فرهنگ مصادیق:راه‌های نفوذ شیطان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> راه‌های نفوذ شیطان </div>
 
<div class="head1"> راه‌های نفوذ شیطان </div>
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
+
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
دو تا بحث ماه رمضان امسال يعني رمضان نود، دو بحث راجع به شيطان داشتيم. بعد ديديم هنوز شيطان از خانه‌ي ما بيرون نرفته، باز هم بحث دارد. اين بحث سومش است. و آن اين است كه شيطان چگونه انسان را گول مي‌زند. موضوع بحثمان اين است. مورد نياز همه‌ي ما هم هست. موضوع: سومين بحث راه‌هاي نفوذ شيطان.<br/>
+
دو تا بحث ماه رمضان امسال یعنی رمضان نود، دو بحث راجع به شیطان داشتیم. بعد دیدیم هنوز شیطان از خانه‌ی ما بیرون نرفته، باز هم بحث دارد. این بحث سومش است. و آن این است که شیطان چگونه انسان را گول می‌زند. موضوع بحثمان این است. مورد نیاز همه‌ی ما هم هست. موضوع: سومین بحث راه‌های نفوذ شیطان.<br/>
  
يك راهش را گفتيم تزيين است، روي تزيين يك بحث داشتيم. تزيين يعني زينت مي‌دهد. يعني زشتي را زيبا جلوه مي‌دهد. مثل غذاي مسمومي كه يك موادي به آن مي‌زنند كه اين شيرين شود. گول زنك، مثل طلاي بدلي، مثل پول قلابي، گول مي‌زند از راه تزيين. مي‌گويد: ببين اگر حجابت اينطور باشد خواهند گفت: اُمُّلي! خواهند گفت: اُمُّلي. بايد روشنفكر باشي. مثلاً روشنفكري را به اين رقم لباس مي‌داند. يا مثلاً فكر مي‌كند كه اگر چنين شود، چنين مي‌شود. تزيين است. راجع به تزيين، حدود بيست نكته گفتيم كه از چه راه‌هايي چه چيزي را با چه چيزي تزيين مي‌كند.<br/>
+
یک راهش را گفتیم تزیین است، روی تزیین یک بحث داشتیم. تزیین یعنی زینت می‌دهد. یعنی زشتی را زیبا جلوه می‌دهد. مثل غذای مسمومی که یک موادی به آن می‌زنند که این شیرین شود. گول زنک، مثل طلای بدلی، مثل پول قلابی، گول می‌زند از راه تزیین. می‌گوید: ببین اگر حجابت اینطور باشد خواهند گفت: اُمُّلی! خواهند گفت: اُمُّلی. باید روشنفکر باشی. مثلاً روشنفکری را به این رقم لباس می‌داند. یا مثلاً فکر می‌کند که اگر چنین شود، چنین می‌شود. تزیین است. راجع به تزیین، حدود بیست نکته گفتیم که از چه راه‌هایی چه چیزی را با چه چیزی تزیین می‌کند.<br/>
  
==۱- شيوه نفوذ شيطان، گام به گام==
+
==۱- شیوه نفوذ شیطان، گام به گام==
  
راه دوم تدريج است. درجه درجه، يعني كم كم، گام به گام، ۱- تزيين بود كه گفتيم. يعني زيباسازي. در يك جلسه گفتيم. ۲- گام به گام. گام به گام را قرآن مي‌گويد: «خُطُوات‏» <ref>بقره/168</ref> در آيه‌هاي قرآن كلمه‌ي «خُطُوه» يعني گام. «خُطُوات‏»... «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطان‏» يعني چه؟ يعني اول شما را سيگاري مي‌كند. بعد كه عقبش رفتي، ترياكي مي‌شوي. بعد از ترياكي الي آخر... اول يك جك مي‌گويد. بعد لبخند مي‌زني. بعد با او دست مي‌دهي. بعد با او روبوسي مي‌كني. همينطور ذره ذره شما را مي‌برد. «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطان‏» اول زنگ دوچرخه را مي‌دزدد. بعد دوچرخه مي‌دزدد. بعد موتور مي دزدد. بعد ماشين مي‌دزدد.  بعد كشتي آهن را در دريا مي‌دزدد. بعد نفت مي‌دزدد. يعني اين گام به گام. و لذا به ما گفتند: دروغ شوخي را هم نگوييد. چون شوخي كم كم به جدي مي‌كشد.<br/>
+
راه دوم تدریج است. درجه درجه، یعنی کم کم، گام به گام، ۱- تزیین بود که گفتیم. یعنی زیباسازی. در یک جلسه گفتیم. ۲- گام به گام. گام به گام را قرآن می‌گوید: «خُطُوات‏» <ref>بقره/168</ref> در آیه‌های قرآن کلمه‌ی «خُطُوه» یعنی گام. «خُطُوات‏»... «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» یعنی چه؟ یعنی اول شما را سیگاری می‌کند. بعد که عقبش رفتی، تریاکی می‌شوی. بعد از تریاکی الی آخر... اول یک جک می‌گوید. بعد لبخند می‌زنی. بعد با او دست می‌دهی. بعد با او روبوسی می‌کنی. همینطور ذره ذره شما را می‌برد. «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» اول زنگ دوچرخه را می‌دزدد. بعد دوچرخه می‌دزدد. بعد موتور می‌دزدد. بعد ماشین می‌دزدد.  بعد کشتی آهن را در دریا می‌دزدد. بعد نفت می‌دزدد. یعنی این گام به گام. و لذا به ما گفتند: دروغ شوخی را هم نگویید. چون شوخی کم کم به جدی می‌کشد.<br/>
  
چطوري گام به گام؟ اول از دور مي‌آيد پرتاب مي‌كند. گام اول، پرتاب. يعني نمي‌تواند نزديك شما شود. مثل آدم‌هايي كه مي‌خواهي به او توهين كني نمي‌شود. مثلاً پليس ايستاده، نمي‌شود به او توهين كرد. شاه اينطور بود. دانشجوهاي انقلابي وقتي شاه خارج مي‌رفت، از دور به او گوجه پرت مي‌كردند. اين گوجه به ماشينش بخورد، يعني هم شاه را تحقير كنند، هم نزديكش نمي‌شد بيايي. يعني پرتاب. آيه‌ي پرتاب اين است. «أَلْقَى» يعني پرتاب مي‌كند. «أَلْقَى الشَّيْطان‏» <ref>حج/52</ref> يعني شيطان به او پرتاب مي‌كند. اين يك مورد.<br/>
+
چطوری گام به گام؟ اول از دور می‌آید پرتاب می‌کند. گام اول، پرتاب. یعنی نمی‌تواند نزدیک شما شود. مثل آدم‌هایی که می‌خواهی به او توهین کنی نمی‌شود. مثلاً پلیس ایستاده، نمی‌شود به او توهین کرد. شاه اینطور بود. دانشجوهای انقلابی وقتی شاه خارج می‌رفت، از دور به او گوجه پرت می‌کردند. این گوجه به ماشینش بخورد، یعنی هم شاه را تحقیر کنند، هم نزدیکش نمی‌شد بیایی. یعنی پرتاب. آیه‌ی پرتاب این است. «أَلْقَی» یعنی پرتاب می‌کند. «أَلْقَی الشَّیْطان‏» <ref>حج/52</ref> یعنی شیطان به او پرتاب می‌کند. این یک مورد.<br/>
  
گام دوم، قدم دوم تماس. تماس مي‌گيرد. آيه‌ي تماس چيست؟ آيه‌ي تماس اين است كه مي‌گويد: «مَس‏» يعني تماس. «مَس‏» و تماس يكي است. «مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ» <ref>اعراف/201</ref> «طائف» طواف يعني دوره گرد. «طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ» يعني شيطان‌هاي دوره‌گرد با او تماس مي‌گيرند. گام دوم بايد بنويسم.<br/>
+
گام دوم، قدم دوم تماس. تماس می‌گیرد. آیه‌ی تماس چیست؟ آیه‌ی تماس این است که می‌گوید: «مَس‏» یعنی تماس. «مَس‏» و تماس یکی است. «مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» <ref>اعراف/201</ref> «طائف» طواف یعنی دوره گرد. «طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» یعنی شیطان‌های دوره‌گرد با او تماس می‌گیرند. گام دوم باید بنویسم.<br/>
  
گام سوم ورود پيدا مي‌كند. آيه‌ي ورود را همه‌ي شما حفظ هستيد. «يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النَّاسِ» <ref>ناس/5</ref>، «يُوَسْوِسُ في‏»، «في» يعني داخل مي‌رود. «يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النَّاسِ» يعني وارد روح مي‌شود.<br/>
+
گام سوم ورود پیدا می‌کند. آیه‌ی ورود را همه‌ی شما حفظ هستید. «یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النَّاسِ» <ref>ناس/5</ref>، «یُوَسْوِسُ فی‏»، «فی» یعنی داخل می‌رود. «یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النَّاسِ» یعنی وارد روح می‌شود.<br/>
  
گام چهارم اين است كه... گام چهارم... آنجا قرارگاهش مي‌شود. آيه‌اش اين است. «فَهُوَ لَه»، «فَهُوَ لَهُ قَرينٌ» <ref>زخرف/36</ref> فلاني با او قرين است، «قرين» مقرون، مقارن، يعني ديگر وقتي رفت، مثل بعضي‌ها كه يكجايي مي‌نشينند ديگر بلند نمي‌شوند. مي‌ايستد! «فَهُوَ لَهُ قَرينٌ» بعد قرين كه شد...<br/>
+
گام چهارم این است که... گام چهارم... آنجا قرارگاهش می‌شود. آیه‌اش این است. «فَهُوَ لَه»، «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» <ref>زخرف/36</ref> فلانی با او قرین است، «قرین» مقرون، مقارن، یعنی دیگر وقتی رفت، مثل بعضی‌ها که یکجایی می‌نشینند دیگر بلند نمی‌شوند. می‌ایستد! «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» بعد قرین که شد...<br/>
  
گام پنجم، مي‌شود «حِزْبُ الشَّيْطان» حزب مي‌شود. كه قرآن مي‌فرمايد: «حِزْبُ الشَّيْطان». «حِزْبُ الشَّيْطان» هم در قرآن هست.<br/>
+
گام پنجم، می‌شود «حِزْبُ الشَّیْطان» حزب می‌شود. که قرآن می‌فرماید: «حِزْبُ الشَّیْطان». «حِزْبُ الشَّیْطان» هم در قرآن هست.<br/>
  
گام ششم، شيطان بر او مسلط مي‌شود. «إِنَّما سُلْطانُهُ» سلطان يعني سلطنت. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ» <ref>نحل/100</ref> يعني شيطان بر او تسلط پيدا مي‌كند. يعني قدرت را از او مي‌گيرد. گام هفتم اصلاً خودش شيطان مي‌شود. هركاري شيطان مي‌كند اين هم انجام مي‌دهد. اصلاً شيطان مي‌شود. اين گام به گام است.<br/>
+
گام ششم، شیطان بر او مسلط می‌شود. «إِنَّما سُلْطانُهُ» سلطان یعنی سلطنت. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» <ref>نحل/100</ref> یعنی شیطان بر او تسلط پیدا می‌کند. یعنی قدرت را از او می‌گیرد. گام هفتم اصلاً خودش شیطان می‌شود. هرکاری شیطان می‌کند این هم انجام می‌دهد. اصلاً شیطان می‌شود. این گام به گام است.<br/>
  
