امام جعفر صادق(ع) احیاگر فرهنگ اسلامی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> امام جعفر صادق (ع) احیاگر فرهنگ اسلامی </div>
 
<div class="head1"> امام جعفر صادق (ع) احیاگر فرهنگ اسلامی </div>
 
 
 
 
کلمات کلیدی :
 
  
 
==چکیده ==
 
==چکیده ==
(به تصویر صفحه مراجعه شود) لا یقاس بأل محمّد(ص)من هذه الأمـة احـد،و لا یـسوّی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا،هم اساس الدّین،و عماد الیقین،الیهم یفئ الغالی و بهم یلحق التـّالی و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیّة و الوراثة«فراز آخرین از خطبه(۲)نهج البلاغه»
+
(به تصویر صفحه مراجعه شود) لا یقاس بأل محمّد(ص)من هذه الأمة احد،و لا یسوّی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا،هم اساس الدّین،و عماد الیقین،الیهم یفئ الغالی و بهم یلحق التّالی و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیّة و الوراثة«فراز آخرین از خطبه(۲)نهج البلاغه»
  
«احدی از این امت را بـا خاندان محمد(ص) مقایسه نـتوان کـرد و آنان که ریزه‌خوار نعمت آل محمدند با آنها برابر نخواهند بود،آنها اساس دینند و ارکان،یقین،غلوکننده باید به سوی آنها باز گردد،و عقب‌مانده باید به آنها ملحق شود، ویژه‌گی‌های ولایت و حکومت از آن آنهاست و وصیت و وراثـت پیامبر در میان آنان»
+
«احدی از این امت را با خاندان محمد(ص) مقایسه نتوان کرد و آنان که ریزه‌خوار نعمت آل محمدند با آنها برابر نخواهند بود،آنها اساس دینند و ارکان،یقین،غلوکننده باید به سوی آنها باز گردد،و عقب‌مانده باید به آنها ملحق شود، ویژه‌گی‌های ولایت و حکومت از آن آنهاست و وصیت و وراثت پیامبر در میان آنان»
  
 
سخن گفتن در خصوص بزرگترین،مفسر و ناشر مکتب،امام جعفر صادق(ع)بتحقیق انسان را در تنگنای وجدان قرار می‌دهد و قلم را هرچند سرکش و عصیان‌گر باشد در برابر این«بزرگ» به خضوع و کرنش وامی‌دارد.
 
سخن گفتن در خصوص بزرگترین،مفسر و ناشر مکتب،امام جعفر صادق(ع)بتحقیق انسان را در تنگنای وجدان قرار می‌دهد و قلم را هرچند سرکش و عصیان‌گر باشد در برابر این«بزرگ» به خضوع و کرنش وامی‌دارد.
  
امام جعفر صادق(ع)انسان کاملی که هـر انـدیشه‌ای با هر مقیاسی او را دریابد ریشه‌های این«شجره طیبه»را در ازل و شاخ‌وبرگش را در ابدیت می‌یابد،آنجا که افق فکر انسان راهی به آن ندارد.
+
امام جعفر صادق(ع)انسان کاملی که هر اندیشه‌ای با هر مقیاسی او را دریابد ریشه‌های این«شجره طیبه»را در ازل و شاخ‌وبرگش را در ابدیت می‌یابد،آنجا که افق فکر انسان راهی به آن ندارد.
  
 
ولی آیا در میان خاندان بزرگ وحی فقط و فقط امام جعفر صادق(ع)این«برجستگیهای وجودی»را دارا بود؟
 
ولی آیا در میان خاندان بزرگ وحی فقط و فقط امام جعفر صادق(ع)این«برجستگیهای وجودی»را دارا بود؟
  
هم اسّاس الدّیـن و عـماد الیقین...و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیته و الوراثة (خطبه ۲ نهج البلاغه)
+
هم اسّاس الدّین و عماد الیقین...و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیته و الوراثة (خطبه ۲ نهج البلاغه)
  
 
...آنها اساس مکتبند و پایه‌های استوار یقین...و برای آنهاست ویژگی‌های ولایت و حکومت و وصیت پیامبر و وراثت او در میان آنان!
 
...آنها اساس مکتبند و پایه‌های استوار یقین...و برای آنهاست ویژگی‌های ولایت و حکومت و وصیت پیامبر و وراثت او در میان آنان!
  
علم و حکمت و بطور کـلی هـمانطور که امام علی فرمودند برترین ویژه‌گی‌های انسانی و الهی مختص به تمامی این خاندان بزرگ است. و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد ولی شرایط زمانی و مکانی باعث اکتناه و پوشیده ماندن این بـرجستگی‌ها شـد و بـزرگ‌تر از آن باعث محرومیت انسانها و کلا بـشریت تـشنه حـقیقت از این چشمه‌های صاف و زلال و بی‌پایان گردید.
+
علم و حکمت و بطور کلی همانطور که امام علی فرمودند برترین ویژه‌گی‌های انسانی و الهی مختص به تمامی این خاندان بزرگ است. و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد ولی شرایط زمانی و مکانی باعث اکتناه و پوشیده ماندن این برجستگی‌ها شد و بزرگ‌تر از آن باعث محرومیت انسانها و کلا بشریت تشنه حقیقت از این چشمه‌های صاف و زلال و بی‌پایان گردید.
  
 
==خصوصیات عصر امام صادق ع==
 
==خصوصیات عصر امام صادق ع==
  
یکی از مسائلی که در تحلیل شخصیت‌های بارز فکری-اجتماعی همواره باید مدنظر داشت نگاهی تحلیلی به دوران حـیات و رشـد ایـن انسانهاست و مسلم است برای دریافت هرچه بهتر و دقـیق‌تر ائمـه(ع)نیز این قاعده نباید فراموش گردد.
+
یکی از مسائلی که در تحلیل شخصیت‌های بارز فکری-اجتماعی همواره باید مدنظر داشت نگاهی تحلیلی به دوران حیات و رشد این انسانهاست و مسلم است برای دریافت هرچه بهتر و دقیق‌تر ائمه(ع)نیز این قاعده نباید فراموش گردد.
  
