فرهنگ مصادیق:فلسفه تحریم ربا: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1"> فلسفه تحريم ربا  </div>
+
<div class="head1"> فلسفه تحریم ربا  </div>
==فلسفه تحريم ربا==
+
==فلسفه تحریم ربا==
چرا خداوند بزرگ ربا خوارى را حرام كرده است؟ چرا اسلام، آن را اين قدر تقبيح نموده است؟ و چرا اين همه آيات و روايات در نكوهش آن وارد شده است؟ اين سؤالى است كه همه مى‌خواهند پاسخ آن را بدانند.<br/>
+
چرا خداوند بزرگ ربا خواری را حرام کرده است؟ چرا اسلام، آن را این قدر تقبیح نموده است؟ و چرا این همه آیات و روایات در نکوهش آن وارد شده است؟ این سؤالی است که همه می‌خواهند پاسخ آن را بدانند.<br/>
 +
قبل از ورود به این بحث و پاسخ به این سئوال، لازم است به عنوان مقدّمه، بحث کوتاهی در مورد علل و مصالح احکام داشته باشیم .<br/>
  
قبل از ورود به اين بحث و پاسخ به اين سئوال، لازم است به عنوان مقدّمه، بحث كوتاهى در مورد علل و مصالح احكام داشته باشيم .<br/>
+
==آیا بحث از علل احکام برای ما جایز است ؟ ==
 +
بعضی می‌گویند: هنگامی که دستوری از سوی خداوند حکیم صادر شد، باید آن را بی چون و چرا اجرا کرد، و ما را نرسد که دربارهٔ علل آن گفتگو بکنیم، بعلاوه مصالح احکام غالباً امور اسرارآمیزی است که بر ما پوشیده است .<br/>
 +
ولی ما معتقدیم: اگر چه دسترسی به علل قسمتی از احکام شرع برای ما مشکل است، ولی در بسیاری از موارد می‌توانیم به مصالح و مفاسد احکام شرع دست یابیم و تلاش برای وصول به این مقصد، برای ما به دو دلیل مجاز است:<br/>
 +
۱- نخست این که در قرآن مجید و روایات اسلامی کراراً در مورد آن بحث شده و به اصطلاح به ما چراغ سبز داده شده است که از فلسفه احکام سخن بگوییم.<br/>
 +
قرآن در مورد فلسفه نماز، زکاة، حج <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 2، حدیث 1</ref> و... بحث کرده است و در احادیث معصومین (علیهم السلام) به صورت گسترده‌تر این موضوع مطرح شده است؛ تا جایی که بعضی از علمای بزرگ شیعه در این زمینه کتاب یا کتابهای مستقلّی تألیف کرده‌اند. <ref>بلکه ندیدیم کسی به این دلیل در حرمت ربا استدلال کند.</ref>
 +
نتیجه این که طرح این مباحث در کتاب و سنّت به طور گسترده دلیل بر جواز گفتگو از آن است و اگر جایز نبود نباید در قرآن مجید و کلمات معصومین (علیهم السلام) مطرح می‌شد .<br/>
 +
۲- همانظور که قول و فعل معصومین (علیهم السلام) برای ما حجّت است، تقریر آن بزرگان نیز برای ما حجت است و در تاریخ می‌خوانیم که بسیاری از اصحاب پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اطهار (علیهم السلام) از این پیشوایان بزرگ در مورد علل احکام سئوال می‌کردند و آنها پاسخهای روشنی می‌دادند و این خود امضای عملی از جانب معصومین (علیهم السلام) نسبت به این کار است وگرنه باید به نوعی از این کار منع می‌فرمودند.<br/>
 +
نتیجه این که طبق دو دلیل بالا، ما اجمالاً می‌توانیم دربارهٔ مصالح و مفاسد احکام بحث نماییم و از آن آگاه شویم و این کار قطعاً مجاز است، ولی چنان نیست که اگر فلسفه حکمی را درک نکنیم بتوانیم آن را ترک کنیم .<br/>
  
