کتابخانه:اعتیادهای مدرن و خطرناک: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
  
این سخن را حضرت علی‌علیه السلام نقل کرده‌اند:
+
اين سخن را حضرت علي‌عليه السلام نقل کرده‌اند:<br/>
  
«عادت دشمنی است که مالک تو می‌شود»(1) تو اسیر می‌شوی و او امیر.
+
«عادت دشمني است که مالک تو مي‌شود»(1) تو اسير مي‌شوي و او امير.<br/>
  
مقاله‌ای که پیش رو دارید نوشته‌های استاد مصطفی زمانی است که از سر دلسوزی در سال‌های پیش از انقلاب نوشته است. اما سوگمندانه اکنون دوباره موضوعیت یافته است و ما شاهد اعتیادهای جدید و مدرن هستیم.
+
مقاله‌اي که پيش رو داريد نوشته‌هاي استاد مصطفي زماني است که از سر دلسوزي در سال‌هاي پيش از انقلاب نوشته است. اما سوگمندانه اکنون دوباره موضوعيت يافته است و ما شاهد اعتيادهاي جديد و مدرن هستيم.<br/>
  
بشر مفلوک کنونی فقط معتاد به هروئین و تریاک و امثال آن نیست، اعتیادهای جدید مثل اعتیاد اینترنتی و قرص‌های اکستازی از راه رسیده است و تارهای عنکبوتی آن، می‌رود تا همه‌ی عرصه‌های زندگی آدمی را در بند کشد.
+
بشر مفلوک کنوني فقط معتاد به هروئين و ترياک و امثال آن نيست، اعتيادهاي جديد مثل اعتياد اينترنتي و قرص‌هاي اکستازي از راه رسيده است و تارهاي عنکبوتي آن، مي‌رود تا همه‌ي عرصه‌هاي زندگي آدمي را در بند کشد.<br/>
  
این مقاله آگاهی‌های مفیدی در اختیار خواننده قرار می‌دهد و او را هوشیارتر می‌کند.
+
اين مقاله آگاهي‌هاي مفيدي در اختيار خواننده قرار مي‌دهد و او را هوشيارتر مي‌کند.<br/>
  
==راه نجات چیست==
+
==راه نجات چيست==
  
گذشته از روش‌های معمول مبارزه اجتماعی مثل:
+
گذشته از روش‌هاي معمول مبارزه اجتماعي مثل:<br/>
  
بستن مرزها به روی قاچاقچیان؛
+
بستن مرزها به روي قاچاقچيان؛
  
 
مجازات سوداگران مرگ؛
 
مجازات سوداگران مرگ؛
  
آموزش خانوادگی؛
+
آموزش خانوادگي؛
  
تربیت انسانی از همه مهم‌تر است.
+
تربيت انساني از همه مهم‌تر است.<br/>
  
عشقِ بزرگ‌تر، دارویی مؤثر و نجات‌بخش است. این عشقِ بزرگ‌تر می‌تواند عشق به خدا، به دوستان، و به شخصیت انسانی و زندگی و سلامت و حتی صیانت فرزند خویش باشد.
+
عشقِ بزرگ‌تر، دارويي مؤثر و نجات‌بخش است. اين عشقِ بزرگ‌تر مي‌تواند عشق به خدا، به دوستان، و به شخصيت انساني و زندگي و سلامت و حتي صيانت فرزند خويش باشد.<br/>
  
به چند نمونه اشاره می‌کنیم:
+
به چند نمونه اشاره مي‌کنيم:<br/>
  
می‌گویند از هنرمند متعهدی که به فیض شهادت رسید، پرسیدند: شما زمانی سیگار می‌کشیدید؛ چطور ترک نمودید؟!
+
مي‌گويند از هنرمند متعهدي که به فيض شهادت رسيد، پرسيدند: شما زماني سيگار مي‌کشيديد؛ چطور ترک نموديد؟!<br/>
  
او گفت: یک روز با خود اندیشیدم که وقتی مولای من آقا امام زمان‌علیه السلام شاهد همه‌ی کارهای من است، من چگونه می‌توانم در حضور او این قدر جسور و بی‌ادب باشم و سیگار بکشم؟!
+
او گفت: يک روز با خود انديشيدم که وقتي مولاي من آقا امام زمان‌عليه السلام شاهد همه‌ي کارهاي من است، من چگونه مي‌توانم در حضور او اين قدر جسور و بي‌ادب باشم و سيگار بکشم؟!<br/>
  
لذا آن را کنار گذاشتم.
+
لذا آن را کنار گذاشتم.<br/>
  
در یک برنامه رادیویی از فردی پرسیدند: شما چه طور سیگار را ترک کردید؟
+
در يک برنامه راديويي از فردي پرسيدند: شما چه طور سيگار را ترک کرديد؟<br/>
  
پاسخ داد: روزی خواستم سیگارم را روشن کنم، اما همین که آتش را به سیگار نزدیک کردم، فرزند کوچکم که حدود دو سال دارد و تازه زبان باز کرده گفت: بابا!  
+
پاسخ داد: روزي خواستم سيگارم را روشن کنم، اما همين که آتش را به سيگار نزديک کردم، فرزند کوچکم که حدود دو سال دارد و تازه زبان باز کرده گفت: بابا!<br/>
  
من کی سیگار روشن کنم!
+
من کي سيگار روشن کنم!<br/>
  
من به حیاط رفتم و سیگار را در باغچه مدفون کردم و بازگشتم و گفتم: هیچ گاه پسرم!
+
من به حياط رفتم و سيگار را در باغچه مدفون کردم و بازگشتم و گفتم: هيچ گاه پسرم!<br/>
  
یک فرد معتاد به تریاک، به نگارنده گفت: من از تحقیری که نسبت به معتاد می‌شود، عبرت آموختم و نجات یافتم. چون روزی در صف سیگار ایستاده بودم و ناگهان جای جوانی را که چند لحظه‌ای غایب شده بود، گرفتم و او بازگشت و گفت: برو عقب.
+
يک فرد معتاد به ترياک، به نگارنده گفت: من از تحقيري که نسبت به معتاد مي‌شود، عبرت آموختم و نجات يافتم. چون روزي در صف سيگار ايستاده بودم و ناگهان جاي جواني را که چند لحظه‌اي غايب شده بود، گرفتم و او بازگشت و گفت: برو عقب.<br/>
  
گفتم: جای خودم است.
+
گفتم: جاي خودم است.<br/>
  
او عصبانی شد و با لحنی تحقیرآمیز مرا هُل داد و گفت: برو عقب تریاکی!
+
او عصباني شد و با لحني تحقيرآميز مرا هُل داد و گفت: برو عقب ترياکي!<br/>
  
این سخن آن قدر مرا ناراحت کرد که تصمیم به ترک گرفتم و اکنون بیست سال است که آزاد شده‌ام.
+
اين سخن آن قدر مرا ناراحت کرد که تصميم به ترک گرفتم و اکنون بيست سال است که آزاد شده‌ام.<br/>
  
معتاد دیگری قصّه نجات خود را چنین شرح داده است:
+
معتاد ديگري قصّه نجات خود را چنين شرح داده است:<br/>
  
او می‌گوید: خانواده‌ام چندین بار مرا ترک دادند؛ اما من دوباره به عادتم بازگشتم. سرانجام آنان مرا طرد کردند و من با اتومبیل کهنه‌ام در خیابان پرسه می‌زدم که ناگهان بنزین تمام شد. پیاده شدم و ظرفی در دستم گرفتم و جلوی اتومبیل‌ها به نشانه‌ی نیاز به بنزین تکان می‌دادم. برخی اتومبیل‌ها سرعت را کم می‌کردند، اما همین که نزدیک من می‌رسیدند و قیافه‌ام را می‌دیدند؛ پا را روی گاز گذاشته می‌رفتند.
+
او مي‌گويد: خانواده‌ام چندين بار مرا ترک دادند؛ اما من دوباره به عادتم بازگشتم. سرانجام آنان مرا طرد کردند و من با اتومبيل کهنه‌ام در خيابان پرسه مي‌زدم که ناگهان بنزين تمام شد. پياده شدم و ظرفي در دستم گرفتم و جلوي اتومبيل‌ها به نشانه‌ي نياز به بنزين تکان مي‌دادم. برخي اتومبيل‌ها سرعت را کم مي‌کردند، اما همين که نزديک من مي‌رسيدند و قيافه‌ام را مي‌ديدند؛ پا را روي گاز گذاشته مي‌رفتند.<br/>
  
خسته و ناامید روی جدول خیابان نشستم؛ سرم را پایین انداخته بودم، به صورتی عادی سرم را بالا آوردم و ناگهان چشمم به دیوار روبرو در آن طرف خیابان افتاد که نوشته بود:
+
خسته و نااميد روي جدول خيابان نشستم؛ سرم را پايين انداخته بودم، به صورتي عادي سرم را بالا آوردم و ناگهان چشمم به ديوار روبرو در آن طرف خيابان افتاد که نوشته بود:<br/>
  
«گرفتار عادت‌ها و هواها،اسیری است که هرگز آزاد نمی‌شود.»(2)
+
«گرفتار عادت‌ها و هواها،اسيري است که هرگز آزاد نمي‌شود.»(2)<br/>
  
این جمله چنان شور و انقلابی در من افکند که تمامی وجودم سرشار تصمیم و اراده شد و به خانه بازگشتم و گفتم: من دیگر معتاد نیستم.
+
اين جمله چنان شور و انقلابي در من افکند که تمامي وجودم سرشار تصميم و اراده شد و به خانه بازگشتم و گفتم: من ديگر معتاد نيستم.<br/>
  
اکنون 14سال از آن روز می‌گذرد که پاک‌پاک و آزاد زندگی می‌کنم.
+
اکنون 14سال از آن روز مي‌گذرد که پاک‌پاک و آزاد زندگي مي‌کنم.<br/>
  
آری!
+
آري!<br/>
  
انگیزه‌ای قدرتمند لازم است و انسان در درون خود چنین انرژی متراکمی را دارد؛ چنان که درباره پادشاهی که معتاد بود نوشته‌اند:
+
انگيزه‌اي قدرتمند لازم است و انسان در درون خود چنين انرژي متراکمي را دارد؛ چنان که درباره پادشاهي که معتاد بود نوشته‌اند:<br/>
  
او اعلان داد که هر کس من را از اعتیاد نجات دهد، جایزه‌ای بزرگ در انتظار اوست و اگر نجات ندهد و ادعای بیهوده نماید، مجازات سختی دارد.
+
او اعلان داد که هر کس من را از اعتياد نجات دهد، جايزه‌اي بزرگ در انتظار اوست و اگر نجات ندهد و ادعاي بيهوده نمايد، مجازات سختي دارد.<br/>
  
برخی به طمع جوایز آمدند و راه‌هایی را نشان دادند، ولی حاصل نبخشید و او آنان را تنبیه نمود، تا آن که پیرمردی دنیا دیده به نزد پادشاه آمد و گفت: من شاه را نجات می‌دهم؛ اما باید داروی آن را خود شاه تهیه کند.
+
برخي به طمع جوايز آمدند و راه‌هايي را نشان دادند، ولي حاصل نبخشيد و او آنان را تنبيه نمود، تا آن که پيرمردي دنيا ديده به نزد پادشاه آمد و گفت: من شاه را نجات مي‌دهم؛ اما بايد داروي آن را خود شاه تهيه کند.<br/>
  
شاه او را نزد خود خواند و گفت: قبول می‌کنم، خودم به دنبال دارو خواهم رفت، اما بگو آن دارو چیست؟!
+
شاه او را نزد خود خواند و گفت: قبول مي‌کنم، خودم به دنبال دارو خواهم رفت، اما بگو آن دارو چيست؟!<br/>
  
پیرمرد گفت: در گوش خود شاه خواهم گفت.
+
پيرمرد گفت: در گوش خود شاه خواهم گفت.<br/>
  
شاه گفت: نزدیک بیا و بگو!
+
شاه گفت: نزديک بيا و بگو!<br/>
  
پیرمرد سر در گوش شاه نهاد و گفت: دارو این است؛ یک جو غیرت!
+
پيرمرد سر در گوش شاه نهاد و گفت: دارو اين است؛ يک جو غيرت!<br/>
  
شاه تکان خورد و اعتیاد خویش را ترک نمود.
+
شاه تکان خورد و اعتياد خويش را ترک نمود.<br/>
  
این احساس غیرت می‌تواند در شکل‌های دیگر ثمر بدهد، چنان که یکی از دوستان نگارنده که به سیگار اعتیاد داشت، انگیزه ترک خود را چنین توضیح داد:
+
اين احساس غيرت مي‌تواند در شکل‌هاي ديگر ثمر بدهد، چنان که يکي از دوستان نگارنده که به سيگار اعتياد داشت، انگيزه ترک خود را چنين توضيح داد:<br/>
  
در یک زمستان سرد که ساعت از نیمه شب گذشته بود از خواب بیدار شدم و هوس سیگار نمودم؛ می‌دانستم کناره جاده‌ای که اتوبوس‌های مسافربری توقفی کوتاه می‌کنند؛ سیگار فروش‌ها شب‌کاری می‌کنند.
+
در يک زمستان سرد که ساعت از نيمه شب گذشته بود از خواب بيدار شدم و هوس سيگار نمودم؛ مي‌دانستم کناره جاده‌اي که اتوبوس‌هاي مسافربري توقفي کوتاه مي‌کنند؛ سيگار فروش‌ها شب‌کاري مي‌کنند.<br/>
  
از خانه بیرون زدم در حالی که پایم توی برف فرو می‌رفت، روی پلی رسیدم که به جاده متصل می‌شد، ناگهان با خود اندیشیدم که اگر الآن بمیرم و جانم گرفته شود، چه پاسخی خواهم داد؟!
+
از خانه بيرون زدم در حالي که پايم توي برف فرو مي‌رفت، روي پلي رسيدم که به جاده متصل مي‌شد، ناگهان با خود انديشيدم که اگر الآن بميرم و جانم گرفته شود، چه پاسخي خواهم داد؟!<br/>
  
آیا این حرکت قربة الی اللَّه یا قربة الی الدود؟!
+
آيا اين حرکت قربة الي اللَّه يا قربة الي الدود؟!<br/>
  
از راه بازگشتم و سیگار را ترک نمودم.
+
از راه بازگشتم و سيگار را ترک نمودم.<br/>
  
==اعتیادهای مدرن(اکستازی، کراک، اینترنت)==
+
==اعتيادهاي مدرن(اکستازي، کراک، اينترنت)==
  
