کتابخانه:روابط غیر اخلاقی دختران و پسران: تفاوت بین نسخهها
(←اثرات زنا) |
(←فصل دوم: زنا از نظر علم و دین) |
||
| سطر ۱۸۷: | سطر ۱۸۷: | ||
فإنها کانت قواده و أما التی کان رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار فإنها کانت نمامه کذابه. <br/> | فإنها کانت قواده و أما التی کان رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار فإنها کانت نمامه کذابه. <br/> | ||
و أما التی کانت علی صوره اکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها کانت قینه، نواحه حاسده. <br/> | و أما التی کانت علی صوره اکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها کانت قینه، نواحه حاسده. <br/> | ||
| − | ثم قال (ع): ویل لإمرأه اغضبت زوجها و طوبی لإمرأه رضی عنها | + | ثم قال (ع): ویل لإمرأه اغضبت زوجها و طوبی لإمرأه رضی عنها زوجها»<ref>بهشت جوانان،ص88؛ به نقل از: عیون اخبارالرضا(ع)، ج2، ص10؛ بحارالانوار، ج103، ص246.</ref>. <br/> |
« من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا(ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیداً گریه می کرد مشاهده نمودیم، به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت! چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟<br/> | « من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا(ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیداً گریه می کرد مشاهده نمودیم، به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت! چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟<br/> | ||
حضرت فرمود:<br/> | حضرت فرمود:<br/> | ||
| سطر ۱۹۵: | سطر ۱۹۵: | ||
3. زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید. <br/> | 3. زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید. <br/> | ||
4. زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند. <br/> | 4. زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند. <br/> | ||
| − | 5. زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود. | + | 5. زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.<br/> |
| + | 6. زنی را دیدم کر و کور و لال، در حالی که در تابوتی از آتش، مغز سرش از دماغش خارج می شد و بدن او به صورت جزام و بَرَص می بود. <br/> | ||
7. زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالی که در تنوری از آتش بود. <br/> | 7. زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالی که در تنوری از آتش بود. <br/> | ||
8. زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهایی از آتش جدا می کردند. <br/> | 8. زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهایی از آتش جدا می کردند. <br/> | ||
| سطر ۲۱۲: | سطر ۲۱۳: | ||
9. آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و درغگو بود. <br/> | 9. آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و درغگو بود. <br/> | ||
10. آن زنی که به صورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود. <br/> | 10. آن زنی که به صورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود. <br/> | ||
| − | 11. آن گاه رسول خدا(ص)فرمود: «وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد!» | + | 11. آن گاه رسول خدا(ص)فرمود: «وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد!» <br/> |
همچنین فرمودند:<br/> | همچنین فرمودند:<br/> | ||
| − | «لن یعمل ابن آدم عملاً اعظم عندالله من رجل قتل نبیاً او هدم الکعبه التی جعلهاالله قبله لعباده او افرغ مائه فی امرئه | + | «لن یعمل ابن آدم عملاً اعظم عندالله من رجل قتل نبیاً او هدم الکعبه التی جعلهاالله قبله لعباده او افرغ مائه فی امرئه حراما»<ref>سعادت خانواده در ازدواج،ص10.</ref>. |
| − | «فرزند آدم کاری نمی کند که نزد خدا گناهش بزرگ تر باشد از مردی که پیغمبری را بکشد یا مکه را خراب کند که خدا آن را قبله بر بندگانش قرار داده یا نطفه را از راه نامشروع در رحم زنی بریزد.» | + | «فرزند آدم کاری نمی کند که نزد خدا گناهش بزرگ تر باشد از مردی که پیغمبری را بکشد یا مکه را خراب کند که خدا آن را قبله بر بندگانش قرار داده یا نطفه را از راه نامشروع در رحم زنی بریزد.» <br/> |
تمام اعمال خوب و بد ما در این دنیا ثبت و ضبط می شود و در دنیای دیگر به حساب ما رسیدگی می کنند؛ اگر چه اثر ظلم و [[گناه]] بسیاری از اوقات در همین دنیا تا حدودی دامنگیر انسان می شود. <br/> | تمام اعمال خوب و بد ما در این دنیا ثبت و ضبط می شود و در دنیای دیگر به حساب ما رسیدگی می کنند؛ اگر چه اثر ظلم و [[گناه]] بسیاری از اوقات در همین دنیا تا حدودی دامنگیر انسان می شود. <br/> | ||
برای اینکه صحت و درستی این روایات را به جوانان باور بداریم، به قرآن و آیات آن رجوع می کنیم و از کلام خداوند سبحان تمام این نکات را بیان می نمایم:<br/> | برای اینکه صحت و درستی این روایات را به جوانان باور بداریم، به قرآن و آیات آن رجوع می کنیم و از کلام خداوند سبحان تمام این نکات را بیان می نمایم:<br/> | ||
خداوند در قرآن در سوره «جاثیه» می فرماید:<br/> | خداوند در قرآن در سوره «جاثیه» می فرماید:<br/> | ||
| − | «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ | + | «إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»<ref>سوره جاثیه، آیه29.</ref>.<br/> |
| − | «به درستی که ما تمام رفتار و کردار شما را از قبل نسخه برداری می کردیم.» | + | «به درستی که ما تمام رفتار و کردار شما را از قبل نسخه برداری می کردیم.» <br/> |
همچنین در سوره «کهف» می فرماید:<br/> | همچنین در سوره «کهف» می فرماید:<br/> | ||
| − | «وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَی الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ | + | «وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَی الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا»<ref>سوره کهف، آیه 49.</ref>.<br/> |
| − | «در روز قیامت نامه اعمال، گذارده می شود.گنهکاران را می بینی که از آنچه در آن است، می ترسند و وحشت دارند و می گویند: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست، مگر اینکه آن را بر شمرده است و همه اعمال خود را حاضر می بینند و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند.» | + | «در روز قیامت نامه اعمال، گذارده می شود.گنهکاران را می بینی که از آنچه در آن است، می ترسند و وحشت دارند و می گویند: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست، مگر اینکه آن را بر شمرده است و همه اعمال خود را حاضر می بینند و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند.» <br/> |
راوی می گوید: امام صادق(ع)فرمودند:<br/> | راوی می گوید: امام صادق(ع)فرمودند:<br/> | ||
| − | «روز قیامت نامه اعمال آدمی را به دست او می دهند، سپس به او می گویند: بخوان، پرسیدم: آنچه را که در این نامه است، می شناسد و به خاطر می آورد؟ امام فرمود: همه را به خاطر می آورد، هر چشم بر هم زدنی، کلمه ای، جابه جا کردن قدمی و خلاصه هر کاری را که انجام داده است، چنان به خاطر می آورد که گویا همان ساعت انجام داده است؛ لذا فریادش بلند می شود و می گوید: ای | + | «روز قیامت نامه اعمال آدمی را به دست او می دهند، سپس به او می گویند: بخوان، پرسیدم: آنچه را که در این نامه است، می شناسد و به خاطر می آورد؟ امام فرمود: همه را به خاطر می آورد، هر چشم بر هم زدنی، کلمه ای، جابه جا کردن قدمی و خلاصه هر کاری را که انجام داده است، چنان به خاطر می آورد که گویا همان ساعت انجام داده است؛ لذا فریادش بلند می شود و می گوید: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ کار کوچک و بزرگی نیست، مگر آنکه آن را بر شمرده است»<ref>تفسیر نمونه، ج12، ص458؛ به نقل از: تفسیر نورالثقلین، ج37 ص267؛بهشت جوانان، ص92.</ref>.<br/> |
| − | + | ||
| − | + | ||
زناکاران از نظر معصومین(هم)<br/> | زناکاران از نظر معصومین(هم)<br/> | ||
زنا طبق هوی و هوس شیطانی عمل کردن بدون هر قید و محدودیتی است. زنا و هر [[گناه]] دیگر، باعث بر هم خوردن تعادل روحی و روانی انسان می شود و آرامش و نشاط زندگی را از بین می برد و باعث جرئت انسان بر گناهان بزرگ تر حتی قتل نفس می گردد، چنانچه در کشورهای مختلف هر روز شاهد قتل ها و جنایتهای زیادی هستیم که همراه با تجاوزهای جنسی است. <br/> | زنا طبق هوی و هوس شیطانی عمل کردن بدون هر قید و محدودیتی است. زنا و هر [[گناه]] دیگر، باعث بر هم خوردن تعادل روحی و روانی انسان می شود و آرامش و نشاط زندگی را از بین می برد و باعث جرئت انسان بر گناهان بزرگ تر حتی قتل نفس می گردد، چنانچه در کشورهای مختلف هر روز شاهد قتل ها و جنایتهای زیادی هستیم که همراه با تجاوزهای جنسی است. <br/> | ||
طبق این حقایق فطری و مطابق با این قوانین فطرت بشری، روایاتی کوبنده از ائمه معصومین در این زمینه آمده است که در سر آغاز سخن، روایتی را از حضرت علی(ع) بیان می کنیم:<br/> | طبق این حقایق فطری و مطابق با این قوانین فطرت بشری، روایاتی کوبنده از ائمه معصومین در این زمینه آمده است که در سر آغاز سخن، روایتی را از حضرت علی(ع) بیان می کنیم:<br/> | ||
حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «اذا کان یوم القیامه، اهب الله ریحا منته یتأذی بها اهل الجمع، حتی اذا هیت تمسک بانفاس الناس، ناداهم مناء: هل تدرون ما هذه الریح التی آذتکم؟ فیقولون: لا، فقد آذتنا و بلغت منا کل مبلغ، قال فیقال: هذه الریح، ریح فروج الزناه، الذین لقوالله بالزنا ثم لم یتوبوا، فالعنو هم لعنهم الله، قال: فلا یبقی فی المواقف احد الاقال: اللهم العن | + | «اذا کان یوم القیامه، اهب الله ریحا منته یتأذی بها اهل الجمع، حتی اذا هیت تمسک بانفاس الناس، ناداهم مناء: هل تدرون ما هذه الریح التی آذتکم؟ فیقولون: لا، فقد آذتنا و بلغت منا کل مبلغ، قال فیقال: هذه الریح، ریح فروج الزناه، الذین لقوالله بالزنا ثم لم یتوبوا، فالعنو هم لعنهم الله، قال: فلا یبقی فی المواقف احد الاقال: اللهم العن الزناه»<ref>تفسیر نمونه، ج12، ص458؛ به نقل از: تفسیر نور الثقلین، ج37ص 267؛بهشت جوانان،ص92.</ref>.<br/> |
| − | «آن گاه که روز محشر شود، باد بدبویی می وزد که اهل محشر از آن بسیار ناراحت می شوند تا جایی که نفسهای آنها در سینه ها بند می آید، آن گاه نداکننده ای فریاد می زند و می گوید: آیا می دانید که این باد با بوی ناراحت کننده چیست؟ اهل محشر می گویند: نه، فقط همین قدر می دانیم که ما را سخت ناراحت کرده است بعد به آنان گفته می شود: این باد در اثر برخورد با آلتهای تناسلی زنهای زناکار تولید شده که آنها با حالت زنا، خدا را ملاقت کرده اند و از قبل هم توبه نکرده اند. حال شما به آنها لعنت کنید که مورد لعنت و نفرین خدا نیز هستند بعد کسی در ایستگاه رستاخیز باقی نمی ماند، مگر اینکه می گوید: خدایا! بر زناکاران لعنت بفرست.» | + | «آن گاه که روز محشر شود، باد بدبویی می وزد که اهل محشر از آن بسیار ناراحت می شوند تا جایی که نفسهای آنها در سینه ها بند می آید، آن گاه نداکننده ای فریاد می زند و می گوید: آیا می دانید که این باد با بوی ناراحت کننده چیست؟ اهل محشر می گویند: نه، فقط همین قدر می دانیم که ما را سخت ناراحت کرده است بعد به آنان گفته می شود: این باد در اثر برخورد با آلتهای تناسلی زنهای زناکار تولید شده که آنها با حالت زنا، خدا را ملاقت کرده اند و از قبل هم توبه نکرده اند. حال شما به آنها لعنت کنید که مورد لعنت و نفرین خدا نیز هستند بعد کسی در ایستگاه رستاخیز باقی نمی ماند، مگر اینکه می گوید: خدایا! بر زناکاران لعنت بفرست.» <br/> |
صباح بن سیابه می گوید:<br/> | صباح بن سیابه می گوید:<br/> | ||
| − | «کنت عند ابی عبدالله(ع) فقیل له: یزنی الزانی و هو مؤمن؟ قال: لا، اذا کان علی بطنها سلب الایمان منه و اذا قام عنه عاد. ان ارادان یعود؟ قال: ما اکثر من یهم ان یعود ثم لا | + | «کنت عند ابی عبدالله(ع) فقیل له: یزنی الزانی و هو مؤمن؟ قال: لا، اذا کان علی بطنها سلب الایمان منه و اذا قام عنه عاد. ان ارادان یعود؟ قال: ما اکثر من یهم ان یعود ثم لا یعود»<ref>سعادت خانواده در ازدواج، ص9.</ref>.<br/> |
| − | «نزد حضرت امام صادق(ع) بودم گفته شد: زناکار در حال ایمان زنا می کند؟ | + | «نزد حضرت امام صادق(ع) بودم گفته شد: زناکار در حال ایمان زنا می کند؟ فرمود: نه، موقعی که روی شکم آن زن قرار گرفت ایمان از او سلب می شود و وقتی ایستاد بر می گردد. گوینده گفت: اگر بخواهد بر می گردد؟ حضرت فرمود: خیلی ها هستند که می خواهند بر گردند؛ ولی بر نمی گردند.» <br/> |
| − | + | ||
| − | + | ||
حضرت یعقوب(ع) به پسر خود حضرت یوسف(ع) فرمود:<br/> | حضرت یعقوب(ع) به پسر خود حضرت یوسف(ع) فرمود:<br/> | ||
| − | «یا بنی لاتزن فان الطیر لوزنی لثناثر | + | «یا بنی لاتزن فان الطیر لوزنی لثناثر ریشه»<ref>همان، ص11.</ref>.<br/> |
| − | «ای پسر من! زنا نکن؛ زیرا مرغ اگر زنا کند پرش متلاشی می گردد و می ریزد.» | + | «ای پسر من! زنا نکن؛ زیرا مرغ اگر زنا کند پرش متلاشی می گردد و می ریزد.» <br/> |
امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «ان اشد الناس عذابا یوم القیامه رجل اقر نطفته فی رحم یحرم | + | «ان اشد الناس عذابا یوم القیامه رجل اقر نطفته فی رحم یحرم علیه»<ref>همان، ص12. </ref>.<br/> |
| − | «سخت ترین عذاب روز رستاخیز عذاب کسی است که نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است بریزد.» | + | «سخت ترین عذاب روز رستاخیز عذاب کسی است که نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است بریزد.» <br/> |
امام محمد باقر(ع) میفرماید:<br/> | امام محمد باقر(ع) میفرماید:<br/> | ||
| − | «وجدنا فی کتاب رسول الله(ص): اذا ظهر الزنا من بعدی، کثر موت | + | «وجدنا فی کتاب رسول الله(ص): اذا ظهر الزنا من بعدی، کثر موت الفجأه»<ref>همان، ص12.</ref>.<br/> |
| − | «در کتاب رسول الله(ص) یافتیم که هر گاه زنا پس از من گسترش پیدا کند، مرگهای ناگهانی زیاد می شود.» | + | «در کتاب رسول الله(ص) یافتیم که هر گاه زنا پس از من گسترش پیدا کند، مرگهای ناگهانی زیاد می شود.» <br/> |
اغلب بلاها، خسوفها، زلزله ها، و غیر اینها که بر ملل و اقوام پیشین نازل شده - مللی که جز اسمی از آنها در تاریخ چیزی باقی نمانده - به سبب [[گناه]] و معصیت آنها بوده است، و روایات بسیاری نیز بر موضوع مورد بحث شاهد است که برخی از آنها در اینجا ذکر می شود:<br/> | اغلب بلاها، خسوفها، زلزله ها، و غیر اینها که بر ملل و اقوام پیشین نازل شده - مللی که جز اسمی از آنها در تاریخ چیزی باقی نمانده - به سبب [[گناه]] و معصیت آنها بوده است، و روایات بسیاری نیز بر موضوع مورد بحث شاهد است که برخی از آنها در اینجا ذکر می شود:<br/> | ||
امام محمد باقر(ع) می فرماید:<br/> | امام محمد باقر(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «ان الله قضی حتما ان لا ینعم علی العبد بنعمه فیسلبها ایاه حتی یحدث العبد ذنبا یستحق بذلک | + | «ان الله قضی حتما ان لا ینعم علی العبد بنعمه فیسلبها ایاه حتی یحدث العبد ذنبا یستحق بذلک النقمه»<ref>سعادت خانواده در ازدواج، ص12.</ref>.<br/> |
| − | «خداوند حکم قطعی فرمود که نعمتی را از کسی نگیرد، مگر آنکه مرتکب گناهی شود که استحقاق آن نقمت و بلا را داشته باشد.» | + | «خداوند حکم قطعی فرمود که نعمتی را از کسی نگیرد، مگر آنکه مرتکب گناهی شود که استحقاق آن نقمت و بلا را داشته باشد.» <br/> |
امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «لما اقام العالم الجدار اوحی الله تعالی الی موسی انی مجازی الابناء بسعی الآباء ان خیرا فخیر و ان شرا فشر ان لاتزنوا فتزنی نسائکم و من وطی فراش امرء مسلم وطی فراشه کما، تدین | + | «لما اقام العالم الجدار اوحی الله تعالی الی موسی انی مجازی الابناء بسعی الآباء ان خیرا فخیر و ان شرا فشر ان لاتزنوا فتزنی نسائکم و من وطی فراش امرء مسلم وطی فراشه کما، تدین تدان»<ref>همان، ص13.</ref>.<br/> |
| − | + | «موقعی که عالم (خضر) دیوار خانه را برپا کرد، خدا به موسی وحی فرمود:<br/> | |
| − | + | من فرزندان را به وسیله کارهای پدران جزا خواهم داد؛ اگر کارهای خوب انجام بدهند، خوب و اگر کارهای بد انجام بدهند، بد. اینکه زنا نکنید تا بازنهای شما زنا نکنند و کسی که به رختخواب کسی قدم گذارد به رختخوابش قدم می گذارند، خلاصه هر عملی کنید همان طور کیفر می بینید.» <br/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | من فرزندان را به وسیله کارهای پدران جزا خواهم داد؛ اگر کارهای خوب انجام بدهند، خوب و اگر کارهای بد انجام بدهند، بد. اینکه زنا نکنید تا بازنهای شما زنا نکنند و کسی که به رختخواب کسی قدم گذارد به رختخوابش قدم می گذارند، خلاصه هر عملی کنید همان طور کیفر می بینید.» | + | |
مسلم است هر [[گناه]] در فرد یا جامعه اثر بدی می گذارد و گناهکار سر انجام کیفر می بیند، با این فرق که بعضی از گناهان اثر شومش خیلی زود ظاهر می شود و نکبت بعضی از گناهان دیرتر ظاهر می گردد و مثلاً اگر کسی از دستور دانشمندان علم فیزیک تخلف کند و دست به سیمهای برق بزند فوراً کیفر می بیند یا اگر کسی به مار افعی نزدیک شود، سزای عدم اجتناب را خواهد دید؛ولی اگر کسی تریاک بکشد نتیجه عملش را دیرتر خواهد دید. <br/> | مسلم است هر [[گناه]] در فرد یا جامعه اثر بدی می گذارد و گناهکار سر انجام کیفر می بیند، با این فرق که بعضی از گناهان اثر شومش خیلی زود ظاهر می شود و نکبت بعضی از گناهان دیرتر ظاهر می گردد و مثلاً اگر کسی از دستور دانشمندان علم فیزیک تخلف کند و دست به سیمهای برق بزند فوراً کیفر می بیند یا اگر کسی به مار افعی نزدیک شود، سزای عدم اجتناب را خواهد دید؛ولی اگر کسی تریاک بکشد نتیجه عملش را دیرتر خواهد دید. <br/> | ||
در مورد [[گناه]] نیز همین منوال صادق است، کیفر بعضی گناهان در این جهان داده می شود و بعضی در آخرت. <br/> | در مورد [[گناه]] نیز همین منوال صادق است، کیفر بعضی گناهان در این جهان داده می شود و بعضی در آخرت. <br/> | ||
خداوند کریم می فرماید:<br/> | خداوند کریم می فرماید:<br/> | ||
| − | «مردم منافق و گنهکار روز رستاخیز را دور به حساب می آورند؛ ولی خداوند آن روز را نزدیک می بیند.» | + | «مردم منافق و گنهکار روز رستاخیز را دور به حساب می آورند؛ ولی خداوند آن روز را نزدیک می بیند.»<ref>سعادت خانواده در ازدواج،ص 13. </ref><br /> |
امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «اذا فشت اربعه ظهرت اربعه: اذا فشی الزنا ظهرت الزلازل و اذا مسکت الزکوه هلکت الماشیه و اذا جارت الحکام فی القضاء امسک المطر من السماء و اذا حقرت الذمه | + | «اذا فشت اربعه ظهرت اربعه: اذا فشی الزنا ظهرت الزلازل و اذا مسکت الزکوه هلکت الماشیه و اذا جارت الحکام فی القضاء امسک المطر من السماء و اذا حقرت الذمه<ref>پیمان ذمه: پیمانی است که بین مسلمان و مشرک بسته می شود.</ref> نصر المشرکون علی المسلمین.»<ref>سعادت خانواده در ازدواج، ص14.</ref>.<br /> |
«موقعی چهار چیز در میان مردم آشکارا عملی شود، چهار چیز آشکار می شود:<br/> | «موقعی چهار چیز در میان مردم آشکارا عملی شود، چهار چیز آشکار می شود:<br/> | ||
وقتی که زنا آشکار شد زلزله ها نمایان می گردد. <br/> | وقتی که زنا آشکار شد زلزله ها نمایان می گردد. <br/> | ||
| سطر ۲۷۱: | سطر ۲۶۴: | ||
اگر حاکم ها در [[قضاوت]] از حق تجاوز کنند آسمان باران خود را نگه می دارد. <br/> | اگر حاکم ها در [[قضاوت]] از حق تجاوز کنند آسمان باران خود را نگه می دارد. <br/> | ||
موقعی که شرایط پیمان پست شمرده شود مشرکها بر ضرر مسلمانان به یکدیگر کمک می کنند. <br/> | موقعی که شرایط پیمان پست شمرده شود مشرکها بر ضرر مسلمانان به یکدیگر کمک می کنند. <br/> | ||
| − | رسول خدا(ص) می فرماید: | + | رسول خدا(ص) می فرماید:<br/> |
| − | + | «اذا کانت فیکم خمس رهیتم بخمس: اذا اکلتم الربا رهیتم بالخسف و اذا ظهر فیکم الزنا اخذتم بالموت و اذا جارت الحکام مائت البهائم و اذا اظلم اهل المله ذهبت الدوله و اذا ترکتم السنه ظهرت البدعه.»<ref>همان، ص14. </ref> <br/> | |
| − | + | ||
«وقتی پنج خصلت بین شما باشد با پنج چیز بر انداخته می شوید:<br/> | «وقتی پنج خصلت بین شما باشد با پنج چیز بر انداخته می شوید:<br/> | ||
وقتی که ربا خوردید با فرورفتن زمین از بین می روید. <br/> | وقتی که ربا خوردید با فرورفتن زمین از بین می روید. <br/> | ||
| سطر ۲۷۹: | سطر ۲۷۱: | ||
اگر فرمانروایان ستم کردند حیوانات کشته می شوند. <br/> | اگر فرمانروایان ستم کردند حیوانات کشته می شوند. <br/> | ||
اگر ملت مورد ستم قرار گیرد حکومت نابود می شود. <br/> | اگر ملت مورد ستم قرار گیرد حکومت نابود می شود. <br/> | ||
| − | هر وقت روش پیامبر اکرم(ص) را ترک کنید، [[بدعت]] و کم و زیاد در دین به وجود می آید.» | + | هر وقت روش پیامبر اکرم(ص) را ترک کنید، [[بدعت]] و کم و زیاد در دین به وجود می آید.» <br/> |
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | ||
1. شخص زانی هنگام عمل زنا ایمان ندارد. <br/> | 1. شخص زانی هنگام عمل زنا ایمان ندارد. <br/> | ||
| سطر ۲۸۸: | سطر ۲۸۰: | ||
ج- عمر را کوتاه می کند. <br/> | ج- عمر را کوتاه می کند. <br/> | ||
د- خداوند را به غضب می آورد. <br/> | د- خداوند را به غضب می آورد. <br/> | ||
| − | هـ- جایگاه انسان را در آتش قرار می دهد و از آتش به خدا پناه می بریم. | + | هـ- جایگاه انسان را در آتش قرار می دهد و از آتش به خدا پناه می بریم.<ref>نهج الفصاحه، ص285.</ref><br /> |
حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | ||
به درستی که در زنا شش خصلت است که سه خصلت آن مربوط به دنیا و سه خصلت دیگرش مربوط به آخرت است. <br/> | به درستی که در زنا شش خصلت است که سه خصلت آن مربوط به دنیا و سه خصلت دیگرش مربوط به آخرت است. <br/> | ||
| سطر ۲۹۵: | سطر ۲۸۷: | ||
2. روزی را قطع می کند. <br/> | 2. روزی را قطع می کند. <br/> | ||
3. مرگ انسان را زود می رساند. <br/> | 3. مرگ انسان را زود می رساند. <br/> | ||
| − | سه خصلت آخرت عبارت اند از: | + | سه خصلت آخرت عبارت اند از:<br/> |
| − | + | 1. غضب پروردگار <br/> | |
| − | 2. بدی حساب | + | 2. بدی حساب <br/> |
| − | 3. رسیدن به آتش | + | 3. رسیدن به آتش<ref>نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص385.</ref><br /> |
حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | حضرت علی(ع) می فرماید:<br/> | ||
آیا خبر دهم شما را به بزرگترین زناها؟ اصحاب عرض کردند: بفرمایید!<br/> | آیا خبر دهم شما را به بزرگترین زناها؟ اصحاب عرض کردند: بفرمایید!<br/> | ||
| − | حضرت فرمود: آن عمل، بی عفتی زنی است که در خانه شوهرش مرتکب شود و از زنا بچه ای پیدا کند و آن بچه را هم به گردن شوهر خویش بیندازد. این زنی است که خداوند اصلاً با او تکلم نمی کند و روز قیامت به او نمی نگرد و از گناهان، پاکش نمی کند و برای او عذابی دردناک در آخرت است. | + | حضرت فرمود: آن عمل، بی عفتی زنی است که در خانه شوهرش مرتکب شود و از زنا بچه ای پیدا کند و آن بچه را هم به گردن شوهر خویش بیندازد. این زنی است که خداوند اصلاً با او تکلم نمی کند و روز قیامت به او نمی نگرد و از گناهان، پاکش نمی کند و برای او عذابی دردناک در آخرت است.<ref>نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص394. </ref><br /> |
امام باقر(ع) می فرماید:<br/> | امام باقر(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «زانی در موقع زنا روح ایمان از وی سلب می شود و هر گاه طلب آمرزش کرد به سوی او بر می گردد.» | + | «زانی در موقع زنا روح ایمان از وی سلب می شود و هر گاه طلب آمرزش کرد به سوی او بر می گردد.»<ref>راهنمای فارسی شرح لمعه، ج18،ص112.</ref><br /> |
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | ||
| − | «و لا تزنی و لا تلوط.» | + | «و لا تزنی و لا تلوط.» <br/> |
| − | «بر خلاف دستورات مقدس دین و خلاف نظام آفرینش زنا و [[لواط]] نکن.» | + | «بر خلاف دستورات مقدس دین و خلاف نظام آفرینش زنا و [[لواط]] نکن.»<ref>همان، ج18،ص115.</ref><br /> |
