پرسش و پاسخ:پرسش های نظری: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(/* با توجّه به آیة «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»...)
سطر ۱۵۳: سطر ۱۵۳:
 
دعا از مادّه «دَعو» در لغت به معنای درخواست کردن، خواندن، و تحریک نمودن بر انجام کاری می‌باشد. [۴۰]
 
دعا از مادّه «دَعو» در لغت به معنای درخواست کردن، خواندن، و تحریک نمودن بر انجام کاری می‌باشد. [۴۰]
 
در آیة مبارکه چون متعلق یدعون، خیر قرار گرفته، مراد این است که از مردم محترمانه خواسته شود، که خیر و نیکی را انجام دهند، و درخواست شود بدون الزام و اجبار؛ چون در دعوت به خیر اجباری نیست.<br/>
 
در آیة مبارکه چون متعلق یدعون، خیر قرار گرفته، مراد این است که از مردم محترمانه خواسته شود، که خیر و نیکی را انجام دهند، و درخواست شود بدون الزام و اجبار؛ چون در دعوت به خیر اجباری نیست.<br/>
معنای امر
+
معنای امر
 
و امّا امر به معنای وادار نمودن بر کاری است [۴۱]حال با عمل باشد و یا گفتار، در نتیجه معنای آیه این می‌شود که: گروهی مردم را وادار به انجام معروف (واجبات) کنند و از منکرات (و محرّمات) باز دارند، خلاصه در «یدعُون» صرف دعوت و درخواست است امّا «یأمرون» به معنای دستور دادن هم می‌آید وادار کردن و حتی اجبار بر انجام معروف است.<br/>
 
و امّا امر به معنای وادار نمودن بر کاری است [۴۱]حال با عمل باشد و یا گفتار، در نتیجه معنای آیه این می‌شود که: گروهی مردم را وادار به انجام معروف (واجبات) کنند و از منکرات (و محرّمات) باز دارند، خلاصه در «یدعُون» صرف دعوت و درخواست است امّا «یأمرون» به معنای دستور دادن هم می‌آید وادار کردن و حتی اجبار بر انجام معروف است.<br/>
 
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر
 
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر
سطر ۲۰۲: سطر ۲۰۲:
 
۴۱. مفردات راغب، ص۲۴.<br/>
 
۴۱. مفردات راغب، ص۲۴.<br/>
 
سایت ویکی پرسش
 
سایت ویکی پرسش
 +
 
==== موانع امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ====
 
==== موانع امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ====
 
پاسخ: امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و در حالی که قدرت دارد با آن مبارزه نکند، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است.<br/>
 
پاسخ: امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و در حالی که قدرت دارد با آن مبارزه نکند، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است.<br/>

نسخهٔ ‏۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۶

محتویات

کسی که دو فریضه را ترک کند، در روایات به چه چیزی تشبیه شده است؟

پاسخ: امر به معروف و نهی منکر از فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می‌شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب‌های موجود در یک عضو گرفته نشود ناراحتی به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد. امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماری‌های روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد.
مثال امر به معروف و نهی از منکر مثال جلوگیری از کار انسان نادانی است که سوار کشتی شده و قصد سوراخ کردن آن را دارد که اگر از این کار او جلو گیری نشود با سوراخ شدن کشتی، خود او و دیگر مسافران کشتی غرق خواهند شد. آیا اگر چنین فردی اعتراض کند که هیچ‌کس حق ندارد آزادی مرا سلب کند زیرا من تنها زیر صندلی مخصوص خود را که اختیار آن را دارم، سوراخ می‌کنم و تنها خودم غرق می‌شوم!!! کسی به اعتراض او توجه می‌کند؟ مسلماً کسی اعتراض او را نمی‌پذیرد زیرا همگان می‌دانند که سوراخ شدن یک نقطه از کشتی همان و غرق شدن همه کشتی با تمام سرنشینان هم همان؛ بنابراین اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر ترک شود گناه و فساد یک نفر یا یک گروه به سایر افراد و سایر گروه‌ها نیز سرایت و جامعه‌ای را آلوده می‌کند.
امر به معروف و نهی از منکر دارای شرایط و مراتب خاص خود است که از جمله شرایط آن الف: آمر و ناهی باید موارد معروف و منکر را بشناسد تا بتواند امر و نهی کند.
ب: آمر و ناهی باید احتمال تأثیر بدهد و الا واجب نیست امر و نهی کند.
ج: آمر و ناهی باید قدرت امر و نهی داشته باشد و جان یا مال معتنابه او در خطر نباشد.
د: آمر و ناهی باید مراتب امر و نهی را رعایت کند یعنی اگر با یک نگاه کردن مقصود بر آورده می‌شود دیگر حرف نزد و اگر با صدای آرام مشکل حل می‌شود صدای خود را بلند نکند و...
در آخر اینکه: هر چیز دارای نشانه است و حیات معنوی نیز نشانه‌های خاص خود را دارد که از جمله آنها، حساس بودن به موافقت و مخالفت یکتای بی‌همتاست. اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد، در حقیقت حیات معنوی خود را از دست داده است. امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند، مرده‌ای میان زنده‌هاست». ۱ ترک امر و نهی، نوعی موافقت با گناه و مخالفت با خدای تعالی است امام صادق (ع) فرمودند: «کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد از آن نهی نکند، دوست دارد معصیت خدا شود و کسی که دوست دارد معصیت خدا روی دهد، دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است». ۲ منبع: ۱. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۴.
۲. مستدرک، ج۱۲، ص۱۷۷.

در بعضی از کشورها، که گاهی کشورهای متمدّن و پیشرفته هم هستند، به اقلّیت مسلمان ظلم‌هایی می‌کنند؛ مثلاً به دانش آموزان دختر با حجاب، یا بانوان محجّبه، اجازه درس خواندن و کارکردن نمی‌دهند و تبعیض قائل می‌شوند در حالی که ما به این رفتار اعتراض می‌کنیم که چرا در این کشورها اکثریّت نامسلمان، اعتقادات و روش‌های خود را بر اقلّیت مسلمان تحمیل می‌کنند، چرا در کشور خودمان خیلی اوقات اکثریّت مسلمان، احکام اسلام (مثل حجاب، گوش ندادن به موسیقی، و بعضی حلال و حرام‌های اسلامی را) را به اقلیّت نامسلمان و یا مسلمانان غیرمتعهّد تحمیل می‌کنند؟

پاسخ: نکاتی که در ذیل می­آید ما را در رسیدن به جواب یاری می­کند: ۱. ما اگر به جوامع پیشرفته مادی انتقاد می­کنیم که چرا بانوان مسلمان را مجبور به کشف حجاب می­کنند؛ از این باب است که به ظاهر آنها پذیرفته­اند که انسان در پوشش خود محدودیتی ندارد و ایجاد محدودیت برای فرد را از این جهت نپذیرفته­اند و اینگونه امور را احترام به فرد تلقی می­کنند و دیگران را هم به این امر می­خوانند، سؤال و اشکال ما اینست که آیا وضع قوانینی به منظور محدود کردن اختیار نوع پوشش دختران مسلمان منافاتی با سایر قوانین این کشورها ندارد و آیا چنین عملی در درون خود تناقض را به همراه ندارد و پارادوکسیکال نمی­باشد؟ در حالی که این مسئله در جامعه اسلامی چنین نیست؛ زیرا جامعه اسلامی ادعای آزادی انسان در هر شرایطی را ندارد؛ احکام اسلام تابع مصالح و مفاسد است و جامعه اسلامی احکام الهی اسلام را به عنوان قانون پذیرفته است و اسلام رعایت حریم­های الهی را در سطح جامعه به عنوان رعایت قانون جامعه لازم می‌داند.
از دیدگاه ما حجاب مصونیت است نه محدودیت، در فضایی که حجاب رعایت می‌گردد، امکان بیشتری برای تعالی و رشد انسان فراهم می‌شود و ما حتی بی‌حجابی را برای جوامع پیشرفته همچون سم مهلکی تلقی می‌کنیم و معتقدیم که هر مقدار برهنگی بیشتر باشد، انسان از رسیدن به مقصدی که برای آن خلق شده است دورتر می‌شود. همین‌طور است ارتکاب سایر محرمات مثل نوشیدن شراب و...
۲. ممکن است گفته شود، از نظر علم پزشکی ثابت شده است که نوشیدن مشروب به اندازه کافی، نه تنها ضرری ندارد بلکه عمر انسان را هم زیادتر می‌کند. اما باید توجه کنید که: اولا: در علم پزشکی ثابت نشده است که خوردن مشروب به اندازه کافی، مفید است و باعث ازدیاد عمر می‌گردد. آیا علم پزشکی می‌تواند این تضمین را بدهد که در آینده به برکت پیشرفت علم پزشکی، نخواهد گفت که مشروب مضر بوده و مثلاً به بافت‌هایی از بدن آسیب وارد می‌کند.
ثانیا: علم پزشکی این توان را ندارد که پیرامون تأثیرات روحی مشروب بر انسان بحث کند، ممکن است علم پزشکی اثبات نماید که از نظر فیزیکی مشروب در رشد بدن مؤثر است اما علومی همچون روانشناسی و روان پزشکی و ... اثبات نمایند که مشروب خوری تأثیرات مخرب روحی را در بر دارد (از اثرات مخرب شراب اینست که باعث مستی می‌گردد و در این حالت زوال عقل، این امکان وجود دارد که انسان به هر کار و جنایتی دست بزند۱، در مقایسه بین این دو، عاقل از منفعت بدنی بخاطر زیان‌های روحی دوری می‌جوید.
ثالثا: اسلام حکم به تحریم شراب کرده است به خاطر مفاسدی که در آن موجود بوده است، بعضی از این مفاسد تاکنون کشف شده و بعضی تاکنون کشف نشده است. ما دستورات اسلام را وحیانی می‌دانیم و یقین داریم که خداوند حکیم و دانا با علم به پلیدی شراب آن را بر مردم حرام کرده است. نتیجه اینکه با صرف یک دستاورد علمی (مثل فوائد بدنی شراب) نمی‌توان از این دستور الهی دست برداشت و گفت که بر آن، هیچ پلیدی ولو پلیدی روانی و روحی مترتب نیست.
۳. ممکن است گفته شود این دیدگاه اسلام است که فلان موضوع حرام است و مفاسدی را در پی دارد اما چرا اقلیت­های مذهبی نتوانند در جامعه طبق عقائد خود عمل کنند؟ در پاسخ باید بگوییم که: آنجا که حریم خصوصی اشخاص است و به سطح جامعه کشیده نشده، اسلام اجازه دخالت حکومت در حریم خصوصی را نمی­دهد؛ ولی آزادی­های فردی در سطح جامعه را بخاطر منافع اجتماعی محدود می­کند و اصل این مسئله یعنی محدودیت آزادی فرد در برابر منافع جامعه، امری پذیرفته شده در جوامع انسانی است هم ­چنان‌که هر حکومت پذیرفته شده توسط مردم در دنیا آزادی فردی را با که در تضاد با منافع جامعه است، محدود می­کنند و اختلافی که دیده می­شود مربوط به موارد این منافع است که ما معتقدیم بهتر از هر قانون انسانی، قوانین الهی می­توانند تعیین کننده منافع حقیقی انسان و جامعه انسانی باشند. از نظر اسلام نیز ارتکاب گناه در ملاء عام و تظاهر به شکستن قانون، خود گناه دیگری محسوب می­گردد که اثرات نامطلوبی بر سلامت فضای جامعه اسلامی خواهد گذاشت، و به همین دلیل بمنظور صیانت جامعه از فساد، اسلام بر هر مسلمان واجب نموده که امر به معروف و نهی از منکر کند. تصور کنید که در قایقی نشسته­اید و عده­ای هم در کنار شما هستند؛ ناگهان در وسط دریا، کسی می­خواهد در قایق کاری را انجام دهد که صدمه آن به دیگران خواهد رسید و منجر به در معرض خطر قرار گرفتن دیگران می­شود، در این حالت آیا شما خواهید گفت که او آزادی دارد که هر کاری را بکند و مزاحم او نباید شد. یقیناً شما به منظور جلوگیری از غرق شدن قایق و آسیب نرسیدن به سرنشینان آن، در جای خود نمی‌نشینید، مگر اینکه کاری از دست شما بر نیاید. آیا انتظار دارید که دیگران به کمک شما بیایند یا به کمک شخص خرابکار؟

