خودسازی نخستین گام اصلاحات: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1"> خودسازى نخستين گام اصلاحات</div>
+
<div class="head1"> خودسازی نخستین گام اصلاحات</div>
 
نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی<br/>
 
نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی<br/>
  
 
== مقاله ==
 
== مقاله ==
 
( ۱۸ )<br/>
 
( ۱۸ )<br/>
نیک خواهى خدمت به انسانها بِه سازى زندگى مردمان مبارزه با ناهنجاریها و…ارزش است ارزشى بنیادین و مورد پذیرش و احترام انسانها و به فرموده امام على(ع): سعادت کامل و خوشبختى شامل:<br/>
+
نیک خواهی خدمت به انسانها بِه سازی زندگی مردمان مبارزه با ناهنجاریها و…ارزش است ارزشی بنیادین و مورد پذیرش و احترام انسانها و به فرموده امام علی(ع): سعادت کامل و خوشبختی شامل:<br/>
(من کمال السعادة السعى فى اصلاح الجمهور.)<ref>(غررالحکم) آمدى ج۲۰۴/۷ دانشگاه تهران.</ref>
+
(من کمال السعادة السعی فی اصلاح الجمهور.)<ref>(غررالحکم) آمدی ج۲۰۴/۷ دانشگاه تهران.</ref>
این ارزش با تمام والاییهایى که دارد شاخ و برگ نگستراند و نقش نیافریند و نپاید و به کمال و به تمام رخ ننماید مگر این که در نخستین گام اصلاح گران در کشور وجود خویش ناهنجاریها را به هنجار آورده باشند.<ref>(اصول کافى) کلینى ج۱۶۲/۲ ـ ۱۶۴ دارالتعارف بیروت.</ref>
+
این ارزش با تمام والاییهایی که دارد شاخ و برگ نگستراند و نقش نیافریند و نپاید و به کمال و به تمام رخ ننماید مگر این که در نخستین گام اصلاح گران در کشور وجود خویش ناهنجاریها را به هنجار آورده باشند.<ref>(اصول کافی) کلینی ج۱۶۲/۲ ـ ۱۶۴ دارالتعارف بیروت.</ref>
آنان که در اندیشه و در تکاپویند که نور این ارزش را در زوایاى زندگیها بتابانند بایستى پیش از هر تلاش و هر جنبشى براى اصلاح در زوایاى وجود خود از نور آن پرتو گیرند.<br/>
+
آنان که در اندیشه و در تکاپویند که نور این ارزش را در زوایای زندگیها بتابانند بایستی پیش از هر تلاش و هر جنبشی برای اصلاح در زوایای وجود خود از نور آن پرتو گیرند.<br/>
در آغازین گامها در آنِ حرکت و جنبش اصلاحى خشکاندن ریشه پدیده ها
+
در آغازین گامها در آنِ حرکت و جنبش اصلاحی خشکاندن ریشه پدیده‌ها
 
( ۱۹ )<br/>
 
( ۱۹ )<br/>
ارزش سوز شرط است. تا این شرط به حقیقت نپیوندد ریشه پدیده هاى ارزش سوز سوزانده نشوند جامعه اصلاح نمى شود و حرکت به سوى آرمانهاى اصلاحى را نمى آغازد.<br/>
+
ارزش سوز شرط است. تا این شرط به حقیقت نپیوندد ریشه پدیده‌های ارزش سوز سوزانده نشوند جامعه اصلاح نمی‌شود و حرکت به سوی آرمانهای اصلاحی را نمی‌آغازد.<br/>
تکلیف نخست خویشتن خویش سازى است آن گاه دگرسازى و جامعه سازى. این اصلى است در اسلام اصلى بلند و جاودانه. نمى شود دیگران را به نیکى فرمان داد و خود را فراموش کرد که این با طبیعت انسانى ناسازگار است و با قرآن ناهمخوان .<br/>
+
تکلیف نخست خویشتن خویش سازی است آن گاه دگرسازی و جامعه سازی. این اصلی است در اسلام اصلی بلند و جاودانه. نمی‌شود دیگران را به نیکی فرمان داد و خود را فراموش کرد که این با طبیعت انسانی ناسازگار است و با قرآن ناهمخوان .<br/>
 
(أتأمرون النّاس بالبرّ وتنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون.)<ref>سوره (بقره) آیه ۴۴.</ref>
 
(أتأمرون النّاس بالبرّ وتنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون.)<ref>سوره (بقره) آیه ۴۴.</ref>
آیا مردم را به نیکى فرمان مى دهید و خود را فراموش مى کنید با این که شما کتاب [خدا] را مى خوانید؟ آیا [هیچ] نمى اندیشید؟<br/>
+
آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید با این که شما کتاب [خدا] را می‌خوانید؟ آیا [هیچ] نمی‌اندیشید؟<br/>
(برّ) هر نیکى و نیکوکارى را فرا مى گیرد; چه در حوزه مسائل فردى و چه در زمینه پدیده هاى اجتماعى. آنان که خواهان گسترش نیکیها و حرکتهاى اصلاحى در جامعه اند و مردم را به آن سو فرا مى خوانند و از آنان مى خواهند که (تعاون بر برّ)<ref>سوره (مائده) آیه ۲.</ref> و (تواصى به حق) و (تواصى به صبر) داشته باشند شایسته است پیش از آن خود را به این ارزشها بیارایند تا شعاع گفتارشان بر کردارشان پرتو افکند و دیگران را نیز روشنایى و امیدوارى بخشد.<br/>
+
(برّ) هر نیکی و نیکوکاری را فرا می‌گیرد; چه در حوزه مسائل فردی و چه در زمینه پدیده‌های اجتماعی. آنان که خواهان گسترش نیکیها و حرکتهای اصلاحی در جامعه‌اند و مردم را به آن سو فرا می‌خوانند و از آنان می‌خواهند که (تعاون بر برّ)<ref>سوره (مائده) آیه ۲.</ref> و (تواصی به حق) و (تواصی به صبر) داشته باشند شایسته است پیش از آن خود را به این ارزشها بیارایند تا شعاع گفتارشان بر کردارشان پرتو افکند و دیگران را نیز روشنایی و امیدواری بخشد.<br/>
 
(یا ایّها الّذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبرمقْتا عنداللّه ان تقولوا مالاتفعلون .)<ref>سوره (صف) آیه ۲ و ۳.</ref>
 
(یا ایّها الّذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبرمقْتا عنداللّه ان تقولوا مالاتفعلون .)<ref>سوره (صف) آیه ۲ و ۳.</ref>
اى کسانى که ایمان آورده اید چرا چیزى مى گویید که انجام نمى دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید.<br/>
+
ای کسانی که ایمان آورده‌اید چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.<br/>
بر این اساس آنان که اصلاح جامعه را عهده دارند و مردمان را به سمت و سوى حکومت جهانى (مصلح کل) فرا مى خوانند باید نخست در صلاحِ خود
+
بر این اساس آنان که اصلاح جامعه را عهده دارند و مردمان را به سمت و سوی حکومت جهانی (مصلح کل) فرا می‌خوانند باید نخست در صلاحِ خود
 
( ۲۰ )<br/>
 
( ۲۰ )<br/>
 
پیش قدم باشند تا بتوانند این زمینه را به وجود آورده و آن را بگسترانند:<br/>
 
پیش قدم باشند تا بتوانند این زمینه را به وجود آورده و آن را بگسترانند:<br/>
نفس خود ناکرده تسخیر اى فلان
+
نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان
چون کنى تسخیر نفس دیگران
+
چون کنی تسخیر نفس دیگران
 
نفس را اول برو در بند کن
 
نفس را اول برو در بند کن
 
پس برو آهنگ وعظ و پند کن
 
پس برو آهنگ وعظ و پند کن
(چوپان زاهدى را دیدند که گرگ بین گوسفندانش حرکت مى کند; اما به آنان صدمه نمى رساند.<br/>
+
(چوپان زاهدی را دیدند که گرگ بین گوسفندانش حرکت می‌کند; اما به آنان صدمه نمی‌رساند.<br/>
گفتند: از کى گرگان با گوسفندان تو صلح اختیار کرده اند؟<br/>
+
گفتند: از کی گرگان با گوسفندان تو صلح اختیار کرده‌اند؟<br/>
گفت: از آن زمان که چوپانشان با خداى خویش صلح کرده است.)<ref>(کشکول) شیخ بهایى۴۱۷/.  </ref>
+
گفت: از آن زمان که چوپانشان با خدای خویش صلح کرده است.)<ref>(کشکول) شیخ بهایی۴۱۷/.  </ref>
این واقعیتى است روشن و انکارناپذیر که اگر رهبران و مصلحان جامعه پیش از رهایى و آزادى بخشى دیگران خود را از اسارت هواهاى نفسانى برهانند و به آزادى معنوى دست یابند و بین خود و خدا را اصلاح کنند در اصلاح اجتماعى کامیاب تر و موفق تر خواهند بود. روشن است کسى که چیزى در کف ندارد نمى تواند بخشنده آن به دیگرى باشد:<br/>
+
این واقعیتی است روشن و انکارناپذیر که اگر رهبران و مصلحان جامعه پیش از رهایی و آزادی بخشی دیگران خود را از اسارت هواهای نفسانی برهانند و به آزادی معنوی دست یابند و بین خود و خدا را اصلاح کنند در اصلاح اجتماعی کامیاب تر و موفق تر خواهند بود. روشن است کسی که چیزی در کف ندارد نمی‌تواند بخشنده آن به دیگری باشد:<br/>
قطعه ابرى که بود ز آب تهى
+
قطعه ابری که بود ز آب تهی
کى تواند که دهد آب دهى
+
کی تواند که دهد آب دهی
ذات نایافته از هستى بخش
+
ذات نایافته از هستی بخش
کى تواند که شود هستى بخش
+
کی تواند که شود هستی بخش
سیدبن طاووس از دست پروردگان مکتب تشیع بزرگوار و اهل کرامت داراى آثار بلند در خودسازى دعا ونیایش براى فرزند خویش وصیت نامه اى سامان مى دهد که در آن نکته ها و پندهاى عالى از کلک ناب نگارش بر صفحه کاغذ سارى مى شود از جمله به او سفارش مى کند: به خویشتن خویش بپرداز پیش از آن که به دیگران بپردازى.<br/>
+
سیدبن طاووس از دست پروردگان مکتب تشیع بزرگوار و اهل کرامت دارای آثار بلند در خودسازی دعا ونیایش برای فرزند خویش وصیت نامه‌ای سامان می‌دهد که در آن نکته‌ها و پندهای عالی از کلک ناب نگارش بر صفحه کاغذ ساری می‌شود از جمله به او سفارش می‌کند: به خویشتن خویش بپرداز پیش از آن که به دیگران بپردازی.<br/>
(جماعتى نزد من آمدند و خواستند بین مردمى که اختلاف دارند بر عادت فقیهان و علماى گذشته داورى کنم و امور طرفین اختلاف را اصلاح کنم.پس به آنان گفتم… من در این زندگى دراز موفّق نشدم که میان این دو دشمن [عقل و نفس]
+
(جماعتی نزد من آمدند و خواستند بین مردمی که اختلاف دارند بر عادت فقیهان و علمای گذشته داوری کنم و امور طرفین اختلاف را اصلاح کنم.پس به آنان گفتم… من در این زندگی دراز موفّق نشدم که میان این دو دشمن [عقل و نفس]
 
( ۲۱ )<br/>
 
( ۲۱ )<br/>
داورى کنم یا میان آنها سازشى به وجود آورم که چشمم روشن گردد و منازعه و اختلاف آنها برطرف گردد. پس کسى که مى داند که در مدتى دراز از انجام دادن داورى ناتوان بوده است چگونه در امرى وارد شود که داوریهاى بى شمار و بى پایان ویژه آن است.)<ref>(کشف المحجة لثمرة المهجه) سید بن طاووس ترجمه اسداللّه مبشرى (با عنوان فانوس)۱۶۸/ نشر فرهنگ اسلامى.</ref>
+
داوری کنم یا میان آنها سازشی به وجود آورم که چشمم روشن گردد و منازعه و اختلاف آنها برطرف گردد. پس کسی که می‌داند که در مدتی دراز از انجام دادن داوری ناتوان بوده است چگونه در امری وارد شود که داوریهای بی شمار و بی پایان ویژه آن است.)<ref>(کشف المحجة لثمرة المهجه) سید بن طاووس ترجمه اسداللّه مبشری (با عنوان فانوس)۱۶۸/ نشر فرهنگ اسلامی.</ref>
 
   
 
   
== خودسازى و جامعه پردازى ==
+
== خودسازی و جامعه پردازی ==
سامان یابى فردى (تربیت) و سامان دهى اجتماعى (سیاست) دو اصل بلند و دو رکن بنیادین آموزه هاى اسلامى بشمارند. این دو اصل خلاصه و عصاره معارف ناب قرآنى و روایى اند پیامبر گرامى اسلام(ص) و امامان(ع) همگى در تلاش و تکاپو بوده اند که این دو مهم را در روح و روان انسانها و در جامعه انسانى سریان دهند و روحها و روانها را با آن بیارایند و با آنها زنگارهاى بى تربیتى و ناهنجارى و آشفتگى و حدومرز نشناسى را از ساحَت جامعه بزدایند.<br/>
+
سامان یابی فردی (تربیت) و سامان دهی اجتماعی (سیاست) دو اصل بلند و دو رکن بنیادین آموزه‌های اسلامی بشمارند. این دو اصل خلاصه و عصاره معارف ناب قرآنی و روایی اند پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان(ع) همگی در تلاش و تکاپو بوده‌اند که این دو مهم را در روح و روان انسانها و در جامعه انسانی سریان دهند و روحها و روانها را با آن بیارایند و با آنها زنگارهای بی تربیتی و ناهنجاری و آشفتگی و حدومرز نشناسی را از ساحَت جامعه بزدایند.<br/>
جان مایه و روح این دو اصل را مى توان در قالب دو واژه (صلاح) و (اصلاح) نشان داد.این دو واژه در فرهنگ دینى در بردارنده پیام خودسازى و جامعه پردازى اند.<br/>
+
جان مایه و روح این دو اصل را می‌توان در قالب دو واژه (صلاح) و (اصلاح) نشان داد.این دو واژه در فرهنگ دینی در بردارنده پیام خودسازی و جامعه پردازی اند.<br/>
بنابراین آن که مى کوشد زمینه پیرایش و پرورش و فلاح و صلاح خود و اصلاح و آرایش جامعه را فراهم سازد از او به عنوان:صالحِ مصلح یاد مى شود. در برابر آن که خود و جامعه را به سمت وسوى فساد و فرومایگى مى کشاند و آلودگى روحى و اجتماعى را گسترش مى دهد به عنوان: فاسدِ مفسد شناخته مى شود.از رویارویى این دو جریان فکرى و عملى چهره هاى راست قامت و استوار و چهره هاى نگون بخت و نگون سار در بستر تاریخ رخ مى نماید که شناخت و شناساندن آنان کارى است قرآنى و تکلیفى است ایمانى:<br/>
+
بنابراین آن که می‌کوشد زمینه پیرایش و پرورش و فلاح و صلاح خود و اصلاح و آرایش جامعه را فراهم سازد از او به عنوان:صالحِ مصلح یاد می‌شود. در برابر آن که خود و جامعه را به سمت وسوی فساد و فرومایگی می‌کشاند و آلودگی روحی و اجتماعی را گسترش می‌دهد به عنوان: فاسدِ مفسد شناخته می‌شود.از رویارویی این دو جریان فکری و عملی چهره‌های راست قامت و استوار و چهره‌های نگون بخت و نگون سار در بستر تاریخ رخ می‌نماید که شناخت و شناساندن آنان کاری است قرآنی و تکلیفی است ایمانی:<br/>
 
( ۲۲ )<br/>
 
( ۲۲ )<br/>
(افمن یمشى مکبّـاً على وجهه اهدى امّن یمشى سویّا على صراط مستقیم.)<ref>سوره (ملک) آیه ۲۲.</ref>
+
(افمن یمشی مکبّـاً علی وجهه اهدی امّن یمشی سویّا علی صراط مستقیم.)<ref>سوره (ملک) آیه ۲۲.</ref>
پس آیا آن کس که نگون سار راه مى پیماید هدایت یافته تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست مى رود؟<br/>
+
پس آیا آن کس که نگون سار راه می‌پیماید هدایت یافته تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست می‌رود؟<br/>
بى گمان شناخت این دو جریان از زوایاى گوناگون موضع رفتار گفتار کارکرد و…به مردم آگاهى و هوشیارى مى دهد و آنان را در گزینشها و گرایشها راهنمایى مى کند و در مسائل سیاسى و اجتماعى با آگاهى کامل و شناخت دقیق با این چهره ها روبه رو مى شوند.از این روى قرآن کریم با بیان دقیق خویها و ویژگیهاى روحى و نشان دادن واکنشهاى اجتماعى و کارکردهاى این دو جریان به نگارگرى شخصیت فردى و اجتماعى آنان پرداخته ومى فرماید:<br/>
+
بی گمان شناخت این دو جریان از زوایای گوناگون موضع رفتار گفتار کارکرد و…به مردم آگاهی و هوشیاری می‌دهد و آنان را در گزینشها و گرایشها راهنمایی می‌کند و در مسائل سیاسی و اجتماعی با آگاهی کامل و شناخت دقیق با این چهره‌ها روبه رو می‌شوند.از این روی قرآن کریم با بیان دقیق خویها و ویژگیهای روحی و نشان دادن واکنشهای اجتماعی و کارکردهای این دو جریان به نگارگری شخصیت فردی و اجتماعی آنان پرداخته ومی فرماید:<br/>
(ومن النّاس من یعجبک قوله فى الحیوة الدنّیا و یُشهد الله على ما فى قلبه و هو الدّ الخصام واذا تولّى سعى فى الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النّسل والله لایحبّ الفساد واذا قیل له اتق اللّه اخذته العزّة بالأثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد. و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه واللّه رؤف بالعباد.)<ref>. سوره (بقره) آیه ۲۰۴ ـ ۲۰۷.</ref>
+
(ومن النّاس من یعجبک قوله فی الحیوة الدنّیا و یُشهد الله علی ما فی قلبه و هو الدّ الخصام واذا تولّی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النّسل والله لایحبّ الفساد واذا قیل له اتق اللّه اخذته العزّة بالأثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد. و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات اللّه واللّه رؤف بالعباد.)<ref>. سوره (بقره) آیه ۲۰۴ ـ ۲۰۷.</ref>
و از مردم کسانى هستند که گفتار آنان در زندگى مایه شگفتى تو مى شود [در ظاهر دوستى مى ورزند] و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى گیرند [این در حالى است که] آنان سرسخت ترین دشمنانند.[نشانه آن این است که] هنگامى که روى برمى گردانند [و از نزد تو خارج مى شوند] در راه فساد در زمین مى کوشند و زراعتها و چهارپایان را نابود مى سازند [با این که مى دانند] خدا فساد را دوست نمى دارد. و هنگامى که به آنان گفته شود: از خدا بترسید! [خیره سرى آنان بیش تر مى شود و]  
+
و از مردم کسانی هستند که گفتار آنان در زندگی مایه شگفتی تو می‌شود [در ظاهر دوستی می‌ورزند] و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‌گیرند [این در حالی است که] آنان سرسخت‌ترین دشمنانند.[نشانه آن این است که] هنگامی که روی برمی گردانند [و از نزد تو خارج می‌شوند] در راه فساد در زمین می‌کوشند و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند [با این که می‌دانند] خدا فساد را دوست نمی‌دارد. و هنگامی که به آنان گفته شود: از خدا بترسید! [خیره سری آنان بیش تر می‌شود و]  
 
( ۲۳ )<br/>
 
( ۲۳ )<br/>
خیره سرى آنان را به [[گناه]] مى کشاند. آتش دوزخ براى آنان کافى است و چه بد جایگاهى است. بعضى از مردم [بسان على(ع) در لیلة المبیت] جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.<br/>
+
خیره سری آنان را به [[گناه]] می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است و چه بد جایگاهی است. بعضی از مردم [بسان علی(ع) در لیلة المبیت] جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.<br/>
روح و پیام این آیات این است که: همواره انسانهاى ناب کردار و پاک و بى آمیغ در برابر انسانهاى فاسدِ مفسد وجود داشته اند که دسته اوّل مانند باران رحمت بر همگان باریده اند هم خود پاک زیسته و هم دیگران را به پاکى فرا خوانده و شادابى و حرکت و حیات آفریده اند.<br/>
+
روح و پیام این آیات این است که: همواره انسانهای ناب کردار و پاک و بی آمیغ در برابر انسانهای فاسدِ مفسد وجود داشته‌اند که دسته اوّل مانند باران رحمت بر همگان باریده‌اند هم خود پاک زیسته و هم دیگران را به پاکی فرا خوانده و شادابی و حرکت و حیات آفریده‌اند.<br/>
دسته دوم ملخ گونه به غارت و تباهى نسل و حرث اجتماع و اقتصاد جامعه پرداخته و جز زیان چیزى به جاى نگذاشته اند.<ref>(تحف العقول) بحرانى۲۱۹/ مؤسسه اعلمى بیروت.</ref> این گروه با سخنان پوچ و تبلیغات گسترده خویش گوشها را کر و چشمها را کور کرده و با هزینه کردن خدا و دین دست به فریب و گمراه ساختن مردم زده و بزرگ ترین کینه توزترین دشمنیها را نسبت به بندگان خدا روا داشته اند.در برابر انتقادها و پیشنهادهاى خیرخواهانه ایستاده و خیره سرى کرده و برنامه و کارکرد خود را بى عیب و تمام پنداشته و از هر گونه تلاش براى اصلاح خویش وخویشان سرباز زده و به سامان دهى کارهاى خود نپرداخته اند.هرگاه دستشان به حکومت و مدیریت هم رسیده جز فساد و تباهى به بار نیاورده اند.در برابر آنان انسانهاى خودساخته و خداباورى بوده و هستند که بى نام ونشان و بدون سروصدا و هیاهو و جنجال آفرینى راه خدمت به خلق و بندگى آفریدگار را برگزیده و در راه گسترش ارزشها و استوارسازى خط صلاح و اصلاح از هیچ کوششى دریغ نورزیده اند.دو گروه در این دو جریان نقش مهم اساسى و کلیدى دارند: عالمان (ارزشگذاران) و حاکمان(قدرتمندان).<br/>
+
دسته دوم ملخ گونه به غارت و تباهی نسل و حرث اجتماع و اقتصاد جامعه پرداخته و جز زیان چیزی به جای نگذاشته‌اند.<ref>(تحف العقول) بحرانی۲۱۹/ مؤسسه اعلمی بیروت.</ref> این گروه با سخنان پوچ و تبلیغات گسترده خویش گوشها را کر و چشمها را کور کرده و با هزینه کردن خدا و دین دست به فریب و گمراه ساختن مردم زده و بزرگ‌ترین کینه توزترین دشمنیها را نسبت به بندگان خدا روا داشته‌اند.در برابر انتقادها و پیشنهادهای خیرخواهانه ایستاده و خیره سری کرده و برنامه و کارکرد خود را بی عیب و تمام پنداشته و از هر گونه تلاش برای اصلاح خویش وخویشان سرباز زده و به سامان دهی کارهای خود نپرداخته‌اند.هرگاه دستشان به حکومت و مدیریت هم رسیده جز فساد و تباهی به بار نیاورده‌اند.در برابر آنان انسانهای خودساخته و خداباوری بوده و هستند که بی نام ونشان و بدون سروصدا و هیاهو و جنجال آفرینی راه خدمت به خلق و بندگی آفریدگار را برگزیده و در راه گسترش ارزشها و استوارسازی خط صلاح و اصلاح از هیچ کوششی دریغ نورزیده‌اند.دو گروه در این دو جریان نقش مهم اساسی و کلیدی دارند: عالمان (ارزشگذاران) و حاکمان(قدرتمندان).<br/>
صلاح و فساد این دو گروه در قلمرو وجود و پیرامون خود آنان نمى ماند بلکه به همه جا سریان مى یابد و بر بسیارى از روحها و روانها و زندگیها سایه
+
صلاح و فساد این دو گروه در قلمرو وجود و پیرامون خود آنان نمی‌ماند بلکه به همه جا سریان می‌یابد و بر بسیاری از روحها و روانها و زندگیها سایه
 