==۲- سوء ظن، زمينه‌ي تجسس و غيبت==
+
==۲- سوء ظن، زمینه‌ی تجسس و غیبت==
  
تقريباً خيلي از گناه‌ها همينطور است. مثلاً چطور ما غيبت مي‌كنيم؟ اول سوءظن پيدا مي‌كنيم. سوءظن كه پيدا كرديم، خاله وارسي مي‌كنيم. اينجا هم مي‌گويند: خاله‌وارس!؟ نمي‌گويند؟ خاله زنك؟! يعني تجسس مي‌كنيم. اول به ذهنمان مي‌آيد كه به نظرم اين چنين مي‌خواهد بكند. سوءظن كه پيدا كردي، به زبان مي‌گوييم. يعني اول سوءظن بعد تجسس، بعد غيبت. ولذا قرآن وقتي دستور مي‌دهد، آيه‌ي اول اين است كه مي‌گويد «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» <ref>حجرات/12</ref> سوءظن نبريد. اگر سوءظن بردي، دنبال نكن، گام دومش را بايست. «لا تَجَسَّسُوا» <ref>حجرات/12</ref> تجسس نكن. اگر سوءظن بردي، تجسس هم كردي، عيب را فهميدي، زبانت را كنترل كن. پس اول مي‌گويد: ذهنت را پاك كن. اگر ذهنت آلوده شد مي‌گويد: چشمت را از تجسس پاك كن. اگر چشمت هم آلوده شد، هم سوءظن بردي، فكرت آلوده شد، چشمت هم تجسسي كردي يك چيزي را فهميدي، زبانت را حفظ كن. «وَ لَا يَغْتَب‏» <ref>حجرات/12</ref> يعني اين سه آيه پشت سر هم است، منتهي اول مي‌گويد: سوءظن ممنوع، بعد مي‌گويد: تجسس ممنوع، بعد مي‌گويد: غيبت ممنوع!<br/>
+
تقریباً خیلی از گناه‌ها همینطور است. مثلاً چطور ما غیبت می‌کنیم؟ اول سوءظن پیدا می‌کنیم. سوءظن که پیدا کردیم، خاله وارسی می‌کنیم. اینجا هم می‌گویند: خاله‌وارس!؟ نمی‌گویند؟ خاله زنک؟! یعنی تجسس می‌کنیم. اول به ذهنمان می‌آید که به نظرم این چنین می‌خواهد بکند. سوءظن که پیدا کردی، به زبان می‌گوییم. یعنی اول سوءظن بعد تجسس، بعد غیبت. ولذا قرآن وقتی دستور می‌دهد، آیه‌ی اول این است که می‌گوید «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» <ref>حجرات/12</ref> سوءظن نبرید. اگر سوءظن بردی، دنبال نکن، گام دومش را بایست. «لا تَجَسَّسُوا» <ref>حجرات/12</ref> تجسس نکن. اگر سوءظن بردی، تجسس هم کردی، عیب را فهمیدی، زبانت را کنترل کن. پس اول می‌گوید: ذهنت را پاک کن. اگر ذهنت آلوده شد می‌گوید: چشمت را از تجسس پاک کن. اگر چشمت هم آلوده شد، هم سوءظن بردی، فکرت آلوده شد، چشمت هم تجسسی کردی یک چیزی را فهمیدی، زبانت را حفظ کن. «وَ لَا یَغْتَب‏» <ref>حجرات/12</ref> یعنی این سه آیه پشت سر هم است، منتهی اول می‌گوید: سوءظن ممنوع، بعد می‌گوید: تجسس ممنوع، بعد می‌گوید: غیبت ممنوع!<br/>
  
لقمه‌ي حرام هم همينطور است. اول آقا كم‌فروشي مي‌كند. نصفش را من مي‌گويم، نصفش را شما بگوييد. «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ» <ref>مطففين/1</ref> «مطفف» يعني كم‌فروش. اول آدم كم‌فروشي مي‌كند. كم‌فروشي كه كرد، لقمه‌ي حرام مي‌خورد. لقمه‌ي حرام آدم را فاسد مي‌كند. پشت سر «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ» اين آيه است. «إِنَّ كِتابَ الفُجَّار» <ref>مطففين/7</ref> فجّار يعني فاجر، فاسق شود. بعد فاسق كه شد، ادامه كه پيدا كرد، اصلاً زيرش مي‌زند. «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ» <ref>مطففين/10</ref> واي به دروغگوها! يعني اول مطفف است. يعني اول لقمه‌ي حرام مي‌خورد، بعد از لقمه‌ي حرام فاسد مي‌شود، بعد از فاسد مكذب مي‌شود. تكذيب مي‌كند، زيرش مي‌زند. امام حسين روز عاشورا فرمود: لقمه‌ي حرام خورديد، طرفدار يزيد شديد، بعد امام كش شديد. يعني اول لقمه‌ي حرام، بعد طرفداري از بني اميه، بعد كشتن «سيد شباب اهل الجنه» كشتن امام حسين!<br/>
+
لقمه‌ی حرام هم همینطور است. اول آقا کم‌فروشی می‌کند. نصفش را من می‌گویم، نصفش را شما بگویید. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» <ref>مطففین/1</ref> «مطفف» یعنی کم‌فروش. اول آدم کم‌فروشی می‌کند. کم‌فروشی که کرد، لقمه‌ی حرام می‌خورد. لقمه‌ی حرام آدم را فاسد می‌کند. پشت سر «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» این آیه است. «إِنَّ کِتابَ الفُجَّار» <ref>مطففین/7</ref> فجّار یعنی فاجر، فاسق شود. بعد فاسق که شد، ادامه که پیدا کرد، اصلاً زیرش می‌زند. «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ» <ref>مطففین/10</ref> وای به دروغگوها! یعنی اول مطفف است. یعنی اول لقمه‌ی حرام می‌خورد، بعد از لقمه‌ی حرام فاسد می‌شود، بعد از فاسد مکذب می‌شود. تکذیب می‌کند، زیرش می‌زند. امام حسین روز عاشورا فرمود: لقمه‌ی حرام خوردید، طرفدار یزید شدید، بعد امام کش شدید. یعنی اول لقمه‌ی حرام، بعد طرفداری از بنی امیه، بعد کشتن «سید شباب اهل الجنه» کشتن امام حسین!<br/>
  
==۳- تشبيه گام‌هاي شيطان به تخم‌گذاري در روح انسان==
+
==۳- تشبیه گام‌های شیطان به تخم‌گذاری در روح انسان==
  
اين بياني كه در قرآن هست، «القي، مَس، في صُدُورِ النَّاسِ، فَهُوَ لَهُ قَرينٌ، اولئك حِزْبُ الشَّيْطان، إِنَّما سُلْطانُهُ..». «شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏» <ref>انعام/112</ref> اين را حضرت امير هم با يك بيان ديگر دارد. بيان حضرت امير مشابه اين است. مي‌گويد كه: «باض» شيطان اول تخم‌گذاري مي‌كند. «باض» بيضه، يعني تخم‌گذاري. «باض» شيطان اول تخم مي‌ريزد. بعد از اينكه تخم‌گذاري كرد، «فَرَّخ» جوجه درمي‌آيد. بعد «دَبَ» جوجه‌ها راه مي‌افتند. بعد از «دَبَ» مي‌گويد: «دَرَج» رشد پيدا مي‌كنند. بعد ديگر به جايي مي‌رسد كه «ينظر باعينهم» اصلاً نگاه‌هايش شيطاني است. نگاه‌هايش شيطاني است. «ينطق بألسنتهم‏» يعني اصلاً وجودش شيطان مي‌شود. فكر شيطاني، نگاه شيطاني، هركاري مي‌كند، همه چيز را با يك رنگ مي‌بيند. آدم‌هايي هستند سياسي، تمام وجودشان سياسي است. فلاني رفت عيادت فلاني؟ اينها رفتند براي انتخابات جلسه دارند. افطاري داد؟ افطاري نيست اين خانه‌ي تيمي است. رفيق‌هايش را جمع كرده به اسم افطاري مي‌خواهند، يعني اصلاً فكر نمي‌كند كه يك كاري را مثلاً براي خدا، كسي انجام دهد. هركسي براساس فكرش، دارد يك حرف‌هايي را مي‌زند. خوب دعا كنم همه‌ي شما و اينهايي كه پاي تلويزيون هستند آمين بگويند. خدايا! تو را به آبروي آبرومندانت ما را از گامهاي شيطان همه‌ي ما را حفظ بفرما. آن مقداري هم كه دنبالش رفتيم، ما را ببخش و بيامرز. گام اول تزيين، گام دوم گام به گام. ديگر چه مي‌كند؟<br/>
+
این بیانی که در قرآن هست، «القی، مَس، فی صُدُورِ النَّاسِ، فَهُوَ لَهُ قَرینٌ، اولئک حِزْبُ الشَّیْطان، إِنَّما سُلْطانُهُ..». «شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏» <ref>انعام/112</ref> این را حضرت امیر هم با یک بیان دیگر دارد. بیان حضرت امیر مشابه این است. می‌گوید که: «باض» شیطان اول تخم‌گذاری می‌کند. «باض» بیضه، یعنی تخم‌گذاری. «باض» شیطان اول تخم می‌ریزد. بعد از اینکه تخم‌گذاری کرد، «فَرَّخ» جوجه درمی‌آید. بعد «دَبَ» جوجه‌ها راه می‌افتند. بعد از «دَبَ» می‌گوید: «دَرَج» رشد پیدا می‌کنند. بعد دیگر به جایی می‌رسد که «ینظر باعینهم» اصلاً نگاه‌هایش شیطانی است. نگاه‌هایش شیطانی است. «ینطق بألسنتهم‏» یعنی اصلاً وجودش شیطان می‌شود. فکر شیطانی، نگاه شیطانی، هرکاری می‌کند، همه چیز را با یک رنگ می‌بیند. آدم‌هایی هستند سیاسی، تمام وجودشان سیاسی است. فلانی رفت عیادت فلانی؟ اینها رفتند برای انتخابات جلسه دارند. افطاری داد؟ افطاری نیست این خانه‌ی تیمی است. رفیق‌هایش را جمع کرده به اسم افطاری می‌خواهند، یعنی اصلاً فکر نمی‌کند که یک کاری را مثلاً برای خدا، کسی انجام دهد. هرکسی براساس فکرش، دارد یک حرف‌هایی را می‌زند. خوب دعا کنم همه‌ی شما و اینهایی که پای تلویزیون هستند آمین بگویند. خدایا! تو را به آبروی آبرومندانت ما را از گامهای شیطان همه‌ی ما را حفظ بفرما. آن مقداری هم که دنبالش رفتیم، ما را ببخش و بیامرز. گام اول تزیین، گام دوم گام به گام. دیگر چه می‌کند؟<br/>
  
