فرهنگ مصادیق:اتلاف و تسبیب: تفاوت بین نسخهها
جز (Golafshan صفحهٔ اتلاف و تسبیب را به فرهنگ مصادیق:اتلاف و تسبیب منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
| − | "مهمترین پرسشی که در هر اجتماع مطرح میشود این است :که چگونه باید حق هر کس را با حق دیگران جمع | + | "مهمترین پرسشی که در هر اجتماع مطرح میشود این است: که چگونه باید حق هر کس را با حق دیگران جمع کرد؟ با چه تدبیر میتوان نظمی را برقرار کرد که هیچ کس مزاحم آزادی دیگران نشود؛ همه برای آسایش خود بکوشند ولی در اندیشه امنیت عمومی نیز باشند؟<br/> |
| − | این تدابیر را قانون گذاران به زودی شناختند و از دیر باز اعلام کردند که هیچ کس نباید به دیگران ضرر بزند؛ هیچ ضرری نباید جبران نشده باقی بماند وحقوق از اقدامی که هدف آن اضرار به دیگری است حمایت نمیکند. اهمیت جبران زیانهایی که شخص به بار میآورد تا جایی است که پارهای از نویسندگان که خواستهاند همه قواعد مدنی را در سه اصل اجتماعی خلاصه کنند، لزوم جبران ضرر را یکی از آن سه اصل قرار دادهاند بعضی نیز از این هم پیشتر رفته و ادعا کردهاند که قواعد مسئولیت مدنی رفته رفته همه مقررات حقوقی را در بر میگیرد .<br/> | + | این تدابیر را قانون گذاران به زودی شناختند و از دیر باز اعلام کردند که هیچ کس نباید به دیگران ضرر بزند؛ هیچ ضرری نباید جبران نشده باقی بماند وحقوق از اقدامی که هدف آن اضرار به دیگری است حمایت نمیکند. اهمیت جبران زیانهایی که شخص به بار میآورد تا جایی است که پارهای از نویسندگان که خواستهاند همه قواعد مدنی را در سه اصل اجتماعی خلاصه کنند، لزوم جبران ضرر را یکی از آن سه اصل قرار دادهاند بعضی نیز از این هم پیشتر رفته و ادعا کردهاند که قواعد مسئولیت مدنی رفته رفته همه مقررات حقوقی را در بر میگیرد.<br/> |
| − | ولی، هرگاه نخواهیم تا این اندازه نیز در اهمیت اصول مسئولیت مدنی مبالغه | + | ولی، هرگاه نخواهیم تا این اندازه نیز در اهمیت اصول مسئولیت مدنی مبالغه کنیم، بی تردید باید آن را کانون بسیاری از مسائل حقوقی قرار دهیم: دامنه بحث از حقوق مدنی و خصوصی فراتر میرود. در حقوق عمومی و بین المللی نیز مساله جبران زیانی که به عمد یا خطا وارد میشود مرکز اصلی همه گفتگوها است ".1<br/> |
| − | این تحقیق در باب دو مورد از مباحث بسیار مهم ضمان قهری یعنی اتلاف و تسبیب میباشد که در چندین فصل به تفاوتهای آن اشاره میشود .<br/> | + | این تحقیق در باب دو مورد از مباحث بسیار مهم ضمان قهری یعنی اتلاف و تسبیب میباشد که در چندین فصل به تفاوتهای آن اشاره میشود.<br/> |
== اتلاف مباشرتی( مستقیم ) و تسبیب ( غیر مستقیم ) == | == اتلاف مباشرتی( مستقیم ) و تسبیب ( غیر مستقیم ) == | ||
| − | استاد جعفر لنگرودی تحقق اتلاف را مقید به آن دانستهاند که فعل منشا اتلاف به وسیله فاعل به هدف هدایت شده باشد مانند( تحریک سگ درنده به دریدن لباس عابرین) با فعل مزبور مستقیما( به وسیله آلت یابدون آلت) به هدف وارد شده باشد مانند: شکستن پنجرههای دیگری با سنگ یا با دست .1<br/> | + | استاد جعفر لنگرودی تحقق اتلاف را مقید به آن دانستهاند که فعل منشا اتلاف به وسیله فاعل به هدف هدایت شده باشد مانند( تحریک سگ درنده به دریدن لباس عابرین) با فعل مزبور مستقیما( به وسیله آلت یابدون آلت) به هدف وارد شده باشد مانند: شکستن پنجرههای دیگری با سنگ یا با دست.1<br/> |
