فرهنگ مصادیق:حبط اعمال یا ظلم؟!: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> حبط اعمال یا ظلم؟! </div>
 
<div class="head1"> حبط اعمال یا ظلم؟! </div>
==آیا حبط اعمال منافى عدل الهى نیست؟==
+
==آیا حبط اعمال منافی عدل الهی نیست؟==
 
پاسخ:
 
پاسخ:
  
مشهور است كه متكلمین شیعه و اشاعره منكر احباط و معتزله معتقد به آن می‌باشند. از سوی دیگر بدون شك بر اساس آیات متعدد قرآن احباط در بعضی موارد ثابت می‌باشد مانند احباط اعمال كسی كه مرتد گشته و بدون توبه می‌میرد. برای فهم درست مسئله باید دقت نمود كه احباطی كه شیعه منكر آن است به چه معنا است و آنچه آیات الهی اثبات می كند چیست؟<br/>
+
مشهور است که متکلمین شیعه و اشاعره منکر احباط و معتزله معتقد به آن می‌باشند. از سوی دیگر بدون شک بر اساس آیات متعدد قرآن احباط در بعضی موارد ثابت می‌باشد مانند احباط اعمال کسی که مرتد گشته و بدون توبه می‌میرد. برای فهم درست مسئله باید دقت نمود که احباطی که شیعه منکر آن است به چه معنا است و آنچه آیات الهی اثبات می‌کند چیست؟<br/>
  
ابتدا دیدگاه معتزله كه معتقد به احباط می‌باشند بیان می‌شود یعنی همان دیدگاهی كه شیعه منكر آن شده است.<br/>
+
ابتدا دیدگاه معتزله که معتقد به احباط می‌باشند بیان می‌شود یعنی همان دیدگاهی که شیعه منکر آن شده است.<br/>
  
معتزله معتقد بودند كه بین هر گناه و هر عمل صالحی رابطه احباط است اما در نحوه رابطه آنها دیدگاه‌های مختلفی داشتند:<br/>
+
معتزله معتقد بودند که بین هر گناه و هر عمل صالحی رابطه احباط است اما در نحوه رابطه آنها دیدگاه‌های مختلفی داشتند:<br/>
  
۱- گناهان زیاد حسنات كم را نابود می كند بی آنكه حسنات تأثیری در كم شدن گناهان داشته باشد پس اگر كسی گناهانش بیش از اعمال صالحش باشد تنها همان گناهان برای او ثبت می‌شود.<br/>
+
۱- گناهان زیاد حسنات کم را نابود می‌کند بی آنکه حسنات تأثیری در کم شدن گناهان داشته باشد پس اگر کسی گناهانش بیش از اعمال صالحش باشد تنها همان گناهان برای او ثبت می‌شود.<br/>
  
۲- گناهان زیاد حسنات كم را نابود می كند ولی به میزان حسنات از گناهان كم می‌شود.<br/>
+
۲- گناهان زیاد حسنات کم را نابود می‌کند ولی به میزان حسنات از گناهان کم می‌شود.<br/>
  
 
در هر دو نظر بالا تقدم و تأخر گناه و عمل صالح مطرح نیست.<br/>
 
در هر دو نظر بالا تقدم و تأخر گناه و عمل صالح مطرح نیست.<br/>
  
۳- گناه متأخر مطلقا (چه كم چه زیاد) عمل صالح متقدم را نابود می كند.<br/>
+
۳- گناه متأخر مطلقا (چه کم چه زیاد) عمل صالح متقدم را نابود می‌کند.<br/>
  
نظر اول و سوم موجب ظلم است زیرا عمل صالح هیچ تأثیری نداشته و هیچ انگاشته شده است. اما نظر دوم در عین اینكه ظلم نیست با آیات متعددی كه دلالت بر ثواب اعمال صالح مطلقا (حتی در فرض وجود گناه) دارد منافات پیدا كرده و لازمه آن خلف وعده توسط خدای متعال است.<br/>
+
نظر اول و سوم موجب ظلم است زیرا عمل صالح هیچ تأثیری نداشته و هیچ انگاشته شده است. اما نظر دوم در عین اینکه ظلم نیست با آیات متعددی که دلالت بر ثواب اعمال صالح مطلقا (حتی در فرض وجود گناه) دارد منافات پیدا کرده و لازمه آن خلف وعده توسط خدای متعال است.<br/>
  
شیعه چنین احباطی را منكر شده یعنی رابطه احباط بین هر گناه با هر عمل صالحی كه منجر به ظلم یا خلف وعده الهی می‌شود.<br/>
+
شیعه چنین احباطی را منکر شده یعنی رابطه احباط بین هر گناه با هر عمل صالحی که منجر به ظلم یا خلف وعده الهی می‌شود.<br/>
در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می كند كه پاداش و كیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد كه رابطه مولویت و عبودیت كاملا قطع شود مثل ارتداد و شرك كه در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود
+
در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می‌کند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود
  
