فرهنگ مصادیق:شرط شهادت در دادگاه – شهید مطهری: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اى پيامبر ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم».<ref>سوره احزاب؛ آیه 45</ref> ای پیامبر، ما تو را فرستادهایم گواه بر مردم و گواه بر امت شاهد و شهید معنی حضور را میدهد. در زبان عربی به گواه از آن جهت شاهد میگویند که کسی حق دارد در مورد واقعهای گواهی بدهد که در آن واقعه حاضر باشد، یعنی انسان در مورد واقعهای که در آن حضور دارد و احساس میکند و بالعیان آن را میبیند حق دارد شهادت بدهد.<br /> | «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اى پيامبر ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم».<ref>سوره احزاب؛ آیه 45</ref> ای پیامبر، ما تو را فرستادهایم گواه بر مردم و گواه بر امت شاهد و شهید معنی حضور را میدهد. در زبان عربی به گواه از آن جهت شاهد میگویند که کسی حق دارد در مورد واقعهای گواهی بدهد که در آن واقعه حاضر باشد، یعنی انسان در مورد واقعهای که در آن حضور دارد و احساس میکند و بالعیان آن را میبیند حق دارد شهادت بدهد.<br /> | ||
این مسألهای است در باب قضاء (قضاوت)، میگویند شهادت به علم جایز نیست، شهادت به عین و به حس جایز است، یعنی اگر شما چیزی را یقین دارید و شک ندارید ولی ندیدهاید، مثلاً یقین دارید العیاذ بالله زید همسایه شما شراب میخورد، از صد احتمال یک احتمال هم نمیدهید که شراب نخورد، یعنی هیچ احتمال اینکه بتوانید توجیه هم بکنید نمیدهید، یقین دارید شراب میخورد، اما به چشم خودتان ندیدهاید، یقین دارید که فلان مرد و زن زنا کردهاند ولی به چشم خود ندیدهاید، حق ندارید که این را شهادت بدهید بگویید فلانی زنا کرده یا فلانی شراب خورده است و اگر شهادت بدهید و قاضی از شما بپرسد که این را که تو شهادت میدهی دیدهای یا ندیدهای و شما بگویید من ندیدهام ولی یقین دارم، اگر شما عادلترین عادلهای عالم هم باشید، اعدل عدول هم باشید، سلمان فارسی هم باشید قاضی حق ندارد بر این گونه شهادت ترتیب اثر بدهد.<br /> | این مسألهای است در باب قضاء (قضاوت)، میگویند شهادت به علم جایز نیست، شهادت به عین و به حس جایز است، یعنی اگر شما چیزی را یقین دارید و شک ندارید ولی ندیدهاید، مثلاً یقین دارید العیاذ بالله زید همسایه شما شراب میخورد، از صد احتمال یک احتمال هم نمیدهید که شراب نخورد، یعنی هیچ احتمال اینکه بتوانید توجیه هم بکنید نمیدهید، یقین دارید شراب میخورد، اما به چشم خودتان ندیدهاید، یقین دارید که فلان مرد و زن زنا کردهاند ولی به چشم خود ندیدهاید، حق ندارید که این را شهادت بدهید بگویید فلانی زنا کرده یا فلانی شراب خورده است و اگر شهادت بدهید و قاضی از شما بپرسد که این را که تو شهادت میدهی دیدهای یا ندیدهای و شما بگویید من ندیدهام ولی یقین دارم، اگر شما عادلترین عادلهای عالم هم باشید، اعدل عدول هم باشید، سلمان فارسی هم باشید قاضی حق ندارد بر این گونه شهادت ترتیب اثر بدهد.<br /> | ||
| − | حدیثی هست؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند (با دستشان اشاره کردند): | + | حدیثی هست؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند (با دستشان اشاره کردند): «ِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْس؛ مثل اینکه نور خورشید را میبینی، فقط اگر این طور باشد شهادت بده، غیر از این نه».<br /> |