| − | به نظر ما این تعریف مورد انتقاد است . چراکه درباب مورد اول که به وسیله فاعل هدایت شده است و این مورد بحث فاعل معنوی است . یعنی کسی که عملی را به وسیله اشیاء یا حیوان یا افراد رافع مسئولیت انجام میدهد و مسئولیت بر دوش فاعل معنوی است و سبب محسوب میشود به صورت غیر مستقیم نه مستقیم .<br/> | + | به نظر ما این تعریف مورد انتقاد است. چراکه درباب مورد اول که به وسیله فاعل هدایت شده است و این مورد بحث فاعل معنوی است. یعنی کسی که عملی را به وسیله اشیاء یا حیوان یا افراد رافع مسئولیت انجام میدهد و مسئولیت بر دوش فاعل معنوی است و سبب محسوب میشود به صورت غیر مستقیم نه مستقیم.<br/> |
ولی قسمت دوم تعریف ایشان با موازین و اصول حقوقی سازگار است و مفهوم اتلاف را در بر میگیرد<br/> | ولی قسمت دوم تعریف ایشان با موازین و اصول حقوقی سازگار است و مفهوم اتلاف را در بر میگیرد<br/> | ||
| − | " اتلاف در مورد ی است که شخص به طور مستقیم مال غیر را تلف کند یعنی در این کار مباشر باشد نه مسبب برای مثال : اگر کسی خرمن دیگری را آتش بزند .<br/> | + | " اتلاف در مورد ی است که شخص به طور مستقیم مال غیر را تلف کند یعنی در این کار مباشر باشد نه مسبب برای مثال: اگر کسی خرمن دیگری را آتش بزند.<br/> |
| − | ۲) قفل در خانهای را بشکند" .2<br/> | + | ۲) قفل در خانهای را بشکند".2<br/> |
"کسی که مال دیگری را تلف کند مسئول جبران خسارت آن است( من اتلف مال غیر فهوله ضامن ) و مبانی این قاعده چنان که شیخ طوسی و ابن ادریس گفتهاند آیه مبارکه ( ومن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم ) ۳میباشد.<br/> | "کسی که مال دیگری را تلف کند مسئول جبران خسارت آن است( من اتلف مال غیر فهوله ضامن ) و مبانی این قاعده چنان که شیخ طوسی و ابن ادریس گفتهاند آیه مبارکه ( ومن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم ) ۳میباشد.<br/> | ||
| − | هرگاه فعلی قابلیت انتساب مستقیم به شخص وارد کننده زیان را داشته باشد اتلاف است . مثلا: با چاقو داخل شکم غیر میکند .<br/> | + | هرگاه فعلی قابلیت انتساب مستقیم به شخص وارد کننده زیان را داشته باشد اتلاف است. مثلا: با چاقو داخل شکم غیر میکند.<br/> |
== "اتلاف به دو نوع است == | == "اتلاف به دو نوع است == | ||
۱ - اتلاف حقیقی ۲ - اتلاف حکمی<br/> | ۱ - اتلاف حقیقی ۲ - اتلاف حکمی<br/> | ||
=== ۱ - اتلاف حقیقی: === | === ۱ - اتلاف حقیقی: === | ||
| − | مالی را از بین میبرد و تلف میکند یا موجب کاهش مالیت آن میشود .<br/> | + | مالی را از بین میبرد و تلف میکند یا موجب کاهش مالیت آن میشود.<br/> |
=== ۲ - اتلاف حکمی === | === ۲ - اتلاف حکمی === | ||
| − | آن مال تلف نمیشود ولی برای صاحب آن شی ارزشش را از دست میدهد . به عنوان مثال : شخصی بلیط هواپیمای کسی را میگیرد و بعد از حرکت | + | آن مال تلف نمیشود ولی برای صاحب آن شی ارزشش را از دست میدهد. به عنوان مثال: شخصی بلیط هواپیمای کسی را میگیرد و بعد از حرکت هواپیما، بلیط را به شخصی بدهد در این فرض بلیط برای صاحب آن دارای ارزش نیست و اتلاف حکمی است".<br/> |
| − | در تسبیب، شخص به طور مستقیم مباشر تلف کردن مال نیست، مقدمات تلف را فراهم | + | در تسبیب، شخص به طور مستقیم مباشر تلف کردن مال نیست، مقدمات تلف را فراهم میکند،یعنی: کاری انحام میدهد که نتیجه آن کار به علل دیگری تلف واقع میشود.مثل اینکه شخصی چاهی در معبر عموم میکند و دیگری در اثر بی احتیاطی در آن میافتد در این مثال، سبب به طور مستقیم مال را تلف نکرده و به دیگری زیانی نزده است ولی عرف ورود ضرر را منسوب به او میداند و به همین جهت مسئولیت دارد.<br/> |
