فرهنگ مصادیق:عجله در داوری: تفاوت بین نسخهها
(←پانویس) |
جز (Kazem صفحهٔ عجله در داوری را به فرهنگ مصادیق:عجله در داوری منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۴
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/26
کلید واژگان: قضاوت، عجله، شتابزدگی
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ معنای لغوی و اصطلاحی
- ۳ پیشینه قضاوت عجولانه
- ۴ آیات و روایات قضاوت عجولانه
- ۵ مصادیق قضاوت عجولانه
- ۶ آداب قضاوت
- ۷ علل قضاوت عجولانه
- ۸ دفع یک شبهه
- ۹ تأکید بر صبور بودن در همه امور
- ۱۰ ممدوح بودن شتاب و عجله
- ۱۱ آثار قضاوت عجولانه
- ۱۲ قضاوت شتابزده در آیینه فقه
- ۱۳ راهکارهای جلوگیری از قضاوت عجولانه
- ۱۴ کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر
- ۱۵ فهرست منابع
- ۱۶ پانویس
مقدمه
یکی از اقدامات اجتماعی و قضایی خطرناک، مسأله قضاوتهای عجولانه است. ترکیب دو کلمه قضاوت و عجله اگر با شخصیت انسان خوی گرفته باشد میتواند آسیبهای جبران ناپذیری به وجود آورد. امروزه بسیاری از مشکلات به وجود آمده ریشه در همین امر دارد. قضاوتهایی که گاه با شنیدن سخنی و گاه با دیدن عملی درباره دیگران در محکمه نفس، قضاوت میکنیم و بدون آنکه خود را در جایگاه مخاطب قرار دهیم با کمترین آگاهی و اطلاعی، افراد را در درون و یا نزد اجتماع محکوم کرده و از منزلت اجتماعی و شخصیتی افراد میکاهیم و به تعبیر دیگر شخصیت افراد را ذبح کنیم.
و از آنجایی که موضوع بحث از جنبه قضایی و اجتماعی مورد توجه است؛ بحث قضاوت به عنوان یک موضوع مستقل، بسیار گسترده است. اگر هر یک از موضوعات مورد ابتلای قضاوت مثل آداب قضاوت، معیار انتخاب قاضیان و غیره را مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم مقالات متعددی از آن بدست میآید اما از آنجایی که موضوع بحث ما تنها در قضاوت شتابزده و به عبارت دیگر، از دو کلمه قضاوت و عجله ترکیب شده و از همین زاویه باید مورد بررسی قرار بگیرد از موارد غیر آن اجتناب کرده و به مقالات مرتبط در این بحث ارجاع میدهیم و تنها به قضاوت عجولانه به عنوان یک منکرات قضایی میپردازیم.
مقاله حاضر با بیان عوامل درونی و آثار اجتماعی این منکر به راهکاری مناسب برای رفع این آسیب اجتماعی جستجو میکند.
معنای لغوی و اصطلاحی
عجله به معنای سرعت گرفتن در کاری بدون اینکه صبر کند تا زمان موعدش برسد و شرائط آن آماده شود.[۱]
قضاوت عبارت است از حکمی که از روی یقین بر موضوعی حمل میشود و امر و نهی به واسطه آن محقق میشود.[۲]
تعریف اصطلاحی قضاوت عجولانه که بار منفی دارد به صورت گسترده تری چنین بیان میشود:
قضاوت عجولانه عبارت است از: حکم کردن و نظر دادن شتابزده، بدون بررسی جوانب موضوع - از قبیل نشنیدن نظر متهم و متخاصم، ناقص گذاشتن و یا قطع کردن کلام مخاطب، اعتماد کردن به سخنان هر فردی بدون ارائه مدرک و سند – و بدون بررسی دقیق حادثه یا عمل و انگیزهها و روشهای انجام کار.
پیشینه قضاوت عجولانه
آیات و روایات متعددی بصورت پراکنده در مسأله قضاوتهای شتابزده ذکر شده است. از جمله:
وَ هَلْ أَتاکَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ * إِذْ دَخَلُوا عَلی داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغی بَعْضُنا عَلی بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلی سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهً وَ لِیَ نَعْجَهٌ واحِدَهٌ فَقالَ أَکْفِلْنیها وَ عَزَّنی فِی الْخِطابِ * قالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیَبْغی بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلیلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَ * فَغَفَرْنا لَهُ ذلِکَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفی وَ حُسْنَ مَآبٍ[۳]
«آنچه از قرآن مجید استفاده میشود بیش از این نیست که افرادی به عنوان دادخواهی از محراب داود بالا رفتند و نزد او حاضر شدند، او نخست وحشت کرد، سپس به شکایت شاکی گوش فرا داد که یکی از آن دو ۹۹ گوسفند ماده داشته و دیگری فقط یک گوسفند، در حالی که صاحب نود و نه گوسفند از برادرش تقاضا داشته که آن یکی را هم به او واگذار کند، او حق را به شاکی داد، و این تقاضا را ظلم و تعدی خواند، سپس از کار خود پشیمان گشت، و از خداوند تقاضای عفو کرد و خدا او را بخشید.»[۴] «ممکن است حضرت داوود علیه السلام از قرائنی اطلاع داشته که صاحب نود و نه گوسفند محق است، و حق دارد آن یک گوسفند را از دیگری طلب کند و لیکن از آنجا که صاحب یک گوسفند سخن خود را طوری آورد که رحمت و عطوفت داوود را برانگیخت، لذا به این پاسخ مبادرت کرد که اگر این طور باشد که تو میگویی او به تو ستم کرده.»[۵]
آیات و روایات قضاوت عجولانه
بسیاری از آیات و روایات اعتقادی، اخلاقی و نیز احکام در یک دسته بندی مستقل و باب بندی مناسب تقسیم بندی شدهاند. اما از آنجایی که برای قضاوت عجولانه، تنها یک آیه به صراحت در داستان حضرت داود علیه السلام در آیات(۲۱ الی ۲۴) از سوره ص بیان شده است. در روایات بصورت پراکنده ذکر شده که به نمونههایی اشاره میشود.
۱. وَ هَلْ أَتاکَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ * إِذْ دَخَلُوا عَلی داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغی بَعْضُنا عَلی بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلی سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهً وَ لِیَ نَعْجَهٌ واحِدَهٌ فَقالَ أَکْفِلْنیها وَ عَزَّنی فِی الْخِطابِ * قالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَیَبْغی بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلیلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راکِعاً وَ أَنابَ * فَغَفَرْنا لَهُ ذلِکَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفی وَ حُسْنَ مَآبٍ[۶]
۲. قرآن کریم در زمینه قضاوتهای شتاب انگیز به پیامبر خود دستور میدهد یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلی ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ[۷]
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.
