فرهنگ مصادیق:تفقّه در دین یعنی چه؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام)
 
سطر ۷: سطر ۷:
 
۲. بعد عملى،<br />
 
۲. بعد عملى،<br />
 
۳. بعد اخلاقى.<br/>
 
۳. بعد اخلاقى.<br/>
آن چه در حوزه هاى علميه خوانده مى شود يك بعد از فقه است. افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در كار نيست. در آيه اى از قرآن مى خوانيم:<br />
+
آن چه در حوزه هاى علميه خوانده مى شود يك بعد از فقه است، افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در كار نيست، در آيه اى از قرآن مى خوانيم:<br />
(وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَاْلأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلاّ بِالْحَقِّ)؛<ref> سوره احقاف (46): آيه 3.</ref> <br />
+
(مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ)؛<ref> سوره احقاف (46)؛ آيه ۳.</ref> ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريديم.<br/>
ما آسمان ها و زمين و آن چه را ميان آن دو است جز به حق نيافريديم.<br/>
+
 
در آيه ديگرى آمده است:<br />
 
در آيه ديگرى آمده است:<br />
(وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَاْلأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبينَ)؛<ref> سوره انبياء (21): آيه 16.</ref> <br />
+
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ.<ref> سوره انبياء (21): آيه 16</ref> و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم.<br/>
و ما آسمان و زمين و آن چه را ميان آن هاست براى بازى نيافريديم.<br/>
+
 
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان مى فرمايد:<br />
 
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان مى فرمايد:<br />
(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ<ref> سوره مؤمنون (23): آيه 115.</ref> <br />
+
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ.<ref> سوره مؤمنون (23): آيه 115</ref> آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ ايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى ‏شويد؟<br />
آيا گمان كرده ايد ما شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما بازگشت نمى كنيد؟<br />
+
 
بنابراين، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بى جهت او را خلق نكرده است. در ذيل آيه مى فرمايد:<br />
 
بنابراين، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بى جهت او را خلق نكرده است. در ذيل آيه مى فرمايد:<br />
(وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ)؛<br />
+
(وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ)؛ و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى ‏شويد؟<br />
و به سوى ما بازگشت نمى كنيد؟<br />
+
 
اين مطلب اشاره به اين است كه در جهان آخرت ثواب و عقابى وجود دارد. پس در اين عالم، معروف و منكرى وجود دارد كه در پى آن ثواب و عقابى در آن عالم وجود دارد كه بر معروف و منكر اين عالم مترتّب است.<br/>
 
اين مطلب اشاره به اين است كه در جهان آخرت ثواب و عقابى وجود دارد. پس در اين عالم، معروف و منكرى وجود دارد كه در پى آن ثواب و عقابى در آن عالم وجود دارد كه بر معروف و منكر اين عالم مترتّب است.<br/>
 
وقتى هدف از آفرينش انسان به طور كامل حاصل مى شود كه انسان به حد كمال برسد. از طرفى به حد كمال رسيدن انسان به اين است كه در آن سه بعد گفته شده معروف به كمال برسد؛ يعنى انسانى كه در دين تفقّه كرده، انسان كامل است.<br/>
 
وقتى هدف از آفرينش انسان به طور كامل حاصل مى شود كه انسان به حد كمال برسد. از طرفى به حد كمال رسيدن انسان به اين است كه در آن سه بعد گفته شده معروف به كمال برسد؛ يعنى انسانى كه در دين تفقّه كرده، انسان كامل است.<br/>
سطر ۲۴: سطر ۲۰:
 
جهت دوم معروف اين است كه انسان از نظر عملى، فاعل واجبات و تارك محرمات باشد تا عامل به معروف و تارك منكر باشد، در نتيجه وقتى «إلينا ترجعون» شد در آن جا ثواب و عقاب روى حساب و در اثر خود اعمال باشد.<br/>
 