«عصر حیات امام جعفر صادق(ع)از اواخر عبد الملک مروان شروع شده و تا اواسط خلافت مـنصور دوانـیقی ادامـه یافت»1<ref>الامام الصادق و المـذاهب الاربـعه-ص 833 ج 2.</ref>
+
«عصر حیات امام جعفر صادق(ع)از اواخر عبد الملک مروان شروع شده و تا اواسط خلافت منصور دوانیقی ادامه یافت»1<ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه-ص 833 ج 2.</ref>
  
برای عصر امام صادق که بحق می‌توان آن را عصر احیاء اسـلام اصیل و ناب نام گذاشت دو ویژگی عمده می‌توان نام برد.
+
برای عصر امام صادق که بحق می‌توان آن را عصر احیاء اسلام اصیل و ناب نام گذاشت دو ویژگی عمده می‌توان نام برد.
  
۱-فتنه و اضطرابی که در تمامی کشورهای اسلامی آن زمان بر اثر جنگهای طـاقت‌فرسا و بـاند بـازی‌های خاندان اموی بوجود آمده بود و این خود یکی از عوامل انکار و طـرد خـاندان اموی توسط مردم بود.<ref>الامـام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 833.</ref>
+
۱-فتنه و اضطرابی که در تمامی کشورهای اسلامی آن زمان بر اثر جنگهای طاقت‌فرسا و باند بازی‌های خاندان اموی بوجود آمده بود و این خود یکی از عوامل انکار و طرد خاندان اموی توسط مردم بود.<ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 833.</ref>
  
۲-بوجود آمدن مشکلات در مسائل سیاسی و اقتصادی در جامعه که سلسله اموی بخاطر عمل نـکردن بـه مـسائل اسلامی قادر به حل آن نبودند. <ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.</ref>
+
۲-بوجود آمدن مشکلات در مسائل سیاسی و اقتصادی در جامعه که سلسله اموی بخاطر عمل نکردن به مسائل اسلامی قادر به حل آن نبودند. <ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.</ref>
  
«اسد حیدر»مولف کتاب ارزنده الامام الصادق و المـذاهب الاربـعه در بـررسی تحلیلی مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی زمان امام صادق(ع)وضع بد اقتصادی جامعه را یکی از مـهمترین عـوامل بـوجود آمدن مقاومت و انتشار کینه و نفرت ضد اموی در میان مردم می‌داند.<ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.</ref>
+
«اسد حیدر»مولف کتاب ارزنده الامام الصادق و المذاهب الاربعه در بررسی تحلیلی مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی زمان امام صادق(ع)وضع بد اقتصادی جامعه را یکی از مهمترین عوامل بوجود آمدن مقاومت و انتشار کینه و نفرت ضد اموی در میان مردم می‌داند.<ref>الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.</ref>
  
نکته‌ای که در اینجا لازم است تـذکر داده شـود این است که گرچه مردم از خاندان اموی نفرتی شدید پیدا کرده بودند ولی امـوی‌زده‌گی هـمچنان در مـیان آنان باقی بود و جهات فوق که یکی از آنها بوجود آمدن اضطرات و تشویش در میان مـردم بـود باعث آن گردید تا امام صادق (ع)بتواند به آرامی به نشر و گسترش دیدگاه‌های اصـیل مـکتب بـپردازد و نیز بتواند شاگردانی مجتهد و فقیه و بطور کلی جامع و ذی وجوه تربیت کرده و بپروراند.
+
نکته‌ای که در اینجا لازم است تذکر داده شود این است که گرچه مردم از خاندان اموی نفرتی شدید پیدا کرده بودند ولی اموی‌زده‌گی همچنان در میان آنان باقی بود و جهات فوق که یکی از آنها بوجود آمدن اضطرات و تشویش در میان مردم بود باعث آن گردید تا امام صادق (ع)بتواند به آرامی به نشر و گسترش دیدگاه‌های اصیل مکتب بپردازد و نیز بتواند شاگردانی مجتهد و فقیه و بطور کلی جامع و ذی وجوه تربیت کرده و بپروراند.
  
==امام جعفر صادق احـیاءکننده مکتب==
+
==امام جعفر صادق احیاءکننده مکتب==
  
نـهاد اصلی انقلاب دینی اسلام،جهان‌بینی ویژه‌ای بود که از آغاز عرضه کرد،پیش از اسلام نـیز ادیـان تـوحیدی چندی آمده بودند،که تمامی آنها با گذشت زمان،تحریف یافته و دگرگون شده بودند،دیگر یکتاپرستی سره و تـوحیدی مـحض در آنـها دیده نمی‌شد،برخی آشکار برخی نهانی پایه‌های توحیدی خویش را رها کرده بودند،براستی،حقیقت تـوحید از مـیان پیروان ادیان رخت بربسته و متروک مانده بود.
+
نهاد اصلی انقلاب دینی اسلام،جهان‌بینی ویژه‌ای بود که از آغاز عرضه کرد،پیش از اسلام نیز ادیان توحیدی چندی آمده بودند،که تمامی آنها با گذشت زمان،تحریف یافته و دگرگون شده بودند،دیگر یکتاپرستی سره و توحیدی محض در آنها دیده نمی‌شد،برخی آشکار برخی نهانی پایه‌های توحیدی خویش را رها کرده بودند،براستی،حقیقت توحید از میان پیروان ادیان رخت بربسته و متروک مانده بود.
  
 
ازاین‌رو دعوت اسلام به توحید محض
 
ازاین‌رو دعوت اسلام به توحید محض
سطر ۴۷: سطر ۴۲:
 
«قولوا:لا اله الا اللّه تفلحوا»
 
«قولوا:لا اله الا اللّه تفلحوا»
  
نه‌تنها نسبت به جـزیره العـرب،بلکه نسبت بمطلق قلمرو دین و اندیشه بشری دعوتی تازه و جهانبینی نوین بود.
+
نه‌تنها نسبت به جزیره العرب،بلکه نسبت بمطلق قلمرو دین و اندیشه بشری دعوتی تازه و جهانبینی نوین بود.
  