==آيا بحث از علل احكام براى ما جايز است ؟ ==
+
==فایده بحث از فلسفه احکام==
بعضى مى‌گويند: هنگامى كه دستورى از سوى خداوند حكيم صادر شد، بايد آن را بى چون و چرا اجرا كرد، و ما را نرسد كه دربارهٔ علل آن گفتگو بكنيم، بعلاوه مصالح احكام غالباً امور اسرارآميزى است كه بر ما پوشيده است .<br/>
+
پذیرفتیم که بحث دربارهٔ فلسفه احکام برای ما مجاز است ولی ما که می‌دانیم خداوند حکیم است و هیچ یک از کارهای او بی حساب نیست و حتماً دستورات و قوانین او طبق مصالح ومفاسدی است، بنابراین چه لزومی دارد که به فلسفه تک تک احکام پی ببریم آیا همین مقدار آگاهی اجمالی - که هیچ حکمی بی حکمت نیست - کافی نیست؟<br/>
 +
جواب این سؤال این است که «علم تفصیلی» به فلسفه و علل احکام فایده‌ای دارد که در علم اجمالی - که در بالا به آن اشاره شد - حاصل نمی‌شود.<br/>
 +
زیرا هنگامی که انسان به مصالح یک تکلیف واجب پی ببرد یا ازمفسده یک تکلیف حرامآگاه شود به یقین انگیزه قویتری برای انجام آن تکلیف و ترک این حرام پیدا می‌کند، همانطور که اگر شخص بیماری به خواص داروهایی که برای او تجویز شده به طور تفصیل مطلّع شود و از ضرر و زیانهای چیزهایی که برای اوممنوع شده است آگاه گردد، انگیزه قویتری برای مصرف کردن این داروهای تلخ و خودداری از خوردن غذاهای ممنوع خوشمزه، پیدا می‌کند و به یقین یکی از علل طرح این مباحث در کلمات پیامبر (ص) و ائمه معصومین - سلام الله علیهم اجمعین - همین مسئله است .<br/>
 +
نتیجه این که: اوّلاً ما حق داریم از فلسفه احکام بحث کنیم و ثانیاً این بحث، صرفاً یک بحث علمی نیست و فایده عینی و عملی برای عموم مکلّفین دارد. با این بحث کوتاه دربارهٔ فلسفه احکام به بحث «علل تحریم ربا» باز می‌گردیم.<br/>
 +
آنچه از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) و تحلیل عقلی در مورد فلسفه تحریم ربا استفاده می‌شود، این است که تحریم این کار زشت و قبیح حداقل پنج نکته مهم و دلیل عمده دارد .<br/>
 +
نکته اول: ربا «اکل مال به باطل» است .<br/>
 +
توضیح این که مطابق آنچه از قرآن مجید و احادیث استفاده می‌شود، ربا اکل مال به باطل است و بدون شک «اکل مال به باطل» حرام است، بدین جهت ربا نیز حرام است .<br/>
 +
معنی آکل مال به باطل این است که انسان بدون دلیل منطقی و عقلی، درآمدی داشته باشد و به عبارت دیگر اکل به باطل، در آمد بی جهت و بادآورده است .<br/>
 +
«قمار» اکل مال به باطل است، چون در آمدی است بدون دلیل منطقی و شرعی، «شراب فروشی» و درآمد حاصل از آن اکل مال به باطل است چون نه خدمتی به فرد است نه جامعه، بلکه کاری است که به فساد و ننگ و خرابی فرد و جامعه منجر می‌گردد.<br/>
 +
این یک اصل کلّی در تمام ابواب معاملات اسلامی است .<br/>
 +
از آیه‌ای که در مذمّت یهود در سوره نساء آمده است، استفاده می‌شود که رباخواری همانند اکل مال به باطل است ،چون خداوند در این آیه شریفه، ربا خورای را در ردیف اکل مال به باطل قرار داده، می‌فرماید: «فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم طیبات احلت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیراً و اخذهم الربا وقد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذاباً الیماً؛ بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم. و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛و خوردن اموال مردم به باطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم»<ref>خداوند متعال فلسفه نماز را دوری از فحشاء و منکرات می‌داند ؛ و سوره عنکبوت آیه 45 می‌خوانیم: و اقم الصلوة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر. و فلسفه زکاة را طهارت روح و تزکیه نفس بیان می‌کند؛ در سوره توبه آیه 103 آمده است: خذ من الموالهم صدقة تظهیر هم و تزکیهم بها. و در مورد فلسفه حج می‌فرماید: لیشهدوا منافع لهم و ینذکرو اسم الله فی ایام معلومات ؛ ترجمه: «مردم را به انجام مناسک حج دعوت کن تا) د رآنجا منافع (دنیوی و اخروی) که برای مردم است را شاهد و ناظر باشند و در ایام مشخصی یاد خدا کنند.</ref>.<br/>
 +
بنابراین ربا، نوعی اکل مال به باطل و درآمدی است بدون دلیل عقلی و منطقی و بی جهت و در ردیف ثروتهای بادآورده .<br/>
 +
سؤال: به نظر می‌رسد که بعضی از کارهای مشروع در اسلام، مثل مضاربه نیز درآمدی بدون دلیل است، چون سرمایه گذار هیچ زحمتی نمی‌کشد و فقط با استفاده ازسرمایه خود سود می‌برد، همانند رباخواران که زحمتی متحمل نمی‌شوند و پیوسته سود می‌برند.<br/>
 +
جواب: پاسخ این سؤال با توجّه به یک نکته روشن می‌شود و آن این که سرمایه‌ای که در مضاربه مورد استفاده واقع می‌شود اگر مشروع باشد و در راه مشروع نیز بکار گرفته شود و طبق قرار داد مضاربه، معامله و تجارت انجام گیرد، فرق روشنی با ربا دارد، چون اولاً مضاربه کاری معقول و منطقی است که در طریق خدمت جامعه قرار می‌گیرد،در حالی که رباخوار هیچ گونه خدمتی نمی‌کند و ثانیاً در مضاربه، احتمال سود وزیان هر دو هست؛ یعنی سرمایه‌گذار و کارگزار (عامل) هر دو در سود وزیان سهیم هستند.<br/>
 +
در حالی که در ربا احتمال زیان منتفی است و تمام زیانها متوجّه وام گیرنده است. بنابراین مقایسه این دو با هم صحیح نیست و مضاربه و امثال آن همچون سرمایه‌گذاری در کارهای تولیدی وصنعتی و زراعی، هرگز اکل مال به باطل نیست.<br/>
 +
دومین دلیل بر این که رباخواری اکل مال به باطل است، روایتی است که محمد بن سنان <ref>مرحوم شیخ صدوق - رحمة الله علیه - علل احکام را در کتاب پر ارزش خود به نام «علل الشرایع» جمع آوری نموده است؛ همانطور که مرحوم شیخ حرّ عاملی - رضوان الله تعالی علیه - در کتاب با ارزش خود «وسایل الشیعه» که هیچ فقیهی از آن بی نیاز نیست، در هر موضوعی که وارد می‌شود، در بابهای اولیه سراغ علل احکام می‌رود و روایات وارده در این موضوع را نقل می‌کند</ref> از امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیة و الثناء - نقل کرده است: قال الرضا (ع): «و علة تحریم الربا لما نهی الله عزوجل عنه، و لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتری الدرهم بالدرهمین کان ثمن الدرهم درهما، و ثمن الاخر باطلا فبیع الربا و شراؤه و کس علی کل حال علی المشتری و علی البایع فحرم الله عزوجل علی العباد افلربا لعلة فساد الاموال کما حظر علی السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من فساده حتی یونس منه رشد، فلهذه العلة حرم الله عزوجل الربا...؛ حضرت رضا (ع) در این روایت برای حرمت ربا دو دلیل ذکر فرموده است: نخست سخن خداوند متعال در قرآن مجید که از ربا خواری نهی کرده است، دیگر این که ربا خواری اکل مال به باطل است، سپس امام (ع) مثال می‌زند که اگر کسی یک درهم را به دو درهم بفروشد. <ref>سوره نساء، آیه 160 و 161</ref>در این معامله یک درهم در مقابل یک درهم قرار می‌گیرد اما درهم دومی که فروشنده از خریدار می‌گیرد باطل است و دلیل عقلی و منطقی ندارد به همین جهت اکل مال به باطل است از این رو ربا خواری حرام شده است سپس چنین معامله‌ای را که باعث فساد اموال می‌شود به معامله انسان سفیه تشبیه می‌کند؛ یعنی معامله ربوی شبیه معامله سفهی است و معامله سفهی باطل است».<ref>محمد بن سنان از اصحاب امام علی بن موسی الرضا (ع) است و غالباً علل احکام را که حضرت رضا (ع) فرموده است ایشان نقل می‌کند ولی در علم رجال محل بحث و اختلاف است، عدّه‌ای جداً او را توثیق می‌کنند و بعضی تضعیف می‌نمایند و گروه سومی قائل به توقف شده‌اند، ولی نظر به این که ما در اینجا در صدد اثبات حکم شرعی نیستیم، بلکه فلسفه حکم را بیان می‌کنیم مشکلی ایجاد نمی‌شود</ref><br/>
 +
نتیجه این که طبق آیه شریفه و این روایت، ربا خواری نوعی اکل مال به باطل است و به همین جهت تحریم شده است .<br/>
 +
نکته دوّم: ربا باز دارنده مردم از تلاشهای اقتصادی سازنده است .<br/>
 +
ربا سبب می‌شود که مردم از تجارتها و معامله‌های مفید و سودمند، اما پر زحمت و حلال، روی گردان شده، جذب این معامله فاسد و پر درآمد و کم زحمت و حرام بشوند و در این زمینه روایات متعددی داریم .<br/>
 +
عن هشام بن الحکم انه سال ابا عبدالله (ع) عن علة تحریم الربا فقال: انه لو کان الربا حلالا لترک الناس التجاراتو ما یحتاجون الیه فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الی الحلال و الی التجارات من البیع و الشراء فیبقی ذلک بینهم فی القرض <ref>لازم به یادآوری است که ربا دو قسم است:</ref>.<br/>
 +
«هشام بن حکم - که یکی از اصحاب معروف امام صادق (ع) است - از آنحضرت پرسید: چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخواری حلال بود مردم کارهای مفید تجاری و هر آنچه را که به آن احتیاج داشتند <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 11</ref> ترک می‌کردند؛ به همین جهت خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از آن متنفر شوند و به سوی کارهای حلال و تلاشهای اقتصادی مفید بروند ووام فقط به صورت قرض الحسنه باقی بماند». و به عبارت دیگر ربا خواران همیشه سربار جامعه انسانی و افراد مفتخواری هستند و پیوسته خون دیگران را می‌مکند مانند حیوانی که خود تولید خون نمی‌کند و از بدن حیوانات دیگر خون می‌مکد و این کار رباخوار مشمول روایت مشهور حضرت رسول اکرم (ص) است که فرمودند: ملعون من القی کله علی الناس <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 8</ref> «کسی که بار خود را بر دوش جامعه بیفکند و سربار مردم باشد مورد لعن و نفرین است» بانکهای ربوی دنیای امروز نیز، تبدیل به کانون درآمدکاذب شده وروز به روز سرمایه دارتر و در مقابل، مردم فقیرتر و مستصعف‌تر می‌شوند.<br/>
 +
نکته سوم: ربا مصداق بارز ظلم است .<br/>
 +
در آیه ۲۷۹ سوره بقره، ذیل بحث ربا، خواندیم «... لا تظلمون و لا تظلمون»نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم بروید؛ یعنی اگر ربا بگیرید ظلم کرده‌اید پس با ربا گرفتن ظلم نکنید و اگر سرمایه اصلی شما را به شما باز نگردانند به شما ظلم شده است، به همین جهت باید سرمایه اولیه به شما برگردد تا مورد ظلم قرار نگیرید.<br/>
 +
بنابراین آیه فوق، ربا را مصداق ظلم می‌داند و قبح ظلم نیازی به بیان ندارد و به اصطلاح فقها و اصولیّون از مستقلات عقلیّه است .<br/>
 +
در روایت محمد بن سنان نیز خواندیم که امام علی بن موسی الرضا (ع) می‌فرمایند: «.. و لما فی ذلک من الفساد و الظلم...»<ref>جمله «ما یحتاجون الیه» عام است و شامل انواع و اقسام منابع درآمد حلال مثل زراعت، صنعتها، احداث کارخانه‌جات و... می‌شود </ref> و به خاطر این که ربا منشأ فساد و ظلم است ربا حرام شده است .<br/>
  
