اصلاح طلبی از دیدگاه شهید مطهری: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(بدون تفاوت)
|
نسخهٔ ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۹
محتویات
اصلاح طلبی از دیدگاه شهید مطهری
نویسنده : اسماعیلی،محسن
چکیده :
کلمات کلیدی :
مـقدمه
استاد شهید مرتضی مطهری بی گمان از ماندگارترین شخصیتهای دینی و ملی در تاریخ کـشور مـا خـواهد بود. وی از معدود متفکرانی است که مورد قبول قشرهای متفاوت اجتماعی و طیفهای گوناگون فکری اسـت و نظر صائب، نیت خالص و قدرت تئوری پردازی او تحسین و حیرت همگان را برانگیخته است. با ایـن حال به نظر مـی رسـد حق این بزرگ مرد ، آن گونه که شایسته است ، تا به حال ادا نشده و اندیشههای راهبردی و مؤثر وی در زمینههای مختلف علمی و اجتماعی در پس هالة تکریمها و تجلیلها مغفول مانده است. این درد جـانسوزی است که متولیان امور باید به درمان آن بیندیشند و نگذارند نکوداشتهای ظاهری، جامعة ما را از برکات اندیشههای استاد غافل و محروم کند.
در حال حاضر رواج اندیشة »اصلاحات« شعار و خواست اصلی مردم و نظام ماست. درسـت اسـت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله خامنهای »اصلاحات از آن واژههایی است که همیشه پرجاذبه بوده است»[۱] و » همة انسانهایی که از هر فسادی رنج میبرند، دلشان با این اشـعار مـی تپد«[۲] و درست است که به گفتة استاد مطهری » در تاریخ اسلام، حرکتها و جنبشهای اصلاحی فراوان میتوان یافت که از هیچ تاریخ دیگر کمتر نیست«[۳] و این اصطلاح »یک آهـنگ آشـنا به گوش مسلمان است«[۴]، اما به هر حال هیچ گاه تا این اندازه شاهد فراگیر شدن آن به عنوان «گفتمان اصلی این ملت»[۵] نبودهایم.
از سوی دیگر، چنانکه میدانیم اصـلاحات در گـفتمان سـیاسی و رایج دنیا دارای مباحث دامـنه دار و تـعریف هـای متفاوتی است و این خطر وجود دارد که عدم ارائه تعریفی منطبق با فرهنگ دینی و نیازهای کنونی کشور، راه را برای سوء استفاده از این عطش هـمگانی هـموار کـند. به همین جهت است که مقام معظم رهـبری پس از بـیان این عقیده که »اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار … بلکه فریضه است«[۶]، بلافاصله تأکید میکنند که البته »اصلاحات بـاید تـعریف بـشود… تا هرکس نتواند به میل خودش اصلاحت را معنی کند… اگر تـعریفی از اصلاحات مشخص نشود، الگوهای تحمیلی غلبه خواهد کرد؛ همان اتفاقی که در شوروی افتاد؛ چون نمیدانستند چه کـار مـی خـواهند بکنند، لذا به سراغ تقلید ناشیانه اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفـتند[۷] و در آخـر نتیجة آن را هم دیدند و دیدیم.
برای ارائة تعریف اصلاحات منطبق با فرهنگ اسلامی، چارهای جز مراجعه به اندیشمندان و نـظریه پردازانـی کـه ضمن آشنایی با معارف دینی، در صداقت و تعهد نیز آزموده شده باشند نـداریم و مـعلوم اسـت که در این میان شهید مطهری از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ استاد عزیزی که امام راحـل(ره) آثـار او را »بـی استثناء« خوب دانستند و فرمودند:» من به دانشجویان و طبقة روشنفکران متعهد توصیه میکنم کـه کـتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسههای غیر اسلامی فراموش شود.[۸]
مطهری، مـتفکری اسـت کـه میتوان از او به عنوان یک نظریه پرداز در زمینة اصلاح طلبی دینی نام برد و از آثار مـکتوب و غـیر مکتوب و از آن مهمتر سیرة عملی و رفتار اجتماعی او، الگوبرداری مطمئنی برای شروع و ادامه روند اصـلاحات در کـشور بـهره مند شد. این الگوپردازی از آن جهت ضروری و سرنوشت ساز است که: اولاً در توان فکری و قدرت نظریه پردازی و ثـانیاً در صـداقت و خیرخواهی آن شهید عزیز نوعی اجماع فکری و وفاق ملی وجود دارد و البته این نـیز بـی تـأثیر از ریخته شدن خون پاکش در راه اثبات و دفاع از حقانیت عقیده اش نیست.