شأن نزولی این آیه نمونهای از همین قضاوتهای شتابزده است.
این آیه در مورد ولید بن عقبه بن ابی معیط نازل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را برای جمع صدقات طایفه بنی المصطلق فرستاد، مردم از شادی بمنظور استقبال از او بیرون آمدند، ولی چون در دوران جاهلیت بین ولید و آنان دشمنیهایی وجود داشت پیش خودش فکر کرد قصد کشتن او را دارند، بطرف رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت و گزارش داد که این طائفه از پرداخت زکات و صدقاتشان خودداری کردند، با اینکه جریان درست بر عکس بود، حضرت سخت ناراحت شد و بفکر افتاد که با آنان جنگ کند، که این آیه نازل شد.[۸]
۳. برخی از قضاوتهای شتابزده خلیفه دوم که حاکی از عدم آگاهی کافی وی از مبانی فقهی اسلام بوده است در زمان حضرت امیر علیه السلام نمونهای از این مسأله است.
زنی را نزد عمر آوردند که شش ماهه بچه زائیده بود، عمر خواست او را سنگسار کند امیر المؤمنین علیه السّلام باو فرمود: اگر این زن بوسیله کتاب خدا (قرآن) با تو گفتگو کند بر تو پیروز شود (یعنی ممکن است بچه شوهر او باشد و این زن زنا نکرده باشد زیرا از روی قرآن میتوان اثبات کرد که ممکن است بچه در شش ماهگی بدنیا بیاید) خدای تعالی (در باره همه دوران بارداری زن تا زمان از شیرگرفتن بچه اش) در سوره احقاف آیه ۱۵ میفرماید: «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً و بارداریش و از شیر گرفتنش سی ماه است» و (درباره همه دوران شیر دادن در سوره بقره آیه۲۳۳ میفرماید: «وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَهَ و مادران شیر دهند فرزندان خویش را دو سال کامل برای کسی که بخواهد تمام کند شیر دادن را» پس آنگاه که زن دو سال تمام کودکش را شیر داد، (از آن سو) دوران بارداری و از شیر گرفتن سی ماه باشد (در نتیجه) زمان بارداری شش ماه خواهد بود (یعنی دو سال که بیست و چهار ماه است از سی ماه که کم شد باقیمانده شش ماه است که دوران بارداری زن است) عمر که این بیان را شنید آن زن را رها کرده و این حکم را در اسلام مقرر ساخت و اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله و آنان که پس از ایشان آمدند، و همچنین تا زمان ما باین حکم رفتار کردند.[۹]
۴. عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا تَقَاضَی إِلَیْکَ رَجُلَانِ فَلَا تَقْضِ لِلْأَوَّلِ حَتَّی تَسْمَعَ مِنَ الْآخَرِ فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ تَبَیَّنَ لَکَ الْقَضَاءُ از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل شده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمودهاند: هر گاه دو تن از تو تقاضای داوری کردند عجله در قضاوت مکن تا از آن دیگری هم مطالبش را بشنوی، پس هر گاه چنین کردی (بحرف هر دو متخاصم گوش کردی) آنگاه مطلب برای تو روشن میشود و میدانی که باید چه حکمی بکنی[۱۰]
۶. أَنَّ رَجُلًا نَزَلَ بِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَمَکَثَ عِنْدَهُ أَیَّاماً ثُمَّ تَقَدَّمَ إِلَیْهِ فِی خُصُومَهٍ لَمْ یَذْکُرْهَا لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَ خَصْمٌ أَنْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ تَحَوَّلْ عَنَّا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله نَهَی أَنْ یُضَافَ الْخَصْمُ إِلَّا وَ مَعَهُ خَصْمُهُ[۱۱]امام صادق علیه السلام فرمود: مردی بر امیر مؤمنان علیه السلام فرود آمد و چند روزی نزد او توقف کرد سپس خصومتی که بین او و شخص دیگری بود نزد حضرت علیه السلام بیان کرد؛ و این خصومت را در آغاز ورودش به حضرت علیه السلام نگفت. حضرت علیه السلام به او فرمود: آیا تو یک طرف دعوایی؟ آن شخص عرض کرد؛ بلی. حضرت علیه السلام فرمود: از نزد ما بیرون شو. چرا که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نهی کرد از اینکه یک طرف دعوا مهمان باشد مگر آنکه طرف دیگر دعوا نیز با وی باشد.[۱۲]
۸. قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لِشُرَیْحٍ لَا تُسَارَّ أَحَداً فِی مَجْلِسِکَ وَ إِنْ غَضِبْتَ فَقُمْ فَلَا تَقْضِیَنَّ فَأَنْتَ غَضْبَانُ[۱۳]غضبناک بودن در وقت قضاوت، از جمله موانع داوری عادلانه است.
مصادیق قضاوت عجولانه
هرجایی که نوعی ارزیابی و داوری محاکم قضایی و غیر قضایی وجود دارد قضاوت شتابزده را میتوان در آن یافت. قضاوتهای شتابزده در تحلیل سیاسی، ردّ صلاحیتها، دعوای طرفین، حکم اجتهاد اشخاص، عدالت و فسق دیگران، ارتداد افراد، گزینش اشخاص، ازدواج و طلاق ، انتخاب هیئتهای علمی، بررسی پایان نامهها، گروهها و احزاب سیاسی،
و تشخیص بیماریها در بیماران، عملکرد کارمندان و بسیاری دیگر از مواری که مورد ابتلای زندگی شخصی و اجتماعی افراد را شامل میشود.
«برای مثال هنگامی که با فرد جدید و ناآشنا برخورد میکنیم به جای اینکه سعی کنیم او را بشناسیم صرفا به این دلیل که فرد مورد نظر عضو صنف یا گروه است در مورد تمام ویژگیهای و خصوصیات وی قضاوت میکنیم.»[۱۴]
آداب قضاوت
آگاهی از آداب قضاوت، انسان را از هرگونه اشتباه و لغزش برحذر میدارد. اگر قاضی شرایطی قضاوت را رعایت کند نه تنها از آسیبهای صدور حکم شتابزده در امان میماند نمونهای از الگوی عملی قاضی متعبّد به مبانی اسلامی را در جامعه نشان میدهد که در حقیقت تبلیغ عملی دین اسلام به شمار میرود. آرامش داشتن قاضی، علم قاضی، سعی و تلاش قاضی، بررسی شواهد گفتاری و نیز رفتاری متخاصمین، بررسی شواهد جانبی مثل زمان، مکان، و دیگر آثار باقی مانده از جمله آداب قضاوت و دوری از هر گونه شتابزدگی در صدور حکم به شمار میرود.