هنگامی که انسان نگاه متعالی به زندگی نداشته و هدف و مقصد او هماهنگ با استعدادهای شگرف آدم نباشد، در نتیجه به سرگرمی و خوشی‌ها و به طور کلی به تنوع روی می‌آورد و این انتخاب اوضاعی سراسر تغییر و تنوع را ایجاد می‌کند که پیوسته در کار کشف سرگرمی جدید خواهد بود و برای درک لذت هر چه بیشتر به هرکاری دست می‌زند و افراد سودجو که هرگز مقصدی جز استفاده‌های کلان ندارند، همه توان خود را به کار می‌گیرند تا این نیاز کاذب را اشباع کنند.
+
هنگامي که انسان نگاه متعالي به زندگي نداشته و هدف و مقصد او هماهنگ با استعدادهاي شگرف آدم نباشد، در نتيجه به سرگرمي و خوشي‌ها و به طور کلي به تنوع روي مي‌آورد و اين انتخاب اوضاعي سراسر تغيير و تنوع را ايجاد مي‌کند که پيوسته در کار کشف سرگرمي جديد خواهد بود و براي درک لذت هر چه بيشتر به هرکاري دست مي‌زند و افراد سودجو که هرگز مقصدي جز استفاده‌هاي کلان ندارند، همه توان خود را به کار مي‌گيرند تا اين نياز کاذب را اشباع کنند.<br/>
  
در این راستا می‌بینیم همان طوری که آدم‌ها در لباس و ماشین به دنبال مُد و مُدل می‌افتند؛ مواد جدید و روش جدید اعتیاد هم پیش می‌آید.
+
در اين راستا مي‌بينيم همان طوري که آدم‌ها در لباس و ماشين به دنبال مُد و مُدل مي‌افتند؛ مواد جديد و روش جديد اعتياد هم پيش مي‌آيد.<br/>
  
البته این تنوّع‌طلبی در کارهای خلاف، آثار و صدمات جدید هم به دنبال می‌آورد که در موارد قبلی نبوده است، چنان که در حدیث می‌خوانیم:
+
البته اين تنوّع‌طلبي در کارهاي خلاف، آثار و صدمات جديد هم به دنبال مي‌آورد که در موارد قبلي نبوده است، چنان که در حديث مي‌خوانيم:<br/>
  
هرگاه مردم به گناهان جدید مبتلا شوند؛ به بلای جدید گرفتار می‌گردند که دوا نخواهد داشت.(3)
+
هرگاه مردم به گناهان جديد مبتلا شوند؛ به بلاي جديد گرفتار مي‌گردند که دوا نخواهد داشت.(3)<br/>
  
دو مورد مشهور ومحرّک در دنیای معاصر قرص‌های شادی‌آور و یا روان گردان و اعتیاد اینترنتی است.
+
دو مورد مشهور ومحرّک در دنياي معاصر قرص‌هاي شادي‌آور و يا روان گردان و اعتياد اينترنتي است.<br/>
  
در مقاله جالبی شناسایی نسبتاً کاملی درباره این قرص‌ها آمده است.
+
در مقاله جالبي شناسايي نسبتاً کاملي درباره اين قرص‌ها آمده است.<br/>
  
==هیولایی به نام اکستازی==
+
==هيولايي به نام اکستازي==
  
در پی افزایش قیمت مواد مخدر، اسیران اعتیاد، به ماده شیمیایی جدید و خطرناکی روی آورده‌اند که به نام قرص‌های شادی آور یا هیجان آور یا روانگردان نامیده می‌شود.
+
در پي افزايش قيمت مواد مخدر، اسيران اعتياد، به ماده شيميايي جديد و خطرناکي روي آورده‌اند که به نام قرص‌هاي شادي آور يا هيجان آور يا روانگردان ناميده مي‌شود.<br/>
  
این قرص‌ها دایره یا بیضی شکل هستند و تقریباً به اندازه یک لوبیا حجم دارند.
+
اين قرص‌ها دايره يا بيضي شکل هستند و تقريباً به اندازه يک لوبيا حجم دارند.<br/>
  
اسم اصلی این قرص خطرناک اکستازی می‌باشد، قرصی که 50% مصرف کنندگان را با مرگ روبرو می‌سازد.
+
اسم اصلي اين قرص خطرناک اکستازي مي‌باشد، قرصي که 50% مصرف کنندگان را با مرگ روبرو مي‌سازد.<br/>
  
1. افرادی که این قرص‌ها را مصرف می‌کنند؛ دچار توهم می‌شوند و دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند، آنها احساس می‌کنند بسیار شاد هستند و بی‌اختیار خودشان را به در و دیوار می‌کوبند و یا این که خود را از بلندی به پایین پرتاب می‌کنند.
+
1. افرادي که اين قرص‌ها را مصرف مي‌کنند؛ دچار توهم مي‌شوند و دست به کارهاي عجيب و غريب مي‌زنند، آنها احساس مي‌کنند بسيار شاد هستند و بي‌اختيار خودشان را به در و ديوار مي‌کوبند و يا اين که خود را از بلندي به پايين پرتاب مي‌کنند.<br/>
  
2. این قرص به طور مستقیم، روی مخچه تأثیر می‌گذارد و بعد از مدتی مخچه را از کار می‌اندازد؛ گرچه این قرص‌ها اعتیادآور نیستند، اما مصرف کننده‌ها دچار سکته‌های وسیع قلبی، تنگی نفس و افسردگی شدید می‌شوند.
+
2. اين قرص به طور مستقيم، روي مخچه تأثير مي‌گذارد و بعد از مدتي مخچه را از کار مي‌اندازد؛ گرچه اين قرص‌ها اعتيادآور نيستند، اما مصرف کننده‌ها دچار سکته‌هاي وسيع قلبي، تنگي نفس و افسردگي شديد مي‌شوند.<br/>
  
3. مصرف کننده این قرص‌ها احساس درد نمی‌کند و به همین دلیل وقتی کارهای غیرعاقلانه انجام می‌دهد، متوجه درد نمی‌شود.
+
3. مصرف کننده اين قرص‌ها احساس درد نمي‌کند و به همين دليل وقتي کارهاي غيرعاقلانه انجام مي‌دهد، متوجه درد نمي‌شود.<br/>
  
4. اکستازی تا پنج ساعت اثر خود را کاملاً حفظ می‌کند و بعد از آن کم‌کم اثرش کاهش می‌یابد؛ اما اثر آن تقریباً تا 18 ساعت در بدن باقی می‌ماند، بعد از این که اثر آن کاملاً از بین رفت، فرد به شدت احساس افسردگی می‌کند.
+
4. اکستازي تا پنج ساعت اثر خود را کاملاً حفظ مي‌کند و بعد از آن کم‌کم اثرش کاهش مي‌يابد؛ اما اثر آن تقريباً تا 18 ساعت در بدن باقي مي‌ماند، بعد از اين که اثر آن کاملاً از بين رفت، فرد به شدت احساس افسردگي مي‌کند.<br/>
  
5. این قرص‌های از صد تا ده هزار تومانی، ممکن است به صورت پودر طعم‌دار، شیاف، آدامس یا کپسول چند رنگ باشد.
+
5. اين قرص‌هاي از صد تا ده هزار توماني، ممکن است به صورت پودر طعم‌دار، شياف، آدامس يا کپسول چند رنگ باشد.<br/>
  
6. خطر این قرص به حدی است که تولید و استفاده از آن در اروپا ممنوع شده است و پلیس برای توزیع کنندگان آن جرایم سنگین در نظر گرفته است.
+
6. خطر اين قرص به حدي است که توليد و استفاده از آن در اروپا ممنوع شده است و پليس براي توزيع کنندگان آن جرايم سنگين در نظر گرفته است.<br/>
  
7. متأسفانه همزمان باظهور این قرص‌ها در اروپا تولیدکنندگان کثیف و جنایتکاران، بازارهای خود را در سایر قاره‌ها، به خصوص آسیا پیدا کردند. علت اصلی مبارزه اروپا با این قرص، بالا بودن درصد ناخالصی این قرص‌ها (که ترکیبی از اکسیژن و متیل است) می‌باشد، تا حدی که منجر به مرگ افراد می‌شود.
+
7. متأسفانه همزمان باظهور اين قرص‌ها در اروپا توليدکنندگان کثيف و جنايتکاران، بازارهاي خود را در ساير قاره‌ها، به خصوص آسيا پيدا کردند. علت اصلي مبارزه اروپا با اين قرص، بالا بودن درصد ناخالصي اين قرص‌ها (که ترکيبي از اکسيژن و متيل است) مي‌باشد، تا حدي که منجر به مرگ افراد مي‌شود.<br/>
  
8. از جمله عوارض دیگر این قرص‌ها آسیب روانی شدید، تشنج، خونریزی داخلی، اغماء، خستگی مفرط، اختلال در حافظه و یادگیری، بالا رفتن درصد تشنگی، کور شدن اشتها و انرژی زایی مفرط تا حدی که فرد را از تعادل خارج می‌کند.
+
8. از جمله عوارض ديگر اين قرص‌ها آسيب رواني شديد، تشنج، خونريزي داخلي، اغماء، خستگي مفرط، اختلال در حافظه و يادگيري، بالا رفتن درصد تشنگي، کور شدن اشتها و انرژي زايي مفرط تا حدي که فرد را از تعادل خارج مي‌کند.<br/>
  
===عوارض دیگر===
+
===عوارض ديگر===
  
1. از کار انداختن ترموستات بدن که در نتیجه آن فرد دچار سرمازدگی شدید حتی مرگ مغزی می‌شود.
+
1. از کار انداختن ترموستات بدن که در نتيجه آن فرد دچار سرمازدگي شديد حتي مرگ مغزي مي‌شود.<br/>
  
2. اِدِم مغزی؛ در اثر گرمای زیادی که با خوردن قرص در بدن فرد ایجاد می‌شود، آب زیادی می‌نوشد که ممکن است به اِدِم مغزی دچار شود.
+
2. اِدِم مغزي؛ در اثر گرماي زيادي که با خوردن قرص در بدن فرد ايجاد مي‌شود، آب زيادي مي‌نوشد که ممکن است به اِدِم مغزي دچار شود.<br/>
  
3. اختلال در رسانه‌های عصبی مغز و ایجاد توهم.
+
3. اختلال در رسانه‌هاي عصبي مغز و ايجاد توهم.<br/>
  
4. آسیب مغزی؛ زیرا جریان خون دچار اختلال شده و ممکن است، سبب سکته در فرد شود.
+
4. آسيب مغزي؛ زيرا جريان خون دچار اختلال شده و ممکن است، سبب سکته در فرد شود.<br/>
  
5. آسیب‌های کبدی و کلیوی؛ این قرص‌ها گاهی در بدن ایجاد حساسیت نموده و موجب آسیب به کلیه و کبد می‌شود و گاهی کار به دیالیز هم می‌کشد.
+
5. آسيب‌هاي کبدي و کليوي؛ اين قرص‌ها گاهي در بدن ايجاد حساسيت نموده و موجب آسيب به کليه و کبد مي‌شود و گاهي کار به دياليز هم مي‌کشد.<br/>
  
6. گاهی عده‌ای این قرص‌ها را همراه با الکل و حشیش مصرف می‌کنند که سبب خطرات زیادی بوده و به چشم آسیب جدی وارد می‌کند.(4)
+
6. گاهي عده‌اي اين قرص‌ها را همراه با الکل و حشيش مصرف مي‌کنند که سبب خطرات زيادي بوده و به چشم آسيب جدي وارد مي‌کند.(4)<br/>
  
==اینترنت و اعتیاد==
+
==اينترنت و اعتياد==
  
 
اشاره
 
اشاره
  
خط سیر تمدن غربی که براساس سود و تجارت آزاد و سلطه بر همه شؤون زندگی انسان طرح ریزی شده است، اکنون با محصولات خود در همه حوزه‌های زندگی انسان وارد شده و سیطره آن، چنان گسترده شده که در همه حریم‌های خصوصی افراد نیز وارد می‌شود.
+
خط سير تمدن غربي که براساس سود و تجارت آزاد و سلطه بر همه شؤون زندگي انسان طرح ريزي شده است، اکنون با محصولات خود در همه حوزه‌هاي زندگي انسان وارد شده و سيطره آن، چنان گسترده شده که در همه حريم‌هاي خصوصي افراد نيز وارد مي‌شود.<br/>
  
اینترنت، فرزند کامپیوتر نیز چنین است و با همه ظاهر زیبا و درخشنده، همچون مار خوش خط و خالی سم خویش را به همه‌ی سلول‌های بدن جامعه می‌ریزد و همه محو یک ویژگی به ظاهر مفید آن - اطلاع رسانی گسترده - شده‌ایم. اما در یک نگاه دقیق‌تر و به اعترافات کارشناسان و منتقدین غربی می‌توان ضایعات رایانه و اینترنت را چنین فهرست نمود:
+
اينترنت، فرزند کامپيوتر نيز چنين است و با همه ظاهر زيبا و درخشنده، همچون مار خوش خط و خالي سم خويش را به همه‌ي سلول‌هاي بدن جامعه مي‌ريزد و همه محو يک ويژگي به ظاهر مفيد آن - اطلاع رساني گسترده - شده‌ايم. اما در يک نگاه دقيق‌تر و به اعترافات کارشناسان و منتقدين غربي مي‌توان ضايعات رايانه و اينترنت را چنين فهرست نمود:<br/>
  
===اعتیاد شدید===
+
===اعتياد شديد===
  
ولادیمیر پوتین رهبر روسیه به زیاده‌روی دخترش در چت کردن و وبگردی‌ها اعتراف کرد و گفت او خیلی از وقتش را چنین تلف می‌نماید.
+
ولاديمير پوتين رهبر روسيه به زياده‌روي دخترش در چت کردن و وبگردي‌ها اعتراف کرد و گفت او خيلي از وقتش را چنين تلف مي‌نمايد.<br/>
  
در جراید نوشتند که یک خانواده چنان معتاد شده‌اند که فرصت کار و خواب را از آنان گرفته است، اعتیاد اینترنتی در بیشتر موارد مربوط به سایت‌های سکس می‌باشد.
+
در جرايد نوشتند که يک خانواده چنان معتاد شده‌اند که فرصت کار و خواب را از آنان گرفته است، اعتياد اينترنتي در بيشتر موارد مربوط به سايت‌هاي سکس مي‌باشد.<br/>
قاضی دادگاهی در لهستان یک مادر و سه فرزندش را به علت اعتیاد شدید به اینترنت به بستری شدن در بیمارستان محکوم کرد، این مادر و فرزندان در اثر اعتیاد شدید به اینترنت توانایی تمیز بین واقعیت و خیال را از دست داده‌اند.(5)
+
قاضي دادگاهي در لهستان يک مادر و سه فرزندش را به علت اعتياد شديد به اينترنت به بستري شدن در بيمارستان محکوم کرد، اين مادر و فرزندان در اثر اعتياد شديد به اينترنت توانايي تميز بين واقعيت و خيال را از دست داده‌اند.(5)<br/>
  