مفهوم و ضروت اصلاحات
در ادبیات علمی و سیاسی امـروز »اصـلاحات« مـعادل » Reform« و در مقابل »انقلاب« »Revolo ution« به کار میرود. در »فرهنگ خاص علوم سیاسی«، «انقلاب خواهی بـه هـر نوع اندیشه و نظریهای که خواهان تغییر اساسی و بنیادی در وضع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی جامعه بـاشد، گـفته میشود.[۹] اما اصلاح طلبی یعنی »باور به اینکه میتوان دگـرگونی و تـغییر در زندگی اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی را از طریق انـجام اصـلاحات و نـه انقلاب و با بهره گیری از روشهای مسالمت آمـیز و مـلایم رقم زد.[۱۰] بنابراین، اصلاحات به این معنی از نظر اهداف، شیوهها و ابزار در مقابل انـقلاب اسـت. با این حال این واژهـ در ادبـیات دینی و مـلی مـا، انـقلاب را هم بر میگیرد. به هـمین جـهت است که امام حسین uنیز انقلاب خونین خود را »اصلاح طلبی در امت جـد خـود« مینامد؛ »انما خرجت لطلب الاصـلاح فی امت جدی[۱۱]
همچنین مـقام مـعظم رهبری تأکید میکنند کـه «اگـرچه در اصلاحات سیاسی دنیا، انقلاب را در مقابل اصلاح قرار میدهند؛ اما من با آن اصـطلاح نـمی خواهم حرف بزنم. من اصـلاح را بـا اصـطلاح اسلامی مطرح مـی کـنم»[۱۲] که در آن دیدگاه »خود انـقلاب بـزرگترین اصلاح« به شمار میآید.[۱۳]
مقصود استاد مطهری از اصلاحات نیز بطور دقیق چنین مفهوم سـیاسی اسـت و به همین جهت بارها و بارها از اصـطلاح «نـهضت اصلاحی» نـیز اسـتفاده مـی کند. به هر حـال شهید مطهری «اصلاح یعنی سامان بخشیدن» را که «نقطه مقابل افساد است» از ضرورتهای مسلم دیـنی مـی شمارد و ضمن تأکید بر اصلاحات فـردی یـا خـانوادگی، بـحث هـای مفصل و البته پراکـندهای در مـورد »اصلاح اجتماعی« دارد و پرداختن به آن را »حساسیت مثبت و مبارکی« میشمارد. ایشان با اشاره به آیات متعدد قـرآن، هـمة »پیـامبران را مصلحان میخواند« و در اصل معتقد است کـه «اصـلاح طـلبی یـک روحـیة اسـلامی است. هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است خواه ناخواه اصلاح طلب و دست کم طرفدار اصلاح طلبی است زیرا اصلاح طلبی … از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام اسـت.«*
اهداف کلی اصلاحات
به نظر استاد آنچه مهم است؛ تشخیص درست اهداف اصلاحات، آسیبهای آن و پرهیز از »افراط گرایی« در این باب است، »زیرا اصلاح اجتماعی یعنی دگرگون ساختن جامعه در جهت مـطلوب« و طـبیعی است که شناخت »جهت مطلوب« و استمرار حرکت به سوی آن، جوهرة این حرکت ازرشمند است.
شهید مطهری در برداشتی عالمانه و زیبا از خطبه مشهور حضرت علی علیه السلام[۱۴]، »اصلاح طلبی دینی« را در چـهار مـحور خلاصه میکنند:
۱ـ پیرایه زدایی از دین و از میان بردن بدعتها و در یک کلام »بازگشت به اسلام نخستین«.