بینش‌های مـوحدانه دربـاره شناخت خدا،اراده و تقدیر و غیره-از بین رفته و تـحریف گـردیده بـود ولی با ظهور اسلام این پیشنهاد در نـابترین شـکلش در قرآن تجلی پیدا کرد و با آغاز رسالت پیامبر به بهترین وجه تبیین گـردید،ولی بـعد از چندی این تعالیم به خـاطر تـبعیت مردم از، یـوزینگانی کـه بـناحق بر منبر پیامبر تکیه زده بودند مـی‌رفت کـه به بوته فراموشی سپرده شود که با حرکت تاریخی و بینشی نشاة گـرفته از وحـی امام صادق(ع)دوباره زنده گردید،در پرتو ایـن خورشید بزرگ دین،راه وصـول بـه حقیقت برای ابد برای راهـیان حـق تبیین گردید.
+
بینش‌های موحدانه درباره شناخت خدا،اراده و تقدیر و غیره-از بین رفته و تحریف گردیده بود ولی با ظهور اسلام این پیشنهاد در نابترین شکلش در قرآن تجلی پیدا کرد و با آغاز رسالت پیامبر به بهترین وجه تبیین گردید،ولی بعد از چندی این تعالیم به خاطر تبعیت مردم از، یوزینگانی که بناحق بر منبر پیامبر تکیه زده بودند می‌رفت که به بوته فراموشی سپرده شود که با حرکت تاریخی و بینشی نشاة گرفته از وحی امام صادق(ع)دوباره زنده گردید،در پرتو این خورشید بزرگ دین،راه وصول به حقیقت برای ابد برای راهیان حق تبیین گردید.
  
 
==ابعاد حرکت امام ع==
 
==ابعاد حرکت امام ع==
سطر ۵۵: سطر ۵۰:
 
ابعاد حرکت امام صادق را در چهار عنوان می‌توان خلاصه کرد:
 
ابعاد حرکت امام صادق را در چهار عنوان می‌توان خلاصه کرد:
  
۱-بدست دادن و تبیین یـک جـهان‌نگری و هستی‌شناسی عمیق توحیدی،تحقیقا می‌توان گـفت امـام صـادق(ع)اولین کسی است در عـالم اسـلام که از او یک دوره کامل خـداشناسی اسـتدلالی باقی مانده است،بهترین نمونه از این دسته همان احتجاجاتی است که مرحوم طبرسی در کتابش ذکـر کرده.
+
۱-بدست دادن و تبیین یک جهان‌نگری و هستی‌شناسی عمیق توحیدی،تحقیقا می‌توان گفت امام صادق(ع)اولین کسی است در عالم اسلام که از او یک دوره کامل خداشناسی استدلالی باقی مانده است،بهترین نمونه از این دسته همان احتجاجاتی است که مرحوم طبرسی در کتابش ذکر کرده.
  
امـام(ع)دقیق‌ترین مسائل مکتب را در عقلانی‌ترین و استدلالی‌ترین شکلش در ایـن مـحّاجه‌ها بیان گردانیده‌اند.
+
امام(ع)دقیق‌ترین مسائل مکتب را در عقلانی‌ترین و استدلالی‌ترین شکلش در این محّاجه‌ها بیان گردانیده‌اند.
  
۲-ارتـباط فـرهنگی امـتهای مسلمان با خود اسلام.
+
۲-ارتباط فرهنگی امتهای مسلمان با خود اسلام.
  
ایـن مسئله را امام از طریق تربیت تعداد زیادی شاگرد حل کرده است،شاگردانی که خود در مسائل اسلام تـبحر کـافی داشتند و از طرف امام به مناطق مـختلف فـرستاده مـیشدند و اغـلب از طـرف امام اجازه اجـتهاد داشـتند،شاگردانی همچون ابان بن تغلب که غیر از امام صادق(ع) حضرت سجاد و امام باقر را هم نیز درک کرده بـود <ref>الامام الصادق ج 3 ص 55.</ref>و یـا هـشام ابن الحکم که هارون الرشید در وصف او چـنین گـفته اسـت«زبان هـشام در نـفوس مـردم از هزار شمشیر کارگرتر است»<ref>الامام ج 3 ص 77.</ref>و غیر و ذلک که هرکدام سمبل راستین مکتب و تشیع بودند.
+
این مسئله را امام از طریق تربیت تعداد زیادی شاگرد حل کرده است،شاگردانی که خود در مسائل اسلام تبحر کافی داشتند و از طرف امام به مناطق مختلف فرستاده می‌شدند و اغلب از طرف امام اجازه اجتهاد داشتند،شاگردانی همچون ابان بن تغلب که غیر از امام صادق(ع) حضرت سجاد و امام باقر را هم نیز درک کرده بود <ref>الامام الصادق ج 3 ص 55.</ref>و یا هشام ابن الحکم که هارون الرشید در وصف او چنین گفته است«زبان هشام در نفوس مردم از هزار شمشیر کارگرتر است»<ref>الامام ج 3 ص 77.</ref>و غیر و ذلک که هرکدام سمبل راستین مکتب و تشیع بودند.
  
۳-تنظیم و تدوین یک دوره کامل فقه اسلامی برای راهگشایی امور که این مهم بدست شاگردان با واسـطه امام(ع)چون کلینی و صدوق که در کتب بی‌نظیری همچون اصول و فروع کافی و من لا یحضره الفقیه تجلی پیدا کرده است با یک نگرش خیلی سطحی به این روایات می‌توان دریافت که در دوران امام صـادق(ع)یک نـهضت فرهنگی بازگشت به اسلام اصیل نیز آغاز گشته بوده.
+
۳-تنظیم و تدوین یک دوره کامل فقه اسلامی برای راهگشایی امور که این مهم بدست شاگردان با واسطه امام(ع)چون کلینی و صدوق که در کتب بی‌نظیری همچون اصول و فروع کافی و من لا یحضره الفقیه تجلی پیدا کرده است با یک نگرش خیلی سطحی به این روایات می‌توان دریافت که در دوران امام صادق(ع)یک نهضت فرهنگی بازگشت به اسلام اصیل نیز آغاز گشته بوده.
  