( ۲۴ )<br/>
 
( ۲۴ )<br/>
مى گستراند و در آنها اثر ماندگارى مى گذارد.<br/>
+
می‌گستراند و در آنها اثر ماندگاری می‌گذارد.<br/>
پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:<br/>
+
پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:<br/>
(صنفان من امتى اذا صلحا صلحت امّتى و اذا فسدا فسدت امّتى قیل یا رسول اللّه و من هم؟ قال: الفقهاء و الأمراء.)<ref>همان۴۲/.</ref>
+
(صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امّتی و اذا فسدا فسدت امّتی قیل یا رسول اللّه و من هم؟ قال: الفقهاء و الأمراء.)<ref>همان۴۲/.</ref>
 
صلاح و فساد دو گروه از پیروان من در صلاح و فساد امت اثرگذار است.پرسیده شد: آن دو گروه کیانند؟<br/>
 
صلاح و فساد دو گروه از پیروان من در صلاح و فساد امت اثرگذار است.پرسیده شد: آن دو گروه کیانند؟<br/>
 
فرمود: فقیهان و عالمان در دین و حاکمان.<br/>
 
فرمود: فقیهان و عالمان در دین و حاکمان.<br/>
عالم و حاکمى که در جبهه جهاد اکبر شکست خورده و نتوانسته است بر نفس خود لجام بزند هوسها و هواها از هر سوى بر او یورش آورده اند زمام کار خویش را به شیطان نفس سپرده چگونه مى تواند به اصلاح دیگران برخیزد و به سامان امور همّت گمارد.<br/>
+
عالم و حاکمی که در جبهه جهاد اکبر شکست خورده و نتوانسته است بر نفس خود لجام بزند هوسها و هواها از هر سوی بر او یورش آورده‌اند زمام کار خویش را به شیطان نفس سپرده چگونه می‌تواند به اصلاح دیگران برخیزد و به سامان امور همّت گمارد.<br/>
تا بُت نفس حیوانى از سر راه برداشته نشود هر حرکت اصلاحى بى نتیجه و ابتر است.<br/>
+
تا بُت نفس حیوانی از سر راه برداشته نشود هر حرکت اصلاحی بی نتیجه و ابتر است.<br/>
مصلحِ صالح زمان ما امام خمینى در این باره مى گوید:<br/>
+
مصلحِ صالح زمان ما امام خمینی در این باره می‌گوید:<br/>
(ما تا اصلاح نکنیم خودمان را نمى توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم. هر کسى باید از خودش شروع کند…. بعد از این که خودش را اصلاح کرد آن وقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند.)<ref>(کلمات قصار) امام خمینى ۶۵/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.</ref>
+
(ما تا اصلاح نکنیم خودمان را نمی‌توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم. هر کسی باید از خودش شروع کند…. بعد از این که خودش را اصلاح کرد آن وقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند.)<ref>(کلمات قصار) امام خمینی ۶۵/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.</ref>
یا:(این (مَن) را اگر انسان زیر پا گذاشت و (او) شد اصلاح مى کند همه چیز را.)<ref>همان</ref>
+
یا:(این (مَن) را اگر انسان زیر پا گذاشت و (او) شد اصلاح می‌کند همه چیز را.)<ref>همان</ref>
 
یا:<br/>
 
یا:<br/>
(هر اصلاحى نقطه اولش خود انسان است. اگر چنانچه خود انسان تربیت نشود نمى تواند دیگران را تربیت کند.)<ref>همان</ref>
+
(هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است. اگر چنانچه خود انسان تربیت نشود نمی‌تواند دیگران را تربیت کند.)<ref>همان</ref>
 
( ۲۵ )<br/>
 
( ۲۵ )<br/>
آن باغبان آگاه و هشیار هماره بر وجین کردن علفهاى هرز از مزرعه جانها و روانها پاى مى فشرد.<br/>
+
آن باغبان آگاه و هشیار هماره بر وجین کردن علفهای هرز از مزرعه جانها و روانها پای می‌فشرد.<br/>
او بر این باور بود که اصلاح گر اجتماعى باید تابلوى تمام نماى هماهنگى گفتار و کردار باشد. همیشه و در همه حال و در تمامى آنات زندگى چه در سختیها و تنگناها و چه در گشایشها و راحتیها از رفتار برابر اصول دست بر ندارد آنچه انجام مى دهد با گفتارش همخوانى داشته باشد.اگر چنین شد و عالمى خودساخته به ساختن اجتماع خویش پرداخت بى گمان جامعه را دگرگون مى کند و ناپاکیها و ناهنجاریها را از ساحت جامعه مى زداید و دلها را با نور حق صفا مى دهد:<br/>
+
او بر این باور بود که اصلاح گر اجتماعی باید تابلوی تمام نمای هماهنگی گفتار و کردار باشد. همیشه و در همه حال و در تمامی آنات زندگی چه در سختیها و تنگناها و چه در گشایشها و راحتیها از رفتار برابر اصول دست بر ندارد آنچه انجام می‌دهد با گفتارش همخوانی داشته باشد.اگر چنین شد و عالمی خودساخته به ساختن اجتماع خویش پرداخت بی گمان جامعه را دگرگون می‌کند و ناپاکیها و ناهنجاریها را از ساحت جامعه می‌زداید و دلها را با نور حق صفا می‌دهد:<br/>
(اگر چنانچه انسان خودش متحول بشود به یک انسانى که تحت تربیت انبیاء انسان مى شود جامعه به تبع او به ترقى مى رسد. گاهى یک فرد در جامعه موجب فساد مى شود و گاهى یک فرد در جامعه موجب صلاح مى شود….<br/>
+
(اگر چنانچه انسان خودش متحول بشود به یک انسانی که تحت تربیت انبیاء انسان می‌شود جامعه به تبع او به ترقی می‌رسد. گاهی یک فرد در جامعه موجب فساد می‌شود و گاهی یک فرد در جامعه موجب صلاح می‌شود….<br/>
اگر یک روحانى در یک محل یک روحانى متعهد باشد آن محل را تصفیه مى کند. اگر در هر یک از بلاد چند نفر روحانى باشند که آنها
+
اگر یک روحانی در یک محل یک روحانی متعهد باشد آن محل را تصفیه می‌کند. اگر در هر یک از بلاد چند نفر روحانی باشند که آنها
 
( ۲۶ )<br/>
 
( ۲۶ )<br/>
آن طور که باید آن طور که دستور اسلام است باشند از باب این که مردم تبعیت از آنها مى کنند مردم هم اصلاح مى شوند و با اصلاح مردم یک جامعه صحیح پیش مى آید.)<ref>(صحیفه نور مجموعه رهنمودهاى امام خمینى ج۸۶/۱۱ وزارت ارشاد اسلامى.</ref>
+
آن طور که باید آن طور که دستور اسلام است باشند از باب این که مردم تبعیت از آنها می‌کنند مردم هم اصلاح می‌شوند و با اصلاح مردم یک جامعه صحیح پیش می‌آید.)<ref>(صحیفه نور مجموعه رهنمودهای امام خمینی ج۸۶/۱۱ وزارت ارشاد اسلامی.</ref>
به گفته مقام معظم رهبرى: گرچه آب پاک و پاکیزه کننده است; امّا آب هم به پاکیزه شدن نیازمند است.<br/>
+
به گفته مقام معظم رهبری: گرچه آب پاک و پاکیزه کننده است; امّا آب هم به پاکیزه شدن نیازمند است.<br/>
فضاى طبیعى و تکوینى عالم به گونه اى است که هرچند گاهى آن آب بخار مى شود و به بالا مى رود سپس با پدیدار شدن باد و ابر و باران به آب خالص تبدیل مى گردد و در مرحله سوم به سوى پایین سرازیر مى شود هر اهل معرفتى وهر مصلح و رهبرى که جلودار جامعه است و به عنوان هادى و پیش برنده مردمان به سوى ارزشها و کمال انسانى شناخته مى شود باید این دگردیسى پالایش و عروج را داشته باشد و بکوشد که هماره درون خویش را پالایش کند <ref>(حدیث ولایت) مجموعه رهنمودهاى مقام معظم رهبرى ج۱۴۷/۶ سازمان تبلیغات اسلامى.</ref>دل از آلودگیها پاک بدارد و با پروردگار و با جمال جهان آرا پیوند ژرف و ناگسستنى داشته باشد:<br/>
+
فضای طبیعی و تکوینی عالم به گونه‌ای است که هرچند گاهی آن آب بخار می‌شود و به بالا می‌رود سپس با پدیدار شدن باد و ابر و باران به آب خالص تبدیل می‌گردد و در مرحله سوم به سوی پایین سرازیر می‌شود هر اهل معرفتی وهر مصلح و رهبری که جلودار جامعه است و به عنوان هادی و پیش برنده مردمان به سوی ارزشها و کمال انسانی شناخته می‌شود باید این دگردیسی پالایش و عروج را داشته باشد و بکوشد که هماره درون خویش را پالایش کند <ref>(حدیث ولایت) مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری ج۱۴۷/۶ سازمان تبلیغات اسلامی.</ref>دل از آلودگیها پاک بدارد و با پروردگار و با جمال جهان آرا پیوند ژرف و ناگسستنی داشته باشد:<br/>
(هرکس به تناسب سنگینى بار خود به تقویت این رابطه با خداى متعال احتیاج دارد. اگر توانستیم این رابطه را تقویت کنیم کارهامان اصلاح خواهد شد. راهمان باز خواهد شد ذهنمان روشن خواهد شد و اُفق مقابل ما روشنى خواهد یافت. قدم اول این است. امّا اگر این گره را باز نکردیم کارهاى ما به سامان لازم نخواهد رسید.)<ref>مجله (مسجد) شماره۷/۵۱.</ref>
+
(هرکس به تناسب سنگینی بار خود به تقویت این رابطه با خدای متعال احتیاج دارد. اگر توانستیم این رابطه را تقویت کنیم کارهامان اصلاح خواهد شد. راهمان باز خواهد شد ذهنمان روشن خواهد شد و اُفق مقابل ما روشنی خواهد یافت. قدم اول این است. امّا اگر این گره را باز نکردیم کارهای ما به سامان لازم نخواهد رسید.)<ref>مجله (مسجد) شماره۷/۵۱.</ref>
این رهنمودها الهام گرفته از فرهنگ ناب قرآنى است که پرهیزگارى و پاکى جان را سرمایه و پشتوانه اى مى شمارد براى برون رفت از فتنه ها و مشکلها و نابسامانیهاى فردى و اجتماعى:<br/>
+
این رهنمودها الهام گرفته از فرهنگ ناب قرآنی است که پرهیزگاری و پاکی جان را سرمایه و پشتوانه‌ای می‌شمارد برای برون رفت از فتنه‌ها و مشکلها و نابسامانیهای فردی و اجتماعی:<br/>
 
(من یتّق اللّه یجعل له مخرجا.)<ref>سوره (طلاق) آیه۲.</ref>
 
(من یتّق اللّه یجعل له مخرجا.)<ref>سوره (طلاق) آیه۲.</ref>
هرکس از خدا پروا کند[خدا] براى او راه بیرون شدنى قرار مى دهد.<br/>
+
هرکس از خدا پروا کند[خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار می‌دهد.<br/>
 
( ۲۷ )<br/>
 
( ۲۷ )<br/>
آن که با سلاح [[تقوا]] و خویشتن بانى گام در میدان اصلاح و ناهنجارزداییهاى اجتماعى مى گذارد کم تر دچار لغزش و لرزش مى شود.<br/> [[تقوا]] چونان چراغ فروزانى است که به ذهن و فکر اصلاح گران روشنى مى بخشد و افقهاى نوین و راههاى برین را در برابر آنان مى گشاید:<br/>
+
آن که با سلاح [[تقوا]] و خویشتن بانی گام در میدان اصلاح و ناهنجارزداییهای اجتماعی می‌گذارد کم تر دچار لغزش و لرزش می‌شود.<br/> [[تقوا]] چونان چراغ فروزانی است که به ذهن و فکر اصلاح گران روشنی می‌بخشد و افقهای نوین و راه‌های برین را در برابر آنان می‌گشاید:<br/>
(ان تتّقوا اللّه یجعل لکم فرقانا.) <ref> (بحارالأنوار) مجلسى ج۱۱۰/۲۵.</ref>
+
(ان تتّقوا اللّه یجعل لکم فرقانا.) <ref> (بحارالأنوار) مجلسی ج۱۱۰/۲۵.</ref>
اگر از خدا پروا دارید براى شما [نیروى] بازشناسى حق از باطل قرار دهد.<br/>
+
اگر از خدا پروا دارید برای شما [نیروی] بازشناسی حق از باطل قرار دهد.<br/>
در اسلام روى این نکته که اصلاح باید از بالا به پایین مخروط جامعه انجام بگیرد دقت ویژه شده است. این با فطرت و سرشت و طبیعت انسان سازگارى ژرف و همه سویه دارد.<br/>
+
در اسلام روی این نکته که اصلاح باید از بالا به پایین مخروط جامعه انجام بگیرد دقت ویژه شده است. این با فطرت و سرشت و طبیعت انسان سازگاری ژرف و همه سویه دارد.<br/>
تنها زمامدار صالح است که تواند پاکى صفا و رستگارى را در جامعه بگستراند. زمامدار ناصالح به هیچ روى نمى تواند انسانها و جامعه اى سالم و صالح بسازد.این مسأله از چنان اهمیت و جایگاه و ژرفایى در این مکتب برخوردار است که اگر مردم از زمامدار ستم پیشه پیروى کنند گرچه خود راه صلاح را در پیش بگیرند و نیکوکار باشند بلاى خانمانسوز که زمامدار تبه پیشه مى آفریند زندگى نیکان جامعه را هم دستخوش بلا مى سازد و عذاب الهى گریبانشان را خواهد گرفت; ولى اگر زمامدار صالح بود و مردم از او پیروى کردند و به فرمانش گردن نهادند اگر اشتباه [[گناه]] و لغزشى در زندگى داشته باشند گرفتار عذاب نمى شوند و خداوند چتر رحمت خود را بر سر آنان مى گستراند.<br/>
+
تنها زمامدار صالح است که تواند پاکی صفا و رستگاری را در جامعه بگستراند. زمامدار ناصالح به هیچ روی نمی‌تواند انسانها و جامعه‌ای سالم و صالح بسازد.این مسأله از چنان اهمیت و جایگاه و ژرفایی در این مکتب برخوردار است که اگر مردم از زمامدار ستم پیشه پیروی کنند گرچه خود راه صلاح را در پیش بگیرند و نیکوکار باشند بلای خانمانسوز که زمامدار تبه پیشه می‌آفریند زندگی نیکان جامعه را هم دستخوش بلا می‌سازد و عذاب الهی گریبانشان را خواهد گرفت; ولی اگر زمامدار صالح بود و مردم از او پیروی کردند و به فرمانش گردن نهادند اگر اشتباه [[گناه]] و لغزشی در زندگی داشته باشند گرفتار عذاب نمی‌شوند و خداوند چتر رحمت خود را بر سر آنان می‌گستراند.<br/>
پیامبر اسلام(ص) مى فرماید:<br/>
+
پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:<br/>
(لاُعذّبنّ کلّ رعیّة فى الاسلام اطاعت اماماً جائراً لیس من اللّه عزّوجلّ و ان کانت
+
(لاُعذّبنّ کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماماً جائراً لیس من اللّه عزّوجلّ و ان کانت
 
( ۲۸ )<br/>
 
( ۲۸ )<br/>
الرّعیّة فى أعمالها برّة تقیّة ولأعفونّ عن کلّ رعیّة فى الاسلام أطاعت إماماً هادیاً من اللّه عزّوجلّ و ان کانت الرّعیّة فى أعمالها ظاعة سیئة.)<br/>
+
الرّعیّة فی أعمالها برّة تقیّة ولأعفونّ عن کلّ رعیّة فی الاسلام أطاعت إماماً هادیاً من اللّه عزّوجلّ و ان کانت الرّعیّة فی أعمالها ظاعة سیئة.)<br/>
اگر مردمانى از پیشواى ستم پیشه پیروى کردند گرچه خود راه نیکى و پرهیزگارى را پیشه کنند سزاوار کیفرند.<br/>
+
اگر مردمانی از پیشوای ستم پیشه پیروی کردند گرچه خود راه نیکی و پرهیزگاری را پیشه کنند سزاوار کیفرند.<br/>
و اگر از رهبر هدایت شده و مورد تأیید خداوند پیروى کنند سزاوار بخشش خواهند بود گرچه به [[گناه]] آلوده باشند.<br/>
+
و اگر از رهبر هدایت شده و مورد تأیید خداوند پیروی کنند سزاوار بخشش خواهند بود گرچه به [[گناه]] آلوده باشند.<br/>
مقام معظم رهبرى از این حدیث شریف چنین نتیجه مى گیرد:<br/>
+
مقام معظم رهبری از این حدیث شریف چنین نتیجه می‌گیرد:<br/>
(حاصل این که اگر دستگاه مدیریت جامعه صالح و سالم باشد خطاهاى متن جامعه قابل اغماض است و در مسیر جامعه مشکلى به وجود نخواهد آمد; امّا اگر مدیریت و رأس جامعه از صلاح و سلامت و عدل و [[تقوا]] و ورع و استقامت دور باشد و لو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد آن صلاحِ بدنه مردم نمى تواند این جامعه را به سر منزل مطلوب هدایت کند; یعنى تأثیر رأس قلّه و هرم و مجموعه مدیریت و دستگاه اداره کننده در یک جامعه این قدر فوق العاده است.)<ref>(حدیث ولایت) ج۲۶/۵.</ref>
+
(حاصل این که اگر دستگاه مدیریت جامعه صالح و سالم باشد خطاهای متن جامعه قابل اغماض است و در مسیر جامعه مشکلی به وجود نخواهد آمد; امّا اگر مدیریت و رأس جامعه از صلاح و سلامت و عدل و [[تقوا]] و ورع و استقامت دور باشد و لو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد آن صلاحِ بدنه مردم نمی‌تواند این جامعه را به سر منزل مطلوب هدایت کند; یعنی تأثیر رأس قلّه و هرم و مجموعه مدیریت و دستگاه اداره کننده در یک جامعه این قدر فوق العاده است.)<ref>(حدیث ولایت) ج۲۶/۵.</ref>
 
   
 
   
== پیامدهاى حکومت ناصالحان ==
+
== پیامدهای حکومت ناصالحان ==
به همان اندازه که حکومت گران صالح نقش سازنده در پیشرفت جامعه دارند و مردم در پرتو حکومت آنان بالندگى و پویایى مى یابند و آرامش و به آسایش دست مى یابند ناصالحان اصلاح طلب گمراهان داعیه دار هدایت اگر در هرم قدرت قرار بگیرند تباهى آفرین و زیانبارند.<br/>
+
به همان اندازه که حکومت گران صالح نقش سازنده در پیشرفت جامعه دارند و مردم در پرتو حکومت آنان بالندگی و پویایی می‌یابند و آرامش و به آسایش دست می‌یابند ناصالحان اصلاح طلب گمراهان داعیه دار هدایت اگر در هرم قدرت قرار بگیرند تباهی آفرین و زیانبارند.<br/>
این را مى شود از لابه لاى اوراق تاریخ به دَر آورد و آنان را که به نام اصلاح طلبى وقتى در هرم قدرت قرار گرفته اند فاجعه آفریده اند شناساند تا اهل عبرت عبرت بگیرند.<br/>
+
این را می‌شود از لابه لای اوراق تاریخ به دَر آورد و آنان را که به نام اصلاح طلبی وقتی در هرم قدرت قرار گرفته‌اند فاجعه آفریده‌اند شناساند تا اهل عبرت عبرت بگیرند.<br/>
 
( ۲۹ )<br/>
 
( ۲۹ )<br/>
تاریخ نشان مى دهد: هرگاه اداره و رهبرى اجتماع و پستهاى کلیدى در اختیار انسانهاى ناشایست و آلوده افتاده است فساد و تبه پیشگى بر صلاح و رستگارى چیره گردیده و فضاى جامعه به آسیبها و آفتهاى فرهنگى سیاسى و اجتماعى آلوده شده است.<br/>
+
تاریخ نشان می‌دهد: هرگاه اداره و رهبری اجتماع و پستهای کلیدی در اختیار انسانهای ناشایست و آلوده افتاده است فساد و تبه پیشگی بر صلاح و رستگاری چیره گردیده و فضای جامعه به آسیبها و آفتهای فرهنگی سیاسی و اجتماعی آلوده شده است.<br/>
در تاریخ معاصر به کژراهه افتادن جریان نهضت مشروطه و رخدادهاى ناگوار پس از آن دلیل روشنى است بر این سخن که چگونه غرب زدگان و خودباختگان با شعار: اصلاح گرى ناهنجارزدایى تمدن نوگرایى سروسامان دادن به اوضاع سیاسى و اجتماعى مردم سالارى و … به پستهاى اجرایى و قانونگذارى دست یافتند و شایستگان خداباور و مردم محور مانند مدرس را از صحنه کنار زدند و زمینه چیرگى رضاخان میرپنج را فراهم آوردند و او هم با دستاویز قرار دادن دین و دیندارنمایاندن خود به مردم فریبى پرداخت. در عزاداریها و مجلسهاى روضه شرکت مى جست و در روزهاى تاسوعا و عاشورا پیشاپیش دسته سینه زنى ویژه خود حرکت مى کرد و….در همان اوان پس از دریافت حکمِ ریاست وزرایى در بیانیه اى هدف و برنامه خود را حفظ حقوق مملکت و اجراى قانون اعلام کرد.<ref>(مدرس) ج۶۰/۱ بنیاد تاریخ.</ref>
+
در تاریخ معاصر به کژراهه افتادن جریان نهضت مشروطه و رخدادهای ناگوار پس از آن دلیل روشنی است بر این سخن که چگونه غرب زدگان و خودباختگان با شعار: اصلاح گری ناهنجارزدایی تمدن نوگرایی سروسامان دادن به اوضاع سیاسی و اجتماعی مردم سالاری و … به پستهای اجرایی و قانونگذاری دست یافتند و شایستگان خداباور و مردم محور مانند مدرس را از صحنه کنار زدند و زمینه چیرگی رضاخان میرپنج را فراهم آوردند و او هم با دستاویز قرار دادن دین و دیندارنمایاندن خود به مردم فریبی پرداخت. در عزاداریها و مجلسهای روضه شرکت می‌جست و در روزهای تاسوعا و عاشورا پیشاپیش دسته سینه زنی ویژه خود حرکت می‌کرد و….در همان اوان پس از دریافت حکمِ ریاست وزرایی در بیانیه‌ای هدف و برنامه خود را حفظ حقوق مملکت و اجرای قانون اعلام کرد.<ref>(مدرس) ج۶۰/۱ بنیاد تاریخ.</ref>
با آن مشى دینى و این شعار قانون گرایى مردم ستمدیده و پست شمرده شده و در استبداد قاجار گرفتار آمده و تلخى هرج و مرج چشیده را فریفت و به بند کشید و به زودى از آن خودنماییها و قانون گراییها دست برداشت و چهره واقعى و حقیقى خود را نمایاند و در برابر ارزشهاى دینى و احکام ضرورى دین ایستاد و پندو اندرز و هشدارهاى علماى بزرگ و مراجع را نادیده انگاشت و در برابر [[امر به معروف]] و نهى از منکر آنان به ناسزاگویى پرداخت.<br/>
+
با آن مشی دینی و این شعار قانون گرایی مردم ستمدیده و پست شمرده شده و در استبداد قاجار گرفتار آمده و تلخی هرج و مرج چشیده را فریفت و به بند کشید و به زودی از آن خودنماییها و قانون گراییها دست برداشت و چهره واقعی و حقیقی خود را نمایاند و در برابر ارزشهای دینی و احکام ضروری دین ایستاد و پندو اندرز و هشدارهای علمای بزرگ و مراجع را نادیده انگاشت و در برابر [[امر به معروف]] و نهی از منکر آنان به ناسزاگویی پرداخت.<br/>
(مرحوم آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائرى در مورد کشف [[حجاب]] به رضاشاه تلگراف زد و در جواب فحش و ناسزا و بى ادبى شنید و معلوم شد که اعتراض فایده نداشت.)<ref> (فضیلتهاى فراموش شده) جلال رفیع ۵۱ انتشارات اطلاعات.  </ref>
+
(مرحوم آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری در مورد کشف [[حجاب]] به رضاشاه تلگراف زد و در جواب فحش و ناسزا و بی ادبی شنید و معلوم شد که اعتراض فایده نداشت.)<ref> (فضیلتهای فراموش شده) جلال رفیع ۵۱ انتشارات اطلاعات.  </ref>
 
