فرهنگ مصادیق:تحریف ناپذیری قرآن-درس پانزدهم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(مفهوم تحریف و انواع آن)
 
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
تحریف از ریشه «حرف» (به معنای لبه، کناره و مرز یک چیز) در لغت، به معنای مایل کردن و منحرف کردن و دگرگون ساختن است،<ref>ر.ک: محمود بن عمر زمخشری، اساس البلاغه و احمد بن محمد فیومی، مصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر.</ref> و تحریف سخن، به معنای ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است.<br/>
 
تحریف از ریشه «حرف» (به معنای لبه، کناره و مرز یک چیز) در لغت، به معنای مایل کردن و منحرف کردن و دگرگون ساختن است،<ref>ر.ک: محمود بن عمر زمخشری، اساس البلاغه و احمد بن محمد فیومی، مصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر.</ref> و تحریف سخن، به معنای ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است.<br/>
 
در یک دسته بندی کلی، تحریف هر سخنی از جمله تحریف قرآن را می‌توان به دو نوع تحریف معنوی و تحریف لفظی تقسیم کرد. مقصود از تحریف معنوی، برداشت انحرافی از معنای کلام یا تفسیر و توجیه یک سخن، برخلاف مقصود گوینده آن است. این نوع تحریف، قطعاً نسبت به قرآن صورت گرفته است. حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه از وقوع چنین تحریفی در زمان خویش، به خدا شکوه می‌برد<ref>« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهّالاً ویموتون ضلاّلا لیس فیهم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعاً ولا اغلی ثمناً من الکتاب اذا حرّف عن مواضعه؛ به خدا شکوه می‌برم از گروهی که با جهالت زندگی می‌کنند و با گمراهی می‌میرند. در میان آنان کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر و گرانبهاتر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» ( نهج البلاغه، تنظیم و تصحیح صبحی صالح، خطبه 17).</ref> و از وقوع آن در آینده نیز خبر می‌دهد.<ref>« وانّه سیأتی علیکم من بعدی زمان... لیس عند اهل ذلک الزمان سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا انفق منه اذا حرّف عن مواضعه؛ به راستی که بر شما پس از من زمانی خواهد آمد که... نزد مردم آن دوران کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» (همان، خطبه 147). </ref><br/>
 
در یک دسته بندی کلی، تحریف هر سخنی از جمله تحریف قرآن را می‌توان به دو نوع تحریف معنوی و تحریف لفظی تقسیم کرد. مقصود از تحریف معنوی، برداشت انحرافی از معنای کلام یا تفسیر و توجیه یک سخن، برخلاف مقصود گوینده آن است. این نوع تحریف، قطعاً نسبت به قرآن صورت گرفته است. حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه از وقوع چنین تحریفی در زمان خویش، به خدا شکوه می‌برد<ref>« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهّالاً ویموتون ضلاّلا لیس فیهم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعاً ولا اغلی ثمناً من الکتاب اذا حرّف عن مواضعه؛ به خدا شکوه می‌برم از گروهی که با جهالت زندگی می‌کنند و با گمراهی می‌میرند. در میان آنان کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر و گرانبهاتر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» ( نهج البلاغه، تنظیم و تصحیح صبحی صالح، خطبه 17).</ref> و از وقوع آن در آینده نیز خبر می‌دهد.<ref>« وانّه سیأتی علیکم من بعدی زمان... لیس عند اهل ذلک الزمان سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا انفق منه اذا حرّف عن مواضعه؛ به راستی که بر شما پس از من زمانی خواهد آمد که... نزد مردم آن دوران کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» (همان، خطبه 147). </ref><br/>
قرآن مجید نیز از وقوع این نوع تحریف در کتاب‌های آسمانی گذشته در آیاتی یادکرده است: یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛ نساء:۴۶؛ «کلمات الهی را از جایگاه‌هایش منحرف می‌سازند»؛ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ؛ مائده:۴۱؛ «کلمات الهی را پس از (استقرار) در جایگاه‌هایش منحرف می‌کنند»؛ وَیُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ؛ بقره:۷۵؛ «سخن خدا را پس از آنکه دریافته‌اند، تحریف می‌کنند». در آیات و روایات، از نقطه مقابل تحریف معنوی کتاب‌های مقدس، با تعبیر «تلاوت آیات چنان که شایسته آن است»،<ref>« یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ» (بقره:121).</ref> یاد شده است.<br/>
+
قرآن مجید نیز از وقوع این نوع تحریف در کتاب‌های آسمانی گذشته در آیاتی یادکرده است: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ؛ نساء:۴۶؛ «کلمات الهی را از جایگاه‌هایش منحرف می‌سازند»؛ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ؛ مائده:۴۱؛ «کلمات الهی را پس از (استقرار) در جایگاه‌هایش منحرف می‌کنند»؛ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ؛ بقره:۷۵؛ «سخن خدا را پس از آنکه دریافته‌اند، تحریف می‌کنند». در آیات و روایات، از نقطه مقابل تحریف معنوی کتاب‌های مقدس، با تعبیر «تلاوت آیات چنان که شایسته آن است»،<ref>« يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ» (بقره:121).</ref> یاد شده است.<br/>
 
