احکام مسکن: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(بدون تفاوت)
|
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۲۱
|
| |
| نویسنده | غلامرضا گلیزواره |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نورالسجاد |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۳/۴/۲ |
| قطع | پالتویی |
| شابک | ۹۶۴-۷۱۶۳-۴۲-۸ |
| دانلود | ؟؟؟ |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ فصل اول: مساکن مقدس
- ۳ فصل دوم: مکان آرامش
- ۴ فصل سوم: خانه ی رهبران و کارگزاران نظام اسلامی
- ۴.۱ خانه ی استاندارد مدائن (سلمان فارسی)
- ۴.۲ خانه ی شهید مدرس
- ۴.۳ اقامت گاههای امام خمینی (ره)
- ۴.۴ محل سکونت مقام معظم رهبری
- ۴.۵ خانه ی رئیس جمهور شهید، محمد علی رجایی
- ۴.۶ خانه ی حکیم ملا هادی سبزواری
- ۴.۷ خانه ی آیت الله بروجردی
- ۴.۸ منزل حکیم الهی قمشهای
- ۴.۹ منزل استیجاری آیت الله سید احمد خوانساری
- ۴.۱۰ محدث قمی هرگز صاحب خانه نشد
- ۴.۱۱ خانه ی آیه الله حاج شیخ مرتضی حائری
- ۴.۱۲ محل سکونت حاج میراز علی آقا شیرازی
- ۴.۱۳ خانه ی علامه طباطبایی
- ۴.۱۴ خانه ی فقیه عارف، آیت الله بهجت
- ۴.۱۵ منزل آیت الله اراکی
- ۴.۱۶ منزل محقر آیه الله بهاء الدینی
- ۴.۱۷ خانه ی کوچک شهید مصطفی خمینی (ره)
- ۵ فصل پنجم: جلوههای ظاهری و باطنی در مسکن
- ۶ فصل پنجم: بایدها و نبایدها در تهیه و ساخت مسکن
- ۷ فصل هشتم: مسکن، همسایه و اخلاق
- ۷.۱ اذن ورود و ایجاد انس برای اهل خانه
- ۷.۲ چگونه اجازه خواستن
- ۷.۳ اجازه گرفتن کودکان و نوجوانان
- ۷.۴ حفظ حقوق و رعایت حرمت اهل خانه
- ۷.۵ گناه گناه
- ۷.۶ اول همسایه بعد خانه
- ۷.۷ حد و حقوق هم جواری
- ۷.۸ الفت و امنیت
- ۷.۹ گره گشایی از مشکلات همسایگان
- ۷.۱۰ شعلههای شرارت
- ۷.۱۱ همسایه آزاری
- ۷.۱۲ تحمل اذیت همسایه
- ۷.۱۳ الگوی همسایگی
- ۸ پانویس
مقدمه
«والله جعل لکم من بیوتکم سکنا و جعل لکم من جلود الانعام بیوتا تستخفونها یوم ظعنکم و یوم اقامتکم.» [۱]
خداوند خانه هایتان را جای آرامشتان قرار داد و از پوست چهارپایان برایتان خیمهها ساخت تا به هنگام سفر و موقع اقامت از حمل آنها در رنج نیفتید.
مسکن از مهمترین نعمتهایی است که تا آن نباشد دیگر امکانات برای بشر گوارا نخواهد بود. خانه، محیطی است که انسان میتواند از طریق آن اصلیترین نیازهای فردی و اجتماعی خود را برآورده سازند.
حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
و اعلموا عبادالله ان المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا و آجل الاخره فشارکوا اهل الدنیا فی دنیا هم و لم یشارکوا اهل الدنیا فی آخرتهم سکنوا الدنیا بافضل ما سکنت. [۲]
آگاه باشید ای بندگان خدا! پرهیزگاران از دنیای زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند؛ با مردم دنیا در آخرت آنها شرکت نکردند. پرهیزگاران در بهترین وجه در خانههای دنیا سکونت کردند.
از نظر اسلام، انسان باید در شرایطی زندگی کند که بتواند بهتر عبادت کند و خود را برای زندگی اخروی آماده نماید؛ این گونه نیست که فرد پرهیزگار حتما باید در جایی تنگ و تاریک و محروم از امکانات زندگی کند. قرآن آن لذتی را حرام کرده که آرامش را از آدمی میگیرد و برای او بدبختی و نگرانی به دنبال میآورد. حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
الدنیا دار مجاز لادار قرار فخذوا من ممرکم لمقرکم؛ [۳]خانه دائمی وسیله و امکانات برداشت و از جای ناپایدار برای مکان جاویدان استفاده کرد.
خانهای که تجملات و تشریفات آن ما را از سرای جاوید غافل نماید آرامش و آسایش به ارمغان نمیآورد، بلکه چون باتلاقی صاحبش را در آلودگیهای خطرناک فرو میبرد.
سیر تاریخی خانه سازی، که از وضع بسیار ساده ی غارنشینی شروع شده و به شکل پیچیده ی کنونی در آمده است، زندگی در خانه را با مشکلات عدیدهای مواجه کرده است. علی رغم استحکام خانههای امروزی، کمتر فردی است که در آنها احساس آرامش نماید.
از دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی، اصول مهم خانه سازی عبارت است از: بنیادی استوار، تامین نور و برخورداری از نسیم و هوای ملایم، پرهیز از تکلف، اشرافیت و رفاه زدگی، تفکیک محل سکونت خانواده و میهمانان، وسعت و فراخی بنا، مراعات حال همسایگان، پرهیز از مجاورت با اهل شر و فساد، تامین مصالح از طریق حلال و اجتناب از غصبی بودن زمین و مکان خانه.
از دیدگاه قرآن اگر انسان در خانه ی خویش به گناه و اسراف روی آورد، اگرچه مسکنی استوار هم داشته باشد زمینههای سقوط و هلاکت خویش را فراهم نموده است.
«افلم یهد لهم کم اهلکنا قبلهم من القرون یمشون فی مساکنهم ان فی ذلک لایات لاولی النهی» [۴]
آیا آن همه مردمی که پیش از این در مساکن خویش راه میرفتند و ما همه را هلاک کردیم سبب هدایت اینان نشده است! اینها نشانههایی است برای اهل خرد.
در نوشتاری که پیش رو دارید تلاش شده مسایل مربوط به مسکن با الهام از منابع قرآنی، روایی، دیدگاههای شرعی فقها و سیره بزرگان دین مورد بررسی قرار گیرد. نقد و نظر عالمانه شما را ارج مینهیم.
غلامرضا گلی زواره
تابستان ۱۳۸۲
فصل اول: مساکن مقدس
اولین خانه ی مقدس
خداوند میفرماید: «نخستین خانهای که برای مردم بنا شده همان است که در مکه میباشد. خانهای که سبب برکت و هدایت جهانیان است.» [۵]
این مکان مبارک برای عموم مردم و جامعه بشری به عنوان مرکز اجتماع و محلی بابرکت بنا گردید. منابع تاریخی و روایی تصریح مینمایند که این خانه به دست حضرت آدم ساخته شد و در توفان نوح آسیب دید و توسط حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام تجدید بنا گردید.
خانه ی کعبه از طرف خداوند کانون امن و امان اعلام شده [۶] و اسلام مقررات شدیدی برای اجتناب از هر گونه نزاع و خونریزی در این مکان مقدس وضع نموده است؛ به گونهای که نه تنها انسانها، بلکه حیوانات نیز در قلمرو خانه ی خدا در امانند.
از ابن عباس نقل شده که حضرت آدم اولین کسی بود که خانه ساخت و در آن نماز گزارد. [۷]
خانه ی اهل بیت علیهم السلام
روایت شده که چون رسول اکرم صل الله علیه و آله آیه ی «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» [۸] را قرائت فرمودند. مردی برخاست و عرض کرد: ای فرستاده ی الهی این خانهها را معرفی کنید. حضرت خاطر نشان ساختند: بیوت الانبیاء (خانههای پیامبران) در این حال یکی از اصحاب برخاست و گفت: یا رسول الله! هذا البیت منها – لبیت علی و فاطمه؟ قال: نعم! من افضلها؛ ای رسول خداوند آیا این خانه هم از آن خانه هاست، خانه علی و فاطمه؟ فرمود: بلی! این خانه از جمله با فضلیتترین آن خانه هاست. [۹]
یکی از آثار ارزشمند مدینه منوره که جزء مواریث ماندگار صدر اسلام بود، ولی توسط منحرفان و جاهلان متنسک ویران شده خانهای است که حضرت علی علیه السلام و همسر ارجمندش فاطمه زهرا علیها السلام و فرزندانشان در آن سکونت داشتهاند. رسول خدا صل الله علیه و آله نسبت به این خانه علاقه و عنایت خاصی داشت و برای این که پاکی و طهارت و شایستگی ساکنین این خانه را به آگاهی اصحاب و اهل مدینه برساند، هر روز صبح، هنگام رفتن به مسجد از در این خانه عبور میکرد و اهل آن را به عنوان «اهل بیت» خطاب فرموده و به نماز فرامی خواند و آیه تطهیر را تلاوت میفرمود.
از زید بن ارقم نقل شده که رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمود: من ماموریت یافتم که غیر از در خانه ی علی علیه السلام همه درها را که به مسجد مدینه گشوده میشود مسدود نمایم. گویندهای از شما در این باره سخنی گفت (اعتراض نمود) که باید بگویم به خداوند سوگند من دری را نگشودم یا مسدود نساختم مگر آن که از جانب خدا مامور شدم. [۱۰]
علی علیه السلام تردید داشت که آیا به اقامت خود در مسجد ادامه دهد یا دری را که به خانه خدا گشوده ببندد. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله وارد شد و فرمود: به درستی که خانه برای تو بنا شد، در میان خانههای من ساکن شو به پاکی و پاکیزگی که دارا هستی. [۱۱] و بدین گونه درب حجره حضرت علی علیه السلام بسته نشد و این امتیاز برای آن حضرت در تاریخ ثبت شد. [۱۲]
خانه حضرت خدیجه علیها السلام
خانه حضرت خدیجه علیها السلام منزلگاهی است که گرامیترین رهبر الهی در حساسترین مرحله ی حیات فکری، سیاسی و اجتماعی خویش یعنی به هنگام آغاز رسالت در آن میزیست. خدیجه کبری، نخستین زنی که به رسالت پیامبر ایمان آورد، صاحب این خانه بود. عزیزترین زنان جهان، یعنی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام، در این منزلگاه دیده به جهان گشوده است. شرافت این منزل وقتی ارتقا مییابد که جایگاه نزول وحی الهی بر پیامبر اکرم صل الله علیه و آله میشود. این منزل در شهر مکه مکرمه از دیرباز مورد توجه جامعه اسلامی بوده و در اعصار گوناگون مسلمانانی علاقه مند در جهت عمران این اثر ارزشمند همت ورزیدهاند.
ابراهیم رفعت پاشا در معرفی آن مینویسد: ... مساحت آن چهل متر میباشد. در آن خانه مکتبی است که اطفال در آن قرآن مجید تلاوت مینمایند. در سمت راست آن درب کوچکی قرار دارد که با دو پله از آن بالا میروند و به راهرو باریکی که عرض آن دو متر میباشد وارد میگردند. در آن جا سه درب وجود دارد؛ دری که در سمت چپ قرار گرفته برای اتاق کوچکی است که برای عبادت پیامبر مهیا گردیده بود و در آن جا بر آن حضرت وحی نازل میگردیده است. در سمت راست آن، محل فرو رفتهای است که به گفته میشود پیامبر صل الله علیه و آله آن جا وضو می-ساختهاند. در مقابل کسی که به آن راهرو وارد میشود، مکان وسیعتری با شش متر طول و چهار متر عرض (۲۴ متر مربع) قرار دارد که پیامبر با خدیجه در آن زندگی میکردهاند. اما دری که در سمت راست قرار گرفته از آن اتاق مستطیل شکلی است که در وسط آن اتاق کوچکی در محلی که حضرت فاطمه علیها السلام متولد شده ساختهاند. بر دیوار این اتاق رفی وجود دارد که یک قطعه سنگ آسیاب قدیمی در آن جا میباشد و گویند حضرت فاطمه به منظور تهیه آرد از آن استفاده میکرده است. در طول این مسکن و راهرو بیرونی آن از سوی شمال فضای باز و بلندی که حدود یک متر و نیم ارتفاع دارد با طول شانزده متر و عرض هفت متر واقع شده که گمان می-رود مکانی بوده که حضرت خدیجه اموال تجاری خود را در آن قرار میداده است.
رفعت پاشا میگوید این بود اوصاف خانه خدیجه، خانهای شمال چهار اتاق؛ سه اتاق اندرونی که یکی از آنها برای دختران ایشان و دومی برای پیامبر صل الله علیه و اله و خدیجه علیها السلام و سومی برای عبادت رسول خدا و اتاق چهارم که در بیرونی قرار دارد، مخصوص ملاقات با مردم بوده است. این نقشه و طرح زیبا اما عاری از هر گونه تکلف و زینتهای دنیایی بسیار ابتکاری و جالب میباشد. [۱۳] متاسفانه این خانه ویران شده و هیچ اثری از آن نیست.
اتاق مخصوص عبادت
شایسته است فرد مسلمان جایی از خانه ی خود را با معنویت این بنای مقدس پیوند دهد و اتاق ویژهای را به عبادات و انجام فرایض دینی مختص نماید. در بسیاری از روایات به گزینش چنین اتاقی سفارش شده است که به دو نمونه از آنها اکتفا میشود.
مسمع میگوید: امام صادق علیه السلام به من نوشت « دوست دارم یکی از اتاقهای خود را عبادتگاه خودسازی، آنگاه از خدا بخواهی تو را از آتش دوزخ برهاند و در بهشت وارد کند. در آن جا سخن بیهوده و فراتر از حد زبان مران. [۱۴]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: علی علیه السلام اتاق متوسطی را در خانه اش ویژه ی نماز ساخته بود ... . [۱۵]
بنای خانه در صورتی با سلامت و آرامش قرین میگردد که جلوهای از معنویت و پرتوی از نور حق در آن بدرخشد. خانه ی مسلمان باید نمادی از یاد خدا، محصولی از رفعت و عظمت و میوهای از تسبیح حق در شب و روز باشد؛ چنانچه قرآن بر این موضوع اصرار دارد؛
در خانههایی که خداوند اذن داده که بزرگ داشته شوند و نام او در آنها یاد گردد و او را در آن خانهها بامدادان و شبانگاهان به پاکی ستایند. [۱۶]
حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
خانه ی مومن محل عبادت اوست. [۱۷]
در بحث اختصار آمده است؛ اگر جان دادن محتضر سخت باشد مستحب است او را به مکانی منتقل کنند که در آن جا نماز میخوانده است؛ به شرط آنکه موجب اذیت او نشود. [۱۸]
فصل دوم: مکان آرامش
مسکن، محل اصلی زندگی آدمی
مسکن حداقل برای خانوادههای کم درآمد شهری، مخصوصا در کشورهایی که در حال توسعه هستند، لزوما به معنای یک خانه نیست، بلکه ممکن است شامل یک قطعه زمین با شیر آب و چاه فاضلابی باشد. مسکن حداقل را به سختی میتوان یک خانه نامید.
در حال حاضر میلیونها خانواده در شهرهای مختلف جهان زندگی میکنند که هرگز معنای آسایش و آرامش خانهای را که به خودشان تعلق داشته باشد و از رفاه اولیه برخوردار باشد درک نکردهاند. زاغه نشینی، حاشیه نشینی و زندگی در آلونکها از پدیدههای نگران کننده شهرهاست.
واحد مسکونی محل اصلی زندگی خانواده است و باید شامل فضای کافی برای غذا (تهیه مصرف و ذخیره) دور هم نشستن، خوابیدن، فعالیتهای فردی از قبیل انجام تکالیف اعضاء و کوششهای دیگر باشد.
مسکن بر بهره وری و ثبات خانواده تاثیر میگذارد و احساس عزت و سربلندی و نیز حاکمیت امنیت و آسایش بر ساکنین آن باید تحقق یابد. به همین دلیل حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله برخورداری از مسکنی خوب را از سعادت مرد دانستهاند. [۱۹]
امام چهارم فرمودهاند:
از خوشبختی مرد است که کسبش در محل اقامت (وطن) خودش باشد و نیاز به آوارگی و دوره-گردی نداشته باشد. [۲۰]
عوامل موثر در پیدایش مسکن
توجه به مسایل بهزیستی و بهداشتی، دسترسی به تسهیلات عمومی از قبیل مراکز درمانی، مدرسه، کتابخانه، مراکز خرید، کانونهای تفریحی و مهمتر از آنها قرار گرفتن در حوالی مرکزی مذهبی و مقدس بر ارزش و اعتبار مسکن میافزاید. همچنین هوای پاک، فضای باز، میزان تحمل سر و صدا، کمی جمعیت، عملکرد موثر، ظاهر خوب و مصونیت در مقابل حوادث طبیعی، ملاحظه مسایل فرهنگی، ارزشها و هنجارهای اخلاقی از شرایطی است که باید مسکنی خوب از آن برخوردار باشد. [۲۱]
دخل و تصرف در فضا، نظم و نسق دادن، سازماندهی و ساماندهی فضا و معنا دادن به آن، معماری خانه را پدید میآورد.
انسان در عین حال که با ساختن سرپناه، نیازها و مقاصد مادی و فیزیکی خود را برآورده می-نماید، رنگ تعلقات مذهبی، عاطفی و فرهنگی خویش را در خانه به نمایش میگذارد.
اهمیت خانه سازی در اسلام
خانه سازی آنقدر در اسلام حائز اهمیت است که از روزی که مسلمان در پی تهیه وجهی برای ساختن منزل است دوست خدا شمرده میشود.
اگر صاحب خانه ورشکست شود، اسلام خانه را از مستثنیات دیون دانسته و به طلب کار اجازه ی مطالبه ی آن را نمیدهد. [۲۲]
محمد بن ابی عمیر، از پرورش یافتگان مکتب اهل بیت علیهم السلام، مدتی به شغل بزازی اشتغال داشت و دارای تمکن مالی بود، ولی در اثر حوادثی، اموالش از دست رفت و به فقر و تنگدستی مبتلا گردید. از مردی ده هزار درهم طلب داشت. مدیون برای آن که بدهی خود را بپردازد، خانه ی مسکونی خویش را فروخت و با پول آن روانه ی خانه ابن ابی عمیر شد، در را کوبید، صاحب خانه از منزل بیرون آمد. مدیون پولها را تحویلش داد. پرسید این پول را چگونه به دست آوردهای؟ گفت: خانه مسکونی ام را فروختهام. ابن ابی عمیر گفت: ذریح محاربی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرموده است:
مرد مدیون برای ادای دین از منزل مسکونیش رانده نمیشود. [۲۳]
بعد افزود، به خدا قسم! با آن که هم اکنون در مضیقه ی مالی هستم، به نحوی که حتی به یک درهم آن نیاز دارم، اما این پول را نمیگیرم.
در این ماجرا اخذ ده هزار درهم برای این ابی عمیر از نظر موازین شرعی بلامانع بود، زیرا او مدیون را به فروش منزل مسکونی ملزم نکرده بود. [۲۴] اما او به اخلاق اسلامی عمل کرد و ایثار نمود.
ویژگی خانه ی مسلمان
فلسفه انجام عبادات تحقق تقوا در عرصه ی حیات انسانی است. اگر اعضای یک خانواده باتقوا باشند، کلید خیر دنیا و آخرت را بدست آوردهاند. محل سکونت آنان در امنیت و آسایش است، زمینه رشد و تکامل آنان به بهترین صورت فراهم است.
تجمل گرایی، اسراف، افراط و زیاده روی در فراهم آوردن امکانات محل سکونت از نظر حق، کاری شیطانی، امری ناپسند و برنامهای مطابق با هوای نفس است. در تهیه مسکن باید از چشم و هم چشمی پرهیز کرد و به امور معنوی و معتدل خو گرفت و آنان را که در لذائذ دنیوی و تجملات غرق شده و از یاد حق غافل گشتهاند، سرمشق قرار نداد.
خانه باید از نظر باطن در حد اعلای معنویت و از نظر ظاهر ساده و بی پیرایه باشد، که دلها به هوا و هوس دچار نشوند و روحها و روانها از حضرت حق فاصله نگیرند. انسان برای زیستن نیاز به خانه دارد، ولی باید مراقب بود که در این مسیر فکر و اندیشه و ایمان به اسارت نرود. خانه باید ضمن تامین آرامش و آسایش اهل آن، سکوی پرواز به سوی معبود باشد و باید آن را با رعایت تقوا و قناعت، توجه به خدا و قیامت بنیان نهاد و خشنودی خداوند را در این طریق مد نظر داشت. [۲۵]
فصل سوم: خانه ی رهبران و کارگزاران نظام اسلامی
خانه رسول اکرم صل الله علیه و آله و علی علیه السلام
رسول اکرم صل الله علیه و آله در خانهای ساده و بدون پیرایه زندگی نمود و چون به سوی حق شتافت خشتی بر خشت ننهاده بود. [۲۶]
حضرت علی علیه السلام در حالی دنیا را طلاق داد که اموال زیادی از بلاد اسلامی به سویش سرازیر میشد، ولی همه را میان مردم تقسیم میکرد. [۲۷]
سفیان ثوری میگوید: علی علیه السلام نه آجری بر آجر نهاد و نه چوبی روی چوبی؛ حتی حاضر نگردید به کاخ سفید کوفه وارد شود. فقیران را بر خود ترجیح داد و آنها را در آن مکان مستقر ساخت. گاهی اوقات شمشیرش را میفروخت تا عبا و طعام خویش را تهیه کند. [۲۸]
از اصبغ بن نباته روایت شده است که، چون علی علیه السلام به کوفه آمد، به او عرض کردند، کدامین کاخ را برای سکونتت در نظر بگیریم؟
فرمود: مرا در کاخ بومان (مکان شوم و کاخ فساد) منزل ندهید. پس به سرای جعده بن هیبره مخزومی (پسر خواهر ام هانی دختر ابوطالب) وارد شد.
چون آن حضرت به کوفه آمد، بر در مسجد پیاده شد و در این مکان نماز گزارد. سپس به دیوار تکیه داد و مردم پیرامونش نشستند. پون خستگی از او برطرف گردید عرض کردند: در کدام قصر منزل مینمایی؟
فرمود: مرا در کاخ خبال (کاخ فساد) منزل ندهید. [۲۹]
ابن جوزی از سوید بن غفله نقل میکند که، روزی خدمت حضرت علی علیه السلام رسیدم، دیدم در خانه ی ایشان غیر از حصیری کهنه که روی آن نشسته، فرشی دیده نمیشود.
عرض کردم: ای امیر اهل ایمان مگر شما فرمانروای مسلمانان نمیباشید؛ مگر بیت المال در اختیارتان نیست؟ نمایندگان دولتها بر شما وارد میشوند در حالی که در محل سکونت شما جز قطعه حصیری چیز دیگری مشاهده نمیشود.
امام فرمود: ای سوید، انسان عاقل در خانه ی انتقالی لوازم و اثاث نمیآورد و حال آن که خانه ی همیشگی (سرای جاویدان) در پیش روی اوست. ما زندگی و لوازم و امکانات خود را به آن جا انتقال دادهایم و به زودی به آن دار قرار خواهیم رفت. [۳۰]
چه نیکو سروده آن شاعر شیرین سخن که:
مقصد ز کاخ و صفه و ایوان نگاشتن
کاشانههای سر به فلک برافراشتن
گلهای رنگ رنگ و درختان میوه دار
در باغ و بوستان ز سر شوق کاشتن
دانی که چیست؟ تا به مراد دل اندر آن
یک لحظه دوستی بتوان شاد داشتن
ورنه چگونه مرد عاقل بنا کند
از خاک، خانهای که بباید گذاشتن [۳۱]
حضرت علی علیه السلام درباره ی حضرت عیسی علیه السلام فرمودهاند: او سنگ را با بالش قرار میداد. لباس خشن میپوشید. نان خشک میخورد، خورشش گرسنگی، چراغ شبهایش ماه، مسکنش در زمستان مشرق و مغرب آفتاب بود (صبحها در جانب مغرب و عصرها در جانب مشرق روبروی آفتاب قرار میگرفت.) مرکبش پاها و خادمش دستهایش بود. [۳۲]
خانه ی استاندارد مدائن (سلمان فارسی)
سلمان فارسی، صحابی پارسای پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و فرمانروای مدائن، خانه نداشت و هر جا بود زیر سایبانی فرود میآمد. مردی به او گفت: آیا برای تو خانهای بسازم که از تابش آفتاب و سختی سرما در امان باشی؟ جواب داد آری؛ چون آن مرد برخاست برود، سلمان وی را فرخواند و گفت: آن را چگونه میسازی؟ گفت: چنان میسازم که اگر برخیزی سرت به سقف آن برخورد کند و اگر در آن دراز بکشی پایت از هر سو به دیوار برسد. سلمان گفت: آری همین گونه بساز. [۳۳]
خانه ی شهید مدرس
خانهای که در آن مدرس دیده به جهان گشود، در مرحله دشت زواره واقع شده است. بنایی است از خشت و گل و عاری از هر گونه تکلفات. او پس از پایان تحصیلات در نجف به اصفهان آمد و در منزلی استیجاری اقامت نمود، تا این که شترداران مهیاری و شهرضایی نذر کردند اگر سفر خود را به سلامتی طی کنند از کرایه هر شتر یک ریال جمع کرده خانهای برای مدرس خریداری نمایند. با این پول، که به ۱۷۰۰ ریال بالغ گشت منزل مخروبهای در نزدیکی بازار اصفهان، سرای معروف به ساروتقی خریداری شد. در این کلبه کوچک، شهید مدرس برای خود اتاقی در نظر گرفت و شروع به تهیه مصالح ساختمانی برای احیای این بنا نمود. برای تهیه گل کارگری اجیر کرد و خود به خشت زدن پرداخت. فرزندش میگوید: آقا خشت میزد و وقتی نیمه خشک میشد ما جمع کردیم تا کاملا خشک شود.
