فرهنگ مصادیق:تحقیق در اصول دین: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
|} | |} | ||
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p> | <p class="relatebook">مقالات مرتبط</p> | ||
| − | + | {| class="wikitable" | |
| + | |- | ||
| + | ! ردیف !! عنوان | ||
| + | |} | ||
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | <p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
! ردیف !! عنوان | ! ردیف !! عنوان | ||
| + | |- | ||
| + | | ۱ || [[تبلیغ اصول دین]] | ||
| + | |- | ||
| + | |۲ || [[رعایت اصول ایمنی]] | ||
|} | |} | ||
<p class="relatemedia">چندرسانهای مرتبط</p> | <p class="relatemedia">چندرسانهای مرتبط</p> | ||
نسخهٔ ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۱
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آشنایی با اصول دین |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تبلیغ اصول دین |
| ۲ | رعایت اصول ایمنی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: سید محمد حسین دریاباری
محتویات
دین چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
درس ششم
دربارهٔ دین و موضوعات مربوط به آن تا کنون کتابهای گوناگون و متنوعی به رشته تحریر در آمده است . دین و دینداری ، رابطه علم و دین ، رابطه دین و اجتماع ، رابطه دین با فلسفه ، فلسفهٔ دین و دینداری ، تاریخ ادیان و بالاخره رابطه دین وسیاست بخشی از عناوین برجستهای هستند که در اطراف آنها فراوان گفتگو به عمل آمده یا محققان مطالب جالبی پیرامون آنها نوشتهاند . ما در این درس در صدد بررسی امور مزبور نیستیم ، بلکه تلاش ما در درس حاضر این است که به یک پرسش مهم که همگان از خود یا دیگران میپرسند پاسخ داده شود و آن اینکه ، آیا انسان دربارهٔ دین و عقاید باید تحقیق و تفحص کند ؟
اگر چنین پرسشی پاسخ آن مثبت بود چه عاملی انگیزهٔ تحقیق دربارهٔ آن میشود؟دین را باید از سه زاویه مورد بررسی قرار داد . نخست اینکه باید مفهوم واژه دین را شناخت و دریافت که به چه معنایی استعمال شده است . آیا معنی دین همان مفهوم لغوی آن است که در لغت نامهها آمده است ؟
یا اینکه معنی دیگری هم دارد ؟ دوم اینکه اگر غیر از معنی لغوی معنی دیگری دارد آن معنی کدام است و آن را باید در کجا جستجو کرد . سوم اینکه باید کتاب بزرگ آسمانی یعنی قرآن کریم را گشوده و با تدبر دریافت که دین در فرهنگ آن کتاب چگونه معنی شده است . اکنون بطور فشرده که در چارچوب حوصله این درس باشد امور یاد شده مورد تحقیق و کنکاش قرار میگیرد . هنگامی که به فرهنگ لغت چه عربی و چه فارسی مراجعه میشود معانی گوناگون و مختلفی را میتوان برای آن یافت . دین واژهای است عربی که در لغت به معنای طاعت، جزاء، ملت، مذهب، کیش، آئین، ورع، حساب، پاداش و مکافات آمده است . جمع دین هم ادیان استعمال شده است . دین علاوه بر معنی فوق، که لغوی بوده است مفهوم و معنی دیگری هم دارد که اهل تحقیق و صاحب نظران امر آن را معنی اصطلاحی میخوانند . دین در معنی اصطلاحی اعتقاد به آفرینندهای برای جهان و انسان و دستورات مناسب و عملی با این عقاید میباشد . از اینروی آن دسته از انسانهایی که مطلقا معتقد به آفرینندهای نیستند و پیدایش پدیدههای جهان را تصادفی و یا صرفا معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی میپندارند بی "دین " نامیده میشوند . زیرا آنان اعتقاد به خالق با شعور برای جهان را نپذیرفته و پیدایش هستی را بر اساس تصادف و اتفاق میدانند . اما کسانی که عقیده دارند جهان هستی و آنچه که در آن است برای خود آفرینندهای دارد هر چند عقاید و مراسم دینی ایشان توام با انحراف و خرافات باشد با "دین" یا دیندار شمرده میشوند . بر این اساس است که ادیان موجود در میان انسانها به حق و باطل تقسیم میشود . به عبارت روشنتر یعنی هنگامی که دین دستخوش خرافات و انحرافات گردید و بازیچه و ملعبه اشخاص شد حقانیت آن زیر علامت سؤال قرار گرفته و عنوان باطل بر او نهاده میشود و دینی که با موهومات و خرافات آمیخته نشد و ارکان آن محفوظ و مصون باقی ماند مقابل باطل قرار میگیرد که آن را حق میخوانند . راغب اصفهانی در مفردات مینویسد:
دین به معنی طاعت و جزاء است اما برای شریعت و قوانین مشخص آن عاریه گرفته شده است . دین در مفهوم همانند ملت است ولی استعمال آن در طاعت و انقیاد شرعی مجازی و اعتباری است . بدون شک با نگاهی گذرا به چند آیه از آیات قر آن بخشی از مفهوم دین روشن و واضح خواهد شد . در سوره ماعون دین به معنی جزا آمده است " مالک یوم الدین "[۱] و " اریت الذی یکذب بالدین"[۲] خداوند متعال در سوره آل عمران دین را نزد خویش اسلام معنی کرده است . بدین معنی که دین همان تسلیم بی قید و شرط دستورات الهی است که در چارچوب مشخص و محدود تحت عنوان شریعت برای بشر از طریق پیامبران ابلاغ شده است .