 
===تنبل ساز===
 
===تنبل ساز===
  
چنان‌که دیده می‌شود،بسیاری از دانشجویان برای تهیه تحقیق،یکسره به سراغ اینترنت و سایتی مشخص می‌روند و کپی‌برداری می‌کنند.
+
چنان‌که ديده مي‌شود،بسياري از دانشجويان براي تهيه تحقيق،يکسره به سراغ اينترنت و سايتي مشخص مي‌روند و کپي‌برداري مي‌کنند.<br/>
  
 
===قطع رابطه انسان با کتاب===
 
===قطع رابطه انسان با کتاب===
  
===ترویج شدید سکس و خشونت===
+
===ترويج شديد سکس و خشونت===
  
===تحیّر زا===
+
===تحيّر زا===
  
زیرا با بمباران اطلاعات ضد و نقیض، انسان را دچار سرگردانی می‌کند.
+
زيرا با بمباران اطلاعات ضد و نقيض، انسان را دچار سرگرداني مي‌کند.<br/>
  
===آموزش و گسترش دروغ و فریب===
+
===آموزش و گسترش دروغ و فريب===
  
چنان که، زنی دوازده میلیون سرمایه خود را به شوهر دروغین اینترنتی باخت، در اینترنت کاربرهای مرد، خود را زن یا زنان، خود را مرد معرفی می‌کنند.
+
چنان که، زني دوازده ميليون سرمايه خود را به شوهر دروغين اينترنتي باخت، در اينترنت کاربرهاي مرد، خود را زن يا زنان، خود را مرد معرفي مي‌کنند.<br/>
  
===ابزار سلطه سرمایه‌داری و مصرف زدگی هرچه تمام‌تر===
+
===ابزار سلطه سرمايه‌داري و مصرف زدگي هرچه تمام‌تر===
  
آقای «مارک لاسر» یکی از رهایی یافتگان از چنگال اعتیاد به سکس، معتقد است:  
+
آقاي «مارک لاسر» يکي از رهايي يافتگان از چنگال اعتياد به سکس، معتقد است:<br/>
  
اینترنت به واسطه داشتن سه ویژگی مهم، مهم‌ترین منبع اشاعه هر بزهکاری است:
+
اينترنت به واسطه داشتن سه ويژگي مهم، مهم‌ترين منبع اشاعه هر بزهکاري است:<br/>
  
الف) قابلیت آسان دسترسی کاربران به آن؛
+
الف) قابليت آسان دسترسي کاربران به آن؛
  
ب) استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهای آن؛
+
ب) استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهاي آن؛
  
ج) ناشناس ماندن مصرف کنندگان.
+
ج) ناشناس ماندن مصرف کنندگان.<br/>
  
در سال 1998 دکتر «الکوپر» از طریق مطالعه صدها کاربر متصل به طور همزمان پی برد 15% از آنان به یکی از پنج سایت اینترنتی در زمینه سکس متصل بودند.
+
در سال 1998 دکتر «الکوپر» از طريق مطالعه صدها کاربر متصل به طور همزمان پي برد 15% از آنان به يکي از پنج سايت اينترنتي در زمينه سکس متصل بودند.<br/>
  
همین مطالعه در سال 1999 به 31% رسید.
+
همين مطالعه در سال 1999 به 31% رسيد.<br/>
  
تازه‌ترین مطالعه در این زمینه که زیر نظر مؤسسه بازپروری معتادان به سکس لوس‌آنجلس صورت گرفته، حاکی از آن است که هر هفته 25 میلیون آمریکایی به سایت‌های اینترنتی سکس متصل می‌شوند.
+
تازه‌ترين مطالعه در اين زمينه که زير نظر مؤسسه بازپروري معتادان به سکس لوس‌آنجلس صورت گرفته، حاکي از آن است که هر هفته 25 ميليون آمريکايي به سايت‌هاي اينترنتي سکس متصل مي‌شوند.<br/>
  
اصولاً 60% از بازدید کنندگان هر گونه سایت اینترنتی به دنبال مطالب مربوط به سکس هستند تا سال 2001، 95 میلیون آمریکایی به اینترنت دسترسی داشته‌اند.(6)
+
اصولاً 60% از بازديد کنندگان هر گونه سايت اينترنتي به دنبال مطالب مربوط به سکس هستند تا سال 2001، 95 ميليون آمريکايي به اينترنت دسترسي داشته‌اند.(6)<br/>
  
آقای «کالیفورد استول» می‌گوید: کامپیوتر به صورت نسنجیده و بدون بررسی وارد شبکه آموزش ما شده است، داشتن یک اتاق پر از رایانه و تغذیه با خطوط بسیار اینترنت چیزی بیشتر از یک مدرسه بی‌روح را ثابت نخواهد کرد.
+
آقاي «کاليفورد استول» مي‌گويد: کامپيوتر به صورت نسنجيده و بدون بررسي وارد شبکه آموزش ما شده است، داشتن يک اتاق پر از رايانه و تغذيه با خطوط بسيار اينترنت چيزي بيشتر از يک مدرسه بي‌روح را ثابت نخواهد کرد.<br/>
  
استفاده از این نوع وسائل(نوار ویدئوئی، تلویزیون، کامپیوترها):
+
استفاده از اين نوع وسائل(نوار ويدئوئي، تلويزيون، کامپيوترها):<br/>
  
بی‌رغبتی در خواندن؛
+
بي‌رغبتي در خواندن؛
  
فرو نشاندن حسّ مطالعه و تحقیق به خاطر پاسخ سریع؛
+
فرو نشاندن حسّ مطالعه و تحقيق به خاطر پاسخ سريع؛
  
تضعیف در کسب مهارت‌های اجتماعی؛
+
تضعيف در کسب مهارت‌هاي اجتماعي؛
  
تبدیل کردن حسّ یادگیری به یک مسأله ساده تفریحی؛
+
تبديل کردن حسّ يادگيري به يک مسأله ساده تفريحي؛
  
بی‌ارزش نمودن آموزش را به دنبال داشته و محصول آن آموزش بدون تلاش می‌باشد.
+
بي‌ارزش نمودن آموزش را به دنبال داشته و محصول آن آموزش بدون تلاش مي‌باشد.<br/>
  
پس کامپیوتر در مدارس مشکلی را حل نکرده، بلکه به جای تشویق به خواندن و نوشتن، با ارائه یک کپی از دروس، آموزش در مدرسه را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.
+
پس کامپيوتر در مدارس مشکلي را حل نکرده، بلکه به جاي تشويق به خواندن و نوشتن، با ارائه يک کپي از دروس، آموزش در مدرسه را بي‌اهميت جلوه مي‌دهد.<br/>
  
از دیگر آثار مخرّب کامپیوتر؛ برای این نسلِ «دات کام» این است که به دسترسی ACCESS دچار است، عمده‌ی وقت خود را در اتاق‌های کامپیوتر و گفتگوهای مخابراتی به هدر می‌دهند.
+
از ديگر آثار مخرّب کامپيوتر؛ براي اين نسلِ «دات کام» اين است که به دسترسي ACCESS دچار است، عمده‌ي وقت خود را در اتاق‌هاي کامپيوتر و گفتگوهاي مخابراتي به هدر مي‌دهند.<br/>
  
روانشناسان به آن، عنوان شخصیت چند بُعدی می‌دهند، نقابی که دربرگیرنده‌ی پاره پاره‌های هوشیاری کوتاهی مدتی است.
+
روانشناسان به آن، عنوان شخصيت چند بُعدي مي‌دهند، نقابي که دربرگيرنده‌ي پاره پاره‌هاي هوشياري کوتاهي مدتي است.<br/>
  
==مواد مخدر جدید، مصیبت خانمان برانداز جوانان!(7)==
+
==مواد مخدر جديد، مصيبت خانمان برانداز جوانان!(7)==
  
1.
+
1.<br/>
جسدش در گوشه‌ای از غسالخانه افتاده است و غسال‌ها سعی می‌کنند تا حد امکان از آن دوری کنند.
+
جسدش در گوشه‌اي از غسالخانه افتاده است و غسال‌ها سعي مي‌کنند تا حد امکان از آن دوري کنند.<br/>
  
می‌گویند: ما این جسد را غسل نمی‌دهیم، پوستش ضعیف است، نمی‌توانیم جا به جایش کنیم. بدنش متلاشی می‌شود. تنها باری که برای درمان به یک مرکز ترک اعتیاد در شمال شهر رفته بود، در فرم ثبت نام نوشت: اصلاً فکر نمی‌کردم این قرص‌ها چنین سرانجامی داشته باشند. به من گفتند مخدر نیست. اعتیادآور نیست، نشاط آور است، خستگی بر است، آرامش بخش است.
+
مي‌گويند: ما اين جسد را [[غسل]] نمي‌دهيم، پوستش ضعيف است، نمي‌توانيم جا به جايش کنيم. بدنش متلاشي مي‌شود. تنها باري که براي درمان به يک مرکز ترک اعتياد در شمال شهر رفته بود، در فرم ثبت نام نوشت: اصلاً فکر نمي‌کردم اين قرص‌ها چنين سرانجامي داشته باشند. به من گفتند مخدر نيست. اعتيادآور نيست، نشاط آور است، خستگي بر است، آرامش بخش است.<br/>
  
حالا جسد مچاله شده او که نتوانست در مقابل کراک مقاومت کند، در گوشه‌ای از غسالخانه افتاده است.
+
حالا جسد مچاله شده او که نتوانست در مقابل کراک مقاومت کند، در گوشه‌اي از غسالخانه افتاده است.<br/>
  
2.
+
2.<br/>
تعداد قابل توجهی از جوانان با آرزوی یک «پرواز شادمانه» به سراغ قرص‌ها و موادی می‌روند که طی چند سال اخیر به جمع‌های جوانان وارد شده است و هر روز هم در شکل و شمایلی جدید ظاهر می‌شوند.
+
تعداد قابل توجهي از جوانان با آرزوي يک «پرواز شادمانه» به سراغ قرص‌ها و موادي مي‌روند که طي چند سال اخير به جمع‌هاي جوانان وارد شده است و هر روز هم در شکل و شمايلي جديد ظاهر مي‌شوند.<br/>
  
طبق آخرین اخبار، شانزده هزار سایت اینترنتی برای تبلیغ این قرص‌ها و موادی که نزد آسیب شناسان اجتماعی و دستگاه قضایی به عنوان «مواد مخدر صنعتی» شناخته می‌شوند، راه‌اندازی شده است. همه این سایت‌ها با استفاده از جذابیت‌های گرافیکی و برنامه نویسی‌های اینترنتی، این گونه تبلیغ می‌کنند که مصرف این مواد خطری ندارد و باعث آرامش و افزایش ادراکات مصرف کننده می‌شود، اما واقعیت امر کاملاً خلاف آن است و نشان می‌دهد که حتی با یک بار تجربه، مغز و دستگاه عصبی مصرف کننده دچار آسیب‌های بسیار جدی خواهد شد.
+
طبق آخرين اخبار، شانزده هزار سايت اينترنتي براي تبليغ اين قرص‌ها و موادي که نزد آسيب شناسان اجتماعي و دستگاه قضايي به عنوان «مواد مخدر صنعتي» شناخته مي‌شوند، راه‌اندازي شده است. همه اين سايت‌ها با استفاده از جذابيت‌هاي گرافيکي و برنامه نويسي‌هاي اينترنتي، اين گونه تبليغ مي‌کنند که مصرف اين مواد خطري ندارد و باعث آرامش و افزايش ادراکات مصرف کننده مي‌شود، اما واقعيت امر کاملاً خلاف آن است و نشان مي‌دهد که حتي با يک بار تجربه، مغز و دستگاه عصبي مصرف کننده دچار آسيب‌هاي بسيار جدي خواهد شد.<br/>
  
3.
+
3.<br/>
مطالعات از تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از شیوه سنتی به مواد جدیدی همچون قرص‌های اکستازی و شیشه و کراک خبر می‌دهند. این تغییر الگو در سطح جهانی پدید آمده است و محدود به ایران نیست. البته هنوز مصرف مواد مخدر جدید(صنعتی) در بین معتادان شهرهای کوچک ایران عمومیت پیدا نکرده است و مشتریان این قبیل محصولات مرگ‌آور جدید بیشتر در شهرهای بزرگ هستند. ناگفته نماند که همین میزان مصرف نیز تاکنون دامن بسیاری از جوانان را گرفته است. بنا به اظهار نظر یکی از مسؤولان دفتر پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی، 60% مصرف‌کنندگان مواد مخدر صنعتی زیر نوزده سال سن دارند.
+
مطالعات از تغيير الگوي مصرف مواد مخدر از شيوه سنتي به مواد جديدي همچون قرص‌هاي اکستازي و شيشه و کراک خبر مي‌دهند. اين تغيير الگو در سطح جهاني پديد آمده است و محدود به ايران نيست. البته هنوز مصرف مواد مخدر جديد(صنعتي) در بين معتادان شهرهاي کوچک ايران عموميت پيدا نکرده است و مشتريان اين قبيل محصولات مرگ‌آور جديد بيشتر در شهرهاي بزرگ هستند. ناگفته نماند که همين ميزان مصرف نيز تاکنون دامن بسياري از جوانان را گرفته است. بنا به اظهار نظر يکي از مسؤولان دفتر پيشگيري از اعتياد سازمان بهزيستي، 60% مصرف‌کنندگان مواد مخدر صنعتي زير نوزده سال سن دارند.<br/>
  
علیرغم این که مصرف مخدرهای جدید تا حدود زیادی در شهرهای بزرگ متمرکز شده است اما میزان مصرف در همین شهرها تا حد غیرقابل باوری در حال افزایش است. به گونه‌ای که تنها قاچاق قرص‌های اکستازی طی سال‌های 90 تا 98 میلادی چهار برابر شده است. همچنین بر اساس برآورد به عمل آمده پنجاه درصد معتادان، به کراک اعتیاد دارند.
+
عليرغم اين که مصرف مخدرهاي جديد تا حدود زيادي در شهرهاي بزرگ متمرکز شده است اما ميزان مصرف در همين شهرها تا حد غيرقابل باوري در حال افزايش است. به گونه‌اي که تنها قاچاق قرص‌هاي اکستازي طي سال‌هاي 90 تا 98 ميلادي چهار برابر شده است. همچنين بر اساس برآورد به عمل آمده پنجاه درصد معتادان، به کراک اعتياد دارند.<br/>
  
جالب این جاست که مسیر ترانزیت مواد مخدر صنعتی برعکس مسیر ترانزیت مواد مخدر سنتی، از غرب به شرق است.
+
جالب اين جاست که مسير ترانزيت مواد مخدر صنعتي برعکس مسير ترانزيت مواد مخدر سنتي، از غرب به شرق است.<br/>
  
