فرهنگ مصادیق:آبروی مؤمن: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی) |
جز (Golafshan صفحهٔ آبروی مؤمن را به فرهنگ مصادیق:آبروی مؤمن منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۴
محتویات
مقدمه
خداوند در قرآن هر سخنی که موجب ناراحتی و هتک حرمت مؤمن شود، مانند: دشنام دادن، تهمت زدن و غیبت کردن را ممنوع و موجب خشم خدا دانسته است. شخصیّت مؤمن همانند جان و مال او در امان است؛ از این رو، خداوند اجازه نمیدهد کسی در باره مؤمن بدگویی کند.
آیه جهر به سوء
لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ اِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً؛ [۱]. خدا افشای بدیهای دیگران را دوست ندارد، جز برای کسی که مورد ستم قرار گرفته است (که بر ستم دیده برای دفع ستم، افشای بدیهای ستم کار جایز است) و خدا شنوا و داناست.
تفسیر آیه
معنای سوء
منظور از کلمه «سوء» هرگونه بدی و زشتی است و منظور از «الجهر بالسوء من القول» هرگونه ابراز و اظهار لفظی است؛ خواه به صورت شکایت باشد یا حکایت، نفرین باشد، یا مذمّت، و غیبت. به همین دلیل از جمله آیاتی که در بحث تحریم «غیبت» به آن استدلال شده، همین آیه است، ولی مفهوم آیه منحصر به غیبت نیست و هر نوع بدگویی را شامل میشود[۲].
شخصیت مؤمن نزد خدا
آیه شریفه هر سخنی که موجب ناراحتی و هتک حرمت مؤمن شود، مانند: دشنام دادن، تهمت زدن و غیبت کردن را ممنوع و موجب خشم خدا دانسته است. شخصیّت مؤمن همانند جان و مال او در امان است؛ از این رو، خداوند اجازه نمیدهد کسی در باره مؤمن بدگویی کند.
هر انسانی معمولاً نقاط ضعف پنهانی دارد که اگر بنا شود این عیوب اظهار گردد، روح بدبینی بر سراسر جامعه سایه میافکند، و همکاری افراد جامعه را با یک دیگر مشکل میسازد؛ از این رو، خداوند که خود «ستار العیوب» است، دوست ندارد افراد بشر پرده دری کنند و عیوب مردم را فاش سازند و آبروی آنها را ببرند.
استثنا در آیه
در ادامه آیه خداوند ستم دیده را استثنا کرده، میفرماید: «مگر کسی که مظلوم واقع شده» (اِلَّا مَنْ ظُلِمَ). چنین افرادی برای دفاع از خویشتن در برابر ظلمِ ظالم حق دارند اقدام به شکایت کنند و یا از مظالم و ستم گریها آشکارا مذمّت و انتقاد و غیبت نمایند و تا حقّ خود را نگیرند و دفع ستم ننمایند از پای ننشینند.
در حقیقت ذکر این استثنا برای آن است که حکم اخلاقی فوق مورد سوء استفاده ظالمان و ستم گران واقع نشود. روشن است در این گونه موارد نیز تنها به آن قسمت که مربوط به ظلمِ ظالم و دفاع از مظلوم است، باید اکتفا کرد.
در پایان آیه برای این که افرادی از این استثنا نیز سوء استفاده نکنند و به بهانه این که مظلوم واقع شدهاند، عیوب مردم را بدون جهت آشکار نسازند، میفرماید: «خداوند سخنان را میشنود و از نیات آگاه است»[۳].
پیامهای آیه
۱. افشای عیوب مردم، به هر شکل باشد حرام است (با شعر، طنز، تصریح، تلویح، حکایت، شکایت و...).
۲. نشانه جامعه اسلامی آن است که مظلوم بتواند با آزادی کامل، علیه ظالم فریاد بزند.
۳. تنها مظلوم، اجازه غیبت از ظالم را دارد، آن هم در مورد ظلم او، نه عیوب دیگرش.
۴. در موارد جواز افشای عیوب، از مرز حق تجاوز نکنید، چون خداوند شنوا و داناست[۴].
۵. هتک حرمت و برملا ساختن عیبها و نقایص مردم، حرام و موجب ناخشنودی خداوند است.
۶. ناخشنودی خداوند از سخنی که افشا کننده بدیها و زشتیهای دیگران باشد[۵].
آیه اشاعه فاحشه
اِنَّ الَّذینَ یحِبُّونَ اَنْ تَشیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ اَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ [۶]. کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردمِ با ایمان شیوع یابد، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خداوند میداند و شما نمیدانید!
