵ تومان به من داد و فرمود با این پول غسل کن با آن پول نمی‌شود غسل کرد چون رشوه است.
 +
 +
گفتم چشم رفتار ایشان چنان در من تأثیرگذار که تصمیم گرفتم و از شهربانی استعفا دادم و شغل آزاد انتخاب نمودم.
 +
 +
۳. اگر لازمه تأثیر عمل به دو مرحله اول با هم باشد باید هر دو را با هم انجام داد.
 +
 +
۴. امر به معروف و نهی از منکر در مستحبات و مکروهات مستحب است.
 +
 +
=== چند تذکر مهم ===
 +
۱. در مراتب اول در حکومت اسلامی باید تا حد امر و نهی همراه با توسل به زور اکتفا نمود این مراحل به عهده حکومت است.
 +
 +
۲. باید از سوء ظن به مؤمنین پرهیز نمود و کار مؤمنین را تا حد امکان حمل بر صحت کرد.
 +
 +
۳. فضولی و تجسس خود منکر است و احتیاج به نهی از منکر دارد.
 +
 +
۴. در راه امر به معروف نهی از منکر باید از هرگونه منکر دیگری پرهیز نمود.
 +
 +
گروهی از محققین آیت الله آقا نجفی قوچانی نفس زنان در حالی که دایره دنبک شکسته در دست داشتند که مرحوم به منزل مرحوم آقانجفی آمدند.
 +
 +
آقا پرسید چه خبر است؟
 +
 +
گفتن در مدرسه بودیم به ما اطلاع دادند چندین خانه آن طرف مدرسه مجلس عروسی است که در آنجا دایره و تنبک می‌زنند.
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
 
<div class="return">بازگشت به [[کتب]]</div>
 
<div class="return">بازگشت به [[کتب]]</div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۵

آمران به معروف، جانشینان خدا
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده علی سلیم‌زاده
زبان فارسی
ناشر صبح امید یاران
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۹۲/۰۸/۲۰
قطع جیبی (شومیز)
شابک 978-600-6196-20-6
دانلود [ PDF]

خلاصه‌ای از راهکارهای کارآمدی امر به معروف و نهی از منکر

اول: احترام به دوست

شخصی برای ابوذر غفاری نامه نوشت و از او تقاضا کرد تا حدیث و سخن زیبای را به او اهدا کند و در پاسخ نامه نوشت بدان که علم و دانش دامنه وسیعی دارد و دارای شاخه‌های بسیار است ولی اگر بتوانی به آنکه دوستش داری بدی مکن.

آن شخص به اباذر گفت آیا تاکنون کسی را دیده‌ای که به آن کس که دوستش دارد ولی کند ابوذر جواب داد تو خودت را از همه کس بیشتر دوست داری و چون نافرمانی خدا کنی به خود بدی کرده‌ای و مستحق عذاب شده‌ای.

دوم: احترام به فهم دیگران آغازی خوش

نگوییم که اهل جهنم می‌روم و اهل بهشت با احترام و ادب سخن بگوییم.

باید توجه داشت ممکن است به کسی که می‌خواهیم تذکر دهیم و او را به کار نیک پسندیده‌ای دعوت کنیم یا از کار زشت و ناپسندی باز داریم چه بسا در بسیاری موارد دیگر او از ما بیشتر بداند و بفهمد و فقط در این مورد مشکل خطا شده است به همین خاطر در هنگام تذکر دادن لازم است به کرامت شخصیت به انسانیت مخاطب احترام بگذاریم.

استاد با شاگرد خود از میان جنگلی می‌گذشت استاد به شاگرد دستور دادن نهال نورسته و تازه بار آمده را از زمین برکنده جوان دست انداخت و به راحتی آن را از ریشه خارج کرد پس از چند قدمی که گذشتم به درخت بزرگی رسیدن به شاخه‌های فراوان داشت استاد گفت این درخت را هم از جایی برکن. جوان هرچه کوشید نتوانست.

استاد گفت بدان که تخم زشتی‌ها مثل کینه است و هر گناه دیگر هنگامی که در دل اثر گذاشت مانند آن نهال نورسته است که به راحتی می‌توانید جهان را در خود بر کنی ولی اگر آن را واگذاری بزرگ و محکم شود و همچنان درخت در اعماق جان است ریشه دارد و هرگز نمی‌توان آن را بر کنی و از خود دور سازی.

سوم: شناخت و آگاهی مایه اطمینان

کسی که در مقام تذکر دهنده قرار می‌گیرد نسبت به آن موردی که می خواد ذکر دهد باید از لحاظ شرعی و قانونی و عرفی اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشد البته اگر آگاهی نداشت رفع تکلیف نمی‌شود.