4.
+
4.<br/>
تمام محققان معتقدند بسترهای متفاوت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، همواره شرایطی را بر هر نسل تحمیل می‌کند که آستانه مقاومت آن نسل را در مقابل بحران‌ها و فشارهای روزمره آن جامعه تعیین می‌کند. متأسفانه به نظر می‌رسد مسایل اقتصادی و اجتماعی جامعه امروز ایران، آستانه تحمل نسل جوان را تا حد زیادی پایین آورده است و این نسل برای رهایی از فشار تنگاتنگ و شدید اجتماعی و اقتصادی، به سراغ مخدرهایی می‌روند که فشار را برای لحظات کوتاهی با لذت عوض کنند، لذتی که خیلی زود جای خود را با فشار مضاعف عوض می‌کند.
+
تمام محققان معتقدند بسترهاي متفاوت اجتماعي، سياسي و اقتصادي، همواره شرايطي را بر هر نسل تحميل مي‌کند که آستانه مقاومت آن نسل را در مقابل بحران‌ها و فشارهاي روزمره آن جامعه تعيين مي‌کند. متأسفانه به نظر مي‌رسد مسايل اقتصادي و اجتماعي جامعه امروز ايران، آستانه تحمل نسل جوان را تا حد زيادي پايين آورده است و اين نسل براي رهايي از فشار تنگاتنگ و شديد اجتماعي و اقتصادي، به سراغ مخدرهايي مي‌روند که فشار را براي لحظات کوتاهي با لذت عوض کنند، لذتي که خيلي زود جاي خود را با فشار مضاعف عوض مي‌کند.<br/>
  
همچنین «کنجکاوی زیاد جوانان» و نیز «ادعای همگرایی با روند تحولات اجتماعی» و «هویت‌یابی» و «فرار از مشکلات و مسؤولیت‌ها» از سایر عوامل روی آوردن جوانان به مواد مخدر به خصوص مخدرهای جدید است.
+
همچنين «کنجکاوي زياد جوانان» و نيز «ادعاي همگرايي با روند تحولات اجتماعي» و «هويت‌يابي» و «فرار از مشکلات و مسؤوليت‌ها» از ساير عوامل روي آوردن جوانان به مواد مخدر به خصوص مخدرهاي جديد است.<br/>
  
5.
+
5.<br/>
کراک در سال 1985 از ترکیب کوکائین با سدیم هیدروکلراید و چند ماده آزمایشگاهی غیرمجاز تولید شد و رفته رفته وارد چرخه قاچاق گردید. این ماده، بسیار گران‌قیمت است و هر کسی قدرت خرید کراک را ندارد. این ماده به وسیله پیپ‌های شیشه‌ای تدخین، و دود آن استنشاق می‌شود و در عرض چند دقیقه به مغز حمله کرده و نشئگی ایجاد می‌کند و تأثیرات ناپایداری از خود بُروز می‌دهد.
+
کراک در سال 1985 از ترکيب کوکائين با سديم هيدروکلرايد و چند ماده آزمايشگاهي غيرمجاز توليد شد و رفته رفته وارد چرخه قاچاق گرديد. اين ماده، بسيار گران‌قيمت است و هر کسي قدرت خريد کراک را ندارد. اين ماده به وسيله پيپ‌هاي شيشه‌اي تدخين، و دود آن استنشاق مي‌شود و در عرض چند دقيقه به مغز حمله کرده و نشئگي ايجاد مي‌کند و تأثيرات ناپايداري از خود بُروز مي‌دهد.<br/>
به خاطر گران قیمت بودن این ماده، استفاده از آن در کشورهای شرقی محدود است. آنچه هم اکنون تحت عنوان کراک در بازار و میادین ایران به فروش می‌رسد کراک واقعی نیست. این ماده نوعی هروئین فشرده شده است با خلوص حدود شصت تا نود درصد.
+
به خاطر گران قيمت بودن اين ماده، استفاده از آن در کشورهاي شرقي محدود است. آنچه هم اکنون تحت عنوان کراک در بازار و ميادين ايران به فروش مي‌رسد کراک واقعي نيست. اين ماده نوعي هروئين فشرده شده است با خلوص حدود شصت تا نود درصد.<br/>
  
6.
+
6.<br/>
از چند سال قبل هروئین در میان مردم به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمانسوز جا افتاد. از آن زمان به بعد میل به مصرف هروئین در افراد کم شد. در این شرایط قاچاقچیان مواد مخدر که با کاهش شدید سود مواجه شده بودند، با استفاده از ناآگاهی مصرف‌کنندگان ترکیب جدیدی از هروئین را به اسم کراک روانه بازار کردند.  
+
از چند سال قبل هروئين در ميان مردم به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمانسوز جا افتاد. از آن زمان به بعد ميل به مصرف هروئين در افراد کم شد. در اين شرايط قاچاقچيان مواد مخدر که با کاهش شديد سود مواجه شده بودند، با استفاده از ناآگاهي مصرف‌کنندگان ترکيب جديدي از هروئين را به اسم کراک روانه بازار کردند. <br/>
محققان با آزمایش بر روی حدود سی نمونه از کراک‌های مصرفی با قیمت هر گرم بیست تا پنجاه هزار تومان، متوجه شدند این مواد کراک واقعی نیست، بلکه هروئین است. در حالی که کراک واقعی، قیمتی چندین برابر این رقم را دارد و نام صحیحش هم کرک می‌باشد.
+
محققان با آزمايش بر روي حدود سي نمونه از کراک‌هاي مصرفي با قيمت هر گرم بيست تا پنجاه هزار تومان، متوجه شدند اين مواد کراک واقعي نيست، بلکه هروئين است. در حالي که کراک واقعي، قيمتي چندين برابر اين رقم را دارد و نام صحيحش هم کرک مي‌باشد.<br/>
  
قیمت هر گرم کرک حدود 120 تا 150 هزار تومان و قیمت هر کیلو از آن حدود 150 میلیون تومان است.
+
قيمت هر گرم کرک حدود 120 تا 150 هزار تومان و قيمت هر کيلو از آن حدود 150 ميليون تومان است.<br/>
7.
+
7.<br/>
شخصی که کرک مصرف می‌کند به سرعت در حالات و شرایط مختلف روانی در حرکت می‌باشد که با خوشی و رضایت فراوان و احساس برانگیختگی و هیجان همراه است، سپس با کم شدن اثر این ماده، دلتنگی و افسردگی و متعاقب آن زود رنجی، بی‌خوابی و پارُانویا بر شخص غلبه می‌کند. کسانی که مصرف کرک بسیار زیادی دارند در اثر ابتلا به پارانویا و افسردگی ناشی از مصرف دائم کراک، دست به خودکشی یا جنایت می‌زنند.
+
شخصي که کرک مصرف مي‌کند به سرعت در حالات و شرايط مختلف رواني در حرکت مي‌باشد که با خوشي و رضايت فراوان و احساس برانگيختگي و هيجان همراه است، سپس با کم شدن اثر اين ماده، دلتنگي و افسردگي و متعاقب آن زود رنجي، بي‌خوابي و پارُانويا بر شخص غلبه مي‌کند. کساني که مصرف کرک بسيار زيادي دارند در اثر ابتلا به پارانويا و افسردگي ناشي از مصرف دائم کراک، دست به خودکشي يا جنايت مي‌زنند.<br/>
  
ابتدایی‌ترین تأثیرات جسمانی کرک، گلو درد مزمن، گرفتگی صدا و تنگی نفس است که به برونشیت (ورم نایژه) و نفخ ریه منجر می‌شود. چشم‌ها درشت شده و شخص هنگام تمرکز برای دیدن هر چیز، هاله‌هایی نورانی در اطراف آن مشاهده می‌کند. ضربان قلب تا حد 50% افزایش می‌یابد و رگ‌ها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون می‌شوند که می‌تواند به حمله‌ی قلبی، تشنج و سکته منجر شود. کرک به دلیل از بین بردن میل به غذا خوردن و ایجاد بی‌خوابی، موجب کاهش وزن شدید و سوء تغذیه می‌شود. اثرات تخریبی مصرف موادی همچون شیشه، کریستال و کرک بین 110 تا 140 برابر تریاک و هروئین بر روی مغز و اعصاب می‌باشد.
+
ابتدايي‌ترين تأثيرات جسماني کرک، گلو درد مزمن، گرفتگي صدا و تنگي نفس است که به برونشيت (ورم نايژه) و نفخ ريه منجر مي‌شود. چشم‌ها درشت شده و شخص هنگام تمرکز براي ديدن هر چيز، هاله‌هايي نوراني در اطراف آن مشاهده مي‌کند. ضربان قلب تا حد 50% افزايش مي‌يابد و رگ‌ها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون مي‌شوند که مي‌تواند به حمله‌ي قلبي، تشنج و سکته منجر شود. کرک به دليل از بين بردن ميل به غذا خوردن و ايجاد بي‌خوابي، موجب کاهش وزن شديد و سوء تغذيه مي‌شود. اثرات تخريبي مصرف موادي همچون شيشه، کريستال و کرک بين 110 تا 140 برابر ترياک و هروئين بر روي مغز و اعصاب مي‌باشد.<br/>
  
مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت (یکسال) اثرات مخرب جبران‌ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن، پوسیدگی دندان‌ها، سرطان حنجره و ریه، نابودی ریه و کبد ایجاد می‌کند به طور کلی تمام اجزایی که در تماس مستقیم با کرک هستند، ذره ذره نابود شده و می‌پوسند و در برخی موارد طبق گزارش‌های موجود، در افراد معتاد به کرک، میزان عفونت بدن به قدری است که اجزای بدن از هم جدا می‌شوند و گوشت زیر پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح کرم می‌گذارد.
+
مصرف مداوم اين ماده مخدر در کوتاه مدت (يکسال) اثرات مخرب جبران‌ناپذيري در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزاي داخلي بدن، پوسيدگي دندان‌ها، سرطان حنجره و ريه، نابودي ريه و کبد ايجاد مي‌کند به طور کلي تمام اجزايي که در تماس مستقيم با کرک هستند، ذره ذره نابود شده و مي‌پوسند و در برخي موارد طبق گزارش‌هاي موجود، در افراد معتاد به کرک، ميزان عفونت بدن به قدري است که اجزاي بدن از هم جدا مي‌شوند و گوشت زير پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح کرم مي‌گذارد.<br/>
  
مصرف چهار روز کرک باعث می‌شود که اثرات آن به مدت هفت سال در فرد باقی بماند و موجب اختلالات حرکتی،افزایش هذیان گویی و تضعیف حس بینایی و لامسه می‌شود.
+
مصرف چهار روز کرک باعث مي‌شود که اثرات آن به مدت هفت سال در فرد باقي بماند و موجب اختلالات حرکتي،افزايش هذيان گويي و تضعيف حس بينايي و لامسه مي‌شود.<br/>
  
کرک با هفتاد درصد تخریب و اعتیاد جسمی، سومین ماده مخدر پرمصرف و دومین مخدر مرگ‌آور در کشور است.
+
کرک با هفتاد درصد تخريب و اعتياد جسمي، سومين ماده مخدر پرمصرف و دومين مخدر مرگ‌آور در کشور است.<br/>
  
8.
+
8.<br/>
براساس آخرین آمار اعلام شده میانگین سن اعتیاد در حال کاهش است و در حال حاضر بسیاری از دانش‌آموزان دبیرستانی با مواد مخدر صنعتی مانند: کرک و شیشه آشنا هستند. کرک، این ماده نوظهور به دلیل مصرف تمیز و ساده و مخصوصاً وجه مدرن و «با کلاس»، مورد توجه نسل جوان است. مصرف تریاک با دود و بو همراه بود، اما کرک ردّی از خود به جا نمی‌گذارد و به همین دلیل مناسب مصرف پنهانی است. حتی می‌توان این ماده را در حضور دیگران و بدون این که آنها متوجه شوند مصرف کرد.
+
براساس آخرين آمار اعلام شده ميانگين سن اعتياد در حال کاهش است و در حال حاضر بسياري از دانش‌آموزان دبيرستاني با مواد مخدر صنعتي مانند: کرک و شيشه آشنا هستند. کرک، اين ماده نوظهور به دليل مصرف تميز و ساده و مخصوصاً وجه مدرن و «با کلاس»، مورد توجه نسل جوان است. مصرف ترياک با دود و بو همراه بود، اما کرک ردّي از خود به جا نمي‌گذارد و به همين دليل مناسب مصرف پنهاني است. حتي مي‌توان اين ماده را در حضور ديگران و بدون اين که آنها متوجه شوند مصرف کرد.<br/>
  
در این شرایط که همه مسئولان از گرایش دانش‌آموزان و دانشجویان به مواد مخدر جدید اظهار نگرانی می‌کنند، گزارش‌ها حکایت از این می‌کند که طرح‌های پیشگیرانه نهادهای مسئول به دلیل عدم تخصیص بودجه متوقف مانده است.
+
در اين شرايط که همه مسئولان از گرايش دانش‌آموزان و دانشجويان به مواد مخدر جديد اظهار نگراني مي‌کنند، گزارش‌ها حکايت از اين مي‌کند که طرح‌هاي پيشگيرانه نهادهاي مسئول به دليل عدم تخصيص بودجه متوقف مانده است.<br/>
  
طبق شنیده‌ها، از کل بودجه حدود دو هزار میلیارد ریالی برنامه پیش‌گیری از سیگار و مواد دخانی که مجلس شورای اسلامی مصوب کرده بود، شصت درصد آن به وزارت بهداشت و چهل درصد به تربیت بدنی اختصاص یافته است و سهمی برای آموزش و پرورش و وزارت علوم در نظر گرفته نشده، این در حالی است که جامعه جوان ما در معرض تهدید جدی مواد مخدر جدید قرار دارد و لازم است که نهادهای مسئول، نسبت به آگاه سازی و مقاوم سازی جوانان در مقابل این تهدیدها اقدام کنند.
+
طبق شنيده‌ها، از کل بودجه حدود دو هزار ميليارد ريالي برنامه پيش‌گيري از سيگار و مواد دخاني که مجلس شوراي اسلامي مصوب کرده بود، شصت درصد آن به وزارت بهداشت و چهل درصد به تربيت بدني اختصاص يافته است و سهمي براي آموزش و پرورش و وزارت علوم در نظر گرفته نشده، اين در حالي است که جامعه جوان ما در معرض تهديد جدي مواد مخدر جديد قرار دارد و لازم است که نهادهاي مسئول، نسبت به آگاه سازي و مقاوم سازي جوانان در مقابل اين تهديدها اقدام کنند.<br/>
  
==بازگشت از اعماق، آنجا که تنها سیاهی است(8)==
+
==بازگشت از اعماق، آنجا که تنها سياهي است(8)==
  