ان الدین عندالله الاسلام [۳] یعنی دین نزد خدا اسلام است . در سوره انفال آمده "و قاتلوهم حتی لا تکون الدین کله لله " [۴] از فحوا و مفهوم کلام جوامع الجامع پیدا است که دین در این آیه شریفه مقابل هر دین باطل میباشد یعنی مقاتله در مبارزه علیه ادیان باطل باید تداوم یابد تا دین خدا که همان اسلام است باقی بماند . در سوره توبه نیز آمده "هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون " [۵] به نظر میرسد بجز دو آیه نخست آیات بعدی دین را به معنی مجموعهای از احکام و دستورات و اصول معین که با معنی اصطلاحی مطابق و هماهنگ است گرفته است
.
چرا انسان در بارهٔ دین تحقیق میکند
شکی وجود ندارد افرادی که در باره اصول عقاید بحث و تبادل نظر مینمایند ،شیوه و روشی را که با بافت فکری آنان هماهنگی و همخوانی دارد انتخاب میکنند تا از این رهگذر بتوانند تراوشهای فکری و قالبهای ذهنی خود را آسان تر و قابل قبول تر به خواننده منتقل سازند . از اینروی بحث اصول عقاید از نقطهای شروع و از نقطهای دیگر خاتمه مییابد آغاز و پایان این بحثها به سلیقه و نحوه برداشت پژوهشگر باز میگردد . مضافا بر این اگر متد و الگویی هم داشته باشد پیروی از آن الزامی نیست زیرا خود مباحث اعتقادی متکی به استدلال و دریافتهای شخصی است . بنابراین به نظر میرسد اکنون وقت مناسبی برای طرح این سوال و بررسی پاسخ آن باشد : آن سوالی که در اینجا خود نمایی میکند این است که ، آیا باید در باره دین تحقیق کرد ؟ آیا تحقیق دربارهٔ دین لازم است چرا ؟ آیا دین در زندگی فردی و اجتماعی تأثیر میگذارد تا لازم باشد دربارهٔ آن جستجو و تکاپو کرد ؟ گروهی از نویسندگان عقیده دارند به پرسشهای مطرح شده سه پاسخ میتوان ارائه نمود . که در واقع سه دلیل محکمی به شمار میرود برای ضرورت تحقیق و شناخت دین برای یکایک افراد بشر پاسخهایی که به سوالات فوق داده شد عبارتند از : قاعده " دفع ضرر محتمل " " شکر منعم" و انتخاب موضع صحیح البته در کنار امور یاد شده پاسخهای دیگری هم وجود دارد که ما بدان اشاره خواهیم کرد.