==۴- تسويف و تأخير در كار خير==
+
==۴- تسویف و تأخیر در کار خیر==
  
تسويف! گام سوم تسويف، يعني سَوَفَ سَوَفَ، يعني هي مي‌گويد: حالا دير نمي‌شود. حالا باشد بعد. آقا مال مردم را بده. باشد بعد! آخر داماد به اين خوبي آمده خواستگاري دخترت را به او بده. باشد بعد ببينيم كس ديگري هم مي‌آيد. سوا كنيم! دختر خانم اين پسر خوبي است، باشد بعد. مال مردم را بده، حالا دير نمي‌شود. برو مكه، حالا باشد پيري مي‌رويم. آقا توبه كن. حالا جوانيم! من يك شكلي را قديم داشتم. اين شكل‌ها را براي شما هم بكشم. يك صلواتي بفرستيد. <ref>صلوات حضار</ref><br/>
+
تسویف! گام سوم تسویف، یعنی سَوَفَ سَوَفَ، یعنی هی می‌گوید: حالا دیر نمی‌شود. حالا باشد بعد. آقا مال مردم را بده. باشد بعد! آخر داماد به این خوبی آمده خواستگاری دخترت را به او بده. باشد بعد ببینیم کس دیگری هم می‌آید. سوا کنیم! دختر خانم این پسر خوبی است، باشد بعد. مال مردم را بده، حالا دیر نمی‌شود. برو مکه، حالا باشد پیری می‌رویم. آقا توبه کن. حالا جوانیم! من یک شکلی را قدیم داشتم. این شکل‌ها را برای شما هم بکشم. یک صلواتی بفرستید. <ref>صلوات حضار</ref><br/>
  
بحث توبه كه مي‌شود در ذهن خيلي‌ها اين است. مي‌گويند: راه مستقيم اين است. اين راه مستقيم است. حالا ما جوانيم! گير نده بگذار كيف‌هايمان را بكنيم يك خرده هم كج شديم طوري نيست. برو دنبال صفا، كارهايت را كه كردي، آخر عمرت كه شد بعد هان... توبه كن. اين تكه‌ي آخر را آدم خوبي باش. مي‌گويد راه مستقيم اين است. فعلاً من كج مي‌شوم. پير كه شدم برمي‌گردم توبه مي‌كنم. اين مثلث دو سه تا اشكال هندسي دارد. يكي اينكه آدمي كه كج مي‌شود ديگر بالا نمي‌رود از اين طرف مي‌آيد.<br/>
+
بحث توبه که می‌شود در ذهن خیلی‌ها این است. می‌گویند: راه مستقیم این است. این راه مستقیم است. حالا ما جوانیم! گیر نده بگذار کیف‌هایمان را بکنیم یک خرده هم کج شدیم طوری نیست. برو دنبال صفا، کارهایت را که کردی، آخر عمرت که شد بعد هان... توبه کن. این تکه‌ی آخر را آدم خوبی باش. می‌گوید راه مستقیم این است. فعلاً من کج می‌شوم. پیر که شدم برمی‌گردم توبه می‌کنم. این مثلث دو سه تا اشکال هندسی دارد. یکی اینکه آدمی که کج می‌شود دیگر بالا نمی‌رود از این طرف می‌آید.<br/>
  
۲- آدم خط را مي‌داند آخرش اينجاست. دو سانت مانده برمي‌گرده، عمر شما نمي‌دانيم آخرش چه موقع است. شما يك نامه به من بده كه شما هفتاد سال عمر داري، من هم زيرش مي‌نويسم آقا ۶۵ سال برو خوش باش. آدم قبرستان كه مي‌رود عكس جوان بيش از عكس پيرهاست. قبرستان كه آدم مي‌رود زنها سر قبر شوهرها نشستند. يعني زن‌ها بيشتر عمر مي‌كنند. شما وقتي كج مي‌شوي بالا كه نمي‌روي، پايين مي‌آيي. اين يك مورد. ۲- آخر خط ما معلوم است، برمي‌گرديم. آخر عمر ما معلوم نيست كه برگرديم يك وقت فكر مي‌كني شما هفتاد سال عمرت است، هفته‌ي آخر عمرمان بود. ماه آخر بود، سال آخر بود. نقل شده به امام صادق(ع) گفتند: بعضي مرده‌ها چشمشان باز است، بعضي بسته است. چرا؟ امام فرمود: آن كسي كه باز است فرصت نكرده ببندد. آن كسي كه بسته، به ما گفتند: هر نمازي كه مي‌خواني فرض كن نماز آخر توست. چه مي‌دانيم؟ در قرآن ۱۴ مرتبه كلمه‌ي «بَغْتَةً» آمده است. يعني ناگهاني! ما نمي‌دانيم كه چطوري است. پست‌هاي دولتي هم همينطور است.<br/>
+
۲- آدم خط را می‌داند آخرش اینجاست. دو سانت مانده برمی‌گرده، عمر شما نمی‌دانیم آخرش چه موقع است. شما یک نامه به من بده که شما هفتاد سال عمر داری، من هم زیرش می‌نویسم آقا ۶۵ سال برو خوش باش. آدم قبرستان که می‌رود عکس جوان بیش از عکس پیرهاست. قبرستان که آدم می‌رود زنها سر قبر شوهرها نشستند. یعنی زن‌ها بیشتر عمر می‌کنند. شما وقتی کج می‌شوی بالا که نمی‌روی، پایین می‌آیی. این یک مورد. ۲- آخر خط ما معلوم است، برمی‌گردیم. آخر عمر ما معلوم نیست که برگردیم یک وقت فکر می‌کنی شما هفتاد سال عمرت است، هفته‌ی آخر عمرمان بود. ماه آخر بود، سال آخر بود. نقل شده به امام صادق(ع) گفتند: بعضی مرده‌ها چشمشان باز است، بعضی بسته است. چرا؟ امام فرمود: آن کسی که باز است فرصت نکرده ببندد. آن کسی که بسته، به ما گفتند: هر نمازی که می‌خوانی فرض کن نماز آخر توست. چه می‌دانیم؟ در قرآن ۱۴ مرتبه کلمه‌ی «بَغْتَةً» آمده است. یعنی ناگهانی! ما نمی‌دانیم که چطوری است. پست‌های دولتی هم همینطور است.<br/>
  
جمعي از رفقاي استاندار مشهد در قديم، آمدند مشهد زيارت. مهمان استاندار بودند. استاندار گفت كه: اگر كمي كسري بوده، به شما بد گذشته معذرت مي‌خواهم. «إِنْ شاءَ اللَّه‏» سال بعد كه تشريف آورديد جبران مي‌شود. يكي از رفقا به استاندار گفت: ببخشيد مگر شما سال ديگر هم استاندار هستي؟ يعني پست دولتي پايش به جايي بند نيست. علاقه‌ي مردم پايش به جايي بند نيست. عمرم هم پايش به جايي بند نيست، عزت هم پايش به جايي بند نيست. افرادي هستند اينقدر نقشه مي‌كشند كه عزيز شوند، همان نقشه‌هايي كه براي عزت كشيدند همان نقشه‌ها سبب ذلتشان مي‌شود.<br/>
+
جمعی از رفقای استاندار مشهد در قدیم، آمدند مشهد زیارت. مهمان استاندار بودند. استاندار گفت که: اگر کمی کسری بوده، به شما بد گذشته معذرت می‌خواهم. «إِنْ شاءَ اللَّه‏» سال بعد که تشریف آوردید جبران می‌شود. یکی از رفقا به استاندار گفت: ببخشید مگر شما سال دیگر هم استاندار هستی؟ یعنی پست دولتی پایش به جایی بند نیست. علاقه‌ی مردم پایش به جایی بند نیست. عمرم هم پایش به جایی بند نیست، عزت هم پایش به جایی بند نیست. افرادی هستند اینقدر نقشه می‌کشند که عزیز شوند، همان نقشه‌هایی که برای عزت کشیدند همان نقشه‌ها سبب ذلتشان می‌شود.<br/>
  
==۵- تعجيل در كار خير، سفارش پيشوايان دين==
+
==۵- تعجیل در کار خیر، سفارش پیشوایان دین==
  
تسويف يعني آينده، آينده. كار خير را عجله كنيد.<br/>
+
تسویف یعنی آینده، آینده. کار خیر را عجله کنید.<br/>
  
يك كلمه‌اي است من اين را در سخنراني‌هايم گفتم. منتهي حالا من شك مي‌كنم چون در سال تقريباً صد تا سفر دارم، در هر سفري هم چند تا سخنراني دارم. گاهي قاطي مي‌كنم اين را كجا گفتم. ولذا گاهي حرف‌هاي من تكراري مي‌شود كه به من مي‌گويند: اين را مثلاً چهار ماه پيش گفتي، هفت ماه پيش گفتي، نمي‌دانم حالا گفتم كه گفتم. نمي‌توانم هرچه كه مي‌گويم كامپيوتر... تازه مگر همه‌ي مردم همه‌ي حرف‌ها را در يك آن مي‌شنوند. من اين را يكجايي گفتم. يكي از كلمات غلطي كه در ايران مشهور است اين است. مي‌گويند: عجله كار شيطان است! همه جا عجله كار شيطان نيست. اينقدر در قرآن آيه داريم مي‌گويد: عجله كنيد. از جاهايي كه مي‌گويد عجله كنيد توبه است. «يَتُوبُونَ مِنْ قَريب‏» <ref>نساء/17</ref> زود توبه كن. راجع به نماز، مي‌گويد: نماز را در اول وقت بخوان. عجله كن. اصلاً در اذان مي‌گوييم: «حَيَّ» حي يعني عجله كن. بشتاب. اين هم تكرار، «حَيَّ عَلَى الصَّلَاة»، «حَيَّ عَلَى الْفَلَاح‏»، «حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَل‏» روزي شش بار مي‌گوييم: «حَيَّ» بشتاب. ۵ تا اذان داريم، ۵ شش تا، سي تا. روزي سي بار مي‌گوييم: عجله كن، عجله كن، عجله كن! روي منار مي‌گوييم: عجله كن. مي‌آييم پايين منار مي‌گوييم: عجله كار شيطان است. اِ...<br/>
+
یک کلمه‌ای است من این را در سخنرانی‌هایم گفتم. منتهی حالا من شک می‌کنم چون در سال تقریباً صد تا سفر دارم، در هر سفری هم چند تا سخنرانی دارم. گاهی قاطی می‌کنم این را کجا گفتم. ولذا گاهی حرف‌های من تکراری می‌شود که به من می‌گویند: این را مثلاً چهار ماه پیش گفتی، هفت ماه پیش گفتی، نمی‌دانم حالا گفتم که گفتم. نمی‌توانم هرچه که می‌گویم کامپیوتر... تازه مگر همه‌ی مردم همه‌ی حرف‌ها را در یک آن می‌شنوند. من این را یکجایی گفتم. یکی از کلمات غلطی که در ایران مشهور است این است. می‌گویند: عجله کار شیطان است! همه جا عجله کار شیطان نیست. اینقدر در قرآن آیه داریم می‌گوید: عجله کنید. از جاهایی که می‌گوید عجله کنید توبه است. «یَتُوبُونَ مِنْ قَریب‏» <ref>نساء/17</ref> زود توبه کن. راجع به نماز، می‌گوید: نماز را در اول وقت بخوان. عجله کن. اصلاً در اذان می‌گوییم: «حَیَّ» حی یعنی عجله کن. بشتاب. این هم تکرار، «حَیَّ عَلَی الصَّلَاة»، «حَیَّ عَلَی الْفَلَاح‏»، «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏» روزی شش بار می‌گوییم: «حَیَّ» بشتاب. ۵ تا اذان داریم، ۵ شش تا، سی تا. روزی سی بار می‌گوییم: عجله کن، عجله کن، عجله کن! روی منار می‌گوییم: عجله کن. می‌آییم پایین منار می‌گوییم: عجله کار شیطان است. اِ...<br/>
  