این دو معصیت بزرگ از گناهان کبیره است و آیات و روایاتی که دال است بر اینکه مرتکب این عمل را شدیداً عقاب و عذاب می کنند فراوان است. <br/> | این دو معصیت بزرگ از گناهان کبیره است و آیات و روایاتی که دال است بر اینکه مرتکب این عمل را شدیداً عقاب و عذاب می کنند فراوان است. <br/> | ||
کسی که می خواهد مخصوصاً در این دوره و روزگار از این گناهان محفوظ بماند:<br/> | کسی که می خواهد مخصوصاً در این دوره و روزگار از این گناهان محفوظ بماند:<br/> | ||
| سطر ۳۱۳: | سطر ۳۰۵: | ||
ثالثاً: تأمل کند در نتیجه های بدی که بر آنها مترتب می شود. <br/> | ثالثاً: تأمل کند در نتیجه های بدی که بر آنها مترتب می شود. <br/> | ||
با ملاحظه در آیات و روایات و مواردی که به تجربه ثابت شده است به دست می آید که از جمله بلایای مترتب بر این گناه، طاعون در قوم موسی و عذاب قوم لوط و فنا و نابودی است. <br/> | با ملاحظه در آیات و روایات و مواردی که به تجربه ثابت شده است به دست می آید که از جمله بلایای مترتب بر این گناه، طاعون در قوم موسی و عذاب قوم لوط و فنا و نابودی است. <br/> | ||
| − | در روایات از نگاه کردن به نامحرم تعبیر شده است به اینکه آن تیری است از تیرهای شیطان که باید انسان خود را از آن حفظ کند؛ زیرا در غیر این صورت بعید نیست به آنچه شیطان طالب آن است مبتلا گردد و خدا را به غضب آورد، به ویژه در روزگار کنونی چنانچه کسی از روی عقیده به | + | در روایات از نگاه کردن به نامحرم تعبیر شده است به اینکه آن تیری است از تیرهای شیطان که باید انسان خود را از آن حفظ کند؛ زیرا در غیر این صورت بعید نیست به آنچه شیطان طالب آن است مبتلا گردد و خدا را به غضب آورد، به ویژه در روزگار کنونی چنانچه کسی از روی عقیده به خدا و پیامبر و تدین به دین خود را از این گناهان حفظ کند مسلماً ایمان او و همین طور ثواب عمل او از پنجاه یا صد سال پیش به مراتب بیشتر است؛ زیرا از زمان صدر اسلام تا به حال شرایط سوق دهنده به سمت بی دینی تا به این حد برای مردم آماده نبوده است و چنانچه بوده به ندرت به وجود آمده است؛ ولی امروز که اکثر زنان و دختران مکشفه و بی [[حجاب]] در جامعه ظاهر می گردند و حرکات آنها مطابق با هوای نفس جوانان شهوت پرست است، تمام شرایط بی دینی برای هر کس فراهم است و برای [[گناه]] مانعی در کار نیست و تمام لوازم از لباس زینتی و برهنگی بر اساس هوا و هوس و منافی عفت ابراز و اظهار و به کار گرفته می شود. در این بین وظیفه ما که مسلمان هستیم این است که قرآن آسمانی را که پیامبر اسلام برای جامعه بشری به ارمغان آورده است دستورالعمل خود قرار دهیم. خداوند در قرآن کریم در خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:<br/> |
| − | + | «همین طور به زنانی که ایمان دارند بگو که چشمان خود را به نامحرم نیندازند و خود را در معرض نگاه دیگران قرار ندهند.»<ref>سوره نور </ref><br /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | «همین طور به زنانی که ایمان دارند بگو که چشمان خود را به نامحرم نیندازند و خود را در معرض نگاه دیگران قرار ندهند.» | + | |
روایاتی که در نهی از زنا و [[لواط]] و عذاب و عقوبت آنها رسیده به صورت متواتر در کتب معتبر به چشم می خورد:<br/> | روایاتی که در نهی از زنا و [[لواط]] و عذاب و عقوبت آنها رسیده به صورت متواتر در کتب معتبر به چشم می خورد:<br/> | ||
| − | هر کس زنا کند با زنی مسلمان یا غیر مسلمان و بدون توبه بمیرد خداوند بر قبر او سیصد و شصت هزار روزنه از مار و عقرب باز می کند و زبانه آتش او را می سوزاند تا قیامت. | + | هر کس زنا کند با زنی مسلمان یا غیر مسلمان و بدون توبه بمیرد خداوند بر قبر او سیصد و شصت هزار روزنه از مار و عقرب باز می کند و زبانه آتش او را می سوزاند تا قیامت<ref>مجمع المعارف، ص217.</ref>.<br /> |
| − | هر کس به حرام با زن یا پسری زنا و [[لواط]] کند محشور می شود گندیده تر از مردار که همه از بوی گند او متأذی می شوند تا به جهنم رود و تمام اعمال حسنه او حبط می شود و در تابوتی از آتش او را به میخ های آهنی می دوزند و در عذابی خواهد بود که اگر رگی از رگهای او را بر چهارصد نفر بگذارند همه آنها می میرند | + | هر کس به حرام با زن یا پسری زنا و [[لواط]] کند محشور می شود گندیده تر از مردار که همه از بوی گند او متأذی می شوند تا به جهنم رود و تمام اعمال حسنه او حبط می شود و در تابوتی از آتش او را به میخ های آهنی می دوزند و در عذابی خواهد بود که اگر رگی از رگهای او را بر چهارصد نفر بگذارند همه آنها می میرند<ref>مجمع المعارف.</ref>.<br /> |
| − | + | === زنا از نظر پزشکان === | |
| − | + | ||
| − | زنا از نظر پزشکان | + | |
با بیان آیات و روایات معصومین(هم) و آموزه های اسلامی روشن شد که زنا یک راه غیر طبیعی است و ارضای شهوت به این طریق، عمل ناهنجار و خطرناکی است که موجب از بین رفتن نسل بشر می شود؛ البته نباید فراموش کرد که هیچ زنی از مادر با لکه بدنامی و فحشا متولد نمی شود بلکه این مردها هستند که برای اطفای غریزه جنسی خود آنها را به میدان فحشا می کشانند و دامن آنها را لکه دار می کنند. <br/> | با بیان آیات و روایات معصومین(هم) و آموزه های اسلامی روشن شد که زنا یک راه غیر طبیعی است و ارضای شهوت به این طریق، عمل ناهنجار و خطرناکی است که موجب از بین رفتن نسل بشر می شود؛ البته نباید فراموش کرد که هیچ زنی از مادر با لکه بدنامی و فحشا متولد نمی شود بلکه این مردها هستند که برای اطفای غریزه جنسی خود آنها را به میدان فحشا می کشانند و دامن آنها را لکه دار می کنند. <br/> | ||
در این مبحث مضرات زنا را از نظر پزشکان بیان می نماییم تا یکی دیگر از ادله محکوم بودن این ننگ بزرگ بشریت را برای جوامع بشری به تصویر بکشیم. <br/> | در این مبحث مضرات زنا را از نظر پزشکان بیان می نماییم تا یکی دیگر از ادله محکوم بودن این ننگ بزرگ بشریت را برای جوامع بشری به تصویر بکشیم. <br/> | ||
«ژرژ کلمانسو» در زمانی که وزارت کشور فرانسه را بر عهده داشت، با کمال صراحت به عنوان یک طبیب گفت:<br/> | «ژرژ کلمانسو» در زمانی که وزارت کشور فرانسه را بر عهده داشت، با کمال صراحت به عنوان یک طبیب گفت:<br/> | ||
«با کمال تأسف من مأمور اجرای مقررات نابخشودنی خلاف انسانیت و اخلاق و مسائل غیر قابل اغماضی هستیم. با صدای بلند می گویم:<br/> | «با کمال تأسف من مأمور اجرای مقررات نابخشودنی خلاف انسانیت و اخلاق و مسائل غیر قابل اغماضی هستیم. با صدای بلند می گویم:<br/> | ||
| − | زن به آتش [[گناه]] شهوت مرد می سوزد و عواقب وخیم آن را متحمل می شود.» | + | زن به آتش [[گناه]] شهوت مرد می سوزد و عواقب وخیم آن را متحمل می شود.» <br/> |
| − | یکی از ضررهای مقاربتی نامشروع (زنا) مرض خطرناک و موحش سوزاک است که موجب سقوط و انحلال نسل را فراهم نموده، ضربه های کشنده ای بر پیکر اجتماع وارد می آورد. | + | یکی از ضررهای مقاربتی نامشروع (زنا) مرض خطرناک و موحش سوزاک است که موجب سقوط و انحلال نسل را فراهم نموده، ضربه های کشنده ای بر پیکر اجتماع وارد می آورد.<ref>سعادت خانواده در ازدواج،ص 20. </ref><br /> |
دکتر «فلانج» راجع به زنا می گوید:<br/> | دکتر «فلانج» راجع به زنا می گوید:<br/> | ||
از میان عللی که سبب کوتاهی عمر انسان می شود، زنا است و بر ما اطبا لازم است این عمل شوم را از هر کوتاه کننده عمری مضرتر بدانیم. <br/> | از میان عللی که سبب کوتاهی عمر انسان می شود، زنا است و بر ما اطبا لازم است این عمل شوم را از هر کوتاه کننده عمری مضرتر بدانیم. <br/> | ||
| سطر ۳۳۹: | سطر ۳۲۶: | ||
نویسنده کتاب طبیب خانواده می گوید:<br/> | نویسنده کتاب طبیب خانواده می گوید:<br/> | ||
اگر مرد و زنی مبتلا به سیفلیس یا شانکر یا جنون باشند به طور قطع اگر بچه ای به وجود بیاید به این بیماری ها دچار خواهد گردید. همچنین پدران علیل و از کار افتاده یا الکلی وقتی صاحب فرزند شوند بدون شک بچه آنها مادام العمر علیل و بیمار خواهد بود تا اینکه می گوید:<br/> | اگر مرد و زنی مبتلا به سیفلیس یا شانکر یا جنون باشند به طور قطع اگر بچه ای به وجود بیاید به این بیماری ها دچار خواهد گردید. همچنین پدران علیل و از کار افتاده یا الکلی وقتی صاحب فرزند شوند بدون شک بچه آنها مادام العمر علیل و بیمار خواهد بود تا اینکه می گوید:<br/> | ||
| − | با همه این احوال اگر یک زن و مرد مسلول با هم آمیزش کنند و صاحب اولاد بشوند به مجرد تولد نوزاد از آن محیط حتی اگر پر از میکرب هم باشد باز سالم خواهند بود. | + | با همه این احوال اگر یک زن و مرد مسلول با هم آمیزش کنند و صاحب اولاد بشوند به مجرد تولد نوزاد از آن محیط حتی اگر پر از میکرب هم باشد باز سالم خواهند بود.<br/> |
| + | یعنی میکرب سل که بوسیله پرفسور «کخ آلمان» کشف و به همین اسم موسوم گردید، از راه خون منتقل نمی شود بلکه از راه حلق به دیگران سرایت می کند. مرض نامبرده نه تنها در مرد به وجود می آید بلکه در مجرای بول زنها و دهانه «مهبل» و گردنه رحم آنها پیدا می شود و در موقع بول کردن سوزش و درد رخ می دهد، سپس این مرض سرایت کرده در همه جای تناسل بدن می رسد و مهم ترین اسباب کور شدن جنین در رحم از این ناحیه است. <br/> | ||
نویسنده عرب زبان آقای «محمد خلیلی» چنین می گوید:<br/> | نویسنده عرب زبان آقای «محمد خلیلی» چنین می گوید:<br/> | ||
| − | «مرض سیفلیس بیشتر در چشم مریض به صورت قرحه و در آلت تناسلی سوزش و زخم ایجاد می کند.» | + | «مرض سیفلیس بیشتر در چشم مریض به صورت قرحه و در آلت تناسلی سوزش و زخم ایجاد می کند.»<ref>سعادت خانواده در ازدواج.</ref><br/> |
میکروب و دانه های قرمز رنگ سیفلیس در غده های بیخ دان و گاهی در دهان و در روی لب و زبان، لکه های سفید پیدا می شود. <br/> | میکروب و دانه های قرمز رنگ سیفلیس در غده های بیخ دان و گاهی در دهان و در روی لب و زبان، لکه های سفید پیدا می شود. <br/> | ||
از دکتر فخری نقل می کنند که این مرض نه تنها در مجاری آلت تناسلی ریشه می دواند، بلکه ممکن است میکروب آن به خون بدن سرایت کند و به همه اعضای داخلی برسد مانند: قلب، جگر، دهان، استخوانها و سایر اعضای بدن. <br/> | از دکتر فخری نقل می کنند که این مرض نه تنها در مجاری آلت تناسلی ریشه می دواند، بلکه ممکن است میکروب آن به خون بدن سرایت کند و به همه اعضای داخلی برسد مانند: قلب، جگر، دهان، استخوانها و سایر اعضای بدن. <br/> | ||
| سطر ۳۴۸: | سطر ۳۳۶: | ||
نتیجه آن می شود که بچه پیش از ولادت یا بعد از آن از دست برود و حتی گاهی می شود که از آمیزش با زنش عاجز می گردد. <br/> | نتیجه آن می شود که بچه پیش از ولادت یا بعد از آن از دست برود و حتی گاهی می شود که از آمیزش با زنش عاجز می گردد. <br/> | ||
در سال 1927 دکتر «هوپر» رئیس کلینیک بیماریهای روحی و عصبی اطفال در پاریس برای کشف علت ضعف عقل و ولگردی اطفال و ارتکاب به کارهای غیر قانونی آمارهایی به دست آورد که روی 671 کودک ولگرد و خلاف کار مطالعه دقیق به عمل آورد و مشاهده کرد بیماریهای زیر باعث به وجود آمدن این گونه افراد شده است:<br/> | در سال 1927 دکتر «هوپر» رئیس کلینیک بیماریهای روحی و عصبی اطفال در پاریس برای کشف علت ضعف عقل و ولگردی اطفال و ارتکاب به کارهای غیر قانونی آمارهایی به دست آورد که روی 671 کودک ولگرد و خلاف کار مطالعه دقیق به عمل آورد و مشاهده کرد بیماریهای زیر باعث به وجود آمدن این گونه افراد شده است:<br/> | ||
| − | سیفلیس ارثی 83 نفر، الکلیسم 41 نفر، سل والدین 22 نفر و نیز بیماریهای عفونی در دوره کودکی، بیماری فلج اطفال، حصبه، ورم مغز، جراحات جمجمه ای، جراحات مختلف در بعضی مشاهده شده است | + | سیفلیس ارثی 83 نفر، الکلیسم 41 نفر، سل والدین 22 نفر و نیز بیماریهای عفونی در دوره کودکی، بیماری فلج اطفال، حصبه، ورم مغز، جراحات جمجمه ای، جراحات مختلف در بعضی مشاهده شده است<ref>همان، ص24.</ref>. <br/> |
| − | + | === زنا در کشورهای غربی === | |
| − | زنا در کشورهای غربی | + | |
آزادی جنسی در غرب و کشورهای غیر اسلامی باعث مشکلات زیادی همچون طلاقهای بی شمار و بچه های نامشروع و بی سرنوشت، تجاوزهای جنسی، همجنس بازی، بیماری های مقاربتی، ایدز و... شده است و همچنین ریشه بسیاری از جنایت ها و قتل ها، فشار غریزه و تجاوزات جنسی و از بین رفتن قبح و زشتی [[گناه]] است. <br/> | آزادی جنسی در غرب و کشورهای غیر اسلامی باعث مشکلات زیادی همچون طلاقهای بی شمار و بچه های نامشروع و بی سرنوشت، تجاوزهای جنسی، همجنس بازی، بیماری های مقاربتی، ایدز و... شده است و همچنین ریشه بسیاری از جنایت ها و قتل ها، فشار غریزه و تجاوزات جنسی و از بین رفتن قبح و زشتی [[گناه]] است. <br/> | ||
در غرب، زن مانند کاسه آبی است که هر ساعت در اختیار یک نفر است و منزلت و شأنیت او کاملاً از بین رفته است. <br/> | در غرب، زن مانند کاسه آبی است که هر ساعت در اختیار یک نفر است و منزلت و شأنیت او کاملاً از بین رفته است. <br/> | ||
زنان به اصطلاح آزادی غربی، آلت دست سرمایه دارها شده اند؛ چرا که از جاذبه و زیبایی آنها برای منافع تجاری استفاده می شود و از جهت دیگر آلت دست بوالهوسان و شهوترانان می شوند؛ به طوری که همه ارزش آنها، در ارضای غریزه جنسی مردان خلاصه می گردد و به آنان به دید یک فردی که فقط به درد دفع شهوت می خورد نگاه می کنند که پس از بهره برداری جنسی، مانند لاشه گندیده یک حیوان رها می شوند و در پست ترین مرتبه حیوانی قرار می گیرند. <br/> | زنان به اصطلاح آزادی غربی، آلت دست سرمایه دارها شده اند؛ چرا که از جاذبه و زیبایی آنها برای منافع تجاری استفاده می شود و از جهت دیگر آلت دست بوالهوسان و شهوترانان می شوند؛ به طوری که همه ارزش آنها، در ارضای غریزه جنسی مردان خلاصه می گردد و به آنان به دید یک فردی که فقط به درد دفع شهوت می خورد نگاه می کنند که پس از بهره برداری جنسی، مانند لاشه گندیده یک حیوان رها می شوند و در پست ترین مرتبه حیوانی قرار می گیرند. <br/> | ||
ولی در جامعه ای که واقعاً اسلامی باشد، بهره برداری جنسی از یک زن باتقوی و عفیف چه به صورت دائم و چه به صورت موقت، نه تنها باعث پایین آمدن ارزش وجودی او نمی شود بلکه باعث حفظ و ازدیاد ارزش و منزلت او می گردد. <br/> | ولی در جامعه ای که واقعاً اسلامی باشد، بهره برداری جنسی از یک زن باتقوی و عفیف چه به صورت دائم و چه به صورت موقت، نه تنها باعث پایین آمدن ارزش وجودی او نمی شود بلکه باعث حفظ و ازدیاد ارزش و منزلت او می گردد. <br/> | ||
| − | در هر دو جامعه زن، مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرد، در جامعه غربی زن سقوط می کند؛ اما در جامعه اسلامی زن به مراتب بالاتری صعود می نماید. | + | در هر دو جامعه زن، مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرد، در جامعه غربی زن سقوط می کند؛ اما در جامعه اسلامی زن به مراتب بالاتری صعود می نماید<ref>ارضاء و کنترل نیاز جنسی، ص76. </ref>. |
| − | از هر پنج کودک، بیش از یک کودک نامشروع توسط زنان [[ازدواج]] نکرده تولد یافته است. در آمریکا به گزارش آسوشیتدپرس به نقل از مرکز ملی آمار بهداشتی، این مسئله حتی در زنان 30 الی 40 سال و بالاتر و حتی به سطح دختران 20 سال کمتر رسیده است. | + | از هر پنج کودک، بیش از یک کودک نامشروع توسط زنان [[ازدواج]] نکرده تولد یافته است. در آمریکا به گزارش آسوشیتدپرس به نقل از مرکز ملی آمار بهداشتی، این مسئله حتی در زنان 30 الی 40 سال و بالاتر و حتی به سطح دختران 20 سال کمتر رسیده است<ref>بهشت جوانان، ص 182؛ به نقل از: مجله صف، شماره 82.</ref>. |
| − | به گزارش تحقیقاتی که از سوی اداره مطالعات جمعیت انگلیس تهیه گردیده است در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی بیش از 31 درصد از کودکانی که در مناطق انگلیس و ویلز به دنیا آمده اند پدر مشخصی نداشته اند. | + | به گزارش تحقیقاتی که از سوی اداره مطالعات جمعیت انگلیس تهیه گردیده است در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی بیش از 31 درصد از کودکانی که در مناطق انگلیس و ویلز به دنیا آمده اند پدر مشخصی نداشته اند<ref>همان، ص 182.</ref>. |
شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارش خود می گوید:<br/> | شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارش خود می گوید:<br/> | ||
| − | پنجاه درصد کودکان در آمریکا را اطفال نامشروع تشکیل می دهند و شمار خانواده هایی که [[قربانی]] طلاق شده اند نیز رو به افزایش است | + | پنجاه درصد کودکان در آمریکا را اطفال نامشروع تشکیل می دهند و شمار خانواده هایی که [[قربانی]] طلاق شده اند نیز رو به افزایش است<ref>همان، ص 183. </ref>. |
| − | + | در روزنامه کیهان از عجائب روزگار نوشته بود:<br/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
یک زن آمریکایی نوزادی با مشخصات مشترک انسان و سگ به دنیا آورد. <br/> | یک زن آمریکایی نوزادی با مشخصات مشترک انسان و سگ به دنیا آورد. <br/> | ||
به گزارش واحد مرکزی خبر از اسلام آباد، روزنامه نوای وقت با چاپ عکس این زن می نویسد:<br/> | به گزارش واحد مرکزی خبر از اسلام آباد، روزنامه نوای وقت با چاپ عکس این زن می نویسد:<br/> | ||
وی چند روز پیش در یکی از شهرهای آمریکا نوزادی با صورت و صدای شبیه توله سگ و رفتاری کاملاً مغایر رفتار انسان به دنیا آورده است. <br/> | وی چند روز پیش در یکی از شهرهای آمریکا نوزادی با صورت و صدای شبیه توله سگ و رفتاری کاملاً مغایر رفتار انسان به دنیا آورده است. <br/> | ||
| − | این زن ادعا می کرد که هیچ گاه [[ازدواج]] نکرده است، اما نه ماه پیش یک بشقاب پرنده از آسمان آمده و وی را ربوده و پس از مدتی دوباره آزاد شده است. در همین حال پزشکان متخصص معالج این زن ابراز داشتند یقیناً تولد این نوزاد از آمیزش سگ با انسان یا لقاح مصنوعی صورت گرفته است. این نوزاد هنگام تولد حدود شش کیلو و پانصد گرم وزن داشته است. | + | این زن ادعا می کرد که هیچ گاه [[ازدواج]] نکرده است، اما نه ماه پیش یک بشقاب پرنده از آسمان آمده و وی را ربوده و پس از مدتی دوباره آزاد شده است. در همین حال پزشکان متخصص معالج این زن ابراز داشتند یقیناً تولد این نوزاد از آمیزش سگ با انسان یا لقاح مصنوعی صورت گرفته است. این نوزاد هنگام تولد حدود شش کیلو و پانصد گرم وزن داشته است<ref>همان، ص 183.</ref>. <br/> |
در آمریکا کودکان زودتر از معمول، بالغ می شوند و از سنین خردسالی احساس و هیجان جنسی در ایشان زنده می شود. <br/> | در آمریکا کودکان زودتر از معمول، بالغ می شوند و از سنین خردسالی احساس و هیجان جنسی در ایشان زنده می شود. <br/> | ||
هیچ جای تعجب نیست که در بین طبقات مختلف حتی طبقات پولدار و باسواد دخترانی پیدا می شوند که در سالهای هفت و هشت سالگی با کودکان هم سن و سال خود رابطه جنسی برقرار کرده و احتمالاً به فحشا مبتلا می گردند. <br/> | هیچ جای تعجب نیست که در بین طبقات مختلف حتی طبقات پولدار و باسواد دخترانی پیدا می شوند که در سالهای هفت و هشت سالگی با کودکان هم سن و سال خود رابطه جنسی برقرار کرده و احتمالاً به فحشا مبتلا می گردند. <br/> | ||
| سطر ۳۷۴: | سطر ۳۵۹: | ||
عامل اول: ادبیات بی آبرو و دور از عفت است که بعد از جنگ جهانی با تمام وقاحت و بی آبرویی به شکل عجیب و غریبی ترویج شد و دنیا را فرا گرفت!<br/> | عامل اول: ادبیات بی آبرو و دور از عفت است که بعد از جنگ جهانی با تمام وقاحت و بی آبرویی به شکل عجیب و غریبی ترویج شد و دنیا را فرا گرفت!<br/> | ||
عامل دوم: فیلمهای سینمایی است که نه تنها غریزه شهوانی حیوانی را تیز می کند بلکه در این خصوص، دروس علمی و عملی را بر ایشان تلقین می نماید. <br/> | عامل دوم: فیلمهای سینمایی است که نه تنها غریزه شهوانی حیوانی را تیز می کند بلکه در این خصوص، دروس علمی و عملی را بر ایشان تلقین می نماید. <br/> | ||
| − | عامل سوم: پایین آمدن سطح اخلاق زنان است که در لباس، برهنگی، اعتیاد و اختلاط بدون قید و شرطشان با مردان به صورت آشکاری به چشم می خورد | + | عامل سوم: پایین آمدن سطح اخلاق زنان است که در لباس، برهنگی، اعتیاد و اختلاط بدون قید و شرطشان با مردان به صورت آشکاری به چشم می خورد. این مفاسد سه گانه به مرور زمان رو به ازدیاد است و آخرین نتیجه آن زوال تمدن و از بین رفتن مسیحیت است که اگر ما امروز از طغیان آنها جلو گیری نکنیم، به طور حتم تاریخ رومیها و کسانی که به پیروی از شهوت و غریزه جنسی رهسپار عدم گردیدند برای ما هم تکرار می شوند؛ زیرا آنها هم مانند ما در شراب، زن، رقص، و موسیقی و [[لهو]] و [[لعب]] غرق شده بودند. <br/> |
در این جامعه دیگر زن باعفت دارای احترام نیست! اصلاً عفت، تهذیب، [[حجاب]] و از روابط نامشروع دوری نمودن و قانع بودن به همسر خود، نشانه بی تمدنی و بی فرهنگی و عدم پیشرفت به حساب می آید!<br/> | در این جامعه دیگر زن باعفت دارای احترام نیست! اصلاً عفت، تهذیب، [[حجاب]] و از روابط نامشروع دوری نمودن و قانع بودن به همسر خود، نشانه بی تمدنی و بی فرهنگی و عدم پیشرفت به حساب می آید!<br/> | ||
مؤلف کتب تاریخ فحشا (جورج رائیلی اسکات انگلیسی) می نویسد:<br/> | مؤلف کتب تاریخ فحشا (جورج رائیلی اسکات انگلیسی) می نویسد:<br/> | ||
مرتکب شدن به [[فسق]] و فجور و ولگردی در خیابانها و عدم عفت برای دوشیزه امروزی از جمله وسایل زندگی تجملی به شمار می رود. استعمال مواد مخدر، و شرابهای ترش مزه، رنگ کردن ناخن و لبها به رنگ سرخ، مهارت داشتن در مورد مسائل جنسی و تدابیر ضد بارداری و سخن از فحشا نیز از جمله ضروریات امروزی شدن و پیشرفت زندگی تجملی محسوب می شود. تا الان هم تعداد زنانی که پیش از ازدواج، روابط جنسی دارند رو به ازدیاد و افزایش است و آن را هیچ عیب و گناهی نمی دانند و وجود دختران باکره در هنگام عقد [[ازدواج]] در کلیسا بسیار نادر و کمیاب است. <br/> | مرتکب شدن به [[فسق]] و فجور و ولگردی در خیابانها و عدم عفت برای دوشیزه امروزی از جمله وسایل زندگی تجملی به شمار می رود. استعمال مواد مخدر، و شرابهای ترش مزه، رنگ کردن ناخن و لبها به رنگ سرخ، مهارت داشتن در مورد مسائل جنسی و تدابیر ضد بارداری و سخن از فحشا نیز از جمله ضروریات امروزی شدن و پیشرفت زندگی تجملی محسوب می شود. تا الان هم تعداد زنانی که پیش از ازدواج، روابط جنسی دارند رو به ازدیاد و افزایش است و آن را هیچ عیب و گناهی نمی دانند و وجود دختران باکره در هنگام عقد [[ازدواج]] در کلیسا بسیار نادر و کمیاب است. <br/> | ||
| − | بزرگ ترین عامل این بی بندوباری در مسائل جنسی، اشتغال زنان به کارهای تجاری و اداری و کارهای مختلف دیگر است که بهترین وسیله و فرصت برای اختلاط مردان و زنان است و باعث شده که قوه دفاعی زن در مقابل تجاوز مرد، کم و نابود شده و روابط شهوانی بین زن و مرد از هر قید اخلاقی آزاد گردد. در این حال لذت زندگی نزد دوشیزگان این است که مرد جام لذت و تمتع را به وی تقدیم کند؛ لذا به دنبال این لذتها به رقاص خانه ها، کلوپهای شبانه، هتلها و قهوه خانه ها سر می زند تا بتواند مرد بیگانه ای را که صاحب ماشین و ثروت است، شکار کند! به این ترتیب او خود را با رضا و رغبت فراوان در محیط و اوضاعی می اندازد که تمایلات جنسی را مشتعل تر می کند و نه تنها از عواقب آن ترسی ندارد بلکه آن را با شادی و آغوش باز استقبال می کند.» | + | بزرگ ترین عامل این بی بندوباری در مسائل جنسی، اشتغال زنان به کارهای تجاری و اداری و کارهای مختلف دیگر است که بهترین وسیله و فرصت برای اختلاط مردان و زنان است و باعث شده که قوه دفاعی زن در مقابل تجاوز مرد، کم و نابود شده و روابط شهوانی بین زن و مرد از هر قید اخلاقی آزاد گردد. در این حال لذت زندگی نزد دوشیزگان این است که مرد جام لذت و تمتع را به وی تقدیم کند؛ لذا به دنبال این لذتها به رقاص خانه ها، کلوپهای شبانه، هتلها و قهوه خانه ها سر می زند تا بتواند مرد بیگانه ای را که صاحب ماشین و ثروت است، شکار کند! به این ترتیب او خود را با رضا و رغبت فراوان در محیط و اوضاعی می اندازد که تمایلات جنسی را مشتعل تر می کند و نه تنها از عواقب آن ترسی ندارد بلکه آن را با شادی و آغوش باز استقبال می کند.» <br/> |