به نظر می‌رسد حجاب جزء احکام خصوصی است، با توجه به اینکه احکام پوشش برای اهل کتاب نیامده و در زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام کنیزان را اجبار نکرده‌اند و هیچ‌گاه برای موی سر، کسی مورد مجازات قرار نگرفته است چنانچه پوشش سر از احکام تحمیلی است، در چه زمانی و به دستور چه شخصی صورت گرفته است؟

پاسخ: ۱) حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمی‌تواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد و به تشخیص نوع مردم و مسئولین امر، موجب مفسده شود، حکومت و حاکم می‌تواند از باب نهی ازمنکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حداقل حجاب را الزامی کند. حدود حجاب شرعی در کتب فقهی کاملاً معین شده است و البته حداکثر حجاب امری اختیاری است و کسی نمی‌تواند دیگری را به آن الزام نماید. حداقل حجاب یعنی اینکه بی‌حجابی نباید به گونه‌ای باشد که مفسده انگیز باشد. شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانیای امروز را شنیده‌اید و حرص و ولع مراکز استعماری را برای شیوع اخلاق جنسی غرب در بین مسلمین را ملاحظه می­کنید! آیا با این وصف فکر می­کنید اگر دخترکان زیباروی طناز به بازار جوانان پاک و اما پر از غریزه و هیجان و شهوت درآیند و متاع جمال خود را در چشم و خیال حساس آنان به حراج گذاشته و از آنان دل‌ربایی کنند، امری شخصی است؟ ما موافق دخالت حاکمیت به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنویت دینی جامعه هستیم، البته به دور از افراط و تفریط.
امروزه در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی بحمدالله زنان مسلمان خود سخت دلبسته حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ هستند و چنانچه در تاریخ دیده و خوانده‌اید، در مقابل کشف حجاب مقاومت­ها کرده‌اند و تنها تعداد اندکی هستند که از مرز حداقل حجاب عبور می‌کنند و این اندک را باید بسیار محاسبه کرد. در ضمن مطمئن باشید که به خاطر چند تار مو و بالاتر از آن کسی را مجازات نمی‌کنند، تنها در صورتی مجازات صورت می‌گیرد که منجر به فسادی آشکار و مفسده‌ای ناراحت‌کننده شده باشد.
۲) بعضی از موضوعات در طول تاریخ و با دخالت دو عنصر زمان و مکان احکامشان متفاوت می‌شود مثلاً حضرت امیر (ع) سالی بر قاطر و اسب هم زکات۱ بست و سال دیگر برداشت یا در زمان ائمه علیهم‌السلام خرید و فروش سلاح آزاد بود ولی الآن کسی نمی‌تواند تانک و نفربر و تیربار خرید و فروش کند؛ شاید حجاب هم در عهد ائمه (ع) و پیامبر (ص) وضعیت خاصی داشته است، اما امروزه عنوان دیگری پیدا کرده و احکام دیگری یافته است.
۳) بالاخره چنانچه تشخیص حاکم­اسلامی و ولی­فقیه بر این امر قرار بگیرد که اقتضاء مصلحت اسلام و مسلمین بر اجبار به انجام حکمی از احکام الهی است، می­تواند به طور موقت موجب اجبار نمودن اجرای آن حکم بشود.
۱. کافی ج۳ ص ۵۳۰ حدیث ۱

مسئله کتک زدن زنان در قرآن یا عدم مشورت با زنان و ناقص العقل بودن آنها که در نهج البلاغه آمده را چگونه بیان می‌نمایید؟

پاسخ: ۱. این چنین نیست که آزادی زن از طرف اسلام محدود شده باشد، آری برخی اختیارات زنان بعد از ازدواج و به صورت تابعی از قرارداد ازدواج محدود می‌شود که این اختصاص به زنان ندارد، مردان نیز با قرارداد ازدواج اختیاراتی را از دست می‌دهند و همچون زنان وظایفی را به عهده می‌گیرند و علاوه «برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‌ای قرار داده شده "و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف۱"» ۲. مسئله تنبیه زنان، در صورتی که آنان برخی وظایف خود را که در آیه کریمه به آن اشاره شده انجام ندهند موضوع خاص زنان نیست بلکه یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر، تنبیه کسی است که یکی از وظایف لازم خود را ترک کند. شما می‌دانید امر به معروف و نهی از منکر وظیفه هر مؤمن هست که مرحله اول آن ابراز ناراحتی از گناه، مرحله دوم آن دستور زبانی و مرحله سوم آن جلوگیری فیزیکی است. آنچه در این آیه آمده است اشاره به همین وظیفه عمومی مؤمنان است که دقت در آیه و ترتیب جملات آن نیز همین مطلب را روشن می‌کند «فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن۲» و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود) آنها را تنبیه کنید!» در اینجا چون شرایط نوعاً برای مردان فراهم است که این مرحله از امر به معروف را نیز انجام دهند، به آن اشاره شده است و الا اگر چنانچه مردی نیز از وظیفه خود تخطی کرد _با وجود شرایط و امکان_ زن نیز می‌تواند و باید به وظیفه خود (امر به معروف) عمل نماید؛ و در غیر صورت امکان یا نبود شرایط، مراجع قانونی و قدرتمند برای اینکار در نظر گرفته شده است (دادگاه).
۳ - می‌دانید که ازدواج یک رابطه محبت آمیز است که بین زن و شوهر برای بقاء نسل و تکامل انسانی برقرار می‌شود که در عین حال چارچوب حقوقی نیز دارد خداوند در بعض آیات قرآن کریم به جنبة حقوقی و در بعض دیگر به جنبه احساسی آن -جهت غالب این رابطه- اشاره کرده است. زن مظهر محبت و محور عشقی ازدواج است تو گویی خداوند در آیه «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة انّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون»۳ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میان‌تان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!» به این جنبه عاطفی اشاره کرده، منّتی بر مرد می‌گذارد که کلمات «لتسکنوا الیها» و «مودت» و «رحمت» به همین موضوع اشاره دارد...
و اگر فضای سخن فضای محبت و دوستی نبود می‌توانست جای سؤال باشد که چرا نعمت مردان را در این آیه به زنان گوشزد نکرده است چون همان‌طور که زنان محور محبت هستند مردان نیز امتیازاتی برای زنان دارند.
۱. سوره بقره، آیه ۲۲۸ ۲. سوره نساء، آیه ۳۴ ۳. سوره روم، آیه ۲۱

آیا این حرف صحیح است که اگر از افراد خلافکار نفرت داشته باشیم جزء آنان نمی‌شویم ولی اگر از آنان نفرت نداشته باشیم جزء آنان می‌شویم؟

پاسخ: لزوم نفرت داشتن از گناه و معصیت را تأیید می‌کنیم، چرا که از نظر اسلام یک مسلمان نباید نسبت به آنچه در اطراف خود می‌گذرد بی‌تفاوت باشد، بلکه باید کارهای نیک را تأیید و افراد نیکوکار را تشویق نموده و بالعکس از کارهای بد و افراد بدکار دوری نموده در صدد اصلاح آنها برآید؛ که اصلاح آنها از طریق امر به معروف و نهی از منکر امکان‌پذیر است که اولین مرحله آن داشتن نفرت قلبی از یک عمل زشت است و در مراحل بعدی با صحبت کردن و استدلال منطقی به گناهکار کمک نماید تا آن کار را کنار بگذارد.
باید توجه داشت اگر چه ما به عنوان یک مسلمان باید از دروغ‌گویی نفرت داشته باشیم، اما باید فرد دروغ‌گو را یک مریض بدانیم که باید معالجه کرد و نباید از مریض نفرت داشت بلکه باید از مرض و بیماری نفرت داشت و آن را از بین برد. همان طوری که پیامبر اسلام (ص) به حال افراد گمراه و کافر غصه می‌خورد و طبیبانه سعی در هدایت آنها داشت ما نیز به عنوان پیروان آن بزرگوار باید با مهربانی و دلسوزی سعی در هدایت و معالجه گمراهان داشته باشیم.