( ۳۰ )<br/>
 
( ۳۰ )<br/>
رضاخان گستاخى را به جایى رساند که خانواده خود را بدون پوششهاى لازم و به گونه زننده و خلاف شؤون و آداب اسلامى به حرم حضرت معصومه(س) آورد و حریم آن حرم را شکست. در این هنگام و در برابر این حرکت ناشایست و به دور از آموزه هاى اسلامى و مُنکر روشن عالم شجاع محمدتقى بافقى فریاد برآورد و علیه رضاخان و رفتار خلاف اسلام وى و خانواده اش سخن گفت که رضاخان خود وارد قضیه شد و مرد خدا را به باد کتک گرفت و با لگدهاى خود او را از نوا انداخت.<ref>مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۱/۹۵.</ref>
+
رضاخان گستاخی را به جایی رساند که خانواده خود را بدون پوششهای لازم و به گونه زننده و خلاف شؤون و آداب اسلامی به حرم حضرت معصومه(س) آورد و حریم آن حرم را شکست. در این هنگام و در برابر این حرکت ناشایست و به دور از آموزه‌های اسلامی و مُنکر روشن عالم شجاع محمدتقی بافقی فریاد برآورد و علیه رضاخان و رفتار خلاف اسلام وی و خانواده اش سخن گفت که رضاخان خود وارد قضیه شد و مرد خدا را به باد کتک گرفت و با لگدهای خود او را از نوا انداخت.<ref>مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۱/۹۵.</ref>
اصلاحات رضاخانى با شعار مذهبى و ملى آغاز شد و به مذهب زدایى و پیروى از غرب و مرام لائیک انجامید.شهید مدرس سیر حرکت اصلاح گرى به سبک رضاخانى را این گونه بیان مى کند:<br/>
+
اصلاحات رضاخانی با شعار مذهبی و ملی آغاز شد و به مذهب زدایی و پیروی از غرب و مرام لائیک انجامید.شهید مدرس سیر حرکت اصلاح گری به سبک رضاخانی را این گونه بیان می‌کند:<br/>
(ممکن است شماره کارخانه هاى نوشابه سازى روز افزون گردد اما کوره آهن گدازى و کارخانه کاغذسازى پا نخواهد گرفت درهاى مساجد و تکایا به عنوان منع خرافات و اوهام بسته خواهد شد; اما سیلها از رمانها و افسانه هاى خارجى …به وسیله مطبوعات و پرده هاى سینما به این کشور جارى خواهد گشت به طورى که پایه افکار و عقاید و اندیشه هاى نسل جوان ما از دختر و پسر تدریجاً بر بنیاد همان افسانه هاى پوچ قرار خواهد گرفت و مدنیّت مغرب معیشت ملل مترقى را در رقص و آواز و دزدیهاى عجیب آرسن لوپى و بى عفتیها و مفاسد اخلاقى دیگر خواهند شناخت مثل آن که آن چیزها لازمه متمدن بودن است.)<ref>(علما و رژیم رضا شاه)۳۴۵/ به نقل از مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۰/۹۵.</ref>
+
(ممکن است شماره کارخانه‌های نوشابه سازی روز افزون گردد اما کوره آهن گدازی و کارخانه کاغذسازی پا نخواهد گرفت درهای مساجد و تکایا به عنوان منع خرافات و اوهام بسته خواهد شد; اما سیلها از رمانها و افسانه‌های خارجی …به وسیله مطبوعات و پرده‌های سینما به این کشور جاری خواهد گشت به طوری که پایه افکار و عقاید و اندیشه‌های نسل جوان ما از دختر و پسر تدریجاً بر بنیاد همان افسانه‌های پوچ قرار خواهد گرفت و مدنیّت مغرب معیشت ملل مترقی را در رقص و آواز و دزدیهای عجیب آرسن لوپی و بی عفتیها و مفاسد اخلاقی دیگر خواهند شناخت مثل آن که آن چیزها لازمه متمدن بودن است.)<ref>(علما و رژیم رضا شاه)۳۴۵/ به نقل از مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۰/۹۵.</ref>
پیش بینیهاى مدرس را نباید به دوران پهلوى ویژه ساخت. در هر زمانى که اصلاح گریها با الگوهاى بیگانه و غربى پیش رود شاهد ناهنجاریهاى اخلاقى و رفتارهاى ضدارزشى خواهیم بود فرقى نمى کند که الگو انگلیس باشد یا
+
پیش بینیهای مدرس را نباید به دوران پهلوی ویژه ساخت. در هر زمانی که اصلاح گریها با الگوهای بیگانه و غربی پیش رود شاهد ناهنجاریهای اخلاقی و رفتارهای ضدارزشی خواهیم بود فرقی نمی‌کند که الگو انگلیس باشد یا
 
( ۳۱ )<br/>
 
( ۳۱ )<br/>
آمریکا.آن روز انگلیس ملت ما را استعمار کرد و نگذاشت که کار اصلى و بنیادى در این کشور پا بگیرد امروز آمریکا با پوشش دیگر همان راه را به روشنفکران غرب زده نشان مى دهد و سوگمندانه شمارى هم ساده لوحانه و یا با نگاه مطلق انگارى تمدن غرب را قبله و الگو قرار مى دهند و همه چیز را در مسأله پیوند با آمریکا قابل اصلاح مى بینند.به هر حال در آن برهه از تاریخ دست نشانده انگلیسها به خوبى مأموریت خود را اجرا کرد و پس از کشف [[حجاب]] به دیگر ارزشهاى دینى و مذهبى یورش برد و به نام پیشرفت و اصلاح گرى فسادها و ناهنجاریها را رواج داد.<br/>
+
آمریکا.آن روز انگلیس ملت ما را استعمار کرد و نگذاشت که کار اصلی و بنیادی در این کشور پا بگیرد امروز آمریکا با پوشش دیگر همان راه را به روشنفکران غرب زده نشان می‌دهد و سوگمندانه شماری هم ساده لوحانه و یا با نگاه مطلق انگاری تمدن غرب را قبله و الگو قرار می‌دهند و همه چیز را در مسأله پیوند با آمریکا قابل اصلاح می‌بینند.به هر حال در آن برهه از تاریخ دست نشانده انگلیسها به خوبی مأموریت خود را اجرا کرد و پس از کشف [[حجاب]] به دیگر ارزشهای دینی و مذهبی یورش برد و به نام پیشرفت و اصلاح گری فسادها و ناهنجاریها را رواج داد.<br/>
امام خمینى درباره اصلاح گریهاى رضاخان مى گوید:<br/>
+
امام خمینی دربارهٔ اصلاح گریهای رضاخان می‌گوید:<br/>
(این مرد بى صلاحیت وقتى که ترکیه رفت آن جا دید که آتاتورک یک همچون کارها و غلطهایى کرده است [از همان جا] از قرارى که آن وقت مى گفتند تلگراف کرده است به عمال خودش که مردم را متحدالشکل کنید . و بهانه دومى که باز به تقلید از آتاتورک بى صلاحیت آتاتورک مسلح غیرصالح باز انجام داد قضیه کشف [[حجاب]] با آن فضاحت بود. خدا مى داند که به این ملت چه گذشت در این کشف حجاب….)<ref>(صحیفه نور) ج۳۶۹/۱; ج۳/۲.</ref>
+
(این مرد بی صلاحیت وقتی که ترکیه رفت آن جا دید که آتاتورک یک همچون کارها و غلطهایی کرده است [از همان جا] از قراری که آن وقت می‌گفتند تلگراف کرده است به عمال خودش که مردم را متحدالشکل کنید . و بهانه دومی که باز به تقلید از آتاتورک بی صلاحیت آتاتورک مسلح غیرصالح باز انجام داد قضیه کشف [[حجاب]] با آن فضاحت بود. خدا می‌داند که به این ملت چه گذشت در این کشف حجاب….)<ref>(صحیفه نور) ج۳۶۹/۱; ج۳/۲.</ref>
آرى این است نتیجه حاکم بودن و حکمروایى انسانهاى (مسلّح غیرصالح) که اصلاح گرى و سامان دهى آنان مى شود انگلیسى یا آمریکایى!<br/>
+
آری این است نتیجه حاکم بودن و حکمروایی انسانهای (مسلّح غیرصالح) که اصلاح گری و سامان دهی آنان می‌شود انگلیسی یا آمریکایی!<br/>
از این روست که اسلام در سپردن کارها به شایستگان پاى مى فشارد:<br/>
+
از این روست که اسلام در سپردن کارها به شایستگان پای می‌فشارد:<br/>
(انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها…)<ref>سوره (نساء) آیه ۵۸.</ref>
+
(انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها…)<ref>سوره (نساء) آیه ۵۸.</ref>
خداوند فرمان مى دهد که امانتها را به اهل آن وا نهید و بسپارید.<br/>
+
خداوند فرمان می‌دهد که امانتها را به اهل آن وا نهید و بسپارید.<br/>
چه امانتى بزرگ تر و مهم تر از اداره جامعه و سرپرستى مردمى که در پرتو دین و شریعت مى زیند و خواهان پیاده شدن اسلام و احکام آن در تمام زوایاى زندگى خود هستند.<br/>
+
چه امانتی بزرگ تر و مهم تر از اداره جامعه و سرپرستی مردمی که در پرتو دین و شریعت می‌زیند و خواهان پیاده شدن اسلام و احکام آن در تمام زوایای زندگی خود هستند.<br/>
 
( ۳۲ )<br/>
 
( ۳۲ )<br/>
شایستگى شرط نخستین رهبرى و امامت جامعه است. آن که نتوانسته است خود را از دام هواها و هوسها شهرتها و شهوتها برهاند چگونه خواهد توانست ملت و مملکت را از دوام توطئه هاى خارجى و فتنه هاى داخلى برهاند؟<br/>
+
شایستگی شرط نخستین رهبری و امامت جامعه است. آن که نتوانسته است خود را از دام هواها و هوسها شهرتها و شهوتها برهاند چگونه خواهد توانست ملت و مملکت را از دوام توطئه‌های خارجی و فتنه‌های داخلی برهاند؟<br/>
باطل است آنچه مدعى گوید
+
باطل است آنچه مدعی گوید
خفته را خفته کـى کند بیـدار
+
خفته را خفته کـی کند بیـدار
 
صلاح مصلحان در نگاه امیرمؤمنان
 
صلاح مصلحان در نگاه امیرمؤمنان
امام على(ع) پیشواى مصلحان و الگوى مؤمنان پیش شرط هرگونه اصلاح سیاسى اجتماعى اقتصادى و فرهنگى را صلاح و اصلاح دست اندرکاران اصلاحات مى داند و مى فرماید:<br/>
+
امام علی(ع) پیشوای مصلحان و الگوی مؤمنان پیش شرط هرگونه اصلاح سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی را صلاح و اصلاح دست اندرکاران اصلاحات می‌داند و می‌فرماید:<br/>
(عجبت لمن یتصدّى لأصلاح النّاس ونفسه اشدّ شىء فساداً.)<ref>(غرر الحکم) ج۳۸۸/۷.</ref>
+
(عجبت لمن یتصدّی لأصلاح النّاس ونفسه اشدّ شیء فساداً.)<ref>(غرر الحکم) ج۳۸۸/۷.</ref>
در شگفتم از آن که دست اندرکار اصلاح مردم است و حال آن که خود گرفتار نابسامانى است (و نیاز فراوان به اصلاح خویش دارد).<br/>
+
در شگفتم از آن که دست اندرکار اصلاح مردم است و حال آن که خود گرفتار نابسامانی است (و نیاز فراوان به اصلاح خویش دارد).<br/>
عقل و شرع بر این مسأله اتفاق دارند که سامان دهى امور جامعه امرى پسندیده و خوشایند است; لکن هنگامى این پدیده نتیجه بخش است که مجریان اصلاحات شایسته مردمى اهل خدمت پاى بند به قانونها و آیینها محبوب خدا و رسول و پیش از اصلاح دیگران درصدد اصلاح خویش باشند:<br/>
+
عقل و شرع بر این مسأله اتفاق دارند که سامان دهی امور جامعه امری پسندیده و خوشایند است; لکن هنگامی این پدیده نتیجه بخش است که مجریان اصلاحات شایسته مردمی اهل خدمت پای بند به قانونها و آیینها محبوب خدا و رسول و پیش از اصلاح دیگران درصدد اصلاح خویش باشند:<br/>
 
(کیف یصلح غیره من لایصلح نفسه.)<ref>همان.</ref>
 
(کیف یصلح غیره من لایصلح نفسه.)<ref>همان.</ref>
  
== چگونه شخص ناصالح مى خواهد دیگران را اصلاح کند؟ ==
+
== چگونه شخص ناصالح می‌خواهد دیگران را اصلاح کند؟ ==
این سخنان از مصلحى راستین است که در سراسر عمر خود و در تمام آنات و لحظه ها و برهه هاى زندگى کوچک ترین نقطه ضعف و کاستى نداشته است و در همه میدانهاى انقلابى و اصلاحى پیشگام و جلودار بوده است.او بسان الگوى راستین خود محمد(ص) به اصلاح امت اسلامى سخت دل
+
این سخنان از مصلحی راستین است که در سراسر عمر خود و در تمام آنات و لحظه‌ها و برهه‌های زندگی کوچک‌ترین نقطه ضعف و کاستی نداشته است و در همه میدانهای انقلابی و اصلاحی پیشگام و جلودار بوده است.او بسان الگوی راستین خود محمد(ص) به اصلاح امت اسلامی سخت دل
 
( ۳۳ )<br/>
 
( ۳۳ )<br/>
مى سوزاند: (حریص علیکم)<ref>سوره (توبه) آیه ۱۲۸.</ref>و از نابسامانیها رنج مى برد: (عزیز علیه ما عنتّم)<ref>همان</ref>على(ع) به همه مصلحان پیام داد: گفتار را با کردار درآمیزند و پیش از آن که به دیگران و براى دیگران بگویند خود عامل به گفته ها و دانسته هاى خویش باشند:<br/>
+
می‌سوزاند: (حریص علیکم)<ref>سوره (توبه) آیه ۱۲۸.</ref>و از نابسامانیها رنج می‌برد: (عزیز علیه ما عنتّم)<ref>همان</ref>علی(ع) به همه مصلحان پیام داد: گفتار را با کردار درآمیزند و پیش از آن که به دیگران و برای دیگران بگویند خود عامل به گفته‌ها و دانسته‌های خویش باشند:<br/>
(ایّها النّاس انّى واللّه ما احثکم على طاعة الاّ وقد اسبقتکم الیها ولا انهاکم عن معصیة الاّ واتناهى قبلکم عنها.)<ref> (نهج البلاغه) صبحى صالح ترجمه شهیدى خطبه۱۷۵.</ref>
+
(ایّها النّاس انّی واللّه ما احثکم علی طاعة الاّ وقد اسبقتکم الیها ولا انهاکم عن معصیة الاّ واتناهی قبلکم عنها.)<ref> (نهج البلاغه) صبحی صالح ترجمه شهیدی خطبه۱۷۵.</ref>
اى مردم! به خدا شما را به طاعتى برنمى انگیزم جز که خود پیش از شما به گزاردن آن برخیزم. و شما را از معصیتى باز نمى دارم جز آن که خود پیش از شما آن را فرو مى گذارم.<br/>
+
ای مردم! به خدا شما را به طاعتی برنمی انگیزم جز که خود پیش از شما به گزاردن آن برخیزم. و شما را از معصیتی باز نمی‌دارم جز آن که خود پیش از شما آن را فرو می‌گذارم.<br/>
پرداخت مصلحان به خویش پیش از پرداخت به دیگران از اولویتهاى ناهنجارى زداییها و اصلاح گریهاى بنیادین در یک جامعه است. آن که مى خواهد کاستیها و نابسامانیها را از گستره اجتماع بزداید و زمینه رشد و فلاح و صلاح جامعه را فراهم سازد باید در نخستین خیزش و حرکت به خود بنگرد و به تعبیر قرآن: (قد افلح من تزکّى).<ref>سوره (اعلى) آیه ۱۴.</ref>
+
پرداخت مصلحان به خویش پیش از پرداخت به دیگران از اولویتهای ناهنجاری زداییها و اصلاح گریهای بنیادین در یک جامعه است. آن که می‌خواهد کاستیها و نابسامانیها را از گستره اجتماع بزداید و زمینه رشد و فلاح و صلاح جامعه را فراهم سازد باید در نخستین خیزش و حرکت به خود بنگرد و به تعبیر قرآن: (قد افلح من تزکّی).<ref>سوره (اعلی) آیه ۱۴.</ref>
خردمندانه نیست که آدمى که خود در زنجیر آز در بند است و در باتلاق خواسته هاى نفسانى فرورفته درصدد پیرایش عیبها و کاستیها و آفتهاى اجتماع برآید:<br/>
+
خردمندانه نیست که آدمی که خود در زنجیر آز در بند است و در باتلاق خواسته‌های نفسانی فرورفته درصدد پیرایش عیبها و کاستیها و آفتهای اجتماع برآید:<br/>
(طوبى لمن شغله عیبه عن عیوب النّاس… فکان من نفسه فى شغل والنّاس منه فى راحة.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۱۷۶/.</ref>
+
(طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب النّاس… فکان من نفسه فی شغل والنّاس منه فی راحة.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۱۷۶/.</ref>
خوشا کسى که پرداختن به عیب خویش وى را از عیب دیگران باز دارد…. سرگرم کار خویش باشد و مردم را از گزند خود آسوده گذارد.<br/>
+
خوشا کسی که پرداختن به عیب خویش وی را از عیب دیگران باز دارد…. سرگرم کار خویش باشد و مردم را از گزند خود آسوده گذارد.<br/>
بویژه آنان که در جایگاه امامت و هدایت امت قرار گرفته اند و گفتار و کردارشان زیر ذره بین و نگاه همه سویه مردمان است و مردم از آنان انتظار بیش تر
+
بویژه آنان که در جایگاه امامت و هدایت امت قرار گرفته‌اند و گفتار و کردارشان زیر ذره بین و نگاه همه سویه مردمان است و مردم از آنان انتظار بیش تر
 
( ۳۴ )<br/>
 
( ۳۴ )<br/>
و بالاترى دارند. براى اینان مسأله پرداختن به خود و نگاه به گفتار و بویژه کردارشان ضرورت و اهمیت دوچندان دارد. امام على(ع) به همه آنان که مى خواهند از این پایگاه مهم و بنیادین اجتماعى به جامعه و تاریخ و ملت خود خدمت کنند و برآنند که لباس فاخر و در عین حال پرمسؤولیت رهبرى و امامت جامعه را بر دوش افکنند چنین سفارش مى کند:<br/>
+
و بالاتری دارند. برای اینان مسأله پرداختن به خود و نگاه به گفتار و بویژه کردارشان ضرورت و اهمیت دوچندان دارد. امام علی(ع) به همه آنان که می‌خواهند از این پایگاه مهم و بنیادین اجتماعی به جامعه و تاریخ و ملت خود خدمت کنند و برآنند که لباس فاخر و در عین حال پرمسؤولیت رهبری و امامت جامعه را بر دوش افکنند چنین سفارش می‌کند:<br/>
 
(من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه ومعلّم نفسه و مؤدّبها احقّ بالأجلال من معلّم النّاس ومؤدّبهم.)<ref>همان حکمت۷۳.</ref>
 
(من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه ومعلّم نفسه و مؤدّبها احقّ بالأجلال من معلّم النّاس ومؤدّبهم.)<ref>همان حکمت۷۳.</ref>
آن که خود را پیشواى مردم مى سازد پیش از تعلیم دیگرى باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایسته تر به تعلیم است از آن که دیگرى را تعلیم دهد و ادب آموزد.<br/>
+
آن که خود را پیشوای مردم می‌سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایسته تر به تعلیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.<br/>
در این دستورالعمل علوى به چند نکته مهم درباره در افتادن با ناهنجاریها و سامان دهى و اصلاح گرى اشاره شده است:<br/>
+
در این دستورالعمل علوی به چند نکته مهم دربارهٔ در افتادن با ناهنجاریها و سامان دهی و اصلاح گری اشاره شده است:<br/>
 
( ۳۵ )<br/>
 
( ۳۵ )<br/>
الف.اگر کسى توانایى اداره و اصلاح و امامت جامعه را دارد باید خود را به مردم بشناساند و به میدان بیاید تا مردم از پرتوافشانى و خدمتهاى او بهره ببرند.<br/>
+
الف.اگر کسی توانایی اداره و اصلاح و امامت جامعه را دارد باید خود را به مردم بشناساند و به میدان بیاید تا مردم از پرتوافشانی و خدمتهای او بهره ببرند.<br/>
 
ب. نخستین گام اصلاح را از خود آغاز کند.<br/>
 
ب. نخستین گام اصلاح را از خود آغاز کند.<br/>
 
ج.اهل عمل باشد نه اهل شعار. سیرت او گواه بر سخن و گفتار او باشد.<br/>
 
ج.اهل عمل باشد نه اهل شعار. سیرت او گواه بر سخن و گفتار او باشد.<br/>
د. پاى بندى به این اصول او را در چشمها عزیز مى گرداند و پشتوانه نفوذ سخن او را در دلها فراهم مى آورد.<br/>
+
د. پای بندی به این اصول او را در چشمها عزیز می‌گرداند و پشتوانه نفوذ سخن او را در دلها فراهم می‌آورد.<br/>
از افلاطون پرسیدند: چه کسى شایسته تدبیر و اصلاح جامعه است؟<br/>
+
از افلاطون پرسیدند: چه کسی شایسته تدبیر و اصلاح جامعه است؟<br/>
(قال من کان فى تدبیر نفسه حسن المذهب.)<ref>(آخرین گفتارها) محمد راجى قمى ج۲۶۱/۲ حیدرى.</ref>
+
(قال من کان فی تدبیر نفسه حسن المذهب.)<ref>(آخرین گفتارها) محمد راجی قمی ج۲۶۱/۲ حیدری.</ref>
آن که در مدیریت کشور وجود خویش روش نیک و خوبى را نشان داده باشد.<br/>
+
آن که در مدیریت کشور وجود خویش روش نیک و خوبی را نشان داده باشد.<br/>
افزون بر این یعنى عزیز شدن صالح اصلاح گر در روزگار خویش و در زمان حیات نام نیک او در یادها و خاطره ها و در تاریخ ماندگار خواهد شد و آنچه را انجام داده گامى که برداشته خیر روان مى گردد.<br/>
+
افزون بر این یعنی عزیز شدن صالح اصلاح گر در روزگار خویش و در زمان حیات نام نیک او در یادها و خاطره‌ها و در تاریخ ماندگار خواهد شد و آنچه را انجام داده گامی که برداشته خیر روان می‌گردد.<br/>
عمل صالح اگر از نیت پاک و صادقانه سرچشمه گرفته باشد قرض الحسنه است و ماندگار نزد خداوند.<ref>سوره (ابراهیم) آیه ۲۴ ـ ۲۵.</ref>این که مرد روشن ضمیر و بیداردل <ref>مجلّه حوزه شماره ۹۶/۵۲.</ref> در کنار مرقد شریف حضرت امام خمینى آیه شریفه زیر را تلاوت مى کند و حرکت و تلاش و خیزش او را قرض الحسنه مى داند و امام را مصداقى از آیه شریفه از همین باب است:<br/>
+
عمل صالح اگر از نیت پاک و صادقانه سرچشمه گرفته باشد قرض الحسنه است و ماندگار نزد خداوند.<ref>سوره (ابراهیم) آیه ۲۴ ـ ۲۵.</ref>این که مرد روشن ضمیر و بیداردل <ref>مجلّه حوزه شماره ۹۶/۵۲.</ref> در کنار مرقد شریف حضرت امام خمینی آیه شریفه زیر را تلاوت می‌کند و حرکت و تلاش و خیزش او را قرض الحسنه می‌داند و امام را مصداقی از آیه شریفه از همین باب است:<br/>
(من ذا الذى یقرض اللّه قرضاً حسناً فیضاعفه له اضعافاً کثیرة واللّه یقبض ویبسط والیه ترجعون.)<ref>سوره (بقره) آیه ۲۴۵/.</ref>
+
(من ذا الذی یقرض اللّه قرضاً حسناً فیضاعفه له اضعافاً کثیرة واللّه یقبض ویبسط والیه ترجعون.)<ref>سوره (بقره) آیه ۲۴۵/.</ref>
کیست آن که به خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگى و گشایش پدید مى آورد. و به سوى او بازگردانده مى شوید.<br/>
+
کیست آن که به خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگی و گشایش پدید می‌آورد. و به سوی او بازگردانده می‌شوید.<br/>
 