این است وضع زنان در غرب که دیگر آثاری از فضیلت های اخلاقی و عفت و حیا و شرم و [[حجاب]] در زنان (مگر در افراد کمی) دیده نمی شود و همه در این مسابقه خطرناک برهنگی و بی حیایی شرکت کرده اند و عاقبت به عواقب خطرناک و نابود کننده آن دچار می شوند. <br/> | این است وضع زنان در غرب که دیگر آثاری از فضیلت های اخلاقی و عفت و حیا و شرم و [[حجاب]] در زنان (مگر در افراد کمی) دیده نمی شود و همه در این مسابقه خطرناک برهنگی و بی حیایی شرکت کرده اند و عاقبت به عواقب خطرناک و نابود کننده آن دچار می شوند. <br/> | ||
Leo nikolaevich Tolstoy:<br/> | Leo nikolaevich Tolstoy:<br/> | ||
Everyone thinks of chanqinq the world. But no one thinks of chanqinq himsell. <br/> | Everyone thinks of chanqinq the world. But no one thinks of chanqinq himsell. <br/> | ||
| − | هر کسی در اندیشه تغییر جهان است؛ اما کسی در اندیشه تغییر خود نیست. | + | هر کسی در اندیشه تغییر جهان است؛ اما کسی در اندیشه تغییر خود نیست<ref>apples of goldسید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه دکتر دایان فرانجی، ص 109، شماره 288.</ref>. «لئو نیکولایویچ تولستوی/ فیلسوف و رمان نویس روسی» <br/> |
| − | + | == فصل سوم: مضرات زنا از ابعاد مختلف == | |
| − | فصل سوم: مضرات زنا از ابعاد مختلف | + | === اشاره === |
| − | اشاره | + | |
Oscar wilde:<br/> | Oscar wilde:<br/> | ||
| − | Men always want to be a woman’s first | + | Men always want to be a woman’s first <br/> |
| − | Love - women like to be a man’s last romance | + | Love - women like to be a man’s last romance <br/> |
| − | برای نوشتن یک نامه عاشقانه خوب باید بدون آنکه بدانی معنای آنچه می گویی چیست آغاز کنی و بدون آنکه بدانی چه انشا کرده ای به پایان رسانی. | + | برای نوشتن یک نامه عاشقانه خوب باید بدون آنکه بدانی معنای آنچه می گویی چیست آغاز کنی و بدون آنکه بدانی چه انشا کرده ای به پایان رسانی.<ref>apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص192،شماره 589.</ref><br /> |
« اسکار وایلد/ نویسنده انگلیسی» | « اسکار وایلد/ نویسنده انگلیسی» | ||
| − | + | === ضرر زنا از نظر دین === | |
| − | ضرر زنا از نظر دین | + | |
ضرر زنا از منظر دین واضح و آشکار است؛ از ضعف ایمان و سرکشی کردن در مقابل خداوند متعال و آنچه بر آن مترتب است، تا سبک شمردن احکام شرعی و خارج شدن از فرمان الهی و تجاهر نمودن به [[فسق]] و فجور و معاصی و در این حالت شخص زناکار بنده لذت و عبد شهوت است نه بنده خدا و با چنین حالت باکی ندارد از ارتکاب سایر منکرات و به جا آوردن باقی محرمات، پس هر چه خواهش نفس او است به جا می آورد، مانعی ندارد؛ زیرا قلب او قساوت دیده و جایی برای خوف و ترس از خداوند نمانده است و به طور کلی به اصول عقاید پشت پا می زند.<br/> | ضرر زنا از منظر دین واضح و آشکار است؛ از ضعف ایمان و سرکشی کردن در مقابل خداوند متعال و آنچه بر آن مترتب است، تا سبک شمردن احکام شرعی و خارج شدن از فرمان الهی و تجاهر نمودن به [[فسق]] و فجور و معاصی و در این حالت شخص زناکار بنده لذت و عبد شهوت است نه بنده خدا و با چنین حالت باکی ندارد از ارتکاب سایر منکرات و به جا آوردن باقی محرمات، پس هر چه خواهش نفس او است به جا می آورد، مانعی ندارد؛ زیرا قلب او قساوت دیده و جایی برای خوف و ترس از خداوند نمانده است و به طور کلی به اصول عقاید پشت پا می زند.<br/> | ||
| − | ضرر زنا از نظر اخلاق | + | === ضرر زنا از نظر اخلاق === |
ضرر و زیان زنا از جهت اخلاق بر همه روشن است و محتاج برهان و دلیل نیست؛ زیرا حیا سرآمد تمام اخلاق حسنه است و هیچ فردی اقدام به این امر قبیح نمی کند و مرتکب چنین عمل زشتی نمی شود مگر اینکه پرده حیا و عفت را دریده است و اگر حیا نباشد خانه آداب و فضایل خراب و اخلاق انسانی سرنگون خواهد شد و به جای آنها انواع اخلاق رذیله و صفات ناپسند جایگزین خواهد گردید.<br/> | ضرر و زیان زنا از جهت اخلاق بر همه روشن است و محتاج برهان و دلیل نیست؛ زیرا حیا سرآمد تمام اخلاق حسنه است و هیچ فردی اقدام به این امر قبیح نمی کند و مرتکب چنین عمل زشتی نمی شود مگر اینکه پرده حیا و عفت را دریده است و اگر حیا نباشد خانه آداب و فضایل خراب و اخلاق انسانی سرنگون خواهد شد و به جای آنها انواع اخلاق رذیله و صفات ناپسند جایگزین خواهد گردید.<br/> | ||
| − | ضرر زنا از نظر بهداشت | + | === ضرر زنا از نظر بهداشت === |
اگر از نظر بهداشت به این عمل ننگین نظر نماییم، فرقی بزرگ و اختلافی بسیار مشاهده می کنیم میان زندگانی زن و شوهری که زناشویی آنها از روی شرافت و طهارت است و پایه آن محبت واقعی و علاقه مندی میان آنان قرار گرفته و میان زندگانی زن و مردی که اجتماع آنان از روی بی شرافتی و عدم طهارت است که پایه آن فقط بر قضای شهوت حیوانی قرار گرفته است. <br/> | اگر از نظر بهداشت به این عمل ننگین نظر نماییم، فرقی بزرگ و اختلافی بسیار مشاهده می کنیم میان زندگانی زن و شوهری که زناشویی آنها از روی شرافت و طهارت است و پایه آن محبت واقعی و علاقه مندی میان آنان قرار گرفته و میان زندگانی زن و مردی که اجتماع آنان از روی بی شرافتی و عدم طهارت است که پایه آن فقط بر قضای شهوت حیوانی قرار گرفته است. <br/> | ||
این امر ثابت شده است که زن در مدت حیات زناشویی به شوهر خود بعضی از قوای از دست رفته او را که در زندگی اجتماعی به مصرف رسانده است برمی گرداند به خلاف اشخاصی که سر و کار با فواحش دارند و مرتکب عمل زشت زنا می شوند که در هر مرتبه از مباشرت، مقداری از قوای حیاتی خود را از دست داده بدون اینکه چیزی از آن را ولو مقدار کمی هم باشد مسترد دارند. <br/> | این امر ثابت شده است که زن در مدت حیات زناشویی به شوهر خود بعضی از قوای از دست رفته او را که در زندگی اجتماعی به مصرف رسانده است برمی گرداند به خلاف اشخاصی که سر و کار با فواحش دارند و مرتکب عمل زشت زنا می شوند که در هر مرتبه از مباشرت، مقداری از قوای حیاتی خود را از دست داده بدون اینکه چیزی از آن را ولو مقدار کمی هم باشد مسترد دارند. <br/> | ||
اولین جنایت افراد در این عمل زشت این است که نیروی جوانی خود را در حالی که برای تکمیل سلامتی و صحت و نیروی مزاجی خود به آن احتیاج دارند درهم می شکنند.<br/> | اولین جنایت افراد در این عمل زشت این است که نیروی جوانی خود را در حالی که برای تکمیل سلامتی و صحت و نیروی مزاجی خود به آن احتیاج دارند درهم می شکنند.<br/> | ||
| − | ضرر زنا از نظر مالی | + | === ضرر زنا از نظر مالی === |
ضررهای زنا از جهت مالی بسیار است؛ زیرا کم است که انسان به مقصود خود نایل گردد مگربه بذل و چه بسا می شود که تمام ثروت و دارایی و کسب و تجارت و نتیجه زحمات چند ساله خود را ازدست می دهد و دچار فقر و پریشانی و مذلت می گردد. <br/> | ضررهای زنا از جهت مالی بسیار است؛ زیرا کم است که انسان به مقصود خود نایل گردد مگربه بذل و چه بسا می شود که تمام ثروت و دارایی و کسب و تجارت و نتیجه زحمات چند ساله خود را ازدست می دهد و دچار فقر و پریشانی و مذلت می گردد. <br/> | ||
اگر نیروی شهوت و جنون عشق بر انسان ابتلا یافت با کمال میل و رغبت حاضر است برای محبت و دل به دست آوردن زنی، جان خود را به رایگان فدای او نموده و اموال نفیسه خود را در قدمش نثار کند و هدایا و تحفه های گرانبها تقدیمش نماید و چه بسیار ثروتمندان که در این راه فقییر و بی چیز و خوار و ذلیل گردیدند.<br/> | اگر نیروی شهوت و جنون عشق بر انسان ابتلا یافت با کمال میل و رغبت حاضر است برای محبت و دل به دست آوردن زنی، جان خود را به رایگان فدای او نموده و اموال نفیسه خود را در قدمش نثار کند و هدایا و تحفه های گرانبها تقدیمش نماید و چه بسیار ثروتمندان که در این راه فقییر و بی چیز و خوار و ذلیل گردیدند.<br/> | ||
| − | ضرر زنا از نظر اجتماعی | + | === ضرر زنا از نظر اجتماعی === |
همان گونه که زنا مضرات مالی، جسمی و روحی را برای انسان به دنبال دارد ضررهای اجتماعی را نیز در بین مردم و نسل ها ایجاد می کند که نمونه های بارز آن بچه ای است که از زنا به دنیا می آید و سبب یک عمر پشیمانی و افسوس خوردن را برای صاحب خود به دنبال می آورد. دیگر آنکه با بچه ای که از زنا به وجود آمده شخص زناکار را نزد مردم زیر سؤال می برد و باعث بی اعتبار شدن وی بین جامعه و عموم می شود؛ لذا آنچه از ضرر زنا در روابط اجتماعی بین مردم به وجود می آید به هشت دسته تقسیم می شود:<br/> | همان گونه که زنا مضرات مالی، جسمی و روحی را برای انسان به دنبال دارد ضررهای اجتماعی را نیز در بین مردم و نسل ها ایجاد می کند که نمونه های بارز آن بچه ای است که از زنا به دنیا می آید و سبب یک عمر پشیمانی و افسوس خوردن را برای صاحب خود به دنبال می آورد. دیگر آنکه با بچه ای که از زنا به وجود آمده شخص زناکار را نزد مردم زیر سؤال می برد و باعث بی اعتبار شدن وی بین جامعه و عموم می شود؛ لذا آنچه از ضرر زنا در روابط اجتماعی بین مردم به وجود می آید به هشت دسته تقسیم می شود:<br/> | ||
اول: اختلاط نطفه ها و مشبه شدن نسبت ها. <br/> | اول: اختلاط نطفه ها و مشبه شدن نسبت ها. <br/> | ||
| سطر ۴۱۵: | سطر ۳۹۸: | ||
هشتم: جماعتی عمل زشت زنا را شغلل خود قرار داده، از این راه کسب معیشت می کنند. <br/> | هشتم: جماعتی عمل زشت زنا را شغلل خود قرار داده، از این راه کسب معیشت می کنند. <br/> | ||
پس زنا بدترین مصیبت ها و ریشه تمام عیب ها است.<br/> | پس زنا بدترین مصیبت ها و ریشه تمام عیب ها است.<br/> | ||
| − | حقوق ناصح و منصوح | + | === حقوق ناصح و منصوح === |
هرگاه شخصی مرتکب [[گناه]] و معصیتی می شود افرادی که جزو صالحان و مؤمنان هستند سعی می کنند این گونه افراد را با ارشاد و راهنمایی به سمت توبه کشانده، از [[گناه]] خود بر گردانند. چنانکه افرادی که مرتکب [[گناه]] شده اند از آنچه که مورد نصیحت قرار گرفته اند دوری کنند و نسبت به آنم بی تفاوت باشند، عواقب آن در این دنیا و آخرت گریبانگیرشان خواهد شد؛ لذا به کسانی هم که واسطه بین کار نیک و نصیحت خواهی قرار گرفته اند مدیون خواهند بود؛ اما افراد گناهکاری که به فرازهای نصیحت کننده و از کاری که انجام داده اند توبه و ابراز پشیمانی نمایند و سبب سعات خویش در دو عالم می شوند. بر این گونه افراد لازم است از نیکی کسی که آن ها را پند و نصیحت نموده، در هر جایی سخن به میان کشند. <br/> | هرگاه شخصی مرتکب [[گناه]] و معصیتی می شود افرادی که جزو صالحان و مؤمنان هستند سعی می کنند این گونه افراد را با ارشاد و راهنمایی به سمت توبه کشانده، از [[گناه]] خود بر گردانند. چنانکه افرادی که مرتکب [[گناه]] شده اند از آنچه که مورد نصیحت قرار گرفته اند دوری کنند و نسبت به آنم بی تفاوت باشند، عواقب آن در این دنیا و آخرت گریبانگیرشان خواهد شد؛ لذا به کسانی هم که واسطه بین کار نیک و نصیحت خواهی قرار گرفته اند مدیون خواهند بود؛ اما افراد گناهکاری که به فرازهای نصیحت کننده و از کاری که انجام داده اند توبه و ابراز پشیمانی نمایند و سبب سعات خویش در دو عالم می شوند. بر این گونه افراد لازم است از نیکی کسی که آن ها را پند و نصیحت نموده، در هر جایی سخن به میان کشند. <br/> | ||
امام سجاد(ع) در رساله حقوقی خود درباره حق نصیحت خواه می فرماید:<br/> | امام سجاد(ع) در رساله حقوقی خود درباره حق نصیحت خواه می فرماید:<br/> | ||
| − | «و حق المستنصح أن تؤدی الیه النصیحته ولیکن مذهبک الرحمه له و الرفق به.» | + | «و حق المستنصح أن تؤدی الیه النصیحته ولیکن مذهبک الرحمه له و الرفق به.» <br/> |
| − | «و حق نصیحت خواه این است که حق دلسوزی و خیرخواهی را در مورد او ادا کرده، روش مدارا و مهربانی را با او پیش گیری.» | + | «و حق نصیحت خواه این است که حق دلسوزی و خیرخواهی را در مورد او ادا کرده، روش مدارا و مهربانی را با او پیش گیری.» <br/> |
| − | «نصیحت در لغت به معنی تصفیه عسل و دوختن لباس است، سپس در نقطه ی مقابل غش به کار برده شده، و در مورد اخلاص و صدق نیز به کار می رود و گفته شده نصح و نصیحه و مناصحه اراده ی خیر در مورد شخص دیگر و هدایت او به سوی خیر و نیکی است و آن کلمه ی جامعی است برای خیرخواهی و ممکن نیست در کلام عرب از کلمه ای استفاده کنیم که بتواند تعبیر نصیحت را به خوبی نشان | + | «نصیحت در لغت به معنی تصفیه عسل و دوختن لباس است، سپس در نقطه ی مقابل غش به کار برده شده، و در مورد اخلاص و صدق نیز به کار می رود و گفته شده نصح و نصیحه و مناصحه اراده ی خیر در مورد شخص دیگر و هدایت او به سوی خیر و نیکی است و آن کلمه ی جامعی است برای خیرخواهی و ممکن نیست در کلام عرب از کلمه ای استفاده کنیم که بتواند تعبیر نصیحت را به خوبی نشان دهد»<ref>تاج العروس، ج2، ص237.</ref>.<br/> |
همچنین می فرماید:<br/> | همچنین می فرماید:<br/> | ||
| − | «ان الدین النصیحه لله و لرسوله و لکتابه و لائمه المسلمین و عامتهم.» | + | «ان الدین النصیحه لله و لرسوله و لکتابه و لائمه المسلمین و عامتهم.» <br/> |
| − | «همانا خدا دین خیرخواهی برای خدا و رسولش و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و عموم آن ها است.» | + | «همانا خدا دین خیرخواهی برای خدا و رسولش و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و عموم آن ها است.» <br/> |
ابن اثیر می گوید:<br/> | ابن اثیر می گوید:<br/> | ||
| − | «نصیحت کلمه ای است که با آن از جمله ای که به معنی خیرخواهی برای شخص مورد نصیحت است تعبیر می شود.» | + | «نصیحت کلمه ای است که با آن از جمله ای که به معنی خیرخواهی برای شخص مورد نصیحت است تعبیر می شود.»<ref>لسان العرب،ج2،ص615-616.</ref><br/> |
لازم به تذکر است که نصیحت برای خدا یعنی دستوری برای دین او و بندگانش است. کسی که خواستار نصیحت است، باید با خیرخواهی او را به سوی خیر و نیکی راهنمایی کرد. <br/> | لازم به تذکر است که نصیحت برای خدا یعنی دستوری برای دین او و بندگانش است. کسی که خواستار نصیحت است، باید با خیرخواهی او را به سوی خیر و نیکی راهنمایی کرد. <br/> | ||
امام سجاد(ع) به صورتی فشرده و کوتاه حق نصیحت خواه را متذکر شده، می فرماید:<br/> | امام سجاد(ع) به صورتی فشرده و کوتاه حق نصیحت خواه را متذکر شده، می فرماید:<br/> | ||
| − | «حق او این است که بی دریغ ناصح او باشی و در نصیحت و خیرخواهی با او روش مهربانی را پیش گیری.» | + | «حق او این است که بی دریغ ناصح او باشی و در نصیحت و خیرخواهی با او روش مهربانی را پیش گیری.» <br/> |
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | پیامبر اکرم(ص) می فرماید:<br/> | ||
| − | «یجب للمؤمن علی المؤمن النصیحه له فی المشهد و المغیب.» | + | «یجب للمؤمن علی المؤمن النصیحه له فی المشهد و المغیب.»<ref>اصول کافی، ج3،ص296، باب نصیحه المؤمن.</ref><br/> |
| − | «بر مؤمن واجب است خیرخواهی مؤمن در حضور و غیابش.» | + | «بر مؤمن واجب است خیرخواهی مؤمن در حضور و غیابش.» <br/> |
همچنین می فرماید:<br/> | همچنین می فرماید:<br/> | ||
| − | «ان اعظم الناس منزله عندالله یوم القیامه أمشاهم فی أرضه بالنصیحه لخلقه.» | + | «ان اعظم الناس منزله عندالله یوم القیامه أمشاهم فی أرضه بالنصیحه لخلقه.»<ref>همان.</ref><br/> |
| − | «همانا بزرگ ترین افراد از لحاظ مقام در پیشگاه خدا در روز قیامت کسی است که در زمین خدا بیشتر برای دلسوزی و خیرخواهی نسبت به بندگان خدا گام برداشته است.» | + | «همانا بزرگ ترین افراد از لحاظ مقام در پیشگاه خدا در روز قیامت کسی است که در زمین خدا بیشتر برای دلسوزی و خیرخواهی نسبت به بندگان خدا گام برداشته است.» <br/> |
امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | امام صادق(ع) می فرماید:<br/> | ||
| − | «بر شما باد نصیحت مخلوق خدا که با عملی برتر از آن خدا را دیدار نمی کنید.» | + | «بر شما باد نصیحت مخلوق خدا که با عملی برتر از آن خدا را دیدار نمی کنید.» <br/> |
با شرح و بررسی بخش قبلی، اهمیت خیرخواهی و ارشاد به سوی خیر و سعات روشن شد، وقتی فرد نصیحت خواه دارای چنان حقی است، نصیحت کننده نیز از حقی برخوردار است، فروتنی در برابر او و شنیدن دقیق نصایح و مواعظش از جمله ی حقوق او است، در مورد ناصح نیز امام(ع) سفارش می فرماید که اصل برادری و محبت نباید فراموش شود و در صورتی که مرتکب اشتباه شد یا به جای خیر و سعادت از روی غفلت و بی توجهی به فساد و بدبختی دعوت و هدایت کرد، نباید او را متهم ساخت. <br/> | با شرح و بررسی بخش قبلی، اهمیت خیرخواهی و ارشاد به سوی خیر و سعات روشن شد، وقتی فرد نصیحت خواه دارای چنان حقی است، نصیحت کننده نیز از حقی برخوردار است، فروتنی در برابر او و شنیدن دقیق نصایح و مواعظش از جمله ی حقوق او است، در مورد ناصح نیز امام(ع) سفارش می فرماید که اصل برادری و محبت نباید فراموش شود و در صورتی که مرتکب اشتباه شد یا به جای خیر و سعادت از روی غفلت و بی توجهی به فساد و بدبختی دعوت و هدایت کرد، نباید او را متهم ساخت. <br/> | ||
| − | «و حق الناصح أن تلین جناحک و تصغی الیه بسمعک، فان أتی الصواب، حمدت الله عزوجل، و ان لم یوافق رحمته، و لم تتهمه، و علمت أنه أخطاء و لم تؤاخذه بذلک الا أن یکون مستحقا للتهمه، فلا تعبأ بشیئی من أمره علی حال، و لا قوه الا بالله.» | + | «و حق الناصح أن تلین جناحک و تصغی الیه بسمعک، فان أتی الصواب، حمدت الله عزوجل، و ان لم یوافق رحمته، و لم تتهمه، و علمت أنه أخطاء و لم تؤاخذه بذلک الا أن یکون مستحقا للتهمه، فلا تعبأ بشیئی من أمره علی حال، و لا قوه الا بالله.» <br/> |
| − | «و حق نصیحتگر این است که با او متواضع و ملایم برخورد کرده، با گوش جانت متوجه گفتارش باشی، پس اگر حق را عرضه کرد، خدای عزوجل را سپاس گویی، و اگر موافق حق نبود، براو رحمت آوریی، و او را متهم نسازی و بدانی که او اشتباه کرده است و او را در مورد اشتباه و نظر باطلش مؤاخذه نکنی، مگر اینکه واقعاً سزاوار تهمت باشد و در هر صورت باز هم نسبت به این کارش اعتنایی نداشته باش و هیچ قدرتی جز به عنایت خداوند وجود ندارد.» | + | «و حق نصیحتگر این است که با او متواضع و ملایم برخورد کرده، با گوش جانت متوجه گفتارش باشی، پس اگر حق را عرضه کرد، خدای عزوجل را سپاس گویی، و اگر موافق حق نبود، براو رحمت آوریی، و او را متهم نسازی و بدانی که او اشتباه کرده است و او را در مورد اشتباه و نظر باطلش مؤاخذه نکنی، مگر اینکه واقعاً سزاوار تهمت باشد و در هر صورت باز هم نسبت به این کارش اعتنایی نداشته باش و هیچ قدرتی جز به عنایت خداوند وجود ندارد.» <br/> |
* * * | * * * | ||
Thomas S.szasz:<br/> | Thomas S.szasz:<br/> | ||
Men are rewarded or punished not for what they do but For how their acts are defined. That is why men are more interested in better justifyinq themselves than in better behavinq themselves. <br/> | Men are rewarded or punished not for what they do but For how their acts are defined. That is why men are more interested in better justifyinq themselves than in better behavinq themselves. <br/> | ||
| − | پاداش گرفتن یا مجازات شدن آدم ها، به خاطر آن کاری نیست که انجام می دهند؛ بلکه به خاطر چگونگی تعریف عملکرد آنان است؛ زیرا آدم ها بیشتر علاقه مند به توجیه بهتر خود هستند تا رفتار کردن بهتر. | + | پاداش گرفتن یا مجازات شدن آدم ها، به خاطر آن کاری نیست که انجام می دهند؛ بلکه به خاطر چگونگی تعریف عملکرد آنان است؛ زیرا آدم ها بیشتر علاقه مند به توجیه بهتر خود هستند تا رفتار کردن بهتر.<ref>apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص197،شماره 607.</ref> |
«توماس اس. ساس/ روانپزشک آمریکایی» | «توماس اس. ساس/ روانپزشک آمریکایی» | ||
| − | + | == فصل چهارم: زنا از نظر ادیان == | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | فصل چهارم: زنا از نظر ادیان | + | |
اشاره | اشاره | ||
Alfred sheinwold:<br/> | Alfred sheinwold:<br/> | ||
نسخهٔ ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۹
|
| |
| نویسنده | محسن ماجراجو ؛ ویراستار: وجیهه کاوسی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | پارسایان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۸ |
| شماره کتابشناسی ملی | ۲۱۰۱۶۸۸ |
| دانلود | |
محتویات
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربآنکه انسان را کامل ترین مخلوق کائنات قرار داد و او را از اختیارات لازم برخوردار نمود تا در این دنیای چند روزه با استفاده از امکانات گسترده موجود، خویشتن را برای امتحانات الهی آماده سازد و خود را در محضر بی زوال
او به اثبات رساند.
خداوند به جهت امکانات ویژه ای که به این انسان خاکی عطا کرد حجت را بر بشر تمام نمود و از همین رو نسبت به دیگر مخلوقات انتظارات بیشتری را از انسان خواهان است. ممکن است برای برخی این سؤال مطرح شود که چگونه خداوند انسان را عظیم تر از دیگر مخلوقات به وجود آورده است؛ از این رو لازم است با دلیل و اثباتی قوی در پاسخ به این سؤال بگوییم که خداوند موهبت های خاصی به انسان عنایت کرد و او را از شرایط ویژه ای نسبت به دیگر موجودات (ملائکه و حیوانات) برخوردار نمود که می توان بادلایل عقلانی برآن ها صحه گذارد، به طور نمونه خدای متعال به انسان عقل را عنایت فرمود و جسم و روحی ظریف و حساس به او عطا کرد آن گاه این انسان در آفرینش به گونه ای قرار داد که بتواند به اداره امور زندگی خود بپردازد و در این راستا از همه لوازم مورد نیاز برخوردار باشد، در کنار همه این ها شهوت و میل و گرایش به مادیات را در وجود انسان قرار داد تا به اشکال مختلف انسان را مورد آزمایش قرار دهد و زمینه تکامل وی را فراهم آورد. حال آن که بر سایر موجودات شرایط به گونه ای دیگر حکم فرما است؛ به طور نمونه حیوان با برخورداری از جسم، روح و شهوت، فاقد عقل است و موجوداتی همچون ملائکه هرچند عقل و روح داشته باشند جسم و شهوت ندارند و کاملاً بدیهی است که تمامی آن چه ذکر شد با هدف مندی خاصی از جانب خداوند صورت گرفته است.
توجه به این نکته حائز اهمیت است آیا انسانی که خداوند او را با چنین مشخصاتی آفریده است، شایسته است در برابر این همه نعمت ناسپاسی کند و در مقابل دستوراتی که در کتاب آسمانی قرآن به آن ها تصریح شده است، کوتاهی ورزد؟!
آیا صحیح است از کنار دستورات این کتاب آسمانی به راحتی و بدون عمل به آن ها گذر کرد؟!
روابط نامشروع انسان ها یکی از موارد نهی شده از سوی خداوند در قرآن است که متأسفانه برخی از ما به دستورات الهی اهمیت لازم را نداده و به آن ها عمل نمی کنیم. کتابی که با عنوان روابط غیر اخلاقی دختران و پسران پس از ویرایش دوم در اختیار شما مخاطبان عزیز قرار گرفته است شامل تمام مسائل نهی شده است که جوانان با آن ها غالباً درگیر هستند. تمام این مسائل از مهم ترین مسائل نهی شده و شرعی در حوزه روابط بین دو جنس است. شهوت که یکی از موهبت های الهی در نهاد بشر است می تواند به دو صورت مثبت و منفی مورد استفاده قرار گیرد و اگر از این نعمت الهی استفاده ناشایستی به عمل آید موجب فساد جامعه و فروپاشی خانواده و عذاب دنیوی و اخروی گردیده و هزاران ضرر و زیان دیگر را برای انسان و جامعه بشری به دنبال خواهد داشت.
این کتاب تمام روابط نامشروع را ـ که شامل زنا، لواط، سحق یا به نوعی همجنس بازی بین دختران و پسران می شود ـ از ابعاد مختلف مورد تحقیق و بررسی قرار داده است. در سراسر نوشتار حاضر سعی شده از مطالب موثق و منابع مهم بهره گیری شود و نتایج مطالعات و پژوهش ها به صورتی روان در اختیار خوانندگان قرار گیرد، امیدواریم که این اثر ناچیز مورد عنایت و توجه خداوند متعال و تنها حجت باقی مانده اش امام زمان قرار گرفته باشد.
محسن ماجراجو.
فصل اول: تعاریف و اثرات زنا و علاج آن
اشاره
Albert Einstein
The problem that exist in the world today can not be solved by the levd of thinking that ereated them.
مشکلاتی که در جهان امروز وجود دارند نمی توانند با همان سطحی از فکر که آن ها را به وجود آورده است حل شوند[۱].
«آلبرت اینشتین / فیزیکدان آمریکایی، متولد آلمان»
تعریف زنا
زنا هم بستر شدن زن و مرد است بدون وجه شرعی و به عبارت دیگر عمل فحشایی است که واقع می شود میان مردان و زنان چه از روی اجبار باشد و چه بارضایت طرفین که موجب هتک عرض و از بین رفتن عفت و برباد رفتن شرافت است. در شرع این علم قبیح زنا نام دارد و اولادی که از این راه به دنیا بیاید ولد زنا نامیده می شوند.