اما آیات قرآن نوع دیگری از احباط را اثبات می كند كه متكلمین شیعه نیز آن را پذیرفته‌اند. به عنوان نمونه چند آیه ذكر می‌شود:<br/>
+
اما آیات قرآن نوع دیگری از احباط را اثبات می‌کند که متکلمین شیعه نیز آن را پذیرفته‌اند. به عنوان نمونه چند آیه ذکر می‌شود:<br/>
  
۱- «من یرتدد منكم عن دینه فیمت و هو كافر فأولئك حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخره» <ref>بقره، 217</ref> و كسانی از شما كه از دین خود برگردند و در حال كفر بمیرند آنان كردارهایشان در دنیا و آخرت تباه می‌شود.<br/>
+
۱- «من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فأولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخره» <ref>بقره، 217</ref> و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه می‌شود.<br/>
  
۲- «لئن اشركت لیحبطن عملك» <ref>زمر، 65</ref> اگر مشرك گردی عمل تو تباه می‌گردد.<br/>
+
۲- «لئن اشرکت لیحبطن عملک» <ref>زمر، 65</ref> اگر مشرک گردی عمل تو تباه می‌گردد.<br/>
  
مرحوم علامه در بحث مفصلی دربارهٔ حبط اعمال برای رد نظریه معتزله دو دلیل ذكر كرده‌اند:<br/>
+
مرحوم علامه در بحث مفصلی دربارهٔ حبط اعمال برای رد نظریه معتزله دو دلیل ذکر کرده‌اند:<br/>
  
 
اول:<br/>
 
اول:<br/>
  
خداوند می‌فرماید «و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم و الله غفور رحیم» <ref>توبه، 103</ref> و دیگرانی هستند كه به گناهان خود اعتراف كرده و كار شایسته را با كار دیگری كه بد است در آمیخته‌اند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد كه خدا آمرزنده مهربان است.<br/>
+
خداوند می‌فرماید «و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم و الله غفور رحیم» <ref>توبه، 103</ref> و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با کار دیگری که بد است در آمیخته‌اند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد که خدا آمرزنده مهربان است.<br/>
  
این آیه به وضوح بیان می‌نماید كه اعمال انسان مختلف است (بعضی گناه و بعضی عمل صالح است) و تا الحاق توبه الهی، به حال خود باقی می‌ماند و این یعنی عدم احباط.<br/>
+
این آیه به وضوح بیان می‌نماید که اعمال انسان مختلف است (بعضی گناه و بعضی عمل صالح است) و تا الحاق توبه الهی، به حال خود باقی می‌ماند و این یعنی عدم احباط.<br/>
دوم: در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می كند كه پاداش و كیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد كه رابطه مولویت و عبودیت كاملا قطع شود مثل ارتداد و شرك كه در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود.<br/>
+
دوم: در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می‌کند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود.<br/>
  
اگر كسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور كامل با خدا قطع كند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت كه استحقاق حبط عمل بواسطه كفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است
+
اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است
  
اعمال در سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی انسان مۆثر است. «فمن اتبع هدای فلا یضل و لا یشقی و من اعرض عن ذكری فان له معیشه ضنكا و نحشره یوم القیامه اعمی» <ref>طه، 123و124</ref> هر كس از هدایتم پیروی كند نه گمراه می‌شود و نه تیره بخت، و هر كس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می كنیم.<br/>
+
اعمال در سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی انسان مۆثر است. «فمن اتبع هدای فلا یضل و لا یشقی و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی» <ref>طه، 123و124</ref> هر کس از هدایتم پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه تیره بخت، و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم.<br/>
  
سبب اصلی تأثیر اعمال در سعادت و شقاوت در سوره محمد آیه یازدهم چنین بیان می‌شود: «ذلك بأن الله مولی الذین آمنوا و ان الكافرین لا مولی لهم» چرا كه خدا سرپرست كسانی است كه ایمان آورده‌اند ولی كافران را سرپرست (و یاری) نیست.<br/>
+
سبب اصلی تأثیر اعمال در سعادت و شقاوت در سوره محمد آیه یازدهم چنین بیان می‌شود: «ذلک بأن الله مولی الذین آمنوا و ان الکافرین لا مولی لهم» چرا که خدا سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند ولی کافران را سرپرست (و یاری) نیست.<br/>
  
بنابراین اگر كسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور كامل با خدا قطع كند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت كه استحقاق حبط عمل بواسطه كفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است.<br/>
+
بنابراین اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است.<br/>
  
پس شیعه معتقد به احباط به معنای معتزلی نیست ولی حبط به معنایی كه در آیات قرآن بیان شده مورد قبول بوده و منجر به ظلم نمی‌شود.
+
پس شیعه معتقد به احباط به معنای معتزلی نیست ولی حبط به معنایی که در آیات قرآن بیان شده مورد قبول بوده و منجر به ظلم نمی‌شود.
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}

نسخهٔ ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۰

حبط اعمال یا ظلم؟!

