حاج ملا علی کنی: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا) |
|||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
نویسنده: محمد باقر پورامینی | نویسنده: محمد باقر پورامینی | ||
| − | [[پرونده: | + | [[پرونده:حاج ملا علی کنی.jpg|300px|چپ|(نام تصویر)]] |
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
نسخهٔ ۴ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۷
نویسنده: محمد باقر پورامینی
محتویات
مقدمه
آیت الله العظمی حاج علی کنی، از جمله شخصیتهای نادری است که در آسمان (ابرار) همچون خورشیدی میدرخشید. او به پیروی از سیره معصومان علیه السلام در مسائل حاد اجتماعی و سیاسی و اموری که بخصوص کشور ایران را به ورطه سقوط میکشاند و با تلاش و اقدامی شجاعانه به مقابله با خیانتها، پلیدیها و ظلمتها میپرداخت و از قدرتهای پوشالی واهمه نداشت.
زندگی آن آیینه پاکی و آیت شجاعت را مرور میکنیم.
فروغ کن
او در یکی از روزهای سال ۱۲۲۰ هجری قمری در محله (کن) - واقع در شمال غرب تهران - دیده به جهان گشود. پدر او، میرزا قربانعلی آملی نامش را (علی) نهاد تا میراث امام خواهی و علی دوستی را با گوشت و پوست نسل خویش درآمیزد. (۱۱۴۱)
در حوزه تحصیل
او پس از سعی و تلاش در مکتب، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیکن با مخالفت خانواده اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد و سپس با کسب رضایت آنان راهی حوزه تهران گردید و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سیداسدالله اصفهانی (متوفی ۱۲۹۰ ق) استفاده کرد. (۱۱۴۲)
سپس آماده سفر به نجف اشرف شد و از ذخایر گرانسنگ آن حوزه بهره برد. اساتید بنام و معماران علمی و معنوی (کنی) در حوزه نجف عبارت بودند از: شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۲ ق)، شیخ حسن کاشف الغطاء (متوفی ۱۲۶۲ ق)، شیخ مشکور حولاوی نجفی (متوفی ۱۲۷۳ ق). (۱۱۴۳)
در کنار حوزه نجف، حوزه علمیه کربلا نیز جایگاه پرورش دانش طلبان بود، شیخ علی کنی در جوار آستان مقدس حضرت امام حسین علیه السلام از محضر دو استاد برجستهای چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی ۱۲۴۵ ق) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی ۱۲۶۲ ق) کسب فیض کرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند. (۱۱۴۴)
یاران محفل انس
(کنی) در مدت تحصیل از نعمت دوستان فاضل و کوشایی برخوردار بود که در تمام فراز و نشیبهای تحصیل و زندگی غمخوار هم بوده، از کمک به یکدیگر دریغ نمیورزیدند و با جمع خود محفل انس علمی پرباری را تشکیل داده بودند. دوستان هم حجرهای که او در حوزه علمیه نجف عبارت بودند از ملا علی خلیلی (متوفی ۱۲۹۷ ق)، شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفی ۱۲۸۶ ق)، و سید زین العابدین طباطبایی حائری (متوفی ۱۲۹۲ ق).