تحریف لفظی نیز اگر به معنای عدم رعایت ترتیب نزول آیات و سوره‌ها در مقام نگارش و قرائت آنها باشد، مسلّماً در مورد قرآن تحقق یافته است؛ به این معنا که آیات و سُوَر قرآنی موجود، در موارد بسیاری بر طبق ترتیب نزول تدریجی آن تنظیم نشده است؛ البته می‌دانیم که، قرآن نازل  شده بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از زمان نزول تاکنون نه مفقود شده و نه بر آن مطلبی افزوده شده است، بلکه همواره بین مسلمانان نوشته و حفظ می‌شده و با تواترِ قطعی بی نظیری، نسل به نسل قرائت شده تا به دست ما رسیده است.<ref>چنان که گذشت، مقصود از تواتر در اینجا تواتر مصطلح در علم درایه الحدیث نیست که سلسله سند در هر طبقه شامل راویان مشخص و متعددی باشد، بلکه مقصود، تواتر منطقی است؛ هرچند نام اشخاص در جایی ثبت نشود و از آن آگاه نباشیم. </ref> این مسئله از مسلّمات تاریخ و مورد اتفاق و قبول مسلمانان، بلکه اکثر دانشمندان غیر مسلمان است.<br/>
 
تحریف لفظی نیز اگر به معنای عدم رعایت ترتیب نزول آیات و سوره‌ها در مقام نگارش و قرائت آنها باشد، مسلّماً در مورد قرآن تحقق یافته است؛ به این معنا که آیات و سُوَر قرآنی موجود، در موارد بسیاری بر طبق ترتیب نزول تدریجی آن تنظیم نشده است؛ البته می‌دانیم که، قرآن نازل  شده بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از زمان نزول تاکنون نه مفقود شده و نه بر آن مطلبی افزوده شده است، بلکه همواره بین مسلمانان نوشته و حفظ می‌شده و با تواترِ قطعی بی نظیری، نسل به نسل قرائت شده تا به دست ما رسیده است.<ref>چنان که گذشت، مقصود از تواتر در اینجا تواتر مصطلح در علم درایه الحدیث نیست که سلسله سند در هر طبقه شامل راویان مشخص و متعددی باشد، بلکه مقصود، تواتر منطقی است؛ هرچند نام اشخاص در جایی ثبت نشود و از آن آگاه نباشیم. </ref> این مسئله از مسلّمات تاریخ و مورد اتفاق و قبول مسلمانان، بلکه اکثر دانشمندان غیر مسلمان است.<br/>
 
اما اگر مقصود از آن، تغییر در اعراب کلمات، یا دگرگون شدن الفاظ آیات (جابه جایی یا تغییر الفاظ آنها) و یا کاستی برخی آیات، کلمات و حروف قرآن مجید در عین محفوظ ماندن اصل آن (از بین نرفتن کل قرآن به عنوان یک کتاب) باشد، این  گونه تغییر و تحریف مورد اختلاف و محل نزاع است.<br/>
 
اما اگر مقصود از آن، تغییر در اعراب کلمات، یا دگرگون شدن الفاظ آیات (جابه جایی یا تغییر الفاظ آنها) و یا کاستی برخی آیات، کلمات و حروف قرآن مجید در عین محفوظ ماندن اصل آن (از بین نرفتن کل قرآن به عنوان یک کتاب) باشد، این  گونه تغییر و تحریف مورد اختلاف و محل نزاع است.<br/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۱

تحریف ناپذیری قرآن-درس پانزدهم

اهمیت و جایگاه مسئله تحریف ناپذیری قرآن

مصطفی را وعده کرد الطاف حق
گـر بمیری تو نمیـرد این سبق
من کتاب و معجزت را حافظـم
بیش و کم کن را ز قرآن مانعم
کس نتاند بیش و کـم کردن درو
تو به از من حافظی دیگر مجو
(جلال الدین مولوی)
مبحث تحریف ناپذیری قرآن از جهات مختلفی مهم و تعیین کننده است و پس از مسئله اعجاز یکی از مباحث زیربنایی در قرآن شناسی محسوب می‌شود؛ زیرا اگر مصونیت قرآن از تحریف (کاستی، افزایش، تغییر و تبدیلِ مؤثر در معنای آیات) به اثبات نرسد، هرگونه استناد به همه یا بخشی از آیات قرآن مورد تردید قرار می‌گیرد؛ زیرا احتمال آنکه آیات مورد استناد، تحریف شده و آنچه مقصود خداوند بوده تغییر یافته باشد، منتفی نیست و با چنین احتمالی، استدلال به آنها نتیجه بخش نخواهد بود. از سوی دیگر چنان که در دلایل قرآنی عدم تحریف خواهد آمد، ارتباط مستحکمی بین «اعجاز قرآن» و «عدم تحریف» قرآن وجود دارد و یکی از دلایل عدم تحریف قرآن، اعجاز قرآن است.
علاوه بر این دو، اعتبار روایات پیامبر و امامان معصوم نیز به ویژه در مقام تعارض
روایات با یکدیگر، به قرآن متکی است و اگر در قرآن تحریفی رخ داده باشد، اعتبار روایات نیز خدشه دار می‌شود.
در این درس، ابتدا به مفهومشناسی واژه تحریف و اقسام آن پرداخته و در ادامه دلایل و شواهد تحریف ناپذیری قرآن را ذکر می‌کنیم.