۴-بوجود آوردن یک مکتب اخلاقی گسترده و فراگیر برپایه وحی مکتب اخلاقی امام صادق (ع)از قبیل مکاتب فلسفی و نظری اخلاق که افلاطون و ارسـطو و اتـباع آنها تشکیل دادند نبود،مکتب اخلاقی امام صادق(ع)صرفا یک سری مفاهیم ذهنی مجرد که فقط تصویری از یک انسان معقول بدست دهد نبود،مکتب اخلاقی امـام صـادق(ع)چون ارسطو فضیلت را در انجام وظیفه مـنحصر نـمی‌کرد بلکه انجام بقیه در صفحه ۲۶
+
۴-بوجود آوردن یک مکتب اخلاقی گسترده و فراگیر برپایه وحی مکتب اخلاقی امام صادق (ع)از قبیل مکاتب فلسفی و نظری اخلاق که افلاطون و ارسطو و اتباع آنها تشکیل دادند نبود،مکتب اخلاقی امام صادق(ع)صرفا یک سری مفاهیم ذهنی مجرد که فقط تصویری از یک انسان معقول بدست دهد نبود،مکتب اخلاقی امام صادق(ع)چون ارسطو فضیلت را در انجام وظیفه منحصر نمی‌کرد بلکه انجام بقیه در صفحه ۲۶
  
 
==امام علی(ع)تفسیر==
 
==امام علی(ع)تفسیر==
  
چراغ فطرتی که در وجود انسان هست روشنی‌اش بوسیله«عبادت است.علی(ع)در بین تمام انسانها،منهای انبیاء سمبلی است از نظر معنویت.لذا دستور داریم کـه اگـر کسی بخواهد سیر مـعنوی کـند،بهترین مقطعهای زمانی«شب-(لیل)» است.و در بین تمام شبها،شب قدر.
+
چراغ فطرتی که در وجود انسان هست روشنی‌اش بوسیله«عبادت است.علی(ع)در بین تمام انسانها،منهای انبیاء سمبلی است از نظر معنویت.لذا دستور داریم که اگر کسی بخواهد سیر معنوی کند،بهترین مقطعهای زمانی«شب-(لیل)» است.و در بین تمام شبها،شب قدر.
  
کسی می‌تواند بهره‌گیری از شب قدر بنماید که خودش را در شبهای سال آماده نموده باشد.تا آنشب نتیجه کارش را بگیرد.اینست که بوسیله الهامات حقایق کشف می‌شود.لذا عـلی(ع)جملاتی را کـه در مورد شب قدر بیان می‌کند،هیچ پیغمبری جز پیغمبر اسلام نمی‌تواند بیان کند.
+
کسی می‌تواند بهره‌گیری از شب قدر بنماید که خودش را در شبهای سال آماده نموده باشد.تا آنشب نتیجه کارش را بگیرد.اینست که بوسیله الهامات حقایق کشف می‌شود.لذا علی(ع)جملاتی را که در مورد شب قدر بیان می‌کند،هیچ پیغمبری جز پیغمبر اسلام نمی‌تواند بیان کند.
  
 
جهت دوم:شب قدر ارزش عبادتی‌اش بیشتر از هزار ماه است
 
جهت دوم:شب قدر ارزش عبادتی‌اش بیشتر از هزار ماه است
  
اهل سنت هم نقل کرده‌اند،که پیغمبر اکرم(ص) شبی در خواب دید که بـنی امـیه در منبر او بـالا رفته‌اند و حکمرانی مملکت را می‌کنند.(در بعضی از روایات آمده است که آنها بشکل بوزینگانی بودند)پیغمبر اکرم خیلی ناراحت شـدند که بنی امیه حکومت را در دست گرفته‌اند.وقتی جبرئیل آمد خدمت پیغمبر،فرمودند یـک چـنین چـیزی را در رویا دیدم.جبرئیل رفت بعد این آیه نازل شد.
+
اهل سنت هم نقل کرده‌اند،که پیغمبر اکرم(ص) شبی در خواب دید که بنی امیه در منبر او بالا رفته‌اند و حکمرانی مملکت را می‌کنند.(در بعضی از روایات آمده است که آنها بشکل بوزینگانی بودند)پیغمبر اکرم خیلی ناراحت شدند که بنی امیه حکومت را در دست گرفته‌اند.وقتی جبرئیل آمد خدمت پیغمبر،فرمودند یک چنین چیزی را در رویا دیدم.جبرئیل رفت بعد این آیه نازل شد.
  
 
لیلة القدر خیر من الف شهر»
 
لیلة القدر خیر من الف شهر»
  
که در اینجا«خیر» اینست که شب قدر بـهتر از هـزار ماه است.که روایت دارد حکومت آنها هزار ماه بود و بعد منقرض شد.
+
که در اینجا«خیر» اینست که شب قدر بهتر از هزار ماه است.که روایت دارد حکومت آنها هزار ماه بود و بعد منقرض شد.
  
در اینجا ۲ مسئله وجـود دارد:
+
در اینجا ۲ مسئله وجود دارد:
  
مـسئله اول:«مـسئله مقایسه بین معنویت و مادیت مطرح است در رابطه با مسئله حکومت بنی امیه که هزار مـا طول کشید.و دیگری مسئله شب قدر.اگر در یک چنین مقطع زمانی،یک چنین استفاده مـعنوی از آیه شود ارزشش در نـظر خـدا بیشتر است یا هزار ماه حکومت جبار یا به تعبیر دیگر،آیا یک شب با خدا بودن علی‌وار بهتر است یا هزار ماه خلافت کردن از راه باطل اگر برای یک انسان مـقایسه شود کدام بهتر است؟؟؟
+
مسئله اول:«مسئله مقایسه بین معنویت و مادیت مطرح است در رابطه با مسئله حکومت بنی امیه که هزار ما طول کشید.و دیگری مسئله شب قدر.اگر در یک چنین مقطع زمانی،یک چنین استفاده معنوی از آیه شود ارزشش در نظر خدا بیشتر است یا هزار ماه حکومت جبار یا به تعبیر دیگر،آیا یک شب با خدا بودن علی‌وار بهتر است یا هزار ماه خلافت کردن از راه باطل اگر برای یک انسان مقایسه شود کدام بهتر است؟؟؟
  
 
یک شب قدر انسان را صعود می‌دهد.ولی هزار ماه باطل انسان را به سقوط می‌کشاند.در واقع، عبادت یک امری است واقعی،و حکومت امری است پوچ».(البته حکومت طاغوت)
 
