کتابخانه:اخلاص (1): تفاوت بین نسخهها
| سطر ۲۹: | سطر ۲۹: | ||
| − | اخلاص | + | "اخلاص" |
| − | + | ||
| − | اخلاص | + | ==اخلاص== |
| − | + | ||
| − | + | به تعبير لطيف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ويژه كردن باشد» <ref>. كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.</ref> ؛ يعنى، انسان قلبش را مخصوص حق كند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نيابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مىكند؛ چون مىداند كه محبوب با مبغوض، جمع نمى شود. | |
| − | + | ||
| − | + | كسى كه كارى را هم براى خدا وهم براى غير خدا انجام دهد، خدا آن كار را نمىپذيرد؛ زيرا دين كما و كيفا مخصوص خداست. قرآن كريم در مورد كميت مى فرمايد: | |
| − | + | ||
| − | به تعبير لطيف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ويژه كردن باشد» <ref>. كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.</ref> ؛ يعنى، انسان قلبش را مخصوص حق كند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نيابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مىكند؛ چون مىداند كه محبوب با مبغوض، جمع | + | |
| − | كسى كه كارى را هم براى خدا وهم براى غير خدا انجام دهد، خدا آن كار را نمىپذيرد؛ زيرا دين كما و كيفا مخصوص خداست. قرآن كريم در مورد كميت | + | |
«و له الدين واصبا». <ref>. أوصاف الأشراف، ص 65.</ref> | «و له الدين واصبا». <ref>. أوصاف الأشراف، ص 65.</ref> | ||
| + | |||
«واصب» به معناى پر، تام، جامع و كامل است و آيه شريفه بدين معناست كه مجموعه دين را خدا تنظيم مىكند و بنابراين، همه قوانين و مقررات بايد از راه وحى تدوين شود و حتى كلمهاى از آن كم و يا بر آن افزوده نشود؛ در نتيجه حذف هر چيزى به نام نسخ و نيز اثبات هر چيزى به عنوان شريعت نو بايد از راه وحى باشد. | «واصب» به معناى پر، تام، جامع و كامل است و آيه شريفه بدين معناست كه مجموعه دين را خدا تنظيم مىكند و بنابراين، همه قوانين و مقررات بايد از راه وحى تدوين شود و حتى كلمهاى از آن كم و يا بر آن افزوده نشود؛ در نتيجه حذف هر چيزى به نام نسخ و نيز اثبات هر چيزى به عنوان شريعت نو بايد از راه وحى باشد. | ||
| − | در باره كيفيت نيز | + | |
| + | در باره كيفيت نيز مى فرمايد: | ||
| + | |||
«ألا لله الدين الخالص». <ref>. سوره نحل، آيه 52.</ref> | «ألا لله الدين الخالص». <ref>. سوره نحل، آيه 52.</ref> | ||
| + | |||
فقط به نام و ياد خدا بايد اين مجموعه را فهميد و به آن عمل كرد و آن را به ديگران آموخت. | فقط به نام و ياد خدا بايد اين مجموعه را فهميد و به آن عمل كرد و آن را به ديگران آموخت. | ||
| − | بنابراين، تنها كسانى متدين واقعى و ديندارند كه مخلص باشند. از | + | |
| + | بنابراين، تنها كسانى متدين واقعى و ديندارند كه مخلص باشند. از اين رو خداى سبحان مى فرمايد: | ||
| + | |||
«و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء». <ref>. سوره زمر، آيه 3.</ref> | «و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء». <ref>. سوره زمر، آيه 3.</ref> | ||
| + | |||
مردم هيچ مأموريتى ندارند جز اين كه دستورهاى دين را مخلصانه براىخدا انجام دهند؛ يعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نيز لقاى بهشت است. امام صادق (عليهالسلام) مىفرمايد: | مردم هيچ مأموريتى ندارند جز اين كه دستورهاى دين را مخلصانه براىخدا انجام دهند؛ يعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نيز لقاى بهشت است. امام صادق (عليهالسلام) مىفرمايد: | ||
«من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل». <ref>. سوره بينه، آيه 5.</ref> | «من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل». <ref>. سوره بينه، آيه 5.</ref> | ||
| + | |||
و برتر از آن نيز «لقاء الله» است: | و برتر از آن نيز «لقاء الله» است: | ||
| + | |||
«فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا». <ref>. توحيد صدوق، باب ثواب الموحدين، ص 27.</ref> | «فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا». <ref>. توحيد صدوق، باب ثواب الموحدين، ص 27.</ref> | ||
| + | |||
كسى كه اميد لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، بايد مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در كار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرك نورزد. | كسى كه اميد لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، بايد مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در كار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرك نورزد. | ||
| + | |||
معناى «لقاء الله» اين نيست كه انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مىكند؛ بلكه قبل از مرگ نيز مىتواند شاهد جمال الهى باشد و فيضهاى خاص او را دريافت كند و كلام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: | معناى «لقاء الله» اين نيست كه انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مىكند؛ بلكه قبل از مرگ نيز مىتواند شاهد جمال الهى باشد و فيضهاى خاص او را دريافت كند و كلام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم: | ||
| + | |||
«من أخلص لله أربعين صباحا فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه». <ref>. سوره كهف، آيه 110.</ref> | «من أخلص لله أربعين صباحا فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه». <ref>. سوره كهف، آيه 110.</ref> | ||
| + | |||
ناظر به همين بخش است. كسى كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمههاى حكمت را در قلب او مىجوشاند و بر قلم و زبانش جارى مىكند و در حقيقت، اين شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مىكند و البته مراحل برتر ممكن است بعد از مرگ حاصل شود. | ناظر به همين بخش است. كسى كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمههاى حكمت را در قلب او مىجوشاند و بر قلم و زبانش جارى مىكند و در حقيقت، اين شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مىكند و البته مراحل برتر ممكن است بعد از مرگ حاصل شود. | ||
| − | + | ||
| + | ==اربعين گيرى== | ||
| + | |||
اولياى دين براى دستيابى انسانها به رهآورد سير و سلوك و بهره مندى از نتايج اخلاص راههايى را به ما ارائه كردهاند كه بهترين آنها «اربعين گيرى» يا «چله گرفتن» است و منظور از اربعينگيرى اين نيست كه انسان، چهل روز از مردم و كار اجتماعى، جدا شود؛ بلكه مقصود اين است كه چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با اين كه مشغول كار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد. | اولياى دين براى دستيابى انسانها به رهآورد سير و سلوك و بهره مندى از نتايج اخلاص راههايى را به ما ارائه كردهاند كه بهترين آنها «اربعين گيرى» يا «چله گرفتن» است و منظور از اربعينگيرى اين نيست كه انسان، چهل روز از مردم و كار اجتماعى، جدا شود؛ بلكه مقصود اين است كه چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با اين كه مشغول كار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد. | ||
در حديث مزبور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه چهل شبانهروز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمههاى حكمت را از قلب او بر زبانش جارى مىكند. حرفهاى صحيح و نو از قلم و زبان او شنيده و استفاده مىشود و نو آوريهاى زيادى دارد كه در كتابها و سخنان ديگران نيست؛ چون اين چشمه جوشان حكمت در دلهاى ديگران نيست. | در حديث مزبور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه چهل شبانهروز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمههاى حكمت را از قلب او بر زبانش جارى مىكند. حرفهاى صحيح و نو از قلم و زبان او شنيده و استفاده مىشود و نو آوريهاى زيادى دارد كه در كتابها و سخنان ديگران نيست؛ چون اين چشمه جوشان حكمت در دلهاى ديگران نيست. | ||
| + | |||