علل قضاوت عجولانه
رذائل اخلاقی که در جامعه انسانی ظهور یافته، ریشه در عدم تزکیه نفس دارد. قضاوت عجولانه نوعی بیماری است که علت درد و نیز درمان آن را باید از قرآن استنباط کرد.
اظهار نظر عجولانه، ریشه در عدم تهذیب نفس و ظهور رذایل نفسانی در اعماق جان و رفتار آدمی دارد؛ که در ذیل به بین برخی عوامل آن میپردازیم.
عدم احاطه علمی
امروزه گسترش اطلاعات و ظهور تکنولوژیهای اطلاع رسانی مثل تلگرام و غیره ... در تقطیع فیلم و اخبار کذب، چنان وسیع شده که دیدن صحنهای میتواند برای ما اشتباه برانگیز باشد و نمیتوان به دیدههای خود اعتماد داشت. وقتی که به دیدهها نتوان اعتماد کرد آیا میتوان به شنیدنیها اعتماد کرد. دشمنان مخالف اسلام و نظام با رسانههای خویش، و با نشان دادن انواع فیلم، تفکر ما را تغییر داده و با قضاوتهای زودهنگام به تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازیم.
«امروز به دیدهها هم نباید اعتماد کرد. باید تحلیل داشت. امروز اگر کسی تحلیل و به عبارت دیگر، بصیرت نداشته باشد، دیدههایش هم او را گمراه میکنند. چرا که دیگر ما انتخابکننده چیزی که میبینیم نیستیم. بلکه غالباً چیزی را میبینیم که میخواهند ما ببینیم!»[۱۵] بنابراین برای درک بهتر قضیه و عدم تعجیل در قضاوتهای زودهنگام باید شرایط مقابل را درک کرد باید همه فیلمها را دید باید همه سخنان فلان خطیب را گوش کرد و خلاصه این که در قضایای شخصی، باید از شخص مورد نظر، کسب آگاهی کرد. وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً[۱۶]و از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل موردِ بازخواست است.
حضرت سلیمان علیه السلام پس از شنیدن سخنان هدهد و بدون آنکه شتابزده در سخنان هدهد اقدام و عمل کند برای کسب اطلاع و آگاهی از سخنان او؛ فرمود: قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْکاذِبِینَ[۱۷] تحقیق از سخنان هدهد و پرهیز از هرگونه قضاوت عجولانه درباره پرنده هدهد حاکی از بررسی همه جانبه سخنان وی و صحت کلام بوده است. متأسفانه عدم آگاهی کامل نسبت به اخباری و اطلاعاتی که درباره عملکرد افراد و به عبارت دیگر ناقص بودن پرونده متهم، در دعاوی قضایی وجود دارد از جمله این آسیبها و علل قضاوتهای زودهنگام است. قرآن کریم از لسان حضرت خضر علیه السلام که در مقام تعلیم حضرت موسی علیه السلام بوده در اجتناب از هر گونه عدم احاطه علمی که زمینه ساز شتابزدگی و عجله در کارها است[۱۸] از لسان حضرت خضر علیه السلام میفرماید: وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلی ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً[۱۹]چگونه میتوانی بر چیزی که به شناخت آن احاطه نداری صبر کنی؟»
اعمتماد کردن به گمان
حوادث فراوانی در اطراف ما بوجود میآید که به خاطر نبودن انسان در شرایط و فضای دیگران، و نیز ناآگاه بودن انسان از امور غیبی، زمینه سوء ظن را بیشتر میکند. با آنکه قرآن کریم از بدگمانی نهی کرده یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا[۲۰] ای اهل ایمان! از بسیاری از گمانها بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمانها گناه است، و (در کار دیگران) تفحص و پی جویی نکنید.
اما انسانی که سرشتش، با صفت عجله عجین شده[۲۱]در کوچکترین مسائل خانوادگی، اجتماعی بدون آنکه زحمت تفکر و اتصاف حلم و صبوری را بر خود تحمیل کنند به قضاوت زودهنگام دچار میشود و به جای آنکه به دنبال اوصاف حسنه توجه کند به دنبال ظهور دادن اوصاف منفی دیگران بر میآمده و خویشتن را به گناه آلوده میسازد. حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر در گزینش قضات، اعتماد نکردن قاضیان به فهم اندک را توصیه فرمود:
وَ لَا یَکْتَفِی بِأَدْنَی فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ وَ أَوْقَفَهُمْ فِی الشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَهِ الْخَصْمِ و در رسیدن به حقیقت مقصود به اندک فهم اکتفا ننماید و درنگش در شبهات از همه بیشتر باشد، و دلایل را بیش از همه به کار گیرد، و از رفت و آمد نزاع کنندگان کمتر ملول شود.
جهل به معارف دین
مشاهده تفاوتهای اجتماعی و تبعیضاتی که در جامعه رخ میدهد – اگرچه عوامل متعددی دارد- اما با استناد به آیات الهی که خداوند منان همه کار عالم است و کارها بدست او انجام میگیرد وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ[۲۲] خداوند را عامل تبعیضات و تفاوتها دانسته و با اندک مشکلاتی که توان صبر را از وی کاسته، زبان به شماتت گشوده و با خطابی طلبکارانه و قضاوتی شتابزده، خدای متعال را عامل اصلی همه مشکلات به وجود آمده معرفی میکند. در حالی که از نگاه قرآن مشکلاتی که برای انسان به وجود میآورد اعمالی است که خود برای خویشتن آماده کرده و کم و زیاد شدن روزی در سوره فجر[۲۳] نمونهای از این نگاه قرآنی است.
بررسی پروندههای مشابه
اختلافات مردم و تشابه آنان در دعاوی یکی از عوامل قضاوتهای زود هنگام قاضی است. کثرت اختلافات و اشتراک همگان در صدور حکم واحد، سبب میشود تا همه را با یک نگاه و از یک زاویه، بنگریم. در حالی که چه بسا ممکن است دعوای دو نفر در ظاهر شبیه دعاوی دیگران باشد اما با تحقیق بیشتر به نتیجهای دیگر میرسیم. امیر مؤمنان علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام توصیه فرمود: أُوصِیکَ بِخَشْیَهِ اللَّهِ فِی سِرِّ أَمْرِکَ وَ عَلَانِیَتِکَ وَ أَنْهَاکَ عَنِ التَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ[۲۴] تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار کارت سفارش میکنم، و از شتاب در گفتار و کردار نهی مینمایم.