ولى ما معتقديم: اگر چه دسترسى به علل قسمتى از احكام شرع براى ما مشكل است، ولى در بسيارى از موارد مى‌توانيم به مصالح و مفاسد احكام شرع دست يابيم و تلاش براى وصول به اين مقصد، براى ما به دو دليل مجاز است:<br/>
+
==چرا ربا نوعی ظلم است ؟==
 
+
تمام افرادی که در جامعه فعالیّت اقتصادی دارند هم سود دارند و هم زیان، کارخانه‌ها، مزارع، تجارتها، صنعت‌ها، دامداریها، کارهای خدماتی و... مشمول این قانون هستند و تنها ربا خواران از این قانون مستثنی هستند و فقط سود می‌برند و زیان نمی‌بینند. بنابراین در جامعه‌ای که همه سود و زیان دارند رباخواران سود خالص می‌برند بی آن که کار مفیدی انجام دهند و این ظلم است و مفتخواری وکار بی زحمت، به همین جهت گاه از ربا خواری به «گنج بی رنج» یا سود باد آورده تعبیرکرده‌اند و به همین دلیل ربا خواری یکی از عوامل نظام طبقاتی است، چرا که عدّه قلیلی به خاطر ربا خواری گسترده، همه چیز دارند و تعداد کثیری، فاقد همه چیز هستند و عجیب این که این فاصله طبقاتی، طبق نظریه آگاهان و خبرگان در دنیای امروز، در حال افزایش است و هر چه زمان به پیش می‌رود فاصله بین ثروتمندان و فقراء بیشتر می‌شود، تا آنجا که بعضی از کشورها هر چه درآمد دراند باید به عنوان سود وامهایی که گرفته‌اند بپردازند، و خطرات این امر بر کسی پوشیده نیست .<br/>
۱- نخست اين كه در قرآن مجيد و روايات اسلامى كراراً در مورد آن بحث شده و به اصطلاح به ما چراغ سبز داده شده است كه از فلسفه احكام سخن بگوييم.<br/>
+
و روشن است که چنین دنیا و جامعه‌ای که هر روز فقیرش، فقیرتر و ثروتمندش، ثروتمندتر می‌شود، ظالمانه است؛ چندی قبل آماری دیدم که بسیار تکان دهنده بود؛ این آمار می‌گوید: ۸۰ درصد از ثروت دنیا در دست ۲۰ درصد مردم دنیاست و ۲۰ درصد ثروت دنیا در دست ۸۰ درصد مردم دنیاست، یعنی اگر تعداد مردم دنیا را فرضاً ۱۰۰ نفر در نظر بگیریم و ثروت دنیا را هم ۱۰۰ تومان بدانیم، ۸۰ تومان آن در دست ۲۰ نفر و ۲۰ تومان آن در دست ۸۰ نفر می‌باشد !<br/>
 
+
و به یقین یکی از علتهای عمده این فاصله طبقاتی ربا خواری است و ما باید خداوند متعال را شاکر باشیم که به برکت اسلام و انقلاب اسلامی در حال تحول از این پدیدها خطرناک هستیم، هر چند هنوز به کمال مطلوب نرسیده‌ایم .<br/>
قرآن در مورد فلسفه نماز، زكاة، حج <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 2، حديث 1</ref> و... بحث كرده است و در احاديث معصومين (عليهم السلام) به صورت گسترده‌تر اين موضوع مطرح شده است؛ تا جايى كه بعضى از علماى بزرگ شيعه در اين زمينه كتاب يا كتابهاى مستقلّى تأليف كرده‌اند. <ref>بلكه نديديم كسى به اين دليل در حرمت ربا استدلال كند.</ref>
+
نکته چهارم: ربا باعث تضعیف عواطف انسانی است .<br/>
 
+
ربا خواری باعث بر چیده شدن یا ضعف عواطف انسانی است و این مسئله در چند روایت از معصومین (علیهم السلام) مورد تأکید قرار گرفته است.<br/>
نتيجه اين كه طرح اين مباحث در كتاب و سنّت به طور گسترده دليل بر جواز گفتگو از آن است و اگر جايز نبود نبايد در قرآن مجيد و كلمات معصومين (عليهم السلام) مطرح مى‌شد .<br/>
+
۱- عن سماعة قال: قلت لابی عبدالله (ع): انی قدر أیت الله تعالی قد ذکر الربا فی غیر آیت وکرره؟ قاللا او تدری لم ذاک؟ قلت: لا، قال: لئلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف. <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب مقدمات البیع، باب 6، حدیث 10</ref>
 
+
سماعة - که یکی از روایان معروف حدیث و از اصحاب امام صادق (ع) است می‌گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: چرا خداوند متعال مسئله رابا را در قرآن به طور مکرر مطرح کرده تحریم نموده) است؟!<br/>
۲- همانظور كه قول و فعل معصومين (عليهم السلام) براى ما حجّت است، تقرير آن بزرگان نيز براى ما حجت است و در تاريخ مى‌خوانيم كه بسيارى از اصحاب پيامبر اكرم (ص) يا ائمه اطهار (عليهم السلام) از اين پيشوايان بزرگ در مورد علل احكام سئوال مى‌كردند و آنها پاسخهاى روشنى مى‌دادند و اين خود امضاى عملى از جانب معصومين (عليهم السلام) نسبت به اين كار است وگرنه بايد به نوعى از اين كار منع مى‌فرمودند.<br/>
+
امام فرمود: علت آن را می‌دانی؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: به خاطر این که مردم - در اثر ربا خواری - از کارهای خیر و شایسته (مانند قرض الحسنه) باز نمانند.<br/>
 
+
۲- قال الصادق (ع): «انما حرم الله عزوجل الربا لکیلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف» <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 11</ref> فرمود:«علّت حرمت ربا این است که مردم از کارهای خیر و شایسته باز نمانند». و روایات متعدد دیگری که نزدیک به همین مضمون است. <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 3</ref>
نتيجه اين كه طبق دو دليل بالا، ما اجمالاً مى‌توانيم دربارهٔ مصالح و مفاسد احكام بحث نماييم و از آن آگاه شويم و اين كار قطعاً مجاز است، ولى چنان نيست كه اگر فلسفه حكمى را درك نكنيم بتوانيم آن را ترك كنيم .<br/>
+
منظور از «اصطناع معروف» (انجام کار نیک) در اینجا چیست ؟<br/>
 
+
منظور قرض الحسنه است <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 4</ref> که یکی از مهمترین کارهای عاطفی در جامعه بشری است؛بلکه از صدقه هم برتر و مهمتر است، به همین جهت در روایتی وارد شده است که صدقه ۱۰ حسنه و ثواب دارد و قرض الحسنه ۱۸ ثواب دارد! <ref>وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 9 و 10 و 11</ref>
==فايده بحث از فلسفه احكام==
+
و شاید دلیلش این باشد که قرض الحسنه دو کار می‌کند، نخست این که نیاز نیازمندی را بر طرف می‌کند که این مشترک بین صدقه و قرض الحسنه است .<br/>
پذيرفتيم كه بحث دربارهٔ فلسفه احكام براى ما مجاز است ولى ما كه مى‌دانيم خداوند حكيم است و هيچ يك از كارهاى او بى حساب نيست و حتماً دستورات و قوانين او طبق مصالح ومفاسدى است، بنابراين چه لزومى دارد كه به فلسفه تك تك احكام پى ببريم آيا همين مقدار آگاهى اجمالى - كه هيچ حكمى بى حكمت نيست - كافى نيست؟<br/>
+
دوم این که آبروی افراد نیازمند آبرومندی که برای حفظ آبروی خویش، حاضر به قبول صدقه نیستند را حفظ می‌کند، بنابراین هم رفع نیاز می‌کند و هم حفظ آبرو.<br/>
 