«اربعين گرفتن» به اين معنا نيست كه انسان چهل شبانهروز، كوشش كند تا به مقام اخلاص برسد و نيز به اين معنا نيست كه چهل شبانه روز، يكسان، همه كارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلكه برداشت اولى از نصوص اربعينگيرى اين معناست كه او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ يعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه كارها را با حد معين از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سكون در اخلاص مىشود؛ بلكه معنايش آن است كه انسان، چهل شبانه روز در درجات چهلگانه خلوص حركت كند؛ زيرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراين، اخلاص روز اول، ابتدايىترين و اخلاص روز چهلم، عاليترين درجه اخلاص است. | «اربعين گرفتن» به اين معنا نيست كه انسان چهل شبانهروز، كوشش كند تا به مقام اخلاص برسد و نيز به اين معنا نيست كه چهل شبانه روز، يكسان، همه كارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلكه برداشت اولى از نصوص اربعينگيرى اين معناست كه او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ يعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه كارها را با حد معين از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سكون در اخلاص مىشود؛ بلكه معنايش آن است كه انسان، چهل شبانه روز در درجات چهلگانه خلوص حركت كند؛ زيرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراين، اخلاص روز اول، ابتدايىترين و اخلاص روز چهلم، عاليترين درجه اخلاص است. | ||
| + | |||
غرض آن كه در معناى حديث اربعينگيرى سه احتمال مىرود كه تنها معناى سوم صحيح است: | غرض آن كه در معناى حديث اربعينگيرى سه احتمال مىرود كه تنها معناى سوم صحيح است: | ||
| + | |||
1. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پديد آيد. | 1. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پديد آيد. | ||
| + | |||
2. از ابتدا تا پايان اخلاص باشد، ليكن در حد خاص و بدون افزايش. | 2. از ابتدا تا پايان اخلاص باشد، ليكن در حد خاص و بدون افزايش. | ||
| + | |||
3. خلوص در همه اين چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تكامل روزافزون داشته باشد. | 3. خلوص در همه اين چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تكامل روزافزون داشته باشد. | ||
| − | جوشش حكمت از سرچشمه اخلاص | + | |
| − | كسى كه چهل شبانه روز در مراتب چهلگانه خلوص قدم بردارد، فيض علمى حق كه دائمى است، از قلب او خواهد جوشيد. كه ذات اقدس خداوند | + | ==جوشش حكمت از سرچشمه اخلاص== |
| + | |||
| + | كسى كه چهل شبانه روز در مراتب چهلگانه خلوص قدم بردارد، فيض علمى حق كه دائمى است، از قلب او خواهد جوشيد. كه ذات اقدس خداوند مى فرمايد: | ||
| + | |||
«ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلكه ينابيع فى الأرض» . <ref>. بحار، ج 67، ص 249.</ref> | «ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلكه ينابيع فى الأرض» . <ref>. بحار، ج 67، ص 249.</ref> | ||
| + | |||
خداوند آب را در زير زمين با راهنماييهاى خاص خود، جارى مىكند و هر جاى مناسبى از زمين شكافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مىجوشد. علومى كه مربوط به ارواح و نفوس است، نيز چنين است. رگهها و راههاى تشخيص فجور و تقوا در زمينه دلهاى آدمى با هدايت خداى سبحان حركت مىكند و اين چشمهها جوشان است؛ اما اگر كسى با خيالهاى باطل يا كارهاى ناروا يا رين و چرك، مجارى و روزنهها را ببندد: | خداوند آب را در زير زمين با راهنماييهاى خاص خود، جارى مىكند و هر جاى مناسبى از زمين شكافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مىجوشد. علومى كه مربوط به ارواح و نفوس است، نيز چنين است. رگهها و راههاى تشخيص فجور و تقوا در زمينه دلهاى آدمى با هدايت خداى سبحان حركت مىكند و اين چشمهها جوشان است؛ اما اگر كسى با خيالهاى باطل يا كارهاى ناروا يا رين و چرك، مجارى و روزنهها را ببندد: | ||
| + | |||
«كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون». <ref>. سوره زمر، آيه 21.</ref> | «كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون». <ref>. سوره زمر، آيه 21.</ref> | ||