تجارت بیضه (ناموس) و تمتع بردن از آن است در مقابل عوضی که به او داده می شود که مایه معیشت او باشد.
زنا آفت و بلای عفت و موجب هلاکت و زایل کننده عقول جوانان و از بین برنده طراوت و وجاهت مردان و زنان است.
زنا بدترین هلاک کننده و بزرگ ترین فحشا و عمل زشتی است که انسان می تواند مرتکب آن گردد و به تعبیر دیگر بزرگترین تبر و تیشه ای است برای ریشه کن کردن سلامتی انسان.
زنا نه تنها از بزرگ ترین گناهان اخلاقی است بلکه جنایتی است بر ضد انسانیت و تمدن بشری که موجب ذلت و خواری در هر زمان و مکان است.
در پستی عمل زنا همین بس که مرد و زن را از مقام شامخ انسانیت به پست ترین مقام حیوانیت می کشاند و به جایی می رساند که از حیوان پست تر می شود.
علامه حلی می گوید:
«زنا عبارت است از نزدیکی در صورتی که عقد مزاوجت اعم از دائمی یا انقطاعی یا شبه عقد یا ملک یمین در بین نبوده باشد.»
شیخ طوسی می گوید:
«آن زنا که حد به واجب برسد یعنی نزدیکی کردن با آن کسی که خدای تبارک و تعالی به او حرام کرده است»[۲]
فلسفه حرمت زنا
حیوانات مطلقاً در هر سال یک یا دو موقع به تولید مثل رغبت پیدا کرده و در مابقی سال به این عمل نمی پردازند. برخلاف بشر که در تمام طول سال از موضوع فوق الذکر «رغبت به عمل جنسی» برخوردار است.
هر یک از حیوانات نر و ماده برای خود جفتی معین کرده و هر دسته از آن ها به تجربه خاصی عمل زوجیت را انجام داده و خود را موظف می دانند که در نگهداری فرزندان خود کوتاهی نکنند و تا زمانی که فرزندانشان به حد رشد نرسیده باشند با تمام توان به نگهداری از نوزاد خود می پردازند؛ بنابراین حیوانات عملاً به این طریق نشان می دهند که غرض اصلی از عمل جنسی تنها لذت بردن نیست بلکه منظور از عمل فوق الذکر ایجاد و بقای نسل است.
از این رو بشر که اشرف مخلوقات است بایستی با درس گرفتن از طبیعت به حفظ نسل خویشتن بپردازد، کما اینکه وجوب عقد و نکاح و حرمت زنا و لواط و اسمتناء نیز به همین جهت است. چه آن که اگر عقد و نکاح نبود فرزندان نورس را کسی بزرگ نمی کرد و در موقع ارث، بهره میراث داران ضایع می شد و نیز به این جهت است که شارع مقدس اسلام برای اشخاصی که نطفه خود را ضایع کرده و بیجا مصرف کنند کیفری قرار داده تا اینکه نسل بشر مسیر صحیح را طی نماید و تداوم یابد.
منشأ زنا
در علم طب ثابت شده است که در بدن انسان دو غده وجود دارد که بیضتین نامیده می شوند و وظیفه آن ها جدا کردن ماده سفید و غلیظی است که «منی» نامیده می شود که سبب وجود شهوت جنسی همین ماده است.
در مغز سر انسان بخش هایی وجود دارد که وظیفه آن ها این است که بر این غده ها تاثیر گذارد تا ماده منی را جدا نمایند و این در وقت رسیدن انسان به بلوغ است.
جوان وقتی به سن بلوغ رسید در خود حالات جنسی قوی می یابد که بر او فشار می آورد و گاهی چنان بر او هجوم می آورد که بدن او متزلزل می شود و این همان طغیان شهوت در انسان است، پس اگر انسان قوی الاراده و عفیف النفس باشد می تواند بر این قوه غلبه نماید و آن را مغلوب گرداند و اگر احساس عجز و سستی نماید و تسلیم این قوه جنسی شود در دام آن گرفتار خواهد گردید و اسیر و بنده شهوت خواهد شد.
صاحب شهوت بنده ای فرمان بردار است پس اگر توانست به شهوت غالب شود، امیر و سلطان خود می گردد.
برای جوانان نورس و مردان کامل جلوگیری از نفس و به دست آوردن عنان آن کار سخت و مشکلی نیست. هرگز نباید به سخنان بیهوده و دروغین افراد فاسد کننده اخلاق که با کمال بی حیایی و بی شرمی به اظهار گفتار وقیحانه می پردازند و گمان می کنند که شهوترانی حیوانی برای حفظ صحت و سلامت دوام زندگانی انسانی ضروری و لازم است، اعتماد نمود؛ زیرا از نظر علمی بطلان این پندار امری قطعی است.
ابن سینا می گوید:
منی خود را تا می توانی حفظ کن پس به تحقیق که آن آب حیاتی است که در ارحام ریخته می شود.
بنابراین روشن گردید که منی آب حیاتی است که اصل و اساس تناسل است. در حقیقت، این آبی است که در عروق جوانان ساری و جاری است که به واسطه آن قوتی در آنان حادث می شود و مَثَل آن مَثَل آب گیاه است در ایام بهار که در اصل همه نباتات و تنه درختان آب ساری و جاری می شود سبب طراوت و حیات آنها است این قوه در جوانان هر روز در تزاید و محرک میل شهوانی آنان است تا جایی که عقیده مند می شوند که طبیعت بشر و غریزه جنسی آنان را وادار می کند که اتصال به جنس زن پیدا کنند و گمان می کنند که جوانان باید از جوانی خود قبل از رفتن آن تمتع و لذت ببرند.
همین عقید? خطا است که بسیاری از جوانان را به ارتکاب این جنایت بزرگ سوق می دهد و آنان را در وادی ضلالت و گمراهی انداخته و به سوی پلیدی می کشاند. حال آن که این جوانان چنان که کاملاً در حقیقت این عمل اندیشه کنند و حالات اخلاقی کسانی را که به مفاسد جنسی آلوده گردیده اند، مطالعه نمایند، هر آینه خواهند دانست که بیشتر این افراد گرفتار آلام روحی شدید و دچار عذاب های درونی سختی هستند که به راستی موجب تأسف و سبب دلسوزی به حال آن بیچارگان است.
بدیهی بودن زشتی چنین مفاسدی حتی در نظر آنان که خود مرتکب آن می شوند به حدی است که اگر مادران و خواهران یا دخترانشان در معرض چنین فسادی واقع شوند، آتش غیرت در سینه آن ها شعله ور شده و راضی خواهند بود که برای محو شدن این ننگ و عار خون آن ها ریخته شود و نار را بر عار ترجیح می دهند.
در حقیقت چنین جوانان خطاکاری با ارتکاب این مفاسد هم نسبت به خود خیانت نموده و هم نسبت به زنان جامعه خود؛ زیرا با صورت گرفتن چنین جرمی است که زن از مقام شرافت و عفت ساقط می گردد و این عمل از بزرگ ترین جرم ها است از حیث خطر و ضرر و از بزرگ ترین گناهان است از حیث ننگ و عار.
با دقت در مباحث این بخش می توان به روشنی دریافت که عدم کنترل میل شدید جنسی که در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده، چه به سبب ضعف ایمان و یا ضعف اراده و نیز آگاهی نداشتن از پیامدهای این عمل زشت و گناه بزرگ بر روح و جسم آدمی، منشأ مهم پیدایش این فحشا در جامعه است؛ علاوه بر این که تبعیت از پندارهای واهی و بی اساس را به عنوان منشأ دیگری در شکل گیری این مفسده اجتماعی نباید از نظر دور داشت.
اسباب زنا
آن چه موجب خشم و ناراحتی خداوند می شود، ارتکاب عملی است که بندگان را از آن منع کرده و صلاح و خیر دنیا و آخرت را در دوری از آن عمل دانسته است، پس بر بندگان لازم است در انجام آنچه که بر سلامت روحی و جسمی بدن دارای آثار و فوایدی از طرف خالق است کوتاهی نورزند و به اجتناب از منهیات الهی اهتمام ورزند تا به پیامدها و عواقب تأسف برانگیز آن ها دچار نگردند از این رو در این مبحث به فراخور موضوع کتاب عوامل و اسباب زنا را بیان می کنیم:
اول: نظر کردن به زنان اجنبیه (نامحرم).
خداوند مردان را به پوشیدن چشم و حفظ فرج فرمان داد و زنان را نیز به این دو امر الزام کرد و دستور داد زنان را به پوشاندن زینت خود و ظاهر نکردن آن برای نامحرمآنکه کسی گرفتار آنان نشود.
دوم: معاشرت و مجالست کردن مردان با زنان است و خلوت نمود با آنان.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «بعد از من، برای مردان فتنه ای مضرتر از زنان نیست.»
همچنین می فرماید: «بپرهیز از فتنه دنیا و فتنه زنان زیرا که اول فتنه بنی اسرائیل از طرف زنان بود.»
سوم: معاشرت و مجالست با نزدیکان بد، رفقای بد و ترویج کنندگان فسق و فجور است.
چهارم: بی حجابی زنان و خروج آنان با کرشمه و ناز در کوچه و بازارها و خیابان ها و مجامع عمومی با صورت های باز و بازوان و ساق های برهنه و عطر زده و بالاخره در حالی که موجب برانگیختن احساسات و شهوات و باعث تهییج جوانان می شود.
پنجم: انتشار مشروبات میان مردم که منجر به عواقبی در نسل جدید می شود.
ششم: وجود و گسترش اماکن رقص، سرود و موسیقی مبتذل و تأثیر سینمای لجام گسیخته..
هفتم: عدم ایمان و بی عقیدگی جوانان نورس و مردان کامل و پیروی نکردن از دین حق.
هشتم: مطالعه کتاب های فاسد و رمان های عشقی مبتذل.
نهم: رفتن حیا از زنان و غیرت از مردان.
دهم: انتشار عکس های منافی عفت و مخل آداب و اخلاق انسانیت.
یازدهم: سخت گیری مردم در امر زناشویی مشروع.
دوازدهم: ترس از فقر و پریشانی و سختی زندگانی و گرفتاری.
ماهیت لذت در زنا
زنا عملی است که انسان فکر می کند از آن لذت می برد و برای رسیدن به لذائذ بیشتر، آن را تکرار می کند؛ لذا بر اثر تکرار ملکه ای در او ایجاد می گردد و در این هنگام قدرت کناره گیری از زنا ندارد و زمام صبر را از دست می دهد و با ولع و حرص می کوشد تا به مقصودش برسد.
چنین شخص ضعیف الاراده ای شیفته این لذائد پوچ شده، کوچک ترین توجهی به ضررهای آن ندارد. او پایان کار را نمی نگرد و ضرباتی را که بر مرکز اعصاب و تمام کالبد او می خورد حس نمی کند.
تنها ارمغان و ره آورد که این گناه برای انسان می آورد انقلاب مزاج و انحطاط اخلاق است. چه بسیار افرادی که صحت و سلامت به طور کلی بر سراسر جسم آن ها حاکم بود و با داشتن تعادل و نیرومندی به طور منظم در مدار نمو و ترقی سیر می نمودند، لیکن بعد از ارتکاب این خطا شکسته و بیمار و ضعیف گردیده و با اختلالات مزاجی مواجه شده اند.
دکتر فلانج می گوید:
«از میان عللی که سبب کوتاهی عمر می گردد هیچ کدام موثرتر از زنا نمی دانم، تنها چیزی که گرد آورنده اضداد حیاتی است زنا است و بر ما اطباء لازم است این عمل شوم را از هر کوتاه کننده عمری مضرتر بدانیم»[۳].
بیماری های زنا
امراضی که در انسان به وجود می آید به چند علت صورت می گیرد یا توسط خود انسان و به سبب کوتاهی کردن در امر پیشگیری رخ می دهد یا خود شخص مستقیماً مرتکب عملی می شود که باعث از بین رفتن سلامتی اش می گردد؛ در این صورت تحمل آن بسیار سنگین خواهد بود از این رو ضرورت بسیار دارد که همگان به ویژه جوانان از آن چه موجب چنین بیماری مهلکی (زنا) می شود دوری کنند تا عواقب آن دامنگیرشان نشود.
هزاران افسوس بر کسی که به عفت خود خیانت نماید و پاکی خود را از دست بدهد. وای بر احوال آن که از کاخ رفیع فضیلت و بزرگواری در گرداب نکبت های زنا سرنگون گردد و جان خود را در معرض عواقب بنیان کن این عمل پلید قرار دهد!
چنان چه بخواهیم تمام امراض و پیامدهای زنا از قبیل مرض های فردی و اجتماعی و بیماری های عفونی مسری که گاه سبب انقراض یک طایفه می شود شرح دهیم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود لذا در این جا تنها به ذکر مهم ترین امراضی که در نتیجه این عمل ناپسند گریبان گیر آدمی می گردد بسنده می کنیم:
1. سفلیس[۴].
2. سوزاک[۵].
3. شانکر .[۶]
عاقبت اندیشی در ارتکاب گناه از آن جا که جریان امور عالم به تدبیر الهی صورت می گیرد به دنبال هر سختی گشایش و راحتی وجود دارد و به دنبال هر لذت و تمتعی که بر اساس ارتکاب گناهان حاصل شود مکافات و سختی و عذاب رقم خواهد خورد. گاهی مواقع با انجام دادن کار نیک و پسندیده سبب خشنودی خداوند و خلق می شویم و این عمل نزد خداوند دارای پاداش و اجر علاوه بر آن که سبب لذت برای بنده نیز می گردد و گاهی اوقات با انجام دادن کار زشت و ناپسند موجب خشم و ناراحتی خداوند و بندگان او می شویم که این عمل مستلزم مجازات از طرف خداوند نسبت به شخص گناهکار است، ضمن آن که طهارت و پاکی سرشت آدمی را که برای رشد و تکامل وی ضروری است از بین می برد. از جمله این گناهان که ناگزیر عواقبی را دربردارد عمل زنا است. زنا هر چند در ابتدا برای صاحب خود لذت را به دنبال دارد اما نباید از عذابی که به مراتب شدیدتر از لذت مذکور خواهد بود، غفلت ورزید.
کسی که با زن نامحرم شوخی کند با هر کلمه ای که با او سخن بگوید هزار سال زندانی می شود و زن اگر راضی باشد و مرد را به بوسیدن یا مباشرت حرام یا شوخی با او وادار کند و مرد به این سبب دچار فحشا شود، همین عذاب برای زن هم هست.
امام صادق(ع) فرمودند:
«روز قیامت، زن زیبایی را که با زیبایی خود فتنه می کرده است می آورند و به او خطاب می شود که چرا فتنه کردی؟ جواب می دهد: خدایا! تو مرا زیبا آفریدی! به او خطاب می شود حضرت مریم(س) از تو زیبا تر بود؛ ولی او فتنه نکرد، سپس مرد زیبایی را که با زیبایی خود فتنه می کرده است می آورند و به او خطاب می شود که چرا فتنه کردی؟ جواب می دهد که تو مرا زیبا آفریدی. به او خطاب می شود که حضرت یوسف از تو زیباتر بود ولی به فتنه نیفتاد. بعد شخصی را که به خاطر بلاها و سختی ها به فتنه افتاده بود می آورند و به او خطاب می شود که چرا تحمل سختی ها ننمودی و به فتنه افتادی؟ جواب می دهد تو سختی ها و عذاب را بر من نازل کردی و من به فتنه افتادم! به او خطاب می شود: بلاهای حضرت ایوب از تو بیشتر بود ولی او به فتنه نیفتاد»[۷].
اثرات زنا
هر عملی که انسان مرتکب می شود به طور کلی دارای پیامدهای دوگانه ای خواهد بود یا سبب آثار و فواید یا سبب عواقب و اثرات منفی می شود. خداوند بندگان خود را در همه مراحل زندگی بر آن چه دارای عواقب است آگاه و راهنمایی می کند؛ اما بندگان هستند که در این امور کوتاهی و سهل انگاری می کنند؛ لذا آن چه اهمیت دارد اعمال بندگان است که آثار خود را در کوتاه مدت و یا بلند مدت می نمایاند. لازم به ذکر است که آثار زنا از جمله آثار منفی است که در زمان کوتاهی در جسم و روح افراد اثر خود را نشان می دهد.
حضرت یوشع مأمور شد که به جنگ عمالقه رود. هنگامی که آن حضرت و لشگر او را دیدند نزد «بلعم باعور» که اسم اعظم داشت آمدند و چون مستجاب الدعوه بود به او گفتند که برای شکست لشکر حضرت یوشع دعا کند. او قبول نکرد و گفت: به لشکر خدا نمی توان نفرین کرد. برایش آنقدر زر آوردند که چشم او گرفته شد و هوای نفس بر او غالب گردید؛ از این رو بر الاغ خود سوار شد تا برای نفرین لشکر حضرت یوشع به آن جا برود ولیکن الاغ او گام برنداشت و به زبان آمد و گفت:
ملائکه مرا از رفتن منع می کنند.
«بلعم باعور» به قوم خود گفت:
آخرت من از دست رفت ولی تدبیری به خاطر من رسیده که اگر عمل کنید مسلماً غالب خواهید شد.
چند زن خوش رو و به هیئت زنان دلاله و متاع فروش بفرستید در میان لشکر آن ها تا این که لشکریان آن ها را ببینند و زن ها هم کاری کنند که زنا با آن ها واقع شود. آنها همین کار را کردند و چند زنا در آن قوم واقع شد و در آن هنگام به حضرت یوشع وحی شد که قوم تو مستحق عذابند.
نتایج و عواقب زنا
آن چه سبب بدبختی و بیچارگی افراد هنگام ارتکاب گناه می شود نتایج و عواقب پس از آن است؛ به همین علت خداوند در کتاب آسمانی خود انسان ها را قبل از این که دچار عواقب و نتایج گناهان خود در دنیا و آخرت شوند با بیان سرنوشتی از گذشتگان به آگاهی کامل می رساند و چنان چه بنده ای با داشتن آگاهی از عواقب گناه مرتکب خطایی مانند زنا شود، آن چه از نتایج آن دامنگیرش می شود سبب ملامت هیچ کس جز خود او نمی تواند باشد.
یکی از نتیجه های زنا اولادهایی است که از زنا به دنیا آمده اند و اصطلاحاً ولد زنا نامیده می شوند، گفتنی است که در صدر اسلام خیانت کارانی که دشمن پیغمبر و اهل بیت طاهرین بودند، اغلب اولاد زنا بودند و در روایات نیز هست که قاتل امام و پیغمبر غیر از زنازاده نیست.
آن چه در طول تاریخ سبب نابودی بشر و موجب هرج و مرج در ادیان مختلف شده و حتی سبب کشتن پیامبران و صالحان شده است، اشخاص زناکار درآن دخیل بوده اند یا توسط زنا کاران این جنایت ها صورت گرفته است. آن چه اهمیت دارد دوری از این نوع افراد است. اگر سازمان های بین الملل و ادیان مختلف جهت بر قرار شدن امنیت در دنیا و آرامش جهانی فعالیت می کنند، لازم است قبل از هر چیز اطلاعات مربوط به کسانی را که از زنا به دنیا آمده اند در فعالیت ها و جلسات خود بررسی کنند و آن ها را از پست های حساس و کلیدی کنار بگذارند و از افرادی که دارای اصل و نسب شریفی هستند در این گونه مجامع بهره گیرند، چنانکه در طول تاریخ این عمل تجربه شده است. برای اثبات بیشتر این موضوع قربانی شدن پیامبر خدا توسط فرد زناکار را بیان می کنیم.
در زمان حضرت یحیی(ع) پادشاهی بود به نام «هیرودویس» که به یحیی پیامبر(ص) علاقه مند بود و او را مرد عادل می دانست و رعایت حال آن حضرت را می نمود.
پادشاه مذکور با زنی زانیه رابطه داشت، زمانی که آن زن کمی پیر شد، دختر خود را آرایش کرده و نزد شاه جلوه می داد تا این که «هیرودویس» عاشق او شد و خواست با او ازدواج کند. از یحیی پیغمبر در این خصوص سؤال کرد. حضرت یحیی طبق دین مسیح آن را جایز ندانست. از این جا کینه حضرت یحیی به دل زن رسوخ کرد.
مادر دختر وقتی پادشاه را مست شراب دید دختر را آرایش نموده نزدش فرستاد و پادشاه از او کام خواست، او گفت: به شرط آن که سر یحیی را از بدنش جدا کنی و پادشاه پذیرفت به دستورش سر از بدن یحیی جدا کنند.
طبق نقل دیگر پادشاه قصد داشت با دختر خواهر یا دختر برادرش به نام «هیرودیا» ازدواج کند و حضرت یحیی پادشاه را از این عمل نهی کرد؛ لذا کینه و کدورت در دل دختر به وجود آمد و با راضی کردن پادشاه از او حاجتی خواست که حضرت یحیی را به قتل برساند. پادشاه هم به خاطر لذت و شهوت خود با این امر موافقت کرد و حضرت یحیی را به قتل رساند.
امام باقر(ع) فرمود:
«قاتل یحیی فرزند زنا بود همان طور که قاتل حضرت علی(ع) و امام حسین بن علی(ع) زنازاده بودند.»
زمانی که حضرت یحیی به قتل رسید، خداوند بخت النصر و یا (کردوس از پادشاهان بابل را) بر بیت المقدس مسلط کرد و هفتاد هزار نفر از آنان را کشت تا خون یحیی از جوشش ایستاد[۸].
کسی که مرتکب عمل زنا می شود عواقب آن بی درنگ در زندگی اش تاثیر می گذارد، چنان چه خداوند در مقابل هر عمل زشتی سزای آن را خواهد داد. آن چه مهم است آگاه شدن انسان از طریق کتاب آسمانی قرآن و سرگذشت زناکاران در تاریخ است. با مطالعه آن ها می توان دریافت کسانی که در طول تاریخ به عمل زنا مبتلا شده اند از عواقب آن در امان نمانده اند ولی تردید ارتکاب این گناه سبب نابودیشان در دنیا و آخرت شده است که از آن جمله می توان سرگذشت حجاج بن یوسف ثقفی را نام برد.
حجاج بن یوسف یک فرد نا به هنجار و در عین حال خطرناک و خون ریز بود. جرایم و جنایت وحشیانه او که در مورد قتل عام مسلمانان در زمان بنی امیه انجام داده درتاریخ به تفصیل آمده است.
در ابتدای تولد، این کودک سوراخ مقعد نداشت و پس از تولد برای او چنین سوراخی را به وجود آوردند. مسلماً اگر چنین فرزندی حاصل زنای مادرش نباشد روح سرکش و آلوه مادرش که به زنا تمایل داشته در چنین نقایص جسمی و جنایاتی که او انجام داده تأثیر داشته است.
«فارغه» مادر حجاج قبل از این که با یوسف ثقفی پدر حجاج ازدواج کند، زن مغیره بن شعبه بود. شبی عمر از کوچه های مدینه عبور می کرد، شنید زنی در خانه خود زمزمه می کند و این شعر را می خواند:
آیا راهی هست که باده ای به دست آورم و بنوشم یا این که راهی هست به وصل نصربن حجاج برسم؟ (نصربن حجاج جوانی بود که مادر حجاج بن یوسف عاشق او شده بود.)
عمر از شنیدن این شعر ناراحت شد و نصربن حجاج را که جوان زیبایی بود احضار کرد. موی سرش را تراشید و به بصره تبعیدش نمود[۹].
در پایان این بخش چنان چه بخواهیم نتایج و عواقب بسیار این گناه را به اختصار بیان کنیم در سه محور عمده قابل ذکر خواهد بود:
1. ابتلا به بیماری های بسیار خطر ناک.
2. اولادی که از زنا به دنیا می آیند و مشکلات بسیاری که این گونه افراد خود با آن درگیرند و معضلاتی که جامعه را با آن مواجه می سازند.
3. صورت گرفتن گناهان بزرگ و کبیره ای که زنا منشأ آن گناهان خواهد بود و در مباحثی که گذشت به نمونه ای از آن در خصوص داستان کشته شدن حضرت یحیی، پرداخته شد.
علاج زنا
برای هر دردی، درمانی وجود دارد؛ اما بهتر است قبل از بیماری از آن چه باعث به وجود آمدن آن بیماری می گردد، پیشگیری کنیم. بدیهی است اعمال انسان در سعادت و شقاوت آدمی تاثیر به سزایی دارد اما آن چه اهمیت دارد، این است که علاج زنا قبل از به وجود آمدن آن است. اگر در عمل زنا قبل از وقوع، کوتاهی صورت بگیرد صاحب خود را دچار فتنه و فساد می کند و زمانی که دچار آن شود هیج علاجی در درمان آن مؤثر نخواهد بود.
برای دوری از این کار و علاج زنا باید چند گزینه را در نظر گرفت:
گزینه اول: اقدام نمودن به ازدواج؛ چرا که علاوه بر این که دفع شهوت است، علاج قطعی نیز هست و برای حفظ جامعه انسانی از ضررهای زنا واجب و لازم است که به راه کارهای ذیل اهتمام ویژه ای بورزیم:
1. تقویت کرن فکر ازدواج در میان جوانان و آسان شدن زناشویی.
2. دور انداختن قیود سنگینی که بزرگ ترین مانع ازدواج است و از بین بردن مشکلات این امر مهم از سر راه جوانان.
3. مراعات نمودن دستورات شرع مقدس.
4. کم کردن مهر و ترک عادات و رسومی که در عروسی ها و جشن ها متداول است.
گزینه دوم: علاج دیگر زنا همانا تمسک به عفت است که نه تنها بهترین وسیله برای جلوگیری از فحشا و فساد است بلکه قطع ریشه و اساس زنا است[۱۰].
زنا در نظر انسان ها یکی از قبیح ترین اعمال و مضرترین کردار شناخته شده و برهم زننده نظم اجتماع و مختل کننده روند صحیح تداوم نسل بشر است.
«علامه لاروس» در دایره المعارفش می گوید:
«انکار جرائم زنا ارزش قانون ازدواج را پایمال می کند، آن هم قانونی که مسئولیت هایی برای شوهر ایجاد کرده و او را موظف به وظایفی نموده است با سبک شمردن زنا ممکن است مردم به نوامیس دیگران تجاوز کنند و در نتیجه خیانت و دشمنی در جامعه شیوع می نماید و سپس منجر به سلب اعتماد می گردد که یکی از بزرگ ترین عوامل تفرقه جمعیت است»[۱۱].
آری! در چنین شرایط، مادران از فرزندان عواطف را سلب می کنند، فرزندان نسبت به پدر و مادر بی مودت می شوند و پدران درباره فرزندان مهربانی نمی کنند؛ لذا تمام قوانین بشر زناکار را مجرم می دانند و او را محکوم می نمایند.
«فرید وجدی» می گوید:
«از چیزهایی که باید بر آن تأسف خورد این است که جریمه و کیفر زنا را برداشته و از انتشارش جلوگیری به عمل آید.»
بنابراین سزاوار است هر ملت هوشمند و بیدار میان خود قوانین محکمی برای کیفر این عمل وضع نموده و خطاکاران را به وسیله آن قوانین از عمل ناشایسته و ناصوابشان باز دارند تا دامن عفت اجتماع لکه دار نگردد و از آلودگی ها پاک بماند.
Henry Ford
There are no big problems; there are jast a lot of little problems.
مشکلات بسیار بزرگ وجود ندارند؛ تنها بسیاری مشکلات کوچک وجود دارند.*
«هنری فورد/ کارخانه دار و بنیان گذار شرکت فورد موتور»
فصل دوم: زنا از نظر علم و دین
اشاره
Will rogers:
Everything is funny as long as it is happening to somebody else.
هرچیزی مضحک است تا زمانی که برای دیگری اتفاق می افتد. ویل راجرز طنز پرداز و هنر پیشه آمریکا[۱۲].
نکوهش زنا در قرآن
- . Apples of golds، سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص236، شماره 733. یکی از گناهان کبیره که اسلام به شدت با آن مبارزه کرده مسئله زنا و روابط نامشروع زن و مرد است. زنا و بی عفتی از زشت ترین بدیها و مفاسد اخلاقی و اجتماعی است که در کتاب حاضر مورد دقت و بررسی قرار گرفته و آیات و روایاتی که در مفسده این گناه بزرگ بیان گردیده در اختیار خوانندگان قرار داده شده است. زشتی این رذیله از نظر عقلی برهمه کس واضح و روشن است؛ زیرا هیچ صاحب عقل و غیرتی حاضر نمی شود که دیگری به ناموس وی خیانت کند لذا در صورتی که به سرانجام آن بیندیشد و خود را به جای دیگری قرار دهد قعطاً حس درونی و وجدان وی بیدار می شود و مرتکب این گناه و رذیله نمی گردد. بدیهی است هرکس می خواهد به نیکی پرورش یابد و از دسترنج خود، اولاد خود را خوب تربیت نماید و زندگی خوش و راحتی با فرزندان خود داشته باشد؛ اما برخلاف این عقیده اگر فردی ناپاک جایگاه او را آلوده کند و فرزند نامشروعی را در دامن ناموس وی قرار دهد، علاوه بر این که آخرت خود را به نیستی و فنا می کشاند، دنیا را بر صاحب ناموس نیز جهنم نموده و ناراحتی و آشفتگی را در آن خانواده به وجود می آورد.