+
و امّا خصوص عدد مذکور شاید بدین جهت باشد که هر کار خیری (به مضمون من جاء بالحسنة فله عشر امثالها) ۱۰ حسنه دارد <ref>همانطور که در روایت محمد بن سنان حدیث 11، باب 1، من ابواب الربا، جلد 12 وسایل الشیعه، این معنی آمده استکه امام رضا (ع) فرمودند: و ترکهم القرض و القرض صنایع المعروف.</ref>و چون قرض دهنده دو کار خیرکرده است (رفع نیاز، حفظ آبرو) بنابراین استحقاق بیست حسنه دارد ولی چون پول وام به او باز می‌گردد، دو حسنه از آن کم می‌شود، لذا قرض الحسنه ۱۸ حسنه دارد و صدقه ۱۰ حسنه، چون در صدقه یک کار خیر بیشتر انجام نشده است. (دقّت فرمایید).<br/>
جواب اين سؤال اين است كه «علم تفصيلى» به فلسفه و علل احكام فايده‌اى دارد كه در علم اجمالى - كه در بالا به آن اشاره شد - حاصل نمى‌شود.<br/>
+
نتیجه این که چهارمین فلسفه حرمت ربا این است که ربا خواری عاطفه انسانی را ضعیف یا نابود می‌کند .<br/>
 
+
زيرا هنگامى كه انسان به مصالح يك تكليف واجب پى ببرد يا ازمفسده يك تكليف حرامآگاه شود به يقين انگيزه قويترى براى انجام آن تكليف و ترك اين حرام پيدا مى‌كند، همانطور كه اگر شخص بيمارى به خواص داروهايى كه براى او تجويز شده به طور تفصيل مطلّع شود و از ضرر و زيانهاى چيزهايى كه براى اوممنوع شده است آگاه گردد، انگيزه قويترى براى مصرف كردن اين داروهاى تلخ و خوددارى از خوردن غذاهاى ممنوع خوشمزه، پيدا مى‌كند و به يقين يكى از علل طرح اين مباحث در كلمات پيامبر (ص) و ائمه معصومين - سلام الله عليهم اجمعين - همين مسئله است .<br/>
+
 
+
نتيجه اين كه: اوّلاً ما حق داريم از فلسفه احكام بحث كنيم و ثانياً اين بحث، صرفاً يك بحث علمى نيست و فايده عينى و عملى براى عموم مكلّفين دارد. با اين بحث كوتاه دربارهٔ فلسفه احكام به بحث «علل تحريم ربا» باز مى‌گرديم.<br/>
+
 
+
آنچه از آيات قرآن و روايات معصومين (عليهم السلام) و تحليل عقلى در مورد فلسفه تحريم ربا استفاده مى‌شود، اين است كه تحريم اين كار زشت و قبيح حداقل پنج نكته مهم و دليل عمده دارد .<br/>
+
 
+
نكته اول: ربا «اكل مال به باطل» است .<br/>
+
توضيح اين كه مطابق آنچه از قرآن مجيد و احاديث استفاده مى‌شود، ربا اكل مال به باطل است و بدون شك «اكل مال به باطل» حرام است، بدين جهت ربا نيز حرام است .<br/>
+
 
+
معنى آكل مال به باطل اين است كه انسان بدون دليل منطقى و عقلى، درآمدى داشته باشد و به عبارت ديگر اكل به باطل، در آمد بى جهت و بادآورده است .<br/>
+
 
+
«قمار» اكل مال به باطل است، چون در آمدى است بدون دليل منطقى و شرعى، «شراب فروشى» و درآمد حاصل از آن اكل مال به باطل است چون نه خدمتى به فرد است نه جامعه، بلكه كارى است كه به فساد و ننگ و خرابى فرد و جامعه منجر مى‌گردد.<br/>
+
 
+
اين يك اصل كلّى در تمام ابواب معاملات اسلامى است .<br/>
+
 
+
از آيه‌اى كه در مذمّت يهود در سوره نساء آمده است، استفاده مى‌شود كه رباخوارى همانند اكل مال به باطل است ،چون خداوند در اين آيه شريفه، ربا خوراى را در رديف اكل مال به باطل قرار داده، مى‌فرمايد: «فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبات احلت لهم و بصدهم عن سبيل الله كثيراً و اخذهم الربا وقد نهوا عنه و اكلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للكافرين منهم عذاباً اليماً؛ بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم. و (همچنين) بخاطر ربا گرفتن، در حالى كه از آن نهى شده بودند؛و خوردن اموال مردم به باطل؛ و براى كافران آنها، عذاب دردناكى آماده كرده‌ايم»<ref>خداوند متعال فلسفه نماز را دورى از فحشاء و منكرات مى‌داند ؛ و سوره عنكبوت آيه 45 مى‌خوانيم: و اقم الصلوة ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر. و فلسفه زكاة را طهارت روح و تزكيه نفس بيان مى‌كند؛ در سوره توبه آيه 103 آمده است: خذ من الموالهم صدقة تظهير هم و تزكيهم بها. و در مورد فلسفه حج مى‌فرمايد: ليشهدوا منافع لهم و ينذكرو اسم الله فى ايام معلومات ؛ ترجمه: «مردم را به انجام مناسك حج دعوت كن تا) د رآنجا منافع (دنيوى و اخروى) كه براى مردم است را شاهد و ناظر باشند و در ايام مشخصى ياد خدا كنند.</ref>.<br/>
+
 
+
بنابراين ربا، نوعى اكل مال به باطل و درآمدى است بدون دليل عقلى و منطقى و بى جهت و در رديف ثروتهاى بادآورده .<br/>
+
 
+
سؤال: به نظر مى‌رسد كه بعضى از كارهاى مشروع در اسلام، مثل مضاربه نيز درآمدى بدون دليل است، چون سرمايه گذار هيچ زحمتى نمى‌كشد و فقط با استفاده ازسرمايه خود سود مى‌برد، همانند رباخواران كه زحمتى متحمل نمى‌شوند و پيوسته سود مى‌برند.<br/>
+
 
+
جواب: پاسخ اين سؤال با توجّه به يك نكته روشن مى‌شود و آن اين كه سرمايه‌اى كه در مضاربه مورد استفاده واقع مى‌شود اگر مشروع باشد و در راه مشروع نيز بكار گرفته شود و طبق قرار داد مضاربه، معامله و تجارت انجام گيرد، فرق روشنى با ربا دارد، چون اولاً مضاربه كارى معقول و منطقى است كه در طريق خدمت جامعه قرار مى‌گيرد،در حالى كه رباخوار هيچ گونه خدمتى نمى‌كند و ثانياً در مضاربه، احتمال سود وزيان هر دو هست؛ يعنى سرمايه‌گذار و كارگزار (عامل) هر دو در سود وزيان سهيم هستند.<br/>
+
 
+
در حالى كه در ربا احتمال زيان منتفى است و تمام زيانها متوجّه وام گيرنده است. بنابراين مقايسه اين دو با هم صحيح نيست و مضاربه و امثال آن همچون سرمايه‌گذارى در كارهاى توليدى وصنعتى و زراعى، هرگز اكل مال به باطل نيست.<br/>
+
 