۲ـ »تحول بنیادین در اوضاع زندگی خلق خدا« به گونهای کـه »نـظر هر بیننده را جلب نماید«.
۳ـ بازسازی »روابـط اجـتماعی انسان ها« تا اینکه »بندگان مظلوم خدا از شر ظالمان امان یابند و دست تطاول ستمگران از سر ستمدیدگان کوتاه شود«
۴ـ دگرگون سازی »نظارت مدنی و اجتماعی جامعه« در سـایه بـرپا داشتن »مقررات تعطیل شـده خـدا و قانونهای نقض شده اسلام«.
ناگفته پیداست که دست یافتن به این آرمانهای بلند، نیازمند صلاحیتهایی است که اصلاح طلبان واقعی باید از آن برخوردار باشند. همچنین طی این راه طولانی هـمواره مـواجه با دشواریهای بسیار و آسیب پذیریهای بی شماری است که بدون توجه به آنها قافله اصلاحات هیچ گاه به مقصد نخواهد رسید. اینها همه نکتههایی است که از نـگاه نـافذ استاد مـغفول نمانده است و به آنها اشاره خواهد شد. ان شاء ا….
نشانههای اصلاح طلبان موفق
استاد مطهری، اصلاحات به ایـن معنی را «کار پیامبرانه» و هدف تمام انبیاء و امامان دانسته و در عین حال ایـن سـؤال اسـاسی و سرنوشت ساز را مطرح میکند که «آیا هر فردی در هر شرایط روحی و اخلاقی و با هر نوع شـخصیت مـعنوی موفق به برداشتن چنین گام پیامبرانهای میشود؟».
ایشان با استناد به حکمت ۱۰۷ نـهج البـلاغه[۱۵] بـه این پرسش پاسخ منفی میدهند و تأکید میکنند که فقط «کسی چنین توفیقی حـاصل میکند که سه صفت بزرگ در او راه نیافته باشد: مصانعه، مضارعه، طمع». با ایـن توضیح استاد، می تـوان گـفت که شرایط موفقیت اصلاح طلبان از دیدگاه حضرت علی uبه شرح زیر است:
۱. نداشتن مصانعه
مصانعه را به سازشکاری، یا ملاحظه کاری و یا معامله گری هم معنا کردهاند؛ ولی استاد معتقد است که »نه، هـمه اینها مصانعه هستند، ولی مصانعه بیش از اینها است« و تأکید میکند که »هنوز نتوانستهام یک معادل فارسی دقیق« برای آن پیدا کنم. ایشان تلاش میکند با ارائه مثالهایی از کاربرد این واژه در سـخنان امـام علی uمعنای روشن تری از آن ارائه کند و از جمله مصلحت سنجیها، »از آن نوع مصلحتهایی که سیاستمداران خود را با آنها تطبیق میدهند!«، ترویج برخوردهای »چاپلوسانه و تملق آمیز«، »رودربایستی در اجرای امر خدا داشـتن« و »مـلاحظه دوست و رفیق و فرزند و خویشاوند و مرید را در کارها دخالت دادن« را مصداق صفاتی میداند که با شعار اصلاح طلبی تناقض دارد. »ماست مالی« خطاهای خود و اطرافیان و »شیره مالی« بر سر مردم مـصداق دیـگری است که این شهید بزوگوار برای »مصانعه« ذکر میکند.