خداوند در قرآن کریم در مورد زنا می فرماید:
«ولا تقربوا الزنی انه کان فاحشه و ساء سبیلا»[۱۳].
«وهرگز به عمل زنا نزدیک نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است.»
خداوند در این آیه بندگانش را از زنا نهی می کند و برحرمت آن تأکید شدید کرده است؛ چرا که نفرموده این کار را نکنید بلکه فرموده نزدیکش هم نشوید و این نهی را چنین مؤکد کرده که این عمل فاحشه است؛ زیرا به فساد شئون اجتماع هم منجر می شود و به کلی نظام اجتماع را مختل ساخته و انسانیت را به نابودی تهدید می کند و همچنین در تفسیر آیات 151 الی 153 سوره انعام از عمل زشت زنا به شدیدترین وجهی نهی کرده اند و در میانه یهود هم قدغن بوده است و از انجیل هم برمی آید که در بین نصاری نیز حرام بوده است و در اسلام هم جزء گناهان کبیره به شمار می رود. البته حرمتش بین محارم از قبیل: مادر، دختر، عمه و خاله شدید تر است، همچنین در خصوص مردی که زن داشته و زنی که شوهر داشته حرمتش بیشتر است؛ به طور مثال اگر ارتکاب این عمل برای بار اول باشد مجازاتش صد تازیانه است و در نوبت سوم و چهارم یعنی اگر دو یا سه بار حد خدایی بر او جاری شده باشد و باز هم مرتکب شود حدش اعدام است و در بعضی مواقع در همان نوبت اول باید سنگسار شود.
خداوند در سوره عنکبوت راجع به کسانی که با زنا راه بقای نسل خود را می بندند، می فرماید: «ائنکم لتاتون الرجال و تقطعون السبیل و تاتون فی نادیکم المنکر فما کان جواب قالوا ائتنا بعذاب الله ان کنت من الصادقین»[۱۴].
«شما (به شهوت رانی) با مردان خلوت کرده و راه فطرت زناشوئی را قطع می کنید و در مجامع خود (بی هیچ خجلت) به کار قبیح می پردازید! قوم لوط جز آن که (به طعنه) گفتند: اگر راست می گویی عذاب خدا بر ما نازل کند به او ابداً جوابی نداند.»
منظور از این که راه فطرت زناشوئی را قطع می کنید، همان راه بقای نسل است و معنایش این است که آیا شما از آمیختن با زنان که نظام خانواده را محکم تر می کند و برای بقا، اجتماع مدنی را به وجود می آورد دوری می کنید؟[۱۵]
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«کنیزان خود را که طالب عفتند به زنا مجبور نکنید برای طمع مال دنیا و هرکس آن ها را مجبور به زنا کند خدا در حق آن ها که مجبور بودند آمرزنده و مهربان است»[۱۶].
آیه شریفه در باره عبد الله بن ابی، نازل شد که کنیزانی داشت و آن ها را بر زنان مجبور می نمود و برای آنان اجرت معین کرده بود. دو نفر از آن کنیزان به پیغمبر اسلام(ص) شکایت کردند و آیه مذکور نازل گشت:
«باید دانست که کنیزان خواه از زنا خودداری کنند یا نکنند، همچنین صاحبان کنیز خواه غرض دنیا داشته باشند یا نه باز حرام است.»
در نهایت اکراه و اجبار کنیزان، هم بر آن ها و هم بر صاحبان آن ها گناه است و در هر حال اجرت زنا حرام و صحت و محو کننده شرف و مروت است.
« وَیَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَی النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ (19) حَتَّی إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (20) وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (21) وَمَا کُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَلَا أَبْصَارُکُمْ وَلَا جُلُودُکُمْ وَلَکِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یَعْلَمُ کَثِیراً مِّمَّا تَعْمَلُونَ (22) وَذَلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّکُمْ أَرْدَاکُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِینَ.»
«روز قیامت، دشمنان خدا به طرف آتش دوزخ کشانده و در آنجا جمع آوری می شوند، گناه کاران وقتی به آتش دوزخ می رسند گوش ها و چشم ها و پوست بدنشان بر جرم و گناه آن ها گواهی می دهند. مجرمان به اعضای بدن خود گویند: چگونه علیه ما و بر اعمال ما شهادت دادید؟ اعضا در جواب گویند: آن خداوندی که همه موجودات را به نطق در آورد ما را به سخن واداشت و او شما را نخستین بار آفرید وبا به سوی او باز می گردید. شما اگر گناهانتان را مخفی می کردید به خاطر این نبود که از شهادت گوشها و چشمها و پوستهای بدنتان بیم داشتید، بلکه گمان می کردید خداوند بسیاری از اعمالی را که انجام می دهید، نمی بیند و نمی داند؛ ولی همان خیال باطل شما درباره خداوند سبحان، باعث هلاکت شما گردید و امروز شما از زیان کاران شدید.»
قرآن که سعادت نامه دائمی بشر است با خطابی تند و با صراحت بسیار راجع به موضوع زنا سخن می گوید و از آن برحذر می دارد، اکنون در پایان این بخش نمونه ای از کلام خدا را که در سطور آغازین این فصل به تحریر کشیده شد دیگر بار یاد آور می گردیم:
«نزدیک زنا نگردید، همانا عمل ناشایست و بد روشی است»[۱۷].
زناکاران از نظر پیامبر اکرم(ص)
پرداختن به مقوله گناهان جنبه های مختلفی دارد که یک بعد آن مسئله مجازات ها و قوانین جزائی است. هر گناهی دارای مجازات خاص خود است؛ اما قوانین مجازات در دو دسته کلی قابل تقسیم و بررسی است: یک دسته از مجازات ها توسط خداوند رقم می خورد که هم در این دنیا و هم در آخرت سزای عمل گناهان انسان داده می شود مگر با توبه کردن انسان نزد خداوند و با توسل به ائمه معصومین(هم). دسته دیگر توسط حاکم و از مجرای قانونی که در محیط زندگی انسان ها جهت مجازات وضع شده است صورت می گیرد که این مجازات ها در قالب محاکمات دنیوی انجام می شود. آنچه در این بحث اهمیت دارد و مورد تأکید است، مجازات زناکاران از نظر پیامبر اکرم(ص) در محکمه عدل الهی است.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) به نقل قول از پیامبر اکرم(ص) در مورد زناکاران در روز قیامت می فرماید:
«دخلت أنا و فاطمه علی رسول الله(ص) فوجدته یبکی بکاءا شدیدا فقلت: فداک أبی و امی یا رسول الله(ص) ما الذی أبکاک؟ فقال یا علی لیله اسری بی إلی السماء رأیت نساء من امّتی فی عذاب شدید؟ فانکرت شأنهن، فبکیت لما رأیت من شده عذابهن و رأیت إمرأه معلقه بشعرها یغلی دماغ رأسها. و رأیت إمرأه معلقه بلسانها و الحمیم یصب فی حلقها و رأیت إمرأه معلقه بثدییها. و رأیت إمرأه تأکل لحم جسدها و النار توقد من تحتها. و رأیت إمرأه قد شد رجلاها إلی یدیها و قد سلط علیها الحیات و العقاب و رأیت إمرأه صماء عمیاء خرساء فی تابوت من نار یخرج دماغ رأسها من تنرها و بدنها متقطع من الجذام و البرص. و رأیت إمرأه معلقه برجلیها فی تنور من نار. و رأیت إمرأه.... و رأیت إمرأه یحرق وجهها و یداها و هی تأکل مؤخرجا أمعائها. و رأیت إمرأه رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار و علیها ألف ألف لون من العذاب فی دبرها!
و رأیت إمرأه علی صوره الکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها و الملائکه یضربون رأسها و بدنها بمقامع من نار، فقالت فاطمه(س):
حبیبی و قره عینی اخبرنی ما کان عملهن و سیرتهن حتی وضع الله علیهن هذا العذاب؟
فقال: یا بنیتی أما المعلقه بشعرها فإنها کانت لا تغطی شعرها من الرجال.
و أما المعلقه بلسانها فإنها کانت توذی زوجها و أما المعلقه بثدییها فإنها کانت تمتنع من فراش زوجها.
و أما المعلقه برجلیها فإنها کانت تخرج من بیتها بغیر اذن زوجها. و اما التی کانت تاکل لحم جسدها فانها کانت تزین بدنها للناس. و أما التی شد یداها إلی رجلیها و سلط علیها الخیاث و العقارب فإنها کانت قدره الوضوء قذره الثیاب و کانت لا تغتسل من الجنابه و الحیض و لا تتنظف و کانت تستهین بالصلوه.
و أما الصماء العمیاء الخرساء فإنها کانت تلد من الزنا فتعلقه فی عنق زوجها. و أما التی کانت تقرض لحمها بالمقاریض فإنها کانت نفسها علی الرجال. و أما التی کانت تحرق وجهها و بدنها و هی تأکل أمعائها.
فإنها کانت قواده و أما التی کان رأسها رأس الخنزیر و بدنها بدن الحمار فإنها کانت نمامه کذابه.
و أما التی کانت علی صوره اکلب و النار تدخل فی دبرها و تخرج من فیها کانت قینه، نواحه حاسده.
ثم قال (ع): ویل لإمرأه اغضبت زوجها و طوبی لإمرأه رضی عنها زوجها»[۱۸].
« من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا(ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیداً گریه می کرد مشاهده نمودیم، به او گفتم: پدر و مادرم به فدایت! چه چیزی شما را به گریه واداشته است؟
حضرت فرمود:
ای علی! در شب معراج که به آسمان رفتم، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم؛ از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم، سپس فرمود:
1. زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید.
2. زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود و حمیم در حلق او می ریختند.
3. زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.
4. زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.
5. زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.
6. زنی را دیدم کر و کور و لال، در حالی که در تابوتی از آتش، مغز سرش از دماغش خارج می شد و بدن او به صورت جزام و بَرَص می بود.
7. زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالی که در تنوری از آتش بود.
8. زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهایی از آتش جدا می کردند.
9. زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته، در حالی که روده هایش را می خورد.
10. زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.
11.زنی را دیدم به صورت سگ که آتشی از عقب او خارج می شد و ملائکه با گرز آهنینی از آتش بر سر و بدنش می زدند.
بعد حضرت فاطمه(س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود: به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است؟ رسول خدا(ص) فرمود:
1.آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.
2. آن زنی که به زبانش آویزان بود، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت می کرد.
3. اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد، بدنش را برای مردم زینت می کرد.
4. آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج می شد.
5. اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود، از همبستر شدن با شوهرش خودداری می کرد.
6. آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بوده برای وضو و شست و شو استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی کرده و در نمازش نیز سستی می کرد.
7. آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند، خود را بر مردان عرضه می کرد.
8. آن زنی که صورت و بدنش می سوخت، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود.
9. آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و درغگو بود.
10. آن زنی که به صورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود.
11. آن گاه رسول خدا(ص)فرمود: «وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد!»
همچنین فرمودند:
«لن یعمل ابن آدم عملاً اعظم عندالله من رجل قتل نبیاً او هدم الکعبه التی جعلهاالله قبله لعباده او افرغ مائه فی امرئه حراما»[۱۹].
«فرزند آدم کاری نمی کند که نزد خدا گناهش بزرگ تر باشد از مردی که پیغمبری را بکشد یا مکه را خراب کند که خدا آن را قبله بر بندگانش قرار داده یا نطفه را از راه نامشروع در رحم زنی بریزد.»
تمام اعمال خوب و بد ما در این دنیا ثبت و ضبط می شود و در دنیای دیگر به حساب ما رسیدگی می کنند؛ اگر چه اثر ظلم و گناه بسیاری از اوقات در همین دنیا تا حدودی دامنگیر انسان می شود.
برای اینکه صحت و درستی این روایات را به جوانان باور بداریم، به قرآن و آیات آن رجوع می کنیم و از کلام خداوند سبحان تمام این نکات را بیان می نمایم:
خداوند در قرآن در سوره «جاثیه» می فرماید:
«إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ»[۲۰].
«به درستی که ما تمام رفتار و کردار شما را از قبل نسخه برداری می کردیم.»
همچنین در سوره «کهف» می فرماید:
«وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَی الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا»[۲۱].
«در روز قیامت نامه اعمال، گذارده می شود.گنهکاران را می بینی که از آنچه در آن است، می ترسند و وحشت دارند و می گویند: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست، مگر اینکه آن را بر شمرده است و همه اعمال خود را حاضر می بینند و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند.»
راوی می گوید: امام صادق(ع)فرمودند:
«روز قیامت نامه اعمال آدمی را به دست او می دهند، سپس به او می گویند: بخوان، پرسیدم: آنچه را که در این نامه است، می شناسد و به خاطر می آورد؟ امام فرمود: همه را به خاطر می آورد، هر چشم بر هم زدنی، کلمه ای، جابه جا کردن قدمی و خلاصه هر کاری را که انجام داده است، چنان به خاطر می آورد که گویا همان ساعت انجام داده است؛ لذا فریادش بلند می شود و می گوید: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ کار کوچک و بزرگی نیست، مگر آنکه آن را بر شمرده است»[۲۲].
زناکاران از نظر معصومین(هم)
زنا طبق هوی و هوس شیطانی عمل کردن بدون هر قید و محدودیتی است. زنا و هر گناه دیگر، باعث بر هم خوردن تعادل روحی و روانی انسان می شود و آرامش و نشاط زندگی را از بین می برد و باعث جرئت انسان بر گناهان بزرگ تر حتی قتل نفس می گردد، چنانچه در کشورهای مختلف هر روز شاهد قتل ها و جنایتهای زیادی هستیم که همراه با تجاوزهای جنسی است.
طبق این حقایق فطری و مطابق با این قوانین فطرت بشری، روایاتی کوبنده از ائمه معصومین در این زمینه آمده است که در سر آغاز سخن، روایتی را از حضرت علی(ع) بیان می کنیم:
حضرت علی(ع) می فرماید:
«اذا کان یوم القیامه، اهب الله ریحا منته یتأذی بها اهل الجمع، حتی اذا هیت تمسک بانفاس الناس، ناداهم مناء: هل تدرون ما هذه الریح التی آذتکم؟ فیقولون: لا، فقد آذتنا و بلغت منا کل مبلغ، قال فیقال: هذه الریح، ریح فروج الزناه، الذین لقوالله بالزنا ثم لم یتوبوا، فالعنو هم لعنهم الله، قال: فلا یبقی فی المواقف احد الاقال: اللهم العن الزناه»[۲۳].
«آن گاه که روز محشر شود، باد بدبویی می وزد که اهل محشر از آن بسیار ناراحت می شوند تا جایی که نفسهای آنها در سینه ها بند می آید، آن گاه نداکننده ای فریاد می زند و می گوید: آیا می دانید که این باد با بوی ناراحت کننده چیست؟ اهل محشر می گویند: نه، فقط همین قدر می دانیم که ما را سخت ناراحت کرده است بعد به آنان گفته می شود: این باد در اثر برخورد با آلتهای تناسلی زنهای زناکار تولید شده که آنها با حالت زنا، خدا را ملاقت کرده اند و از قبل هم توبه نکرده اند. حال شما به آنها لعنت کنید که مورد لعنت و نفرین خدا نیز هستند بعد کسی در ایستگاه رستاخیز باقی نمی ماند، مگر اینکه می گوید: خدایا! بر زناکاران لعنت بفرست.»
صباح بن سیابه می گوید:
«کنت عند ابی عبدالله(ع) فقیل له: یزنی الزانی و هو مؤمن؟ قال: لا، اذا کان علی بطنها سلب الایمان منه و اذا قام عنه عاد. ان ارادان یعود؟ قال: ما اکثر من یهم ان یعود ثم لا یعود»[۲۴].
«نزد حضرت امام صادق(ع) بودم گفته شد: زناکار در حال ایمان زنا می کند؟ فرمود: نه، موقعی که روی شکم آن زن قرار گرفت ایمان از او سلب می شود و وقتی ایستاد بر می گردد. گوینده گفت: اگر بخواهد بر می گردد؟ حضرت فرمود: خیلی ها هستند که می خواهند بر گردند؛ ولی بر نمی گردند.»
حضرت یعقوب(ع) به پسر خود حضرت یوسف(ع) فرمود:
«یا بنی لاتزن فان الطیر لوزنی لثناثر ریشه»[۲۵].
«ای پسر من! زنا نکن؛ زیرا مرغ اگر زنا کند پرش متلاشی می گردد و می ریزد.»
امام صادق(ع) می فرماید:
«ان اشد الناس عذابا یوم القیامه رجل اقر نطفته فی رحم یحرم علیه»[۲۶].
«سخت ترین عذاب روز رستاخیز عذاب کسی است که نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است بریزد.»
امام محمد باقر(ع) میفرماید:
«وجدنا فی کتاب رسول الله(ص): اذا ظهر الزنا من بعدی، کثر موت الفجأه»[۲۷].
«در کتاب رسول الله(ص) یافتیم که هر گاه زنا پس از من گسترش پیدا کند، مرگهای ناگهانی زیاد می شود.»
اغلب بلاها، خسوفها، زلزله ها، و غیر اینها که بر ملل و اقوام پیشین نازل شده - مللی که جز اسمی از آنها در تاریخ چیزی باقی نمانده - به سبب گناه و معصیت آنها بوده است، و روایات بسیاری نیز بر موضوع مورد بحث شاهد است که برخی از آنها در اینجا ذکر می شود:
امام محمد باقر(ع) می فرماید:
«ان الله قضی حتما ان لا ینعم علی العبد بنعمه فیسلبها ایاه حتی یحدث العبد ذنبا یستحق بذلک النقمه»[۲۸].
«خداوند حکم قطعی فرمود که نعمتی را از کسی نگیرد، مگر آنکه مرتکب گناهی شود که استحقاق آن نقمت و بلا را داشته باشد.»
امام صادق(ع) می فرماید:
«لما اقام العالم الجدار اوحی الله تعالی الی موسی انی مجازی الابناء بسعی الآباء ان خیرا فخیر و ان شرا فشر ان لاتزنوا فتزنی نسائکم و من وطی فراش امرء مسلم وطی فراشه کما، تدین تدان»[۲۹].
«موقعی که عالم (خضر) دیوار خانه را برپا کرد، خدا به موسی وحی فرمود:
من فرزندان را به وسیله کارهای پدران جزا خواهم داد؛ اگر کارهای خوب انجام بدهند، خوب و اگر کارهای بد انجام بدهند، بد. اینکه زنا نکنید تا بازنهای شما زنا نکنند و کسی که به رختخواب کسی قدم گذارد به رختخوابش قدم می گذارند، خلاصه هر عملی کنید همان طور کیفر می بینید.»
مسلم است هر گناه در فرد یا جامعه اثر بدی می گذارد و گناهکار سر انجام کیفر می بیند، با این فرق که بعضی از گناهان اثر شومش خیلی زود ظاهر می شود و نکبت بعضی از گناهان دیرتر ظاهر می گردد و مثلاً اگر کسی از دستور دانشمندان علم فیزیک تخلف کند و دست به سیمهای برق بزند فوراً کیفر می بیند یا اگر کسی به مار افعی نزدیک شود، سزای عدم اجتناب را خواهد دید؛ولی اگر کسی تریاک بکشد نتیجه عملش را دیرتر خواهد دید.
در مورد گناه نیز همین منوال صادق است، کیفر بعضی گناهان در این جهان داده می شود و بعضی در آخرت.
خداوند کریم می فرماید:
«مردم منافق و گنهکار روز رستاخیز را دور به حساب می آورند؛ ولی خداوند آن روز را نزدیک می بیند.»[۳۰]
امام صادق(ع) می فرماید:
«اذا فشت اربعه ظهرت اربعه: اذا فشی الزنا ظهرت الزلازل و اذا مسکت الزکوه هلکت الماشیه و اذا جارت الحکام فی القضاء امسک المطر من السماء و اذا حقرت الذمه[۳۱] نصر المشرکون علی المسلمین.»[۳۲].
«موقعی چهار چیز در میان مردم آشکارا عملی شود، چهار چیز آشکار می شود:
وقتی که زنا آشکار شد زلزله ها نمایان می گردد.
وقتی که زکات را ندادند حیوانات هلاک می شوند.
اگر حاکم ها در قضاوت از حق تجاوز کنند آسمان باران خود را نگه می دارد.
موقعی که شرایط پیمان پست شمرده شود مشرکها بر ضرر مسلمانان به یکدیگر کمک می کنند.
رسول خدا(ص) می فرماید:
«اذا کانت فیکم خمس رهیتم بخمس: اذا اکلتم الربا رهیتم بالخسف و اذا ظهر فیکم الزنا اخذتم بالموت و اذا جارت الحکام مائت البهائم و اذا اظلم اهل المله ذهبت الدوله و اذا ترکتم السنه ظهرت البدعه.»[۳۳]
«وقتی پنج خصلت بین شما باشد با پنج چیز بر انداخته می شوید:
وقتی که ربا خوردید با فرورفتن زمین از بین می روید.
چنانچه در بین شما زنا و بی عفتی آشکار شود، به مرگ گرفتار می شوید.
اگر فرمانروایان ستم کردند حیوانات کشته می شوند.
اگر ملت مورد ستم قرار گیرد حکومت نابود می شود.
هر وقت روش پیامبر اکرم(ص) را ترک کنید، بدعت و کم و زیاد در دین به وجود می آید.»
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
1. شخص زانی هنگام عمل زنا ایمان ندارد.
2. پس از هنگامی که زنا شیوع پیدا کند مرگ ناگهانی زیاد می شود.
3. در زنا پنج خصلت است:
الف- حیا را می برد.
ب- ایجاد فقر می کند.
ج- عمر را کوتاه می کند.
د- خداوند را به غضب می آورد.
هـ- جایگاه انسان را در آتش قرار می دهد و از آتش به خدا پناه می بریم.[۳۴]
حضرت علی(ع) می فرماید:
به درستی که در زنا شش خصلت است که سه خصلت آن مربوط به دنیا و سه خصلت دیگرش مربوط به آخرت است.
سه خصلت دنیا عبارت اند از:
1. نور صورت را می برد.
2. روزی را قطع می کند.
3. مرگ انسان را زود می رساند.
سه خصلت آخرت عبارت اند از:
1. غضب پروردگار
2. بدی حساب
3. رسیدن به آتش[۳۵]
حضرت علی(ع) می فرماید:
آیا خبر دهم شما را به بزرگترین زناها؟ اصحاب عرض کردند: بفرمایید!
حضرت فرمود: آن عمل، بی عفتی زنی است که در خانه شوهرش مرتکب شود و از زنا بچه ای پیدا کند و آن بچه را هم به گردن شوهر خویش بیندازد. این زنی است که خداوند اصلاً با او تکلم نمی کند و روز قیامت به او نمی نگرد و از گناهان، پاکش نمی کند و برای او عذابی دردناک در آخرت است.[۳۶]
امام باقر(ع) می فرماید:
«زانی در موقع زنا روح ایمان از وی سلب می شود و هر گاه طلب آمرزش کرد به سوی او بر می گردد.»[۳۷]
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«و لا تزنی و لا تلوط.»
«بر خلاف دستورات مقدس دین و خلاف نظام آفرینش زنا و لواط نکن.»[۳۸]
این دو معصیت بزرگ از گناهان کبیره است و آیات و روایاتی که دال است بر اینکه مرتکب این عمل را شدیداً عقاب و عذاب می کنند فراوان است.
کسی که می خواهد مخصوصاً در این دوره و روزگار از این گناهان محفوظ بماند:
اولاً: باید مراقب و مواظب چشم خود باشد.
ثانیاً: نظر کند در روایات و اخباری که شدیداً از این عمل نهی می کنند.
ثالثاً: تأمل کند در نتیجه های بدی که بر آنها مترتب می شود.
با ملاحظه در آیات و روایات و مواردی که به تجربه ثابت شده است به دست می آید که از جمله بلایای مترتب بر این گناه، طاعون در قوم موسی و عذاب قوم لوط و فنا و نابودی است.
در روایات از نگاه کردن به نامحرم تعبیر شده است به اینکه آن تیری است از تیرهای شیطان که باید انسان خود را از آن حفظ کند؛ زیرا در غیر این صورت بعید نیست به آنچه شیطان طالب آن است مبتلا گردد و خدا را به غضب آورد، به ویژه در روزگار کنونی چنانچه کسی از روی عقیده به خدا و پیامبر و تدین به دین خود را از این گناهان حفظ کند مسلماً ایمان او و همین طور ثواب عمل او از پنجاه یا صد سال پیش به مراتب بیشتر است؛ زیرا از زمان صدر اسلام تا به حال شرایط سوق دهنده به سمت بی دینی تا به این حد برای مردم آماده نبوده است و چنانچه بوده به ندرت به وجود آمده است؛ ولی امروز که اکثر زنان و دختران مکشفه و بی حجاب در جامعه ظاهر می گردند و حرکات آنها مطابق با هوای نفس جوانان شهوت پرست است، تمام شرایط بی دینی برای هر کس فراهم است و برای گناه مانعی در کار نیست و تمام لوازم از لباس زینتی و برهنگی بر اساس هوا و هوس و منافی عفت ابراز و اظهار و به کار گرفته می شود. در این بین وظیفه ما که مسلمان هستیم این است که قرآن آسمانی را که پیامبر اسلام برای جامعه بشری به ارمغان آورده است دستورالعمل خود قرار دهیم. خداوند در قرآن کریم در خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:
«همین طور به زنانی که ایمان دارند بگو که چشمان خود را به نامحرم نیندازند و خود را در معرض نگاه دیگران قرار ندهند.»[۳۹]
روایاتی که در نهی از زنا و لواط و عذاب و عقوبت آنها رسیده به صورت متواتر در کتب معتبر به چشم می خورد:
هر کس زنا کند با زنی مسلمان یا غیر مسلمان و بدون توبه بمیرد خداوند بر قبر او سیصد و شصت هزار روزنه از مار و عقرب باز می کند و زبانه آتش او را می سوزاند تا قیامت[۴۰].
هر کس به حرام با زن یا پسری زنا و لواط کند محشور می شود گندیده تر از مردار که همه از بوی گند او متأذی می شوند تا به جهنم رود و تمام اعمال حسنه او حبط می شود و در تابوتی از آتش او را به میخ های آهنی می دوزند و در عذابی خواهد بود که اگر رگی از رگهای او را بر چهارصد نفر بگذارند همه آنها می میرند[۴۱].
زنا از نظر پزشکان
با بیان آیات و روایات معصومین(هم) و آموزه های اسلامی روشن شد که زنا یک راه غیر طبیعی است و ارضای شهوت به این طریق، عمل ناهنجار و خطرناکی است که موجب از بین رفتن نسل بشر می شود؛ البته نباید فراموش کرد که هیچ زنی از مادر با لکه بدنامی و فحشا متولد نمی شود بلکه این مردها هستند که برای اطفای غریزه جنسی خود آنها را به میدان فحشا می کشانند و دامن آنها را لکه دار می کنند.
در این مبحث مضرات زنا را از نظر پزشکان بیان می نماییم تا یکی دیگر از ادله محکوم بودن این ننگ بزرگ بشریت را برای جوامع بشری به تصویر بکشیم.
«ژرژ کلمانسو» در زمانی که وزارت کشور فرانسه را بر عهده داشت، با کمال صراحت به عنوان یک طبیب گفت:
«با کمال تأسف من مأمور اجرای مقررات نابخشودنی خلاف انسانیت و اخلاق و مسائل غیر قابل اغماضی هستیم. با صدای بلند می گویم:
زن به آتش گناه شهوت مرد می سوزد و عواقب وخیم آن را متحمل می شود.»
یکی از ضررهای مقاربتی نامشروع (زنا) مرض خطرناک و موحش سوزاک است که موجب سقوط و انحلال نسل را فراهم نموده، ضربه های کشنده ای بر پیکر اجتماع وارد می آورد.[۴۲]
دکتر «فلانج» راجع به زنا می گوید:
از میان عللی که سبب کوتاهی عمر انسان می شود، زنا است و بر ما اطبا لازم است این عمل شوم را از هر کوتاه کننده عمری مضرتر بدانیم.
اکنون باید متوجه شد که کدام مرض کشنده تر از سیفلیس و کدام کسالت مسری تر از سوزاک و کدام جراحتی ناراحت کننده تر از شانکر است؟ اینها امراضی است که ابتدا خود زانی را از کار می اندازد و سپس به طور وراثت در نسل وی باقی می ماند.
«ریشا تیلیه» فرانسوی می گوید:
از میان تمام امراضی که انسان به آن مبتلا می شود هیچ کدام خطرناک تر از سیفلیس نیست و مانعی ندارد بگوییم «وبا» هر قدر به هیئت اجتماع لطمه می زند در مقابل ضررهای وارده از سیفلیس قابل مقایسه نیست.