کثرت پروندهها و کم بودن زمان بررسی
گسترش شهرها نشأت گرفته از کثرت جمعیت است؛ و به هر میزان که بر جمعیت جامعه افزوده شود اختلافات نیز افزایش یابد. به عبارت دیگر کثرت عامل اختلاف است؛ که ناشی از تجاوز به مال، جان، آبرو و حیثیت افراد است؛ سبب شده تا پروندههای زیادی در محاکم قضایی تشکیل گردد. کم بودن قضات، کثرت پروندهها و نیز محدود بودن فرصت تحقیق، سبب شده تا پروندهها با شتابزدگی و بدون دقت کافی صورت بگیرد؛ و این امر نه مختص دعاوی دادگستری است بلکه در مسائل سیاسی و انتخابات ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس نیز قابل مشاهده است. در زمان انتخابات مجلس و یا ریاست جمهوری بسیاری از رجال سیاسی برای ثبت نام اقدام میکنند. شورای نگهبان، با تعیین محدوده زمانی خاص، مسؤل بررسی همه نامزدها و تأیید یا ردّ نامزدهاست. کثرت ثبت نام کنندگان و نیز محدود بودن زمان برای بررسی همه جانبه نامزدها زمینه ساز خطر شتابزدگی در داوری را بسیار فراهم میکند.
پیش داوری در باره دیگران
افرادی که پیش داوری شدیدی نسبت به برخی گروههای اجتماعی دارند اغلب چنین عباراتی را بیان میکنند «همه آنان مثل همند»، «مشت نمونه خروار است» مدلول این جملات آن است که اعضای گروههای دیگر بیش از اعضای گروه خودی با هم شباهت دارند.[۲۵]
افرادی که دارای خطاهایی در زندگی بودند گاهی تغییر فکر و رفتار میدهند و توبه میکنند و مورد آمرزش الهی قرار میگیرند. امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: یَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِی عَیْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَی نَفْسِکَ صَغِیرَ مَعْصِیَهٍ فَلَعَلَّکَ مُعَذَّبٌ عَلَیْهِ[۲۶]
ای بنده خدا، در عیب جویی از کسی به خاطر گناهش شتاب مکن، شاید خداوند آن گناه او را بخشیده باشد؛ و از گناه کوچکی که خود گرفتار آن شدهای آسوده مباش، که ممکن است به آن گناه عذاب شوی.
توجیه رفتار خود
یکی از علل پیش داوری در شخص نیاز داوران به توجیه رفتار خویش است. مثلا اگر کسی نسبت به فردی بی رحمی کرده باشد سعی میکند او را تحقیر کند تا بی رحمی خود را توجیه کند و اگر بتواند خود را متقاعد میسازد که او به یک گروه بی ارزش و غیر انسانی تعلق دارد.[۲۷]
غضب و اشتغالات قلبی
اهمیت کرسی قضاوت بر کسی پوشیده نیست. قلم قاضی تعین کننده سرنوشت این انسان است. شتابزدگی در صدور حکمی گاهی منجر به زندان و در نتیجه از بین رفتن شخصیت و آبروی یک مؤمن است و یا مستلزم اعدام که نتیجه اش قتل نفس محترمه و یا جریمههای نقدی است که عواقب سوء دیگری برای متهم دارد.
از جمله توصیههای حضرت امیر علیه السلام به شریح قاضی که عهده دار منصب قضاوت بود فرمود: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لِشُرَیْحٍ …وَ إِنْ غَضِبْتَ فَقُمْ فَلَا تَقْضِیَنَّ فَأَنْتَ غَضْبَانُ[۲۸]
اگر در وقت خشم و غضب قضاوت نکن و اگر خشمگین شدی برخیز و بایست.
لذا بزرگان دین برای جلوگیری از هر گونه خطا در صدور رأی قاضی، حکم به کراهت قضاوت در صورت اشتغال قلب اعم از غضب، گرسنگی، تشنگی، و غیره دادهاند. یَکرَه القَضاءُ مَعَ الغَضَبِ وَ الجُوعِ وَ العَطَشِ وَ الهَمِّ، وَ الحُزنِ[۲۹] قضاوت در حال غضب و گرسنگی و تشنگی و حزن و اندوه مکروه است. موارد مذکور از جمله موارد تأثیر گذار بر عدم تسلط قاضی بر خود و نیز تعجیل صدور حکم و ضایع شدن حق دیگران است.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: مَنِ ابْتُلِیَ بِالْقَضَاءِ فَلَا یَقْضِی وَ هُوَ غَضْبَانُ[۳۰] رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس که مبتلای به قضاوت کردن شد، در حالی که خشمگین است، قضاوت نکند.»
دفع یک شبهه
قرآن کریم حضرت داود علیه السلام را در آیات متعددی ستوده است. اوصاف ممدوح قرآن در توصیف پیامبران الهی حاکی از منزه دانستن آنان از هر گونه اشتباه و خطاست. اگر حضرت داود علیه السلام از هر عیب و گناهی منزه است پس چگونه مورد سرزنش خداوند منان قرار گرفته و از درگاه الهی طلب مغفرت و توبه کرده است. آیا این خطا و طلب مغفرت با عصمت وی سازگار است.
پاسخ این شبهه را از کلام کلام مرحوم علامه طباطبایی ره در تفسیر المیزان نقل میکنیم:
اکثر مفسرین به تبع روایات بر این اعتقادند که این قوم که به مخاصمه بر داوود وارد شدند، ملائکه خدا بودند، و خدا آنان را به سوی وی فرستاد تا امتحانش کند- که به زودی روایات آن از نظر خواننده خواهد گذشت و به وضع آنها آگاهی خواهد یافت-. لیکن خصوصیات این داستان دلالت میکند بر اینکه این واقعه یک واقعه طبیعی، (هر چند به صورت ملائکه) نبوده، چون اگر طبیعی بود باید آن اشخاص که یا انسان بودهاند و یا ملک، از راه طبیعی بر داوود وارد میشدند، نه از دیوار؛ و نیز با اطلاع وارد میشدند، نه به طوری که او را دچار فزع کنند؛ و دیگر اینکه اگر امری عادی بود، داوود از کجا فهمید که جریان صحنهای بوده برای امتحان وی؛ و نیز از جمله" فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی " بر میآید که خدای تعالی او را با این صحنه بیازموده تا راه داوری را به او یاد بدهد و او را در خلافت و حکمرانی در بین مردم استاد سازد. همه اینها تایید میکنند مراجعه کنندگان به وی ملائکه بودهاند که به صورت مردانی از جنس بشر ممثل شده بودند.
در نتیجه این احتمال قوی به نظر میرسد که واقعه مذکور چیزی بیش از یک تَمَثُّل نبوده که در آن حالت افرادی را دیده که از دیوار محراب بالا آمدند، و به ناگهان بر او وارد شدند یکی گفته است: من یک میش دارم و این دیگری نود و نه میش دارد، تازه میخواهد یک میش مرا هم از من بگیرد؛ و در آن حالت به صاحب یک میش گفته: رفیق تو به تو ظلم میکند ...