چهارم: کنجکاوی سد ارتباط

باید توجه داشت که امر به معروف و نهی از منکر با کنجکاوی یا به اصطلاح گفت فضولی مغایرت دارد البته وقتی یک شهروند عملی انجام می‌دهد که بدون زحمت و تلاش خاصی در منزل دیگران قرار می‌گیرد در هر یک از دایره حریم خصوصی پا بیرون نهاده و این اجازه را به دیگران داده است تا در مورد عمل و رفتار وی ارزیابی و قضاوت کنند.

شبگردی می‌کرد از خانه گزارش با صدای اذان شریک مشکوک شد از دیوار بالا رفتن مردی را در حال گناه دیدی دشمن خدا عالم خیال کردی که خدا تو را می‌بخشد در حالی که تو گناهکاری مرد گفت ای خلیفه من اگر یک گناه کردم تو چند گناه کردی.

خداوند می‌فرماید ولا تجسسوا

ولی تو جاسوسی کردی

و می‌فرماید و ات البیوت من ابوابها

ولی تو از دیوار بالا آمدی

و فرمود:

ولی تو سلام نکردی.

به دیگران به ما ربط نبرید ولی تو گمان بد بردی اگر دیگر تکرار نمی‌کنی از تو صرف نظر می‌کنم خلیفه گفت به خدا قسم دیگر تکرار نمی‌کنم صاحبخانه گفت برو از تو گذشتم.

پنجم: صبر کلید کامیابی

اول آنکه در مقابل ناملایمات و سختی‌های احتمالی انجام این عمل خداپسندانه باید صبر پیشه کرد و استوار باقی ماند دوم آن که نباید بی جهت با عجله و شتابزدگی دست به این اقدام زد.

ایام عید اهل و عیال رضاخان بدون حجاب و با وضع بدی وارد حرم مطهر حضرت معصومه علیه السلام شده‌اند هیچ‌کس جرات نداشت چیزی بگوید آیت الله بافقی گفت بروید نهی از منکر کنید ولی کسی جرأت نداشت آخرش هم خودشان رفتن و نهی از منکر کردن با استدلال و متانت تمام فرمودند اینجا حرم مطهر حضرت معصومه است خودشان را بپوشانید اهل و عیال شاه رضا خان را خبر کردند بلافاصله آمد و جلوی صحنه حضرت آقای بافی را روی زمین انداخت با چوب دستی مخصوص محکمی را کتک زد آقای بافقی در هر بار کودک فقط فریاد یا صاحب الزمان سر می‌داد سپس دستور داد ایشان را به زندان انداختند.

قرآن کریم می‌فرماید: نماز را وادار به امر معروف و نهی از منکر کند و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش.

ششم: عدم اصرار

باید بدانیم که وظیفه ما تذکر دادن است و نباید بی جهت بر آن اصرار ورزید و مخاطب را به لجاجت وادار نماییم.

هفتم: ساده اما هنرمندانه

در امر معروف و نهی از منکر باید مانند هر اثر هنری تلاش کرد تا محتوای خوب در شکلی اثرگذار به مخاطب ارائه گردد به همین خاطر است که حتی برای یک مرد نمی‌توان از یک روش ثابت استفاده کرد بلکه لازم است با نگاهی به مخاطب و شرایط حاکم بر زمان ارتباط روش مناسب و شایسته را برگزید.

با کار قشنگ خود محبت کردی

با او مثل نسیم صحبت کردی

یک شاخه گل به دوستت دادی

او را به کار نیک دعوت کردی

آیت الله سلیم زاده در محضر مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی نشسته بودم فردی برای اهداف خدمت ایشان رسیدم حضرت آقا که دیدن ایشان محاسن خود را تراشیده با ایشان روبوسی کرد سپس گفت امیدوارم دیگر محل روز همراه تراشیدن ریش تراشی حرام است.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

گام اول روبرو شدن

توجه به نکات زیر ضروری است:

یک اعمال و رفتاری ملاک است که نیاز به جستجو تحقیق از کاسه فارکسی درآوردند و نظایر اینها نداشته باشد و آن عمل در ملاعام رخ داده و به همان ترتیب مورد مشاهده قرار گرفته باشد.

آقای مهردادی نقد می‌کنند به دستور پزشکان معالج پدرم شیخ حسنعلی نخودکی را به بیمارستان منتصریه مشهد انتقال یافت در آنجا بستری گردید به خاطر دارم روزی در راه بیمارستان چشمم به درستی افتاد که در آن مردی و زن بی حجاب نشسته بودند چون به خدمت پدر رفت فرمود دیگر رفتن ما نزدیک است اما تو چرا چشم خود را حفظ نکرده عرض کردم به عمق خطایی مرتکب نشده است قرمز می‌دانم و یکی که در خیابان جویای کسی نبود پس چرا چشم داخل رشدی انداختی که نگاهت به نامحرم تصادف کند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: النظر سهم مسموم من سهام الشیطان.