قرآن يك آيه دارد كه مي‌گويد: منافقين در قيامت به اهل بهشت مي‌گويند: «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم‏» <ref>حديد/13</ref> نگاه كنيد ما از نور شما استفاده كنيم. «قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا» عربي‌هايي كه مي‌خوانم قرآن است. مي‌گويند كه در دنيا نور به هم قرض نمي‌دهيم. در آخرت نور به هم قرض نمي‌دهيم. از دنيا نور بياوريد. مي‌گويد: «أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» <ref>حديد/14</ref> ما با هم در يك شهر و منطقه، در يك كارخانه و مزرعه و بازار نبوديم. «أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» ما با هم نبوديم. مي‌گويد: چرا با هم بوديم چون مِن و مِن مي‌كردي. تو من و من مي كردي.  اذان كه مي‌گفت، من تا اذان مي‌گفت مسجد مي‌رفتم، تو من و من مي‌كردي. آخر جالب اين است كه ما مثلاً براي خريد يك ميوه و سيب‌زميني، پيازي يك چيزي، سبزي، براي خريد يك چيزي بلند مي‌شويم يك منطقه‌اي مي‌رويم كه ارزانتر است. آنوقت نزديك خانه‌ي ما مسجد است. نماز در مسجد چقدر ثواب دارد؟ چقدر ثواب دارد؟ نماز جماعت چقدر ثواب دارد؟ ولي حالش را نداريم. من و من مي‌كنيم نزديك غروب مي‌خوانيم. دير مي‌خوانيم.<br/>
+
قرآن یک آیه دارد که می‌گوید: منافقین در قیامت به اهل بهشت می‌گویند: «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُم‏» <ref>حدید/13</ref> نگاه کنید ما از نور شما استفاده کنیم. «قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا» عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. می‌گویند که در دنیا نور به هم قرض نمی‌دهیم. در آخرت نور به هم قرض نمی‌دهیم. از دنیا نور بیاورید. می‌گوید: «أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ» <ref>حدید/14</ref> ما با هم در یک شهر و منطقه، در یک کارخانه و مزرعه و بازار نبودیم. «أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ» ما با هم نبودیم. می‌گوید: چرا با هم بودیم چون مِن و مِن می‌کردی. تو من و من می‌کردی.  اذان که می‌گفت، من تا اذان می‌گفت مسجد می‌رفتم، تو من و من می‌کردی. آخر جالب این است که ما مثلاً برای خرید یک میوه و سیب‌زمینی، پیازی یک چیزی، سبزی، برای خرید یک چیزی بلند می‌شویم یک منطقه‌ای می‌رویم که ارزانتر است. آنوقت نزدیک خانه‌ی ما مسجد است. نماز در مسجد چقدر ثواب دارد؟ چقدر ثواب دارد؟ نماز جماعت چقدر ثواب دارد؟ ولی حالش را نداریم. من و من می‌کنیم نزدیک غروب می‌خوانیم. دیر می‌خوانیم.<br/>
  
يكي از راه‌هاي شيطان تطميع است. به هواي پول آدم گول مي‌خورد. «اللَّهُ أَكْبَر»! چقدر ما تا به حال به خاطر طمع سيلي خورديم؟ شوروي كه از هم پاشيد، كشورهاي آسياي ميانه جنس‌هايشان را از ما خريدند. بعضي فروشندگان ايران متأسفانه به هواي سود بيشتر تقلب كردند. مثل بعضي از ميوه فروش‌ها ميوه‌هاي فاسد را زير مي‌گذارند، ميوه‌هاي خوب را روي جعبه مي‌گذارند. يك مدتي از ما چيزي گرفتند بعد ديدند كه افرادي در ما هست كه... نمي‌گويم همه، بعضي را طمع گرفت. معامله‌شان را قطع كردند. ما چندين برابر درآمدي كه الآن داريم، مي‌توانستيم درآمد اضافه داشته باشيم.<br/>
+
یکی از راه‌های شیطان تطمیع است. به هوای پول آدم گول می‌خورد. «اللَّهُ أَکْبَر»! چقدر ما تا به حال به خاطر طمع سیلی خوردیم؟ شوروی که از هم پاشید، کشورهای آسیای میانه جنس‌هایشان را از ما خریدند. بعضی فروشندگان ایران متأسفانه به هوای سود بیشتر تقلب کردند. مثل بعضی از میوه فروش‌ها میوه‌های فاسد را زیر می‌گذارند، میوه‌های خوب را روی جعبه می‌گذارند. یک مدتی از ما چیزی گرفتند بعد دیدند که افرادی در ما هست که... نمی‌گویم همه، بعضی را طمع گرفت. معامله‌شان را قطع کردند. ما چندین برابر درآمدی که الآن داریم، می‌توانستیم درآمد اضافه داشته باشیم.<br/>
  
طمع! قرآن مي‌گويد: اگر ايمان و تقوا داشته باشي وضعت خوب مي‌شود. قرآن بخوانم؟ «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا» <ref>اعراف/96</ref> اگر «آمنوا» يعني ايمان داشتن، «وَ اتَّقَوْا» اگر تقوا داشتيد، «لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات‏» اگر ايمان و تقوا داشته باشي رزقت زياد مي‌شود. اين فكر مي‌كند اگر كلك بزند، رزقش زياد مي‌شود. كلك زدي مشتري از دستت رفت. قرآن قول داده اگر مي‌خواهي رزقت زياد شود صاف راه برو. آقا من اين را خريدم اينقدر هم سود مي‌گيرم، خواستيد بخريد، نخواستيد نخريد. خلاص! كلك كه مي‌زنيد در داد و ستد...<br/>
+
طمع! قرآن می‌گوید: اگر ایمان و تقوا داشته باشی وضعت خوب می‌شود. قرآن بخوانم؟ «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا» <ref>اعراف/96</ref> اگر «آمنوا» یعنی ایمان داشتن، «وَ اتَّقَوْا» اگر تقوا داشتید، «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات‏» اگر ایمان و تقوا داشته باشی رزقت زیاد می‌شود. این فکر می‌کند اگر کلک بزند، رزقش زیاد می‌شود. کلک زدی مشتری از دستت رفت. قرآن قول داده اگر می‌خواهی رزقت زیاد شود صاف راه برو. آقا من این را خریدم اینقدر هم سود می‌گیرم، خواستید بخرید، نخواستید نخرید. خلاص! کلک که می‌زنید در داد و ستد...<br/>
  
==۶-تطميع، نقشه‌ي شيطان براي فريب انسان==
+
==۶-تطمیع، نقشه‌ی شیطان برای فریب انسان==
  
تطميع روي طمع. شيطان آمد به آدم گفت: «هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْد وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‏» <ref>طه/120</ref> مي‌خواهي به تو وادار كنم يك ميوه‌اي بخوري كه تا آخ باشي؟ آدم هم گول خورد از آن گندم و شجره خورد، ولي راهي كه شيطان در آدم نفوذ كرد، گفت: اگر اين كار را كني اينطور مي‌شوي. اينطور مي‌شوي؟ چه پسري سراغ خواستگاري دخترم آمده است؟ هم خوشگل است، هم بابايش كارخانه‌دار است. ماشين دارد، هو.... يك سوت مي‌كشد و دخترش را به او مي‌دهد. بعد معلوم مي‌شود عجب غلطي كرديم. اين پسر اهل شراب است. پسر تارك الصلاة است. پسر فاسد است. من گول خانه و ماشينش را خوردم. كاش روي موكت مي‌نشستيم سالم بود. رفتم ديدم قالي قشنگ دارد، گول قالي‌اش را خوردم. گاهي وقت‌ها كه آدم گول مي‌خورد به خاطر طمع است.<br/>
+
تطمیع روی طمع. شیطان آمد به آدم گفت: «هَلْ أَدُلُّکَ عَلی شَجَرَةِ الْخُلْد وَ مُلْکٍ لا یَبْلی‏» <ref>طه/120</ref> می‌خواهی به تو وادار کنم یک میوه‌ای بخوری که تا آخ باشی؟ آدم هم گول خورد از آن گندم و شجره خورد، ولی راهی که شیطان در آدم نفوذ کرد، گفت: اگر این کار را کنی اینطور می‌شوی. اینطور می‌شوی؟ چه پسری سراغ خواستگاری دخترم آمده است؟ هم خوشگل است، هم بابایش کارخانه‌دار است. ماشین دارد، هو.... یک سوت می‌کشد و دخترش را به او می‌دهد. بعد معلوم می‌شود عجب غلطی کردیم. این پسر اهل شراب است. پسر تارک الصلاة است. پسر فاسد است. من گول خانه و ماشینش را خوردم. کاش روی موکت می‌نشستیم سالم بود. رفتم دیدم قالی قشنگ دارد، گول قالی‌اش را خوردم. گاهی وقت‌ها که آدم گول می‌خورد به خاطر طمع است.<br/>
  
گاهي اسراف است. قرآن مي‌گويد: اسراف آدم را «إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطين‏» <ref>اسراء/27</ref> اينهايي كه ولخرجي مي‌كنند، اينها برادر شيطان هستند. خيلي لقب زشتي است.<br/>
+
گاهی اسراف است. قرآن می‌گوید: اسراف آدم را «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین‏» <ref>اسراء/27</ref> اینهایی که ولخرجی می‌کنند، اینها برادر شیطان هستند. خیلی لقب زشتی است.<br/>
  
اينهايي كه در بحث‌ها چانه مي‌زنند. اينها هم از راه چانه زدن. مثلاً دو نفر با هم صحبت مي‌كنند، هي با هم بحث مي‌كنند، بحث مي‌كنند، اينها با هم علاقه‌شان كم مي‌شود يعني با محبت مي‌نشينند، با عصباني بلند مي‌شوند. قرآن مي‌گويد: اين جدلها هم شيطان است. «وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُم‏» <ref>انعام/121</ref> شيطان به رفيق‌هايش الهام مي‌كند براي جدل، بحث...<br/>
+
اینهایی که در بحث‌ها چانه می‌زنند. اینها هم از راه چانه زدن. مثلاً دو نفر با هم صحبت می‌کنند، هی با هم بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، اینها با هم علاقه‌شان کم می‌شود یعنی با محبت می‌نشینند، با عصبانی بلند می‌شوند. قرآن می‌گوید: این جدلها هم شیطان است. «وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُم‏» <ref>انعام/121</ref> شیطان به رفیق‌هایش الهام می‌کند برای جدل، بحث...<br/>
  