دفع ضرر محتمل
این قاعده و قانون عقلی را میتوان به صورتهای گوناگون بیان کرد . مؤلفان کتاب " طرحی نو در تدریس عقاید اسلامی " قاعده یاد شده را به تفصیل یاد آور شدند ولی اکنون در اینجا بخاطر عدم اطاله کلام فشردهٔ قاعده مزبور از نظر میگذرد . " تمام انسانهای روی زمین به دو دسته تقسیم میشوند دستهای خدا پرست هستند و دستهای دیگر مادی میاندیشند بنابراین تمام انسانهای کره خاکی از این نظر که معتقد به مخلوقیت عالم هستی میباشند و یا جهان را ازلی میپندارند به دو دسته تقسیم میگردند که هر کدام از این دو گروه برای خود منطقی دارند . ما خدا پرستان معتقدیم این جهان و آنچه در آن است را سازندهای حکیم آفریده است . انسان مسؤول و مکلف است و از طرف خداوند برای ، تمام اعمالش حکم مشخصی فرستاده شده است . بنابراین نمیتوان در برابر معتقدات خدا پرستان بی تفاوت بود مگر نه این است که خطری بزرگ در پیش است ؟ و احتمال چنین خطری هر چند که درصد آن هم کم باشد با توجه به عظمت محتمل ،آیا "عقل" انسان را ملزم و مجبور به تحقیق و بررسی نمیکند ؟ بدون تردید و هیچ ابهامی عقل سلیم انسان را به تحقیق وا میدارد این همان قانون دفع ضرر محتمل است که عقل ان را صحیح میشمارد نتیجه اینکه در پاسخ بالا میگوییم عقل ما را به تحقیق وا میدارد تا گرفتار خطر نشویم " . البته باید خاطر نشان شود گروهی که پاسخ سؤالات فوق را قاعدهٔ " دفع ضرر محتمل " میدانند به حدیثی استناد جستهاند که در اصول کافی نقل شده است .
شکر مُنعِم
به پرسش مطرح شده پاسخ دیگری هم داده شده است و آن "شکرمنعم" میباشد. بدین معنی که شکرگزاری از منعم،انسان را به تحقیق و بررسی وا میدارد این مطلب را میتوان با یک مثال روزمره که همه مردم با آن روبرو هستند روشن ساخت . اگر شما به یک میهمانی دعوت شدهاید و از شما پذیرایی گرم و مناسبی هم بعمل آمده و فرض بر این است که میزبان خود را هم خوب نمیشناسید ، احساسات شما تحریک شده و فکر شما به این نکته متمرکز میشود که میزبان خود را بشناسید و به هر صورت ممکن از او تشکر و قدر دانی نمائید. حال وقتی که انسان ، این سفره گسترده آفرینش را نگاه میکند همه نوع نعمتها را در اختیار خود مییابد . آیا عقل حکم به شکر و سپاسگزاری و شناخت منعم مقتدر نمیکند ؟ اینجا همانند آن میهمانی است که اگر شکر و قدر دانی توام با شناخت نباشد احساس کمبود و ناراحتی نسبت به میزبان وجود دارد . بنابراین احساس فطری و عقلانی " شکر منعم " خود دلیل واضح بر لزوم بررسی ادلهٔ خدا پرستان است تا دریابیم که این همه نعمت ، " منعم" و بخشندهای دارد یا خیر ؟
انتخاب موضوع صحیح
در پاسخ به سوالهای مطرح شده جواب دیگری هم داده شده است . و آن این است که بشر میخواهد نیازهای فردی و اجتماعی خود را به نحو ممکن بر طرف کند . آیا انسان از هر راه و طریقی میتواند نیازها و احتیاجات خود را بر طرف کند ؟ بدیهی است که پارهای از راهها و طرق برای او زیانبخش و خطر آفرین است ، ناگزیر به عقل خویش مراجعه میکند و از او یاری و استمداد میجوید تا راهی را به او بنمایاند . که ضرر و خطر در آن نباشد . بنابراین راه خویش را که موضوع صحیح میپندارد انتخاب میکند . این دسته از متفکران و نویسندگان عقیده دارند "دفع ضرر محتمل"،"شکر منعم" و "انتخاب موضع صحیح" هر سه بحثها و موضوعاتی هستند که نتیجه آنها به یک نقطه باز میگردد و آن اینکه "عقل" انسان حکم میکند برای دفع ضرر احتمالی و وجود شکرگزاری از منعم و لزوم انتخاب موضع صحیح باید ادلهٔ الهیون را مورد بررسی قرار داد . تا کنون در پاسخ به این سؤال که چرا دربارهٔ دین و عقاید باید تحقیق کرد مطالبی گفته شده است ولی اموری دیگر باقی مانده که به نظر میرسد بیان آن لازم و از جهاتی نیز با روحیات انسان همگون تر و سازگارتر باشد . آن مطالب به قرار زیر است.