+
دومين دليل بر اين كه رباخوارى اكل مال به باطل است، روايتى است كه محمد بن سنان <ref>مرحوم شيخ صدوق - رحمة الله عليه - علل احكام را در كتاب پر ارزش خود به نام «علل الشرايع» جمع آورى نموده است؛ همانطور كه مرحوم شيخ حرّ عاملى - رضوان الله تعالى عليه - در كتاب با ارزش خود «وسايل الشيعه» كه هيچ فقيهى از آن بى نياز نيست، در هر موضوعى كه وارد مى‌شود، در بابهاى اوليه سراغ علل احكام مى‌رود و روايات وارده در اين موضوع را نقل مى‌كند</ref> از امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا - عليه آلاف التحية و الثناء - نقل كرده است: قال الرضا (ع): «و علة تحريم الربا لما نهى الله عزوجل عنه، و لما فيه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشترى الدرهم بالدرهمين كان ثمن الدرهم درهما، و ثمن الاخر باطلا فبيع الربا و شراؤه و كس على كل حال على المشترى و على البايع فحرم الله عزوجل على العباد افلربا لعلة فساد الاموال كما حظر على السفيه ان يدفع اليه ماله لما يتخوف عليه من فساده حتى يونس منه رشد، فلهذه العلة حرم الله عزوجل الربا...؛ حضرت رضا (ع) در اين روايت براى حرمت ربا دو دليل ذكر فرموده است: نخست سخن خداوند متعال در قرآن مجيد كه از ربا خوارى نهى كرده است، ديگر اين كه ربا خوارى اكل مال به باطل است، سپس امام (ع) مثال مى‌زند كه اگر كسى يك درهم را به دو درهم بفروشد. <ref>سوره نساء، آيه 160 و 161</ref>در اين معامله يك درهم در مقابل يك درهم قرار مى‌گيرد اما درهم دومى كه فروشنده از خريدار مى‌گيرد باطل است و دليل عقلى و منطقى ندارد به همين جهت اكل مال به باطل است از اين رو ربا خوارى حرام شده است سپس چنين معامله‌اى را كه باعث فساد اموال مى‌شود به معامله انسان سفيه تشبيه مى‌كند؛ يعنى معامله ربوى شبيه معامله سفهى است و معامله سفهى باطل است».<ref>محمد بن سنان از اصحاب امام على بن موسى الرضا (ع) است و غالباً علل احكام را كه حضرت رضا (ع) فرموده است ايشان نقل مى‌كند ولى در علم رجال محل بحث و اختلاف است، عدّه‌اى جداً او را توثيق مى‌كنند و بعضى تضعيف مى‌نمايند و گروه سومى قائل به توقف شده‌اند، ولى نظر به اين كه ما در اينجا در صدد اثبات حكم شرعى نيستيم، بلكه فلسفه حكم را بيان مى‌كنيم مشكلى ايجاد نمى‌شود</ref><br/>
+
 
+
نتيجه اين كه طبق آيه شريفه و اين روايت، ربا خوارى نوعى اكل مال به باطل است و به همين جهت تحريم شده است .<br/>
+
 
+
* * *
+
نكته دوّم: ربا باز دارنده مردم از تلاشهاى اقتصادى سازنده است .<br/>
+
ربا سبب مى‌شود كه مردم از تجارتها و معامله‌هاى مفيد و سودمند، اما پر زحمت و حلال، روى گردان شده، جذب اين معامله فاسد و پر درآمد و كم زحمت و حرام بشوند و در اين زمينه روايات متعددى داريم .<br/>
+
 
+
عن هشام بن الحكم انه سال ابا عبدالله (ع) عن علة تحريم الربا فقال: انه لو كان الربا حلالا لترك الناس التجاراتو ما يحتاجون اليه فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الى الحلال و الى التجارات من البيع و الشراء فيبقى ذلك بينهم فى القرض <ref>لازم به يادآورى است كه ربا دو قسم است:</ref>.<br/>
+
 
+
«هشام بن حكم - كه يكى از اصحاب معروف امام صادق (ع) است - از آنحضرت پرسيد: چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخوارى حلال بود مردم كارهاى مفيد تجارى و هر آنچه را كه به آن احتياج داشتند <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 11</ref> ترك مى‌كردند؛ به همين جهت خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از آن متنفر شوند و به سوى كارهاى حلال و تلاشهاى اقتصادى مفيد بروند ووام فقط به صورت قرض الحسنه باقى بماند». و به عبارت ديگر ربا خواران هميشه سربار جامعه انسانى و افراد مفتخوارى هستند و پيوسته خون ديگران را مى‌مكند مانند حيوانى كه خود توليد خون نمى‌كند و از بدن حيوانات ديگر خون مى‌مكد و اين كار رباخوار مشمول روايت مشهور حضرت رسول اكرم (ص) است كه فرمودند: ملعون من القى كله على الناس <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 8</ref> «كسى كه بار خود را بر دوش جامعه بيفكند و سربار مردم باشد مورد لعن و نفرين است» بانكهاى ربوى دنياى امروز نيز، تبديل به كانون درآمدكاذب شده وروز به روز سرمايه دارتر و در مقابل، مردم فقيرتر و مستصعف‌تر مى‌شوند.<br/>
+
 
+
نكته سوم: ربا مصداق بارز ظلم است .<br/>
+
در آيه ۲۷۹ سوره بقره، ذيل بحث ربا، خوانديم «... لا تظلمون و لا تظلمون»نه ظلم كنيد و نه زير بار ظلم برويد؛ يعنى اگر ربا بگيريد ظلم كرده‌ايد پس با ربا گرفتن ظلم نكنيد و اگر سرمايه اصلى شما را به شما باز نگردانند به شما ظلم شده است، به همين جهت بايد سرمايه اوليه به شما برگردد تا مورد ظلم قرار نگيريد.<br/>
+
 
+
بنابراين آيه فوق، ربا را مصداق ظلم مى‌داند و قبح ظلم نيازى به بيان ندارد و به اصطلاح فقها و اصوليّون از مستقلات عقليّه است .<br/>
+
 
+
در روايت محمد بن سنان نيز خوانديم كه امام على بن موسى الرضا (ع) مى‌فرمايند: «.. و لما فى ذلك من الفساد و الظلم...»<ref>جمله «ما يحتاجون اليه» عام است و شامل انواع و اقسام منابع درآمد حلال مثل زراعت، صنعتها، احداث كارخانه‌جات و... مى‌شود </ref> و به خاطر اين كه ربا منشأ فساد و ظلم است ربا حرام شده است .<br/>
+
 
+
==چرا ربا نوعى ظلم است ؟==
+
تمام افرادى كه در جامعه فعاليّت اقتصادى دارند هم سود دارند و هم زيان، كارخانه‌ها، مزارع، تجارتها، صنعت‌ها، دامداريها، كارهاى خدماتى و... مشمول اين قانون هستند و تنها ربا خواران از اين قانون مستثنى هستند و فقط سود مى‌برند و زيان نمى‌بينند. بنابراين در جامعه‌اى كه همه سود و زيان دارند رباخواران سود خالص مى‌برند بى آن كه كار مفيدى انجام دهند و اين ظلم است و مفتخوارى وكار بى زحمت، به همين جهت گاه از ربا خوارى به «گنج بى رنج» يا سود باد آورده تعبيركرده‌اند و به همين دليل ربا خوارى يكى از عوامل نظام طبقاتى است، چرا كه عدّه قليلى به خاطر ربا خوارى گسترده، همه چيز دارند و تعداد كثيرى، فاقد همه چيز هستند و عجيب اين كه اين فاصله طبقاتى، طبق نظريه آگاهان و خبرگان در دنياى امروز، در حال افزايش است و هر چه زمان به پيش مى‌رود فاصله بين ثروتمندان و فقراء بيشتر مى‌شود، تا آنجا كه بعضى از كشورها هر چه درآمد دراند بايد به عنوان سود وامهايى كه گرفته‌اند بپردازند، و خطرات اين امر بر كسى پوشيده نيست .<br/>
+
 
+
و روشن است كه چنين دنيا و جامعه‌اى كه هر روز فقيرش، فقيرتر و ثروتمندش، ثروتمندتر مى‌شود، ظالمانه است؛ چندى قبل آمارى ديدم كه بسيار تكان دهنده بود؛ اين آمار مى‌گويد: ۸۰ درصد از ثروت دنيا در دست ۲۰ درصد مردم دنياست و ۲۰ درصد ثروت دنيا در دست ۸۰ درصد مردم دنياست، يعنى اگر تعداد مردم دنيا را فرضاً ۱۰۰ نفر در نظر بگيريم و ثروت دنيا را هم ۱۰۰ تومان بدانيم، ۸۰ تومان آن در دست ۲۰ نفر و ۲۰ تومان آن در دست ۸۰ نفر مى‌باشد !<br/>
+
 
+
و به يقين يكى از علتهاى عمده اين فاصله طبقاتى ربا خوارى است و ما بايد خداوند متعال را شاكر باشيم كه به بركت اسلام و انقلاب اسلامى در حال تحول از اين پديدها خطرناك هستيم، هر چند هنوز به كمال مطلوب نرسيده‌ايم .<br/>
+
 