آیا حبط اعمال منافی عدل الهی نیست؟

پاسخ:

مشهور است که متکلمین شیعه و اشاعره منکر احباط و معتزله معتقد به آن می‌باشند. از سوی دیگر بدون شک بر اساس آیات متعدد قرآن احباط در بعضی موارد ثابت می‌باشد مانند احباط اعمال کسی که مرتد گشته و بدون توبه می‌میرد. برای فهم درست مسئله باید دقت نمود که احباطی که شیعه منکر آن است به چه معنا است و آنچه آیات الهی اثبات می‌کند چیست؟

ابتدا دیدگاه معتزله که معتقد به احباط می‌باشند بیان می‌شود یعنی همان دیدگاهی که شیعه منکر آن شده است.

معتزله معتقد بودند که بین هر گناه و هر عمل صالحی رابطه احباط است اما در نحوه رابطه آنها دیدگاه‌های مختلفی داشتند:

۱- گناهان زیاد حسنات کم را نابود می‌کند بی آنکه حسنات تأثیری در کم شدن گناهان داشته باشد پس اگر کسی گناهانش بیش از اعمال صالحش باشد تنها همان گناهان برای او ثبت می‌شود.

۲- گناهان زیاد حسنات کم را نابود می‌کند ولی به میزان حسنات از گناهان کم می‌شود.

در هر دو نظر بالا تقدم و تأخر گناه و عمل صالح مطرح نیست.

۳- گناه متأخر مطلقا (چه کم چه زیاد) عمل صالح متقدم را نابود می‌کند.

نظر اول و سوم موجب ظلم است زیرا عمل صالح هیچ تأثیری نداشته و هیچ انگاشته شده است. اما نظر دوم در عین اینکه ظلم نیست با آیات متعددی که دلالت بر ثواب اعمال صالح مطلقا (حتی در فرض وجود گناه) دارد منافات پیدا کرده و لازمه آن خلف وعده توسط خدای متعال است.

شیعه چنین احباطی را منکر شده یعنی رابطه احباط بین هر گناه با هر عمل صالحی که منجر به ظلم یا خلف وعده الهی می‌شود.
در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می‌کند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود

اما آیات قرآن نوع دیگری از احباط را اثبات می‌کند که متکلمین شیعه نیز آن را پذیرفته‌اند. به عنوان نمونه چند آیه ذکر می‌شود:

۱- «من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فأولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخره» [۱] و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه می‌شود.

۲- «لئن اشرکت لیحبطن عملک» [۲] اگر مشرک گردی عمل تو تباه می‌گردد.

مرحوم علامه در بحث مفصلی دربارهٔ حبط اعمال برای رد نظریه معتزله دو دلیل ذکر کرده‌اند:

اول:

خداوند می‌فرماید «و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم و الله غفور رحیم» [۳] و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با کار دیگری که بد است در آمیخته‌اند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد که خدا آمرزنده مهربان است.

این آیه به وضوح بیان می‌نماید که اعمال انسان مختلف است (بعضی گناه و بعضی عمل صالح است) و تا الحاق توبه الهی، به حال خود باقی می‌ماند و این یعنی عدم احباط.
دوم: در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل می‌کند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه می‌دهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال می‌شود.

اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است

اعمال در سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی انسان مۆثر است. «فمن اتبع هدای فلا یضل و لا یشقی و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی» [۴] هر کس از هدایتم پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه تیره بخت، و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم.

سبب اصلی تأثیر اعمال در سعادت و شقاوت در سوره محمد آیه یازدهم چنین بیان می‌شود: «ذلک بأن الله مولی الذین آمنوا و ان الکافرین لا مولی لهم» چرا که خدا سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند ولی کافران را سرپرست (و یاری) نیست.

بنابراین اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمی‌شود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است.

پس شیعه معتقد به احباط به معنای معتزلی نیست ولی حبط به معنایی که در آیات قرآن بیان شده مورد قبول بوده و منجر به ظلم نمی‌شود.

پانویس

  1. بقره، 217
  2. زمر، 65
  3. توبه، 103
  4. طه، 123و124
منبع:سایت تبیان - تاریخ برداشت : 95/05/29
بازگشت به تبعیض نژادی