آقای طباطبایی حائری از دوران سخت تحصیل چنین یاد میکند: (در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر میبردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هر هفته یک شب به مسجد سهله میرفت و از گوشه و کنار مسجد - بدون اینکه کسی بفهمد - نان خشک جمع میکرد و به مدرسه میآورد و گذران هفته را از آنها میکرد ) (۱۱۴۵)
حاج شیخ علی کنی در سفری که به مکه مکرمه و مدینه منوره انجام داد در راه بازگشت، به همراه میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ) به سوی شام آمده، تا بارگاه حضرت زینب سلام الله علیه را زیارت کند و آن دو وقتی به حرم مطهر وارد شده از غربت آن مکان بسیار متأثر گردیدند زیرا گرد و غبار زیادی بر آستان مبارک و اطراف ضریح نشسته بود. بسرعت دست به کار شده، به نظافت آنجا پرداختند و با گوشه عبای خویش خاک و خاشاک را از حرم و ضریح مطهر زدودند و آنجا را تمیز کردند. (۱۱۴۶)
شیخ انصاری (متوفی ۱۲۸۱ ق) نیز از دوستان نزدیک کنی بود. او پیرامون زهد و دوری از زخارف و دلبستگیهای دنیا که در زندگی شیخ انصاری به چشم میخورد، چنین میگوید: (حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم. اثاثیهای جز یک عمامه نداشت که آن شبهای تابستان فرش خویش قرار میداد و هنگامی که از محل سکونت بیرون میرفت آن عمامه سر خویش میکرد ) (۱۱۴۷)
بازگشت به تهران
ملا علی کنی پس از سالها تلاش در راه فراگیری فقه و اصول که سختیهای بسیاری را نیز برای او به دنبال داشت به مقام اجتهاد و استنباط احکام دینی رسید و استادش شیخ محمد حسن صاحب جواهر بر فراز منبر درس به اجتهاد او اشاره کرد. (۱۱۴۸) کنی سپس بازگشت به وطن و هدایت مردم و تربیت دانشمندان را سرلوحه آینده زندگی خویش قرار داد و در سال ۱۲۶۲ ق، عراق را به مقصد تهران ترک گفت. (۱۱۴۹)
حاجی در آغاز ورود، روزهای سختی را در تهران گذراند و تنگدستی او را در فشار قرار داد. در همین زمان با استمداد از پروردگار، دو کتابی را که خود نوشته بود ، منتشر کرد. هر چند انجام این امر مهم بسیار مشقت زا بود، سود حاصل از آن وی را از فشار زندگی رهانید. پس از آن زمین متروکهای را خریداری و در آن قناتی احداث کرد و با احیای زمین و کار کشاورزی به امرار معاش پرداخت.
بر بلندای آفتاب
مدت زمانی پس از اقامت حاجی مراجعات پی در پی مردم و پرسشهای کتبی و شفاهی آنان در قالب استفتاءات شرعی آغاز شد و روز به روز افزایش مییافت و ایشان یگانه محور پاسخگویی به سوالات دینی و تنها ملجا رسیدگی به مشکلات مردم به شمار میرفت. (۱۱۵۰)
به دلیل فزونی مقلدان و بنا به درخواست آنان سرانجام در سال ۱۲۷۱ ق. رساله عملیه آن فقیه خداترس به چاپ رسید. (۱۱۵۱) تا مردم مؤمن احکام دینی خود را بر اساس فتاوای مجتهد و مرجع تقلید خویش انجام دهند.
آیت الله کنی همچنین تولیت مدرسه مروی را عهده دار شد و با نظارت و حسن تدبیر او، نظم شایان تحسینی بر برنامههای آن محیط معنوی و روحانی حکمفرما گشت. (۱۱۵۲)
آن فقیه برجسته، تربیت شاگردان را یکی از اهداف اساسی خود قرار داد و به برپایی درس فقه و اصول و دیگر رشتههای علوم اسلامی اقدام ورزید. برخی از شاگردان او از این قرارند:
شیخ موسی شراره عاملی (متوفی ۱۳۰۶ ق )، شیخ محمد باقر نجمآبادی (متوفی ۱۳۴۷ ق )، شیخ اسدالله تهرانی (متوفی ۱۳۵۲ ق )، سید محمود حیاطشاهی، سید محمد لواسانی، سید محمد مرعشی، مولا محمد علی خوانساری، ملا محمد تقی سنجابی، میرزا حسین نایب الصدر، شیخ محمد حسین گرگانی (متوفی ۱۳۵۳ ق ) و شیخ حسین بافقی (متوفی ۱۳۱۳ ق)(۱۱۵۳)
مقتدای همگان
آیت الله کنی در قلب همه جای داشت. علاقه و محبت درونی مردم به این پیشوای سترگ در تمام حالات هویدا بود. ساموئل گرین ویلر بنجامین - نخستین سفیر آمریکا در ایران - در خاطرات خود چنین مینویسد:
(. . . بزرگترین مجتهدهای حالیه که به به منزله رئیس عدالت خانه حالیه ممالک فرنگ است حاجی ملا علی کنی است. حاجی ملا علی شخص مسنی است و ظاهراً مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد. اگر چه املاک او زیاد است مع هذا نمیخواهد جلال و ظاهرسازی به خرج دهد.