( ۳۶ )<br/>
 
( ۳۶ )<br/>
این آیه و آیه هاى پس از آن از نقش رهبرى و اصلاح گرى امت موسى(ع) در بنى اسرائیل سخن مى گویند و نشان مى دهند: اگر کسى با نیتى پاک درست و صادقانه و از روى احساس وظیفه به اصلاح جامعه همت گمارد و عرصه دار این میدان شود راهى پررهرو و پربرکت خواهد داشت و خداوند مهر و دوستى او را در دلها جاى خواهد داد و مردم در برابر این عبد صالح فرمانبردار خواهند بود.<br/>
+
این آیه و آیه‌های پس از آن از نقش رهبری و اصلاح گری امت موسی(ع) در بنی اسرائیل سخن می‌گویند و نشان می‌دهند: اگر کسی با نیتی پاک درست و صادقانه و از روی احساس وظیفه به اصلاح جامعه همت گمارد و عرصه دار این میدان شود راهی پررهرو و پربرکت خواهد داشت و خداوند مهر و دوستی او را در دلها جای خواهد داد و مردم در برابر این عبد صالح فرمانبردار خواهند بود.<br/>
 
روشن است که تمام این بزرگیها و عزتها در گرو این نکته است که مصلح باید صالح باشد:<br/>
 
روشن است که تمام این بزرگیها و عزتها در گرو این نکته است که مصلح باید صالح باشد:<br/>
(قد الزم نفسه العدل فکان اوّل عدله نفى الهوى عن نفسه.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۸۶.</ref>
+
(قد الزم نفسه العدل فکان اوّل عدله نفی الهوی عن نفسه.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۸۶.</ref>
آن که خود را به اجراى عدالت پاى بند کرده نخستین گامش در این راه زدودن هوا و هوس از درون خویش است.<br/>
+
آن که خود را به اجرای عدالت پای بند کرده نخستین گامش در این راه زدودن هوا و هوس از درون خویش است.<br/>
در درازاى تاریخ در قرنها و عصرهاى گوناگون انسانهاى بسیارى همّت به اجرا و برپایى عدالت اجتماعى و گسترش آن به تمام زوایاى زندگى گماشته و طرح و برنامه هایى ارائه داده اند… با این حال نتوانسته اند باتلاق اصلى ستم را در زندگى مدیران و مجریان بخشکانند به گونه اى که در نهان و آشکار طرفدار ستمدیده و دشمن ستمکار باشند و نگذارند هیچ حقى از هیچ کسى در هیچ زمانى و در هیچ سرزمینى پایمال شود.<br/>
+
در درازای تاریخ در قرنها و عصرهای گوناگون انسانهای بسیاری همّت به اجرا و برپایی عدالت اجتماعی و گسترش آن به تمام زوایای زندگی گماشته و طرح و برنامه‌هایی ارائه داده‌اند… با این حال نتوانسته‌اند باتلاق اصلی ستم را در زندگی مدیران و مجریان بخشکانند به گونه‌ای که در نهان و آشکار طرفدار ستمدیده و دشمن ستمکار باشند و نگذارند هیچ حقی از هیچ کسی در هیچ زمانی و در هیچ سرزمینی پایمال شود.<br/>
در این بین تنها پیامبران و امامان و پیشوایان دینى راه چاره نشان داده اند و نمونه روشن آن همین کلام مولاست که به آن اشارت کردیم.<br/>
+
در این بین تنها پیامبران و امامان و پیشوایان دینی راه چاره نشان داده‌اند و نمونه روشن آن همین کلام مولاست که به آن اشارت کردیم.<br/>
آقاى محمدتقى جعفرى نهج البلاغه شناس معاصر مى نویسد:<br/>
+
آقای محمدتقی جعفری نهج البلاغه شناس معاصر می‌نویسد:<br/>
(بگذارید انسانها ملاک عدالت و ستم را از درون خود دریابند. بگذارید مرز عدالت و ستم را خود مردم در درون خود خط کشى کنند. تعلیم و تربیت انسانها را از تنظیم خودخواهى آنان شروع کنید و بکوشید تا به مردم اثبات کنید که (خودِ) شما
+
(بگذارید انسانها ملاک عدالت و ستم را از درون خود دریابند. بگذارید مرز عدالت و ستم را خود مردم در درون خود خط کشی کنند. تعلیم و تربیت انسانها را از تنظیم خودخواهی آنان شروع کنید و بکوشید تا به مردم اثبات کنید که (خودِ) شما
 
( ۳۷ )<br/>
 
( ۳۷ )<br/>
وابسته به حق مطلق است که تعدى از بایستگى و نبایستگى را به شما تجویز نمى کند. (خود) دیگران (خود) توست و تعدى بر خود دیگران تعدى بر خویشتن است….)<ref>(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوى) محمد تقى جعفرى ج۷۲/۸ انتشارات اسلامى تهران.</ref>
+
وابسته به حق مطلق است که تعدی از بایستگی و نبایستگی را به شما تجویز نمی‌کند. (خود) دیگران (خود) توست و تعدی بر خود دیگران تعدی بر خویشتن است….)<ref>(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی) محمد تقی جعفری ج۷۲/۸ انتشارات اسلامی تهران.</ref>
برابر سازى و سامان دهى خودخواهیهاى درونى عامل زیربنایى براى اصلاح گریهاى بیرونى است:<br/>
+
برابر سازی و سامان دهی خودخواهیهای درونی عامل زیربنایی برای اصلاح گریهای بیرونی است:<br/>
 
(من اصلح ما بینه و بین اللّه اصلح اللّه مابینه و بین النّاس.)<ref>(نهج البلاغه) حکمت ۸۹.</ref>
 
(من اصلح ما بینه و بین اللّه اصلح اللّه مابینه و بین النّاس.)<ref>(نهج البلاغه) حکمت ۸۹.</ref>
 
آن که میان خود و خدا را به صلاح دارد خدا میان او و مردم را به صلاح آرد.<br/>
 
آن که میان خود و خدا را به صلاح دارد خدا میان او و مردم را به صلاح آرد.<br/>
 
   
 
   
 
== خویشتن بان و مالک بر نفس خویش ==
 
== خویشتن بان و مالک بر نفس خویش ==
امام على(ع) اداره و اصلاح جامعه را برکسانى که ضد ارزشها در درون جانشان راه یافته و نتوانسته اند خود را به والایى و کمال معنوى برسانند ناروا مى داند.<ref>همان خطبه۳.</ref>
+
امام علی(ع) اداره و اصلاح جامعه را برکسانی که ضد ارزشها در درون جانشان راه یافته و نتوانسته‌اند خود را به والایی و کمال معنوی برسانند ناروا می‌داند.<ref>همان خطبه۳.</ref>
در این باره از این آیه شریفه الهام مى گیرد:<br/>
+
در این باره از این آیه شریفه الهام می‌گیرد:<br/>
(تلک الدّار الآخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّاً فى الأرض و لافساداً والعاقبة للمتقین.)<ref>سوره (قصص) آیه ۸۳.</ref>
+
(تلک الدّار الآخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّاً فی الأرض و لافساداً والعاقبة للمتقین.)<ref>سوره (قصص) آیه ۸۳.</ref>
سراى آن جهان از آن کسانى است که برترى نمى جویند و راه تبه کارى نمى پویند و پایان کار ویژه پرهیزگاران است.<br/>
+
سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی‌جویند و راه تبه کاری نمی‌پویند و پایان کار ویژه پرهیزگاران است.<br/>
(وقایه) ریشه واژه (تقوى) به معناى نگهدارى و خویشتن بانى است.<ref> (مفردات راغب) واژه (وقى).</ref>آن که شخصیت خود را از عوامل فساد و انحراف دور نگه داشته و از فروافتادن در باتلاق هوى و هوس و خودخواهى پرهیز کرده و از هرگونه هرزه گرایى و هوس پرستى دورى گزیده انسانى است باتقوا و خویشتن بان و مالک بر خویش.<br/>
+
(وقایه) ریشه واژه (تقوی) به معنای نگهداری و خویشتن بانی است.<ref> (مفردات راغب) واژه (وقی).</ref>آن که شخصیت خود را از عوامل فساد و انحراف دور نگه داشته و از فروافتادن در باتلاق هوی و هوس و خودخواهی پرهیز کرده و از هرگونه هرزه گرایی و هوس پرستی دوری گزیده انسانی است باتقوا و خویشتن بان و مالک بر خویش.<br/>
مالک بودن بر نفس معنى و مفهومى جز صالح شدن و حفظ شخصیت
+
مالک بودن بر نفس معنی و مفهومی جز صالح شدن و حفظ شخصیت
 
( ۳۸ )<br/>
 
( ۳۸ )<br/>
انسانى از گزند هر گونه آفت و آسیب درونى و بیرونى ندارد. کسى که مى خواهد بر جان و مال و ناموس مردم حاکمیت و ولایت داشته باشد و درصدد اصلاح تمام ارکان و شؤون زندگى مردمان است باید نخست مالک بر خود و خویها و ویژگیهاى درونى خویش شده باشد تا شایستگى اداره و اصلاح امور اجتماعى و سیاسى و اقتصادى را داشته باشد:<br/>
+
انسانی از گزند هر گونه آفت و آسیب درونی و بیرونی ندارد. کسی که می‌خواهد بر جان و مال و ناموس مردم حاکمیت و ولایت داشته باشد و درصدد اصلاح تمام ارکان و شؤون زندگی مردمان است باید نخست مالک بر خود و خویها و ویژگیهای درونی خویش شده باشد تا شایستگی اداره و اصلاح امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را داشته باشد:<br/>
(و قد علمتم انّه لاینبغى ان یکون الوالى على الفروج و الدّماء و الغنائم و الأحکام و امامة المسلمین البخیل فتکون فى اموالهم نَهْمتُة ولا الجاهل فیضلّهم بجهله ولا الجافى فیقطعهم بجفائه ولا الخائف للدّول فیتّخذ قوما دون قوم ولا المرتشى فى الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع ولا المعطّل للسّنّة فیهلک الأمّة.)<ref> (نهج البلاغة) خطبه ۱۳۱.</ref>
+
(و قد علمتم انّه لاینبغی ان یکون الوالی علی الفروج و الدّماء و الغنائم و الأحکام و امامة المسلمین البخیل فتکون فی اموالهم نَهْمتُة ولا الجاهل فیضلّهم بجهله ولا الجافی فیقطعهم بجفائه ولا الخائف للدّول فیتّخذ قوما دون قوم ولا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع ولا المعطّل للسّنّة فیهلک الأمّة.)<ref> (نهج البلاغة) خطبه ۱۳۱.</ref>
همانا دانستید که سزاوار نیست بخیل برناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا در مالهاى آنان حریص گردد و نه نادان تا به نادانى خویش مسلمانان را به گمراهى برد و نه ستمکار تا به ستم عطاى آنان راببرد و نه بى عدالتى در تقسیم مال تا به مردمى ببخشد و مردمى را محروم سازد. و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوت ستاند تا حقوق را پایمال کند و آن را چنانکه باید نرساند و نه آن که سنّت را ضایع سازد و امت را هلاک دراندازد.<br/>
+
همانا دانستید که سزاوار نیست بخیل برناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا در مالهای آنان حریص گردد و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد و نه ستمکار تا به ستم عطای آنان راببرد و نه بی عدالتی در تقسیم مال تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد. و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوت ستاند تا حقوق را پایمال کند و آن را چنانکه باید نرساند و نه آن که سنّت را ضایع سازد و امت را هلاک دراندازد.<br/>
در تمام بخشنامه هاى حکومتى حضرت امیر(ع) این نکته ها به چشم مى خورد.آن حضرت که وارث جامعه اى آسیب زده و دچار انحرافها و بدعتهاى فراوان بود درصدد برآمد که با حرکتى انقلابى دوره بازسازى و سازندگى را آغاز کند. البته در این کار بزرگ همتى سترگ لازم بود که امام آن را دارا بود و
+
در تمام بخشنامه‌های حکومتی حضرت امیر(ع) این نکته‌ها به چشم می‌خورد.آن حضرت که وارث جامعه‌ای آسیب زده و دچار انحرافها و بدعتهای فراوان بود درصدد برآمد که با حرکتی انقلابی دوره بازسازی و سازندگی را آغاز کند. البته در این کار بزرگ همتی سترگ لازم بود که امام آن را دارا بود و
 
( ۳۹ )<br/>
 
( ۳۹ )<br/>
 
در یک بیان و سخن اندوهبار چنین فرمود:<br/>
 
در یک بیان و سخن اندوهبار چنین فرمود:<br/>
(لوقد استوت قدماى من هذه المداحض لغیّرت اشیاء.)<ref>همان حکمت۲۷۸.</ref>
+
(لوقد استوت قدمای من هذه المداحض لغیّرت اشیاء.)<ref>همان حکمت۲۷۸.</ref>
اگر دو پایم در این لغرشگاهها استوار ماند چیزهایى را دگرگون خواهم کرد.<br/>
+
اگر دو پایم در این لغرشگاه‌ها استوار ماند چیزهایی را دگرگون خواهم کرد.<br/>
از این سخن امام برمى آید که بر سر راه اصلاح گریهاى وى بازدارنده هاى فراوان وجود داشته است. فتنه گران و آنان که در فضاى مه آلود نفس مى کشند دوست نمى دارند که انسان والایى مانند على(ع) زمام جامعه را به دست گیرد و اصلاحات علوى را به سامان رساند. از این روى بسیارى از دنیا محوران و مقام خواهان و عاشقان و شیفتگان نام و نان همان اوان کار على را تنها گذاشتند و کارشکنى را آغازیدند.<br/>
+
از این سخن امام برمی آید که بر سر راه اصلاح گریهای وی بازدارنده‌های فراوان وجود داشته است. فتنه گران و آنان که در فضای مه آلود نفس می‌کشند دوست نمی‌دارند که انسان والایی مانند علی(ع) زمام جامعه را به دست گیرد و اصلاحات علوی را به سامان رساند. از این روی بسیاری از دنیا محوران و مقام خواهان و عاشقان و شیفتگان نام و نان همان اوان کار علی را تنها گذاشتند و کارشکنی را آغازیدند.<br/>
امام در بخشنامه هایى که براى اصلاح امور جامعه صادر فرموده به اصول و نکته هاى محورى پاى فشرده که در آغاز عهدنامه مالک اشتر چنین بر رشته در آمده اند:<br/>
+
امام در بخشنامه‌هایی که برای اصلاح امور جامعه صادر فرموده به اصول و نکته‌های محوری پای فشرده که در آغاز عهدنامه مالک اشتر چنین بر رشته در آمده‌اند:<br/>
۱. سامان دهى اقتصاد و برقرارى توازن مالى در بین گروه هاى جامعه.<br/>
+
۱. سامان دهی اقتصاد و برقراری توازن مالی در بین گروه‌های جامعه.<br/>
۲. [[دفاع]] اجتماعى و پاسدارى از امنیت و کیان دینى مردم.<br/>
+
۲. [[دفاع]] اجتماعی و پاسداری از امنیت و کیان دینی مردم.<br/>
۳.بِه سامانى کارهاى جارى مردمان.<br/>
+
۳.بِه سامانی کارهای جاری مردمان.<br/>
۴. تلاش براى آبادانى جامعه.<ref>همان نامه۵۳.</ref>
+
۴. تلاش برای آبادانی جامعه.<ref>همان نامه۵۳.</ref>
امام پشتوانه اجرایى همه این بندهاى یاد شده را در کارگزاران واصلاح گران خویشتن بان ومالک نفس خویش مى داند; از این روى در آغاز عهدنامه مالک اشتر مى فرماید:<br/>
+
امام پشتوانه اجرایی همه این بندهای یاد شده را در کارگزاران واصلاح گران خویشتن بان ومالک نفس خویش می‌داند; از این روی در آغاز عهدنامه مالک اشتر می‌فرماید:<br/>
 
(و اَمَرَه ان یکسر نفسه من الشّهوات ویزعها عند الجمحات فانّ النّفس امارة بالسّوء الاّ ما رحم اللّه.)<ref>همان.</ref>
 
(و اَمَرَه ان یکسر نفسه من الشّهوات ویزعها عند الجمحات فانّ النّفس امارة بالسّوء الاّ ما رحم اللّه.)<ref>همان.</ref>
نفس خود را از پیروى آرزوها باز دارد و هنگام سرکشیها به فرمانش آرد که همانا نفس به بدى وا مى دارد جز که خدا رحمت آرد.<br/>
+
نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد و هنگام سرکشیها به فرمانش آرد که همانا نفس به بدی وا می‌دارد جز که خدا رحمت آرد.<br/>
 
( ۴۰ )<br/>
 
( ۴۰ )<br/>
در ادامه با یادآورى نکته اى دقیق و دگرگون کننده: (فاملک هواک)<ref>همان.</ref>روح پیام خود را به روح مالک سریان مى دهد.این دستورالعمل ریشه قرآنى دارد.در سوره مائده از زبان حضرت موسى خداوند مى فرماید:<br/>
+
در ادامه با یادآوری نکته‌ای دقیق و دگرگون کننده: (فاملک هواک)<ref>همان.</ref>روح پیام خود را به روح مالک سریان می‌دهد.این دستورالعمل ریشه قرآنی دارد.در سوره مائده از زبان حضرت موسی خداوند می‌فرماید:<br/>
(ربّ انّى لا املک الاّ نفسى واخى.) <ref>سوره (مائده) آیه ۲۵.</ref>
+
(ربّ انّی لا املک الاّ نفسی واخی.) <ref>سوره (مائده) آیه ۲۵.</ref>
 
پروردگارا من مالک خود و برادرم هستم.<br/>
 
پروردگارا من مالک خود و برادرم هستم.<br/>
امام خمینى در تفسیر این آیه مى گوید:<br/>
+
امام خمینی در تفسیر این آیه می‌گوید:<br/>
(بزرگ ترچیزى که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرک دارد این است که حق را براى حق بخواهد…. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد این مالکیت را داشته باشد براى نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد این مالکیت را داشته باشد که از او تنفّر داشته باشد و اظهار تنفّر کند… گویندگان ما نویسندگان ما… توجه داشته باشند آیا مالک خودشان هستند؟ مى توانند ادعایى که حضرت موسى پیغمبر بزرگ کرد آنها هم بکنند که: (لا املک الاّ نفسى و اخی…) امّا کسى که به این مقام نرسیده است باید بگوید: (انّى لا املک نفسى و لا اخى)<ref> (صحیفه نور) ج۹۸/۱۴.</ref>
+
(بزرگ ترچیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرک دارد این است که حق را برای حق بخواهد…. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد این مالکیت را داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد این مالکیت را داشته باشد که از او تنفّر داشته باشد و اظهار تنفّر کند… گویندگان ما نویسندگان ما… توجه داشته باشند آیا مالک خودشان هستند؟ می‌توانند ادعایی که حضرت موسی پیغمبر بزرگ کرد آنها هم بکنند که: (لا املک الاّ نفسی و اخی…) امّا کسی که به این مقام نرسیده است باید بگوید: (انّی لا املک نفسی و لا اخی)<ref> (صحیفه نور) ج۹۸/۱۴.</ref>
آنان که خویشتن خویش را در یَدِ اختیار دارند و لجام آن را در دست خدا باورند. در تمامى خیزشها و حرکتها چه در آن جایى که مى پذیرند چه آن جایى که نمى پذیرند چه آن جایى که به نقد مى پردازند و چه آن جایى که به ستایش مى ایستند در همه و همه خدا را در نظر دارند.<br/>
+
آنان که خویشتن خویش را در یَدِ اختیار دارند و لجام آن را در دست خدا باورند. در تمامی خیزشها و حرکتها چه در آن جایی که می‌پذیرند چه آن جایی که نمی‌پذیرند چه آن جایی که به نقد می‌پردازند و چه آن جایی که به ستایش می‌ایستند در همه و همه خدا را در نظر دارند.<br/>
جلوه هاى بندگى در تمام حرکتهاى آنان به خوبى نمایان است و شعارشان که حکایت از روح بلند و بندگى به کمال و تمام آنان مى کند عبارت است از:<br/>
+
جلوه‌های بندگی در تمام حرکتهای آنان به خوبی نمایان است و شعارشان که حکایت از روح بلند و بندگی به کمال و تمام آنان می‌کند عبارت است از:<br/>
(انّ صلوتى ونسکى ومحیاى و مماتى للّه ربّ العالمین.)<ref>سوره (انعام) آیه ۱۶۲.</ref>
+
(انّ صلوتی ونسکی ومحیای و مماتی للّه ربّ العالمین.)<ref>سوره (انعام) آیه ۱۶۲.</ref>
نماز و عبادت و زندگى و مردگى من از آن پروردگار جهانیان است.<br/>
+
نماز و عبادت و زندگی و مردگی من از آن پروردگار جهانیان است.<br/>
 
( ۴۱ )<br/>
 
( ۴۱ )<br/>
اینان همانانى هستند که حضرت على(ع) به مالک مى گوید: مالک بر نفس خویشتن خویش هستند و براى مردم کانون مهر و در جامعه الگوى عدل و انصاف.<ref>(نهج البلاغه نامه ۵۳.</ref>
+
اینان همانانی هستند که حضرت علی(ع) به مالک می‌گوید: مالک بر نفس خویشتن خویش هستند و برای مردم کانون مهر و در جامعه الگوی عدل و انصاف.<ref>(نهج البلاغه نامه ۵۳.</ref>
امّا کسانى که این گونه نیستند خود محورند و شعارشان شعار فرعون: (انا ربکم الاعلى) <ref>سوره (نازغات) آیه ۲۴.</ref> همه را با (من) ارزیابى مى کنند نه با (حق). خود را امیر مطاع مى نامند.<ref> (نهج البلاغه) نامه ۵۳</ref>
+
امّا کسانی که این گونه نیستند خود محورند و شعارشان شعار فرعون: (انا ربکم الاعلی) <ref>سوره (نازغات) آیه ۲۴.</ref> همه را با (من) ارزیابی می‌کنند نه با (حق). خود را امیر مطاع می‌نامند.<ref> (نهج البلاغه) نامه ۵۳</ref>
اصلاح گران واقعى و دگرگونى آفرین در زوایاى گوناگون فرد و جامعه از میان دسته اول برمى خیزند. آنان لذت مالک بودن بر نفس خویش را چشیده و از دست خود طبیعى و منیّت حیوانى رهایى یافته اند; از این روى هیچ دغدغه و دردى جز درد دین و دغدغه ایمانى ندارند. اصلاحات را تا آن جا روا مى دارند که از مرز بندگى و ارزشهاى دینى درنگذرد و اگر حرکت اصلاحى بخواهد از این مرزها بگذرد با تمام وجود در برابر آن مى ایستند.<ref>مجلّه (مسجد) شماره ۷/۵۱ سخنان مقام معظم رهبرى در تاریخ. ۷۹/۴/۱۹.</ref>
+
اصلاح گران واقعی و دگرگونی آفرین در زوایای گوناگون فرد و جامعه از میان دسته اول برمی خیزند. آنان لذت مالک بودن بر نفس خویش را چشیده و از دست خود طبیعی و منیّت حیوانی رهایی یافته‌اند; از این روی هیچ دغدغه و دردی جز درد دین و دغدغه ایمانی ندارند. اصلاحات را تا آن جا روا می‌دارند که از مرز بندگی و ارزشهای دینی درنگذرد و اگر حرکت اصلاحی بخواهد از این مرزها بگذرد با تمام وجود در برابر آن می‌ایستند.<ref>مجلّه (مسجد) شماره ۷/۵۱ سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ. ۷۹/۴/۱۹.</ref>
امام على(ع) الگوى مصلحان صالحى است که در اوج بندگى از هرچه رنگ و بوى خودخواهى داشت به دور بود:<br/>
+
امام علی(ع) الگوی مصلحان صالحی است که در اوج بندگی از هرچه رنگ و بوی خودخواهی داشت به دور بود:<br/>
(انّى لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم ولکنى لا ارى اصلاحکم بأفساد نفسى.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۶۹.</ref>
+
(انّی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم ولکنی لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی.)<ref>(نهج البلاغه) خطبه ۶۹.</ref>
 