یک شب قدر انسان را صعود می‌دهد.ولی هزار ماه باطل انسان را به سقوط می‌کشاند.در واقع، عبادت یک امری است واقعی،و حکومت امری است پوچ».(البته حکومت طاغوت)
  
مسئله دوم:شاید نظر بـه ایـن باشد که آیا حکومتی که بخواهد انسانها را سوق دهد بسوی آدمیت(چه از نظر معاش،و چه از نظر معاد)و حکومتی که پایه‌ریزش صحیح باشد و دستورات و فرمانها و قوانین که برطبق سازمان وجودی انسانها بـاشد اجـرا کند باارزش است؟یا حکومتی که پایه‌اش شهوت و غرور و حسد.....باشد؟از نظر ارزش در مقایسه کدام افضل است.قابل مقایسه نیست!ای رسول اللّه،همان شب قدر که در آن قرآن (مجموعه برنامه‌های انسان‌ساز)دفعتا بر قلب مـقدس تـو نازل شد در رابطه با هزاران مسائل حکومتی می‌باشد.
+
مسئله دوم:شاید نظر به این باشد که آیا حکومتی که بخواهد انسانها را سوق دهد بسوی آدمیت(چه از نظر معاش،و چه از نظر معاد)و حکومتی که پایه‌ریزش صحیح باشد و دستورات و فرمانها و قوانین که برطبق سازمان وجودی انسانها باشد اجرا کند باارزش است؟یا حکومتی که پایه‌اش شهوت و غرور و حسد.....باشد؟از نظر ارزش در مقایسه کدام افضل است.قابل مقایسه نیست!ای رسول اللّه،همان شب قدر که در آن قرآن (مجموعه برنامه‌های انسان‌ساز)دفعتا بر قلب مقدس تو نازل شد در رابطه با هزاران مسائل حکومتی می‌باشد.
  
 
لیلة القدر خیر من الف شهر»
 
لیلة القدر خیر من الف شهر»
  
یعنی برد و ارزش این قوانین و فرمانها از نظر انسانها بیشتر است از حکومتهائی که بوسیله بنی امیه‌ها تشکیل می‌شود و بر بـشر حـکومت می‌کند.
+
یعنی برد و ارزش این قوانین و فرمانها از نظر انسانها بیشتر است از حکومتهائی که بوسیله بنی امیه‌ها تشکیل می‌شود و بر بشر حکومت می‌کند.
  
چـون آن هزار ماه حکومت بنی امـیه مـنقرض مـیشود ولی این مجموعه قوانین که از نظر معنوی بر تو نازل نمودیم بردش خیلی زیاد است و در بشر باقی می‌ماند.نگاه نکن که بعد از تـو مـی‌آیند و حـکومت را غصب می‌کنند انها بالاخره منقرض می‌شوند ولی دین تـو بـرای ابد باقی می‌ماند.به تعبیر دیگر
+
چون آن هزار ماه حکومت بنی امیه منقرض می‌شود ولی این مجموعه قوانین که از نظر معنوی بر تو نازل نمودیم بردش خیلی زیاد است و در بشر باقی می‌ماند.نگاه نکن که بعد از تو می‌آیند و حکومت را غصب می‌کنند انها بالاخره منقرض می‌شوند ولی دین تو برای ابد باقی می‌ماند.به تعبیر دیگر
  
 
انّ شانئک هو الأبتر»
 
انّ شانئک هو الأبتر»
سطر ۹۹: سطر ۹۴:
 
تا اینجا سه بار«لیلة القدر»را تکرار نموده، خصوصا در مرحله دوم می‌فرماید،
 
تا اینجا سه بار«لیلة القدر»را تکرار نموده، خصوصا در مرحله دوم می‌فرماید،
  
و ما ادریک مـا لیـلة القدر،
+
و ما ادریک ما لیلة القدر،
  
اینقدر اهـمیت دارد لیلة القدر که ندانی چیست آن؟؟چرا؟؟«ادامه دارد»
+
اینقدر اهمیت دارد لیلة القدر که ندانی چیست آن؟؟چرا؟؟«ادامه دارد»
  
 
==امام جعفر صادق ع==
 
==امام جعفر صادق ع==
  
وظیفه را برای فـضیلتی بزرگتر که رضای خدا و راحتی مردم باشد می‌خواهد و طلب می‌کند،در مکتب اخلاقی امام(ع)حکمت با عفت درهم آمیخته و شـجاعت بـا عـدالت پیوندی ناگسستنی یافته است که:
+
وظیفه را برای فضیلتی بزرگتر که رضای خدا و راحتی مردم باشد می‌خواهد و طلب می‌کند،در مکتب اخلاقی امام(ع)حکمت با عفت درهم آمیخته و شجاعت با عدالت پیوندی ناگسستنی یافته است که:
  
 
الغضب مفتاح کّل شّر<ref>حدیث سوم اصول کافی.</ref>
 
الغضب مفتاح کّل شّر<ref>حدیث سوم اصول کافی.</ref>
  
خشم و غضب کلید تـمام پلیدیهاست.
+
خشم و غضب کلید تمام پلیدیهاست.
  
«و»مـن ملک نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهی و اذا غضب حرم اللّه جسده علی النّار کسیکه می‌تواند جلوی خواسته‌های خـود را بـگیرد و از شـدت میل و شهوت و یا غضب و خشم خود بکاهد و مالک خود باشد خداوند بـدن او را بـر آتـش حرام کرده است.
+
«و»من ملک نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهی و اذا غضب حرم اللّه جسده علی النّار کسیکه می‌تواند جلوی خواسته‌های خود را بگیرد و از شدت میل و شهوت و یا غضب و خشم خود بکاهد و مالک خود باشد خداوند بدن او را بر آتش حرام کرده است.
  