به همین جهت برای آنچه که ما در فارسی میگوییم گواه در زبان عربی کلمه شاهد به کار میبرند، یعنی حاضر، یعنی آن کسی که حاضر واقعه بوده نه آن کسی که عالم به واقعه است، چون غایب از واقعه هم گاهی عالم به واقعه میشود، ولی کافی نیست. علم به واقعه ولی عن غیاب کافی نیست، حضور آن واقعه و شهود آن لازم است. از نظر قرآن مجید یکی از ویژگیهای مؤمن واقعی این است که وقتی از آنها خواسته میشود که در مورد مسأله حقی شهادت بدهند از آن سر باز نمیزنند: «وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ؛ و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده اند».<ref>سوره معارج؛ آیه 33</ref><br /> | به همین جهت برای آنچه که ما در فارسی میگوییم گواه در زبان عربی کلمه شاهد به کار میبرند، یعنی حاضر، یعنی آن کسی که حاضر واقعه بوده نه آن کسی که عالم به واقعه است، چون غایب از واقعه هم گاهی عالم به واقعه میشود، ولی کافی نیست. علم به واقعه ولی عن غیاب کافی نیست، حضور آن واقعه و شهود آن لازم است. از نظر قرآن مجید یکی از ویژگیهای مؤمن واقعی این است که وقتی از آنها خواسته میشود که در مورد مسأله حقی شهادت بدهند از آن سر باز نمیزنند: «وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ؛ و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده اند».<ref>سوره معارج؛ آیه 33</ref><br /> | ||
دربارهٔ معنی [[تحمل شهادت]] میگوییم یک وقت شخصی میخواهد شاهد بگیرد یک کسی میآید مال کسی را میچاپد و شما در آنجا حاضر هستید. به شما میگوید: بیا نگاه کن، تو را به خدا بیا شاهد باش که در آن موقع شهادت بدهی. اینجا جان معافی انسان اقتضا میکند که چشمهایش را ببندد و برود و بگوید به من چه! اگر مظلومی مورد تجاوز ظالمی قرار گرفته است و برای اثبات در محکمه نیاز دارد که شاهدی شهادت بدهد و یک کسی میتوانسته شاهد باشد، خصوصاً اگر از او تقاضا کردهاند بیا ببین که در موقعش شهادت بدهی، حق ندارد که چشمهایش را ببندد و از آن طرف برود. از آن بالاتر این است که شهادت را تحمل کرده باشد، یعنی حادثه را کاملاً دیده باشد، موقعی که به محکمه و پیش قاضی میروند از [[ادای شهادت]] امتناع و شهادت را کتمان کند. بدتر از آن این است که بیاید عوضی شهادت بدهد.<br /> | دربارهٔ معنی [[تحمل شهادت]] میگوییم یک وقت شخصی میخواهد شاهد بگیرد یک کسی میآید مال کسی را میچاپد و شما در آنجا حاضر هستید. به شما میگوید: بیا نگاه کن، تو را به خدا بیا شاهد باش که در آن موقع شهادت بدهی. اینجا جان معافی انسان اقتضا میکند که چشمهایش را ببندد و برود و بگوید به من چه! اگر مظلومی مورد تجاوز ظالمی قرار گرفته است و برای اثبات در محکمه نیاز دارد که شاهدی شهادت بدهد و یک کسی میتوانسته شاهد باشد، خصوصاً اگر از او تقاضا کردهاند بیا ببین که در موقعش شهادت بدهی، حق ندارد که چشمهایش را ببندد و از آن طرف برود. از آن بالاتر این است که شهادت را تحمل کرده باشد، یعنی حادثه را کاملاً دیده باشد، موقعی که به محکمه و پیش قاضی میروند از [[ادای شهادت]] امتناع و شهادت را کتمان کند. بدتر از آن این است که بیاید عوضی شهادت بدهد.<br /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۹
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا؛ اى پيامبر ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم».[۱] ای پیامبر، ما تو را فرستادهایم گواه بر مردم و گواه بر امت شاهد و شهید معنی حضور را میدهد. در زبان عربی به گواه از آن جهت شاهد میگویند که کسی حق دارد در مورد واقعهای گواهی بدهد که در آن واقعه حاضر باشد، یعنی انسان در مورد واقعهای که در آن حضور دارد و احساس میکند و بالعیان آن را میبیند حق دارد شهادت بدهد.