منظور امام حسین (ع) از عبارت (امر به معروف) که در بیان اهداف قیام خود به آن اشاره فرموده‌اند، چه بوده است؟ اگر مراد نماز و روزه است که سپاهیان یزید از قبل نماز و روزه را مراعات می‌کردند؟

پاسخ: مراد از "امر به معروف "که امام حسین (ع) در تبین اهداف قیام خود بدان اشاره فرموده‌اند، امر به تمام چیزهایی است که دستور خداوند و دین او است و پیامبر اکرم (ص) برای بیان و اجرای آنها مبعوث شده است. (عدل و توحید و فضایل اخلاقی و...) و اکنون سالهاست که توسط حکام بنی امیه زیر پا گذاشته شده است؛ و مراد از نهی از منکر نقطه مقابل آن است. منکراتی را که بنی امیه و یزیدیان مرتکب شده بودند، زیر پا نهادن علنی احکام اسلام و روی آوردن به فسق و فجور بود و اگر این رویه با سکوت دنیای اسلام رو برو می‌شد، چیزی نمی‌گذشت که تمام پایه‌های اسلام رو به نابودی می‌گذاشت و نسلهای بعد هم از اسلام و قرآن چیزی را دریافت نمی‌کردند. سیدالشهداء با بزرگترین منکر که همان شرک و فسق و فجور آن هم به نام حکومت دینی و خلیفه پیامبر (ص)، در افتاد و از آن نهی کرد و برای مبارزه با این منکر بزرگ خود و یارانش شربت شهادت نوشیده و اولاد و برادر را نیز به آستان دوست هدیه کرد سلام بر او و سلام بر کسانی که در جوار نورانیش در خاک و خون مدفون شدند.

کتک زدن -حتی کتک آرام- یک عمل غیرانسانی است، در بارهٔ این آیه: وَ اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبیلاً إِنَّ اللّهَ کانَ عَلِیًّا کَبیر

پاسخ: می‌دانید که یکی از دستورات اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر است که مراتبی دارد: مرتبه اول ـ اظهار ناراحتی با اخم یا برگرداندن صورت و رو.
مرتبه دوم ـ امر و نهی زبانی.
مرتبه سوم ـ امر و نهی بوسیلة اعمال قدرت مثلاً ظرف شراب را از کسی که می‌خواهد شراب بنوشد، بگیرد یا دست او را بگیرد و یا او را بزند.
قابل توجه است که چنانچه امر به معروف و نهی از منکر با هر مرتبه ای انجام شود، بکاربردن مرحلة بالاتر جایز نیست، کما اینکه اگر با مرحلة پائین انجام نشد، (چنانچه انسان بتواند) موظف است برای رفع و دفع فعل منکر مرحلة بعد را انجام دهد. البته مناسب است در تمام مراحل همچون پدر و طبیبی مهربان عمل نماید.
بعد از این مقدمه عرض می‌شود که قرآن کریم بعد از آنکه در آیه ۱۹ سوره نساء به مردان دستور می‌دهد که با زنان خود خوشرفتار باشند(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ‏) در این آیه بعنوان نهی از منکر می‌فرماید: زنانی را که آثار عدم اطاعت در آنها هویدا شد، موعظه کنید و در مرحله بعد اگر موعظه تأثیر نداشت در رختخواب پشت به آنان بخوابید و اگر باز هم تأثیر نگذاشت آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند دیگر بر آنها هیچ راهی را برای سرزنش مجوئید که خدا والای بزرگ است.
در اینجا توضیح چند نکته لازم است: منظور اطاعت در غذا پختن یا اینکه چرا لباس‌ها را نشستی یا این قبیل امور نیست بلکه منظور اطاعت در اموری است که وظیفه زن است یعنی امور واجب و وظایف زناشویی.
و منظور از ”زدن“ آن نیست که او را چنین و چنان بزنید بلکه تا اینکار با مرحله ضعیف انجام می‌شود از مرحلة قوی‌تر باید اجتناب کرد، پیامبر اکرم (ص) فرمود: زن لعبت است، هر کس او را گرفت مراقب باشد که ضایعش نسازد۱و هم چنین فرمود: آیا جای تعجب نیست که کسی همسرش را بزند و آنگاه با او دست به گردن شود۲.
ج ـ زن نیز چنین وظیفه‌ای نسبت به شوهر و دیگران دارد که اگر دید شوهر یا کس دیگر واجبی را ترک کرده یا منکری را انجام می‌دهد، با وجود توانائی باید امر به معروف و نهی از منکر نماید.
بنابراین معلوم شد که این آیه ناظر به دستور عمومی امر به معروف و نهی از منکر است و آنهم محدود و مشروط به شرائط خاص خودش نه پهن کردن بساط خشونت در خانه و علیه زنان.
۱. الکافی ج ۵، ص۵۱۰، باب إکرام الزوجه، ص ۵۰۹ ۲. الکافیج ۵، ص ۵۰۹، باب إکرام الزوجه، ص ۵۰۹

دو فریضه دربارهٔ ترک عمدی و آگاهانه است یا در مورد جاهل و غافل و ناسی هم مصداق دارد؟

پاسخ: آیت الله جوادی آملی: «امر به معروف و نهی از منكر در جایی است كه كسی عالماً عامداً با اینكه می‌داند فلان كار واجب است، ترك می‌كند. عالماً عامداً با اینكه می‌داند فلان كار حرام است، انجام می‌دهد. در چنین جایی، سخن از امر به معروف و نهی از منكر فرد و امّت اسلامی است كه فرد یا جامعه باید فرمان صادر كند، به گونه‌ای كه این معروف عمل بشود و آن منكر ترك بشود؛ بنابراین، امر به معروف و نهی از منكر، یك مرحله ولایت متقابلی است كه مؤمنان نسبت به یكدیگر دارند كه ﴿الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ﴾ اینها ﴿بَعْضَهُمْ أَولِیاءُ بَعْضٍ﴾ هستند. این ولایت متقابل به صورت ﴿یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ جلوه می‌كند.» این وظیفه مشترك میان مردم و دستگاه حكومت است. هم هیأت حاكم موظّف است، هم امّت و جامعه؛ منتها بخشی مربوط به جامعه است و بخشی مخصوص به دستگاه حكومت. آنكه مشترك است، گفتن زبانی و انزجار قلبی است؛ بنابراین، بر همگان لازم است كه نسبت به منكر و كسی كه مبتلا به منكر است، انزجار قلبی داشته باشند.
بر همگان لازم است، چه مسئولان حكومت چه افراد عادی وقتی كار زشتی را می‌بینند با چهره معترض و متنفّر نگاه بكنند، نگاه معترضانه و نگاه متنفّرانه داشته باشند. در صورتی كه می‌دانند این شخص مبتلا به این گناه عالماً عامداً دارد پرده‌دری می‌كند، اگر برای آنها روشن نشد كه این عالم عامد است، احتمال جهل، سهو، نسیان، غفلت، اضطرار، الجاء، اجبار و مانند آن می‌دهند دیگر جا برای امر به معروف نیست باید مقدمات آن امور را گذراند تا به امر به معروف رسید.
اگر جایی مشخص شد، كسی عالماً عامداً دارد پرده‌دری می‌كند، چه بر مسئولان نظام چه بر افراد عادی، واجب است كه با نگاه اعتراض‌آمیز و چهره خشم‌آلود و صورت متنفرانه با او برخورد كنند. این نخستین مرحله است. پس از آن، انزجار قلبی.
انزجار قلبی، آغاز این امر به معروف و نهی از منكر است؛ برافروختگی چهره و نگاه معترضانه و نقّادانه، مرحله بعدی است و اعتراض زبانی، مرحله دیگر است و اگر این مراحل اثر نگذاشت، با دست و اعضا و جوارح باید جلوی آن منكر را بگیرد تا این فساد رخنه نكند؛ این مشترك است بین مسئولان نظام و امّت اسلامی