تفسیر آیه
معنای فحشا و فاحشه
فحش، فحشا و فاحشه در لغت به افعال یا گفتاری گفته میشود که قباحت و زشتی آنها بزرگ باشد[۷]. در قرآن مجید نیز گاهی در همین معنای وسیع استعمال شده است؛ مانند: وَ الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْاِثْمِ وَ الْفَواحِشَ؛ [۸]. کسانی که از گناهان بزرگ و از اعمال زشت و قبیح اجتناب میکنند.
از این رو، وسعتِ مفهوم آیه مورد نظر کاملاً روشن میشود؛ امّا غالباً کلمه فاحشه یا فحشاء در قرآن مجید در موارد انحرافات جنسی و آلودگیهای ناموسی به کار رفته است[۹].
اهمیت پاکی جامعه
انسان موجودی اجتماعی است و جامعه بزرگی که در آن زندگی میکند به منزله خانه اوست. از این رو، پاکی جامعه به پاکی او کمک میکند و آلودگی آن به آلودگی اش. در اسلام با هر کاری که فضای جامعه را آلوده کند به شدّت مبارزه شده است. به همین دلیل در اسلام گناهانی مانند غیبت حرام شمرده شده و دستور عیب پوشی صادر شده تا گناه جنبه عمومی و همگانی پیدا نکند.
روایات مرتبط
در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه السّلام میخوانیم: المذیع بالسیئه مخذول و المستتر بالسیئه مغفور له؛ [۱۰]. کسی که گناه را نشر دهد، مخذول و مطرود است و کسی که گناه را پنهان میکند، مشمول آمرزش الهی است.
اصولاً گناه همانند آتش است، هنگامی که در نقطهای از جامعه این آتش روشن شود، باید سعی و تلاش کرد که آتش خاموش شود و یا دست کم محاصره گردد؛ امّا اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطهای به نقطه دیگر ببریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود. افزون بر آن، عظمت گناه در نظر عموم مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها، خود سدّ بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق این سد را میشکند، گناه را کوچک میکند، و آلودگی به آن را ساده مینماید.
در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم میخوانیم: من اذاع فاحشه کان کمبتدئها؛[۱۱]. کسی که کار زشتی را نشر دهد، همانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده.
در حدیث دیگری نقل شده است که مردی خدمت امام موسی بن جعفر علیه السّلام آمد و عرض کرد: فدایت شوم از یکی از برادران دینی کاری نقل کردند که من آن را ناخوش داشتم، از خودش پرسیدم انکار کرد در حالی که جمعی از افراد موثّق این مطلب را از او نقل کردهاند! امام علیه السّلام فرمود: کذب سمعک و بصرک عن اخیک و ان شهد عندک خمسون قسامه و قال لک قول فصدقه و کذبهم، و لا تذیعن علیه شیئا تشینه به و تهدم به روته، فتکون من الذین قال اللَّه عزّوجلّ: «اِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ اَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ؛ [۱۲].
گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن، حتّی اگر پنجاه نفر سوگند یاد کنند که او کاری کرده و او بگوید نکردهام از او بپذیر و از آنها نپذیر، هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از میان میبرد در جامعه پخش مکن که از کسانی خواهی بود که خداوند دربارهٔ آنها فرموده: «کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردمِ با ایمان شیوع یابد، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت»[۱۳].
پیامهای آیه
۱. در میان گناهان، تنها گناهی که حتّی دوست داشتن آن، گناه کبیره است، تهمت است.
۲. علاقه به ریختن آبروی دیگران، در همین دنیا کیفر دارد.
۳. کسانی که دنبال بی آبرو کردن دیگران هستند، نظام اسلامی باید آنها را تنبیه کند.
۴. چه بسا سرچشمه برخی از عذابهای دنیوی که نصیب ما میشود، علاقه ما به بی آبرو کردن دیگران است.
۵. اگر علاقه به شیوع فحشا این همه خطر دارد، خود اشاعه فحشا چه کیفری خواهد داشت؟ [۱۴].
۶. بازی با حیثیت مؤمنان و بدنام ساختن آنان، معصیتی بزرگ و دارای فرجامی سخت و دردناک در دنیا و آخرت است.
۷. علاقه و رضایت قلبی به اشاعه فحشا و افشای آنها حتّی بدون دست داشتن در این امر ممنوع است.
۸. سیاست اسلام، مبتنی بر اهتمام به حفظ آبرو و حیثیت مؤمنان در جامعه است.
۹. انسانها نسبت به پیامد و بازتاب شوم دنیوی و اخروی اشاعه فحشا در جامعه، آگاهی درست و کاملی ندارند[۱۵].