دکتر «بوجو نوس» می گوید:
سیفلیس عارضه خطرناکی است که نابودی بشر را دربردارد و به تنهایی می تواند جمعیتی را از میان بردارد که طاعون و غیره چنین عملی را نمی توانند بکنند.
نویسنده کتاب طبیب خانواده می گوید:
اگر مرد و زنی مبتلا به سیفلیس یا شانکر یا جنون باشند به طور قطع اگر بچه ای به وجود بیاید به این بیماری ها دچار خواهد گردید. همچنین پدران علیل و از کار افتاده یا الکلی وقتی صاحب فرزند شوند بدون شک بچه آنها مادام العمر علیل و بیمار خواهد بود تا اینکه می گوید:
با همه این احوال اگر یک زن و مرد مسلول با هم آمیزش کنند و صاحب اولاد بشوند به مجرد تولد نوزاد از آن محیط حتی اگر پر از میکرب هم باشد باز سالم خواهند بود.
یعنی میکرب سل که بوسیله پرفسور «کخ آلمان» کشف و به همین اسم موسوم گردید، از راه خون منتقل نمی شود بلکه از راه حلق به دیگران سرایت می کند. مرض نامبرده نه تنها در مرد به وجود می آید بلکه در مجرای بول زنها و دهانه «مهبل» و گردنه رحم آنها پیدا می شود و در موقع بول کردن سوزش و درد رخ می دهد، سپس این مرض سرایت کرده در همه جای تناسل بدن می رسد و مهم ترین اسباب کور شدن جنین در رحم از این ناحیه است.
نویسنده عرب زبان آقای «محمد خلیلی» چنین می گوید:
«مرض سیفلیس بیشتر در چشم مریض به صورت قرحه و در آلت تناسلی سوزش و زخم ایجاد می کند.»[۴۳]
میکروب و دانه های قرمز رنگ سیفلیس در غده های بیخ دان و گاهی در دهان و در روی لب و زبان، لکه های سفید پیدا می شود.
از دکتر فخری نقل می کنند که این مرض نه تنها در مجاری آلت تناسلی ریشه می دواند، بلکه ممکن است میکروب آن به خون بدن سرایت کند و به همه اعضای داخلی برسد مانند: قلب، جگر، دهان، استخوانها و سایر اعضای بدن.
دانشمند نامبرده می گوید:
این امراض نه تنها در خود شخص زناکار این تأثیرات را به جا می گذارد بلکه در اعقاب نسل هم، زن خود را که بیچاره مدتی مدید در آرزوی فرزند به سر می برد، محروم می سازد.
نتیجه آن می شود که بچه پیش از ولادت یا بعد از آن از دست برود و حتی گاهی می شود که از آمیزش با زنش عاجز می گردد.
در سال 1927 دکتر «هوپر» رئیس کلینیک بیماریهای روحی و عصبی اطفال در پاریس برای کشف علت ضعف عقل و ولگردی اطفال و ارتکاب به کارهای غیر قانونی آمارهایی به دست آورد که روی 671 کودک ولگرد و خلاف کار مطالعه دقیق به عمل آورد و مشاهده کرد بیماریهای زیر باعث به وجود آمدن این گونه افراد شده است:
سیفلیس ارثی 83 نفر، الکلیسم 41 نفر، سل والدین 22 نفر و نیز بیماریهای عفونی در دوره کودکی، بیماری فلج اطفال، حصبه، ورم مغز، جراحات جمجمه ای، جراحات مختلف در بعضی مشاهده شده است[۴۴].
زنا در کشورهای غربی
آزادی جنسی در غرب و کشورهای غیر اسلامی باعث مشکلات زیادی همچون طلاقهای بی شمار و بچه های نامشروع و بی سرنوشت، تجاوزهای جنسی، همجنس بازی، بیماری های مقاربتی، ایدز و... شده است و همچنین ریشه بسیاری از جنایت ها و قتل ها، فشار غریزه و تجاوزات جنسی و از بین رفتن قبح و زشتی گناه است.
در غرب، زن مانند کاسه آبی است که هر ساعت در اختیار یک نفر است و منزلت و شأنیت او کاملاً از بین رفته است.
زنان به اصطلاح آزادی غربی، آلت دست سرمایه دارها شده اند؛ چرا که از جاذبه و زیبایی آنها برای منافع تجاری استفاده می شود و از جهت دیگر آلت دست بوالهوسان و شهوترانان می شوند؛ به طوری که همه ارزش آنها، در ارضای غریزه جنسی مردان خلاصه می گردد و به آنان به دید یک فردی که فقط به درد دفع شهوت می خورد نگاه می کنند که پس از بهره برداری جنسی، مانند لاشه گندیده یک حیوان رها می شوند و در پست ترین مرتبه حیوانی قرار می گیرند.
ولی در جامعه ای که واقعاً اسلامی باشد، بهره برداری جنسی از یک زن باتقوی و عفیف چه به صورت دائم و چه به صورت موقت، نه تنها باعث پایین آمدن ارزش وجودی او نمی شود بلکه باعث حفظ و ازدیاد ارزش و منزلت او می گردد.
در هر دو جامعه زن، مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرد، در جامعه غربی زن سقوط می کند؛ اما در جامعه اسلامی زن به مراتب بالاتری صعود می نماید[۴۵].
از هر پنج کودک، بیش از یک کودک نامشروع توسط زنان ازدواج نکرده تولد یافته است. در آمریکا به گزارش آسوشیتدپرس به نقل از مرکز ملی آمار بهداشتی، این مسئله حتی در زنان 30 الی 40 سال و بالاتر و حتی به سطح دختران 20 سال کمتر رسیده است[۴۶].
به گزارش تحقیقاتی که از سوی اداره مطالعات جمعیت انگلیس تهیه گردیده است در سه ماهه آخر سال گذشته میلادی بیش از 31 درصد از کودکانی که در مناطق انگلیس و ویلز به دنیا آمده اند پدر مشخصی نداشته اند[۴۷].
شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارش خود می گوید:
پنجاه درصد کودکان در آمریکا را اطفال نامشروع تشکیل می دهند و شمار خانواده هایی که قربانی طلاق شده اند نیز رو به افزایش است[۴۸].
در روزنامه کیهان از عجائب روزگار نوشته بود:
یک زن آمریکایی نوزادی با مشخصات مشترک انسان و سگ به دنیا آورد.
به گزارش واحد مرکزی خبر از اسلام آباد، روزنامه نوای وقت با چاپ عکس این زن می نویسد:
وی چند روز پیش در یکی از شهرهای آمریکا نوزادی با صورت و صدای شبیه توله سگ و رفتاری کاملاً مغایر رفتار انسان به دنیا آورده است.
این زن ادعا می کرد که هیچ گاه ازدواج نکرده است، اما نه ماه پیش یک بشقاب پرنده از آسمان آمده و وی را ربوده و پس از مدتی دوباره آزاد شده است. در همین حال پزشکان متخصص معالج این زن ابراز داشتند یقیناً تولد این نوزاد از آمیزش سگ با انسان یا لقاح مصنوعی صورت گرفته است. این نوزاد هنگام تولد حدود شش کیلو و پانصد گرم وزن داشته است[۴۹].
در آمریکا کودکان زودتر از معمول، بالغ می شوند و از سنین خردسالی احساس و هیجان جنسی در ایشان زنده می شود.
هیچ جای تعجب نیست که در بین طبقات مختلف حتی طبقات پولدار و باسواد دخترانی پیدا می شوند که در سالهای هفت و هشت سالگی با کودکان هم سن و سال خود رابطه جنسی برقرار کرده و احتمالاً به فحشا مبتلا می گردند.
به عنوان مثال دختر هفت ساله ای از یک خانواده آبرومند با برادر و گروهی از دوستان برادرش، مرتکب فحشا شده بودند. پنج نفر دیگر شامل دو دختر و سه پسر گروه فحشا را تشکیل داده و کودکان دیگر را به این کار وادار می کردند در حالی که بزرگ ترین آنها ده ساله بود. دختر دیگری که نه سال داشت، خود را بسیار خوشبخت می دانست، زیرا در این سن و سال، معشوقه چندین نفر شده بود!
یکی از مجلات آمریکایی نوشته است:
سه عامل شیطانی وجود دارد که دنیای امروز ما را فرا گرفته و در افروختن آتش برای ساکنین زمین مؤثرند:
عامل اول: ادبیات بی آبرو و دور از عفت است که بعد از جنگ جهانی با تمام وقاحت و بی آبرویی به شکل عجیب و غریبی ترویج شد و دنیا را فرا گرفت!
عامل دوم: فیلمهای سینمایی است که نه تنها غریزه شهوانی حیوانی را تیز می کند بلکه در این خصوص، دروس علمی و عملی را بر ایشان تلقین می نماید.
عامل سوم: پایین آمدن سطح اخلاق زنان است که در لباس، برهنگی، اعتیاد و اختلاط بدون قید و شرطشان با مردان به صورت آشکاری به چشم می خورد. این مفاسد سه گانه به مرور زمان رو به ازدیاد است و آخرین نتیجه آن زوال تمدن و از بین رفتن مسیحیت است که اگر ما امروز از طغیان آنها جلو گیری نکنیم، به طور حتم تاریخ رومیها و کسانی که به پیروی از شهوت و غریزه جنسی رهسپار عدم گردیدند برای ما هم تکرار می شوند؛ زیرا آنها هم مانند ما در شراب، زن، رقص، و موسیقی و لهو و لعب غرق شده بودند.
در این جامعه دیگر زن باعفت دارای احترام نیست! اصلاً عفت، تهذیب، حجاب و از روابط نامشروع دوری نمودن و قانع بودن به همسر خود، نشانه بی تمدنی و بی فرهنگی و عدم پیشرفت به حساب می آید!
مؤلف کتب تاریخ فحشا (جورج رائیلی اسکات انگلیسی) می نویسد:
مرتکب شدن به فسق و فجور و ولگردی در خیابانها و عدم عفت برای دوشیزه امروزی از جمله وسایل زندگی تجملی به شمار می رود. استعمال مواد مخدر، و شرابهای ترش مزه، رنگ کردن ناخن و لبها به رنگ سرخ، مهارت داشتن در مورد مسائل جنسی و تدابیر ضد بارداری و سخن از فحشا نیز از جمله ضروریات امروزی شدن و پیشرفت زندگی تجملی محسوب می شود. تا الان هم تعداد زنانی که پیش از ازدواج، روابط جنسی دارند رو به ازدیاد و افزایش است و آن را هیچ عیب و گناهی نمی دانند و وجود دختران باکره در هنگام عقد ازدواج در کلیسا بسیار نادر و کمیاب است.
بزرگ ترین عامل این بی بندوباری در مسائل جنسی، اشتغال زنان به کارهای تجاری و اداری و کارهای مختلف دیگر است که بهترین وسیله و فرصت برای اختلاط مردان و زنان است و باعث شده که قوه دفاعی زن در مقابل تجاوز مرد، کم و نابود شده و روابط شهوانی بین زن و مرد از هر قید اخلاقی آزاد گردد. در این حال لذت زندگی نزد دوشیزگان این است که مرد جام لذت و تمتع را به وی تقدیم کند؛ لذا به دنبال این لذتها به رقاص خانه ها، کلوپهای شبانه، هتلها و قهوه خانه ها سر می زند تا بتواند مرد بیگانه ای را که صاحب ماشین و ثروت است، شکار کند! به این ترتیب او خود را با رضا و رغبت فراوان در محیط و اوضاعی می اندازد که تمایلات جنسی را مشتعل تر می کند و نه تنها از عواقب آن ترسی ندارد بلکه آن را با شادی و آغوش باز استقبال می کند.»
این است وضع زنان در غرب که دیگر آثاری از فضیلت های اخلاقی و عفت و حیا و شرم و حجاب در زنان (مگر در افراد کمی) دیده نمی شود و همه در این مسابقه خطرناک برهنگی و بی حیایی شرکت کرده اند و عاقبت به عواقب خطرناک و نابود کننده آن دچار می شوند.
Leo nikolaevich Tolstoy:
Everyone thinks of chanqinq the world. But no one thinks of chanqinq himsell.
هر کسی در اندیشه تغییر جهان است؛ اما کسی در اندیشه تغییر خود نیست[۵۰]. «لئو نیکولایویچ تولستوی/ فیلسوف و رمان نویس روسی»
فصل سوم: مضرات زنا از ابعاد مختلف
اشاره
Oscar wilde:
Men always want to be a woman’s first
Love - women like to be a man’s last romance
برای نوشتن یک نامه عاشقانه خوب باید بدون آنکه بدانی معنای آنچه می گویی چیست آغاز کنی و بدون آنکه بدانی چه انشا کرده ای به پایان رسانی.[۵۱]
« اسکار وایلد/ نویسنده انگلیسی»
ضرر زنا از نظر دین
ضرر زنا از منظر دین واضح و آشکار است؛ از ضعف ایمان و سرکشی کردن در مقابل خداوند متعال و آنچه بر آن مترتب است، تا سبک شمردن احکام شرعی و خارج شدن از فرمان الهی و تجاهر نمودن به فسق و فجور و معاصی و در این حالت شخص زناکار بنده لذت و عبد شهوت است نه بنده خدا و با چنین حالت باکی ندارد از ارتکاب سایر منکرات و به جا آوردن باقی محرمات، پس هر چه خواهش نفس او است به جا می آورد، مانعی ندارد؛ زیرا قلب او قساوت دیده و جایی برای خوف و ترس از خداوند نمانده است و به طور کلی به اصول عقاید پشت پا می زند.
ضرر زنا از نظر اخلاق
ضرر و زیان زنا از جهت اخلاق بر همه روشن است و محتاج برهان و دلیل نیست؛ زیرا حیا سرآمد تمام اخلاق حسنه است و هیچ فردی اقدام به این امر قبیح نمی کند و مرتکب چنین عمل زشتی نمی شود مگر اینکه پرده حیا و عفت را دریده است و اگر حیا نباشد خانه آداب و فضایل خراب و اخلاق انسانی سرنگون خواهد شد و به جای آنها انواع اخلاق رذیله و صفات ناپسند جایگزین خواهد گردید.
ضرر زنا از نظر بهداشت
اگر از نظر بهداشت به این عمل ننگین نظر نماییم، فرقی بزرگ و اختلافی بسیار مشاهده می کنیم میان زندگانی زن و شوهری که زناشویی آنها از روی شرافت و طهارت است و پایه آن محبت واقعی و علاقه مندی میان آنان قرار گرفته و میان زندگانی زن و مردی که اجتماع آنان از روی بی شرافتی و عدم طهارت است که پایه آن فقط بر قضای شهوت حیوانی قرار گرفته است.
این امر ثابت شده است که زن در مدت حیات زناشویی به شوهر خود بعضی از قوای از دست رفته او را که در زندگی اجتماعی به مصرف رسانده است برمی گرداند به خلاف اشخاصی که سر و کار با فواحش دارند و مرتکب عمل زشت زنا می شوند که در هر مرتبه از مباشرت، مقداری از قوای حیاتی خود را از دست داده بدون اینکه چیزی از آن را ولو مقدار کمی هم باشد مسترد دارند.
اولین جنایت افراد در این عمل زشت این است که نیروی جوانی خود را در حالی که برای تکمیل سلامتی و صحت و نیروی مزاجی خود به آن احتیاج دارند درهم می شکنند.
ضرر زنا از نظر مالی
ضررهای زنا از جهت مالی بسیار است؛ زیرا کم است که انسان به مقصود خود نایل گردد مگربه بذل و چه بسا می شود که تمام ثروت و دارایی و کسب و تجارت و نتیجه زحمات چند ساله خود را ازدست می دهد و دچار فقر و پریشانی و مذلت می گردد.
اگر نیروی شهوت و جنون عشق بر انسان ابتلا یافت با کمال میل و رغبت حاضر است برای محبت و دل به دست آوردن زنی، جان خود را به رایگان فدای او نموده و اموال نفیسه خود را در قدمش نثار کند و هدایا و تحفه های گرانبها تقدیمش نماید و چه بسیار ثروتمندان که در این راه فقییر و بی چیز و خوار و ذلیل گردیدند.
ضرر زنا از نظر اجتماعی
همان گونه که زنا مضرات مالی، جسمی و روحی را برای انسان به دنبال دارد ضررهای اجتماعی را نیز در بین مردم و نسل ها ایجاد می کند که نمونه های بارز آن بچه ای است که از زنا به دنیا می آید و سبب یک عمر پشیمانی و افسوس خوردن را برای صاحب خود به دنبال می آورد. دیگر آنکه با بچه ای که از زنا به وجود آمده شخص زناکار را نزد مردم زیر سؤال می برد و باعث بی اعتبار شدن وی بین جامعه و عموم می شود؛ لذا آنچه از ضرر زنا در روابط اجتماعی بین مردم به وجود می آید به هشت دسته تقسیم می شود:
اول: اختلاط نطفه ها و مشبه شدن نسبت ها.
دوم: در صورتی که زنی بچه ای از راه زنا در زندگی زناشویی خود بیاورد و به او نسبت دهد آن بچه از او ارث می برد- آنچه حق شرعی دیگران است- پس غاصب حق غیر است.
سوم: نزاع و جنگ ها و قتل هایی که میان مردم به سبب زنا صورت می گیرد.
چهارم: تعطیل ازدواج زنان با مردان هم شأن خود.
پنجم: تقلیل نسل و اولاد و عدم پیشرفت عمران و آبادی.
ششم: رفتن فتوت و مردانگی از جامعه.
هفتم: رفتن شرافت و آبرومندی.
هشتم: جماعتی عمل زشت زنا را شغلل خود قرار داده، از این راه کسب معیشت می کنند.
پس زنا بدترین مصیبت ها و ریشه تمام عیب ها است.
حقوق ناصح و منصوح
هرگاه شخصی مرتکب گناه و معصیتی می شود افرادی که جزو صالحان و مؤمنان هستند سعی می کنند این گونه افراد را با ارشاد و راهنمایی به سمت توبه کشانده، از گناه خود بر گردانند. چنانکه افرادی که مرتکب گناه شده اند از آنچه که مورد نصیحت قرار گرفته اند دوری کنند و نسبت به آنم بی تفاوت باشند، عواقب آن در این دنیا و آخرت گریبانگیرشان خواهد شد؛ لذا به کسانی هم که واسطه بین کار نیک و نصیحت خواهی قرار گرفته اند مدیون خواهند بود؛ اما افراد گناهکاری که به فرازهای نصیحت کننده و از کاری که انجام داده اند توبه و ابراز پشیمانی نمایند و سبب سعات خویش در دو عالم می شوند. بر این گونه افراد لازم است از نیکی کسی که آن ها را پند و نصیحت نموده، در هر جایی سخن به میان کشند.
امام سجاد(ع) در رساله حقوقی خود درباره حق نصیحت خواه می فرماید:
«و حق المستنصح أن تؤدی الیه النصیحته ولیکن مذهبک الرحمه له و الرفق به.»
«و حق نصیحت خواه این است که حق دلسوزی و خیرخواهی را در مورد او ادا کرده، روش مدارا و مهربانی را با او پیش گیری.»
«نصیحت در لغت به معنی تصفیه عسل و دوختن لباس است، سپس در نقطه ی مقابل غش به کار برده شده، و در مورد اخلاص و صدق نیز به کار می رود و گفته شده نصح و نصیحه و مناصحه اراده ی خیر در مورد شخص دیگر و هدایت او به سوی خیر و نیکی است و آن کلمه ی جامعی است برای خیرخواهی و ممکن نیست در کلام عرب از کلمه ای استفاده کنیم که بتواند تعبیر نصیحت را به خوبی نشان دهد»[۵۲].
همچنین می فرماید:
«ان الدین النصیحه لله و لرسوله و لکتابه و لائمه المسلمین و عامتهم.»
«همانا خدا دین خیرخواهی برای خدا و رسولش و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و عموم آن ها است.»
ابن اثیر می گوید:
«نصیحت کلمه ای است که با آن از جمله ای که به معنی خیرخواهی برای شخص مورد نصیحت است تعبیر می شود.»[۵۳]
لازم به تذکر است که نصیحت برای خدا یعنی دستوری برای دین او و بندگانش است. کسی که خواستار نصیحت است، باید با خیرخواهی او را به سوی خیر و نیکی راهنمایی کرد.
امام سجاد(ع) به صورتی فشرده و کوتاه حق نصیحت خواه را متذکر شده، می فرماید:
«حق او این است که بی دریغ ناصح او باشی و در نصیحت و خیرخواهی با او روش مهربانی را پیش گیری.»
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«یجب للمؤمن علی المؤمن النصیحه له فی المشهد و المغیب.»[۵۴]
«بر مؤمن واجب است خیرخواهی مؤمن در حضور و غیابش.»
همچنین می فرماید:
«ان اعظم الناس منزله عندالله یوم القیامه أمشاهم فی أرضه بالنصیحه لخلقه.»[۵۵]
«همانا بزرگ ترین افراد از لحاظ مقام در پیشگاه خدا در روز قیامت کسی است که در زمین خدا بیشتر برای دلسوزی و خیرخواهی نسبت به بندگان خدا گام برداشته است.»
امام صادق(ع) می فرماید:
«بر شما باد نصیحت مخلوق خدا که با عملی برتر از آن خدا را دیدار نمی کنید.»
با شرح و بررسی بخش قبلی، اهمیت خیرخواهی و ارشاد به سوی خیر و سعات روشن شد، وقتی فرد نصیحت خواه دارای چنان حقی است، نصیحت کننده نیز از حقی برخوردار است، فروتنی در برابر او و شنیدن دقیق نصایح و مواعظش از جمله ی حقوق او است، در مورد ناصح نیز امام(ع) سفارش می فرماید که اصل برادری و محبت نباید فراموش شود و در صورتی که مرتکب اشتباه شد یا به جای خیر و سعادت از روی غفلت و بی توجهی به فساد و بدبختی دعوت و هدایت کرد، نباید او را متهم ساخت.
«و حق الناصح أن تلین جناحک و تصغی الیه بسمعک، فان أتی الصواب، حمدت الله عزوجل، و ان لم یوافق رحمته، و لم تتهمه، و علمت أنه أخطاء و لم تؤاخذه بذلک الا أن یکون مستحقا للتهمه، فلا تعبأ بشیئی من أمره علی حال، و لا قوه الا بالله.»
«و حق نصیحتگر این است که با او متواضع و ملایم برخورد کرده، با گوش جانت متوجه گفتارش باشی، پس اگر حق را عرضه کرد، خدای عزوجل را سپاس گویی، و اگر موافق حق نبود، براو رحمت آوریی، و او را متهم نسازی و بدانی که او اشتباه کرده است و او را در مورد اشتباه و نظر باطلش مؤاخذه نکنی، مگر اینکه واقعاً سزاوار تهمت باشد و در هر صورت باز هم نسبت به این کارش اعتنایی نداشته باش و هیچ قدرتی جز به عنایت خداوند وجود ندارد.»
- * *
Thomas S.szasz:
Men are rewarded or punished not for what they do but For how their acts are defined. That is why men are more interested in better justifyinq themselves than in better behavinq themselves.
پاداش گرفتن یا مجازات شدن آدم ها، به خاطر آن کاری نیست که انجام می دهند؛ بلکه به خاطر چگونگی تعریف عملکرد آنان است؛ زیرا آدم ها بیشتر علاقه مند به توجیه بهتر خود هستند تا رفتار کردن بهتر.[۵۶] «توماس اس. ساس/ روانپزشک آمریکایی»
فصل چهارم: زنا از نظر ادیان
اشاره
Alfred sheinwold:
Learn all you can from the mistakes of others. You won’t have time to make all yourelf.
هر قدر که می توانی از اشتباهات دیگران درس بیاموز. به تنهایی، وقت برای انجام همه آن ها نخواهی داشت.*
« آلفردشین ولد/ بزرگان و فرهیختگان جهان»
- .apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص67،شماره 161.
زنا در دین اسلام
دین مقدس اسلام با زنا کردن و دست درازی به ناموس دیگران و از مرز عفت و پاکدامنی خارج شدن کاملاً مخالف است؛ زیرا ناموس هر کس محترم است و اختصاص به خود او دارد و اگر بنا شود اجتماع افراد بی بندوبار و زناکار داشته باشد، آن اجتماع از رفاه و آسایش کامل برخوردار نخواهد بود و هرکس باید دست از کار کشیده و فقط از ناموس خود حفاظت کند. چنین جامعه و افرادی روی خوشبختی و سعادت را نخواهند دید و در تمام عمر دارای دلهره و وحشت بوده و با شکست قطعی روبرو خواهند شد. اسلام برای زناکار، قانونی پیاده کرده که بسیار جامع و کامل است و به قدری نکات و ظرایف در آن قانون وجود دارد که اگر اجتماع و توده بشریت به آن عمل کنند سعادت و رفاه و آسایش آنها صددرصد تأمین می گردد.
اسلام با صراحت تمام می گوید:
مردی که از مرز عفت و پاکی بگذرد و دست به ناموس دیگری دراز نماید و عمل منافی با عفت به جا آورد باید سنگسارش کرد و آنقدر سنگ بر بدنش زد که زیر سنگ ها پنهان شود و جان به جان آفرین تسلیم کند. همچنین می گوید:
کسی که با زن بدون شوهر زنا کند و به حاکم شرع ثابت گردد باید در مجامع عمومی و سر چهار راه ها صد تازیانه بر بدنش زد و کوچک ترین رحمی به جانش نکرد. چرا؟
چون این شخص، زناکار،بی عاطفه و بی محبت است و عضو فاسد اجتماع است و اگر از بین نرود یا تازیانه نخورد اجتماع را فاسد می کند.1
1 .چند جمله با جوانان عزیز، ص110
زنا در دین مسیحیت
آنچه از نظر عقلی خطا محسوب می شود مطمئناً بین تمامی انسانها یکسان است و همه ی بشریت آن را خطا می دانند. تمامی پیامبرانی که برای امت های مختلف از زمان حضرت آدم تا جامعه های کنونی به منظور هدایت و ارشاد بشریت از سوی خدا مردم را به عمل نیک دعوت کرده و از اعمال زشت نهی کرده اند؛ اما سخن تمامی اولیای خدا در یک هدف و در یک نیت خلاصه شده است. آنچه عمل زشت و خطا حساب شود گناه است و هیچ فرقی بین دین اسلام و دین مسیحیت یا دیگر ادیان نیست؛ بلکه انسان ها هستند که با منسوب کردن قوانین خدا و اولیایش به دین های مختلف سبب از هم پاشیدگی بشریت، در ادیان مختلف شده اند. در هرحال زنا در ادیان مختلف، گناه و معصیت به حساب می آید و بر زناکننده عواقبی به دنبال دارد.
در دین مسیحیت این عمل زشت تلقی شده است و مطابق نص انجیل اجرای حد زنا منوط به برائت کنندگان از هر گناه است و این حکم شاید حاکی از لغو حکم باشد. از نظر انجیل، ازدواج با زن طلاق داده یا بیوه در حکم زنای با زن شوهردار بوده و مستحق رجم است.
زنا در دین یهود
در دین یهود زنا حرام است و مجازات های سختی برحسب مورد برای آن در نظر گرفته شده است.
در تورات در سفر لاویان بیستم مجازات مردی که با زنی اجنبی همبستر شود و همچنین زنی که با مرد اجنبی همبستر شود قتل است.
در سفر تثنیه باب بیست و دوم آمده که اگر مردی با زنی که نامزد دیگری شده است همبستر شود و دختر فریاد نزند، می بایست هر دو را سنگسار نمایند و اگر فریاد بزند آن مرد را به تنهایی سنگسار می کنند، همچنین اگر کسی با دختری که نامزد نشده بود همبستر می شد می بایست پنجاه شاقل به پدر دختر بدهد و حکما او را بگیرد چون او را ذلیل ساخته است.
در سفر لاویان باب نوزدهم گفته شده است که اگر کسی با دختری زنا نمود و آن دختر آزاد نبود بلکه بنده بود کشته نمی شود بلکه مرد باید برای رفع گناه خود قربانی کند.
زنا در دوره جاهلیت
عمل زشت زنا در دوره جاهلیت امری طبیعی به حساب می آمد و زن در آن دوره هیچ گونه ارزش و شخصیتی نداشت و هرگونه سوءاستفاده های جنسی و کنیزی را از آن ها می بردند.
اگر کتاب آسمانی مسلمانان قرآن را مطالعه کنید متوجه می شوید که هر گاه جاهلیت مرتکب گناهی می شد، خداوند با فرستادن پیامبر جهت نصیحت و ارشاد آن ها و همچنین رحم کردن به جاهلیت سعی می کرد تا به آن ها کمک شود ولی به خاطر سوء استفاده هایی که جاهلیت مرتکب شد، صبر خداوند نسبت به اعمال آن ها لبریز شده و به عذابی سخت تمامی آن ها را مبتلا می کرد. خداوند توسط پیامبران خود وعده هایی از پاداش و عذاب را از قبل به آن ها متذکر می شد؛ ولی با این احوال جاهلیت به دستورات الهی و پیامبران بی تفاوت بودند و این عمل آن ها سبب نابودیشان شد.