آیا ضرورت خودداری از «امر به معروف و نهی از منکر به هنگام به خطر افتادن جان و مال» برای امام حسین (ع) صدق نمی‌کرد؟ پس چرا حضرت به انجام دو فریضه اقدام کرد؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر یکی از ضروری‌ترین و مؤثرین احکام اسلام است که باید مورد توجه و عمل همگان قرار گیرد و تعریف و گستره و شیوه‌ی آن نیز محدود نیست. لذا برای آشنایی بیشتر و پاسخ سؤال مذکور، لازم است به نکات ذیل توجه شود: الف - «امر به معروف و نهی از منکر» همان‌طور که از نامش پیداست، از سنخ، تعلیم، ارشاد، موعظه، تبلیغ و نصیحت نیست. بلکه از سنخ «امر و نهی‌» است که در فارسی می‌توانیم به «وادار نمودن» یا «بازداشتن» تعبیر کنیم. پس حتماً نوعی تحکم در آن مستتر است.
ب - به طور قطع ابتدا باید «معروف» را شناخت و سپس نسبت به آن «امر» کرد و هم چنین «منکر» را شناخت و سپس از آن «نهی» نمود. و همین امر نشان می‌دهد که مسلمان باید ابتدا خود را مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار دهد و سپس دیگران را. حکم شرع و عقل همین است و اگر چنین نکند، کاری غیر عقلایی کرده است - مانند یهودیانی که همگان را به تورات دعوت کرده و از خود غافل بودند: «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» (۴۴) ترجمه: آيا مردم را به نيكوكارى فرمان مى‏دهيد و خويشتن را فراموش مى‏كنيد؟ در حالى كه شما كتاب را مى‏خوانيد، آيا نمى‏انديشيد؟ بدیهی است که گستره‌ی «معروف»ها و «منکر»ها محدود نیست و در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی جریان دارد. و ممکن است هر یک در هر زمان یا مکانی نسبت به دیگری یا بقیه اولویت داشته یا از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار باشد.
ج - اگر چه «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از احکام ضروری اسلام است، اما مانند سایر ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها اختصاصی به اسلام ندارد. همه‌ی ملت‌ها و اقوام با توجه به فرهنگ و دین‌شان برای خود «معروف»ها و «منکر»هایی دارند که گاه عمومی و همگانی و حق است و گاه خصوصی و یا حتی باطل است. لذا همگان نسبت به معروف‌های خود «امر» و نسبت به منکرهای خود «نهی» دارند. مگر امریکایی‌ها امر و نهی به معروف‌ها و منکرهای خودشان ندارند و آن‌ را به زور تبلیغ، تحریم و جنگ اعمال نمی‌کنند؟! خداوند می‌فرماید شما مسلمانان بهترین‌ها به دلیل امر به معروف و نهی از منکر هستید [چرا که حکم خدا را بیان و عمل می‌کنید] و کفار نیز به منکر «امر» و به معروف «نهی» می‌کنند: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ» (آل عمران، ۱۱۰) ترجمه: شما بهترين امت هستيد كه براى مردم پديدار شده، فرمان به كارهاى پسنديده مى‏دهيد و از كارهاى ناپسنديده جلوگيرى مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد، و اگر اهل كتاب (نیز) ايمان آورده بودند برايشان بهتر بود. [اما پاره‏اى‏] از آنها گرويدگانند و بيشترشان فرمان نابردگان هستند (فاسقند).
«الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (التوبه، ۶۷) ترجمه: مردان منافق و زنان منافق، بعضى از بعضى ديگرند، به ناشايسته فرمان مى‏دهند و از [كار] پسنديده نهى مى‏كنند، و دستهاى [انفاق‏] خود را مى‏بندند، خدا را فراموش كرده‏اند پس [خدا هم‏] فراموششان كرد، آرى، منافقين همان عصيان‏پيشگانند.
د - اسلام برای این مهم اهمیّت بسیاری قایل است، تا جایی که [ضرورت و اثر] همه‌ی نیکویی‌ها و حتی جهاد در راه خدا را در مقابل آن ناچیز می‌شمارد. چنان چه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرمایند: «تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون آب دهان در برابر دریای پهناور است. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ‌۳۷۴)».
دامنه‌ و مصادیق معروف‌ها و منکرها در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی گسترده است و برخی نسبت به برخی دیگر در اولویت قرار دارند. و انسان حکیم نیز عاقلانه عمل می‌نماید.
به عنوان مثال: اگر کسی پوست موزی به زمین بیاندازد، عمل منکری انجام داده و باید او را از این کار نهی نمود و به رعایت بهداشت، سلامت و امنیت شهر و شهروندان امر نمود. اما اگر این فرد مست باشد و قمه‌ای نیز در دست داشته باشد چه؟ آیا آدم عاقل، جانش را به خاطر پوست موزی که مستی بر زمین انداخته به مخاطره می‌اندازد؟! اما یک موقع است که دین مردم به خطر افتاده و آنها را به سوی هلاکت می‌برند و خودشان نیز در خواب غفلت هستند. به یزید امیرالمؤمنین می‌گویند و اطاعتش را اطاعت خدا و رسول می‌انگارند! اطاعت‌شان و تبعیت‌شان از یزید یک درد است، اما حاکم اسلامی و امیر مؤمنان شناختن یزید، درد بی‌درمان دیگری است و شرایط به گونه‌ای است که انسان والایی چون امام حسین (ع) باید جانش را فدا کند [نه این که فقط به مخاطره بیاندازد و احتمال خطر بدهد]، لذا به حکم شرع که عین عقل است عمل می‌نماید.
امیرالمؤمنین علی (ع) بدین مضمون می‌فرمایند که: «مالتان را سپر جان و جانتان را سپر دین‌تان کنید»، اگر قرار باشد که هر امر به معروف و نهی از منکری به خاطر ترس از به مخاطره افتادن مال و جان رها شود که بر عکس عمل شده است. یعنی دین سپری برای جان، و جان سپری برای مال شده است! امام حسین (ع) فرمودند: هرگاه چون یزیدی حاکم امت اسلامی شود، فاتحه‌ی اسلام خوانده است. این جمله ژرف حاکی از آن است که نه تنها این امر به معروف و نهی از منکر بر امام حسین (ع) و آن هم در مقابل یزید واجب بود، بلکه هر گاه چون یزیدی حاکم شد، این قیام بر همگان لازم است.

با توجّه به آیة «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‌عمران/۱۰۴)، خیر چیست و آیا در همة زمان‌ها یکسان است. معروف و منکر چه بوده و شرایط آمر و ناهی چیست؟