بدین ترتیب مدرس دو اتاق احداث نمود. پس از بازسازی و مرمت این خانه ی مخروبه و آماده نمودن آن برای سکونت، زن و فرزندان را که در روستای اسفه، از توابع شهرضا ساکن بودند، به اصفهان آورد و زندگی سادهای را در این منزل شروع کرد.
چون مدرس به عنوان عالمی طراز اول و مجتهدی پرآوازه از سوی مراجع عظام وقت به مجلس شورای ملی معرفی شد، به آبادی اسفه رفت و خانه موروثی خویش را به ساختن حمام اختصاص داد و آسیاب روستا را تعمیر و دایر کرد و با همان گاری بارکشی که برای تهیه آجر و سنگ تهیه کرده بود به تهران عزیمت نمود. در این شهر دوستانش دو اتاق پیدا کردند که اجاره یکی سی ریال و اجاره دیگری سی و پنج ریال بود. مدرس بدون آن که از نزدیک این اتاقها را ببیند آن را که اجارهای کمتر داشت برگزید. گفتند اتاق سی و پنج ریالی امکانات بهتری دارد و ... . گفت:
من همین یکی را انتخاب میکنم. چیزی که استقلال عقیده و اراده را تهدید میکند نیاز است؛ من نمیخواهم به کسانی یا افرادی محتاج باشم زیرا نوکری میآورد. میخواهم زبانم برای بیان حقایق و دفاع از محرومان باز باشد.
شبی منزل مدرس مورد استقبال سارقان قرار گرفت. بدین جهت محل مزبور را ترک نمود و به خیابان شاه آباد رفت و در منزل مردی به نام عبدالکریم مسکن گزید. سید حسن مدرس در خانه مشهدی عبدالکریم یک اتاق جنب راهرو برای بیرونی و اتاق دیگر برای مسکن زن و پسر شش ساله اش بیشتر نداشت. دیوارهای داخلی اتاق او کاه گلی بود و گلیم راه راه فرسودهای فرش آن را تشکیل میداد. در اتاق مزبور، که حدود ۲۴ متر مربع مساحت داشت، ملاقات کنندگان اعم از وزیر، وکیل، و افرادی عادی وارد میشدند و مسایل خود را مطرح میکردند.
حقوق وکالت شهید مدرس ماهی صد تومان بود که بیش از سی تومان آن را استفاده نمیکرد و مابقی آن در صندوق اداره مباشرت مجلس میماند. چون عیالش (دختر عبدالکریم) مرحوم گردید و عبدالباقی هم جوانی شده بود که نیاز به خانهای مستقل داشت، با مانده آن پول و مقدار دیگری که قرض نمود خانهای دو قسمتی در کوچه میرزا محمود (خیابان سابق برق تهران) خرید که بخشی از آن را تعمیر کرد و فروخت و از بهایش قرض خود را پرداخت و مازاد آن را به مصرف تعمیرات دیگر رسانید. از آن زمان تاکنون، این کوچه و آن خانه را به نام مدرس میشناسند. خانه مزبور توسط میراث فرهنگی شناسایی و ثبت تاریخی گردیده است و در محله عودلاجان تهران قرار دارد.
امام خمینی درباره ی مدرس فرمودهاند:
مدرس یک انسان بود و وضع زندگیش آن بود که شما شنیدهاید و من دیدم. وقتی که وکیل شد با یک گاری تک اسبی به تهران آمد. منزلش از نظر ساختمان محقر بود، زندگی او پایین تر از زندگی مردم عادی بود.
دکتر میلسپو، مستشار مالیه و رئیس خزانه داری که در سال ۱۳۵۱ ه. ق در استخدام دولت ایران بود، میگوید: مدرس در خانهای ساده زندگی میکند... غیر ممکن است کسی در ملاقات با او تحت تاثیر سادگی، هوش و قدرت رهبریش قرار نگیرد. [۳۴]
اقامت گاههای امام خمینی (ره)
امام خمینی، در ابتدای تشکیل خانواده، منزلی کوچک اجاره نمود که اثاث آن را همسرش، خانم خدیجه ثقفی (قدس ایران) آورد. این لوازم شامل گلیمی ساده، یک دست رخت خواب، چراغ خوراک پزی، قوری، استکان، نعلبکی و یک عدد قابلمه بود، تا این که بعد از دو سال لوازمی که از پدر امام به ارث رسیده بود، آیه الله پسندیده برای امام فرستادند. این لوازم نیز کهنه و فرسوده بودند. [۳۵]
امام در نجف نیز منزلی محقر تهیه نمود، که در یکی از کوچههای شارع الرسول، قرار داشت. این خانه را حاج شیخ نصرالله خلخالی برای ایشان تهیه نمود و برخی طلبهها و عدهای از مردم به سفارش وی لوازمی چون فرش کهنه، گلیم مندرس، سه – چهار دست رخت خواب، وسایل چای برای پذیرایی از مراجعین، تدارک دیدند.
چون آشپزخانهای کوچک داشت دیگ غذا را در حیاط قرار میدادند. دو اتاق که مساحت هر کدام دوازده متر مربع بود و در پایین و دو اتاق در بالا فضاهای این منزل را تشکیل میداد که یکی از آنها قابل استفاده نبود.
خبرنگار لوموند در گزارشی میگوید: در پیچ یکی از کوچههای تنگ نجف مسکن محقر آیه الله خمینی قرار دارد. این خانه همچون منزل فقیرترین افراد نجف است. [۳۶]
خدمتکار منزل امام در نجف (نادعلی) میگوید: سقف یکی از اتاقهای منزل اجارهای امام در نجف ترک خورده بود و خاک میریخت. یک روز به آقا گفتم اجازه بدهید این سقف را تعمیر کنیم.
فرمودند: لازم نیست، مقداری کهنه لای شکاف بگذار.
دکتر محمود بروجردی میگوید: یک روز بعد از ظهر که در بیت امام در جماران بودم حاج مصطفی کفاش زاده، از من خواست کمک کنم حیاط خانه را متر کند.
پرسیدم: برای چی؟
گفت: میخواهم برای بالای حیاط خانه سقف برزنتی بزنیم تا در روزهای بارانی وقتی امام می-خواهند از حیاط کوچک منزل بگذرند و به حسینیه بروند خیس نشوند و نیازی به چتر نباشد. رفتیم داخل خانه و مشغول متر کردن شدیم. امام ما را دیدند. سوال کردند چه کار میکنید؟ ماجرا را برایشان نقل کردم.
نگاهی به من کردند و فرمودند: همین جور آدم یواش یواش طاغوتی میشود. [۳۷]
محل سکونت مقام معظم رهبری
منزل پدری مقام معظم رهبری، حضرت آیه الله خامنهای، با مساحت حدود هفتاد متر مربع در محله فقیرنشین مشهد قرار داشت، که منحصر به یک اتاق و زیرزمین بود. هنگامی که برای سید جواد – پدر ایشان – میهمان میآمد اهل خانه به زیرزمین میرفتند. بعدها عدهای از علاقه مندان برای ایشان زمین کوچکی در کنار این منزل خریدند و در آن دو اتاق ساختند و بدین گونه خانه ایشان دارای سه اتاق گردید. [۳۸]
مقام معظم رهبری در مراحل بعدی زندگی و در دوران مسئولیتهای مهم سیاسی اجتماعی در خانهای سکونت داشتند که از هر گونه امکانات رفاهی ویژه و تشریفات خاص بی بهره بود و در بین محل سکونت ایشان و اقشار عادی مردم فاصلهای احساس نمیگردید. از قول ایشان نقل شده که همه اسباب و اثاثیه ی منزل او (بجز کتابهایش) در یک وانت بار جا میشود.
خانه ی رئیس جمهور شهید، محمد علی رجایی
شهید رجایی وقتی از قزوین به تهران آمد نخست در محله ی خانی آباد، بعد در خیابان ری و سپس در خیابان فرهنگ و سرانجام در چهار راه عباسی، در جنوب تهران، مستاجر بود، تا آن که برادرش موفق به خرید خانهای کوچک در چهار راه رضایی شد و در آن جا ساکن شدند.
همسرش میگوید وقتی قرار شد برای تشکیل زندگی مشترک با هم گفتگویی داشته باشیم، در اتاقی که ایشان اقامت داشتند رفتم. یک میز با چند صندلی و چراغ علاء الدین لوازم زندگی او را تشکیل میداد. کف اتاق نیز با زیلویی فرش شده بود، به من گفتند تمام دارایی من همین است؛ به اضافه تعدادی کتاب، شهید رجایی تا پایان عمر در این خانه زندگی کرد.
آری خانه عالیترین مقام اجرایی کشور در کوچه پس کوچههای جنوب تهران قرار دارد، خانهای قدیمی در یک طبقه که دیوارهای بیرونی آن از یک طرف با کاه گل و از سوی دیگر با آجرهایی فرسوده خودنمایی میکند و چون آدمی به داخل این خانه پا میگذارد احساس میکند به خانه یکی از افراد معمولی و حتی محروم قدم نهاده است. در آغاز مسئولیت نخست وزیری اش یک نقاشی ساده به خانه ی مزبور حالت داد و تا حدودی کاستیها و فرسودگیهای آن را پنهان ساخت.
یکی از مسئولین نقل کرده اولین باری که به خانه رجایی رفتم زمستان سال ۱۳۵۹ بود. همانجا گفتم مگر یک بخاری در خانه شما نیست؛ ما که داریم از سرما میلرزیم، مگر شما به اندازه افراد عادی نفت نمیگیرید! تابستان هم که رفتیم از شدت گرما حالت خفگی به آدم دست میداد.
همسرش میگوید، به دلیل خطرات ناشی از ترورهای منافقین ناگزیر شدیم تابستان پنجره اتاق-ها را مسدود نماییم، از این جهت محل سکونت ما بیش از گذشته گرم بود. شهید رجایی در تعاونی محل برای دریافت یک دستگاه کولر ثبت نام نمود (چون آن وقت این گونه کالاها از طریق جیره بندی و قرعه کشی عرضه میگردید.) یک روز مشاهده کردیم کولری آوردهاند و میخواهند آن را نصب کنند. به رجایی تلفن کردم و پرسیدم شما گفتهاید کولر بیاورند؟ جواب دادند، قبول نکنید و آن را برگردانید. بعدها در مصاحبهای توضیح داد، اگر قرار است کولری داشته باشیم مثل بقیه مردم باید در نوبت قرار گیریم و اگر مقرر گردید کولر به من داده شود به دلیل مسئولیتی که دارم باید آخرین نفری باشم که این وسیله را دریافت میدارم. خانه شهید رجایی به موزه تبدیل گردیده. [۳۹]
فصل چهارم: خانه ی علما و بزرگان دین
منزل حاج شیخ مهدی مازندرانی
امام خمینی (ره) خطاب به ائمه جمعه و جماعات، ضمن نصیحتی طولانی، فرمودهاند: در قم چهار عالم و فقیه بودند که ساده زندگی کردهاند؛ یکی از آنها علامه شیخ مهدی مازندرانی امیر کلایی است و باید از زندگی آنان درس و عبرت گرفت.
امام خمینی در یکی از بیانات خود فرمودهاند:
... آن چیزی که روحانیت آن را تا حال پیش برده و حفظ کرده است، این است که ساده زندگی کردند، آنهایی که منشاء آثار بزرگ بودند در زندگی، ساده زندگی کردند. شاید آقایان به یاد داشته باشند آن وقتی که ما به قم آمدیم در آن جا چه اشخاصی بودند. شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اینها مرحوم آقا شیخ ابوالقاسم قمی، مرحوم آقا شیخ مهدی (مازندرانی) و عده دیگر ... وقتی انسان در آن محیط واقع میشد که اینها را میدید همین دیدنها برای انسان یک درسی بود، عبرت بود. هرچه بروید سراغ این که یک قدم بردارید برای این که خانه تان بهتر باشد، از معنویت تان به همان مقدار، از ارزشتان به همین مقدار کاسته میشود. ارزش انسان به خانه نیست، به باغ نیست ... [۴۰]
پسرش نقل مینمود زمانی که پدرم در بابل استقرار یافت در منزلی موقت مهمان شدیم. مرحوم نادری، که سردفتر ثبت اسناد بود، نزد ایشان آمد و گفت: آقا شما این دفتر را امضا کنید چون صاحب این خانه میخواهد آن را به شما تقدیم کند، گفت: دفترتان را جمع کنید. من میخواستم بگویم پدر قبول کن، حاج شیخ گفت: همان یک خانه که دارم برایم کفایت میکند.
در ابتدای هجرت به قم در منزل آیه الله حاج میرزا محمد ثقفی (پدر همسر امام خمینی) به طور موقت اقامت گزید. پس از آن در کوچه ارک خانهای اجاره کرد و بعد از انقضای زمان اجاره باز منزلی دیگر در همین کوچه اجاره نمود. بعدها که صاحب خانه، آن منزل را در معرض فروش قرار داد جمعی از دوستانش آن را برای ایشان خریدند.
خانه ی حکیم ملا هادی سبزواری
حاج ملا هادی سبزواری، فیلسوف و حکیم ایرانی، در تمام عمر در خانهای ساده زندگی کرد. او در این منزل سالیان متمادی به حل و فصل پیچیدگیهای منطق و فلسفه پرداخت و منظومه خویش را در همین خانه سرود. اتاق پذیرایی اش، که در آن جا ناصرالدین شاه را به حضور پذیرفت، حدود ۱۶ متر مربع مساحت داشت. سقف آن را با نی و چوب پوشانده بود و حتی کاه گل نداشت، و زیراندازش هم حصیر بود. ناصرالدین شاه، که در این ملاقات در پی اغراض سیاسی است، با تعجب به در و دیوار منزل نگاه میکند. حکیم سبزواری متوجه قصد و تعجب او شده، میگوید:
اگرچه فرش زیر پای من بوریاست
ولکن جایگاه شیر در نیستان است
متاسفانه چند سال قبل، این خانه تخریب و ساختمان جدیدی در محل آن احداث شد. [۴۱]
خانه ی آیت الله بروجردی
یکی از خبرنگاران آمریکایی علاقه مند شد با زندگی آیه الله بروجردی آشنا شود. وقتی خانهای کهنه و قدیمی، اتاقهای شکسته و ترک خورده، درهای قدیمی و رنگ و رو رفته را مشاهده کرد و آقا را در میان اتاقی ساده و بدون تشریفات دید، با حیرت گفت:
بسیار عجیب است که مردی با این عظمت و شهرت جهانی در خانهای بی آلایش زندگی میکند. بعد به اطرافیان آقا گفت: اگر به واتیکان رفته بودید، میدید که کاخ اختصاصی پاپ و رئیس مذهب کاتولیک دارای چه تزئینات و تشریفاتی است.
بعد دست خود را به ستون گچی کنار عمارت آیه الله بروجردی زد و افزود: آقا، شیعه احتیاج به تبلیغ و مبلغ ندارد؛ شما فقط از همین زندگانی ساده ی مرجعتان فیلم برداری کنید، و به دنیا نشان دهید مردی که دنیا را متوجه خود نموده و در هر ماه میلیونها تومان بابت وجوهات به او میرسد و او هم به دیگران میرساند، در چنین خانهای زندگی میکند. [۴۲]
منزل حکیم الهی قمشهای
مرحوم الهی قمشهای به دلیل زهد و همنشینی با پایینترین طبقات مردم بسیار قانع بود و مسکنی بسیار ساده داشت.
همین خانه ی ساده و محروم از امکانات و عاری از تجملات زینتهای دنیایی، بوستان معرفتی بود که بسیاری از دانشوران حوزه و دانشگاه از رایحه ی معطر آن بهره مند گردید هاند، جلسه درس و بحث فاضل وارسته اغلب اوقات در خانه اش بود.
علامه حسن زاده آملی که در چنین منزلی در برابر او زانوی ادب بر زمین زده است میگوید: زمستانها در اتاق درسش نه کرسی بود، نه بخاری؛ فقط یک چراغ لامپای گردسوز و فرشی کهنه دیده میشد.
منزل استیجاری آیت الله سید احمد خوانساری
آیه الله حاج سید احمد خوانساری (۱۴۰۵-۱۳۰۹ ه.ق) در زهد و ساده زیستی نمونه بود. با این که پرداخت شهریه ی قابل توجه طلاب تهران، مشهد، قم و نجف را عهده دار بود، ولی هرگز در آن تصرف نکرد و تا آخرین لحظهای که در قید حیات بود خانه شخصی نداشت و عمری را در منزل استیجاری گردید. [۴۳]
محدث قمی هرگز صاحب خانه نشد
مرحوم محدث قمی، صاحب مفاتیج الجنان، در رمضان سال ۱۳۵۴ ه.ق وارد نجف اشرف گردید و به منزل حاج محمد علی اشکنانی واقع در محله جدیده رفت. وی که از افراد متدین بود و به حاج شیخ عباس قمی علاقه داشت خانه مذکور را در اختیار ائ گذارد، ولی حاج شیخ به قصد اقامت دائم، منزل مورد اشاره را اجاره نمود و تا پایان عمر در همین خانه ی کوچک و محقر ساکن بود. خانهای دارای دو اتاق، یکی در بالا که محل کار او بود و یکی هم در پایین که محل زندگی خانواده اش بود. فرش اتاق محل نشیمن همسر و فرزندانش دو گلیم بود که دو سوم اتاق را مفروش میساخت و تا آخر هم این وضع ادامه داشت و چیزی به امکاناتش اضافه نشد. [۴۴]
خانه ی آیه الله حاج شیخ مرتضی حائری
خانه ی ایشان همان منزل خشت و گلی پدرشان بود که تا آخر عمر در آن زندگی کردند؛ بدون این که نوسازی یا تعمیر و تغییری در آن انجام دهد. فردی اظهار آمادگی کرد با خرج خود خانه ایشان را به کلی برهم بزند و بنایی جدید دو یا سه طبقه بسازد، ولی آن فقیه زاهد نپذیرفت. به راستی که مسکن آن بزرگوار با آن کهنگی و فرسودگی آدمی را به یاد کلام حضرت علی درباره ی رسول اکرم صل الله علیه و آله میاندازد که فرمودهاند: ورد الاخره سلیما لم یقع حجرا علی حجر؛ در سلامت کامل برای سرای آخرت پا نهاد و سنگی بر سنگی ننهاد. [۴۵]
محل سکونت حاج میراز علی آقا شیرازی
حاج میرزا علی آقا شیرازی، استاد عرفان و اخلاق شهید بزرگوار آیت الله مطهری، از موقعی که زندگی مستقلی تشکیل داد خشتی بر روی خشتی ننهاد. خانه ی مسکونی او به همسرش تعلق داشت که از ارث پدری به او رسیده بود. خانهای محقر که درهای اتاقهای آن فاقد شیشه بود و با کاغذ جای قابها را پوشانیده بودند. حاج سید عبدالرسول رحیم زاده معروف به روغنی، از تجار معروف اصفهان، به ایشان گفته بود، اجازه دهید یکی دو اتاق برایتان بسازیم. ایشان در جواب می-فرمایند؛ احتیاجی نیست. چون حاجی میرزا علی آقا اصفهان را برای زیارت عتبات عالیات ترک نمود، مرحوم رحیم زاده فرصت را مغتنم شمرد و دو اتاق به منزل حاج میرزا علی آقا ضمیمه کرد. وقتی از سفر بازگشت ناراحت شد و به وی اعتراض کرد؛ که چرا این کار را کردی! حاجی روغنی گفته بود این دو اتاق را برای سکونت فرزندانتان احداث نمودم. [۴۶]
خانه ی علامه طباطبایی
آیه الله محمد تقی مصباح یزدی در تالار وحدت تهران در سمینار بزرگداشت علامه طباطبایی (۲۱ آبان ۱۳۶۱) یادآور شد: قیافه یک روحانی را تازه از روستا (شاد آباد تبریز) به قم آمده است در ذهن خود مجسم کنید؛ با یک عمامه کرباسی سرمهای رنگ. چنین شخصی میخواهد در حوزه تحول ایجاد نماید. چه اندازه امکانات مادی در اختیار دارد؟ نشانیش یک خانه دو اتاقی است که آن را به ماهی هشتاد تومان (در آن زمان) اجاره کرده است. خانهای که حتی نمیتوانست دوستانش را در آن جا پذیرایی کند. [۴۷]
علامه حسن زاده ی آملی در این باره گفتهاند: علامه طباطبایی اوائل منزل مسکونی شخصی نداشتند هر روز و هر از چند مدت ناگریز بودند محل زندگی خویش را عرض کنند. به ایشان عرض کردم: آقا ما باید هر شش ماه یک بار، از شما نشانی جدید بگیریم. ایشان با کمال خونسردی از این مسئله گذشتند. [۴۸]
خانه ی فقیه عارف، آیت الله بهجت
آیه الله مصباح میگوید: آیه الله بهجت منزلی در کنار مدرسه حجتیه اجاره کردند، بعد تغییر منزل دادند و رفتند اوائل خیابان انقلاب (چهارمردان) که دو اتاق بیشتر نداشت. آن اتاقی که ما میرفتیم خدمت ایشان میرسیدیم میانش پردهای کشیده شده بود که در پشت آن خانواده اش زندگی میکردند؛ زندگی بسیار ساده، دور از هر گونه تکلف و توام با نورانیت و معنویت.
منزل فعلی ایشان ظرفیت چندان زیادی ندارد و شامل دو یا سه اتاق کوچکی است که با همان گلیمهایی که از چند دهه قبل داشتند مفروش گشته است. بعد از مرجعیت آیه الله بهجت، منزل آن مرجع عظیم الشان هیچ تغییری نکرده، لذا جای پذیرایی و ملاقات از بازدیدکنندگان کم است. از این رو در ایام اعیاد و سوگواری، مردم ایشان را در مسجد فاطمیه زیارت میکنند. [۴۹]
منزل آیت الله اراکی
مرحوم آیه الله العظمی محمد علی اراکی وقتی به مرجعیت رسید در خانه ی محقری زندگی می-کرد. گروهی از اطرافیان در محل سکونت این انسان وارسته مختصر تغییری دادند، دو اتاق را یکی کردند و تختی برای ایشان گذاشتند، ایشان وقتی چنین وضعی را دید گریست و گفت: میخواهید با این کارها مرا جهنمی کنید. [۵۰]
منزل محقر آیه الله بهاء الدینی
منزل مسکونی حضرت آلله العظمی سید محمد رضا بهاء الدینی خانه ی محقر خشتی و گلی کنار حسینیه ایشان است که در مکانی قدیمی به همان شکل سابق با تغییرات بسیار جزئی باقی مانده است. هیچگاه اجازه ی تعویض و تعمیر این منزل را نداد، بسیاری از آشنایان و دوستان پیشنهادهایی در خصوص تغییر محل سکونت ایشان را دادند، و حتی اشخاصی حاضر شدند منزلی به آن مرجع عارف اهدا نمایند ولی نپذیرفتند. بارها میگفت: روی زمین بنشینم با روی فرش یا در خانه کوچکی یا در منزل بزرگی برایمان فرقی نمیکند.