۲. نداشتن مضارعه
مضارعه یعنی مشابهت و به عقیدة استاد »آن کس که میخواهد جامعهای را اصلاح کند و تغییر دهد خودش نباید هـمرنگ هـمان مـردم باشد و همان نقاط ضعف کـه در مـردم هـست در خودش وجود داشته باشد، کسی موفق به اصلاح نقاط ضعف میشود که خود از اینها مبرا باشد.« ایشان به عنوان نـمونه، عـلی uرا مـصداق یک اصلاح طلب واقعی میداند که فـرمود: »بـه خدا سوگند من شما را به هیچ کاری فرمان ندادم مگر آنکه پیش از آن که فرمان دهم، خودم بکار بستم و از هـیچ چـیز شـما را منع نکردم، مگر آنکه پیش از آن که شما را منع کنم، خـودم از آن دوری کردم.«
۳. طماع نبودن
استاد طمع را »بردگی جاوید« انسان معنی کرده و معتقد است آنکه در بند خود خواهی، فزون طلبی و هواپرستی گـرفتار اسـت نـمی تواند دیگران را از این مشکلات رها سازد. پس »حریت و آزادی معنوی شرط تـوفیق مـصلح دینی است. همچنان که یک زبون ملاحظه کار توفیق اصلاح طلبی خدایی نمییابد، و همچنان کـه یـک گـرفتار بیمار موفق به مداوای جامعة خود نمیگردد، یک اسیر و بنده مـطالع نـفسانی نـیز موفق نخواهد شد دیگران را از اسارتهای اجتماعی یا معنوی باز دارد.«
ایشان در جای دیگر مـی گـوید: »اولیـن شرط اصلاح طلبی فارغ بودن از تعصبات افراطی نسبت به فرقة خاص، علیه فرقة دیـگر اسـت« و این را پیش شرط شناخت درست اجتماع و یافتن درمان دردهای آن میداند معیارهای فـوق، شـاخص هـای خوبی برای ارزیابی همه کسانی است که داعیة اصلاح طلبی داشته و دارند و می تـواند سـرنوشت آینده ما را روشن تر کند.
نقش دین و روحانیت در اصلاحات
دین و فرهنگ خودی از منظر شهید مـطهری اسـاسی تـرین نقش را در فرآیند اصلاحات دارد. شهید مطهری نخستین هدف کلی اصلاحات را این میداند که: »نشانه هـای مـحو شده
راه خدا را جز همان اصول واقعی اسلام نیست، بازگردانیم. یعنی بازگشت بـه اسـلام نـخستین و اسلام راستین. بدعتها را از میان بردن و سنتهای اصیل را جایگزین کردن. یعنی اصلاحی در فکرها و انـدیشه هـا و تـحولی در روحها و ضمیرها و قضاوتها در زمینه خود اسلام.« او این اصلاح فکری را مقدم بـر آبـادسازی شهرها، اصلاح روابط اجتماعی و تغییر نظامهای مدنی و اجتماعی میداند و معتقد است که »خودباختگی در برابر غـرب« و »مـجذوب یک سلسله نظریهها و اندیشههای بیگانه« شدن آفت یک جنبش اصـلاحی و نـقطه آغاز انحراف آن است.
او امتیاز اصلاح طلبی نظیر »سـید جـمال الدیـن اسدآبادی« و »اقبال لاهوری« را در اصول گرایی آنان مـی دانـد. »سید جمال« را به آن دلیل که »نه مجذوب تمدن غرب بود و نه مـرعوب« مـی ستود و از »اقبال« به این دلیـل سـتایش می کـرد کـه »مـعتقد است که شرق اسلامی هویت واقـعی خـود را که هویت اسلامی است از دست داده است و باید آن را باز یابد«
استاد با اشاره بـه ایـنکه اساس نظریه اصلاحی »اقبال« را چیزی بـه نام »فلسفه خودی« تـشکیل مـی دهد، تأکید میکند کـه »نـخستین کار لازمی که مصلحان باید انجام دهند بازگرداندن ایمان و اعتقاد این جامعه بـه خـود واقعی، یعنی فرهنگ و معنویت اسـلامی اسـت و ایـن است فلسفه خودی.«
از هـمین جـاست که طرح »جدایی دیـن و سـیاست (سکولاریسم)« را نقشة »عمال استعمار« دانسته و »سید جمال« را در شناخت این توطئة بزرگ پیشقدم می دانـد و مـی گوید: »اعلام همبستگی دین و سیاست و اعـلام ضـرورت شرعی آگـاهی سـیاسی بـرای فرد مسلمان و ضرورت دخـالت او در سرنوشت سیاسی کشور خودش و جامعه اسلامی یکی از طرحهای سید برای چاره جویی دردهای مـوجود بود.«