| − | واژه سبب به معنای فلسفی و متعارف خود به کار نرفته است .سبب در اصطلاح فلسفی به امری گفته میشود که از وجودش وجود و از عدمش عدم لازم آید در حالی که در | + | واژه سبب به معنای فلسفی و متعارف خود به کار نرفته است.سبب در اصطلاح فلسفی به امری گفته میشود که از وجودش وجود و از عدمش عدم لازم آید در حالی که در تسبیب،چنین عاملی فراهم نمیآید.<br/> |
| − | سبب به کاری دست میزند که زمینه تلف را آماده میسازد چنان که اگر ارتکاب آن عمل نباشد تلف نیز رخ نمیدهد ولی بین آن کار و وقوع تلف رابطه علیت وجود ندارد . احتمال دارد و انتظار آن میرود که در شرایط ویژهای زمینه فراهم شده، منجر به تلف مال | + | سبب به کاری دست میزند که زمینه تلف را آماده میسازد چنان که اگر ارتکاب آن عمل نباشد تلف نیز رخ نمیدهد ولی بین آن کار و وقوع تلف رابطه علیت وجود ندارد. احتمال دارد و انتظار آن میرود که در شرایط ویژهای زمینه فراهم شده، منجر به تلف مال شود، ولی بین آن دو ملازمه عقلی یا عرفی وجود ندارد یعنی: آنچه در این مقام سبب نامیده میشود در واقع شرط وقوع تلف است. به ویژه در موردی که علت تلف را فعل دیگری به وجود میآورد و آن فعل همراه باشرایط قبلی خسارتی را ایجاد میکند.<br/> |
| − | خسارت به آن شرط منسوب نمیشود و تلف کننده مسئول آن است به همین جهت قانون مباشر را مسئول میشمرد هر چند که فعل او همراه با شرایط دیگر کار ساز شده باشند .<br/> | + | خسارت به آن شرط منسوب نمیشود و تلف کننده مسئول آن است به همین جهت قانون مباشر را مسئول میشمرد هر چند که فعل او همراه با شرایط دیگر کار ساز شده باشند.<br/> |
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.ensani.ir/fa/content/142769/default.aspx پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی] - تاریخ برداشت: 94/10/23 </span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.ensani.ir/fa/content/142769/default.aspx پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی] - تاریخ برداشت: 94/10/23 </span></div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۶
نویسنده: مهدی حریریان
محتویات
مقدمه
"مهمترین پرسشی که در هر اجتماع مطرح میشود این است: که چگونه باید حق هر کس را با حق دیگران جمع کرد؟ با چه تدبیر میتوان نظمی را برقرار کرد که هیچ کس مزاحم آزادی دیگران نشود؛ همه برای آسایش خود بکوشند ولی در اندیشه امنیت عمومی نیز باشند؟
این تدابیر را قانون گذاران به زودی شناختند و از دیر باز اعلام کردند که هیچ کس نباید به دیگران ضرر بزند؛ هیچ ضرری نباید جبران نشده باقی بماند وحقوق از اقدامی که هدف آن اضرار به دیگری است حمایت نمیکند. اهمیت جبران زیانهایی که شخص به بار میآورد تا جایی است که پارهای از نویسندگان که خواستهاند همه قواعد مدنی را در سه اصل اجتماعی خلاصه کنند، لزوم جبران ضرر را یکی از آن سه اصل قرار دادهاند بعضی نیز از این هم پیشتر رفته و ادعا کردهاند که قواعد مسئولیت مدنی رفته رفته همه مقررات حقوقی را در بر میگیرد.
ولی، هرگاه نخواهیم تا این اندازه نیز در اهمیت اصول مسئولیت مدنی مبالغه کنیم، بی تردید باید آن را کانون بسیاری از مسائل حقوقی قرار دهیم: دامنه بحث از حقوق مدنی و خصوصی فراتر میرود. در حقوق عمومی و بین المللی نیز مساله جبران زیانی که به عمد یا خطا وارد میشود مرکز اصلی همه گفتگوها است ".1
این تحقیق در باب دو مورد از مباحث بسیار مهم ضمان قهری یعنی اتلاف و تسبیب میباشد که در چندین فصل به تفاوتهای آن اشاره میشود.
