احکام اغذیه فروشان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه)
سطر ۲۵: سطر ۲۵:
 
|داده۹  = [http://dl-al-adl.ir/libfiles/ebooks/fabook/fvz/PDF/fabookfvz21.pdf PDF]
 
|داده۹  = [http://dl-al-adl.ir/libfiles/ebooks/fabook/fvz/PDF/fabookfvz21.pdf PDF]
 
}}
 
}}
 +
==فهرست کتاب احکام اغذیه فروشان==
 +
    ۱ مقدّمه
 +
    ۲ فصل اول: احکام مواد غذایی
 +
        ۲.۱ مقدمه
 +
        ۲.۲ اصل حلّیّت
 +
        ۲.۳ مواد غذایی داخلی و خارجی
 +
        ۲.۴ نجس شدن مواد غذایی
 +
            ۲.۴.۱ تعداد نجاسات
 +
            ۲.۴.۲ موارد جواز
 +
            ۲.۴.۳ چیزهای غیر قابل تطهیر
 +
            ۲.۴.۴ خبایث
 +
        ۲.۵ تشخیص بهداشت
 +
            ۲.۵.۱ امور قابل توجه خدمتگذاران بهداشت
 +
        ۲.۶ حیوانات حرام گوشت
 +
        ۲.۷ حرام شدن حلال‌گوشت
 +
        ۲.۸ مسکرات
 +
        ۲.۹ منع حاکم شرع
 +
    ۳ فصل دوم: طبخ
 +
        ۳.۱ مقدمه
 +
        ۳.۲ حکم تأثیر آتش
 +
        ۳.۳ جوش آمدن انگور و آب آن
 +
        ۳.۴ خام خواری
 +
        ۳.۵ غذای سوخته
 +
        ۳.۶ خوردن ماهی زنده
 +
        ۳.۷ طبخ در حال حیات
 +
        ۳.۸ اسراف
 +
        ۳.۹ آزار و اذیت
 +
        ۳.۱۰ رعایت بهداشت
 +
        ۳.۱۱ رعایت طهارت و نجاست
 +
        ۳.۱۲ پرداخت قبض
 +
        ۳.۱۳ سفارش طبخ
 +
    ۴ فصل سوم: فروش
 +
        ۴.۱ مقدمه
 +
        ۴.۲ آشنایی با احکام
 +
        ۴.۳ عمل به احکام
 +
        ۴.۴ غذای حرام
 +
        ۴.۵ ماه مبارک رمضان
 +
        ۴.۶ معامله با کودکان
 +
        ۴.۷ معامله با دیوانه
 +
        ۴.۸ اختلاط زن و مرد
 +
        ۴.۹ شوخی با نامحرم
 +
        ۴.۱۰ کم فروشی
 +
        ۴.۱۱ فاسد بودن غذا
 +
        ۴.۱۲ مستحبات فروش
 +
    ۵ فصل چهارم: مشتریان
 +
        ۵.۱ مقدمه
 +
        ۵.۲ شک در حِلیّت
 +
        ۵.۳ شک در دین
 +
        ۵.۴ اطلاع رسانی
 +
        ۵.۵ سفارش غذا
 +
        ۵.۶ وارد کردن خسارت
 +
        ۵.۷ آداب خوردن و آشامیدن
 +
            ۵.۷.۱ مستحبات خوردن و آشامیدن
 +
            ۵.۷.۲ مکروهات خوردن و آشامیدن
 +
            ۵.۷.۳ مستحبات آشامیدن آب
 +
    ۶ فصل پنجم: روایات آداب خوردن و آشامیدن
 +
        ۶.۱ مقدمه
 +
    ۷ فهرست منابع
 +
    ۸ پانویس
  
== مقدّمه ==
 
خداوند متعال می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» <ref>. بقره/ 172.</ref>؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از نعمت‌هاى پاکیزه‌اى که به شما روزى داده‌ایم، بخورید و [[شکر خدا]] را به جای آورید؛ اگر او را پرستش مى‌کنید.»<br/>
 
و فرمود: «یا بَنی‌آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ»<ref>. اعراف/ 31.</ref>؛ «اى فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید! و (از نعمت‌هاى الهى) بخورید و بیاشامید؛ ولى اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست نمى‌دارد.»<br/>
 
برخورداری از نعمت‌های خداوندی و خوردنی‌های لذیذ، به خصوص برای مؤمنان، مورد تأکید قرآن مجید و روایات معصومین(علیهم السلام) قرار گرفته است. <br/>
 
خداوند می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»<ref>. همان/ 32.</ref>؛ «(ای پیامبر!) بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزی‌هاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: اینها در زندگى دنیا، براى کسانى است که ایمان آورده‌اند؛ (اگرچه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولى) در قیامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود. این گونه آیات (خود) را براى کسانى که آگاه‌اند، شرح مى‌دهیم!»<ref>. بر گرفته از ترجمه آیت الله مکارم.</ref><br/>
 
خداوند از جناب مریم(سلام الله علیها) در محراب عبادت با «خوراکی‌های بهشتی» پذیرایی نموده «اغذیة بهشتی» را برای او از آسمان ارسال می‌فرماید: «کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ»<ref>. آل عمران/ 37.</ref>؛ «هر زمان زکریا(علیه السلام) وارد محراب (مریم) مى‌شد، غذاى مخصوصى در آنجا مى‌دید. از او پرسید: اى مریم! این را از کجا آورده‌اى؟! مریم گفت: این از سوى خداست؛ خداوند به هر کس بخواهد، بى‌حساب روزى مى‌دهد.»<br/>
 
«غذا» جزء لاینفک زندگی بشر و عنصر حیات مادی او را تشکیل می‌دهد؛ ولی در آیات و روایات برای آن احکامی بیان شده است که فقهای بزرگوار در رساله‌های عملیة خود آنها را ذکر کرده‌اند و حتی اهمیت این احکام تا بدان حد است که بخشی از فقه را به «کتاب الاطعمة و الاشربة» اختصاص داده‌اند.<br/>
 
بر این اساس لازم است «احکام صنف اغذیه‌فروشان» را به شاغلین در این صنف ارائه نماییم، البته مخاطب ما در این مجموعه عبارت است از:<br/>
 
* تولیدکنندگان مواد غذایی؛<br/>
 
* اغذیه‌فروشان؛ <br/>
 
* مشتریان و مصرف کنندگان؛<br/>
 
* آشپزها؛<br/>
 
* تمام کسانی که به نوعی با مواد غذایی سر و کار دارند، مانند پخش‌کنندگان و....<br/>
 
 
== فصل اول: احکام مواد غذایی ==
 
=== مقدمه ===
 
شروع کار تولیدکنندگان در هر صنفی، با جمع‌آوری «مواد اولیه» است، پس نکاتی را در این زمینه اشاره می‌کنیم:<br/>
 
=== اصل حلّیّت ===
 
اصل اولی در تمام مواد غذایی «حِلّیّت» و مجاز بودن آن است. تمام فقها بر اینکه «تا یقین به حرام بودن چیزی حاصل نشود، آن شیء حلال خواهد بود» اتفاق نظر دارند. این قانون برگرفته از روایات معصومین(علیهم السلام) است، از جمله:<br/>
 
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «کُلُّ شَیْ‌ءٍ هُوَ لَکَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَیْنِهِ فَتَدَعَهُ مِنْ قِبَلِ نَفْسِک؛<ref>. کافی، ج 5، ص 313.</ref> هر چیزی برای تو حلال است، مگر آنکه یقین به حرمتش پیدا کنی، که در این صورت باید آن را ترک نمایی.»<br/>
 
بنابراین، قانون و اصل اولی در مواد غذایی، حلال بودن آنهاست و موارد حرمت که در کتب فقهی و نیز در این مجموعه بدان اشاره می‌گردد، استثنائات و تبصره‌ها بر این قانون کلی محسوب می‌شوند. <br/>
 
قاعدة «کلّ شیء لک حلال، حتّی تعلم انّه حرام» که از آن به اختصار به «اصل حِلّیّت» تعبیر می‌گردد، از قوانین مسلم فقهی به شمار می‌رود که برخی از فقها پیرامون آن رساله‌ای مستقل نگاشته‌اند. <br/>
 
=== مواد غذایی داخلی و خارجی ===
 
برخی از مواد غذایی از مملکت کُفّار<ref>. مقصود این است که مردم آن سرزمین کافر هستند، اعم از اینکه دولت آنها هم کافر باشد یا نه.</ref> وارد می‌گردند. یکی از سؤالاتی که به طور طبیعی مطرح می‌شود این است که: آیا استفاده از مواد غذایی وارده از کشورهای کُفر جایز است یا خیر؟<br/>
 
پاسخ: بین مواد داخلی و خارجی فرقی نیست و استفاده از تمام آنها شرعاً جایز است، به سه شرط:<br/>
 
الف) چیز نجس در آنها وجود نداشته و نیز به نجس برخورد نکرده باشد؛<br/>
 
ب) آن مواد غذایی از اعضای بدن حیوانات نباشد؛ <br/>
 
ج) در استفاده از آن مواد غذایی، مجتهد جامع الشرایط «حکم به منع» نداده باشد. اعم از اینکه ممنوعیت آن به دلیل جلوگیری از تقویت دولت کفر باشد و یا هر مفسدة دیگر. در مورد هر یک از این سه موضوع به طور مفصل بحث خواهیم کرد.<br/>
 
بنابراین، استفاده از خوراکی‌های محصول خارج نیز با همان سه شرط اشکال ندارد، مانند آدامس، شکلات، سبزیجات، حبوبات، میوه‌جات، نان، لبنیات با تمام مشتقاتش و....<br/>
 
=== نجس شدن مواد غذایی ===
 
اصولاً خوردن و خوراندن چیز نجس، و هم چنین غذایی که به وسیلة یکی از نجاسات، متنجس شده باشد، حرام است.<ref>. البته فقها کودکان را استثنا فرموده و گفته‌اند: خوراندن غذای متنجس (نه خود نجس) به کودکان اشکال ندارد، به شرط آنکه ضرری متوجه آنان نشود. (توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 94).</ref> <br/>
 
مرحوم شیخ حُرّ عاملی (م ۱۱۰۴ق) در کتاب ارزشمند «وسائل الشیعة» بابی را تحت عنوان: «بَابُ تَحْرِیمِ أَکْلِ النَّجِسِ وَ شُرْبِهِ» منعقد نموده و این حدیث را آورده است:<br/>
 
امام صادق(علیه السلام) در مورد خرید و فروش چیزهای حرام فرمود: «وَ أَمَّا وُجُوهُ الْحَرَامِ مِنَ الْبَیْعِ وَ الشِّرَاءِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ الْبَیْعُ لِلْمَیْتَةِ أَوِ الدَّمِ أَوْ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ أَوِ الْخَمْرِ أَوْ شَیْ‌ءٍ مِنْ وُجُوهِ النَّجِسِ فَهَذَا کُلُّهُ حَرَامٌ وَ مُحَرَّمٌ لِأَنَّ ذَلِکَ کُلَّهُ مَنْهِیٌّ عَنْ أَکْلِهِ وَ شُرْبِهِ وَ لُبْسِهِ وَ مِلْکِهِ وَ إِمْسَاکِهِ وَ التَّقَلُّبِ فِیهِ فَجَمِیعُ تَقَلُّبِهِ فِی ذَلِکَ حَرَامٌ؛<ref>. وسائل الشیعة، ج 24، ص 238. </ref> فروختن مردار، خون، گوشت خوک، شراب یا هر چیز نجسی  مؤکداً حرام است؛ زیرا از این موارد در اسلام نهی شده؛ اعم از خوردن، آشامیدن، پوشیدن، به ملکیّت در آوردن، نگهداشتن و هرگونه تصرفات دیگر.» <br/>
 
بنابراین، دست‌اندر کاران مواد غذایی هرگز نباید از مواد غذایی نجس یا متنجس استفاده نمایند و یا آن را به خورد دیگران بدهند؛ اگرچه دادن غذای متنجس به حیوانات اشکال ندارد.<br/>
 
یادآوری چند نکته در این زمینه ضروری است:<br/>
 
==== تعداد نجاسات ====
 
در دین اسلام چیزهایی به عنوان نجس معرفی شده است که می‌دانیم مسئلة پاک و نجسی غیر از بهداشت و عدم بهداشت می‌باشد. <br/>
 
چیزهای نجس عبارتند از:<br/>
 
۱. ادرار و مدفوع انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد.<br/>
 
۲. خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، اعم از حلال گوشت و حرام گوشت؛ ولی خونی که در تخم مرغ یافت می‌شود، مورد بحث و اختلاف نظر است که هر کسی باید به مرجع خود مراجعه کند. <br/>
 
۳. مُردار انسان (تا وقتی او را غسل‌های سه گانة میّت نداده‌اند) و هر حیوانی که خون جهنده دارد، اعم از حلال گوشت و حرام گوشت.<br/>
 
۴. منی انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، چه حلال گوشت و چه حرام گوشت.<br/>
 
۵. تمام اجزاى سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کنند، حتى مو، استخوان، پنجه، ناخن و رطوبت‌هاى آنها، نجس است<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 75.</ref>؛ ولی سگ و خوک دریایى پاک هستند، گرچه خوردن آنها حرام است. (دادن قرص به سگ‌ها از جانب نهادهای بهداشتی، سبب پاک شدن آنها نمی‌شود.)<br/>
 
یادآوری: غیر از این دو حیوان، بدن تمام حیوانات (در حالی که زنده هستند) پاک است. <br/>
 
۶. شراب و هر چیز مست کننده‌ای که از اول مایع بوده است؛ اما چیزهای مست کننده‌ای که مایع نیستند یا از اول مایع نبوده و بعد به صورت مایع درآمده‌اند، (گرچه خوردنش حرام است؛ ولی) نجس نیستند.<br/>
 
۷. آبجو؛ ولی «ماء الشعیر» که در بازار مسلمین یافت می‌شود، پاک و حلال است.<br/>
 
۸. کافر؛ یعنى کسى که:<br/>
 
الف) منکر خداست؛<br/>
 
ب) براى خدا شریک قرار مى‌دهد؛<br/>
 
ج) پیغمبرى حضرت محمّد- را قبول ندارد؛<br/>
 
د) در یکى از موارد فوق شک دارد؛<br/>
 
هـ) ضرورى دین؛ یعنى چیزهایى مثل نماز، روزه، [[حج]] و... مسلمانان آن را جزء دین اسلام مى‌دانند، منکر می‌شود؛<ref>. همان، ص 76. </ref><br/>
 
و) با اهل‌بیت پیامبر- دشمنی می‌ورزد؛<br/>
 
ز) در مورد انسان‌ها (اعم از خاندان پیامبر و دیگران) غلوّ ورزیده، آنها را از حد عبودیّت و بندگی خداوند بالاتر می‌برد.<ref>. منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج 3، ص 224. </ref> <br/>
 
تمام اجزای بدن و حتی عرق کافر نیز نجس است.<br/>
 
اگر مواد غذایی نجس شود، در صورت امکان حتماً باید اغذیه‌فروش آن را تطهیر کند و سپس از آن برای تهیة اغذیه استفاده نماید و چنانچه امکان تطهیر وجود نداشته باشد، نمی‌تواند با آن  غذا تهیه کند و در اختیار مردم قرار دهد.<br/>
 
==== موارد جواز ====
 
در مواردی، بنا بر پاک بودن مواد خوراکی گذاشته می‌شود و استفاده از آنها برای طبخ اشکالی ندارد:<br/>
 
۱. معلوم نیست دستی که به مواد خوراکی برخورد نموده، نجس بوده یا نه؛<br/>
 
۲. معلوم نیست دستِ نجس به مواد غذایی برخورد کرده یا نه؛<br/>
 
۳. معلوم نیست نجاست دست، به مواد غذایی سرایت کرده یا نه؛ زیرا اگر دو چیزی که یکی پاک و دیگری نجس است، به یکدیگر برخورد نمایند؛ ولی هر دو خشک باشند، نجاست منتقل نمی‌شود؛<br/>
 
۴. معلوم نیست چیز مشکوک جزء اشیای نجس است یا نه؛ مانند اینکه دانة سیاهی بین برنج‌ها وجود دارد که معلوم نیست فضلة موش است یا چیز دیگر.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 88.</ref><br/>
 
در موارد فوق، حتی تفحص و جستجو نیز لازم نیست و باید بنا بر پاک بودن آن گذاشت.<br/>
 