و بـاز از همین جاست که نقص کار بـرخی اصـلاح طـلبان دلسـوز را آن مـی داند که »بـا فـرهنگ اسلامی عمیقاً آشنا نیست« و از بعضی دیگر از »دوستان« گله مند است که «مجذوب یک سلسله نظریه هـا و انـدیشه هـای بیگانه میگردند و آگاهانه و یا ناآگاهانه آن نـظریات را رنـگ مـکتب مـی دهـند و عـرضه مینمایند.« و فریاد برمی آورد که : »من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی به رهبران عظیم الشأن نهضت اسلامی … هشدار میدهم و بین خود و خدای مـتعال اتمام حجت میکنم که نفوذ و نشر اندیشههای بیگانه به نام اندیشة اسلامی و با مارک اسلامی، اعم از آن که روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد، خطری است کـه کـیان اسلام را تهدید میکند.«
از نظر استاد مطهری »این صحیح نیست که یک فرد غیر وارد که اگر یک کتاب فقه و یا فلسفه را به دستش بدهند نمیداند از راست بگیرد یا از چـپ، پیـشنهاد رد یا طرد بدهد و دربارة اسلام و به نام آن بنویسد و تبلیغ کند.«
ایشان همین برداشت است که »نهضت اصلاحات« را ضروری میداند ولی اصرار دارد که: »ایـن فـرهنگ غنی و عظیم اسلامی است کـه مـی تواند و باید پشتوانه نهضت واقع شود و هم علمای اسلامی متخصص در این فرهنگ عظیم و آگاه به زمان هستند که میتوانند و هم باید نهضت را رهـبری کنند.«
ایـشان دربارة سرنوشت بزرگترین جـنبش اصـلاحی در قرن اخیر، یعنی حرکت امام خمینی(ره)، نیز معتقد است که: »انقلاب ایران اگر در آینده بخواهد به نتیجه برسد و همچنان پیروزمندانه به پیش برود، میباید باز هم روی دوش روحانیون و روحانیت قـرار داشـته باشد. اگر این پرچمداری از دست روحانیت گرفته شود و به دست اصطلاح روشنفکران بیفتد، یک قرن که هیچ، یک نسل که بگذرد، اسلام به کلی مسخ میشود زیرا حامل فـرهنگ اصـیل اسلامی، در نـهایت باز هم همین گروه روحانیون متعهد هستند.[۱۶]
البته بر این نکته نیز پای میفشارد که خود این نـهاد هم »آفت زده« است و باید آن را »اصلاح« و پاسخگوی نیاز زمانه کرد. از نـظر او »روحـانیون بـزرگ ما باید به این نکته توجه کنند که بقا و دوام روحانیت و موجودیت اسلام به این است که زعـمای دیـن ابتکار اصلاحات عمیقی که امروز ضروری تشخیص داده میشود را در دست بگیرند … امروز ایـن مـلت تـشنة اصلاحات نابسامانی هاست و فردا تشنه تر خواهد شد … از طرفی مدعیان اصلاح طلبی که بسیاری از آنـها علاقهای به دیانت ندارند زیادند و در کمین احساسات نو و بلند نسل امروزند. اگر اسـلام و روحانیت به حاجتها و خـواسته هـا و احساسات بلند این ملت پاسخ مثبت ندهند به سوی آن قبلههای نو ظهور متوجه خواهند شد. فکر کنید آیا اگر سنگر اصلاحات را این افراد اشغال کند، موجودیت اسلام و روحانیت به خـطر نخواهد افتاد؟!.«[۱۷]
تهدیدهای مهم اصلاحات
شهید مطهری پس از بررسی و مقایسه چندین نهضت اصلاح طلبانه هشدار میدهد که «نهضتها هم مانند همه پدیدههای دیگر ممکن است دچار آفت زدگی شوند» و این «وظـیفه رهـبری نهضت است که پیشگیری کند و اگر احیاناً آفت نفوذ کرد، با وسایلی که در اختیار دارد و یا باید در اختیار بگیرد آفت زدایی نماید». در غیر این صورت «آن نهضت عقیم و یا تبدیل به ضـد خـود خواهد شد.» برخی از مهمترین تهدیدهای بیرونی یا آسیب پذیریهای درونی برای هر جنبش اصلاحی از دیدگاه این استاد فرزانه عبارت است از:
۱. عقب نشینی از اصول
با تحلیلی که شهید مطهری از جـایگاه و نـقش دین در اصلاحات ارائه میکند، طبیعی است که «نفوذ اندیشههای بیگانه»، «خودباختگی در برابر غرب» و تن دادن به فکر استعماری «جدایی دین و سیاست»(سکولاریسم) را بزرگترین و نخستین آفت حرکتهای اصلاح طلبانه بداند. ایـشان مـعتقدند: «انـدیشههای بیگانه از دو طریق نفوذ مـی کـنند: یـکی از طریق دشمنان … و دیگر از طریق دوستان و پیروان مکتب» که «به علت ناآشنایی درست با مکتب، مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشههای بـیگانه مـی گـردند و آگاهانه و یا ناآگاهانه را رنگ میدهند.»