( ۴۲ )<br/>
 
( ۴۲ )<br/>
من به راههاى اصلاح شما آشنایى دارم و مى دانم راهکار اصلاح شما چیست. و لکن اصلاح شما را با تباه کردن خویش روا نمى دارم.<br/>
+
من به راه‌های اصلاح شما آشنایی دارم و می‌دانم راهکار اصلاح شما چیست. و لکن اصلاح شما را با تباه کردن خویش روا نمی‌دارم.<br/>
این سخن ارزش مند امام بایسته است به گونه دقیق در بوته بررسى نهاده شود و در همه زوایاى آن کندوکاو صورت بگیرد.<br/>
+
این سخن ارزش مند امام بایسته است به گونه دقیق در بوته بررسی نهاده شود و در همه زوایای آن کندوکاو صورت بگیرد.<br/>
* آگاه به راههاى اصلاح و آشنایى به کاستیها و کژیها.<br/>
+
* آگاه به راه‌های اصلاح و آشنایی به کاستیها و کژیها.<br/>
* توانایى به سامان آوردن نابسامانیها و به هنجار درآوردن ناهنجاریها.<br/>
+
* توانایی به سامان آوردن نابسامانیها و به هنجار درآوردن ناهنجاریها.<br/>
* استفاده از ابزار مشروع براى گسترش دامنه اصلاحات.<br/>
+
* استفاده از ابزار مشروع برای گسترش دامنه اصلاحات.<br/>
* پاى بندى به ارزشها در اجراى اصلاحات.<br/>
+
* پای بندی به ارزشها در اجرای اصلاحات.<br/>
* درجه بندى و پیش داشتن سزاوارترینها در ناهنجارزداییهاى اجتماعى.<br/>
+
* درجه بندی و پیش داشتن سزاوارترینها در ناهنجارزداییهای اجتماعی.<br/>
شناخت راههاى اصلاح جامعه براى مصلحان بایستگى و اهمیت دارد. آن که مى خواهد تشنگان را به آب زلال و گوارا رهنمون گردد باید پیش از آن راههاى ورود و شیوه هاى بهره بردارى از آن آب را بداند. حرکت دادن گروهى تشنه به سوى آبى که نمى داند کجاست و از چه راهى باید رفت تا بدان رسید کارى است که عقل و خرد آن را نمى پسندد. چه بسا سراب و آب نماها مصلحان را به خطا اندازد و به کژراهه کشاند و به جاى فرو نشاندن تشنگى بر تشنگى آنان بیفزاید. از این روست که مولا مى فرماید: (وانّى عالم بما یصلحکم.)<br/>
+
شناخت راه‌های اصلاح جامعه برای مصلحان بایستگی و اهمیت دارد. آن که می‌خواهد تشنگان را به آب زلال و گوارا رهنمون گردد باید پیش از آن راه‌های ورود و شیوه‌های بهره برداری از آن آب را بداند. حرکت دادن گروهی تشنه به سوی آبی که نمی‌داند کجاست و از چه راهی باید رفت تا بدان رسید کاری است که عقل و خرد آن را نمی‌پسندد. چه بسا سراب و آب نماها مصلحان را به خطا اندازد و به کژراهه کشاند و به جای فرو نشاندن تشنگی بر تشنگی آنان بیفزاید. از این روست که مولا می‌فرماید: (وانّی عالم بما یصلحکم.)<br/>
افزون بر این کسى که مى خواهد جامعه را به سمت وسوى بِه سامانى و درافتادن با ناهنجاریها و اصلاح گرى و سازمان دهى نوین و همراه و همگام با زمان و نیازهاى مردمان را به وجود آورد. باید کاستیها کژیها و ناراستیهاى به وجود آمده در جامعه را به درستى شناسایى کند رتبه بندى و اولویت سنجى کند; چه این که شناخت درد نیمى از درمان است تا آلودگیها ناهنجاریها و بیماریها و آسیبهاى اجتماعى درست معلوم نباشند درمان هم به شایستگى انجام نخواهد گرفت.<br/>
+
افزون بر این کسی که می‌خواهد جامعه را به سمت وسوی بِه سامانی و درافتادن با ناهنجاریها و اصلاح گری و سازمان دهی نوین و همراه و همگام با زمان و نیازهای مردمان را به وجود آورد. باید کاستیها کژیها و ناراستیهای به وجود آمده در جامعه را به درستی شناسایی کند رتبه بندی و اولویت سنجی کند; چه این که شناخت درد نیمی از درمان است تا آلودگیها ناهنجاریها و بیماریها و آسیبهای اجتماعی درست معلوم نباشند درمان هم به شایستگی انجام نخواهد گرفت.<br/>
 
( ۴۳ )<br/>
 
( ۴۳ )<br/>
 
   
 
   
== ویژگیهاى مصلحان ==
+
== ویژگیهای مصلحان ==
مصلح اجتماعى باید از کارشناسان و خبرگان کمک بگیرد که گرفتاریهاى اجتماعى اصلى و فرعى کدام است؟<br/>
+
مصلح اجتماعی باید از کارشناسان و خبرگان کمک بگیرد که گرفتاریهای اجتماعی اصلی و فرعی کدام است؟<br/>
کدام یک را باید اول اصلاح کرد؟ آیا تنگناهاى معیشتى و اقتصادى مردم را دچار کژراهه روى و دلسردى مى کند و آنان را از ارزشهاى دینى دور مى سازد و در نتیجه چراغ امید و نشاط را در دل آنان مى میراند یا مردم از مسائل سیاسى رنج مى برند و نسبت به سرنوشت اجتماعى خود دچار حیرت و دغدغه اند؟<br/>
+
کدام یک را باید اول اصلاح کرد؟ آیا تنگناهای معیشتی و اقتصادی مردم را دچار کژراهه روی و دلسردی می‌کند و آنان را از ارزشهای دینی دور می‌سازد و در نتیجه چراغ امید و نشاط را در دل آنان می می‌راند یا مردم از مسائل سیاسی رنج می‌برند و نسبت به سرنوشت اجتماعی خود دچار حیرت و دغدغه‌اند؟<br/>
و یا اساس و بنیاد کژیها و آسیبها از ناحیه فرهنگى است که مردمان را گرفتار فساد و [[گناه]] و انحراف ساخته است؟<br/>
+
و یا اساس و بنیاد کژیها و آسیبها از ناحیه فرهنگی است که مردمان را گرفتار فساد و [[گناه]] و انحراف ساخته است؟<br/>
پیدا کردن ریشه ها و علت هاى اصلى و درجه بندى آنها و سپس اصلاح مناسب بر عهده مصلحان است. امام على(ع) با جمله: (ویقیم اودکم) به این نکته اشاره دارد.<br/>
+
پیدا کردن ریشه‌ها و علت‌های اصلی و درجه بندی آنها و سپس اصلاح مناسب بر عهده مصلحان است. امام علی(ع) با جمله: (ویقیم اودکم) به این نکته اشاره دارد.<br/>
تا کسى (اِوَد) و کژیها را نشناسد نمى تواند آنها را راست کند و سامان ببخشد. از همه مهم تر این نکته است که مصلحان پس از آن که دردها و آسیبها را شناسایى کردند و راههاى اصلاح درمان نوسازى و بِه سازى جامعه را نیز پیدا کردند و بر آن شدند وارد میدان عمل بشوند باید در این مرحله حساس به این نکته که در حقیقت شرط نخستین و گام آغازین اصلاحات است توجه داشته باشند که اصلاح جامعه گرچه کارى است کارستان و خدمتى است شایسته و بزرگ و اساسى و بنیادى لکن به چه قیمتى؟ آیا بر مصلحان رواست بدون هیچ قیدو حدّو مرزى گام در میدان اصلاح امور و ناهنجارزدایى بگذارند و از هر شیوه و ابزارى براى پیشبرد برنامه هاى خود بهره برند؟ یا این که باید گامهاى اصلاحى آنان در چارچوب نظام ارزشى باشد که بیش تر مردم آن را پذیرفته اند؟<br/>
+
تا کسی (اِوَد) و کژیها را نشناسد نمی‌تواند آنها را راست کند و سامان ببخشد. از همه مهم تر این نکته است که مصلحان پس از آن که دردها و آسیبها را شناسایی کردند و راه‌های اصلاح درمان نوسازی و بِه سازی جامعه را نیز پیدا کردند و بر آن شدند وارد میدان عمل بشوند باید در این مرحله حساس به این نکته که در حقیقت شرط نخستین و گام آغازین اصلاحات است توجه داشته باشند که اصلاح جامعه گرچه کاری است کارستان و خدمتی است شایسته و بزرگ و اساسی و بنیادی لکن به چه قیمتی؟ آیا بر مصلحان رواست بدون هیچ قیدو حدّو مرزی گام در میدان اصلاح امور و ناهنجارزدایی بگذارند و از هر شیوه و ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های خود بهره برند؟ یا این که باید گامهای اصلاحی آنان در چارچوب نظام ارزشی باشد که بیش تر مردم آن را پذیرفته‌اند؟<br/>
امام على(ع) پاسخ مى دهد: (ولکن لا ارى اصلاحکم بأفساد نفسى.)<br/>
+
امام علی(ع) پاسخ می‌دهد: (ولکن لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی.)<br/>
 
( ۴۴ )<br/>
 
( ۴۴ )<br/>
من اصلاح شما مردمان را به هر قیمتى گرچه به فاسد کردن خودم باشد انجام نخواهم داد.<br/>
+
من اصلاح شما مردمان را به هر قیمتی گرچه به فاسد کردن خودم باشد انجام نخواهم داد.<br/>
از این سخن امام این پیام به دست مى آید: کسانى که آهنگ انجام کارى براى مردم مسلمان دارند افزون بر درنظر گرفتن صلاح و مصلحت آنان باید مصلحت نظام را در کنار مردم در کانون توجه خود داشته باشند.<br/>
+
از این سخن امام این پیام به دست می‌آید: کسانی که آهنگ انجام کاری برای مردم مسلمان دارند افزون بر درنظر گرفتن صلاح و مصلحت آنان باید مصلحت نظام را در کنار مردم در کانون توجه خود داشته باشند.<br/>
اصلاح گرى مبارزه با ناهنجاریها ونابسامانیها آن گاه ارزش است که فرآیند آن فروپاشى نظام ارزشى اخلاقى سیاسى و اقتصادى و دینى نباشد.اگر بنا شد به بهانه اصلاح گرى و مهار بحرانهاى سیاسى ـ اجتماعى مردم گرفتار بحران معنوى گردند و از چاله به درآیند و به چاه درافتند بایسته است که در شیوه کار و گونه نگرش به مسأله دوباره اندیشى شود و با درنگ و دقت بیش تر کار انجام گیرد.<br/>
+
اصلاح گری مبارزه با ناهنجاریها ونابسامانیها آن گاه ارزش است که فرآیند آن فروپاشی نظام ارزشی اخلاقی سیاسی و اقتصادی و دینی نباشد.اگر بنا شد به بهانه اصلاح گری و مهار بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی مردم گرفتار بحران معنوی گردند و از چاله به درآیند و به چاه درافتند بایسته است که در شیوه کار و گونه نگرش به مسأله دوباره اندیشی شود و با درنگ و دقت بیش تر کار انجام گیرد.<br/>
افزون بر این به این نکته نیز باید توجه ویژه داشت: اصلاح گرى و ناهنجارزدایى به گونه اى نباشد که اصلاح گران را در باتلاق فساد درافکند. یعنى اصلاح گرى سبب شود که اصلاح گران براى پیشبرد امور جامعه به استبداد بگرایند و قانون گریزى و قانون ستیزى و… پیشه سازند.<br/>
+
افزون بر این به این نکته نیز باید توجه ویژه داشت: اصلاح گری و ناهنجارزدایی به گونه‌ای نباشد که اصلاح گران را در باتلاق فساد درافکند. یعنی اصلاح گری سبب شود که اصلاح گران برای پیشبرد امور جامعه به استبداد بگرایند و قانون گریزی و قانون ستیزی و… پیشه سازند.<br/>
از این سخن نورانى (و لکن لا ارى اصلاحکم بأفساد نفسى) به نکته دیگرى در روش هدایت تکامل مادى و معنوى و شیوه هاى اصلاحى مى توان پى برد و آن عبارت است از:<br/>
+
از این سخن نورانی (و لکن لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی) به نکته دیگری در روش هدایت تکامل مادی و معنوی و شیوه‌های اصلاحی می‌توان پی برد و آن عبارت است از:<br/>
براى رسیدن و دستیابى به هدف و حاکم گردانیدن حق هیچ گاه نباید از ابزار و وسائل فاسد کمک گرفت.<br/>
+
برای رسیدن و دستیابی به هدف و حاکم گردانیدن حق هیچ گاه نباید از ابزار و وسائل فاسد کمک گرفت.<br/>
در حرکت اصلاحى بنا شده بر معیارهاى اسلامى هدف وسیله را توجیه نمى کند. نمى شود در هدف مسلمان بود و در به کاربردن و استفاده از وسیله به هر دین و مرامى درآمد. مصلحان دینى هم در هدف پاى بند به ارزشهاى دینى اند و هم در گزینش وسائل برابر معیارهاى دینى حرکت مى کنند و شعارشان و تابلوى راه شان این سخن پروردگار است:<br/>
+
در حرکت اصلاحی بنا شده بر معیارهای اسلامی هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. نمی‌شود در هدف مسلمان بود و در به کاربردن و استفاده از وسیله به هر دین و مرامی درآمد. مصلحان دینی هم در هدف پای بند به ارزشهای دینی اند و هم در گزینش وسائل برابر معیارهای دینی حرکت می‌کنند و شعارشان و تابلوی راه شان این سخن پروردگار است:<br/>
 
( ۴۵ )<br/>
 
( ۴۵ )<br/>
 
(ماکنت متّخذ المضلّین عضداً.)<ref>سوره (کهف) آیه ۵۱.  </ref>
 
(ماکنت متّخذ المضلّین عضداً.)<ref>سوره (کهف) آیه ۵۱.  </ref>
 
من آن نیستم که گمراه گران را همکارخود بگیرم.<br/>
 
من آن نیستم که گمراه گران را همکارخود بگیرم.<br/>
امام على(ع) در چرایى برکنارکردن معاویه بر این آیه شریفه تمسک جست و حاضر نشد حتى براى مدت کوتاه معاویه را بر کار و بر مسند استاندارى شام بگذارد.<ref>(امالى شیخ طوسى) ۸۷/ مؤسسه بعثت دار الثقافة قم.</ref>
+
امام علی(ع) در چرایی برکنارکردن معاویه بر این آیه شریفه تمسک جست و حاضر نشد حتی برای مدت کوتاه معاویه را بر کار و بر مسند استانداری شام بگذارد.<ref>(امالی شیخ طوسی) ۸۷/ مؤسسه بعثت دار الثقافة قم.</ref>
امام حسین نیز در جواب عبیداللّه حر جعفى که حاضر به کمک امام نشد; ولى اسب و شمشیر خود را به ایشان تقدیم کرد فرمود:<br/>
+
امام حسین نیز در جواب عبیداللّه حر جعفی که حاضر به کمک امام نشد; ولی اسب و شمشیر خود را به ایشان تقدیم کرد فرمود:<br/>
(اذا بخلت علینا بنفسک فلا حاجة لنا فى مالک وما کنت متّخذ المضلّین عضداً.)<ref>(مقتل الحسین) عبدالرزاق مقرم۱۸۹/ دارالکتاب الأسلامى.</ref>
+
(اذا بخلت علینا بنفسک فلا حاجة لنا فی مالک وما کنت متّخذ المضلّین عضداً.)<ref>(مقتل الحسین) عبدالرزاق مقرم۱۸۹/ دارالکتاب الأسلامی.</ref>
تو که در راه ما از نثار جان دریغ مى ورزى ما نیز به مال تو نیازى نداریم زیرا من از گمراهان براى خود نیرو نمى گیرم.<br/>
+
تو که در راه ما از نثار جان دریغ می‌ورزی ما نیز به مال تو نیازی نداریم زیرا من از گمراهان برای خود نیرو نمی‌گیرم.<br/>
ییا در جنگ صفین یاران به امام پیشنهاد کردند حال که فرات را در اختیار داریم نگذاریم سپاهیان معاویه از آن استفاده کنند تا از پاى درآیند. امام از این کار جلو گرفت و پیام فرستاد:<br/>
+
ییا در جنگ صفین یاران به امام پیشنهاد کردند حال که فرات را در اختیار داریم نگذاریم سپاهیان معاویه از آن استفاده کنند تا از پای درآیند. امام از این کار جلو گرفت و پیام فرستاد:<br/>
(خذوا من الماء حاجتکم وارجعوا الى معسکرکم و خلّوا بینهم و بین الماء فانّ اللّه قد نصرکم علیهم بظلمهم وبغیهم.)<ref>(شرح نهج البلاغه) ابن ابى الحدید ج۳۱۹/۳ داراحیاء التراث العربى بیروت.</ref>
+
(خذوا من الماء حاجتکم وارجعوا الی معسکرکم و خلّوا بینهم و بین الماء فانّ اللّه قد نصرکم علیهم بظلمهم وبغیهم.)<ref>(شرح نهج البلاغه) ابن ابی الحدید ج۳۱۹/۳ داراحیاء التراث العربی بیروت.</ref>
به اندازه نیاز آب برگیرید و به لشکرگاه خود بازگردید و بین شامیان و آب را خالى بگذارید که ما نیازى به این گونه کارها نداریم.<br/>
+
به اندازه نیاز آب برگیرید و به لشکرگاه خود بازگردید و بین شامیان و آب را خالی بگذارید که ما نیازی به این گونه کارها نداریم.<br/>
رمز پیروزى شما بر آنان آن بود که آنان مردمى ستم پیشه و سرکش بودند. على(ع) در همه آوردگاههاى زندگى چنین بود. این که نام على(ع) براى همیشه بر تارک جنگ اُحد و خندق خواهد درخشید بدان خاطر است که على(ع) افزون بر آن که قهرمانانه جنگید قهرمانانه نیز اخلاص ورزید و تیغ از پى حق زد:<br/>
+
رمز پیروزی شما بر آنان آن بود که آنان مردمی ستم پیشه و سرکش بودند. علی(ع) در همه آوردگاه‌های زندگی چنین بود. این که نام علی(ع) برای همیشه بر تارک جنگ اُحد و خندق خواهد درخشید بدان خاطر است که علی(ع) افزون بر آن که قهرمانانه جنگید قهرمانانه نیز اخلاص ورزید و تیغ از پی حق زد:<br/>
گفت من تیغ از پى حق مى زنم
+
گفت من تیغ از پی حق می‌زنم
 
بنده حقم نه مأمور تنم
 
بنده حقم نه مأمور تنم
 
شیر حقم نیستم شیر هوا
 
شیر حقم نیستم شیر هوا
 
فعل من بر دین من باشد گواه
 
فعل من بر دین من باشد گواه
 
رخت خود را من زره برداشتم
 
رخت خود را من زره برداشتم
غیر حق را من عدم انگاشتم <ref>(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوى) محمد تقى جعفرى ج۷۴۵/۲.</ref>
+
غیر حق را من عدم انگاشتم <ref>(تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی) محمد تقی جعفری ج۷۴۵/۲.</ref>
 
( ۴۶ )<br/>
 
( ۴۶ )<br/>
(لا ارى اصلاحکم بافساد نفسى) از على نخواهید که دست به کارهایى زند که او را به فساد گرفتار سازد. مى فرماید:<br/>
+
(لا اری اصلاحکم بافساد نفسی) از علی نخواهید که دست به کارهایی زند که او را به فساد گرفتار سازد. می‌فرماید:<br/>
(أتأمرونى ان اطلب النّصر بالجور….)<ref>(نهج البلاغه خطبه ۱۲۶.</ref>
+
(أتأمرونی ان اطلب النّصر بالجور….)<ref>(نهج البلاغه خطبه ۱۲۶.</ref>
آیا مى خواهید که با ستم به پیروزى دست یابم.<br/>
+
آیا می‌خواهید که با ستم به پیروزی دست یابم.<br/>
بله مصلح خودساخته را با این معیارها مى توان از مصلح خود ناساخته باز شناخت.مصلحان خودساخته اگر براى پیروزى و رسیدن به هدف مى خواستند از راههاى نادرست و ناروا بهره بگیرند بر آنان آسان بود; امّا دشواریها را به جان خریدند و گرد راههاى آسان نگردیدند.<br/>
+
بله مصلح خودساخته را با این معیارها می‌توان از مصلح خود ناساخته باز شناخت.مصلحان خودساخته اگر برای پیروزی و رسیدن به هدف می‌خواستند از راه‌های نادرست و ناروا بهره بگیرند بر آنان آسان بود; امّا دشواریها را به جان خریدند و گرد راه‌های آسان نگردیدند.<br/>
على(ع) از آن مصلحان خودساخته اى است که با همه دشواریهاى دوران زندگى بویژه دوران حکومت دست و پنجه نرم کرد امّا راههاى آسان آمیخته با [[گناه]] و آلودگى را برنگزید:<br/>
+
علی(ع) از آن مصلحان خودساخته‌ای است که با همه دشواریهای دوران زندگی بویژه دوران حکومت دست و پنجه نرم کرد امّا راه‌های آسان آمیخته با [[گناه]] و آلودگی را برنگزید:<br/>
(واللّه ما معاویة بأدهى منّى ولکنّه یغدر ویفجر ولولا کراهیة الغدر لکنت من ادهى الناس ولکن کلّ غدرة فجرة وکلّ فجرة کفرة.)<ref>همان خطبه ۲۰۰.</ref>
+
(واللّه ما معاویة بأدهی منّی ولکنّه یغدر ویفجر ولولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس ولکن کلّ غدرة فجرة وکلّ فجرة کفرة.)<ref>همان خطبه ۲۰۰.</ref>
به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست لکن روش او بر پیمان شکنى و گنهکارى استوار است و اگر پیمان شکنى و فریبکارى کارى ناشایسته و ناپسند نبود من در میدان سیاستمدارترین بودم. امّا چه کنم که هرگونه پیمان شکنى [[گناه]] است و هر گناهى به گونه اى کفر به شمار مى رود.<br/>
+
به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست لکن روش او بر پیمان شکنی و گنهکاری استوار است و اگر پیمان شکنی و فریبکاری کاری ناشایسته و ناپسند نبود من در میدان سیاستمدارترین بودم. امّا چه کنم که هرگونه پیمان شکنی [[گناه]] است و هر گناهی به گونه‌ای کفر به شمار می‌رود.<br/>
 
   
 