==== چیزهای غیر قابل تطهیر ====
 
چنانچه برخی از مواد غذایی نجس شوند، دیگر قابل پاک شدن نیستند. بعضی از آنها عبارتند از:<br/>
 
۱. شیر: چنانچه شیر نجس شود، قابل پاک شدن نیست، گرچه آن را به پنیر تبدیل کنند و یا در آب کُر قرار دهند.<ref>. لازم است در این زمینه هرکسی به رساله مرجع خود مراجعه کند.</ref>  <br/>
 
۲. آب میوه: تمام آب میوه‌ها، چنانچه نجس شوند، قابل تطهیر نیستند.<br/>
 
۳. شیرة مایع: اعم از شیرة خُرما، انگور و... اگر نجس شوند، چنانچه سفت باشند، فقط همان موضع متنجس می‌گردد و با برداشتن آن مقدار نجس و قدری از اطراف آن، بقیه پاک خواهد بود، و چنانچه سفت نبوده؛ بلکه به صورت مایع باشد، با نجس شدن یک قسمت، تمام آن شیره نجس شده و دیگر قابل تطهیر نمی‌باشد. <br/>
 
۴. روغن مایع: اگر روغن جامد باشد و نجسی در آن بیفتد، همان قسمت متنجس برداشته می‌شود و بقیه پاک است؛ اما اگر روغن مایع باشد و در همان حال نجسی در آن بیفتد، تمام روغن نجس می‌شود و دیگر قابل پاک شدن نیست.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 89. </ref> <br/>
 
مایعاتی از این دست، چنانچه نجس شوند، قابل پاک شدن نمی‌باشند؛ اما اگر آب مطلقِ<ref>. آب مطلق به آب معمول و متعارف گفته می‌شود که با چیزی مخلوط نشده یا از چیزی گرفته نشده باشد و مردم به آن «آب» بگویند، بدون اینکه پسوندی داشته باشد (مثلاً به آبمیوه آب گفته نمی‌شود).</ref> قلیل<ref>. آب قلیل در مقابل آب کُر است. آب کُر؛ آبی است که در ظرفی بگنجد که هر یک از طول، عرض و عُمق آن، سه وجب و نیم یا بیشتر باشد. بنابراین، آب قلیل به آبی گفته می‌شود که کمتر از این مقدار باشد.  </ref> نجس شود، با اتصال به کُر یا ریختن باران بر روی آن، پاک می‌گردد، به شرط آنکه عین نجس در آن وجود نداشته باشد.<br/>
 
۵. حبوبات خیس خورده در آب نجس: چنانچه ظاهر حبوبات متنجس گردد، با آب کشیدن پاک می‌شود؛ ولی اگر حبوبات در آبِ نجس خیس خورده باشند،<ref>. مانند اینکه برنج را در طشت آب خیس کنند و بعد از خیس خوردن، فضله موش در آن یافت شود.</ref> پاک شدن آنها محل تأمل است و در این زمینه باید به رسالة مرجع مراجعه شود.<br/>
 
گندمی که متنجس شده است، بر اثر تبدیل شدن به آرد یا نان پاک نمی‌گردد.<br/>
 
۶. خمیر نجس: چنانچه آرد نجس شود، همان قسمت متنجس برداشته می‌شود و بقیة آن پاک است؛ اما اگر در داخل آرد، آب ریخته شده باشد، در این صورت مسئله دارای اقسامی است:<br/>
 
الف) ابتدای آب ریختن در آرد، نجسی در آن بیفتد، به مقداری که آب و نجاست رسیده، آرد متنجس شده و بقیة آردها پاک است.  <br/>
 
ب) بعد از ریختن آب در آرد و تشکیل خمیر، معلوم شود که از اول نجسی داخل آن افتاده بوده، در این صورت تمام آن خمیر نجس شده است و با تبدیل شدن به نان یا هر چیز دیگر قابل تطهیر نمی‌باشد. <br/>
 
ج) بعد از تشکیل خمیر، نجسی در آن بیفتد؛ در این صورت همان محدوده‌ای که نجس افتاده است، برداشته و دور ریخته می‌شود و بقیة خمیرها پاک می‌باشد. <br/>
 
==== خبایث ====
 
در دین اسلام، خوردن و آشامیدن چیزهای خبیث حرام می‌باشد. مقصود از خبایث، چیزهایی است که طبع بشر از آنها تنفّر دارد. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِث»<ref>. اعراف/ 157. </ref>؛ «(پیامبر خدا-) چیزهای پاکیزه را بر مردم حلال و اشیای تنفرآور (خبیث) را بر ایشان حرام کرده است.» <br/>
 
و در جای دیگر می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»<ref>. بقره/ 172.</ref>؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از نعمت‌هاى پاکیزه‌اى که به شما روزى داده‌ایم، بخورید و [[شکر خدا]] را به جای آورید؛ اگر او را پرستش مى‌کنید!»<br/>
 
در این قسمت لازم است به دو نکته اشاره کنیم:<br/>
 
۱. غذای آلوده:<br/>
 
اسلام دین نظافت و پاکیزگی است و آن را نشانة ایمان می‌داند.<ref>. پیامبر خدا( فرمودند: «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِیمَانِ؛ نظافت نشانه ایمان است.» بحار الانوار ، ج 59 ، ص 291.</ref> اگر فضای نگهداری فروشگاه مواد غذایی، بهداشت مناسب را نداشته باشد، به طوری که مواد غذایی آلوده به میکروب گردد، فروش و تحویل آن به دیگران جایز نیست. هم چنین اگر دست فروشندة اغذیه کثیف و چرکین باشد، حق ندارد به مواد غذایی دست زده، آنها را در اختیار مشتریان بگذارد؛ زیرا در اندیشة تمام مشتریان این ذهنیّت وجود دارد که «جنس سالم» و «مواد غذایی بهداشتی» در اختیار آنان گذاشته می‌شود نه غذای کثیف و ناسالم.<br/>
 
اگر مشتریان بدانند مواد غذایی ارائه شده بهداشتی نیست، هرگز برای تهیة آن اقدام نمی‌کنند. بر این اساس، «شرطِ سلامت» و « بهداشتی بودن» مواد غذایی، یک «شرط ارتکازی» است که مشتریان با این شرط اقدام به خرید می‌نمایند.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 238.</ref> <br/>
 
مواد غذایی آلوده، جنس معیوب به شمار می‌رود و فروختن جنس معیوب، نوعی غِشّ و فریبکاری در معامله است که پیامبر خدا- فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ‌غَشَّ‌مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً<ref>. امالی صدوق، ص 270. </ref>؛ از ما مسلمانان نیست، کسی که مسلمانی را فریب دهد و به وی خیانت کند.» <br/>
 
۲. مواد غذایی فاسد:<br/>
 
فروش مواد غذایی فاسد شده بنا به ادله‌ای که گفته شد، حرام است و چنانچه فروشنده به فساد جنس خود آگاه باشد و بر اثر فروش مواد غذایی فاسد یا موادی که تاریخ مصرف آن به پایان رسیده است، صدمه‌ای متوجه مشتریان کند، ضامن خواهد بود و باید تمام خسارت‌های وارد شده از قبیل هزینة درمان، ناقص شدن عضو بدن و یا هر خسارت دیگر را جبران نماید.<ref>. فقها برای هر عضو، دیه خاصی را مشخص نموده‌اند. </ref><br/>
 
تذکر: اگر «ادارة بهداشت» از ناسالم بودن مواد غذایی مطلع نشود، دست‌اندر کاران مواد غذایی حق ندارند آن مواد ناسالم را در اختیار مردم گذاشته، از عدم اطلاع مشتریان سوءاستفاده کنند. فروشندگان مواد غذایی در زمینة لزوم پرهیز از استفاده مواد آلوده، شرعاً تکلیف دارند، اعم از اینکه ادارة بهداشت یا دستگاه قضایی مطلع شود یا نه.<br/>
 
=== تشخیص بهداشت ===
 
امروزه در عُرف بین الملل، از مواد غذایی سالم به «مواد غذایی بهداشتی» تعبیر می‌شود. این همان تعبیری است که فقها از آن به عنوان «سلامت» یاد نموده‌اند و سالم بودن هر جنسی را برای خرید و فروش لازم و واجب دانسته‌اند.<br/>
 
سلامت هر کالایی بر حسب و متناسب با همان جنس است. مثلاً تعریفی که از ماشین سالم ارائه می‌شود، غیر از تعریفی است که از مواد غذایی سالم ارائه می‌گردد؛ زیرا تشخیص سالم و معیوب بودن هر جنسی بستگی به عُرف همان صنف دارد. <br/>
 
در این زمان، تعریف دقیق غذای سالم از ناسالم، بر عهدة «ادارة بهداشت» گذارده شده است؛ زیرا با تنوع مواد غذایی، تشخیص سالم بودن مواد غذایی نیاز به کارشناسی فنی و مناسب دارد. از اینجا می‌توان پی به اهمیت و حیاتی بودن کار ادارة بهداشت برد؛ چراکه سلامت عمومی جامعه و بهداشت مردم به دست آنان است. <br/>
 
==== امور قابل توجه خدمتگذاران بهداشت ====
 
کسانی که در مراکز نظارتی بهداشتی تلاش می‌نمایند، لازم است به امور زیر توجه کنند:  <br/>
 
۱. کسانی که مسئولیت سرکشی به فروشندگان مواد غذایی را دارند، لازم است دقت مناسب را به کار برده، از هرگونه پارتی بازی و گزینه‌ای عمل کردن خودداری کنند، وگرنه درآمد و کسب آنان حرام خواهد بود؛ زیرا آنان برای تأمین سلامت عمومی مردم استخدام شده‌اند، پس موظف هستند در جهتی که برای آن به کار گرفته شده‌اند، به طور صحیح انجام وظیفه نمایند.<ref>. تمام فقهای بزرگوار بر این فتوا می‌باشند که اجیر باید طبق قرارداد خود عمل نموده، در کار خود کوتاهی نکند.</ref><br/>
 
۲. از افراط و تفریط خودداری کرده، بر اساس آنچه به طور متعارف در روال قانونی و دستور کار خود دارند، مشی نمایند. در غیر این صورت، هم به صنف فروشندگان مواد غذایی ظلم کرده‌اند و هم به مصرف‌کنندگان.<br/>
 
۳. [[دریافت رشوه]] و کتمان حقیقت، از گناهان کبیره به شمار می‌رود، لذا اگر خدمتگذاران بهداشت عمومی حقی را باطل جلوه دهند یا باطلی را به صورت حق نمایان سازند، درآمد حرام کسب نموده‌اند. <br/>
 
پیامبر خدا- فرمود: «الرَّاشِی وَ الْمُرْتَشِی وَ الْمَاشِی بَیْنَهُمَا مَلْعُونُونَ؛<ref>. بحار الانوار، ج 101، ص 274.</ref> رشوه دهنده و رشوه گیرنده و کسی که بین آن دو وساطت می‌کند، ملعون هستند.» <br/>
 
۴. دروغ و گزارش نادرست به مقامات قضایی و به کار بردن حُب و بغض‌ها نیز [[گناه]] و  ضمان‌آور است.    <br/>
 
=== حیوانات حرام گوشت ===
 
فقها بنا به آیات و روایات، حیوانات را به سه دسته تقسیم نموده‌اند: حلال گوشت، حرام گوشت و مکروه. این احکام از میان حیوانات خشکی، آبزی و پرندگان بوده. برای حلال و حرام بودن هر یک، فهرست و معیارهایی مشخص نموده‌اند:<br/>
 
حیوانات خشکی: حیوانات حرام گوشتی که در خشکی زندگی می‌کنند، عبارتند از:<br/>
 
الف) حیوانات نجس: در بحث چیزهای نجس یادآوری شد که بدن تمام حیوانات زنده پاک است، به استثنای دو مورد سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کنند که تمامی اجزای این دو حیوان نجس است و از حیوانات حرام گوشت نیز می‌باشند. <br/>
 
ب) حیوانات درنده: گوشت تمام حیوانات درنده مانند شیر، کفتار، ببر، پلنگ، گرگ و مطلق گربه‌سانان، حرام است. <br/>
 
ج) میمون‌ها: تمام انواع میمون‌ها از جمله بوزینه‌ها و شامپانزه‌ها حرام گوشت هستند و استثنایی در آن وجود ندارد.<br/>
 
د) حشرات: آنچه جزء حشرات به حساب می‌آید، مانند مگس، پشه، مورچه، سوسک و... در فقه شیعه حرام می‌باشد و تنها ملخ استثنا شده است.<br/>
 
هـ) مارها: تمام اقسام مارها، اعم از آبی و خشکی، جزء حیوانات حرام گوشت هستند.<br/>
 
و) خرگوش و موش: خرگوش‌ها و موش‌ها با تمام اقسام و انواعشان حرام می‌باشند و هیچ استثنایی در این مورد وجود ندارد.<ref>. لازم به ذکر است که گوشت اسب و الاغ مکروه است، نه حرام. </ref> <br/>
 
ز) سوسمار‌ها: گوشت تمام حیواناتی که از خانوادة سوسمارها به شمار می‌روند، مانند مارمولک، تمساح، بزمجه، سمندر و... حرام است.<ref>. زبدة الاحکام، ص 187.</ref><br/>
 
حیوانات آبزی: گوشت تمام حیوانات آبزی حرام است، به استثنای دو مورد: ماهی پولک دار و میگو. بنابراین، حیواناتی مانند: لاک‌پشت، خرچنگ، مارماهی، حلزون، قورباغه، ماهی بدون پولک، عروس دریایی، کوسه و... حرام گوشت هستند.<ref>. تحریر الوسیلة، ج 2، ص 155.</ref>  <br/>
 
پرندگان: مقصود از پرندگان، حیواناتی هستند که دارای بال می‌باشند، اعم از اینکه بتوانند پرواز کنند یا نتوانند، پس پرندگانی از قبیل مرغ و خروس، شترمرغ، کبک و مانند اینها، اگرچه نمی‌توانند پرواز کنند؛ ولی حلال‌گوشت هستند و معیار در حلال یا حرام بودن سایر پرندگان را فقهای بزرگوار چنین بیان کرده‌اند:<br/>
 
* پرندگانی که چینه‌دان دارند حلال‌گوشت، و الا حرام گوشتند. <br/>
 
* پرندگانی که در پشت ساق پا ناخن دارند، حلال، و الا حرامند.<br/>
 
* پرندگانی که سنگدان دارند، حلال، و الا حرامند. <br/>
 
* پرندگانی که هنگام پرواز بیشتر بال می‌زنند و کمتر بال‌های خود را صاف نگه می‌دارند حلال، و الا حرامند.<br/>
 
* پرندگانی که «پنجه» دارند که به وسیلة آن شکار می‌کنند، حرامند مانند: عُقاب، کَرکَس، کلاغ (به انواع اقسامش)، جغد، شاهین و... که در برخی تعابیر فقهی از اینگونه پرندگان به سباع (درنده) تعبیر شده است.<ref>. همان، ص 157.</ref>
 
شیر و تخم حیوانات: ممکن است این سؤال به وجود آید که حکم شیر حیوانات و نیز تخم پرندگان و ماهی‌ها چیست؟ آیا در این مورد تفصیلی وجود دارد؟<br/>
 
پاسخ: حکم این موارد تابع خود حیوان است؛ یعنی حیواناتی که حلال‌گوشت هستند، شیر یا (در پرندگان و ماهی‌ها) تخم آنها نیز حلال است و حیواناتی که حرام‌گوشت هستند، شیر یا تخم آنها نیز حرام است.<ref>. همان، ص 156.</ref>   
 
قرآن مجید در مورد برخی از محرمات غذایی چنین می‌فرماید: «إِنَّما حَرَّمَ‌عَلَیْکُمُ‌الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم»<ref>. بقرة/ 173.</ref>؛‌«خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است؛ (ولى) آن کس که مجبور شود، در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نیست (و مى‌تواند براى حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد). همانا خداوند بخشنده و مهربان است.» <br/>
 
=== حرام شدن حلال‌گوشت ===
 
در مواردی گوشت حیوان حلال گوشت، حرام می‌گردد که به احکام آن اشاره می‌کنیم:<br/>
 
۱. مُردن حیوان: هر حیوان حلال گوشتی که بمیرد، خوردن آن حرام می‌گردد و حلال شدن حیوانات مشروط به ذبح شرعی آنهاست. به استثنای ماهی که حلال شدن آن به این است که زنده از آب گرفته شود و در بیرون از آب جان دهد.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 591.</ref><br/>
 