در خانه ی محقر آقا حوض و باغچه کوچکی که یک درخت انگوری در آن بود، وجود داشت، در کنار این باغچه قالیچه یا پتوی کهنهای گسترانیده میشد و ایشان بر روی آن مینشست. اگر به جاهای دیگری میرفت که بوی توجه به دنیا و زخارف آن میآمد، ناراحتی در سیمای پرصلابت آن فقیه فرزانه قابل مشاهده بود و بر اثر این ناراحتی برمی خواست و میرفت. هیچ وقت مشاهده نشد برای آمدن فردی، تغییری در وضع خود و اتاق و منزل بدهد، تکلف در زندگیش دیده نمی-شد. [۵۱]
خانه ی کوچک شهید مصطفی خمینی (ره)
آیه الله بروجردی میگوید: زندگی بعضی از طلبهها از وضع زندگی شهید آیه الله حاج سید مصطفی خمینی بهتر بود. من تمام منزل ایشان را دیده بودم. آن گونه نبود که بین اتاق بیرونی و اندرونی تفاوتی دیده شود. مساحت تمام خانه شصت متر بود. حاج آقا مصطفی بسیار ساده و در سطح پایین در این خانه زندگی مینمود. [۵۲] خانم حائری، همسر مرحوم آیه الله مصطفی خمینی، میگوید: زندگی ما در نجف خیلی ساده بود و با کمترین وسایل روزگار میگذراندیم. در آن هوای گرم نجف، هشت سال یخچال و کولر نداشتیم و از فرش بی بهره بودیم، ولی سید مصطفی میگفت: باید این طور زندگی کرد. [۵۳]
فصل پنجم: جلوههای ظاهری و باطنی در مسکن
پایگاه پی ریزی زندگی اسلامی
قرآن کریم میفرماید: خانههای خود را مقابل یکدیگر (بطور متمرکز) قرار دهید. [۵۴] این کلام وحی چنین استنباط میشود که در آن زمان گروهی از پیروان حضرت موسی به صورت افرادی افسرده و با رنج روحی زندگی می-کردند و تفرقه و پراکندگی بر ناراحتیهای آنان میافزود. حضرت موسی علیه السلام و برادرش، هارون مامور شدند برای منسجم کردن زندگی آنان اقداماتی به عمل آورند. ابتدا دستور داد آنان خانههایی ساخته و مساکن خویش را از فرعونیان جدا کنند و برای استحکام روابط اجتماعی، تقویت عواطف و احیای روح جمعی و کسب اقتدار در مقابل دشمنان این خانهها را در مقابل هم و به صورت متمرکز احداث کنند و از پراکندگی و طفیلی بودن دست بردارد. در این صورت موسی و برادرش بهتر میتوانستند در میان آنان به تبلیغ دین بپردازند و پیروان آنان (بنی اسرائیل) هم قادر بودند به سهولت نماز جماعت اقامه کنند. جمله «اقیموا الصلوه» که بعد از عبارت «و اجعلوا بیوتکم قبله» آمده دلالت یا اشعار بر آن دارد. همچنین آنان با این سبک مسکن سازی زودتر می-توانستند در جلسات مشورتی و گردهم آییهایی که فراخوانی آنها از سوی رهبرانشان صورت میگرفت حضور به هم رسانند. [۵۵]
اقلیتهای مسلمان که در کشورهای غیرمسلمان زندگی میکنند باید از این اصل قرآنی الگو بگیرند و از تفرقه و پراکندگی محل سکونت اجتناب کنند و در هر شهری، محلهای را برای اقامت خویش اختصاص دهند و اجازه ندهند پیروان فرقههای دیگر در میان آنان بذر پراکندگی بیافشانند. این افراد از طریق ارتباطات و مناسبات اجتماعی که با یکدیگر دارند میتوانند بیش از محیط مدارس بر نسل جوان تاثیر بگذارند و آنها را به سوی رشد اخلاقی و بصیرت دینی سوق دهند. [۵۶]
محیط خانه و تربیت فرزند
فرزندان تحت تاثیر تمام انگیزهها و عوامل موجود در خانه قرار میگیرند. نظم خانه و چگونگی امکاناتی که پیرامون کودک قرار گرفته، از قبیل لوازم و وسایل خانه اثر عمیقی در ایجاد قریحه، ذوق و علائق کودک به جای میگذارد. زندگی منظم، شرایط مطلوب چگونگی نگرش اهل خانه از تدارک مایحتاج خویش، میزان رعایت اصول شرعی و موازین دینی، بر حالات رفتاری طفل اثر می-گذارد. میان بچهها و اعضای خانواده یک رابطه وجدانی برقرار است. والدینی که مدام به زندگی مرفه و حالات رفاهی و تکاثر فکر میکنند و در این راه تلاش مینمایند، تمایلات و خواستههای کودکان خویش را از رشد و شکوفایی محروم مینمایند و استمرار این روند در بروز نابسامانی و آشفتگی روحی و ذهنی آنان دخالت دارد. [۵۷]
خانه و تلاوت قرآن
یکی از سنتهایی که میتواند محل سکونت را معطر سازد تلاوت قرآن است. رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند:
نوروا بیوتکم بتلاوه القرآن ... ؛ خانههای خود را به تلاوت قرآن منور سازید و آنها را به صورت گورستان درنیاورید؛ چنانکه یهود و نصارا کردند. نماز و عبادت خویش را به معابد و کلیساها اختصاص دادند و خانههای خود را از عبادت تهی ساختند. اگر در خانه نماز بسیار خوانده شود و تلاوت قرآن در آن زیاد باشد خیرش فراوان میگردد و اهل خانه از آرامش روحی برخوردار می-شوند و آن منزل برای اهل آسمان چنان نورافشانی کند که ستارگان برای اهل زمین. [۵۸]
حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
خانهای که در آن قرآن خوانده شود و خدای عزوجل یاد گردد برکتش بسیار شود، فرشتهها در آن حاضر شوند، شیاطین آن را ترک کنند و برای اهل آسمان بدرخشد؛ چنانکه اختران برای اهل زمین میدرخشند. و به راستی خانهای که در آن قرآن خوانده نشود و ذکر خدا در آن نگردد برکتش کم شود، فرشتهها از آن دوری گزینند و شیاطین در آن حاضر شوند. [۵۹]
امام صادق علیه السلام فرمود:
چون در خانهای مرد مسلمانی باشد که قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را به یکدیگر بنمایند چنانکه اهل زمین اختران درخشان را به یکدیگر نشان میدهند. [۶۰]
بهترین خانهها
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: برکت به جانب خانهای که مردمان دیگر از آن بهره-مند میشوند تندتر است از رفتن کاردی تیز در کوهان شتر (که مانند دنبه است) و یا مثل سیل روان شدن به محلی که میایستد، یعنی در خانه ی کریمان همیشه خیر و برکت جاری است و هر چه از آن برود سریع تر باز میگردد. [۶۱]
ابوحمزه میگوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم چه میفرمایید درباره ی مسلمانی که در خانه خود به سر میبرد و مسلمانی دیگر در خانه اش میآید و اجازه ی ورود میطلبد ولی آن مسلمان اجازه ی ورود نمیدهد و به استقبلالش نمیرود؟
فرمود: ای ابوحمزه هر مسلمانی که برای دیدار مسلمانی دیگر به خانه ی او رود و یا جهت نیازی مراجعه نماید و صاحب خانه با اینکه در منزل هست اجازه ی ورود به وی ندهد و به استقبالش نیاید، چنین فردی مشمول لعنت خداست و این برنامه تا هنگامی که با آن مسلمان مراجعه کننده ملاقات نماید استمرار دارد.
با شگفتی عرض کردم: فدایت شوم آیا آن مسلمانی که اجازه ی ورود ندهد در لعنت پروردگار خواهد بود! به راستی چنین است؟ فرمود: آری این گونه است. [۶۲]
همچنین آن حضرت تاکید نمودهاند: بهترین خانههای شما خانهای است که در آن یتیمی باشد و به او نیکی شود و بدترین خانههای شما، خانهای است که در آن یتیمی زندگی میکند که با او بدرفتاری میشود. [۶۳]
مکان اسکان مسافران
در دستورهای دینی، اختصاص منزلی برای مسافران و عابرین توصیه شده است.
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: هر چیزی زکاتی دارد و زکات خانه اتاق پذیرایی از میهمانان است. [۶۴]
رسول اکرم صل الله علیه و آله یکی از هفت چیزی را که بعد از مرگ مومن پاداش آن به مومن میرسد، منزلی دانسته که برای مسافرین در راه مانده ساخته شده است. [۶۵] همچنین آن حضرت فرمودهاند: کسی که در کنار جادهای برای در راه ماندگان و عابرین منزلی بسازد، خداوند روز قیامت او را بر مرکبی که با در و گوهر تزیین شده است، سوار میکند و نور صورت او تمام نورها را تحت الشعاع قرار میدهد، تا آن جا که در برابر نور حضرت ابراهیم علیه السلام قرار میگیرد. مردم میپرسند. آیا این فرشتهای است که هرگز مانند او ندیده-ایم؟ و با شفاعت وی چهل میلیون انسان به بهشت میروند. [۶۶]
امیر مومنان علیه السلام در محله بنی زریق مدینه خانهای داشت که آن را بر خالههای خود و فرزندان ایشان وقف نمود و نوشت که در صورت انقراض نسل آنان، این خانه در اختیار مسلمانان نیازمند قرار گیرد. [۶۷]
در توصیههای آن امام به فرزند جندب تاکید شده است که، از صفات کسی که نمازش قبول خواهد شد این است که به افراد غریب منزل دهد، و این شخص چون نور آفتاب میدرخشد. اگر مرا بخواند جوابش میدهم و اگر درخواست نماید به او عطا میکنم. [۶۸]
سبک سنتی و موازین شرعی
یکی از وجوه اعجاز قرآن، حجم عظیم اشارات و دقائقی است که در لابلای این کلمات آسمانی نهفته است. قرآن در خصوص مواجه شدن حضرت ابراهیم علیه السلام با میهمانان و افراد تازه وارد میفرماید: «به دنبال آن پنهانی به سوی خانواده ی خود رفت و گوساله ی فربه (و بریانی) را برای آنان آورد.» [۶۹]
از این عبارت چنین برمی آید که خانه ابراهیم علیه السلام دارای دو قسمت بیرونی و اندرونی بوده است، که این موضوع باید در خانه سازی پیروان قرآن مورد توجه قرار گیرد.
متاسفانه امروزه، به تقلید از معماریهای غربی، بخش اعظم زیربنای خانه به صورت یک سالن باز درمی آید که در گوشهای از آن آشپزخانه وجود دارد که فاقد هر گونه در و پنجره و پردهای می-باشد و به اصطلاح مردم «اوپن» است که بانوی خانه یا دختران در آن جا مشغول طباخی، آشپزی و آماده سازی وسایل پذیرایی برای میهمانان هستند و آنان در سالن بخوبی فعالیتهای اهل خانه را مشاهده میکنند. گاهی هم آیینه بزرگی در یکی از ضلعهای اتاق نشیمن نصب گردیده که افق دید میهمانان را فزونی میبخشد.
در زمان طاغوت (رژیم پهلوی) حدود سالهای ۱۳۵۰-۱۳۴۰ ه.ش. شهرداری تهران تصمیم گرفت برای احداث ساختمان مجوز صادر کند تا آن طور که ادعا میکردند بافت شهری حفظ شود و گرفتن مالیات هم تحت ضابطه درآید. این توجیهات به ظاهر اصولی پوششی بود برای آن که به تدریج خانهها از آن شکل سنتی قدیم که کاملا با عادات، باورها و اعتقادات مردم هماهنگ بود، خارج شده به شکل جدیدی درآید و منطبق با اهداف استعماری شود. برای این کار در شهرداری به خانههایی که یک هال در وسط، حمام، آشپزخانه و دستشویی در یک طرف و اتاق-های پذیرایی و خواب هم در اطراف آن باشد راحت تر و سریع تر مجوز میدادند. طبعا بسیاری از مردم نیز همین مسیر آسان را طی میکردند و بساز و بفروشها که اساسا به دنبال همین موارد بدون گرفتاری و دردسر بودند طرح مزبور را پیگیری نمودند و بتدریج اغلب خانههای متوسط و کوچک به قیافه یکسان درآمد. مهمترین خصوصیت منفی این نوع خانهها بی حجاب بودن آن-هاست. چون همه ی اتاقها به هال باز میشود، هیچ حفاظ و پوششی در کار نیست و وقتی یک نفر نامحرم در خانه باشد، زن معتقد به موازین شرعی و حجاب، معذب میشود و رنج میبرد.
خانههای قدیمی به نحوی ساخته میشد که رعایت مسایل محرم و نامحرم و میهمانان آشنا و غریبه میگردید و همه افراد در کمال آسایش و امنیت و با کمترین تدبیر جنبههای شرعی در روابط زن و مرد را مراعات میکردند.
وجوه ورودی نسبتا طولانی و احیانا پیچ در پیچ، دیوارهای بلند، مجموعه قابل تفکیک مردانه و زنانه، سقفهای گنبدی به عنوان سنگرهایی برای خوابیدن در بین آنها در شبهای تابستان و ملاحظه همسایگان، رو به قبله بودن خانه و متمرکز بودنشان هم نشان از تاثیر مذهب و اخلاق بر روی آنها میباشد. حتی صاحب خانه برای رعایت حال افرادی که به منزل او مراجعه میکردند در جلو خانه فضایی را با آجرکاری و گچ بری و جلوههای هنری تزیین مینمود و دو سکو در طرفین آن تعبیه میکرد تا تازه وارد در فصل تابستان از خشونت گرما و در زمستان از سرما و نزولات جوی مصون باشد و ضمنا اگر قدری معطل گردید خسته نشود و بر سکوهای ورودی خانه استراحت کند.
درب چوبی دو کوبه داشت، کوبه سنگین تر و با صدای خشن تر برای در زدن مردان و دیگری که سبک تر و ظریف تر و با صدایی نازک تر اهل خانه را خبر میکرد، به زنان اختصاص داشت. این نوع مساکن هنوز در مناطق مرکزی و کویری ایران قابل مشاهده است و در زادگاه نگارنده، شهر زواره، اکثریت منازل چنین وضعی را حفظ کردهاند؛ [۷۰] اگر چه اقبال عمومی و تمایل مردم به آنها رو به کاهش است.
در خانههایی که به سبک سنتی ساخته میشد ضمن آن که ملاحظات اقلیمی و شرایط آب و هوایی میگردید چگونگی اتاقها و فضاها به گونهای بود که هر کدام از افراد میخواستند کاری انجام دهند یا استراحت کنند مزاحم دیگر اعضا نمیشدند. در خانههای امروزی همه باید از همه چیز اجبارا شریک باشند اگر تلویزیون و رادیو روشن است باید همه ببینند و گوش کنند و اگر میهمانی برای یکی از افراد خانه آمده همه باید گرد او اجتماع کنند و وقت بگذرانند. اگر موقع خواب است همه باید بخوابند. اتاقها و فضاها آن گونه نیست که رفتار افراد مستقل و طبق برنامه ریزی خودشان باشد.
اساسا خانههای جدید برای خانوادههای دو یا سه نفره طراحی شده که چندان تقیدی هم به اعتقادات مذهبی به خصوص عفاف و حجاب ندارند. در صورتی که در خانههای سنتی روابط خانوادگی و رفت و آمد بین خویشاوندان و اجرای اصل مهم صله ارحام محسوس تر و پایدارتر بود و فامیل بیشتری در کنار هم زندگی میکردند. زندگی جمعی دو یا سه خانواده در یک خانه بزرگ که بخشهایی قابل تفکیک داشت گرم تر و مهربان تر بود و هم قانع تر، کم مصرف تر و همه اهل تلاش و تکاپو با حالتی از توکل و توجه به لطف الهی.
بدیهی است وقتی قرار است هر زن و شوهر تازه ازدواج کردهای در یک خانه مستقل زندگی کنند مشکل مسکن شکل جدی و نگران کنندهای پیدا میکند و گره گشایی از این معضل برای دولت و مردم بسیار مشکل و پیچیده میگردد و به صورت یک عارضه منفی اجتماعی بروز میکند. علاوه بر آن که در خانههای بومی بسیاری از گرفتاریها و ناهنجاریها مشاهده نمیشد، چون تجربه ی بزرگ ترها، شور و حرارت جوان ترها و عواطف قوی افراد با یکدیگر ممزوج میگردید و ابرهای تیره را از آسمان آرامش محو میکرد.
هم زمان با ترویج احداث ساختمانهای جدید برنامههای تبلیغی زیان باری ترتیب داده شد و در جراید و نشریات و رادیو به طور مداوم از اختلاف دو نسل و تفاوت پیر و جوان صحبت شد و هنوز به اختلافات عروس و مادر شوهر دامن زده میشود. به هر حال چنین برنامههایی در ذهن زوجهای جوان تصوری منفی از بزرگترها به جای نهاد، آن چنانکه عروس و دامادها بر این باورند که به محض ازدواج باید به خانهای مستقل بروند. بدین گونه هم تشکیل خانواده مشکل شده و هم زندگی در خانههای مستقل، گرفتاریهای ناشی از کم تجربگی و تنهایی و جدایی را در پی دارد. ناگواریهای مذکور، به همراه دلزدگیها و فشارهای اجتماعی و اقتصادی و کم رنگ شدن رعایت موازین شرعی در مسایل خانوادهها بتدریج افراد را فاقد آرمانهای عالی و فضایل اخلاقی میکند.
مکان تخلی
حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
الحیاء مفتاح الخیر؛ شرم و حیا کلید خوبی هاست. [۷۱]
در سنتهای متکی بر ارزشهای دینی تذکر دادهاند که محل تخلی باید دور از چشم دیگران باشد. این نکته چنان است که حتی هنگام گفتگو هم برای رعایت ادب به مستراح آبریزگاه، توالت و دستشویی گفته میشود. در خانههای به سبک سنتی این بخش از خانه در پنهانیترین و دورافتادهترین زاویه خانه ساخته میشد، اما حالا آن را در داخل خانه و در برابر چشم همگان می-سازند، که علاوه بر داشتن عوارض منفی بهداشتی فراوان، آن حیا و ادب هم از بین می-رود. [۷۲]
پیامبر اسلام صل الله علیه و آله میفرماید: جبرئیل بر من نازل شد و گفت:
انا معشر الملائکه لاندخل بیتا فیه کلب، ... و لا اناء یبال فیه؛ ما گروه ملائکه در خانهای که در آن سگ، ... و ظرف مخصوص ادرار باشد، وارد نمیشویم. [۷۳]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: شایسته است که مکان تخلی در پوشیدهترین جای خانه باشد؛ همان گونه که خدای حکیم راه تخلیه انسان را در پوشیدهترین موضع پیکر انسان نهاده است. [۷۴]
همچنین رو به قبله یا پشت به قبله تخلی کردن، در فرهنگ شیعی حرام است. [۷۵] بر این اساس یکی از ویژگیهای معماری اسلامی آن است که مکان تخلی هیچگاه رو به قبله یا پشت به قبله ساخته نمیشود.
مسئله: اگر ورق قرآن در بیت الخلاء یا چاه توالت بیفتد واجب است استخراج آن؛ و الا اقوی و اولی آن است که در آن بسته و مضمحل شود. [۷۶]
نظافت مسکن
از مسائلی که اسلام بر آن تاکید کرده، رعایت نظافت خانه و اهتمام در پاکیزگی و طهارت محل سکونت است. پیشوایان معصوم علیهم السلام، آلودگی، بی نظمی و کثافت را مذمت کرده و به پیروان خود توصیه نمودهاند که محل زندگی خویش را طیب و طاهر نگه دارند و فراهم آوردن زمینه آلودگی، بوی بد، تعفن و مانند آن، نه تنها موجبات ناگواری اهل خانه را به وجود میآورد، بلکه موجی از نفرت و بی مهری را بر روابط همسایهها حاکم مینماید.
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: خداوند طیب و نظیف است ... پس جلو خانههای خویش را پاکیزه سازید. [۷۷] و نیز آن حضرت یادآور شدهاند: شستن ظروف و پاکیزگی حیاط منزل موجب غناست. [۷۸]
مسئله: اگر جایی از خانه یا فرش کسی نجس باشد و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر کسانی که وارد خانه او میشوند با رطوبت به جای نجس رسیده است، لازم نیست به آنان بگوید. [۷۹]
امیر المومنان علیه السلام فرمودهاند: خاکروبه ی منزل را پشت در خانه جمع نکنید زیرا ماوای شیطان است. [۸۰]
رسول اکرم صل الله علیه و آله هم به مسلمانان هشدار دادهاند خاکروبه را در خانه نگه ندارید؛ که جای اجتماع شیاطین است. نیز فرمودهاند: خانه را از تارهای عنکبوت پاک کنید، زیرا این تارها محل نشو و نمای شیاطین (میکروبها) است. [۸۱]
حضرت باقر علیه السلام فرمود: جاروب کردن خانهها موجب از بین رفتن فقر و ناداری است. [۸۲] امام ششم فرمودهاند: شستن ظرفها و جاروب کردن آستانه ی خانه باعث جلب رزق و روزی میشود. [۸۳]
رسول اکرم صل الله علیه و آله میفرمایند: با هر چه که در توان دارید به نظافت و پاکیزگی روی آورید، همانا خداوند اسلام را بر نظافت بنا کرده است و کسی به بهشت نمیرود جز آنکه نظیف باشد. [۸۴] آن حضرت فرمودهاند: آنچه از سفره میماند و قابل مصرف و خوردن نیست نگذارید تا شب در خانه بماند و در همان روز روشن از محل سکونت خویش خارج کنید، همانا ماندههای غیرقابل مصرف سفره محل تجمع شیطان (محل رشد میکروب و ویروس) میباشد. [۸۵] در دستورهای دینی به آرامش روانی و بهداشت روح توجه گردیده است و چون زندگی در قبرستان موجب افسردگی و حزن میشود مسلمانان از خانه سازی در گورستان منع شدهاند. [۸۶]
به همان میزان که اسلام که به پاکیزگی و نظافت خانه توجه نموده و رعایت آرامش روانی و آسایش اهل آن را به مسلمانان توصیه کرده است. از این که انسان مسلمان در خانه سازی به زینتهای اشرافی، تجملات و اموری که آدمی را از یاد خداوند غافل کند و ترویج شرک و بت پرستی باشد و خانه را به گونهای به ادواتی مجهز کند که بر اثر آن از وضع زندگی مسلمانان خصوصا محرومان بی خبر شود و در امور تزئینی بطور افراطی غرق شود، منع شده است. حضرت علی علیه السلام در سخنی زیبا وضع معماری مساکن بصره را این گونه ترسیم فرمودهاند: وای بر راههای آباد شما و خانههای مزینی که کنگره هایشان همچون بالهای باز و گشاده و ناودانهایش بسان خرطوم فیلها آویزان است. [۸۷]
تزیین خانه و زیباسازی آن
ساختن پیکر انسان و حیوانات و نیز ترسیم تصاویر آنها و نصب این گونه آثار در خانه، کار ناروایی محسوب میشود. اسلام تمایل دارد ذوق، خلاقیت، ابتکار هنری، وقت و همت هنرمندان در زمینههایی غیر از پیکرتراشی و صورت نگاری هدایت شود و به جای آرایش با پیکر جانداران با خطوط بسیار زیبا و ابتکاری و هنرهای دیگر اماکن را تزیین نماید. شاید فردی بپرسد پس چرا قرآن میگوید: کارگزاران حضرت سلیمان پیکرسازی میکردند؟ [۸۸] امام صادق علیه السلام در پاسخ این سوال چنین فرمودهاند: سوگند به خداوند آنان مجسمههای مردان و زنان را نمیساختند بلکه سازنده ی تندیس درختان و ... بودند. [۸۹]
هنر اسلامی همواره در پی آن است که با تاثیرپذیری از روایات معصومین علیهم السلام، فضایی بیافریند که در آن بر سرشت موقت و گذرای اشیاء مادی تاکید شود و تهی بودن آنها مورد توجه باشد.
البته اشیا به مثابه بازتاب و مظاهر مراتب عالی تر هستی و آیهای از حقیقت مطلق مطرح اند. این دو جنبه را به روشنی میتوان در نقوش اسلیمی که مشخصه هنر اسلامی است مشاهده کرد، که در آن فضای منفی و فرم مثبت به طور برابر نقش اساسی دارند. نقوش مذکور این مکان را برای فضای خالی فراهم میآورد که به قلب ماده نفوذ کند، تیرگی آن را بزداید و آن را در برابر نور الهی شفاف کند، نقش اسلیمی از طریق بسط و تکرار فرمهایی که با فضای خالی در هم آمیخته است، از ثابت ماندن نگاه در یک نقطه و محصور شدن ذهن در انواع خاص انجماد و تبلور ماده جلوگیری میکند و به چشم و ذهن وسعت میبخشند.
از مجموع روایاتی که از پیامبر اسلام صل الله علیه و آله درباره ی نقاشی و مجسمه سازی نقل شده است اینگونه برمی آید که آن حضرت رفاه طلبی را مانع زهد و وارستگی میدانستهاند.
دل به دنیا بستن با خانه خوب و محکم و مجهز به امکانات کافی، فرق میکند. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله برای این که جلوههای فناپذیر آدمی را نفریبد توصیه نمودهاند مسلمانان گاهی به گورستانها و خرابهها سری بزنند. علمای اخلاق نیز سفارش میکنند لااقل هفتهای یک بار به قبرستان سری بزنید تا قدری دلتان از حب دنیا و توجهات نفسانی پالایش شود و تعادلی بین دنیا و آخرت پدید آید. [۹۰]
این که رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودهاند: جبرئیل نزد من آمد و گفت ما داخل خانهای نمیشویم که در آن سگ یا مجسمه یا ظرفی که در آن بول میشود، باشد بدان مفهوم است که این مساکن از رحمت الهی دورند و برای حضور شیاطین مهیاترند زیرا گناه و خلاف در آنها صورت میگیرد. [۹۱] معنای این هشدارها مخالفت با آفرینش زیبایی و جلوههای هنری نمیباشد و بلکه هدف این است که مسلمانان از هر نوع گرایش به مظاهر شرک و تداعی کنندههای بت پرستی مصون باشند. توجه افراطی به این امور و اهتمام به تهیه و نگاهداری آنها دل را از عبادت خدا و توجه خالصانه به درگاه حق باز میدارد و نکوهشهای یاد شده در جهت باز گرداندن افکار و دلها از این مسیر انحرافی به توحید ناب و بدون پیرایه است. [۹۲]
امام خمینی میفرماید:
آنچه حرام میباشد ساختن مجسمه ی جانداران است. [۹۳]
اسلام به رغم آنکه پیروان خود را از نگهداری مجسمه موجودات جاندار در خانه نهی کرده و ترسیم این گونه تمثالها را مذمت نموده است برای داشتن زندگی بانشاط و مملو از شادابی و تنوع به نگهداری کبوتر، خروس و گوسفند در خانه سفارش کرده است. بخصوص توصیه مینماید خوب است مسلمان یک جفت کبوتر در خانه خود نگاهداری کند زیرا صدای خفیف بال زدن آن-ها طرد کننده ی شیطان است. [۹۴]
رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود: خروس سفید صدیق من است و دشمن آن دشمن خدا محسوب میشود، صاحبش را پاسبانی میکند و تا هفت خانه نگهبان همسایگان است و آن حضرت در خانه خروس نگه داری میکرد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در خانه ی هر پیامبری کبوتری نگه داری میشد؛ زیرا سفیهان طایفه جن در خانهها با بچههای اهل خانه بازی میکنند وقتی در خانه کبوتر باشد با آنها بازی میکنند و با اهل خانه کاری ندارند. همچنین آن فروغ امامت فرمودهاند: در خانه حضرت محمد صل الله علیه و آله یک جفت کبوتر قرمز رنگ بود. [۹۵]
اسلام از زیبایی و زینت متعارف منزل حمایت میکند به شرطی که برای آراستن منزل از موازین شرعی پیروی شود. امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و خشونت و خشن سازی بر او ناگوار است. بدون شک هر گاه خداوند نعمتی بر بنده اش ارزانی می-دارد دوست دارد که بازتابش را بر او بنگرد. از امام پرسیدند: چگونه؟ فرمود جامه اش را زیبا سازد و بوی خوش بر خویش بیامیزد خانه اش را سفید (گچ کاری) کند آستانه اش را از خاکروبه پاک کند. حتی روشن کردن چراغ قبل از غروب بر روزی میافزاید. [۹۶]
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که رسول اکرم صل الله علیه و آله کراهت داشت که بدون چراغ وارد خانه تاریک شود و نیز آن خاتم رسولان دوست داشت که دخول و خروجش از خانه در شب جمعه باشد. [۹۷]
مسکن وسیع، نشانه ی سعادت
از مسایلی که آیین مقدس اسلام بر آن تاکید دارد فراخی و وسعت خانه است. حضرت محمد صل الله علیه و آله فرمودهاند: سه چیز مایه سعادت است؛ همسایه خوب، خانه وسیع و مرکب خوش رفتار (رام). [۹۸]
امیر المومنان علیه السلام نیز بشارت دادهاند: برای خانه شرافت و برکتی است، شرافت آن در وسیع بودن جلو حیاط و منزل و صالح بودن خانواده است. اما برکت آن در برتری نشیمن گاه، وسعت صحن و حیاط و نیکو بودن همسایههایش نهفته است. [۹۹]
وسیع بودن خانه با روی آوردن به تجمل و رفاه فرق میکند. اسلام خانهای را مورد توجه و تشویق قرار داده که صفا و شور زندگی در آن باشد و نبض حیات سالم و زلال در آن بتپد، به همین دلیل امام صادق علیه السلام فرمودهاند:
یکی از چیزهایی که مسلمان را تامین میکند خانه وسیعی است که ناموس او و وضع نابسامانش را از چشم مردم بپوشاند.