==ابزار كار شيطان چيست؟==
+
==ابزار کار شیطان چیست؟==
  
۱- قمار و شراب؛ دو نفر با نمره‌ي ۱۳ به هم علاقه دارند. مي‌نشينند يكي برنده مي‌شود و يكي مي‌بازد. اين دو نفر نمره‌ي علاقه‌شان به هم ۱۳ بود. اما وقتي يكي باخت، آن آقايي كه باخته ديگر سيزده درجه برنده را دوست ندارد. اينها با علاقه نشستند، با كينه بلند شدند. چون مثلاً فلان مبلغ ايشان از جيب من خالي كرد. برنده شد! قمار باعث مي‌شود علاقه‌ها قيچي شود. «يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ» <ref>مائده/91</ref> يعني با علاقه‌ي سيزده درجه با هم مي‌نشينيد علاقه‌ي ۵ درجه بلند مي‌شويد. ابزار است. و لذا گفتند كسي كه سخن‌چيني مي‌كند، طردش كن. يك كسي آمد گفت: حاج آقا! گفتم: بله. گفت: فلاني پشت سر تو حرف زد. مي‌گويم: به شما چه ربطي دارد؟ چرا براي من نقل كردي؟ سخن‌چيني معنايش اين است. يك كسي پشت سر من بد مي‌گويد، تو به من نقل مي‌كني. تلفن مي‌كني بله يك چنين حرف‌هايي زدند. آخر چرا گفتي؟ خدا مي‌داند اين سايت‌هايي كه درست شده خدا مي‌داند اين صاحبان سايت، قيامت چه رسوايي دارند بعضي از اينها... يك چيزي كه بين دو نفر است برمي‌دارند روي پشت بام مي‌گذارند. بابا بنده، يك مشكلي با ايشان دارم. يا به نظر تو يك مشكلي دارم. چرا اين مشكل را نقل مي‌كني؟ به تو چه؟ بخشي از عمرها صرف سايت‌ها مي‌شود، حيف! يك اطلاعاتي لازم است. من به اطلاعات لازم حرفي ندارم. اما بسياري از اطلاعات را بداني جايي آباد نمي‌شود، نداني جايي خراب نمي‌شود.<br/>
+
۱- قمار و شراب؛ دو نفر با نمره‌ی ۱۳ به هم علاقه دارند. می‌نشینند یکی برنده می‌شود و یکی می‌بازد. این دو نفر نمره‌ی علاقه‌شان به هم ۱۳ بود. اما وقتی یکی باخت، آن آقایی که باخته دیگر سیزده درجه برنده را دوست ندارد. اینها با علاقه نشستند، با کینه بلند شدند. چون مثلاً فلان مبلغ ایشان از جیب من خالی کرد. برنده شد! قمار باعث می‌شود علاقه‌ها قیچی شود. «یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ» <ref>مائده/91</ref> یعنی با علاقه‌ی سیزده درجه با هم می‌نشینید علاقه‌ی ۵ درجه بلند می‌شوید. ابزار است. و لذا گفتند کسی که سخن‌چینی می‌کند، طردش کن. یک کسی آمد گفت: حاج آقا! گفتم: بله. گفت: فلانی پشت سر تو حرف زد. می‌گویم: به شما چه ربطی دارد؟ چرا برای من نقل کردی؟ سخن‌چینی معنایش این است. یک کسی پشت سر من بد می‌گوید، تو به من نقل می‌کنی. تلفن می‌کنی بله یک چنین حرف‌هایی زدند. آخر چرا گفتی؟ خدا می‌داند این سایت‌هایی که درست شده خدا می‌داند این صاحبان سایت، قیامت چه رسوایی دارند بعضی از اینها... یک چیزی که بین دو نفر است برمی‌دارند روی پشت بام می‌گذارند. بابا بنده، یک مشکلی با ایشان دارم. یا به نظر تو یک مشکلی دارم. چرا این مشکل را نقل می‌کنی؟ به تو چه؟ بخشی از عمرها صرف سایت‌ها می‌شود، حیف! یک اطلاعاتی لازم است. من به اطلاعات لازم حرفی ندارم. اما بسیاری از اطلاعات را بدانی جایی آباد نمی‌شود، ندانی جایی خراب نمی‌شود.<br/>
  
==۷- فساد و فحشاء، ابزار كار شيطان==
+
==۷- فساد و فحشاء، ابزار کار شیطان==
  
۲- برهنگي، قرآن مي‌گويد: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ» بعد مي‌گويد: «لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما» <ref>اعراف/20</ref> از راه برهنگي، انسان پوشيده تحريكش كمتر است. هرچه لخت‌تر شود، برهنه‌تر شود، تحريك بيشتر است.<br/>
+
۲- برهنگی، قرآن می‌گوید: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ» بعد می‌گوید: «لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما» <ref>اعراف/20</ref> از راه برهنگی، انسان پوشیده تحریکش کمتر است. هرچه لخت‌تر شود، برهنه‌تر شود، تحریک بیشتر است.<br/>
  
۳- موسيقي، موسيقي حلال است يا حرام؟ غنا چه؟ هرآهنگي كه شما را تحريك كند براي شما مضر است. بايد ديد اين غنا و اين آهنگ چه اثري در شما دارد؟ حالا ضرر موسيقي روي مغز چيست آن را من چون تخصص ندارم وارد نمي‌شوم. اما كتاب‌هاي زيادي نوشتند ضرر موسيقي روي مغز و اعصاب. دكترهاي مغز و اعصاب نوشتند. آهنگهايي كه شما را خواب مي‌كند. آهنگهايي كه شما را تخدير مي‌كند. آهنگهايي كه شما را از هدف بازمي دارد. آهنگهايي كه شما را به بدمستي، به عياشي مي‌كشاند. اما در اينكه حالا چه موسيقي حلال است چه موسيقي حرام، اين را بايد هركسي از مرجعش بپرسد.<br/>
+
۳- موسیقی، موسیقی حلال است یا حرام؟ غنا چه؟ هرآهنگی که شما را تحریک کند برای شما مضر است. باید دید این غنا و این آهنگ چه اثری در شما دارد؟ حالا ضرر موسیقی روی مغز چیست آن را من چون تخصص ندارم وارد نمی‌شوم. اما کتاب‌های زیادی نوشتند ضرر موسیقی روی مغز و اعصاب. دکترهای مغز و اعصاب نوشتند. آهنگهایی که شما را خواب می‌کند. آهنگهایی که شما را تخدیر می‌کند. آهنگهایی که شما را از هدف بازمی دارد. آهنگهایی که شما را به بدمستی، به عیاشی می‌کشاند. اما در اینکه حالا چه موسیقی حلال است چه موسیقی حرام، این را باید هرکسی از مرجعش بپرسد.<br/>
  
۴- لقمه‌ي حرام، قرآن مي‌گويد: «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً» بعد مي‌گويد: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» <ref>بقره/168</ref> «كُلُوا وَ لا تَتَّبِعُوا» بخوريد اما دنبال گامهاي شيطان نرويد. پيداست يكي از گامهاي شيطان لقمه‌ي حرام است.<br/>
+
۴- لقمه‌ی حرام، قرآن می‌گوید: «کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً» بعد می‌گوید: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» <ref>بقره/168</ref> «کُلُوا وَ لا تَتَّبِعُوا» بخورید اما دنبال گامهای شیطان نروید. پیداست یکی از گامهای شیطان لقمه‌ی حرام است.<br/>
  
نقل مي‌كنند كه يك حاكم زورگو و طاغوتي يك عالمي را دعوت كرد گفت: يكي از سه كار براي من بكن. يا قاضي در حكومت من شو. يا معلم بچه‌هايم باش. يا يك ناهاري با ما بخور. اين عالم فكر كرد گفت: اگر قاضي شوم، اين طاغوت است، قاضي طاغوت جرم است. گناه است. گفت: نه قاضي نمي‌شوم. معلم بچه‌هايت شوم، گفت:<br/>
+
نقل می‌کنند که یک حاکم زورگو و طاغوتی یک عالمی را دعوت کرد گفت: یکی از سه کار برای من بکن. یا قاضی در حکومت من شو. یا معلم بچه‌هایم باش. یا یک ناهاری با ما بخور. این عالم فکر کرد گفت: اگر قاضی شوم، این طاغوت است، قاضی طاغوت جرم است. گناه است. گفت: نه قاضی نمی‌شوم. معلم بچه‌هایت شوم، گفت:<br/>
  
گرگ زاده عاقبت گرگ شود *** گرچه با آدمي بزرگ شود
+
گرگ زاده عاقبت گرگ شود *** گرچه با آدمی بزرگ شود
  
بچه‌هاي طاغوت هم آخرش مي‌شوند... گفت يك لقمه‌ي ناهار پيش تو مي‌خوريم و مي‌رويم. ناهار را كه خورد، ديد عجب غذاي خوبي است. اين غذا اثر خودش را گذاشت. گفت: اگر اجازه بفرماييد هم قاضي مي‌شوم، هم معلم بچه‌هاي شما. اين لقمه‌ي حرام آدم را به اينجا مي‌كشاند.<br/>
+
بچه‌های طاغوت هم آخرش می‌شوند... گفت یک لقمه‌ی ناهار پیش تو می‌خوریم و می‌رویم. ناهار را که خورد، دید عجب غذای خوبی است. این غذا اثر خودش را گذاشت. گفت: اگر اجازه بفرمایید هم قاضی می‌شوم، هم معلم بچه‌های شما. این لقمه‌ی حرام آدم را به اینجا می‌کشاند.<br/>
  
==۸- نگاه گناه، تيري از كمان شيطان==
+
==۸- نگاه گناه، تیری از کمان شیطان==
  
۵- يكي از راه‌هاي شيطان هم نگاه است. «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيس‏» <ref>كافي/ج5/ص559</ref> حديث داريم نگاه تير شيطان است. نگاه كه مي‌كني عاشقش مي‌شوي، دوستش داري، دنبالش مي‌روي. دوستش كه داري هي دنبالش كشيده مي‌شوي. از اول «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا» <ref>نور/30</ref> نگاه نكن. ابزار كار شيطان قمار، شراب، ربا، برهنگي، آهنگهاي مخدر، لقمه‌ي حرام، نگاه.<br/>
+
۵- یکی از راه‌های شیطان هم نگاه است. «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیس‏» <ref>کافی/ج5/ص559</ref> حدیث داریم نگاه تیر شیطان است. نگاه که می‌کنی عاشقش می‌شوی، دوستش داری، دنبالش می‌روی. دوستش که داری هی دنبالش کشیده می‌شوی. از اول «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا» <ref>نور/30</ref> نگاه نکن. ابزار کار شیطان قمار، شراب، ربا، برهنگی، آهنگهای مخدر، لقمه‌ی حرام، نگاه.<br/>
  
راه‌هاي خنثي كردنش چيه؟ حالا چه كنيم با شيطان. گفته: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» <ref>ناس/1</ref>، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» <ref>فلق/1</ref> خودت را به خدا بسپار. بگو: خدايا خودت من را حفظ كن. ايمان، قرآن مي‌گويد: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا» <ref>نحل/99</ref> اگر كسي ايمان داشته باشد، شيطان حريفش نمي‌شود. ايمان بيمه هست. ايمان، دعا، بصيرت، آدم حواسش جمع باشد كه اين كلك است. اين توطئه است. اين نقشه است. به چه دليل من را دعوت كرد و او را دعوت نكرد؟ به چه دليل به من هديه داد و به او نداد؟ اين نقشه است.<br/>
+
راه‌های خنثی کردنش چیه؟ حالا چه کنیم با شیطان. گفته: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» <ref>ناس/1</ref>، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» <ref>فلق/1</ref> خودت را به خدا بسپار. بگو: خدایا خودت من را حفظ کن. ایمان، قرآن می‌گوید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا» <ref>نحل/99</ref> اگر کسی ایمان داشته باشد، شیطان حریفش نمی‌شود. ایمان بیمه هست. ایمان، دعا، بصیرت، آدم حواسش جمع باشد که این کلک است. این توطئه است. این نقشه است. به چه دلیل من را دعوت کرد و او را دعوت نکرد؟ به چه دلیل به من هدیه داد و به او نداد؟ این نقشه است.<br/>
  