۲. نجاست‌خوار شدن: گاهی حیوانات حلال گوشت عادت به خوردن مدفوع انسان یا چیزهای نجس دیگر می‌کنند. در صورت عادت، آن حیوان حرام گوشت می‌شود؛ اما اگر آن حیوان را «استبراء» کنند؛ یعنی در جایی قرار دهند که این عادت را ترک کند، پس از آن دو مرتبه حلال می‌گردد.<ref>. از این گونه حیوانات در فقه به «جلّال» تعبیر می‌شود. لازم به ذکر است که فقط عادت به خوردن مدفوع انسان، سبب حرمت گوشت حیوان می‌گردد، نه نجاسات دیگر. </ref><br/>
 
۳. عدم ذبح شرعی: ذبح شرعی حیوانات دارای شرایطی است که چنانچه بعضی از آنها عمداً ترک شوند، حیوان حرام می‌گردد و برخی نیز چه عمداً و چه سهواً ترک شوند، حیوان مانند مردار حرام می‌گردد.<br/>
 
از جمله چیزهایی که ترک آن به صورت عمدی موجب حرام شدن حیوان می‌گردد، عبارتند از: ترک نام خدا و رو به قبله نبودن حیوان به هنگام ذبح. <br/>
 
و آن چیزهایی که ترکش مطلقا (عمدی یا سهوی) سبب حرام شدن حیوان می‌گردد، عبارتند از: قرار گرفتن برآمدگی گلو در قسمت بدن؛ ذبح حیوان توسط کافر؛ و بریده نشدن رگ‌های چهارگانه.  <br/>
 
۴. وطی: چنانچه (نعوذ بالله) انسانی با حیوان حلال گوشتی وطی (نزدیکی) کند، علاوه بر آنکه مرتکب کار حرامی شده است،<ref>. وطی حیوانات حرام است؛ اعم از حلال یا حرام گوشت.</ref> آن حیوان و شیر و احیاناً بچه‌ای که در شکم دارد، حرام شده، دیگر قابل حلال شدن نیست. در این صورت باید آن حیوان را ذبح کنند و سپس بسوزانند و چنانچه انجام دهندة این عمل زشت مالک آن نبوده است، باید پول آن حیوان را به مالک (به عنوان خسارت) بپردازد.<br/>
 
۵. شکار در حال احرام: یکی از چیزهایی که سبب حرام شدن حیوان حلال گوشت می‌گردد این است که شخص مُحرم<ref>. فرق نمی‌کند که به احرام عمره باشد یا حج.</ref> در حین احرام شکار کند.<ref>. قرآن مجید در این مورد می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ‌حُرُمٌ‌وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً لِیَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقامٍ»؛ «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در حال احرام شکار نکنید، و هر کس از شما عمداً آن را به قتل برساند، باید کفاره‌اى معادل آن از چهارپایان بدهد. کفاره‌اى که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند و به صورت قربانى به (حریم) کعبه برسد؛ یا (به جاى قربانى) اطعام مستمندان کند؛ یا معادل آن [[روزه]] بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده؛ ولى هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام مى‌گیرد؛ و خداوند توانا و صاحب انتقام است.» (مائده/ 95) </ref><br/>
 
۶. شکار غیر شرعی: چنانچه شکارچی سگ شکاری یا تیر را به طرف شکار رها نماید، اگر هنگامی که به حیوان شکار شده رسید و ملاحظه کرد حیوان بر اثر گاز گرفتن سگ یا اصابت تیر مرده است، آن حیوان حلال می‌باشد؛ ولی اگر موقعی به حیوان برسد که هنوز حیوان زنده است، باید آن را ذبح شرعی کند، وگرنه چنانچه حیوان خودبخود جان دهد، در این صورت حرام خواهد شد.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 589.</ref>  <br/>
 
۷. اجزای حیوانات: تمام اجزای هر حیوان حلال گوشتی مطلقا حلال نیست؛ بلکه در این زمینه تفصیلاتی بیان شده است که به سه مبحث در این زمینه اشاره می‌شود:<br/>
 
الف) پانزده جزء حرام: خوردن پانزده چیز از حیوانات حلال گوشت، حرام است: خون،  فضله (اعم از ادرار و مدفوع حیوان که پس از ذبح در بدنش جا مانده)، آلت تناسلی (مادگی یا نرى)، رَحِم (بچه‌دان)، دُشوَل (غده‌ها)، دمبلان (تخم یا بیضه)، چیزى که در مغز کلّه است و به شکل نخود مى‌باشد، نخاع (حرام‌مغز که در میان ستون مهره پشت است)، پى که در دو طرف تیرة پشت است، زَهره‌دان، سپرز (طحال)، بول‌دان (مثانه)، حدقهٔ چشم، چیزى که در میان سُم است و به آن «ذات الاشاجع» مى‌گویند.<ref>. همان، ص 596.</ref><br/>
 
ب) توجه به محرمات: لازم است اغذیه‌فروشان، به محرمات فوق توجه نموده، هم خود را آلوده به معصیت نکنند و هم کار و کسب خود را از مال حرام حفظ نمایند. در این زمینه شغل‌هایی مانند: کله‌پزی‌ها، جگرکی‌ها و ساندویچ فروش‌ها بیشتر مخاطب قرار می‌گیرند.<br/>
 
ج) عضو جدا شده از حیوان زنده: حیوانی که زنده است، گرچه حلال گوشت باشد، عضو جدا شده از او در حکم مردار بوده و خوردن آن حرام است. <br/>
 
مسئله: اگر چیزى را که روح دارد، از حیوان زنده جدا نمایند، مثلاً دنبه یا‌مقدارى گوشت از گوسفند زنده ببرند، نجس و حرام مى‌باشد.<ref>. همان، ص 595.</ref><br/>
 
این حکم در مورد ماهی‌ها استثنا می‌باشد؛ یعنی چنانچه ماهی را زنده از آب بگیرند و با اینکه زنده است آن را قطعه قطعه نمایند، به فتوای بیشتر فقها حلال خواهد بود.<ref>. همان، ص 593.</ref> <br/>
 
=== مسکرات ===
 
استفاده از چیزهای مست کننده در مواد غذایی جایز نیست. در این جهت فرقی وجود ندارد بین اینکه مادة مست کننده:<br/>
 
* خوردنی باشد یا آشامیدنی؛<br/>
 
* کم باشد یا زیاد؛<br/>
 
* با چیزی مخلوط شده باشد یا نه، حتی فقها می‌فرمایند: چنانچه یک قطره شراب در یک پارچ آب یا آبمیوه ریخته شود، تمام آن حرام خواهد شد.<br/>
 
* مایع باشد یا جامد، پودر باشد و یا به هر شکل دیگری؛ <br/>
 
* از عناصر شیمیایی تشکیل شده باشد یا طبیعی.<ref>. همان، ص 603.</ref><br/>
 
علی بن زید می‌گوید: در محضر امام صادق(علیه السلام) بودم، مردی از آن حضرت پرسید: آیا نماز شارب الخمر (نوشندة شراب) قبول است؟ حضرت فرمودند: کسی که چیز مست کننده‌ای بیاشامد، تا چهل روز نمازش مورد قبول درگاه خداوند واقع نمی‌شود، مگر اینکه توبه کند.<ref>. بحار الانوار، ج 63، ص 488.</ref><br/>
 
البته این بدان معنا نیست که نوشندة شراب دیگر نمازش را ترک کند؛ بلکه او نیز مانند سایر مردم باید نماز بخواند؛ ولی قبل از نماز باید دهان خود را آب بکشد و بداند که نمازش آن اثری که باید داشته باشد، ندارد. <br/>
 
هم چنین پیامبر خدا- فرمود: «شَارِبُ الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلَا تَعُودُوهُ وَ إِنْ مَاتَ فَلَا تَحْضُرُوهُ وَ إِنْ شَهِدَ فَلَا تُزَکُّوهُ وَ إِنْ خَطَبَ فَلَا تُزَوِّجُوهُ وَ إِنْ سَأَلَکُمْ أَمَانَةً فَلَا تَأْتَمِنُوهُ؛<ref>. الکافی، ج 1، ص 397.</ref> کسی که شراب می‌نوشد: اگر مریض شد، به عیادتش نروید؛<br/>
 
در تشییع جنازه‌اش حاضر نشوید؛<br/>
 
گواهی و شهادت او را نپذیرید؛ <br/>
 
به وی زن ندهید؛<br/>
 
و او را امین نشمارید.»<br/>
 
و در حدیث دیگری می‌خوانیم: «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ- الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِیَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ آکِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَیْهِ؛<ref>. همان، ص 398.</ref> رسول اکرم- در مورد شراب و کسانی که با آن سر و کار دارند، این گروه‌ها را لعنت نمودند: خود شراب، کسی که آن (انگور را برای شراب) می‌فشرد، شخصی که آن را می‌سازد، فروشندة شراب، مشتری شراب، ساقی شراب، شخصی که پول حاصل از فروش شراب را مصرف نماید، نوشندة شراب، حمل کنندة شراب و شخصی که شراب به سوی او حمل شود (نگهدارندة شراب).»<br/>
 
لذا روایات و رساله‌های عملیه حضور بر سر سفره‌ای که در آن شراب باشد را تحریم نموده، می‌فرمایند: «سر سفره‌اى که در آن شراب مى‌خورند، اگر انسان یکى از آنان حساب شود، بنا بر احتیاط واجب  نباید نشست و چیز خوردن از آن سفره حرام است.»<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 604.</ref><br/>
 
=== منع حاکم شرع ===
 
اسلام هم دینی است که به فرد اهمیت می‌دهد و هم اجتماعی است و تصمیمات جامعة اسلامی را آنگاه به رسمیت می‌شناسد که تحت اشراف دین مبین اسلام - از طریق قرآن و سنت پیامبر و ائمه(علیهم السلام) - باشد. <br/>
 
در زمان غیبت امام زمان(علیه السلام) امر اشراف و نظارت بر جامعه به عهدة مجتهد جامع الشرایط گذارده شده است. امام عسکری(علیه السلام) می‌فرمایند: «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه؛<ref>. وسائل الشیعة، ج 27، ص 131. </ref> هر کس از فقهای شیعه که خود را (از معاصی و رذایل) نگاه دارد و مخالف هوای نفس بوده، اطاعت پروردگار نماید، مردم باید از وی (در عمل به احکام دین) تقلید نمایند.» <br/>
 
یکی از موارد حرمت مواد غذایی آن است که مجتهد جامع الشرایط به دلیلی از خرید و فروش آن منع کند. بدیهی است این ممنوعیت ذاتی نبوده؛ بلکه عارضی و به خاطر مصلحت سیاسی یا اجتماعی مسلمین صورت می‌گیرد.<br/>
 
به عنوان مثال، مرحوم سید محمدحسن شیرازی (م ۱۳۱۲ق) در مورد تحریم تنباکو که امتیاز آن در اختیار دولت کفر انگلیس قرار می‌گرفت، فرمود: «الیوم استعمال التوتون و التنباکو بأیّ نحو کان فی حکم محاربة الإمام الحجة صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف؛<ref>. دلیل تحریر الوسیلة، ص 46.</ref> امروز استعمال تنباکو، به هر صورتی که باشد، در حکم جنگ با امام زمان(علیه السلام) است.»<br/>
 
آنچه در زمان میرزای شیرازی اتفاق افتاد، منحصر به آن وقت نبوده و ممکن است در برخی زمان‌ها یا اجناس دیگر نیز رخ دهد. در این صورت، اگر مجتهد جامع الشرایط حکم به ممنوعیت آن کالا دهد، لازم است پیروی شود.<br/>
 
 
== فصل دوم: طبخ ==
 
=== مقدمه ===
 
پختن و تهیة مواد غذایی نیز دارای احکام شرعی خاصی می‌باشد که لازم است هر یک ضمن تذکراتی مورد بررسی قرار گیرد:<br/>
 
=== حکم تأثیر آتش ===
 
آتش در بیشتر موارد تأثیری در احکام شرعی غذا ندارد؛ اما در سه مورد تأثیرگذار است:<br/>
 
۱. اگر چیز نجس به وسیلة آتش به خاکستر تبدیل گردد، آن خاکستر پاک می‌باشد؛ <br/>
 
۲. اگر چیز نجس به وسیلة آتش به دود تبدیل گردد، آن دود پاک است؛ <br/>
 
۳. چنانچه شراب به وسیلة آتش به سرکه تبدیل گردد، پاک است و خوردن آن حلال. <br/>
 
در غیر سه مورد فوق، آتش و نیز طبخ مواد غذایی تأثیری در احکام شرعی ندارد. مثلاً چنانچه فرض کنیم ذره‌ای از چیزهای نجس - که در فصل اول بدان اشاره شد - در سوپ، آش، برنج در حال جوشیدن و یا هر غذایی که به صورت مایع است، بیفتد، آن غذا متنجس شده و با حرارت و آتش پاک نمی‌گردد.<br/>
 
مراجع تقلید تصریح کرده‌اند که اگر موقع جوشیدن غذا ذرّه‌اى خون در آن بیفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس مى‌شود و جوشیدن و حرارت و آتش پاک‌کنندة آن نیست.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 75.</ref> <br/>
 
و نیز پختن گوشت حیوان حرام یا اجزاء حرامِ حیوان حلال گوشت، سبب حلال شدن آنها نمی‌گردد. مثلاً گوشت خرگوش و بیضتین حیوان (مطلقا، اعم از حلال گوشت یا حرام گوشت) حرام است و با پختن، تغییری در حرمت آن پیدا نمی‌شود. <br/>
 
البته اگر مثلاً آب برنج خشک شده یا اصطلاحاً در حال دم کشیدن است، چنانچه در همان لحظه نجسی در آن بیفتد، آن نجس و اطرافش برداشته می‌شود و بقیة غذا پاک است. <br/>
 
=== جوش آمدن انگور و آب آن ===
 
در فقه اسلام میوه یا آبمیوة حرام وجود ندارد. بنابراین، تمام میوه‌ها و آب آنها حلال می‌باشد، اعم از اینکه طبخ شوند یا نه.<br/>
 
فقط یک استثنا وجود دارد<ref>. همان طور که استثنائی نیز برای تذکر اول به شمار می‌رود. </ref> و آن این است که چنانچه انگور یا آب آن به جوش آید، حرام می‌شود، مگر اینکه دو ثلث آبِ آن تبخیر گردد. ازاین‌رو، نباید داخل غذای در حال جوشیدن انگور یا آب انگور بریزند.<br/>
 
مراجع تقلید فرموده‌اند: اگر انگور یا آب انگور جوش آید، چنین غذایی متنجس و مست کننده نیست؛<ref>. تنها یک نفر از فقها در زمان ما بنا بر احتیاط واجب قائل به نجس شدن می‌باشند که در این زمینه می‌توان از فقهایی که قائل به طهارت هستند، تقلید نمود. </ref> ولی خوردن آن حرام می‌شود. حرمت این غذا تا وقتی باقی است که دو سوم آب آن تبخیر نشده باشد؛ ولی پس از اینکه دو سوم آبش تبخیر شد، حلال می‌گردد.<br/>
 
این مطلب فقط مختص انگور و آب آن در حال جوشیدن است؛ اما این موارد حلال است:<br/>
 
۱. غوره و آب غورة جوش آمده؛<br/>
 
۲. سرکة جوشیده؛<br/>
 
۳. خرما، کشمش و مویز پخته شده؛<br/>
 
۴. غذایی که از جوش افتاده و سپس داخل آن انگور یا آب انگور ریخته شود؛ <br/>
 
۵. لیمو و آبلیموی جوشیده؛<br/>
 
۶. انگور و آب انگوری که جوشش آن معلوم نباشد.<br/>
 
مرحوم امام خمینی (رحمت الله علیه) می‌نویسند: اگر معلوم نشود که آب انگور جوش آمده، حرام نیست، پس اگر انگور را در غذایى بریزند و آن غذا جوش بیاید؛ چون معلوم نیست که آب داخل انگور جوش آمده، حلال است.<ref>. نجاة العباد، ص 340.</ref><br/>
 
سؤال: چنانچه فرض کنیم در ظرف غوره، چند خوشه انگور وجود داشته باشد، اگر چنین آبغوره‌ای به جوش آید یا داخل غذای در حال جوش ریخته شود، باز حرام خواهد شد؟<br/>
 
پاسخ: وجود چند دانه یا خوشة انگور، اشکالی ایجاد نمی‌کند تا وقتی که به آن آبغوره گفته شود و از صدق آبغوره بودن خارج نگردد. <br/>
 