همانگونه که در اسلام، زیستن در خانههای وسیع مورد تشویق قرار گرقته زندگی در مساکن تنگ نکوهش شده است. رسول اکرم صل الله علیه و آله یکی از سه چیزی را که سبب بدبختی آدمی میشود، خانه ی کوچک دانستهاند. [۱۰۰]
امام صادق نیز یکی از سه چیزی را که برای انسان شومی به بار میآورد خانهای میداند که حیاط تنگی دارد و همسایگان شری در مجاور آن اقامت گزیدهاند و در بنای آن عیوب زیادی دیده میشود. [۱۰۱]
امام باقر علیه السلام نیز در مذمت خانههای کوچک نکاتی به همین مضمون را ذکر کرده-اند. [۱۰۲]
معمر بن خالد میگوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام خانهای خرید و به یکی از دوستانش که در خانهای تنگ زندگی میکرد فرمود برو در آن خانه بنشین. گفت: پدرم به این خانه اکتفا میکرده و علیرغم کوچکی اش به آن قناعت کرده است. حضرت فرمود: شاید پدرت احمق بوده، آیا تو هم میخواهی این گونه باشی! [۱۰۳]
یکی از پژوهشگران اروپایی به این نتیجه رسیده است که زیستن در اتاقهای کوچک و بدون پنجره که با فضای خارج و هوای سالم کمتر ارتباط دارند در پیدایش افسردگی ساکنین آنها دخالت دارد. [۱۰۴]
فصل پنجم: بایدها و نبایدها در تهیه و ساخت مسکن
نکوهش ساختمان بلند
از مجموع روایات نقل شده از معصومین چنین برمی آید که احداث ساختمان مرتفع شایسته نیست و این مساکن زیانهایی در پی دارند که عوارض ناگوار آن بر کسی پوشیده نیست.
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: خداوند فرشتهای برای ساختمانها گمارده است؛ این فرشته به کسی که سقف خانه اش را فراتر از هشت ذرع (تقریبا برابر ۵/۳ متر) مرتفع کند میگوید ای تبهکار چه میخواهی. [۱۰۵]
در برخی احادیث تصریح شده هر گاه ارتفاع بنا از هشت ذراع فراتر رفت باید بر فراز آن آیه الکرسی نگاشت. [۱۰۶] ابوخدیجه گفت: دور تا دور اتاق امام صادق علیه السلام آیه الکرسی و در قبله ی نمازخانه اش نیز آیات قرآنی نوشته شده بود. [۱۰۷]
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: حق همسایه آن است که بنای خود را از بنای او بالاتر نبرد و جریان هوا را بر او نبندد. [۱۰۸]
در منابع معتبر روایی تصریح گردیده است که خانههای با ارتفاع زیاد محل سکونت جنیان و شیاطین است.
شخصی به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب گردید و عرض کرد طایفه ی جن اهل خانه و عیالم را آزار میدهند. حضرت پرسید: ارتفاع خانه ات چه قدر است؟ گفت: ده ذراع! حضرت فرمود: از زمین تا هشت ذراع اندازه بگیر و بین هشت تا ده ذراع را آیه الکرسی به دور خانه ات بنویس، زیرا منزلی با این ارتفاع محل حضور جنیان است.
در حدیث دیگری آمده است، فردی را آزار جنیان نزد امام باقر علیه السلام شکایت کرد. حضرت فرمود: سقف خانه خود را هفت ذراع قرار بده و در اطرافش کبوتر جای ده. راوی گفت چنین کردم و دیگر آزاری از جن ندیدم.
در خبر دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است خانههای خود را تا هفت ذراع قرار دهید که در زیادتر از شیاطین ساکن میشود، زیرا آنان نه در آسمان و نه در زمین هستند، بلکه در میان هوا میباشند. [۱۰۹]
از نظر شرع و موازین دینی، شهری را به تورم ساختمانی مبتلا کردن و بخشی را از آسمان خراشها اشباع نمودن و قسمت دیگر را مخروبه نگه داشتن، به این امید که مشکل مسکن حل شود، امر درستی نیست. خانههای با ارتفاع زیاد علاوه بر آن که برای صاحبان آنان نوعی کبر و غرور کاذب ایجاد میکند، بر خانههای مجاور اشراف پیدا مینماید و زمینههای نگاه حرام و تیر زهرآگین گناه را فراهم مینماید.
روزی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله همراه صحابه از جایی عبور میکردند. ساختمان بزرگ و مرتفع و قبه مانندی را مشاهده کردند. پرسیدند این بنا به چه کسی تعلق دارد؟ گفتند: متعلق به مردی انصاری است. بعد از چند روز صاحب خانه ی مزبور به محضر آن بزرگوار شرفیاب گردید. حضرت از وی روی برتافت. حضرت عقیده داشتند چنین بناهایی برای ساختمانهای محل، زحمت ایجاد میکند. [۱۱۰]
پشت بام ساختمان
مستحب است لب بام هم سطح بام نباشد و حائلی، حداقل به اندازه ی یک ذراع، بلندتر داشته باشد.
رسول اکرم صل الله علیه و آله مسلمانان را از خوابیدن بر بامی که دیوار ندارد نهی کرده و فرمودهاند: هر که بر بام بدون دیوار بخوابد از امان خدا بیرون رفته است.
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: تنها خوابیدن بر بام مکروه بوده و خوابیدن روی بام بدون دیوار روا نیست. پرسیدند اگر سه طرف بام دیوار داشته باشد، چگونه است؟ فرمود: کفایت نمی-کند و باید از چهار طرف دیوار باشد. [۱۱۱]
آپارتمان نشینی
پدیده آپارتمان نشینی از مسایل جدید و نشات گرفته از دنیای صنعتی است که تاریخی بس کوتاه دارد. بررسیها نشان داده که ساکنین این ساختمانها، به ویژه زنها، بیشتر به پزشک مراجعه میکنند و احساس بیماری جسمی و روحی آنان بیش از دیگران است. محیط محدود و فضای بسته ی آپارتمانها زمینه را برای محدود اندیشی فراهم میکند.
براساس تحقیقات به عمل آمده در یکی از کشورهای اروپایی، رشد فکری و جسمی اطفال به موازات نوع مسکن پیشرفت دارد، حتی این بررسیها نشان داده که مالک یا مستاجر بودن، منطقه ی محل سکونت و تراکم جمعیت بر جنبههای عاطفی و فکری کودکان اثر میگذارد. اغلب اطفالی که در خانههای کوچک آپارتمانی زندگی میکنند از بیماریهای تنفسی رنج می-برند. [۱۱۲]
بسیاری از اختلافات ساکنین مجتمعهای مسکونی ناشی از عدم شناخت نسبت به حوزه مالکیت اشخاص است، زیرا آنان فکر میکنند چون صاحب خانه هستند مختارند هر گونه بخواهند زندگی کنند.
سر و صدای بچهها، عدم احساس مسئولیت نسبت به نم زدگیها، خرابیها، ترکیدگی لوله، چکه کردن آب، عدم رعایت موازین شرعی در خصوص وضع حجاب، لباس و پوشش، عوارضی است که برای ساکنین این خانههای لانه زنبوری و فشرده در هم به وجود میآید. این نوع زندگی، عاطفه، الفت و صمیمیت را کم رنگ میکند.
خانه ی مجلل، نقمت یا نعمت
سکونت در خانههای مجلل و زندگی در ناز و نعمت افراطی، آدمی را از یاد حق غافل میکند و او را برای طغیان در برابر حق مهیا مینماید.
قوم ثمود، برای سکونت خود کوهها را با مهارت خاصی میتراشیدند و از دل کوه قصر می-ساختند. [۱۱۳] آنان وقتی هوا ملایم بود خانههایی در زمینهای مسطح میساختند و برای زمستان در دل کوهها خانه میساختند تا محکم تر و گرم تر باشد. [۱۱۴] اما نعمتهای الهی را فراموش کردند و با وجود آن که در موقعیت بسیار خوب و خوشی بسر میبردند و از باغهای سرسبز، چشمههای جوشان و زمینهای حاصلخیز استفاده مینمودند. به فساد و بت پرستی روی آوردند.
قوم عاد در سرزمین احقاف و جنوب غربی جزیره ی العرب، بین یمن و حضرموت، زندگی می-کردند. آنان در جاهای مرتفع و در ارتفاعات بناهایی احداث میکردند که احتیاجی به آن مساکن نداشتند، بلکه صرفا برای فخر فروشی و یا تفریح خانه میساختند. از این رو حضرت هود علیه السلام در مقام سرزنش آنان میفرماید: آیا در هر جای بلندی ساختمانی را برای نشانه بنا می-کنید. [۱۱۵] این قوم برجهای بلندی برای کبوتران میساختند تا وقت خویش را به بازی با این پرندگان سپری کنند. گویا اصلا به فکر به پایان رسیدن عمرشان نبودند. به همین دلیل هود به آنان گفت: شما خانههای محکم و کوشکهایی استوار میسازید بدین پندار که همواره جاویدان خواهید ماند و اگر به فکر مرگ و سرانجام زندگی بودید چنین عمارتهایی را بنا نمیکردید. [۱۱۶] آنان به نصایح هود اعتنایی ننمودند و به گناه و تکذیب ادامه دادند. به همین دلیل هفت سال گرفتار خشکسالی شدند. چون به شرک و بت پرستی اصرار ورزیدند با صرصر چنان بر آنان وزید که خودشان و وسایلشان را نابود کرد. [۱۱۷] مولوی میگوید:
باد را دیدی که با عادان چه کرد
آب را دیدی که در توفان چه کرد
در عصر منصور عباسی، یقطین (پدر علی بن یقطین) به حفاری در ناحیهای که قوم عاد زندگی میکردند پرداخت و طبق نقلی دیگر مقرر گردید چاهی حفر کند، اما به جای آن که به آب برسند به چیز شگفتی رسیدند. مردان، زنان، خانهها، ظروف و لوازمی دیدند که به صورت مجسمه بودند. مردان و زنان، جمعی نشسته و گروهی خوابیده بودند و لباس بر تنشان بود و چون به آنها دست زدند جامه هایشان به صورت خاک شد و ریخت.
ابوموسی، برادر یقطین، که از سوی برادرش به این امور نظارت مینمود، طی نامهای این موضوع را به خلیفه وقت، مهدی عباسی، گزارش نمود.
مهدی عباسی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام خواست در این خصوص توضیح بدهند. آن حضرت فرمود: اینها اجساد قوم عاد هستند که خداوند بر آنان خشم نمود و خانه هایشان را بر سرشان فرو ریخت. آنها اصحاب احقاف هستند. مهدی پرسید احقاف چیست؟ هفتمین فروغ امامت فرمود: ریگها. [۱۱۸]
اولین کسی که کاخ مجللی در مدینه بنا کرد عثمان، خلیفه سوم بود، که درهای آن را از چوب ساج ساخت. این عمل باعث شد که دیگران هم کاخهای مجللی در داخل و خارج مدینه بنا نمایند. معاویه در شام کاخ خضرا ساخت و عمرو بن حریث در کوفه کاخ باشکوهی برای خود ترتیب داد. زبیر نیز در بصره قصری احداث نمود. همچنین عبدالرحمن در بیرون مدینه، طلحه در کوفه و سعد بن ابی وقاص در عقیق عمارتهای مجلل و بزرگی بنا نهادند و این مسابقه ی کاخ سازی بین خواص ادامه یافت و بر اخلاق و رفتار آنان و برخی از افرادی که در این بناها زندگی میکردند تاثیر منفی نهاد و فرهنگ اسراف، غفلت و رفاه زدگی را ترویج نمود. [۱۱۹]
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودند: اگر مردی یک سنگ را دوست داشته باشد خداوند با آن محشورش میکند. [۱۲۰]
پلوتارک میگوید: کسی که خانهای عالی و باشکوه و با اثاث و لوازم زیبا و گرانبها داشته باشد و تصور کند تنها با داشتن آن و بدون عقل و دانایی خوشبخت است، بسیار ابله است.
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: هر بنایی که زیادتر از میزان احتیاج باشد در قیامت برای صاحبش دردسرآفرین است. همچنین فرمودهاند: هر که زیادتر از آنچه میخواهد مسکنی برای خود در نظر بگیرد در قیامت او را تکلیف میکنند که آن را بردارد. رسول اکرم صل الله علیه و آله هشدار دادهاند: هر که خانهای بنا کند برای ریا و سمعه که مردم ببینند و بشنوند، در روز قیامت آن خانه را تا طبقه هفتم زمین از آتش انباشته نموده و به گردنش بیاویزند و هیچ چیز او را نگه نمیدارد تا اینکه در قعر جهنم بیفتد، مگر آن که توبه کند. پرسیدند یا رسول الله صل الله علیه و آله ساختن برای ریاکاری یعنی چه؟ فرمود: یعنی بیش از قدر حاجت ساخته، برای آن که بر همسایگان مباهات کند یا بر برادران دینی خویش فخر بفروشد. [۱۲۱]
کسی که ساختمانی برای سکونت دارد، مکروه است ساختمان دیگری را شروع کند. [۱۲۲] امام صادق علیه السلام فرمودهاند:
آن کس که خانهای دارد و مسلمان محتاجی به آن نیاز دارد و صاحب خانه مانع میشود خداوند گوید: ای فرشتگانم، بندهام از دادن خانهای در این دنیای فانی به بندهای دیگر امتناع ورزید! به عزت و جلالم سوگند که هیچ گاه این شخص در بهشت مسکن نخواهد گزید. [۱۲۳]
روزی حضرت علی علیه السلام در بصره به عیادت ربیع بن زیاد حارثی، که مورد علاقه ی آن حضرت بود، رفت. حضرت در آن جا نگاهی به فضای خانه ی ربیع نمود و به وی فرمود:
خانهای با این وسعت و بنای مجلل به چه کارت میآید؟ آیا بهتر نبود با این مال آخرت خود را آباد میکردی.
سپس حضرت فرمود: آری، میتوانی همین خانه را با چنین شکوهی وسیله تقرب به خداوند کنی؛ خویشاوندان را در آن اکرام کنی، میهمانان را در آن طعام دهی و فقرا را در آن جای دهی. [۱۲۴]
منصور عمار از راهی که سرای قاضی بغداد در آن مسیر بود عبور میکرد. در آن باز بود، منصور نظری به اندرون افکند؛ مشاهده کرد سرایی است پس اشرافی و مجلل، تمام بخشهای آن را به دقت نگریست. اتاقهای مفروش از بهترین فرشها، ظرف ذی قیمت، غلامان و خدمتکاران آماده برای امور داخلی منزل، آن همه تجمل و زینت دنیوی را نگاه کرد و سپس آب وضو خواست. یکی از غلامان آفتابهای بزرگ را از آب پر کرد و نزدش برد. منصور عمار در جایی که قاضی بغداد او را میدید نشست و مشغول وضو شد. از روی عمد دستها را از بازو شست و پاها را از زانو، قاضی وی را مورد خطاب قرار داد و گفت: ای منصور این چه اسراف است که می کنی و چرا این همه آب را هدر میدهی! منصور پاسخ داد: ای قاضی مسرف تو که زیاده روی در آب مباح را نشانهای از اسراف می دانی درباره ی این منزل مجلل و اشراف زدگی حاکم بر آن چه میگویی! تو که احتیاجت با مسکنی معمولی برآورده میشود، چرا این قدر زیاده روی کردهای!
قاضی از سخن آن مرد به فکر فرو رفت و به خود آمد، از کاستی اخلاقی و رفاه زدگی خویش آگاه شد و زندگی آمیخته به اسراف و تجملات را بر هم زده روشی متداول، معتدل و متعارف پیش گرفت. [۱۲۵]
حوالی سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ ه. ش یکی از دوستان و هواداران امام خمینی (ره) که به نجف رفته بود با وجود داشتن خانهای در تهران، در آن جا منزلی متوسط خریده بود. امام پیغام دادند: من نمیخواهم ایشان از این کارها بکنند. به یکی دیگر از یارانشان که در قم خانهای از حد متعارف بزرگ تر داشت، تذکر دادند که بهتر بود چنین خانهای را نمیساختید. [۱۲۶]
عدهای از کوته نظران و کژ اندیشان، براساس شایعاتی، به مردم میگفتند: برخی یاران امام در منازل طاغوتی و منازل مرفهین زندگی میکنند. در مورد شهید آیه الله دکتر بهشتی این موضوع شدت افزون تری داشت. آن شهید در این باره میگوید:
آفرین میگویم بر آن راننده ی شرکت واحد که یک روز در اتوبوسی که او راننده اش بوده عدهای فریب خورده مطالبی را با هم زمزمه میکنند، از جمله این که «ما انقلاب کردیم تا از دست کاخ نشینها خلاص شویم، حالا این آقایان هم رفتهاند در کاخ زندگی میکنند». این راننده اتوبوس که محل ماست و هر روز از جلو خانه ما میآید و میرود، چیزی نمیگوید تا ببیند اینها چه می-گویند. وقتی بحث به جاهای حساس میرسد میگوید:
آقا این قدر جوش نزنید من هر روز از جلو خانه او میآیم و میروم. باید بیایید برویم آن جا. سر اتوبوس را کج میکند میآورد توی کوچهای که ما هستیم. جلوی خانه نگه میدارد و میگوید بله، این خانه فلانی است، بله! این راننده با آن دروغ پردازیها، این گونه متعهدانه برخورد کرده است. [۱۲۷]
در جای دیگر خاطر نشان کرده: خانه ی ما جای گمشدهای نیست، جایی است که شبهای پنج شنبه دیدار عمومی داریم، هنوز هم در آن سکونت دارم و چیزی نیست که مخفی بماند، هفت سال است در آن زندگی میکنم و لذا نمیتواند از طاغوتیان بر جای مانده باشد. [۱۲۸]
زیستن در خانهای مطابق نیازها و نیز مناسب با شئون آدمی در شرع مقدس اسلام اشکالی ندارد، ولی بدون نیاز، خانه گسترانیدن نشانه ی نقمت خدا و یکی از ره آوردهای درآمد نامشروع است. امام صادق علیه السلام فرمودهاند: هر ساختمانی که به اندازه نیاز نباشد انگیزه و عامل ناگوار زیستن صاحبش در روز واپسین خواهد گشت. [۱۲۹] و نیز آن فروغ فروزان امامت و ولایت هشدار دادهاند: هر که ثروتی نامشروع بدست آورد خداوند ساختمان و آب و گل را بر او مسلط میگرداند (و بدین گونه تمکن مالی و دارایی او در ساختن مساکنی که به آنها نیاز ندارد، تباه میگردد) [۱۳۰] اما در برخی منابع روایی آمده است:
زجرآور است که شخصی ثروتی بیندوزد و آن را نخورد و با آن ساختمانی نسازد در آن زندگی نکند. [۱۳۱]
پرهیز از غصبی بودن محل زندگی
زمینی که در آن مسکن احداث میگردد نباید غصبی باشد. اگر آدمی از روی ستم بر حق کسی مسلط شود در قیامت به عذابی سخت گرفتار میشود. رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند:
هر کس یک وجب زمین از دیگری غصب کند در قیامت آن زمین را از هفت طبقه آن مثل طوق بر گردنش میاندازند. [۱۳۲]
از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس از راه غیر حلال مالی به دست آورد خداوند بنائی و گل و آب (مصالح ساختمانی) بر او مسلط کند (که مال به مصرف رسد و استفاده از آن ساختمان نصیب و ارث شود و بالش به گردن او باشد). [۱۳۳]
از رسول اکرم صل الله علیه و آله نیز روایت شده: هر کس خانه خود را بفروشد و بهای آن را به عوض خانه دیگر ندهد خداوند آن مال را برایش مبارک نگرداند و فرمود هر که جز در حالت ناچاری بفروشد خداوند عامل تلف کنندهای به بهای آن وادارد که آن را تلف سازد. [۱۳۴]
رسول اکرم صل الله علیه و آله در حدیثی دیگر توصیه نمودهاند: از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ی ویرانی است. [۱۳۵]
به حضرت علی علیه السلام خبر دادند شریح بن الحارث (قاضی امیر المومنین) خانهای به هشتاد دینار خریده است. امام او را احضار کرد و فرمود: به من اطلاع دادهاند که خانهای به این مبلغ خریدهای و سندی برای آن نوشتهای و گواهانی را بر آن گرفتهای. شریح گفت: آری، امام نگاه خشم آلودی به وی کرد و فرمود: ای شریح به زودی کسی به سراغت میآید که به نوشته ات نگاه نمیکند و از گواهت نمیپرسد، تا آن که تو را از خانه بیرون کرده و تنها به قبرستان بسپارد. ای شریح اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا پول حرام نخریده باشی که در آن صورت خانه ی دنیا و آخرتت را از دست دادهای. اگر وقتی که این خانه را خریدی نزد من آمده بودی برایت سندی مینوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر رغبت نمیکردی. آن سند چنین است:
این خانهای است که بندهای خوار آن را از مردهای آماده کوچ خریده است؛ خانهای از سرای غرور در محله ی نابود شوندگان و کوچه هلاک شدگان؛ یک حد آن به آفتها و بلاها، حد دوم آن به عصبیتها، حد سوم به هوا و هوسهای تباه کننده و حد چهارم آن به شیطان گمراه کننده محدود میشود و در این خانه به حد چهارم گشوده است. این خانه را فریب خوردهای آزمند از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمی بندد به قیمت از دست دادن عزت قناعت و آلوده شدن در ذلت دنیا طلبی خریداری کرده است. [۱۳۶]
قطب راوندی در کتاب الخرائج و ابن شهر آشوب در کتاب مناقب از هشام بن حکم نقل کردهاند که مردی از اهل جبل هر سال در موسم حج خدمت امام صادق علیه السلام میرسید و حضرت او را در خانه ی خویش منزل میداد. یک سال در مدینه ده هزار درهم خدمت امام ششم داد تا خانه-ای برای او تهیه کند. بعد حرکت نمود تا حج را بگزارد. در مراجعت خطاب به حضرت عرض کرد: خانه را خریدید؟ امام فرمود: بلی، و قبالهای آوردند که در آن نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحیم، این چیزی است که جفر بن محمد [علیه السلام] برای فلان شخص خریده است. خانهای است در فردوس برین، حد اول خانه رسول اکرم صل الله علیه و آله، حد دوم خانه علی علیه السلام، حد سوم خانه ی امام حسن علیه السلام، و حد چهارم خانه حسین بن علی علیه السلام.
چون آن مرد خواند، گفت راضی شدم، خدا مرا فدای شما نماید. پس حضرت فرمود: آن مال را برای اولاد امام حسن و امام حسین علیه السلام صرف نمودم و امیدوارم خداوند قبول کند و جزای آن را در بهشت به تو عطا گرداند. مرد قباله را برداشت و به وطن خویش بازگشت، پس از چندی بیمار شد و در بستر مرگ افتاد. چون احساس کرد زمان وفاتش نزدیک شده است اهل خانه را سوگند داد که قباله مذکور را در کفن وی بگذارد. آنان چنین کردند. روز بعد که بستگان بر سر مزارش رفتند مشاهده کردند قباله روی قبرش میباشد و در آن نوشته شده: به خدا سوگند! جعفر بن محمد به آنچه فرموده بود وفا نموده است. [۱۳۷]
از جمله شرایط مکان نمازگزار آن است که مباح باشد. بنابراین:
مسئله: کسی که در ملک غصبی نماز میخواند اگر چه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش باطل است. [۱۳۸]
مسئله: نماز خواندن در ملکی که منفعت آن، مال دیگری است بدون اجازه کسی که منفعت ملک مال او میباشد باطل است ... و همچنین است نماز خواندن در ملکی که دیگری در آن حقی دارد. مثلا، اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند، تا وقتی ثلث را جدا نکنند نمیشود در ملک او نماز خواند. [۱۳۹]
مسئله: اگر با عین پولی که خمس و زکات آن را نداده ملکی بخرد، تصرف او در آن ملک حرام و نمازش هم در آن باطل است ... . [۱۴۰]
کسی که برای سکونت احتیاج به خانه دارد و امکان خرید خانه برایش میسر نیست، مگر با سود معاملاتی که در طی چند سال کسب میکند، بنا به فتوای حضرت امام خمینی، جزء مخارج سالیانه محسوب میشود؛ به این ترتیب که در هر سال مقداری از نیازمندیهای خانه را بپردازد. مثلا در یک سال زمین تهیه کند و در سال دیگر مصالح و در سال بعد سایر مخارج آن را بدهد و یا چارهای جز این نداشته باشد که زمین یا خانهای را بخرد و پول آن را بطور اقساط طی چندین سال بپردازد. اما اگر بخواهد چندین سال پول پس انداز کند تا بعدا خانه بخرد، مبالغ پس انداز شده جزء مخارج سالانه محسوب نمیشود و باید خمس آنها را بپردازد. [۱۴۱]
سوال: شخصی مبلغی قرض نموده برای خرید ماشین سواری یا ساختن منزل مسکونی، قبل از خرید، سال خمسی وی فرا میرسد و نفس پول باقی میماند. آیا به چنین پولی خمس تعلق می-گیرد یا نه؟
جواب: خمس ندارد. [۱۴۲]
استفتاء: کسی که نیاز به یک خانه بیشتر ندارد باید خمس یکی از خانهها را بدهد، به شرط آن که از ارباح مکاسب بدون دادن خمس، آن خانه را تهیه کرده باشد. [۱۴۳]
اگر کسی خانه اش را بفروشد و خانه ی دیگری بخرد یا بسازد، اگر خانه ی فروخته شده از سود کسب و حقوق درآمد بدون دادن خمس تهیه شده پول فروش آن خمس دارد.