روزی که مادر و ناپدری‌ام توانستند به آرزوی قدیمی خود برسند و رستورانی بخرند، در خانه ما روز بزرگی بود. همه ما شاد بودیم و فکر می‌کردیم این حرفه جدید خانوادگی، آینده‌مان را تغییر می‌دهد و بعد از این، می‌توانیم به تمام آروزهایمان برسیم:  
+
روزي که مادر و ناپدري‌ام توانستند به آرزوي قديمي خود برسند و رستوراني بخرند، در خانه ما روز بزرگي بود. همه ما شاد بوديم و فکر مي‌کرديم اين حرفه جديد خانوادگي، آينده‌مان را تغيير مي‌دهد و بعد از اين، مي‌توانيم به تمام آروزهايمان برسيم:<br/>
تأمین هزینه تحصیل در دانشگاه، برخورداری از رفاه و خیلی چیزهای دیگر. اما در عمل رنج و بدبختی انتظار من و خانواده‌ام را می‌کشید.
+
تأمين هزينه تحصيل در دانشگاه، برخورداري از رفاه و خيلي چيزهاي ديگر. اما در عمل رنج و بدبختي انتظار من و خانواده‌ام را مي‌کشيد.<br/>
  
البته مشکل از رستوران نبود، این ما بودیم که نمی‌دانستیم در موقعیت جدید چگونه باید رفتار کنیم.
+
البته مشکل از رستوران نبود، اين ما بوديم که نمي‌دانستيم در موقعيت جديد چگونه بايد رفتار کنيم.<br/>
  
رستوران تقریباً تمام وقت والدینم را می‌گرفت و آنها هیچ وقت خانه نبودند. در عوض، مقدار زیادی پول در اختیارم می‌گذاشتند تا هر کاری را که دوست دارم انجام دهم. من که روزهای پانزده سالگی را می‌گذراندم به شدت شیفته خوانندگان راک و هنرپیشه‌های هالیوود شده بودم از تقلید رفتارشان لذت می‌بردم. آنها بت‌های رؤیای من بودند و سبک زندگی بی‌بند و بارشان الگوی من!
+
رستوران تقريباً تمام وقت والدينم را مي‌گرفت و آنها هيچ وقت خانه نبودند. در عوض، مقدار زيادي پول در اختيارم مي‌گذاشتند تا هر کاري را که دوست دارم انجام دهم. من که روزهاي پانزده سالگي را مي‌گذراندم به شدت شيفته خوانندگان راک و هنرپيشه‌هاي هاليوود شده بودم از تقليد رفتارشان لذت مي‌بردم. آنها بت‌هاي رؤياي من بودند و سبک زندگي بي‌بند و بارشان الگوي من!<br/>
  
عدم نظارت خانوادگی باعث شد، به زودی پایم به مهمانی‌هایی که در آن مواد مخدر و الکل مصرف می‌شد باز شود. من آنقدر نسبت به مواد مخدر و تأثیر آن کنجکاو بودم که بدون ترس و تأمل، به راحتی پیشنهاد دوستانم را برای مصرف پذیرفتم. از آن به بعد، پول تو جیبی‌ام صرف خرید مواد می‌شد و من هر بار به خودم می‌گفتم: «این بار دفعه آخر است». دفعه اخری که هرگز پیش نیامد. در عوض، بی آنکه متوجه باشم معتاد شدم و اعتیاد بر وضع درسی و رفتارم اثر گذاشت. وقتی به هفده سالگی رسیدم دختر سرکش، یاغی و معتادی بودم که هیچ کس نمی‌توانست جلو دارم شود.
+
عدم نظارت خانوادگي باعث شد، به زودي پايم به مهماني‌هايي که در آن مواد مخدر و الکل مصرف مي‌شد باز شود. من آنقدر نسبت به مواد مخدر و تأثير آن کنجکاو بودم که بدون ترس و تأمل، به راحتي پيشنهاد دوستانم را براي مصرف پذيرفتم. از آن به بعد، پول تو جيبي‌ام صرف خريد مواد مي‌شد و من هر بار به خودم مي‌گفتم: «اين بار دفعه آخر است». دفعه اخري که هرگز پيش نيامد. در عوض، بي آنکه متوجه باشم معتاد شدم و اعتياد بر وضع درسي و رفتارم اثر گذاشت. وقتي به هفده سالگي رسيدم دختر سرکش، ياغي و معتادي بودم که هيچ کس نمي‌توانست جلو دارم شود.<br/>
  
فقط دوست داشتم ول بگردم و مواد مصرف کنم تا در بی‌خبری فرو روم!
+
فقط دوست داشتم ول بگردم و مواد مصرف کنم تا در بي‌خبري فرو روم!<br/>
  
با این حال، هیچ وقت حالی را که دنبالش بودم، به دست نمی‌آوردم. کار به جایی کشید که دیدم انرژی هیچ کاری را ندارم. گاهی تا هفته‌ها از رختخواب بیرون نمی‌آمدم و با آنکه به سختی تلاش می‌کردم تا هوشیار باشم، بدنم یاری نمی‌کرد. مغزم از کار افتاده بود. از خودم بدم می‌آمد. از آن همه آرزو و برنامه فقط یک موجود بی‌مصرف باقی مانده بود یک بار تصمیم گرفتم ترک کنم.
+
با اين حال، هيچ وقت حالي را که دنبالش بودم، به دست نمي‌آوردم. کار به جايي کشيد که ديدم انرژي هيچ کاري را ندارم. گاهي تا هفته‌ها از رختخواب بيرون نمي‌آمدم و با آنکه به سختي تلاش مي‌کردم تا هوشيار باشم، بدنم ياري نمي‌کرد. مغزم از کار افتاده بود. از خودم بدم مي‌آمد. از آن همه آرزو و برنامه فقط يک موجود بي‌مصرف باقي مانده بود يک بار تصميم گرفتم ترک کنم.<br/>
  
شغلی در یک پمپ بنزین پیدا کردم تا از نظر مالی مستقل شوم. ولی بعد از یک ماه، دوباره به طرف مواد برگشتم و کارم را از دست دادم.
+
شغلي در يک پمپ بنزين پيدا کردم تا از نظر مالي مستقل شوم. ولي بعد از يک ماه، دوباره به طرف مواد برگشتم و کارم را از دست دادم.<br/>
  
در این میان با «جان» آشنا شدم، او که توزیع کننده مواد بود به من پیشنهاد ازدواج داد و من بدون رضایت و اطلاع خانواده‌ام عروسی کردم. از آن به بعد، به راحتی مواد در اختیارم بود و آن قدر در مصرف افراط می‌کردم که در یک قدمی مرگ قرار داشتم. نه به خودم فکر می‌کردم و نه به جنینی که در بدنم در حال رشد بود و بیش از هر چیز به زندگی سالم والدینش احتیاج داشت.
+
در اين ميان با «جان» آشنا شدم، او که توزيع کننده مواد بود به من پيشنهاد [[ازدواج]] داد و من بدون رضايت و اطلاع خانواده‌ام عروسي کردم. از آن به بعد، به راحتي مواد در اختيارم بود و آن قدر در مصرف افراط مي‌کردم که در يک قدمي مرگ قرار داشتم. نه به خودم فکر مي‌کردم و نه به جنيني که در بدنم در حال رشد بود و بيش از هر چيز به زندگي سالم والدينش احتياج داشت.<br/>
  
در دوران بارداری همراه شوهرم در مکان‌هایی که او می‌توانست به راحتی مواد توزیع کند، زندگی می‌کردیم. در جنگل‌ها، حتی زیر حفره‌های خالی تنه درختان.
+
در دوران بارداري همراه شوهرم در مکان‌هايي که او مي‌توانست به راحتي مواد توزيع کند، زندگي مي‌کرديم. در جنگل‌ها، حتي زير حفره‌هاي خالي تنه درختان.<br/>
  
پسرم را در چنین شرایطی به دنیا آوردم، وقتی حتی سقفی بالای سرمان نداشتیم.
+
پسرم را در چنين شرايطي به دنيا آوردم، وقتي حتي سقفي بالاي سرمان نداشتيم.<br/>
  
بعد از تولد «ایسایا» دوباره سعی کردم تا به زندگی عادی برگردم، ولی خیلی زود فهمیدم که به همین راحتی نمی‌شود از شر اعتیاد رها شد. به سختی آپارتمان کوچکی برای خودمان دست و پا کردیم و من نهایت تلاشم را به کار می‌بردم تا مادر خوبی باشم؛ ولی مگر یک مادر معتاد می‌تواند فرزندش را تربیت کند؟
+
بعد از تولد «ايسايا» دوباره سعي کردم تا به زندگي عادي برگردم، ولي خيلي زود فهميدم که به همين راحتي نمي‌شود از شر اعتياد رها شد. به سختي آپارتمان کوچکي براي خودمان دست و پا کرديم و من نهايت تلاشم را به کار مي‌بردم تا مادر خوبي باشم؛ ولي مگر يک مادر معتاد مي‌تواند فرزندش را تربيت کند؟<br/>
  
خانه‌ام همیشه به هم ریخته و آشفته بود تمام وسایل روی زمین پخش بودند. ظرف‌های کثیف، لباس‌های نشسته، آشغال‌ها و... همه جا به چشم می‌خوردند. خانه ما بیشتر، به یک طویله شباهت داشت تا خانه!
+
خانه‌ام هميشه به هم ريخته و آشفته بود تمام وسايل روي زمين پخش بودند. ظرف‌هاي کثيف، لباس‌هاي نشسته، آشغال‌ها و... همه جا به چشم مي‌خوردند. خانه ما بيشتر، به يک طويله شباهت داشت تا خانه!<br/>
  
اعتیادم به سطح بدی رسیده بود. هرگز نمی‌خوابیدم و از غذا خوردن بیزار شده بودم وزنم که پیش از اعتیاد، 60 کیلو بود به 30 کیلو رسیده بود. یک بار به دلیل عفونت کلیه در بیمارستان بستری شدم و خلاصه پسر نازنینم در میان این آشفتگی، فلاکت و نکبت زندگی می‌کرد و ذرّه‌ای محبت از من یا پدرش نمی‌دید. از صمیم قلب دوستش داشتم و بهترین‌ها را برایش می‌خواستم ولی با وجود مواد لعنتی نمی‌توانستم برایش مادری کنم. تمام روز عصبانی بودم، دعوا می‌کردم، داد می‌زدم و ناامیدانه به زندگی ادامه می‌دادم. تراژدی زندگی من وقتی کامل شد که فهمیدم همسرم با یکی از دوستانم رابطه دارد.
+
اعتيادم به سطح بدي رسيده بود. هرگز نمي‌خوابيدم و از غذا خوردن بيزار شده بودم وزنم که پيش از اعتياد، 60 کيلو بود به 30 کيلو رسيده بود. يک بار به دليل عفونت کليه در بيمارستان بستري شدم و خلاصه پسر نازنينم در ميان اين آشفتگي، فلاکت و نکبت زندگي مي‌کرد و ذرّه‌اي محبت از من يا پدرش نمي‌ديد. از صميم قلب دوستش داشتم و بهترين‌ها را برايش مي‌خواستم ولي با وجود مواد لعنتي نمي‌توانستم برايش مادري کنم. تمام روز عصباني بودم، دعوا مي‌کردم، داد مي‌زدم و نااميدانه به زندگي ادامه مي‌دادم. تراژدي زندگي من وقتي کامل شد که فهميدم همسرم با يکي از دوستانم رابطه دارد.<br/>
  
آن چنان افسرده شدم که تصمیم به خودکشی گرفتم، ولی هنوز ذرّه‌ای از عاطفه مادری در وجودم باقی مانده بود و می‌توانستم درک کنم که این تصمیم آینده ایسایا را از بین خواهد برد. من به خاطر فرزندم می‌بایست مقاومت می‌کردم. اگر وضع به همین نحو ادامه می‌یافت، پسرم را از من می‌گرفتند. من زنان زیادی را می‌شناختم که با مصرف مواد مخدر شیمیایی، سر از تیمارستان در آورده بودند و دیر یا زود ممکن بود که من هم به آنها بپیوندم. ولی اصلاً نمی‌توانستم جدایی از فرزندم را تحمل کنم، همین باور باعث شد که تغییر اساسی در زندگی‌ام به وجود آورم. بعد از چند بار تلاش، برایم مثل روز روشن شد که همسرم قصد تغییر ندارد و ماندن در کنار او به معنی ادامه اعتیاد و تباهی و مرگ برای من است. به همین دلیل از او جدا شدم. به خانه مادرم برگشتم و خواستم کمکم کند. به مرکز بازپروری مراجعه کردم و با جدّیّت در تمام جلسات درمانی حضور یافتم. گاهی در پنج جلسه درمانی در یک روز شرکت می‌کردم.
+
آن چنان افسرده شدم که تصميم به خودکشي گرفتم، ولي هنوز ذرّه‌اي از عاطفه مادري در وجودم باقي مانده بود و مي‌توانستم درک کنم که اين تصميم آينده ايسايا را از بين خواهد برد. من به خاطر فرزندم مي‌بايست مقاومت مي‌کردم. اگر وضع به همين نحو ادامه مي‌يافت، پسرم را از من مي‌گرفتند. من زنان زيادي را مي‌شناختم که با مصرف مواد مخدر شيميايي، سر از تيمارستان در آورده بودند و دير يا زود ممکن بود که من هم به آنها بپيوندم. ولي اصلاً نمي‌توانستم جدايي از فرزندم را تحمل کنم، همين باور باعث شد که تغيير اساسي در زندگي‌ام به وجود آورم. بعد از چند بار تلاش، برايم مثل روز روشن شد که همسرم قصد تغيير ندارد و ماندن در کنار او به معني ادامه اعتياد و تباهي و مرگ براي من است. به همين دليل از او جدا شدم. به خانه مادرم برگشتم و خواستم کمکم کند. به مرکز بازپروري مراجعه کردم و با جدّيّت در تمام جلسات درماني حضور يافتم. گاهي در پنج جلسه درماني در يک روز شرکت مي‌کردم.<br/>
  
هم چنین با مهارت‌های اولیه زندگی آشنا شدم، نُه ماه تمام در مرکز توان بخشی ماندم و تربیت فرزند، پس‌انداز پول و اقتصاد خانواده را یاد گرفتم. می‌خواستم خودکفا شوم و دوباره روی پاهای خودم بایستم، از هدفی که:
+
هم چنين با مهارت‌هاي اوليه زندگي آشنا شدم، نُه ماه تمام در مرکز توان بخشي ماندم و تربيت فرزند، پس‌انداز پول و اقتصاد خانواده را ياد گرفتم. مي‌خواستم خودکفا شوم و دوباره روي پاهاي خودم بايستم، از هدفي که:<br/>
  