| + | |||
در آن صورت اين علوم فطرى دفن مىشود و جوششى ندارد، ولى اگر كند و كاو كند و نگذارد در زمينه دل او تيرگى راه پيدا كند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى كه همان الهام تقواست، خواهد جوشيد. | در آن صورت اين علوم فطرى دفن مىشود و جوششى ندارد، ولى اگر كند و كاو كند و نگذارد در زمينه دل او تيرگى راه پيدا كند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى كه همان الهام تقواست، خواهد جوشيد. | ||
| + | |||
در اين صورت، چنين انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حكمت نظرى مىجوشد، چنانكه از دست و قدم چنين انسان خيرى كارهاى خير و حكمت عملى نشئت مىگيرد. | در اين صورت، چنين انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حكمت نظرى مىجوشد، چنانكه از دست و قدم چنين انسان خيرى كارهاى خير و حكمت عملى نشئت مىگيرد. | ||
تذكر: درباره حديث مشهور: | تذكر: درباره حديث مشهور: | ||
| + | |||
«من أخلص لله أربعين صباحا...» ، اشاره به دو نكته سودمند است: | «من أخلص لله أربعين صباحا...» ، اشاره به دو نكته سودمند است: | ||
| + | |||
1. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث فرمودند: «أربعين صباحا» و نفرمودند: «اربعين مساء» يا «عشية» ذكر كلمه صباح در اين حديث شريف بدين معناست كه انسان سالك به سوى خدا، بايد تصميم را از شب بگيرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع كند و اين نكته با معارفى كه قرآن كريم در باره شب و بركات آن به بشر آموخته نيز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن كريم براى كسب «پايگاه محكم» و «سخن مستحكم» مناسبتر است: | 1. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث فرمودند: «أربعين صباحا» و نفرمودند: «اربعين مساء» يا «عشية» ذكر كلمه صباح در اين حديث شريف بدين معناست كه انسان سالك به سوى خدا، بايد تصميم را از شب بگيرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع كند و اين نكته با معارفى كه قرآن كريم در باره شب و بركات آن به بشر آموخته نيز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن كريم براى كسب «پايگاه محكم» و «سخن مستحكم» مناسبتر است: | ||
| + | |||
«إن ناشئة اليل هى أشد وطئا و أقوم قيلا». <ref>. سوره مطففين، آيه 14.</ref> | «إن ناشئة اليل هى أشد وطئا و أقوم قيلا». <ref>. سوره مطففين، آيه 14.</ref> | ||
| + | |||
2. گرفتن اربعين و چهل روز مواظبت و پرهيز از حرام و مكروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ريزش چشمههاى حكمت باشد، اخلاص نيست و «مشوب» است و در حقيقت، آن شخص مانند گدايى است كه به «شرط مزد» ، كار كرده است و بنابراين، او مخلص نيست، بلكه اجير و مزدور است. | 2. گرفتن اربعين و چهل روز مواظبت و پرهيز از حرام و مكروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ريزش چشمههاى حكمت باشد، اخلاص نيست و «مشوب» است و در حقيقت، آن شخص مانند گدايى است كه به «شرط مزد» ، كار كرده است و بنابراين، او مخلص نيست، بلكه اجير و مزدور است. | ||
| − | بر همين اساس اگر كسى درس بخواند تا حكيم شود، درسش با اخلاص همراه نيست و اين از قبيل | + | |
| − | «حسنات الأبرار، سيئات المقربين». <ref>. سوره مزمل، آيه 6.</ref> | + | بر همين اساس اگر كسى درس بخواند تا حكيم شود، درسش با اخلاص همراه نيست و اين از قبيل «حسنات الأبرار، سيئات المقربين». <ref>. سوره مزمل، آيه 6.</ref> |