فردی که منزل خویش را به فروش رسانیده و حال به دلیل گران شدن قیمتها نمیتواند خانه-ای بخرد و ناگریز مدتی در منزل استیجاری زندگی کرده و پول مسکن فروخته شده را در بانک گذاشته است، اگر این خانه با درآمد کسب و حقوق بدون دادن خمس تهیه شده است، پول فروش آن بدون انتظار سر سال خمسی، خمس دارد. [۱۴۴]
مسئله: تصرف در ملک میتی که به مردم بدهکار است، حرام و نماز در آن باطل است ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن میت معمول است اشکال ندارد و نیز اگر بدهکاری او کمتر از مالش باشد و ورثه هم تصمیم داشته باشند که بدون مسامحه بدهی او را بدهند تصرف اشکال ندارد. [۱۴۵]
به فتوای امام خمینی (ره) اگر کسی در خانهای سکونت کند و بعدا متوجه شود آن منزل از طریق حرام تهیه شده است، نباید در آن تصرف کند و نمازهایی که با علم و عمد در آن خوانده باطل است.
استفتاء: تصرف در مال مشترک بدون رضایت شریک غصب و حرام است و نماز در آن باطل است [۱۴۶] و خانهای مسکونی که سهم الارث آن به افراد ذیحق پرداخت نشده چنین وضعی دارد.
مقصود از مکانی که به خاطر غصبی بودن، نماز خواندن در آن باطل است، جایی است که نمازگزار روی آن قرار گیرد، اگر چه با چند واسطه باشد و نیز فضایی که در قیام، رکوع، سجود و مانند آن اشغال میگردد. بنابراین، گاهی هر دو قسم با هم جمع میشوند مانند نماز در زمین غصبی و گاهی یکی از آنها حالت غضب دارد مانند بالکن مباح که روی فضای غصبی قرار گرفته و نیز همچون فرش غصبی که روی زمین مباح قرار گرفته است. البته نماز در زیر سقف و چادر غصبی و سر و خانهای که برخی از دیوارهایش غصبی است در صورتی که جای نماز مباح باشد، باطل نمیباشد هر چند احتیاط آن است که در همه این موارد اجتناب شود. [۱۴۷]
پرداخت دستمزد کارگران
حق و دستمزد کارگرانی که مشغول ساختن خانه هستند باید به طور متعارف و آنگونه که متداول است پرداخت گردد و براساس موازین اسلامی غصب حق کارگر از بزرگترین گناهان بوده و موجب خشم پروردگار متعال میشود.
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: من در روز قیامت با سه گروه دشمن هستم، از جمله ی آنان کسی است که کارگری را به کار گیرد و مزدش را نپردازد [۱۴۸] ملعون است کسی که از دادن مزد کارگر اجتناب کند. [۱۴۹]
آن حضرت در آخرین خطبه خویش هشدار دادند: کسی که به کارگر خود ستم نماید و مزدش را ندهد خداوند عملش را نابود میکند و بوی بهشت را که از فاصله پانصد سال به مشام میرسد بر او حرام خواهد کرد. [۱۵۰] حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله تاکید نمودهاند: خداوند همه گناهان را میبخشد جز گناه کسی که دین احداث کند (فرقهای را تاسیس کند) با این که مزد کارگری را ندهد. [۱۵۱]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید مزد کارگر را قبل از شروع کار، مشخص نماید. [۱۵۲] و قبل از خشک شدن عرق کارگر باید دستمزد او پرداخت گردد. [۱۵۳]
مردی به نام شعیب میگوید: با گروهی در باغ امام صادق علیه السلام مشغول کار بودیم. پس از پایان مدت کار امام به معتب (متصدی امور) فرمود قبل از آن که عرق آنان خشک گردد مزدشان را بپرداز. [۱۵۴]
در قراردادهای اسلامی مدارکی موجود است که نشان میدهد اگر ابزار و مواد خام در دست کارگر بدون تساهل و قصور وی دچار کاستی شود یا از بین برود، کارگر ضامن نبوده و کارفرما حق ندارد از او مطالبه کند حتی اگر کارفرما ثابت کند که این وسیله را کارگر تلف کرده است مکروه است که از کارگر چیزی دریافت نماید. [۱۵۵]
به دیگران ضرر نزنیم
براساس قانون «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» [۱۵۶] هر کار یا بنیانی که موجب ضرر شخصی یا اجتماعی باشد، آیین مقدس اسلام آن را طرد میکند و جلوی آن را میگیرد. در منابع حقوقی آمده است که هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در موردی که قانون استثنا کرده است.
براساس موازین قانونی و حقوقی چنانچه تصرف در ملک خود مستلزم تضرر همسایه شود جائز نیست، مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت و یا دفع ضرر از خود باشد، و نیز هیچ کس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد. [۱۵۷]
از امام صادق علیه السلام درباره ی دیواری سوال شد که که به فردی تعلق دارد و حد فاصل بین خانه ی او و منزل همسایه میباشد، اگر این دیوار خانه خراب شود و صاحب آن از درست کردن امتناع نماید تکلیف چیست؟ امام فرمود: صاحب دیوار را نمیتوان مجبور که دوباره آن را بنا کند، مگر در صورتی که تجدید بنای این دیوار در رابطه با اصل ملک برای همسایه به عنوان حق یا شرط ضمن عقد از قبل وجود داشته باشد، فقط به صاحب منزل گفته میشود اگر مایلی میتوانی در ملک خودت دیوار بکشی.
به امام عرض شد اگر دیوار خراب نشود، ولی صاحب آن بدون نیاز و به قصد اضرار به همسایه دیوار مزبور را خراب کند و یا بخواهد تخریب کند، تکلیف چیست؟ امام فرمود: به او چنین اجازه-ای داده نمیشود، زیرا پیامبر صل الله علیه و آله فرمود «لا ضرر و لا ضرار» بنابراین، اگر صاحب دیوار آن را خراب کند وی را ملزم مینمایند که دوباره بسازد. [۱۵۸]
همانطور که صاحب خانه حق دارد در ملک خود دیواری بسازد مجاز است که تا هر وقت لازم میداند دیوار را نگاه دارد و خراب نکند، ولی این حق تا زمانی است که از این تصرف یا عدم تصرف زیانی بر دیگری وارد نیاید، حتی در مواردی که احتمال وقوع ضرر میرود قانون حق او را محدود میکند و میگوید: اگر دیواری متمایل به ملک غیر یا خیابان و نحو آن شود که مشرف به خرابی گردد صاحب آن مجبور میشود آن را خراب کند. [۱۵۹]
اسلام اعمال حق را در حدی مجاز میداند که برای دیگران مزاحمتی به وجود نیاید، به عنوان مثال؛ هرگاه طبقه زیرین متعلق به کسی باشد و طبقه دوم (فوقانی) متعلق به دیگری، هر یک از آن دو میتوانند به طور متعارف در بخش اختصاصی خود تصرف کنند، ولی در مورد سقف بین دو طبقه هر یک از مالکین طبقه فوقانی و تحتانی در صورتی میتوانند در کف یا سقف طبقه اختصاصی خود به طور متعارف تصرف کنند که مزاحم حق دیگری نباشند. [۱۶۰]
انسان میتواند در زمین خود حمام بسازد و همسایگان حق اعتراض ندارند، ولی اگر از دود آن ناراحت باشند میتوانند از بهره برداری حمام جلوگیری کنند، مگر آن که دودی که از آن برمی-خیزد به میزان دودی باشد که از خانههای افراد دیگر بلند میشود.
انسان میتواند در ملک و محل سکونت خویش به احداث باغچه بپردازد، ولی نباید رطوبت آن به خانه همسایه آسیب وارد نماید. در صورتی که با احداث باغچه رطوبتی به دیوار خانه ی همسایه سرایت میکند پر کردن آن توجیهی ندارد، چون آنچه نفی شده ضرر است نه موضوع آن و مالک باغچه میتواند با قیر اندود کردن با بتون ریزی، جلو این عارضه را بگیرد. انسان میتواند در خانه خویش اقدام به حفر چاه کند، ولی اگر همسایه واقف است که حفر چاه موجب حدوث خسارت به خانه مجاور میشود و باز هم به چنین کاری روی آورد، برحسب نظر برخی فقها میتوان جلو حفر چاه را گرفت، یا اگر حفر شده آن را پر نمود، ولی باید خساراتی را که متوجه صاحب چاه شده جبران کرد و از ضرر زدن به او جلوگیری نمود.
در روایات اسلامی آمده است که امام زمان (عج) بالکنهای راه گیر، فاضلابهای مزاحم و آبریزهای راه یافته به کوچه را ویران میکند. [۱۶۱]
مردی از انصار نزد رسول اکرم صل الله علیه و آله آمد و از مساکن مجاور خانه اش شکایت کرد و عرض نمود: خانههای مجاور، گرداگرد خانهام را گرفتهاند (خانهام به دلیل ارتفاع دیگر خانهها فرو افتاده و از نور و هوا محروم شده است) پیامبر علیه السلام فرمود: صدایت از به نیایش بلند کن و از خداوند بخواه تا بر تو گشایشی پدید آورد. [۱۶۲]
قاعده ی «تسلیط» از قواعد مسلم فقهی است که مبنای آن حدیث مشهور رسول اکرم است که فرمودهاند:
الناس مسلطون علی اموالهم؛ مردم بر اموال خود سلطه و اختیار دارند.
به موجب این اصل، اگر کسی مالک چیزی بود، حق دارد در آن تغییراتی به وجود آورد. در صورتی که تصرف مالک برای رفع حاجت و یا دفع ضرر بوده و عدم تصرفش موجب ضرر خود او باشد، همه فقها نظر دادهاند که در این مورد تصرف مالک جایز است؛ هر چند که این تصرف زیانی به همسایه وارد کند. [۱۶۳]
مسئله: کوبیدن میخ پشت دیوار همسایه بدون اذن او جایز نیست. [۱۶۴]
سوال: آیا شخص میتواند با متوجه کردن ضرر در حال وقوع به دیگری، خود را از سیل خسارت احتمالی در امان نگه دارد؟ به عنوان مثال؛ سیل متوجه خانهای شده و تنها راه رهایی از اثرات مخرب این حادثه آن است که صاحب منزل، مسیر سیل را به سوی مسکن همسایگان هدایت کند. آیا مجاز است؟
جواب: فقها گفتهاند بدون تردید چنین حقی برای مالک وجود ندارد.
نظر مشهور فقها این است که اگر دیوار منزل کسی مشرف به خرابی است نمیتواند به درخت کسی تکیه دهد مگر آن که جان آدمی در معرض خطر قرار گرفته باشد.
عدهای از فقیهان گفتهاند در مواردی که ضرر بر دو شخص مختلف وارد میآید برای سنجیدن دو ضرر باید ضرر را به اعتبار هر یک از این دو در نظر گرفت، یعنی باید خصوصیات هر یک از دو ضرر با توجه به میزان خسارت و شخص سنجیده شود، مثلا؛ اگر قرار است خسارت بر فرد فقیری که با زحمت و مشقت خانهای ساخته یا به همسایه اش که تمکن و توانایی مالی خوبی دارد وارد شود، باید خسارت را متوجه همسایه ی متمکن کرد.
خانه ی خراب
در دستورهای اسلامی توصیه شده که مسلمانان در خانههای ویران اقامت نکنند.
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: سه کس را خداوند دوست ندارد، از جمله ی آنها مردی است که به خانهای خراب وارد میشود. [۱۶۵]
در روایت دیگری آن خاتم پیامبران فرمودهاند: خداوند عزوجل از سه کس حفاظت نکرده و آنان را کفالت نمینماید: مردی که در خانه ویران منزل گیرد، فردی که میان راه به نماز ایستاده و کسی که مرکب خود را رها کند و آن را نبندد. [۱۶۶]
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله: مردی که در خانه ی ویران اقامت میکند جزء سه فردی است که خدا دعایشان را نمیپذیرد. [۱۶۷]
امیرالمومنین علیه السلام: در خانه بدون در و پرده نخوابید، که مکروه است. [۱۶۸]
حضرت محمد صل الله علیه و آله: کسی که در خانه تنها بخوابد جزء سه دستهای است که مورد لعنت خداوند قرار میگیرد... . [۱۶۹]
امکان دارد خانهای در آغاز سالم و محکم باشد اما اگر شیطان را پیش گیرند و از ذکر خداوند غافل شوند زمینههای ویرانی آن را فراهم کنند.
رسول اکرم صل الله علیه و آله: خانهای که در آن خیانت، دزدی، میگساری، و زنا صورت گیرد ویران شود و برکت از آن رخت بربندد. [۱۷۰]
کسانی که خداوند و رسولش شقاوت ورزند در خانههای خود آرامش ندارند و رعب و هراس بر دل و روحشان استیلا مییابد. قرآن ماجرای گروهی از یهودیان را مطرح میکند که به دلیل عداوت با پروردگار و رسول او، آن چنان خداوند در قلب آنان هراس افکند که خانههای خود را با دست خویش و با دست مومنان خراب میکردند. این یهودیان آن چنان از خود راضی و مغرور بودند که تکیه گاهشان قلعههای محکم و قدرت ظاهریشان بود و در مدینه از امکانات وسیع و تجهیزات فراوان برخوردار بودند به گونهای که نه خودشان باور میکردند که مغلوب شوند و نه دیگران تصور میکردند اینها سقوط کنند، ولی از آن جا که خداوند میخواست برای همه روشن سازد که چیزی در برابر اراده و قدرت او مقاومت ندارد، حتی بدون آن که جدالی رخ دهد، یهودیان بنی نضیر را از مدینه بیرون راند. با امداد الهی مسلمانان از بیرون، محل اقامت آنان را خراب میکردند که به داخل راه یابند و یهود از داخل ویران مینمودند تا مساکن آنان سالم به دست مسلمانان نیفتد بدین گونه آنان به دلیل عناد و نادانی، خانه و زندگی خویش را با دست خودشان ویران کردند و جلای وطن نمودند. این وضع برای یهودیان بسیار عذاب دهنده و رنج آور بود. قرآن در ادامه آیه تاکید میکند ای صاحبان بصیرت عبرت بگیرید. [۱۷۱]
علی علیه السلام میفرماید:
اربعه لاتدخل واحده منهن بیتا الا خرب و لم یعمر: الخیانه، والسرقه، و شرب الخمر و الزنا؛ اگر یکی از مسائل خیانت، سرقت، شرب خمر و زنا وارد خانهای شود، حتما آن خانه ویران میشود و هرگز آباد نخواهد شد. [۱۷۲]
خرید و فروش مسکن
خرید، فروش و اجاره ی مسکن در اسلام دارای ضوابط و احکامی است، که در این جا به برخی از آنها اشاره میشود.
سوال: شخصی خانه اش را به دیگری فروخته و صیغه ی عقد را فروشنده و مشتری جاری ساختهاند ولی نه خانه تحویل گردیده و نه دیناری پول دریافت شده و نه تاریخ تحویل و تحول معین شده، بلکه به عرف واگذار شده است. بعد از آن بایع و مشتری توافق میکنند در روز معینی در دفترخانه اسناد رسمی حضور یابند تا علاوه بر ثبت معامله، موضوع تحویل خانه هم روشن گردد ولی به علتی قهری در آن روز، مقدور هیچ یک از طرفین معامله نبود. بعدا بایع مدت مدیدی از حضور معذور بوده است مشتری هم در اثر طول مدت معامله را فسخ میکند و در این مدت بهای خانه کاهش مییابد و بایع خانه را به بهای نازل تری به دیگری میفروشد. آیا مشتری ضامن تنزل قیمت خانه هست یا خیر؟ اگر مشتری وجهی را علی الحساب به فروشنده پرداخته باشد حق مطالبه وجه را دارد یا خیر؟
جواب اگر خیار برای مشتری ثابت بوده میتواند عقد را فسخ کند و وجه پرداختی را مطالبه نماید و تنزل قیمت را ضامن نیست. [۱۷۳]
سوال: شخصی در کمال صحت و سلامت خانهای را فروخت و آن را تحویل خریدار داد که پول آن را نقد و دو ماهه و سه ماهه دریافت دارد و مبلغ نقد را هنگام تحویل خانه دریافت کرد. مابقی را هم قرار شد در تاریخ ذکر شده بگیرد، اما پس از چند روز از گذشت قولنامه و تحویل خانه مرحوم شد. از نظر شرع ملک مال کیست و پولی که فروشنده طلبکار بوده به چه کسی تعلق دارد؟
جواب: اگر در وقت قولنامه معامله تمام شده، خانه ملک خریدار است و باید سند آن را به او تحویل دهند و بقیه پول را به ورثه ی فروشنده بپردازند و در مفروض سوال، معامله تمام است. [۱۷۴]
سوال: کسی عمارتش را که با همسرش شریک بوده بدون اطلاع وی فروخته، بعدا زن این معامله را امضاء نکرده است آیا شرعا چه صورت دارد؟ زن نسبت به حق خودش حق فسخ دارد یا خیر؟ دیگر این که خود فروشنده با تخمین کارشناس رسمی مغبون شده است آیا شرعا حق ادعای فسخ دارد یا نه؟
جواب: در فرض مرقوم، معامله نسبت به سهم زن فضولی است و به اجازه خود زن موقوف است. اگر شرعا ثابت است که فروشنده مغبون شده و علم به غبن نداشته، حق فسخ معامله را دارد و چنانچه اختلاف و نزاعی هست باید در محکمه شرعیه حل شود. [۱۷۵]
سوال: شخصی زمینی را به مساحت معینی میفروشد و سپس معلوم میشود که متراژ واقعی زمین مورد معامله بیشتر از مقداری است که فروخته و پول آن را گرفته است. آیا حق مطالبه مقدار زیادی زمین را دارد؟
جواب: اگر تمام آن قطعه زمین را به تصور این که متراژ معینی دارد بفروشد و سپس معلوم شود مساحت آن بیشتر است و در نتیجه ارزش آن بیشتر از قیمتی است که زمین را به آن قیمت فروخته است، بر اثر ثبوت خیار غبن حق فسخ دارد، ولی اگر زمین را هر متری به قیمت معینی بفروشد میتواند قیمت چند متر زائد را مطالبه کند. [۱۷۶]
سوال: پدری و پسری برای تهیه منزل مسکونی مبلغ یکصد هزار تومان (که سی هزار تومان آن از پدر است) گذاشته و منزلی را به همان مبلغ میخرند با توجه به این که هر دو اسکان در خانه است ولی موقع نوشتن قباله عادی خانه پدر روی حسن نیت و اعتماد به نام پسر نوشته نمیشود بعد از مدتی که میگذرد پدر با کمک خود پسر فرزند را داماد میکند اکنون هر دو در خانه سکونت دارند. پس از مدتی از ازدواج و سکونت در خانه میگذرد پدر خواستار توسعه ی منزل می-شود و پسر تحت تاثیر افرادی قرار میگیرد و با کمال قدرت و جرات مقابل پدر میایستد و می-گوید شش دانگ خانه مال من است و شما دیناری نپرداختهاید. حال با توجه به این که عدهای از اقوام پدر از خرید خانه به همین نحو، کاملا اطلاع دارند آیا به بهانه این که اصل قباله خرید به نام فرزند است پدر از این خانه محروم است و آیا تصرفات پسر بدون اذن پدر صحیح است یا خیر؟
جواب: قباله میزان نیست و اگر با پول مشترک خانه را خریدهاند و پدر حق خود را به پسر نبخشیده خانه بین آنها مشترک است و تصرف هیچ یک بدون اذن دیگری در خانه جایز نیست؟ [۱۷۷]
سوال: خانهای را به شخصی در برابر طلبی که از من داشت به مدت یک سال رهن دادم و قراردادی در این زمین نوشتیم ولی خارج از عقد به او وعده دادم که خانه به مدت سه سال در اختیار باشد. آیا در خصوص مدت رهن آنچه در قرارداد نوشته شده اعتبار دارد یا وعدهای که طبق تعارفات معمول به او دادم و بر فرض بطلان رهن، راهن و مرتهن چه تکلیفی دارند؟
جواب: در خصوص مدت رهن، نوشته یا وعده و مانند آن ملاک نیست بلکه معیار اصل عقد قرض است. در نتیجه اگر مشروط به مدت معینی باشد با حلول موعد آن، منحل میشود و الا به صورت رهن باقی میماند تا آن که با پرداخت قرض یا چشم پوشی طلبکار از طلب خود، از رهن آزاد میشود و در صورتی که آن خانه از رهن آزاد شود یا معلوم گردد که عقد رهن از اصل باطل بوده، راهن میتواند مال مرهونه را از مرتهن طلب کند و او حق ندارد از برگرداندن آن خودداری نماید و آثار رهن صحیح را بر آن مترتب کند. [۱۷۸]
سوال: شخصی از انشعاب آب خانه یا مغازه اش علاوه بر مصرف خودش بدون اجازه سازمان آب، به دیگران هم آب میدهد و پول آن را میگیرد این کار برای صاحب انشعاب و برای کسی که با دادن پول آب و هزینه ی انشعاب فرعی از آن استفاده میکند، چه حکمی دارد؟
جواب: تصرف در آب مزبور بودن مراعات مقررات دولت اسلامی جایز نیست. [۱۷۹]
مسکن اجارهای
از دیدگاه اسلام مکروه است کسی در خانه ی اجارهای زندگی کند مگر؛ آنکه چارهای نداشته باشد. [۱۸۰] امروزه به دلیل نابسامانیهای اقتصادی درصد قابل توجهی از مردم در خانههای اجارهای زندگی میکنند و این پدیده به عنوان یکی از مهمترین دشواریهای جامعه مطرح است.
برخی عواملی که اختلافات مالک و مستاجر را تشدید مینماید عبارتند از: پارهای مسائل حقوقی و قانونی، اجاره بهای سنگین و نامتناسب با درآمد مستاجر و نبود اعتماد و تفاهم میان طرفین قرار داد.
مسئله دیگری که مشکل اجاره نشینی را تشدید میکند وجود واسطههای مسکن و انبوه بنگاه-های معاملات ملکی است که قراردادهای موجر و مستاجر اصولا از سوی این دفاتر تنظیم میشود. متاسفانه باید گفت این مراکز اغلب به مبانی حقوقی آشنا نمیباشند و تمام شرایط و اطلاعات خویش را در خصوص موضوع مورد معامله بیان نمیکنند و تضمین منافع طرفین را نیز غالبا مورد توجه قرار نمیدهند و برای این که به سود بیشتری دست یابند شرایط کاذبی را به مالک و مستاجر تحمیل مینمایند.
مسئله: اجاره دهنده و کسی که چیزی میکند باید مکلف و عاقل باشند، به اختیار خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید در مال خود حق تصرف را داشته باشند. [۱۸۱]
مسئله: اگر خانه یا دکان یا اتاقی را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آنها استفاده نماید، مستاجر نمیتواند آن را به دیگری اجاره دهد، ولی اگر بخواهد به زیادتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد باید در آن، کاری مانند تعمیر و سفید کاری انجام داده باشد ... . [۱۸۲]
مسئله: مالی را اجاره میدهند چند شرط دارد: اول، آنکه معین باشد، پس اگر بگوید یکی از خانههای خود را اجاره دادم درست نیست. دوم، مستاجر آن را ببیند ... سوم، تحویل دادن آن ممکن باشد ... . [۱۸۳]
مسئله: اگر مدت اجاره را معلوم نکند و بگوید هر وقت در خانه نشستی اجاره ی آن، [مثلا] ماهی ده تومان است اجاره صحیح نیست. [۱۸۴]
مسئله: اگر اجاره دهنده یا مستاجر بفهمد که مغبون شده است چنانچه در موقع خواندن صیغه ملتفت نباشد که مغبون است میتواند اجاره را به هم بزند ... . [۱۸۵]
مسئله: اگر ملکی را اجاره کند و بعد از گذشتن مقداری از مدت اجاره بطوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، یا قابل استفادهای که شرط کردهاند نباشد، اجاره ی مدتی که باقی مانده باطل میشود و اگر استفاده ی مختصری هم بتواند از آن ببرد، میتواند اجاره ی باقی مانده را هم به هم بزند. [۱۸۶]
مستاجری نمونه
با آن که صاحب خانه ی امام از مقلدان و دلباختگان ایشان بود و سکونت امام را در خانه ی خود بزرگترین افتخار زندگیش میدانست، ولی حضرت امام مثل فردی که هیچ گونه رابطهای بین مالک و مستاجر وجود ندارد به احکام شرعی ملتزم بودند. روزی برای تامین نور فیلم برداری از برخی ملاقاتهای رسمی، سه نقطه از گچ سقف اتاق را هر یک به مساحت پنج سانتی متر در پنج سانتی متر زیر تیرآهن تراشیده بودند و میخواستند نورافکنها را به آن نقاط جوش دهند. همین که برخی اعضای دفتر خدمت امام مشرف شدند، ایشان قبل از هر چیز با لحنی خشن و تند و قیافهای ناراحت و مضطرب فرمودند: این چیست! چرا این کار را کردهاید! گفته شد برای تامین نور فیلم برداری است.