پس سخن داود علیه السلام- به فرضی که حکم رسمی و قطعی او بوده باشد- در حقیقت حکمی است در ظرف تَمَثُّل حکم در عالم تمثل گناه و خلاف نیست، چون عالم تمثل مانند عالم خواب عالم تکلیف نیست، و تکلیف ظرفش تنها در عالم مشهود و بیداری است، که عالم ماده است؛ و در عالم مشهود و واقع نه کسی به داوود علیه السلام مراجعه کرد و نه میشی در کار بود و نه میشهایی، پس خطای داوود علیه السلام خطای در عالم تمثل بوده، که گفتیم در آنجا تکلیف نیست.
اما بنا بر اینکه بعضی از مفسرین گفتهاند که دو طرف دعوا که بر داوود علیه السلام وارد شدند از جنس بشر بودهاند، و داستان به همان ظاهرش حمل میشود. ناگزیر باید برای جمله " لَقَدْ ظَلَمَکَ" چارهای اندیشید، و چاره اش این است که حکم داوود علیه السلام فرضی و تقدیری است، و معنایش این است که: اگر واقع داستان همین باشد که تو گفتی رفیق تو به تو ظلم کرده، مگر آنکه دلیلی قاطع بیاورد که یک میش هم مال اوست. دلیل بر اینکه باید کلام داوود علیه السلام را فرضی گرفت، این است که عقل و نقل حکم میکنند بر اینکه انبیاء علیه السلام به عصمت خدایی معصوم از گناه و خطا هستند. چه گناه بزرگ و چه کوچک. علاوه بر این، خدای سبحان در خصوص داوود علیه السلام قبلا تصریح کرده بود به اینکه حکمت و فصل خطابش داده و چنین مقامی با خطای در حکم نمیسازد.[۳۱]
تأکید بر صبور بودن در همه امور
قرآن کریم در اهمیت صبر به استعانت جستن بر آن توصیه کرده «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَی الْخاشِعینَ[۳۲] از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ و به راستی این [کار] گران است، مگر بر فروتنان» و در بعضی آیات در آثار صبر و غلبه کردن بر مشکلات به داستان قوم بنی اسرائیل اشاره کرده است.[۳۳] در مسائل قضایی، اجتماعی، سیاسی، ورزشی و غیره مهمترین صفت داوران، صبور بودن است. صبر، آرامش را بدنبال دارد و در رسیدن به نتیجه مطلوب نقش اساسی دارد. چه بسا صدور حکمی که با اندک صبر تغییر کرده و بدنبال آن آزادی انسان مؤمن از زندان را بدنبال داشته و از اتهامات واهی رها مییابد.
آیات و روایات بسیاری بر صبور بودن انسان تأکید دارند. امام صادق علیه السلام در نتیجه بخشی که از صفت صبر نصیب انسان میکند فرمود:الصَّبْرُ یُعْقِبُ خَیْراً فَاصْبِرُوا[۳۴]
حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر بر صبور بودن قاضی نسبت به کشف حقیقت تصریح کرده و میفرماید:
ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُکْمِ بَیْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِیَّتِکَ فِی نَفْسِکَ مِمَّنْ لَا تَضِیقُ بِهِ الْأُمُورُ ... وَ أَوْقَفَهُمْ فِی الشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَهِ الْخَصْمِ وَ أَصْبَرَهُمْ عَلَی تَکَشُّفِ الْأُمُورِ
برای قضاوت بین مردم برترین شخص نزد خودت را انتخاب کن، کسی که امور قضاوت او را دچار تنگنا نکند، ... و درنگش در شبهات از همه بیشتر باشد، و دلایل را بیش از همه به کار گیرد، و از رفت و آمد نزاع کنندگان کمتر ملول شود، و در کشف امور از همه شکیباتر باشد.[۳۵]
ممدوح بودن شتاب و عجله
آیات و روایات فراوان بر مذمت تعجیل در کارها تصریح کرده و به تأمل در کارها و تفکر در آنها قبل از اقدام، ترغیب کرده است.
خلقت طبیعی انسان با عجله عجین شده و همین امر سبب شده تا در کارهای فردی و اجتماعی با شتاب اقدام کند. عجله زمینه ساز به خطا افتادن انسان است. الامام علی علیه السلام الْعَجُولُ مُخْطِئٌ[۳۶] امام علی علیه السلم فرمود: انسان شتابزده همیشه خطا میکند. هر میزان که انسان بخواهد در آرامش و سلامت فکر باشد باید از عجله بپرهیزد و أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ مَعَ التَّثَبُّتِ تَکُونُ السَّلَامَهُ وَ مَعَ الْعَجَلَهِ تَکُونُ النَّدَامَهُ[۳۷] امام صادق علیه السلام فرمود: با پایداری، سلامت و با عجله، پشیمانی حاصل میشود.
البته عجله در کارهای نیک و خدمت رسانی، مورد مدح است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خدای متعال هر آنچه را که از خیر، تعجیل شود دوست دارد.[۳۸]
در امور اخروی انسان باید با سرعت عمل کند. قرآن کریم سرعت و سبقت در امور اخروی را مدح و تشویق کرده است.[۳۹]حضرت امیر علیه السلام در توصیف این مقام میفرماید: إِذَا عَرَضَ شَیْ ءٌ مِنْ أَمْرِ الْآخِرَهِ فَابْدَأْ بِهِ وَ إِذَا عَرَضَ شَیْ ءٌ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا فَتَأَنَّهُ حَتَّی تُصِیبَ رُشْدَکَ فِیهِ[۴۰] هرگاه کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب، و چون کار دنیائی پیش آمد شتاب نکن و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.
تعجیل در قضاوت برای اخذ حقوق مردم و نیز حذف بعضی از مقدمات که مستلزم فوت وقت و ضایع شدن حقوق اعم از مالی، جانی، آبرویی و غیره میشود در امر قضاوت بسیار مهم است.
«سهولت قضاوت و سرعت اجرا و حذف تشریفات و تعقیداتی که موجب فوت وقت و از دست رفتن فرصت و ضرر اطراف دعوا و بی اثر شدن قضاوت و اجرای حدود در جامعه میشود، یکی از مهمترین اصول قضاوت نزد امام علی علیه السلام است. این اصل، هم در قضاوتهای آن حضرت آشکار است و هم در فرمانها و سخنان خود با تأکید میفرمود: در اجرای حدود هیچ مهلتی روا نیست. همواره قضات را فرمان میداد که در ستاندن حقوق مردم از کسانی که امروز و فردا میکنند و حقوق دیگران را به تأخیر میاندازند، شتاب کنند.