| − | است. اسوههاى سلوك در ابتدا به انسان گويند: كسى كه براى دستيابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نيست و اين سخن حق است؛ اما معرفت دقيقترى كه پس از آن مىآموزند اين است كه اگر كسى براى اين كه عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبيا ( عليهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نيز مخلص نيست: «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا» ! او بايد علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگيرد؛ در اين صورت خداوند هم، توفيق تبليغ و ارشاد را نصيب او خواهد كرد و چون عالم ربانى شده با انبيا و اوليا محشور | + | است. اسوههاى سلوك در ابتدا به انسان گويند: كسى كه براى دستيابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نيست و اين سخن حق است؛ اما معرفت دقيقترى كه پس از آن مىآموزند اين است كه اگر كسى براى اين كه عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبيا ( عليهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نيز مخلص نيست: «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا» ! او بايد علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگيرد؛ در اين صورت خداوند هم، توفيق تبليغ و ارشاد را نصيب او خواهد كرد و چون عالم ربانى شده با انبيا و اوليا محشور مى شود. |
| + | |||
از اين برتر، آن است كه نه تنها تحصيل علم را وسيله براى آن هدف قرار ندهد، بلكه اين مطلب را هم از خاطره خود بزدايد كه اين خيلى دشوار است. در اين صورت، صحنه با صفاى دل چنين عالم و متعلمى، خالص است. البته هر كارى چنين است. معناى اخلاص آن است كه جز ذات اقدس خداوند چيزى ملحوظ و مشهود انسان سالك نباشد. | از اين برتر، آن است كه نه تنها تحصيل علم را وسيله براى آن هدف قرار ندهد، بلكه اين مطلب را هم از خاطره خود بزدايد كه اين خيلى دشوار است. در اين صورت، صحنه با صفاى دل چنين عالم و متعلمى، خالص است. البته هر كارى چنين است. معناى اخلاص آن است كه جز ذات اقدس خداوند چيزى ملحوظ و مشهود انسان سالك نباشد. | ||
| − | اخلاص پندارى | + | |
| − | افراد زيادى تحت ولايت شيطانند، ولى خود را مخلص مىپندارند؛ مثلا، ما گاهى كارهاى خوبى مىكنيم، ولى هنگامى كه آن كار را از ما مىگيرند و به ديگرى مىدهند، نگران مىشويم . معلوم مىشود ما كار خوبى را مىخواهيم كه به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل كار خوب را و اين، خطر بزرگى است و در اين صورت ما خودخواهيم، نه خير خواه. آنگاه در قيامت و هنگام نقادى، ما چون خير را نمىخواستيم، خير را به ما نمىدهند و در مقابل، همان خودخواهى را كه مطلوب ما بود، به ما | + | ==اخلاص پندارى== |
| − | «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة» | + | |
| − | را فراهم | + | افراد زيادى تحت ولايت شيطانند، ولى خود را مخلص مىپندارند؛ مثلا، ما گاهى كارهاى خوبى مىكنيم، ولى هنگامى كه آن كار را از ما مىگيرند و به ديگرى مىدهند، نگران مىشويم . معلوم مىشود ما كار خوبى را مىخواهيم كه به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل كار خوب را و اين، خطر بزرگى است و در اين صورت ما خودخواهيم، نه خير خواه. آنگاه در قيامت و هنگام نقادى، ما چون خير را نمىخواستيم، خير را به ما نمىدهند و در مقابل، همان خودخواهى را كه مطلوب ما بود، به ما مى دهند كه زمينه «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة» <ref>. بحار، ج 25، ص 205.</ref> |
| + | را فراهم مى كند و درون سوزى انسان آغاز مى شود. | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۰
| [[]] | |
| نویسنده | عبدالله جوادی آملی 1312- |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | 1387 |
"اخلاص"
اخلاص
به تعبير لطيف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ويژه كردن باشد» [۱] ؛ يعنى، انسان قلبش را مخصوص حق كند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نيابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مىكند؛ چون مىداند كه محبوب با مبغوض، جمع نمى شود.
كسى كه كارى را هم براى خدا وهم براى غير خدا انجام دهد، خدا آن كار را نمىپذيرد؛ زيرا دين كما و كيفا مخصوص خداست. قرآن كريم در مورد كميت مى فرمايد:
«و له الدين واصبا». [۲]
«واصب» به معناى پر، تام، جامع و كامل است و آيه شريفه بدين معناست كه مجموعه دين را خدا تنظيم مىكند و بنابراين، همه قوانين و مقررات بايد از راه وحى تدوين شود و حتى كلمهاى از آن كم و يا بر آن افزوده نشود؛ در نتيجه حذف هر چيزى به نام نسخ و نيز اثبات هر چيزى به عنوان شريعت نو بايد از راه وحى باشد.