هر نظر ناوک کیست زهرآلود

که زشصت و کمال ابلیس است

دیدن ذلف خال نامحرم

دانه کید و دام ابلیس است

۲) ملاک تذکر دادن عمل است نه عامل یعنی برای ما خوبی و زشتی عمل باید اهمیت داشته باشد و نباید به ویژگی‌های شخصی و یا شخصیتی مخاطب چندان توجه کرد البته با عنایت به اصل دوم از اصول هفتگانه پیش.

شخص با کیسه پر از دل هم نزد پارسا ای نشسته بود و از تاریکی دل شکایت داشت پارسا گفت دل تاریک شده شخص جواب داد مرا پندی ده پارسا گفت در کیسه چیست گفت درهم پارسا گفت چقدر است گفت هزار درهم مرد پارسا یک گرم از آن بر گرفت و بر دیده آن شخص نهاد و گفت چشم باز کن و ببین.

شخص این درهم بر چشم من است.

نمی‌توانم ببینم.

مرد پارسا گفت ای مرد یک درهم بر چشم سر و هادی دنیا را نمی‌بینی هزار درهم بچشم دل نهادی چگونه چشم دل تاریک نشود.

گام دوم: تشخیص

در هنگام امر به معروف و نهی از منکر چهار نوع تشخیص باید داده شود:

تشخیص معروف و منکر

بسیاری از اعمال و رفتارها هستند که خوبتان برای همگان روشن است با این وجود مواردی نیز هست که نیازمند اطلاعات بیشتر و عمیق‌تر است.

مسئول جزیره مینو گفت در ایام جنگ شوید علت کمی نیرو هر نفر دو چشم لازم داشت یکی جلوی مغز و یکی درخط.

برادران همگی پذیرفتن در نتیجه یک نوبت نگهبانی از ساعت ۲ تا ۱۲ جلوی مبل گذاشتند که به اتفاق یک برادر بسیجی نگهبانی بدهیم.

تاریکی مطلق باعث می‌شد که دو نفر فقط سیاهی یکدیگر را ببینیم و چهره‌ها به هیچ وجه مشخص نبود پس از کلام ابتدایی دیگر حرفی بینمون رد و بدل نشد.

او یک طرف من هم یک طرف مدتی این چنین گذشت و جز صدای جیرجیرک و گاهی شلیک گلوله صدایی نمی‌آمد پس از مدت زمانی برادر بسیجی حرکت کرد برخاست و پرسید آب نمی‌خورید؟

گفتم: متشکرم.

گفت: یخ چی؟

با تعجب جواب دادم متشکرم نه عجب یخ خوردن مال بچه هاست و گاهی من هم در زمان بچگی می‌خوردم ولی الان ...

صدای باز شدن درب کلمن را شنیدم و دست داخل آن کرد و پس چرخی یک تکه یخ می ره آورد و در فکر من را بست و شروع به جویدن کرد از رفتار بی ادبانه و بچه گانه و غیربهداشتی ازت خوشم نیامد ولی تحمل کردم تا یخ را تماماً جدید مثل بچه‌ها.

حدود ۱۰ دقیقه‌ای که باز هم پس از سکوت گذشت دوباره رفت عمل اولیه اش را تکرار کرد با خود گفتم از عجب بویی نبرده ولی باز هم تحمل کردم و گفتم از آب کلمن نمی‌خورم بگزار هر کار می‌خواهد بکند.

پس از یخ خوردن باز هم سکوت کرد.

دوباره پس از یک رو برای بار سوم برخاست و یخ برداشت و شروع به جویدن کرد دیگر عصبانی شدم و تصمیم گرفتم که او را مودبانه و عالمانه نهی از منکر کنم.

پس از این که یخ را کاملاً جدید و سکوته دوباره حاکم شد پرسیدم اهل کجایی: گفت آبادان.

پرسیدم چند وقت است که جبهه‌ای؟

گفت درست نمی‌دانم.

با اصرار گفتم حدوداً.

گفت حدود ۲ سال و نیم.

تعجب کردم با این سابقه طولانی چطور این کار را انجام می‌دهد.

گفتم عجب. عملیات هم بوده‌ای.

گفت تقریباً در همه عملیات‌های جنوب می‌خواستم کم‌کم نهی از منکر را با صحبت به او حالی کنم.

گفتم خاطره‌ای داری؟

گفت جبهه همه اش خاطره است و باز سکوت کرد.