فقها می‌فرمایند: اگر مثلاً در یک خوشه غوره چند دانه انگور باشد، چنانچه به آبى که از آن خوشه گرفته مى‌شود، آبغوره بگویند و اثرى از شیرینى در آن نباشد و بجوشد، پاک و خوردن آن حلال است.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 123.</ref>
 
نکته:<br/>
 
اول: در حکم مزبور (حرام بودن انگور و آب آن که به جوش آمده و نیز غذایی که در داخل آن یکی از این دو ریخته شود) آتش خصوصیت ندارد؛ بلکه به هر وسیله‌ای که جوشش حاصل شود، همان حکم مترتب می‌گردد، حتی اگر فرض کنیم به وسیلة سرخ کردن غذا انگور به جوشش درآید. <br/>
 
دوم: برخی از فقها مانند مرحوم امام (رحمت الله علیه) بین اینکه آب انگور به خودى خود جوش آید - که در این صورت بنا بر احتیاط باید به سرکه تبدیل گردد تا حلال شود - و بین اینکه با آتش جوش بیاید - که در این صورت با تبخیر شدن دو سوم آبِ آن حلال مى‌شود - فرق گذاشته‌اند. <ref>. نجاة العباد، ص 341.</ref><br/>
 
سوم: اگر انگور یا آب آن به «شراب» تبدیل شود، حرام و نجس خواهد بود، اعم از اینکه تبدیل شدن به شراب به وسیلة آتش صورت گیرد یا خود بخود یا به وسیلة قرار گرفتن در برابر نور خورشید. <br/>
 
حرمت و نجاست انگور یا آب آن با تبخیر شدن دو سوم آب آن از بین نمی‌رود؛ بلکه وقتی حلال و پاک می‌شود که به سرکه تبدیل گردد. در این صورت هم خودش پاک و حلال می‌شود و هم ظرفی که در آن قرار دارد، پاک می‌گردد و نیازی به شستن آن نیست.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 127.</ref>
 
=== خام خواری ===
 
سؤال: آیا خام خواری جایز است؟ یا اینکه حلال بودن مواد غذایی مشروط به طبخ آن می‌باشد؟<br/>
 
پاسخ: اصولاً خوردن غذای خام (اگر برای بدن ضرر عمده‌ای نداشته باشد) اشکال ندارد، حتی در مورد گوشت (حلال). فقها می‌فرمایند: خوردن گوشت به طور خام جایز؛ ولی مکروه است، مگر آنکه بر اثر تابیدن خورشید یا حرارت آتش تغییر کند یا به صورت نمک‌زده در سایه خشک گردد،<ref>. ترجمه تحریر الوسیلة، ج 3، ص 285.</ref> (که در این صورت مکروه نخواهد بود).<br/>
 
=== غذای سوخته ===
 
سؤال: آیا خوردن غذای سوخته یا نیم سوخته جایز است؟<br/>
 
پاسخ: این مسئله دارای سه صورت است:<br/>
 
۱. غذای سوخته طوری است که جزء خبایث به شمار می‌رود؛ در این صورت خوردن آن حرام خواهد بود.<br/>
 
۲. غذای سوخته به صورتی است که برای بدن مُضِرّ<ref>. مقصود از مضر در این گونه موارد، ضرر عمده می‌باشد.</ref> محسوب می‌شود؛ در این مورد نیز خوردن آن حرام خواهد بود.<br/>
 
۳. غذای سوخته نه جزء خبایث به شمار رود و نه برای بدن مضر باشد؛ در این صورت خوردن آن اشکال ندارد.<ref>. ترجمه تحریر الوسیلة، ج 3، ص 285.</ref> <br/>
 
=== خوردن ماهی زنده ===
 
گرچه این مسئله معمولاً در اغذیه‌فروشی‌ها اتفاق نمی‌افتد؛ ولی از آنجا که به طبخ و عدم طبخ مواد غذایی مربوط می‌شود، طرح آن در اینجا شایسته است. <br/>
 
سؤال: گاهی برخی افراد (برای درمان بیماری یا غیر آن) ماهی‌های کوچک زنده را می‌بلعند، آیا این کار جایز است؟<br/>
 
پاسخ: این مسئله دارای دو صورت می‌باشد:<br/>
 
۱. برای درمان و علاج مرض خاصی ضروری است که ماهی زنده بلعیده شود؛ در این مورد به اتفاق تمام فقها خوردن آن جایز است و اشکالی ندارد.<br/>
 
۲. برای تفرج و تفریح و یا هر علت دیگر غیر از ضرورت، ماهی زنده خورده شود؛ در این صورت فقها فتوای قطعی بر حرمت نداشته؛ بلکه بیشتر ایشان قائل به حلیت می‌باشند و تنها دو نفر<ref>. آیت الله بهجت و مکارم. </ref> از آن بزرگواران، طبق احتیاط واجب جایز نمی‌دانند. بنابراین، می‌توان در مسئلة مزبور به فقهای قائل به جواز مراجعه نمود.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 592.</ref> <br/>
 
=== طبخ در حال حیات ===
 
سؤال: در برخی طباخی‌ها ماهى را از آب گرفته؛ زنده آن را بریان می‌کنند. حکم اینگونه طبخ کردن چیست؟<br/>
 
پاسخ: فتوای فقها بر جواز و عدم اشکال است؛ ولی فرموده‌اند: بهتر آن است که [[صبر]] کنند ماهی جان دهد، بعد آن را بپزند.<ref>. همان.</ref> البته در برخی موارد شنیده شده که افرادی با چوب و مانند آن بر سر ماهی می‌زنند تا بمیرد و سپس آن را طبخ می‌کنند. این کار موجب حرام شدن ماهی می‌شود و باید از این کار اجتناب شود. <br/>
 
=== اسراف ===
 
از تذکرات مهم در بحث طبخ و مصرف، مسئلة لزوم توجه به پرهیز از «اسراف» می‌باشد. بر این اساس، فروشندگان، آشپزها و مصرف کنندگان محترم باید در کار خود دقت لازم را به کار برده، در بهره‌مندی از نعمت‌های خدادادی اسراف ننمایند. <br/>
 
قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ‌کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً»<ref>. اسراء/ 27.</ref>؛ «اسراف کنندگان برادران شیاطین‌اند و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.»<br/>
 
و در دو آیه خداوند از اسراف کنندگان اعلام برائت نموده، تصریح کرده است که مسرفین را دوست ندارد: «لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُ‌الْمُسْرِفین»<ref>. انعام/ 141؛ اعراف/ 31 .</ref>.<br/>
 
متأسفانه امروزه در رستوران‌ها و سالن‌های غذاخوری یا اغذیه فروشی‌ها بسیار اسراف صورت می‌گیرد، خصوصاً در مراسم جشن و عروسی. <br/>
 
بد نیست بدانید که یک‌سوم غذای جهان دور ریخته می‌شود. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد، سال ۲۰۱۱م گزارشی از میزان اسراف غذا در جهان منتشر کرد که شاه بیت آن گزارش این بود که حدود یک‌سوم از حجم کل غذای تولید شده در جهان اسراف می‌شود و یا هدر می‌رود؛ چنانچه همه ساله یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تن (۱۳۰۰ میلیارد کیلو) غذا در جهان دور ریخته می‌شود. این میزان معادل نصف غلة تولید شده در سراسر جهان در یک سال زراعی است. آمارهای سازمان غذا و کشاورزی نشانگر این است که بیشترین غذای اسراف یا هدر داده شده در سراسر جهان، میوه و سبزیجات است.<br/>
 
هدررفت غذا به معنای غیرقابل استفاده شدن آن طی مراحل آماده‌سازی است؛ اما اسراف یعنی غذای خریداری شده به هر دلیلی به سطل زباله ریخته شود؛ خواه در زمان دور ریختن هنوز قابل استفاده بوده یا اینکه در آن زمان فاسد و غیرقابل بهره‌برداری شده است.<br/>
 
از نظر رقمی، میزان اسراف و هدررفت غذا در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته تقریباً یکسان است؛ اما مسئله اینجاست که کشورهای در حال توسعه به دلیل فقر تکنولوژیک یا به عبارت دیگر ناتوانی در صنعت، رقم هدررفت بالاتر و کشورهای توسعه یافته اسراف زیادتری دارند که دلیل اصلی آن، نخواستن است، نه نتوانستن.<br/>
 
از کشورهایی که هم مدعی صنعت و اقتصاد برترند و هم مدعی‌اند که سطح فرهنگی بالاتری دارند، بعید است سالانه ۶۷۰ میلیون تن غذا اسراف کنند؛ اما چنین مسئله‌ای واقعیت دارد. هر فردی در اروپا یا آمریکای شمالی، سالانه بین ۹۵ تا ۱۱۵ کیلو در هر سال اسراف دارد. این رقم در آفریقا و جنوب آسیا تنها شش تا ۱۱ کیلوگرم است. کشورهای ثروتمند جهان همه ساله ۲۲۲ میلیون تن غذا را اسراف می‌کنند که این میزان مساوی است با کل میزان غذای تولید شده در کشورهای حوزة صحرای آفریقا.<br/>
 
بد نیست بدانید میزان اسراف آمریکایی‌ها در یک سال می‌تواند برای غذای آنها در یک و نیم سال بعد کافی باشد یا صد بار فضای امپایراستیت (یکی از برج‌های معروف نیویورک) را پر کند. <br/>
 
حتی گفته می‌شود اگر آمریکایی‌ها میزان اسراف خود را فقط ۵ درصد کم کنند، می‌توان به چهار میلیون نفر در این کشور غذا داد. به این فکر نکنید که غذاهای دورریخته شده و اسراف شده کیفیت پایینی داشته‌اند. آمارها نشانگر این است که ۵۰ درصد کل تولیدات دریایی شامل ماهی و... در آمریکا هدر می‌رود. <br/>
 
در همین کشور ۴۰ درصد از گیاهان رشد کرده و رسیده، اساساً مصرف نمی‌شوند. آمار اسراف در جهان در حال رشد است و گفته شده است ظرف ۴۰ سال، میزان اسراف در آمریکا ۵۰ درصد رشد کرده است.<br/>
 
وضع در کشور ما نیز مناسب نیست. آمارها نشانگر این است که همه ساله بین ۱۰ تا ۳۰ درصد کل نان تولید شده در کشور، اسراف می‌شود. هم چنین در بخش آب گفته می‌شود میزان هدررفت در بخش خانگی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد است. البته در بخش کشاورزی که بیش از اینها شامل هدررفت آب هستیم. بخشی که ۹۲ درصد از آب کشور را می‌بلعد. اگر بتوان تمام اینها را کنار گذاشت، نباید از هدررفت زمان در جهان، ساده عبور کرد؛<ref>. سایت: http://press.jamejamonline.ir/Newspreview.</ref> یعنی زمان‌های بیهوده در بخش‌های مختلف نیز بسیار بیش از حد تصور ماست.  <br/>
 
=== آزار و اذیت ===
 
مهم‌ترین جلوه برای اذیت دیگران در هنگام طبخ غذا، دود و بوی ناشی از پخت آن است که چه بسا موجب اذیت عابرین یا همسایگان گردد. برای حل این معضل می‌توان از تهویه‌های مناسب با فیلترهای خاصی که امروزه تعبیه می‌شود، استفاده کرد و یا زاویه و طول لولة دودکش‌ها را طوری تغییر داد که دود در فضای بالاتر منتشر گردد و موجب اذیت دیگران نشود. <br/>
 
آیات و روایات و نیز فرمایشات فقها، مملو از سخنان دال بر حرمت اذیت دیگران است. امام باقر(علیه السلام) به شخصی به نام «سلیمان» فرمودند: می‌دانی مسلمان کیست؟<br/>
 
سلیمان عرض کرد: جانم به قربانت! شما آگاه‌تر هستید! امام فرمود: مسلمان کسی است که سایر مسلمانان از (شرّ) زبان و دست او راحت باشند. سپس فرمود: آیا می‌دانی مؤمن کیست؟<br/>
 
عرض کرد: شما داناترید! امام فرمودند: مؤمن کسی است که مردم او را امین بر اموال و جان‌های خود بدانند. سپس ادامه دادند: حرام است بر مسلمان که بر مسلمان دیگر این کارها را روا دارد: بر وی ظلم و ستم نماید؛ او را رسوا و بی‌آبرو سازد؛ و به کار پر مشقت مجبور کند.<ref>. کافی، ج 2، ص 233.</ref>
 
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «الْمُؤْمِنُ مَنْ طَابَ مَکْسَبُهُ وَ حَسُنَتْ خَلِیقَتُهُ وَ صَحَّتْ سَرِیرَتُهُ وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَکَ الْفَضْلَ مِنْ کَلَامِهِ وَ کَفَى النَّاسَ شَرَّهُ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ؛<ref>. همان، ص 235.</ref> مؤمن کسب حلال دارد؛ دارای اخلاق خوش است؛ باطنی پاکیزه دارد؛ از زیادی مال خود [[انفاق]] می‌کند؛ از زیادی در گفتار خودداری می‌نماید؛ مردم از شرّ او در امان هستند؛ و نسبت به مردم با انصاف است.» <br/>
 
=== رعایت بهداشت ===
 
در فصل اول، پیرامون لزوم رعایت بهداشت در نگهداری مواد غذایی نکاتی گفته شد. یکی از مواردی که رعایت امور بهداشتی در آن بسیار ضروری است، طبخ غذا می‌باشد، دلیل مطلب همان است که قبلاً بدان اشاره شد؛ پولی که مشتری در مقابل دریافت غذا می‌پردازد، مشروط به «بهداشتی» بودن غذاست و این یک شرط ارتکازی است که تمام عقلا بر آن اتفاق نظر دارند. بنابراین، فروشندة اغذیه موظف به تحویل غذای سالم و به دور از میکروب به مشتری است.<br/>
 
بر این اساس، فروشندگان مواد غذایی لازم است در هنگام طبخ به موارد زیر توجه نمایند:<br/>
 
* از زدن دست آلوده به غذا خودداری کنند؛<br/>
 
* حتی الامکان از ارتباط مستقیم دست با مواد غذایی خودداری نموده، از دستکش استفاده نمایند؛ <br/>
 
* پس از دستشویی، دست‌های خود را با صابون بشویند؛<br/>
 
* چنانچه مواد غذایی روی زمین ریخت، آن را از روی زمین جمع نکنند و به خورد مشتریان بدهند؛ بلکه اگر امکان تمیز کردن وجود ندارد، آن را دور بریزند.<br/>
 
* در هنگام طبخ، از مالیدن دست به سایر اعضای بدن خودداری کنند؛ <br/>
 
* از مخلوط شدن مواد فاسد یا غیر غذایی، جداً جلوگیری نمایند؛<br/>
 
* گرچه حشرات پاک هستند؛ ولی نشستن آنها بر روی مواد غذایی یا خود غذا، برای بیشتر مردم قابل اغماض نیست، پس در این جهت تدبیری اندیشه شود و در بهداشتی بودن محیط صرف اغذیه تلاش جدی صورت گیرد. <br/>
 
=== رعایت طهارت و نجاست ===
 
از اموری که اغذیه‌فروشان و بلکه تمام دست‌اندر کاران مواد غذایی در هنگام طبخ لازم است توجه نمایند، رعایت مسائل پاکی و نجسی می‌باشد و توجه داشته باشد که:<br/>
 
۱. چنانچه در حال تهیة غذا دستش برید و خونی شد، به طوری که دست نجس او به مواد غذایی برخورد می‌نماید، نمی‌تواند با همان دست به کار خود ادامه دهد؛ بلکه لازم است ابتدا دست خود را تطهیر نموده و یا دستکش به دست کند. <br/>
 
۲. چنانچه فضلة موش یا هر چیز نجس دیگری داخل غذا یافت شد، به طوری که معلوم گردید غذا نجس شده است، حق ندارد آن غذا را به خورد کسی دهد.<br/>
 
۳. اگر در روغن، شیره، سس، آبمیوه و چیزهایی از این قبیل که مایع هستند، نجسی بیفتد، تمام آن متنجس می‌گردد و قابل تطهیر نیست. <br/>
 
۴. از آنچه قبلاً به عنوان نجس بر شمردیم، اجتناب کند؛ مثلاً سگی که در خشکی زندگی می‌کند، یکی از نجاسات است، پس اگر به عنوان نمونه دست آشپز یا بدن سگ خیس بوده و به همدیگر برخورد کرده، دست آشپز نجس شده و لازم است حتماً قبل از اقدام به هر کاری، دست خود را آب بکشد و هم چنین ظروف و وسایل آشپزی خود را از معرض سگ دور نگهدارد. <br/>
 