   
== سخن پایانى ==
+
== سخن پایانی ==
چه کسى مى تواند ادعا کند که اصلاحات اجتماعى را در بستر واقعى و حقیقى اش اجرا مى کند و نام زیبنده مصلح را بر خود مى نهد؟پاسخ این پرسش را باید از زبان مصلح راستین امیرالمؤمنین(ع) دریافت کرد:<br/>
+
چه کسی می‌تواند ادعا کند که اصلاحات اجتماعی را در بستر واقعی و حقیقی اش اجرا می‌کند و نام زیبنده مصلح را بر خود می‌نهد؟پاسخ این پرسش را باید از زبان مصلح راستین امیرالمؤمنین(ع) دریافت کرد:<br/>
 
(انّما یقیم امراللّه من لا یصانع و لایضارع و لایتّبع المطامع.)<ref>همان حکمت ۱۰۷.</ref>
 
(انّما یقیم امراللّه من لا یصانع و لایضارع و لایتّبع المطامع.)<ref>همان حکمت ۱۰۷.</ref>
 
( ۴۷ )<br/>
 
( ۴۷ )<br/>
فرمان خدا را بر ندارد جز کسى که در حق مدارا نکند خود را خوار نسازد و پى طمعها نتازد.<br/>
+
فرمان خدا را بر ندارد جز کسی که در حق مدارا نکند خود را خوار نسازد و پی طمعها نتازد.<br/>
پیش از این از امام على(ع) سخنى آوردیم از راست کردن کژیها تعبیر به (یقیم اودکم) فرموده بود. در این فراز نیز براى اجراى فرمانهاى الهى (به تعبیر ما براى اصلاح جامعه دینى نیز از واژه (یقیم) سود مى جوید و آن را به کارمى برد. معلوم مى شود زمانى فرا مى رسد که فرمانهاى خدا و ارزشهاى دینى در جامعه کم رنگ مى شود و نیاز به این است که از نو بنیاد شود و نوسازى گردد.سخن در این است که چه کسى مى تواند عهده دار چنین کار سترگ و بزرگى شود و به درستى آن را به انجام برساند؟امام على(ع) مى فرماید: آن که مى خواهد عهده دار این کار مهم شود باید سه ویژگى نداشته باشد: مصانعه مضارعه و مطامع.<br/>
+
پیش از این از امام علی(ع) سخنی آوردیم از راست کردن کژیها تعبیر به (یقیم اودکم) فرموده بود. در این فراز نیز برای اجرای فرمانهای الهی (به تعبیر ما برای اصلاح جامعه دینی نیز از واژه (یقیم) سود می‌جوید و آن را به کارمی برد. معلوم می‌شود زمانی فرا می‌رسد که فرمانهای خدا و ارزشهای دینی در جامعه کم رنگ می‌شود و نیاز به این است که از نو بنیاد شود و نوسازی گردد.سخن در این است که چه کسی می‌تواند عهده دار چنین کار سترگ و بزرگی شود و به درستی آن را به انجام برساند؟امام علی(ع) می‌فرماید: آن که می‌خواهد عهده دار این کار مهم شود باید سه ویژگی نداشته باشد: مصانعه مضارعه و مطامع.<br/>
استاد شهید مطهرى در تفسیر و تبیین این سخن مولا مى نویسد:<br/>
+
استاد شهید مطهری در تفسیر و تبیین این سخن مولا می‌نویسد:<br/>
(براى مصانعه هنوز نتوانسته ام یک معادل فارسى دقیق پیدا کنم. شاید بشود گفت: سازشکارى یا ملاحظه کارى یا معامله گرى …. ولى مصانعه بیش از اینهاست…. رو در بایستى در اجراى امر خدا داشتن مصانعه است ملاحظه دوست و رفیق و فرزند و خویشان و مرید را در کارها دخالت دادن مصانعه است….اما (مضارعه) یعنى مشابهت. آن کس که مى خواهد جامعه اى را اصلاح کند و تغییر دهد خودش نباید همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف که در مردم هست در خودش وجود داشته باشد. کسى موفق به اصلاح نقاط ضعف مردم مى شود که خود از آنها مبرّا باشد:<br/>
+
(برای مصانعه هنوز نتوانسته‌ام یک معادل فارسی دقیق پیدا کنم. شاید بشود گفت: سازشکاری یا ملاحظه کاری یا معامله گری …. ولی مصانعه بیش از اینهاست…. رو در بایستی در اجرای امر خدا داشتن مصانعه است ملاحظه دوست و رفیق و فرزند و خویشان و مرید را در کارها دخالت دادن مصانعه است….اما (مضارعه) یعنی مشابهت. آن کس که می‌خواهد جامعه‌ای را اصلاح کند و تغییر دهد خودش نباید همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف که در مردم هست در خودش وجود داشته باشد. کسی موفق به اصلاح نقاط ضعف مردم می‌شود که خود از آنها مبرّا باشد:<br/>
وغیـر تقّى یأمـر النـاس بـالتّقى
+
وغیـر تقّی یأمـر النـاس بـالتّقی
طبیبٌ یداوى النّاس و هو علیل
+
طبیبٌ یداوی النّاس و هو علیل
… اما (طمع بندگى) على(ع) فرمود: (الطمع رق مؤبّد) <ref> همان حکمت ۱۸۰.</ref> طمع بردگى جاوید است…. آن کس که مى خواهد امر خدا را
+
… اما (طمع بندگی) علی(ع) فرمود: (الطمع رق مؤبّد) <ref> همان حکمت ۱۸۰.</ref> طمع بردگی جاوید است…. آن کس که می‌خواهد امر خدا را
 
( ۴۸ )<br/>
 
( ۴۸ )<br/>
به پا دارد باید از این اسارتها رها باشد. حریّت و آزادى معنوى شرط توفیق مصلح دینى است همچنان که یک زبونِ ملاحظه کار توفیق اصلاح خدایى نمى یابد و همچنان که یک گرفتار بیمار موفق به مداواى جامعه خود نمى گردد یک اسیر و بنده مطامع نفسانى نیز موفق نخواهد شد دیگران را از اسارتهاى اجتماعى یا معنوى باز دارد.)<ref>(نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخیر) شهید مطهرى۱۰۴/ ـ ۱۰۸.</ref>
+
به پا دارد باید از این اسارتها رها باشد. حریّت و آزادی معنوی شرط توفیق مصلح دینی است همچنان که یک زبونِ ملاحظه کار توفیق اصلاح خدایی نمی‌یابد و همچنان که یک گرفتار بیمار موفق به مداوای جامعه خود نمی‌گردد یک اسیر و بنده مطامع نفسانی نیز موفق نخواهد شد دیگران را از اسارتهای اجتماعی یا معنوی باز دارد.)<ref>(نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر) شهید مطهری۱۰۴/ ـ ۱۰۸.</ref>
لباس مصلح بر اندام کسى زیبنده است که در گام نخست خود را از حصار خویهاى اسارت آور و ذلت آفرین بیرون آورده باشد و از زهره و زخارف دنیا و زرق و برق چشم نواز آن گذر کرده و به خدا پیوسته باشد.نفس اصلاحات را همه باور دارند و آن را نیاز و بایسته نظام و جامعه پویا و بانشاط مى دانند سخن بر سر این نکته است که افزون بر پذیرش جریان اصلاحى به نقش مصلحان خودساخته و خداباور نیز باید اهمیت داد و این دغدغه را باید جدّى گرفت که براى ژرفا بخشیدن اصلاحات و قراردادن آن در مسیر ارزشهاى دینى و ملّى به اصلاح طلبان صالح و شایسته نیاز است که درد دین داشته و دلسوز مردم باشد. نوشتار را با کلامى از مولا على(ع) که بر زبان مصلح راستین عاشورا نیز جارى شده است به پایان مى بریم:<br/>
+
لباس مصلح بر اندام کسی زیبنده است که در گام نخست خود را از حصار خویهای اسارت آور و ذلت آفرین بیرون آورده باشد و از زهره و زخارف دنیا و زرق و برق چشم نواز آن گذر کرده و به خدا پیوسته باشد.نفس اصلاحات را همه باور دارند و آن را نیاز و بایسته نظام و جامعه پویا و بانشاط می‌دانند سخن بر سر این نکته است که افزون بر پذیرش جریان اصلاحی به نقش مصلحان خودساخته و خداباور نیز باید اهمیت داد و این دغدغه را باید جدّی گرفت که برای ژرفا بخشیدن اصلاحات و قراردادن آن در مسیر ارزشهای دینی و ملّی به اصلاح طلبان صالح و شایسته نیاز است که درد دین داشته و دلسوز مردم باشد. نوشتار را با کلامی از مولا علی(ع) که بر زبان مصلح راستین عاشورا نیز جاری شده است به پایان می‌بریم:<br/>
(اللّهم انّک تعلم انه لم یکن الّذى کان منّا منافسة فى سلطان ولا التماس شىء من فضول الحطام و لکن لنرُدّ المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فى بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.)<ref> (نهج البلاغه) ترجمه شهیدى خطبه ۱۲۹.</ref>
+
(اللّهم انّک تعلم انه لم یکن الّذی کان منّا منافسة فی سلطان ولا التماس شیء من فضول الحطام و لکن لنرُدّ المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.)<ref> (نهج البلاغه) ترجمه شهیدی خطبه ۱۲۹.</ref>
خدایا! تو مى دانى آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیاى ناچیز خواستن زیادت بلکه مى خواستیم نشانه هاى دین را به جایى که بود بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیده ات را ایمنى فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد.<br/>
+
خدایا! تو می دانی آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت بلکه می‌خواستیم نشانه‌های دین را به جایی که بود بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد.<br/>
 
( ۴۹ )<br/>
 
( ۴۹ )<br/>
  
سطر ۲۸۵: سطر ۲۸۵:
  
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت: [https://library.tebyan.net/a/Viewer/Text/81360/1 کتابخانه دیجیتالی تبیان] - تاریخ برداشت:1395/3/20 </span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [https://library.tebyan.net/a/Viewer/Text/81360/1 کتابخانه دیجیتالی تبیان] - تاریخ برداشت:1395/3/20 </span></div>
  
 
[[رده:مقالات]]
 
[[رده:مقالات]]

نسخهٔ ‏۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۵

خودسازی نخستین گام اصلاحات

نویسنده: ابوالقاسم یعقوبی

مقاله

( ۱۸ )
نیک خواهی خدمت به انسانها بِه سازی زندگی مردمان مبارزه با ناهنجاریها و…ارزش است ارزشی بنیادین و مورد پذیرش و احترام انسانها و به فرموده امام علی(ع): سعادت کامل و خوشبختی شامل:
(من کمال السعادة السعی فی اصلاح الجمهور.)[۱] این ارزش با تمام والاییهایی که دارد شاخ و برگ نگستراند و نقش نیافریند و نپاید و به کمال و به تمام رخ ننماید مگر این که در نخستین گام اصلاح گران در کشور وجود خویش ناهنجاریها را به هنجار آورده باشند.[۲] آنان که در اندیشه و در تکاپویند که نور این ارزش را در زوایای زندگیها بتابانند بایستی پیش از هر تلاش و هر جنبشی برای اصلاح در زوایای وجود خود از نور آن پرتو گیرند.
در آغازین گامها در آنِ حرکت و جنبش اصلاحی خشکاندن ریشه پدیده‌ها ( ۱۹ )
ارزش سوز شرط است. تا این شرط به حقیقت نپیوندد ریشه پدیده‌های ارزش سوز سوزانده نشوند جامعه اصلاح نمی‌شود و حرکت به سوی آرمانهای اصلاحی را نمی‌آغازد.
تکلیف نخست خویشتن خویش سازی است آن گاه دگرسازی و جامعه سازی. این اصلی است در اسلام اصلی بلند و جاودانه. نمی‌شود دیگران را به نیکی فرمان داد و خود را فراموش کرد که این با طبیعت انسانی ناسازگار است و با قرآن ناهمخوان .
(أتأمرون النّاس بالبرّ وتنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون.)[۳] آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید با این که شما کتاب [خدا] را می‌خوانید؟ آیا [هیچ] نمی‌اندیشید؟
(برّ) هر نیکی و نیکوکاری را فرا می‌گیرد; چه در حوزه مسائل فردی و چه در زمینه پدیده‌های اجتماعی. آنان که خواهان گسترش نیکیها و حرکتهای اصلاحی در جامعه‌اند و مردم را به آن سو فرا می‌خوانند و از آنان می‌خواهند که (تعاون بر برّ)[۴] و (تواصی به حق) و (تواصی به صبر) داشته باشند شایسته است پیش از آن خود را به این ارزشها بیارایند تا شعاع گفتارشان بر کردارشان پرتو افکند و دیگران را نیز روشنایی و امیدواری بخشد.
(یا ایّها الّذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبرمقْتا عنداللّه ان تقولوا مالاتفعلون .)[۵] ای کسانی که ایمان آورده‌اید چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.
بر این اساس آنان که اصلاح جامعه را عهده دارند و مردمان را به سمت و سوی حکومت جهانی (مصلح کل) فرا می‌خوانند باید نخست در صلاحِ خود ( ۲۰ )
پیش قدم باشند تا بتوانند این زمینه را به وجود آورده و آن را بگسترانند:
نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان چون کنی تسخیر نفس دیگران نفس را اول برو در بند کن پس برو آهنگ وعظ و پند کن (چوپان زاهدی را دیدند که گرگ بین گوسفندانش حرکت می‌کند; اما به آنان صدمه نمی‌رساند.
گفتند: از کی گرگان با گوسفندان تو صلح اختیار کرده‌اند؟
گفت: از آن زمان که چوپانشان با خدای خویش صلح کرده است.)[۶] این واقعیتی است روشن و انکارناپذیر که اگر رهبران و مصلحان جامعه پیش از رهایی و آزادی بخشی دیگران خود را از اسارت هواهای نفسانی برهانند و به آزادی معنوی دست یابند و بین خود و خدا را اصلاح کنند در اصلاح اجتماعی کامیاب تر و موفق تر خواهند بود. روشن است کسی که چیزی در کف ندارد نمی‌تواند بخشنده آن به دیگری باشد:
قطعه ابری که بود ز آب تهی کی تواند که دهد آب دهی ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش سیدبن طاووس از دست پروردگان مکتب تشیع بزرگوار و اهل کرامت دارای آثار بلند در خودسازی دعا ونیایش برای فرزند خویش وصیت نامه‌ای سامان می‌دهد که در آن نکته‌ها و پندهای عالی از کلک ناب نگارش بر صفحه کاغذ ساری می‌شود از جمله به او سفارش می‌کند: به خویشتن خویش بپرداز پیش از آن که به دیگران بپردازی.
(جماعتی نزد من آمدند و خواستند بین مردمی که اختلاف دارند بر عادت فقیهان و علمای گذشته داوری کنم و امور طرفین اختلاف را اصلاح کنم.پس به آنان گفتم… من در این زندگی دراز موفّق نشدم که میان این دو دشمن [عقل و نفس] ( ۲۱ )
داوری کنم یا میان آنها سازشی به وجود آورم که چشمم روشن گردد و منازعه و اختلاف آنها برطرف گردد. پس کسی که می‌داند که در مدتی دراز از انجام دادن داوری ناتوان بوده است چگونه در امری وارد شود که داوریهای بی شمار و بی پایان ویژه آن است.)[۷]

خودسازی و جامعه پردازی

سامان یابی فردی (تربیت) و سامان دهی اجتماعی (سیاست) دو اصل بلند و دو رکن بنیادین آموزه‌های اسلامی بشمارند. این دو اصل خلاصه و عصاره معارف ناب قرآنی و روایی اند پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان(ع) همگی در تلاش و تکاپو بوده‌اند که این دو مهم را در روح و روان انسانها و در جامعه انسانی سریان دهند و روحها و روانها را با آن بیارایند و با آنها زنگارهای بی تربیتی و ناهنجاری و آشفتگی و حدومرز نشناسی را از ساحَت جامعه بزدایند.
جان مایه و روح این دو اصل را می‌توان در قالب دو واژه (صلاح) و (اصلاح) نشان داد.این دو واژه در فرهنگ دینی در بردارنده پیام خودسازی و جامعه پردازی اند.
بنابراین آن که می‌کوشد زمینه پیرایش و پرورش و فلاح و صلاح خود و اصلاح و آرایش جامعه را فراهم سازد از او به عنوان:صالحِ مصلح یاد می‌شود. در برابر آن که خود و جامعه را به سمت وسوی فساد و فرومایگی می‌کشاند و آلودگی روحی و اجتماعی را گسترش می‌دهد به عنوان: فاسدِ مفسد شناخته می‌شود.از رویارویی این دو جریان فکری و عملی چهره‌های راست قامت و استوار و چهره‌های نگون بخت و نگون سار در بستر تاریخ رخ می‌نماید که شناخت و شناساندن آنان کاری است قرآنی و تکلیفی است ایمانی:
( ۲۲ )
(افمن یمشی مکبّـاً علی وجهه اهدی امّن یمشی سویّا علی صراط مستقیم.)[۸] پس آیا آن کس که نگون سار راه می‌پیماید هدایت یافته تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست می‌رود؟
بی گمان شناخت این دو جریان از زوایای گوناگون موضع رفتار گفتار کارکرد و…به مردم آگاهی و هوشیاری می‌دهد و آنان را در گزینشها و گرایشها راهنمایی می‌کند و در مسائل سیاسی و اجتماعی با آگاهی کامل و شناخت دقیق با این چهره‌ها روبه رو می‌شوند.از این روی قرآن کریم با بیان دقیق خویها و ویژگیهای روحی و نشان دادن واکنشهای اجتماعی و کارکردهای این دو جریان به نگارگری شخصیت فردی و اجتماعی آنان پرداخته ومی فرماید:
(ومن النّاس من یعجبک قوله فی الحیوة الدنّیا و یُشهد الله علی ما فی قلبه و هو الدّ الخصام واذا تولّی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النّسل والله لایحبّ الفساد واذا قیل له اتق اللّه اخذته العزّة بالأثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد. و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات اللّه واللّه رؤف بالعباد.)[۹] و از مردم کسانی هستند که گفتار آنان در زندگی مایه شگفتی تو می‌شود [در ظاهر دوستی می‌ورزند] و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‌گیرند [این در حالی است که] آنان سرسخت‌ترین دشمنانند.[نشانه آن این است که] هنگامی که روی برمی گردانند [و از نزد تو خارج می‌شوند] در راه فساد در زمین می‌کوشند و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند [با این که می‌دانند] خدا فساد را دوست نمی‌دارد. و هنگامی که به آنان گفته شود: از خدا بترسید! [خیره سری آنان بیش تر می‌شود و] ( ۲۳ )
خیره سری آنان را به گناه می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است و چه بد جایگاهی است. بعضی از مردم [بسان علی(ع) در لیلة المبیت] جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
روح و پیام این آیات این است که: همواره انسانهای ناب کردار و پاک و بی آمیغ در برابر انسانهای فاسدِ مفسد وجود داشته‌اند که دسته اوّل مانند باران رحمت بر همگان باریده‌اند هم خود پاک زیسته و هم دیگران را به پاکی فرا خوانده و شادابی و حرکت و حیات آفریده‌اند.
دسته دوم ملخ گونه به غارت و تباهی نسل و حرث اجتماع و اقتصاد جامعه پرداخته و جز زیان چیزی به جای نگذاشته‌اند.[۱۰] این گروه با سخنان پوچ و تبلیغات گسترده خویش گوشها را کر و چشمها را کور کرده و با هزینه کردن خدا و دین دست به فریب و گمراه ساختن مردم زده و بزرگ‌ترین کینه توزترین دشمنیها را نسبت به بندگان خدا روا داشته‌اند.در برابر انتقادها و پیشنهادهای خیرخواهانه ایستاده و خیره سری کرده و برنامه و کارکرد خود را بی عیب و تمام پنداشته و از هر گونه تلاش برای اصلاح خویش وخویشان سرباز زده و به سامان دهی کارهای خود نپرداخته‌اند.هرگاه دستشان به حکومت و مدیریت هم رسیده جز فساد و تباهی به بار نیاورده‌اند.در برابر آنان انسانهای خودساخته و خداباوری بوده و هستند که بی نام ونشان و بدون سروصدا و هیاهو و جنجال آفرینی راه خدمت به خلق و بندگی آفریدگار را برگزیده و در راه گسترش ارزشها و استوارسازی خط صلاح و اصلاح از هیچ کوششی دریغ نورزیده‌اند.دو گروه در این دو جریان نقش مهم اساسی و کلیدی دارند: عالمان (ارزشگذاران) و حاکمان(قدرتمندان).
صلاح و فساد این دو گروه در قلمرو وجود و پیرامون خود آنان نمی‌ماند بلکه به همه جا سریان می‌یابد و بر بسیاری از روحها و روانها و زندگیها سایه ( ۲۴ )
می‌گستراند و در آنها اثر ماندگاری می‌گذارد.
پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:
(صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امّتی و اذا فسدا فسدت امّتی قیل یا رسول اللّه و من هم؟ قال: الفقهاء و الأمراء.)[۱۱] صلاح و فساد دو گروه از پیروان من در صلاح و فساد امت اثرگذار است.پرسیده شد: آن دو گروه کیانند؟
فرمود: فقیهان و عالمان در دین و حاکمان.
عالم و حاکمی که در جبهه جهاد اکبر شکست خورده و نتوانسته است بر نفس خود لجام بزند هوسها و هواها از هر سوی بر او یورش آورده‌اند زمام کار خویش را به شیطان نفس سپرده چگونه می‌تواند به اصلاح دیگران برخیزد و به سامان امور همّت گمارد.
تا بُت نفس حیوانی از سر راه برداشته نشود هر حرکت اصلاحی بی نتیجه و ابتر است.
مصلحِ صالح زمان ما امام خمینی در این باره می‌گوید:
(ما تا اصلاح نکنیم خودمان را نمی‌توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم. هر کسی باید از خودش شروع کند…. بعد از این که خودش را اصلاح کرد آن وقت دنبال این باشد که دیگران را اصلاح کند.)[۱۲] یا:(این (مَن) را اگر انسان زیر پا گذاشت و (او) شد اصلاح می‌کند همه چیز را.)[۱۳] یا:
(هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است. اگر چنانچه خود انسان تربیت نشود نمی‌تواند دیگران را تربیت کند.)[۱۴] ( ۲۵ )
آن باغبان آگاه و هشیار هماره بر وجین کردن علفهای هرز از مزرعه جانها و روانها پای می‌فشرد.
او بر این باور بود که اصلاح گر اجتماعی باید تابلوی تمام نمای هماهنگی گفتار و کردار باشد. همیشه و در همه حال و در تمامی آنات زندگی چه در سختیها و تنگناها و چه در گشایشها و راحتیها از رفتار برابر اصول دست بر ندارد آنچه انجام می‌دهد با گفتارش همخوانی داشته باشد.اگر چنین شد و عالمی خودساخته به ساختن اجتماع خویش پرداخت بی گمان جامعه را دگرگون می‌کند و ناپاکیها و ناهنجاریها را از ساحت جامعه می‌زداید و دلها را با نور حق صفا می‌دهد:
(اگر چنانچه انسان خودش متحول بشود به یک انسانی که تحت تربیت انبیاء انسان می‌شود جامعه به تبع او به ترقی می‌رسد. گاهی یک فرد در جامعه موجب فساد می‌شود و گاهی یک فرد در جامعه موجب صلاح می‌شود….
اگر یک روحانی در یک محل یک روحانی متعهد باشد آن محل را تصفیه می‌کند. اگر در هر یک از بلاد چند نفر روحانی باشند که آنها ( ۲۶ )
آن طور که باید آن طور که دستور اسلام است باشند از باب این که مردم تبعیت از آنها می‌کنند مردم هم اصلاح می‌شوند و با اصلاح مردم یک جامعه صحیح پیش می‌آید.)[۱۵] به گفته مقام معظم رهبری: گرچه آب پاک و پاکیزه کننده است; امّا آب هم به پاکیزه شدن نیازمند است.
فضای طبیعی و تکوینی عالم به گونه‌ای است که هرچند گاهی آن آب بخار می‌شود و به بالا می‌رود سپس با پدیدار شدن باد و ابر و باران به آب خالص تبدیل می‌گردد و در مرحله سوم به سوی پایین سرازیر می‌شود هر اهل معرفتی وهر مصلح و رهبری که جلودار جامعه است و به عنوان هادی و پیش برنده مردمان به سوی ارزشها و کمال انسانی شناخته می‌شود باید این دگردیسی پالایش و عروج را داشته باشد و بکوشد که هماره درون خویش را پالایش کند [۱۶]دل از آلودگیها پاک بدارد و با پروردگار و با جمال جهان آرا پیوند ژرف و ناگسستنی داشته باشد:
(هرکس به تناسب سنگینی بار خود به تقویت این رابطه با خدای متعال احتیاج دارد. اگر توانستیم این رابطه را تقویت کنیم کارهامان اصلاح خواهد شد. راهمان باز خواهد شد ذهنمان روشن خواهد شد و اُفق مقابل ما روشنی خواهد یافت. قدم اول این است. امّا اگر این گره را باز نکردیم کارهای ما به سامان لازم نخواهد رسید.)[۱۷] این رهنمودها الهام گرفته از فرهنگ ناب قرآنی است که پرهیزگاری و پاکی جان را سرمایه و پشتوانه‌ای می‌شمارد برای برون رفت از فتنه‌ها و مشکلها و نابسامانیهای فردی و اجتماعی:
(من یتّق اللّه یجعل له مخرجا.)[۱۸] هرکس از خدا پروا کند[خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار می‌دهد.
( ۲۷ )
آن که با سلاح تقوا و خویشتن بانی گام در میدان اصلاح و ناهنجارزداییهای اجتماعی می‌گذارد کم تر دچار لغزش و لرزش می‌شود.
تقوا چونان چراغ فروزانی است که به ذهن و فکر اصلاح گران روشنی می‌بخشد و افقهای نوین و راه‌های برین را در برابر آنان می‌گشاید:
(ان تتّقوا اللّه یجعل لکم فرقانا.) [۱۹] اگر از خدا پروا دارید برای شما [نیروی] بازشناسی حق از باطل قرار دهد.
در اسلام روی این نکته که اصلاح باید از بالا به پایین مخروط جامعه انجام بگیرد دقت ویژه شده است. این با فطرت و سرشت و طبیعت انسان سازگاری ژرف و همه سویه دارد.
تنها زمامدار صالح است که تواند پاکی صفا و رستگاری را در جامعه بگستراند. زمامدار ناصالح به هیچ روی نمی‌تواند انسانها و جامعه‌ای سالم و صالح بسازد.این مسأله از چنان اهمیت و جایگاه و ژرفایی در این مکتب برخوردار است که اگر مردم از زمامدار ستم پیشه پیروی کنند گرچه خود راه صلاح را در پیش بگیرند و نیکوکار باشند بلای خانمانسوز که زمامدار تبه پیشه می‌آفریند زندگی نیکان جامعه را هم دستخوش بلا می‌سازد و عذاب الهی گریبانشان را خواهد گرفت; ولی اگر زمامدار صالح بود و مردم از او پیروی کردند و به فرمانش گردن نهادند اگر اشتباه گناه و لغزشی در زندگی داشته باشند گرفتار عذاب نمی‌شوند و خداوند چتر رحمت خود را بر سر آنان می‌گستراند.
پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:
(لاُعذّبنّ کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماماً جائراً لیس من اللّه عزّوجلّ و ان کانت ( ۲۸ )
الرّعیّة فی أعمالها برّة تقیّة ولأعفونّ عن کلّ رعیّة فی الاسلام أطاعت إماماً هادیاً من اللّه عزّوجلّ و ان کانت الرّعیّة فی أعمالها ظاعة سیئة.)
اگر مردمانی از پیشوای ستم پیشه پیروی کردند گرچه خود راه نیکی و پرهیزگاری را پیشه کنند سزاوار کیفرند.
و اگر از رهبر هدایت شده و مورد تأیید خداوند پیروی کنند سزاوار بخشش خواهند بود گرچه به گناه آلوده باشند.
مقام معظم رهبری از این حدیث شریف چنین نتیجه می‌گیرد:
(حاصل این که اگر دستگاه مدیریت جامعه صالح و سالم باشد خطاهای متن جامعه قابل اغماض است و در مسیر جامعه مشکلی به وجود نخواهد آمد; امّا اگر مدیریت و رأس جامعه از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد و لو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد آن صلاحِ بدنه مردم نمی‌تواند این جامعه را به سر منزل مطلوب هدایت کند; یعنی تأثیر رأس قلّه و هرم و مجموعه مدیریت و دستگاه اداره کننده در یک جامعه این قدر فوق العاده است.)[۲۰]