سلمه بن کهیل در کلامی میگوید علی علیه السلام به شریح گفت: انْظُرْ إِلَی أَهْلِ الْمَعْکِ وَ الْمَطْلِ وَ دَفْعِ حُقُوقِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْمَقْدُرَهِ وَ الْیَسَارِ مِمَّنْ یُدْلِی بِأَمْوَالِ الْمُسْلِمِینَ إِلَی الْحُکَّامِ فَخُذْ لِلنَّاسِ بِحُقُوقِهِمْ مِنْهُمْ وَ بِعْ فِیهَا الْعَقَارَ وَ الدِّیَارَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ مَطْلُ الْمُسْلِمِ الْمُوسِرِ ظُلْمٌ لِلْمُسْلِمِ[۴۱] بر قدرتمندان توانگری که در ادای اموال و حقوق مردم امروز و فردا میکنند و اموال مردم را نزد حکام میفرستند، نظارت کن و حقوق مردم را از آنان بگیر و اگر ملک و خانهای دارند بفروش و حقوق مردم را ادا کن. از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: امروز و فردا کردن مسلمان توانگر نسبت به پرداخت حقوق مردم، ظلم به مسلمانان است.»[۴۲]
آثار قضاوت عجولانه
قضاوتهای عجولانه همانند دیگر منکرات اجتماعی، دارای آثار فردی و اجتماعی است که در ذیل به بیان میشود.
قتل نفس
چه حکمهایی که مستلزم مرگ بیگناهان شده که ریشه در عدم دقت و بررسی کامل متهمان دارد. اطلاعات کم و تعجیل در صدور حکم، مستلزم صدور شتابزده آن میشود. ممکن است حکمی صادر شود که نه تنها شخصیت معنوی بلکه شخصیت ظاهری اشخاص نیز به مرگ منجر شود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّمَا أَهْلَکَ النَّاسَ الْعَجَلَهُ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَثَبَّتُوا لَمْ یَهْلِکْ أَحَدٌ[۴۳] عجله، مردم را هلاک کرده است؛ و اگر مردم توقف و درنگ کنند؛ هیچ کس هلاک نمیشود.
از بین بردن آبروی دیگران
از بین رفتن آبرو و حیثیت اشخاص یکی از پیامدهای ناگوار قضاوتهای شتابزده است. حکم زندان دادن نه تنها مستلزم فشارهای روحی و معنوی است بلکه در محیط زندگی و محل کسب و کار آبروی چندین ساله اش را صدور یک حکم زندان از بین رفته است. در ردّ صلاحیتهای انتخابات شهر و روستا در اختلافات خانوادگی و طلاق در عدالت و فسق افراد نیز همین حکم است. یکی از نتایج نامطلوب قضاوت عجولانه بیان گفتارهایی است که مستلزم اتهام خواهد بود. توجه نکردن به تمام کلام مخاطب و ناقص گذاشتن آن و یا نشنیدن سخنان طرف مقابل، نه تنها برای قاضی بلکه در محاورات اجتماعی برای عقلای جامعه نقص به شمار میرود. این عدم توجه مستلزم زود نتیجه گیری کردن و زود قضاوت کردن نسبت به دیگران خواهد شد؛ و این شیوه استماع سخن، در موارد بسیاری مثل مشاوره، رفع خصومت، دعاوی دادگستری و غیره به اتهام و بهتان دیگران منجر خواهد شد.
تشدید اختلافات اجتماعی
شدت گرفتن اختلافات اجتماعی در اثر عدم صحیح قضاوت که نتیجه شتابزدگی در صدور حکم شده از جمله پیامدهای این اختلافات است. اگر نزاع به وجود آمده بین طرفین پس از مراجعه به محاکم قضایی با صحت و سلامت بررسی نشود و قاضی به نفع ظالم حکم صادر کند نه تنها رفع خصومت نکرده بلکه اعتماد جامعه را نسبت به قوه قضاییه سلب کرده و اختلاف صورت گرفته بین متخاصم را شدت میبخشد.
قضاوت شتابزده در آیینه فقه
توبه از قضاوت عجولانه
توبه یکی از درهای رحمت الهی و بهترین نعمتی است که خدای متعال برای بندگان خود تقدیر و تثبیت کرده است. اگر برای معاصی که انسان آن را انجام میدهد راه توبه و برگشتی وجود نداشته باشد. گستردگی زمین با همه عظمت خود بر افراد خطاکار تنگ میشود. شرط ورود در پناه گرفتن در پناه حق، توبه است. الامام علی علیه السلام: مَنْ أُعْطِیَ التَّوْبَهَ لَمْ یُحْرَمِ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِیَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ الْمَغْفِرَهَ[۴۴] امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: خدای متعال به هر کسی که توبه را اعطا کرد وی را از قبول توبه محروم نکرد؛ و به هر کسی که استغفار داد از مغفرت و گذشت محروم نکرده است.
راهکارهای جلوگیری از قضاوت عجولانه
برای ترک قضاوت عجولانه راهکارهای ذیل میتواند مؤثر باشد.
تولید و تماشای فیلم با موضوع قضاوت عجولانه
امروزه فیلمها و شبکههای گسترده رسانه در تغیر افراد و شخصیت افکار بسیار تأثیر گذار و نفوذ پذیر شده است. ترویج هر تفکر باطلی باید به شیوه همان انجام شود اگر رسانهها در تحلیل و تغییر عقاید و نیز ازدیاد رذائل اخلاقی مثل قضاوتهای شتابزده سعی و تلاش دارند باید به همان شیوه با ساختن فیلم و تبلیغات کوتاه و تأثیر گذار رسانهای به مقابله برخاسته و قضاوتهای عجولانه را نه تنها در بعضی شبکهها بلکه در فیلمهای داستانی و سریالی و حتی انمیشین نشان داده و از تأثیر خطرناک آن اطلاع رسانی کنیم.
اقدام همگانی به امر به معروف و نهی از منکر
هر فردی باید در محیط اجتماع خود تأثیر گذار باشد. تأثیرگذاری منحصر در انجام امور فرهنگی، تبلیغاتی و بیان معارف دین خلاصه نمیشود بلکه در محیط خانواده و هر جمع دیگر اگر قضاوتی شتابزده حاصل شد با ردّ کردن و تبین قضاوتهای مثبت، به جهت دهی افکار خوب سوق باید داد. این عمل هم یک شیوه نهی از منکر در ردّ قضاوت عجولانه است و هم امر به معروفی در جهت دهی کیفیت تفکر دیگران.