احساس کردم نمی‌خواهد ادامه دهد پرسیدم او زخمی هم شده‌ای؟

گفت بله گفتم ظاهراً که الحمدلله سالم هستید. سرش را بلند کرد و گفت دعا کنید خداوند به همه رزمندگان سلامتی دهد.

اصرار کردم ادامه دهد.

ساکت بود.

کجایتان؟

شکمم.

گوشم با شماست.

با اصرار من ادامه داد.

با ترکش دیافراگم شکم پاره شد الان هم پاره است در ایران قابل معالجه نیست می‌گویند باید برم خارج ولی الان زمان جنگ است و خرد از بیت المال مسئولیت بیشتری دارد.

گفتم حالا که الحمدالله اذیتی ندارد؟ گفتن زیاد فقط همین پارگی باعث شده که در معده‌ام سوزش شدیدی احساس می‌کنم تا قدم که تمام می‌شود یک تکه یخ می‌جوم شاید آرام گیرد.

آن شب از آب کل من خود را سیراب کردم به این نیت که دلم شفا یابد از آب مطهری که او به یخ‌هایش دست زده است.

روحش شاد.

تشخیص اصل برخورد

در شرایط نباشد مگر آنکه مطمئن باشید لازم است از این کار شما سایرین نیز درس بگیرند.

توصیه می‌شود از رکورداران و امر به معروف و نهی از منکر به صورت گفتاری اجتناب ورزید تا موانع برطرف شود.

وقتی به شدت گرسنه تشنه عصبی و خسته و بی حوصله هستید.

وقتی نسبت به موضوع اطلاع و آگاهی کامل ندارید.

اگر مخاطب در شرایط خاصی است که موجب هتک حرمت و یا ضایع شدن او می‌شود.

وقتی برای انجام کاری شنیدن عجله دارید.

اگر احتمال درگیری می‌دهید.

وقتی باران و برف شدیدی می‌بارد و هرکس دنبال سرپناه نیست.

وقتی برای خود یا همراه همراهانتان احساس خطر جانی و یا مالی قابل توجهی می‌کنید.

وقتی مخاطب در تالم روحی شدیدی به سر می‌برد.

وقتی مخاطب تعادل جسمی و روحی ندارد مصرف قرص مواد مخدر و یا مشروبات الکلی مصرف کرده است.

پرستار یک بیمارستان: پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی پزشک با عجله راهی بیمارستان شد و پس از اینکه جواب تلفن را داد بلافاصله لباس‌هایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد.

او پدر پسر را دید که در راهرو می‌رفت و می‌آمد و منتظر دکتر بود.

به محض دیدن دکتر پدر داد زد چرا اینقدر طول کشید تا بیایی مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت متاسفم من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم.

پدر با عصبانیت گفت آرام باشم اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو می‌توانستی آرام بگیری اگر پسر خودت همین حالا می‌مرد چکار می‌کردی؟

رزرو دوباره لبخندی زد و پاسخ داد از خاک آمده‌ایم و به خاک باز می‌گردیم شفا دهنده یکی از اسم‌های خداوند است پزشک نمی‌تواند عمر را افزایش دهد بر او برای پسر از خدا شفا بخواد اما بهترین کارمان را انجام بدهیم به لطف و امید خدا.

پدر زیر لب غرغر کنان گفت نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آن نیستیم آسان است..

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر پسر شما نجات پیدا کرد و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود با عجله و در حالی که بیمارستان را ترک می‌کرد گفت اگر شما سؤالی دارید از پرستار پرسید.

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک دکتر دید گفت چرا او اینقدر متکبر است؟

نمی‌تواند چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرش سؤال کنم؟

پرستار در حالی که اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد پسرش دیروز در یک حادثه رانندگی مرد وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عدد اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.

هرگز در مورد کسی سریع قضاوت نکنید چون شما هرگز نمی‌دانید زندگی آن چگونه است و چه بر آنان می‌گذرد یا آنان در چه شرایطی هستند.

تشخیص و چگونگی برخورد

باید دقت نمود که برای اثرگذاری بیشتر و جلوگیری از پیامدهای منفی چه روش یا روش‌هایی را می‌بایست انتخاب نمود.

انتخاب روش به موضوع و اهمیت آن موقعیت مکانی شرایط سنی مخاطب و مواردی از این قبیل بستگی دارد.

در نتیجه چهار روش کلی را می‌توان برشمرد:

۱. مستقیم کلامی

۲. مستقیم غیر کلامی

۳. غیر مستقیم کلامی

۴. غیر مستقیم غیر کلامی

که از بالا به پایین از شدت برخورد کاسته می‌شود.