بعد از لحظهای تامل و سکوت تلخ ادامه دادند: چرا بدون اجازه ی صاحب خانه این تصرفات را میکنند! با این برخورد شدید و جدی جرات ادامه این کار سلب گردید و اصل قضیه منتفی و جای آن تعمیر شد. یکی از حاضرین گفته بود من در طول عمرم با این که دهها سال با حضرت امام بودهام کمتر چنین ناراحتی و تکدر خاطری از ایشان دیدهام. [۱۸۷]
فصل هشتم: مسکن، همسایه و اخلاق
اذن ورود و ایجاد انس برای اهل خانه
از دیدگاه شریعت اسلامی هیچ کس حق ندارد بدون اطلاع و اجازه ی قبلی به خانه ی دیگری وارد شود. در زمان جاهلیت، در حجاز رسم نبود که کسی برای ورود به خانه ی دیگران اجازه بگیرد. در خانهها باز بود و حتی اجازه گرفتن را نوعی اهانت به خود تلقی میکردند و سرزده به خانههای هم میرفتند. اسلام این رسم غلط را باطل اعلام کرد و دستور داد مردم باید با اطلاع قبلی به منازل هم بروند و خویشاوندی، آشنایی و الفت زیاد نیز موجب نمیشود که این حکم نادیده گرفته شود. همچنین توصیه مذکور فقط برای منازلی که زنان در آنها اقامت دارند نیست، بلکه برای ورود به هر خانهای، اذن صاحبش لازم نیست. قرآن کریم میفرماید:
ای کسانی که ایمان آوردهاید به خانهای غیر از خانه ی خود بدون آن که اجازه گرفته و بر ساکنانش سلام کرده باشید داخل نشوید، این برای شما بهتر است؛ باشد که پند گیرید. [۱۸۸]
«انس» که در قرآن به آن اشاره شده، ضد وحشت است و «استیناس» یعنی جلب آرامش اهل خانه زیرا هر کس در خانه ی خود مسائلی دارد که از آشکار شدن آنها حتی برای دوستانش اکراه دارد. اگر فردی سرزده وارد منزل دیگری شود، به گونهای موجب تشویش خاطر و سلب آرامش او شده است. چه بسا وضع خانه به نحوی است که صاحبش دوست ندارد کس دیگری آن اوضاع را مشاهده کند و یا آن که خسته و بیمار بوده و آمادگی پذیرش کسی را ندارد و یا سر زده وارد اتاق یا خانهای شدن سبب میشود که نگاه به چهره یا اندامی یا صحنهای بیافتد که بر اثر آن آدمی با تحریکات شیطانی و بیدار شدن شهوات به دام فتنه و گناه بیفتد. قرآن توصیه میکند:
اگر در خانه کسی را نیافتدید داخل نشوید تا شما را رخصت دهند و اگر گویند بازگردید، مراجعت کنید این برایتان پاکیزه تر است و خدا به هر کاری که میکنید آگاه است. [۱۸۹]
این که بر در خانه یا اتاق پردهای آویزان میکنند و قبل از ورود به خانه باید اجازه گرفت و به اهل آن خبر داد. برای جلوگیری از برخی خلافها و معاصی است. البته صاحب خانه هم باید در تجهیز محل سکونت خویش و تامین وسایلی که به این ایمنی و احساس آرامش کمک میکند بکوشد. رهگذران، همسایگان و ساکنین طبقات بالا و خانههای مشرف نیز باید نگاه خود را تحت کنترل درآورند. [۱۹۰]
چگونه اجازه خواستن
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: برای خبر دادن به اهل خانه ذکر خدا بر زبان جاری گردد؛ همچون سبحان الله و الله اکبر و این که در بین مسلمانان ایرانی متداول است به هنگام ورود به منازل افراد یا الله بگویند الهام گرفته از این توصیه است. همچنین طبق آیه قرآن باید به اهل خانه سلام کرد. امام باقر علیه السلام فرمودهاند: هر گاه وارد خانه خودتان هم میشوید که اگر کسی در خانه باشد بر او سلام نمایید و چنانچه کسی نبود بگویید السلام علینا من عند ربنا (درود بر ما از جانب پروردگار ما) چرا که خداوند فرموده است تحیت با برکت و پاکیزه نزد خداست. [۱۹۱]
رسول اکرم صل الله علیه و آله وقتی به در خانه ی کسی میآمدند، سمت چپ یا راست درب منزل قرار میگرفتند و میفرمودند: السلام علیکم و با این سلام دادن بلند اجازه ورود میگرفتند. زیرا آن روزها هنوز معمول نشده بود که همه در برابر خانه شان پرده نصب کنند. [۱۹۲] اگر اهل خانه اجازه ورود میدادند حضرت داخل خانه میشدند و اگر جواب نمیشنیدند نوبت دوم و سوم سلام را تکرار میفرمودند و اگر جوابی نمیشنیدند برمی گشتند. آن حضرت این دستور را حتی در مورد خانه دخترش فاطمه زهرا علیهم السلام اجرا میفرمودند. [۱۹۳]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: اجازه خواستن برای ورود به خانه دیگران سه بار است، بار اول میشنوند، بار دوم خد را حفظ میکنند و در سومین بار اگر خواستند اجازه میدهند و در غیر این صورت باز میگردد. [۱۹۴]
یک بار ابوسعید خدری روبروی خانه ی حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله ایستاد و اذن ورود طلبید، پیامبر به وی فرمود: روبروی در، اجازه ورود مگیر. [۱۹۵]
سر زده وارد نشوید؛ حتی به خانه ی خود
سر زده وارد خانه شدن حتی در مسکن خویش ناروا است. در آداب سفر آمده است که، پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمود: اگر کسی شبانه از مسافرت برگشت سرزده وارد نشود، مگر آن که قبلا خبر دهد. [۱۹۶]
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که مرد هنگام ورود به خانه خود، به خانواده اش سلام کند و در حال ورود به درگاه خانه کفش خویش را به صدا درآورد و سرفه کند تا اهل خانه خبردار شوند، مبادا چیزی به چشم ببیند که وی را ناخوشایند باشد. همچنین توصیه شده است هنگام بیرون آمدن از خانه آیات آخر سوره ی آل عمران، آیه الکرسی، انا انزلنا و حمد خوانده شود.
در حدیث مستندی آمده است که هنگام بیرون آمدن از خانه این عبارت را باید زمزمه کرد:
امنت بالله توکلت علی الله لاحول و لاقوه الا بالله.
ابوحمزه ثمالی روایت میکند که، امام سجاد علیه السلام هنگام بیرون رفتن از خانه این ذکر را میگفت:
بسم الله حسبی الله توکلت علی الله اللهم انی اسئلک خیر امور کلها و اعوذ بک من خزی الدنیا و عذاب الاخره.
مردی خدمت رسول اکرم صل الله علیه و آله آمد و پرسید، آیا برای وارد شدن به منزل مادرم نیز اجازه بخواهم؟
فرمود: آری.
پرسید: مادرم خدمتکاری جز من ندارد، آیا لازم است که هر بار نزدش میروم اجازه بگیرم؟
حضرت فرمود: آیا دوست داری که مادرت را عریان ببینی!
مرد گفت: نه!
فرمود: پس اجازه بگیر و وارد شو. [۱۹۷]
اجازه گرفتن کودکان و نوجوانان
ادب دیگری که اسلام به پیروان خود میآموزد اجازه گرفتن کودکان و فرزندان برای ورود به اتاق والدین است. این نکته را هم خود نوجوانان و هم پدر و مادر باید مراعات کنند، به نحوی که زمینههای بدآموزی، تحریک و انحراف در فرزندان به وجود نیاید.
خدمتکاران خانه و کودکانی که به سن بلوغ نرسیدهاند باید در سه وقت برای ورود به خانه اذن بگیرند: قبل از نماز صبح، هنگام استراحت ظهر و شب بعد از عشاء. [۱۹۸]
قرآن در اذن گرفتن برای ورود به اتاق والدین بین کودکان نابالغ و بالغ تفاوت قائل میشود، زیرا افرادی که سن بلوغ را درک نکردهاند تنها در سه وقت موظف به اجازه گرفتن هستند چون زندگی آنان با زندگی پدر و مادر آنقدر آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود، از این گذشته غرایز جنسی آنان هنوز به طور کامل بیدار نشده است، اما در مورد نوجوانان بالغ اذن گرفتن بطور مطلق واجب است و اینها موظفند در همه حال به هنگام ورود به اتاق پدر و مادر اذن بگیرند. [۱۹۹] این حکم مخصوص مکانی است که والدین در آن جا استراحت میکنند و گرنه وارد شدن به اتاق عمومی، به خصوص موقعی که دیگر اعضای خانواده حاضرند اشکالی ندارد و اجازه و اذن لازم نیست. [۲۰۰]
به نظر علامه طباطبایی اجازه گرفتن برای ورود به خانه کمک میکند که ساکن منزل خود را بپوشاند و از خودش ایمن و خاطر جمع باشد و این شیوه ی شایسته باعث میشود که روح اخوت و الفت و تعاون عمومی در مسیر گسترش فضایل و مکارم و پوشانیده شدن امور ناروا استمرار یابد. [۲۰۱]
از دیدگاه اسلام مکروه است مردی به درب خانه ی زنی برود که همسرش در مسافرت است.
در رژیم پهلوی یکی از روحانیان برای مصون ماندن از تعرض ساواک به شهری رفته بود. حضرت آیت الله محمد تقی بهجت برای کمک به خانواده ایشان اکراه داشتند که خودشان آذوقه را به منزل ایشان تحویل دهند، از این رو همسر و فرزندشان را تا جلو خانه مزبور میآورد و مواد غذایی مذکور را توسط آنان تحویل میدادند. [۲۰۲]
به تعبیر سید قطب، ما مسلمانان نسبت به این گونه ظرافتها و دقتهای دینی حساسیت خود را از دست دادهایم، شخصی به خانه برادرش میرود و برایش فرق نمیکند که شب است، آنقدر در میزند که تا در باز شود و با وجود آن که تلفن دارد تماس هم نمیگیرد که من قصد آمدن به خانه شما را دارم تا برایش روشن شود موقعیت مناسب است یا نه. سرزده به منزل آشنایان و دوستان میرویم و توقع داریم از ما به بهترین نحو با رویی خوش پذیرایی کنند و اگر غذایی مناسبی نیاوریم رنجیده میشویم. اینها نشانه ی آن است که ما هنوز با ادب قرآنی و سیره ی رسول اکرم صل الله علیه و آله پرورش نیافتهایم. قرآن میفرماید اگر صاحب خانه به شما گفت: برگردید، باید برگردید و از این برخورد صادقانه ناراحت نشوید. چنین فرهنگی در اجتماع ما حاکم نیست و صراحت لهجه ی صاحب خانه در مورد نپذیرفتن افراد را نوعی اهانت و تحقیر تلقی کرده و چه بسا قهر کرده و به مذمت و نکوهش او پرداخته و غیبتش را روا میداریم و در مواقعی نسبتهای ناروا به او میدهیم که این رفتار علاوه بر آن که موید عدم رشد فکری ماست از ضعف ایمان و سستی در اخلاق و خویمان حکایت دارد. [۲۰۳]
حفظ حقوق و رعایت حرمت اهل خانه
یک رسم جاهلی در میان اعراب رواج داشت که، وقتی لباس حرام بر تن میکردند از راه معمولی و درب خانه وارد منزل افراد نمیشدند و عقیده داشتند محرم نباید از در خانه وارد شود. به همین دلیل از پشت بام وارد میشدند. آنان میگفتند این عمل نیکی است، زیرا نوعی ترک عادت محسوب میشود. قرآن چنین رسمی را لغو کرد و تصریح نمود نیکی در تقواست، نه عادت خرافی، و دستور داد از همان طریق متعارف وارد خانه شوند؛
«کار نیک آن نیست که از پشت خانه وارد شوید؛ نیکی این است که پرهیزگاری پیشه کنید، باشد که رستگار شوید.» [۲۰۴]
به هر حال ورود بدون اجازه و نیز داخل شدن به خانه ی دیگران از راه غیر متعارف، نوعی اهانت به اهل خانه محسوب میگردد و افرادی که سرزده به دوستان و آشنایان وارد شدهاند مورد مذمت قرار گرفته و کارشان قبیح شده است. باید به حقوق ساکنین در منزل و احساسات و عواطفشان احترام گذاشت. حضرت امام صادق علیه السلام تاکید نمودهاند که شما باید از پشت در، قبل آن که به درون خانه بنگرید، اجازه بگیرید، ولی کسانی هستند که هنگام ورود به خانه دوستان و بستگان از پنجره یا روزنهای دیگر مخفیانه به سخنانی گوش میدهند که بین اعضای آن خانه جریان دارد و در ضمن این حرکت ضد اخلاقی چشم خود را به کار انداختهاند تا ببینند در خانه ی مورد نظر چه میگذرد و در پایان چنین رفتارهای مذموم اجازه دخول میطلبند. چنین شیوهای به هیج وجه نشانی از اجازه خواستن ندارد.
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودهاند: حتی مرد باید از دختر و خواهر خود، اگر شوهر کرده باشند اجازه بگیرد، چه بسا آنان در وضعی خاص باشند که نخواهند در آن حال ببینیمشان. [۲۰۵]
در موضوع مورد بحث، تنها مسئله ی حقوقی و فقهی مطرح نیست که، مثلا تصرف در ملک غیر بدون رضایت و اجازه اش حرام است یا نه؛ بلکه مسئلهای اخلاقی، انسانی و اجتماعی مطرح است که فراتر از حقوق مدنی است و با حیثیت، آبرو و آزادی افراد ارتباط دارد که باید مصون از تعرض باقی بماند. باید دانست عدم رعایت حرمت این دستور گناهی سنگین به همراه دارد. رعایت حرمت مساکن و منازل مردم نه تنها به لحاظ مالکیت بلکه از نظر شئون معنوی افراد و شخصیت والای انسانی محترم است. و هتک حرمت این حریم، تجاوز به حدود و ثغور خود انسان تلقی میگردد نه تجاوز به متعلقاتش؛ از قبیل اموال و املاک و اجزای خانه. [۲۰۶]
قرآن در مورد چگونگی ورود به خانه ی پیامبر صل الله علیه و آله و نحوه برخورد با آن حضرت طی آیهای رهنمودی بسیار عالی و آموزنده دارد که یک فرد مسلمان میتواند آن را در مورد بزرگان دین، مشاهیر و شخصیتهای معروف، برنامه عمل خویش قرار دهد:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خانه ی پیامبر داخل نشوید مگر آن که به شما برای صرف غذا اجازه داده شود (مشروط بر آن که قبل از موعد معین نپایید) و در انتظار وقت غذا ننشینید، این رفتار، رسول اکرم صل الله علیه و آله را ناراحت میکند، ولی او از شما شرم مینماید، اما خداوند از (بیان) حق شرم ندارد و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی (به عنوان عاریت) از آنها (همسران پیامبر) میخواهید از پشت پرده تقاضا کنید. این کار دلهای شما و آنها را پاک تر میدارد و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید. [۲۰۷]
بنا بر حکم قرآنی نه بی موقع به خانهای که دعوت شدهاید وارد گردید و نه اجابت دعوت را نادیده انگارید و نه پس از صرف غذا برای مدتی طولانی درنگ کنید. بدیهی است تخلف از این امور موجب زحمت و دردسر برای صاحب خانه است و با اصول اخلاقی سازگاری ندارد. [۲۰۸]
گناه گناه
در نظام معماری اسلامی، اشراف بر زندگی دیگران و گشودن چشم و پنجره و در به مسکن مردم تجاوز به حساب میآید. تعبیر عورت پوشی همان مفهوم حفظ عفت را بیان میکند. امام صادق علیه السلام فرمود:
در سه چیز مومن آسوده است ... از جمله خانه ی گستردهای که از نادیدنیهای او پرده پوشی کند و حالات ناروا را از چشم مردم پاس دارد. [۲۰۹]
همچنین از امام باقر علیه السلام روایت شده است: کسی که به خانه ی مسلمانی سرک کشد، در آن حال دو چشم او بر آن مسلمان مباح خواهد بود [۲۱۰] (میتواند آن را آماج تیر سازد).
نقل شده که خلیفه ی دوم شبی در مدینه صدای مردی را شنید که در منزل خود آواز میخواند. از دیوار بالا رفت و خطاب به وی گفت: ای دشمن خدا، گمان کردی که معصیت پروردگار را مرتکب میشوی و خداوند بر تو میپوشد. آن مرد در پاسخ گفت: ای خلیفه در عقوبت من شتاب مکن، چون من اگر یک خلاف کردهام تو سه خلاف نمودهای؛ اول این که خداوند انسان را از تجسس در امور دیگران منع کرده؛ ولی تو این کار را کردی، دوم اینکه بدون اجازه وارد خانه ی من شدی و قرآن چنین اجازهای نداده است.
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: خانه ی هر کسی حرم اوست. [۲۱۱] پس نباید کسی بدون اجازه وارد خانه ی دیگران شود.
پس از فتح مکه رسول خدا به مخالفان امان داد و فرمود:
مسجد الحرام و خانهای که در آن بسته باشد امانگاه است. [۲۱۲]
ارزش چشم با جان آدمی برابر است، تا آنجا که اگر کسی دو چشم دیگری را نابینا نماید دیه کامل یک انسان بر عهده اش است. [۲۱۳] اما همین چشم اگر نگاه خائنانه کند و بخواهد به مساکن، اسرار و نوامیس مردم بنگرد، اگر از سوی اهل آن منزل آسیب ببیند و منجر به کوری گردد دیه ندارد. [۲۱۴]
امام خمینی (ره) در این باره چنین فتوا دادهاند:
دید زدن به خانه ی مردم و نگاه به نامحرم گناه است و صاحب خانه حق دارد سنگ یا چیزی به طرف او پرتاب کند و ضمانی هم بر او نیست، حتی اگر به درون خانههای دور با ابزاری (مثل دوربین قوی) نگاه کند، مثل آن است که از نزدیک نگاه کند. نگاه به درون خانه کسی از طریق نصب آیینه نیز همین حکم را دارد. [۲۱۵]
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند:
هر کس به خانه ی همسایه اش سرک کشد تا به عورت مردی یا موی زنی یا بدن او بنگرد بر خداوند رواست که او راه همراه منافقان به آتش دوزخ افکند. [۲۱۶]
میگویند رسول خدا صل الله علیه و آله در خانه خویش مشغول شانه زدن موهای خود بود و در آن حال یکی از همسران آن وجود مقدس در کنارش نشسته بود. کسی از شکاف در، درون خانه را مینگریست. پیامبر فرمود: اگر به تو نزدیک بودم چشمت را با همین شانه در میآوردم و در برخی نقلها آمده است که پیامبر صل الله علیه و آله آن مرد خاطی را تعقیب نمود که وی گریخت. [۲۱۷]
نقل شده که، جوانی در اوقات نماز بالای ماذنه ی مسجد اذان میگفت. یک روز در حال اذان به خانهها اطراف مسجد نظر انداخت، نظری که اسلام آن را حرام کرده است. ناگهان چشمانش در خانهای به دختری نیکو منظر و صاحب جمال افتاد، دل به او داد. پس از اذان به سوی آن خانه رفت و درش را کوبید، صاحب خانه در را گشود. جوان خطاب به صاحب خانه گفت: اگر دخترتان را شوهر میدهید من مایل هستم او را به همسری برگزینم. صاحب خانه گفت: ما آسوری مذهب هستیم، اگر آیین ما را میپذیری از این که دخترم را به تو بدهم اجتناب نمیکنم. جوان که دل به زیبایی و جمال آن دختر دوخته بود، از پذیرش این شرط استقبال کرد و از اسلام دست برداشت، اما هنگامی که میخواست آن دختر را طبق رسم آسوریان به عقد ازدواج خویش درآورد از بالای پله با سر به زمین آمد و هلاک گردید. [۲۱۸]
از حضرت امام حسن عسگری علیه السلام روایت شده است که، به خاتم رسولان حضرت محمد صل الله علیه و آله وحی گردید فردی به خانه ی همسایه خویش مینگرد و از دین زن نامحرم مضایقه ندارد. آن حضرت برآشفت و فرمود او را نزد من آورید. کسی عرض کرد: وی از پیروان شماست و به رسالت آن جناب و امامت حضرت علی علیه السلام انتقاد دارد و از دشمنان اهل بیت علیه السلام بیزاری میجوید. فرمود: میگویید از تابعان ماست، او دروغ میگوید. آگاه باشید تابع ما کسی است که در اعمالش پیرو ما باشد و او این گونه نیست. [۲۱۹]
لقمان به فرزندش میگوید: فرزندم! خدمت چهار هزار پیامبر رفته و از هر کدام کلمهای آموختم و از میان آنها هشت کلمه برگزیدم که یکی از آنها این است:
اگر در خانه ی دیگری بودی، چشم خود را حفظ کن. [۲۲۰]
اول همسایه بعد خانه
قرآن کریم بعد از یکتا پرستی و شرک نورزیدن به خداوند، دعوت عملی به تضامن و تعاون اجتماعی نموده و در این میان پس از پرسش خداوند و نیکی به والدین، ارحام، یتیمان و فقیران، احسان به همسایه را مورد اهمیت قرار میدهد. جالب اینکه، رعایت حقوق آنان طبق آیه قرآن عملی نمودن فرمان واجب الهی است و ثانیا این برنامه در ردیف عبادت پروردگار و شریک قائل نشدن برای او آمده است.
قرآن از «جار ذی القربی» و «جار جنب» سخن میگوید. سید عبدالله شبر ذیل تفسیر این آیه (آیه ۳۶ سوره نساء) سه معنا برای عبارت نخست احتمال داده است: همسایه ی نزدیک، خویشاوند و یا هم عقیده و به نظر وی منظور از عبارت دوم دور بودن در فاصله یا خویشاوندی یا اعتقاد می-باشد. [۲۲۱]
ارتباط شایسته ی افراد یک محله که با هم همسایهاند و خوش رفتاری آنان با یکدیگر در حدی است که حضرت امام رضا علیه السلام این ویژگی را از جمله اهداف بعثت رسول اکرم صل الله علیه و آله برشمردهاند. [۲۲۲]
حضرت علی علیه السلام نیز فرمودهاند: شیعیان ما کسانی هستند که به خاطر ولایت ما نسبت به هم بذل و بخشش مینمایند ... مایه برکت همسایگان هستند و با معاشران خود در صلح و صفا بسر میبرند. [۲۲۳] همچنین آن حضرت چهار خصلت را برشمردهاند که اگر کسی آنها را داشته باشد اهل بهشت است؛ یکی از آنها رفتار پسندیده با همسایگان است. [۲۲۴] امام صادق علیه السلام در سخنی جاویدان، نیک رفتاری با همسایه را بعد از نماز و در ردیف اقامه ی این فریضه واجب الهی در مسجد ذکر کردهاند. [۲۲۵] امام صادق علیه السلام فرمود: ما ریشه ی همه خوبیها و نیکیها هستیم و اینها همه از شاخههای وجود ماست. در این روایت تفقد از همسایه به عنوان خیر و خوبی معرفی شده است. [۲۲۶]
امام حسن مجتبی علیه السلام در ایام کودکی، شبی تا صبح مراقب عبادت مادرش بود و می-نگریست که او دایم در حال رکوع، سجود، قیام و قعود است و میشنید که مادرش درباره ی زنان و مردان مسلمان دعای خیر میکند و برای هر یک از آنان سعادت، رحمت و برکت میخواهد. امام حسن صبح هنگام، به مادرش گفت: هر چه گوش کردم درباره ی دیگران دعای خیر نمودی. اما درباره ی خودت دعایی نکردی؟ حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند:
«یا بنی الجار ثم الدار؛ ای فرزندم! اول همسایه بعد خانه.» [۲۲۷]
حضرت علی علیه السلام در خطبه قاصعه از تعصبهای غلط، افتخارات بیهوده و مباهات به طایفه و قبیله به شدت انتقاد میکند و میفرماید: اگر کسی بخواهد تعصب به خرج دهد باید کردار پسندیده، خصال نیکو و خلق و خوی انسانی را ملاک مباهات و فضیلت قرار دهد. در فرازی از این خطبه تاکید نمودهاند که به صفات حمیده و اخلاق کریمه افتخار کنید. به دنبال این سخن آسمانی هم برخی از خصلتهایی را که سزاوار است افراد داشته باشند برمی شمارد. نخستین این حالت نیکو از دیدگاه آن امیرالمومنان حفظ حقوق همسایه و رعایت حال اوست: من الحفظ للجوار. [۲۲۸]
یکی از صفات پرهیزگاران که حضرت علی علیه السلام در خطبه همام بدان اشاره فرموده زیان نرسانیدن به همسایه است. [۲۲۹] آن حضرت در بستر شهادت نیز بازماندگان را این گونه وصیت فرمود: از خدا پروا داشته باشید، از خدا بترسید درباره ی همسایگانتان که آنان سفارش شده ی پیامبرتان هستند. [۲۳۰] امام حسن مجتبی علیه السلام ده چیز را جز اخلاق پسندیده برشمردهاند، یکی از آنها حمایت از همسایه است. [۲۳۱] امام حسین علیه السلام نیز مسلمانان را به پنج خصلت توصیه فرمودهاند که خوش رفتاری با همسایه در زمره ی آن میباشد. [۲۳۲] در فرازی از رساله حقوق سجاد علیه السلام آمده است:
اما حق همسایه ات حفظ اوست در نهان، و بزرگداشت او در عیان و حمایت او در صورتی که ستم دیده باشد و اگر احتمال تاثیر اندرز میدهی او را نصیحت کنی، در وقت مشقات او را رها نکنی و از خطا و جرم او درگذری، گناهش را ببخشی و او با بزرگوارانه معاشرت کنی.
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: آییت ائمه علیه السلام ورع، عفت ... نیکو معاشرت کردن با همه و نیکو همسایه داری است. [۲۳۳]
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودهاند: بر شما باد به تقوای الهی، پارسایی، کوشش در طاعت و بندگی خداوند، ادای امانت، راستگویی و حسن و هم جواری که این موارد اساس رسالت حضرت محمد است. [۲۳۴]
حد و حقوق هم جواری
یکی از همسایگان که به گردن ما حق دارد مسجد است.