پاسخ: ابتداء ترجمة آیه: «باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند.» معنای خیر خیر در لغت عبارت از چیزی است که همه به آن اظهار تمایل و رغبت کنند. مثل عدالت، عقل، اخلاق و آن چه نافع و مفید است۱و در اصطلاح هر نیکی را خیر و یا دعوت به دین را خیر می‌گویند.
مصادیق خیر بیان مصداق‌های خیر در شرع باید توسط قرآن، و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بیان شود. چنان که صاحب ابن عباد به امیرمؤمنان می‌گوید: به من گفتند علی از همه بالاتر است گفتم نه بلکه بالاها بواسطه علی ـ علیه السّلام ـ بالا است، پس خیر و خوبی‌ها را آنها باید بیان دارند.
اقسام خیر خیر مطلق خیر دو نوع است خیر مطلق و آن این است که در همة زمان‌ها و مکان‌ها مورد رغبت و علاقة مردم می‌باشد، مثل بهشت و یا همان عدالت، باقیات، صالحات و...
خیر نسبی گاهی خیر نسبی است مثل مال که نسبت به بعضی خیر است و گاهی هم ممکن است از نظر دینی به ضرر فردی باشد،[۲] لذا قرآن گاهی از مال تعبیر به خیر می‌کند «ان ترک خیراً» وگاهی هم تعبیر به فتنه نموده «المال و البنون فتنه» و یا در آیة دیگر می‌فرماید «آنها گمان می‌کنند اموال و فرزندانی که بعنوان کمک به آنان می‌دهیم برای این است که درهای خیرات را با شتاب بر روی آنها بگشاییم»[۳] در خیرهای نسبی هر عملی که باعث نفع دینی، و نزدیکی در پیشگاه خداوند شود خیر است و الاّ خیر به حساب نمی‌آید.
معروف معروف در لغت به معنای شناخته شده (از مادة عرف) است و اکنون اسم شده است برای هر فعلی که در نزد عقل و شرع خوبی و حُسن آن شناخته شده باشد. [۴] ولی در اصطلاح هر امر واجبی که شارع دستور به انجام آن داده است معروف گفته می‌شود، البته شامل مستحبات هم می‌شود) [۵] در نتیجه می‌توان گفت هرچیزی که شارع به صورت وجوبی، (و یا مستحبی) به آن دستور داده است معروف شمرده می‌شود (منتهی حکم مستحبی و وجوبی فرق دارند).
منکر منکر در لغت [۶]به معنای ناشناس (از مادّه انکار) است و به کاری که عقل و شرع آن را انکار نموده باشند «منکر» گفته می‌شود. به این ترتیب کارهای نیک، از نظر دینی امور شناخته، و کارهای زشت و ناپسند از دیدگاه الهی و وحی امور ناشناس معرّفی شده‌اند، چه این‌که فطرت پاک انسانی با دسته اوّل آشنا و با گروه دوّم ناآشنا است. [۷] شرایط آمران به معروف و ناهیان از منکر کسانی می‌توانند این وظیفه مهم را انجام دهند که دارای شرائط ذیل باشند: ۱. با معروف و منکر آشنا باشد، یعنی بداند آن چه شخص مکلف بجا نمی‌آورد واجب است بجا آورد و آن چه بجا می‌آورد باید ترک کند. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که عالم و دانای به معروف و منکر باشد. بر ضعیفی که راه به جایی نمی‌برد واجب نیست. [۸] ۲. احتمال تأثیر بدهد، اگر بداند که اثر نمی‌کند امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
۳. بداند شخص معصیت کار بنا دارد، عمل حرام را و ترک واجب را تکرار کند در نتیجه اگر بداند برگشته است، لازم نیست.
۴. نداشتن پیامدهای ناروا. یعنی ضرر مالی یا جانی، و عرضی و آبروئی متوجه آمر نباشد، [۹] [۱۰] [۱۱] مگر برای حفظ عقائد و یا حفظ احکام ضروریة اسلام که اگر بر بذل جان و مال هم نیاز باشد، واجب باشد آن را بذل نماید. [۱۲] حکم امر به معروف و نهی از منکر امر نمودن به واجب و نهی از انجام حرام، واجب است ولی امر به مستحب و نهی از مکروهات مستحب می‌باشد. چنان که امام خمینی (رضوان الله) می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر با شرائط آن واجب است و ترک آن معصیت است و در مستحبات و مکروهات امر و نهی مستحب است. [۱۳] [۱۴]و این وجوب هم از آیات و روایات استفاده می‌شود، از جملة آیة مورد سئوال؛ چون می‌فرماید: «باید گروهی باشد...» باید امر است، و امر هم دلالت بر وجوب دارد.
کیفیت امر به معروف و نهی از منکر از مجموع آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر چنین استفاده می‌شود که این وظیفه مهم دو مرحله دارد: یکی «مرحله فردی» که هر کس موظف است به تنهائی ناظر اعمال دیگران باشد و دیگری «مرحلة دسته جمعی» که امتی موظفند برای پایان دادن به نابسامانی‌های اجتماع دست به دست هم بدهند و با یکدیگر تشریک مساعی کنند. قسمت اوّل وظیفه عموم مردم است؛ چون جنبة فردی دارد به طور طبیعی گستره ی آن محدود به توانائی فرد است. امّا قسمت دوّم چون جنبة دسته جمعی دارد و گستره ی قدرت آن وسیع است طبعاً‌ از شئون حکومت اسلامی محسوب می‌شود.[۱۵] و اگر مراد این است که آیا واجب عینی است (یعنی بر تک ‌تک افراد جامعه واجب باشد مانند نماز و...) و یا واجب کفائی (که بر مجموع جامعه انجام وظیفة امر به معروف و نهی از منکر واجب باشد اگر گروهی این وظیفه را انجام دادند از دیگران ساقط است)؟ باید گفت واجب کفائی است. امام راحل (رضوان الله) در این رابطه می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می‌باشد و در صورتی که بعضی از مکلّفین با آن قیام کند، از دیگران ساقط است و اگر اقامة معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلّفین باشد واجب است اجتماع کنند. [۱۶] در مسئله دیگر می‌فرماید: «اگر بعضی امر و نهی کنند و مؤثر نشود و بعضی دیگر احتمال بدهند که امر آن‌ها یا نهی آن‌ها مؤثر است واجب است امر و نهی کنند» [۱۷]در نتیجه می‌توان گفت اگر انجام امر به معروف و نهی از منکر ممکن باشد، انفرادی است و اگر نیاز به گروهی باشد، گروهی،‌در هر حال وقتی فرد و یا گروهی، این وظیفه مهم را انجام دادند، تکلیف از دیگران ساقط می‌شود، و اگر امر به معروف انجام نگرفته، و یا کامل انجام نشده همه مسئول و مکلّف هستند.
رابطه امر به معروف و رستگاری فلاح عبارت است از پیروزی و رستگاری که گاهی دنیوی است مانند امنیّت داشتن، عمر طولانی و باعزّت، مال و ثروت. و گاهی اخروی است [۱۸] که در این آیه یا مراد هر دو است و یا همان رستگاری اخروی می‌باشد. ارتباطش با امر به معروف و نهی از منکر آنگاه دانسته می‌شود که برای نمونه به یک روایت اشاره ‌شود: «امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آن‌ها برپا می‌شوند، و به وسیله این دو، راه‌ها امن می‌گردد، و کسب و کار مردم حلال می‌شود، حقوق افراد تأمین می‌گردد و در سایة آن زمین‌ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و در پرتو آن، همه کارها روبه راه می‌گردد. [۱۹] در این روایت هم رستگاری دنیوی مطرح است که امنیّت و کسب حلال، و تأمین حقوق افراد، و روبراه بودن همه کار و... و در نتیجه رستگاری آخرتی را نیز در پی دارد، چرا که وقتی تمام فرائض انجام می‌گیرد و جامعه اصلاح شود، جای آن بهشت و از پاداش عظیم الهی برخوردار خواهد بود، که رستگاری الهی همین است، به عنوان مثال اگر در مدرسه‌ای معلّمین بخوبی وظائف تدریس و تعلیم را انجام دهند، و دانش‌آموزان هم بخوبی درس بخوانند نتیجه مساوی است با قبول شدن شاگردان. در جامعه هم چنین است. انجام امر به معروف به علاوة نهی از منکر، مساوی است با رستگاری آمرین به معروف (و آن جامعه) در دنیا و آخرت. آن چه تا به این‌جا گفته شد، مربوط به رستگاری جامعه و آمرین به معروف با هم بودند. و اگر بگوئیم ضمائر در «هم المفلحون» فقط به آمران به معروف و ناهیان از منکر برمی‌گردد، بخوبی رستگاری آن‌ها روشن است. چون بالاترین و مهم‌ترین وظیفه را در جامعه انجام داده‌اند.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در روایات بسیاری عظمت و اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود: ۱. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خداوند در زمین وجانشین پیامبر و کتاب اوست». [۲۰] ۲. مردی خدمت پیامبر آمد، در حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود، پرسید از همه مردم بهتر کیست؟ حضرت فرمود: «آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر و آن کس که از همه پرهیزگارتر (و پروا پیشه‌تر) باشد و در راه خشنودی خدا از همه بیشتر گام بردارد». [۲۱] ۳. علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «تمام کارهای نیک و حتّی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور». [۲۲]روشن است وظیفه‌ای که از یک چنین اهمیت و ارزش‌های والای برخوردار است، انجام دهندة آن رستگار دنیا و آخرت خواهد بُود؛ چرا که با انجام آن تمام واجبات برپا و تمام محرّمات ترک خواهد شد.
آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام نشود چه اتفاقی می‌افتد؟ تا حدودی روشن شد که اگر این وظیفه مهم در جامعه ترک شود، امنیّت از جامعه برداشته می‌شود، و کسب و کارها حرام، و حقوق افراد زیر پا گذاشته، و دشمنان مسلّط خواهند شد، و همة کارها مختل خواهد گردید. در روایات زیادی آمده است که گرفتاری و بلاهای زیادی بر اثر ترک امر به معروف و... دامنگیر جامعه می‌شود که به برخی از آنها اشاره می‌شود: ۱. پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، و گرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلّط می‌کند نه به پیران احترام می‌گذارد و نه به خردسالان رحم می‌کند، نیکان و صالحان شما دعا می‌کنند ولی مستجاب نمی‌شود، و از خداوند یاری می‌طلبد امّا خداوند به آنها کمک نمی‌کند و حتّی توبه می‌کنند و خدا از گناهان در نمی‌گذرد» [۲۳]و مگر آنکه آن وظیفه مهم را انجام دهند.
۲. در بعضی احادیث از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است که حضرت فرمود: «یک گناهکار، در میان مردم همانند کسی است با جمعی سوار کشتی شود، و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تَبَری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند، در جواب بگوید من در سهم خود تصرّف می‌کنم! اگر دیگران او را از این عمل خطرناک بازندارند، طولی نمی‌کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده یک باره همگی در دریا غرق می‌شوند» [۲۴] این حدیث می‌رساند که سرنوشت همة مردم یک جامعه با هم پیوند دارند. ترک امر به معروف و نهی از منکر باعث هلاکت همة مردم یک جامعه خواهد شد.
۳. امام صادق ـ علیه السّلام ـ برخی از مسلمانان را، که این فریضه الهی را ترک کرده‌اند؛ مورد نکوهش قرار می‌دهد و بی‌گناهان چنین جامعه‌ای را نیز سزاوار مجازات می‌داند و می‌فرماید: «همانان مرا سزد که بی گناهان شما را نیز به جرم گناهکاران مجازات کنم و چگونه این حق را نداشته باشم در حالی که به شما خبر می‌رسد که مردی از شما مرتکب عمل زشتی شده است ولی شما او را نهی نکرده،‌ عملش را زشت نمی‌شمارید، از او دوری نمی‌گزینید و او را نمی‌آزارید تا عمل زشتش را ترک کند» [۲۵] فهرست آثار ترک دو فریضه اگر بخواهیم به صورت فهرست‌وار ضررهای ترک امر به معروف و نهی از منکر را شماره کنیم از بیان گذشته این عناوین به دست می‌آید که: ۱. مسلّط شدن دشمنان بی‌رحم. ۲. از بین رفتن حقوق و امنیّت. ۳. مختل شدن کارها. ۴. قبول نشدن دعاها و توبه‌ها. ۵. بخطر افتادن جامعه و مجازات تر و خشک جامعه. ۶. گرفتار شدن به عذاب آخرت. [۲۶]۷. شریک مجرم بودن [۲۷] و دین را از دست دادن. [۲۸]۸. ضرر بالاتر از آن چه ترک شده است متوجه جامعه و فردی که این وظیفه را ترک نموده شدن. [۲۹] زمان و مکان امر به معروف و نهی از منکر هرگاه شرائط امر و نهی موجود باشد، امر به معروف واجب است و اختصاص به زمان و مکان خاص ندارد، لذا در روایت می‌خوانیم: «امیرمؤمنان در بازارها بدون همراه می‌گذشت، گمشدگان را راهنمایی می‌کرد، ناتوان را کمک می‌کرد و چون به فروشندگان و بقّال‌ها می‌رسید، قرآن را در برابرشان می‌گشود و این آیه را تلاوت می‌کرد: آن سرای آخرت است که آن را برای کسانی که قصد برتری‌جویی و فسادانگیزی در زمین ندارند، قرار دادیم و عاقبت از آن پرهیزکاران است». [۳۰] امام صادق ـ علیه السّلام ـ هنگام عبور از کوچه و خیابان نیز از انجام وظیفة امر به معروف و نهی از منکر، به شکل شایسته و بایسته‌اش، غفلت نمی‌کرد. غیاث بن ابراهیم می‌گوید: شیوة امام صادق ـ علیه السّلام ـ این بود که چون به گروهی که با یکدیگر مشغول دعوا بودند می‌رسید، از کنار آن نمی‌گذشت مگر آن‌که سه بار با صدای بلند آنان را به تقوا سفارش می‌کرد. [۳۱] و امام هشتم ـ علیه السّلام ـ در طول سفر به خراسان، مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در هر شهری که می‌رسید انجام می‌داد. [۳۲] امر به معروف در لشکرگاه: امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در لشکرگاه هنگام کوچ سربازان آمادة نبرد، با سخنانی طولانی و بسیار زیبا و فصیح و عمیق آنان را به نماز، بسیار خواندن آن و مواظبت بر اوقات آن سفارش می‌کند و آثار مثبت آن را در شخصیت افراد و نیز آثار اخروی آن را بیان می‌کند. سپس به تشریح اهمیّت زکات می‌پردازد و افراد را به پرداخت به هنگام آن سفارش می‌کند و در پایان با بیان عظمت وظیفة امانتداری، آنان را به انجام فریضة الهی امر می‌کند. [۳۳] نهی از منکر در زندان: وقتی حضرت یوسف در زندان مصر بود، دو نفر از هم بندان او نزدش می‌آیند و تعبیرخواب خود را از او می‌پرسند. او از موقعیّت پیش آمده استفاده کرده، بحثی عقیدتی را با آنان مطرح می‌کند، آنان را از شرک بازداشته به توحید می‌خواند و می‌گوید: ای دو هم بند من، آیا خدایان متفرق بهترند یا خداوند یکتای قهّار. [۳۴] مراتب امر به معروف و نهی از منکر هر چند این قسم در پرسش نیامده است ولی برای تکمیل بحث به طور اختصار بدان اشاره می‌شود: ۱. اظهار نفرت و خشم علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: رسول خدا ما را فرمان داد تا با صورت‌های درهم کشیده و عبوس با گناهکاران روبرو شویم. [۳۵]پایین‌ترین درجه‌ این مرحله، نفرت و خشم قلبی داشتن از منکرات است.
۲. امر و نهی گفتاری.
۳. بازداری و واداری عملی که این هم به چند قسمت تقسیم می‌شود: قسم اوّل: خشکاندن زمینه‌های گناه آن هم در چند مرحله: ۱. زمینه‌های اقتصادی گناه، چون فقر گاه انسان را به کفر می‌کشاند. [۳۶] ۲. امام صادق ـ علیه السّلام ـ اول شخصی به نام شقرانی کمک مالی کرد، آنگاه نهی از منکر نمود و فرمود: «ای شقرانی خوبی از همگان نیک است و از تو نیک‌‌تر و زشتی از همه ناپسند است و از تو ناپسند‌تر؛ چون با ما پیوند داری. این اشاره به گناه او بود؛ زیرا او به گناه بزرگ شراب خواری آلوده بود. [۳۷] ۲. زدودن زمینه‌های جنسی. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: مردی را نزد امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ آورد که استمنا کرده بود، امیرمؤمنان به دست‌های او آنقدر شلاق زد که سرخ شد. سپس از بیت‌المال هزینة ازدواج وی را فراهم کرد و او را همسر داد». [۳۸] ۳. از بین بردن زمینة فکری گناه.
قسم دوم برخورد مستقیم: این قسم بحث‌های طولانی دارد، که فقط به یک روایت اکتفا می‌شود. امیرمؤمنان وارد بازار خرمافروشان شد؛ زنی را مشاهده کرد که می‌گریست و با مردی خرمافروش بحث می‌کرد حضرت به زن فرمود چه شده است؟ زن گفت: ای امیرمؤمنان، من از این مرد خرما خریده‌ام ولی خرمای زیرین، خرمای پست و بی‌ارزش است و همانند خرمای رویین، که من دیده بودم، نیست. حضرت به مرد خرما فروش فرمود: پول این زن را پس بده. ولی او قبول نکرد، حضرت سه بار تکرار کرد ولی باز هم فروشنده نپذیرفت، آنگاه حضرت با شلاق خویش او را کتک زد تا پول زن را پس داد.» [۳۹] (طبق نظر مراجع فعلی، نهی از منکر عملی با تعزیر، با مجتهد جامع الشرایط و دولت اسلامی است).
تفاوت واژة «یدعون» و «یأمرون» ← معنای دعوت دعا از مادّه «دَعو» در لغت به معنای درخواست کردن، خواندن، و تحریک نمودن بر انجام کاری می‌باشد. [۴۰] در آیة مبارکه چون متعلق یدعون، خیر قرار گرفته، مراد این است که از مردم محترمانه خواسته شود، که خیر و نیکی را انجام دهند، و درخواست شود بدون الزام و اجبار؛ چون در دعوت به خیر اجباری نیست.
معنای امر و امّا امر به معنای وادار نمودن بر کاری است [۴۱]حال با عمل باشد و یا گفتار، در نتیجه معنای آیه این می‌شود که: گروهی مردم را وادار به انجام معروف (واجبات) کنند و از منکرات (و محرّمات) باز دارند، خلاصه در «یدعُون» صرف دعوت و درخواست است امّا «یأمرون» به معنای دستور دادن هم می‌آید وادار کردن و حتی اجبار بر انجام معروف است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر ۱. تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی و همکاران، ج ۳، ص ۳۴ـ۴۲.
۲. رسالة امام خمینی (ره)، مسأله ۲۷۸۶ الی ۲۸۳۸.
۳. امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضة برتر در سیرة معصومین، سید محمود مدنی بجستانی، تمام کتاب.
پانویس: ۱. راغب اصفهانی، المفردات، ص۱۶۰.
۲. طبرسی، مجمع البیان، بیروت، انتشارات دارالمعرفه، چاپ دوّم، ۱۴۰۸ ه‌، ۱۹۸۸ م، ج۱-۲، ص۸۰۷.
۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵۵.
۴. مفردات راغب، ص ۳۳۱.
۵. شهید ثانی، شرح لمعة، شرح از محمّد کلانتر، بیروت، انتشارات دارالعالم الاسلامی، ج۲، ص۴۱۴ ۶. مفردات راغب، ص۳۳۱.
۷. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیّه، چاپ نوزدهم، ۱۳۷۰، ج۳، ص۵۰.
۸. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۰.
۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیّه، ج۷۵، ص۴۱۳.
۱۰. لمعة دمشقیّه، پیشین، ج۲، ص۴۱۵.
۱۱. ، رساله امام خمینی، ص۳۹۸، مسأله۲۷۹۱.
۱۲. رساله امام خمینی، ص۳۹۸، مسأله۲۷۹۲.
۱۳. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۶.
۱۴. لمعة، ج۲، ص۴۱۴.
۱۵. تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۸.
۱۶. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۷.
۱۷. رساله امام خمینی، ص۳۹۷، مسأله ۲۷۸۸.
۱۸. مفردات راغب، ص۳۸۵.
۱۹. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵، ح۶.
۲۰. مجمع‌البیان، پیشین، ج۱، ص۸۰۷.
۲۱. مجمع البیان، پیشین، ج۱ـ۲، ص۸۰۷.
۲۲. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۷۴.
۲۳. مجمع البیان، پیشین، ج ۱ـ۲، ص ۸۰۷.
۲۴. تفسیر نمونه، ج۳، ص۵۰.
۲۵. طوسی، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ ه‌ ش، ج۶، ص۱۸۱.
۲۶. تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱۷۶.
۲۷. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۸.
۲۸. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۷.
۲۹. نهج‌البلاغه، (فیض)، ص۱۱۲۵.
۳۰. قصص/سوره۲۸، آیه۸۳.
۳۱. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۴.
۳۲. عاملی، جعفر مرتضی، زندگانی امام رضا ـ علیه السّلام ـ، کنگره جهانی امام رضا ـ علیه السّلام ـ، ص ۱۳۷.
۳۳. نهج‌البلاغه، ترجمة دشتی، خطبة ۱۹۰، ص ۳۷۲.
۳۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹.
۳۵. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۳.
۳۶. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۹۳.
۳۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۷، ص۳۴۹-۲۵۰.
۳۸. وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۷۴.
۳۹. وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۱۹.
۴۰. مفردات راغب، ص۱۶۹-۱۷۰.
۴۱. مفردات راغب، ص۲۴.
سایت ویکی پرسش