از مرحوم میرزای شیرازی نصب شده که در یک مجلسی شخصی بر رفته بود و روایتی یا مرثیه خوانده بود که سند صحیحی نداشت. مرحوم میرزا هم در آن مجلس حضور داشتند ولی چیزی نفرمودند بعد یکی از دوستان به ایشان اعتراض کرد که چرا نهی از منکر نکردید ایشان فرموده بود که حفظ آبروی مسلمان از این نهی از منکر فوری لازم تر است. من می‌توانستم در خفا هم به او بگویم که شما این مطلبی که گفتید درست نیست و لزومی نداشت که جلوی مردم آبرویش را ببرم.

تشخیص آمادگی پذیرش مخاطب

این مرحله از مواردی است که باید با ظن و گمان به حد کار خود را پیش ببریم.

گام سوم: اجرا

من کان آمرا بمعروف فلیکن آمره کدام بمعروف.

هر که به نیکی وادار کند همین وادار کردن اش هم باید به نیکی باشد.

بعد از آنکه یکی از چهار روش کلی پیشین انتخاب شد این مرحله آغاز می‌شود در اجرای این مرحله توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند.

۱. قاطعانه اما مودبانه بگوید مطمئن باشید بی ادبی تأثیر کار شما را از بین می‌برد.

پس از فوت آیت الله کاشانی عده‌ای از قشرها مردم تهران برای دیدن حضرت امام به قم آمدند آنها با صدای بلند می‌گفتند کاشانی رفت خمینی مرجع هست.

در همان مجلس یک نفر جلو آمد تا دست امام را ببوسد انگشتری طلا در دست داشت در همان حالی که می‌خواست دست امام را ببوسد امام دستور آنگه داشت فرمود عزیزم این انگشتر برای مرد حرام است شما این انگشتر را در بیاورید و انگشتر دیگری درست کنید.

آقا هم گفت سمعا و طاعتا و همان‌جا انگشتر را درآورد و در جیبش گذاشت.

۲. بکوشید تذکر علنی در حضور دیگران نباشد مگر آنکه مطمئن باشید لازم است از این کار شما سایرین نیز درس بگیرند. آیت الله خامنه‌ای گفت نواب صفوی به هنگام راه رفتن هم شعار می‌داد و می‌گفت که ما باید اسلام را حاکم کنیم وقتی می‌رسید به افرادی که ل*** کردن شان بود می‌گفت این را از اجانب به گردن ما انداختند برادر باز کن وقتی می‌رسید به کسانی که کلاه شاپو سر گذاشتند می‌گفت این کلاه را از جانب بر سر ما گذاشتند برادر.

۳. حفظ حرمت و آبروی مسلمان حتی کسی که مرتکب منکر شده است واجب است بنابراین باید جملات و تذکره‌های شما از هرگونه تحقیر اهانت و ضایع کردن به دور باشد.

معروف است که شخص مستی را کشان کشان با جراحات وارده از کشاکش نزد مرحوم آیت الله نجم‌آبادی می‌آوردند و بشر از می‌کنند که این تظاهر به مستی کرده است و او را آورده‌ایم تا دستور فرمایید تازیانه بر او جاری شود. شیخ می‌فرماید من که عمرم شراب نخورده است که بوی آن را بفهمم اگر کسی شراب خورده است و بوی آن را تشخیص می‌دهد دهند او را بکند و شهادت دهد. کسی نمی‌گوید که من شراب خوردم مردم که بیرون می‌روند حاج آقای نجم‌آبادی شخص مذکور را نصیحت می‌کند و آن شخص به کلیه فسق و فجور را طرح می‌کند و همیشه در صف مقدم نمازگزاران به امامت شیخ و در جرگه ارباب تقوا قرار می‌گیرد.

۴. اگر روش کلامی مستقیم را انتخاب کرده‌اید بهتر آن است که جمله خود را با سلام و لطفاً آغاز کنید و فکر شما حاوی جملات و عبارت‌های روشن و گویا و خالی از ابهام و پیچیدگی باشد معمولاً استفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسب تر است.

اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند بنابراین در ادای درست کلمات بسیار دقت کنید.

آیت الله شیخ محمد تقی بافقی در یکی از حمام‌های قدیمی دید سرهنگی ریشش را می‌تراشد نزدیک آمد و گفت مگر نمیدانی که در اسلام تراشیدن ریش حرام است و گناه؟ سرهنگ از جرئت ایشان عصبانی شد و کشیده‌ای به صورت شیخ زد و گفت به توچه؟ شیخ با کمال خونسردی مانند پدری مهربان طرف دیگر صورتش را به سمت او گرفت و فرمود یک سیلی هم به این طرف صورتم بزن ولی خواهش می‌کنم ریشت را نتراش حرام است.

