فرهنگ مصادیق:نتیجه اطاعت از امام: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ نتیجه اطاعت از امام را به فرهنگ مصادیق:نتیجه اطاعت از امام منتقل کرد) |
|||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
روزی یکی از دوستانم که در دستگاه بنی امیه کار میکرد، به من گفت:«برای من از حضرت صادق علیه السلام وقت ملاقات بگیر.»<br/> | روزی یکی از دوستانم که در دستگاه بنی امیه کار میکرد، به من گفت:«برای من از حضرت صادق علیه السلام وقت ملاقات بگیر.»<br/> | ||
وقتی خدمت امام رسید، چنین گفت:«من در دستگاه حسابرسی امور مالی بنی امیه کار میکردم. از این راه به ثروت فراوانی دست یافتهام و در اموالم حلال و حرام با هم آمیخته شده است.» | وقتی خدمت امام رسید، چنین گفت:«من در دستگاه حسابرسی امور مالی بنی امیه کار میکردم. از این راه به ثروت فراوانی دست یافتهام و در اموالم حلال و حرام با هم آمیخته شده است.» | ||
| − | امام فرمود:«اگر بنی امیه کسانی را که برایشان مالیات جمع کنند و به نفع آنها بجنگند و از آنان حمایت کنند، نمییافتند، حق ما اهل بیت را نمیگرفتند.» ( یعنی اگر مردم با بنی امیه همکاری نمیکردند، حق امامان معصوم غصب نمیشد | + | امام فرمود:«اگر بنی امیه کسانی را که برایشان مالیات جمع کنند و به نفع آنها بجنگند و از آنان حمایت کنند، نمییافتند، حق ما اهل بیت را نمیگرفتند.» (یعنی اگر مردم با بنی امیه همکاری نمیکردند، حق امامان معصوم غصب نمیشد).<br/> |
| − | دوستم به امام گفت:«آیا راهی برای پاک شدن من و نجاتم از وضعیتی که در آن قرار دارم هست؟»<br/> | + | دوستم به امام گفت: «آیا راهی برای پاک شدن من و نجاتم از وضعیتی که در آن قرار دارم هست؟»<br/> |
فرمود:«اگر به تو راه حلی بگویم انجام میدهی؟»<br/> | فرمود:«اگر به تو راه حلی بگویم انجام میدهی؟»<br/> | ||
| − | گفت:«آری. انجام میدهم.»<br/> | + | گفت: «آری. انجام میدهم.»<br/> |
امام فرمود:« تمام اموالی را که از راه همکاری با بنی امیه به دست آوردهای، از خودت جدا کن. هر کس را که میشناسی و از او چیزی گرفتهای به او برگردان و هر کس را نمیشناسی از طرفش صدقه بده. در برابر این کارت، من بهشت را برایت ضمانت میکنم.»<br/> | امام فرمود:« تمام اموالی را که از راه همکاری با بنی امیه به دست آوردهای، از خودت جدا کن. هر کس را که میشناسی و از او چیزی گرفتهای به او برگردان و هر کس را نمیشناسی از طرفش صدقه بده. در برابر این کارت، من بهشت را برایت ضمانت میکنم.»<br/> | ||
| − | دوستم پس از سخن امام مدتی سرش را پایین انداخت و سرانجام گفت:«انجام میدهم.»<br/> | + | دوستم پس از سخن امام مدتی سرش را پایین انداخت و سرانجام گفت: «انجام میدهم.»<br/> |
| − | آن گاه به کوفه برگشت و دل از همه آنچه داشت، حتی لباسهای تنش کند. من و عدهای از دوستان مان جمع شدیم و کمکش کردیم؛ برایش لباس خریدیم و خرجی زندگی اش را تامین کردیم. چند ماهی نگذشت که مریض شد. روزی به عیادتش رفتم و دیدم در بستر احتضار افتاده است. چشمانش را گشود و به من گفت:«ای علی، سوگند به خدا، امام تو ( امام صادق علیه السلام) به عهد خودش وفا کرد.»<br/> | + | آن گاه به کوفه برگشت و دل از همه آنچه داشت، حتی لباسهای تنش کند. من و عدهای از دوستان مان جمع شدیم و کمکش کردیم؛ برایش لباس خریدیم و خرجی زندگی اش را تامین کردیم. چند ماهی نگذشت که مریض شد. روزی به عیادتش رفتم و دیدم در بستر احتضار افتاده است. چشمانش را گشود و به من گفت: «ای علی، سوگند به خدا، امام تو ( امام صادق علیه السلام) به عهد خودش وفا کرد.»<br/> |