مشاوره با عالمان در صدور رأی
قاضی در وقت صدور حکم، عالمان را احضار کند. مقصود از علما کسانی است که با قضاوت و قواعد آن در حد اجتهاد فی الجمله آشنا باشند، لااقل در رتبۀ قضات منصوب بوده یا از لحاظ علم و تجربۀ قضاوت در مرتبۀ بالاتری باشند. خواه مقصود از حضور این باشد که اگر قاضی اشتباه کرد، وی را آگاه کنند یا حضور اینان سبب شود قاضی در صدور حکم دقت و درنگ کند تا مرتکب خطا نشود، اگر قاضی تنها باشد شاید در صدور حکم شتاب کند، زیرا خود را قاضی دیده و حکمش را نافذ میانگارد و هیچ ناظر و ناقدی را بر کار خود نمیبیند به خلاف آن که در کنار وی، کسانی باشند که عملکرد او را بدانند و عزم او را تشخیص دهند. در این صورت اوّلًا قاضی شتاب نکرده، پیش از اعلان و انشای رأی، از دیگران در مورد درستی حکمش میپرسد، که اگر موافقت و تأیید کردند، خاطرش مطمئن میشود و قاطعانه حکم میکند. ای بسا بدین سبب فقها گفتهاند: مشاوره با عالمان و آگاهان به امور قضاوت، پیش از صدور رأی مستحب است، گر چه خود قاضی میباید حکم و انشای رأی کند؛ بنابراین، آنچه از آداب قضاوت است مشاوره با آگاهان است، و نه فقط حضور اینان، چون احضار عالمان برای این که شاهد حکمش باشند، بی آن که قاضی با اینان مشورت کند، تأثیر چندانی ندارد، مگر این که احتمال دهیم قاضی آن قدر به خود اطمینان دارد که خطا نمیکند.[۴۵]
دقت در سوابق خوب و بد افراد
یکی از آسیبهایی که در زندگی اجتماعی با آن مواجه هستیم؛ قبول نظریات و سخنان منفی دیگران نسبت به دوستان و کسانی است که سالیان متمادی از اتصاف آنان به مکارم و محاسن اخلاق شناخت کافی داریم؛ میباشد. احکام دین به ما آموخته است که اگر کسی را به فضائل نیک شناختید و سپس شخصی دیگر، وی را به بدی توصیف کرد شما موظفید که اخبار منفی دیگری را نپذیرفته و به همان حالت سابقه – شناخت خوبی- بسنده کنید. حضرت امیر علیه السلام در مذمت کسانی که فداکاریها و محاسنهای وی را به فراموشی سپرده و به شبهات علیه حضرت علیه السلام اعتماد کرده بگونهای که حضرت علیه السلام در خطبه ۷۱ نهج البلاغه به مذمت چنین تفکرات و نیز قضاوتهای عجولانه اشاره کرده و میفرماید:
وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّکُمْ تَقُولُونَ عَلِیٌّ یَکْذِبُ قَاتَلَکُمُ اللَّهُ تَعَالَی فَعَلَی مَنْ أَکْذِبُ أَ عَلَی اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَی نَبِیِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ کَلَّا وَ اللَّهِ لَکِنَّهَا لَهْجَهٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَکُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَیْلُ أُمِّهِ کَیْلًا بِغَیْرِ ثَمَنٍ لَوْ کَانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ[۴۶]
«به من خبر رسیده که شما میگویید: علی دروغ میگوید خدا شما را بکشد بر چه کسی دروغ بندم بر خدا من اولین کسی هستم که به حق ایمان آوردم. یا بر پیامبر خدا من نخستین فردی هستم که او را تصدیق نمودم. نه هرگز به خدا قسم، اما سخنانی است که از پیامبر گرفتهام که شما از آن غایب بودید، و لیاقت شنیدن آن را نداشتید. مادر آن که گفت «علی دروغ میگوید» به عزا بنشیند اگر ظرفیت داشته باشد علم و حکمت را رایگان در اختیارش میگذارم، «و در آینده حقیقت آنچه را به شما خبر دادم خواهید دانست»
ودر خطبه ۱۴۱ نهج البلاغه در اعتماد به سابقه خوب افراد و نیز ردّ افکار آلوده دیگران میفرماید: ای مردم آن کس که از برادرش استواری در دین و درستی راه را میداند نباید گفتار بیهوده مردم را در حق او بشنود. بدانید که تیرانداز گاهی تیر میاندازد و تیرش به خطا میرود، سخن هم (هر چه باشد) اثر میگذارد ولی نادرست آن از بین میرود، و خداوند شنوا و شاهد است. آگاه باشید که بین حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست. [توضیح این سخن را از امام خواستند، حضرت انگشتان دست را به هم چسباند و بین گوش و چشم قرار داد، سپس فرمود:] باطل آن است که بگویی شنیدم، و حق آن است که بگویی دیدم.
علنی برگزار کردن محاکم
برگزاری محاکم علنی، سبب دقت بیشتر قاضی در انجام صدور حکم است. به عبارت دیگر حکم قاضی باید بر اساس ادله مستحکم صورت گیرد. حضور مردم در برگزاری قضاوت حسّاسیت امر را دو چندان خواهد کرد. نتیجه این حضور، دقت بیشتر در صدور حکم و عدم تعجیل در امر قضاوت است. بگونهای که نه تنها با صدورحکم خویشتن را بلکه باید حضار را نیز قانع کند؛ و این عمل، هر گونه شتابزدگی در امر قضاوت را سُست خواهد کرد. عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ بَلَغَهُ أَنَّ شُرَیْحاً یَقْضِی فِی بَیْتِهِ فَقَالَ یَا شُرَیْحُ اجْلِسْ فِی الْمَسْجِدِ فَإِنَّهُ أَعْدَلُ بَیْنَ النَّاسِ وَ إِنَّهُ وَهْنٌ بِالْقَاضِی أَنْ یَجْلِسَ فِی بَیْتِهِ[۴۷]
به حضرت علی علیه السلام خبر رسید که شریح در منزل خود به امر قضاوت میپردازد: حضرت علیه السلام فرمود: ای شریح در مسجد بنشین _و به امر قضاوت مشغول شو_ چرا که این کار در بین مردم به عادلانه تر است و اینکه بر قاضی سُست است که در منزل بنشیند (و به امر قضاوت مشغول شود)
نظارت بر عملکرد قضات
نظارت بر عملکرد قاضیان و داوران باید از جمله موارد جلوگیری از قضاوتهای شتابزده است. اگر انسان توجه داشته باشد که در حکم صادره نظارت میشود دقت در حکم و عدم تعجیل در آن را لازمه کار خویش قرار میدهد.