در زمان جاهلیت اعراب غیر متدین هر تعداد زن که می خواستند به همسری می گرفتند و هر وقت که اراده می کردند طلاق می دادند و هیچ مسئولیتی در این کار احساس نمی کردند؛ بنابراین چون مانعی در کار نبود جرم زنا تحقق پیدا نمی کرد. اسلام بود که زنا را زشت شمرد و مقرراتی را در این زمینه وضع کرد.
بی وفایی دختر
شهوت و غریزه جنسی در انسان به شکلی است که در صورتی که شخص دچار آن شود، چنانچه با کنترل صحیح بر آن غلبه کند، موجب پاداش در نزد خداوند و برکات در زندگی اش می شود؛ اما اگر نتواند بر شهوت غلبه کند عواقب زیادی را در دنیا و آخرت باید متحمل شود؛ خداوند از آغاز بشریت انسان را از آن آگاه نمود؛ ولی چون به آن عمل نکرده، مشکلاتی را برای صاحب خود به دنبال داشته است. در طول تاریخ نمونه های زیادی شاهد و گواه بر این امر بوده اند؛ اما همواره انسان در این امر قصور می ورزد. حال نمونه ای را در اینجا بیان می کنیم تا بیش از پیش روشن گردد که غریزه جنسی زمانیکه در مسیر نادرست قرار گیرد انسان را تا چه اندازه ای به نابودی می کشاند.
یکی از سلاطین به نام «اساطرون» در شهری کنار فرات سلطنت می کرد. در اداره امور کشور خویش به اندازه ای قدرت به خرج داده بود که شاپور ذوالاکتاف او را پاس داشت، وقتی شاپور با دولت روم صلح کرد، در فکر تسخیر شهر اساطرون افتاد، سپاهی مجهز حرکت داد و گرداگرد شهر را گرفت؛ ولی به واسطه ی حصار، شاپور از فتح آن مأیوس گردید و پیوسته در قسمت خارجی شهر راه می رفت تا شاید چاره ای برای این کار پیدا کند.
روزی دختر اساطرون بالای حصار شهر آمد و لشکر دشمن را تماشا می کرد، ناگهان چشمش به قامت مردانه شاپور افتاد، با همین یک نگاه فریفته او شد، پنهانی نامه ای نوشت اگر مرا به ازدواج خود درآوری وسیله ی تسخیر شهر را فراهم می کنم.
شاپور نیز تقاضای دختر را پذیرفت، دختر با تدبیر شبانه وسائل ورود لشکریان را فراهم نمود، شاپور با سپاه خویش وارد شهر شد آنجا را فتح کرد و اساطرون را کشت و دستور داد سر اساطرون را بر نیزه ای نهاده و به مردم جهت عبرت نشان دهند.
مردم وقتی چنین صحنه ای را مشاهده کردند از شاپور اطاعت کردند، شهریار ایران به پیمان خود وفا نمود، با دختر ازدواج کرد مدتی با هم زندگی کردند، در شب چشم شاپور بر پشت دختر افتاد که بر اثر خراشیدگی خون آلود شده بود.
پرسید: این زخم از چیست؟ گفت: شب گذشته در محل استراحت من برگ موردی بوده که بر اثر تماس بدنم به آن برگ خراش بر داشته است.
شاپور گفت: پدرت تو را چه اندازه به ناز و نعمت پرورده که پوستی با این لطیفی پیدا کردی؟
او در جواب گفت: پدرم با بهترین وسایل استراحت پرورشم می داد، غذایم را مغز سر گوسفند، زرده ی تخم مرغ و عسل قرار داده بود!
شاپور از شنیدن این حرف متعجب شد، سر به زیر انداخت و مدتی در تفکر و اندیشه بود، پس از مدتی سر برداشت و گفت: تو با پدری چنین مهربان این طور بی وفایی کردی آیا با من پایداری خواهی کرد؟
امر کرد گیسوان او را بر دم اسبی بسته میان خارستانی کشیدند تا هلاک شد. 1
پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
- * *
Friedrich Nietzsche
There is always some madness in love.but there is also always some reason in madness.
همیشه در عشق مقداری جنون هست؛ ولی در جنون همواره مقداری عقل وجود دارد.*
«فردریش نیچه/ فیلسوف آلمانی»
- .apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص193،شماره 594. 1 .پند تاریخ، ج2؛به نقل از: داستان زنان، ص188.
فصل پنجم: مجازات و حکم زنا اشاره
Henry wadsworth Longfellow:
We judge ourselves by what we feel capable of doing, while others judge us by what we have already done.
ما خود را با آنچه حس می کنیم قادر به انجام آن هستیم قضاوت می کنیم، در حالی که دیگران ما را با آنچه تا به حال کرده ایم قضاوت می کنند.*
«هنری وادزورث لانگ فلو/ شاعر آمریکایی»
- . apples of goldsسید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص212،شماره 656.
تعریف زنا
فساد و جرمی که توسط جنایتکاران و افراد خطاکار به وجود آید، در تمام ادیان و جوامع دارای مجازات است. هر ملتی برای مجرمان، مجازات
کشوری و مردم عادی نباید باشد و به طور قطع با همه به طور یکسان برخورد شود. در کشورهای اسلامی، به خصوص شیعیان، سعی می شود به ویژه در حوزه مجازات مجرمان طبق دستورات خداوند در قرآن کریم عمل شود؛ لذا تعریف و موجبات حد زنا از نظر قانون جمهوری اسلامی به شرح زیر بیان می گردد:
ماده 63- «زنا» عبارت است از جماع مرد با زنی که بر او ذاتاً حرام است، گرچه در دبر باشد، در غیر موارد وطی به شبهه. 1
ماده 64- زنا در صورتی موجب حد می شود که زانی یا زانیه بالغ و عاقل و مختار بوده و به حکم و موضوع آن نیز آگاه باشد. 2
ماده 65- هرگاه زن یا مردی حرام بودن جماع با دیگری را بداند و طرف دیگر از این امر آگاه نباشد و گمان کند ارتکاب این عمل برای او جایز است، فقط طرفی که آگاه بوده است محکوم به حد زنا می شود. 3
ماده 66- هرگاه مرد یا زنی که با هم جماع نموده اند، ادعای اشتباه و ناآگاهی کند، در صورتی که احتمال صدق مدعی داده شود، ادعای مذکور بدون شاهد و سوگند پذیرفته می شود و حد ساقط می گردد. 4
ماده 67- هر گاه زانی یا زانیه ادعا کند که به زنا اکراه شده است، ادعای او در صورتی که یقین بر خلاف آن نباشد، قبول می شود. 1 . حقوق زنان در ایران، ص131.
2 .همان.
3 .همان.
4 .همان.
شرایط زناکار
گناهی که بین افراد جامعه صورت می گیرد - به خصوص عمل زنا - بر حسب افراد مختلف با شرایط مختلفی ایجاد می گردد؛ لذا این گونه نیست که جریمه و مجازات آن بین کوچک و بزرگ یا بالغ و نابالغ به یک اندازه باشد؛ البته برای هر کدام مجازاتی لحاظ می گردد؛ اما این امر با در نظر گرفتن معیارها و شرایط خاصی صورت می گیرد؛ از این رو در قانون به شرایطی پرداخته شده که برای جرم زنا و شخص زناکننده مطرح است که اگر آن شرایط موجود باشد، حکم قطعی بر آنها لازم و اجرایی خواهد بود. شرایط زناکار به این شرح مورد بررسی قرار می گیرد:
1. بالغ بودن هر یک از زنا کننده و زنا دهنده.
2. عاقل باشند.
3. آنکه عمل زنا را از روی میل و ارضاء انجام داده باشند؛ در غیر این صورت حدی بر آنها نیست. 1 1 .با مجازات های اسلامی آشنا شویم، ص 34-45.
احکام زنا
اکثر مردم تصور می کنند زنا فقط این است که مرد و زن نامحرمی با هم نزدیکی کنند. در حالی که هر کدام از اعضای بدن انسان می تواند زنا کنند؛ مثلاً گفته اند زنای چشم، نگاه به نامحرم است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«اگر زنی خود را معطر کند و بر مردی بگذرد که بوی او را دریابد زنا کرده است.» 2
زن و مردی که با یکدیگر شوخی های زننده ای از روابط جنسی می کنند، متأسفانه مرتکب یکی از مفاسدی می گردند که بین مردم رایج شده است و این افراد هم خود فاسدند و هم دیگران را به فساد می کشند.
گاهی اوقات اتفاق افتاده که زن و شوهری سال هاست عقد شرعی کرده اند و به خیال خود بر هم حلال هستند و بچه هایی به وجود آورده اند، ولی غافل از اینکه از اول بر هم حرام بوده اند یا بعداً به سبب انجام کارهایی که مرتکب شده اند بر هم حرام شده اند و عمری در کنار هم به خیال اینکه برای هم حلال هستند، آمیزش کرده اند در حالی که زنا به حساب می آید و مرتکب گناه کبیره شده اند؛ ولی خودشان هیچ خبر ندارند.
در اینجا به بعضی از اعمال و اموری که موجب حرام شدن زن و شوهر بر یکدیگر می شود و همچنین به موضوع زنانی که ازدواج با آنها حرام است، اشاره می کنیم:
مسئله: اگر مردی با خواهرزن خود زنا کند، زنش بر او حرام می شود و باید زنش را طلاق دهد. در غیر این صورت هر گاه با او نزدیکی کند زنا کرده است و فرزندی که از این آمیزش متولد شود حرام زاده است.
مسئله: اگر انسان پیش از آنکه دختر عمه یا دختر خاله خود را بگیرد، با مادر آنان زنا کند؛ دیگر نمی تواند با آنان ازدواج کند. 3
مسئله: اگر با زنی غیر از عمه و خاله خود زنا کند احتیاط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند. ولی اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند بعد با مادر او زنا کند آن زن بر او حرام نمی 2 .نهج الفصاحه، ص34، ح177.
3 .توضیح المسایل امام خمینی، م 2394. شود و اگر پیش از آنکه با او نزدیکی کند با مادر او زنا نماید، در این صورت احتیاط مستحب آن است که از آن زن جدا شود. 1
مسئله: زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید. مرد مسلمان هم نمی تواند با زن های کافر به طور دائم ازدواج کند، ولی صیغه کردن زن های اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد. 2
مسئله: اگر شخصی زنی را که در عده دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است آن زن بر او حرام می شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد. 3
مسئله: مادر و خواهر و دختر پسری که لواط داده، بر لواط کننده حرام است (و هیچ وقت نمی تواند با آنها ازدواج کند) اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولی اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه بر او حرام نمی شوند. 4
مسئله: اگر کسی در حال احرام که یکی از کارهای حج است، با زنی ازدواج نماید عقد او باطل است و چنانچه می دانسته که زن گرفتن بر او حرام است دیگر نمی تواند آن زن را عقد کند. 5
مسئله: مسلمانی که منکر خدا و پیامبر شود یا حکم ضروری دین یعنی حکمی را که مسلمانان جزء دین اسلام می دانند مثل واجب بودن نماز و روزه (حجاب و امر به معروف و نهی از منکر و...) انکار کند در صورتی که منکر شدن آن حکم به انکار خدا یا پیامبر برگردد، مرتد است.6
مسئله: اگر زن پیش از آنکه شوهرش با او نزدیکی کند به طوری که در مسئله پیش گفته شد، مرتد شود عقد او باطل می گردد و اگر سیده نیست پنجاه سال او تمام شده باشد؛ اما اگر یائسه نباشد باید به دستوری که در احکام طلاق گفته شده، عده نگهدارد. پس اگر در بین عده مسلمان شود عقد باقی و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است. 7
مسئله: مرتد فطری همسرش بر او حرام می شود و پس از آنکه اظهار توبه کرد باید عقد زنش را تجدید نماید، زن نیز به محض آنکه آگاه شد تا زمانی که عقد جدیدی خوانده نشده باید از شوهرش جدا شود. 8 1 .همان، م 2396.
2 . توضیح المسایل امام خمینی، م 2397.
3 .همان، م 2400.
4 .همان، م2405.
5 .همان، ص2407.
6 .همان، ص2447.
7 . توضیح المسایل امام خمینی، م 2448.
8 .مسائل، ص93، م 265. مسئله: کسی که پدر یا مادرش در موقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده اند، چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام کند، اگر مرتد شود زنش بر او حرام می شود و باید به مقداری که در احکام طلاق گفته شده عده وفات نگهدارد. 1
مسئله: مردی که پدر و مادرش غیر مسلمان بدنیا آمده و مسلمان شده، اگر پیش از نزدیکی با عیالش مرتد شود عقد او باطل می گردد و اگر بعد از نزدیکی مرتد شود، چنانچه زن او در سن زنهایی باشد که حیض می بینند باید آن زن به مقداری که در احکام طلاق گفته شده عده نگهدارد. پس اگر پیش از تمام شدن عده شوهر او مسلمان شود عقد باقی وگرنه باطل است. 2
با توجه به مسائل مختلفی که به بخشی از آنها اشاره شد، بر هر زن و شوهری واجب است برای آشنایی با ضروریات مورد ابتلا در حوزه روابط زناشویی خود مرجع تقلید خویش را مشخص کنند تا احکام عملی را از رساله های احکام بیاموزند؛ زیرا امکان دارد ناخواسته به زنا بیفتد.
بعضی از مردم تصور می کنند، زنازادگان به علت زنازادگی از فیض رحمت الهی محرومند و حتماً باید شقی و جهنمی باشند. این سخن برخلاف عدل الهی است. خداوند هرگز کسی را به خاطر چیزی که در اختیار او نبوده عذاب نمی کند. یک فرزند زنا که صمیمانه قبول اسلام کند و به وظایف اخلاقی و تکالیف شرعی خود عمل نماید، در دنیا از تمام مزایای اسلامی استفاده می کند و در قیامت نیز از فیض و رحمت بزرگ الهی برخوردار است. 3
زنازاده مثل سایر افراد می تواند یک مسلمان خوب و شایسته باشد، با این تفاوت که فرزند زنا برای تأمین سعادت خویش مجاهدت و مراقبت بیشتری لازم دارد تا بتواند با انحراف های موروثی خود مبارزه کند و خویش را از خطرات زمینه های نامطلوبی که در باطن دارد، خلاص نماید؛ چه بسا افراد زنازاده که سعادتمند و رستگار شدند و چه افراد حلال زاده و سعادتمندی که سرانجام، شقی و بدکار شدند! در واقع آنچه اهمیت دارد، عاقبت نیک است. 1 . توضیح المسایل امام خمینی، م 2449.
2 .همان، م 2450.
3 .گفتار فلسفی کودک، ص154.
اثبات زنا
اشاره
آنچه در زنا به عنوان یک گناه محسوب می شود، عملی است که خلاف مقررات و قوانین بشری صورت گرفته است. طبق رأی حاکم شرع آنچه توسط زناکار به عنوان جرم صورت می پذیرد باید با حضور شاهد و اثبات کامل آن در دادگاه مطرح گردد، در غیر این صورت اگر زنا به اثبات نرسد و شاهدی هم بر آن نباشد، حد و حکم زنا جاری نمی شود، همچنین اگر شاهد هم باشد ولی نتواند اثبات کند، باز حد و حکم زنا جاری نمی شود.
زنا به دو چیز ثابت می شود:
اول:
زنا ثابت نمی شود مگر آنکه شخص چهار مرتبه به زنا اقرار کند خواه مرد باشد یا زن.
و خلاف است در اینکه آیا چهار مرتبه باید در چهار مجلس واقع شود یا در یک مجلس نیز اگر واقع گردد کافی است؟ و اشهر آن است که تعدّد مجلس در کار نیست و گفته اند که اگر کمتر از چهار مرتبه اقرار کند او را تعزیر می نمایند و اگر به جبر اقرار کند اعتبار ندارد.
و اگر غلام به زنا اقرار کند در صورتی که آقا تصدیقش نماید او را حد می زنند و در غیر این صورت او را حد نمی زنند.
دوم:
ثابت شدن به گواه است و ثابت نمی شود سنگسار مگر به چهار گواه عادل که گواهی دهند زنای او را دیده اند که در این صورت سه مرد عادل و یا دو زن عادله شهادت بدهند.
اگر دو مرد و چهار زن برای زنایی گواهی بدهند، اکثر علما گفته اند زناکار را سنگسار نمی کنند و صد تازیانه می زنند و بعضی گفته اند که صد تازیانه نیز نمی زنند و اگر کمتر از چهار نفر گواهی بدهند ثابت نمی شود و گواهان را حد می زنند برای تهمت زدن.
اگر بعضی از چهار شهود بیشتر بیایند و شهادت دهند پیش از آنکه باقی شهود حاضر شوند اشهر آن است که اینها را حد می زنند و انتظار باقی شهود را نمی کشند و زنا ثابت نمی شود.
و شرط است که شهادت ایشان بر یک فعل بوده و موافق یکدیگر باشند، پس اگر بعضی بگویند که در روز شنبه زنا کرده و بعضی دیگر بگویند در روز یکشنبه یا برخی بگویند در فلان خانه و پاره ای دیگر بگویند در خانه دیگر واقع شده زنا ثابت نمی شود و گواهان را حد می زنند.
مشهور آن است که اگر حاکم شرع علم به هم رساند که شخص زنا کرده است بدون گواه و اقرار او را حد می تواند. 1
اما راه های ثبوت زنا در دادگاه جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:
ماده 68- هر گاه مرد یا زنی، چهار بار نزد حاکم اقرار به زنا کند، محکوم به حد زنا خواهد شد و اگر کم تر از چهار بار اقرار نماید، تعزیر می شود.
ماده 69- اقرار در صورتی نافذ است که اقرار کننده دارای اوصاف بلوغ، عقل، اختیار و قصد باشد.
ماده 70- اقرار باید صریح یا به طوری ظاهر باشد که احتمال عقلایی خلاف در آن داده نشود. 2 1 .رساله حدود و قصاص و دیات، ص12.
2 .حقوق زنان در ایران، ص47. ماده 71- هر گاه کسی اقرار به زنا کند و بعد انکار نماید، در صورتی که اقرار به زنایی باشد که موجب قتل یا رجم است با انکار بعدی، حد رجم و قتل ساقط می شود، در غیر این صورت با انکار بعد از اقرار، حد ساقط نمی شود.
ماده 72- هر گاه کسی به زنایی که موجب حد است اقرار کند و بعد توبه نماید، قاضی می تواند تقاضای عفو او را از ولی امر بنماید و یا حد را بر او جاری نماید.
ماده 73- زنی که همسر ندارد به صرف باردار شدن مورد حد قرار نمی گیرد، مگر آنکه زنای او با یکی از راه های مذکور در این قانون ثابت شود.
ماده 74- زنا موجب حد جلد (تازیانه) باشد و چه موجب حد رجم، با شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل، ثابت می شود.
ماده 75- در صورتی که زنا فقط موجب حد جلد باشد، به شهادت دو مرد عادل همراه با چهار زن عادل ثابت می شود.
ماده 76- شهادت زنان به تنهایی یا به انضمام یک مرد عادل زنا را ثابت نمی کند، بلکه در مورد شهود مذکور، حد قذف طبق احکام قذف جاری می شود.
ماده 77- شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده باشد و شهادت حدسی معتبر نیست.
ماده 78- هر گاه شهود خصوصیات مورد شهادت را بیان کنند، این خصوصیات باید از لحاظ زمان و مکان و مانند آنها اختلاف نداشته باشند. در صورت اختلاف بین شهود، علاوه بر اینکه زنا ثابت نمی شود، شهود نیز به حد قذف محکوم می گردند.
ماده 79- شهود باید بدون فاصله ی زمانی یکی پس از دیگری شهادت دهند، اگر بعضی از شهود شهادت بدهند و بعضی دیگر بلافاصله برای ادای شهادت حضور پیدا نکنند، یا شهادت ندهند زنا ثابت نمی شود، در این صورت شهادت دهنده مورد حد قذف قرار می گیرد. 1
ماده 80- حد زنا جز در موارد مذکور در مواد آتی باید فوراً جاری گردد.
ماده 81- هر گاه زن یا مرد زانی از اقامه ی شهادت توبه نمایند، حد از او ساقط می شود و اگر بعد از اقامه ی شهادت توبه کند، حد ساقط نمی شود. 2 1 .همان، ص 49.
2 .همان، ص 50.
اقسام حد زنا از نظر علما
اشاره
همان طور که در مورد زناکار شرایط آن باید طبق قوانین رعایت شود، حکم حد زنا با شرایطی که در آن وجود داشته باشد و با دلایل اثبات شده، جاری خواهد گردید؛ در این صورت قاضی طبق قوانین می تواند به صورتی که حکم بر آن اجازه می دهد، اقسام حد زنا را با داشتن شرایط آن بر زناکار جاری سازد. جهت آگاهی داشتن افراد از اقسام حد زنا آنها را طبق سخنان بزرگان دین بیان می کنیم:
اقسام حد زنا نه قسم است:
قسم اول:
کشتن با شمشیر است و آن بر سه کس لازم است:
یکی مردی که با زنان محرم نسبی خود زنا کند مانند:
«مادر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر.»
بعضی از علما محرم های سببی را نیز به این الحاق کرده اند مانند:
«زن پدر و مادر زن.»
بعضی از علما گفته اند که اگر آن مرد محصن بوده و زن داشته و با محرم خود زنا کند حکم اول بر آن لازم است.
و زن نیز اگر راضی بوده و جبری بر او نشده حکم مرد را دارد.
الف- کافری که با زن مسلمان زنا کند او را گردن می زنند.
ب- مردی که زنی را اکراه بر زنا کند او را گردن می زنند.
بعضی در این دو قسم، تفصیل سابق را قائل شده اند. 1 1 .در مورد دوم گفته اند: اگر کافر محصن باشد ابتدا او را صد تازیانه زده، سپس سنگسارش می کنند و اگر محصن نباشد، اول او را صد تازیانه زده، سپس گردنش را با شمشیر می زنند و در مورد سوم اگر مرد اکراه کننده محصن باشد ابتدا او را صد تازیانه زده، سپس سنگسارش می کنند و اگر محصن نباشد بعد از زدن صد تازیانه او را گردن می زنند.
قسم دوم:
سنگسار کردن است و آن بر مرد جوان و زن جوان لازم است که محصن باشند.
محصن مردی است که بالغ و عاقل و آزاد بوده و زنی یا کنیزی داشته که به آن وطی کرده باشد، بعد از بلوغ و آزادی و هر صبح و شام قادر بر وطی او باشد، پس اگر در سفر بوده و زوجه اش با او نباشد یا در حضر است ولی محبوس بوده که به زن و کنیز خود نتواند رسید محصن نخواهد بود.
محصن بودن زن نیز چنین است که بالغ و عاقل و آزاد بوده و شوهری داشته که دستش به او برسد.
متعه برای محصن بودن کافی نیست و بعضی کنیز را نیز کافی ندانسته اند و بعضی در مرد عقل را شرط نکرده اند و هر دو قول خلاف مشهور است.
جمعی از علما اعتقاد دارند که اگر مرد بالغ محصن زنا کند با دختر نابالغ یا با زن دیوانه او را تازیانه می زنند و سنگسار نمی کنند و همچنین زن محصنه اگر طفلی یا دیوانه ای با او زنا کند او را سنگسار نمی کنند بلکه تازیانه می زنند و بعضی نظر دیگری دارند میان طفل و دیوانه و در طفل تازیانه قائل شده اند و در دیوانه سنگسار و مسئله خالی از اشکال نیست.
و غلام و کنیز خواه محصن باشند و زن یا شوهر داشته باشند و خواه نداشته باشند برایشان سنگسار نیست.
قسم سوم:
اول تازیانه می زنند، بعد از آن سنگسار می کنند و این در مرد پیر و زن پیر است که محصن باشند و زنا کنند؛ زیرا عذر ایشان به اعتبار پیری و انکسار شهوات کمتر است و گناهشان عظیم تر.
جمع کثیری از علما فرق میان این قسم و قسم سابق را بیان نکرده و می گویند:
مردی که زن یا کنیزی داشته و زنی که شوهر داشته باشد به شرایطی که گذشت خواه جوان بوده و خواه پیر، اول او را تازیانه می زنند و سپس سنگسار می کنند.
قسم چهارم:
آن است که صد تازیانه زده و سرش را می تراشند و یک سال او را از شهر خود بیرون می کنند و این حد مرد بِکر است و در تفسیر بکر خلاف می باشد.
بعضی علما گفته اند:
مردی است که زنی را عقد کرده ولی هنوز با او دخول نکرده باشد.
و بعضی دیگر از علما گفته اند:
بکر غیر محصن است خواه زنی را عقد کرده و خواه عقد نکرده باشد.
و بعضی از علما نیز گفته اند:
در زن سر تراشیدن و از شهر بیرون کردن نبوده هر چند عقد بر او شده باشد.
قسم پنجم:
صد تازیانه است و آن حد مرد یا زن بالغ آزاد بوده که زنا کرده باشد؛ در حالی که نه زنی را عقد نموده و نه دخول کرده باشد و بنابر قول دیگر که مذکور شد فرق میان این قسم و قسم سابق نیست. 1 1 .مقصود از قسم سابق طبق قول مذکور مرد بکری است که زنی را عقد نکرده و قهراً دخول هم ننموده چه آنچه در قسم چهارم ذکر شده که بعضی گفته اند: بکر را به مرد غیر محصن می گویند خواه زنی را عقد کرده یا عقد نکرده باشد و این قسم (عقد نکرده) در اینجا منظور است.
قسم ششم:
پنجاه تازیانه است و آن حد غلام یا کنیزی بوده که بنده باشد خواه محصن باشد و خواه غیر محصن.
و در بنده سر تراشیدن و از شهر بیرون کردن نیست.
قسم هفتم:
هفتاد و پنج تازیانه است و آن حد غلام یا کنیزی است که زنا کرده باشد و نصفش آزاد بوده و نصف دیگرش بنده؛ زیرا نصف حد آزاد می زنند و نصف حد بنده و اگر بیشترش آزاد باشد به آن نسبت حد آزاد زیاد می شود و اگر کمترش آزاد باشد به آن نسبت کم می شود و تا همه اش آزاد نباشد او را سنگسار نمی کنند؛ زیرا حق تعالی برای مذلت بندگی بر او رحم کرده و حدش را سبک گردانیده است.
قسم هشتم:
جمع میان حد و تعزیر است و آن در باب کسی بوده که زمان شریفی مانند ماه مبارک رمضان و روز جمعه و روز عرفه یا مکان شریفی مانند حرم مکه یا حرم مدینه زنا کرده باشد.
مشهور آن است که زیاده بر حد به قدری که امام(ع) مصلحت داند او را تعزیر و تأدیب می نماید.
قسم نهم:
حکم مرد بیمار یا زن بیماری است که تاب تازیانه نداشته باشد، ترکه ای چند را به عدد آن تازیانه ها جمع می کنند و به یکبار بر بدن او می زنند 2 . 3 2.مثلا مجرم اگر از کسانی باشد که در صورت سلامت حدش صد تازیانه است اکنون که بیمار است صد ترکه را باید جمع کرده و یک دفعه آنها را بر او بزنند.
3 .رساله حدود و قصاص و دیات، ص5.
اقسام حد زنا از نظر قانون
همانگونه که اقسام حد زنا از نظر قرآن به صورت کلی و عادلانه بررسی و قضاوت شده است، در قوانین حکومت اسلامی نیز سعی شده از همان قانون دینی الگوبرداری شود؛ لذا چنانچه در دادگاه های نظام جمهوری اسلامی، قضاوت های متفاوت یا گاهی ناعادلانه صورت می گیرد، نباید آن ها را به حساب قوانین دینی و قرآنی تلقی کرد؛ چرا که آنچه از طریق دادگاه به عنوان حکم اعلام می گردد چنانچه از روی تفسیر و ادله قرآنی صورت گیرد، موجب رضایت الهی و پاداش از طرف خداوند به قضاوت کننده در محاکمه خواهد بود و چنانچه بر خلاف آن صورت بگیرد، عواقب بدی را برای قاضی به دنبال خواهد داشت؛ لذا با در نظر گرفتن این اصل که تمامی قوانین وضع شده با بهره برداری از قانون دینی لحاظ شده است، قوانین نظام جمهوری اسلامی را که در مورد زنا به اجرا گذاشته می شود، بیان می کنیم.
اما اقسام حد زنا از نظر قانون جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:
ماده 82- حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیر محصن نیست.
الف- زنا با محارم نسبی،
ب- زنا با زن پدر که موجب قتل زانی است،
ج- زنای غیر مسلمان با زن مسلمان که موجب قتل زانی است،
د- زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است،
- ماده83- حد زنا در موارد زیر رجم است:
الف- زنای مرد محصن؛ یعنی مردی که دارای همسر دایمی است و با او در حالی که عاقل بوده جماع کرده و هر وقت نیز بخواهد می تواند جماع کند.
ب- زنای زن محصنه با مرد بالغ؛ زن محصنه زنی است که دارای شوهر دایمی است و شوهر در حالی که زن عاقل بوده با او جماع کرده است و امکان جماع با شوهر را نیز داشته باشد.
تبصره: زنای زن محصنه با نابالغ موجب حد تازیانه است.
