فرهنگ مصادیق:چرا یک قطره شراب هم حرام است؟: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| سطر ۷: | سطر ۷: | ||
در کجای قرآن؟<br/> | در کجای قرآن؟<br/> | ||
آنجا که خداوند متعال خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله میفرماید:<br/> | آنجا که خداوند متعال خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله میفرماید:<br/> | ||
| − | «قُلْ | + | «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ... .» ترجمه: «بگو پروردگار من، تنها کارهای زشت، چه آشکار و چه پنهان و نیز «إثم» (گناه) و ستم به ناحق را حرام نموده است...».<br/> |
آنگاه امام علیه السلام پس از بیان چند موضوع دیگر که در این آیه تحریم شده، فرمود:<br/> | آنگاه امام علیه السلام پس از بیان چند موضوع دیگر که در این آیه تحریم شده، فرمود:<br/> | ||
| − | «مقصود از کلمه «إثم» در این آیه که خداوند آن را تحریم کرده، همان شراب است، زیرا خداوند در آیه دیگری میفرماید: | + | «مقصود از کلمه «إثم» در این آیه که خداوند آن را تحریم کرده، همان شراب است، زیرا خداوند در آیه دیگری میفرماید: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا... <ref>سوره بقره، آیه 219. </ref><br/> |
ترجمه: «از تو در مورد شراب و قمار میپرسند، بگو در آن «اثم کبیر» (گناهی بزرگ) و سودهایی برای مردم است و گناهش از سودش بیشتر است».<br/> | ترجمه: «از تو در مورد شراب و قمار میپرسند، بگو در آن «اثم کبیر» (گناهی بزرگ) و سودهایی برای مردم است و گناهش از سودش بیشتر است».<br/> | ||
و «إثم» که در سوره اعراف صریحاً حرام معرفی شده در سوره بقره در مورد شراب و قمار به کار رفته است، بنابراین شراب صریحاً در قرآن مجید حرام معرّفی شده است.<br/> | و «إثم» که در سوره اعراف صریحاً حرام معرفی شده در سوره بقره در مورد شراب و قمار به کار رفته است، بنابراین شراب صریحاً در قرآن مجید حرام معرّفی شده است.<br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۸
مقدمه
امام کاظم علیه السلام، با استدلالی زیبا، به این سؤال پاسخ دادهاند.
در یکی از سالها مهدی عباسی وارد مدینه شد و پس از زیارت قبر پیامبر صلّی الله علیه و آله با امام کاظم علیه السلام ملاقات کرد و برای آن که به گمان خود از نظر علمی آن حضرت را آزمایش کند! بحث «خَمر» (شراب) در قرآن را پیش کشید و پرسید: «آیا شراب در قرآن مجید تحریم شده است»؟
آن گاه اضافه کرد: «مردم اغلب میدانند که در قرآن از خوردن شراب نهی شده، ولی نمیدانند که معنای این نهی، حرام بودن آن است!
امام علیه السلام فرمود: بلی. این حرمت شراب در قرآن مجید صراحتاً بیان شده است.
در کجای قرآن؟
آنجا که خداوند متعال خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله میفرماید:
«قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ... .» ترجمه: «بگو پروردگار من، تنها کارهای زشت، چه آشکار و چه پنهان و نیز «إثم» (گناه) و ستم به ناحق را حرام نموده است...».
آنگاه امام علیه السلام پس از بیان چند موضوع دیگر که در این آیه تحریم شده، فرمود:
«مقصود از کلمه «إثم» در این آیه که خداوند آن را تحریم کرده، همان شراب است، زیرا خداوند در آیه دیگری میفرماید: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا... [۱]
ترجمه: «از تو در مورد شراب و قمار میپرسند، بگو در آن «اثم کبیر» (گناهی بزرگ) و سودهایی برای مردم است و گناهش از سودش بیشتر است».
و «إثم» که در سوره اعراف صریحاً حرام معرفی شده در سوره بقره در مورد شراب و قمار به کار رفته است، بنابراین شراب صریحاً در قرآن مجید حرام معرّفی شده است.
مهدی، سخت تحت تأثیر استدلال امام علیه السلام قرار گرفت و بیاختیار رو به علی بن یقطین[۲] کرد و گفت: به خدا قسم این فتوا، فتوای هاشمی است!
علی بن یقطین گفت: «شکر خدا را که این علم را در شما خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله قرار داده است [۳]
مهدی از این پاسخ ناراحت شد و در حالی که خشم خود را به سختی فرو میخورد گفت: راست میگوئی ای رافضی!![۴]
پانویس
- ↑ سوره بقره، آیه 219.
- ↑ علی بن یقطین از اصحاب امام کاظم ـ علیه السلام ـ بود که موفق شده بود اعتماد دستگاه حکومت عباسی را به خود جلب کند و بر اساس دستورات امام ـ علیه السلام ـ از این طریق در خدمت به شیعیان بکوشد.
- ↑ گویا مقصود وی این بود که به حکم قرابتی که میان بنی عباس و بنی هاشم هست، علم و دانش امام کاظم ـ علیه السلام ـ برای مهدی نیز موجب افتخار است.
- ↑ علی بن یقطین از مذهب خود تقیه میکرد و مهدی عباسی با این جمله به او فهماند من به مذهب واقعی تو یعنی تشیع پی بردم. کلینی، الفروغ من الکافی، ج 6، ص 406.