پیامدهای حکومت ناصالحان

به همان اندازه که حکومت گران صالح نقش سازنده در پیشرفت جامعه دارند و مردم در پرتو حکومت آنان بالندگی و پویایی می‌یابند و آرامش و به آسایش دست می‌یابند ناصالحان اصلاح طلب گمراهان داعیه دار هدایت اگر در هرم قدرت قرار بگیرند تباهی آفرین و زیانبارند.
این را می‌شود از لابه لای اوراق تاریخ به دَر آورد و آنان را که به نام اصلاح طلبی وقتی در هرم قدرت قرار گرفته‌اند فاجعه آفریده‌اند شناساند تا اهل عبرت عبرت بگیرند.
( ۲۹ )
تاریخ نشان می‌دهد: هرگاه اداره و رهبری اجتماع و پستهای کلیدی در اختیار انسانهای ناشایست و آلوده افتاده است فساد و تبه پیشگی بر صلاح و رستگاری چیره گردیده و فضای جامعه به آسیبها و آفتهای فرهنگی سیاسی و اجتماعی آلوده شده است.
در تاریخ معاصر به کژراهه افتادن جریان نهضت مشروطه و رخدادهای ناگوار پس از آن دلیل روشنی است بر این سخن که چگونه غرب زدگان و خودباختگان با شعار: اصلاح گری ناهنجارزدایی تمدن نوگرایی سروسامان دادن به اوضاع سیاسی و اجتماعی مردم سالاری و … به پستهای اجرایی و قانونگذاری دست یافتند و شایستگان خداباور و مردم محور مانند مدرس را از صحنه کنار زدند و زمینه چیرگی رضاخان میرپنج را فراهم آوردند و او هم با دستاویز قرار دادن دین و دیندارنمایاندن خود به مردم فریبی پرداخت. در عزاداریها و مجلسهای روضه شرکت می‌جست و در روزهای تاسوعا و عاشورا پیشاپیش دسته سینه زنی ویژه خود حرکت می‌کرد و….در همان اوان پس از دریافت حکمِ ریاست وزرایی در بیانیه‌ای هدف و برنامه خود را حفظ حقوق مملکت و اجرای قانون اعلام کرد.[۲۱] با آن مشی دینی و این شعار قانون گرایی مردم ستمدیده و پست شمرده شده و در استبداد قاجار گرفتار آمده و تلخی هرج و مرج چشیده را فریفت و به بند کشید و به زودی از آن خودنماییها و قانون گراییها دست برداشت و چهره واقعی و حقیقی خود را نمایاند و در برابر ارزشهای دینی و احکام ضروری دین ایستاد و پندو اندرز و هشدارهای علمای بزرگ و مراجع را نادیده انگاشت و در برابر امر به معروف و نهی از منکر آنان به ناسزاگویی پرداخت.
(مرحوم آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری در مورد کشف حجاب به رضاشاه تلگراف زد و در جواب فحش و ناسزا و بی ادبی شنید و معلوم شد که اعتراض فایده نداشت.)[۲۲] ( ۳۰ )
رضاخان گستاخی را به جایی رساند که خانواده خود را بدون پوششهای لازم و به گونه زننده و خلاف شؤون و آداب اسلامی به حرم حضرت معصومه(س) آورد و حریم آن حرم را شکست. در این هنگام و در برابر این حرکت ناشایست و به دور از آموزه‌های اسلامی و مُنکر روشن عالم شجاع محمدتقی بافقی فریاد برآورد و علیه رضاخان و رفتار خلاف اسلام وی و خانواده اش سخن گفت که رضاخان خود وارد قضیه شد و مرد خدا را به باد کتک گرفت و با لگدهای خود او را از نوا انداخت.[۲۳] اصلاحات رضاخانی با شعار مذهبی و ملی آغاز شد و به مذهب زدایی و پیروی از غرب و مرام لائیک انجامید.شهید مدرس سیر حرکت اصلاح گری به سبک رضاخانی را این گونه بیان می‌کند:
(ممکن است شماره کارخانه‌های نوشابه سازی روز افزون گردد اما کوره آهن گدازی و کارخانه کاغذسازی پا نخواهد گرفت درهای مساجد و تکایا به عنوان منع خرافات و اوهام بسته خواهد شد; اما سیلها از رمانها و افسانه‌های خارجی …به وسیله مطبوعات و پرده‌های سینما به این کشور جاری خواهد گشت به طوری که پایه افکار و عقاید و اندیشه‌های نسل جوان ما از دختر و پسر تدریجاً بر بنیاد همان افسانه‌های پوچ قرار خواهد گرفت و مدنیّت مغرب معیشت ملل مترقی را در رقص و آواز و دزدیهای عجیب آرسن لوپی و بی عفتیها و مفاسد اخلاقی دیگر خواهند شناخت مثل آن که آن چیزها لازمه متمدن بودن است.)[۲۴] پیش بینیهای مدرس را نباید به دوران پهلوی ویژه ساخت. در هر زمانی که اصلاح گریها با الگوهای بیگانه و غربی پیش رود شاهد ناهنجاریهای اخلاقی و رفتارهای ضدارزشی خواهیم بود فرقی نمی‌کند که الگو انگلیس باشد یا ( ۳۱ )
آمریکا.آن روز انگلیس ملت ما را استعمار کرد و نگذاشت که کار اصلی و بنیادی در این کشور پا بگیرد امروز آمریکا با پوشش دیگر همان راه را به روشنفکران غرب زده نشان می‌دهد و سوگمندانه شماری هم ساده لوحانه و یا با نگاه مطلق انگاری تمدن غرب را قبله و الگو قرار می‌دهند و همه چیز را در مسأله پیوند با آمریکا قابل اصلاح می‌بینند.به هر حال در آن برهه از تاریخ دست نشانده انگلیسها به خوبی مأموریت خود را اجرا کرد و پس از کشف حجاب به دیگر ارزشهای دینی و مذهبی یورش برد و به نام پیشرفت و اصلاح گری فسادها و ناهنجاریها را رواج داد.
امام خمینی دربارهٔ اصلاح گریهای رضاخان می‌گوید:
(این مرد بی صلاحیت وقتی که ترکیه رفت آن جا دید که آتاتورک یک همچون کارها و غلطهایی کرده است [از همان جا] از قراری که آن وقت می‌گفتند تلگراف کرده است به عمال خودش که مردم را متحدالشکل کنید . و بهانه دومی که باز به تقلید از آتاتورک بی صلاحیت آتاتورک مسلح غیرصالح باز انجام داد قضیه کشف حجاب با آن فضاحت بود. خدا می‌داند که به این ملت چه گذشت در این کشف حجاب….)[۲۵] آری این است نتیجه حاکم بودن و حکمروایی انسانهای (مسلّح غیرصالح) که اصلاح گری و سامان دهی آنان می‌شود انگلیسی یا آمریکایی!
از این روست که اسلام در سپردن کارها به شایستگان پای می‌فشارد:
(انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها…)[۲۶] خداوند فرمان می‌دهد که امانتها را به اهل آن وا نهید و بسپارید.
چه امانتی بزرگ تر و مهم تر از اداره جامعه و سرپرستی مردمی که در پرتو دین و شریعت می‌زیند و خواهان پیاده شدن اسلام و احکام آن در تمام زوایای زندگی خود هستند.
( ۳۲ )
شایستگی شرط نخستین رهبری و امامت جامعه است. آن که نتوانسته است خود را از دام هواها و هوسها شهرتها و شهوتها برهاند چگونه خواهد توانست ملت و مملکت را از دوام توطئه‌های خارجی و فتنه‌های داخلی برهاند؟
باطل است آنچه مدعی گوید خفته را خفته کـی کند بیـدار صلاح مصلحان در نگاه امیرمؤمنان امام علی(ع) پیشوای مصلحان و الگوی مؤمنان پیش شرط هرگونه اصلاح سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی را صلاح و اصلاح دست اندرکاران اصلاحات می‌داند و می‌فرماید:
(عجبت لمن یتصدّی لأصلاح النّاس ونفسه اشدّ شیء فساداً.)[۲۷] در شگفتم از آن که دست اندرکار اصلاح مردم است و حال آن که خود گرفتار نابسامانی است (و نیاز فراوان به اصلاح خویش دارد).
عقل و شرع بر این مسأله اتفاق دارند که سامان دهی امور جامعه امری پسندیده و خوشایند است; لکن هنگامی این پدیده نتیجه بخش است که مجریان اصلاحات شایسته مردمی اهل خدمت پای بند به قانونها و آیینها محبوب خدا و رسول و پیش از اصلاح دیگران درصدد اصلاح خویش باشند:
(کیف یصلح غیره من لایصلح نفسه.)[۲۸]

چگونه شخص ناصالح می‌خواهد دیگران را اصلاح کند؟

این سخنان از مصلحی راستین است که در سراسر عمر خود و در تمام آنات و لحظه‌ها و برهه‌های زندگی کوچک‌ترین نقطه ضعف و کاستی نداشته است و در همه میدانهای انقلابی و اصلاحی پیشگام و جلودار بوده است.او بسان الگوی راستین خود محمد(ص) به اصلاح امت اسلامی سخت دل ( ۳۳ )
می‌سوزاند: (حریص علیکم)[۲۹]و از نابسامانیها رنج می‌برد: (عزیز علیه ما عنتّم)[۳۰]علی(ع) به همه مصلحان پیام داد: گفتار را با کردار درآمیزند و پیش از آن که به دیگران و برای دیگران بگویند خود عامل به گفته‌ها و دانسته‌های خویش باشند:
(ایّها النّاس انّی واللّه ما احثکم علی طاعة الاّ وقد اسبقتکم الیها ولا انهاکم عن معصیة الاّ واتناهی قبلکم عنها.)[۳۱] ای مردم! به خدا شما را به طاعتی برنمی انگیزم جز که خود پیش از شما به گزاردن آن برخیزم. و شما را از معصیتی باز نمی‌دارم جز آن که خود پیش از شما آن را فرو می‌گذارم.
پرداخت مصلحان به خویش پیش از پرداخت به دیگران از اولویتهای ناهنجاری زداییها و اصلاح گریهای بنیادین در یک جامعه است. آن که می‌خواهد کاستیها و نابسامانیها را از گستره اجتماع بزداید و زمینه رشد و فلاح و صلاح جامعه را فراهم سازد باید در نخستین خیزش و حرکت به خود بنگرد و به تعبیر قرآن: (قد افلح من تزکّی).[۳۲] خردمندانه نیست که آدمی که خود در زنجیر آز در بند است و در باتلاق خواسته‌های نفسانی فرورفته درصدد پیرایش عیبها و کاستیها و آفتهای اجتماع برآید:
(طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب النّاس… فکان من نفسه فی شغل والنّاس منه فی راحة.)[۳۳] خوشا کسی که پرداختن به عیب خویش وی را از عیب دیگران باز دارد…. سرگرم کار خویش باشد و مردم را از گزند خود آسوده گذارد.
بویژه آنان که در جایگاه امامت و هدایت امت قرار گرفته‌اند و گفتار و کردارشان زیر ذره بین و نگاه همه سویه مردمان است و مردم از آنان انتظار بیش تر ( ۳۴ )
و بالاتری دارند. برای اینان مسأله پرداختن به خود و نگاه به گفتار و بویژه کردارشان ضرورت و اهمیت دوچندان دارد. امام علی(ع) به همه آنان که می‌خواهند از این پایگاه مهم و بنیادین اجتماعی به جامعه و تاریخ و ملت خود خدمت کنند و برآنند که لباس فاخر و در عین حال پرمسؤولیت رهبری و امامت جامعه را بر دوش افکنند چنین سفارش می‌کند:
(من نصب نفسه للنّاس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه ومعلّم نفسه و مؤدّبها احقّ بالأجلال من معلّم النّاس ومؤدّبهم.)[۳۴] آن که خود را پیشوای مردم می‌سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد شایسته تر به تعلیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.
در این دستورالعمل علوی به چند نکته مهم دربارهٔ در افتادن با ناهنجاریها و سامان دهی و اصلاح گری اشاره شده است:
( ۳۵ )
الف.اگر کسی توانایی اداره و اصلاح و امامت جامعه را دارد باید خود را به مردم بشناساند و به میدان بیاید تا مردم از پرتوافشانی و خدمتهای او بهره ببرند.
ب. نخستین گام اصلاح را از خود آغاز کند.
ج.اهل عمل باشد نه اهل شعار. سیرت او گواه بر سخن و گفتار او باشد.
د. پای بندی به این اصول او را در چشمها عزیز می‌گرداند و پشتوانه نفوذ سخن او را در دلها فراهم می‌آورد.
از افلاطون پرسیدند: چه کسی شایسته تدبیر و اصلاح جامعه است؟
(قال من کان فی تدبیر نفسه حسن المذهب.)[۳۵] آن که در مدیریت کشور وجود خویش روش نیک و خوبی را نشان داده باشد.
افزون بر این یعنی عزیز شدن صالح اصلاح گر در روزگار خویش و در زمان حیات نام نیک او در یادها و خاطره‌ها و در تاریخ ماندگار خواهد شد و آنچه را انجام داده گامی که برداشته خیر روان می‌گردد.
عمل صالح اگر از نیت پاک و صادقانه سرچشمه گرفته باشد قرض الحسنه است و ماندگار نزد خداوند.[۳۶]این که مرد روشن ضمیر و بیداردل [۳۷] در کنار مرقد شریف حضرت امام خمینی آیه شریفه زیر را تلاوت می‌کند و حرکت و تلاش و خیزش او را قرض الحسنه می‌داند و امام را مصداقی از آیه شریفه از همین باب است:
(من ذا الذی یقرض اللّه قرضاً حسناً فیضاعفه له اضعافاً کثیرة واللّه یقبض ویبسط والیه ترجعون.)[۳۸] کیست آن که به خدا وام نیکویی دهد تا [خدا] آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگی و گشایش پدید می‌آورد. و به سوی او بازگردانده می‌شوید.
( ۳۶ )
این آیه و آیه‌های پس از آن از نقش رهبری و اصلاح گری امت موسی(ع) در بنی اسرائیل سخن می‌گویند و نشان می‌دهند: اگر کسی با نیتی پاک درست و صادقانه و از روی احساس وظیفه به اصلاح جامعه همت گمارد و عرصه دار این میدان شود راهی پررهرو و پربرکت خواهد داشت و خداوند مهر و دوستی او را در دلها جای خواهد داد و مردم در برابر این عبد صالح فرمانبردار خواهند بود.
روشن است که تمام این بزرگیها و عزتها در گرو این نکته است که مصلح باید صالح باشد:
(قد الزم نفسه العدل فکان اوّل عدله نفی الهوی عن نفسه.)[۳۹] آن که خود را به اجرای عدالت پای بند کرده نخستین گامش در این راه زدودن هوا و هوس از درون خویش است.
در درازای تاریخ در قرنها و عصرهای گوناگون انسانهای بسیاری همّت به اجرا و برپایی عدالت اجتماعی و گسترش آن به تمام زوایای زندگی گماشته و طرح و برنامه‌هایی ارائه داده‌اند… با این حال نتوانسته‌اند باتلاق اصلی ستم را در زندگی مدیران و مجریان بخشکانند به گونه‌ای که در نهان و آشکار طرفدار ستمدیده و دشمن ستمکار باشند و نگذارند هیچ حقی از هیچ کسی در هیچ زمانی و در هیچ سرزمینی پایمال شود.
در این بین تنها پیامبران و امامان و پیشوایان دینی راه چاره نشان داده‌اند و نمونه روشن آن همین کلام مولاست که به آن اشارت کردیم.
آقای محمدتقی جعفری نهج البلاغه شناس معاصر می‌نویسد:
(بگذارید انسانها ملاک عدالت و ستم را از درون خود دریابند. بگذارید مرز عدالت و ستم را خود مردم در درون خود خط کشی کنند. تعلیم و تربیت انسانها را از تنظیم خودخواهی آنان شروع کنید و بکوشید تا به مردم اثبات کنید که (خودِ) شما ( ۳۷ )
وابسته به حق مطلق است که تعدی از بایستگی و نبایستگی را به شما تجویز نمی‌کند. (خود) دیگران (خود) توست و تعدی بر خود دیگران تعدی بر خویشتن است….)[۴۰] برابر سازی و سامان دهی خودخواهیهای درونی عامل زیربنایی برای اصلاح گریهای بیرونی است:
(من اصلح ما بینه و بین اللّه اصلح اللّه مابینه و بین النّاس.)[۴۱] آن که میان خود و خدا را به صلاح دارد خدا میان او و مردم را به صلاح آرد.