يك كسي در خانه‌ي اميرالمؤمنين را زد، گفت: يك حلوايي هديه آوردم. حضرت فرمود: «طَارِق‏» يعني در خانه را مي‌زنند. «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» <ref>طارق/1</ref> يعني كوبنده. گفت: اين طارق در خانه را مي‌زند، حلوا آورده، فردا يك جنايتي مي‌كند مي‌خواهد در دادگستري و قوه قضاييه در آيين دادرسي، مي خواهد وقتي من مي‌خواهم قضاوت كنم، چون او ديشب براي من حلوا آورده، به نفع اين قضاوت كنم. فرمود: كور خواندي. علي با حلوا گول بخورد؟ با حلوا گول بخورد؟ گاهي يك نقشه است. آدم اگر بصيرت داشته باشد، گول نمي‌خورد. استعاذه، ايمان، فكر، دعا، بصيرت... اشاره مي‌كنند وقت تمام شد...<br/>
+
یک کسی در خانه‌ی امیرالمؤمنین را زد، گفت: یک حلوایی هدیه آوردم. حضرت فرمود: «طَارِق‏» یعنی در خانه را می‌زنند. «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» <ref>طارق/1</ref> یعنی کوبنده. گفت: این طارق در خانه را می‌زند، حلوا آورده، فردا یک جنایتی می‌کند می‌خواهد در دادگستری و قوه قضاییه در آیین دادرسی، می‌خواهد وقتی من می‌خواهم قضاوت کنم، چون او دیشب برای من حلوا آورده، به نفع این قضاوت کنم. فرمود: کور خواندی. علی با حلوا گول بخورد؟ با حلوا گول بخورد؟ گاهی یک نقشه است. آدم اگر بصیرت داشته باشد، گول نمی‌خورد. استعاذه، ایمان، فکر، دعا، بصیرت... اشاره می‌کنند وقت تمام شد...<br/>
  
خدايا ما را از گامهاي شيطان دور بدار. شيطان‌هاي بين‌المللي مثل آمريكا، طرح‌ها و توطئه‌هايي كه عليه اسلام و مسلمين مي‌كشند، توطئه‌ها را خنثي، توطئه‌گران نااهل را نابود بفرما. به ما بصيرت و ايمان و تقوايي مرحمت كن، كه در طرح‌هايي كه كشيده مي‌شود. چه از شيطان‌هاي جني، چه از شيطان‌هاي انسي، شيطان را قرآن مي گويد: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» <ref>ناس/6</ref> يعني شيطان هم جني داريم، هم انسي داريم. انسان‌هايي كه ممكن است معلم باشد، ممكن است نمي‌دانم تاجر باشد. ممكن است هركس باشد. ما را از انواع وسوسه‌ها و انواع شيطان‌ها حفظ بفرما. اين بحث ملحق به آن دو تا بحث قبل مي‌شود، سه بحث درباره‌ي شيطان گفته شد. از بحث شيطان رد شويم. خدا ما را براي هميشه از شيطان دور كند.<br/>
+
خدایا ما را از گامهای شیطان دور بدار. شیطان‌های بین‌المللی مثل آمریکا، طرح‌ها و توطئه‌هایی که علیه اسلام و مسلمین می‌کشند، توطئه‌ها را خنثی، توطئه‌گران نااهل را نابود بفرما. به ما بصیرت و ایمان و تقوایی مرحمت کن، که در طرح‌هایی که کشیده می‌شود. چه از شیطان‌های جنی، چه از شیطان‌های انسی، شیطان را قرآن می‌گوید: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» <ref>ناس/6</ref> یعنی شیطان هم جنی داریم، هم انسی داریم. انسان‌هایی که ممکن است معلم باشد، ممکن است نمی‌دانم تاجر باشد. ممکن است هرکس باشد. ما را از انواع وسوسه‌ها و انواع شیطان‌ها حفظ بفرما. این بحث ملحق به آن دو تا بحث قبل می‌شود، سه بحث درباره‌ی شیطان گفته شد. از بحث شیطان رد شویم. خدا ما را برای همیشه از شیطان دور کند.<br/>
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
+
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۹

راه‌های نفوذ شیطان

مقدمه

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی» دو تا بحث ماه رمضان امسال یعنی رمضان نود، دو بحث راجع به شیطان داشتیم. بعد دیدیم هنوز شیطان از خانه‌ی ما بیرون نرفته، باز هم بحث دارد. این بحث سومش است. و آن این است که شیطان چگونه انسان را گول می‌زند. موضوع بحثمان این است. مورد نیاز همه‌ی ما هم هست. موضوع: سومین بحث راه‌های نفوذ شیطان.

یک راهش را گفتیم تزیین است، روی تزیین یک بحث داشتیم. تزیین یعنی زینت می‌دهد. یعنی زشتی را زیبا جلوه می‌دهد. مثل غذای مسمومی که یک موادی به آن می‌زنند که این شیرین شود. گول زنک، مثل طلای بدلی، مثل پول قلابی، گول می‌زند از راه تزیین. می‌گوید: ببین اگر حجابت اینطور باشد خواهند گفت: اُمُّلی! خواهند گفت: اُمُّلی. باید روشنفکر باشی. مثلاً روشنفکری را به این رقم لباس می‌داند. یا مثلاً فکر می‌کند که اگر چنین شود، چنین می‌شود. تزیین است. راجع به تزیین، حدود بیست نکته گفتیم که از چه راه‌هایی چه چیزی را با چه چیزی تزیین می‌کند.

۱- شیوه نفوذ شیطان، گام به گام

راه دوم تدریج است. درجه درجه، یعنی کم کم، گام به گام، ۱- تزیین بود که گفتیم. یعنی زیباسازی. در یک جلسه گفتیم. ۲- گام به گام. گام به گام را قرآن می‌گوید: «خُطُوات‏» [۱] در آیه‌های قرآن کلمه‌ی «خُطُوه» یعنی گام. «خُطُوات‏»... «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» یعنی چه؟ یعنی اول شما را سیگاری می‌کند. بعد که عقبش رفتی، تریاکی می‌شوی. بعد از تریاکی الی آخر... اول یک جک می‌گوید. بعد لبخند می‌زنی. بعد با او دست می‌دهی. بعد با او روبوسی می‌کنی. همینطور ذره ذره شما را می‌برد. «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان‏» اول زنگ دوچرخه را می‌دزدد. بعد دوچرخه می‌دزدد. بعد موتور می‌دزدد. بعد ماشین می‌دزدد. بعد کشتی آهن را در دریا می‌دزدد. بعد نفت می‌دزدد. یعنی این گام به گام. و لذا به ما گفتند: دروغ شوخی را هم نگویید. چون شوخی کم کم به جدی می‌کشد.

چطوری گام به گام؟ اول از دور می‌آید پرتاب می‌کند. گام اول، پرتاب. یعنی نمی‌تواند نزدیک شما شود. مثل آدم‌هایی که می‌خواهی به او توهین کنی نمی‌شود. مثلاً پلیس ایستاده، نمی‌شود به او توهین کرد. شاه اینطور بود. دانشجوهای انقلابی وقتی شاه خارج می‌رفت، از دور به او گوجه پرت می‌کردند. این گوجه به ماشینش بخورد، یعنی هم شاه را تحقیر کنند، هم نزدیکش نمی‌شد بیایی. یعنی پرتاب. آیه‌ی پرتاب این است. «أَلْقَی» یعنی پرتاب می‌کند. «أَلْقَی الشَّیْطان‏» [۲] یعنی شیطان به او پرتاب می‌کند. این یک مورد.

گام دوم، قدم دوم تماس. تماس می‌گیرد. آیه‌ی تماس چیست؟ آیه‌ی تماس این است که می‌گوید: «مَس‏» یعنی تماس. «مَس‏» و تماس یکی است. «مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» [۳] «طائف» طواف یعنی دوره گرد. «طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ» یعنی شیطان‌های دوره‌گرد با او تماس می‌گیرند. گام دوم باید بنویسم.

گام سوم ورود پیدا می‌کند. آیه‌ی ورود را همه‌ی شما حفظ هستید. «یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النَّاسِ» [۴]، «یُوَسْوِسُ فی‏»، «فی» یعنی داخل می‌رود. «یُوَسْوِسُ فی صُدُورِ النَّاسِ» یعنی وارد روح می‌شود.

گام چهارم این است که... گام چهارم... آنجا قرارگاهش می‌شود. آیه‌اش این است. «فَهُوَ لَه»، «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» [۵] فلانی با او قرین است، «قرین» مقرون، مقارن، یعنی دیگر وقتی رفت، مثل بعضی‌ها که یکجایی می‌نشینند دیگر بلند نمی‌شوند. می‌ایستد! «فَهُوَ لَهُ قَرینٌ» بعد قرین که شد...

گام پنجم، می‌شود «حِزْبُ الشَّیْطان» حزب می‌شود. که قرآن می‌فرماید: «حِزْبُ الشَّیْطان». «حِزْبُ الشَّیْطان» هم در قرآن هست.

گام ششم، شیطان بر او مسلط می‌شود. «إِنَّما سُلْطانُهُ» سلطان یعنی سلطنت. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» [۶] یعنی شیطان بر او تسلط پیدا می‌کند. یعنی قدرت را از او می‌گیرد. گام هفتم اصلاً خودش شیطان می‌شود. هرکاری شیطان می‌کند این هم انجام می‌دهد. اصلاً شیطان می‌شود. این گام به گام است.

۲- سوء ظن، زمینه‌ی تجسس و غیبت

تقریباً خیلی از گناه‌ها همینطور است. مثلاً چطور ما غیبت می‌کنیم؟ اول سوءظن پیدا می‌کنیم. سوءظن که پیدا کردیم، خاله وارسی می‌کنیم. اینجا هم می‌گویند: خاله‌وارس!؟ نمی‌گویند؟ خاله زنک؟! یعنی تجسس می‌کنیم. اول به ذهنمان می‌آید که به نظرم این چنین می‌خواهد بکند. سوءظن که پیدا کردی، به زبان می‌گوییم. یعنی اول سوءظن بعد تجسس، بعد غیبت. ولذا قرآن وقتی دستور می‌دهد، آیه‌ی اول این است که می‌گوید «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» [۷] سوءظن نبرید. اگر سوءظن بردی، دنبال نکن، گام دومش را بایست. «لا تَجَسَّسُوا» [۸] تجسس نکن. اگر سوءظن بردی، تجسس هم کردی، عیب را فهمیدی، زبانت را کنترل کن. پس اول می‌گوید: ذهنت را پاک کن. اگر ذهنت آلوده شد می‌گوید: چشمت را از تجسس پاک کن. اگر چشمت هم آلوده شد، هم سوءظن بردی، فکرت آلوده شد، چشمت هم تجسسی کردی یک چیزی را فهمیدی، زبانت را حفظ کن. «وَ لَا یَغْتَب‏» [۹] یعنی این سه آیه پشت سر هم است، منتهی اول می‌گوید: سوءظن ممنوع، بعد می‌گوید: تجسس ممنوع، بعد می‌گوید: غیبت ممنوع!