موانع امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و در حالی که قدرت دارد با آن مبارزه نکند، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است.
متأسفانه با وجود اهمیت و آثار و برکاتی که امر به معروف و نهی از منکر دارد، حتی در این زمان که به برکت جمهوری اسلامی این همه امکانات فرهنگی تبلیغی در دسترس است، باز آن گونه که باید به این واجب الهی توجه نمی‌شود.
در بررسی علل این بی مهری، به سه عامل اساسی برمی‌خوریم که به طور فشرده یادآور می‌شویم: ۱. ترس عده زیادی به دلیل ترس از به خطر افتادن جان و مال و پست و مقام خود، شانه از زیر بار این مسۆلیت خالی می‌کنند و از ترس این که مبادا حقوق و مزایا و میز ریاست را از دست بدهند، در برابر بی عدالتی‌ها و فسادهایی که در اجتماع و یا در ادارات دیده می‌شود، اعتراضی نمی‌کنند و از امر به معروف و نهی از منکر دوری می‌نمایند.
این قبیل خصلت‌های ناپسند، ناشی از ضعف ایمان به خداست، چرا که انسان‌های مومن به جز خدا، از کسی نمی‌ترسند و اندوهگین نمی‌شوند. آنان بر اساس پیام‌های خداوند که فرمود: (به هر کس هر آنچه را بخواهد می‌بخشد (ذاریات (۵۱) آیه ۲۲) و (به هر کس بخواهد سودی رساند، کسی را یارای باز داشتن آن نیست)، (یونس (۱۰) آیه ۱۰۷) همه چیز را به دست خدا می‌دانند و معتقدند همان طور که امام علی (علیه السلام) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگی را نزدیک می‌کند و نه رزق و روزی انسانی را کاهش می‌دهد.(نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۱۵۶) ۲. طمع عده‌ای به دلیل طمع و زیاده خواهی، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند. با این که حق و حقیقت و حق گو و حق جو را می‌شناسند، در عین حال در مقابل آن جبهه گیری می‌کنند و با باطل و ستم کار برای رسیدن به ثروتی بیشتر یا مقامی بالاتر، همراه می‌شوند.
دین داری با طمع ورزی، سازش ندارد. امام حسین (علیه السلام) در وصیت خود چنین نوشتند: (انگیزه قیام من، هوا و هوس و زیاده خواهی و تمایلات بشری نیست، من نمی‌خواهم فساد به پا کنم و یا ستمگر باشم; بلکه هدف من، اصلاح امت جدم است و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.) (تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۹۷) ۳. اندیشه‌ها و باورهای غلط گاهی افراد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت‌های اجتماعی، به توجیه گناه یا تطهیر گناه‌کار می‌پردازند. قرآن کریم درباره عده‌ای که از شرکت در جنگ احزاب خودداری کردند و بهانه آوردند که خانه‌های ما حفاظ ندارد و ناموسمان در امان نیست، می‌فرماید: (و گروهی از آنها از پیامبر رخصت طلبیدند، گفتند: خانه‌های ما را حفاظی نیست، خانه‌هایشان بی‌حفاظ نبود، می‌خواستند بگریزند. ) (احزاب۳۳) (آیه ۱۳) امروزه افراد زیادی را می‌بینیم که با روش‌های نامربوط سعی دارند سکوت خود را در برابر منکرات توجیه کنند؛ مانند این که می‌گویند: هر کس را در گور خودش می‌گذارند، جوان است بگذار خوش باشد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند و نظایر آن.
سر باز زدن از این واجب الهی، جنگ با خداست. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: کسی که منکری را ببیند و با آن مبارزه نکند، در حالی که قدرت دارد، او دوست دارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است. (مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷) و حالا این نوشتار را با دو سوال از محضر مبارک آیة الله مکارم شیرازی (دام ظله) که درباره امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده است به پایان می‌بریم: سوال: ۱ـ گاهی که در تاکسی یا اتوبوس سوار می‌شویم راننده نوار موسیقی زن روشن می‌کند اگر انسان بداند با تذکر وی ممکن است نوار را خاموش کند اما بعد از پیاده شدن وی دوباره روشن می‌کند وظیفه‌اش چیست؟ ۲. بعضی راننده‌های اتوبوس عنوان می‌کنند که اگر نوار گوش نکنند خوابشان می‌برد در این حالت وظیفة انسان چیست؟ ج۱ـ باید تذکر دهد و به وظیفه نهی از منکر با زبان خوش توأم با ادب و منطق عمل کند.
ج۲ـ باید آنها را توجیه کرد که برای این منظور از نوارهای مشروع استفاده کنند.
سوال: در دوران نوجوانی که مصادف با دهه شصت بود من در بسیج محلات مشغول به خدمت بودم که در حین این انجام وظائف گاه با کسانی که از منظر ما مرتکب منکری بودند برخورد فیزیکی می‌کردیم و آنها را با جلب مورد ضرب وشتم قرار می‌دادیم. اکنون به ایشان دسترسی ندارم آیا اموری که در آن شرایط انجام می‌دادیم درست بوده و اگر نه چگونه رضایت آنها را حاصل کنم؟