داشتم لذت می‌بردم و با این که در آغاز، از انجام هر کاری می‌ترسیدم ولی خود را موظف به انجام آن کردم و شناس زندگی جدید و سالم را به دست آوردم.
+
داشتم لذت مي‌بردم و با اين که در آغاز، از انجام هر کاري مي‌ترسيدم ولي خود را موظف به انجام آن کردم و شناس زندگي جديد و سالم را به دست آوردم.<br/>
حالا به لطف خدا مجدداً مشغول به تحصیل شده‌ام و کاری نیمه وقت دارم. مددکار اجتماعی‌ام را هفته‌ای یک بار می‌بینم و با او اهداف جدیدم را بررسی می‌کنم، خوشبختانه توانسته‌ام به خیلی از هدف‌هایم برسم و به تنهایی از پسرم نگهداری کنم.
+
حالا به لطف خدا مجدداً مشغول به تحصيل شده‌ام و کاري نيمه وقت دارم. مددکار اجتماعي‌ام را هفته‌اي يک بار مي‌بينم و با او اهداف جديدم را بررسي مي‌کنم، خوشبختانه توانسته‌ام به خيلي از هدف‌هايم برسم و به تنهايي از پسرم نگهداري کنم.<br/>
  
بالأخره صاحب سرپناهی امن شده‌ایم و فرزندم برای اولین بار در طول زندگی‌اش، اتاقی دارد. زمانی که به کارهای خانه و هزینه‌ها رسیدگی می‌کنم احساس خوبی دارم چون می‌بینم زنی مسئول و مادری متعهد هستم.
+
بالأخره صاحب سرپناهي امن شده‌ايم و فرزندم براي اولين بار در طول زندگي‌اش، اتاقي دارد. زماني که به کارهاي خانه و هزينه‌ها رسيدگي مي‌کنم احساس خوبي دارم چون مي‌بينم زني مسئول و مادري متعهد هستم.<br/>
  
می‌خواهم مدرسه را به پایان برسانم و بدون کمک مالی یا معنوی دیگران، پسرم را بزرگ کنم و از او مردی مستقل، سالم و توانا بسازم. می‌دانم که زن خوشبختی هستم که شانس دومی را به دست آورده‌ام، امثال من به ندرت به چنین شانسی دست می‌یابند.
+
مي‌خواهم مدرسه را به پايان برسانم و بدون کمک مالي يا معنوي ديگران، پسرم را بزرگ کنم و از او مردي مستقل، سالم و توانا بسازم. مي‌دانم که زن خوشبختي هستم که شانس دومي را به دست آورده‌ام، امثال من به ندرت به چنين شانسي دست مي‌يابند.<br/>
  
هر زمان به پسرم نگاه می‌کنم، دلم مملو از غرور می‌شود. می‌دانم که به خاطر او دست به هر کاری خواهم زد و همیشه حمایتش خواهم کرد. این چیزی است که در زمان اعتیاد، هرگز نمی‌توانستم به او هدیه کنم.
+
هر زمان به پسرم نگاه مي‌کنم، دلم مملو از [[غرور]] مي‌شود. مي‌دانم که به خاطر او دست به هر کاري خواهم زد و هميشه حمايتش خواهم کرد. اين چيزي است که در زمان اعتياد، هرگز نمي‌توانستم به او هديه کنم.<br/>
  
دوست دارم برای تمام افرادی که مثل من در گرداب اعتیاد غوطه‌ور هستند بگویم هر چند در ابتدای مصرف مواد احساس از خود بی خودی و لذت تمام نشدنی به آدم دست می‌دهد ولی در پایان راه، فقط پوچی و بدبختی است و این شما هستید که پایان راه زندگی خود را انتخاب می‌کنید.
+
دوست دارم براي تمام افرادي که مثل من در گرداب اعتياد غوطه‌ور هستند بگويم هر چند در ابتداي مصرف مواد احساس از خود بي خودي و لذت تمام نشدني به آدم دست مي‌دهد ولي در پايان راه، فقط پوچي و بدبختي است و اين شما هستيد که پايان راه زندگي خود را انتخاب مي‌کنيد.<br/>
  
همچنین می‌خواهم به خانواده‌هایی که فرزند یا همسر معتادی دارند امید بدهم:
+
همچنين مي‌خواهم به خانواده‌هايي که فرزند يا همسر معتادي دارند اميد بدهم:<br/>
  
مهم این است که به آنها امید رهایی از منجلاب اعتیاد را بدهید و هرگز مأیوس نشوید؛
+
مهم اين است که به آنها اميد رهايي از منجلاب اعتياد را بدهيد و هرگز مأيوس نشويد؛
معجزه‌ها هر روز و هر لحظه در زندگی ما اتفاق می‌افتند.
+
معجزه‌ها هر روز و هر لحظه در زندگي ما اتفاق مي‌افتند.<br/>
  
==پی نوشت ها==
+
==پي نوشت ها==
  
1) غررالحکم، آمدی، حرف 4، شماره 7478.
+
1) غررالحکم، آمدي، حرف 4، شماره 7478.<br/>
2) امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام.
+
2) اميرالمؤمنين علي‌عليه السلام.<br/>
3) میزان‌الحکمه، سخنان امام رضاعلیه السلام، ج 3، شماره 6641.
+
3) ميزان‌الحکمه، سخنان امام رضاعليه السلام، ج 3، شماره 6641.<br/>
4) ایمنی در زندگی، اصغر جدایی، صص 133 - 130.
+
4) ايمني در زندگي، اصغر جدايي، صص 133 - 130.<br/>
5) همه جراید آذر ماه 1384.
+
5) همه جرايد آذر ماه 1384.<br/>
 
6) منبع: http: g alemet.GALeopop.com
 
6) منبع: http: g alemet.GALeopop.com
7) هفته‌نامه یا لثارات، سال چهاردهم، شماره 448، ص 5 (چهارشنبه 16 آبان 1386).
+
7) هفته‌نامه يا لثارات، سال چهاردهم، شماره 448، ص 5 (چهارشنبه 16 آبان 1386).<br/>
8) مجله راه زندگی، شماره 348.
+
8) مجله راه زندگي، شماره 348.<br/>
 +
 
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}

نسخهٔ ‏۱۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۳

اعتیادهای مدرن و خطرناک
مشخصات کتاب
Etiyad modern-heydari.jpg
نویسنده عزیزالله حیدری
زبان فارسی
ناشر مسجد مقدس جمکران
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
شابک 978-964-973-152-0
دانلود PDF

مقدمه

اين سخن را حضرت علي‌عليه السلام نقل کرده‌اند:

«عادت دشمني است که مالک تو مي‌شود»(1) تو اسير مي‌شوي و او امير.

مقاله‌اي که پيش رو داريد نوشته‌هاي استاد مصطفي زماني است که از سر دلسوزي در سال‌هاي پيش از انقلاب نوشته است. اما سوگمندانه اکنون دوباره موضوعيت يافته است و ما شاهد اعتيادهاي جديد و مدرن هستيم.

بشر مفلوک کنوني فقط معتاد به هروئين و ترياک و امثال آن نيست، اعتيادهاي جديد مثل اعتياد اينترنتي و قرص‌هاي اکستازي از راه رسيده است و تارهاي عنکبوتي آن، مي‌رود تا همه‌ي عرصه‌هاي زندگي آدمي را در بند کشد.

اين مقاله آگاهي‌هاي مفيدي در اختيار خواننده قرار مي‌دهد و او را هوشيارتر مي‌کند.

راه نجات چيست

گذشته از روش‌هاي معمول مبارزه اجتماعي مثل:

بستن مرزها به روي قاچاقچيان؛

مجازات سوداگران مرگ؛

آموزش خانوادگي؛

تربيت انساني از همه مهم‌تر است.

عشقِ بزرگ‌تر، دارويي مؤثر و نجات‌بخش است. اين عشقِ بزرگ‌تر مي‌تواند عشق به خدا، به دوستان، و به شخصيت انساني و زندگي و سلامت و حتي صيانت فرزند خويش باشد.

به چند نمونه اشاره مي‌کنيم:

مي‌گويند از هنرمند متعهدي که به فيض شهادت رسيد، پرسيدند: شما زماني سيگار مي‌کشيديد؛ چطور ترک نموديد؟!

او گفت: يک روز با خود انديشيدم که وقتي مولاي من آقا امام زمان‌عليه السلام شاهد همه‌ي کارهاي من است، من چگونه مي‌توانم در حضور او اين قدر جسور و بي‌ادب باشم و سيگار بکشم؟!

لذا آن را کنار گذاشتم.

در يک برنامه راديويي از فردي پرسيدند: شما چه طور سيگار را ترک کرديد؟

پاسخ داد: روزي خواستم سيگارم را روشن کنم، اما همين که آتش را به سيگار نزديک کردم، فرزند کوچکم که حدود دو سال دارد و تازه زبان باز کرده گفت: بابا!

من کي سيگار روشن کنم!

من به حياط رفتم و سيگار را در باغچه مدفون کردم و بازگشتم و گفتم: هيچ گاه پسرم!

يک فرد معتاد به ترياک، به نگارنده گفت: من از تحقيري که نسبت به معتاد مي‌شود، عبرت آموختم و نجات يافتم. چون روزي در صف سيگار ايستاده بودم و ناگهان جاي جواني را که چند لحظه‌اي غايب شده بود، گرفتم و او بازگشت و گفت: برو عقب.

گفتم: جاي خودم است.

او عصباني شد و با لحني تحقيرآميز مرا هُل داد و گفت: برو عقب ترياکي!

اين سخن آن قدر مرا ناراحت کرد که تصميم به ترک گرفتم و اکنون بيست سال است که آزاد شده‌ام.

معتاد ديگري قصّه نجات خود را چنين شرح داده است:

او مي‌گويد: خانواده‌ام چندين بار مرا ترک دادند؛ اما من دوباره به عادتم بازگشتم. سرانجام آنان مرا طرد کردند و من با اتومبيل کهنه‌ام در خيابان پرسه مي‌زدم که ناگهان بنزين تمام شد. پياده شدم و ظرفي در دستم گرفتم و جلوي اتومبيل‌ها به نشانه‌ي نياز به بنزين تکان مي‌دادم. برخي اتومبيل‌ها سرعت را کم مي‌کردند، اما همين که نزديک من مي‌رسيدند و قيافه‌ام را مي‌ديدند؛ پا را روي گاز گذاشته مي‌رفتند.

خسته و نااميد روي جدول خيابان نشستم؛ سرم را پايين انداخته بودم، به صورتي عادي سرم را بالا آوردم و ناگهان چشمم به ديوار روبرو در آن طرف خيابان افتاد که نوشته بود:

«گرفتار عادت‌ها و هواها،اسيري است که هرگز آزاد نمي‌شود.»(2)

اين جمله چنان شور و انقلابي در من افکند که تمامي وجودم سرشار تصميم و اراده شد و به خانه بازگشتم و گفتم: من ديگر معتاد نيستم.

اکنون 14سال از آن روز مي‌گذرد که پاک‌پاک و آزاد زندگي مي‌کنم.

آري!

انگيزه‌اي قدرتمند لازم است و انسان در درون خود چنين انرژي متراکمي را دارد؛ چنان که درباره پادشاهي که معتاد بود نوشته‌اند:

او اعلان داد که هر کس من را از اعتياد نجات دهد، جايزه‌اي بزرگ در انتظار اوست و اگر نجات ندهد و ادعاي بيهوده نمايد، مجازات سختي دارد.

برخي به طمع جوايز آمدند و راه‌هايي را نشان دادند، ولي حاصل نبخشيد و او آنان را تنبيه نمود، تا آن که پيرمردي دنيا ديده به نزد پادشاه آمد و گفت: من شاه را نجات مي‌دهم؛ اما بايد داروي آن را خود شاه تهيه کند.

شاه او را نزد خود خواند و گفت: قبول مي‌کنم، خودم به دنبال دارو خواهم رفت، اما بگو آن دارو چيست؟!

پيرمرد گفت: در گوش خود شاه خواهم گفت.

شاه گفت: نزديک بيا و بگو!

پيرمرد سر در گوش شاه نهاد و گفت: دارو اين است؛ يک جو غيرت!

شاه تکان خورد و اعتياد خويش را ترک نمود.

اين احساس غيرت مي‌تواند در شکل‌هاي ديگر ثمر بدهد، چنان که يکي از دوستان نگارنده که به سيگار اعتياد داشت، انگيزه ترک خود را چنين توضيح داد:

در يک زمستان سرد که ساعت از نيمه شب گذشته بود از خواب بيدار شدم و هوس سيگار نمودم؛ مي‌دانستم کناره جاده‌اي که اتوبوس‌هاي مسافربري توقفي کوتاه مي‌کنند؛ سيگار فروش‌ها شب‌کاري مي‌کنند.

از خانه بيرون زدم در حالي که پايم توي برف فرو مي‌رفت، روي پلي رسيدم که به جاده متصل مي‌شد، ناگهان با خود انديشيدم که اگر الآن بميرم و جانم گرفته شود، چه پاسخي خواهم داد؟!

آيا اين حرکت قربة الي اللَّه يا قربة الي الدود؟!

از راه بازگشتم و سيگار را ترک نمودم.

اعتيادهاي مدرن(اکستازي، کراک، اينترنت)

هنگامي که انسان نگاه متعالي به زندگي نداشته و هدف و مقصد او هماهنگ با استعدادهاي شگرف آدم نباشد، در نتيجه به سرگرمي و خوشي‌ها و به طور کلي به تنوع روي مي‌آورد و اين انتخاب اوضاعي سراسر تغيير و تنوع را ايجاد مي‌کند که پيوسته در کار کشف سرگرمي جديد خواهد بود و براي درک لذت هر چه بيشتر به هرکاري دست مي‌زند و افراد سودجو که هرگز مقصدي جز استفاده‌هاي کلان ندارند، همه توان خود را به کار مي‌گيرند تا اين نياز کاذب را اشباع کنند.

در اين راستا مي‌بينيم همان طوري که آدم‌ها در لباس و ماشين به دنبال مُد و مُدل مي‌افتند؛ مواد جديد و روش جديد اعتياد هم پيش مي‌آيد.

البته اين تنوّع‌طلبي در کارهاي خلاف، آثار و صدمات جديد هم به دنبال مي‌آورد که در موارد قبلي نبوده است، چنان که در حديث مي‌خوانيم:

هرگاه مردم به گناهان جديد مبتلا شوند؛ به بلاي جديد گرفتار مي‌گردند که دوا نخواهد داشت.(3)

دو مورد مشهور ومحرّک در دنياي معاصر قرص‌هاي شادي‌آور و يا روان گردان و اعتياد اينترنتي است.

در مقاله جالبي شناسايي نسبتاً کاملي درباره اين قرص‌ها آمده است.

هيولايي به نام اکستازي

در پي افزايش قيمت مواد مخدر، اسيران اعتياد، به ماده شيميايي جديد و خطرناکي روي آورده‌اند که به نام قرص‌هاي شادي آور يا هيجان آور يا روانگردان ناميده مي‌شود.

اين قرص‌ها دايره يا بيضي شکل هستند و تقريباً به اندازه يک لوبيا حجم دارند.

اسم اصلي اين قرص خطرناک اکستازي مي‌باشد، قرصي که 50% مصرف کنندگان را با مرگ روبرو مي‌سازد.