ماده 84- بر پیر مرد یا پیر زن که دارای شرایط احصان باشند، قبل از رجم،حدّ جلد جاری می شود.
ماده 85- طلاق رجعی قبل از سپری شدن ایام عده، مرد یا زن را از احصان خارج نمی کند، ولی طلاق بائن آنها را از احصان خارج می نماید.
ماده 86- زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دایمی دارد ولی به واسطه ی مسافرت یا حبس و مانند آنها عذرهای موجه به همسر خود دسترسی ندارد، موجب حد رجم نیست.
ماده 87- مرد متأهلی که قبل از دخول، مرتکب زنا شود، به حد جلد و تراشیدن سر و تبعید به مدت یک سال محکوم خواهد شد.
ماده 88- حد زنای زن یا مرد که واجد شرایط احصان نباشد، یکصد تازیانه است.
ماده 89- تکرار زنا قبل از اجرای حد در صورتی که مجازات ها از یک نوع باشد، موجب تکرار حد نمی شود، ولی اگر مجازات ها از یک نوع نباشد، مانند آنکه بعضی از آنها موجب جلد بوده و بعضی دیگر موجب رجم باشد، قبل از رجم زانی، حدّ جلد بر او جاری می شود.
ماده 90- هر گاه زن یا مردی چند بار زنا کند و بعد از هر بار حد بر او جاری شود، در مرتبه چهارم کشته می شود.
ماده 91- در ایام بارداری و نفاس زن و مرد حد قتل یا رجم بر او جاری نمی شود. همچنین بعد از وضع حمل در صورتی که نوزاد کفیل نداشته باشد و بیم تلف شدن نوزاد برود، حد جاری نمی شود، ولی اگر برای نوزاد کفیل پیدا شود، حد جاری می گردد.
ماده 92- هر گاه در اجرای حد جلد بر زن باردار یا شیرده، احتمال بیم ضرر برای حمل یا نوزاد شیر خوار باشد، اجرای حد تا رفع بیم ضرر به تأخیر می افتد.
ماده 93- هر گاه مریض یا مستحاضه محکوم به قتل یا رجم شده باشند، حد بر آنها جاری می شود، ولی اگر محکوم به جلد باشند، اجرای حد تا رفع بیماری و استحاظه به تأخیر می افتد.
تبصره- حیض، مانع اجرای حد نیست.
ماده 94- هرگاه امید به بهبودی مریض نباشد یا حاکم شرع مصلحت بداند که در حال مرض حد جاری شود، یک دسته تازیانه یا ترکه که مشتمل بر صد واحد باشد، فقط یکبار به او زده می شود، هر چند همه ی آنها به بدن محکوم نرسد.
ماده 95- هر گاه محکوم به حد، دیوانه یا مرتد شود، حد از او ساقط نمی شود.
ماده 96- حد جلد را نباید در هوای بسیار سرد یا بسیار گرم جاری نمود.
ماده 97- در سرزمین دشمنان اسلام، حد را نمی شود جاری کرد.
ماده 1050-هر کس زن شوهردار را با علم به وجود حلقه ی زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عده ی طلاق یا در عده ی وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند، عقد باطل است و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
ماده 1054- زنای با زن شوهردار یا زنی که در عده ی رجعیه است، موجب حرمت ابدی است.
ماده 1056- اگر کسی با پسری عمل شنیع کند، نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند. 1 1 .حقوق زنان در ایران،ص 81.
شرایط وجوب حد زنا
اشاره
مجازات زنا و شرایط مربوط به آن را از کتاب حدود و قصاص و دیات تألیف محدث خبیر و فقیه نبیل - مرحوم علامه محمد باقر مجلسی- بیان می نمایم.
زنا چیست؟
زنا آن است که مردی آلت خود را در فرج زنی از پشت یا جلو داخل نموده باشد به قدری که ختنه گاه پنهان شود و آن زن بر او حرام بوده و عقد یا شبه عقد و یا ملکیتی در بین نباشد و در آن چند بحث است:
مبحث اول در بیان شرایط وجوب حد زنا به شرح زیر است.
شرایط وجوب حد زنا هفت قسم است:
اول:
زنا کننده خواه مرد بوده و خواه زن، بالغ باشد، پس اگر نابالغ است او را به چند تازیانه که حاکم شرع مصلحت داند تعزیر و تأدیب می کنند.
دوم:
عاقل باشد، پس اگر دیوانه است بنابر مشهور میان علما بر او حدی نیست بلکه او را تعزیر و تأدیب می کنند مانند طفل.
بعضی از علما گفته اند: مرد دیوانه را حد میزنند مانند عاقل و زن دیوانه را حد نمی زنند.
سوم:
مختار باشد، پس اگر کسی زنی را جبر کند بر زنا بر زن حد نیست و در مرد نیز مشهور این است.
در مرد اکراه نمی باشد و اگر مرد زن را به اکراه جماع کند مرد را حد زده و بنابر مشهور مهر المثل 1 آن زن را به او می دهند. 1 .مقصود از مهر المثل، مهری است که از نظر عرف و عادت مناسب این زن بوده و معمولاً برای وی تعیین می کنند.
چهارم:
زنی که با او دخول کرده است بر او حرام باشد یعنی حلیله 2 او نبوده و مالکش نیز نباشد، پس اگر در حیض وطی کند یا در روز ماه مبارک رمضان اگر چه حرام است اما زنا نیست و حد ندارد بلکه او را تعزیر می کنند. 2 .منظور از حلیله زوجه و همسر است.
پنجم:
در دخول کردن شُبهه نباشد بلکه بداند که بر او حرام است، پس اگر گمان زن خود کرد یا پنداشت که بر او حلال است بر وی حد نیست.
ششم:
فرج خود را در فرج زن پنهان کرده باشد خواه در قُبُل 1 بوده و خواه در دُبُر 2 یعنی ختنه گاه پنهان شده باشد که اگر چنین نباشد حد زنا نیست.
1 .مراد از قُبُل، منفذ جلوی زن است.
2 .مقصود از دُبُر، منفذ پشت زن است.
هفتم:
شبهه مالکیت نباشد، پس اگر وطی کند کنیزی را که میان او و دیگری مشترک باشد اگر گمان کند بر او حلال است حد بر او نیست و اگر بداند که حرام است به قدر حصّه او حد ساقط است و به قدر حصّه شریک حد می زنند مثل آنکه نصف از او باشد و نصف از شریک، نصف حد که پنجاه تازیانه است بر او می زنند. 3
3 .رساله حدود و قصاص و دیات، ص4.
مجازات زنا
اشاره
در قانون مجازات زنا شرایطی وضع گردیده است که از احکام شرعی زنا برگرفته شده است. و در تمامی این احکام، زمان، شرایط افراد و مسئولیت اشخاصی که طبق قانون باید مجازات را اجرا کنند، در نظر گرفته شده است. کسانی که بر این احکام آگاهی پیدا می کنند، نسبت به تمام عواقب آن مسئولیت دارند و کسانی که بر این احکام آگاهی ندارند، وظیفه ی شرعی و انسانی بر این افراد حکم می کند تا با رجوع به کتاب آسمانی قرآن و دستورات اولیای خدا از این احکام آگاهی پیدا کنند؛ اینک آنچه را که از احکام شرع گرفته شده، در خصوص مجازات زنا بیان می کنیم.
مجازات زنا برای زناکاران بر طبق شرایطی می باشد که به شرح زیر بیان می نمایم:
اول:
آنکه اگر زانی مرد باشد، او را برهنه حد می زنند.
و مشهور در زن آن است که با جامه او را تازیانه می زنند.
بعضی از علما می گویند:
اگر ایشان را در وقت زنا برهنه یافته باشند برهنه حد می زنند و الا جامه پوشیده بر همان حالت که ایشان را یافته اند.
و تازیانه را تفریق می کنند بر جمیع بدنش به غیر از سر و رو 4 و فرج که بر این اعضا نمی زنند.
و مرد را ایستاده و زن را نشسته می زنند.
بعضی از علما گفته اند:
بسیار سخت می زنند؛ اما بعضی دیگر گفته اند، نه بسیار سخت و نه بسیار هموار، میانه و در سرمای سخت و گرمای سخت حد نمی زنند بلکه در زمستان در میان روز و در تابستان در دو طرف روز که هوا معتدل باشد می زنند. 4 .یعنی صورت.
دوم:
هر گاه کسی کاری کند که مستوجب حد گردد و پناه به حرم مکه معظمه ببرد برای حرمت حرم او را حد نمی زنند تا از حرم بیرون آید ولیکن در خوردن و آشامیدن بر او تنگ می گیرند تا مضطر شود به بیرون آمدن، پس حد می زنند او را و اگر آن کار شنیع را در حرم کرده باشد چون او حرمت حرم را نگه نداشته در باب وی حرمت حرم را رعایت ننموده بلکه او را در همان جا حد می زنند.
بعضی از علما در این حکم ملحق ساخته اند به حرم مکه و حرم حضرت رسول الله(ص) و مشاهد مقدسه ائمه معصومین(هم) را و در این باب مستندی به نظر نرسیده است.
سوم:
هر گاه زنا مکرر واقع شود و یک مرتبه نزد حاکم شرع ثابت گردد مشهور میان علما آن است که یک حد می زنند.
بعضی از علما می گویند:
اگر زنا با یک زن باشد یک حد می زنند و اگر با چندین زن باشد طبق روایت ابوبصیر، برای هر زنی او را حدی می زنند. 1 1 .وسائل الشیعه، ج187، ص392، باب 23.
چهارم:
زن حامله را حد نمی زنند تا زایمان کند و از نفاس بیرون آید و فرزند خود را شیر بدهد. اگر کسی نباشد که فرزند او را محافظت نماید و شیر بدهد و اگر کسی کفالت فرزند او نماید بعد از زاییدن در سنگسار و بعد از پاک شدن از نفاس در تازیانه او را حد می زنند.
پنجم:
هر گاه مرد و زنی را در یک لحاف بیابند و ثابت نشود که کاری کرده اند یا ثابت شود که در میان پای او ملاعبه کرده است و دخول ثابت شود کمتر از صد تازیانه او را تعزیر می کنند.
شیخ طوسی(ره) در بعضی از تصانیفش گفته است که هر گاه مردی را با زن بیگانه در زیر یک لحاف بیابند که دست در گردن او کرده باشد و او را می بوسد هر یک را صد تازیانه می زنند.
و شیخ مفید(ره) گفته که اگر گواهان گواهی دهند که ایشان را در زیر یک جامه یافته اند باید نشان بدهند ملاصق یکدیگر بوده اند که در این صورت حاکم شرع ایشان را تعزیر می کند از ده تازیانه تا نودونه تازیانه به آنچه که مصلحت داند.
در حدیث صحیح وارد شده است که در زمان حضرت امیرالمؤمنین(ع) مرد و زنی را در یک لحاف دیدند، حضرت فرمود:
«هر یک را صد تازیانه بزنید.» 1 1 .وسائل الشیعه، ج18، ص365، باب10، ح6.
ششم:
هر گاه بر آزادی دو مرتبه حد بزنند و در مرتبه سوم آن کار را بکند او را می کشند.
بعضی از علما می گویند: در مرتبه چهارم می کشند.
و اگر بنده را هفت مرتبه حد بزنند در مرتبه هشتم او را می کشند.
اما بعضی دیگر می گویند: در مرتبه نهم او را می کشند.
هفتم:
هر گاه کسی توبه کند پیش از آنکه نزد حاکم شرع ثابت شود، حدش نمی زنند و اگر بعد از ثابت شدن توبه کند، مشهور آن است که ساقط نشده و او را حد می زنند.
بعضی از علما می گویند: که حاکم میان حد زدن و عفو کردن، مخیر است.
اگر به اقرار خودش ثابت شده باشد و بعد از اقرار توبه کند، حاکم میان حد زدن و بخشیدن مخیر است.
هشتم:
هر گاه زنی شوهر نداشته باشد و حامله شود، بنابر مشهور او را حد نزده تا چهار مرتبه اقرار کند که زنا کرده است.
نهم:
اگر کسی مردی را در خانه خود دید که با زن او زنا می کند، هر دو را می تواند بکشد؛ اما اگر نزد حاکم شرع ثابت نکند، او را قصاص می کنند و میان خود و خدا گناه ندارد.
حد زنا
مجازات زنا دارای شرایط و ضوابطی است. چنانچه طبق قوانین مربوط به زنا کار عمل شود هیچ گونه خسارتی را برای اطرافیان به دنبال ندارد؛ ولی چنانچه طبق خواست اشخاصی که برای ناموسشان این مفسده به وجود آمده صورت گیرد، قانون، مجازات و جریمه ای را برایشان وضع می کند؛ لذا پیشنهاد می شود خطایی که توسط اطرافیان به وجود می آید به قانون ارجاع شود و حاکم شرع طبق دستورات وضع شده عمل کند تا عواقب بعدی آن دامنگیر اطرافیان نشود.
طبق ماده 630 هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آن دو را به قتل برساند و در صورتی که زن مکروه باشد، فقط مرد را می تواند به قتل برساند، حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است.
بیان حد زنا و لواط یا (قیادت) به این شکل است که میان مرد و زنی را برای زنا یا بین دو مرد را به منظور لواط بررسی نماید.
و مشهور آن است که او را سه ربع حد زنا می زنند که هفتاد و پنج تازیانه است.
و بعضی از علما می گویند: که بعد از حد، سرش را می تراشند و در دور شهر یا قبیله می گردانند تا رسوا شود و از شهر بیرونش می کنند.
ولی بعضی از علما می گویند: در مرتبه اول بعد از حد، سرش را می تراشند و دور شهر او را می گرداند و در مرتبه دوم باز هفتاد و پنج تازیانه اش زده و از شهر بیرونش نموده و در مرتبه سوم تازیانه اش می زنند و در مرتبه چهارم توبه اش می دهند و تازیانه می زنند و اگر قبول توبه نکرد وی را می کشند؛ ولی اگر توبه کرد و در مرتبه پنجم توبه را شکست، او را خواهند کشت، بعضی موافق روایت 1 قایل شده اند که در مرتبه اول هفتاد و پنج تازیانه او را زده و از شهر بیرونش می کنند و این قول به حسب دلیل اقوی است و در مورد زن، به غیر از هفتاد و پنج تازیانه چیز دیگری نیست.
قیادت به دو گواه عادل ثابت می شود و به دو مرتبه اقرار کردن و اگر یک مرتبه اقرار کند، او را تعزیر میکنند. 2
طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اگر شرایط زیر به وجود آید زناکار باید دیه زنا شونده را بپردازد:
از بین بردن بکارت دختر با انگشت که باعث شود او نتواند ادرار را ضبط کند، علاوه بر دیه کامل زن، مهر المثل نیز دارد.
اعمال ارتکابی زیر باعث اَرش 3 است:
الف- باعث از بین رفتن انزال شود.
ب- قدرت تولید مثل و بارداری را از بین ببرد.
ج- لذت مقاربت را از بین ببرد.
جنایتی که باعث از بین رفتن توان مقاربت به طور کامل شود، دیه کامل دارد.
هر گاه آلت زنانه کلاً قطع شود، دیه کامل دارد و هر گاه یک طرف آن قطع شود، نصف دیه را دارد. 1 .همان، ص 429، باب 5، ح 1.
2 .حدود قصاص و دیات، ص 19.
3 .ارش: دیه، تاوان، رشوه.
تکرار جرم زنا
همان طور که پرخوری سبب ایجاد بیماری در انسان می شود و در ادامه باعث عواقبی برای صاحب خود می گردد تکرار جرم نیز به همین صورت است و علاوه بر ایجاد اعتیاد به آن عمل، عواقبی برای صاحب خود به دنبال دارد، به خصوص اگر جرم زنا باشد؛ لذا در قانون هم به این شکل برای کسانی که در جرم خود زیاده روی کنند مجازات سنگین تری را لحاظ می کند و چنانچه در این امر - اجتناب از عمل زنا- کوتاهی شود، آخرین حد مجازات را که مرگ است برای مجرم صادر می کنند.
اگر زنا مکرر باشد، یک حد کافی است و اگر کسی پس از آنکه دو مرتبه حد زنا درباره او اجرا شد دوباره زنا کند، باید او را کشت و عده ای معتقدند که در مرتبه چهارم او را می کشند.
امام محمد باقر(ع) می فرماید:
«اگر کسی با یک زن چند مرتبه زنا کند، یک حد بر او جاری می شود؛ اما اگر با چند زن زنا کند، به تعداد هر دفعه زنا، باید حد اجرا شود.»
وطی شبهه یا زنا
وطی شبهه یا زنا در صورتی که قبل از عقد واقع شده باشد، حکمشان در مصاهره 1 نظیر وطی و تماسی است که به طور صحیح و شرعی صورت گرفته باشد.
زنی که به واسطه شبهه یا زنا مورد وطی و تماس واقع شده باشد فرزند یا پدر واطی، دیگر حق ازدواج با این زن را ندارد، همان طوری که اگر شخص از طریق صحیح و شرعی با زنی همبستر بشود، پدر و فرزند فاعل حق ازدواج با وی را ندارد.
و نیز مادرزن موطئه و دخترش بر واطی حرام هستند، همان طوری که در وطی صحیح حکم چنین بود، اگر در وطی به شبهه و زنا عمل نزدیکی متأخر از عقد یا مالک یمین صورت گیرد معقود علیها یا مملوکه حرام نمی شوند؛ مثلاً اگر زید با هند ازدواج نمود و سپس با مادر یا دختر هند از راه شبهه یا زنا مواقعه نمود ازدواجش با هند به هم نمی خورد.
- مسئله: زنی که به او زنا واقع شده بر مردی که با او این عمل را انجام داده حرام نمی شود مگر آنکه زن شوهردار باشد. 2
اعم از آنکه وی به عقد دائم شوهر کرده یا متعه شده باشد و در هر دو تقدیر چون شوهردار محسوب می شود، عمل فحشا و فجور موجب حرمت ابدی وی بر واطی و زانی می گردد.
لازم به توضیح است که زن در وقت عده رجعی به حکم زن شوهردار است برخلاف زنی که در عده بائن به سر می برد. 1 .مصاهره: داماد گیرنده.
2 .رساله حدود قصاص و دیات، ص 94. بنابر این اگر مردی با زنی که در عده رجعی است عمل فحشا نمود، زن بر وی حرام دائمی می شود در حالی که اگر زن در عده بائن باشد و این عمل با او صورت گیرد، وی بر زانی حرام ابدی نمی گردد.
حکم مزبور در زن شوهردار اتفاقی و اجماعی است اما در کنیزی که مملوک دیگری است و شخص - نعوذ بالله- با او عمل فجور انجام داد دو احتمال است:
احتمال اول:
وی نیز همچون زن شوهردار بوده و پس از وطی بر واطی حرام ابدی می شود.
احتمال دوم:
حکم به تحریم منحصراً در زن شوهردار می باشد بنابر این کنیزی که مولا داشته و آقایش به واسطه علاقه ملکیت با وی وطی و نزدیکی می نماید، واجد این حکم نیست.
تعدیل در مجازات
برخی مواقع در زمان ارجاع قوانین حکومتی جهت بررسی و تجدید نظر طبق رأی و آرای مردم و یا نمایندگان قانونی مردم، پیش از تجدید نظر، عمل کردن به آن قانون لازم و الزامی بود. با تغییر و تحول شرایط زمانی و اقتصاد جامعه قانون فوق چند درجه به جهت مخالف عوض گردید. قوانینی که به این شکل وضع شده است، نشانگر آن است کسانی که در آن هنگام قانون فوق را وضع می کرده اند، آینده آن را درست بررسی نکرده اند؛ چرا که قطعاً عواقبی را برای مردم به دنبال داشته است؛ اما آنچه در این قسمت اهمیت دارد، تعدیل در دستورات الهی بیان شده است هیچ گاه تغییر نمی کند ولی در دستوراتی که توسط مردم و یا حکومت تعیین شده است ناگزیر تغییراتی صورت می گیرد و این بندگی و ناتوانی انسان ها را در برابر خالق جهان هستی می رساند.
شیخ طوسی می گوید:
«هر کسی که زنا کرده باشد و تقویت کند از پیش از آنکه گواهان گواهی دهند بر وی به نوبت، حد زنا از وی بیفتد، پس اگر شاهدان به نوبت گواهی داده باشند حد زنا دوباره بر وی واجب می شود و روا نیست امام را که وی را عفو کند. پس اگر وی بر خویشتن اقرار کرده باشد به نزد امام و سپس اظهار توبه کند، امام مخیر در عفو کردن یا حد زدن باشد چنان که وی مصلحت بداند و هرگاه که توبه نکند امام وی را در هیچ حال نباید عفو کند.» 1 1 .همان، ص 97.
کیفیت سنگسار
کیفیت سنگسار آن است که مرد را تا کمر و زن را تا سینه در خاک پنهان کنند وجوباً یا استحباباً علی الخلاف سنگ بر او بزنند تا بمیرد و اگر با گواه زنای او ثابت شده باشد اول گواهان سنگ بزنند، سپس امام(ع) اگر حاضر باشد و بعد سایر مردم؛ ولی اگر با اقرار ثابت شده باشد اول امام(ع) بزند و بعد جماعتی که در آن وقت حاضر هستند.
بعضی علما همه را سنت می دانند و بعضی علما می گویند:
کسی که مستوجب حد باشد نباید بر او سنگ بزنند چنانچه در روایت وارد شده است مگر آنکه اول امر می کنند او را غسل بکند و کفن بپوشد و حنوط و کافور بر خود بریزد و سپس او را سنگسار کنند و بعد از مردن نماز بر او نموده و وی را دفن می کنند. 1 گناه و حق پا
پا نیز همچون سایر اعضای بدن در انجام امور زندگی انسان نقش بسیار مهمی دارد، به وسیله ی این عضو به سوی صحنه های کار و تلاش و فراگیری علم و تمامی کارهای مثبت قدم بر می داریم، وقتی این اعضا می توانند در راه سعادت واقعی ما به کار برده شوند، چرا ما با غفلت از حق و با تن دادن به باطل و خواسته های حیوانی و شهوی، آن ها را ابزار سقوط و هلاکت خود سازیم.
امام سجاد(ع) می فرماید:
«و حق رجلیک أن لا تمشی بهما الی ما لا یحل لک، فبهما تقف علی الصراط 2 ، فانظر أن لاتزل بک فتردی فی النار.» 3
«و حق پاهایت این است که با آنان به سوی آنچه بر تو روا نیست، گام برنداری، پس با همین دو پا است که بر صراط خواهی ایستاد، دقت کن که تو را نلغزانند و در آتش قهر خدا نیفکنند.»
حمید بن شعیب گفت: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود:
«ما من عبد یخظو خطوات فی طاعه الله، الا رفع الله له بکل خطوه درجه، و حط 4 عنه بها سیئه.» 5
هیچ بنده ای قدم هایی در راه اطاعت خدای عزوجل برنمی دارد، مگر اینکه خدا در برابر هر گامی او را یک رتبه عالی عنایت کرده، گناهی از گناهان او را می ریزد.» 1 .همان، ص7.
2 .اعتقاد ما درباره ی صراط این است که آن حق است و پلی است روی جهنم که همه ی خلق از رویش عبور می کنند و صراط در وجه دیگری اسم حجت های خداوند متعال است، پس هر کس در دنیا آن ها را بشناسد و فرمانبرداری کند، خداوند جواز عبور از روی پل جهنم در قیامت را به او عنایت می فرماید، مرحوم مفید می گوید صراط در لغت طریق است، به همین جهت دین صراط نامیده می شود؛ زیرا که دین طریق رسیدن به پاداش الهی است؛ لذا ولایت امیرالمؤمنین و امامان(هم) از نسل او نیز صراط نامیده شده است.(سفینه البحار، ج2، ص28)
3 .رساله حقوقی امام سجاد(ع) ، ص760.
4 .الحط: یعنی وضع، و فرود آوردن و منظور از وضع، پایین آوردن بارهاست (در اینجا منظور فرود آمدن بار گناهان است).(تاج العروس، ج5، ص117).
5 .مستدرک الوسائل، ج11، ص258. امام صادق(ع) می فرماید:
«و فرض علی الرجلین المشی الی طاعه الله و أن لا یمشی بهما فی شییء من معاصی الله، و أن تنطلقا إلی ما أمر الله به، و فرض علیهما من المشی فیما یرضی الله عزوجل، فقال فی ذلک: «و لا تمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا.» 1
«و خدا بر پاها واجب کرده است راه رفتن به سوی اطاعتش را و اینکه با این پاها به سوی نافرمانی خدا نرود و در راه انجام اوامر الهی گام بردارد و واجب کرده است که به شکلی که مورد رضای خدا است راه برود.» 2
در این مورد می فرماید:
«و در زمین متکبرانه راه نرو، تو نمی توانی زمین را بشکافی، و از لحاظ بلندی به کوه ها نخواهی رسید.»
- * *
Johann wolfgang von Goethe:
Whoever wishes to keep a secret must hide the fact that he possesses one.
هر کس بخواهد رازی را نگه دارد، باید این واقعیت را که یکی در اختیار او است، پنهان سازد. *
« یوهان ولفگانگ فون گوته/ رمان نویس، نمایش نامه نویس و شاعر آلمانی»
- .apples of gold ، سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه دکتر فرانجی، ص303، شماره996. 1 .سوره بنی اسرائیل، آیه 37.
2 .رساله حدود قصاص و دیات، ص 18.
پانویس
- ↑ apples of golds، سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص236، شماره 732.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص45.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص85.
- ↑ سفلیس: نوعی بیماری مقاربتی عفونی و واگیر دار.
- ↑ سوزاک «په. sozak» سوزنک: بیماری واگیردار که از طریق مقاربت سرایت می کند و میکروب آن موسوم به گونو کوک است و عوارض آن عبارت است از پیدا شدن چرک و سوزش در مجرای ادرار که مدت سه تا چهار هفته ادامه می یابد.(ر. ک: فرهنگ فارسی عمید، انتشارات امیر کبیر، 1382، ص814.)
- ↑ شانکر:chancre آتشک: زخمی مملو از چرک است که 36 تا 40 ساعت پس از سرایت میکروب در آلت تناسل پیدا می شود، ورم آن نرم است و درد شدیدی دارد و هر اندازه حجمش بزرگ تر و چرک بیشتر شود شدید تر می شود و غالباً با خیارک همراه است و آن را شانکر نرم هم می گویند(ر. ک: فرهنگ فارسی عمید، انتشارات امیر کبیر، 1382، ص832).
- ↑ بحار الانوار، ج12.
- ↑ یک صد موضوع 500 داستان، ج1، ص294.
- ↑ لغت نامه دهخدا، ص298.
- ↑ درد و درمان یا امراض جامعه و علاج آن، ص64ـ90.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص29.
- ↑ apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب با مقدمه دکتر دایان فرانجی ص97 شماره 249.
- ↑ سوره اسراء آیه 32.
- ↑ سوره عنکبوت آیه 29ـ30.
- ↑ جمال و کمال زن ص72.
- ↑ سوره نساء.
- ↑ سوره اسراء آیه 32.
- ↑ بهشت جوانان،ص88؛ به نقل از: عیون اخبارالرضا(ع)، ج2، ص10؛ بحارالانوار، ج103، ص246.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج،ص10.
- ↑ سوره جاثیه، آیه29.
- ↑ سوره کهف، آیه 49.
- ↑ تفسیر نمونه، ج12، ص458؛ به نقل از: تفسیر نورالثقلین، ج37 ص267؛بهشت جوانان، ص92.
- ↑ تفسیر نمونه، ج12، ص458؛ به نقل از: تفسیر نور الثقلین، ج37ص 267؛بهشت جوانان،ص92.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص9.
- ↑ همان، ص11.
- ↑ همان، ص12.
- ↑ همان، ص12.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص12.
- ↑ همان، ص13.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج،ص 13.
- ↑ پیمان ذمه: پیمانی است که بین مسلمان و مشرک بسته می شود.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج، ص14.
- ↑ همان، ص14.
- ↑ نهج الفصاحه، ص285.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص385.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص394.
- ↑ راهنمای فارسی شرح لمعه، ج18،ص112.
- ↑ همان، ج18،ص115.
- ↑ سوره نور
- ↑ مجمع المعارف، ص217.
- ↑ مجمع المعارف.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج،ص 20.
- ↑ سعادت خانواده در ازدواج.
- ↑ همان، ص24.
- ↑ ارضاء و کنترل نیاز جنسی، ص76.
- ↑ بهشت جوانان، ص 182؛ به نقل از: مجله صف، شماره 82.
- ↑ همان، ص 182.
- ↑ همان، ص 183.
- ↑ همان، ص 183.
- ↑ apples of goldسید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه دکتر دایان فرانجی، ص 109، شماره 288.
- ↑ apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص192،شماره 589.
- ↑ تاج العروس، ج2، ص237.
- ↑ لسان العرب،ج2،ص615-616.
- ↑ اصول کافی، ج3،ص296، باب نصیحه المؤمن.
- ↑ همان.
- ↑ apples of golds سید ضیاء موسوی مجاب، با مقدمه ی دکتر دایان فرانجی، ص197،شماره 607.