+
* * *
+
نكته چهارم: ربا باعث تضعيف عواطف انسانى است .<br/>
+
ربا خوارى باعث بر چيده شدن يا ضعف عواطف انسانى است و اين مسئله در چند روايت از معصومين (عليهم السلام) مورد تأكيد قرار گرفته است.<br/>
+
 
+
۱- عن سماعة قال: قلت لابى عبدالله (ع): انى قدر أيت الله تعالى قد ذكر الربا فى غير آيت وكرره؟ قاللا او تدرى لم ذاك؟ قلت: لا، قال: لئلا يمتنع الناس من اصطناع المعروف. <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب مقدمات البيع، باب 6، حديث 10</ref>
+
 
+
سماعة - كه يكى از روايان معروف حديث و از اصحاب امام صادق (ع) است مى‌گويد: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: چرا خداوند متعال مسئله رابا را در قرآن به طور مكرر مطرح كرده تحريم نموده) است؟!<br/>
+
 
+
امام فرمود: علت آن را مى‌دانى؟ عرض كردم: نه، حضرت فرمود: به خاطر اين كه مردم - در اثر ربا خوارى - از كارهاى خير و شايسته (مانند قرض الحسنه) باز نمانند.<br/>
+
 
+
۲- قال الصادق (ع): «انما حرم الله عزوجل الربا لكيلا يمتنع الناس من اصطناع المعروف» <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 11</ref> فرمود:«علّت حرمت ربا اين است كه مردم از كارهاى خير و شايسته باز نمانند». و روايات متعدد ديگرى كه نزديك به همين مضمون است. <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 3</ref>
+
 
+
منظور از «اصطناع معروف» (انجام كار نيك) در اينجا چيست ؟<br/>
+
منظور قرض الحسنه است <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 4</ref> كه يكى از مهمترين كارهاى عاطفى در جامعه بشرى است؛بلكه از صدقه هم برتر و مهمتر است، به همين جهت در روايتى وارد شده است كه صدقه ۱۰ حسنه و ثواب دارد و قرض الحسنه ۱۸ ثواب دارد! <ref>وسايل الشيعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حديث 9 و 10 و 11</ref>
+
 
+
و شايد دليلش اين باشد كه قرض الحسنه دو كار مى‌كند، نخست اين كه نياز نيازمندى را بر طرف مى‌كند كه اين مشترك بين صدقه و قرض الحسنه است .<br/>
+
 
+
دوم اين كه آبروى افراد نيازمند آبرومندى كه براى حفظ آبروى خويش، حاضر به قبول صدقه نيستند را حفظ ميكند، بنابراين هم رفع نياز مى‌كند و هم حفظ آبرو.<br/>
+
 
+
و امّا خصوص عدد مذكور شايد بدين جهت باشد كه هر كار خيرى (به مضمون من جاء بالحسنة فله عشر امثالها) ۱۰ حسنه دارد <ref>همانطور که در روایت محمد بن سنان حدیث 11، باب 1، من ابواب الربا، جلد 12 وسایل الشیعه، این معنی آمده استکه امام رضا (ع) فرمودند: و ترکهم القرض و القرض صنایع المعروف.</ref>و چون قرض دهنده دو كار خيركرده است (رفع نياز، حفظ آبرو) بنابراين استحقاق بيست حسنه دارد ولى چون پول وام به او باز مى‌گردد، دو حسنه از آن كم مى‌شود، لذا قرض الحسنه ۱۸ حسنه دارد و صدقه ۱۰ حسنه، چون در صدقه يك كار خير بيشتر انجام نشده است. (دقّت فرماييد).<br/>
+
 
+
نتيجه اين كه چهارمين فلسفه حرمت ربا اين است كه ربا خوارى عاطفه انسانى را ضعيف يا نابود مى‌كند .<br/>
+
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۶

فلسفه تحریم ربا

فلسفه تحریم ربا

چرا خداوند بزرگ ربا خواری را حرام کرده است؟ چرا اسلام، آن را این قدر تقبیح نموده است؟ و چرا این همه آیات و روایات در نکوهش آن وارد شده است؟ این سؤالی است که همه می‌خواهند پاسخ آن را بدانند.
قبل از ورود به این بحث و پاسخ به این سئوال، لازم است به عنوان مقدّمه، بحث کوتاهی در مورد علل و مصالح احکام داشته باشیم .

آیا بحث از علل احکام برای ما جایز است ؟

بعضی می‌گویند: هنگامی که دستوری از سوی خداوند حکیم صادر شد، باید آن را بی چون و چرا اجرا کرد، و ما را نرسد که دربارهٔ علل آن گفتگو بکنیم، بعلاوه مصالح احکام غالباً امور اسرارآمیزی است که بر ما پوشیده است .
ولی ما معتقدیم: اگر چه دسترسی به علل قسمتی از احکام شرع برای ما مشکل است، ولی در بسیاری از موارد می‌توانیم به مصالح و مفاسد احکام شرع دست یابیم و تلاش برای وصول به این مقصد، برای ما به دو دلیل مجاز است:
۱- نخست این که در قرآن مجید و روایات اسلامی کراراً در مورد آن بحث شده و به اصطلاح به ما چراغ سبز داده شده است که از فلسفه احکام سخن بگوییم.
قرآن در مورد فلسفه نماز، زکاة، حج [۱] و... بحث کرده است و در احادیث معصومین (علیهم السلام) به صورت گسترده‌تر این موضوع مطرح شده است؛ تا جایی که بعضی از علمای بزرگ شیعه در این زمینه کتاب یا کتابهای مستقلّی تألیف کرده‌اند. [۲] نتیجه این که طرح این مباحث در کتاب و سنّت به طور گسترده دلیل بر جواز گفتگو از آن است و اگر جایز نبود نباید در قرآن مجید و کلمات معصومین (علیهم السلام) مطرح می‌شد .
۲- همانظور که قول و فعل معصومین (علیهم السلام) برای ما حجّت است، تقریر آن بزرگان نیز برای ما حجت است و در تاریخ می‌خوانیم که بسیاری از اصحاب پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اطهار (علیهم السلام) از این پیشوایان بزرگ در مورد علل احکام سئوال می‌کردند و آنها پاسخهای روشنی می‌دادند و این خود امضای عملی از جانب معصومین (علیهم السلام) نسبت به این کار است وگرنه باید به نوعی از این کار منع می‌فرمودند.
نتیجه این که طبق دو دلیل بالا، ما اجمالاً می‌توانیم دربارهٔ مصالح و مفاسد احکام بحث نماییم و از آن آگاه شویم و این کار قطعاً مجاز است، ولی چنان نیست که اگر فلسفه حکمی را درک نکنیم بتوانیم آن را ترک کنیم .