1. افرادي که اين قرص‌ها را مصرف مي‌کنند؛ دچار توهم مي‌شوند و دست به کارهاي عجيب و غريب مي‌زنند، آنها احساس مي‌کنند بسيار شاد هستند و بي‌اختيار خودشان را به در و ديوار مي‌کوبند و يا اين که خود را از بلندي به پايين پرتاب مي‌کنند.

2. اين قرص به طور مستقيم، روي مخچه تأثير مي‌گذارد و بعد از مدتي مخچه را از کار مي‌اندازد؛ گرچه اين قرص‌ها اعتيادآور نيستند، اما مصرف کننده‌ها دچار سکته‌هاي وسيع قلبي، تنگي نفس و افسردگي شديد مي‌شوند.

3. مصرف کننده اين قرص‌ها احساس درد نمي‌کند و به همين دليل وقتي کارهاي غيرعاقلانه انجام مي‌دهد، متوجه درد نمي‌شود.

4. اکستازي تا پنج ساعت اثر خود را کاملاً حفظ مي‌کند و بعد از آن کم‌کم اثرش کاهش مي‌يابد؛ اما اثر آن تقريباً تا 18 ساعت در بدن باقي مي‌ماند، بعد از اين که اثر آن کاملاً از بين رفت، فرد به شدت احساس افسردگي مي‌کند.

5. اين قرص‌هاي از صد تا ده هزار توماني، ممکن است به صورت پودر طعم‌دار، شياف، آدامس يا کپسول چند رنگ باشد.

6. خطر اين قرص به حدي است که توليد و استفاده از آن در اروپا ممنوع شده است و پليس براي توزيع کنندگان آن جرايم سنگين در نظر گرفته است.

7. متأسفانه همزمان باظهور اين قرص‌ها در اروپا توليدکنندگان کثيف و جنايتکاران، بازارهاي خود را در ساير قاره‌ها، به خصوص آسيا پيدا کردند. علت اصلي مبارزه اروپا با اين قرص، بالا بودن درصد ناخالصي اين قرص‌ها (که ترکيبي از اکسيژن و متيل است) مي‌باشد، تا حدي که منجر به مرگ افراد مي‌شود.

8. از جمله عوارض ديگر اين قرص‌ها آسيب رواني شديد، تشنج، خونريزي داخلي، اغماء، خستگي مفرط، اختلال در حافظه و يادگيري، بالا رفتن درصد تشنگي، کور شدن اشتها و انرژي زايي مفرط تا حدي که فرد را از تعادل خارج مي‌کند.

عوارض ديگر

1. از کار انداختن ترموستات بدن که در نتيجه آن فرد دچار سرمازدگي شديد حتي مرگ مغزي مي‌شود.

2. اِدِم مغزي؛ در اثر گرماي زيادي که با خوردن قرص در بدن فرد ايجاد مي‌شود، آب زيادي مي‌نوشد که ممکن است به اِدِم مغزي دچار شود.

3. اختلال در رسانه‌هاي عصبي مغز و ايجاد توهم.

4. آسيب مغزي؛ زيرا جريان خون دچار اختلال شده و ممکن است، سبب سکته در فرد شود.

5. آسيب‌هاي کبدي و کليوي؛ اين قرص‌ها گاهي در بدن ايجاد حساسيت نموده و موجب آسيب به کليه و کبد مي‌شود و گاهي کار به دياليز هم مي‌کشد.

6. گاهي عده‌اي اين قرص‌ها را همراه با الکل و حشيش مصرف مي‌کنند که سبب خطرات زيادي بوده و به چشم آسيب جدي وارد مي‌کند.(4)

اينترنت و اعتياد

اشاره

خط سير تمدن غربي که براساس سود و تجارت آزاد و سلطه بر همه شؤون زندگي انسان طرح ريزي شده است، اکنون با محصولات خود در همه حوزه‌هاي زندگي انسان وارد شده و سيطره آن، چنان گسترده شده که در همه حريم‌هاي خصوصي افراد نيز وارد مي‌شود.

اينترنت، فرزند کامپيوتر نيز چنين است و با همه ظاهر زيبا و درخشنده، همچون مار خوش خط و خالي سم خويش را به همه‌ي سلول‌هاي بدن جامعه مي‌ريزد و همه محو يک ويژگي به ظاهر مفيد آن - اطلاع رساني گسترده - شده‌ايم. اما در يک نگاه دقيق‌تر و به اعترافات کارشناسان و منتقدين غربي مي‌توان ضايعات رايانه و اينترنت را چنين فهرست نمود:

اعتياد شديد

ولاديمير پوتين رهبر روسيه به زياده‌روي دخترش در چت کردن و وبگردي‌ها اعتراف کرد و گفت او خيلي از وقتش را چنين تلف مي‌نمايد.

در جرايد نوشتند که يک خانواده چنان معتاد شده‌اند که فرصت کار و خواب را از آنان گرفته است، اعتياد اينترنتي در بيشتر موارد مربوط به سايت‌هاي سکس مي‌باشد.
قاضي دادگاهي در لهستان يک مادر و سه فرزندش را به علت اعتياد شديد به اينترنت به بستري شدن در بيمارستان محکوم کرد، اين مادر و فرزندان در اثر اعتياد شديد به اينترنت توانايي تميز بين واقعيت و خيال را از دست داده‌اند.(5)

تنبل ساز

چنان‌که ديده مي‌شود،بسياري از دانشجويان براي تهيه تحقيق،يکسره به سراغ اينترنت و سايتي مشخص مي‌روند و کپي‌برداري مي‌کنند.

قطع رابطه انسان با کتاب

ترويج شديد سکس و خشونت

تحيّر زا

زيرا با بمباران اطلاعات ضد و نقيض، انسان را دچار سرگرداني مي‌کند.

آموزش و گسترش دروغ و فريب

چنان که، زني دوازده ميليون سرمايه خود را به شوهر دروغين اينترنتي باخت، در اينترنت کاربرهاي مرد، خود را زن يا زنان، خود را مرد معرفي مي‌کنند.

ابزار سلطه سرمايه‌داري و مصرف زدگي هرچه تمام‌تر

آقاي «مارک لاسر» يکي از رهايي يافتگان از چنگال اعتياد به سکس، معتقد است:

اينترنت به واسطه داشتن سه ويژگي مهم، مهم‌ترين منبع اشاعه هر بزهکاري است:

الف) قابليت آسان دسترسي کاربران به آن؛

ب) استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهاي آن؛

ج) ناشناس ماندن مصرف کنندگان.

در سال 1998 دکتر «الکوپر» از طريق مطالعه صدها کاربر متصل به طور همزمان پي برد 15% از آنان به يکي از پنج سايت اينترنتي در زمينه سکس متصل بودند.

همين مطالعه در سال 1999 به 31% رسيد.

تازه‌ترين مطالعه در اين زمينه که زير نظر مؤسسه بازپروري معتادان به سکس لوس‌آنجلس صورت گرفته، حاکي از آن است که هر هفته 25 ميليون آمريکايي به سايت‌هاي اينترنتي سکس متصل مي‌شوند.

اصولاً 60% از بازديد کنندگان هر گونه سايت اينترنتي به دنبال مطالب مربوط به سکس هستند تا سال 2001، 95 ميليون آمريکايي به اينترنت دسترسي داشته‌اند.(6)

آقاي «کاليفورد استول» مي‌گويد: کامپيوتر به صورت نسنجيده و بدون بررسي وارد شبکه آموزش ما شده است، داشتن يک اتاق پر از رايانه و تغذيه با خطوط بسيار اينترنت چيزي بيشتر از يک مدرسه بي‌روح را ثابت نخواهد کرد.

استفاده از اين نوع وسائل(نوار ويدئوئي، تلويزيون، کامپيوترها):

بي‌رغبتي در خواندن؛

فرو نشاندن حسّ مطالعه و تحقيق به خاطر پاسخ سريع؛

تضعيف در کسب مهارت‌هاي اجتماعي؛

تبديل کردن حسّ يادگيري به يک مسأله ساده تفريحي؛

بي‌ارزش نمودن آموزش را به دنبال داشته و محصول آن آموزش بدون تلاش مي‌باشد.

پس کامپيوتر در مدارس مشکلي را حل نکرده، بلکه به جاي تشويق به خواندن و نوشتن، با ارائه يک کپي از دروس، آموزش در مدرسه را بي‌اهميت جلوه مي‌دهد.

از ديگر آثار مخرّب کامپيوتر؛ براي اين نسلِ «دات کام» اين است که به دسترسي ACCESS دچار است، عمده‌ي وقت خود را در اتاق‌هاي کامپيوتر و گفتگوهاي مخابراتي به هدر مي‌دهند.

روانشناسان به آن، عنوان شخصيت چند بُعدي مي‌دهند، نقابي که دربرگيرنده‌ي پاره پاره‌هاي هوشياري کوتاهي مدتي است.

مواد مخدر جديد، مصيبت خانمان برانداز جوانان!(7)

1.
جسدش در گوشه‌اي از غسالخانه افتاده است و غسال‌ها سعي مي‌کنند تا حد امکان از آن دوري کنند.

مي‌گويند: ما اين جسد را غسل نمي‌دهيم، پوستش ضعيف است، نمي‌توانيم جا به جايش کنيم. بدنش متلاشي مي‌شود. تنها باري که براي درمان به يک مرکز ترک اعتياد در شمال شهر رفته بود، در فرم ثبت نام نوشت: اصلاً فکر نمي‌کردم اين قرص‌ها چنين سرانجامي داشته باشند. به من گفتند مخدر نيست. اعتيادآور نيست، نشاط آور است، خستگي بر است، آرامش بخش است.

حالا جسد مچاله شده او که نتوانست در مقابل کراک مقاومت کند، در گوشه‌اي از غسالخانه افتاده است.

2.
تعداد قابل توجهي از جوانان با آرزوي يک «پرواز شادمانه» به سراغ قرص‌ها و موادي مي‌روند که طي چند سال اخير به جمع‌هاي جوانان وارد شده است و هر روز هم در شکل و شمايلي جديد ظاهر مي‌شوند.

طبق آخرين اخبار، شانزده هزار سايت اينترنتي براي تبليغ اين قرص‌ها و موادي که نزد آسيب شناسان اجتماعي و دستگاه قضايي به عنوان «مواد مخدر صنعتي» شناخته مي‌شوند، راه‌اندازي شده است. همه اين سايت‌ها با استفاده از جذابيت‌هاي گرافيکي و برنامه نويسي‌هاي اينترنتي، اين گونه تبليغ مي‌کنند که مصرف اين مواد خطري ندارد و باعث آرامش و افزايش ادراکات مصرف کننده مي‌شود، اما واقعيت امر کاملاً خلاف آن است و نشان مي‌دهد که حتي با يک بار تجربه، مغز و دستگاه عصبي مصرف کننده دچار آسيب‌هاي بسيار جدي خواهد شد.

3.
مطالعات از تغيير الگوي مصرف مواد مخدر از شيوه سنتي به مواد جديدي همچون قرص‌هاي اکستازي و شيشه و کراک خبر مي‌دهند. اين تغيير الگو در سطح جهاني پديد آمده است و محدود به ايران نيست. البته هنوز مصرف مواد مخدر جديد(صنعتي) در بين معتادان شهرهاي کوچک ايران عموميت پيدا نکرده است و مشتريان اين قبيل محصولات مرگ‌آور جديد بيشتر در شهرهاي بزرگ هستند. ناگفته نماند که همين ميزان مصرف نيز تاکنون دامن بسياري از جوانان را گرفته است. بنا به اظهار نظر يکي از مسؤولان دفتر پيشگيري از اعتياد سازمان بهزيستي، 60% مصرف‌کنندگان مواد مخدر صنعتي زير نوزده سال سن دارند.

عليرغم اين که مصرف مخدرهاي جديد تا حدود زيادي در شهرهاي بزرگ متمرکز شده است اما ميزان مصرف در همين شهرها تا حد غيرقابل باوري در حال افزايش است. به گونه‌اي که تنها قاچاق قرص‌هاي اکستازي طي سال‌هاي 90 تا 98 ميلادي چهار برابر شده است. همچنين بر اساس برآورد به عمل آمده پنجاه درصد معتادان، به کراک اعتياد دارند.

جالب اين جاست که مسير ترانزيت مواد مخدر صنعتي برعکس مسير ترانزيت مواد مخدر سنتي، از غرب به شرق است.

4.
تمام محققان معتقدند بسترهاي متفاوت اجتماعي، سياسي و اقتصادي، همواره شرايطي را بر هر نسل تحميل مي‌کند که آستانه مقاومت آن نسل را در مقابل بحران‌ها و فشارهاي روزمره آن جامعه تعيين مي‌کند. متأسفانه به نظر مي‌رسد مسايل اقتصادي و اجتماعي جامعه امروز ايران، آستانه تحمل نسل جوان را تا حد زيادي پايين آورده است و اين نسل براي رهايي از فشار تنگاتنگ و شديد اجتماعي و اقتصادي، به سراغ مخدرهايي مي‌روند که فشار را براي لحظات کوتاهي با لذت عوض کنند، لذتي که خيلي زود جاي خود را با فشار مضاعف عوض مي‌کند.

همچنين «کنجکاوي زياد جوانان» و نيز «ادعاي همگرايي با روند تحولات اجتماعي» و «هويت‌يابي» و «فرار از مشکلات و مسؤوليت‌ها» از ساير عوامل روي آوردن جوانان به مواد مخدر به خصوص مخدرهاي جديد است.

5.
کراک در سال 1985 از ترکيب کوکائين با سديم هيدروکلرايد و چند ماده آزمايشگاهي غيرمجاز توليد شد و رفته رفته وارد چرخه قاچاق گرديد. اين ماده، بسيار گران‌قيمت است و هر کسي قدرت خريد کراک را ندارد. اين ماده به وسيله پيپ‌هاي شيشه‌اي تدخين، و دود آن استنشاق مي‌شود و در عرض چند دقيقه به مغز حمله کرده و نشئگي ايجاد مي‌کند و تأثيرات ناپايداري از خود بُروز مي‌دهد.
به خاطر گران قيمت بودن اين ماده، استفاده از آن در کشورهاي شرقي محدود است. آنچه هم اکنون تحت عنوان کراک در بازار و ميادين ايران به فروش مي‌رسد کراک واقعي نيست. اين ماده نوعي هروئين فشرده شده است با خلوص حدود شصت تا نود درصد.

6.
از چند سال قبل هروئين در ميان مردم به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمانسوز جا افتاد. از آن زمان به بعد ميل به مصرف هروئين در افراد کم شد. در اين شرايط قاچاقچيان مواد مخدر که با کاهش شديد سود مواجه شده بودند، با استفاده از ناآگاهي مصرف‌کنندگان ترکيب جديدي از هروئين را به اسم کراک روانه بازار کردند.
محققان با آزمايش بر روي حدود سي نمونه از کراک‌هاي مصرفي با قيمت هر گرم بيست تا پنجاه هزار تومان، متوجه شدند اين مواد کراک واقعي نيست، بلکه هروئين است. در حالي که کراک واقعي، قيمتي چندين برابر اين رقم را دارد و نام صحيحش هم کرک مي‌باشد.