این مسألهای است در باب قضاء (قضاوت)، میگویند شهادت به علم جایز نیست، شهادت به عین و به حس جایز است، یعنی اگر شما چیزی را یقین دارید و شک ندارید ولی ندیدهاید، مثلاً یقین دارید العیاذ بالله زید همسایه شما شراب میخورد، از صد احتمال یک احتمال هم نمیدهید که شراب نخورد، یعنی هیچ احتمال اینکه بتوانید توجیه هم بکنید نمیدهید، یقین دارید شراب میخورد، اما به چشم خودتان ندیدهاید، یقین دارید که فلان مرد و زن زنا کردهاند ولی به چشم خود ندیدهاید، حق ندارید که این را شهادت بدهید بگویید فلانی زنا کرده یا فلانی شراب خورده است و اگر شهادت بدهید و قاضی از شما بپرسد که این را که تو شهادت میدهی دیدهای یا ندیدهای و شما بگویید من ندیدهام ولی یقین دارم، اگر شما عادلترین عادلهای عالم هم باشید، اعدل عدول هم باشید، سلمان فارسی هم باشید قاضی حق ندارد بر این گونه شهادت ترتیب اثر بدهد.
حدیثی هست؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند (با دستشان اشاره کردند): «ِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْس؛ مثل اینکه نور خورشید را میبینی، فقط اگر این طور باشد شهادت بده، غیر از این نه».
به همین جهت برای آنچه که ما در فارسی میگوییم گواه در زبان عربی کلمه شاهد به کار میبرند، یعنی حاضر، یعنی آن کسی که حاضر واقعه بوده نه آن کسی که عالم به واقعه است، چون غایب از واقعه هم گاهی عالم به واقعه میشود، ولی کافی نیست. علم به واقعه ولی عن غیاب کافی نیست، حضور آن واقعه و شهود آن لازم است. از نظر قرآن مجید یکی از ویژگیهای مؤمن واقعی این است که وقتی از آنها خواسته میشود که در مورد مسأله حقی شهادت بدهند از آن سر باز نمیزنند: «وَ الَّذِينَ هُمْ بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ؛ و آنان كه بر شهادتهاى خود ايستاده اند».[۲]
دربارهٔ معنی تحمل شهادت میگوییم یک وقت شخصی میخواهد شاهد بگیرد یک کسی میآید مال کسی را میچاپد و شما در آنجا حاضر هستید. به شما میگوید: بیا نگاه کن، تو را به خدا بیا شاهد باش که در آن موقع شهادت بدهی. اینجا جان معافی انسان اقتضا میکند که چشمهایش را ببندد و برود و بگوید به من چه! اگر مظلومی مورد تجاوز ظالمی قرار گرفته است و برای اثبات در محکمه نیاز دارد که شاهدی شهادت بدهد و یک کسی میتوانسته شاهد باشد، خصوصاً اگر از او تقاضا کردهاند بیا ببین که در موقعش شهادت بدهی، حق ندارد که چشمهایش را ببندد و از آن طرف برود. از آن بالاتر این است که شهادت را تحمل کرده باشد، یعنی حادثه را کاملاً دیده باشد، موقعی که به محکمه و پیش قاضی میروند از ادای شهادت امتناع و شهادت را کتمان کند. بدتر از آن این است که بیاید عوضی شهادت بدهد.
قرآن به مسئله شهادت اهمیت میدهد: آنها که قیام به شهادت میکنند. گفتهاند این قیام اعم است از قیامی که به صورت تحمل شهادت باشد یا ادای شهادت. «أُولَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ؛ آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت] گرامى خواهند بود».[۳] اکرام چه کسی؟ اکرام خدای متعال.
فهرست منـابـع
مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن ۹- صفحه 138-139
مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن ۵- صفحه 197-195