۵. طباخی در ظرف نجس نیز جایز نیست و باید قبل از به کار گرفتن ظرف متنجس، آن را شست و چنانچه سگ از ظرفی چیز مایع بخورد یا آب دهانش در آن بریزد، با شستن تنها، پاک نمی‌شود؛ بلکه ابتدا باید آن را با خاک پاک، خاک‌مالى کند و سپس با آب قلیل، کرّ یا جارى دو بار و یا بنا بر احتیاط واجب، با آب باران یکبار شستشو شود تا پاک گردد.<ref>. توضیح المسائل امام خمینی(، ص 41.</ref>
 
=== پرداخت قبض ===
 
از مطالب مهم در معاملات، پرداخت طلب اشخاص حقیقی و حقوقی است. بر این اساس، لازم است همگان بر این قانون پایبند باشند. یکی از اموال عمومی، هزینة قبوض آب، برق، گاز و تلفن است. <br/>
 
سؤال: چنانچه شخصی انشعاب گازش بر خلاف موازین قانونی است، یا به هر روشی بتواند هزینة گاز عمومی را پرداخت ننماید و یا اینکه کپسول گاز و یا هر سوخت دیگر را به طریق غصب و دزدی به دست آورده باشد، غذایی که با این سوخت پخته می‌شود، چه حکمی خواهد داشت؟<br/>
 
جواب: ظاهراً غذا حرام نمی‌شود؛ ولی پول آنچه را از سوخت غصبی استفاده نموده است، به صاحبش یا بیت المال بدهکار می‌شود و این بدهکاری بر عهدة او باقی است تا دَین خود را پرداخت یا صاحب حق او را بریء الذمه نماید؛ ولی به هر حال باید توجه داشت که مراجع بزرگوار شیعه مخالفت با قوانین جمهوری اسلامی را جایز نمی‌شمرند. <br/>
 
=== سفارش طبخ ===
 
گاهی کسی یا افرادی، سفارش طبخ غذای خاصی را می‌نمایند، در این صورت وظیفة اغذیه فروش و آشپز چیست؟<br/>
 
پاسخ: چنانچه اغذیه فروش یا آشپز آن سفارش را پذیرفته باشد، موظف است به وعدة خود عمل نموده، با همان ویژگیِ سفارش شده غذا را آماده کند و در غیر این صورت، معلوم نیست مستحق اجرت باشد؛ زیرا اجیر (در بحث ما، آشپز یا اغذیه فروش) وظیفه دارد طبق آنچه با او شرط شده است، عمل نموده، از محدودة آنچه موجر (سفارش دهندة غذا) مشخص کرده است، خارج نشود. علاوه بر اینکه وفا به عهد، بخشی از عظمت روحی و کرامت نفس و دستور قرآنی است که می‌فرماید: «أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً»<ref>. اسراء/ 34. </ref>؛ «به عهد (خود) وفا کنید که از عهد سؤال مى‌شود!» <br/>
 
البته این هرگز به معنای آن نیست که لازم است اهل معصیت را در [[گناه]] خود یاری نمود؛ بلکه چنانچه وعدة کار حلالی (مثل پخت و طبخ غذا) به کسی داده شد، باید به وعده عمل نمود؛ چه طرف مقابل شخص خوبی باشد یا نباشد.  <br/>
 
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «در سه مورد خداوند رخصت و اجازة تخلف نداده است: رد کردن امانت به صاحب مال؛ چه مالک آن شخص نیکی باشد یا نه. وفای به وعده؛ اعم از اینکه شخص وعده داده شده متقی باشد یا نباشد. نیکی به والدین؛ چه آنها خوب باشند یا نه.»<ref>. کافی، ج 2، ص 163.</ref>
 
 
== فصل سوم: فروش ==
 
=== مقدمه ===
 
لازم است در این فصل احکام فروش اغذیه را مطرح نموده، توجه فروشندگان محترم را در این خصوص به مسائلی جلب نماییم:<br/>
 
=== آشنایی با احکام ===
 
این شعار حضرت علی(علیه السلام) است که: «الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ؛ اول آشنایی با احکام معاملات، سپس تجارت.» <br/>
 
اصبغ بن نباتة (از اصحاب خاص امیر المؤمنین(علیه السلام) می‌گوید: از امام علی(علیه السلام) شنیدم که بر فراز منبر دو بار فرمود: «ای بازرگانان! اول آشنایی با احکام، سپس تجارت.» سپس فرمود: «به خدا قسم! ربا در این امت از راه رفتن مورچه بر روی سنگ مخفی‌تر است. اموال خود را با صدقه حفظ کنید. تاجر فاجر است و فاجر در آتش، مگر آن که حق بگیرد و حق بپردازد.»<ref>. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 194. </ref> و در حدیث دیگر چنین آمده است: مردی به امیرالمؤمنین(علیه السلام) عرض کرد: ای امیر مؤمنان! می‌خواهم تجارت کنم. حضرت فرمودند: آیا احکام آن را آموخته‌ای؟ پاسخ داد: پس از اشتغال به تجارت، احکام شرعی آن را نیز فرا می گیرم! امام فرمود: توجه داشته باش! اول آگاهی، سپس تجارت؛ زیرا کسی که خرید و فروش کند و از حرام و حلال سؤال نکند، آهسته آهسته در ربا فرو خواهد رفت.<ref>. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 247.</ref>  <br/>
 
فقها در ابتدای بحث‌های فقهی خرید و فروش آورده‌اند: یاد گرفتن احکام معاملات به قدر نیاز، لازم (واجب) است.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 194.</ref> پس کسی که وارد معاملات می‌شود، می‌بایست قبل از هر چیز احکام آن را فرا گرفته، از آگاهی‌های فقهی در زمینة احکام خرید و فروش بهره‌مند گردد. <br/>
 
آشنایی با احکام داد و ستد دارای فواید زیر است:<br/>
 
۱. عمل به وظیفه؛ زیرا یاد گرفتن احکام یک تکلیف عمومی است که ائمه(علیهم السلام) و به دنبال آن فقها برای همگان و از جمله برای طرفین در معامله مشخص نموده‌اند.<br/>
 
۲. دوری از وقوع و ارتکاب حرام‌ها.<br/>
 
۳. مصون ماندن از ربا؛ چراکه برخی از مصادیق ربا دقیق بوده و جز برای آشنایان با احکام الهی، روشن نمی‌گردد و در ثانی، رباخور، گرچه نداند که مالش از رباست، مال حرام اثر خود را بر وی و خانواده‎‌اش می‌ذارد. <br/>
 
۴. حفظ حقوق شرعی طرفین معامله.<br/>
 
=== عمل به احکام ===
 
پس از آشنایی با احکام معاملات، لازم است طرفین معامله به وظیفة خود عمل نموده، خود را از وقوع در حرام حفظ کنند؛ زیرا به کار بستن و عمل به احکام شرعی نه تنها سبب محروم شدن از روزی نمی‌شود؛ بلکه برکت خداوند متعال را نازل می‌کند و درآمد حرام، نه تنها سبب زیاد شدن روزی نمی‌گردد؛ بلکه وی را از نعمت‌های خداوند بی‌نصیب نموده، آتش دوزخ را در پی خواهد داشت.<br/>
 
پیامبر اکرم- می‌فرمایند: «لَحْمٌ نَبَتَ مِنَ الْحَرَامِ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ؛<ref>. مستدرک الوسائل، ج 16، ص 208.</ref> گوشت بدنی که از حرام رشد نموده است، آتش (جهنم) برای آن سزاوارتر است.»<br/>
 
بنابراین، تجارت کنندگان گرامی موظف هستند «قطار خرید و فروش» را تنها بر «ریل حلال الهی» حرکت داده، خود و خانودة خویش را از برکات خداوند خیر الرازقین بهره‌مند سازند. <br/>
 
=== غذای حرام ===
 
چنانچه صاحب غذا در هنگام فروش متوجه شود که غذا حرام است (چه به خاطر متنجس بودن و یا هر علت دیگری) باید از فروش آن خودداری کند و اگر مشتریان مشغول خوردن غذا هستند، لازم است به آنان اطلاع دهد تا دست بکشند و مشتریانی که غذا را با خود بیرون برده‌اند، اگر آنها را می‌شناسد، لازم است به ایشان نیز اطلاع دهد. 
 
=== ماه مبارک رمضان ===
 
سؤال: آیا فروش اغذیه در روز ماه مبارک رمضان جایز است؟<br/>
 
پاسخ: به طور مسلّم باز بودن فروشگاه‌های اغذیة آماده و ارائة غذا به طور رسمی در روز ماه مبارک رمضان به مشتریان، مصداق هتک حرمت احکام خداوند به شمار رفته، تعدّی و تجاوز از حدود خداوند محسوب می‌گردد و جایز نیست. <br/>
 
=== معامله با کودکان ===
 
بلوغ، شرط در صحت معاملات است، لذا:<br/>
 
۱. معامله با بچه نابالغ باطل است، اگرچه پدر یا جدّ او اجازه داده باشند که معامله کند.<br/>
 
۲. اگر بچه ممیّز باشد و چیز کم قیمتى را که معاملة آن براى بچه‌ها متعارف است، معامله کند، اشکال ندارد.<br/>
 
۳. اگر طفل وسیله‌اى باشد که پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خریدار برساند یا برعکس (چون واقعاً دو نفر بالغ با یکدیگر معامله کرده‌اند) چنین معامله‌اى صحیح است، البته باید فروشنده و خریدار یقین داشته باشند که طفل جنس و پول را به صاحب آن مى‌رساند.<ref>. توضیح المسائل امام خمینی( ، ص 427، مسئله 1974.</ref><br/>
 
البته برای اطلاع از تفصیل بیشتر این مسئله، لازم است فروشندگان محترم به رسالة مرجع تقلید خویش مراجعه نموده، کسب تکلیف نمایند.<br/>
 
=== معامله با دیوانه ===
 
معامله با دیوانه باطل است؛ زیرا او در هنگام خرید و فروش توجه و قصد ندارد. فقها یکی از شرایط صحّت معاملات را «عقل» دانسته‌اند و می‌فرمایند: براى فروشنده و خریدار شش چیز شرط است:<br/>
 
اوّل آنکه بالغ باشند؛<br/>
 
دوم آنکه عاقل باشند؛<br/>
 
سوم آنکه حاکم شرع آنان را از تصرّف در اموالشان جلوگیرى نکرده باشد؛ <br/>
 
چهارم آنکه قصد خرید و فروش داشته باشند، پس اگر مثلاً به شوخى بگوید: مال خود را فروختم، معامله باطل است؛ <br/>
 
پنجم آنکه کسى آنها را مجبور نکرده باشد؛ <br/>
 
و ششم آنکه جنس و عوضى را که مى‌دهند، مالک باشند (یا مثل پدر و جدّ صغیر، اختیار مال در دست آنان باشد).<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 216.</ref><br/>
 
البته گرچه داد و ستد با دیوانه باطل است؛ اما بخشیدن غذا یا هر مال دیگر به طور رایگان به وی اشکال ندارد. <br/>
 
=== اختلاط زن و مرد ===
 
گاهی مشاهده می‌شود در محل فروش اغذیه زن و مرد مختلط هستند، به گونه‌ای که ازدحام حاضرین سبب نگاه یا حرام‌های دیگر می‌شود. در این میان، چه بسا افراد آلوده به [[گناه]] مکان‌های پر ازدحام را بهانه یا زمینة معصیت خود قرار می‌دهند که لازم است فروشندگان محترم محل کسب و کار خود را از آلودگی به [[گناه]] پاک سازند تا کارشان برکت یابد.<br/>
 
خدای متعال می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَ‌أَهْلَ‌الْقُرى‌آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»<ref>. اعراف/ 96.</ref>؛ «و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان آورده، [[تقوا]] پیشه مى‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‌گشودیم؛ ولى (آنها حق را) تکذیب کردند، ما نیز آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.»؛ که یکی از این مجازات‌ها، بردن برکت از کسب است؛ چه خود شخص معصیت‌کار باشد و چه زمینه را برای معصیت دیگران فراهم سازد. <br/>
 
=== شوخی با نامحرم ===
 
از دیگر مسائلی که در هنگام فروش اجناس و از جمله فروش اغذیه یادآوری آن ضروری است، شوخی نامحرمان با یکدیگر است. باید توجه داشت که ائمه(علیهم السلام) ما را از این کار منع کرده‌اند.<br/>
 
ابوبصیر (از اصحاب امام باقر و صادقH که نابینا بود) می‌گوید: من برای خانمی کلاس خصوصی درس قرآن داشتم. روزی با او شوخی کردم. پس از مدتی خدمت امام باقر(علیه السلام) رسیدم. آن حضرت مرا سرزنش نموده، فرمود: کسی که در خلوتِ خود مرتکب [[گناه]] گردد، خداوند به او اعتنایی نخوهد کرد. آن گاه فرمود: به آن زن چه گفتی؟! من از خجالت چهرة خود را پوشانده و توبه کردم. امام فرمود: دیگر تکرار نشود!<ref>. الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 594.</ref><br/>
 
باید به دو نکته در این رابطه توجه داشت:<br/>
 
الف) بسیاری از مواقع شیطان با وسوسه، ابتدا شوخی کردن بین نامحرمان را رواج می‌دهد و پس از اینکه حیای بین آنان را برداشت، ارتباط غیرشرعی را نیز برای آنان تسویل<ref>. تسویل به معنای زیبا جلوه دادن کار زشت و [[گناه]] است؛ که از جمله کارهای شیطان زیبا جلوه دادن اعمال زشت است. خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لاَ یَهْتَدُونَ‌»؛ «و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه [راست] بازداشته بود، در نتیجه [به حق] راه نیافته بودند.» نمل/ 24. </ref> می‌کند.<br/>
 
ب) برخی افراد ممکن است روزهای اول در برابر نامحرم خویشتن‌داری کنند و از هرگونه ارتباط غیرشرعی خود را حفظ نمایند؛ ولی کم کم و مخصوصاً با حضور افراد (نامحرمان) مغرض که با انواع وسایل آرایشی و عشوه‌گری‌ها پیش می‌آیند، شخص را منحرف سازند، پس باید از همان آغاز راه هرگونه شوخی و سوءاستفاده را ببندند. <br/>
 
=== کم فروشی ===
 
مقصود از کم فروشی این است که فروشنده کمتر از مقدار توافق شده با مشتری یا کمتر از مقدار متعارف، غذا در اختیار مشتری بگذارد. در این جهت فرقی نیست که از کمیّت غذا بکاهد یا از کیفیّت آن. <br/>
 
جالب است بدانیم که در قرآن کریم، سوره‌ای به نام «مطففین» به معنای کم‌فروشان، اختصاص یافته است. در این سوره می‌فرماید: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ أَلا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمینَ»<ref>. مطففین/ 1 - 6.</ref>؛ «واى بر کم‌فروشان! آنان که وقتى براى خود پیمانه مى‌کنند، حق خود را به طور کامل مى‌گیرند؛ اما هنگامى که مى‌خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى‌گذارند! آیا آنها گمان نمى‌کنند که روزی برانگیخته مى‌شوند؟ در روزى بزرگ! روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان مى‌ایستند!» <br/>
 
و در جای دیگر می‌فرماید: «وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ‌وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ»<ref>. انعام/ 152.</ref>؛ «و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید!» <br/>
 
۱۰. [[گران فروشی]] سؤال: آیا [[گران فروشی]] حرام است؟<br/>
 
پاسخ: گرچه [[گران فروشی]] حرام نیست؛ زیرا فروشنده و خریدار اختیار ملک خود را دارند و به هر قیمت که به توافق برسند، می‌توانند معامله نمایند؛ اما تذکر سه نکته لازم است:<br/>
 
۱. [[گران فروشی]] خلاف انصاف و اخلاق است و موجب بی‌برکتی کسب می‌شود. فقها فرموده‌اند: مستحب است فروشنده سود معاملة خود را بین مشتریان توزیع نماید، نه اینکه به یک نفر گران و به یک نفر ارزان بفروشد. و چنانچه فروشنده سود امروز خود را به دست آورد، از مشتریان دیگر سود دریافت ننماید.<ref>. اللمعة الدمشقیة فی فقه الامامیة، ص 109: «یستحب تَرْکُ الرِّبْحِ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِلَّا مَعَ الْحَاجَةِ فَیَأْخُذُ مِنْهُمْ نَفَقَةَ یَوْمٍ مُوَزَّعَةً عَلَى الْمُعَامِلِینَ». </ref> <br/>
 