سرهنگ از مشاهده این حلم از عمل خود پشیمان شد و از حمامی پرسید این آقا کیست؟ جواب داد ایشان آیت الله شیخ محمد تقی بافقی هستند. سرهنگ و شیخ را شناخت بیشتر ناراحت و پشیمان شد و دست آقا را بوسید و عذر خواهی نمود و توبه کرد و بالاخره عاقبت به خیر شد.

۵. مواظب باشید کلاً بیا تو در کل خوب و درست با آفت‌هایی نظیر منت گذاشتند مسخره کردن و بزرگنمایی کردن صدمه نبیند.

۶. تلاش کنید رفتارتان صمیمانه باشد و در همین برخورد کوتاه تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.

نقل است که عارف بزرگ مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی اد مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می‌رفت در بین راه به قهوه‌خانه‌ای رسیدند که جمعی از کوردها می‌خواندند و پایکوبی می‌کردند مرحوم ملا حسینقلی همدانی به شاگردان خود فرمود:

یکی برود به آنها را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد.

فرمود من خود می‌روم.

وقتی که نزدیک شد به رئیس گفت اجازه می‌دهید من هم بخوانم شما بنوازید.

رئیس گفت مگر شما بلدی بخوانی گفت بلی گفت بخوان مرحوم آخوند شروع کرد به خواندن اشعار ناقوسیه امیرالمؤمنین علیه السلام:

لا اله الا الله. صداقت صدقا

آن الدنیا قد غرتنا. واشتغلنا واستهوتنا

یابن الدنیا مهلا مهلا. یابن الدنیا دقا دقا

یابن الدنیا جمعاً جمعا. تفنی الدنیا قرنا قرنا

ما من یوم یمضی عنا. الا اوهی رکنا منا

قد ضیعنا دارا تبقی. واستوطنا دارا تفنی

لسنا ندری ما فرطنا. الا یوما ما قد متنا

ترجمه اشعار ناقوسیه امیرالمؤمنین:

معبودی به حق و شایسته پرستش جز خدا نیست این را به حق و راست می‌گویم

به راستی که دنیا ما را فریفت و ما را سرگرم می‌بود و ما را سرگشته و مدهوش گرداند

ای فرزند دنیا آرام باش آرام ای فرزند دنیا در کار خود دقیقش رو با دقت

وی فرزند دنیا که دارند گردآوری کن دنیا سپری می‌شود پیوسته پیوسته

هیچ روزی از عمرمان می‌گذرد جز اینکه پایه و رکن ای از ما را سست می‌گرداند

ما سرای ایران که باقی است ضایع نمودیم و سرای فانی را به وطن و جایگاه خویش ساختیم

ما آنچه را در آن کوتاهی نموده‌ایم نمی‌دانیم مگر روزی که چهره در نقاب خاک کشیم

وقتی کردها این اشعار را شنیده‌اند به گریه در آمدند و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاعران می‌گفت وقتی ما از آنجا دور شدیم هنوز صدای گریه به گوش می‌رسید.

۷. هر اندازه شما تشکر خود را جدی بگیرید مخاطبتان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهد کرد.

۸. معمولاً افعال مثبت بیش از افراد منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم می‌سازد به عنوان مثال به جای آنکه به گوید آقا برق را هدر ندهید بگوید از برق درست استفاده کنید.

۹. در همه حال سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و خونسرد باشید

۱۰. خودتان را دست کم نگیرید و با اعتماد به نفس تذکر دهید.

گویند شیخ هادی نجم‌آبادی به شیوه همیشگی نیمه شبی از خواب برخاست و به کنار حوض رفت تا وضو بگیرد ناگاه مردی را بر لب بام خانه‌ای که می‌خواست به پایین بپرد از دیدن شیخ خود را باخت و از روی بام به حیاط افتاد.

شیخ به صورت رفت دید بی نوایی به امید دستبرد به خانه آمده و به کاهدان زده شیخ از او پرسید: پایت که نشکست؟ بیا نان و چای بخور و آنگاه برو. سپس به مالیدن پای او سرگرم شد از غذا آن بیچاره فلک زده رفیقی داشت که در کوچه انتظار را می‌کشید بر بام آمد و خانه را نگریست شیخ متوجه ارشد صدا زد که تو هم بیا با رفیقت نان و چایی بخور و بعد برو.

آندو بینوا ترسان و شرمسار از کرده خویش شیخ را می‌نگریستند حیفم مهمانان ناخوانده را پند می‌داد که آدمی اشتباه می‌کند باید روی زمین صاف و هموار راه بروید اشتباهند روی دیوار رفتی تو افتادی کوشش کنید از این پس این اشتباه را تکرار نکنید.

آن هم صرف کرده و توبه کنان رفتند که دیگر گرد دزدی نگردند.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

بهتر آن است که از قبر خود را در مقابل واکنش‌های احتمالی زیر آماده سازید:

۱. تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند. حتماً از او تشکر کنید حتی اگر به همه تذکر شما جامه عمل پوشانده باشد.