مفهوم تحریف و انواع آن

تحریف از ریشه «حرف» (به معنای لبه، کناره و مرز یک چیز) در لغت، به معنای مایل کردن و منحرف کردن و دگرگون ساختن است،[۱] و تحریف سخن، به معنای ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است.
در یک دسته بندی کلی، تحریف هر سخنی از جمله تحریف قرآن را می‌توان به دو نوع تحریف معنوی و تحریف لفظی تقسیم کرد. مقصود از تحریف معنوی، برداشت انحرافی از معنای کلام یا تفسیر و توجیه یک سخن، برخلاف مقصود گوینده آن است. این نوع تحریف، قطعاً نسبت به قرآن صورت گرفته است. حضرت علی(علیه السلام) در نهج البلاغه از وقوع چنین تحریفی در زمان خویش، به خدا شکوه می‌برد[۲] و از وقوع آن در آینده نیز خبر می‌دهد.[۳]
قرآن مجید نیز از وقوع این نوع تحریف در کتاب‌های آسمانی گذشته در آیاتی یادکرده است: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ؛ نساء:۴۶؛ «کلمات الهی را از جایگاه‌هایش منحرف می‌سازند»؛ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ؛ مائده:۴۱؛ «کلمات الهی را پس از (استقرار) در جایگاه‌هایش منحرف می‌کنند»؛ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ؛ بقره:۷۵؛ «سخن خدا را پس از آنکه دریافته‌اند، تحریف می‌کنند». در آیات و روایات، از نقطه مقابل تحریف معنوی کتاب‌های مقدس، با تعبیر «تلاوت آیات چنان که شایسته آن است»،[۴] یاد شده است.
تحریف لفظی نیز اگر به معنای عدم رعایت ترتیب نزول آیات و سوره‌ها در مقام نگارش و قرائت آنها باشد، مسلّماً در مورد قرآن تحقق یافته است؛ به این معنا که آیات و سُوَر قرآنی موجود، در موارد بسیاری بر طبق ترتیب نزول تدریجی آن تنظیم نشده است؛ البته می‌دانیم که، قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از زمان نزول تاکنون نه مفقود شده و نه بر آن مطلبی افزوده شده است، بلکه همواره بین مسلمانان نوشته و حفظ می‌شده و با تواترِ قطعی بی نظیری، نسل به نسل قرائت شده تا به دست ما رسیده است.[۵] این مسئله از مسلّمات تاریخ و مورد اتفاق و قبول مسلمانان، بلکه اکثر دانشمندان غیر مسلمان است.
اما اگر مقصود از آن، تغییر در اعراب کلمات، یا دگرگون شدن الفاظ آیات (جابه جایی یا تغییر الفاظ آنها) و یا کاستی برخی آیات، کلمات و حروف قرآن مجید در عین محفوظ ماندن اصل آن (از بین نرفتن کل قرآن به عنوان یک کتاب) باشد، این گونه تغییر و تحریف مورد اختلاف و محل نزاع است.
برای اثبات مصونیت قرآن از تحریف دلایل قرآنی، عقلی و مستندات روایی و شواهد تاریخی متعددی ذکر شده که به لحاظ قرآنی بودن مباحث کتاب، مستندات و دلایل قرآنی عدم تحریف محور اصلی قرار می‌گیرد.