زریق میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: به عرض حضرت علی علیه السلام رسانیدند که گروهی از همسایههای مسجد کوفه در نماز جماعت مسجد حاضر نمیشوند. امام فرمود «یا باید با ما در نماز حاضر گردند و یا آن که دور شوند تا با ما همسایه نباشند و ما هم جوار آنها نباشیم.» [۲۳۵]
امام صادق علیه السلام نیز فرمودهاند: کسی که در همسایگی مسجد سکونت دارد و در مسجد برای ادای نماز حاضر نشود نمازش، نماز نیست، مگر این که مریض باشد یا مشغول اموری لازم و ضروری گردد. [۲۳۶]
براساس روایات مستند، در روز قیامت در دادگاه عدا الهی یکی از سه چیزی که از مسلمانان شکایت میکند مسجدی است که در همسایگی انسان باشد و برای خواندن نماز به آن جا نرود. [۲۳۷]
مسئله: مستحب است انسان با کسی که در مسجد حاضر نمیشود غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند، و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و او به زن ندهد. [۲۳۸]
شیخ طوسی در تهذیب از طلحه بن زید نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمودهاند: امیر الومنان علی علیه السلام تاکید نمودهاند که همسایه مسجدی که برای ادای نمازهای واجب، در حالی که سالم است و فراغت هم دارد در مسجد حضور نیابد نمازش کامل نمیباشد، البته نه آن که نمازش باطل باشد. بلکه نماز وی از آن آثاری که نماز مقبول درگاه پروردگار باید برخودار باشد، محروم است. [۲۳۹]
فقها به استناد این روایتها و سفارشهای موکد حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و ائمه هدی علیهم السلام نماز خواندن در مسجد را برای همسایه اش مستحب موکد دانسته و ترک نماز در مسجد توسط همسایه را مکروه قلمداد نمودهاند. مرحوم آیه الله سید محمد کاظم یزدی فرمودهاند: برای همسایه مسجد مکروه است که بدون عذری نمازش را در غیر آن مسجد اقامه کند. [۲۴۰] در رسالههای علمیه نیز میخوانیم:
مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت برگزار کنند و در نماز صبح، مغرب و عشاء، خصوصا برای همسایه مسجد و کسی که صدای اذان صبح را میشنود بیشتر سفارش شده است.
در خصوص حد همسایگی، رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: تا چهل خانه از روبرو، پشت سر، طرف راست و سمت چپ همسایه محسوب میگردند. [۲۴۱] براساس این روایت افراد کثیری همسایه یکدیگرند و لازم است حقوق هم را رعایت کنند. اگر به این سفارش اسلام عمل گردد، مردمی که تا مسافتهای قابل توجهی با هم زندگی میکنند بسیاری از دشواریها را پشت سر نهاده و از زندگی توام با آرامش و مودت برخوردار میشوند.
بنا به فرمایش خاتم رسولان، همسایگان به سه دسته تقسیم میشوند:
۱- همسایهای که از سه نظر بر گردن ما حق دارد؛ حق همسایگی، حق خویشاوندی و اسلام (برادر دینی)،
۲- همسایهای که دارای دو حق است؛ حق همسایگی و حق برادر ایمانی.
۳- همسایهای که صرفا دارای حق همسایگی است و آن حق فردی از اهل کتاب است. [۲۴۲]
امام صادق علیه السلام میفرمایند: آیا مردی از شما شرم نمیکند که همسایه اش حق هم جواری را نسبت به او رعایت کند، ولی او این حق را نشناسد؟ [۲۴۳]
حضرت محمد صل الله علیه و آله در روایتی حق همسایه را چنین ترسیم نمودهاند:
حق همسایه آن است که اگر بیماری به او روی آورد، عیادتش نمایی و اگر از دنیا رحلت نمود، در تشییع جنازه اش شرکت کنی و اگر از تو قرض خواست از پرداخت آن امتناع ننمایی و اگر شادمانی در زندگیش رخ داد بر او تهنیت گویی و در ناگواریها با او شریک باشی. بنای خویش را از خانه ی او فراتر نبرده و او را از نسیم فرح بخش محروم نکنی ... [۲۴۴] چون میوهای خریدی مقداری به او هدیه کنی و در غیر این صورت آن را پنهانی به منزل ببری. فرزندت را همراه میوه به بیرون خانه نفرست که فرزند او آزرده شود و بوی غذایت او را آزرده نکنی (ناراحت نشود از اینکه نمیتواند تهیه کند) مگر این که مقداری برایش بفرستی. [۲۴۵]
حق همسایه تنها این نیست که به وی اذیتی نرسد، که این حقی است برای همه، بلکه باید با او به مهربانی، خیر و نیکی رفتار نموده و در آنچه به آن محتاج است مضایقه نکرده و در سلام بر او پیشی گرفت و از احوالی که میخواهد پوشیده باشد، سوال ننمود و به هنگام بیماری به عیادتش رفت و اگر همسایه بخواهد بر دیوار او تیری (تیرآهن یا تیر چوبی برای پوشش سقف) بگذارد مضایقه نکند و در صورتی که تمایل دارد از راه مختص او، رفت و آمد نماید سخت نگیرد و از اسباب خانه آنچه خواهد دریغ ننماید و چشم خویش را از ناموس او نگه دارد و چون در خانه نباشد از مواظبت منزل مسکونی وی غافل نگردد و با اهل خانه اش لطف و مهربانی کند. اگر از او یاری خواهد به امدادش بشتابد و اگر طلب وام کند در صورت توان تقاضایش را اجابت نماید و بنای خانه ی خود را بدون اجازه ی او رفیع نگرداند که هوای خانه اش را محبوس کند. [۲۴۶]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: بر شما باد بر خوش همسایگی، به درستی که خداوند عز و جل بر آن امر کرده است. [۲۴۷] رسول اکرم صل الله علیه و آله توصیه نمودهاند: اگر میخواهید که پروردگار و فرستاده ی او شما را دوست بدارند؛ وقتی امانتی به شما سپردند آن را ادا کنید، در سخن گفتن صداقت را در نظر بگیرید و با همسایگان به نیکی رفتار کنید. [۲۴۸] آن حضرت تاکید نمودهاند: آنچه برای خود میخواهی جهت مردم بخواه تا مومن باشی و با همسایگان خوش رفتاری کن تا در زمره ی افراد مسلمان به شمار آیی. [۲۴۹]
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: بدانید از ما نیست کسی که با همسایه اش خوش رفتاری نکند. [۲۵۰] حضرت علی علیه السلام نیز در اهمیت این موضوع فرمودهاند: خدا رحمت کند کسی که همسایه اش را در نیکی کردن یاری کند. [۲۵۱]
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودهاند: در بنی اسرائیل مردی مومن بود که همسایهای کافر داشت، همسایه غیر مسلمان نسبت به آن فرد با ایمان مهربان بود. وقتی آن کافر از دنیا رفت، خداوند در جهنم خانهای از گل برایش بنا کرد که او را از حرارت آتش حفظ کند و به او از غیر جهنم روزی میرسید. به او گفتند این لطف حق به خاطر مدارا و رفق و انجام کار نیک تو نسبت به همسایه ی مومن در دنیا میباشد. [۲۵۲]
نیکی به همسایه آثار و برکاتی در همین دنیا دارد، از جمله اینکه رسول اکرم صل الله علیه و آله آن را یکی از چهار چیزی دانستهاند که روزی را زیاد میکند. [۲۵۳] حضرت علی علیه السلام نیز نوید دادهاند: نیکوکاری و خوش رفتاری با خویشاوندان و همسایگان موجب افزایش عمر و آبادانی خانهها میشود. [۲۵۴]
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودهاند: صله ارحام و نیکی با همسایگان دارایی و توانایی مالی انسان را افزایش میدهد. [۲۵۵]
امام صادق علیه السلام از رسول اکرم صل الله علیه و آله نقل نمودهاند: خوش رفتاری با همسایه مرگ را به تاخیر افکند. [۲۵۶] از آثار دیگر خوش رفتاری آن است که همسایگان را زیاد میکند زیرا دوستان خوش روی انسان افزایش مییابد و مردمان بیشتری با او انس میگیرند؛ چنانکه حضرت علی علیه السلام متذکر گردیدهاند. [۲۵۷] همچنین خوش رفتاری با همسایگان سبب میشود که اگر انسان کاری داشته باشد آنان به یاری او برخیزند و بارش را از دوش او بردارند. به فرمایش علی علیه السلام نیکی به افراد هم جوار خدمه را زیاد میکند. [۲۵۸]
الفت و امنیت
برخورداری از همسایه ی صالح از عوامل سعادت انسان است. انس و الفت با این گونه انسانها شکر نعمت و قدردانی از چنین لطفی است. محیط و معاشرتها، بر روح آدمی اثر میگذارد.
پیامبر اسلام صل الله علیه و آله میفرماید:
من سعاده المسلم سعه المسکن و الجار الصالح، و المرکب الهنی؛ مسکن وسیع، همسایه نیک و مرکب مناسب، از سعادت مسلمانان است.
امام علی علیه السلام میفرماید: همنشینی با هواپرستان فراموش خانه ی ایمان است. [۲۵۹]
همسایه خوب چون گلی خوشبو است که رایحه ی آن وجود ما را عطرآگین میکند، روح و روانمان را صفا داده و طراوت زندگی را افزون میسازد. همسایه ناشایست چون مادهای بدبو و متعفن مشام را آزرده و محیط زندگی را آلوده میکند.
گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
حضرت علی علیه السلام فرمودهاند: با کسی همسایه شو که از وی در امان باشی و خوبی او از تو درنگذرد. [۲۶۰]
امام باقر علیه السلام میفرمایند: شیعه علی علیه السلام کسی است که برای همسایگان خود مایه برکت باشد و با معاشران خویش در صلح و صفا بسر برد. [۲۶۱]
رسول اکرم صل الله علیه و آله نیز به پیروان خویش توصیه نمودهاند، به گونهای رفتار کنند که همسایگان از دستشان آسوده باشند. [۲۶۲]
رسول خدا صل الله علیه و آله در بیانی نورانی توصیه نمودهاند: وقتی دو نفر تو را دعوت کردند، دعوت آن که خانه اش به محل سکونت تو نزدیکتر است بپذیر، زیرا آن که منزلش در قرب خانه-ی شماست در همسایگی تقدم دارد. [۲۶۳]
حفظ حرمت همسایه و توجه داشتن به ارزشهای انسانی او از دیگر وظایف اخلاقی ما نسبت به همسایگان است. رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد باید همسایه اش را حرمت نهد و او را اکرام نماید. [۲۶۴] امام ششم علیه السلام نقل مینماید که در کتاب حضرت علی علیه السلام خواندم که رسول خدا صل الله علیه و آله فرموده بود: همسایه همچون نفس انسان است نباید خسروانی متوجه اش شود و نیز روا نیست (بی جهت) مجرم تلقی گردد و حرمت همسایه با احترام مادر برابر است. [۲۶۵] از آن حضرت نقل شده است که حرمت همسایه چون حرمت خون است و باید همسایه را گرامی داشت، اگر چه غیر مسلمان باشد. [۲۶۶]
هر گونه رفتار افراد در یک محله یا مجتمع مسکونی مورد ارزیابی قرار میگیرد و همسایگان در مورد شیوههای اخلاقی و خصال و کردار یکدیگر به قضاوت میپردازند و اگر متفقا به خوبیهای کسی صحه گذاشتند باید خدا را سپاسگزار بود و در غیر این صورت لازم است در مناسبات رفتاری خود با اهل محل تجدید نظر نماییم و حالات خویش را بازنگری کرده و آنچه را که مورد تایید نیست از خود دور کنیم. ابوذر غفاری از رسول اکرم صل الله علیه و آله پرسید: چگونه بدانم نیکوکار یا بدکار هستم؟ آن حضرت فرمود: هنگامی که از همسایگانت شنیدی که درباره ات می-گویند به تحقیق نیکو عمل کرد، پس نیکوکاری، و اگر شنیدی که میگویند بد کرد، بدکاری. [۲۶۷]
گره گشایی از مشکلات همسایگان
توجه به اوضاع معیشتی و مشکلات مالی همسایگان، در نظام ارزشی اسلام از اهمیت والایی برخوردار است و برای مسلمان شایسته نیست که تنها به فکر آسایش و تامین مایحتاج خود باشد و از امور مجاورین خود و اهل محلی که در آن زندگی میکند غافل باشد. اسلام دایره ی زندگی مسلمانان را از محدوده ی خانواده به دوستان، خویشاوندان و همسایگان گسترش میدهد و بر این اعتقاد است که انسان معتقد به قرآن و قیامت، نباید فقط به فکر رفاه و آسایش خودش میباشد.
نقل شده که عبدالله بن عباس نزد عبد الله بن زبیر آمد. فرزند زبیر خطاب به وی گفت: آیا مرا به پستی و بخل نسبت میدهی؟ او پاسخ داد: آری. زیرا شنیدم رسول اکرم صل الله علیه و آله تاکید میفرمودند: از دایره ی مسلمین خارج است کسی که فقط شکم خود را سیر کند ولی همسایه اش در گرسنگی بسر برد. [۲۶۸]
در روایتی میخوانیم که حضرت محمد صل الله علیه و آله چنین هشدار دادهاند: کسی که خود را سیر کند ولی همسایه اش مشکل داشته باشد به آیین من ایمان نیاورده است. [۲۶۹] مومن اجازه ندارد بدون همسایه ی خود سیر شود. [۲۷۰]
امام سجاد علیه السلام فرمود: کسی که شب را با سیری بگذراند و در همسایگی او مومنی گرسنه باشد، خداوند میفرماید: ای فرشتگان شما را بر این بنده ی شاهد میگیرم؛ من او را به نیکی امر نمودم، ولی اطاعت نکرد و از غیر پیروی نمود، او را به اعمال خودش واگذار نمودم، به عزت و جلالم سوگند هرگز چنین فردی را نمیبخشم. [۲۷۱]
بنا به فرمایش امام چهارم، از جمله گناهانی که مانع نزول باران میگردد ترک کمک به همسایه است. [۲۷۲] اگر فردی بیش از نیاز خود پوشاک داشته باشد و بداند کسانی در همسایگی او هستند که بدان نیاز دارند و از دادن به آنان امتناع کند خداوند او را در آتش دوزخ خواهد افکند. [۲۷۳]
امام صادق علیه السلام در جواب نامه ی یکی از اصحاب نوشت: شنیدم از پدرم و ایشان از آباء گرامی خود، که رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که با شکم سیر سر بر بالین نهد در حالی که همسایه اش با شکم گرسنه در بستر قرار گیرد، ایمان ندارد. اصحاب عرض کردند: با این وضع هلاک میشویم! فرمود: از غذاها یا خرماهایتان آنچه اضافه دارید یا از وجوه نقدی و یا از لباس هایتان به آنان دهید تا بدین وسیله آتش خشم خداوند را خاموش سازید. [۲۷۴]
حضرت یعقوب، فرزند اسحاق و فرستاده ی شایسته خداوند بود، از عادت پسندیده اش این بود که هر شب گوسفندی در خانه اش ذبح میگردید و فرزندان و اهل خانه اش ملزم بودند حداقل نصف آن را برای فقیران، به خصوص همسایگان گرسنه، ببرند. در شب جمعهای، وقتی نصف گوسفند ذبح شده را انفاق نمودند و نصف باقی مانده را خود میل کردند، مرد مستمندی که در همسایگی این بیت نبوت مسکن داشت، مقارن افطار با زبان روزه بر در خانه ی یعقوب آمد و اظهار داشت روزه هستم از زیادی غذای خویش به من دهید و چندین بار این تقاضا را تکرار نمود. اهل خانه صدایش را شنیدند ولی یا اعتنایی نکردند و یا اینکه در تاریکی شب تشخیص ندادند که او همان همسایه ی فقیر است و در واقع به ادعای او شک نمودند. آن فقیر مومن با ناامیدی از در خانه ی یعقوب رفت، در حالی که ذکر خداوند و حمد الهی را بر زبان داشت و اشکش جاری بود. با همان حال بدون افطار خوابید و گرسنه سر بر بالین نهاد. روز بعد را نیز روزه گرفت و با صبر و متانت خداوند را ستایش کرد و آن روز را بدون خوردن طعامی گذراند.
خداوند متعال به یعقوب وحی نمود: ای فرستاده ی من، به درستی که محبوبترین پیامبران نزد من کسی است که بر مستمندان ترحم کند و آنها را به خود نزدیک نموده و غذایشان بدهد و حامی ایشان باشد. دیشب بر بنده ی فقیر ما رحم نکردی و با وجود آن که طعامی در خانه ات بود او را غذا ندادی. او با اشک جاری بازگشت و شکایت گرسنگی خود را به من کرد. ای یعقوب باید بدانی دوستانم را زودتر از دشمنان به کیفر و گرفتاری مبتلا میکنم. اینک آماده ابتلا شوید و بر آنچه رخ میدهد صبور باشید. از همان شب گرفتاری یوسف و مشقات او آغاز گردید، ولی چون او در میدانهای آزمایش موفق گشت مقامی والاتر بدست آورد. [۲۷۵]
ابوذر غفاری میگوید: رسول خدا صل الله علیه و آله به من وصیت کرد که، چون غذایی طبخ کردی، محتویات آن را چنان افزایش بده که بتوانی همسایه را از آن برخوردار سازی. [۲۷۶]
در موازین شرعی و منابع فقهی توصیه شده است که همسایگان نیازمند را در انفاق، صدقات و زکات فراموش نکنند.
اسحاق بن عمار از امام ابوالحسن علیه السلام درباره ی زکات فطره سوال کرد. آن حضرت فرمود: همسایگان نیازمند نسبت به دریافت آن سزاوارترند. [۲۷۷]
امام خمینی در خصوص زکات فطره چنین فتوا دادهاند: مستحب است که فطریه را به بستگان، همسایگان، مهاجرین در راه دین و اهل فقه و عقل و سایر کسانی که چنین اولویتهایی را حائز هستند اختصاص داد. [۲۷۸]
شعلههای شرارت
حضرت علی علیه السلام میفرماید: همسایه بد بزرگترین زیان و سختترین گرفتاری-هاست. [۲۷۹]
لقمان حکیم میگوید: من سنگ حمل نمودهام، اما بار سنگینی که از همسایه بد، سنگین تر باشد حمل نکردهام. همسایه بد همچون کوره آهنگری است، که اگر شعله اش تو را نسوزاند بوی بدترش در تو اثر میکند، یا آن که دودش چشمانت را رنج میدهد.
امام باقر علیه السلام میفرمایند: یکی از اموری که کمر انسان را میشکند همسایهای است که اگر نیکی و خوبی ببیند مخفی کند، ولی اگر لغزشی مشاهده کند آن را آشکار می-سازد. [۲۸۰]
امام صادق علیه السلام فرمودهاند: امور عبث دو چیز است: موعظه کردن فردی که آن را نمی-پذیرد و در وی اثر نمیگذارد و همسایگی با حریص. [۲۸۱]
بدرفتاری با همسایگان علاوه بر آن که در دنیا نتایج ناگواری به همراه میآورد موجب محرومیت از رحمت الهی در روز قیامت است، زیرا رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: خداوند به دو کس در روز قیامت به نظر رحمت نمینگرد؛ آن که با خویشان قطع رابطه کند و آن فردی که با همسایگان بدی نماید. [۲۸۲]
دوری از آزردن همسایگان نشانی از تقوا و پرهیزگاری است و به فرمایش اهل بیت عصمت و طهارت آن که همسایه اش از شرش در امان نباشد جزء پیروان ما نخواهد بود و نیز از دیدگاه آن فروغهای فروزان ولایت و امامت، مومن کسی است که همسایهها از آزار و اذیت او آسوده باشند و هر کس از آزردن همسایه اجتناب نماید خداوند در روز قیامت از لغزش او چشم پوشی می-کند. [۲۸۳]
حضرت علی علیه السلام توصیه نمودهاند: با کسی همسایه شو که از وی در امان باشی و خوبی او شامل حال تو گردد. نیز از سفارشهای آن حضرت است که فرمودهاند: آن که همسایگان را سبک میشمارد و ذلیل میدارد هرگز به قله عزت راه نیابد. [۲۸۴]
رسول خدا صل الله علیه و آله تاکید نمودهاند: هر کس به همسایه اش آزاری برساند خداوند بوی بهشت را بر وی حرام میگرداند و جهنم، که بد جایگاهی است، مکانش خواهد بود و کسی که حق همسایه را تباه کند از ما نیست. در فرازی از سخنان رسول اکرم صل الله علیه و آله که حضرت علی علیه السلام بدان اشاره کردهاند، آمده است: از خصوصیات مومن آن است که همسایه را آزار نمیدهد و نیز همسایگان به دلیل مجاورت خانه هایشان با منزل وی اذیت نمیشوند ... [۲۸۵] فردی که همسایه-اش از دست او عذاب میکشد به بهشت نخواهد رفت. [۲۸۶]
در منابع روایی همسایه آزاری نشانه ی ابلهی است و از علامتهای فرومایگان اذیت همسایه معرفی شده است. حضرت علی علیه السلام خائن را با چهار خصوصیت معرفی کردهاند، که یکی از آنها آزردن همسایه است. [۲۸۷]
همسایه آزاری
یکی از اصحاب پیامبر اکرم صل الله علیه و آله همسایهای تندخو و مردم آزار داشت. نصایح آن صحابی در رفتار وی هیچ اثری نداشت. ناگزیر شکایت همسایه ناسازگار را نزد پیامبر صل الله علیه و آله برد. پیامبر صل الله علیه و آله به وی توصیه نمود که بار دیگر در اصلاح اخلاق و تعدیل کردار همسایه اش بکوشد. مرد صحابی نصایح پیامبر را به کار بست ولی رفتار آن مرد تغییر نکرد. کاسه صبر مسلمان لبریز گردید و به محضر خاتم رسولان شتافت و نتیجه معکوس مواعظ خود را باز گفت. این بار حضرت محمد صل الله علیه و آله چون شکوه شدید مرد صحابی را شنید و آشفتگی او را بدید، فرمود تا لوازم زندگی و اثاث منزل خود را از خانه بیرون ببرد و در رهگذر مردم بگذارد. شاکی آشفته حال فرمان رسول اکرم صل الله علیه و آله را عملی ساخت و تمام وسایل زندگی را در رهگذر عابرین قرار داد. افرادی که از آن مسیر در حال رفت و آمد بودند و شکایت مرد صحابی را گوش دادند سیل توبیخ و لعنت به جانب آن مرد همسایه آزار روانه کردند و بانگ برآوردند که خدایا او را از منزلش آواره گردان. همسایه متجاوز سراسیمه به محل اقامت فرد شاکی رفت و سر و رویش را بوسید و زبان به عذرخواهی و آمرزش طلبی گشود و با التماس از وی تمنا کرد تا با امنیت خاطر و اطمینان به خانه ی خویش بازگردد. صحابی عذرخواهی او را پذیرفت و لوازم زندگی را به خانه برد و آن چنان صلح و صفا بین این دو حاکم گردید که دیگر کسی کدورتی میان آنان ندید. [۲۸۸]
سمره بن جندب نمونه ی دیگر یک همسایه ستمکار است، که به لحاظ اعتقادی و سیاسی نیز پروندهای مخدوش دارد. این مرد در خانه مردی انصاری درخت خرمایی داشت و هر گاه می-خواست به آن سرکشی کند برای آن او اسباب زحمت فراهم میساخت. روزی صاحب خانه به وی گفت: تو با آمد و رفت بی موقع و بدون اجازه آسایش را از خانواده ی ما سلب کردهای. سمره بن جندب به تقاضای مرد انصاری وقعی ننهاد.
ساکن خانه به محضر رسول اکرم شرفیاب گردید و شکایت سمره را نزد آن سرور عالمیان مطرح ساخت. پیامبر وی را احضار فرمود و به او سفارش کرد سرزده وارد خانه ی مردم نشود و از ناراحت کردن مرد انصاری دست بردارد.
سمره به فرمایش رسول اکرم صل الله علیه و آله عمل نکرد. پیامبر به سمره پیشنهاد کرد نخل خود را با درخت خرمای دیگری در جایی دیگر عوض کند. او نپذیرفت، پیامبر هر بار درختی اضافه مینمود تا به ده درخت رسید، اما سمره گفت قبول ندارم!
حضرت فرمودند: درخت خود را بفروش و در جای دیگر درختی خرما بخر. باز هم قبول نکرد. رسول خدا صل الله علیه و آله برای حل مشکل مزبور بهای درخت را چنان بالا برد که به چندین برابر ارزش واقعی آن رسید، ولی سمره حاضر به فروش آن نشد. رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمود: من ضمانت میکنم اگر در این دنیا برای رضایت خداوند از آن درخت خرما صرف نظر کنی در سرای دیگر خداوند متعال پاداشی مناسب به تو عطا فرماید. وی با نهایت فرومایگی گفت: چنین پاداشی نمیخواهم!
حضرت فرمودند: درخت خود را بفروش و در جای دیگر درختی خرما بخر. باز هم قبول نکرد. رسول خدا صل الله علیه و آله برای حل مشکل مزبور بهای درخت را چنان بالا برد که به چندین برابر ارزش واقعی آن رسید، ولی سمره حاضر به فروش آن نشد. رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمود: من ضمانت میکنم اگر در این دنیا برای رضایت خداوند از آن درخت خرما صرف نظر کنی در سرای دیگر خداوند متعال پاداشی مناسب به تو عطا فرماید. وی با نهایت فرومایگی گفت: چنین پاداشی نمیخواهم!
پیامبر صل الله علیه و آله که از تجاسر و سماجت بی جا سمره برآشفته بود، مرد انصاری را مخاطب ساخت و فرمود: بی درنگ برو و درخت او را از ریشه برکن و جلویش بیانداز، زیرا اسلام هر گونه ضرر رسانیدن به مردم را ممنوع ساخته است. وقتی مرد انصاری درخت را از جای برکند پیامبر خطاب به او فرمود: اکنون برو و هر جا که خواستی درخت خود را غرس کن. [۲۸۹]
تحمل اذیت همسایه
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: سه گروه را خداوند دوست میدارد؛ یکی از آنها کسی است که همسایه اش او را آزار میدهد ولی او تحمل میکند تا مرگ یا سفر، میانشان جدایی افکند. [۲۹۰]
رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمودهاند: دنیا زندان مومن است و بهشت کافر، و مومن اگر در سوراخ موش باشد، خداوند کسی را به پا میدارد تا آزارش دهد و نیز در دنیا مومنی نباشد مگر آن که از همسایه اش آزار ببیند.