در باره كيفيت نيز مى فرمايد:
«ألا لله الدين الخالص». [۳]
فقط به نام و ياد خدا بايد اين مجموعه را فهميد و به آن عمل كرد و آن را به ديگران آموخت.
بنابراين، تنها كسانى متدين واقعى و ديندارند كه مخلص باشند. از اين رو خداى سبحان مى فرمايد:
«و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء». [۴]
مردم هيچ مأموريتى ندارند جز اين كه دستورهاى دين را مخلصانه براىخدا انجام دهند؛ يعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نيز لقاى بهشت است. امام صادق (عليهالسلام) مىفرمايد: «من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل». [۵]
و برتر از آن نيز «لقاء الله» است:
«فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا». [۶]
كسى كه اميد لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، بايد مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در كار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرك نورزد.
معناى «لقاء الله» اين نيست كه انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مىكند؛ بلكه قبل از مرگ نيز مىتواند شاهد جمال الهى باشد و فيضهاى خاص او را دريافت كند و كلام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
«من أخلص لله أربعين صباحا فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه». [۷]
ناظر به همين بخش است. كسى كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمههاى حكمت را در قلب او مىجوشاند و بر قلم و زبانش جارى مىكند و در حقيقت، اين شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مىكند و البته مراحل برتر ممكن است بعد از مرگ حاصل شود.
اربعين گيرى
اولياى دين براى دستيابى انسانها به رهآورد سير و سلوك و بهره مندى از نتايج اخلاص راههايى را به ما ارائه كردهاند كه بهترين آنها «اربعين گيرى» يا «چله گرفتن» است و منظور از اربعينگيرى اين نيست كه انسان، چهل روز از مردم و كار اجتماعى، جدا شود؛ بلكه مقصود اين است كه چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با اين كه مشغول كار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد. در حديث مزبور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه چهل شبانهروز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمههاى حكمت را از قلب او بر زبانش جارى مىكند. حرفهاى صحيح و نو از قلم و زبان او شنيده و استفاده مىشود و نو آوريهاى زيادى دارد كه در كتابها و سخنان ديگران نيست؛ چون اين چشمه جوشان حكمت در دلهاى ديگران نيست.
«اربعين گرفتن» به اين معنا نيست كه انسان چهل شبانهروز، كوشش كند تا به مقام اخلاص برسد و نيز به اين معنا نيست كه چهل شبانه روز، يكسان، همه كارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلكه برداشت اولى از نصوص اربعينگيرى اين معناست كه او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ يعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه كارها را با حد معين از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سكون در اخلاص مىشود؛ بلكه معنايش آن است كه انسان، چهل شبانه روز در درجات چهلگانه خلوص حركت كند؛ زيرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراين، اخلاص روز اول، ابتدايىترين و اخلاص روز چهلم، عاليترين درجه اخلاص است.
غرض آن كه در معناى حديث اربعينگيرى سه احتمال مىرود كه تنها معناى سوم صحيح است:
1. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پديد آيد.
2. از ابتدا تا پايان اخلاص باشد، ليكن در حد خاص و بدون افزايش.
3. خلوص در همه اين چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تكامل روزافزون داشته باشد.
جوشش حكمت از سرچشمه اخلاص
كسى كه چهل شبانه روز در مراتب چهلگانه خلوص قدم بردارد، فيض علمى حق كه دائمى است، از قلب او خواهد جوشيد. كه ذات اقدس خداوند مى فرمايد:
«ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلكه ينابيع فى الأرض» . [۸]
خداوند آب را در زير زمين با راهنماييهاى خاص خود، جارى مىكند و هر جاى مناسبى از زمين شكافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مىجوشد. علومى كه مربوط به ارواح و نفوس است، نيز چنين است. رگهها و راههاى تشخيص فجور و تقوا در زمينه دلهاى آدمى با هدايت خداى سبحان حركت مىكند و اين چشمهها جوشان است؛ اما اگر كسى با خيالهاى باطل يا كارهاى ناروا يا رين و چرك، مجارى و روزنهها را ببندد:
«كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون». [۹]
در آن صورت اين علوم فطرى دفن مىشود و جوششى ندارد، ولى اگر كند و كاو كند و نگذارد در زمينه دل او تيرگى راه پيدا كند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى كه همان الهام تقواست، خواهد جوشيد.