او یکی از توطئه هـای خـطرناک دشمنان را تضعیف باورهای دینی مردم و وادار کردن آنان به عقب نشینی از ارزشها و اصول به نام مبارزه با تعصب و ترویج تـساهل و بـردباری مـی داند. استاد، مرحوم سیدجمال را به دلیل تشخیص دقیق این تـوطئه تحسین میکند و میگوید:
«سید به مسلمانان هشدار میداد که … غرب علی رغم اینکه با ماسک آزاد منشی، تـعصب را نـکوهش مـی کند، خود در دام تعصب، خصوصاً تعصب مذهبی علیه مسلمانان، سخت گرفتار اسـت. سـید، علی رغم اینکه فرنگی مآبانه متعصب را نکوهش میکنند، مدعی بود تعصب بد نیست. تعصب مـانند هـر چـیز دیگر افراط و تفریط و اعتدال دارد… تعصب به معنی تصلب و غیرت حمایت از معتقدات مـعقول و مـنطقی نـه تنها بد نیست، بسیار مستحسن است.
سید میگفت: اروپائیان چون اعتقاد دینی مسلمانان را اسـتوارترین پیـون مـیان آنان میبینند، میکوشند تا با نام مخالفت با تعصب این پیوند را سـست کنند.»
۲. افـراط گرایی
از نظر استاد «تجددگرایی افراطی» آفت دیگری است که باید در نظر داشت. «پرهیز از افـراط و تـفریط و گـرایش به اعتدال در هر کاری خالی از دشواری نیست» ولی چارهای جز تحمل این دشواری نـیز وجـود ندارد.
ایشان ضمن گلایه از «عوام زده »های «گذشته گرا»، به شدت از گروه دیگری نـیز انـتقاد مـی کند؛ از آنان که «به مسائل روز توجه دارند و درباره آینده میاندیشند» اما «متأسفانه سخاوتمندانه از اسـلام مـایه میگذارند و سلیقه روز را معیار قرار میدهند و به نام اجتهاد آزاد به جـای آنـکه اسـلام را معیار حق و باطل زمان قرار دهند، سلیقه و روح حاکم بر زمان را معیار اسلام قرار می دهـند» و «بـه مـنظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان کردن» دین، از ضروریات آن دست میشویند.
این هـمان دغـدغه همیشگی استاد، یعنی جستجوی راه حلی برای مسألة هماهنگی احکام «اسلام و مقتضیات زمان» است و«که از طرفی در اثـر جـمود فکری و قشری مآبی» و «از طرف دیگر به نام انطباق اسلام با علم»، تـفریط یـا افراط صورت نپذیرد.
۳. رخنه فرصت طلبان
شهید مطهری بـا اشـاره بـه تاریخ صدر اسلام و نیز تاریخ معاصر ایـران مـی گوید: «هر نهضت مادام که مراحل دشوار اولیه را طی میکند، سنگینی اش بـر دوش افـراد مؤمن مخلص فداکار است. امـا هـم اینکه بـه بـار نـشست … سر و کله افراد فرصت طلب پیـدا مـی شود» و غفلت از نفوذ و رخنه فرصت طلبان است که فاجعه به بار مـی آورد». بـه اعتقاد استاد: «نهضت را اصلاح طلب آغـاز میکند نه فـرصت طـلب و همچنین آن را اصلاح طلب مؤمن بـه اهـداف نهضت میتواند ادامه دهد نه فرصت طلب که در پی منافع خویش است.»