در بینش اخلاقی امام(ع)عدالت فردی در عدالت اجتماعی به زیباترین وجه آمیخته گردیده و آنـچنان نـیست کـه هر انسانی در حالت عادی برای انسانهای دیگر گرگ و درنده و طبعا شریر و جنایت‌کار باشد<ref>این سخن از هابس است که نمونه‌ای از اخلاق حـاکم بـر غرب است.</ref>
+
در بینش اخلاقی امام(ع)عدالت فردی در عدالت اجتماعی به زیباترین وجه آمیخته گردیده و آنچنان نیست که هر انسانی در حالت عادی برای انسانهای دیگر گرگ و درنده و طبعا شریر و جنایت‌کار باشد<ref>این سخن از هابس است که نمونه‌ای از اخلاق حاکم بر غرب است.</ref>
  
 
بلکه:
 
بلکه:
سطر ۱۱۹: سطر ۱۱۴:
 
سید الاعمال:
 
سید الاعمال:
  
انـصاف النـاس من نفسک حتی لا ترضی بشی لنفسک اذا رضیت لهم بمثله
+
انصاف الناس من نفسک حتی لا ترضی بشی لنفسک اذا رضیت لهم بمثله
  
«بهترین رفتار انسان سه چـیز اسـت کـه یکی از آنها این است که با مردم به عدل و انصاف رفتار کنید و برای خـود چـیزی نخواهید مگر آنکه برای دیگران نیز مثل آن را خواسته باشید.<ref>برای دریافت بیشتر مکتب اخلاقی امام صادق(ع)به مقاله شهید مفتح در کـتاب اخـلاق از دیدگاه قرآن سنت نگاه کنید.</ref>
+
«بهترین رفتار انسان سه چیز است که یکی از آنها این است که با مردم به عدل و انصاف رفتار کنید و برای خود چیزی نخواهید مگر آنکه برای دیگران نیز مثل آن را خواسته باشید.<ref>برای دریافت بیشتر مکتب اخلاقی امام صادق(ع)به مقاله شهید مفتح در کتاب اخلاق از دیدگاه قرآن سنت نگاه کنید.</ref>
  
و بالاتر از همه اینها زندگی و حـیاة ایـن مـعلمان بزرگ بشریت است،حیاتی که اسوه بارز مقام
+
و بالاتر از همه اینها زندگی و حیاة این معلمان بزرگ بشریت است،حیاتی که اسوه بارز مقام
  
 
(انّ اللّه یحول بین المرء و قلبه)
 
(انّ اللّه یحول بین المرء و قلبه)
  
است و سروش نهانی که از شهادت یـک بـینهایت نشان دارد.
+
است و سروش نهانی که از شهادت یک بینهایت نشان دارد.
  
 
«السّلام علیک یوم ولدیوم یموت و یوم تبعت حیّا»
 
«السّلام علیک یوم ولدیوم یموت و یوم تبعت حیّا»

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۸

امام جعفر صادق (ع) احیاگر فرهنگ اسلامی

چکیده

(به تصویر صفحه مراجعه شود) لا یقاس بأل محمّد(ص)من هذه الأمة احد،و لا یسوّی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا،هم اساس الدّین،و عماد الیقین،الیهم یفئ الغالی و بهم یلحق التّالی و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیّة و الوراثة«فراز آخرین از خطبه(۲)نهج البلاغه»

«احدی از این امت را با خاندان محمد(ص) مقایسه نتوان کرد و آنان که ریزه‌خوار نعمت آل محمدند با آنها برابر نخواهند بود،آنها اساس دینند و ارکان،یقین،غلوکننده باید به سوی آنها باز گردد،و عقب‌مانده باید به آنها ملحق شود، ویژه‌گی‌های ولایت و حکومت از آن آنهاست و وصیت و وراثت پیامبر در میان آنان»

سخن گفتن در خصوص بزرگترین،مفسر و ناشر مکتب،امام جعفر صادق(ع)بتحقیق انسان را در تنگنای وجدان قرار می‌دهد و قلم را هرچند سرکش و عصیان‌گر باشد در برابر این«بزرگ» به خضوع و کرنش وامی‌دارد.

امام جعفر صادق(ع)انسان کاملی که هر اندیشه‌ای با هر مقیاسی او را دریابد ریشه‌های این«شجره طیبه»را در ازل و شاخ‌وبرگش را در ابدیت می‌یابد،آنجا که افق فکر انسان راهی به آن ندارد.

ولی آیا در میان خاندان بزرگ وحی فقط و فقط امام جعفر صادق(ع)این«برجستگیهای وجودی»را دارا بود؟

هم اسّاس الدّین و عماد الیقین...و لهم خصائص حقّ الولایة و فیهم الوصیته و الوراثة (خطبه ۲ نهج البلاغه)

...آنها اساس مکتبند و پایه‌های استوار یقین...و برای آنهاست ویژگی‌های ولایت و حکومت و وصیت پیامبر و وراثت او در میان آنان!

علم و حکمت و بطور کلی همانطور که امام علی فرمودند برترین ویژه‌گی‌های انسانی و الهی مختص به تمامی این خاندان بزرگ است. و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد ولی شرایط زمانی و مکانی باعث اکتناه و پوشیده ماندن این برجستگی‌ها شد و بزرگ‌تر از آن باعث محرومیت انسانها و کلا بشریت تشنه حقیقت از این چشمه‌های صاف و زلال و بی‌پایان گردید.

خصوصیات عصر امام صادق ع

یکی از مسائلی که در تحلیل شخصیت‌های بارز فکری-اجتماعی همواره باید مدنظر داشت نگاهی تحلیلی به دوران حیات و رشد این انسانهاست و مسلم است برای دریافت هرچه بهتر و دقیق‌تر ائمه(ع)نیز این قاعده نباید فراموش گردد.

«عصر حیات امام جعفر صادق(ع)از اواخر عبد الملک مروان شروع شده و تا اواسط خلافت منصور دوانیقی ادامه یافت»1[۱]

برای عصر امام صادق که بحق می‌توان آن را عصر احیاء اسلام اصیل و ناب نام گذاشت دو ویژگی عمده می‌توان نام برد.