از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که: خوبی به همسایه این نیست که او را اذیت نکنی، بلکه نیکی آن است که در مقابل اذیت او صبر داشته باشی. [۲۹۱]
اگر همسایهای مرتکب خلافی گردید و از عذرخواهی برآمد باید پذیرفت. در سرودهای منسوب به حضرت علی علیه السلام آمده است: جوانمردی، یعنی حفظ حقوق دیگران و پذیرفتن عذر همسایه به هنگام عصبانی شدن او. [۲۹۲]
یکی از مسائلی که کدورتهای بین اهل محل را تشدید میکند این است که برخی افراد مدام از موفقیتها، امکانات و تسهیلاتی که برایشان فراهم میشود سخن میگویند. اگر آدمی توفیقها و نعمتهایی را که شامل حال او شده حداقل از افراد مشکوک و نفوس ناپاک مستور دارد کمتر آسیب و آزار میبیند.
حضرت علی علیه السلام این نکته روان شناختی را در عباراتی زیبا بیان فرمودهاند: فقر و ساده زیستی (رعایت قناعت) اسلحه ی مومن است؛ او را از رشک وزی همسایگان مصون کرده، از تملق گویی برادران و سلطه گری حاکمان و زورگویان در امان نگه میدارد. [۲۹۳]
الگوی همسایگی
وقتی رسول اکرم صل الله علیه و آله وارد مدینه شد، مادر ابو ایوب قبل از همه لوازم پیامبر صل الله علیه و آله را به خانه خود برد. الحاح و اصرار برای بردن حضرت محمد صل الله علیه و آله آغاز گردید، رسول اکرم صل الله علیه و آله پرسید: لوازم سفرم کجاست؟
عرض کردند: مادر ابو ایوب آنها را به خانه خویش برد.
فرمود: مرد آن جا میرود که اسباب سفرش آن جاست. [۲۹۴]
منزل این مرد، دو طبقه داشت و چون نمیخواست بالای سر آن حضرت باشد، عرض کرد یا رسول الله، فدایتان گردم! من تمایلی ندارم بالای سرتان قرار گیرم. حضرت فرمود: به دلیل رفت و آمد مردم، طبقه پایین برای ما مناسب تر است.
ابو ایوب میگوید: خیلی آهسته گام برمی داشتیم، آرام حرف میزدیم و هر گاه آن سرور عالمیان به خواب میرفت حرکت نمیکردیم و چون میخواستیم غذایی طبخ کنیم درها را میبستیم که دود موجب ناراحتی ایشان نگردد. موقعی که ظرف آبی ریخته میشد با تنها حولهای که داشتیم فورا جای خیس شده را خشک میکردیم که چیزی که از آن به طبقه پایین چکه نکند.
ابو ایوب همچنان از اصحاب نیک رسول اکرم صل الله علیه و آله بود و بعد در تمام حوادث در کنار حضرت علی علیه السلام و یارانش قرار گرفت. در حالی که به برکت مجاورت با پیامبر خدا کوله باری از معرفت، خوبی و پاکی را به همراه داشت. [۲۹۵]
پانویس
- ↑ . نحل، 80.
- ↑ . نهج البلاغه، فراز دوم، نامه 27.
- ↑ . نهج البلاغه، خطبه 203.
- ↑ . طه، 128.
- ↑ . آل عمران، 96.
- ↑ . بقره، 125.
- ↑ . اخبار مکه، ازرقی، ص 7.
- ↑ . نور، 36.
- ↑ . بحار الانوار، ج 23، ص 223.
- ↑ . مصباح الموحدین، عباسعلی وحیدی منفرد، ص 58.
- ↑ . همان، ص 77.
- ↑ . الغدیر، علامه امینی، ج اول، ص 97.
- ↑ . مرآه الحرمین، ص 189.
- ↑ . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 76، باب 31، روایت سوم، ص 162.
- ↑ . همان، ج 41، باب 101، روایت هفتم، ص 15.
- ↑ . نور، 36.
- ↑ .اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاک نژاد، ج دوم، ص 167.
- ↑ . العروه الوثقی، السید محمد کاظم الیزدی، ج 1، ص 266.
- ↑ . نهج الفصاحه، حدیث شماره 2761، ص 571.
- ↑ خصال صدوق، ص 164.
- ↑ . ابعاد اجتماعی مسکن، ترجمه عباس مخبر، ص 18، 33، 38.
- ↑ . توضیح المسائل امام، مسئله 2309.
- ↑ . جواهر کلام، ج 25، ص 334.
- ↑ . اخلاق از نظر همزیستی و ارزشهای انسانی، محمد تقی فلسفی، ج اول، ص 305- 304.
- ↑ . ر.ک: خانواده در اسلام، حسین انصاریان، ص 53- 52.
- ↑ . احیاء علوم الدین، غزالی، ج 3، ص 215، ج 4، ص 236.
- ↑ . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج اول، ص 26.
- ↑ . عبقریه الامام، عباس محمود عقاد، ص 29.
- ↑ . پیکار صفین، ص 19 – 18.
- ↑ . تذکره الخواص، سبط ابن جوزی، ص 110.
- ↑ . دکتر باستانی پاریزی میگوید این شعر از ابن یمین است، اما مرحوم آیتی در آتشکده یزدی، ص 382 آن را عشرتی نیروی میداند (نک: در شهر نی سواران، ص 442).
- ↑ . نهج البلاغه، خطبه 160.
- ↑ . طبقات، محمد بن سعد کاتب واقدی، ترجمه دکتر محمد مهدوی دامغانی، ج 4، ص 77.
- ↑ . شهید مدرس ماه مجلس، ص 91-90؛ داستانهای مدرس ص 63-62 ؛ سرای اهل صفا، ص 70-69.
- ↑ . سیمای آفتاب جماران (خاطراتی از زندگی امام خمینی از زبان خانم فریده مصطفوی) روزنامه اطلاعات، شماره 22213.
- ↑ . فرازهای فروزان، از نگارنده، ص 52 و 54.
- ↑ روزنامه اطلاعات، شماره ی 22805، ص 3.
- ↑ . زندگینامه ی مقام معظم رهبری، موسسه فرهنگی قدر ولایت.
- ↑ . شرح درد اشتیاق، مقاله نکارنده، مندرج در مجله پیام زن، شماره ی 138.
- ↑ .صحیفه نور، ج 19، ص 157؛ ماخذ قبل.
- ↑ . مطلع الشمس، محمد حسن خان صنیع الدوله، ج سوم، ص 984.
- ↑ . فصلنامه یاد، سال سوم، شماره 10، بهار 1376، ص 129.
- ↑ . سیری در آفاق، حسین حیدری کاشانی، ص 128، نجوم امت، مجله نور علم، شماره ی هشتم، ستارگان حرم، ج اول، مقاله ی محمد عابدی میانجی، ص 215.
- ↑ . مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 11، بخش اول، ص 84-83.
- ↑ . شرح زندگانی حضرت آیه الله موسس و فرزند برومندشان آیه الله شیخ مرتضی حائری، سید صادق حسینی، ص 73.
- ↑ . ناصح صالح، ص 329-328.
- ↑ . جرعههای جانبخش، از نکارنده، ص 373.
- ↑ . در محضر استاد حسن زاده ی آملی، محسن غرویان، ص 30.
- ↑ . برگی از دفتر آفتاب، رضا باقری زاده، ص 48-47. این خانه اخیرا جزء خیابان قرار گرفته و تخریب شده است.
- ↑ . سیری در آفاق، ص 127.
- ↑ . زندگی نامه حضرت آیه الله حاج سید رضا بهاء الدینی، معاونت آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی، ص 31؛ سیری در آفاق، ص 129.
- ↑ . مجله حضور، شماره ی 22، ص 324.
- ↑ . عطر سبز سحر، مقاله نگارنده، مجله پیام زن، سال دهم، شماره ی 116.
- ↑ . سوره یونس، آیه 87 (و اجعلوا بیوتکم قبله).
- ↑ . فصلنامه ی صحیفه مبین، زمستان 1376، شماره ی 11، مقاله نگارنده، ص 26.
- ↑ . اقلیتهای مسلمان در جهان، مجموعه مقامات، ترجمه ایرج کرمانی، ص 56.
- ↑ . اسلام و تعلیم و تربیت، دکتر سید محمد باقر حجتی، ج اول، ص 113.
- ↑ . بحار الانوار، ج 92، ص 200.
- ↑ . اصول کافی، کتاب فضل القرآن، باب البیوت التی یقرا فیها القرآن، ج 6، ص 416-415، حدیث اول (2) همان، حدبث سوم.
- ↑ . همان، دومین حدیث.
- ↑ . اسلام و مستمندان، حاج میرزا مهدی بروجردی، ص 112، به نقل از من لایحضره الفقیه.
- ↑ . مجموعه ورام، ج دوم، ص 162.
- ↑ . مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج اول، ص 148.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 478.
- ↑ . همان، ص 183.
- ↑ . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 11، ص 562.
- ↑ . همان، ج 13، ص 304.
- ↑ . تحف العقول، ص 306.
- ↑ . ذاریات، 26.
- ↑ . زواره آرمیده بر کرانه کویر، یادداشتهای دست نویس نگارنده، ص 239-238.
- ↑ . غرر الحکم، 16.
- ↑ . سیاست خانه، شمس الدین رحمانی، مجله رشد جوان، مهر 1370، شماره ی مسلسل 62.
- ↑ . خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 138، ح 155.
- ↑ . بحارالانوار، ج 80، ص 194-193.
- ↑ . توضیح المسائل امام خمینی، مسئله 59.
- ↑ . حاشیه امام بر عروه الوثقی، ج 1، ص 26.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 142، حدیث 703.
- ↑ . همان، ص 430، حدیث 2031.
- ↑ . توضیح المسائل امام، مسئله 144.
- ↑ . میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 10، ص 93.
- ↑ . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 2، ص 183.
- ↑ . پیشین.
- ↑ . همان، وسائل الشیعه کتاب جهاد النفس، ص 233.
- ↑ . میزان الحکمه، ج 10، ص 95.
- ↑ . همان.
- ↑ . قال الصادق علیه السلام: لاتبنوا علی القبور (بحار الانوار، ج 82، ص 19)
- ↑ . نهج البلاغه.
- ↑ . سوره نبا، آیه 13.
- ↑ . بحار الانوار، ج 76، باب 30، ص 160، روایت 11.
- ↑ . اقتباس و ماخوذ از کتاب ره توشه (پندهای پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به ابوذر) درسهای استاد محمد تقی مصباح یزدی، تحقیق و نگارش کریم سبحانی، ج دوم، ص 133.
- ↑ . خصال شیخ صدوق، ج اول، ص 149.
- ↑ . هنر مکتبی، جواد محدثی، ص 203. برای اطلاع بیشتر درباره ی احکام نقاشی و عکس رجوع کنید به: احکام عکاسی (از همین مجموعه) تالیف خانم عزت احمدی.
- ↑ . مکاسب محرمه، ج اول، ص 168 و 175.
- ↑ . مکارم الاخلاق، ص 127.
- ↑ . سنن النبی، علامه طباطبایی، ص 138.
- ↑ . وسایل الشیعه، ج سوم، باب اول، ص 341، روایت نهم.
- ↑ . سنن النبی، ص 138.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 260 و 261، حدیث 1257، خصال صدوق، ج اول، ص 179.
- ↑ . بحار الانوار، ج 76، ص 148.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 254، حدیث 1254.
- ↑ . خصال صدوق، ج اول، ص 122؛ وسایل شیعه، ج 5، ص 303.
- ↑ . کافی، ج 6، ص 526، روایت 6.
- ↑ . همان، ص 525، روایت دوم.
- ↑ اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 2، ص 182.
- ↑ . بحارالانوار، ج 76، ص 150، مکارم الاخلاق، ص 127، وسایل شیعه، ج 9، ص 343.
- ↑ . بحارالانوار، ج 92، ص 267.
- ↑ . همان، ج 76، ص 151.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 291.
- ↑ . اقتباس از حلیه المتقین، علامه مجلسی، ص 446 و 447.
- ↑ . حقوق همسایگان در سیره و سخن نبوی، مقاله نگارنده، فصلنامه فرهنگ کوثر، شماره ی 50، ص 71.
- ↑ . حلیه المتقین، ص 232.
- ↑ . مقاله حسین قاسمی جامی، مجله نوزاد، آبان 1374، ص 27-26.
- ↑ . ر. ک: اعراف، آیه 74.
- ↑ مجمع البیان، ج 4، ص 440.
- ↑ .شعراء، 128.
- ↑ . ر. ک: تفاسیر، ذیل آیات 128 تا 130 سوره شعراء، بخصوص مجمع البیان، جلد 7، ص 198.
- ↑ . تفسیر قمی، ص 623-622.
- ↑ . بحارالانوار، ج 11، ص 360.
- ↑ . نشریه ی راه حق، سال سوم، شماره اول و دوم، مهر ماه 1388. رشت، ص 22؛ فصلنامه یاد، سال پنجم، شماره ی 20.
- ↑ . امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، محمد تقی جعفری، ص 320 و 547.
- ↑ . بحار الانوار، ج 76، ص 150؛ حلبه المتقین، ص 446.
- ↑ . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 2، ص 185.
- ↑ . اصول کافی، ج 2، ص 367.
- ↑ . ربیع الابرار، ج اول، ص 366.
- ↑ . جوامع الحکایات و لوامع الروایات، سدید الدین محمد عوفی، ص 201؛ اخلاق از نظر همزیستی و ارزشهای انسانی، محمد تقی فلسفی، ج اول، ص 211.
- ↑ . آینه حسن، ص 182؛ روزنامه اطلاعات، شماره 22441، 22 اسفند 1380.
- ↑ . سرای اهل صفا، از نکارنده، ص 238، شهید بهشتی عقل ملکوتی، علی علیزاده، ص 96.
- ↑ . او به تنهایی یک امت بود، واحد فرهنگی بنیاد شهید، دفتر اول، ص 25.
- ↑ . بحار الانوار، ج 76، ص 150، باب 26، روایت دهم.
- ↑ . کافی، ج 6، ص 531.
- ↑ . بحارالانوار، ج 40، ص 336.
- ↑ . رساله توضیح المسائل مطابق با فتاوی مراجع معظم تقلید، ص 695.
- ↑ . بحار الانوار، ج 76، ص 150.
- ↑ . معارف و معاریف، ج 5، ص 36، به نقل از کنزالعمال.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 8.
- ↑ . نهج البلاغه، نامه ی سوم.
- ↑ . اسلام و مستمندان، ص 33-32.
- ↑ . توضیح المسائل امام خمینی، مسئله 866.
- ↑ . همان، مسئله 867.
- ↑ . همان، مسئله 873.
- ↑ . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج اول، ص 365.
- ↑ . استفتائات از محضر امام خمینی، ج اول، ص 356.
- ↑ . همان، ص 361.
- ↑ . همان، ص 362- 361.
- ↑ . همان، مسئله، 876.
- ↑ . استفتائات از محضر امام خمینی، ج اول، ص 147.
- ↑ . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج اول، ص 267 و 268.
- ↑ مستدرک الوسایل، ج دوم، ص 508.
- ↑ . همان، ص 507.
- ↑ . عقاب الاعمال، ص 331.
- ↑ . بحارالانوار، ج 100، ص 166.
- ↑ . کافی، ج 5، ص 289.
- ↑ . وسائل الشیعه، ج 13، ص 246.
- ↑ . همان ماخذ.
- ↑ . نخستین سمینار علمی و پژوهشی تکامل فرهنگ کار، ص 199.
- ↑ . وسایل الشیعه، ج 17، ص 376.
- ↑ . سوء استفاده از حق، دکتر حمید بهرامی احمدی، ص 86.
- ↑ . مستدرک الوسایل، کتاب احیاء الموات، باب 9، ج 3، ص 150.
- ↑ . سوء استفاده از حق، ص 205.
- ↑ . این موضوع در ماده 125 قانون مدنی آمده است (سوء استفاده از حق، ص 205).
- ↑ . بحارالانوار، ج 52، باب 27، روایت 91، ص 231 و نیز ج 52، باب 27، روایت 84، ص339.
- ↑ . کافی، ج 6، ص 526، روایت هشتم.
- ↑ . شرح لمعه، ج 2، کتاب الغصب، ص 226، تذکره علامه، ج دوم، کتاب الغصب، تذهیب الاصول، ج سوم، ص 129.
- ↑ . مجمع المسائل، آیت الله گلپایگانی، س 29.
- ↑ . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 2، ص 186.
- ↑ . خصال صدوق، ج اول، ص 151.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 249، حدیث 1225.
- ↑ . معارف و معاریف، ج 5، ص 38.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 475، حدیث 2239.
- ↑ . بحارالانوار، ج 75، ص 170.
- ↑ . ر. ک: سوره حشر و تفسیر آیات مذکور.
- ↑ . خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 230، ح 73.
- ↑ . استفتائات از محضر امام خمینی، ج دوم، ص 66.
- ↑ . همان، سوال ششم، ص 66 و 67.
- ↑ . همان، ص 79-78.
- ↑ . رساله اجوبه الاستفتائات، حضرت آیت الله خامنهای، ص 354.
- ↑ . استفتائات از محضر امام خمینی، ج دوم، ص 244.
- ↑ . اجوبه الاستفتائات، حضرت آیت الله خامنهای، ص 394.
- ↑ استفتائات از محضر امام خمینی، ج 2، ص 50.
- ↑ . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 2، ص 185.
- ↑ . توضیح المسائل امام خمینی، مسئله 2173.
- ↑ . همان، مسئله 2180.
- ↑ . همان، مسئله 2184.
- ↑ . همان، مسئله 2190.
- ↑ . همان، مسئله 2208.
- ↑ . همان، مسئله 2113.
- ↑ . در سایه ی آفتاب، محمدحسن رحیمیان، ص 51.
- ↑ . نور، 27.
- ↑ . همان سوزه، آیه 27.
- ↑ . اخلاق معاشرت، قسمت 11، حواد محدثی، مجله پیام زن، شماره-ی 73، ص 50.
- ↑ . آداب معاشرت، از دیدگاه معصومین، ص 69.
- ↑ . تفسیر فخر رازی، ج 23، ص 198.
- ↑ . تفسیر نمونه، ج 14، ص 431.
- ↑ . خصال صدوق، ج اول، ص 116.
- ↑ . تفسیر فخر رازی، همان جلد، ص 199.
- ↑ . مکارم الاخلاق، ص 266.
- ↑ . مجمع البیان، ج 14، ص 135.
- ↑ . یا ایها الذین ءامنوا لیستذنکم الذین ملکت ایمانکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلث مرت من قبل صلوه الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیره و من بعد صلوه العشاء ثلث عورت لکم لیس علیکم و لا علیهم جناح بعدهن طوفان علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم (النور / 58).
- ↑ . همان سوره، آیه 59.
- ↑ . تفسیر نمونه، ج 14، ص 541.
- ↑ . المیزان فی التفسیر القرآن، ج 15، ص 118.
- ↑ . حقیقت شرق، حسین بن علی عربی، ص 71-70.
- ↑ . در این زمینه بنگرید به بحث-های شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب ذیل استیذان، ص 119-113 و نیز آشنایی با قرآن، ج 4، ص 84-73.
- ↑ . بقره: 189 (لیس البران تاتوا البیوت من ظهورها ...).
- ↑ . دوستی و دوستان، سید هادی مدرسی، ترجمه حمیدرضا شیخی – حمیدرضا آژیر، ص 339-338.
- ↑ . نقطههای آغاز در اخلاقی عملی، آیه الله محمدرضا مهدوی کنی، ص 579.
- ↑ . احزاب، 53.
- ↑ . تفسیر نمونه، ج 17، ص 400.
- ↑ . کافی، ج 5، ص 327، روایت ششم.
- ↑ . معارف و معاربف، سید مصطفی حسینی دشتی، ج 5، ص 37.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 331، حدیث 1582.
- ↑ . تاریخ پیامبر اسلام، دکتر آیتی، ص 561.
- ↑ . رساله نوین مطابق با فتاوی حضرت امام خمینی، ترجمه و توضیح از دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی، ج 4، ص 285.
- ↑ . اخلاق معاشرت، جواد محدثی، مجله پیام زن، شماره 74، اردیبهشت 1377، ص 10.
- ↑ . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج اول، ص 492.
- ↑ . وسایل الشیعه، ج 14، ص 141.
- ↑ . همان، ج 19، ص 49-48.
- ↑ . خانواده در اسلام، حسین انصاریان، ص 180-179.
- ↑ . مجموعه ورام، ج 2، ص 204، عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 7، ص 337.
- ↑ . چهل حدیث، محمد اسماعیل ملایی، ص 50، به نقل از سفینه ی البحار.
- ↑ . تفسیر قرآن کریم، سید عبدالله شبر، ص 114.
- ↑ . سیری در نماز، حسین انصاریان، ص 23.
- ↑ . کافی، ج سوم، ص 333.
- ↑ . سفینه البحار حاج شیخ عباس قمی، ماده رحم.
- ↑ . امالی، شیخ مفید، ص 205.
- ↑ . الروضه من الکافی، کلینی، ج 2، ص 52-51.
- ↑ . کشف الغمه، اربلی، ج 2، ص 25، بحار، ج 43، ص 81.
- ↑ . خطبه قاصعه نهج البلاغه.
- ↑ . نهج البلاغه، خطبه همام (193).
- ↑ . همان، نامه 47، بحار الانوار، ج 71، ص 153.
- ↑ . تاریح یعقوبی، ج اول، ص 201.
- ↑ . نهج الشهاده، ص 316.
- ↑ . بحار الانوار، ج 74، ص 158.
- ↑ . همان، ج 78، ص 348.
- ↑ . المحجه البیضاء، فیض کاشانی، ج اول، ص 342.
- ↑ . همان.
- ↑ . وسایل الشیعه، ج سوم، ص 483، سفینه البحار، ج اول، ص 600.
- ↑ . توضیح المسائل امام، مسئله 897.
- ↑ . بحارالانوار، ج 83، ص 354.
- ↑ . عروه الوثقی، با حواشی امام خمینی، ص 211.
- ↑ . کافی، ج دوم، ص 669؛ المحجه البیضاء، ج سوم، ص 247.
- ↑ . المحجه البیضاء، ج 3، ص 422؛ نصایح، آیه الله مشکینی، ص 130.
- ↑ . الروضه من الکافی، ج 1، ص 214، آثار الصادقین، ج 2، ص 379.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 291.
- ↑ . مستدرک الوسایل، ج 2، ص 79؛ بحار الانوار، ج 82، ص 93.
- ↑ . علم اخلاق اسلامی (گزیده ی جامع السعادت نراقی) ترجمه و گزینش سید جلال الدین مجتبوی، ص 284، کیمیای سعادت، ج اول، ص 429-428 و نیز ر. ک: نزهه النواظر، محدث قمی، ص 129.
- ↑ . بحار الانوار، ج 71، ص 150.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 110 و 463؛ میزان الحکمه، ج 2، ص 129.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 14.
- ↑ . اصول کافی، ج 4، ص 492.
- ↑ . غرر الحکم، ص 410.
- ↑ . بحار الانوار، ج 8، ص 349.
- ↑ . نزهه النواظر، ص 45.
- ↑ . غرر الحکم، ص 486.
- ↑ صحیفه الرضا، ص 126.
- ↑ . آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص 110.
- ↑ . همان ماخذ، ص 61.
- ↑ . همان، ص 62
- ↑ . تحف العقول، ص 319.
- ↑ . غرر الحکم، ص 369.
- ↑ . تحف العقول، ص 344.
- ↑ . تنبیه الغافلین، ص 105.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 25.
- ↑ . المحجه البیضاء، ج 5، ص 125؛ نهج الفصاحه، ص 537؛ کیمیای سعادت، ج اول، ص 427.
- ↑ . اصول کافی، ج 1، ص 465، مشکوه الانوار، طبرسی، ج 1، ص 464.
- ↑ . جامع الاخبار، ص 98؛ نهج الفصاحه، ص 286.
- ↑ . المحجه البیضاء، ج سوم، ص 425.
- ↑ . تتمه المنتهی، محدث قمی، ص 51.
- ↑ . وافی، ج اول، جزء سوم، ص 96؛ اصول کافی، ج 4، ص 493؛ نهج الفصاحه، ص 559؛ مکارم الاخلاق، ص 71.
- ↑ . نهج الفاصحه، ص 529.
- ↑ . ثواب الاعمال، ص 298.
- ↑ . تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 597.
- ↑ . عقاب الاعمال، ص 298.
- ↑ . پند تاریخ، ج 2، ص 61 به نقل از کشف الریبه.
- ↑ . الجواهر السنیه فی احادیث القدسیه، شیخ حر عاملی، ترجمه زین العابدین کاظمی خلخالی، ص 44-43؛ اصول کافی، ج 4، ص 491.
- ↑ . المحجه البیضاء، ج سوم، ص 425.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، کتاب سوم، ج 2، ص 536.
- ↑ . تحریر الوسیله، ج اول، ص 350.
- ↑ . غرر الحکم، ص 369.
- ↑ . بحار الانوار، ج 78، ص 372؛ تحف العقول، ص 580.
- ↑ . روضه ی کافی، ج 2، ص 52.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 11.
- ↑ . القول الائمه، علی اکبر واعظ موسوی، ج 6، ص 156؛ مستدرک سفینه البحار، ج 2، ص 149؛ اصول کافی، ج 4، ص 492؛ عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 24؛ وسائل الشیعه، کتاب العشره.
- ↑ . نصایح، آیه الله مشکینی، ص 54.
- ↑ . بحار، ج 76، ص 333؛ مکارم الاخلاق، ص 429.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 527.
- ↑ . نصایح، ص 126 و 118؛ تحف العقول، ص 26.
- ↑ . نک: بحار الانوار، ج 14، ص 384؛ سفینه البحار، ج اول، ص 66؛ المحجه البیضاء، ج سوم، ص 437.
- ↑ . این ماجرا در کتاب وسایل الشیعه، باب 12 و 13 کتاب احیاء الموات و نیز در کتاب من لایحضره الفقیه باب حکم الحریم آمده است.
- ↑ . نهج الفصاحه، ص 259-258.
- ↑ . اصول کافی، ج 4، ص 491.
- ↑ . دیوان امام علی، ص 60.
- ↑ . اقوال الائمه، ج 6، ص 156.
- ↑ . فروغ ابدیت، آیه الله جعقر سبحانی، ج اول، ص 450.
- ↑ . سفینه البحار، محدث قمی، ج اول، ص 51.