و پس از آن از دنیا رفت.<br/> | و پس از آن از دنیا رفت.<br/> | ||
| − | وقتی نزد امام صادق علیه السلام رفتم، فرمود:«ای علی، ما به پیمان خود، در حق دوستت وفا کردیم.»<br/> | + | وقتی نزد امام صادق علیه السلام رفتم، فرمود: «ای علی، ما به پیمان خود، در حق دوستت وفا کردیم.»<br/> |
| − | عرض کردم:«راست فرمودید. به خدا سوگند، خودش هم هنگام مرگش همین را به من گفت.»<br/> | + | عرض کردم: «راست فرمودید. به خدا سوگند، خودش هم هنگام مرگش همین را به من گفت.»<br/> |
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page&SSOReturnPage=Check&Rand=0 دانشنامه رشد] - تاریخ برداشت: 94/11/19 </span></div> | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87+%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%b9%d8%aa+%d8%a7%d8%b2+%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85&SSOReturnPage=Check&Rand=0 دانشنامه رشد] - تاریخ برداشت: 94/11/19 </span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[اطاعت از امامان]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[اطاعت از امامان]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۱
علی بن ابی حمزه میگوید:
روزی یکی از دوستانم که در دستگاه بنی امیه کار میکرد، به من گفت:«برای من از حضرت صادق علیه السلام وقت ملاقات بگیر.»
وقتی خدمت امام رسید، چنین گفت:«من در دستگاه حسابرسی امور مالی بنی امیه کار میکردم. از این راه به ثروت فراوانی دست یافتهام و در اموالم حلال و حرام با هم آمیخته شده است.»
امام فرمود:«اگر بنی امیه کسانی را که برایشان مالیات جمع کنند و به نفع آنها بجنگند و از آنان حمایت کنند، نمییافتند، حق ما اهل بیت را نمیگرفتند.» (یعنی اگر مردم با بنی امیه همکاری نمیکردند، حق امامان معصوم غصب نمیشد).
دوستم به امام گفت: «آیا راهی برای پاک شدن من و نجاتم از وضعیتی که در آن قرار دارم هست؟»
فرمود:«اگر به تو راه حلی بگویم انجام میدهی؟»
گفت: «آری. انجام میدهم.»
امام فرمود:« تمام اموالی را که از راه همکاری با بنی امیه به دست آوردهای، از خودت جدا کن. هر کس را که میشناسی و از او چیزی گرفتهای به او برگردان و هر کس را نمیشناسی از طرفش صدقه بده. در برابر این کارت، من بهشت را برایت ضمانت میکنم.»
دوستم پس از سخن امام مدتی سرش را پایین انداخت و سرانجام گفت: «انجام میدهم.»
آن گاه به کوفه برگشت و دل از همه آنچه داشت، حتی لباسهای تنش کند. من و عدهای از دوستان مان جمع شدیم و کمکش کردیم؛ برایش لباس خریدیم و خرجی زندگی اش را تامین کردیم. چند ماهی نگذشت که مریض شد. روزی به عیادتش رفتم و دیدم در بستر احتضار افتاده است. چشمانش را گشود و به من گفت: «ای علی، سوگند به خدا، امام تو ( امام صادق علیه السلام) به عهد خودش وفا کرد.»
و پس از آن از دنیا رفت.
وقتی نزد امام صادق علیه السلام رفتم، فرمود: «ای علی، ما به پیمان خود، در حق دوستت وفا کردیم.»
عرض کردم: «راست فرمودید. به خدا سوگند، خودش هم هنگام مرگش همین را به من گفت.»







