فرهنگ مصادیق:ویژگیهای قلب کفار از نظر قرائتی: تفاوت بین نسخهها
جز (User6 صفحهٔ ویژگیهای قلب کفار از نظر قرائتی را به فرهنگ مصادیق:ویژگیهای قلب کفار از نظر قرائتی منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطرهای به بیان پیامها و نکتههای دیگری از آیه هفتم سوره بقره پرداخته است.<br/> | استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطرهای به بیان پیامها و نکتههای دیگری از آیه هفتم سوره بقره پرداخته است.<br/> | ||
| − | نکتههای آیه: « خَتَمَ اللَّهُ | + | نکتههای آیه: « خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » <ref>بقره/7</ref> <br/> |
| − | قلب منیب، آن است که بعد از توجّه به انحراف و خلاف، توبه و انابه کرده و به | + | قلب منیب، آن است که بعد از توجّه به انحراف و خلاف، توبه و انابه کرده و به سوی خدا باز گردد. ویژگی بارز آن تغییر حالات در رفتار و گفتار انسان است.<br/> |
| − | خداوند در آیات | + | خداوند در آیات قرآنی، نه ویژگی برای قلب کفّار بیان کرده است:<br/> |
الف: انکار حقایق. «قُلوبُهم مُنکِرة» <ref>نحل،22</ref><br/> | الف: انکار حقایق. «قُلوبُهم مُنکِرة» <ref>نحل،22</ref><br/> | ||
| − | ب: تعصّب. | + | ب: تعصّب. «فی قلوبهم الحَمیّة» <ref>فتح،26</ref><br/> |
| − | ج: انحراف و | + | ج: انحراف و گمراهی. «صَرفَ اللّه قُلوبهم» <ref>توبه،127</ref><br/> |
| − | د: قساوت و | + | د: قساوت و سنگدلی. «فَویلٌ لِلقاسیَة قلوبهم» <ref>زمر، 22</ref><br/> |
| − | ه : موت. «لاتَسمعُ | + | ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتی» <ref>روم، 52</ref><br/> |
| − | و: | + | و: آلودگی و زنگار. «بَل رانَ علی قلوبهم» <ref>مطففین، 14</ref><br/> |
| − | ز: مرض. | + | ز: مرض. «فی قلوبهم مَرض» <ref>بقره، 10</ref><br/> |
ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً» <ref>انعام، 125</ref><br/> | ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً» <ref>انعام، 125</ref><br/> | ||
ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بکفرهم» <ref>نساء، 155</ref><br/> | ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بکفرهم» <ref>نساء، 155</ref><br/> | ||
| − | قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان این چنین دعا | + | قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان این چنین دعا میکنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا» <ref>آل عمران، 8</ref> خدایا! دلهای ما را بعد از آنکه هدایت نمودی، منحرف مساز.<br/> |
امام صادق علیه السلام فرمودند: این جمله (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.<ref>تفسیر نورالثقلین</ref><br/> | امام صادق علیه السلام فرمودند: این جمله (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.<ref>تفسیر نورالثقلین</ref><br/> | ||
| − | پیامهای آیه: | + | پیامهای آیه: « خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » <ref>بقره/7</ref> |
| − | درک نکردن حقیقت، شاید بالاترین | + | درک نکردن حقیقت، شاید بالاترین کیفرهای الهی است. «ختم اللَّه علی قلوبهم» |
کفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوش هاست. «الذین کفروا... ختم اللَّه» | کفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوش هاست. «الذین کفروا... ختم اللَّه» | ||
| − | در اثر | + | در اثر پافشاری بر کفر، امتیازات اساسی انسان (درک حقایق و واقعیّات) سلب میشود. «الّذین کفروا... ختم اللَّه» |
| − | کیفر | + | کیفر الهی، متناسب با عمل ماست. «الّذین کفروا... ختم اللَّه» |
| − | + | آری، جزای کسی که حقّ را فهمید وبر آن سرپوش گذاشت، آن است که خدا هم بر چشم، گوش، روح و فکرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختی خویش را فراهم میکند. چنان که امام رضاعلیه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت کفر آنهاست. <ref>تفاسیر نورالثقلین و کنزالدقائق</ref><br/> | |
==منبع== | ==منبع== | ||
نسخهٔ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۶
مقدمه
استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطرهای به بیان پیامها و نکتههای دیگری از آیه هفتم سوره بقره پرداخته است.
نکتههای آیه: « خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » [۱]
قلب منیب، آن است که بعد از توجّه به انحراف و خلاف، توبه و انابه کرده و به سوی خدا باز گردد. ویژگی بارز آن تغییر حالات در رفتار و گفتار انسان است.
خداوند در آیات قرآنی، نه ویژگی برای قلب کفّار بیان کرده است:
الف: انکار حقایق. «قُلوبُهم مُنکِرة» [۲]
ب: تعصّب. «فی قلوبهم الحَمیّة» [۳]
ج: انحراف و گمراهی. «صَرفَ اللّه قُلوبهم» [۴]
د: قساوت و سنگدلی. «فَویلٌ لِلقاسیَة قلوبهم» [۵]
ه : موت. «لاتَسمعُ المَوتی» [۶]
و: آلودگی و زنگار. «بَل رانَ علی قلوبهم» [۷]
ز: مرض. «فی قلوبهم مَرض» [۸]
ح: ضیق. «یجعلْ صَدره ضَیّقاً» [۹]
ط: طبع. «طَبع اللّه علیها بکفرهم» [۱۰]
قلب انسان، متغیّر و تأثیرپذیر است. لذا مؤمنان این چنین دعا میکنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا» [۱۱] خدایا! دلهای ما را بعد از آنکه هدایت نمودی، منحرف مساز.
امام صادق علیه السلام فرمودند: این جمله (آیه) را زیاد بگویید و خود را از انحراف ایمن و درامان ندانید.[۱۲]
پیامهای آیه: « خَتَمَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَرِهِمْ غِشَوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » [۱۳]
درک نکردن حقیقت، شاید بالاترین کیفرهای الهی است. «ختم اللَّه علی قلوبهم»
کفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوش هاست. «الذین کفروا... ختم اللَّه»
در اثر پافشاری بر کفر، امتیازات اساسی انسان (درک حقایق و واقعیّات) سلب میشود. «الّذین کفروا... ختم اللَّه»
کیفر الهی، متناسب با عمل ماست. «الّذین کفروا... ختم اللَّه»
آری، جزای کسی که حقّ را فهمید وبر آن سرپوش گذاشت، آن است که خدا هم بر چشم، گوش، روح و فکرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختی خویش را فراهم میکند. چنان که امام رضاعلیه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت کفر آنهاست. [۱۴]
منبع
حوزه