وجودی ملکوتی است. اگر یک کلمه بگوید میتواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول میکشیدند به من گفتند که اگر چه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شدهایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را میکشیم !)(۱۱۵۴)
رسیدگی به ضعیفان، دستگیری از مستمندان و تلاش در پی رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز ملا علی کنی بود. او چون پدری دلسوز، بسیاری از یتیمان درمانده را تحت تکفل قرار داده و برای گذران زندگی آنان مقرری مناسبی در نظر گرفته بود و همچنین برای حل مشکل بیمارانی که بنیه مالی ضعیفی داشتند، مکانهایی را به منظور پرداخت پول داروها در نظر گرفته بود تا آنان با دریافت مبلغ آن، به درمان خود اقدام کنند. (۱۱۵۵)
ساخت آب انبار و کاروانسرا به منظور رفاه و آسایش قافلهها - چون کاروانسرایی در خاتون آباد - نیز از خدمات عمومی و عامالمنفعه حاجی بود. (۱۱۵۶)
مهر آیت الله کنی سند اعتبار اسناد به شمار میرفت. معامله کنندگان برای معتبر ساختن کاغذ و سند معامله خویش به در خانه او رفته، سند خود را با مهر مبارکش اعتبار میبخشیدند. (۱۱۵۷)
تالیفات
گنجینه پر بار حاجی کنی به قرار زیر است:
ارشاد الامه، ایضاح المشتبهات، تحقیق الدلائل فی شرح تلخیص المسائل (شامل مباحث مستقلی چون کتاب البیع، کتاب الخیارات، کتاب القضاء و کتاب الشهادات (۱۱۵۸)، کتاب الطهاره و کتاب الصلاه)، تلخیص المسائل، توضیح المقال فی علم الدرایه و الرجال، حاشیه بر قواعد، رسالهای در استصحاب، رسالهای در اوامر و نواهی، رسالهای در مفاهیم و مواعظ حسنه. (۱۱۵۹)
دژی در برابر دژخیم
بسیاری از مورخان تاریخ معاصر بر این نکته اعتراف دارند که ناصرالدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ آیت الله کنی فوقالعاده بیم و ملاحظه داشت و این امر حاکی از قدرت معنوی، نفوذ کلام، پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است. عالمی که با تحقیر و شکستن قدرت پوشالی کارگزاران ظالم، سایه حمایت خویش را بر مردم ضعیف گسترده بود. در این مقال به نمونههای درخشانی از شجاعت و غیرت دینی او اشاره میکنیم:
میرزا محمد مهدی لکهنوی مینویسد:
(اینک حکم محکم ایشان مشابهت دارد. از سلطان و شاهزادگان و امرا کسی را جرات آن نیست که بی اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بی مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید. امرای عصر ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف میبودند و شاه مذکور مکرر به خانه اش به جهت ملاقات میآمد )(۱۱۶۰)
نوشتهاند: (روزی ناصرالدین شاه به منظور شکار، به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی درنگ از شکار منصرف شد و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را از شکار جویا شد. شاه در پاسخ گفت: چون از دروازه بیرون رفتم، نگاهم به شهر و دروازه افتاد، این فکر در نظرم آمد که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید در این دروزه را بر روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد! از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است )(۱۱۶۱)
کردار مغایر با دین و همکاری ذلت آور با بیگانگانی چون روس و انگلیس از شاه چهره کریه و خائنی ساخته بود، بدان حد که حاجی درباره او میگفت: (او ناصر الدین شاه (یاری کننده دین) نیست، بلکه ناصرالکفر است )(۱۱۶۲)
روزی شاه از ملا علی میپرسد بر اساس حدیث (علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل)، (علمای امت من از پیامبران بنی اسرائیل برترند) شما باید لااقل همان کارهایی را بکنید که آن پیامبران میکردند. مثلاً آیا شما میتوانید مانند حضرت موسی عصایی را اژدها کنید؟!