فایده بحث از فلسفه احکام

پذیرفتیم که بحث دربارهٔ فلسفه احکام برای ما مجاز است ولی ما که می‌دانیم خداوند حکیم است و هیچ یک از کارهای او بی حساب نیست و حتماً دستورات و قوانین او طبق مصالح ومفاسدی است، بنابراین چه لزومی دارد که به فلسفه تک تک احکام پی ببریم آیا همین مقدار آگاهی اجمالی - که هیچ حکمی بی حکمت نیست - کافی نیست؟
جواب این سؤال این است که «علم تفصیلی» به فلسفه و علل احکام فایده‌ای دارد که در علم اجمالی - که در بالا به آن اشاره شد - حاصل نمی‌شود.
زیرا هنگامی که انسان به مصالح یک تکلیف واجب پی ببرد یا ازمفسده یک تکلیف حرامآگاه شود به یقین انگیزه قویتری برای انجام آن تکلیف و ترک این حرام پیدا می‌کند، همانطور که اگر شخص بیماری به خواص داروهایی که برای او تجویز شده به طور تفصیل مطلّع شود و از ضرر و زیانهای چیزهایی که برای اوممنوع شده است آگاه گردد، انگیزه قویتری برای مصرف کردن این داروهای تلخ و خودداری از خوردن غذاهای ممنوع خوشمزه، پیدا می‌کند و به یقین یکی از علل طرح این مباحث در کلمات پیامبر (ص) و ائمه معصومین - سلام الله علیهم اجمعین - همین مسئله است .
نتیجه این که: اوّلاً ما حق داریم از فلسفه احکام بحث کنیم و ثانیاً این بحث، صرفاً یک بحث علمی نیست و فایده عینی و عملی برای عموم مکلّفین دارد. با این بحث کوتاه دربارهٔ فلسفه احکام به بحث «علل تحریم ربا» باز می‌گردیم.
آنچه از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) و تحلیل عقلی در مورد فلسفه تحریم ربا استفاده می‌شود، این است که تحریم این کار زشت و قبیح حداقل پنج نکته مهم و دلیل عمده دارد .
نکته اول: ربا «اکل مال به باطل» است .
توضیح این که مطابق آنچه از قرآن مجید و احادیث استفاده می‌شود، ربا اکل مال به باطل است و بدون شک «اکل مال به باطل» حرام است، بدین جهت ربا نیز حرام است .
معنی آکل مال به باطل این است که انسان بدون دلیل منطقی و عقلی، درآمدی داشته باشد و به عبارت دیگر اکل به باطل، در آمد بی جهت و بادآورده است .
«قمار» اکل مال به باطل است، چون در آمدی است بدون دلیل منطقی و شرعی، «شراب فروشی» و درآمد حاصل از آن اکل مال به باطل است چون نه خدمتی به فرد است نه جامعه، بلکه کاری است که به فساد و ننگ و خرابی فرد و جامعه منجر می‌گردد.
این یک اصل کلّی در تمام ابواب معاملات اسلامی است .
از آیه‌ای که در مذمّت یهود در سوره نساء آمده است، استفاده می‌شود که رباخواری همانند اکل مال به باطل است ،چون خداوند در این آیه شریفه، ربا خورای را در ردیف اکل مال به باطل قرار داده، می‌فرماید: «فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم طیبات احلت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیراً و اخذهم الربا وقد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذاباً الیماً؛ بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم. و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛و خوردن اموال مردم به باطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم»[۳].
بنابراین ربا، نوعی اکل مال به باطل و درآمدی است بدون دلیل عقلی و منطقی و بی جهت و در ردیف ثروتهای بادآورده .
سؤال: به نظر می‌رسد که بعضی از کارهای مشروع در اسلام، مثل مضاربه نیز درآمدی بدون دلیل است، چون سرمایه گذار هیچ زحمتی نمی‌کشد و فقط با استفاده ازسرمایه خود سود می‌برد، همانند رباخواران که زحمتی متحمل نمی‌شوند و پیوسته سود می‌برند.
جواب: پاسخ این سؤال با توجّه به یک نکته روشن می‌شود و آن این که سرمایه‌ای که در مضاربه مورد استفاده واقع می‌شود اگر مشروع باشد و در راه مشروع نیز بکار گرفته شود و طبق قرار داد مضاربه، معامله و تجارت انجام گیرد، فرق روشنی با ربا دارد، چون اولاً مضاربه کاری معقول و منطقی است که در طریق خدمت جامعه قرار می‌گیرد،در حالی که رباخوار هیچ گونه خدمتی نمی‌کند و ثانیاً در مضاربه، احتمال سود وزیان هر دو هست؛ یعنی سرمایه‌گذار و کارگزار (عامل) هر دو در سود وزیان سهیم هستند.
در حالی که در ربا احتمال زیان منتفی است و تمام زیانها متوجّه وام گیرنده است. بنابراین مقایسه این دو با هم صحیح نیست و مضاربه و امثال آن همچون سرمایه‌گذاری در کارهای تولیدی وصنعتی و زراعی، هرگز اکل مال به باطل نیست.
دومین دلیل بر این که رباخواری اکل مال به باطل است، روایتی است که محمد بن سنان [۴] از امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیة و الثناء - نقل کرده است: قال الرضا (ع): «و علة تحریم الربا لما نهی الله عزوجل عنه، و لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتری الدرهم بالدرهمین کان ثمن الدرهم درهما، و ثمن الاخر باطلا فبیع الربا و شراؤه و کس علی کل حال علی المشتری و علی البایع فحرم الله عزوجل علی العباد افلربا لعلة فساد الاموال کما حظر علی السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من فساده حتی یونس منه رشد، فلهذه العلة حرم الله عزوجل الربا...؛ حضرت رضا (ع) در این روایت برای حرمت ربا دو دلیل ذکر فرموده است: نخست سخن خداوند متعال در قرآن مجید که از ربا خواری نهی کرده است، دیگر این که ربا خواری اکل مال به باطل است، سپس امام (ع) مثال می‌زند که اگر کسی یک درهم را به دو درهم بفروشد. [۵]در این معامله یک درهم در مقابل یک درهم قرار می‌گیرد اما درهم دومی که فروشنده از خریدار می‌گیرد باطل است و دلیل عقلی و منطقی ندارد به همین جهت اکل مال به باطل است از این رو ربا خواری حرام شده است سپس چنین معامله‌ای را که باعث فساد اموال می‌شود به معامله انسان سفیه تشبیه می‌کند؛ یعنی معامله ربوی شبیه معامله سفهی است و معامله سفهی باطل است».[۶]
نتیجه این که طبق آیه شریفه و این روایت، ربا خواری نوعی اکل مال به باطل است و به همین جهت تحریم شده است .
نکته دوّم: ربا باز دارنده مردم از تلاشهای اقتصادی سازنده است .
ربا سبب می‌شود که مردم از تجارتها و معامله‌های مفید و سودمند، اما پر زحمت و حلال، روی گردان شده، جذب این معامله فاسد و پر درآمد و کم زحمت و حرام بشوند و در این زمینه روایات متعددی داریم .
عن هشام بن الحکم انه سال ابا عبدالله (ع) عن علة تحریم الربا فقال: انه لو کان الربا حلالا لترک الناس التجاراتو ما یحتاجون الیه فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الی الحلال و الی التجارات من البیع و الشراء فیبقی ذلک بینهم فی القرض [۷].
«هشام بن حکم - که یکی از اصحاب معروف امام صادق (ع) است - از آنحضرت پرسید: چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخواری حلال بود مردم کارهای مفید تجاری و هر آنچه را که به آن احتیاج داشتند [۸] ترک می‌کردند؛ به همین جهت خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از آن متنفر شوند و به سوی کارهای حلال و تلاشهای اقتصادی مفید بروند ووام فقط به صورت قرض الحسنه باقی بماند». و به عبارت دیگر ربا خواران همیشه سربار جامعه انسانی و افراد مفتخواری هستند و پیوسته خون دیگران را می‌مکند مانند حیوانی که خود تولید خون نمی‌کند و از بدن حیوانات دیگر خون می‌مکد و این کار رباخوار مشمول روایت مشهور حضرت رسول اکرم (ص) است که فرمودند: ملعون من القی کله علی الناس [۹] «کسی که بار خود را بر دوش جامعه بیفکند و سربار مردم باشد مورد لعن و نفرین است» بانکهای ربوی دنیای امروز نیز، تبدیل به کانون درآمدکاذب شده وروز به روز سرمایه دارتر و در مقابل، مردم فقیرتر و مستصعف‌تر می‌شوند.
نکته سوم: ربا مصداق بارز ظلم است .
در آیه ۲۷۹ سوره بقره، ذیل بحث ربا، خواندیم «... لا تظلمون و لا تظلمون»نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم بروید؛ یعنی اگر ربا بگیرید ظلم کرده‌اید پس با ربا گرفتن ظلم نکنید و اگر سرمایه اصلی شما را به شما باز نگردانند به شما ظلم شده است، به همین جهت باید سرمایه اولیه به شما برگردد تا مورد ظلم قرار نگیرید.
بنابراین آیه فوق، ربا را مصداق ظلم می‌داند و قبح ظلم نیازی به بیان ندارد و به اصطلاح فقها و اصولیّون از مستقلات عقلیّه است .
در روایت محمد بن سنان نیز خواندیم که امام علی بن موسی الرضا (ع) می‌فرمایند: «.. و لما فی ذلک من الفساد و الظلم...»[۱۰] و به خاطر این که ربا منشأ فساد و ظلم است ربا حرام شده است .