جهت دوم معروف اين است كه انسان از نظر عملى، فاعل واجبات و تارك محرمات باشد تا عامل به معروف و تارك منكر باشد، در نتيجه وقتى «إلينا ترجعون» شد در آن جا ثواب و عقاب روى حساب و در اثر خود اعمال باشد.<br/>
 
جهت سوم معروف از نظر اخلاقى است؛ يعنى وقتى انسان به كمال معروف مى رسد كه به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سيّئه تزكيه كند.<br/>
 
جهت سوم معروف از نظر اخلاقى است؛ يعنى وقتى انسان به كمال معروف مى رسد كه به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سيّئه تزكيه كند.<br/>
بنابر آن چه گذشت منظور از امر به معروف؛ يعنى امام مردم را در بعد اعتقادى، عملى و اخلاقى وادارد تا در مسير كمال قدم بردارند و اين گونه [[امر به معروف]] به عهده امام است، او بايد كل امّت را رهبرى كند تا به كمال برسند.<br/>
+
بنابر آنچه گذشت؛ منظور از امر به معروف؛ يعنى امام مردم را در بعد اعتقادى، عملى و اخلاقى وادارد تا در مسير كمال قدم بردارند و اين گونه [[امر به معروف]] به عهده امام است، او بايد كل امّت را رهبرى كند تا به كمال برسند.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۹

تفقّه در دین یعنی چه؟

نویسنده: آیت الله سید علی میلانی

ابعاد تفقّه در دين

تفقه در دین سه بعد دارد:
۱. بعد اعتقادى،
۲. بعد عملى،
۳. بعد اخلاقى.
آن چه در حوزه هاى علميه خوانده مى شود يك بعد از فقه است، افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در كار نيست، در آيه اى از قرآن مى خوانيم:
(مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ)؛[۱] ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريديم.
در آيه ديگرى آمده است:
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ.[۲] و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم.
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان مى فرمايد:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ.[۳] آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ ايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى ‏شويد؟
بنابراين، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بى جهت او را خلق نكرده است. در ذيل آيه مى فرمايد:
(وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ)؛ و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى ‏شويد؟
اين مطلب اشاره به اين است كه در جهان آخرت ثواب و عقابى وجود دارد. پس در اين عالم، معروف و منكرى وجود دارد كه در پى آن ثواب و عقابى در آن عالم وجود دارد كه بر معروف و منكر اين عالم مترتّب است.
وقتى هدف از آفرينش انسان به طور كامل حاصل مى شود كه انسان به حد كمال برسد. از طرفى به حد كمال رسيدن انسان به اين است كه در آن سه بعد گفته شده معروف به كمال برسد؛ يعنى انسانى كه در دين تفقّه كرده، انسان كامل است.
جهت نخست معروف اين كه از نظر فكرى و اعتقادى انحرافى نداشته باشد و از روى مبانى صحيح و متقن و ادلّه معتبر و براهين تام اعتقاد پيدا كرده باشد.
جهت دوم معروف اين است كه انسان از نظر عملى، فاعل واجبات و تارك محرمات باشد تا عامل به معروف و تارك منكر باشد، در نتيجه وقتى «إلينا ترجعون» شد در آن جا ثواب و عقاب روى حساب و در اثر خود اعمال باشد.
جهت سوم معروف از نظر اخلاقى است؛ يعنى وقتى انسان به كمال معروف مى رسد كه به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سيّئه تزكيه كند.
بنابر آنچه گذشت؛ منظور از امر به معروف؛ يعنى امام مردم را در بعد اعتقادى، عملى و اخلاقى وادارد تا در مسير كمال قدم بردارند و اين گونه امر به معروف به عهده امام است، او بايد كل امّت را رهبرى كند تا به كمال برسند.

پانویس

  1. سوره احقاف (46)؛ آيه ۳.
  2. سوره انبياء (21): آيه 16
  3. سوره مؤمنون (23): آيه 115