دلایل تحریف ناپذیری قرآن

دلایل قرآنی

الف) آیات تحدی چنان که در فصل پیش گذشت، آیات تحدی دلالت بر این مطلب دارد که همانند هیچ یک از سُوَر قرآن را نمی‌توان آورد. (در آنجا یادآور شدیم که مقصود از سوره، معنای اصطلاحی و متعارف آن نیست، بلکه معنای لغوی آن، یعنی یک قطعه مشخص و برجسته و مستقل از آیات، مد نظر است؛ بنابراین سوره مجموعه‌ای از آیات مرتبط با هم است که یک هدف را دنبال می‌کند؛ آغاز و انجام، مقدمه و نتیجه گیری و نقطه اوج مشخص دارد؛ خواه یکی از سُوَر صد و چهارده گانه قرآن باشد یا کمتر از آن) و لازمه عدم امکان آوردن مثل یک سوره، نفی اکثر انواع و شقوق تحریف قرآن است؛ توضیح مطلب:
۱. نفی تحریف به زیاده یک سوره کامل: اگر کسی ادعا کند که قرآنی که در دست ماست، یکی از سوره‌هایش در قرآنِ نازل شده بر پیامبر وجود نداشته و بعداً اضافه شده است، آیات تحدی این مدعا را نفی می‌کند؛ زیرا اگر چنین بود، پس باید بتوان مانند آن یک سوره، سوره‌ای فراهم آورد؛ چون آن یک سوره، سخن خدا نیست که نتوان مثل آن را آورد. اما از سوی دیگر می‌بینیم که واقعاً مانند هیچیک از سُوَر قرآن را کسی تاکنون نیاورده و نمی‌توان آورد، پس معلوم می‌شود که در بین سوره‌های قرآن موجود سوره‌ای ساخته و پرداخته فکر بشر وجود ندارد.
۲. نفی تحریف به زیاده کمتر از سوره: اگر مدعی تحریف بگوید در سُوَر قرآنی تحریف به این صورت رخ داده که در اجزای یک سوره دخل و تصرف شده، به این شکل که قسمتی از یک سوره از جانب خداست و قسمتی دیگر از آن حذف شده و به جای آن، بخشی از سوی بشر افزوده شده است، آیات تحدی این نوع تحریف را هم نفی می‌کند؛ زیرا بر فرض که چنین باشد بایدبتوان مانند چنین سوره‌ای را آورد؛ به دلیل آنکه بخشی از آن که ساخته فکر انسان است، خدایی و معجزه نیست، پس می‌توان مانندش را آورد، و بخش دیگر آننیز که کمتر از یک سوره است، دلیلی بر عدم امکان همانند آوری آن در دست نیست؛ چون مقتضای آیات تحدی آن است که همانند یک سوره قرآن را نمی‌توان آورد.اما می‌بینیم که امکان آوردن همانند هیچ یک از سور قرآن موجود نیست، پس چنان سوره تحریف شده‌ای در قرآن وجود ندارد.[۶]
البته آیات تحدی از اثبات عدم تحریف قرآن به صورت حذف یک سوره کامل قرآن ناتوان است؛ زیرا در صورتی که چنین تحریفی رخ داده باشد، باز هم مفاد آیات تحدی که می‌فرماید: همانند سور موجود قرآن نمی‌توان سوره‌ای آورد، درست است.
۳. نفی تحریف به تغییر و تبدیلِ مخلِّ اعجاز: اگر تحریف ادعایی در زمینه تغییر و تبدیل آیات، در عین حفظ تعداد آیات در سُوَر و کم و زیاد نشدن آنها باشد، و تغییر و تبدیل در حدی باشد که نظم ظاهر یا محتوایی قرآن نازل شده را به گونه‌ای تغییر دهد که تفاوت نظم موجود با نظم اعجازآمیز برای اهل فن روشن باشد، چنین تحریفی را نیز آیات تحدی نفی می‌کند؛ زیرا در اینصورت، نظم اعجازآمیزی که از سوی خداوند نازل شده بود و امکان آوردن مانندش نبود، به هم خورده و نظمی فروتر از حد اعجاز پدید آمده است و باید بتوان مثل آن را آورد. ولی اگر تغییری باشد که چنین اختلال نظمی را به وجود نیاورد، آیات تحدی آن را نفی نمی‌کند.[۷]

