فرهنگ مصادیق:علل اعراض نفس از نظر قرآن کریم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۸: سطر ۸:
 
این اعراض خیلی خطرناک است، به همان اندازه‌ای که حرکت نفس به طرف محبوب عظیم است، به همین اندازه اعراض خطرناک است، چون اعراض کاملًا در مقابل حرکت قرار گرفته است.<br/>
 
این اعراض خیلی خطرناک است، به همان اندازه‌ای که حرکت نفس به طرف محبوب عظیم است، به همین اندازه اعراض خطرناک است، چون اعراض کاملًا در مقابل حرکت قرار گرفته است.<br/>
 
عده‌ای می‌خواهند به محبوب برسند، عده‌ای پشت به محبوب کرده‌اند، به هیچ کجا هم نمی‌رسند. هر کس از این طرف رفته، به جایی رسیده، اما هر کس از آن طرف رفته، به هیچ کجا نرسیده است. به آخر خط که رسیده، فریادش بلند شده که:<br/>
 
عده‌ای می‌خواهند به محبوب برسند، عده‌ای پشت به محبوب کرده‌اند، به هیچ کجا هم نمی‌رسند. هر کس از این طرف رفته، به جایی رسیده، اما هر کس از آن طرف رفته، به هیچ کجا نرسیده است. به آخر خط که رسیده، فریادش بلند شده که:<br/>
«خَسِرَ الدُّنْیَا وَ الْأَخِرَةَ» <ref>حجّ (22): 11؛ «دنیا و آخرت را از دست داده‌اند، و این است همان زیان آشکار.»</ref>یعنی دنیا از دستم رفت، آخرت هم که ندارم.<br/>
+
«خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ» <ref>حجّ (22): 11؛ «دنیا و آخرت را از دست داده‌اند، و این است همان زیان آشکار.»</ref>یعنی دنیا از دستم رفت، آخرت هم که ندارم.<br/>
  
 
==شهید مطهری و استادش‏==
 
==شهید مطهری و استادش‏==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۹

علل اعراض نفس از نظر قرآن کریم

مقدمه

قرآن مجید سه علت برای اعراض نفس از آیات ذکر می‌کند: که این سه علت یک مقدار قابل بحث است:
گر بماندیم زنده بردوزیم‏
جامه‌ای کز فراق چاک شده‏
ور بمُردیم عذر ما بپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده‏
[۱] این اعراض خیلی خطرناک است، به همان اندازه‌ای که حرکت نفس به طرف محبوب عظیم است، به همین اندازه اعراض خطرناک است، چون اعراض کاملًا در مقابل حرکت قرار گرفته است.
عده‌ای می‌خواهند به محبوب برسند، عده‌ای پشت به محبوب کرده‌اند، به هیچ کجا هم نمی‌رسند. هر کس از این طرف رفته، به جایی رسیده، اما هر کس از آن طرف رفته، به هیچ کجا نرسیده است. به آخر خط که رسیده، فریادش بلند شده که:
«خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ» [۲]یعنی دنیا از دستم رفت، آخرت هم که ندارم.

شهید مطهری و استادش‏

مرحوم شهید مطهری می‌فرمودند:
وارد جلسه درس در اصفهان شدیم، آن روز حکیم بزرگ، عارف عالی مقدار، آن الهی حقیقی، آن انسانی که وقتی برای ما نهج البلاغه درس می‌داد، ما حس می‌کردیم، فکر می‌کردیم که روح خودش این یک ساعته کنار رفته و به جایش روح علی علیه السلام آمده است، گویا خود امیرمؤمنان علیه السلام از گلوی او حرف می‌زند، نهج‌البلاغه را باز کردیم درس به جای بسیار شیرین و عالی رسیده بود، ولی ایشان نهج‌البلاغه را بست و گفت: امروز درس نمی‌دهم و شروع کرد زار زار گریه کردن. شاگردان گفتند:

پانویس

  1. شیخ بهایی.
  2. حجّ (22): 11؛ «دنیا و آخرت را از دست داده‌اند، و این است همان زیان آشکار.»