خویشتن بان و مالک بر نفس خویش

امام علی(ع) اداره و اصلاح جامعه را برکسانی که ضد ارزشها در درون جانشان راه یافته و نتوانسته‌اند خود را به والایی و کمال معنوی برسانند ناروا می‌داند.[۴۲] در این باره از این آیه شریفه الهام می‌گیرد:
(تلک الدّار الآخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّاً فی الأرض و لافساداً والعاقبة للمتقین.)[۴۳] سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی‌جویند و راه تبه کاری نمی‌پویند و پایان کار ویژه پرهیزگاران است.
(وقایه) ریشه واژه (تقوی) به معنای نگهداری و خویشتن بانی است.[۴۴]آن که شخصیت خود را از عوامل فساد و انحراف دور نگه داشته و از فروافتادن در باتلاق هوی و هوس و خودخواهی پرهیز کرده و از هرگونه هرزه گرایی و هوس پرستی دوری گزیده انسانی است باتقوا و خویشتن بان و مالک بر خویش.
مالک بودن بر نفس معنی و مفهومی جز صالح شدن و حفظ شخصیت ( ۳۸ )
انسانی از گزند هر گونه آفت و آسیب درونی و بیرونی ندارد. کسی که می‌خواهد بر جان و مال و ناموس مردم حاکمیت و ولایت داشته باشد و درصدد اصلاح تمام ارکان و شؤون زندگی مردمان است باید نخست مالک بر خود و خویها و ویژگیهای درونی خویش شده باشد تا شایستگی اداره و اصلاح امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی را داشته باشد:
(و قد علمتم انّه لاینبغی ان یکون الوالی علی الفروج و الدّماء و الغنائم و الأحکام و امامة المسلمین البخیل فتکون فی اموالهم نَهْمتُة ولا الجاهل فیضلّهم بجهله ولا الجافی فیقطعهم بجفائه ولا الخائف للدّول فیتّخذ قوما دون قوم ولا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع ولا المعطّل للسّنّة فیهلک الأمّة.)[۴۵] همانا دانستید که سزاوار نیست بخیل برناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا در مالهای آنان حریص گردد و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد و نه ستمکار تا به ستم عطای آنان راببرد و نه بی عدالتی در تقسیم مال تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد. و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوت ستاند تا حقوق را پایمال کند و آن را چنانکه باید نرساند و نه آن که سنّت را ضایع سازد و امت را هلاک دراندازد.
در تمام بخشنامه‌های حکومتی حضرت امیر(ع) این نکته‌ها به چشم می‌خورد.آن حضرت که وارث جامعه‌ای آسیب زده و دچار انحرافها و بدعتهای فراوان بود درصدد برآمد که با حرکتی انقلابی دوره بازسازی و سازندگی را آغاز کند. البته در این کار بزرگ همتی سترگ لازم بود که امام آن را دارا بود و ( ۳۹ )
در یک بیان و سخن اندوهبار چنین فرمود:
(لوقد استوت قدمای من هذه المداحض لغیّرت اشیاء.)[۴۶] اگر دو پایم در این لغرشگاه‌ها استوار ماند چیزهایی را دگرگون خواهم کرد.
از این سخن امام برمی آید که بر سر راه اصلاح گریهای وی بازدارنده‌های فراوان وجود داشته است. فتنه گران و آنان که در فضای مه آلود نفس می‌کشند دوست نمی‌دارند که انسان والایی مانند علی(ع) زمام جامعه را به دست گیرد و اصلاحات علوی را به سامان رساند. از این روی بسیاری از دنیا محوران و مقام خواهان و عاشقان و شیفتگان نام و نان همان اوان کار علی را تنها گذاشتند و کارشکنی را آغازیدند.
امام در بخشنامه‌هایی که برای اصلاح امور جامعه صادر فرموده به اصول و نکته‌های محوری پای فشرده که در آغاز عهدنامه مالک اشتر چنین بر رشته در آمده‌اند:
۱. سامان دهی اقتصاد و برقراری توازن مالی در بین گروه‌های جامعه.
۲. دفاع اجتماعی و پاسداری از امنیت و کیان دینی مردم.
۳.بِه سامانی کارهای جاری مردمان.
۴. تلاش برای آبادانی جامعه.[۴۷] امام پشتوانه اجرایی همه این بندهای یاد شده را در کارگزاران واصلاح گران خویشتن بان ومالک نفس خویش می‌داند; از این روی در آغاز عهدنامه مالک اشتر می‌فرماید:
(و اَمَرَه ان یکسر نفسه من الشّهوات ویزعها عند الجمحات فانّ النّفس امارة بالسّوء الاّ ما رحم اللّه.)[۴۸] نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد و هنگام سرکشیها به فرمانش آرد که همانا نفس به بدی وا می‌دارد جز که خدا رحمت آرد.
( ۴۰ )
در ادامه با یادآوری نکته‌ای دقیق و دگرگون کننده: (فاملک هواک)[۴۹]روح پیام خود را به روح مالک سریان می‌دهد.این دستورالعمل ریشه قرآنی دارد.در سوره مائده از زبان حضرت موسی خداوند می‌فرماید:
(ربّ انّی لا املک الاّ نفسی واخی.) [۵۰] پروردگارا من مالک خود و برادرم هستم.
امام خمینی در تفسیر این آیه می‌گوید:
(بزرگ ترچیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرک دارد این است که حق را برای حق بخواهد…. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد این مالکیت را داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد این مالکیت را داشته باشد که از او تنفّر داشته باشد و اظهار تنفّر کند… گویندگان ما نویسندگان ما… توجه داشته باشند آیا مالک خودشان هستند؟ می‌توانند ادعایی که حضرت موسی پیغمبر بزرگ کرد آنها هم بکنند که: (لا املک الاّ نفسی و اخی…) امّا کسی که به این مقام نرسیده است باید بگوید: (انّی لا املک نفسی و لا اخی)[۵۱] آنان که خویشتن خویش را در یَدِ اختیار دارند و لجام آن را در دست خدا باورند. در تمامی خیزشها و حرکتها چه در آن جایی که می‌پذیرند چه آن جایی که نمی‌پذیرند چه آن جایی که به نقد می‌پردازند و چه آن جایی که به ستایش می‌ایستند در همه و همه خدا را در نظر دارند.
جلوه‌های بندگی در تمام حرکتهای آنان به خوبی نمایان است و شعارشان که حکایت از روح بلند و بندگی به کمال و تمام آنان می‌کند عبارت است از:
(انّ صلوتی ونسکی ومحیای و مماتی للّه ربّ العالمین.)[۵۲] نماز و عبادت و زندگی و مردگی من از آن پروردگار جهانیان است.
( ۴۱ )
اینان همانانی هستند که حضرت علی(ع) به مالک می‌گوید: مالک بر نفس خویشتن خویش هستند و برای مردم کانون مهر و در جامعه الگوی عدل و انصاف.[۵۳] امّا کسانی که این گونه نیستند خود محورند و شعارشان شعار فرعون: (انا ربکم الاعلی) [۵۴] همه را با (من) ارزیابی می‌کنند نه با (حق). خود را امیر مطاع می‌نامند.[۵۵] اصلاح گران واقعی و دگرگونی آفرین در زوایای گوناگون فرد و جامعه از میان دسته اول برمی خیزند. آنان لذت مالک بودن بر نفس خویش را چشیده و از دست خود طبیعی و منیّت حیوانی رهایی یافته‌اند; از این روی هیچ دغدغه و دردی جز درد دین و دغدغه ایمانی ندارند. اصلاحات را تا آن جا روا می‌دارند که از مرز بندگی و ارزشهای دینی درنگذرد و اگر حرکت اصلاحی بخواهد از این مرزها بگذرد با تمام وجود در برابر آن می‌ایستند.[۵۶] امام علی(ع) الگوی مصلحان صالحی است که در اوج بندگی از هرچه رنگ و بوی خودخواهی داشت به دور بود:
(انّی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم ولکنی لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی.)[۵۷] ( ۴۲ )
من به راه‌های اصلاح شما آشنایی دارم و می‌دانم راهکار اصلاح شما چیست. و لکن اصلاح شما را با تباه کردن خویش روا نمی‌دارم.
این سخن ارزش مند امام بایسته است به گونه دقیق در بوته بررسی نهاده شود و در همه زوایای آن کندوکاو صورت بگیرد.

  • آگاه به راه‌های اصلاح و آشنایی به کاستیها و کژیها.
  • توانایی به سامان آوردن نابسامانیها و به هنجار درآوردن ناهنجاریها.
  • استفاده از ابزار مشروع برای گسترش دامنه اصلاحات.
  • پای بندی به ارزشها در اجرای اصلاحات.
  • درجه بندی و پیش داشتن سزاوارترینها در ناهنجارزداییهای اجتماعی.

شناخت راه‌های اصلاح جامعه برای مصلحان بایستگی و اهمیت دارد. آن که می‌خواهد تشنگان را به آب زلال و گوارا رهنمون گردد باید پیش از آن راه‌های ورود و شیوه‌های بهره برداری از آن آب را بداند. حرکت دادن گروهی تشنه به سوی آبی که نمی‌داند کجاست و از چه راهی باید رفت تا بدان رسید کاری است که عقل و خرد آن را نمی‌پسندد. چه بسا سراب و آب نماها مصلحان را به خطا اندازد و به کژراهه کشاند و به جای فرو نشاندن تشنگی بر تشنگی آنان بیفزاید. از این روست که مولا می‌فرماید: (وانّی عالم بما یصلحکم.)
افزون بر این کسی که می‌خواهد جامعه را به سمت وسوی بِه سامانی و درافتادن با ناهنجاریها و اصلاح گری و سازمان دهی نوین و همراه و همگام با زمان و نیازهای مردمان را به وجود آورد. باید کاستیها کژیها و ناراستیهای به وجود آمده در جامعه را به درستی شناسایی کند رتبه بندی و اولویت سنجی کند; چه این که شناخت درد نیمی از درمان است تا آلودگیها ناهنجاریها و بیماریها و آسیبهای اجتماعی درست معلوم نباشند درمان هم به شایستگی انجام نخواهد گرفت.
( ۴۳ )

ویژگیهای مصلحان

مصلح اجتماعی باید از کارشناسان و خبرگان کمک بگیرد که گرفتاریهای اجتماعی اصلی و فرعی کدام است؟
کدام یک را باید اول اصلاح کرد؟ آیا تنگناهای معیشتی و اقتصادی مردم را دچار کژراهه روی و دلسردی می‌کند و آنان را از ارزشهای دینی دور می‌سازد و در نتیجه چراغ امید و نشاط را در دل آنان می می‌راند یا مردم از مسائل سیاسی رنج می‌برند و نسبت به سرنوشت اجتماعی خود دچار حیرت و دغدغه‌اند؟
و یا اساس و بنیاد کژیها و آسیبها از ناحیه فرهنگی است که مردمان را گرفتار فساد و گناه و انحراف ساخته است؟
پیدا کردن ریشه‌ها و علت‌های اصلی و درجه بندی آنها و سپس اصلاح مناسب بر عهده مصلحان است. امام علی(ع) با جمله: (ویقیم اودکم) به این نکته اشاره دارد.
تا کسی (اِوَد) و کژیها را نشناسد نمی‌تواند آنها را راست کند و سامان ببخشد. از همه مهم تر این نکته است که مصلحان پس از آن که دردها و آسیبها را شناسایی کردند و راه‌های اصلاح درمان نوسازی و بِه سازی جامعه را نیز پیدا کردند و بر آن شدند وارد میدان عمل بشوند باید در این مرحله حساس به این نکته که در حقیقت شرط نخستین و گام آغازین اصلاحات است توجه داشته باشند که اصلاح جامعه گرچه کاری است کارستان و خدمتی است شایسته و بزرگ و اساسی و بنیادی لکن به چه قیمتی؟ آیا بر مصلحان رواست بدون هیچ قیدو حدّو مرزی گام در میدان اصلاح امور و ناهنجارزدایی بگذارند و از هر شیوه و ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های خود بهره برند؟ یا این که باید گامهای اصلاحی آنان در چارچوب نظام ارزشی باشد که بیش تر مردم آن را پذیرفته‌اند؟
امام علی(ع) پاسخ می‌دهد: (ولکن لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی.)
( ۴۴ )
من اصلاح شما مردمان را به هر قیمتی گرچه به فاسد کردن خودم باشد انجام نخواهم داد.
از این سخن امام این پیام به دست می‌آید: کسانی که آهنگ انجام کاری برای مردم مسلمان دارند افزون بر درنظر گرفتن صلاح و مصلحت آنان باید مصلحت نظام را در کنار مردم در کانون توجه خود داشته باشند.
اصلاح گری مبارزه با ناهنجاریها ونابسامانیها آن گاه ارزش است که فرآیند آن فروپاشی نظام ارزشی اخلاقی سیاسی و اقتصادی و دینی نباشد.اگر بنا شد به بهانه اصلاح گری و مهار بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی مردم گرفتار بحران معنوی گردند و از چاله به درآیند و به چاه درافتند بایسته است که در شیوه کار و گونه نگرش به مسأله دوباره اندیشی شود و با درنگ و دقت بیش تر کار انجام گیرد.
افزون بر این به این نکته نیز باید توجه ویژه داشت: اصلاح گری و ناهنجارزدایی به گونه‌ای نباشد که اصلاح گران را در باتلاق فساد درافکند. یعنی اصلاح گری سبب شود که اصلاح گران برای پیشبرد امور جامعه به استبداد بگرایند و قانون گریزی و قانون ستیزی و… پیشه سازند.
از این سخن نورانی (و لکن لا اری اصلاحکم بأفساد نفسی) به نکته دیگری در روش هدایت تکامل مادی و معنوی و شیوه‌های اصلاحی می‌توان پی برد و آن عبارت است از:
برای رسیدن و دستیابی به هدف و حاکم گردانیدن حق هیچ گاه نباید از ابزار و وسائل فاسد کمک گرفت.
در حرکت اصلاحی بنا شده بر معیارهای اسلامی هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. نمی‌شود در هدف مسلمان بود و در به کاربردن و استفاده از وسیله به هر دین و مرامی درآمد. مصلحان دینی هم در هدف پای بند به ارزشهای دینی اند و هم در گزینش وسائل برابر معیارهای دینی حرکت می‌کنند و شعارشان و تابلوی راه شان این سخن پروردگار است:
( ۴۵ )
(ماکنت متّخذ المضلّین عضداً.)[۵۸] من آن نیستم که گمراه گران را همکارخود بگیرم.
امام علی(ع) در چرایی برکنارکردن معاویه بر این آیه شریفه تمسک جست و حاضر نشد حتی برای مدت کوتاه معاویه را بر کار و بر مسند استانداری شام بگذارد.[۵۹] امام حسین نیز در جواب عبیداللّه حر جعفی که حاضر به کمک امام نشد; ولی اسب و شمشیر خود را به ایشان تقدیم کرد فرمود:
(اذا بخلت علینا بنفسک فلا حاجة لنا فی مالک وما کنت متّخذ المضلّین عضداً.)[۶۰] تو که در راه ما از نثار جان دریغ می‌ورزی ما نیز به مال تو نیازی نداریم زیرا من از گمراهان برای خود نیرو نمی‌گیرم.
ییا در جنگ صفین یاران به امام پیشنهاد کردند حال که فرات را در اختیار داریم نگذاریم سپاهیان معاویه از آن استفاده کنند تا از پای درآیند. امام از این کار جلو گرفت و پیام فرستاد:
(خذوا من الماء حاجتکم وارجعوا الی معسکرکم و خلّوا بینهم و بین الماء فانّ اللّه قد نصرکم علیهم بظلمهم وبغیهم.)[۶۱] به اندازه نیاز آب برگیرید و به لشکرگاه خود بازگردید و بین شامیان و آب را خالی بگذارید که ما نیازی به این گونه کارها نداریم.
رمز پیروزی شما بر آنان آن بود که آنان مردمی ستم پیشه و سرکش بودند. علی(ع) در همه آوردگاه‌های زندگی چنین بود. این که نام علی(ع) برای همیشه بر تارک جنگ اُحد و خندق خواهد درخشید بدان خاطر است که علی(ع) افزون بر آن که قهرمانانه جنگید قهرمانانه نیز اخلاص ورزید و تیغ از پی حق زد:
گفت من تیغ از پی حق می‌زنم بنده حقم نه مأمور تنم شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر دین من باشد گواه رخت خود را من زره برداشتم غیر حق را من عدم انگاشتم [۶۲] ( ۴۶ )
(لا اری اصلاحکم بافساد نفسی) از علی نخواهید که دست به کارهایی زند که او را به فساد گرفتار سازد. می‌فرماید:
(أتأمرونی ان اطلب النّصر بالجور….)[۶۳] آیا می‌خواهید که با ستم به پیروزی دست یابم.
بله مصلح خودساخته را با این معیارها می‌توان از مصلح خود ناساخته باز شناخت.مصلحان خودساخته اگر برای پیروزی و رسیدن به هدف می‌خواستند از راه‌های نادرست و ناروا بهره بگیرند بر آنان آسان بود; امّا دشواریها را به جان خریدند و گرد راه‌های آسان نگردیدند.
علی(ع) از آن مصلحان خودساخته‌ای است که با همه دشواریهای دوران زندگی بویژه دوران حکومت دست و پنجه نرم کرد امّا راه‌های آسان آمیخته با گناه و آلودگی را برنگزید:
(واللّه ما معاویة بأدهی منّی ولکنّه یغدر ویفجر ولولا کراهیة الغدر لکنت من ادهی الناس ولکن کلّ غدرة فجرة وکلّ فجرة کفرة.)[۶۴] به خدا سوگند! معاویه از من سیاستمدارتر نیست لکن روش او بر پیمان شکنی و گنهکاری استوار است و اگر پیمان شکنی و فریبکاری کاری ناشایسته و ناپسند نبود من در میدان سیاستمدارترین بودم. امّا چه کنم که هرگونه پیمان شکنی گناه است و هر گناهی به گونه‌ای کفر به شمار می‌رود.

سخن پایانی

چه کسی می‌تواند ادعا کند که اصلاحات اجتماعی را در بستر واقعی و حقیقی اش اجرا می‌کند و نام زیبنده مصلح را بر خود می‌نهد؟پاسخ این پرسش را باید از زبان مصلح راستین امیرالمؤمنین(ع) دریافت کرد:
(انّما یقیم امراللّه من لا یصانع و لایضارع و لایتّبع المطامع.)[۶۵] ( ۴۷ )
فرمان خدا را بر ندارد جز کسی که در حق مدارا نکند خود را خوار نسازد و پی طمعها نتازد.
پیش از این از امام علی(ع) سخنی آوردیم از راست کردن کژیها تعبیر به (یقیم اودکم) فرموده بود. در این فراز نیز برای اجرای فرمانهای الهی (به تعبیر ما برای اصلاح جامعه دینی نیز از واژه (یقیم) سود می‌جوید و آن را به کارمی برد. معلوم می‌شود زمانی فرا می‌رسد که فرمانهای خدا و ارزشهای دینی در جامعه کم رنگ می‌شود و نیاز به این است که از نو بنیاد شود و نوسازی گردد.سخن در این است که چه کسی می‌تواند عهده دار چنین کار سترگ و بزرگی شود و به درستی آن را به انجام برساند؟امام علی(ع) می‌فرماید: آن که می‌خواهد عهده دار این کار مهم شود باید سه ویژگی نداشته باشد: مصانعه مضارعه و مطامع.
استاد شهید مطهری در تفسیر و تبیین این سخن مولا می‌نویسد:
(برای مصانعه هنوز نتوانسته‌ام یک معادل فارسی دقیق پیدا کنم. شاید بشود گفت: سازشکاری یا ملاحظه کاری یا معامله گری …. ولی مصانعه بیش از اینهاست…. رو در بایستی در اجرای امر خدا داشتن مصانعه است ملاحظه دوست و رفیق و فرزند و خویشان و مرید را در کارها دخالت دادن مصانعه است….اما (مضارعه) یعنی مشابهت. آن کس که می‌خواهد جامعه‌ای را اصلاح کند و تغییر دهد خودش نباید همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف که در مردم هست در خودش وجود داشته باشد. کسی موفق به اصلاح نقاط ضعف مردم می‌شود که خود از آنها مبرّا باشد:
وغیـر تقّی یأمـر النـاس بـالتّقی طبیبٌ یداوی النّاس و هو علیل … اما (طمع بندگی) علی(ع) فرمود: (الطمع رق مؤبّد) [۶۶] طمع بردگی جاوید است…. آن کس که می‌خواهد امر خدا را ( ۴۸ )
به پا دارد باید از این اسارتها رها باشد. حریّت و آزادی معنوی شرط توفیق مصلح دینی است همچنان که یک زبونِ ملاحظه کار توفیق اصلاح خدایی نمی‌یابد و همچنان که یک گرفتار بیمار موفق به مداوای جامعه خود نمی‌گردد یک اسیر و بنده مطامع نفسانی نیز موفق نخواهد شد دیگران را از اسارتهای اجتماعی یا معنوی باز دارد.)[۶۷] لباس مصلح بر اندام کسی زیبنده است که در گام نخست خود را از حصار خویهای اسارت آور و ذلت آفرین بیرون آورده باشد و از زهره و زخارف دنیا و زرق و برق چشم نواز آن گذر کرده و به خدا پیوسته باشد.نفس اصلاحات را همه باور دارند و آن را نیاز و بایسته نظام و جامعه پویا و بانشاط می‌دانند سخن بر سر این نکته است که افزون بر پذیرش جریان اصلاحی به نقش مصلحان خودساخته و خداباور نیز باید اهمیت داد و این دغدغه را باید جدّی گرفت که برای ژرفا بخشیدن اصلاحات و قراردادن آن در مسیر ارزشهای دینی و ملّی به اصلاح طلبان صالح و شایسته نیاز است که درد دین داشته و دلسوز مردم باشد. نوشتار را با کلامی از مولا علی(ع) که بر زبان مصلح راستین عاشورا نیز جاری شده است به پایان می‌بریم:
(اللّهم انّک تعلم انه لم یکن الّذی کان منّا منافسة فی سلطان ولا التماس شیء من فضول الحطام و لکن لنرُدّ المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.)[۶۸] خدایا! تو می دانی آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت بلکه می‌خواستیم نشانه‌های دین را به جایی که بود بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد.
( ۴۹ )


پانویس

  1. (غررالحکم) آمدی ج۲۰۴/۷ دانشگاه تهران.
  2. (اصول کافی) کلینی ج۱۶۲/۲ ـ ۱۶۴ دارالتعارف بیروت.
  3. سوره (بقره) آیه ۴۴.
  4. سوره (مائده) آیه ۲.
  5. سوره (صف) آیه ۲ و ۳.
  6. (کشکول) شیخ بهایی۴۱۷/.
  7. (کشف المحجة لثمرة المهجه) سید بن طاووس ترجمه اسداللّه مبشری (با عنوان فانوس)۱۶۸/ نشر فرهنگ اسلامی.
  8. سوره (ملک) آیه ۲۲.
  9. . سوره (بقره) آیه ۲۰۴ ـ ۲۰۷.
  10. (تحف العقول) بحرانی۲۱۹/ مؤسسه اعلمی بیروت.
  11. همان۴۲/.
  12. (کلمات قصار) امام خمینی ۶۵/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.
  13. همان
  14. همان
  15. (صحیفه نور مجموعه رهنمودهای امام خمینی ج۸۶/۱۱ وزارت ارشاد اسلامی.
  16. (حدیث ولایت) مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری ج۱۴۷/۶ سازمان تبلیغات اسلامی.
  17. مجله (مسجد) شماره۷/۵۱.
  18. سوره (طلاق) آیه۲.
  19. (بحارالأنوار) مجلسی ج۱۱۰/۲۵.
  20. (حدیث ولایت) ج۲۶/۵.
  21. (مدرس) ج۶۰/۱ بنیاد تاریخ.
  22. (فضیلتهای فراموش شده) جلال رفیع ۵۱ انتشارات اطلاعات.
  23. مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۱/۹۵.
  24. (علما و رژیم رضا شاه)۳۴۵/ به نقل از مجله (حوزه) شماره ۹۴ ـ ۴۶۰/۹۵.
  25. (صحیفه نور) ج۳۶۹/۱; ج۳/۲.
  26. سوره (نساء) آیه ۵۸.
  27. (غرر الحکم) ج۳۸۸/۷.
  28. همان.
  29. سوره (توبه) آیه ۱۲۸.
  30. همان
  31. (نهج البلاغه) صبحی صالح ترجمه شهیدی خطبه۱۷۵.
  32. سوره (اعلی) آیه ۱۴.
  33. (نهج البلاغه) خطبه ۱۷۶/.
  34. همان حکمت۷۳.
  35. (آخرین گفتارها) محمد راجی قمی ج۲۶۱/۲ حیدری.
  36. سوره (ابراهیم) آیه ۲۴ ـ ۲۵.
  37. مجلّه حوزه شماره ۹۶/۵۲.
  38. سوره (بقره) آیه ۲۴۵/.
  39. (نهج البلاغه) خطبه ۸۶.
  40. (تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی) محمد تقی جعفری ج۷۲/۸ انتشارات اسلامی تهران.
  41. (نهج البلاغه) حکمت ۸۹.
  42. همان خطبه۳.
  43. سوره (قصص) آیه ۸۳.
  44. (مفردات راغب) واژه (وقی).
  45. (نهج البلاغة) خطبه ۱۳۱.
  46. همان حکمت۲۷۸.
  47. همان نامه۵۳.
  48. همان.
  49. همان.
  50. سوره (مائده) آیه ۲۵.
  51. (صحیفه نور) ج۹۸/۱۴.
  52. سوره (انعام) آیه ۱۶۲.
  53. (نهج البلاغه نامه ۵۳.
  54. سوره (نازغات) آیه ۲۴.
  55. (نهج البلاغه) نامه ۵۳
  56. مجلّه (مسجد) شماره ۷/۵۱ سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ. ۷۹/۴/۱۹.
  57. (نهج البلاغه) خطبه ۶۹.
  58. سوره (کهف) آیه ۵۱.
  59. (امالی شیخ طوسی) ۸۷/ مؤسسه بعثت دار الثقافة قم.
  60. (مقتل الحسین) عبدالرزاق مقرم۱۸۹/ دارالکتاب الأسلامی.
  61. (شرح نهج البلاغه) ابن ابی الحدید ج۳۱۹/۳ داراحیاء التراث العربی بیروت.
  62. (تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی) محمد تقی جعفری ج۷۴۵/۲.
  63. (نهج البلاغه خطبه ۱۲۶.
  64. همان خطبه ۲۰۰.
  65. همان حکمت ۱۰۷.
  66. همان حکمت ۱۸۰.
  67. (نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر) شهید مطهری۱۰۴/ ـ ۱۰۸.
  68. (نهج البلاغه) ترجمه شهیدی خطبه ۱۲۹.
منبع: کتابخانه دیجیتالی تبیان - تاریخ برداشت:1395/3/20