ب) اوصاف قرآن

در این دلیل، سلامت قرآن از تحریف با تکیه بر چند مقدمه به اثبات می‌رسد:
الف) ظهور پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در بیش از چهارده قرن قبل، ادعای نبوت از سوی آن حضرت، آوردن کتابی به نام قرآن و تحدی کردن به آن از مسلّمات تاریخ است.
ب) این موضوع نیز از مسلّمات تاریخ است که قرآنِ رایجِ کنونی فی الجمله همان قرآن ارائه شده از سوی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) است؛ یعنی چنین نبوده که در مقطعی از تاریخِ اسلام قرآن مفقود شده باشد و به جای آن، کتابی همسان یا ناهمسان با آن تألیف شده و بین مسلمانان رواج یافته باشد.
ج) با بررسی قرآن کنونی مشاهده می‌کنیم که قرآن، خود را به اوصاف عامی که مربوط به همه آیات آن می‌شود، توصیف و به آنها تحدی می‌کند؛ مانند فصاحت و بلاغت، عدم اختلاف، در برنداشتن هیچ مطلب نادرست و ذکر بودن.[۸]
د) دقت در آیات قرآن کنونی این نکته را روشن می‌سازد که همه بخش‌های آن از این اوصاف عام برخوردار است: همه آیاتش دارای فصاحت و بلاغت خارق العاده است؛ بین آنها هماهنگی کامل دیده می‌شود؛ هیچ مطلب نادرستی در آن یافت نمی‌شود؛ خبرهای مربوط به گذشته تاریخ و پیشگویی‌های مربوط به آینده آن، با واقعیت‌های عینی تطابق دارد؛ صفاتی از قبیل نور و هدایت بودن بر تمامی آیات آن منطبق است و جامع‌ترین صفت آن، یعنی «ذکر بودن» کاملاً بر همه آیات آن صدق می‌کند.
با توجه به مقدمات یاد شده، اگر تحریفی مؤثر در معنای قرآن رخ داده بود، این صفات نمی‌بایست دستکم بر برخی از آیات آن منطبق می‌شد، ولی چنان که گذشت، بررسی قرآن، انطباق دقیق این اوصاف را به بهترین وجه بر همه آیات آن نشان می‌دهد؛ پس اگر تحریفی در قرآن صورت گرفته باشد، باید در اموری که در این اوصاف مؤثر نیست، رخ داده باشد؛[۹] مانند حذف آیه‌ای مکرر، یا اختلاف در اعراب، یا نقطه‌های برخی کلمات.
دلالت اعجاز قرآن بر سلامت آن از تحریف، به عنوان اولین دلیل قرآنی عدم تحریف مورد بررسی قرار گرفت و روشن شد که اثبات عدم تحریف به مقتضای آن ویژگی (اعجاز) نیازی به مقدمات یاد شده در این استدلال ندارد و آن نتیجه، مستقیماً از اعجاز قرآن حاصل می‌آید؛ ولی دلالت سایر اوصاف عمومی قرآن بر عدم تحریف، نیازمند ضمیمهشدن آن مقدمات است؛ در عین حال همان طور که در بیانات مرحوم علامه طباطبایی آمده، این استدلال، افزایش، کاهش و تغییراتی را نفی می‌کند که اوصاف یاد شده (هدایت، ذکر، حق و...) را دگرگون سازد؛ اما اگر پاره‌ای از تغییرات جزئی فرض شود که هیچ گونه تأثیری در این اوصاف نداشته باشد، با این دلیل نفی نمی‌شود؛ همچنین این دلیل خودبه خود نظری به آینده ندارد و تحریف مفروض در آینده را نفی نمی‌کند.[۱۰]

دلیل روایی تحریف ناپذیری قرآن

روایاتی که برای اثبات سلامت قرآن از تحریف، به آنها استدلال شده فراوان است. برخی از آنها عبارت اند از:
الف) حدیث معتبر ثقلین که به صورت متواتر در منابع روایی شیعه و اهل سنت نقل شده است. در این حدیث آمده است: قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) دو گوهر گران سنگی هستند که مادام که امت اسلام به آن دو چنگ زنند، هرگز گمراه نخواهند شد.[۱۱]در صورتی که اگر قرآن تحریف شده بود چنگ زدن به آن نه تنها مانع گمراهی نمی‌شد، بلکه خود گمراه کننده بود.
ب) روایات فراوان توصیه کننده به محور و محک قرار دادن قرآن در بازشناسی آرا، تمایلات و جریانات فکری و اجتماعی حق از باطل؛ مانند: اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللّیل المظلم فعلیکم بالقرآن؛ «آن گاه که فتنه‌ها (جریانات فکری و اجتماعی منحرف) چونان پاره‌های شب تیره بر شما مشتبه شدند بر شما باد به قرآن».[۱۲]
ج) روایات تأکیدکننده به محک زدن روایات با قرآن و کنار گذاردن روایات مخالف قرآن. در برخی از این روایات آمده است: ترکک حدیثاً لم تروه خیر من روایتک حدیثاً لم تحصه... فما وافق کتاب الله فخذوه وما خالف کتاب الله فدعوه؛ «از دست دادن و رها کردن حدیثی که آن را نقل نکرده‌ای بهتر است از نقل کردن حدیثی که اطلاع کافی از آن نداری... پس روایتی را که با کتاب خدا موافق است، انتخاب کنید (و آن را مبنای فکر و عمل خویش قرار دهید) و روایتی را که با کتاب خدا مخالفت دارد واگذارید».[۱۳]
د) روایات فراوانی که با صراحت یا با ملازمه قطعی بر تحریف ناپذیری قرآن در زمان امامان(علیهم السلام) دلالت دارد[۱۴] و ظاهر آنها سلامت قرآن در طول تاریخ است؛ مانند روایتی که در آن از امام صادق(علیه السلام) دربارهٔ قرآن سؤال می‌شود و حضرت در پاسخ می‌فرماید:
هو کلام اللّه وکتاب اللّه و وحی اللّه وتنزیله وهو الکتاب العزیز الّذی لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه؛[۱۵] «قرآن سخن خدا، کتاب خدا، وحی الهی و نازل شده از سوی اوست و آن کتاب نفوذناپذیری است که باطل به هیچ وجه به آن رو نمی‌آورد».
آن حضرت در روایتی دیگر می‌فرماید: وانّه حقّ من فاتحته الی خاتمته؛[۱۶] «قرآن از آغاز تا پایانش حق است».
۳. شواهد تاریخی بر عدم تحریف قرآن
در شواهد تاریخی بر جایگاه و اهمیت ویژه قرآن در میان مسلمانان و جاذبه فصاحت و بلاغت قرآن برای عرب معاصر نزول و اهتمام مسلمانان به توصیه‌های پیامبر بر تلاوت، کتابت و حفط قرآن تأکید می‌شود.[۱۷]