حاجی بدون تأمل و درنگ در پاسخ میگوید:
آری، اگر شما ادعای خدایی کنید ما هم عصا را اژدها خواهیم کرد؟ !(۱۱۶۳)
روزی نایب السلطنه، کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه و وزیر جنگ و حاکم تهران برای انجام کاری در منزل حاج ملا علی کنی حضور یافت. در ضمن صحبت، حاجی با عذر خواهی فرمود: (خیلی ببخشید، من پایم درد میکند و ناچارم آن را دراز کنم !) کامران میرزا که مردی خودخواه و خودپسند بود، احساس کرد ملا علی کنی قصد بیاحترامی به او را دارد و برای اینکه تلافی کرده باشد، گفت: اتفاقاً بنده هم پایم درد میکند و اجازه میخواهم آن را دراز کنم!
آیت الله کنی با فراست و هوشیاری تمام متوجه منظور نایب السلطنه شد و برای آنکه او را خوب ادب کرده باشد فرمود: (من اگر ناچارم پایم را دراز کنم، علتش این است که دستم را کوتاه کردهام، ولی فکر نمیکنم شما در وضعی باشید که لازم باشد پایتان را دراز کنید ) (۱۱۶۴)
رویارویی با فراماسونری
فراماسونری در اذهان و افکار بیدار جهان، نامی زشت و سرشتی کریه دارد. نهادی که پا به پای استعمار در کشورهای زرخیز - بخصوص ایران - نفوذ کرد و با پرورش عناصر مرموز داخلی، زمینه استثمار و غارت ملتها را برای استعمارگران وحشی چون انگلیس فراهم ساخت و ضمن تحقیر تمدن و فرهنگ کشورهای استعمار شده، فرهنگ منحط غرب را در میان آنان ترویج کرد و عقب ماندگی را برایشان به یادگار نهاد. (۱۱۶۵)
تشکیلات فراماسونری در ایران از نخستین پیامدهای موج غرب گرایی و روشنفکری در ایران بود که به وسیله روشنفکران دست آموز غرب همچون میرزا ملکم خان و برای مقابله با اسلام و روحانیت پدید آمد و ملکم - که تاریخ ایران از او به نفرت یاد میکند - در سال ۱۲۳۷ نخستین سازمان فراماسونری در ایران را به نام فراموشخانه بنیاد کرد و گفته شده است که او همسویی و همنوایی ناصرالدین شاه را برای این کار نیز به دست آورد. (۱۱۶۶)
با پدید آمدن فراموشخانه، علما و روحانیون متعهد بپا خواستند و بر ضد آن به افشاگری و مبارزه دست زدند و جنبش ضد فراماسونری در ایران را هدایت کردند. رهبر این خیزش، مرجع بزرگوار و مجتهد با نفوذ، حاج ملا علی کنی بود. او در ابتدا در نامهای خطاب به ناصرالدین شاه، خطر ملکم و افکار انحرافی فراموشخانه او را گوشزد کرد. (۱۱۶۷) و سپس در اقدام شجاعانه دیگری حکم به تکفیر (ماسون )ها داده، حمله به مرکز ماسونها را رهبری کرد و مردم مسلمان نیز به دستور ایشان، فراموشخانه - آن مرکز استعماری - را با شور و هیجان بسیار به آتش کشیدند و شاه را وادار به تعطیل و انحلال آن لانه فساد کردند. (۱۱۶۸)
مبارزه با امتیاز رویتر
در هیجدهم جمادی الثانی ۱۲۸۹ ق. قراردادی میان ناصرالدین شاه و نماینده بارون ژولیوس دورویتر - سرمایه دار انگلیسی - به امضا رسید که در صورت اجرا تسلط کامل اقتصادی و به دنبال آن تسلط سیاسی انگلستان بر سرتاسر ایران بر قرار میشد. این امتیاز که کشور را در اندک زمانی تحت استعمار بریتانیا قرار میداد، از نمونههای فوقالعادهای بود که میتوان آن را کودتای اقتصادی نامید. (۱۱۶۹)
کارگردان اصلی و بانیان پشت پرده در اعطای امتیاز، دو روشنفکر بی خرد بودند که به موجب غرب باوری و مطامع شخصی خویش، کشور را به سراشیبی هلاکت و سقوط کشاندند. این دو خائن میرزا حسین خان سپهسالار (مشیر الدوله) و میرزا ملکم خان ناظم الدوله بودند که با اخذ رشوه کلان، زمینه اعطای تمام ثروت و منابع طبیعی و اقتصادی کشور را به یک سرمایه دار خارجی فراهم کردند. (۱۱۷۰)