۲. تذکر را در ظاهر می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.

بهتر است به طور مختصر تشکر کنید.

۳. تذکر را نمی‌پذیرد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد.

۴. تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخ‌های سربالا یابد یا بهانه گیری موضوع را از سر خود باز می‌کند.

بهتر آن است که سقوط او را با سکوت پاسخ دهید و اصرار نورزید توصیه می‌شود شخص دیگری هم به وی تذکر دهد.

۵. تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبت آن با تندی پاسخ می‌دهد.

۶. تشکر را نمی‌پذیرد به برخورد تند خود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد.

مقابله به مثل نکنید و تلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود از محیط دور شوید.

۷. تشکر را می‌پذیرد و درگیر می‌شود.

تاجک می‌توانید از درگیری بپرهیزید مگر آنکه مجبور شوید از خود دفاع کنیم و در صورت نیاز مراتب را به مراجع ذیصلاح اطلاع دهید.

در نزدیکی منزل حضرت آیت الله شاه آبادی در خیابان امیرکبیر دکتری بود به نام ایوب که برای دخترانش معلم موسیقی موسیقی آورده بود به گونه‌ای که از صدای آنها همسایه‌ها ناراحت بودند ایشان برای دکتر پیغام فرستاد و از او خواست که از این کار دست بردارد اما دکتر جواب داده بود که من این کار را ترک نمی‌کنم و شما هر اقدامی که می‌خواهید بکنید.

مرحوم شاه آبادی تا روز جمعه صحبت کرد و آنگاه در جلسه روز جمعه در مسجد شاه سابق تشکیل شده بود مردم گفت خوب است از این به بعد هر کس از این خیابان عبور می‌کنند چون به مطب این دکتر رسید داخل مطب شده و سلام کرد و آنگاه با خوشرویی از او بخواهد که آن عمل خلاف خود را ترک کند.

از آن پس هرکس از جلوی مطب او عبور می‌کرد برای انجام وظیفه شرعی خود داخل مطب می‌شد و سلام کرده موضوع را با زبان خوش در میان می‌گذاشت و خارج می‌شد.

هر روز به این منوال گذشت دکتر هر روز با صدها مراجعه‌کننده مواجه می‌شد که همگی یک مطلب را به او تذکر می‌دادند به دیده اگر بخواهد ب لهجات خود ادامه دهد و تنها باید مثل خود را تعطیل کند بلکه مجبور است از آن خیابان هم کس کند از این رو دست از ایجاد مزاحمت برداشته جلسه آموزش دخترانش را تعطیل کرد.

گلچین احکام امر به معروف و نهی از منکر =

(بر اساس فتاوای حضرت امام و مشهور مراجع)

همراه معروف و نهی از منکر یکی از مهمترین واجبات است و ترک آن حرام است که تارک آن خود نیاز به نهی از منکر دارد.

شرایط امر کننده و نهی کننده

۱. قالب به معروف و منکر باشد

۲. بداند که که کار شخص مقابل گناه است

۳. بداند شخص مقابل به منکر بودن عمل خود آگاه است ۴. احتمال تأثیر بدهد

۵. بداند که او بنا بر انجام گناه یا تکرار گناه دارد

۶. در اول هم نفس دهیم هم برادر نباشد البته این شخص بستگی به اهمیت گناه دارد.

در زمان فتحعلی شاه قاجار در یزد عالمی بود به نام ملا حسن یزدی که مورد احترام مردم بود فرماندار شهر یزد به مردم ظلم و بدیمی‌کرد ملا حسن ایشان را به کردار ناپسند است و کار داد ولی سودی نبخشید شکایت اوبر را برای فتح علی شاه نوشت باز فایده‌ای نداشت.

چون در امر به معروف و نهی از منکر ساعی بود مردم یزد را جمع کرده همگی فرماندار را به دستور او از شهر بیرون کردند شاه به آخوند گفت حادثه‌ای است چه بوده است؟

گفت فرماندار تو در یزد حاکم ستمگری بود خواستم با اخراج او از یزد شرقی را از سر مردم رفع کنم.

شاه عصبانی شد و دستور داد چوب و فلک بیاورند و پاهای آخر را به فلک می‌بندند و همین کار را کردند.

امین الدوله به شاه گفت ایشان تقصیری ندارد و اخراج فرماندار بدون اجازه او توسط مردم انجام شد.

آخوند با این که پاهایش به چوب و فلک بسته بود گفت چرا دروغ بگویم فرماندار را من به خاطر از دلم از یزد اخراج نمودم.