در اين صورت، چنين انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حكمت نظرى مىجوشد، چنانكه از دست و قدم چنين انسان خيرى كارهاى خير و حكمت عملى نشئت مىگيرد. تذكر: درباره حديث مشهور:
«من أخلص لله أربعين صباحا...» ، اشاره به دو نكته سودمند است:
1. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث فرمودند: «أربعين صباحا» و نفرمودند: «اربعين مساء» يا «عشية» ذكر كلمه صباح در اين حديث شريف بدين معناست كه انسان سالك به سوى خدا، بايد تصميم را از شب بگيرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع كند و اين نكته با معارفى كه قرآن كريم در باره شب و بركات آن به بشر آموخته نيز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن كريم براى كسب «پايگاه محكم» و «سخن مستحكم» مناسبتر است:
«إن ناشئة اليل هى أشد وطئا و أقوم قيلا». [۱۰]
2. گرفتن اربعين و چهل روز مواظبت و پرهيز از حرام و مكروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ريزش چشمههاى حكمت باشد، اخلاص نيست و «مشوب» است و در حقيقت، آن شخص مانند گدايى است كه به «شرط مزد» ، كار كرده است و بنابراين، او مخلص نيست، بلكه اجير و مزدور است.
بر همين اساس اگر كسى درس بخواند تا حكيم شود، درسش با اخلاص همراه نيست و اين از قبيل «حسنات الأبرار، سيئات المقربين». [۱۱]
است. اسوههاى سلوك در ابتدا به انسان گويند: كسى كه براى دستيابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نيست و اين سخن حق است؛ اما معرفت دقيقترى كه پس از آن مىآموزند اين است كه اگر كسى براى اين كه عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبيا ( عليهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نيز مخلص نيست: «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا» ! او بايد علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگيرد؛ در اين صورت خداوند هم، توفيق تبليغ و ارشاد را نصيب او خواهد كرد و چون عالم ربانى شده با انبيا و اوليا محشور مى شود.
از اين برتر، آن است كه نه تنها تحصيل علم را وسيله براى آن هدف قرار ندهد، بلكه اين مطلب را هم از خاطره خود بزدايد كه اين خيلى دشوار است. در اين صورت، صحنه با صفاى دل چنين عالم و متعلمى، خالص است. البته هر كارى چنين است. معناى اخلاص آن است كه جز ذات اقدس خداوند چيزى ملحوظ و مشهود انسان سالك نباشد.
اخلاص پندارى
افراد زيادى تحت ولايت شيطانند، ولى خود را مخلص مىپندارند؛ مثلا، ما گاهى كارهاى خوبى مىكنيم، ولى هنگامى كه آن كار را از ما مىگيرند و به ديگرى مىدهند، نگران مىشويم . معلوم مىشود ما كار خوبى را مىخواهيم كه به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل كار خوب را و اين، خطر بزرگى است و در اين صورت ما خودخواهيم، نه خير خواه. آنگاه در قيامت و هنگام نقادى، ما چون خير را نمىخواستيم، خير را به ما نمىدهند و در مقابل، همان خودخواهى را كه مطلوب ما بود، به ما مى دهند كه زمينه «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة» [۱۲] را فراهم مى كند و درون سوزى انسان آغاز مى شود.
پانویس
- ↑ . كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.
- ↑ . أوصاف الأشراف، ص 65.
- ↑ . سوره نحل، آيه 52.
- ↑ . سوره زمر، آيه 3.
- ↑ . سوره بينه، آيه 5.
- ↑ . توحيد صدوق، باب ثواب الموحدين، ص 27.
- ↑ . سوره كهف، آيه 110.
- ↑ . بحار، ج 67، ص 249.
- ↑ . سوره زمر، آيه 21.
- ↑ . سوره مطففين، آيه 14.
- ↑ . سوره مزمل، آيه 6.
- ↑ . بحار، ج 25، ص 205.