۲. اگر مشتری پس از خرید متوجه شد که جنس را گران‌تر از بازار خریده است، می‌تواند معامله را به هم بزند. همان طور که اگر فروشنده به دلیل عدم اطلاع متوجه گردد جنس را ارزان‌تر از قیمت بازار فروخته است، می‌تواند معامله را به هم بزند.<ref>. از این گونه جواز بر هم زدن معامله در کتاب‌های فقهی به «خیار غَبن» تعبیر می‌شود. </ref><br/>
 
۳. جواز [[گران فروشی]] مربوط به شرایط عادی است؛ اما اگر امر فوق العاده‌ای رخ دهد، مثل اینکه حاکم شرع حکم نماید، یا حکومت اسلامی که تحت نظارت مجتهد جامع الشرایط است، قوانینی را تصویب نماید، صورت مسئله تغییر خواهد کرد. <br/>
 
=== فاسد بودن غذا ===
 
سؤال: اگر فروشنده غذای فاسد را بفروشد و مشتری بر اثر خوردن آن مریض شود یا فوت کند، آیا فروشنده ضامن و مدیون است یا نه؟<br/>
 
پاسخ: این مسئله دارای دو صورت می‌باشد:<br/>
 
اول: فروشنده می‌دانسته غذا فاسد است؛ در این صورت چنانچه خسارتی بر مشتری یا هر شخص دیگری وارد شود، به طور مسلّم فروشنده یا دست‌اندر کاران تولید غذا ضامن و مدیون واقع می‌شوند. <br/>
 
دوم: فروشنده از فاسد بودن غذا بی‌اطلاع بوده است؛ در این صورت ظاهراً فروشنده مدیون نیست؛ چراکه نقشی در آسیب مشتریان نداشته است؛ ولی برای اطلاع بیشتر باید به رساله یا فتوای مرجع تقلید خود مراجعه شود. <br/>
 
=== مستحبات فروش ===
 
فقهای بزرگوار برای فروشندگان و مشتریان آداب و مستحباتی را مطرح نموده‌اند که این احکام مختص به فروش اغذیه نبوده؛ بلکه شامل تمام معاملات می‌شود. برخی از آن مستحبات عبارتند از:<br/>
 
۱. یادگیری احکام معاملات؛ <br/>
 
۲. یکسان برخورد نمودن فروشنده با مشتریان؛<br/>
 
۳. چنانچه یکی از دو طرف (فروشنده و مشتری) تقاضای فسخ معامله را نمود، طرف مقابل بپذیرد؛<br/>
 
۴. ترک قسم از جانب فروشنده و مشتری؛ <br/>
 
۵. زینت نکردن کالا بیش از حد؛<br/>
 
۶. یادآور شدن نقص کالا، چنانچه معیوب است؛ <br/>
 
۷. عدم دقت بیش از حد، مثلاً گاهی مشاهده می‌شود که فروشنده هنگام وزن کردن، در یک یا دو گِرَم نیز حساسیت نشان می‌دهد؛ بلکه مستحب است فروشنده مقدار کالا را بیشتر پرداخت نموده و از مشتری کمتر از مقدار توافق دریافت نماید (البته برای مشتری عکس این مطلب مستحب است.)؛  <br/>
 
۸. از کالای خود زیادی تعریف نکند؛<br/>
 
۹. به مقدار مخارج همان روز خود سود بر جنس دریافت کند و زمانی که مخارج آن روزش به دست آمد، از آن پس سود نگیرد؛ <br/>
 
۱۰. چنانچه به کسی وعدة احسان و نیکی داده است (مثل اینکه به شخصی بگوید: اگر به مغازة من مراجعه کنی، مراعات تو را خواهم نمود) از آن شخص سود دریافت نکند؛ <br/>
 
۱۱. با افراد پَست و نیز کسانی که اموال آنان شبهه‌ناک است، معامله نکند؛<br/>
 
۱۲. چنانچه بین دو نفر صحبت‌های مقدماتی داد و ستد رد و بدل می‌شود، خود را وارد معاملة آنان نکند.<br/>
 
 
== فصل چهارم: مشتریان ==
 
=== مقدمه ===
 
آخرین فصل این مجموعه را به احکام مراجعة مشتریان به مراکز اغذیه فروشی و خرید غذا اختصاص می‌دهیم.<br/>
 
=== شک در حِلیّت ===
 
سؤال: چنانچه مشتری در حلال و حرام بودن غذای فروشنده شک داشته باشد، تکلیف او چیست؟ آیا می‌تواند از وی خرید نماید؟<br/>
 
پاسخ: در فرض سؤال، می‌تواند از او خرید نماید و بنا را بر «حِلّیّت» بگذارد. در بنا بر حلال بودن، فرقی بین اقسام شک وجود ندارد:<br/>
 
* آیا اغذیه فروش از حیوان حلال گوشت استفاده کرده یا حرام گوشت؟<br/>
 
* آیا حیوان حلال گوشت را طبق دستور شرع ذبح کرده‌اند یا نه؟<br/>
 
* آیا در غذا، از اجزای حلال حیوان استفاده شده یا از اجزای حرامش؟<br/>
 
* آیا غذا نجس است یا پاک؟<br/>
 
* آیا مواد غذایی مال مردم است یا اینکه از خود اغذیه فروش می‌باشد؟<br/>
 
* در صورت شراکتی بودن اغذیه‌فروشی، آیا فروشنده از شریک خود اجازة فروش دارد یا نه؟<br/>
 
و...<br/>
 
در تمام موارد فوق بنا بر حلال و پاک بودن غذا گذاشته شده، خرید اغذیه از فروشگاه یا مغازه مورد نظر جایز است؛ زیرا مسلمانان باید به یکدیگر خوش گمان بوده، در موارد شک در عمل یکدیگر، آن عمل را حمل بر صحت نمایند. از این قانون به «صحّتِ کار مسلمان» و یا «حجیت بازار مسلمین» تعبیر می‌شود.<br/>
 
«قُتادة» از امام صادق(علیه السلام) پرسید: آیا می‌توان از بازار مسلمانان پنیر<ref>. با توجه به اینکه در آن زمان، مایه پنیر را از ماده‌اى که از معده گوساله و بزغاله به دست می‌آمد، می‌گرفتند و در برخی موارد در این زمینه از حیوان مرده نیز استفاده می‌کردند، لذا برای قتاده این سؤال پیش آمده بود. </ref> خریداری و استفاده کرد؟ امام فرمود: «فَاشْتَرِ الْجُبُنَّ مِنْ أَسْوَاقِ الْمُسْلِمِینَ مِنْ أَیْدِی الْمُصَلِّینَ وَ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَکَ مَنْ یُخْبِرُکَ عَنْهُ؛<ref>. کافی، ج 6، ص 256.</ref> از بازار مسلمانان (که مشهور به اسلام و نماز هستند) پنیر خریداری کن و سؤال و تفحص از حلال و حرام بودن آن نکن، مگر اینکه در موردی خبر معتبر آورده شود که فلان پنیر حرام است.»<br/>
 
امام صادق(علیه السلام) در اهمیت حمل فعل مسلمان بر صحت می‌فرمایند: «َلوْ لَمْ یَجُزْ هَذَا لَمْ یَقُمْ لِلْمُسْلِمِینَ سُوقٌ؛<ref>. همان، ج 7، ص 387. </ref> اگر حمل بر صحت جاری نشود، بازاری برای مسلمین بر پا نخواهد شد.»<br/>
 
دو نکته:<br/>
 
اول: آنچه گفته شد، در صورت «شک» بود؛ ولی اگر مشتری به هر دلیلی یقین کرد که غذای فروشنده حرام است، نمی‌تواند از او خریداری کند.  <br/>
 
دوم: در لزوم توجیه و حمل کار مسلمان بر صحت و نیز حجیت بازار مسلمانان، فرقی نیست بین اینکه فروشنده پیرو کدام یک از مذاهب اسلامی<ref>. یعنی فرقی بین شیعه، شافعی، حنفی، حنبلی، مالکی، زیدی و... وجود ندارد.  </ref> باشد. <br/>
 
=== شک در دین ===
 
در شهرهای بزرگ، غالباً فروشنده و مشتری یکدیگر را نمی‌شناسند. بر این اساس، ممکن است مشتری در مسلمان بودن فروشنده شک کند؛ زیرا چنانچه قبلاً (در فصل اول) ذکر شد، یکی از نجاسات، شخص کافر است. اینک سؤال این است که: در این فرض، آیا تفحص از دین فروشنده لازم است یا خیر ؟<br/>
 
پاسخ: این مسئله دارای دو صورت می‌باشد:<br/>
 
الف) مملکت اسلامی: مقصود از مملکت اسلامی این است که اشخاصی (نه حاکمان و دولت) که در آن کشور زندگی می‌کنند، مسلمان هستند.<ref>. اعم از اینکه شیعه باشند یا غیر آن.</ref> در این صورت، بنا بر مسلمان بودن فروشنده گذاشته می‌شود و تفحص لازم نیست.<br/>
 
به این استفتا که از امام خمینی (رحمت الله علیه) صورت گرفته است، توجه کنید:<br/>
 
س: شخصى که دین او مشخص نیست و از کشور دیگرى براى کار وارد کشور اسلامى شده و مغازة اغذیه‌فروشى دایر کرده و کار او فروش مواد خوراکى است، هنگام فروش، مادة غذایى با بدن او که رطوبت مسریه<ref>. سرایت کننده. </ref> دارد، تماس پیدا مى‌کند، آیا باید از او دربارة دینش سؤال کرد یا اینکه اصل پاک بودن اشیاء جارى مى‌شود؟<br/>
 
جواب: سؤال از دین او واجب نیست و اصلِ طهارتِ اشیاء نسبت به وى و چیزى که با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‌شود.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 144.</ref><br/>
 
ب) مملکت کفر: در این صورت تفحص از دین فروشنده لازم است، مگر اینکه انسان یقین کند که در غذا، از حیوانات تهیه نشده است (زیرا ذبح شرعی نشده) و نیز احتمال دهد که دست فروشنده به غذا برخورد نکرده است.<ref>. مقصود، برخورد سرایت کننده است، مثل اینکه دست یا غذا خیس باشد.</ref> با این دو شرط، گرچه یقین به کفر فروشندة اغذیه داشته باشد، خریداری از او اشکال ندارد. <br/>
 
=== اطلاع رسانی ===
 
سؤال: چنانچه مشتری وارد فروشگاه مواد غذایی شد و چیز نجسی را مشاهده کرد، اطلاع دادن به فروشنده یا سایر مشتریان بر او واجب است یا خیر؟<br/>
 
پاسخ: این سؤال کلی است و باید جزیی‌تر شده، زوایای هر قسمت از مطلب کاملاً روشن گردد. از این رو، سؤال مزبور را به سه سؤال ریزتر تبدیل نموده، پاسخ هر یک را به طور مستقل توضیح می‌دهیم:<br/>
 
۱. چنانچه مشتری وارد مغازه شود و ملاحظه کند قسمتی از فروشگاه یا یکی از ابزار داخل آن نجس است، آیا لازم است فروشنده و صاحب مغازه را مطلع سازد؟<br/>
 
پاسخ: اطلاع دادن لازم نیست. <br/>
 
۲. چنانچه مغازه یا یکی از اثاثیه‌های داخل آن توسط مشتری نجس شود، باید به فروشنده و مالک آن فروشگاه اطلاع دهد یا خیر؟<br/>
 
پاسخ: اصولاً اطلاع رسانی در مورد نجس بودن اشیاء لزومی ندارد، مگر آنکه شخص چیزی را نجس کرده باشد که در خوردن و آشامیدن یا ظروف مرتبط با غذا به کار می‌رود که در این صورت اطلاع دادن لازم است.<br/>
 
همین سؤال در مورد میهمان از محضر مراجع تقلید صورت گرفته است که اگر میهمان یکى از اثاثیه‌هاى میزبانش را نجس کند، مطلع کردن میزبان واجب است یا نه؟ فقها پاسخ داده‌اند: اطلاع دادن در غیر از خوردنى و آشامیدنى و ظرف‌هاى غذا، لازم نیست.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 1، ص 141.</ref><br/>
 
۳. اگر مشتری ملاحظه کند غذا نجس است، آیا لازم است به فروشنده یا بقیة مشتری‌ها اطلاع دهد؟<br/>
 
پاسخ: لازم نیست و بلکه نباید به فروشنده و سایر مشتریان اطلاع دهد؛ بلکه فقط خودش نباید از آن غذا بخورد یا استفاده کند.<br/>
 
=== سفارش غذا ===
 
اگر مشتری سفارش غذا داد و به فروشنده قول دهد که در فلان ساعت برای بردن آن اقدام می‌کند، موظف است در موعد مقرر مراجعه نموده، غذای خود را تحویل بگیرد. <br/>
 
اما سؤال این است که در صورت تأخیر، آیا فروشنده می‌تواند آن غذا را به دیگری بفروشد؟<br/>
 
پاسخ: اگر ماندن غذا سبب فاسد شدن و یا افت آن می‌گردد، فروشنده می‌تواند آن غذا را به دیگری بفروشد؛ گرچه مشتری بیعانه یا تمام پول غذا را داده باشد.<ref>. یکی از موارد جواز فسخ معامله «خیار ما یفسد لیومه» است. </ref> <br/>
 
=== وارد کردن خسارت ===
 
اگر مشتری بر فروشگاه یا مغازه یا یکی از ابزار و وسایل آن، خسارت و ضرری وارد کند، مدیون و موظف به جبران خسارت است. و هم چنین اگر یکی از وسایل اغذیه‌فروشی را سرقت نماید. <br/>
 
یادآوری چند نکته:<br/>
 
۱. در حکم مزبور (لزوم جبران خسارت)، فرقی نیست بین اینکه تلف کننده بالغ باشد یا نابالغ. <br/>
 
۲. هم چنین در حکم ذکر شده تفاوتی بین عمدی و سهوی نیست. مثلاً اگر سهواً ظرف از دست مشتری بیفتد و بشکند، باز هم باید خسارت آن را بپردازد.<br/>
 
۳. چنانچه صاحب جنس تلف شده، تلف کننده را ببخشد، چیزی بر عهدة تلف کننده نیست.<br/>
 
سؤال: راه جبران خسارت چیست؟<br/>
 
پاسخ: تلف شدن جنس دارای چند صورت است که حکم هر یک با دیگری تفاوت دارد:<br/>
 
الف) صورت اول این است که خود آن جنس بدون نقص وجود دارد (مثل اینکه جنس را سرقت نموده و الآن نیز آن را در اختیار دارد)؛ در این مورد باید همان جنس را عیناً به صاحبش برگرداند. <br/>
 
ب) یا اینکه بر جنس خسارتی وارد شده و معیوب گردیده؛ اما قابل اصلاح است؛ در این صورت لازم است کسی که خسارت را وارد نموده، هزینة اصلاح آن را بپردازد.  <br/>
 
ج) و یا جنس، به طور کلی تلف شده باشد؛ در این مورد چنانچه مثل آن در بازار یافت می‌شود، باید مثل آن پرداخت شود؛ وگرنه باید قیمت آن جنس پرداخت گردد.<ref>. این ترتیب‌بندی از امور مورد اتفاق فقها به شمار می‌رود. </ref> <br/>
 
=== آداب خوردن و آشامیدن ===
 
فقها برای خوردن و آشامیدن آدابی را طبق روایات بیان فرموده‌اند که در رساله‌های عملیه بخشی از آنها مطرح شده است. این آداب شامل دو بخش مستحبات و مکروهات است. <br/>
 
==== مستحبات خوردن و آشامیدن ====
 
در توضیح المسائل فقها پیرامون مستحبات خوردن و آشامیدن چنین می‌خوانیم:<br/>
 
«چند چیز در غذا خوردن مستحبّ است:<br/>
 
هر دو دست را پیش و بعد از غذا بشوید و با دستمال خشک کند؛ <br/>
 
میزبان پیش از همه شروع به غذا خوردن کند و بعد از همه دست بکشد؛<br/>
 
پیش از غذا ابتدا میزبان دست خود را بشوید، بعد کسى که طرف راست او نشسته و همین طور تا برسد به کسى که طرف چپ او نشسته و بعد از غذا ابتدا کسى که طرف چپ میزبان نشسته دست خود را بشوید و همین طور تا به طرف راست میزبان برسد؛<br/>
 
هنگام شروع غذا «بسم اللَّه» بگوید؛ ولى اگر سر یک سفره چند نوع غذا باشد، در وقتِ خوردن هر کدامِ آنها، گفتن «بسم اللَّه» مستحبّ است؛<br/>
 