۱-فتنه و اضطرابی که در تمامی کشورهای اسلامی آن زمان بر اثر جنگهای طاقت‌فرسا و باند بازی‌های خاندان اموی بوجود آمده بود و این خود یکی از عوامل انکار و طرد خاندان اموی توسط مردم بود.[۲]

۲-بوجود آمدن مشکلات در مسائل سیاسی و اقتصادی در جامعه که سلسله اموی بخاطر عمل نکردن به مسائل اسلامی قادر به حل آن نبودند. [۳]

«اسد حیدر»مولف کتاب ارزنده الامام الصادق و المذاهب الاربعه در بررسی تحلیلی مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی زمان امام صادق(ع)وضع بد اقتصادی جامعه را یکی از مهمترین عوامل بوجود آمدن مقاومت و انتشار کینه و نفرت ضد اموی در میان مردم می‌داند.[۴]

نکته‌ای که در اینجا لازم است تذکر داده شود این است که گرچه مردم از خاندان اموی نفرتی شدید پیدا کرده بودند ولی اموی‌زده‌گی همچنان در میان آنان باقی بود و جهات فوق که یکی از آنها بوجود آمدن اضطرات و تشویش در میان مردم بود باعث آن گردید تا امام صادق (ع)بتواند به آرامی به نشر و گسترش دیدگاه‌های اصیل مکتب بپردازد و نیز بتواند شاگردانی مجتهد و فقیه و بطور کلی جامع و ذی وجوه تربیت کرده و بپروراند.

امام جعفر صادق احیاءکننده مکتب

نهاد اصلی انقلاب دینی اسلام،جهان‌بینی ویژه‌ای بود که از آغاز عرضه کرد،پیش از اسلام نیز ادیان توحیدی چندی آمده بودند،که تمامی آنها با گذشت زمان،تحریف یافته و دگرگون شده بودند،دیگر یکتاپرستی سره و توحیدی محض در آنها دیده نمی‌شد،برخی آشکار برخی نهانی پایه‌های توحیدی خویش را رها کرده بودند،براستی،حقیقت توحید از میان پیروان ادیان رخت بربسته و متروک مانده بود.

ازاین‌رو دعوت اسلام به توحید محض

«قولوا:لا اله الا اللّه تفلحوا»

نه‌تنها نسبت به جزیره العرب،بلکه نسبت بمطلق قلمرو دین و اندیشه بشری دعوتی تازه و جهانبینی نوین بود.

بینش‌های موحدانه درباره شناخت خدا،اراده و تقدیر و غیره-از بین رفته و تحریف گردیده بود ولی با ظهور اسلام این پیشنهاد در نابترین شکلش در قرآن تجلی پیدا کرد و با آغاز رسالت پیامبر به بهترین وجه تبیین گردید،ولی بعد از چندی این تعالیم به خاطر تبعیت مردم از، یوزینگانی که بناحق بر منبر پیامبر تکیه زده بودند می‌رفت که به بوته فراموشی سپرده شود که با حرکت تاریخی و بینشی نشاة گرفته از وحی امام صادق(ع)دوباره زنده گردید،در پرتو این خورشید بزرگ دین،راه وصول به حقیقت برای ابد برای راهیان حق تبیین گردید.

ابعاد حرکت امام ع

ابعاد حرکت امام صادق را در چهار عنوان می‌توان خلاصه کرد:

۱-بدست دادن و تبیین یک جهان‌نگری و هستی‌شناسی عمیق توحیدی،تحقیقا می‌توان گفت امام صادق(ع)اولین کسی است در عالم اسلام که از او یک دوره کامل خداشناسی استدلالی باقی مانده است،بهترین نمونه از این دسته همان احتجاجاتی است که مرحوم طبرسی در کتابش ذکر کرده.

امام(ع)دقیق‌ترین مسائل مکتب را در عقلانی‌ترین و استدلالی‌ترین شکلش در این محّاجه‌ها بیان گردانیده‌اند.

۲-ارتباط فرهنگی امتهای مسلمان با خود اسلام.

این مسئله را امام از طریق تربیت تعداد زیادی شاگرد حل کرده است،شاگردانی که خود در مسائل اسلام تبحر کافی داشتند و از طرف امام به مناطق مختلف فرستاده می‌شدند و اغلب از طرف امام اجازه اجتهاد داشتند،شاگردانی همچون ابان بن تغلب که غیر از امام صادق(ع) حضرت سجاد و امام باقر را هم نیز درک کرده بود [۵]و یا هشام ابن الحکم که هارون الرشید در وصف او چنین گفته است«زبان هشام در نفوس مردم از هزار شمشیر کارگرتر است»[۶]و غیر و ذلک که هرکدام سمبل راستین مکتب و تشیع بودند.

۳-تنظیم و تدوین یک دوره کامل فقه اسلامی برای راهگشایی امور که این مهم بدست شاگردان با واسطه امام(ع)چون کلینی و صدوق که در کتب بی‌نظیری همچون اصول و فروع کافی و من لا یحضره الفقیه تجلی پیدا کرده است با یک نگرش خیلی سطحی به این روایات می‌توان دریافت که در دوران امام صادق(ع)یک نهضت فرهنگی بازگشت به اسلام اصیل نیز آغاز گشته بوده.

۴-بوجود آوردن یک مکتب اخلاقی گسترده و فراگیر برپایه وحی مکتب اخلاقی امام صادق (ع)از قبیل مکاتب فلسفی و نظری اخلاق که افلاطون و ارسطو و اتباع آنها تشکیل دادند نبود،مکتب اخلاقی امام صادق(ع)صرفا یک سری مفاهیم ذهنی مجرد که فقط تصویری از یک انسان معقول بدست دهد نبود،مکتب اخلاقی امام صادق(ع)چون ارسطو فضیلت را در انجام وظیفه منحصر نمی‌کرد بلکه انجام بقیه در صفحه ۲۶

امام علی(ع)تفسیر

چراغ فطرتی که در وجود انسان هست روشنی‌اش بوسیله«عبادت است.علی(ع)در بین تمام انسانها،منهای انبیاء سمبلی است از نظر معنویت.لذا دستور داریم که اگر کسی بخواهد سیر معنوی کند،بهترین مقطعهای زمانی«شب-(لیل)» است.و در بین تمام شبها،شب قدر.

کسی می‌تواند بهره‌گیری از شب قدر بنماید که خودش را در شبهای سال آماده نموده باشد.تا آنشب نتیجه کارش را بگیرد.اینست که بوسیله الهامات حقایق کشف می‌شود.لذا علی(ع)جملاتی را که در مورد شب قدر بیان می‌کند،هیچ پیغمبری جز پیغمبر اسلام نمی‌تواند بیان کند.

