فرهنگ مصادیق:ارتباط با کفار: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(بدون تفاوت)
|
نسخهٔ ۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۶
مقدمه
«لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیر» [۱]
افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند، و هركس چنین كند هیچ رابطهای با خدا ندارد (و پیوند او بكلی از خدا گسسته میشود)، مگر اینكه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهم تری تقیه كنید) خداوند شما را از (نا فرمانی) خود بر حذر میدارد، و بازگشت (شما) به سوی خداست.
عزت و ذلت و تمام خیرات به دست خدا است و در این آیه مؤمنان را از دوستی با كافران شدیداً نهی میكند.
این آیه در زمانی نازل شد كه روابطی در میان مسلمانان و مشركان با یهود و نصاری وجود داشت و چون ادامه این ارتباط، برای مسلمین زیانبار بود مسلمانان از این كار نهی شدند.
این آیه در واقع یك درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان میدهد كه بیگانگان را به عنوان دوست و حامی و یار و یاور هرگز نپذیرند، و فریب سخنان جذاب و اظهار محبتهای به ظاهر صمیمانه آنها را نخورند.
زیرا ضربههای سنگینی كه در طول تاریخ بر افراد با ایمان و با هدف واقع شده در بسیاری از موارد از این رهگذر بوده است.
اگر ما كفار را اولیای خود بگیریم خواه ناخواه با آنان امتزاج روحی پیدا كردهایم، امتزاج روحی هم ما را میكشاند به اینكه رام آنان شویم، و از اخلاق و سایر شئون حیاتی آنان متاثر گردیم (زیرا كه نفس انسانی خو پذیر است) و آنان میتوانند در اخلاق و رفتار ما دست بیندازند دلیل بر این معنا آیه مورد بحث است، كه جمله «مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین» را قید نهی قرار داده، و میفرماید مؤمنین كفار را اولیای خود نگیرند در حالی كه با سایر مؤمنین دوستی نمیورزند، كه از این قید به خوبی فهمیده میشود كه منظور آیه این است كه بفرماید اگر تو مسلمان اجتماعی و به اصطلاح نوع دوست هستی، باید حداقل مؤمن و كافر را به اندازه هم دوست بداری، و اما اینكه كافر را دوست بداری، و زمام امور جامعه و زندگی جامعه را به او بسپاری و با مؤمنین هیچ ارتباطی و علاقهای نداشته باشی، این بهترین دلیل است كه تو با كفار سنخیت داری و از مؤمنین جدا و بریدهای و این صحیح نیست پس زنهار باید از دوستی با كفار اجتناب كنی.
تاریخچه استعمار میگوید: همیشه ظالمان استثمارگر در لباس دوستی و دلسوزی و عمران و آبادی ظاهر شدهاند و هنگامیكه جای پای خود را محكم میكردند بی رحمانه بر آن جامعه میتاختند و همه چیز آنها را به یغما میبردند.
جمله «مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین» اشاره به این است كه در زندگی اجتماعی هركس نیاز به دوستان و یاورانی دارد، ولی افراد با ایمان باید اولیای خود را از میان افرا د با ایمان انتخاب كنند و با وجود آنان چه نیازی به كفار بی رحم و ستمگر است.
و تكیه بر وصف ایمان وكفر، اشاره به این است كه این دو از یكدیگر بیگانه و آشتی ناپذیرند.
جمله «فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْء» [۲] اشاره به این است كه: افرادی كه با دشمنان خدا پیوند دوستی و همكاری برقرار سازند، ارتباطشان با خداوند و خدا پرستان گسسته میشود.
سپس به عنوان یك استثناء از این قانون كلی میفرماید مگر اینكه از آنها بپرهیزید و تقیه كنید، همان تقیهای كه برای حفظ نیروها و جلوگیری از هدر رفتن قوا و امكانات و سرانجام پیروزی بر دشمن است.
در چنین موردی، جایز است كه مسلمانان با افراد بی ایمان، به خاطر حفظ جان خود و مانند آن ابراز دوستی كنند.
اساساً اسلام در روابط بین المللی، ارتباط بین ممالك، را بر مبنای عزت استقلال، حقوق متقابل میپذیرد و وحدت ممالك اسلامی و جهان اسلام را توصیه مینماید.