با دست راست غذا بخورد؛<br/>
 
اگر با دست و بدون قاشق غذا می‌خورد، با سه انگشت یا بیشتر غذا بخورد و با دو انگشت نخورد؛ <br/>
 
اگر چند نفر سر یک سفره نشسته‌اند، هر کسى از غذاى جلوى خودش بخورد؛<br/>
 
لقمه را کوچک بردارد؛ <br/>
 
سر سفره زیاد بنشیند و غذا خوردن را طول بدهد؛ <br/>
 
غذا را خوب بجود؛ <br/>
 
بعد از غذا خداوند عالَم را حمد کند؛ <br/>
 
چنانچه با دست غذا خورده، انگشت‌هایش را بلیسد؛ <br/>
 
بعد از غذا خلال نماید؛ ولى با چوب انار و چوب ریحان و نى و برگ درخت خرما خلال نکند؛ <br/>
 
آنچه بیرون سفره مى‌ریزد، جمع کند و بخورد؛ ولى اگر در بیابان غذا بخورد، مستحبّ است آنچه مى‌ریزد، براى پرندگان و حیوانات بگذارد؛ <br/>
 
در اول روز و ابتدای شب غذا بخورد و در بین روز و بین شب‌غذا نخورد؛ <br/>
 
بعد از خوردن غذا به پشت بخوابد و پاى راست را روى پاى چپ بیندازد؛ <br/>
 
در آغاز و آخر غذا قدری نمک بخورد؛ <br/>
 
میوه را پیش از خوردن، با آب بشوید.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 105. </ref><br/>
 
==== مکروهات خوردن و آشامیدن ====
 
در حال سیرى غذا خوردن؛ <br/>
 
پر خوردن؛ <br/>
 
خوردن و آشامیدن برای جنب، مگر آنکه اول قدری آب مضمضه<ref>. داخل کردن آب در دهان و گرداندن و سپس بیرون ریختن. </ref> و استنشاق<ref>. داخل کردن آب در بینی و سپس بیرون ریختن. </ref> نماید؛ <br/>
 
زیاد نگاه کردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن؛ <br/>
 
خوردن غذاى داغ؛<br/>
 
فوت کردن چیزى که مى‌خورد یا مى‌آشامد؛ <br/>
 
بعد از گذاشتن نان در سفره، منتظر چیز دیگر شدن؛ <br/>
 
پاره کردن نان با کارد؛<br/>
 
گذاشتن نان زیر ظرف غذا؛<br/>
 
پاک کردن گوشتى که به استخوان چسبیده، به طورى که چیزى در آن نماند؛<br/>
 
پوست کندن میوه؛<ref>. ولی با توجه به آنچه گفته می‌شود که در زمان ما مواد شیمیایی تزریق شده به گیاهان در زیر پوست آن جمع می‌شود، و یا سموم پاشیده شده روی پوست میوه‌ها می‌نشیند، جریان حکم مزبور معلوم نیست. </ref> <br/>
 
دور انداختن میوه، پیش از آنکه کاملاً آن را بخورد.<ref>. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 608. </ref><br/>
 
==== مستحبات آشامیدن آب ====
 
چیزهایی که موقع آب آشامیدن مستحب است:<br/>
 
آب را به طور مکیدن بیاشامد؛ <br/>
 
در روز ایستاده آب بخورد و در شب نشسته؛ <br/>
 
پیش از آشامیدن آب «بسم الله» و بعد از آن «الحمد لله» بگوید؛ <br/>
 
در سه نفس آب بیاشامد؛ <br/>
 
از روى میل آب بیاشامد؛ <br/>
 
بعد از آشامیدن آب، ابا عبدالله الحسین و اهل‌بیت ایشان(علیهم السلام) را یاد و قاتلان آن حضرت را لعن نماید.<br/>
 
مکروهات آشامیدن آب<br/>
 
زیاد آب آشامیدن؛ <br/>
 
آشامیدن آب بعد از غذاى چرب؛ <br/>
 
آب آشامیدن ایستاده در شب و نشسته در روز؛<br/>
 
آشامیدن آب با دست چپ؛<br/>
 
آشامیدن آب از جاى شکستة ظرف و جایى که دستة آن قرار دارد. <br/>
 
 
== فصل پنجم: روایات آداب خوردن و آشامیدن ==
 
=== مقدمه ===
 
پنجمین فصل کتاب را به ذکر برخی از روایات وارده در آداب خوردن و آشامیدن اختصاص می‌دهیم. طرح این روایات به چند جهت مناسب می‌باشد:<br/>
 
۱. احادیث معصومین(علیهم السلام) نور بوده و سبب تبرّک در هر گفتار و نوشتاری است؛<br/>
 
۲. در روایات نکاتی جالب وجود دارد که توجه به هر یک از آنها بخشی از تولید علم به شمار رفته، زاویة جدیدی را برای اذهان می‌گشاید؛ <br/>
 
۳. یادآوری احادیث بیانگر جامعیت دین مبین اسلام بوده و نشانگر این نکته است که چگونه بزرگان دین به تمام ابعاد وجودی بشر احاطه داشته و ریزه‌کاری‌های اغذیه را نیز مدّ نظر داشته‌اند؛<br/>
 
۴. روایات حاکی از این مطلب است که آن بزرگواران در مورد خوردن و آشامیدن، ما را به چند نکته (در عرض هم) توجه داده‌اند که:<br/>
 
الف) خوردن و آشامیدن و پرهیز از رهبانیت غلط؛ <br/>
 
ب) نکات بهداشتی و پزشکی در هنگام خوردن و آشامیدن که جامعة آن زمان و حتی زمان ما کمتر به آنها توجه داشته و دارند؛ <br/>
 
ج) خواص و عوارض خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها؛<br/>
 
د) لزوم تنوع غذایی و تعمیم در  استفاده از حلال‌ها که خداوند برای بشر آفریده است؛ <br/>
 
هـ) فرهنگ و ادب و باورهای دینی و ایمانی.<br/>
 
نمونه‌هایی را در این زمینه به عنوان شاهد مطرح می‌نماییم:<br/>
 
۱. یاد خدا و بر زبان جاری کردن «بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای غذا خوردن؛ <br/>
 
۲. حمد و تشکر از خداوند در پایان غذا؛ <br/>
 
۳. یاد کردن شهادت و تشنگی حضرت سید الشهدا(علیه السلام) به هنگام نوشیدن آب؛ <br/>
 
۴. ادبِ نشستن در هنگام تناول غذا؛ <br/>
 
۵. خودداری از اسراف و پرخوری یا مصرف‌های نادرست و....<br/>
 
اینک با استمداد از خدای متعال، احادیثی را در این فصل مطرح می‌نماییم:<br/>
 
۱. نکات طبّی: «قَالَ الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ: سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) یَقُولُ لِابْنِهِ الْحَسَنِ(علیه السلام): یَا بُنَیَّ! ألَا أُعَلِّمُکَ أَرْبَعَ کَلِمَاتٍ تَسْتَغْنِی بِهَا عَنِ الطِّبِّ؟ فَقَالَ(علیه السلام): بَلَى. قَالَ(علیه السلام): لَا تَجْلِسْ عَلَى الطَّعَامِ إِلَّا وَ أَنْتَ‌جَائِعٌ‌، وَ لَا تَقُمْ عَنِ الطَّعَامِ إِلَّا وَ أَنْتَ تَشْتَهِیهِ، وَ جَوِّدِ الْمَضْغَ، وَ إِذَا نُمتَ فَأَعْرِضْ نَفْسَکَ عَلَى الْخَلَاءِ، فَإِذَا اسْتَعْمَلْتَ هَذَا اسْتَغْنَیْتَ عَنِ الطِّبِّ. وَ قَالَ(علیه السلام): إِنَّ فِی الْقُرْآنِ لَآیَةً تَجْمَعُ الطِّبَّ کُلَّهُ‌«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا»؛<ref>. بحار الانوار، ج 59، ص 267.</ref> اصبغ بن نباته (از یاران حضرت علی(علیه السلام)) می‌گوید: شنیدم امیر المؤمنین(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) می‌فرمود: آیا میل داری چند نکته را که به وسیلة آنها از طبابت بی‌نیاز شوی، بیان کنم؟ امام مجتبی(علیه السلام) پاسخ دادند: آری!<br/>
 
حضرت فرمودند:<br/>
 
بر سفرة طعام حاضر نشو ( غذا نخور)، مگر اینکه گرسنه باشی؛<br/>
 
از غذا دست نکش، مگر آنکه هنوز اشتها داری (یعنی کاملاً خود را سیر نکن)؛<br/>
 
هنگام غذا خوردن کاملاً آن را بجو؛<br/>
 
قبل از خواب دستشویی برو.<br/>
 
آنگاه ادامه دادند: چنانچه بر این چهار امر مواظبت نمایی، از پزشک بی‌نیاز خواهی شد. سپس فرمود: در قرآن آیه‌ای وجود دارد که تمام طبابت در آن جمع شده است، آنجا که می‌فرماید: بخورید و بیاشامید؛ ولی اسراف نکنید!»<ref>. اعراف/ 31: برداشت نکات متعدد از آیات که چندان ظهوری برای ما ندارد، متوقف بر بیان معصومین(علیهم السلام) می‌باشد؛ چراکه آن بزرگواران مفسران حقیقی قرآن هستند.  </ref><br/>
 
۲. ضررهای پرخوری: «قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ: یَا بُنَیَّ! إِذَا امْتَلَأَتِ الْمَعِدَةُ نَامَتِ‌الْفِکْرَةُ وَ خَرَسَتِ الْحِکْمَةُ وَ قَعَدَتِ الْأَعْضَاءُ عَنِ الْعِبَادَة؛<ref>. مجموعه ورام، ج 1، ص 102. </ref> لقمان به پسرش چنین فرمود: ای پسرم! آنگاه که معده پر شود، فکر می‌خوابد و حکمت ناتوان گردد و اعضا از عبادت باز ماند.» <br/>
 
دانشمندان نیز یکی از علل چاقی - که خود منشأ بسیاری از امراض است - را پرخوری دانسته‌اند.<ref>. پرخوری هم به این اطلاق می‌شود که انسان در یک وعده زیاد بخورد و هم به اینکه در بین وعده‌های غذایی نیز دایم در حال خوردن و به اصطلاح ریزه‌خواری باشد که این پرخوری‌ها هم انسان را از لحاظ جسمی بیمار می‌کند و هم طبق روایات موجب قساوت قلب می‌شود.</ref> <br/>
 
۳. دوازده نکته: «فِی وَصِیَّةِ النَّبِیِّ- لِعَلِیٍّ(علیه السلام) قَالَ: یَا عَلِیُّ! اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَتَعَلَّمَهَا عَلَى الْمَائِدَةِ؛ أَرْبَعٌ مِنْهَا فَرِیضَةٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا سُنَّةٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا أَدَبٌ؛ فَأَمَّا الْفَرِیضَةُ: فَالْمَعْرِفَةُ بِمَا یَأْکُلُ وَ التَّسْمِیَةُ وَ الشُّکْرُ وَ الرِّضَا، وَ أَمَّا السُّنَّةُ: فَالْجُلُوسُ عَلَى الرِّجْلِ الْیُسْرَى وَ الْأَکْلُ بِثَلَاثِ أَصَابِعَ وَ أَنْ یَأْکُلَ مِمَّا یَلِیهِ وَ مَصُّ الْأَصَابِعِ، وَ أَمَّا الْأَدَبُ: فَتَصْغِیرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّدِیدُ وَ قِلَّةُ النَّظَرِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ وَ غَسْلُ الْیَدَیْن؛<ref>. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 352.</ref><br/>
 
پیامبر خدا- در سفارش به امیر المؤمنین(علیه السلام) چنین فرمودند: دوازده نکته را شایسته است که انسان مسلمان به هنگام تناول طعام فرا گرفته، مراعات نماید که چهار نکتة آن واجب و چهار مورد سنت (مستحب) و چهار بند دیگر از آداب به شمار می‌رود؛ اما چهار موردی که واجب هستند عبارت است از:<br/>
 
۱. بداند چه می‌خورد (از جهت حلال و حرام یا مُضرّ و غیر مُضرّ بودن)؛ <br/>
 
۲. بردن نام خدا به هنگام آغاز تناول غذا؛<br/>
 
۳. حمد و تشکر از خداوند؛<br/>
 
۴. رضایت از روزیی که خداوند نصیب او نموده است. <br/>
 
چهار مورد سنت عبارت است از:<br/>
 
۱. نشستن بر پای چپ (به طوری که باسن روی زمین قرار گرفته، و تمایل بدن به سمت چپ باشد، مانند نشستن بسیاری از مردم به هنگام خواندن تشهد نماز)؛  <br/>
 
۲. غذا خوردن با سه انگشت (در صورتی که با دست غذا می‌خورد)؛<br/>
 
۳. خوردن از طعامی که نزدیک او قرار دارد؛ <br/>
 
۴. چنانچه با دست غذا خورده است، انگشتان خود را پس از غذا لیسیده، با دهان تمیز نماید. <br/>
 
و اما چهار موردی که از آداب هستند، عبارت است از:<br/>
 
۱. کوچک گرفتن لقمه؛<br/>
 
۲. جویدن کامل غذا؛<br/>
 
۳. کمتر به چهرة دیگران نگریستن؛<br/>
 
۴. شستن دست‌ها (قبل و بعد از غذا).»<br/>
 
۴. سبزیجات: احمد بن هارون می‌گوید: بر امام رضا(علیه السلام) وارد شدم. حضرت درخواست پهن شدن سفره نمودند (و سفره پهن شد)؛ ولی سبزی در آن نبود. امام از تناول خودداری نموده، جوانی را - که سفره را حاضر کرده بود - صدا زدند و فرمودند: مگر نمی‌دانی از سفره‌ای که سبزی در آن نباشد، غذا تناول نمی‌کنم؟ سبزی بیاور! احمد می‌گوید: آن جوان سبزی را خدمت امام(علیه السلام) آورد، آنگاه حضرت دست به طرف غذا دراز نموده، میل کردند و من نیز با ایشان غذا خوردم.<ref>. مکارم الاخلاق، ص 176. </ref><br/>
 
۵. احترام نان: روایات زیادی از معصومین(علیهم السلام) در مورد لزوم نگهداشتن حرمت نان رسیده است. برای حفظ حرمت نان مصادیقی وجود دارد که به بخشی از آنها در ضمن بیان روایات اشاره می‌نماییم:<br/>
 
الف) قرار نگرفتن نان زیر ظرف غذا: «قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام): لَا یُوضَعُ الرَّغِیفُ تَحْتَ الْقَصْعَةِ؛<ref>. کافی، ج 6، ص 303.</ref> امام صادق(علیه السلام) سفارش فرمودند که نان را زیر کاسة غذا و ظرف قرار داده نشود.»<br/>
 
ب) عدم انتظار با آمدن نان: «قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام): أَکْرِمُوا الْخُبْزَ! قِیلَ: وَ مَا إِکْرَامُهُ؟ قَالَ(علیه السلام): إِذَا وُضِعَ لَا یُنْتَظَرُ بِهِ غَیْرُهُ؛<ref>. همان.</ref> امام صادق(علیه السلام) فرمودند: نان را احترام کنید! از ایشان سؤال شد: چگونه به نان احترام بگذاریم؟ حضرت پاسخ دادند: وقتی نان (بر سر سفره) حاضر شد، منتظر چیز دیگری نمانید (و غذا را شروع کنید).» <br/>
 
ج) قطع نکردن نان با چاقو: «عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا(علیه السلام) قَالَ: لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّکِّینِ وَلَکِنِ اکْسِرُوهُ بِالْیَدِ وَ خَالِفُوا الْعَجَمَ؛<ref>. همان، ص 304.</ref> از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: نان را با چاقو قطع نکنید؛ بلکه با دست آن را جدا کنید و پیرو عجم نباشید.»<br/>
 
عجم تنها به معنای غیر عرب نیست؛ بلکه دارای معانی متعدد می‌باشد. گمان می‌رود مقصود از عجم در این روایت، افرادی هستند که دور از تعالیم اسلامی باشند.  <br/>
 