بنابراین سـاده لوحـی است اگر اصلاح طلبانی بـخواهند در راه رسـیدن بـه اهداف خود از کـسانی اسـتفاده کنند که نه تـنها پیـشینة روشنی ندارند، بلکه هم اکنون نیز بصراحت سخن از کنار نهادن دین و شعارهای اصلاحی آنـ مـی کنند.
۴. انحراف اصلاح طلبان
از نظر استاد این آفـت «از نـوع معنی اسـت، از نـوع تـغییر جهت دادن اندیشهها» و «نـیّتها» است. اگر اصلاح طلبان در جریان اقدامات خود اخلاص و قصد خدمتگزاری از دست دهند در حقیقت اصلاحات بـه ضـد خود تبدیل شده است. همه مـی دانـیم کـه «پاک نـگه داشـتن اندیهش و نیت در مـراحل نـفی و انکار که همه سرگرمیها درگیری با دشمن بیرونی است آسان تر است(اما) همین که نـهضت بـه ثـمر رسید و نوبت سازندگی و اثبات، که ضمناً پای تـقسیم غـنائم هـم در مـیان اسـت، بـرسد حفظ اخلاص بسی مشکل تر است» و این «سنت لایتغیر خداست که هر ملتی که از درون و از جنبه اخلاقی تغییر کند و عوض شود، خداوند متعال سرنوشت آنان را تغییر دهد.»
داستان غـم انگیز دل بستن عناصر اصلی تاریخ صدر اسلام(خواص) به چرب و شیرین، دنیا و برقراری مسابقه در جمع آوری مال و تصاحب منصبها برای هیچ کس پنهان نیست و همگان میدانند که این آفت بـزرگ چـه فتنهها به پا کرده، چه آتشها برافروخت و چگونه اسلام را چون پوستین وارونه نمایش داد.
گذشته از آن، بسیاری از جنبشهای دیگر هم« در آغاز جنبه اصلاحی داشته و سرانجام از مسیر اصلاحی مـنحرف شـدهاند.» برای مثال« قیام شعوبیه در آغاز ماهیت اصلاحی داشت، زیرا علیه تبعیض اموی بود … اما متأسفانه خود شعوبیه در همان مسیر انحرافی افتادند کـه عـلیه آن بپاخاسته بودند» و در نهایت » به بـیراهه شـعارهای نژاد پرستانه ایرانی« کشیده شدند.
- تمام عباراتی که از این پس با حروف متمایز و داخل گیومه نقل میشود ، از کتاب «نهضتهای اسلامی در صدسال اخیر » است که بـرای رعـایت اختصار از ذکر شماره صـفحات چـشم پوشی میشود.
پانویس
- ↑ سخنرانی مورخ 28/1/79.
- ↑ همان.
- ↑ نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، ص 10.
- ↑ همان، ص 11.
- ↑ اصلاحات؛ راهبردها و خطرها،(سخنرانی رهبر معظم انقلاب، مورخ 19/4/79)، چاپ انتشارات سروش.
- ↑ همان، ص 34.
- ↑ همان، ص 35.
- ↑ از پیام امام خمینی به مناسبت اولین سالگرد شـهادت اسـتاد مطهری، 27/12/58.
- ↑ حسن علیزاده، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص 255.
- ↑ همان، 252.
- ↑ بحارالانوار، ج 44، ص 392.
- ↑ سخنرانی مورخ 28/1/79.
- ↑ سخنرانی مورخ 23/2/79.
- ↑ خ0طبه 131 نهجالبلاغه: اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا مناقسه فی سلطان و لاالتماس شیء من فضول الحـطام، ولکـن لنرد المـعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک، فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک.
- ↑ انما یقیم امر الله سـبحانه من لایصانع و لایضارع و لایتبع المطامع.
- ↑ پیرامون انقلاب اسلامی، ص 184.