جواب: بدون اجازه حاکم شرع اینگونه نهی از منکر کردن برای افراد عادی جائز نیست و اگر چنین کاری کرده اید و دسترسی دارید حلیّت بطلبید والّا برای آن اشخاص استغفار کنید و کار خیر انجام دهید.
منابع:سایت حوزه و پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی(دام ظله)

فرآوری: آمنه اسفندیاری

پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

پاسخ: امر به معروف و نهی از منکر با کارکرد اصلاح، نظارت و نقد و کنترل اجتماعی خود، آثار و برکات متعدد و غیرقابل انکاری در زمینه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی بشر داشته و موجبات رشد و تکامل آن را فراهم می‌نماید. این عنصر یکی از اساسی‌ترین عناصر فرهنگ اسلام است که در چارچوب آن، سلامت جامعه در ابعاد مختلف تأمین می‌گردد و عمل به آن، ضامن بقا و استمرار جامعه و نظام اسلامی خواهد بود. ودر مقابل ترک آن دارای پیامدهای اجتماعی وفرهنگی است.
پیامدهای ترک امر به معروف ونهی از منکر به زبان جامعه‌شناسی: ۱. فراهم شدن زمينه‌هاي بيشتر برای انجام منکرات ۲. عادي شدن منکرات ۳. بي کارکرد وبي ثمرشدن نظام ارزشي جامعه ۴. کم رنگ شدن ارزشهاي ديني واخلاقي ۵. مساعد شدن جامعه براي بروز انحراف وفساد، ۶. افزايش حرص وولع مفسدان ومجرمان براي انجام منکرات ۷. کاهش شدت حساسيت جامعه نسبت به منکرات باترک امر به معروف ونهي از منكر؛ اعتقادات مذهبي جامعه رو به سستي گذاشته ودر آن حد کاهش مي‌يابد که عده زيادي از اعضاء جامعه ديگر دليلي براي کنترل خود وپرهيز از گناه نمي بينند . بدين ترتيب جامعه در معرض خطر انهدام قرار می‌گیرد. به عبارتي ديگر ترک امر به معروف ويا تضعيف آن در جامعه خطري خانمان برانداز است ،در نتيجه ترک امربه معروف ونهي ازمنکر سيل انجام منکرات در جامعه آغاز مي‌شود. واين به نوبه خود تمام بخش‌هاي جامعه را تهديد مي‌کند. (رفيع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامي انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰، ص۲۹۱ ) به عبارت ديگر ترک اين فريضه موجب خواهد شد که حساسيت در برابر انجام منکرات نزد افراد جامعه پايين آمده وکم کم اعتبار شرعي وقانوني را نزد مردم از دست بدهند. وقتي راه‌هاي انجام وارتکاب منکرات در جامعه هموار شد، که پايبندي‌هاي مذهبي و تعهدات اخلاقي انسان‌ها کم رنگ‌تر شود، انواع انحرافات و منکرات و کارهاي خلاف و نامشروع در جامعه روي دهد، انحرافات گسترش يافته و به هنجار تبديل شوند و تمام شئون جامعه را فرا گيرند و در نتيجه ريشه‌هاي نظام اجتماعي را از بين ببرند. تحت اين شرايط پايه‌هاي اخلاقي متزلزل و هر نوع کوشش و فعاليت توسعه اقتصادي اجتماعي و فرهنگي بي‌معنا و بي‌نتيجه مي‌شود (رفيع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامي انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰؛ ص۳۰۰) «ضرر عام، و فساد، آن تام است، زيرا اگر بساط امر به معروف و نهى از منكر پيچيده شود، آيات نبوّت از ميان مردم برطرف، و احكام دين و ملت ضايع ‏و تلف مى‏گردد. و جهل و نادانى عالم را فرو مى‏گيرد. و ضلالت و گمراهى ظاهر مى‏شود. و آثار شريعت ربّ العالمين فراموش، و چراغ آيين سيّد المرسلين خاموش، فتنه و فساد شايع، و ولايت و اهل آنها نابود و ضايع مى‏گردند. و اين كار عظيم را سهل انگاشتن، امر مردم فاسد، و بازار علم و عمل كاسد گشته مردم به لهو و لعب مشغول، و به هوا و هوس گرفتار، مي‌شوند. و ياد خدا و فكر روز جزا را فراموش، و از باده معاصى و ملاهى مست و مدهوش مي‌گردند. (معراج‏السعادة ج ۲ ص۵۰۹).
در روايتى مي‌خوانيم: «در اين هنگام (ترک امر به معروف ونهي ازمنکر) مردم به فتنه‏اى مبتلى خواهند شد كه شخص اندیشمند در آن حيران بماند» و هر كه در اخبار و آثار تأمّل كند، و بر تواريخ و سرگذشتها و داستان‌هاى پيشينيان، و از بلاها و عقوبت‌هائى كه بر آنها وارد شده آگاه باشد، و تجربه و مشاهده عصر خود و ابتلاى مردمان به بلاهاى آسمانى و زمينى را به آنها بيفزايد، خواهد دانست كه هر عقوبت آسمانى و زمينى، از طاعون و وبا و قحط و گرانى و كم شدن آب‏ها و باران و تسلّط ستمكاران و اشرار و وقوع قتل و غارت‌ها و پديد آمدن زلزله‏ها و مانند اين‏ها به سبب ترك امر به معروف و نهى از منكر در ميان مردم است. (مجتبوى، سيد جلال الدين(مترجم)، علم اخلاق اسلامى، انتشارات حكمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷،ج ۳ ص۳۱۷) پيامدهاي ترک امر به معروف و نهي از منکردر روايات: در روايات پيامدهاي سوئي براي ترک اين وظيفه بزرگ الهي ذکر شده است که به مواردي از آن‏ها اشاره مي‏شود.
۱ـ سلطه ستمگران و اشرار :حضرت امير(ع) در وصيتش به فرزندانش و همه انسان‏ها بعد از ضربت خوردن آن حضرت فرمود: «لاتترکوا الامر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولّي عليکم شرارکم ثم تدعو خيارکم فلايستجاب لهم؛ امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد که بدان شما بر شما مسلّط مي‏گردند. آن گاه هرچه خدا را بخوانيد، استجابت نمي‏کند.» ۲ـ مرده‏اي بين زندگان: حضرت مولي الموحدين در سخني فرمود: تارک و رها کننده منکر با دست و زبان و قلب مرده‏اي بين زندگان است.
۳ـ مغبوض خدا واقع شدن: پيامبر اسلام(ص) فرمود: «ان اللّه عزّ و جلّ ليبغض المؤمن الضعيف الذي لادين له فقيل: و ما المؤمن الضعيف الذي لادين له قال الذي لاينهي عن المنکر؛ خداي سبحان مؤمن ناتواني را که دين ندارد مبغوض مي‏دارد از آن حضرت سؤال شد که مؤمن ضعيف بي دين کيست؟ آن حضرت در جواب فرمود: آن انساني که نهي از منکر نمي‏کند.» ۴ـ نابودي برکت‏ها و از دست دادن ياري الهي: پيامبر اسلام(ص) فرمود: «لاتزال امتي بخير ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علي البرّ و التقوي فاذا لم يفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علي بعض و لم يکن لهم ناصر في الارض و لافي السماء؛ امت من پيوسته بر خير است مادامي که به معروف امر و از منکر نهي مي‏کند و بر نيکي و تقوا همکاري دارد، هنگامي که اين فريضه الهي را انجام ندهد برکت‏ها از آن‏ها باز ستانده و بعضي بر برخي ديگر سلطه پيدا مي‏کند و براي آن ياري کننده‏اي در زمين و آسمان نخواهد بود».
با توجه به آثار ترک امر به معروف و نهي از منکر؛ روشن مي‏گردد که اگر جامعه بخواهد در برابر سلطه ستمگران و اشرار و گسترده شدن فساد و تباهي‏ها مصونيت پيدا کند بايد اين فريضه بزرگ الهي را به بهترين شکل و با تمام قوت و قدرت به انجام برساند.( محمد رضا مصطفي پور؛ نظارت عمومي ،امر به معروف و نهي از منکر از عوامل پيشرفت ) منابع: ۱.رفيع پور فرامرز؛ توسعه وتضاد؛ نشر شرکت سهامي انتشار؛ چاپ چهارم، تهران، سال۱۳۸۰ ۲. نراقى، ملا احمد، معراج السعاده، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷ ۳.مجتبوى، سيد جلال الدين(مترجم)، علم اخلاق اسلامى، انتشارات حكمت، چاپ چهارم، ۱۳۷۷ ۴. محمد رضا مصطفي پور؛ نظارت عمومي ،امر به معروف و نهي از منکر از عوامل پيشرفت ، پاسدار اسلام -آذر ۱۳۸۵، شماره ۳۰۰) برگرفته از سایت پرسمان دانشجوییhttp://www.porseman.org/

آیا امر به معروف با آزادی ناسازگار نیست؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر دخالت استبدادی در امور دیگران نیست؟

آیا امام زمان (عج) در زمان غیبت امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؟

آیه «ولا تزر وازرة وزر آخری» که در چند سوره از قرآن آمده است، هیچ‌کس گناه دیگری را به گردن نمی‌گیرد، چطور می‌گویند آتشی که گرفت خشک و تر می‌سوزد رابطه امر به معروف و نهی از منکر با این آیه و امثال این آیه چیست؟ حتی در محیط خانواده، ممکن است یک فردی خطائی را مرتکب شود و به علت خطای همان یک نفر، تمام افراد خانواده تا آخر عمر باید چوب خطای او را بخورند هر چند بگوییم در عرف اینطور است ولی ممکن است این عرف لطمات زیادی به شرع بزند، رابطه‌اش را برایم تشریح کنید.