چرا ربا نوعی ظلم است ؟

تمام افرادی که در جامعه فعالیّت اقتصادی دارند هم سود دارند و هم زیان، کارخانه‌ها، مزارع، تجارتها، صنعت‌ها، دامداریها، کارهای خدماتی و... مشمول این قانون هستند و تنها ربا خواران از این قانون مستثنی هستند و فقط سود می‌برند و زیان نمی‌بینند. بنابراین در جامعه‌ای که همه سود و زیان دارند رباخواران سود خالص می‌برند بی آن که کار مفیدی انجام دهند و این ظلم است و مفتخواری وکار بی زحمت، به همین جهت گاه از ربا خواری به «گنج بی رنج» یا سود باد آورده تعبیرکرده‌اند و به همین دلیل ربا خواری یکی از عوامل نظام طبقاتی است، چرا که عدّه قلیلی به خاطر ربا خواری گسترده، همه چیز دارند و تعداد کثیری، فاقد همه چیز هستند و عجیب این که این فاصله طبقاتی، طبق نظریه آگاهان و خبرگان در دنیای امروز، در حال افزایش است و هر چه زمان به پیش می‌رود فاصله بین ثروتمندان و فقراء بیشتر می‌شود، تا آنجا که بعضی از کشورها هر چه درآمد دراند باید به عنوان سود وامهایی که گرفته‌اند بپردازند، و خطرات این امر بر کسی پوشیده نیست .
و روشن است که چنین دنیا و جامعه‌ای که هر روز فقیرش، فقیرتر و ثروتمندش، ثروتمندتر می‌شود، ظالمانه است؛ چندی قبل آماری دیدم که بسیار تکان دهنده بود؛ این آمار می‌گوید: ۸۰ درصد از ثروت دنیا در دست ۲۰ درصد مردم دنیاست و ۲۰ درصد ثروت دنیا در دست ۸۰ درصد مردم دنیاست، یعنی اگر تعداد مردم دنیا را فرضاً ۱۰۰ نفر در نظر بگیریم و ثروت دنیا را هم ۱۰۰ تومان بدانیم، ۸۰ تومان آن در دست ۲۰ نفر و ۲۰ تومان آن در دست ۸۰ نفر می‌باشد !
و به یقین یکی از علتهای عمده این فاصله طبقاتی ربا خواری است و ما باید خداوند متعال را شاکر باشیم که به برکت اسلام و انقلاب اسلامی در حال تحول از این پدیدها خطرناک هستیم، هر چند هنوز به کمال مطلوب نرسیده‌ایم .
نکته چهارم: ربا باعث تضعیف عواطف انسانی است .
ربا خواری باعث بر چیده شدن یا ضعف عواطف انسانی است و این مسئله در چند روایت از معصومین (علیهم السلام) مورد تأکید قرار گرفته است.
۱- عن سماعة قال: قلت لابی عبدالله (ع): انی قدر أیت الله تعالی قد ذکر الربا فی غیر آیت وکرره؟ قاللا او تدری لم ذاک؟ قلت: لا، قال: لئلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف. [۱۱] سماعة - که یکی از روایان معروف حدیث و از اصحاب امام صادق (ع) است می‌گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: چرا خداوند متعال مسئله رابا را در قرآن به طور مکرر مطرح کرده (و تحریم نموده) است؟!
امام فرمود: علت آن را می‌دانی؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: به خاطر این که مردم - در اثر ربا خواری - از کارهای خیر و شایسته (مانند قرض الحسنه) باز نمانند.
۲- قال الصادق (ع): «انما حرم الله عزوجل الربا لکیلا یمتنع الناس من اصطناع المعروف» [۱۲] فرمود:«علّت حرمت ربا این است که مردم از کارهای خیر و شایسته باز نمانند». و روایات متعدد دیگری که نزدیک به همین مضمون است. [۱۳] منظور از «اصطناع معروف» (انجام کار نیک) در اینجا چیست ؟
منظور قرض الحسنه است [۱۴] که یکی از مهمترین کارهای عاطفی در جامعه بشری است؛بلکه از صدقه هم برتر و مهمتر است، به همین جهت در روایتی وارد شده است که صدقه ۱۰ حسنه و ثواب دارد و قرض الحسنه ۱۸ ثواب دارد! [۱۵] و شاید دلیلش این باشد که قرض الحسنه دو کار می‌کند، نخست این که نیاز نیازمندی را بر طرف می‌کند که این مشترک بین صدقه و قرض الحسنه است .
دوم این که آبروی افراد نیازمند آبرومندی که برای حفظ آبروی خویش، حاضر به قبول صدقه نیستند را حفظ می‌کند، بنابراین هم رفع نیاز می‌کند و هم حفظ آبرو.
و امّا خصوص عدد مذکور شاید بدین جهت باشد که هر کار خیری (به مضمون من جاء بالحسنة فله عشر امثالها) ۱۰ حسنه دارد [۱۶]و چون قرض دهنده دو کار خیرکرده است (رفع نیاز، حفظ آبرو) بنابراین استحقاق بیست حسنه دارد ولی چون پول وام به او باز می‌گردد، دو حسنه از آن کم می‌شود، لذا قرض الحسنه ۱۸ حسنه دارد و صدقه ۱۰ حسنه، چون در صدقه یک کار خیر بیشتر انجام نشده است. (دقّت فرمایید).
نتیجه این که چهارمین فلسفه حرمت ربا این است که ربا خواری عاطفه انسانی را ضعیف یا نابود می‌کند .

پانویس

  1. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 2، حدیث 1
  2. بلکه ندیدیم کسی به این دلیل در حرمت ربا استدلال کند.
  3. خداوند متعال فلسفه نماز را دوری از فحشاء و منکرات می‌داند ؛ و سوره عنکبوت آیه 45 می‌خوانیم: و اقم الصلوة ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر. و فلسفه زکاة را طهارت روح و تزکیه نفس بیان می‌کند؛ در سوره توبه آیه 103 آمده است: خذ من الموالهم صدقة تظهیر هم و تزکیهم بها. و در مورد فلسفه حج می‌فرماید: لیشهدوا منافع لهم و ینذکرو اسم الله فی ایام معلومات ؛ ترجمه: «مردم را به انجام مناسک حج دعوت کن تا) د رآنجا منافع (دنیوی و اخروی) که برای مردم است را شاهد و ناظر باشند و در ایام مشخصی یاد خدا کنند.
  4. مرحوم شیخ صدوق - رحمة الله علیه - علل احکام را در کتاب پر ارزش خود به نام «علل الشرایع» جمع آوری نموده است؛ همانطور که مرحوم شیخ حرّ عاملی - رضوان الله تعالی علیه - در کتاب با ارزش خود «وسایل الشیعه» که هیچ فقیهی از آن بی نیاز نیست، در هر موضوعی که وارد می‌شود، در بابهای اولیه سراغ علل احکام می‌رود و روایات وارده در این موضوع را نقل می‌کند
  5. سوره نساء، آیه 160 و 161
  6. محمد بن سنان از اصحاب امام علی بن موسی الرضا (ع) است و غالباً علل احکام را که حضرت رضا (ع) فرموده است ایشان نقل می‌کند ولی در علم رجال محل بحث و اختلاف است، عدّه‌ای جداً او را توثیق می‌کنند و بعضی تضعیف می‌نمایند و گروه سومی قائل به توقف شده‌اند، ولی نظر به این که ما در اینجا در صدد اثبات حکم شرعی نیستیم، بلکه فلسفه حکم را بیان می‌کنیم مشکلی ایجاد نمی‌شود
  7. لازم به یادآوری است که ربا دو قسم است:
  8. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 11
  9. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 8
  10. جمله «ما یحتاجون الیه» عام است و شامل انواع و اقسام منابع درآمد حلال مثل زراعت، صنعتها، احداث کارخانه‌جات و... می‌شود
  11. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب مقدمات البیع، باب 6، حدیث 10
  12. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 11
  13. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 3
  14. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 4
  15. وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب الربا، باب 1، حدیث 9 و 10 و 11
  16. همانطور که در روایت محمد بن سنان حدیث 11، باب 1، من ابواب الربا، جلد 12 وسایل الشیعه، این معنی آمده استکه امام رضا (ع) فرمودند: و ترکهم القرض و القرض صنایع المعروف.
منبع: سایت تبیان زنجان - تاریخ برداشت : 95/05/04
بازگشت به گرفتن ربا