استدلالی ناتمام

برخی محققان با استناد به آیاتی که ضرورت ارسال پیامبران برای اتمام حجت و خاتم بودن پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را بیان می‌کنند استدلال دیگری را به عنوان استدلال عقلی بر عدم تحریف قرآن اقامه کرده‌اند که توضیح آن به شرح زیر است:
بر اساس این استدلال، با تکیه بر دو مقدمه نزاهت قرآن از تحریف نتیجه گیری می‌شود: ۱. خداوند حکیم، برای هدایت بشر قرآن را فرستاده است و با توجه به خاتمیت دین و پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) اگر قرآن تحریف شود، پیامبر دیگری که راه درست را به مردم نشان دهد، نخواهد آمد و مردم گمراه خواهند شد، بدون آنکه در این گمراهی تقصیری متوجه آنان باشد، بلکه این گمراهی مستند به عدم حفظ الهی می‌شود؛ ۲. و این امر با ساحت اقدس خداوند ناسازگار و نقض غرض و مخالف با حکمت الهی است.[۱۸]
بررسی: اولاً، این استدلال در صورتی تمام است که هرگونه تحریفی مستلزم گمراهی مردم شود و تنها راه جلوگیری از گمراهی مردم، حفظ کامل قرآن یا فرستادن پیامبر جدید باشد.
ثانیاً، چه دلیل عقلی یا نقلی بر این مطلب وجود دارد که در صورت تحریف کتاب آسمانی حتماً باید پیامبری مبعوث شود، ممکن است وجود امام معصوم و حتی علمای راستین یک دین کفایت کند؛ زیرا در این صورت نیز محتوای دین الهی با روشنگری امام معصوم(علیه السلام) از تحریف معصون می‌ماند، هرچند تحریفی در کتاب آسمانی رخ داده باشد.

خلاصه

۱. اعتبار قرآن موجود و درستی استناد به آن و اعتبار روایات، به ویژه در مقام تعارض با یکدیگر، وابسته به اثبات تحریف ناپذیری قرآن است.
۲. تحریف در لغت به معنای مایل و منحرف کردن و دگرگون ساختن است و تحریف سخن به معنای ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است.
۳. برداشت انحرافی و تفسیر و توجیه سخن برخلاف مقصود گوینده، تحریف معنوی است و به یقین در مورد قرآن رخ داده است.
۴. قرآن نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) نه مفقود شده و نه چیزی بر آن افزوده شده است و در تغییر اعراب کلمات و کاستی در برخی آیات و کلمات و حروف قرآن کریم اختلاف نظر وجود دارد، ولی دلایل و شواهد متعدد تاریخی روایی و قرآنی آن را نفی می‌کند.
۵. آیات مختلفی از قرآن دال بر سلامت آن از تحریف است. از آن جمله آیات تحدی است که بر ناتوانی همانندآوری یک سوره قرآن از سوی بشر دلالت دارد. آیات تحدی تحریف به زیاده را نفی می‌کند، ولی نسبت به تحریف به کاسته شدن کمتر از یک سوره، و تحریف به صورت حذف یک سوره، ساکت است؛ زیرا در این صورت مفاد آیات تحدی مبنی بر ناتوانی بشر در همانندآوری سور موجود، درست است.
۶. آیات بیانگر اوصاف قرآن، مانند فصاحت و بلاغت، عدم اختلاف، عدم اشتمال بر مطالب نادرست و غیر آن، نیز بر عدم تحریف آن دلالت دارد، زیرا با فرض وقوع تحریف، قرآن کریم فاقد این اوصاف خواهد بود؛ در حالی که بررسی‌ها نشان می‌دهد این اوصاف بر همه آیات قرآن کریم صادق است. این دلیل، تحریف قرآن در آینده را نفی می‌کند.
۷. روایات فراوانی از جمله روایت ثقلین و روایات بیانگر معیار بودن قرآن در ارزیابی آرا و اهواء و نیز روایات متعارض، دلیل سلامت قرآن از تحریف است.
۸. شواهد تاریخی عدم تحریف قرآن عبارت اند از: حافظه شگفت انگیز عرب، تقدس قرآن نزد مسلمانان و انس فراوان آنان با قرآن، سفارش پیامبر در باب قرائت و کتابت و جمع قرآن، مطرح نشدن تحریف قرآن در زمره انتقادات بر زمامداران صدر اسلام.
۹. برخی با استدلال به خاتمیت دین و پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و نزول قرآن برای هدایت بشر، معتقدند که تحریف قرآن موجب گمراهی بشر برای همیشه خواهد بود، بدون آنکه تقصیری متوجه آنان باشد و این با حکمت خدای تعالی ناسازگار و نقض غرض خواهد بود. اما می‌توان گفت که هر نوع تحریفی مستلزم گمراهی نبوده و تنها راه جلوگیری از گمراهی مردم نیز حفظ کامل قرآن با فرستادن پیامبر جدید نیست.