لقمه‌ی حرام هم همینطور است. اول آقا کم‌فروشی می‌کند. نصفش را من می‌گویم، نصفش را شما بگویید. «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» [۱۰] «مطفف» یعنی کم‌فروش. اول آدم کم‌فروشی می‌کند. کم‌فروشی که کرد، لقمه‌ی حرام می‌خورد. لقمه‌ی حرام آدم را فاسد می‌کند. پشت سر «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» این آیه است. «إِنَّ کِتابَ الفُجَّار» [۱۱] فجّار یعنی فاجر، فاسق شود. بعد فاسق که شد، ادامه که پیدا کرد، اصلاً زیرش می‌زند. «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ» [۱۲] وای به دروغگوها! یعنی اول مطفف است. یعنی اول لقمه‌ی حرام می‌خورد، بعد از لقمه‌ی حرام فاسد می‌شود، بعد از فاسد مکذب می‌شود. تکذیب می‌کند، زیرش می‌زند. امام حسین روز عاشورا فرمود: لقمه‌ی حرام خوردید، طرفدار یزید شدید، بعد امام کش شدید. یعنی اول لقمه‌ی حرام، بعد طرفداری از بنی امیه، بعد کشتن «سید شباب اهل الجنه» کشتن امام حسین!

۳- تشبیه گام‌های شیطان به تخم‌گذاری در روح انسان

این بیانی که در قرآن هست، «القی، مَس، فی صُدُورِ النَّاسِ، فَهُوَ لَهُ قَرینٌ، اولئک حِزْبُ الشَّیْطان، إِنَّما سُلْطانُهُ..». «شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‏» [۱۳] این را حضرت امیر هم با یک بیان دیگر دارد. بیان حضرت امیر مشابه این است. می‌گوید که: «باض» شیطان اول تخم‌گذاری می‌کند. «باض» بیضه، یعنی تخم‌گذاری. «باض» شیطان اول تخم می‌ریزد. بعد از اینکه تخم‌گذاری کرد، «فَرَّخ» جوجه درمی‌آید. بعد «دَبَ» جوجه‌ها راه می‌افتند. بعد از «دَبَ» می‌گوید: «دَرَج» رشد پیدا می‌کنند. بعد دیگر به جایی می‌رسد که «ینظر باعینهم» اصلاً نگاه‌هایش شیطانی است. نگاه‌هایش شیطانی است. «ینطق بألسنتهم‏» یعنی اصلاً وجودش شیطان می‌شود. فکر شیطانی، نگاه شیطانی، هرکاری می‌کند، همه چیز را با یک رنگ می‌بیند. آدم‌هایی هستند سیاسی، تمام وجودشان سیاسی است. فلانی رفت عیادت فلانی؟ اینها رفتند برای انتخابات جلسه دارند. افطاری داد؟ افطاری نیست این خانه‌ی تیمی است. رفیق‌هایش را جمع کرده به اسم افطاری می‌خواهند، یعنی اصلاً فکر نمی‌کند که یک کاری را مثلاً برای خدا، کسی انجام دهد. هرکسی براساس فکرش، دارد یک حرف‌هایی را می‌زند. خوب دعا کنم همه‌ی شما و اینهایی که پای تلویزیون هستند آمین بگویند. خدایا! تو را به آبروی آبرومندانت ما را از گامهای شیطان همه‌ی ما را حفظ بفرما. آن مقداری هم که دنبالش رفتیم، ما را ببخش و بیامرز. گام اول تزیین، گام دوم گام به گام. دیگر چه می‌کند؟

۴- تسویف و تأخیر در کار خیر

تسویف! گام سوم تسویف، یعنی سَوَفَ سَوَفَ، یعنی هی می‌گوید: حالا دیر نمی‌شود. حالا باشد بعد. آقا مال مردم را بده. باشد بعد! آخر داماد به این خوبی آمده خواستگاری دخترت را به او بده. باشد بعد ببینیم کس دیگری هم می‌آید. سوا کنیم! دختر خانم این پسر خوبی است، باشد بعد. مال مردم را بده، حالا دیر نمی‌شود. برو مکه، حالا باشد پیری می‌رویم. آقا توبه کن. حالا جوانیم! من یک شکلی را قدیم داشتم. این شکل‌ها را برای شما هم بکشم. یک صلواتی بفرستید. [۱۴]

بحث توبه که می‌شود در ذهن خیلی‌ها این است. می‌گویند: راه مستقیم این است. این راه مستقیم است. حالا ما جوانیم! گیر نده بگذار کیف‌هایمان را بکنیم یک خرده هم کج شدیم طوری نیست. برو دنبال صفا، کارهایت را که کردی، آخر عمرت که شد بعد هان... توبه کن. این تکه‌ی آخر را آدم خوبی باش. می‌گوید راه مستقیم این است. فعلاً من کج می‌شوم. پیر که شدم برمی‌گردم توبه می‌کنم. این مثلث دو سه تا اشکال هندسی دارد. یکی اینکه آدمی که کج می‌شود دیگر بالا نمی‌رود از این طرف می‌آید.

۲- آدم خط را می‌داند آخرش اینجاست. دو سانت مانده برمی‌گرده، عمر شما نمی‌دانیم آخرش چه موقع است. شما یک نامه به من بده که شما هفتاد سال عمر داری، من هم زیرش می‌نویسم آقا ۶۵ سال برو خوش باش. آدم قبرستان که می‌رود عکس جوان بیش از عکس پیرهاست. قبرستان که آدم می‌رود زنها سر قبر شوهرها نشستند. یعنی زن‌ها بیشتر عمر می‌کنند. شما وقتی کج می‌شوی بالا که نمی‌روی، پایین می‌آیی. این یک مورد. ۲- آخر خط ما معلوم است، برمی‌گردیم. آخر عمر ما معلوم نیست که برگردیم یک وقت فکر می‌کنی شما هفتاد سال عمرت است، هفته‌ی آخر عمرمان بود. ماه آخر بود، سال آخر بود. نقل شده به امام صادق(ع) گفتند: بعضی مرده‌ها چشمشان باز است، بعضی بسته است. چرا؟ امام فرمود: آن کسی که باز است فرصت نکرده ببندد. آن کسی که بسته، به ما گفتند: هر نمازی که می‌خوانی فرض کن نماز آخر توست. چه می‌دانیم؟ در قرآن ۱۴ مرتبه کلمه‌ی «بَغْتَةً» آمده است. یعنی ناگهانی! ما نمی‌دانیم که چطوری است. پست‌های دولتی هم همینطور است.

جمعی از رفقای استاندار مشهد در قدیم، آمدند مشهد زیارت. مهمان استاندار بودند. استاندار گفت که: اگر کمی کسری بوده، به شما بد گذشته معذرت می‌خواهم. «إِنْ شاءَ اللَّه‏» سال بعد که تشریف آوردید جبران می‌شود. یکی از رفقا به استاندار گفت: ببخشید مگر شما سال دیگر هم استاندار هستی؟ یعنی پست دولتی پایش به جایی بند نیست. علاقه‌ی مردم پایش به جایی بند نیست. عمرم هم پایش به جایی بند نیست، عزت هم پایش به جایی بند نیست. افرادی هستند اینقدر نقشه می‌کشند که عزیز شوند، همان نقشه‌هایی که برای عزت کشیدند همان نقشه‌ها سبب ذلتشان می‌شود.

۵- تعجیل در کار خیر، سفارش پیشوایان دین

تسویف یعنی آینده، آینده. کار خیر را عجله کنید.

یک کلمه‌ای است من این را در سخنرانی‌هایم گفتم. منتهی حالا من شک می‌کنم چون در سال تقریباً صد تا سفر دارم، در هر سفری هم چند تا سخنرانی دارم. گاهی قاطی می‌کنم این را کجا گفتم. ولذا گاهی حرف‌های من تکراری می‌شود که به من می‌گویند: این را مثلاً چهار ماه پیش گفتی، هفت ماه پیش گفتی، نمی‌دانم حالا گفتم که گفتم. نمی‌توانم هرچه که می‌گویم کامپیوتر... تازه مگر همه‌ی مردم همه‌ی حرف‌ها را در یک آن می‌شنوند. من این را یکجایی گفتم. یکی از کلمات غلطی که در ایران مشهور است این است. می‌گویند: عجله کار شیطان است! همه جا عجله کار شیطان نیست. اینقدر در قرآن آیه داریم می‌گوید: عجله کنید. از جاهایی که می‌گوید عجله کنید توبه است. «یَتُوبُونَ مِنْ قَریب‏» [۱۵] زود توبه کن. راجع به نماز، می‌گوید: نماز را در اول وقت بخوان. عجله کن. اصلاً در اذان می‌گوییم: «حَیَّ» حی یعنی عجله کن. بشتاب. این هم تکرار، «حَیَّ عَلَی الصَّلَاة»، «حَیَّ عَلَی الْفَلَاح‏»، «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل‏» روزی شش بار می‌گوییم: «حَیَّ» بشتاب. ۵ تا اذان داریم، ۵ شش تا، سی تا. روزی سی بار می‌گوییم: عجله کن، عجله کن، عجله کن! روی منار می‌گوییم: عجله کن. می‌آییم پایین منار می‌گوییم: عجله کار شیطان است. اِ...

قرآن یک آیه دارد که می‌گوید: منافقین در قیامت به اهل بهشت می‌گویند: «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُم‏» [۱۶] نگاه کنید ما از نور شما استفاده کنیم. «قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا» عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. می‌گویند که در دنیا نور به هم قرض نمی‌دهیم. در آخرت نور به هم قرض نمی‌دهیم. از دنیا نور بیاورید. می‌گوید: «أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ» [۱۷] ما با هم در یک شهر و منطقه، در یک کارخانه و مزرعه و بازار نبودیم. «أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ» ما با هم نبودیم. می‌گوید: چرا با هم بودیم چون مِن و مِن می‌کردی. تو من و من می‌کردی. اذان که می‌گفت، من تا اذان می‌گفت مسجد می‌رفتم، تو من و من می‌کردی. آخر جالب این است که ما مثلاً برای خرید یک میوه و سیب‌زمینی، پیازی یک چیزی، سبزی، برای خرید یک چیزی بلند می‌شویم یک منطقه‌ای می‌رویم که ارزانتر است. آنوقت نزدیک خانه‌ی ما مسجد است. نماز در مسجد چقدر ثواب دارد؟ چقدر ثواب دارد؟ نماز جماعت چقدر ثواب دارد؟ ولی حالش را نداریم. من و من می‌کنیم نزدیک غروب می‌خوانیم. دیر می‌خوانیم.

یکی از راه‌های شیطان تطمیع است. به هوای پول آدم گول می‌خورد. «اللَّهُ أَکْبَر»! چقدر ما تا به حال به خاطر طمع سیلی خوردیم؟ شوروی که از هم پاشید، کشورهای آسیای میانه جنس‌هایشان را از ما خریدند. بعضی فروشندگان ایران متأسفانه به هوای سود بیشتر تقلب کردند. مثل بعضی از میوه فروش‌ها میوه‌های فاسد را زیر می‌گذارند، میوه‌های خوب را روی جعبه می‌گذارند. یک مدتی از ما چیزی گرفتند بعد دیدند که افرادی در ما هست که... نمی‌گویم همه، بعضی را طمع گرفت. معامله‌شان را قطع کردند. ما چندین برابر درآمدی که الآن داریم، می‌توانستیم درآمد اضافه داشته باشیم.