قيمت هر گرم کرک حدود 120 تا 150 هزار تومان و قيمت هر کيلو از آن حدود 150 ميليون تومان است.
7.
شخصي که کرک مصرف مي‌کند به سرعت در حالات و شرايط مختلف رواني در حرکت مي‌باشد که با خوشي و رضايت فراوان و احساس برانگيختگي و هيجان همراه است، سپس با کم شدن اثر اين ماده، دلتنگي و افسردگي و متعاقب آن زود رنجي، بي‌خوابي و پارُانويا بر شخص غلبه مي‌کند. کساني که مصرف کرک بسيار زيادي دارند در اثر ابتلا به پارانويا و افسردگي ناشي از مصرف دائم کراک، دست به خودکشي يا جنايت مي‌زنند.

ابتدايي‌ترين تأثيرات جسماني کرک، گلو درد مزمن، گرفتگي صدا و تنگي نفس است که به برونشيت (ورم نايژه) و نفخ ريه منجر مي‌شود. چشم‌ها درشت شده و شخص هنگام تمرکز براي ديدن هر چيز، هاله‌هايي نوراني در اطراف آن مشاهده مي‌کند. ضربان قلب تا حد 50% افزايش مي‌يابد و رگ‌ها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون مي‌شوند که مي‌تواند به حمله‌ي قلبي، تشنج و سکته منجر شود. کرک به دليل از بين بردن ميل به غذا خوردن و ايجاد بي‌خوابي، موجب کاهش وزن شديد و سوء تغذيه مي‌شود. اثرات تخريبي مصرف موادي همچون شيشه، کريستال و کرک بين 110 تا 140 برابر ترياک و هروئين بر روي مغز و اعصاب مي‌باشد.

مصرف مداوم اين ماده مخدر در کوتاه مدت (يکسال) اثرات مخرب جبران‌ناپذيري در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزاي داخلي بدن، پوسيدگي دندان‌ها، سرطان حنجره و ريه، نابودي ريه و کبد ايجاد مي‌کند به طور کلي تمام اجزايي که در تماس مستقيم با کرک هستند، ذره ذره نابود شده و مي‌پوسند و در برخي موارد طبق گزارش‌هاي موجود، در افراد معتاد به کرک، ميزان عفونت بدن به قدري است که اجزاي بدن از هم جدا مي‌شوند و گوشت زير پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح کرم مي‌گذارد.

مصرف چهار روز کرک باعث مي‌شود که اثرات آن به مدت هفت سال در فرد باقي بماند و موجب اختلالات حرکتي،افزايش هذيان گويي و تضعيف حس بينايي و لامسه مي‌شود.

کرک با هفتاد درصد تخريب و اعتياد جسمي، سومين ماده مخدر پرمصرف و دومين مخدر مرگ‌آور در کشور است.

8.
براساس آخرين آمار اعلام شده ميانگين سن اعتياد در حال کاهش است و در حال حاضر بسياري از دانش‌آموزان دبيرستاني با مواد مخدر صنعتي مانند: کرک و شيشه آشنا هستند. کرک، اين ماده نوظهور به دليل مصرف تميز و ساده و مخصوصاً وجه مدرن و «با کلاس»، مورد توجه نسل جوان است. مصرف ترياک با دود و بو همراه بود، اما کرک ردّي از خود به جا نمي‌گذارد و به همين دليل مناسب مصرف پنهاني است. حتي مي‌توان اين ماده را در حضور ديگران و بدون اين که آنها متوجه شوند مصرف کرد.

در اين شرايط که همه مسئولان از گرايش دانش‌آموزان و دانشجويان به مواد مخدر جديد اظهار نگراني مي‌کنند، گزارش‌ها حکايت از اين مي‌کند که طرح‌هاي پيشگيرانه نهادهاي مسئول به دليل عدم تخصيص بودجه متوقف مانده است.

طبق شنيده‌ها، از کل بودجه حدود دو هزار ميليارد ريالي برنامه پيش‌گيري از سيگار و مواد دخاني که مجلس شوراي اسلامي مصوب کرده بود، شصت درصد آن به وزارت بهداشت و چهل درصد به تربيت بدني اختصاص يافته است و سهمي براي آموزش و پرورش و وزارت علوم در نظر گرفته نشده، اين در حالي است که جامعه جوان ما در معرض تهديد جدي مواد مخدر جديد قرار دارد و لازم است که نهادهاي مسئول، نسبت به آگاه سازي و مقاوم سازي جوانان در مقابل اين تهديدها اقدام کنند.

بازگشت از اعماق، آنجا که تنها سياهي است(8)

روزي که مادر و ناپدري‌ام توانستند به آرزوي قديمي خود برسند و رستوراني بخرند، در خانه ما روز بزرگي بود. همه ما شاد بوديم و فکر مي‌کرديم اين حرفه جديد خانوادگي، آينده‌مان را تغيير مي‌دهد و بعد از اين، مي‌توانيم به تمام آروزهايمان برسيم:
تأمين هزينه تحصيل در دانشگاه، برخورداري از رفاه و خيلي چيزهاي ديگر. اما در عمل رنج و بدبختي انتظار من و خانواده‌ام را مي‌کشيد.

البته مشکل از رستوران نبود، اين ما بوديم که نمي‌دانستيم در موقعيت جديد چگونه بايد رفتار کنيم.

رستوران تقريباً تمام وقت والدينم را مي‌گرفت و آنها هيچ وقت خانه نبودند. در عوض، مقدار زيادي پول در اختيارم مي‌گذاشتند تا هر کاري را که دوست دارم انجام دهم. من که روزهاي پانزده سالگي را مي‌گذراندم به شدت شيفته خوانندگان راک و هنرپيشه‌هاي هاليوود شده بودم از تقليد رفتارشان لذت مي‌بردم. آنها بت‌هاي رؤياي من بودند و سبک زندگي بي‌بند و بارشان الگوي من!

عدم نظارت خانوادگي باعث شد، به زودي پايم به مهماني‌هايي که در آن مواد مخدر و الکل مصرف مي‌شد باز شود. من آنقدر نسبت به مواد مخدر و تأثير آن کنجکاو بودم که بدون ترس و تأمل، به راحتي پيشنهاد دوستانم را براي مصرف پذيرفتم. از آن به بعد، پول تو جيبي‌ام صرف خريد مواد مي‌شد و من هر بار به خودم مي‌گفتم: «اين بار دفعه آخر است». دفعه اخري که هرگز پيش نيامد. در عوض، بي آنکه متوجه باشم معتاد شدم و اعتياد بر وضع درسي و رفتارم اثر گذاشت. وقتي به هفده سالگي رسيدم دختر سرکش، ياغي و معتادي بودم که هيچ کس نمي‌توانست جلو دارم شود.

فقط دوست داشتم ول بگردم و مواد مصرف کنم تا در بي‌خبري فرو روم!

با اين حال، هيچ وقت حالي را که دنبالش بودم، به دست نمي‌آوردم. کار به جايي کشيد که ديدم انرژي هيچ کاري را ندارم. گاهي تا هفته‌ها از رختخواب بيرون نمي‌آمدم و با آنکه به سختي تلاش مي‌کردم تا هوشيار باشم، بدنم ياري نمي‌کرد. مغزم از کار افتاده بود. از خودم بدم مي‌آمد. از آن همه آرزو و برنامه فقط يک موجود بي‌مصرف باقي مانده بود يک بار تصميم گرفتم ترک کنم.

شغلي در يک پمپ بنزين پيدا کردم تا از نظر مالي مستقل شوم. ولي بعد از يک ماه، دوباره به طرف مواد برگشتم و کارم را از دست دادم.

در اين ميان با «جان» آشنا شدم، او که توزيع کننده مواد بود به من پيشنهاد ازدواج داد و من بدون رضايت و اطلاع خانواده‌ام عروسي کردم. از آن به بعد، به راحتي مواد در اختيارم بود و آن قدر در مصرف افراط مي‌کردم که در يک قدمي مرگ قرار داشتم. نه به خودم فکر مي‌کردم و نه به جنيني که در بدنم در حال رشد بود و بيش از هر چيز به زندگي سالم والدينش احتياج داشت.

در دوران بارداري همراه شوهرم در مکان‌هايي که او مي‌توانست به راحتي مواد توزيع کند، زندگي مي‌کرديم. در جنگل‌ها، حتي زير حفره‌هاي خالي تنه درختان.

پسرم را در چنين شرايطي به دنيا آوردم، وقتي حتي سقفي بالاي سرمان نداشتيم.

بعد از تولد «ايسايا» دوباره سعي کردم تا به زندگي عادي برگردم، ولي خيلي زود فهميدم که به همين راحتي نمي‌شود از شر اعتياد رها شد. به سختي آپارتمان کوچکي براي خودمان دست و پا کرديم و من نهايت تلاشم را به کار مي‌بردم تا مادر خوبي باشم؛ ولي مگر يک مادر معتاد مي‌تواند فرزندش را تربيت کند؟

خانه‌ام هميشه به هم ريخته و آشفته بود تمام وسايل روي زمين پخش بودند. ظرف‌هاي کثيف، لباس‌هاي نشسته، آشغال‌ها و... همه جا به چشم مي‌خوردند. خانه ما بيشتر، به يک طويله شباهت داشت تا خانه!

اعتيادم به سطح بدي رسيده بود. هرگز نمي‌خوابيدم و از غذا خوردن بيزار شده بودم وزنم که پيش از اعتياد، 60 کيلو بود به 30 کيلو رسيده بود. يک بار به دليل عفونت کليه در بيمارستان بستري شدم و خلاصه پسر نازنينم در ميان اين آشفتگي، فلاکت و نکبت زندگي مي‌کرد و ذرّه‌اي محبت از من يا پدرش نمي‌ديد. از صميم قلب دوستش داشتم و بهترين‌ها را برايش مي‌خواستم ولي با وجود مواد لعنتي نمي‌توانستم برايش مادري کنم. تمام روز عصباني بودم، دعوا مي‌کردم، داد مي‌زدم و نااميدانه به زندگي ادامه مي‌دادم. تراژدي زندگي من وقتي کامل شد که فهميدم همسرم با يکي از دوستانم رابطه دارد.

آن چنان افسرده شدم که تصميم به خودکشي گرفتم، ولي هنوز ذرّه‌اي از عاطفه مادري در وجودم باقي مانده بود و مي‌توانستم درک کنم که اين تصميم آينده ايسايا را از بين خواهد برد. من به خاطر فرزندم مي‌بايست مقاومت مي‌کردم. اگر وضع به همين نحو ادامه مي‌يافت، پسرم را از من مي‌گرفتند. من زنان زيادي را مي‌شناختم که با مصرف مواد مخدر شيميايي، سر از تيمارستان در آورده بودند و دير يا زود ممکن بود که من هم به آنها بپيوندم. ولي اصلاً نمي‌توانستم جدايي از فرزندم را تحمل کنم، همين باور باعث شد که تغيير اساسي در زندگي‌ام به وجود آورم. بعد از چند بار تلاش، برايم مثل روز روشن شد که همسرم قصد تغيير ندارد و ماندن در کنار او به معني ادامه اعتياد و تباهي و مرگ براي من است. به همين دليل از او جدا شدم. به خانه مادرم برگشتم و خواستم کمکم کند. به مرکز بازپروري مراجعه کردم و با جدّيّت در تمام جلسات درماني حضور يافتم. گاهي در پنج جلسه درماني در يک روز شرکت مي‌کردم.

هم چنين با مهارت‌هاي اوليه زندگي آشنا شدم، نُه ماه تمام در مرکز توان بخشي ماندم و تربيت فرزند، پس‌انداز پول و اقتصاد خانواده را ياد گرفتم. مي‌خواستم خودکفا شوم و دوباره روي پاهاي خودم بايستم، از هدفي که:

داشتم لذت مي‌بردم و با اين که در آغاز، از انجام هر کاري مي‌ترسيدم ولي خود را موظف به انجام آن کردم و شناس زندگي جديد و سالم را به دست آوردم.
حالا به لطف خدا مجدداً مشغول به تحصيل شده‌ام و کاري نيمه وقت دارم. مددکار اجتماعي‌ام را هفته‌اي يک بار مي‌بينم و با او اهداف جديدم را بررسي مي‌کنم، خوشبختانه توانسته‌ام به خيلي از هدف‌هايم برسم و به تنهايي از پسرم نگهداري کنم.

بالأخره صاحب سرپناهي امن شده‌ايم و فرزندم براي اولين بار در طول زندگي‌اش، اتاقي دارد. زماني که به کارهاي خانه و هزينه‌ها رسيدگي مي‌کنم احساس خوبي دارم چون مي‌بينم زني مسئول و مادري متعهد هستم.

مي‌خواهم مدرسه را به پايان برسانم و بدون کمک مالي يا معنوي ديگران، پسرم را بزرگ کنم و از او مردي مستقل، سالم و توانا بسازم. مي‌دانم که زن خوشبختي هستم که شانس دومي را به دست آورده‌ام، امثال من به ندرت به چنين شانسي دست مي‌يابند.

هر زمان به پسرم نگاه مي‌کنم، دلم مملو از غرور مي‌شود. مي‌دانم که به خاطر او دست به هر کاري خواهم زد و هميشه حمايتش خواهم کرد. اين چيزي است که در زمان اعتياد، هرگز نمي‌توانستم به او هديه کنم.

دوست دارم براي تمام افرادي که مثل من در گرداب اعتياد غوطه‌ور هستند بگويم هر چند در ابتداي مصرف مواد احساس از خود بي خودي و لذت تمام نشدني به آدم دست مي‌دهد ولي در پايان راه، فقط پوچي و بدبختي است و اين شما هستيد که پايان راه زندگي خود را انتخاب مي‌کنيد.

همچنين مي‌خواهم به خانواده‌هايي که فرزند يا همسر معتادي دارند اميد بدهم:

مهم اين است که به آنها اميد رهايي از منجلاب اعتياد را بدهيد و هرگز مأيوس نشويد؛ معجزه‌ها هر روز و هر لحظه در زندگي ما اتفاق مي‌افتند.

پي نوشت ها

1) غررالحکم، آمدي، حرف 4، شماره 7478.
2) اميرالمؤمنين علي‌عليه السلام.
3) ميزان‌الحکمه، سخنان امام رضاعليه السلام، ج 3، شماره 6641.
4) ايمني در زندگي، اصغر جدايي، صص 133 - 130.
5) همه جرايد آذر ماه 1384.
6) منبع: http: g alemet.GALeopop.com 7) هفته‌نامه يا لثارات، سال چهاردهم، شماره 448، ص 5 (چهارشنبه 16 آبان 1386).
8) مجله راه زندگي، شماره 348.

پانویس