جهت دوم:شب قدر ارزش عبادتی‌اش بیشتر از هزار ماه است

اهل سنت هم نقل کرده‌اند،که پیغمبر اکرم(ص) شبی در خواب دید که بنی امیه در منبر او بالا رفته‌اند و حکمرانی مملکت را می‌کنند.(در بعضی از روایات آمده است که آنها بشکل بوزینگانی بودند)پیغمبر اکرم خیلی ناراحت شدند که بنی امیه حکومت را در دست گرفته‌اند.وقتی جبرئیل آمد خدمت پیغمبر،فرمودند یک چنین چیزی را در رویا دیدم.جبرئیل رفت بعد این آیه نازل شد.

لیلة القدر خیر من الف شهر»

که در اینجا«خیر» اینست که شب قدر بهتر از هزار ماه است.که روایت دارد حکومت آنها هزار ماه بود و بعد منقرض شد.

در اینجا ۲ مسئله وجود دارد:

مسئله اول:«مسئله مقایسه بین معنویت و مادیت مطرح است در رابطه با مسئله حکومت بنی امیه که هزار ما طول کشید.و دیگری مسئله شب قدر.اگر در یک چنین مقطع زمانی،یک چنین استفاده معنوی از آیه شود ارزشش در نظر خدا بیشتر است یا هزار ماه حکومت جبار یا به تعبیر دیگر،آیا یک شب با خدا بودن علی‌وار بهتر است یا هزار ماه خلافت کردن از راه باطل اگر برای یک انسان مقایسه شود کدام بهتر است؟؟؟

یک شب قدر انسان را صعود می‌دهد.ولی هزار ماه باطل انسان را به سقوط می‌کشاند.در واقع، عبادت یک امری است واقعی،و حکومت امری است پوچ».(البته حکومت طاغوت)

مسئله دوم:شاید نظر به این باشد که آیا حکومتی که بخواهد انسانها را سوق دهد بسوی آدمیت(چه از نظر معاش،و چه از نظر معاد)و حکومتی که پایه‌ریزش صحیح باشد و دستورات و فرمانها و قوانین که برطبق سازمان وجودی انسانها باشد اجرا کند باارزش است؟یا حکومتی که پایه‌اش شهوت و غرور و حسد.....باشد؟از نظر ارزش در مقایسه کدام افضل است.قابل مقایسه نیست!ای رسول اللّه،همان شب قدر که در آن قرآن (مجموعه برنامه‌های انسان‌ساز)دفعتا بر قلب مقدس تو نازل شد در رابطه با هزاران مسائل حکومتی می‌باشد.

لیلة القدر خیر من الف شهر»

یعنی برد و ارزش این قوانین و فرمانها از نظر انسانها بیشتر است از حکومتهائی که بوسیله بنی امیه‌ها تشکیل می‌شود و بر بشر حکومت می‌کند.

چون آن هزار ماه حکومت بنی امیه منقرض می‌شود ولی این مجموعه قوانین که از نظر معنوی بر تو نازل نمودیم بردش خیلی زیاد است و در بشر باقی می‌ماند.نگاه نکن که بعد از تو می‌آیند و حکومت را غصب می‌کنند انها بالاخره منقرض می‌شوند ولی دین تو برای ابد باقی می‌ماند.به تعبیر دیگر

انّ شانئک هو الأبتر»

تا اینجا سه بار«لیلة القدر»را تکرار نموده، خصوصا در مرحله دوم می‌فرماید،

و ما ادریک ما لیلة القدر،

اینقدر اهمیت دارد لیلة القدر که ندانی چیست آن؟؟چرا؟؟«ادامه دارد»

امام جعفر صادق ع

وظیفه را برای فضیلتی بزرگتر که رضای خدا و راحتی مردم باشد می‌خواهد و طلب می‌کند،در مکتب اخلاقی امام(ع)حکمت با عفت درهم آمیخته و شجاعت با عدالت پیوندی ناگسستنی یافته است که:

الغضب مفتاح کّل شّر[۷]

خشم و غضب کلید تمام پلیدیهاست.

«و»من ملک نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهی و اذا غضب حرم اللّه جسده علی النّار کسیکه می‌تواند جلوی خواسته‌های خود را بگیرد و از شدت میل و شهوت و یا غضب و خشم خود بکاهد و مالک خود باشد خداوند بدن او را بر آتش حرام کرده است.

در بینش اخلاقی امام(ع)عدالت فردی در عدالت اجتماعی به زیباترین وجه آمیخته گردیده و آنچنان نیست که هر انسانی در حالت عادی برای انسانهای دیگر گرگ و درنده و طبعا شریر و جنایت‌کار باشد[۸]

بلکه:

سید الاعمال:

انصاف الناس من نفسک حتی لا ترضی بشی لنفسک اذا رضیت لهم بمثله

«بهترین رفتار انسان سه چیز است که یکی از آنها این است که با مردم به عدل و انصاف رفتار کنید و برای خود چیزی نخواهید مگر آنکه برای دیگران نیز مثل آن را خواسته باشید.[۹]

و بالاتر از همه اینها زندگی و حیاة این معلمان بزرگ بشریت است،حیاتی که اسوه بارز مقام

(انّ اللّه یحول بین المرء و قلبه)

است و سروش نهانی که از شهادت یک بینهایت نشان دارد.

«السّلام علیک یوم ولدیوم یموت و یوم تبعت حیّا» قرآن مجید

پانویس

  1. الامام الصادق و المذاهب الاربعه-ص 833 ج 2.
  2. الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 833.
  3. الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.
  4. الامام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ص 933.
  5. الامام الصادق ج 3 ص 55.
  6. الامام ج 3 ص 77.
  7. حدیث سوم اصول کافی.
  8. این سخن از هابس است که نمونه‌ای از اخلاق حاکم بر غرب است.
  9. برای دریافت بیشتر مکتب اخلاقی امام صادق(ع)به مقاله شهید مفتح در کتاب اخلاق از دیدگاه قرآن سنت نگاه کنید.
بازگشت به مقالات