پرسش‌ها

۱. اهمیت موضوع سلامت قرآن از تحریف را توضیح دهید.
۲. تحریف را تعریف کرده و انواع آن را بنویسید.
۳. کدام یک از انواع تحریف در قرآن رخ داده است؟ ۴. شواهد تاریخی عدم تحریف قرآن را بیان کنید.
۵. دلیل عقلی عدم تحریف قرآن را توضیح داده و نقد کنید.
۶. چگونگی دلالت آیات تحدی بر نفی تحریف را بنویسید.
۷. آیا می‌توان با استناد به آیات بیانگر اوصاف قرآن بر تحریف ناپذیری آن استدلال کرد؟ چگونه؟

برای مطالعه بیشتر

برای آگاهی بیشتر در زمینه مصونیت قرآن از تحریف، ر.ک:
۱. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی جلد ۱: قرآن در قرآن، قم: مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۸ شمسی، ص ۳۱۵ـ349.
۲. ــــــــــــــــــ ، نزاهت قرآن از تحریف، قم: مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۸ شمسی.
۳. مرکز الثقافه والمعارف الاسلامیه، علوم القرآن عند المفسرین، قم: مکتبه الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ ق، ج ۱، ص ۴۸۵ ـ 586.
۴. معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم: جماعه المدرسین، ۱۴۱۳ ق.
۵. موسوی خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی التفسیر القرآن، بیروت: دار الزهراء، ۱۴۰۱ ق، ص ۱۹۷ ـ 235.
۶. فاضل لنکرانی، محمد، مدخل التفسیر، تهران: مطبعه الحیدری، ۱۴۰۰ ق، ص ۱۸۳ ـ 296.
۷. عسکری، سیدمرتضی، القرآن وروایات المدرستین، بیروت: شرکه التوحید، ۱۴۱۷ ق، ج ۲، ص ۹ ـ 34.
۸. عاملی، سیدجعفر مرتضی، حقائق هامّه حول القرآن الکریم، قم: انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ ق.
۹. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: جماعه المدرسین، [بیتا]، ج ۱۲، ص ۱۰۴ـ133.
۱۰. محمدی، فتح الله، سلامه القرآن من التحریف، تهران: مشعر، 1382.