سرانجام به اشاره شاه امین‌الدوله وساطت کرد و پای آخوند را از بند فلک باز کردند.

شب شاه در عالم خواب پیامبر صلی الله علیه و آله را دید که دو انگشت پای مبارکش بسته شده است پرسید چرا پای شما بسته شده است؟

فرمود تو پای مرا بسته‌ای

شاه گفت هرگز من چنین بی ادبی نکردم

فرمود آیا تو فرمان داده که پاهای آخوند ملا حسن یزدی را در بند فلک نمودند.

شاه بهشت زاده از خواب بیدار شد و دستور داد لباس فاخری به او بدهند و با احترام به وطنش بازگرداند.

آخوند آلبا سالن پذیرایی از بازگشت از مدتی به کربلا نرفت تا آخر عمر کربلا بود.

تشکر البته ممکن است گفت با توجه به گناه کار واجب باشد ولی از باب ارشاد جاهل و نهی از منکر که آنهم احکام خود را دارد.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

۱. انزجار قلبی: طوری با او رفتار شود که شخص مقابل بداند به خاطر گناه است مثل رو برگرداندن اخم و غیره.

روایت از خداوند دو ملک را مأمور کرد تا شهری را سرنگون کنند چون به اینجا رسیدند مردی را دیدند که خدا را می‌خواند و تضرع می‌کند یکی از آن دو فرشته به دیگری گفت این دعا کننده را نمی‌بینی گفت چرا ولکن امر خداست باید اجرا شود.

اولی گفت نه از خدا سؤال کنم و از حق مسئلت کرد که در این شهر بنده تو را می‌خواند و تضرع می‌کند آیا عذاب را نازک کنیم؟

فرمود امری را که دادم انجام دهید آن مرد هیچ‌گاه برای غضب من رنگش تغییر نکرد و از کارهای ناشایسته مردم خشمگین نشده است.

۲. امرالله به زبان و ترک معاشرت در راه امر به معروف و نهی از منکر

۳. توسل به زور که مربوط به حکومت اسلامی است.

توجه:

۱. در هر مرتبه باید از کم و نرم به زیاد و خشن شروع شود و اگر با کم و نرم اثر پذیرد نباید آفتاب خشن نمود.

۲. ملاک در شیوه و روش امر به معروف و نهی از منکر مقدار تأثیر آن است.

در زمان شاه مأمور شهربانی بودم شبی از ساعت ۱۲ تا ۸ صبح و امور خیابان ارم و زیبای حضرت معصومه علیهاالسلام بودند در ضمن نیاز به حمام به غسل داشتم و پول هم نداشتم.

حدود ساعت ۲ نیمه شب بود که اتوبوسی از اصفهان رسید و جلوی در صحنه توقف کرد تا مسافر پیاده کند من رفتم و گفتم چرا این جا توقف کردی گواهینامه ات را بده.

راننده ۵ تومان کف دست من گذاشت من هم گفتم پس زودتر برو با خودم گفتم پول حمام رسید.

هنوز در صحن باز نشده بود که دیدم آیت الله نجفی مرعشی مثل همیشه به طرف حرم می‌رود اما آنکه آن شب راه را کج کرد و به آن سوی خیابان نزد من آمد.

وقتی به من رسید سلام کرد ۵ تومان به من داد و فرمود با این پول غسل کن با آن پول نمی‌شود غسل کرد چون رشوه است.

گفتم چشم رفتار ایشان چنان در من تأثیرگذار که تصمیم گرفتم و از شهربانی استعفا دادم و شغل آزاد انتخاب نمودم.

۳. اگر لازمه تأثیر عمل به دو مرحله اول با هم باشد باید هر دو را با هم انجام داد.

۴. امر به معروف و نهی از منکر در مستحبات و مکروهات مستحب است.

چند تذکر مهم

۱. در مراتب اول در حکومت اسلامی باید تا حد امر و نهی همراه با توسل به زور اکتفا نمود این مراحل به عهده حکومت است.

۲. باید از سوء ظن به مؤمنین پرهیز نمود و کار مؤمنین را تا حد امکان حمل بر صحت کرد.

۳. فضولی و تجسس خود منکر است و احتیاج به نهی از منکر دارد.

۴. در راه امر به معروف نهی از منکر باید از هرگونه منکر دیگری پرهیز نمود.

گروهی از محققین آیت الله آقا نجفی قوچانی نفس زنان در حالی که دایره دنبک شکسته در دست داشتند که مرحوم به منزل مرحوم آقانجفی آمدند.

آقا پرسید چه خبر است؟

گفتن در مدرسه بودیم به ما اطلاع دادند چندین خانه آن طرف مدرسه مجلس عروسی است که در آنجا دایره و تنبک می‌زنند.

بازگشت به کتب