د) دور نریختن نان: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: روزى حضرت رسول- فرمودند: گرامى دارید نان را؛ زیرا برای فراهم شدن آن، زمین و آسمان و آنچه بین آن دو است، دخالت داشته و سبب گشته‌اند. سپس خطاب به جمع حاضر فرمودند: مى‌خواهید ماجرایی براى شما نقل کنم؟ عرض کردند: بلى یا رسول اللّه! پدران و مادران ما فداى شما باد. ایشان فرمود: پیغمبرى پیش از این بود که او را «دانیال» مى‌گفتند. او نانی را (به عنوان هدیه) به کشتیبانی تحویل داد. کشتیبان (از روی بی اعتنایی) آن را بر زمین انداخت و گفت: نان تو را می‌خواهم چه کنم؟! از این نان‌ها نزد ما فراوان و زیر دست و پا ریخته است و پایمال مى‌شود.<br/>
 
وقتی دانیال‌این عمل را از او دید، دست به سوى آسمان بلند کرد و گفت: خداوندا! نان‌را گرامى دار! دیدى این مرد چه کرد و در حقّ نان چه گفت؟<br/>
 
خداوند وحى نمود به سوى آسمان که باران را از ایشان حبس کن، و نیز وحى نمود به سوى زمین که مانند سنگ سخت باش تا گیاهی از تو نروید.<br/>
 
در نتیجه، باران از ایشان قطع شد و به حدّی قحطی در میان ایشان به وجود آمد که یکدیگر را مى‌خوردند؛ چرا که خداوند می‌خواست آنان را تأدیب نماید. <br/>
 
تا اینکه روزى دو زن - که هر کدام فرزندی داشتند - قرار گذاشتند که به نوبت هر کدام فرزند خود را بکشد و هر دو از آن بخورند. یک زن به وعدة خود عمل کرد؛ ولی دیگری نه. زنی که با خلف وعد مواجه شده بود، شکایت به نزد حضرت دانیال(علیه السلام) آورد. ایشان فرمود: آیا کار به اینجا رسیده است که فرزند خود را مى‌خورید؟! گفتند: بلى، اى پیغمبر خدا؛ بلکه اوضاع از این نیز بدتر شده است.<br/>
 
در این زمان دانیال نبی(علیه السلام) دست به سوى آسمان بلند کرد و گفت: خداوندا! فضل و رحمت خود را برگردان و مؤاخذه نکن! اطفال و بیچارگان را به [[گناه]] کشتیبان و امثال او که کفران نعمت کردند، عذاب ننما.<br/>
 
آنگاه خدا به آسمان امر کرد که باران بر زمین ببارد و زمین که براى خلق من خیرات و برکاتی برویان که در این مدت از دست ایشان رفته است؛ زیرا به خاطر طفل خُردسال بر آنها ترحم نمودم.<ref>. همان، ج 1؟؟؟؟؟آیا جلد یک است یا شش؟؟؟؟، ص 302؛ وسائل الشیعة، ج 24، ص 383.</ref><br/>
 
۷. جمع کردن غذای روی زمین: «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: أَکَلْنَا عِنْدَ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) فَلَمَّا رُفِعَ الْخِوَانُ لَقَطَ مَا وَقَعَ مِنْهُ فَأَکَلَهُ ثُمَّ قَالَ لَنَا: إِنَّهُ یَنْفِی الْفَقْرَ وَ یُکْثِرُ الْوَلَدَ؛<ref>. کافی، ج 6، ص 300.</ref> حسین بن معاویة بن وهب از پدرش نقل می‌کند که گفت: روزی ما در خدمت امام صادق(علیه السلام) غذا خوردیم. پس از جمع شدن سفره، مقداری غذا از آن افتاد. در این هنگام امام(علیه السلام) آنها را برداشته، تناول نمودند و فرمودند: این کار فقر را از بین می‌برد و فرزندان را زیاد می‌کند.»  <br/>
 
۸. نان جو: «عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا(علیه السلام) قَالَ: فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِیرِ عَلَى الْبُرِّ کَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَ مَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَکْلِ الشَّعِیرِ وَ بَارَکَ عَلَیْهِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَ أَخْرَجَ کُلَّ دَاءٍ فِیهِ وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِیَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِیَائِهِ إِلَّا شَعِیراً؛<ref>. همان، ص 304.</ref> امام رضا(علیه السلام) در اهمیّت نان جو فرمودند: برتری نان جو بر نان گندم، مانند برتری ما بر سایر مردم است. هیچ پیامبری نیست، مگر اینکه برای خوردن نان جو دعا کرده و خداوند آن را بر او مبارک گردانیده است. نان جو داخل هیچ معده‌ای نشد، مگر اینکه دردی را از آن بیرون کرد، و آن غذای انبیا و طعام نیکان است. خداوند نخواسته است، مگر اینکه غذای پیامبران، جو باشد.» <br/>
 
۹. منع تکیه دادن هنگام خوردن غذا: «سَأَلَ بَشِیرٌ الدَّهَّانُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام): هَلْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ- یَأْکُلُ مُتَّکِئاً عَلَى یَمِینِهِ وَ عَلَى یَسَارِهِ؟ فَقَالَ(علیه السلام): مَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ- یَأْکُلُ مُتَّکِئاً عَلَى یَمِینِهِ وَ لَا عَلَى یَسَارِهِ؛ وَلَکِنْ کَانَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ. قُلْتُ: وَ لِمَ ذَلِکَ؟ قَالَ(علیه السلام): تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلّ؛<ref>. همان، ج 1، ص 272.</ref> بشیر دهاّن (روغن فروش) از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد: آیا پیامبر خدا- در حال غذا خوردن به طرف راست یا چپ تکیه می‌دادند؟ حضرت پاسخ داند: نه، هرگز پیامبر خدا- در حال غذا خوردن به طرف راست یا چپ تکیه نمی‌دادند؛ بلکه مانند برده و عبد می‌نشستند. پرسیدم: چرا پیامبر خدا- چنین حالتی می‌نشستند؟ حضرت پاسخ دادند: به علت تواضع در برابر خداوند عزیز و بزرگ.» <br/>
 
۱۰. منع حضور بر سفرة شراب: «هارون بن جهمی می‌گوید: با امام صادق(علیه السلام) در شهر حیره (شهری نزدیک کوفه در آن زمان) بودیم و در همان زمان منصور دوانیقی (دومین خلیفة عباسی) برای مراسم ختنة یکی از بزرگان حیرة وارد آن شهر شده بود. امام صادق(علیه السلام) نیز یکی از دعوت شدگان در آن مراسم بودند. (سفره پهن شد؛) ولی در همان زمان که امام صادق(علیه السلام) و عده‌ای بر سر سفره بودند، مردی از آن میان آب خواست؛ اما برای او ظرفی آوردند که در آن شراب بود. همین که شراب در دست آن مرد قرار گرفت، امام صادق(علیه السلام) از سر سفره برخاستند. وقتی علت این کار امام(علیه السلام) سؤال شد، حضرت فرمودند: رسول خدا-  فرموده‌اند: ملعون است کسی که بر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب باشد.<ref>. همان، ص 268؛ «وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ طَائِعاً عَلَى مَائِدَةٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر».</ref><br/>
 
۱۱. اجابت دعوت مؤمن: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: إِنَّ مِنْ حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ یُجِیبَهُ إِذَا دَعَاهُ؛<ref>. همان، ج 6، ص 274.</ref> امام صادق(علیه السلام) فرمودند: از حقوق مسلمان بر مسلمان دیگر این است که وقتی او را دعوت می‌کند، بپذیرد.» <br/>
 
۱۲. حضور بر طعام بدون دعوت: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: إِذَا دُعِیَ أَحَدُکُمْ إِلَى طَعَامٍ فَلَا یَسْتَتْبِعَنَّ وَلَدَهُ فَإِنَّهُ إِنْ فَعَلَ أَکَلَ حَرَاماً وَ دَخَلَ غَاصِباً؛<ref>. همان، ج 6، ص 270. </ref> امام صادق(علیه السلام) فرمودند: وقتی یکی از شما به طعام دعوت می‌شود، فرزند خود را به همراه نبرد، و چنانچه این کار را انجام دهد، عملی حرام و غاصبانه انجام داده است.» <br/>
 
۱۳. ترک خوراکی‌های بو دار: «عَنْ أَبِی بَصِیر عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنْ أَکْلِ الثُّومِ وَ الْبَصَلِ وَ الْکُرَّاثِ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِأَکْلِهِ نِیّاً وَ فِی الْقُدُورِ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ یُتَدَاوَى بِالثُّومِ وَ لَکِنْ إِذَا أَکَلَ ذَلِکَ أَحَدُکُمْ فَلَا یَخْرُجْ إِلَى الْمَسْجِدِ؛<ref>. همان، ج 1، ص 375.</ref> ابا بصیر نقل می‌کند که از امام صادق(علیه السلام) در مورد سیر، پیاز و تره سؤال شد، حضرت پاسخ دادند: اشکال ندارد، چه آنها را به صورت خام بخورد یا پخته و نیز اشکال ندارد که برای علاج و مداوا از سیر استفاده کنند؛ ولی اگر کسی یکی از اینها را خورد، مسجد نرود.» <br/>
 
۱۴. خلال کردن و مسواک زدن: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: نَاوَلَ النَّبِیُّ- جَعْفَرَ بْنَ أَبِی‌طَالِبٍ(علیه السلام) خِلَالًا فَقَالَ لَهُ: یَا جَعْفَرُ! تَخَلَّلْ فَإِنَّهُ مَصْلَحَةٌ لِلْفَمِ أَوْ قَالَ لِلِّثَةِ وَ مَجْلَبَةٌ لِلرِّزْقِ؛<ref>. همان، ج 6، ص 376.</ref> امام صادق(علیه السلام) فرمودند: پیامبر- به جعفر بن ابی‌طالب(علیه السلام) وسیلة خلال دادند و فرمودند: ای جعفر! خلال کن؛ زیرا خلال هم برای دهان (یا لثه) خوب است و هم سبب زیاد شدن روزی می‌گردد.» <br/>
 
امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «رَکْعَتَانِ بِالسِّوَاکِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَةً بِغَیْرِ سِوَاکٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاکِ مَعَ کُلِّ صَلَاةٍ؛<ref>. همان، ج 3، ص 22.</ref> دو رکعت نماز با مسواک بهتر است از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک. آنگاه فرمودند: پیامبر خدا- فرمودند: اگر نبود که بر امت من مشقت داشت، دستور می‌دادم با هر نمازی یک بار مسواک کنند.» <br/>
 
و آخر دعوینا ان الحمدلله رب العالمین<br/><br/>
 
 
== فهرست منابع ==
 
۱. قرآن کریم. <br/>
 
۲. امالی، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق، م ۳۸۱ق)، انتشارات اعلمی، تهران، ۱۴۰۰ق، ص 270.<br/>
 
۳. بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق)، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.<br/>
 
۴. تحریر الوسیلة، سید روح اللَّه موسوى خمینىR (م ۱۴۰۹ق)، مؤسسه دار العلم، قم،؟؟؟؟؟ چاپ چندم یا چه سالی؟؟؟؟<br/>
 
۵. ترجمه تحریر الوسیلة، علی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۲۵ق.<br/>
 
۶. توضیح المسائل، امام خمینی (رحمت الله علیه)، ۱۴۲۶ق؟؟؟؟؟ چاپ چندم و کجا؟؟؟؟<br/>
 
۷. توضیح المسائل محشی ، امام خمینی (رحمت الله علیه)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۲۴، ج ۱ ، ص 76.<br/>
 
۸. الخرائج و الجرائح، سعید بن عبد الله قطب الدین راوندى‌(م ۵۷۳ق‌)، مؤسسه امام مهدى(علیه السلام)، ۱۴۰۹ق.<br/>
 
۹. دلیل تحریر الوسیلة، علی اکبر سیفی مازندرانی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمت الله علیه)، ۱۴۲۹ق.<br/>
 
۱۰. زبدة الاحکام، امام خمینی (رحمت الله علیه)، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، قم، ۱۴۰۴ق.<br/>
 
۱۱. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ق)، دار الکتب الاسلامیة، تهران،؟؟؟؟؟ چاپ چندم یا چه سالی؟؟؟؟<br/>
 
۱۲. اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة‌، محمد بن مکى‌عاملی (شهید اول، ۷۸۶ق‌)، دار التراث -  الدار الإسلامیة‌، ؟؟؟؟؟ چاپ چندم؟؟؟؟، ۱۴۱۰ق.<br/>
 
۱۳. منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، حسن بن یوسف بن مطهر حلی اسدی (م ۷۲۶ ق)، مجمع البحوث الاسلامیّة، ۱۴۱۲ق، ج ۳، ص 224.<br/>
 
۱۴. من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق، م ۳۸۱ ق)، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۴۱۳ق.<br/>
 
۱۵. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین محدث نورى (م۱۳۲۰ق‌)، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، ۱۴۰۸ق‌.<br/>
 
۱۶. مجموعه ورام (تنبیه الخواطر)، ورام بن ابی فراس (م ۶۰۵ ق)، مکتبه فقیه،؟؟؟؟؟ چاپ چندم یا چه سالی؟؟؟؟. <br/>
 
۱۷. مکارم الأخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضى، قم، ۱۴۱۲ق.<br/>
 
۱۸. نجاة العباد، امام خمینی (رحمت الله علیه)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمت الله علیه)، ۱۴۲۲ق.<br/>
 
۱۹. النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوى، ابو جعفر محمد بن حسن شیخ طوسى (م ۴۶۰ق)، دار الکتب العربی،  بیروت، ۱۴۰۰ق.<br/>
 
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
 
<div class="return">بازگشت به [[مجموعه فقه و زندگی]] </div>
 
<div class="return">بازگشت به [[مجموعه فقه و زندگی]] </div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ ‏۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۰

احکام اغذیه فروشان
مشخصات کتاب
Aghziyeh.jpg
نویسنده سید جعفر ربانی
زبان فارسی
ناشر نشر معروف
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۴-۰۵-۱۷
قطع جیبی
شابک ۹۷۸۶۰۰۶۶۱۲۳۳۱
دانلود PDF

فهرست کتاب احکام اغذیه فروشان

   ۱ مقدّمه
   ۲ فصل اول: احکام مواد غذایی
       ۲.۱ مقدمه
       ۲.۲ اصل حلّیّت
       ۲.۳ مواد غذایی داخلی و خارجی
       ۲.۴ نجس شدن مواد غذایی
           ۲.۴.۱ تعداد نجاسات
           ۲.۴.۲ موارد جواز
           ۲.۴.۳ چیزهای غیر قابل تطهیر
           ۲.۴.۴ خبایث
       ۲.۵ تشخیص بهداشت
           ۲.۵.۱ امور قابل توجه خدمتگذاران بهداشت
       ۲.۶ حیوانات حرام گوشت
       ۲.۷ حرام شدن حلال‌گوشت
       ۲.۸ مسکرات
       ۲.۹ منع حاکم شرع
   ۳ فصل دوم: طبخ
       ۳.۱ مقدمه
       ۳.۲ حکم تأثیر آتش
       ۳.۳ جوش آمدن انگور و آب آن
       ۳.۴ خام خواری
       ۳.۵ غذای سوخته
       ۳.۶ خوردن ماهی زنده
       ۳.۷ طبخ در حال حیات
       ۳.۸ اسراف
       ۳.۹ آزار و اذیت
       ۳.۱۰ رعایت بهداشت
       ۳.۱۱ رعایت طهارت و نجاست
       ۳.۱۲ پرداخت قبض
       ۳.۱۳ سفارش طبخ
   ۴ فصل سوم: فروش
       ۴.۱ مقدمه
       ۴.۲ آشنایی با احکام
       ۴.۳ عمل به احکام
       ۴.۴ غذای حرام
       ۴.۵ ماه مبارک رمضان
       ۴.۶ معامله با کودکان
       ۴.۷ معامله با دیوانه
       ۴.۸ اختلاط زن و مرد
       ۴.۹ شوخی با نامحرم
       ۴.۱۰ کم فروشی
       ۴.۱۱ فاسد بودن غذا
       ۴.۱۲ مستحبات فروش
   ۵ فصل چهارم: مشتریان
       ۵.۱ مقدمه
       ۵.۲ شک در حِلیّت
       ۵.۳ شک در دین
       ۵.۴ اطلاع رسانی
       ۵.۵ سفارش غذا
       ۵.۶ وارد کردن خسارت
       ۵.۷ آداب خوردن و آشامیدن
           ۵.۷.۱ مستحبات خوردن و آشامیدن
           ۵.۷.۲ مکروهات خوردن و آشامیدن
           ۵.۷.۳ مستحبات آشامیدن آب
   ۶ فصل پنجم: روایات آداب خوردن و آشامیدن
       ۶.۱ مقدمه
   ۷ فهرست منابع
   ۸ پانویس