۱- در درسهای گذشته اشاره شد و در آینده بدان خواهیم پرداخت که فطرت انسان بر خداجویی و خداشناسی استوار است . این نظر و دیدگاه را تاریخ طولانی بشر گواهی میکند که تمام قبایل دارای یکنوع عقیده مذهبی بوده و هستند بدون توجه به اینکه مذهب آنها درست بوده یا نه . برخی از روانشناسان عقیده دارند که انسان دارای چهار بعد روحی است۱- حس راستی یا دانایی۲- حس زیبایی ۳- حس نیکی ۴- حس مذهبی . با این بیان بعد چهارم روح انسان بعد مذهبی است بدیهی است که مذهب کمال فکری ، اخلاقی و عملی را برای انسان به همراه دارد پس در این باره یعنی مذهب ، عقاید و دین باید تحقیق کند.
۲- همانگونه که در گذشته اشاره گردید ، بشر در وجود خود حس کنجکاوی نیرومندی دارد که همواره میخواهد همه چیز را دانسته و از آن سر در بیاورد . عشق به آگاهی و دانستن ، انسان را وا میدارد که به تحقیق و تفحص چیزهایی بپردازد که آن را نمیداند .
۳- در درون انسان نیرویی وجود دارد که همواره او را به کاری فرا میخواند که در اطراف و پیرامون آن سود و فایده وجود داشته باشد وقتی که انسان دریابد که فلان چیز برای او مفید است در باره اش به تحقیق و جستجو میپردازد مذهب چون از این نظر برای او دارای فواید بسیاری است به همین دلیل است که دربارهٔ آن تحقیق و مطالعه مینماید.
ادیان آسمانی واصول آن
همه ادیان توحیدی برای خود اصولی محکم دارند . اصول و اساس ادیان آسمانی سه اصل کلی مشترک میباشد . که به شرح زیر است.
الف) اعتقاد به خدای یگانه ب) اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر برای اعمالی که در این جهان انجام داده است . پ) اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای سبحان برای هدایت بشر به سوی کمال نهایی.
اصوا سه گانه بالا پاسخهایی است به اساسیترین سؤالاتی که برای هر انسان آگاهی مطرح میشود . و آن اینکه مبدأ هستی کیست ؟ پایان زندگی چیست و کجا است ؟ و از چه راهی میتوان بهترین برنامه زندگی را شناخت ؟ در این باره یعنی اساسیترین سؤالاتی که هر انسان از خود میپرسد و برای پاسخ آن تکاپو میکند در درسهای گذشته اشاراتی در خور توجه رفته است که نیازی به تکرار مجدد ندارد. شاید در اذهان برخی این پرسش خطور کند که دین از چه هنگامی به وجود آمده و ادیان آسمانی چگونه پیدا شدند و زمان پیدایش آنها به کی باز میگردد ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت : در میان دانشمندان تاریخ ادیان و جامعه شناسی و مردم شناسی اختلافاتی وجود دارد ولی آنچه که بر اساس مدارک اسلامی بدست میآید این است که تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است . نخستین فرد انسان حضرت آدم علی نبینا و علی آله وعلیه السلام پیامبر خدا ، منادی توحید و یکتا پرستی بوده است . ممکن است این سؤال مطرح شود که ادیان شرک آمیز پس از کجا و چگونه سرچشمه گرفتند؟ پاسخ این پرسش برای هر فرد تحلیلگر روشن و معلوم است . ادیان شرک آمیز همگی به مرور زمان در اثر انحرافات و اعمال سلیقهها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است.
فهرست منابع
۱-اصول عقایدرا اینگونه تدریس کنیم :نویسندگان.محمد جعفر امامی ،محمد رضا آشتیانی، عبدالرسول حسنی. چاپ اول
۲- فرهنگ عمید . تألیف حسن عمید ناشر مؤسسه انتشارات امیر کبیر.
۳- طرح نو در تدریس عقاید اسلامی : نویسندگان : جعفر امامی ،محمد رضا آشتیانی. ناشر: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم چاپ دوم شهریور 1366
۴- المفردات فی غریب القرآن تألیف : ابو القاسم الحسنی ابن محمد معروف به راغب اصفهانی
۵- تفسیر جوامع الجامع تألیف: امین الدین ابو علی الفضل الحسن الطبرسی ناشر: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران جلد 2
۶- اصول کافی جلد ۱ کتاب توحید باب اول حدیث ۳ تألیف : مرحوم کلینی
این درسها درتهران هیات مکتب التوحید متوسلین به موسی بن جعفر علیهما السلام گفته شده است تاریخ تدریس سالهای ۱۳۷۱ و۱۳۷۲ بوده است
نوشته شده توسط سید محمد حسین دریاباری در تاریخ دوشنبه ۷ شهریورماه سال 1390
پا نویس