بعضی‌ها هدف امام حسین را امر به معروف و نهی از منکر می‌دانند، آیا این مطلب درست است و حالا چه مسؤولیتی بر دوش ما است؟

مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بیان کنید.

فرق امر به معروف و نهی از منکر با حفظ حدود الهی چیست؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

فلسفة امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

دیدگاه روایات اسلامی پیرامون دو وظیفة بزرگ امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر در بقای اسلام چه نقشی دارد؟

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

از دیدگاه قرآن طی چه مراحلی شرط موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر است؟

با توجه به اینکه در امر به معروف و نهی از منکر باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد آیا امام حسین (ع) در اقدام خود احتمال تأثیر می‌داد؟

رابطه متقابل نهضت «امام حسین (ع)» و «مسئله امر به معروف و نهی از منکر» چگونه است؟

در علل قیام امام حسین (ع) تأثیر دعوت مردم کوفه بیشتر دخیل است یا مسئله امر به معروف و نهی از منکر؟

دیدگاه فرق اسلامی نسبت به مسئله امر به معروف و نهی از منکر و جایگاه آن در نزد ایشان چگونه است؟

پیامبر اکرم (ص) در مورد عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر چه فرموده‌اند؟

امام حسین (ع) در چه مواقعی به اصل «امر به معروف و نهی از منکر» استناد کرد؟

امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهی خاص؟

امر به معروف لفظی و عملی به چند طریق انجام می‌شود؟

مرز امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟

با توجه به این که فراگیر شدن ظلم و جور در جهان از نشانه‌های ظهور است پس‌چرا مردم را برای زمینه‌سازی ظهور دعوت به صلح و ترک ظلم و گناه می‌کنند؟

رابطه امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح اجتماعی چگونه است؟

تفاوت دعوت، موعظه، امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ با توجه و تدبر در آیات قرآن چیست؟

آیا می‌توان از ولی‌فقیه انتقاد کرد؟ این مسئله با ولایت و لزوم پیروی از او منافات ندارد؟

یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است و این وضعیت در نهضت امام حسین علیه السلام موجود نبود؛ چه اینکه معلوم بود یزید و پیروانش نه از حکومت کنار می‌روند و نه از روش خود دست برمی دارند! پس امام حسین (ع) با چه منطق و حجت شرعی به این کار اقدام کرده و این امر را یک وظیفه واجب و مقدس می‌دانست؟

مقصود امام حسین (ع) از این جمله «من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم» چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر در حکومت دینی و از جانب حاکمان در امر حکومت تا چه اندازه قابل پذیرش است؟

آیه ۱۰۵ سوره مائده می‌گوید: «شما مراقب خود باشید، انحراف دیگران اثری در وضع شما نمی‌گذارد» این با دستور امر به معروف و نهی از منکر تضاد دارد؟

فرق امر به معروف و نهی از منکر با تبلیغ چیست؟

امر به معروف و نهی از منکر چه تأثیری در مبارزه با مفاسد اجتماعی دارد؟

آیا امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در زندگی خصوصی افراد نیست؟

تواصی به حق و صبر، چه تفاوتی با امر به معروف دارد؟

دربارهٔ تفسیر آیه (لایکلف الله نفسا الا وسعها) و ارتباط آن باامر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟

معنای لغوی و اصطلاحی کلمات معروف و منکر چیست؟

لطفاً در خصوص اثر «امر به معروف و نهی از منکر» در «تکامل جامعه» توضیح بفرمائید.

==== دوست دارم دیگران را امر به معروف و نهی از منکر کنم ولی به خاطر خجالت یا نمی‌دانم حیا نمی‌توانم، چه کنم؟ (با اینکه تمام شرایط امر به معروف را نیز می‌دانم و همیشه در راه اصلاح خود نیز هستم. ====
==== تفاوت‌های امر و نهی با ارشاد چیست؟ ====
==== پیامدهای اجتماعی ترک امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ====
==== نظر اسلام در مورد امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ ====
==== در اینکه اسلام دین خون و شمشیر نیست و البته اجباری در گرویدن به دین وجود نداره درست!؟ ولی در آیات و احادیث متعددی از امر به معروف و نهی از منکر، سخن رانده شده که مراحلی را دارند که آخرین مرحله نهی ازمنکر برخورد فیزیکی است، بسیار مشتاقم که بدانم آیا دلیل و استدلال دیگری هم برای آن سؤال من وجود دارد اگر بگویم که برای من منطقی و کافی نبود و قانع نشدم!؟ ====
==== شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ایمن بودن از خطر و ضرر است پس چگونه آن حضرت با همه خطر قیام کرد؟ ====
==== راه‌های امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ توضیح :می‌دانیم که امر به معروف و نهی از منکر واجب است ولی در حال حاضر با توجه به فتواهایی که در این زمینه هست این امر را منحصر در یک چیز کرده که اگر این قیدها را نداشته باشد امر و نهی لازم نیست و همین باعث شده که افراد با ایمان دیگر امر به معروف و نهی از منکر نکنند. خواستم بپرسم که:آیا امر به معروف و نهی از منکر همان است که در رساله آمده است و چیزهای دیگر را در بر نمی‌گیرد. آیا امر به معروف و نهی از منکر مراتب دارد و یا همان چیزهایی است که چند شرط خشک و خالی دارد و باید احتمالاً تأثیر داد و سپس امر به معروف و یا نهی از منکر کرد. ====
==== در تفسیر المیزان آمده است که بنی اسرائیل ۷۰ پیامبر را در یکروز یا یک ساعت شهید کرده‌اند و ۱۱۳ نفر درهمان روزکه اقدام به امر به معروف داشته‌اند و این عمل مورد قبح آنان قرار گرفته که همه آن آمران به معروف را تا پایان روز به شهادت رسانده‌اند، چطور شهادت همه این پیامبران در یک روز و وجود پیامبران در یک دوره قابل جمع می‌باشد؟ ====
==== حوزه امر به معروف و نهی از منکر تا چه حد است؟ اگر بخش اجبار آمیز دارد آیا با آزادی منافات ندارد؟ ====
==== پژوهشهای مورد نیاز در قلمرو شناخت معروف و منکر چیست؟ ====
==== پژوهشهای دو فریضه در چه بخشهایی قابل دسته‌بندی است؟ ====
==== پژوهشهای انجام شده در زمینه این دو فریضه شامل چه اموری است؟ ====
==== چه کارهایی «معروف اجتماعی» شناخته می‌شود؟ ====
==== چه کارهایی «منکر اجتماعی» محسوب می‌شود؟ ====
==== معروف‌های مرتبط با مسجد چیست؟ ====
==== معروف و منکر در رابطه با اندام‌های انسان چگونه دسته‌بندی می‌شود؟ ====
==== کدامیک از دانش‌های امروز را می‌توان در خدمت امر به معروف و نهی از منکر به کار گرفت؟ ====
==== مهم‌ترین نهادهای نظارتی بر اجرای معروف و منکر در جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟ ====
==== مصادیق معروف‌های رایج چیست؟ ====
==== چه دسته‌بندی‌هایی دربارهٔ معروف‌ها و منکرات وجود دارد؟ ====
==== معروفهای متروک و فراموش شده چیست؟ ====
==== معروف و منکرهای ثابت و متغیر کدام است؟ ====
==== نمونه مصادیق منکرات رایج در کشورهای گوناگون چیست؟ ====
==== آیا کارهای پلیس و نیروی انتظامی مصداق امر به معروف و نهی از منکر است؟ کدام فعالیت ها؟ ====
==== بزرگترین معروف‌ها چیست؟ ====
==== بزرگترین منکرات چیست؟ ====
==== آیا کار شهرداریها مصداق امر به معروف ونهی از منکر است؟ کدام کارها؟ ====
==== در نامگذاری اشخاص، اماکن، میادین و کالاها معیارهای معروف و منکر چیست؟ ====
==== معروف‌های اخلاقی چیست؟ ====
==== معروف در حوزه آموزش چیست؟ ====
==== مصادیق معروفهای سیاسی چیست؟ ====
==== نمونه منکرات سیاسی کدام است؟ ====
==== معروف ومنکر در عرصه انتخابات چیست؟ ====
==== منکرات در حوزهٔ فرهنگی چیست؟ ====
==== راه شناخت دولتهای منکر گرا و معروف گرا در شرایط امروز جهان چیست؟ ====
==== چه علومی در دنیای امروز در خدمت معروف‌ها یا منکرات قرار دارد؟ ====
==== فلسفه‌های معروف و منکر در دنیای امروز کدام است؟ ====
==== چرا گاهی جامعه در شناخت منکر و معروف گرفتار خطا می‌شود؟ ====
==== معروف و منکر در بخش نیروهای مسلح چیست؟ ====
==== معروف و منکر در روند قانون گذاری چیست؟ ====

۹۱ معروف و منکر در زمینهٔ ورزش چیست؟ ۹۲ معیار تشخیص صدا و سیمای معروف گرا و منکرگرا چیست؟ ۹۳ فرقه‌ها و احزاب معروف و منکر کدام اند؟ و راه تشخیص آنان چیست؟ ۹۴ نمونه‌های پیشگیری از جرم و منکر چیست؟ ۹۵ رابطه اصلاحات و امر به معروف و نهی از منکرچیست؟ ۹۶ راه‌های علمی و عملی پیشگیری از منکرات چیست؟ ۹۷ آیا با روان‌شناسی جرم و مجرمان می‌توان منکرات را کاهش داد؟ ۹۸ نقش رسانه‌ها در پیشگیری از جرم و گسترش آن چیست؟ ۹۹ در سطح جهانی چه نهادهایی با چه ساختارها، قوانین و روش‌هایی برای دفاع از معروف و مبارزه با منکرات عقلی و اخلاقی وجود دارد و میزان موفقیّت و ناکامی آنان چقدر است؟ ۱۰۰ اولویت‌ها در مبارزه با منکرات و گناهان چیست؟