حضرت امیر علیه السلام در عهدنامهای که برای مالک اشتر مرقوم فرمود: در چگونگی گزینش قضات فرمود:
ثُمَ أَکْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ[۴۸] از داوری او بسیار مراقبت کن؛ و زمانی که شریح قاضی را متولی امر قضاوت کرد با وی شرط کرد که داوری و قضاوت را اجرا نکند مگر آنکه عرضه به حضرت علیه السلام کند[۴۹]
علاوه بر آنکه در امور اجتماعی نیز اگر انسان، خدای باری تعالی را ناظر بر اعمال خود بداند أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَ اللَّهَ یَری[۵۰] در سخنان و گفتار خود دقت بیشتری خواهد داشت.
کتب و مقالات برای مطالعه بیشتر
قضاوت در اسلام (شخصیت، وظایف، آداب و احکام قاضی) مهدی هادوی تهرانی
اخلاق و آداب قضاوت: محمد کاظم بهرامی
آداب قضا و قضاوت در اسلام: سعیده بخشنده
سایت عصر ایران، روانشناسی پیش داوری، محسن قاضی
پیش داوری و قضاوت عجولانه در فهم احادیث، دکتر سید علی دلیری
تأثیر منفی قضاوتهای عجولانه و بی مورد بر روابط سالم، باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران «ایسکا نیوز»
مضرّات پیش داوری یا قضاوت زود هنگام در زندگی، سایت تبیان
پیش داوری ریشه در بدبینی دارد. منبع جام جم آنلاین
علت قضاوت کردن درباره دیگران چیست؟ و چگونه قضاوت نکنیم؟ سایت بیتوته
قاضیهای بدون چشم، سایت بیتوته
چگونه رفاقت را جایگیزین قضاوت کنیم؟ سایت بیتوته
لزوم اجتناب از قضاوتهای عجولانه، آیت الله مصباح یزدی
به پیش داوری افتخار میکنیم. سایت تبیان
فهرست منابع
۱. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۴جلد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۸ش.
۲. مفید، محمد بن محمد - رسولی محلاتی، سید هاشم، الإرشاد للمفید / ترجمه رسولی محلاتی، ۲جلد، اسلامیه - تهران، چاپ: دوم، بی تا.
۳. مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی - جمعی از مؤلفان، مجله فقه أهل البیت علیهم السلام (بالعربیه)، ۵۲ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه ق
۴. هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن، ۳۳جلد، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) - ایران - قم، چاپ: ۲، ۱۳۸۳ ه.ش.
۵. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم (مجموموعه من کلمات و حکم الإمام علی علیه السلام)، ۱جلد، دار الکتاب الإسلامی - قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۰ ق.
۶. سایت عصر ایران، روانشناسی پیش داوری، محسن قاضی
۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۲۸جلد، دار الکتب الإسلامیه، جلد۱۹ - ایران - تهران، چاپ: ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش.
۸. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ۲۷جلد، فراهانی - ایران - تهران، چاپ: ۱.
۹. نراقی، مولی احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه فی أحکام الشریعه، ۱۹ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۱۵ ه ق
۱۰. بروجردی، آقا حسین عدهای از فضلاء، منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعه)، ۳۱جلد، انتشارات فرهنگ سبز - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۶ ق.
۱۱. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ۲۰جلد، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی - ایران - قم، چاپ: ۵، ۱۳۷۴ ه.ش.
۱۲. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۱۳. لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، دار الحدیث - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۶ ش.
۱۴. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، ۲جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، ۱۳۶۲ش.
۱۵. طوسی، محمد بن الحسن، الأمالی (للطوسی)، ۱جلد، دار الثقافه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ق.
۱۶. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ۲جلد، دار الکتب الإسلامیه - قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۱ ق.
۱۷. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ۲جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق.
۱۸. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.
پانویس
- ↑ . (االتحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8، ص42)
- ↑ . التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 2، ص: 265
- ↑ . سوره ص، آیات21 تا 25
- ↑ . تفسیر نمونه، ج 19، ص 249
- ↑ . ترجمه تفسیر المیزان، ج 17، 293
- ↑ . سوره ص، آیات21 تا 25
- ↑ . (حجرات/6)
- ↑ . ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 23، ص 195
طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه تفسیر مجمع البیان، 27جلد، فراهانی - ایران - تهران، چاپ: 1. - ↑ . الإرشاد للمفید / ترجمه رسولی محلاتی؛ ج 1؛ ص197
- ↑ . من لا یحضره الفقیه - ترجمه؛ ج4، ص: 14
5. - ↑ . الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 7؛ ص413
7. - ↑ . کافی، ج7، ص 413، ح4
- ↑ . الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 7؛ ص413
9. - ↑ . سایت عصر ایران، روانشناسی پیش داوری، محسن قاضی
- ↑ . حقیقت محض- قضاوت عجولانه
- ↑ . اسراء/36
- ↑ . نمل/27
- ↑ . فرهنگ قرآن، ج 20، ص: 130
- ↑ . کهف/68
- ↑ . حجرات/12
- ↑ . انبیا/ 37 و اسراء11
- ↑ . صافات/96
- ↑ . فجر/15 تا 17
- ↑ . الأمالی (للطوسی)؛ النص؛ ص7
- ↑ . سایت عصر ایران، روانشناسی پیش داوری، محسن قاضی
- ↑ . (نهج البلاغه (للصبحی صالح)؛ ص197)
- ↑ . سایت عصر ایران، روانشناسی پیش داوری، محسن قاضی
- ↑ . الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 7؛ ص413
- ↑ . مستند الشیعه فی أحکام الشریعه؛ ج17، ص: 61
- ↑ . الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 7؛ ص413
- ↑ . ترجمه تفسیر المیزان ج 17 294
- ↑ . بقره/45
- ↑ . اعراف/137
- ↑ . کافی، ج2، ص89
- ↑ . نهج البلاغه، نامه 53
- ↑ . عیون الحکم و المواعظ (للیثی)؛ ص29
- ↑ . خصال، شیخ صدوق ره، ج1، ص100
- ↑ . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ یُحِبُ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُعَجَّلُ (الکافی (ط - الإسلامیه)؛ ج 2؛ ص142)
- ↑ . سابِقُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» (حدید/21)
- ↑ . الأمالی (للطوسی)؛ النص؛ ص7
- ↑ . کافی، ج7، ص412
- ↑ . مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج33، ص: 17
- ↑ . (المحاسن؛ ج 1؛ ص215)
- ↑ . نهج البلاغه، صبحی صالح، قصار135، ص494
- ↑ . مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج40-39، ص 74 و 75
- ↑ . نهج البلاغه، صبحی صالح، خ71، ص100
- ↑ . دعائم الإسلام؛ ج 2؛ ص534
- ↑ . نهج البلاغه، نامه53
- ↑ . کافی، ج7، ص 407، ح3
- ↑ . علق/14