احترام به مؤمن از دیدگاه روایات
۱. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «لا یعذّب الله اهل قریه و فیها مائه من المؤمنین، لا یعذّب الله اهل قریه و فیها خمسون من المؤمنین، لا یعذّب الله اهل قریه و فیها عشره من المؤمنین، لا یعذّب الله اهل قریه و فیها خمسه من المؤمنین، لا یعذّب الله اهل قریه و فیها رجل واحد من المؤمنین»؛ [۱۶]. خداوند قریه و شهری را که در آن صد نفر مؤمن باشند، عذاب نمیکند. خداوند قریه و شهری را که در آن ده نفر مؤمن باشند، عذاب نمیکند. خداوند قریه و شهری را که در آن پنج نفر مؤمن باشند، عذاب نمیکند (تا آن جا که فرمود:) حتّی اگر یک نفر هم مؤمن در یک آبادی زندگی کند خداوند اهل آن آبادی را عذاب نمیکند.
۲. روایت شده رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم رو به کعبه کرد و فرمود: «مرحبا بالبیت ما اعظمک و اعظم حرمتک علی الله و الله للمؤمن اعظم حرمه منک لانّ الله حرّم منک واحده و من المؤمن ثلاثه ماله و دمه و ان یظنّ به ظنّ السوء»؛ [۱۷]. مرحبا به تو ای خانه! چه قدر با عظمتی و چه قدر احترام داری! به خدا سوگند، که حرمت مؤمن نزد خدا از حرمت تو بیشتر است؛ زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است، امّا از مؤمن سه چیز را: خون، مال و بدگمانی به او را.
۳. رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «من آذی مؤمناً فقد آذانی، و من آذانی فقد آذی الله عزّوجلّ، و من آذی الله فهو ملعون فی التوراه و الانجیل و الزبور و الفرقان»؛ [۱۸]. هر کس مؤمنی را اذیت کند، مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیّت نماید، خداوند را اذیّت داده است و هر کس خداوند را اذیت کند، در تورات، انجیل، زبور و فرقان ملعون میباشد.
۴. امام صادق علیه السّلام فرمود: «المؤمن اعظم حرمه من الکعبه»؛ [۱۹]. حرمت و اعتبار مؤمن از کعبه بیشتر است.
۵. امام صادق علیه السّلام فرمود: «لله عزّوجلّ فی بلاده خمس حرم، حرمه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و حرمه آل رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وحرمه کتاب الله عزّوجلّ و حرمه کعبه الله و حرمه المؤمن»؛ [۲۰]. خدای عزّوجلّ در زمین برای پنج چیز حرمت و احترام قرار داده است؛ پیامبر، آل پیامبر، کتاب خدا، کعبه و مؤمن.
مراقبت از آبروی خویش
انسان پیش از آن که از دیگران انتظار داشته باشد که شخصیّت و حقوق او را محترم بشمارند و در حفظ آبروی او کوشا باشند، باید خود از آبروی خویش مواظبت نماید. آبروی انسان محترم است، همان گونه که جان و مال او محترم است و کسی حق ندارد آبروی خود را به خطر بیندازد. از نگاه اسلام، انسان حقّ استفاده از جان، مال و آبروی خویش را دارد؛ امّا حقّ ضایع کردن آنها را ندارد. و آبروی انسان نسبت به سایر داشتهها و نعمتهای خدادادی مهم تر و ارزشمندتر است؛ از این رو، باید از آن مراقبت بیشتری شود. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم نقل شده است: «... اعراضکم علیکم حرام- کحرمه یومکم هذا فی شهرکم هذا فی بلدکم هذا...»؛ [۲۱]. آبروهای شما حرمت دارد؛ همان گونه که عید قربان در ماه ذی الحجّه و در سرزمین مکّه حرمت دارد. هم چنین از امام صادق علیه السّلام وارد شده که از رفتارها و گفتارهایی که شما را در معرض تهمت قرار میدهد، پرهیز نمایید: «اتقوا مواضع التهم»[۲۲]. و نیز از آن حضرت نقل شده است: «من دخل موضعاً من مواضع التهمه فاتهم لا یلومن الاّ نفسه»؛ [۲۳]. هرکس خود را در معرض تهمت قرار دهد، آن گاه مورد اتّهام قرار گیرد، جز خود، کسی را ملامت ننماید.
ممنوعیت پی گیری لغزشهای دیگران
روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله)
معمولا بیماردلان و اشخاص بی مقدار که توان رویارویی با افراد را ندارند، و فاقد منطق قوی هستند، لغزشهای دیگران را پی گیری میکنند و دست به افشاگری میزنند و تلاش میکنند با ریختن آبروی دیگران، برای خود آبرو و اعتبار کسب نمایند؛ غافل از آن که خود را رسوا میکنند. رسول گرامی اسلام در این زمینه میفرماید: لَا تَطْلُبُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ فَاِنَّ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ اَخِیهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ یفْضَحْهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیتِه؛ [۲۴].
لغزشهای برادران ایمانی خود را پی گیری نکنید، هرکس به دنبال لغزشهای برادرش باشد؛ خدا لغزشهای او را پی گیری میکند و خدا لغزشهای هرکس را پی گیری کند، رسوایش میکند؛ هرچند در درون خانه اش باشد.