به موجب این قرارداد امضا شده، تأسیس راه آهن از دریای خزر تا خلیج فارس علاوه بر حق تصرف کلیه زمینهای واقع در مسیر، دایر کردن راه آهن شهری، بهرهبرداری از همه معادن، از جمله زغال سنگ، نفت و آهن و سرب، بهرهبرداری از جنگلهای ملی در سراسر مملکت و وصول انحصاری حقوق گمرکی و به طور خلاصه کلیه منابع ثروت ملی ایران به رویتر واگذار شد. (۱۱۷۱)
(لرد کرزن) این امتیاز را چنین توصیف میکند: (. . . موقعی که متن قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بینالمللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروتهای زمینی، زیر زمینی و کلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجی گذاشته باشد )(۱۱۷۲)
(لس یر) سیاستمدار فرانسوی مینویسد:
(برای شاه جز هوا چیزی باقی نگذاشتهاند!)(۱۱۷۳)
از سویی دیگر، سران روسیه تزاری با خشم و نفرت از امضای این قرارداد، از اینکه از قافله امتیازگیران عقب مانده بودند بشدت اعتراض کردند.
حاج ملا علی کنی با رهبری مبارزه علیه امتیاز رویتر، افکار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز رویتر، افکار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز هدایت کرد. نامه اعتراض آمیز و کوبنده او به شاه، سند زنده تیزبینی و آگاهی آن مرجع شیعه بوده و قدرت تشخیص و توانایی درک مسائل پیچیده سیاسی او را بر همگان روشن میسازد. (۱۱۷۴)
نفوذ کلام و اقتدار مردمی حاجی کنی، خیزش و حرکت مردم پایتخت را به دنبال داشت. سیل خروشان ملت، آماده عمل به دستور مرجع شجاع خویش شدند و برای انجام تکلیف از هیچ گونه جانفشانی و مجاهدت دریغ نورزیدند. لغو امتیاز و بر کناری محمد حسین خان سپهسالار از صدر اعظمی دو خواستهای بود که علما و مردم بر آن اصرار داشتند، بدان حد که پس از بازگشت ناصر الدین شاه از سفر اروپا و به محض پیاده شدن از کشتی و ورود به بندر انزلی، استقبال کنندگان درباری، بیداری و خیزش مردم به رهبری روحانیون را گذارش داده، به او فهماندند که اگر صدر اعظم همراه شما وارد تهران شود، شورش عظیمی در پایتخت بر پا خواهد شد. به این سبب شاه در مرحله نخست سپهسالار را از مقام صدراعظمی عزل کرد و او را در رشت قرار داد و خود رهسپار تهران گردید (۱۱۷۵) و سپس در دهه آخر رمضان ۱۲۹۰ ق. بطلان قرارداد به طور رسمی اعلان شد(۱۱۷۶) و سرانجام تلاش عالمانی چون ملا علی کنی و حمایت و حضور مردم وظیفه شناس جامه عمل پوشید و ورقی زرین بر تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه و پیوند امت با روحانیت افزوده شد و اقتدار علمای متهد را عیان ساخت.
پرواز تا بر دوست
این مرجع وارسته، فقیه دلیر و همراز محرومان در بامداد روز پنجشنبه ۲۷ محرم ۱۳۰۶ ق. به دیار باقی شتافت و دنیای فانی را وداع گفت. (۱۱۷۷)
تهرانیهای مؤمن در روز یکشنبه اول صفر ۱۳۰۶ پیکر مطهر او را تشییع نمودند و تابوت پر نور او را تا مدفنش در حرم حضرت عبدالعظیم - واقع در شهر ری - بر دوش گذاشته، با او وداع کردند. پس از آن نیز مردم مسلمان ایران بخصوص اهالی تهران در غم رحلت پیشوای خویش سه روز به عزاداری و نوحه سرایی پرداختند. جایگاهش فردوس باد. (۱۱۷۸)