طمع! قرآن می‌گوید: اگر ایمان و تقوا داشته باشی وضعت خوب می‌شود. قرآن بخوانم؟ «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا» [۱۸] اگر «آمنوا» یعنی ایمان داشتن، «وَ اتَّقَوْا» اگر تقوا داشتید، «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات‏» اگر ایمان و تقوا داشته باشی رزقت زیاد می‌شود. این فکر می‌کند اگر کلک بزند، رزقش زیاد می‌شود. کلک زدی مشتری از دستت رفت. قرآن قول داده اگر می‌خواهی رزقت زیاد شود صاف راه برو. آقا من این را خریدم اینقدر هم سود می‌گیرم، خواستید بخرید، نخواستید نخرید. خلاص! کلک که می‌زنید در داد و ستد...

۶-تطمیع، نقشه‌ی شیطان برای فریب انسان

تطمیع روی طمع. شیطان آمد به آدم گفت: «هَلْ أَدُلُّکَ عَلی شَجَرَةِ الْخُلْد وَ مُلْکٍ لا یَبْلی‏» [۱۹] می‌خواهی به تو وادار کنم یک میوه‌ای بخوری که تا آخ باشی؟ آدم هم گول خورد از آن گندم و شجره خورد، ولی راهی که شیطان در آدم نفوذ کرد، گفت: اگر این کار را کنی اینطور می‌شوی. اینطور می‌شوی؟ چه پسری سراغ خواستگاری دخترم آمده است؟ هم خوشگل است، هم بابایش کارخانه‌دار است. ماشین دارد، هو.... یک سوت می‌کشد و دخترش را به او می‌دهد. بعد معلوم می‌شود عجب غلطی کردیم. این پسر اهل شراب است. پسر تارک الصلاة است. پسر فاسد است. من گول خانه و ماشینش را خوردم. کاش روی موکت می‌نشستیم سالم بود. رفتم دیدم قالی قشنگ دارد، گول قالی‌اش را خوردم. گاهی وقت‌ها که آدم گول می‌خورد به خاطر طمع است.

گاهی اسراف است. قرآن می‌گوید: اسراف آدم را «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین‏» [۲۰] اینهایی که ولخرجی می‌کنند، اینها برادر شیطان هستند. خیلی لقب زشتی است.

اینهایی که در بحث‌ها چانه می‌زنند. اینها هم از راه چانه زدن. مثلاً دو نفر با هم صحبت می‌کنند، هی با هم بحث می‌کنند، بحث می‌کنند، اینها با هم علاقه‌شان کم می‌شود یعنی با محبت می‌نشینند، با عصبانی بلند می‌شوند. قرآن می‌گوید: این جدلها هم شیطان است. «وَ إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُم‏» [۲۱] شیطان به رفیق‌هایش الهام می‌کند برای جدل، بحث...

ابزار کار شیطان چیست؟

۱- قمار و شراب؛ دو نفر با نمره‌ی ۱۳ به هم علاقه دارند. می‌نشینند یکی برنده می‌شود و یکی می‌بازد. این دو نفر نمره‌ی علاقه‌شان به هم ۱۳ بود. اما وقتی یکی باخت، آن آقایی که باخته دیگر سیزده درجه برنده را دوست ندارد. اینها با علاقه نشستند، با کینه بلند شدند. چون مثلاً فلان مبلغ ایشان از جیب من خالی کرد. برنده شد! قمار باعث می‌شود علاقه‌ها قیچی شود. «یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ» [۲۲] یعنی با علاقه‌ی سیزده درجه با هم می‌نشینید علاقه‌ی ۵ درجه بلند می‌شوید. ابزار است. و لذا گفتند کسی که سخن‌چینی می‌کند، طردش کن. یک کسی آمد گفت: حاج آقا! گفتم: بله. گفت: فلانی پشت سر تو حرف زد. می‌گویم: به شما چه ربطی دارد؟ چرا برای من نقل کردی؟ سخن‌چینی معنایش این است. یک کسی پشت سر من بد می‌گوید، تو به من نقل می‌کنی. تلفن می‌کنی بله یک چنین حرف‌هایی زدند. آخر چرا گفتی؟ خدا می‌داند این سایت‌هایی که درست شده خدا می‌داند این صاحبان سایت، قیامت چه رسوایی دارند بعضی از اینها... یک چیزی که بین دو نفر است برمی‌دارند روی پشت بام می‌گذارند. بابا بنده، یک مشکلی با ایشان دارم. یا به نظر تو یک مشکلی دارم. چرا این مشکل را نقل می‌کنی؟ به تو چه؟ بخشی از عمرها صرف سایت‌ها می‌شود، حیف! یک اطلاعاتی لازم است. من به اطلاعات لازم حرفی ندارم. اما بسیاری از اطلاعات را بدانی جایی آباد نمی‌شود، ندانی جایی خراب نمی‌شود.

۷- فساد و فحشاء، ابزار کار شیطان

۲- برهنگی، قرآن می‌گوید: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ» بعد می‌گوید: «لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما» [۲۳] از راه برهنگی، انسان پوشیده تحریکش کمتر است. هرچه لخت‌تر شود، برهنه‌تر شود، تحریک بیشتر است.

۳- موسیقی، موسیقی حلال است یا حرام؟ غنا چه؟ هرآهنگی که شما را تحریک کند برای شما مضر است. باید دید این غنا و این آهنگ چه اثری در شما دارد؟ حالا ضرر موسیقی روی مغز چیست آن را من چون تخصص ندارم وارد نمی‌شوم. اما کتاب‌های زیادی نوشتند ضرر موسیقی روی مغز و اعصاب. دکترهای مغز و اعصاب نوشتند. آهنگهایی که شما را خواب می‌کند. آهنگهایی که شما را تخدیر می‌کند. آهنگهایی که شما را از هدف بازمی دارد. آهنگهایی که شما را به بدمستی، به عیاشی می‌کشاند. اما در اینکه حالا چه موسیقی حلال است چه موسیقی حرام، این را باید هرکسی از مرجعش بپرسد.

۴- لقمه‌ی حرام، قرآن می‌گوید: «کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً» بعد می‌گوید: «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» [۲۴] «کُلُوا وَ لا تَتَّبِعُوا» بخورید اما دنبال گامهای شیطان نروید. پیداست یکی از گامهای شیطان لقمه‌ی حرام است.

نقل می‌کنند که یک حاکم زورگو و طاغوتی یک عالمی را دعوت کرد گفت: یکی از سه کار برای من بکن. یا قاضی در حکومت من شو. یا معلم بچه‌هایم باش. یا یک ناهاری با ما بخور. این عالم فکر کرد گفت: اگر قاضی شوم، این طاغوت است، قاضی طاغوت جرم است. گناه است. گفت: نه قاضی نمی‌شوم. معلم بچه‌هایت شوم، گفت:

گرگ زاده عاقبت گرگ شود *** گرچه با آدمی بزرگ شود

بچه‌های طاغوت هم آخرش می‌شوند... گفت یک لقمه‌ی ناهار پیش تو می‌خوریم و می‌رویم. ناهار را که خورد، دید عجب غذای خوبی است. این غذا اثر خودش را گذاشت. گفت: اگر اجازه بفرمایید هم قاضی می‌شوم، هم معلم بچه‌های شما. این لقمه‌ی حرام آدم را به اینجا می‌کشاند.

۸- نگاه گناه، تیری از کمان شیطان

۵- یکی از راه‌های شیطان هم نگاه است. «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیس‏» [۲۵] حدیث داریم نگاه تیر شیطان است. نگاه که می‌کنی عاشقش می‌شوی، دوستش داری، دنبالش می‌روی. دوستش که داری هی دنبالش کشیده می‌شوی. از اول «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا» [۲۶] نگاه نکن. ابزار کار شیطان قمار، شراب، ربا، برهنگی، آهنگهای مخدر، لقمه‌ی حرام، نگاه.

راه‌های خنثی کردنش چیه؟ حالا چه کنیم با شیطان. گفته: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» [۲۷]، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» [۲۸] خودت را به خدا بسپار. بگو: خدایا خودت من را حفظ کن. ایمان، قرآن می‌گوید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا» [۲۹] اگر کسی ایمان داشته باشد، شیطان حریفش نمی‌شود. ایمان بیمه هست. ایمان، دعا، بصیرت، آدم حواسش جمع باشد که این کلک است. این توطئه است. این نقشه است. به چه دلیل من را دعوت کرد و او را دعوت نکرد؟ به چه دلیل به من هدیه داد و به او نداد؟ این نقشه است.

یک کسی در خانه‌ی امیرالمؤمنین را زد، گفت: یک حلوایی هدیه آوردم. حضرت فرمود: «طَارِق‏» یعنی در خانه را می‌زنند. «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» [۳۰] یعنی کوبنده. گفت: این طارق در خانه را می‌زند، حلوا آورده، فردا یک جنایتی می‌کند می‌خواهد در دادگستری و قوه قضاییه در آیین دادرسی، می‌خواهد وقتی من می‌خواهم قضاوت کنم، چون او دیشب برای من حلوا آورده، به نفع این قضاوت کنم. فرمود: کور خواندی. علی با حلوا گول بخورد؟ با حلوا گول بخورد؟ گاهی یک نقشه است. آدم اگر بصیرت داشته باشد، گول نمی‌خورد. استعاذه، ایمان، فکر، دعا، بصیرت... اشاره می‌کنند وقت تمام شد...

خدایا ما را از گامهای شیطان دور بدار. شیطان‌های بین‌المللی مثل آمریکا، طرح‌ها و توطئه‌هایی که علیه اسلام و مسلمین می‌کشند، توطئه‌ها را خنثی، توطئه‌گران نااهل را نابود بفرما. به ما بصیرت و ایمان و تقوایی مرحمت کن، که در طرح‌هایی که کشیده می‌شود. چه از شیطان‌های جنی، چه از شیطان‌های انسی، شیطان را قرآن می‌گوید: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» [۳۱] یعنی شیطان هم جنی داریم، هم انسی داریم. انسان‌هایی که ممکن است معلم باشد، ممکن است نمی‌دانم تاجر باشد. ممکن است هرکس باشد. ما را از انواع وسوسه‌ها و انواع شیطان‌ها حفظ بفرما. این بحث ملحق به آن دو تا بحث قبل می‌شود، سه بحث درباره‌ی شیطان گفته شد. از بحث شیطان رد شویم. خدا ما را برای همیشه از شیطان دور کند.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

پانویس

  1. بقره/168
  2. حج/52
  3. اعراف/201
  4. ناس/5
  5. زخرف/36
  6. نحل/100
  7. حجرات/12
  8. حجرات/12
  9. حجرات/12
  10. مطففین/1
  11. مطففین/7
  12. مطففین/10
  13. انعام/112
  14. صلوات حضار
  15. نساء/17
  16. حدید/13
  17. حدید/14
  18. اعراف/96
  19. طه/120
  20. اسراء/27
  21. انعام/121
  22. مائده/91
  23. اعراف/20
  24. بقره/168
  25. کافی/ج5/ص559
  26. نور/30
  27. ناس/1
  28. فلق/1
  29. نحل/99
  30. طارق/1
  31. ناس/6
منبع: سایت درس‌هایی از قرآن - تاریخ برداشت : 95/05/27