روایت علی (علیه السلام)
برخی از افراد فاسد که در میان مردم آبرو و اعتباری ندارند، با اهداف شیطانی تلاش میکنند دیگران را مانند خود بی آبرو نمایند تا کارهای خویش را در نظر دیگران توجیه نمایند. امیر مؤمنان علی علیه السّلام در این زمینه میفرماید: ذَووا العیوب یحبون اشاعه معایب الناس لیتسع لهم العذر فی معایبهم؛ [۲۵].
عناصر معیوب و منفور دوست دارند عیوب دیگران را فاش کنند تا در عیوب خویشتن راه عذر داشته باشند.
آن حضرت این گونه افراد را که همواره به دنبال عیوب مردند، به مگس تشبیه نموده و فرموده: الاشرار یتتبعون مساوی الناس و یترکون محاسنهم کما یتتبع الذباب المواضع الفاسده؛ [۲۶].
افراد فاسد و شرور به دنبال کشف و پخش عیوب مردمند، و مانند مگس همواره به دنبال مواضع فاسد میگردند و هرگز زیباییها و محسّنات را نمیبینند.
بیانات مقام معظم رهبری
مقام معظّم رهبری، حضرت آیهالله خامنهای در باره افشای عیوب دیگران میفرماید:
به هرکسی ممکن است یک اتّهامی وارد شود. تا وقتی که از طریق قانونی جرمی ثابت نشده است، نه در خود قوّه، نه در بیرون قوّه، نه در تریبونها و منبرهای رسمی، نه در وسایل ارتباط جمعی، کسی حق ندارد آبروی یک مسلمانی را ببرد... بعضی اوقات انسان میبیند روی قوه قضائیه فشار میآورند که آقا افشا کنید. نه آقا، هیچ لزومی ندارد افشا کردن. در موارد خاصّی، بله، شارع مقدّس مشخّصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصّی است، مال همه جا نیست... چون وقتی گفتید: متّهم است، افکار عمومی تفکیک نمیکند بین متّهمی که هیچ گناهی نکرده است، با آن کسی که شواهدی بر گناه او وجود دارد. حتّی بعد از اثبات جرم هم چه لزومی دارد؟. .. حتّی اگر چنانچه فرض کنیم یک نفری جرمی هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومی دارد ما اسم او را در روزنامهها منتشر کنیم تا بچّه این آدم که دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدّتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده اش زندگی عادی شان را ادامه دهند؟ خب، جرمی کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزی بشود؟ نخیر، کسی نباید این جور عمل کند... افکار عمومی از این مسئله چه لذّتی میبرد؟ برای افکار عمومی چه فایدهای دارد که بداند زیدی، عمروی، بکری متّهم به فلان عمل خلافی است؟ [۲۷].
پانویس
- ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۴۸.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۴، ص۱۸۴.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۴، ص۱۸۴.
- ↑ تفسیر نور، قرائتی، محسن، ج۲، ص. ۴۲۱.
- ↑ تفسیر راهنما، هاشمی رفسنجانی، اکبر، ج۴، ص۹۷.
- ↑ نور/سوره۲۴، آیه۱۹.
- ↑ مفردات، راغب اصفهانی، ص۶۲۶.
- ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۳۷.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱۴، ص۴۰۴.
- ↑ الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۲، ص۴۲۸.
- ↑ الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۲، ص۳۵۶.
- ↑ الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۸، ص۱۴۷.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱۴، ص۴۰۵-۴۰۷.
- ↑ تفسیر نور، قرائتی، محسن، ج۸، ص ۱۶۰ - ۱۶۱
- ↑ تفسیر راهنما، هاشمی رفسنجانی، اکبر، ج۱۲، ص۱۵۹
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، محمدباقر، ج۶۴، ص۷۱.
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، محمدباقر، ج۶۴، ص۷۱.
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، محمدباقر، ج۶۴، ص۷۲
- ↑ بحار الانوار، مجلسی، محمدباقر، ج۶۴، ص۷۱.
- ↑ الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۸، ص۱۰۷
- ↑ تفسیر نور الثقلین، حویزی، عبدعلی بن جمعه، ج۱، ص۶۵۵.
- ↑ مصباح الشریعه، منسوب به امام جعفرصادق علیه السّلام، ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص۲۵۲.
- ↑ الامالی للشیخ الصدوق، ابن بابویه، محمد بن علی، ص۴۹۷.
- ↑ الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۲، ص۳۵۴.
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، ص۳۷۱.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، ج۲۰، ص۲۶۹.
- ↑ بیانات مقام معظّم رهبری در دیدار با مسئولان قوّه قضائیّه، ۶/۴/۹۰.