اتلاف مباشرتی( مستقیم ) و تسبیب ( غیر مستقیم )
استاد جعفر لنگرودی تحقق اتلاف را مقید به آن دانستهاند که فعل منشا اتلاف به وسیله فاعل به هدف هدایت شده باشد مانند( تحریک سگ درنده به دریدن لباس عابرین) با فعل مزبور مستقیما( به وسیله آلت یابدون آلت) به هدف وارد شده باشد مانند: شکستن پنجرههای دیگری با سنگ یا با دست.1
به نظر ما این تعریف مورد انتقاد است. چراکه درباب مورد اول که به وسیله فاعل هدایت شده است و این مورد بحث فاعل معنوی است. یعنی کسی که عملی را به وسیله اشیاء یا حیوان یا افراد رافع مسئولیت انجام میدهد و مسئولیت بر دوش فاعل معنوی است و سبب محسوب میشود به صورت غیر مستقیم نه مستقیم.
ولی قسمت دوم تعریف ایشان با موازین و اصول حقوقی سازگار است و مفهوم اتلاف را در بر میگیرد
" اتلاف در مورد ی است که شخص به طور مستقیم مال غیر را تلف کند یعنی در این کار مباشر باشد نه مسبب برای مثال: اگر کسی خرمن دیگری را آتش بزند.
۲) قفل در خانهای را بشکند".2
"کسی که مال دیگری را تلف کند مسئول جبران خسارت آن است( من اتلف مال غیر فهوله ضامن ) و مبانی این قاعده چنان که شیخ طوسی و ابن ادریس گفتهاند آیه مبارکه ( ومن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم ) ۳میباشد.
هرگاه فعلی قابلیت انتساب مستقیم به شخص وارد کننده زیان را داشته باشد اتلاف است. مثلا: با چاقو داخل شکم غیر میکند.
"اتلاف به دو نوع است
۱ - اتلاف حقیقی ۲ - اتلاف حکمی
۱ - اتلاف حقیقی:
مالی را از بین میبرد و تلف میکند یا موجب کاهش مالیت آن میشود.
۲ - اتلاف حکمی
آن مال تلف نمیشود ولی برای صاحب آن شی ارزشش را از دست میدهد. به عنوان مثال: شخصی بلیط هواپیمای کسی را میگیرد و بعد از حرکت هواپیما، بلیط را به شخصی بدهد در این فرض بلیط برای صاحب آن دارای ارزش نیست و اتلاف حکمی است".
در تسبیب، شخص به طور مستقیم مباشر تلف کردن مال نیست، مقدمات تلف را فراهم میکند،یعنی: کاری انحام میدهد که نتیجه آن کار به علل دیگری تلف واقع میشود.مثل اینکه شخصی چاهی در معبر عموم میکند و دیگری در اثر بی احتیاطی در آن میافتد در این مثال، سبب به طور مستقیم مال را تلف نکرده و به دیگری زیانی نزده است ولی عرف ورود ضرر را منسوب به او میداند و به همین جهت مسئولیت دارد.
واژه سبب به معنای فلسفی و متعارف خود به کار نرفته است.سبب در اصطلاح فلسفی به امری گفته میشود که از وجودش وجود و از عدمش عدم لازم آید در حالی که در تسبیب،چنین عاملی فراهم نمیآید.
سبب به کاری دست میزند که زمینه تلف را آماده میسازد چنان که اگر ارتکاب آن عمل نباشد تلف نیز رخ نمیدهد ولی بین آن کار و وقوع تلف رابطه علیت وجود ندارد. احتمال دارد و انتظار آن میرود که در شرایط ویژهای زمینه فراهم شده، منجر به تلف مال شود، ولی بین آن دو ملازمه عقلی یا عرفی وجود ندارد یعنی: آنچه در این مقام سبب نامیده میشود در واقع شرط وقوع تلف است. به ویژه در موردی که علت تلف را فعل دیگری به وجود میآورد و آن فعل همراه باشرایط قبلی خسارتی را ایجاد میکند.
خسارت به آن شرط منسوب نمیشود و تلف کننده مسئول آن است به همین جهت قانون مباشر را مسئول میشمرد هر چند که فعل او همراه با شرایط دیگر کار ساز شده باشند.