پانویس

  1. ر.ک: محمود بن عمر زمخشری، اساس البلاغه و احمد بن محمد فیومی، مصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر.
  2. « الی الله اشکو من معشر یعیشون جهّالاً ویموتون ضلاّلا لیس فیهم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعاً ولا اغلی ثمناً من الکتاب اذا حرّف عن مواضعه؛ به خدا شکوه می‌برم از گروهی که با جهالت زندگی می‌کنند و با گمراهی می‌میرند. در میان آنان کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر و گرانبهاتر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» ( نهج البلاغه، تنظیم و تصحیح صبحی صالح، خطبه 17).
  3. « وانّه سیأتی علیکم من بعدی زمان... لیس عند اهل ذلک الزمان سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا انفق منه اذا حرّف عن مواضعه؛ به راستی که بر شما پس از من زمانی خواهد آمد که... نزد مردم آن دوران کالایی کسادتر از قرآن، آن گاه که شایسته تلاوت شود و پررونق تر از قرآن، آن گاه که از جایگاهش منحرف شود، وجود ندارد» (همان، خطبه 147).
  4. « يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ» (بقره:121).
  5. چنان که گذشت، مقصود از تواتر در اینجا تواتر مصطلح در علم درایه الحدیث نیست که سلسله سند در هر طبقه شامل راویان مشخص و متعددی باشد، بلکه مقصود، تواتر منطقی است؛ هرچند نام اشخاص در جایی ثبت نشود و از آن آگاه نباشیم.
  6. این دو صورت و هر صورت دیگری از تحریف که مستلزم افزوده‌ای در قرآن باشد، چنان که گذشت، برخلاف مسلّمات تاریخ قرآن و اجماع قرآن پژوهان است.
  7. ممکن است کسی این شبهه را مطرح کند: از کجا معلوم که آیات تحدی خود ساختگی و تحریف شده نباشند. اگر این آیات خود معرف باشند، نمی‌توان با تمسک به آنها بر عدم تحریف قرآن استدلال کرد؛ زیرا دوْر پیش می‌آید. چون از یک سو اعتبار قرآن به اعتبار آیات تحدی مبتنی خواهد شد و از سوی دیگر اعتبار آیات تحدی بر اعتبار قرآن. در پاسخ می‌توان گفت: در اینکه آیات تحدی، با همین مفاد در قرآنِ نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) وجود داشته، تردیدی نیست و مدعیان تحریف نیز آن را قبول دارند. به علاوه، تحدی به قرآن از مسلّمات تاریخی و روایی است و افزون بر آنها با توجه به قرآن موجود فعلی، اعجاز قرآن را اثبات می‌کنیم و با تکیه بر اعجاز آن، عدم تحریف آن را نتیجه می‌گیریم؛ بنابراین در استدلال به آیات تحدی مشکل دوْر و امثال آن وجود ندارد.
  8. آیات مشتمل بر اوصاف عام قرآن به قدری فراوان است که ادعای تحریف آنها به کلی منتفی است و مدعیان تحریف نیز تحریف شدن آنها را قبول ندارند.
  9. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، همان، ج 12، ص 106 ـ 110.
  10. در برخی منابع علوم قرآن این استدلال این گونه نقد شده است:این استدلال برای نفی افزوده‌های زیاد یا کاستی‌های متعدد در موارد فراوان سودمند است؛ ولی نفی افزایش یا کاهش اندک که مد نظر دلیل آورنده است، با این دلیل به کرسی نمی‌نشیند؛ به عنوان مثال نمی‌تواند حذف شدن کلمه «فی علی» در آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ» (مائده:67) را نفی کند؛ زیرا در صورت وجود یا عدم عبارت «فی علی» هیچ یک از اوصاف قرآن دگرگون نمی‌شود (ر.ک: محمد فاضل لنکرانی، مدخل التفسیر، ص 209). به نظر می‌رسد این نقد از دو جهت قابل پذیرش نیست: نخست آنکه در بیان مرحوم علامه در چند جا بر این نکته تأکید شده که این استدلال برای نفی کاهش آیه‌ای یا تغییر در اعراب یا نقطه‌های کلماتی است که مؤثر در اوصاف عام قرآن است؛ و مورد نقض، چون در اوصاف عمومی قرآن مؤثر نیست، از قلمرو این دلیل خارج است. از سوی دیگر این گونه نیست که صرف اندک بودنِ افزوده یا کاستی، معیار دگرگون نشدن اوصاف عمومی قرآن شود، بلکه گاه افزوده یا کاسته شدن یک حرف، اوصاف یاد شده را دگرگون می‌کند؛ به عنوان مثال اگر در آیه «وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ» (آل عمران:85) حرف لن برداشته شود، آن گونه که در قرآن چاپ شده در اسرائیل طبق نقل مرحوم مغنیه حذف شده بود (ر.ک: محمدجواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج 4، ص 468 ـ 469) مفاد حق آیه، به باطل، و هدایت آن به گمراهی مبدل می‌شود و از این گونه موارد در قرآن مجید بسیار است.
  11. برای اطلاع از اسانید این روایت در منابع اهل سنت، ر.ک: قوام الدین الوشنوی، حدیث الثقلین، قاهره، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، 1374 ق.
  12. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 92، ص 17.
  13. میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج 17، ص 325، روایت شماره 21484 ـ 13؛ بحارالانوار، ج 2، ص 165، روایت 25 و ج 75، ص 189، روایت 43.
  14. این موضوع که علی(علیه السلام) پس از به دست گرفتن خلافت ظاهری، هیچ گونه اقدامی در مورد قرآن انجام ندادند، نیز از نظر تاریخی و روایی شاهد دیگری بر عدم تحریف قرآن تا آن زمان است.
  15. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 89 ، ص 117، 118.
  16. ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 1، ص 129، باب ما کتبه الرضا(علیه السلام) للمأمون فی محض الاسلام و شرایع الدین، روایت 1.
  17. در مورد شواهد تاریخی عدم تحریف، اموری از این قبیل مطرح است: الف) حافظه شگفت انگیز عرب معاصر با قرآن و علاقه زایدالوصف آنان به قرآن به دلیل فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه آسای آن؛ ب) انس فراوان مسلمانان با قرآن و حفظ و تلاوت آن؛ ج) تقدس قرآن نزد مسلمانان و حساس بودن آنان نسبت به هر گونه تغییر در آن؛ د) دستورها و توصیه‌های ویژه پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) در مورد تلاوت، کتابت، حفظ و جمع آوری قرآن و اهتمام مسلمانان به این دستورات ه‍( مطرح نشدن تحریف قرآن در ضمن انتقاداتی که به زمامداران پس از رسول خدا شده است.
  18. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، نزاهت قرآن از تحریف، ص 42 ـ 44؛ در کتاب البیان فی تفسیر القرآن دلیل دیگری ذکر شده که در برخی از منابع علوم قرآن به عنوان دلیل عقلی از آن یاد شده است (ر.ک: محمد فاضل لنکرانی، مدخل التفسیر، ص 225 ـ 229)، ولی تکیه گاه اصلی آن، شواهد تاریخی است (ر.ک: سیدابوالقاسم موسوی خویی، همان، ص 215 ـ 220).
بازگشت به تحریف لفظی قرآن